X
تبلیغات
ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥

ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥
ღ°•..•°ღ abo SAMI ღ°•.♥.•°ღ 

كلم بروكلي: B.o.var. italica

از خانواده Brassicaceae

نام انگليسي Borocli

رنگ آن سبز تيره و گل آذين ها كوچكتر از كلم گل است. اسم انگليسي است. توليد گل هاي تنك تر نسبت به كلم گل مي كند كه به رنگ سبز و گل آذين كوچكتر از كلم گل مي كند. نياز آب و هوايي و كشت و كار شبيه كلم گل است. پس از برداشت يك گل آذين، گل آذين هاي ديگر يا جوانه هاي جانبي رشد مي كند و بعد از 40-30 روز مي توان برداشت را مجدد انجام داد. برداشت آن تدريجي است. از كاشت نشاء تا برداشت حدود 3-2 ماه طول مي كشد.

سید چاسب فاضلی - ابوسامی

 

[ شنبه هفتم اسفند 1389 ] [ 23:40 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

كلم قمري  B.o.var.gongylodes , B.o.var. caulorapa از خانواده Brassicaceae نام انگليسي kohlrabi

بومي شمال  اروپا است. اين سبزي در 1800 ميلادي به آمريكا برده شده است. گياهي 2 ساله كه در سال اول توليد ساقه ذخيره اي متورم مي كند كه برگ ها به صورت متناوب و پراكنده روي آن قرار دارد. رنگ آن از سبز كم رنگ تا ارغواني است. بسيار حساس به سرما در اوايل دوره رشد است و باعث گلدهي بي موقع مي شود ولي بعد از اين مرحله مقاومت آن به سرما بيشتر از ساير كل م ها مي باشد. در تراكم بالا غده ها كوچك شده و هم چنين در اثر نرسيدن نور كافي كشيده تر مي شوند. مقاومت به سرما و گرماي شديد دارد. كود دامي مورد استفاده حدود 40 تن در هكتار kg 120-80 ازت، kg 80 فسفر، kg 120 -100 پتاسيم. در ايران بيشتر كشت آن به صورت مستقيم انجام مي شود. فاصله خطوط كشت حدود 60 تا 70 سانتي متر مي باشد. و فاصله دو بوته روي رديف بعد از دو مرحله تنك سازي به 15 ات 25 سانتي متر مي رسد. از بوته هاي تنك شده به عنوان نشا استفاده مي كنند. حدود kg2 بذر در هكتار مصرف مي شود. كشت آن در صورت كشت در خزانه پس از 80-60 روز قابل انتقال به زمين اصلي است و حدود 70 روز بعد مي توان برداشت را انجام داد. بعد از انتقال نشاء در اثر سرماي شديد در اوايل تشكيل غده يا هم چنين نوسانات رطوبتي غده ها ترك مي خورد. در شرايط نامساعد خشكي خاك و هوا تنش رطوبتي و دماي زياد بافت غده خشبي مي شود.

برداشت

شاخص برداشت قطر غده است كه تابع رقم است. قطر حدود cm 7 تا10 مناسب برداشت است. كل بوته يك جا برداشت شده و برگ ها و پايه حذف مي شوند.

سید چاسب فاضلی -ابوسامی

[ شنبه هفتم اسفند 1389 ] [ 23:37 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

كلم تكمه اي يا بروكسل B.o.var. gemmifera از خانواده Brassicaceae نام انگليسي Brussels spourts

به خاطر اينكه اولين بار در بلژيك مشاهده است به اين نام ناميده شده است. مشابه كلم پيچ است. تفاوت آن با كلم پيچ آن است كه در كلم پيچ هد بر روي يك ساقه كوتاه قرار گرفته در تكمه اي برگ هاي فشرده يا هد بروي ساقه هاي بلند قرار دارد و تفات ديگر اين است كه اين كلم ها دمبرگ بلندي دارند. قسمت قابل استفاده تكمه اي جوانه هاي جانبي كوچكي هستند كه در زاويه برگ ها و ساقه قرار دارند كه به آنها اسپروت مي گويند. ميزان ويتامين C و همچنين پروتئين بالايي دارند. گياهي دو ساله است. درسال دوم از انتهاي ساقه اصلي و جوانه هاي جانبي گل مي دهد. در واقع دوره رشد طولاني دارد. از كاشت بذر تا برداشت 35-24 هفته طول مي كشد. خاك مناسب براي كاشت آن شني رسي است. مقاومت بر سرماي زمستانه در آن خوب است تا 0C 10- را تحمل مي كند. نياز كودي كم مي باشد. حدود kg100-80 فسفر، kg150-100 ازت، kg 250 -200 پتاسيم و يك دوره قبل از كاشت حدود 50-40 تن كود دامي استفاده مي شود. در حالت شديد كمبود بر در PH هاي بالا جوانه ها آسيب مي بينند و شل مي شوند. جهت تهيه نشاء براي يك هكتار gr 500 بذر نياز است. در روش كشت مستقيم حدود kg2 بذر استفاده مي شود. مدت پرورش نشاء در خزانه 8-6 هفته مي باشد. فاصله كاشت نشاء در محل اصلي 60×50 تا 70×60 است.

برداشت

برداشت آن تدريجي و حدود 2-1 ماه طول مي كشد. چون تكمه ها از پايين به بالا شروع به رسيدن مي كند. ارتفاع بوته ممكن است به cm75 هم برسد. در دماي صفر درجه و رطوبت 90% حدود 10-8 هفته قادر به نگهداري است.

سید چاسب فاضلی -ابوسامی

[ شنبه هفتم اسفند 1389 ] [ 23:34 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

كلم گل    B.o.var.botrytis از خانواده Brassicaceae نام انگليسي Cualiflower

بومي جنوب اروپا است. در اوايل شبيه كلم پيچ است. بتدريج در وسط برگ ها توده هاي سفيد رنگ گل آذين ايجاد مي شود. مجموعه گل ها دم گل ها و گل آذين قسمت خوراكي را تشكيل مي دهد. سابقه كشت آن طولاني نيست. بهترين شرايط براي پرورش آن شرايط خنك و مرطوب است فوق العاده حساس به خشكي و دماي بالا است. به محض گرم شدن هوا گل ها باز شده و تغيير رنگ مي دهد. بنابراين كيفيت كاهش مي يابد. تا دماي 0C6- را تحمل مي كند. گياهي يكساله است. جهت اينكه گل آذين به خوبي تشكيل شود بايد ابتدا به اندازه كافي رشد رويشي صورت گيرد. اگر در اوايل رشد هوا سرد شود گل داده و پيش از اينكه رشد رويشي تمام شود محصول به شدت ضعيف و كم خواهد بود. دماي مناسب رشد 0C 15-13 و حداكثر 0C 22 است. نياز آبي بسيار بالايي دارد. بنابراين بهتر است در خاك هاي سنگين رسي با هوموس كافي كاشته شود. در PH بالا كمبود بر و در PH پايين كمبود موليبدن رخ مي دهد. از نظر تناوب بايد كلم گل را در اول دوره تناوب قرار داد. پس از برداشت سيب زميني و گوجه فرنگي كه در اواخر تابستان برداشت شوند زمين را شخم زده و كود دامي اضافه مي گردد و پس از رفع خطر و يخبندان مي توان اقدام به كشت كرد. نياز كودي نسبتا بالايي دارد. kg 250-180 ازت در هكتار، kg 280 – 200 پتاسيم ، kg100 فسفر مورد استفاده قرار مي گيرد.

كاشت

بيشتر به روش نشاكاري كاشته مي شود. جهت توليد هر 1000 نشاء gr 8 بذر در هر متر مربع كافي است. در ارقام ديررس چون پررشدتر هستند تراكم بذر كمتر در نظر گرفته مي شود. 5-4 گرم بذر در متر مربع خزانه پاشيده مي شود. مدت نگه داري نشاء در خزانه 8-6 هفته است. زمان انتقال نشاء به محل اصلي بستگي به شرايط آب و هوايي دارد. در مناطق معتدل اوايل بهار و در مناطق گرمسيري در پاييز صورت مي گيرد. امروزه به جاي استفاده از خزانه بذر را در گلدان هاي فيبري كاشته و پس از رشد كافي به محل اصلي انتقال مي دهند. اگر شرايط مناسب باشد محدوديتي در زمان كاشت و پرورش نشا نداريم. در كشت بهاره به دو صورت :

1- كاشت بذر در اواخر دي و اوايل بهمن و انتقال نشا پس از 6-8 هفته

2- كاشت بذر در اواسط اسفند در زمان انتقال 8-6 هفته بعد و برداشت حدود تيرماه است.

در مناطقي كه تابستان خنك دارند بذر كاري در ارديبهشت ماه و انتقال نشاء 8-6 هفته بعد و برداشت در مرداد ماه انجام مي شود. در كشت پاييزه بذركاري در اواسط خرداد، 8-6 هفته بعد انتقال نشا و برداشت در اواسط شهريور ماه انجام مي شود.

نكاتي در مورد انتقال نشاء گل كلم:

40 تا 50 روز پس از كاشت مي توان نشاء را انتقال داد. فواصل كاشت در محل اصلي در ارقام بهاره حدود 50×40 است و ارقام تابستانه 50×50 و ارقام ديررس فاصله كشت بيشتر و 60×50 است.

داشت

در كلم گل شرط داشتن محصول كافي در اثر توليد شاخ و برگ با فاصله كشت مناسب مي باشد. اگر عوامل نامساعد مثل سرما رخ دهد پيش از داشتن سطح برگ كافي گل توليد مي شود. كه در اين حالت يا گل آذين رشد نمي كند يا گل هاي كوچك ايجاد مي شود. سرما در اوايل دوره رشد باعث گلدهي بي موقع مي شود. عارضه قهوه اي شدن بيشتر در خاكهاي قليايي و در اثر كمبود بر رخ داده كه برگ ها ضخيم و شكننده مي شوند و روي گل آذين لكه هاي قهوه اي ايجاد مي گردد. طعم آن تلخ مي شود. درمان آن با استفاده از اسيد بوريك kg15-10 در هكتار و بوراكس kg 20-15 مي باشد. بهترين راه مقابله، كاهش PH است. عارضه Whip-Tail و اين عارضه بيشتر در خاك هاي اسيدي رخ مي دهد كه پهنك برگ باريك شده و يا تشكيل نمي شود. روي آن برجستگي و فرورفتگي ايجاد مي شود. در موارد شديد فقط رگبرگها شكل مي گيرند. علت اين عارضه كمبود موليبدن است كه جهت رفع آن تنظيم PH خاك با كربنات كلسيم يا آهك است. استفاده از موليبدات سديم kg 5/1-1 جهت جذب سريعتر محلول پاشي انجام مي شود. زيادي ازت نيز مي تواند باعث كمبود موليبدن شود.

برداشت

برداشت آن تدريجي است. برداشت با چاقو كه گل آذين و يك يا دو برگ همراه آن قطع مي شود. برداشت ديرتر از موعد باعث قهوه اي شدن گل آذين، تلخ شدن و باز شدن گل ها مي شود و در نهايت بازار پسندي خود را از دست مي دهد. برداشت قبل از بازشدن گل ها است در دماي كمتر از 0C  5 و رطوبت حدود 95% مي توان 4 هفته آن را نگهداري كرد.

 

 ابو سامی-سید چاسب فاضلی

[ شنبه هفتم اسفند 1389 ] [ 23:32 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 كلم پيچ Brassica  oleracea L.var. capitata از خانواده Brassicaceae نام انگليسيCabbage  

سابقه كشت طولاني دارد حدود 2500 سال قبل از ميلاد كشت مي شده است. كلم بوسيله اروپاييان در 900 سال بعد از ميلاد كشت و از آن استفا ده مي شده است. بعضي از انواع آن بومي آسيا مي باشند. برگهاي دروني هستند كه دور هم مي پيچند. در سال دوم رشد كرده و توليد ساقه گل دهنده مي كند. يكسري از كلم پيچ ها برگهاي مجعد دارند. از موارد مهم در كشت و كار اين كلم نياز به فصل رشد طولاني و خنك و مرطوب دارند. نياز آبي بالايي دارند. مقاوم به سرما هستند. ولي سرما در اوايل دوره رشد باعث گلدهي سال اول و باعث Bolting مي شود تا 0C 9- را تحمل مي كند. ايجاد دماهاي بالاتر از 35 هم باعث Bolting مي شود. فوق العاده به گرما حساس است دماهاي بالا علاوه بر Bolting باعث كاهش كيفيت و ضخيم شدن برگها مي شود. در محدوده وسيعي از خاك ها قابل كشت است. به خاطر نياز آبي بالايي كه دارد اگر فصل رشد طولاني داشته باشيم خاكهاي سنگين تر مناسب تر است. در مناطقي كه فصل رشد كوتاه است بهتر است درخاك هاي سبك تر كاشته شود تا زودرس شود.PH  مناسب خاك حدود 7-6 است. به خاك هاي اسيدي حساس است. در خاك هاي اسيدي كمبود موليبدن و در خاكهاي قليايي كمبود بر رخ مي دهد. نياز كودي بالايي دارد. كود دامي در پاييز حدود ton 50-40 در هكتار به خاك داده مي شود و در بهار زمين را شخم زده و كشت صورت مي گيرد. كودهاي شيميايي حدود kg 300-200 پتاسيم، kg 120-100 فسفر، kg 250-150 ازت استفاده مي شود. كودهاي پتاسه و فسفاته را هنگام آماده كردن زمين مي دهند. كود ازته را يك سوم هنگام كاشت و دو سوم باقيمانده را به صورت سرك با فواصل 4-3 هفته استفاده مي كنند.

كاشت

كاشت آن مستقيم با بذر امكان پذير است كه احتياج به چند مرحله تنك سازي دارد.

مقدار بذر kg 3 درهكتار است. رايج ترين روش خزانه كاري مي باشد. ميزان بذر gr 400-300 است. مدت زمان پرورش گياه در خزانه 8-6 هفته است. اگر بخواهيم در 20 ارديبهشت نشا را به زمين منتقل كنيم 20 اسفند بذر كاري در خزانه انجام مي گيرد.

نكاتي كه در خزانه بايد رعايت كنيم:

1- بسياري از سبزيهاي برگي مانند كلم ضمن اينكه به رطوبت بالا نياز دارند ولي احتمال بروز سفيدك ها در اين شرايط زياد است. بنابراين بايد تهويه كافي در خزانه موجود باشد.

2- نوركافي. اگر در خزانه كمبود نور وجود داشته باشد هم مدت پرورش نشا در خزانه طولاني شده و هم گياه كم رنگ وعلفي مي شود.

3- دمايي كه در خزانه در نظر مي گيرند در اوايل دوره رشد حدود 0C 16 ولي بتدريج تا 0C 10 كاهش مي يابد.

4- تغذيه خزانه. چون تراكم بالا است عناصر مثل ازت و موليبدن بايد استفاده شود. جهت انتقال نشا به زمين اصلي 60-40 هزار بوته در هكتار كاشته مي شود. فواصل كاشت در كلم پيچ در حدود 50×30 مي باشد.

عمليات داشت

سله شكني و حذف علف هاي هرز انجام مي شود. در عمليات سله شكني تيغه ها تا عمق cm5  در خاك فرو مي رود. همچنين به خاطر نياز آبي بالا بايد به طور مرتب و يكنواخت آبياري صورت گيرد. تنش آبي باعث ترك خوردن هدها (پيچ) مي شود. اگر مزرعه خشك باشد حتي وقوع يك بارندگي كوتاه مدت اين عارضه را افزايش مي دهد. زمان ديگر ترك خوردگي اواخر دوره برداشت است. يكي ديگر از مسائل كلم پيچ Bolting است كه در اثر سرماي ديررس بهاره به وقوع مي پيوندد. باعث توقف يا كندي رشد شود. دماي بالا نيز مي تواند باعث Bolting شود اما سرما مهم تر است.

برداشت

مهمترين شاخص برداشت اندازه است. اگر زمان برداشت دير شود هدها شل شده و ماندگاري آن ها كم مي شود و هم چنين كيفيت آن كاهش مي يابد. زود هم نمي توان برداشت كرد. وزن هد معمولا kg 2-1 است. براي برداشت معمولا با چاقو بوته از سطح خاك قطع شده برگ هاي بيروني را حذف مي كند. سپس در كيسه هاي پلاستيكي به بازار عرضه مي شود. در دماي 0C 4-3 و رطوبت 80-70% و و 4-3 ماه قابل نگه داري است.

بيماريهاي

از بيماريهاي عمده آن پوسيدگي سياه كه قارچي است. سفيدك داخلي، نماتد و از آفات مهم شته ها و پروانه سفيد كلم مي باشد.

ابوسامی-سید چاسب فاضلی

 

[ شنبه هفتم اسفند 1389 ] [ 23:27 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

شیکوره Cichorium intybus   ازخانواده Asteraceae  نام انگلیسی Chicory

1-داراي دو واريته به نام C.i.var.sativum شيكوره قمري، غير از برگ ريشه متورم شده هم استفاده مي شود.

2- C.i.var.foliosum شيكور سالادي

بسیاری از خواص کاسنی را دارد.گونه ای به نام C.endivia داریم که آندیو است به غلط به شیکوره آندیو می گویند. شبیه کاهو است و برای تولید برگ به کار می رود. ولی شیکوره اغلب به  witloof chicory معروف است. حتی برخی از ارقام همین شیکوره هم برای تولید برگ پرورش داده می شود. w-ch منظور شیکوره ای است که برگ سفید آن مصرف دارد. به طور وسیعی در غرب و جنوب اروپا، شمال آفریقا و قسمت هایی از آسیا پراکنده است. برخی ها منشاء مدیترانه دارند. در1616 اولین بار کشت شد. درسال1850 یکی از کارکنان باغ ملی بروکسل یکسری از غده های آنرا در جایی در انبارها می گذارد و پس از مدتی می بیند غده ها در اثر تاریکی برگهای سفیدی تولید کرده اند از آن موقع به بعد کم کم تولید برگهای سفید آنchicons یاhead  رایج شد.

 

کشت وکار

گیاهی دوساله است. سال اول تولید غده و سال دوم پس از رفع نیاز سرمایی تولید گل می کند. برای تولید شیکوره در سال اول بذرکاری می کنیم تا مثل هویج تولید غده کند. شرایط خاکي شبیه هویج مي باشد. زمان بذر کاری در بهار پس از رفع خطر سرمایی مي باشد تا bolting رخ ندهد. زمین نرم و عمیق نياز دارد. کودهای شیمیایی کم در حدود 60-50kg/h  استفاده مي شود. تراکم کشت440-360 هزار بوته در هکتار مي باشد. بطور معمول حدود 250 هزار بوته در هکتار مناسب است. فواصل ردیف 50- 40 سانتي متر بين ردیف 8- 7 سانتي متر روي رديف مي باشد. مراقبت هایی مثل سم پاشی، مبارزه با علف های هرز وآبیاری انجام می شود. پایان تابستان و اوایل پاییز غده ها آماده برداشت مي باشند. در سطوح تجاری با گاو آهن آنها را درآورده و انبار می کنند. برگ ها را از 3-2 سانتي متري بالای غده بدون آسیب به جوانه مرکزی قطع می کنند اگر ریشه ها ناهمگن باشد کمی برش می زنند تا با هم، هم اندازه شود. برای نگهداری در دمای0تا1- درجه و رطوبت بالای       90 درصد می توان مدتی نگه داری نمود.

در زمان تولید به این صورت عمل می کنیم اولا مخزنی به عرض 2 متر که از هر دو سمت بتوان کار کرد به عمق 70-60سانتي متر به طول دلخواه آماده می کنیم. کف گودال را آبیاری کرده و شخم می زنیم تا سخت نباشد غده ها را کف گودال قرار می دهیم کنار هم بدون فاصله مقداری از نوک غده را وارد خاک خزانه می کنیم فضای بین آنها را ماسه می ریزیم یا خاک تمیز سبک حالت پودری همراه موادآلی روی غده را تا ارتفاع 30سانتي متر خاک اره براي تامین دما و رطوبت می پوشانیم. جوانه مرکزی شروع به فعالیت کرده و بخش عمده ای از مواد ذخیره ای غده را مصرف کرده تولید برگ می کند. بدلیل تاریکی برگها سفید و بهم فشرده باقی می ماند. تولید chicons بستگی زیادی به درجه حرارت دارد هر چه درجه حرارت بالاتر باشد مدت زمان لازم برای تهیه محصول کمتر می شود و بالعکس. با استفاده از این خاصیت می توان بازار را تنظیم کرد. با لوله های آب گرم 40-30 روز زمان لازم است تا محصول به عمل آید.

درجه حرارت مناسب برای این توده محدوده بین 28-12 درجه است . اگر درجه حرارت بيشتر از 28 استفاده شود با اینکه محصول زود رس تر می شود ولی کیفیت برگها خوب نشده و فشردگی لازم را ندارد. بنابراین بهتر است از غده ها برای بار دوم استفاده نشود و صرف علوفه دام شود.

اندازه غده ها مهم است اگر ضعیف، کوچک و باریک باشد chicons کوچک و ضعیف می شود و امکان تشکیل هد وجود ندارد و بد شکلی ایجاد می شود. طول حدود 15سانتي متر و قطر یقه 5 سانتي متر و وزن حدود 180گرم سایز مناسبي برای غده هاست و محصول خوبی می دهد. Chicons قطری حدود 6-5 سانتي متر و وزن بین 112-110گرم خواهد داشت.

خواصی که برای کاسنی ذکر شده برای شیکوره هم مطرح است. کاهنده فشار خون، آرامش بخش.

غده های داخل گودال با ریشه از خاک مواد را جذب می کنند ولی فتوسنتز نمی کند در حالت مدرن در سیستم های هیدروپونیک غده ها را در طبقات مختلف قرار داده محلول غذایی رقیق در اختیار آنها قرار می دهند. رطوبت و دما را هم تامین می کنند.

[ دوشنبه سیزدهم دی 1389 ] [ 2:45 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

كاهو L. Lactuca sativa از خانواده Asteraceae  نام انگليسي Lettuce

احتمالا بومي درياي مديترانه و آسياي صغير است. از قدیمی ترین سبزی های سالادی مي باشد. کاهوی قدیمی از Lactuca scariola ایجاد شده است. دو گیاه L.virosa L.canadensis در منشاء کاهو دخیل مي باشند. این گیاهان وحشی در مدیترانه، آفریقا ،سیبری ...یافت شده اند. یکی از صفات وحشی کاهو مزه تلخ آن است که با اصلاح نژاد، ژن ایجاد کننده لاکتوسین را حذف کردند. سابقه کشت و کار آن به 2500 سال می رسد. از ایران به چین و اروپا برده شده است. وجود سه ماده لاکتوسین، لاکتوریوم (این دو خواب آور هستند) و سلولز(ملین) باعث اهمیت این گیاه شده است. تجمع نيترات در برگهاي كاهو زياد است. از لحاظ گیاه شناسی یکساله، ساقه کم رشد در نتیجه برگها به صورت نیمه رزت در طول ساقه کوتاه قرار می گیرند و تشکیل هد head می دهند. در مرحله زایشی حالت رزت باز شده میان گره ها رشد می کنند. خود گشن مي باشد و ساقه گل دهنده تشکیل شده تولید بذر و گل می کند. با گل دادن اندام رویشی خیلی سریع کیفیت و لطافت خود را از دست داده و خشک می شود. در مناطقي كه يخبندان زمستانه دارند در فصل بهار و در مناطقي با تابستان خنك به عنوان كشت تابستانه و در نواحي گرمسيري در پاييز و زمستان كاشته مي شود. براي جوانه زني نياز به نور ندارد.

ارقام کاهو از نظر واکنش های فتو پریود شامل

1- ارقام روز بلند که به آنها زودرس و زمستانه گویند. آنها طوری اصلاح شده اند که پیش از رسیدن به روز بلند محصول می دهد. اين ارقام برای زمستان و هوای خنک اصلاح شده اند.

2- ارقام بی تفاوت دو دسته اند :الف- بی تفاوت(احتمال ضعیف) ب- فتوپریود بحرانی بالاتری دارند: یعنی می توانند روز بلند باشند ولی طول فتو پریودی بالایی دارند یعنی طول روز به گل رفتن بالاست و به ما اجازه می دهد که در اوایل فصل رویشی آنها را مورد کشت وکار قرار دهیم. این ارقام در تابستان کشت می شوند. برای کشت گلخانه ای حدالامکان باید از ارقام بی تفاوت استفاده کرد. به همین دلیل کشت و کار کاهوی گلخانه رایج شده است.

داراي واريته هاي مختلفي است.

1- كاهوي برگي L.s.var.crispum  داراي برگ هاي كوچك و بدون پيچ است.

2- كاهوي پيچ يا كلمي L.s.var. capitata  در این رقم برگ ها فشرده و نیمه فشرده روی هم می خوابند. برگ های درونی سپید و برگ هاي اطراف سبز است. برخی از آنها شبیه کلم پیچ است و به دو دسته تقسیم می شود:

الف- Butter head برگ ها نرم، لطیف و آسیب پذیر است که تشکیل هد فشرده ونرم را می دهند.

  ب- Iceburg برگ ها محکم، ترد و شکننده تر هستند گاهی چین دار و مواج و تولید هد سفت می کنند. مناسب ترین نوع برای صادرات مي باشد.

3- كاهوي پيچ معمولي L.s.var. Longifolia داراي برگ هاي كشيده و قاشقي شكل مي باشد.

4- كاهوي ساقه اي angustana L.s.var. ساقه كوتاه و ضخيم آن همانند مارچوبه كه به صورت پخته شده مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

 

سید چاسب فاضلی

 

شرایط مورد نياز

کاهو محصول خنک است. گفته می شود اگر منطقه ای دارای میانگین دمای ماهانه 15-12 درجه شد و حدود 150-140 روز فصل رشد وجود داشته باشد برای کشت مناسب است. کاهو از گیاهان حساس به گرما است. گرماهای زیاد اثرات زیر را دارند:

1- فرایند گل دهی با طول روز بلند تسریع می شوند 2- سوختگی لبه ی برگ ایجاد می شود tip burn  اگر دما به 30 درجه برسد این حالت دیده می شود.

3- جوانه زنی بذر مختل می شود ( در دمای بالای 30 درجه)

مقاومت به سرمای خوبی دارد تا حدود صفر درجه را راحت تحمل می کند. در دمای زیر صفر و یحبندان برگ ها تاول زده و لوله ای می شوند. مناطق کاهوکاری مناطقي دارای رطوبت مناسب است که رطوبت نسبی تردی لازم را به کاهو می دهد. این رطوبت علاوه بر تردی کاهو باعث کاهش تبخیر و تعرق بیش از حد می شود. چون در کاهو در برگ نسبت سطح به حجم بالا است. اگر با تعرق مشکلی در جذب بوجودآید علائم کمبود و سوختگی در برگ ظاهر می شود و مناطق با رطوبت نسبی بالای 40 درصد مناسب است. مناطقی که این شرایط را ندارند با آبیاری بارانی ضمن آبیاری گیاه رطوبت مصنوعی ایجاد می گردد. در هوای خشک تراکم را بالا می گیرند تا پوشش و تراکم باعث حبس هوا بین بوته ها و حفظ رطوبت گردد.

از نظر خاک نیاز خاصی ندارد. خاک باید عمیق و غنی از مواد آلی باشد. از نظر بافت لومی و لومی شنی غنی از مواد آلی مناسب است. محدوده PH (6/6-8/5) مي باشد. به PH اسیدی حساس است. کاهو حساس به نمک های خاک است. در کشت گلخانه ای ضد عفونی خاک مشکل است. ضد عفونی با گاز های شیمیایی به کاهو آسیب می زند. گرم کردن خاک باعث آزاد شدن منگنز می شود که کاهو به آن حساس است. به ازاء هر هكتار kg 80 ازت، kg80 فسفر، kg200 پتاسيم، kg 50 كلسيم، kg 15 منيزيم به خاك اضافه مي شود. در خاك هاي مناطق شمال با كمبود كلسيم مواجه هستيم. قوه ناميه بذر تا چهارسال حفظ مي شود. حداقل دما براي جوانه زني بذر 0C 7/1 است.

 در مصرف کود کمترین مقادیرکود دامی بینkg/h ( 50-40 یا 80-70 ) کود دامی را 2-1 ماه قبل از کشت وارد خاک می کنند. مصرف کود شیمیایی دقت زیادی لازم دارد. اگر خاک از لحاظ مواد آلی فقیر باشد کود شیمیایی مشکل ایجاد می کند چون خاک توانایی اینکه کود شیمیایی را به تدریج در اختیار گیاه قرار دهد ندارد.

 

 

سید چاسب فاضلی

روش کشت وکار

رایجترین روش كاشت نشایی است. برای یک هکتار حدود 100-80 متر مربع خزانه و1000-800 گرم بذر لازم است. خزانه بسته به شرایط و زمان کشت می تواند هوای آزاد، گلخانه و شاسی باشد. اگر اول فروردین بخواهیم نشا را منتقل کنیم در زمستان باید درگلخانه بذر را بکاریم. مدت زمان پرورش نشا 8-6 هفته می باشد. زمان انتقال نشا وقتی است که 4-3 برگ اصلی بوجود آمده باشد. در مدت پرورش باید از بهترین ترکیب خاکی و نور کافی و کامل استفاده نمود. نور کامل نباید به همراه دمای بالا باشد. در کاهو حداکثر نور و دمای های پایین نیاز است. با خنک کردن، تهویه و بالا زدن پلاستیک دمای مناسب برای جوانه زنی بذر كه 22-18 درجه است ايجاد مي گردد. دماي مناسب رشد بين 0C 18- 15 مي باشد. در نشاءكاري پس از 35 روز از كاشت بذر در خزانه نشاءها قابل انتقال هستند. دماي مناسب خزانه 0C  18-16 در روز و 0C 12-10 در شب است. كاشت نشاء در زمين اصلي هم بوسيله دست و هم بوسيله ماشين هاي نشاء كار صورت مي گيرد. در كشت مستقيم بذر تنك كردن 4-3 هفته بعد از كشت انجام مي گيرد. عمق كاشت بذر cm2-5/1مي باشد. فاصله كشت cm30×30 مي باشد.

برای کاشت، زمین اصلی را به شكل جوی پشته در آورده، عرض پشته ها cm( 50-40 ) و فواصل روی ردیف cm 45 -35  مي باشد. تراکم كاشت کاهو بسیار متنوع است. از 70000 تا 200 هزار بوته در هکتار مي باشد.. سلیقه بازار تعیین کننده تراکم کاشت است. با تراکم بالا اندازه تک بوته کوچک می شود ولی امکان افزایش عملکرد کل وجود دارد. برای انتقال نشا زمان خنک روز یا ترجیحا روز ابری استفاده مي شود چون ریشه ها ضعیف و حساس هستند تعرق كم مي باشد و تطابق گیاه با خاک بالا می رود. امروزه از گلدانهای پوسیده شونده استفاده می کنند.

برای کاشت روش مستقیم هم امکان دارد. مقدار بذر مصرفیkg5/2-2 مي باشد. در این روش یکنواختی وجود ندارد. از نظر فصل رشد و به گل رفتن با مشکل مواجه خواهیم شد. امروزه جدید ترین روش نوارهای بذر است.

داشت

 برای مبارزه با علف هاي هرز اگر از کولتیواتور استفاده می شود باید در سطحی باشد که بوته ها آسیب نبینند. مبازه با آفات و بيماريها و تنك كردن در كشت مستقيم تغذيه از ديگر كارها در حين مرحله داشت مي باشد.

 

سید چاسب فاضلی

 

برداشت

از زمان انتقال نشا تا برداشت 9-6 هفته بسته به نوع رقم، شرایط آب وهوایی طول مي كشد. برداشت بوسيله دست با چاقو يا بوسيله ماشينهاي برداشت صورت مي گيرد. با چاقو که از زیر خاک ساقه را قطع می کنند صورت مي گيرد. در دمای صفر درجه و رطوبت 95% 4-3 هفته در انبار می توان آن را نگه داشت.

آفات: آگروتیس، تریپس، سوسک کارادرینا، شته و شب پره زمستانه مي باشد.

بیماریها:

 سفیدک درونیBremia، بوته میری، پوسیدگی خاکستری و انواع موزائیک و سوختگی ها مي باشد.

 

[ دوشنبه سیزدهم دی 1389 ] [ 1:58 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

كرفس Apium graviolens    از خانواده Apiaceae   نام انگليسي celery

منشاء آن حوزه مدیترانه، مناطق پست و مردابي شمال آفریقا و مصراست. مدتها به عنوان گیاه دارویی مصرف مي شده است. فرانسوی ها برای اولین بار کرفس را به عنوان سبزی استفاده کردند.

سید چاسب فاضلی

گیاهی دو ساله است. ازنظر شکل، برگ ها با دمبرگ بلند و با بریدگی های زیاد است. 7-3 برگچه دارد. دارای ماده ای به نام Apiol است که در بذر وجود دارد. نور ساخته شدن این ماده را تشدید می کند ولی اگر نور خیلی زیاد باشد علاوه بر خشبی شدن، باعث تندی دمبرگ می شود. دارای گلهای خودگشن و سفید رنگ است. بذر های خیلی ریز دارد. در 1kg آن 5/2 میلیون بذر وجود دارد که 6-4 سال قوه نامیه خود را حفظ می کند. از نظر ریشه اگر بذر بکاریم ریشه عمیق ولی اگر نشا بکاریم ریشه های نابجا سطحی باقی می ماند که دارای سه واریته است:

کرفس دمبرگی A. graveolens var.dulce دارای دمبرگ های خیلی بلند مي باشد. گاهی تا 60سانتي متر هم می رسد به رنگ های زرد ، طلایی و سفید یافت می شود.

کرفس قمری A. graveolens var.rapaceum قسمتی از ریشه و ساقه، محل ذخیره مواد شده است كه این قسمت بعنوان منبع غذايي مورد استفاده است.

کرفس برگیA.graveolens var.sealinum بیشتر برای تولید برگ سبز بکار می رود. شبیه جعفری است. اندام مصرفی دمبرگ نیست.

سیدچاسب فاضلی و محمد علیزاده

کشت وکار

جزءسبزی هایی است که مقاومت به سرما دارد. سبزی فصل خنک است. فصل رشد باید نسبتا طولانی باشد. مناطق مرتفع مناسب برای کشت است. البته درجه حرارت در طول رشد نباید بالا برود. به شرایط مرطوب هم نیاز دارد. درایران در شهرکرد، چهار محال بختیاری، گرگان، آمل، بابل کشت می شود. اگر در منطقه ای شرایط فراهم بود ولی در طول فصل رشد کوتاه بود وجود خزانه و گلخانه ضروری است. وجود رطوبت الزامی است چون لطافت از فاکتورهای کیفی کرفس است با رطوبت بالا تبخیر کاهش یافته و دیواره سلولی آبکی شده سنتز آوند چوبی کاهش می یابد. فوق العاده به خشکی حساس است. شدت نور بالا همراه دماي بالا به کرفس آسیب می زند. از نظر خاک شبیه ارقام سبزی های دیگر باید عمیق، شنی لومی، غنی از مواد آلی دارای زهکش مناسب باشد. حساس به خاک های اسیدی است.PH  مناسب 7-6 است. اگر خاک خیلی اسیدی شود آسیب می بیند. کرفس تا حد کمی می تواند شوری را تحمل کند. حساس به شوري مي باشد. نیاز به مصرف کود شيميايي بالایی دارد چون اندام رویشی بزرگ تولید می کند.

مقدار مصرف كودهاي شيميائيN=120-150kg/h ,P=100kg/h ,K=150-200kg/h  مي باشد

کرفس از جمله گیاهانی است که به کمبود كلسيم حساس است و در صورت کمبود، عارضه یblack heart  رخ می دهد. سوختگی نوک ایجاد شده بتدریج کل پهنک و دمبرگ را فرا مي گيرد و مرکز گیاه سیاه و خشک شده از بین می رود. برای جلوگیری از این عارضه تنظیم PH و شرایط رطوبتی بستر به محض نوسانات رطوبتی می باشد.

برای رفع کمبود های سریع محلولهای رقیق از نمک كلسيم را روی گیاه اسپری می کنند. در اثر کمبود B عارضه یCrecked stem  ایجاد می شود. دمبرگ ها تند و شکننده و ممکن است شکاف در دمبرگ بوجود آید. لکه های سیاه و قهوه ای روی برگ و دمبرگ بوجود می آید. در زمین های قلیایی با PH بالای 7 این عارضه بیشتر رخ می دهد. بوراکس را پیش از کاشت با انواع کود های دیگر با خاک مخلوط می کنند تا بور خاک بالا رود. میزان مصرف 10-8 kg/h مي باشد.

روشهای کاشت

رایج ترین روش خزانه کاری و تولید نشاءاست. در روش مستقیم 2-1kg بذر استفاده می شود. شکل خزانه بسته به منطقه خزانه ی هوای آزاد، شاسی گرم، گلخانه، جعبه کاشت می تواند باشد. در منطقه گرم با 8 ماه فصل کاشت، باز نشا کاری می کنیم. مقدار بذر مصرفی 6-3 گرم در هر متر مربع در مجموع g/h 300-250 مصرف می شود. برای هر 1000 نشاء2/1 گرم بذر نیاز است. بذرها خیلی ریز مي باشند به همین دلیل باید سطحی کاشته شود چون بذر در جوانه زنی تاثیر دارد. جوانه زنی کند و طی3-2 هفته صورت می گیرد. به همین دلیل بذر را قبل کاشت در پارچه خیس می كنند. گاهی بدلیل ریزی در جعبه کاشت می کاریم. نیاز به خزانه دوم داریم که در این خزانه با فاصله 7-5 سانتي متر می کارند. پس از 4-3 هفته از انتقال دوم به زمین اصلی منتقل می شود. مدت زمان لازم برای آماده سازی12-8 هفته مي باشد. جوانه زنی بذر در دمای 5 درجه هم انجام می گیرد ولی بهترین دما 20-15 درجه است. پس از سبز شدن دما در روز 25-20 در خزانه و در شب 15-12 درجه مي باشد. پس از انتقال در زمین اصلی فاصله ردیف ها 60-40 و فواصل روی ردیف 30-20 سانتي مترمي باشد. فواصل بین ردیف به عوامل مختلفي مانند نوع ماشين آلات و غيره بستگی دارد.

 

سیدچاسب فاضلی و محمدعلیزاده و توفیق عظیم پور

داشت

شامل سله شکنی، مبارزه با علف های هرز، آفات و بيماريها و سفید کردن ساقه Blanching كه روشهای مختلفی دارد مي باشد. ساده ترین روش سفيد كردن استفاده از خاک به2 صورت :1- شیاری ایجاد کرده و نشاء را در شیار کاشته سپس شیار را پر می کنیم.(هوای منطقه نباید گرم وخاک سنگین باشد.)

2- روی خاک نشاء را سطحی کاشته با رشد بتدریج خاک دهی صورت می گیرد. 3- استفاده از کاغذ های ضد نور، لوله های پلاستیکی دور بوته، تخته، چوب و... مي باشد.

برای جلوگیری از فرایند به گل رفتن بی موقع(Bolting ) 1- باید در اوایل دوره رشد سرما رخ ندهد، وقتی بوته کوچک است اگر دو هفته سرمای 3 درجه رخ دهد احتمال گلدهی افزایش می یابد.2- عدم تحریک رشد در درجه حرارت های پایین در این حالت نباید کود سرک و آبیاری پس از یک دوره تشنگی انجام شود.3- انتخاب بذر و رقم مناسب. بعضی از ارقام برای Bolting درجه حرارت پایین تر نیاز دارند. 4 - جلوگیری از هر مشکلی که کندی یا توقف رشد ایجاد کند.

نکته: کود سرک که معمولا کودهای ازته است بتدریج با رشد بوته می دهند.

سید چاسب فاضلی و محمد علیزاده و صمد حسین پور

برداشت

زمان برداشت دلخواه است ولی از نظر اقتصادی باید زمانی باشد که ضمن حفظ کیفیت، حداکثر وزن را داشته باشد. شیوه برداشت با چاقو از پایین دمبرگ ها قطع کرده طوری که دمبرگها به هم متصل باقی بماند.

آفات مهم:

 شته، کک های گیاهی، مگس هویج، کنه ، تریپس، نماتد مي باشد.

بیماریهای مهم: Late blight ,Early blight ، قارچcerospora appii  ، پوسیدگی طوقه((selecrotinia

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 14:39 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

جعفري .Petroselinum crispum  Mill از خانواده چتريان  Apiaceae نام انگليسي parstey

بومي نواحي مديترانه است. سابقه 2000 ساله کشت و کار دارد. مي باشد .از نظر گیاه شناسی گياهي دو ساله يا چند ساله مي باشد كه در سبزيكاري به عنوان گياه يكساله كشت مي شود. مقاوم به سرما و محصول فصل خنک مي باشد. سال اول تولید برگ و اندام هوایی می کند. ارتفاع حداکثر40- 30 سانتي متر، با ریشه نسبتا عمیق. در سال دوم پس از رفع نیاز سرمایی ساقه گل دهنده به طول 70-60 سانتي متر ايجادمي كند. گل بصورت چتر، گلها اغلب سفید، بذر خاکستری مایل به سبز و وزن هزار دانه 2-5/1 گرم مي باشد.

 داراي تيپ هاي مختلفي مانند جعفري برگ صاف، برگ ناصاف، جعفري ريشه اي مي باشد.

1- P.c. var.vulgar برگ صاف                      

2- P.c.var. hortens برگ ناصاف                    

3- P.c.var.tubersum

 جعفري داراي ريشه عميق به طول cm160، بذرهاي ريز و معطر، مقدار زيادي ويتامين و املاح معدني بويژه كلسيم و آهن مي باشد.

ويتامين هاي A ,C به مقدار زيادي در آن يافت مي شود. بوي معطر آن ناشي از Apiol است.

 کشت وکار

:از نظر نوری جزءگیاهان نور پسند است. نقطه اشباع نوری پایین دارد و در مناطق با یخبندان های شدید نیاز به حفاظت دارد. در اثر نور زیاد خشبی وخراب می شود. از نظر خاکي نيازمند خاكي غنی از مواد آلی است. حساس به PH اسیدی است. کود دامی پوسیده را می توان استفاده کرد. از کود های شیمیایی N=90,P=80,K=125  مي توان استفاده كرد. بذر آن دیر جوانه می زند و تا 28 روز طول مي كشد. به همین خاطر خوراک مورچه می شود و در نتيجه تراکم کاهش یافته و مصرف بذر بالا می رود. روش کاشت به صورت دستی یا ردیفی مي باشد. مقدار مصرف بذر در تراکم های کم و یا ردیفی و در تراکم های بالاkg/h)ا20-15) مي باشد. بهترین روش دست پاش است. علت کاشت ردیفی:1- مکانیزه شدن کشت 2- بوته ها بزرگ می شود. برای مکانیزه شدن باید بصورت انبوه جعفری را کشت کرد و به مرور برداشت، دسته بندی و عرضه کرد.

فواصل ردیف 25-20 سانتي متر مي باشد. مرسوم ترین زمان کشت در کرج، بهار است كه پس از رفع خطر سرمای بهاره انجام مي شود. در این مکان کشت پاییزه هم دارد ولی اگر هوا خیلی سرد شود نیاز به حفاظت دارد جعفری که در پاییز کشت شده و نیاز سرمایی آن برطرف شود در بهار در چین های آخر، برگها چین دار و بدشکل می شود و این علائم به گل رفتن است ولی با سرزنی متداول از گل دادن جلوگیری می کنیم. در مناطق گرمسیر رایج ترین وقت، آن است كه اوایل تا اواسط پاییز کشت کرده و در تمام زمستان برداشت می کنند. بسته به شرایط منطقه در هر سال 18-17 چین می توان برداشت کرد. روش برداشت به این صورت که از 3-2 سانتي متر بالای زمین بوته ها را می برند. بسته بندی کرده و می فروشند. در مقابل خشكي حساس و به سرما بسيار مقاوم است. در آب و هواي خنك نتيجه بهتري مي دهد.

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 14:13 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

اكثر اين سبزيها به دماي پايين مقاوم هستند. اغلب روز بلند و چنانچه در معرض روزهاي بلند قرار گيرند به گل مي روند. سبزی هایی که به منظور تولید اندام رویشی هوایی کشت وکار مي شوند که بیشتر برگ وگاهی دمبرگ آنها استفاده مي شود. در اروپا سبزیهای برگی را به 2 دسته تقسیم می کنند

1 ) (greens ) herbs : مانند شوید و تره                 2 ) Salad crops : جعفری، کاهو، کرفس و آندیو.

در مورد اغلب سبزیهای برگی بدلیل اینکه مقاومت نسبی به غرقابی شدن دارند و به دلیل اینکه تراکم بالا باعث افزایش عملکرد می شود روش تولید به صورت کرتی و دست پاش باقی مانده است ولی در مورد دسته ای که عملکرد بستگی به تک بوته دارد در سطوح وسیع کشت مکانیزه و ردیفی مرسوم شده است. مثل کاهو وکرفس.

مهندس هادي طيبي/سيد چاسب فاضلي

اسفناج Spinacia oleracea L.  از خانواده Chenopodiaceae نام انگليسي  Spinach

بومي آسياي مركزي و به احتمال زياد فلات ايران است. شواهدی هست که 2000 سال پیش اسفناج در ایران کشت می شده و سپس به اسپانیا و اروپا برده شده است. در سال 700 میلادی در چین کشت مي شده است. يكساله و روزبلند مي باشد. بعد از سبز شدن توليد برگ هاي طوقه اي مي كند. داراي ريشه اصلي عميق تا cm40 است و به شوري مقاوم است. كنار برگها صاف يا دندانه دار است. ارقام با برگهاي ناصاف عمر انباري بيشتري دارند. گلهاي نر و ماده به چند صورت نسبت به همديگر قرار مي گيرند. بر اين اساس چهارنوع اسفناج وجود دارد:

1- پايه هايي كه فقط گل نر توليد مي كنند. اندازه گياه كوچك و نسبت به بقيه زود گل تر هستند.

2- پايه هايي كه فقط گل ماده توليد مي كنند. پایه های ماده برگ های بزرگتر ودرشتري توليد مي كنند و دیر گل می دهند. ازدیدگاه تولید سبزی پایه های ماده برترمي باشند.

3- پايه هاي دو جنسي ( گل كامل) تعداد گل هاي نر نسبت به ماده بيشتر است.

4- پايه هاي دو جنسي كه تعداد گل هاي ماده بيشتر از نر است. ارقامي كه داراي گل نر هستند برگهاي كمتري دارند و زود گل تر هستند. قند، كلروفيل و مقدار كاروتن در نوع ماده يبشتر از نر است. گرده افشاني بوسيله باد مي باشد.

دو واريته كه بيشتر مورد كشت قرار مي گيرد:

1- S.o.var. oleraceae  يا  S.o.var. spinosa

داراي بذرهاي خاردار مي باشد. وزن هزار دانه بالای11گرم است. یکسری ژنهای مقاومت در گیاه یافت می شود.

2- inermis S.o.var. داراي بذرهاي صاف و گرد مي باشد و از نظر كشت و كار آسان تر است.

ارزش غذايي

اسفناج داراي 3% پروتئين، 3% املاح معدني از قبيل آهن، پتاسيم و مقدار زيادي ويتامين B .C. A مي باشد. داراي مقدار زيادي كلسيم به صورت اكسالات كلسيم است كه قابل جذب نيست. مقدار نيترات در سبزيهاي برگي زياد است كه اگر در بدن به نيتريت تبديل نشوند سرطان زا است. سبزيهاي ريشه اي و غده اي مقدار نيترات متوسط دارند. در صورتي كه سبزيهاي ميوه اي مقدار نيترات كمي دارا مي باشند.

 شرايط آب و هوايي و خاكي

اسفناج محصول نواحي خنك است. بهترين عملكرد را در نور زياد، دماي متوسط و هواي مرطوب دارد. قدرت تحمل يخبندان آن بيشتر از ساير سبزيهاي برگي است. بعضي از ارقام آن تا 0C 7- را تحمل مي كنند. دوره رويش گياه 50-40 روز مي باشد. گرماي زياد باعث زود گلدهي و به بذر رفتن گياه مي شود. در اسفناج اگر به طول روز بلند برخورد کنیم محدودیت دارد چون به گل می رود، برگها خشبی و از بین می روند. اسفناج چون مقاوم به دمای پایین است این امکان را می دهد که حدود 5 هفته قبل از وقوع آخرین سرمای بهاره درمناطق معتدله کشت نماییم. در کرج زمان کشت اواخر بهمن یا اوایل اسفند است تا در اواخر فروردین و اواسط اردیبهشت برذاشت کنیم.

در سه حالت در پاییز می توان کشت نمود1) قبل از وقوع یخبندان های شدید و از زمان کوتاه شدن فتوپریود که فرصت کافی در اختیار گیاه باشد بین زمان کشت تا وقوع سرما 2) منطقه یخبندان های شدید نداشته باشد.3) از گیاه محافظت کنیم یعنی در پاییز کشت کنیم. در کشت پاییزه که امکان وقوع سرما وجود دارد بهترین زمان 7 تا 8 هفته قبل از وقوع اولین سرمای زمستانه مي باشد. در مناطقي با تابستان گرم، كشت در اوايل يا اواسط پاييز يا در اوايل اسفند صورت مي گيرد. بذر زود برداشت شده را اگر بکاریم 50 درصد بوته نر و50 درصد بوته ماده می دهد بوته ی یکپایه با گل نر بیشتر شبیه پایه نر با برگهای بزرگتر است. هردو پایه نر و ماده می توانند گل دهند مشروط به اینکه فتو پریود از یک حد بحرانی که برای اسفناج 5/13 ساعت است بیشتر شود و شرایط برای به گل رفتن گیاه فراهم شود. اگر طول روز به 13 ساعت نرسد همواره گیاه در حالت رویشی به سر خواهد برد. به گل رفتن در تعامل با فاکتورهای دیگر مثل درجه حرارت است. در مکان هایی با درجه حرارت پایین اگر فتوپریود مناسب باشد به گل نمی رود. مناطق حاشیه کویر که خشک و سوزان است برای کشت مناسب نیست. در مکانی باید کشت صورت بگیرد که1) طول روز از حد بحرانی بالاتر نرود. 2) درجه حرارت بالا در آن زمان وجود نداشته باشد.3) شرایط رطوبتی هوا در حد متعادلی باقی بماند. وقتی گیاه اسفناج جوانه زد تولید گیاه رزت می کند. برگها یا از یک ناحیه یا از یک ساقه کوچک خارج می شود. در اسفناج احتمال ايجاد ساقه های فرعی ثانویه و اولیه وجود دارد. درصورتی که اسفناج به گل نرود ارتفاع ساقه ها به 60سانتي متر هم می رسد. وقتی شرایط گلدهی فراهم شد رشد ناگهانی ساقه در گیاه Rosette رخ داده و به گل می رود. گلهای چتری و دسته دسته دارد. 6 تا 12 گل در هر خوشه وجود دارد و از نظر تلقیح آلوگام(دگرگرده افشان)است. گل دادن اسفناج علاوه بر نور و گرما تحت تاثير ورناليزاسيون نيز قرار مي گيرد. بهترين خاك خاكهاي حاصلخيز و آفتاب گير با PH مناسب 7-6 مي باشد. در انتخاب ارقام براي كاشت نكات زير را بايد رعايت كرد: شامل رشد سريع رويشي، تمايل كم به زود گلدهي، كم بودن تجمع نيترات در آن، مقاومت در برابر سرما، آفات و بيماريها مي باشد.

ارقام امروزه بيشتر از نوع يكپايه با گلهاي نر بيشتر هستند ولي ازنظر برگ دهي و ديرگلدهي مانند پايه هاي ماده عمل مي كنند. زمان كاشت انواع بهاره، اواخر اسفند، انواع پاييزه اواخر تابستان و ارقام زمستانه اواخر پاييز مي باشد.

 برداشت

 رایجترین آن اين است كه زمین را آبیاری کرده و وقتی رطوبت به حد کافی رسید بوته ها را از خاک خارج می کنند. در اروپا برداشت چند مرحله ای صورت می گیرد بدین ترتیب که برگهای بالغ را برداشت می کنند. در این برداشت از یک سو باید صبر کنیم تا برگها رشد کافی داشته باشند از سوی دیگر خطر به گل رفتن وجود دارد. به همین دلیل بوته ها را یکجا برداشت می کنند. موقع برداشت زمانی که بوته ها 7-5 برگ بالغ داشته باشند مي باشد. زمان در روز در گذشته ساعات اولیه صبح بوده است ولی امروزه توصیه می کنند در بعد از ظهر انجام شود تا نیترات جذب شده در گیاه احیا شود و تجمع وجود نداشته باشد. مقدار عملكرد در هر هكتار 25-15 تن مي باشد. مقدار بذر مورد نياز براي كاشت، kg40-15 درهكتار مي باشد.

از بیماریهای مهم آن سفیدک درونی، بوته میری فوزاریومی، لکه سیاه heterosporium و از آفات آن شته و مینوز مي باشد.

 New-zealandاسفناج زلاندنو با نام Tetragonia tetragonioides  در خانوادهAizoaceae  دارای ساقه و برگهای گوشتی قابل مصرف مي باشد و با قطع کردن ساقه دوبار محصول می دهد. این نوع در ایران یافت نمی شود و از سبزيجات فصل گرم مي باشد.

منبع : جزوه درسي جناب استاد سليم پور

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 17:31 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

مطالعه و برسی تاثیر گذاری علف های هرز (تاج خروس) بر روی محصولات زراعی

 

 

گردآورنده:                   مهندس سید چاسب فاضلی

 

دانشجویی کارشناسی زراعت جهاد دانشگاهی واحد کاشمر

زمستان ۸۹ 

مقدمه :

علفهای هرز از مهمترین محدودیتهای تولید مطلوب محصولات زراعی محسوب می شوند .موفقترین علف های هرز آنهایی هستند که بیشترین مشکل را برای محصولات زراعی ایجاد کنند . این موفقیت را ممکن است با ایجاد سریع کلنی علف هرز در محل های شخم خورده دشواری حذف آنها و افت عملکرد گیاهان زراعی سنجید(2).هر چند نتایج مطالعات نشان از آسیب پذیری و تلفات عملکرد محصولات زراعی در اثر  رقابت علفهای هرز دارند اما بسیاری از این بررسیها صرفا به بیان حاصل ازآن بسنده کرده و از تحلیل مکانیسمهای مرتبط به آن صرف نظر می کنند .  

اعتقاد بر این است که دانستن اساس و پیچیدگی رقابت بین گونه های رقیب ضمن اینکه آگاهی دقیق تر نسبت به حاصل را می دهد در مدیریت علفهای هرز نیز راهکارهای مطلوب تری را ارایه می کند . به طوری که نقاط ضعف گیاهان زرعی در فرایند رقابت مشخص و در اصلاح نباتات افقهای روشن تری را به متخصصین در جهت اصلاح گیاهان زراعی مقاوم به علف های هرز می دهد . با این دیدگاه بعضی از محققین تعیین مکانیزم های رقابت را مهمتراز نتایج آن می دانند 

شاخصهای رشد به عنوان ابزاری جهت تعیین مکانیسم و پیشگویی اثرات رقابتی هستند . مطالعه این شاخص هااز این جهت که نشان می دهند واکنش رشد به فراهمی منبع در چه مرحله و یا چه قسمتی از گیاه زراعی یا علف هرز منجر به بروز اثرات بازدارنده علف هرز بر عملکرد گیاه زراعی می شود با ارزش هستند و با تعیین آنها گونه های علف هرز می توان محدوده و درجه رقابتی علف های هرز را تعیین کرد 

سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول که معیاری کمی از تمام خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه هستند می تواند به عنوان مبنایی برای مقایسه قدرت رقابت گونه ها قرار گیرد

 از آنجایی که این خصوصیات در راستای بهره گیری فرصت طلبانه از محیط است می تواند به عنوان رمز موفقیت گونه های رقیب باشد

مطالعه راش و رادوسویچ نشان داد که عوامل مرتبط با جثه گیاه و سطح برگ بهترین معیارهای پیش گویی قابلیت رقابت علف های هرز است . بدیهی است که افزایش سریع سطح برگ که به گسترش سریع سایه اندازگیاهی می انجامد در موفقیت علف های هرز و گیاهان زراعی در محیط کشاورزی تعیین کننده است 

وانجسل ورینر برای تعیین توانایی رقابت نسبی  علف های هرز سوروف و تاج خروس با سیب زمینی با انجام آزمایش سریهای جایگزینی مشاهده کردند که سوروف در مقایسه با تاج خروس از توان رقابتی بیشتری برخوردار بود نامبردگان علت این برتری را سرعت رشد نسبی بالای سوروف و ارتفاع بیشتر سوروف نسبت دادند 

مطالعات نشان می دهند سرعت رشد بالا و سرعت تجمع ماده خشک گونه های رقیب از عوامل موثر در بروز اثرات و درجه رقابتی آنها هستند و گونه هایی که از این نظر برتری داشته باشند در رقابت نیز موفقترند . 

ارتفاع و ساختار کانوپی گونه های رقیب نیز از عوامل عمده در رقابت  محسوب می شوند . از آنجایی که نور یکی از منابع اصلی رقابت می باشد ویژگیهای اخیر در تعیین نتیجه رقابت برای نور بسیارمهم هستند .

 کاون و همکاران آرایش افقی برگ علف های هرز پهن برگ را دلیلی برای قدرت رقابتی این گونه ها بیان کردند . 

 هالت اظهار داشت که ساختار کانوپی بویژه ارتفاع و محل قرار گرفتن برگ ها و ارتفاعی از گونه ها که بیشترین سطح برگ را دارا است تعیین گننده رقابت برای نور می باشد .

بگونیا و همکاران نیز گزارش کردند که کاهش عملکرد سویا با افزایش ارتفاع گاو پنبه همبستگی بالایی داشت به اعتقاد آنها کاهش تشعشع فعال فتوسنتزی در اثر ارتفاع بیشتر گاو پنبه تجمع برگ های آن دربالای کانوپی سویا و آرایش افقی برگ های آن از عوامل مهم در بروز اثرات رقابتی گاو پنبه است.

 

مهندس هادی طیبی و سید چاسب فاضلی  

ماون نیز در یک مطالعه گلخانه ای مشاهده کرد که ارتفاع سوروف در طول دوره رشد سویاحدود 20  سانتی متربیشتر از سویا بود و این باعث خاموشی بیشتر نور در کانوپی سویا و کاهش جذب تشعشع فعال فتوسنتزی توسط سویا گردید

برسی ها نشان می دهد که خصوصیات فتو سنتزی گیاهان نیز می تواند بعنوان اساس فیزیولوژیکی رقابت در توان رقابتی گونه ها موثر باشد .گیاهانی که دارای مسیر فتوسنتزی چهار کربنه هستند معمولا سرعت فتوسنتزی خالص بالاتری از گیاهان 3 کربنه دارند

 از این رو اختلاف میان گیاهان 4 کربنه و 3 کربنه به عنوان اساس بیو شیمیایی برای رقابت گیاهان مورد برسی قرار می گیرد .سوروف و تاج خروس از جمله علفهای هرزی هستند که به لحاظ خصوصیات فیزیولوژیکی (4کربنه) و مرفولوزیکی از جمله ارتفاع بالا ،تولید بذر فراوان و سرعت رشد بالا ،ضریب استهلاک نوری (تاج خروس) و گسترش عمقییی و عرضی ریشه بخصوص در سوروف در مزارع حبوبات مورد توجه هستند و وجود این ویژگی های رقابتی آن دو است. 

اثر سوروف و تاج خروس بر ماده خشک تجمعی و روند تغیرات آن:

 

بر اساس نتایج حاصل بیشترین ماده خشک لوبیا زمانی حاصل شد که در تمام فصل رشدعاری از علف های هرز بود و زمانی که با علف های هرز در رقابت بود کاهش بسیار معنی داری در ماده خشک مشاهده شد

مقایسه داده های مربوط به انتهای فصل رشد نشان داد که ماده خشک تجمعی لوبیا

در تراکمهای کم ،متوسط وزیاد تاج خروس و سروف نسبت به شاهد بدون علف ز بترتیب در تاج خروس 70،78،80 درصد ودر سروف 32،55،60 درصد کاهش یافت . مشاهده می شود که تاج خروس حتی در تراکم کم (4 بوته در متر مربع)نسبت به تراکم بالای سروف (30بوته در متر مربع)کاهش بیشتری را درماده خشک لوبیا سبب شده است. از آنجا که گونه های رقیب فوق دارای خصوصیات مورفولوژیک و رشدی متفاوت هستند ف به نظر می رسد اختلاف اثر آنها در کاهش تجمع ماده خشک لوبیا مربوط به این مسئله باشد

 سایر مطالعات در این زمینه بیانگر صحت نتیجه فوق هستند برای نمونه شارتلف و کبل  در برسی رقابت تاج خروس ،سلمه تره آمبرژیا با سویادریافتند که در بین این سه گونه ، تاج خروس به مراتب اثرات بیشتری  را در تجمع ماده خشک سویا اعمال کرد. 

مقاسه روند تغییرات ماده خشک تجمعی سروف و تاج خروس نیز حاکی از این است که بطور متوسط ،در سروف این روند نسبت به شاهد بدون علف هرز و لوبیا الوده به سروف درتمام طول فصل در زیر منحنی لوبیا قرار گرفته است .

با توجه به نتایج حاصل به نظر می رسد مقدار مطلق وزن خشک تولیدی اندامهای هوایی در سوروف نمیتواند بیانگر اثرات رقابتی ان با لوبیا باشد و از مکانیسم دیگری بر لوبیا اعمال اثر کرده است از انجا که بیوماس تولید شده توسط هر یک از اجزا مخلوط به عنوان سهم نسبی هر یک از گونه ها در کسب منابع می باشد ومیتواند به عنوان شاخصی برای سنجش توانایی گیاهان در بهره برداری از منابع یا قابلیت رقابت به شمار رود

 به نظر میرسد این ویژگی در تاج خروس علت برتری ان نسبت به سوروف است.

 

  تاثیر سوروف وتاج خروس بر سرعت رشد لوبیا و روند تغییرات آن:

 

لوبیا بیشترین سرعت رشد را در شرایطبدون علف هرز داشت. انالیز داده های مربوط به زمانی که سرعت رشد در تیمار شاهد بدون علف هرز در حداکثر مقدار خود بود ،نشان داد که تداخل سوروف وتاج خروس با لوبیا منجر به کاهش معنی داری (0.01>)در سرعت رشد لوبیا شدند . در این شرایط لوبیا زمانی که در تداخل با سوروف بود سرعت رشد بیشتری داشت .مقایسه روند تغییرات سرعت رشد در دو گونه سوروف وتاج خروس نشان از اختلاف ان در تداخل با لوبیا داشت . 

هر چند تاج خروس در مراحل اولیه رشد نسبت به لوبیا از سرعت رشد کمتری برخوردار بود اما پس از این دوره روند رو به افزایشی را داشت و در طی مراحل حساس رشد لوبیا (گلدهی تا پر شدن غلافها)بیشترین مقدار سرعت رشد خود را بدست اورد . به طوری که حتی در مقایسه با لوبیا شاهد بدون علف هرز نیز از سرعت رشد بالاتری برخوردار بود.

 لاری نیز سرعت رشد بالای تاج خروس را از خصوصیات مهم ان در بروز اثرات رقابتی این علف هرز میداند و به اعتقاد بوکانان و همکاران نیز یکی از دلایل برتری رقابتی تاج خروس نسبت به پنبه سرعت رشد ان می باشد . در سوروف نیز همزمان با روند رو به افزایش سرعت رشد تاج خروس این شاخص افزایش یافت اما سرعت رشد ان نسبت به تاج خروس به مراتب کمتر بود 

از طرفی سرعت رشد سوروف نسبت به لوبیا در اکثر طول فصل رشد کمتر بود و بیشترین ومقدار خود را زمانی بدست آورد که لوبیا در مرحله رسیدن فیزیولوژیکی دانه ها بود و برخلاف تاج خروس زمانی که در لوبیا سرعت رشد روند نزولی به خود گرفت سوروف بیشترین سرعت رشد را داشت. اگر چه مطالعاتی از قبیل آزمایش و انجسل و رینر و استیون و همکاران  سرعت رشد  اندامهای هوایی سوروف را دلیلی برای برتری رقابتی ان با سیب زمینی و لوبیا میدانند اما در این ازمایش این شاخص در سوروف میتواند معیاری برای برتری رقابتی ان باشد و به نظر می رسد سوروف مکانیسم دیگری را در رقابت با لوبیا اعمال می کند.

 

 

مهندس هادی طیبی و سید چاسب فاضلی 

اثر سوروف و تاج خروس بر ارتفاع لوبیا و روند تغیرات آن

 

    حضور سوروف و تاج خروس منجر به کاهش معنی داری(0.01> )در ارتفاع لوبیا شد. نتایج حاصل از داده های ازمایشی حاکی از ان است که نقش تاج خروس در کاهش ارتفاع لوبیا به مراتب بیشتر از سوروف می باشد.

ارتفاع لوبیا نسبت به شاهد به طور متوسط در تاج خروس 32 درصد ،در صورتی که این کاهش در سوروف 16درصد بود

سایر مطالعات نیز بسته به گونه علف هرز نتایج مختلفی را از اثرات علفهای هرز بر ارتفاع لوبیا و گیاهان زراعی مشابه،داشته اند

به عنوان مثال در مطالعه ماون سوروف تاثیر معنی داری  در کاهش ارتفاع سویا داشت،در صورتی که در ازمایشات دیوید و همکاران  و فیلپ وبرادلی به ترتیب امبروژیاو توق تاثیر در ارتفاع لوبیا نداشته اند اگر چه نتایج بعضی از مطالعات وانجسل و رینر  و مارون  ارتفاع سوروف را به عنوان یکی از ویژگی های رقابتی سوروف میدانند اما با توجه به نتایج این ازمایش این ویژگی برای سوروف نمیتواند بیانگر توان رقابتی ان با لوبیا باشد ،در صورتی که روند تغییرات ارتفاع تاج  خروس احتمالا این علف هرز را در رقابت برای نور به عنوان گونه موفقی ساخته است . 

توضیع سطح برگ و جذب تشعشع 

دربررسی توضیع سطح برگ در لایه مختلف کانوپی مشاهده شد که علفهای هرز سوروف و تاج خروس از لحاظ زمانی و مکانی روند کاملا متفاوتی را در کانوپی مخلوط داشته اند . 

لوبیا حتی در شرایط بدون علف هرز بیشترین مقدار سطح برگ را در لایه 25 تا 50 سانتی متری سطح زمین داشت (شکل5) و در تیمارهای علف هرز نسبت به توضیع سطح برگ لوبیا در دو لایه 0 تا 25  و25 تا 50 سانتی متر تحت تاثیر  قرار نگرفت.  

اما علفهای هرز از نظر توضیع و موقعیت قرار گیری سطح برگ حتی زمانی که  کانوپی بسته نشده بود در بالای کانوپی لوبیا قرار داشت و بعد از بسته شدن کانوپی حدود 70درصد از سطح برگ تاج خروس بر فراز کانوپی لوبیا قرار داشت.

به نظر میرسد باتوجه به اینکه ارتفاع تاج خروس بالاتر از لوبیا بود، بهترین استراتیژی را در رقابت برای نور از طریق ارتفاع بیشتر و قرارگیری سطح برگ خود در بالای کانوپی لوبیا به کار برده است و به احتمال زیاد این جنبه از رقابت در تاج خروس سهم عمده ای را در افزایش اثرات رقابتی ان داشته است .

این در حالی است که در سوروف هر چند در انتهای فصل سطح برگ و ارتفاع بیشتری را نسبت به لوبیا داشت و توانست حدود 40 درصد از سطح برگ خود را دربالای کانوپی لوبیا قرار دهد اما به نظر میرسد این استراتژی سوروف در رقابت با لوبیا به خاطر اینکه لوبیا  در طی تکمیل مراحل رسیدن دانه(انتهای مراحل رسیدن فیزیولوژیکی)بوده تاثیری در فرایند رقابت و کاهش عملکرد نداشته است .

باتوجه به آنچه در قسمت لایه های کانوپی های گفته شده بنظر  می رسد وضعیت آرایش برگها (عمودی با ضریب استهلاک کم) و تجمع کمتر سطح برگ سوروف  در بالای کانوپی  لوبیا  دلیل این مهم می باشد. در صورتی که تاج خروس بطور متوسط 60%ز تشعشع را به خود اختصاص داده است و سهم جذب لوبیا از کل نور حدود 20%بود. 

همچنین تاج خروس توانسته است مانع نفوذ 55% نور به داخل کانوپی لوبیا شودو با توجه به اینکه تاج خروس تاج خروس در طی فصل رشد از نظر ارتفاع و موقعیت قرار گیری کانوپی نسبت به لوبیا برتری داشته است. 

معمولا در مطا لعات رقابت گونه های رقیب برای نور ارتفاع و شاخص سطح برگ به عنوان دو عامل  تعین کننده در برتری رقابتی به شمار می روند و اعتقاد بر این است که گونه های که شاخص برگ و ارتفاع بیشتری داشته باشند موفق تر هستند.

با توجه به نتایج فوق  بنظر می رسد در تداخل لوبیا و تاج خروس  ضمن اهمیت مقدار سطح برگ در رقابت برای تشعشع نقش ارتفاع و ساختار کانوپی تاج خروس (برگها افقی و پهن با ضریب استهلاک بالا)نسبت به مقدار سطح برگ از اهمیت بیشتری برخوردار است . 

کاوان و همکاران  برتری رقابتی تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع آنها در تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع انها در تاج خروس نسبت دااده اند. 

باربور و برایج  نیز حداکثر استهلاک تشعشع فعال فتوسنتزی توسط علف هرز ،موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز در بالایی کانوپی گیاه زراعی را از پارامترهای اصلی رقابت برای نور می  دانند. با توجه به این امر بنظر میرسد تاج خروس در تمام موارد فوق نسبت به سوروف برتری داشته است. 

ماوان نیز در برسی خود به اهمیت نقش ریشه سوروف در بروز اثرات رقابتی با سویا اشاره کرده است.

  

فهرست منابع:

1-راستگو،م.1380 برسی رقابت خردل وحشی با گنم پاییزه درپاسخ به میزان و کاریرد کود نیتروژن؛پایان نامه ارشد دانشکده کشاورزی فردوسی.

2-کوچکی،ع،ح.ظریف کتابی ،وع.نخ فروش1380.رهیافت های اکولوژیک مدیریت علف های هرز(ترجمه).انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

3- Akey, W. C., T. W. Jurik, and J. Dekker. 1990. Competition for light between velvetleaf (Abutilun

theophrasti) and soybean (Glycin max). Weed Res. 30:403-411.

4- Barbour, J. C., and D. V. Bridges. 1995. A model of competition for light between peanut (Arachis

hypogea) and broad leaf weeds. Weed Sci. 43:247-257.

5- Begonia, J. C., and D. V. Aldrich, and C. D. Salisbury .1991.. Soybean yield as influenced by canopy

heights and duration of competition of velvetleaf (Abutilun theophrasti). Weed Res. 31:117-124

6- Buchanan, G. A., R. H. Crowley, J. E. Street, and J. A. Mcguri.1980.Competition of sicklpod (Cassia

obtusifolia) and redroot pigweed (Amaranthus retroflexus) with cotton (Gossypium hirsutum). Weed

Sci. 28:258-262.

7- Chikoy, D., S. F. Weise, and C. J. Swanton.1995. Influence of common ragweed (Ambrosia

artemisifolia) time of emergence and density on white bean (Phaseolus vulgaris). Weed Sci. 43:375-

380.

8- Cown, P., S. F. Weaver, C. J. Swanton.1998. Interference between pigweed (Amaranthus spp),

barnyardgrasss (Echinochloa crus-galli) and soybean (Glycine max).Weed Sci. 46:533-539.

9- David, C., F. W. Stephan, and J. S. Clarence. 1995. Influence of common ragweed (Ambrosia

artemisifolia) time of emergence and density of white bean (Phaseolus vulgaris).Weed Sci. 43:375-380.

10- Fontyn, P. J., and B. E. Mahall.1981. An experiment analysis of structure in a desert plant community. J. Ecol.

69:883-896.

11- Grace, J. B. 1990. On the relationships between plant tratis and competitive ability. P. 51-56. in J. B.

Grace and D. Tilman, eds.Prespective on Plant Competition . New Yourk:Academic press.

12- Grime, J. P., and R.Hant.1975. Relative growth-rate:its range and adaptive significance in a local flora,

J. Ecol. 63:393-398.

13- Holm, L., G. Plucknett, D. L. Pancho, and J. P. Herberger.1977.The world,s worst weeds- distribiution

and biology. University press of Hawaii. 609 pp.

14- Holt, J. S. 1995. Plant response to light :a potential tool for weed management.Weed Sci. 43:474-482.

15- Kropff, M. J., and H. H.Vanlaar.1993.Modeling Crop-Weed Interaction. CAB. International. IRRI.

16- Larry, G. A.1957. Redroot pigweed (Amaranthus retroflexus).Weed Tech. 11:199-202.

17- Maun, M. A.1977.Ecological effects of barnyardgrass on soybean in a greenhouse.Weed Sci. 25:128-

131.

18- Menges, R. M., and R. Oliver.1988.Allelopathic effects of palmer amaranth (Amaranthus palmeri) on

seedling growth. Weed Sci. 36:326-328.

19- Nassiri, M., and M. J. Kropff. 1999. Modelling and measuring vertical light absorption within grassclover

mixture. Agricultural and forest methodology. 96:71-83.

20- Patterson, D. T. 1985. Comparative ecophysiology of weeds and crops. pp:101-129 in

S.O.Ducke(eds)Weed Physiology. CRC. press. Boca Raton, F1.

21- Patterson, D. T. 1995. Effects of environmental stress on weed/crop interaction. Weed Sci. 43:483-490.

22- Philip, E. N., and A. M. bradly. 1990. Common cocklebure (Xanthium strumanium) interfernce in snap

bean (Phaseolus vulgaris). Weed Tech. 4:745-748.

23- Radosevich, S. R. 1987. Methods to study interaction among crops and weeds. Weed Tech. 1:190-250.

24- Radosevich, S. R., and J. S. 1984. Weed Ecology Implication for Vegetation Management. John Wiley

and Sons, New York.

25- Robert, G. W. 1993. Wild prosomillet (Panicum miliaceum) interference in dry bean (Phaseolus

vulgaris). Weed Sci. 33:654-657.

26- Roush, M. L., and S. R. Radosevich. 1985. Relationships between growth and competetivness of four

annual weeds. J. Appl. Ecol. 22:895-901.

27- Shurtleff, J. L., and H. D. Cable. 1985. Interference of certain broadleaf weed species in

soybeans(Glycin max L.). Weed Sci. 33:654-657.

28- Steven, A. F., L. W. Mitich and S. R.Radosevich . 1984. Interference among bean (Phaseolus vulgaris),

Barnyardgrass (Echinochloa crus-galli), and Black Nightshade (Solanum nigrum). Weed sci. 32:336-

342.

29- Toller, J. E., J. B. Guice, and E. C. Murkdoch. 1996. Interference between johnsongrass (Sorghum

halepense) smooth pigweed (Amaranthus hybridus) and soybean (Glycin max).Weed Sci. 44:331-338.

30- Vangessel, M. J., and K. A. Renner.1990. Redroot pigweed (Amaranthus retroflexus) and barnyardgrass

(Echinochloa crus-galli) Interference in potatoes (Solanum tuberosum).Weed Sci. 38:338-343.

31- Zimdahl, R. L. 1987. The concept and application of the critical weed free period. In"Weed

management in Agrosystems ecological approaches. M. A. Altieri, and M. Liebman(eds). CRC Press.

Boca Raton.

32- Zimdahl, R. L. 1999. Fundamentals of Weeds Science. Academic Press.Inc

[ سه شنبه هفتم دی 1389 ] [ 9:19 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

1) “ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم.” – سام کین

2) “من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.” – جولیا رابرتز

3) “دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم.” – ناشناس

4) “زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است.” – آنتونیو دو سنت اگزوپری

5) “در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد.” –هانس نوون

6) “عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید.” –کی نودسن

7) “اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود.” – ناشناس

 ۸“بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید.” –هلن کلر

9) “این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند.” – فرانکلین پی جونز

10) “اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست.” – هرمان هسه

11) علت عاشق زعلت ها جداست …. عشق اسطرلاب اسرار خداست – مولانا

12) میگن عشق یک معجزه است ، میگن عاشق دنیا را یه جور دیگه میبینه ، زمان و مکان را فراموش میکنه ، انگار همان لحظه که عاشق میشه همان لحظه هم به دنیا میاد ، و اگر عشقشا از دست بده در اندک زمانی قلبش می ایستد و میمیره چون هوای تنفسش هوای عشق است ، آره یه جور معجزه است – فیلم مرد دوصد ساله

13) زندگی بدون عشق مثل درختی است بدون شکوفه و بدن بار و برگ – جبران خلیل جبران

14) عشق گوهری است گرانبها اگر با عزت توام باشد – تولستوی

15) زندگی سعادتمند تنها در عشق واقعی خلاصه میشود – آلبرت هوبرد

 

 

[ سه شنبه سی ام آذر 1389 ] [ 11:31 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

فيزيولوژي دانشي است که وظيفه‌اش بررسي عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهيت بررسي در اين علم ، وظيفه و کارکرد اندامهاست. نام قديمي فيزيولوژي وظايف‌الاعضا بوده است. فيزيولوژي گياهي ، مطالعه اعمال حياتي گياه ، فرايندهاي رشد و نمو ، متابوليزم و توليد مثل گياهان است


ديد کلي
کشف قوانيني که بر تغذيه گياه و رشد و نمو آن حکومت مي‌کند، شناخت توانايي واقعي سلولها در انجام فعاليتهاي بيولوژيک و همچنين ارائه روشهايي که ظهور يکي از توانائيهاي سلولي را امکان‌پذير مي‌سازد، هدف اساسي فيزيولوژي گياهي محسوب مي‌شود. همانطور که مسير روشن بسياري از اکتشافات نظري ، منشا پيشرفتهايي در يکي از شاخه‌هاي تجربي علوم است، نتايج حاصل از مطالعاتي که در همه شئون علمي بالاخص در فيزيولوژي گياهي صورت گرفته، باعث توسعه و پيشرفت واقعي کشاورزي شده و آن را از صورت ابتدايي خود در نخستين روزهاي ظهور انسان به صورت کاملا پيشرفته امروزي ، مبدل ساخته است.
از طرف ديگر ، ترقيات سريع فيزيولوژي گياهي نيز خود مديون ترقيات علوم ديگري مانند فيزيک و شيمي است، زيرا عملا کليه اعمال متابوليزم سلولها بر اساس قوانيني تفسير مي‌شوند که در مورد عالم بيجان شناخته شده‌اند. شک نيست که علم فيزيولوژي گياهي ، علمي است تجربي و همه کوششهايي که در اين زمينه صورت مي‌گيرند، به شناسايي بيش از پيش ماده زنده منجر مي‌شوند. به علاوه فيزيولوژي گياهي ، علم پايه مستقلي است که داراي مفاهيم خاصي بوده، شيوه مخصوصي در تجربيات آن مشاهده مي‌شود.

مرکز تحقیقات مشهد  سید چاسب فاضلی ومهندس میلاد باقریان
موضوعات مطرح شده در فيزيولوژي گياهي
فيزيولوژي گياهي را مي‌توان مطالعه اعمال حياتي گياه ، فرايندهاي چرخه‌اي متحرک رشد ، متابوليزم و توليد مثل دانست. مباحث زيادي در فيزيولوژي گياهي بحث مي‌شود و در هيچ علمي ، نحوه پيشرفت واضح‌تر از زمينه فيزيولوژي گياهي نيست. از مباحثي که در فيزيولوژي گياهي بحث مي‌شود، مي‌توان به موارد زير اشاره کرد.
تغذيه و جذب در گياهان
انجام صحيح فرايندهاي متابوليزمي مستلزم وجود عناصري است که بايد به صورت اکسيد شده يا احيا شده ، معدني و يا آلي جذب سلولها شده، احتياجات آنها را از نظر ماده و انرژي تامين کنند. مقدار و نوع اين احتياجات تابعي از شدت و نوع واکنشهاي متابوليزمي بوده و به همين مناسبت هر موجودي از نظر قدرت سنتز و طريقه تحصيل انرژي با موجود ديگر متفاوت است.
موجودات زنده را از نظر قدرت سنتز و همانند سازي به دو دسته اتوتروف و هتروتروف تقسيم مي کنند. موجودات اتوتروف موجوداتي را گويند که از ترکيبات ساده‌اي نظير دي‌اکسيد کربن و ترکيبات معدني مختلف مانند نيتروژن معدني ، مي‌توانند کليه احتياجات خود را برطرف سازند که گياهان در اين گروه قرار مي‌گيرند.
احتياجات گياهان نسبت به انرژي
سلولهاي گياهي انرژي موجود در مواد تشکيل دهنده خود را به صور مختلف زير از دست مي‌دهند.
• به صورت انرژي حرارتي که در بعضي موارد مانند گل آذين گل شيپوري کاملا آشکار است.
• به صورت انرژي نوراني مانند فلورسانس کلروفيل
• به صورت انرژي مکانيکي مانند سيکلوز در سيتوپلاسم
• به صورت انرژي الکتريکي که نتيجه آن برقراري اختلاف پتانسيل بين اعضاي مختلف گياهان است.

 مشهد مقدس سید چاسب فاضلی ومهندس میلاد باقریان
احتياجات گياهان نسبت به مواد
ميزان اين احتياجات در نمونه‌هاي مختلف گياهي ، متفاوت است. رفع احتياجات يک گياه بالغ در درجه اول به منظور جبران موادي است که اين گياه در طول حيات از دست مي‌دهد. در درجه دوم ، رشد و نمو يک گياه احتياجات احتمالي ديگري بوجود مي‌آورد. کليه اين احتياجات بوسيله منابع طبيعي مختلفي تامين مي‌شوند که عبارتند از: خاک ، هوا ، آب و محيطهاي آلي.
بطور کلي در بخش تغذيه و جذب مباحث مختلفي بحث مي‌شود: احتياجات گياهان ، نقش عمومي و اختصاصي عناصر و علائم کمبودهاي آنها ، محلولهاي غذايي و کودهاي شيميايي ، تغذيه نيتروژن معدني و آلي ، چرخه متابوليزمي نيتروژن ، گوگرد و فسفر ، رابطه آب و خاک ، گردش مواد در گياه ، جذب مواد معدني ، مکانيزم جذب مواد و.... .

فتوسنتز
فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوي به معناي توليد با استفاده از نور خورشيد است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت مي‌گيرند. طي فتوسنتز انرژي و آب و اکسيژن توليد مي‌شود.

زندگي در روي کره زمين به انرژي حاصل از خورشيد وابسته است. فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوي به معناي توليد با استفاده از نور خورشيد است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت مي‌گيرند. طي فتوسنتز انرژي و آب و اکسيژن توليد مي‌شود.
در فتوسنتز ، انرژي خورشيدي براي اکسيد کردن آب ، آزاد شدن اکسيژن و نيز احيا کردن به ترکيبات آلي و در نهايت قند بکار مي‌رود. فتوسنتز شامل دو دسته از واکنشهاست: واکنشهاي نوري و واکنشهاي تاريکي.
بطور کلي در بخش فتوسنتز مباحث مختلفي بحث مي شود:
مفاهيم کلي در مورد فتوسنتز ، عملکرد کوانتومي نور ، ساختمان دستگاه فتوسنتزي ، ساختار تيلاکوئيدها در کلروپلاست ، گيرنده‌هاي نوري ، فتوسيستم‌هاي I و II ، مکانيزم انتقال الکترون و پروتون در کلروپلاستها ، ژنوم کلروپلاست ، چرخه احياي فتوسنتزي ، تنفس نوري ، چرخه احياي فتوسنتزي ، چرخه احياي کربن در گياهان CAM(کراسولاسه) ، سنتز نشاسته و ساکارز در گياهان و ... .
رنگدانه‌هاي فتوسنتزي
انرژي نور خورشيد ابتدا بوسيله رنگدانه‌هاي نوري گياهان جذب مي‌شود. همه رنگدانه‌هايي که در فتوسنتز فعاليت دارند در کلروپلاست يافت مي‌شوند. کلروفيلها و باکترو کلروفيلها که در بعضي از باکتريها يافت مي‌شوند رنگدانه‌هاي رايج موجودات فتوسنتز کننده هستند. البته همه موجودات فتوسنتز کننده داراي مخلوطي از بيش از يک رنگدانه هستند که هر کدام عمل خاصي را انجام مي‌دهند. از ديگر رنگدانه‌ها مي‌توان به کاروتنوئيدها و گرانتوفيل اشاره کرد.
کلروپلاست محلي است که در آن فتوسنتز صورت مي‌گيرد
برجسته‌ترين خصوصيت ساختماني کلروپلاست ، سيستم فشرده غشاهاي دروني است که به تيلاکوئيد معروف است. کل کلروفيل در اين سيستم غشايي که محل واکنش نوري فتوسنتز است قرار گرفته است. واکنشهاي احياي کربن يا واکنشهاي تاريکي در استروما (ناحيه‌اي از کلروپلاست که بيرون تيلاکوئيد قرار گرفته است) صورت مي‌گيرند. تيلاکوئيدها خيلي نزديک به يکديگر قرار دارند که به تيغه‌هاي گرانا موسومند.
مکانيزم جذب نور در گيرنده‌هاي نوري
موجودات فتوسنتز کننده داراي دو مرکز نوري متفاوت هستند که پشت سر هم آرايش يافته‌اند و سيستمهاي نوري 1 و 2 ناميده مي‌شوند. سيستمهاي گيرنده در رده‌هاي مختلف موجودات فتوسنتز کننده تفاوت قابل ملاحظه‌اي دارند. در صورتي که مراکز واکنش حتي در موجوداتي که نسبتا اختلاف دارند يکسان است. مکانيزمي که از آن طريق انرژي تحريک کننده از کلروفيل به مرکز واکنش مي‌رسد، اخيرا به صورت انتقال رزونانس از آن ياد شده است. در اين فرايند فوتونها به سادگي از يک مولکول کلروفيل دفع و توسط مولکول ديگر جذب نمي‌شوند. بيشتر انرژي تحريک کننده از طريق فرايند غير تشعشعي از يک مولکول به مولکول ديگر منتقل مي‌شود.
يک مثال مناسب براي درک فرايند انتقال رزونانس ، انتقال انرژي بين دو رشته سيم تنظيم شده (کوک) است. اگر يکي از رشته‌ها ضربه بخورد و درست نزديک ديگري قرار گيرد رشته تنظيم شده ديگر مقداري انرژي از اولي دريافت نموده و شروع به ارتعاش مي‌کند.
کار آيي انتقال انرژي بين دو رشته تنظيم شده به فاصله آنها از يکديگر ، جهت‌گيري نسبي آنها و نيز تواترهاي ارتعاشي بستگي دارد که مشابه انتقال انرژي در ترکيبات گيرنده است.
واکنشهاي نوري فتوسنتز
موجودات فتوسنتز کننده از طريق اکسيد کردن آب به مولکول اکسيژن و احياي نيکوتين آميد آدنين دي نوکلئوتيد فسفات ،‌ الکترون را به صورت غير چرخه‌اي منتقل مي‌کنند. بخشي از انرژي فوتون از طريق اختلاف PH و اختلاف پتانسيل الکتريکي در دو طرف غشاي فتوسنتزي به صورت انرژي پتانسيل شيميايي آدنوزين تري فسفات ذخيره مي‌شود. اين ترکيبات پر انرژي انرژي لازم براي احياي کربن در واکنشهاي تاريکي فتوسنتز را تامين مي‌کنند.
آدنوزين تري فسفات
آدنوزين تري فسفات (ATP)
اطلاعات اوليه
فقدان اکسيژن يکي از خواص مهم جو اوليه به شمار مي آيد. چنانچه در آن آميزش برق آساي عناصر اکيسژني وجود مي داشت، مولکولهاي ناپايدار حاصل ، به سادگي بر اثر احتراق نابود مي شدند. اگر حيات بدون استعانت از اکسيژن حادث شده باشد، بايد تخمير آن را تامين کرد و باشد، که لولي پاستور ، شيميدان فرانسوي نيز آن را حيات بدون آزمايش‌هاي مربوط به هوا توصيف کرد. عمل تخمير بر اثر شکستن مولکولهاي آلي)ترکيبات حاوي کربن) انرژي لازم را در اختيار ياخته قرار مي دهد، فسفاتهاي پر انرژي از قبيل آدنوزين تري فسفات را رها مي کند.

برخي از اشکال تخمير ، مانند تخمير هاي مواد الکل ، به عنوان فرآورده فرعي ، دي اکسيد کربن توليد مي کنند. رها شدن اين گاز در جو به وسيله اشکال بي هوازي حيات ، که به اکسيژن نياز دارند، در تکامل فرايند هاي سوخت و ساز بعدي ، از جمله عمل تنفس سهيم اند.
آدنوزين تري فسفات در مرحله دوم سوخت و ساز
بعد از عمل تخمير ، پيشرفت بعدي سوخت و ساز عبارت بود از چرخه مونوفسفات ششگانه (HMP). اين عمل اساسا فرايندي بي هوازي است که به کمک انرژي حاصل از آدنوزين تري فسفات ، هيدروژن را از قند آزاد مي کند. دي اکسيد کربن نيز به عنوان فراورده فرعي به دست مي آيد. نيمي هيدروژن مربوط به چرخه HMP از آب به دست مي آيد. اين چرخه معرف مرحله‌اي نسبتا پيشرفته (طي ميليونها سال) است، زيرا ، از دشوارترين راه به هيدروژن مي رسد، نمايشگر دو رواي است که عملا تمامي هيدروژن آزاد از سياره ها فرار کرده است.
منبع خورشيدي آدنوزين تري فسفات
سومين مرحله در اين جريان تکاملي (سوخت و ساز) ، احتمالا تغيير ماده آلي به فسفات آلي به کمک نور (فرايندي که طي آن گياهان سبز انرژي نوراني را به انرژي شيميايي تبديل مي کنند) ، يعني استفاده مستقيم در توليد ATP است. انجام اين عمل مستلزم وجود ماده رنگي کلروفيل(پوروفيرين منيزيم) براي جذب نور ، حضور مواد رنگين ياخته)پروتئينهاي آهن دار) براي تبديل انرژي خارجي ، يعني نور خورشيد ، به انرژي ذخيره اي موسوم به (ATP) است.
جذب انرژي خورشيدي
همه موجودات زنده انرژي خود را از نور خورشيد کسب مي کنند، اما فقط گياهان سبز مي توانند نور خورشيد را مستقيما به کار گيرند و با کمک مواد اوليه ساده اي،مانند دي اکسيد کربن ، آب و آمونياک ترکيبات ياخته اي بوجود آورند. اين فرايند نور ساخت ناميده مي شود. قسمت اعظم موجودات ديگر بايد محصولات حاصل ار نور ساخت را به صورت غذا مورد استفاده قرار دهند، يعني گياهان استفاده کنند، يا موجوداتي را بخورند که خود با گياهان تغذيه مي شوند.
دلايل واکنشهاي شيميايي ترکيبات غذايي
واکنش هاي شيميايي مربوط به ترکيبات غذايي ، شامل پروتئينها ، قندها ، چربيها ، به دو منظور صورت مي گيرد، يعني اينکه مواد پيچيده را به ترکيبات ساده تر تبديل مي کند و ضمن اين عمل انرژي مورد نياز براي انجام فعاليتهاي موجودات زنده را فراهم مي آورند. موجودات زنده نيز با جذب يا ذخيره انرژي ، مواد پيچيده تري توليد مي کنند. فرايند اضمحلال مواد را کاتابوليسم و فرايند ساخت آنها را آنابوليسم مي گويند. مجموعه اين دو فرايند را متابوليسم مي گويند.
نقش موجودات زنده در فرايند توليد انرژي
موجودات زنده نه مي توانند انرژي را مصرف کنند نه مي توانند آن را به وجود آورند، فقط قادرند انرژي را از حالتي به حالت ديگر تبديل کنند. انرژي قابل استفاده ، به صورت گرما به طبيعت باز گرداننده مي شود. آزمايش‌هاي مربوط به گرما نمي تواند در سيستم هاي زيستي)هيدروژيکي) کار انرژي را انجام دهد، زيرا همه قسمتهاي ياخته اساسا دما و فشار يکنواختي دارند.
نقش آدنوزين تري فسفات در تبديل انرژي
آدنوزين فسفات که ترکيب شيميايي خواصي است، در تمام موجودات زنده براي تبديل انرژي به کار مي رود. اين ترکيب ، تنها در حالت قابل انرژي در ياخته است. هر ياخته اي را از هر نوع که باشد، مي‌توان همچون يک لامپ برق دانست. انرژي لازم براي روشن کردن اين لامپ مي تواند از نفت يا زغال سنگ ، يا هسته اتم ، يا آبشار تامين شود، اما اين انرژي چه به حالت گرمايي ، هسته‌اي يا جنبشي باشد، ناگزير بايد به انرژي الکتريکي تبديل شود.

به همين صورت ، آدنوزين تري فسفات نيز شبکه تامين انرژي شيميايي تشکيل مي دهد و با اتنقال انرژيش به مولکولهاي ديگر ، گروه انتهايي فسفات خود ( Psub>1 ) را از دست داده و به آدنوزين دي فسفات ( ADP ) تبديل شده است؛يا اينکه با از دست دادن دو گروه فسفات ( PP1 ) ، به آدنوزين مونو فسفات ( AMP ) تغيير مي يابد، که اين فراورده ها نيز مجدا مي توانند با کسب فسفات به ( ATP ) تبديل شوند.
واکنشهاي تاريکي فتوسنتز
واکنشهايي که باعث احياي دي‌اکسيد کربن به کربوهيدرات مي‌شوند موجب مصرف نيکوتين آميد آدنين دي نوکلئوتيد فسفات و آدنوزين تري فسفات مي‌گردند. اين واکنشها به واکنشهاي تاريکي فتوسنتز معروف هستند زيرا مستقيما به نور نياز ندارند. مکانيزم انجام اين واکنشها در گروههاي مختلف گياهي متفاوت است و ميزان بازده حاصل هم متفاوت خواهد بود.

مهندس مهدی آقابابایی

ابوسامی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 23:22 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه گه چون عشوه کند در کارش

مهزیار

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می شکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت ور نه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در کوچه معشوقه ما می گذری

بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل

جانب عشق عزیز است فرو مگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

به دو جام دگر آشفته شود دستارش

مهزیار کوچولو

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود

نازپرورد وصال است مجو آزارش

تقدیم به دوست گرامیم نجم بگعان

ابوسامی

[ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 15:15 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

رديف

نام سم

نوع سم

مورد مصرف

محل مصرف

1

راگبي

نماتد کش

پسته چای

شمال کرمان سمنان

2

دانيتول

كنه كش

درختان میوه سردسیری

استانهای غرب و شمال غرب کشور

3

بستا

علفكش

درختان میوه سردسیری

استانهای غرب و شمال غرب کشور

4

رونيت

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

5

سونالان

"

پنبه سویا  کلزا

مناطق شمالي كشور

6

گالانت سوپر

"

چغندر  پیاز

اغلب مناطق کشت

7

توفوردی

"

غلات

اغلب مناطق کشت

8

نابواس

"

پیازچغندر

مناطق چغندر کاری ساير

9

رورال تي اس

قارچكش

ضد عفونی بذر حبوبات

اکثر مناطق کشور

10

سومي ايت

"

ضد عفوني بذر غلات

اغلب مناطق گندمکاری كشور

11

ترفلان

علفكش

سویا کلزا آفتابگردان

اغلب مناطق کشت

12

كاربندازيم

قاردكش

ضد عفوني بذر

اغلب مناطق كشور

13

آدميرال

حشره كش

پنبه توتون

اكثر مناطق پنبه خیز

14

آوانت

"

كرم پنبه

اكثر مناطق پنبه خیز

15

پريمور

"

شته درختان میوه

شمال كشور

16

دارتون

"

كرم درخت ميوه(پسته)

كرمان

17

گاز متيل برومايد

"

ضد عفونی انبار

اغلب مناطق كشور

18

لاروین

"

كرم سيب زمینی سویا پسته

اغلب مناطق كشور

19

کاربوکسین تیرام

قارچكش

ضد عفوني بذر

اغلب مناطق كشور

20

لاسو

علفكش

ذرت

اغلب منا طق کشور

21

بازگران

"

حبوبات

مناطق لوبيا كاري

22

سنکور

"

نيشكر سویا

خوزستان سایر مناطق

23

بوتاکلر

"

برنج

مناطق شمالي كشور

24

آترازین

"

نيشكر

خوزستان

25

گزاپاکس

"

نيشكر

خوزستان

26

فوکوس

"

پیاز کلزا

اغلب مناطق کشت

27

وین

قارچكش

برنج

 

28

بتانال

علفكش

چغندر

مناطق چغندر کاری

29

پیرامین

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

30

آپلاود

حشره كش

پنبه

گلستان خراسان یزد

31

واپام

سم تدخینی

توتون

گلستان

32

کالکسین

قارچکش

چغندر

مناطق چغندر کاری

33

کاراتان

"

گیاهان زینتی

اغلب مناطق کشور

34

فولیکور

"

غلات

مناطق شمالي كشور

35

فلینت

"

مو سیب

آذربایجان قزوین زنجان

36

راکسیل

"

غلات

مناطق شمالي كشور

37

دودین

"

درختان میوه سردسیری

اغلب مناطق کشور

38

تیلت

"

غلات برنج نیشکر

اغلب مناطق کشور

39

توپاز

"

مو

آذربایجان قزوین زنجان

40

تریفمین

"

برنج

مناطق شمالي كشور

41

بیم

"

برنج

مناطق شمالي كشور

42

اوپوس

"

 

 

43

بایتان

"

غلات

مناطق گندمکاری

44

استروبی

"

 

 

45

آلتو

"

غلات

ضد عفونی بذر

46

ساترن

علفكش

برنج

مناطق شمالي كشور

47

گلتیکس

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

48

گرانستار

"

غلات

مناطق گندمکاری

49

لونترال

"

غلات

مناطق گندمکاری

50

فوزیلید سوپر

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

51

ستوف

"

برنج

مناطق شمالي كشور

52

سان رایس

"

برنج

مناطق شمالي كشور

53

سافاری

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

54

تارگاسوپر

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

55

تاپیک

"

غلات

مناطق گندمکاری

56

پوماسوپر

"

غلات

مناطق گندمکاری

57

پرسوئیت

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

58

برومسید

"

غلات

مناطق گندمکاری

59

بتانال

"

چغندر

مناطق چغندر کاری

60

ایلوکسان

"

غلات

مناطق گندمکاری

62

پندی متالین

"

مو عدس

زنجان قزوین سایر مناطق

63

آرادیکان

"

نیشکر توتون ذرت

خوزستان سایر مناطق

65

گالانت

"

چغندر کلزا

مناطق چغندرکاری

66

فسفر دوزنگ

موش كش

همه محصولات

اغلب مناطق کشت

 
 

به ترتیب از راست به چب مهندس سید کریم الهایی و سید چاسب فاضلی و مهندس عباس هاشمی

با تشکر از جناب آقای رضا محبوبی که تهیه و تنظیم این قسمت را عهده داشتن

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 11:6 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

عايشة ليك
فقط به خاطر تو زنده ام

عمری ایه لو مش وياك
زندگی ام بدون تو چه ارزشی دارد
ايوه عايشة عشان بهواك
بله فقط به خاطر این زنده ام که عاشق تو باشم
كل حلم لقيتو معاك بيك
تمام آرزوهای زندگیم را با تو یافتم در تو یافتم
الحياة يا حبيبي حياة
زندگی ای عشق من زندگی
و الي قبلك مش فكراه
اصلا به روزهایی که قبل ازبا توبودن داشتم فکرنمی کنم
و الي بعدك مش عيزاه
و بعد از تو هیچ چیزی از زندگی نمی خواهم
عايزه اعيش عمري بيك
می خواهم که تمام عمرم را در تو زندگی کنم
و انسي خوفي و انسي ضعفي بين ايديك
و تمام ترس و دلهره ها و ناتوانی ام را در بین دستانت فراموش کنم

 

قويني بيك
با وجودت به من نیرو ببخش
قوي قلبي عشان يعيش
به قلبم نیرو ببخش تا بتواند زندگی کند
عمري بعدك ما يساويش
بعد از تو زندگی ام هیچ ارزشی ندارد
من زمان انا بستناك
من سالهاست که انتظار تو را می کشم

 

قويني بيك
با وجودت به من نیرو ببخش
عايزه جوه عينيه داريك
می خواهم که تو را بین چشمانم قرار دهم
عايزه اعيش لك و اموت فيك
می خواهم که برای تو زندگی کنم و برای تو بمیرم
عمري ايه لو مش وياك
زندگی ام بدون تو هیچ معنایی ندارد

 

كل يوم عشتو قبلك عمر و راح
تمام عمری که قبل از با تو بودن داشتم به سرعت سپری شد
جوه حضنك انا برتاح
من در آغوش تو احساس آرامش می کنم
و الي عدى خلاص نسياء
و تمام گذشته را فراموش می کنم
ايه احلى من الي معاك عايشاه
هیچ چیز در دنیا زیباترازبا تو زندگی کردن نیست
و الي و انا جمبك حساه
و تمام احساسی را که من در کنار تو حس می کنم
كنت قبلك مش عارفاه
هیچ وقت قبلا در زندگی احساس نکرده بودم

خوانند:سمیره سعید


کلمه ها

 

عشان : به خاطر این
مش فکراه : فکر نمی کنم
عایزه : می خواهم
بین ایدیک : بین دستانت
مایساویش : هیچ ارزشی ندارد
بستناک : منتظر توام
اموت : بمیرم
برتاح : احساس آرامش میکنم
جمبک : در کنار تو

[ سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 ] [ 0:50 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

ابوسامی 

(Large cabbage butterfly)

Pieris brassicae

(Lepedoptera: Pieridae)



لارو هاي اين روز پرك از گياهان مختلف چليپا ئيان مانند كلم و كلم گل و شلغم و ترب و تربچه و كلم قمري تغذيه نموده و فقط رگبرگها را باقي مي گذارند.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت شفيره به سر مي برد و در اوايل بهار حشرات كامل ظاهر و پس از جفت گيري شروع به تخم ريزي كرده و در هر نوبت يك دسته تخم 20 الي 30 عددي روي گياهان تيره كلم قرار مي دهد. مجموع تخمها ممکن است تا 200 عدد هم برسد . تخمها پس از 5 تا 8 روز باز شده و لاروهای کوچک برای مدتی به طور دسته جمعی زندگی کرده و از قسمتهای لطیف برگها تغذیه می کنند . لاروها به تدریج که بزرگتر میشوندزندگی دسته جمعی را ترک کرده و پخش می شوند . لاروهای درشت ضمن تغذیه از برگهای کلم فقط رگبرگهای بزرگتر را بجا می گذارند . لارو دارای سه سن لاروی و دوره لاروی حدود دو هفته طول می کشد . وقتی لارو کامل شد برای شفیره شدن خود را به اشیا مجاور اعم از چوب و غیره محکم کرده و بوسیله جند تار ابریشم به اشیا مزبور وصل و سپس تبدیل به شفیره می شود . دوره شفیرگی حدود یک تا دو هفته طول می کشد . در سال 2 تا 4 نسل دارد.

کنترل:

1- دشمنان طبیعی

*

زنبور پارا زیتو ئید لارو

Apanteles glomeratus (Hymenoptera : Braconidae)



*

زنبور پارا زیتوئید تخم

Trichogramma brassicae(Hymenoptera: Trichogrammatidae)

2- مبارزه شیمیایی:

در صورت لزوم مبارزه شیمیایی از کارباریل (سوین) به نسبت 3 کیلوگرم یا تری کلروفن 1.5 کیلوگرم در هکتاربا دیدن اولین لاروهای افت استفاده می شود

[ سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 ] [ 0:20 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

شب پره زمستانی

Agrotis segetum
شب پره زمستانی، کرم طوقه بر
Winter Moth, Cutworms


مقدمه:
   شب پره زمستانی که در تمام مناطق ایران شیوع دارد علاوه بر چغندرقند به ریشه و طوقه عده ای دیگراز گیاهان زراعی از قبیل: پنبه, خیار, کدو, سیب زمینی, یونجه, آفتابگردان, ذرت, کنجد, سوزا, بادمجان, گوجه فرنگی, هویج و گندم حمله می کند و در ابتدای رویش گیاهان مذکور که جوان هستند صدمه زیادی می زند.


شکل شناسی :
 حشره کامل شب پره بزرگی است که رنگ بالهای رویی آن متغیر است و از قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره متمایل به سیاه دیده می شود.مهمترین علامت مشخصه شب پره ها وجود سه لکه روی هریک از بالهای رویی میباشد که ترتیب قرارگرفتن آنها از قاعده بال عبارت است از:یک لکه کشیده که تقریبا بشکل مثلث یا منقار پرندگان است سپس یک لکه گرد تقریبا در وسط بال و یک لکه لوبیایی در نزدیکی راس بال قرار گرفته است. اطراف لکه های گردو لوبیایی را خط سیاهی احاطه کرده که کاملا آنها را مشخص میکند بالهای زیری پروانه روشن است .عرض پروانه ها با بالهای باز در حدود  27-30وطول آنها 14-22 میلیمتر است. شکل تخمها نیمکره ای و قاعده آنها مسطح است.
در طول پشت بدن لارو یک نوار باریک روشنی وجود دارد که گاهی جریان خون اززیرآن نمایان است. پشت سینه اول یک لکه قهوه ای یا سیاه رنگ پهن وجود دارد در سایر حلقه های بدن لارو خالهای سیاه زگیل مانندی دیده می شود که روی هریک از آنها یک مو وجود دارد. شفیره ها درون گهواره های بیضی شکلی که بوسیله لارو از خاک ساخته میشود در زیر خاک قرار دارند. در انتهای بدن شفیره تعدادی خار وجود دارد دو عدد آنها بزرگ و بشکل قلاب بوده و کاملا نمایان هستند و بقیه کوچکتر بوده و با چشم مشخص نیستند.


طرز خسارت:
لارو شب پره زمستانی از قاعده دمبرگها و گردن (طوقه) ریشه چغندر و سایر گیاهان تغذیه می کند و در نتیجه یک حفره  نسبتا بزرگی در طوقه گیاه بوجود می آید که باعث قطع ریشه از ساقه و خشکیدن گیاه جوان می گردد. خسارت لاروهای شب پره زمستانی در مزارع  چغندر کرپه و جوان فوق العاده زیاد و با اهمیت است و چنانجه تراکم آفت در بعضی از مزارع کرپه زیادباشد منجر به نابودی زراعت ودوباره کاری می گردد.خسارت آن گاهی باعث از بین رفتن کامل مزرعه گوجه فرنگی در مرحله نشاء می شود.


زیست شناسی:
شب پره زمستانی معمولا زمستان را به صورت لارو بالغ در عمق 15-10 سانتیمتری خاک می گذراند.در بهار پس از گرم شدن هوا لاروهای بالغ از عمق زمین به طرف سطح خاک(حدود 6-5 سانتیمتری) بالا می آیند و برای خود لانه ای از خاک به شکل گهواره تهیه می کنند و در داخل آن تبدیل به شفیره می گردند. پس از مدتی که در حدود 15 تا 20 روز طول می کشد از درون شفیره ها شب پره ها بیرون می آیند. موقع خروج شب پره های زمستانی در بهار بستگی به درجه حرارت و رطوبت دارد بنابراین تعیین موقع دقیق آن مشکل است.
حشره کامل تخمهایش را به طور تک تک و یا دسته های چند تایی(از 1تا8 عدد) در پشت برگ های چغندر و یا علفهای هرزی مانند پیچک, سلمه و پنیرک قرار می دهد. تخمها در شرایط مساعد 4 تا 5 روز بعد باز می شوند و لاروهای جوان خارج می گردند و در ابتدا از برگهای جوان تغذیه می کنند و پس از عوض کردن پوست که مدت زیادی طول نمی کشد  وارد سن دوم می شوند و از این مرحله به بعد پای بوته های چغندرمی روند . لاروها روز را در زیر خاک پای بوته ها  درحالت استراحت و یا مشغول تغذیه از گردن ریشه (طوقه) هستند و از اوایل غروب به بعد بیرون می آیند وبه تغذیه   شدید خود از انتهای دمبرگها و طوقه ادامه می دهند.
 دوران لاروی در شرایط مساعد حدود یک ماه به طول می انجامد و دراین مدت پنج مرتبه پوست عوض می کنند تا به مرحله تکامل برسند و پس از آن در داخل خاک   تبدیل به شفیره می گردند. اولین نسل آفت که از نیمه اول اردیبهشت ماه شروع می گردد برای مزارع چغندر بسیار خطرناک و صدمه آن شدید است و همچنین نسل سوم آن در مزارع چغندربذری در شهریور ماه خسارت فوق العاده ای به محصول وارد می کند.این آفت بسته به شرایط محیطی 4-3 نسل در سال دلرد که خسارت نسل بهاره آن از همه مهمتر است.


مبارزه:
تشخیص موقع مبارزه با شب پره در مزارع چغندر بسیار آسان است زیرا در اثر تغذیه لارو از گردن ریشه بوته ها پلاسیده می گردند و صبح زود این علامت به خوبی نمایان است . چنانچه خاک این بوته ها کمی عقب زده شود لاروهای شب پره زمستانی در نزدیکی طوقه گیاه و یا کمی دورتر به حالت مارپیچ مشاهده می گردند. بعلاوه طوقه بوته های خسارت دیده سیاه شده و حفره ای در آنها دیده می شود. بنابراین از اوایل اردیبهشت ماه که موقع بروز افت می باشد باید مزارع را همه روزه بازدید کرد.


از عواملی که به مبارزه شیمیایی کمک می کنند :
شخم عمیق بعد از برداشت محصول برای از بین بردن لاروها
وجین علفهای هرز مزرعه چغندر و نابود کردن آنها در بهار
کولتیواتور زدن زراعت
دادن یخ آب زمستانه
نحوه مبارزه شیمیایی:
برای مبارزه شیمیای از طعمه پاشی استفاده می گردد.
طعمه شامل:
لیندین 25% (به صورت امولسیون یا پودر) 600تا 1000گرم
سبوس گندم (یا کنجاله تخم پنبه)           100 کیلوگرم
آب                                             50 لیتر
طرز تهیه طعمه بدین ترتیب است که ابتدا سم را در آب کاملا حل کرده و به تدریج روی سبوس می ریزند و با پارو خوب مخلوط می کنند. طعمه نباید خیلی خشک باشد که در موقع پاشیدن باد آنرا ببرد و همبنطور نباید رطوبت آن زیاد باشد که بهم چسبیده و به صورت خمیر در آید.مقدار طعمه مسموم در هکتار بسته به نوع زراعت که خطی یا کرتی باشد فرق می کند و معمولا حدود80 کیلوگرم است . موقع پخش طعمه هنگام عصر و غروب آفتاب است که لارو ها از زیر خاک بیرون می آیند و در صورت لزوم باید طعمه پاشی را 4 تا 5 روز بعد تکرار کنند.

 

سید چاسب فاضلی

ابو سامی

 

[ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 ] [ 23:53 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

Calliptamus italicus

خانواده : Acrididae

زير خانواده ی : Catantopinae

 

مشخصات ظاهری :

حشره ی نر به طول mm 25 – 16 و حشره ی ماده به طول  mm  35-20 است.

به رنگ زرد تا قهوه ای ، گاهی قهوه ای تيره با لکه های خاکستری يا قهوه ای می باشد.

مهمترين مشخصه ی اين حشره وجود 3 خط طولی برجسته در روی پيش گرده يکی در وسط و 2 عدد در طرفين ، می باشد .

همچنين پيش گرده  دارای  3  شيار عرضی است که خطوط برجسته ی طولی را قطع می کند.

بالهای جلويی با لکه های ريز قهوه ای و نامنظم می باشد . ران پاهای عقبی بسيار قوی در سطح داخلی به رنگ قرمز با 3 لکه ی تيره رنگ ، همچنين ساق پاهای عقبی به رنگ قرمز روشن است .

کپسول تخم به شکل استوانه ای و راست بوده و کمی خميدگی دارد.

طول کپسوول تخم mm 35 می باشد.

پوره ها ابتدا به رنگ قهوه ای مايل به خاکستری بوده ولی در سنين آخر پورگی شبيه حشرات کامل می باشند.

 

گياهان ميزبان و نحوه ی خسارت :

به گياهان جنس Artemisia ( درمنه ) و salvia ( مريم گلی ) که عمدتا درر حاشيه ی مزارع و کنار جاده ها وجود دارند . همچنين به اغلب گياهان مرتعی حمله می کند.

در صورت افزايش جمعيت و طغيان آنها به محصولات زراعی به خصوص غلات ، گياهان صيفی و صنعتی حمله می کنند و با تغذيه از اندامهای هوايی باعث خسارت می گردند.

 

زيست شناسی :

زمستانگذرانی به صورت تخم در داخل کپسول تخم می باشد .

وجود رطوبت کافی در مجاورت تخم ها ضروری است .

حشره ی ماده تخم های خود را به صورت دسته جمعی در يک منطقه ی مشخص قرار می دهد.

هر حشره ی ماده حدود 4 تا 6 کپسول تخم می گذارد   در هر کپسول تخم 25 تا 30 عدد تخم وجود دارد.

دارای 5 سن پورگی می باشد که جمعا 5 تا6 ماه طول می کشد .

ملخ ايتاليايی به نام ملخ بومی نيز معروف است و يک نسل در سال دارد.

    

 سید چاسب فاضلی

برگرفته از جزه آفات گیاهان زراعی

جهاد دانشگاهی واحد کاشمر

 

[ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 ] [ 16:48 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


- در بین عوامل موثر بر مرغوبیت تاثیر منطقه کشت بیشترین و کود ازته هم پس از آن تاثیر بر روی مرغوبیت قند دارد.

عوامل کشت 37% کود ازته 20% رقم و به زراعی 16% بارندگی و اقلیم11%

- در اواخر تابستان هوا رو به خشکی می رود و مقدار برگها کاهش یافته اند و تنفس کم می شود و غده در حال رسیدگی تکنولوژی می باشد دادن کود ازته زیاد باعث رشد برگها شده و از درصد قند می کاهد آبیاری زیاد نیز باعث جذب بیشتر می گردد، پس در این شرایط آبیاری کمتر و ندادن کود ازته توصیه می شود.

- در شرایط کشت زمستانه (خوزستان) درصد قند کمتر می باشد.



- متوسط برداشت 27-24 تن در هکتاری باشد.

- قند ابتدا در برگها بصورت قند ساده است سپس به غده رفته در آنجا تبدیل به ساکارز شده و ذخیره می گردد البته به صورت ساکارز هم در برگ ساخته می شود ولی کمتر است.

- با افزایش ازت محصول قند ابتدا کمی افزایش و سپس کاهش می یابد ولی درصد قند از همان ابتدا کاهش می یابد و محصول غده افزایش می یابد.

- رسیدگی فیزیولوژیکی چغندرقند، 2 سال پس از کاشت است ولی رسیدگی تکنولوژیکی هنگامیست که قند افزایش املاح کاهش یافته باشند.

- اگر چغندر قند یخ زده برداشت شود و سریعاً به کارخانه انتقال یابد می توان استفاده نمود ولی اگر یخ آن آب شود ، ساکارز به قندهای انورت تبدیل شده و می گندد.

- بهترین شرایط جهت چغندرقند بهاره وجود تابستان گرم جهت تامین حداکثر رشد و پائیز آفتابی با درجه حرارت شبانه نزدیک به صفر

- هوای سرد پس از کشت در بهار میتوان رشد چغندر قند را تا حد زیادی کاهش دهد.

- افزایش طول روز باعث افزایش وزن ریشه ها و مقدار ساکارز تولیدی تا 2 برابر خواهد شد ولی روی رشد قسمت های هوایی تاثیر چندانی ندارد.

- چغندر قند احتیاج به نور با شدت زیاد دارد.

- طوقه همان هیپوکوتیل و گردن اپی کوتیل می باشد.

- در برش عرضی چغندر دوایر تیره و روشن متحدالمرکزی مشاهده می شوند لایه تاریک دسته جات آوندی و دوایر روشن سلولهای حاوی قند هستند در چغندرقند 12-8 دایره و در چغندر علوفه ای 5-3 عدد وجود دارد.

- درصد ماده خشک ریشه با افزایش سن افزایش می یابد.

- در نتیجه عملیات به نوادی درصد قند واریته های چغندر قند را به 16 تا 20 درصد رسانده اند.

- به ازاء هر کیلوگرم مواد ناخالص که در شیره چغندر قند باشد 5/1 کیلوگرم قند در ملاس تلف می شود.

- کلیه ترکیبات ازته را که نمیتوان از عصاره جدا نمود ازت مضره نامیده می شوند . مثل بعضی اسیدهای آمینه (بتائین-تیروزین- آسپاراوین) ولی پروتئین ها و آمیدها موقع استخراج به آسانی جدا می شوند.

- برگها بصورت دایره ای قرار داشته که مسن ترین آنها در خارج قراردارد. با خشک شدن و ریزش هر برگ، برگ جدیدی جایگزین می شود. چون تشکیل برگهای جدید به قیمت تلف شدن قند تمام می شود باید از تلفات برگ جلوگیری نمود .

- ساقه گل دهنده از مرکز طوقه بیرون می آید و دارای برگهای کوچک و باریکی می باشد.

- چغندر قند دگرکشن است.

- جهت کشت زمستانه (خوزستان) و جلوگیری از گلدهی میتوان تاریخ کشت را کمی عقب تر برد.

- چغندرقند معمولاً دیپلونید است. باکلشی سین آنرا تتراپلوئید نموده و با یک دیپلوئید تلاقی داده و تریپلوئید بوجود آورده اند. بذور تجاری معمولاً مخلوطی از ارقام دیپلوئید – تتراپلوئید و تریپلوئید هستند که مقدار تریپلوئید بیشتر است.

- باید حداقل 4 سال فاصله بین کشت چغندر با گیاهان دیگر حساس به نماتد وجود داشته باشد.

- در مناطق آلوده به نماتد بهترین گیاه قبل از چغندر قند یونجه می باشد.

- در بعضی آزمایشات از ازت دمبرگ جهت تعیین نیاز گیاه به کود ازته استفاده می شود. 1000ppm> نباید بشود.

- از ازت دمبرگ جهت بهترین زمان برداشت هم می توان استفاده کرد هرگاه کمترین مقدار باشد برداشت مناسب است.

- مصرف زیاد فسفر از تاثیر سوء ازت زیاد نمی کاهد و ممکن است درصد ساکارز ریشه را کاهش دهد.

- پتاس کافی جذب ازت زیاد را محدود می کند ولی پتاس زیاد باعث افزایش خاکستر شیره چغندر شده و نامطلوب است.



- جهت افزایش تراکم کم کردن فاصله بین ردیفها اثر بهتری از کم کردن فاصله روی ردیفها دارد. 100000 -80000

- چغندر قند 3/2 نیاز رطوبتی خود را از لایه فوقانی خاک تامین می کند .

- آبیاری بارانی منجر به غلظت کمتر قند و کاهش کیفیت چغندر قند می گردد.

- به ازاء هر تن غده 4/3 تن تفاله تولید می شود که ارزش غذایی آن 3/2 ارزش غذایی سیلوی ذرت است.

- به ازاء هر تن چغندر 9تا 4 کیلوگرم ملاس تولید میشود.

- راندمان فتوسنتزی گونه های اهلی بیشتر از اجداد وحشی نیست بلکه برگهای عمودی تر گونه های اهلی بروی هم سایه نمی اندازد.

- از کل شکر تولیدی در جهان 60% از نیشکر و 40% ازچغندرقند استحصال میشود.

- کاشف قند در چغندرقند مارگراف و بنیانگذار صنعت قند شاگردش آخارد بود.

- ماده خشک برگ و طوقه:27% غده:70% و ریشه ها 3% میباشد.

- هرچه شرایط محیطی، جوی، تغذیه ای و... به نفع برگ حرکت کند، تولید قند کمتر میشود.

- بهترین نسبت غده به برگ 1 به 08/0 می باشد.

- قسمت نوک چغندر دارای 4% قند بوده و غالباً شکسته شده و جزو تلفات محسوب میشود.

- بیشترین میزان قند در مرکز غده میباشد.

- پایین ترین محل اتصال برگ به غده، طوقه نامیده میشود.

- از قسمت مرکز، بیشترین کاهش را به طرف طوقه و کمترین کاهش را به طرفین داریم.

88% غده ذخیره ای قابل انتقال به کارخانه است.(12% باقیمانده:4 % نوک و 8% افت سبزینه ای بالا)

- پس حداقل مقداری که میشود به کارخانه برد 92=4+8 8 درصد میباشد.

- عواملی که ریشه چغندر را منشعب میکند:

1) کم عمقی خاک زراعی 2) فشردگی خاک 3) پخش کود حیوانی و کود سبز و شخم عمیق 4) بوته نشاء شده 5) پاره شدن ریشه اصلی در هنگام تنک کردن 6)آلودگی مزارع به نماتد و سایر آفات

- منشعب شدن غده در اوایل یک مساله ژنتیکی بود ولی حالا یک مساله زراعی است.

- کود حیوانی را به چغندر قند که نیاز به شخم عمیق دارد نمیدهیم.

- بهترینph برای چغندرقند 2/7 است در ph بالاتر کمبود عنصر بر و در ph پایین تر مساله غیر قابل حل بودن فسفر را داریم.

- در زمینهای سبک و هموسی تا ph=5/5 در صورتیکه اسیدی بودن خاک منشاء آلی داشته باشد، مناسب است.

- بر با رطوبت نسبت دارد. در ph بالا بر تثبیت میشود ولی با آبیاری مقدار بر قابل جذب را افزایش میدهیم. در خوزستان چون کشت پاییزه است و آبیاری هم میکنیم(بر خلاف مناطق با کشت بهاره که آبیاری نمیکنند) مشکل کمبود بر نداریم.

- کمبود بر باعث سیاه شدن برگها و طوقه و شکسته شدن برگهای قدیمی میگردد.

- چغندر در خاکی که فعالیت بیوتکنولوژی مناسب داشته باشد، رشد خوب دارد ولی اگر فعالیت بیوتکنولوژی زیاد شود، ازت قابل کنترل نیست و کیفیت پایین می آید.

- بذور چغندر قند پلی جرم (چند جوانه ای):4-2 جوانه دارد، تک جوانه ای:1) ژنتیکی : 1-1 با روپوش 2-1 بدون روپوش

2) مکانیکی:

1-2 با روپوش 2-2 بدون روپوش

- مواد روپوش: رس- پودر سنگ- حشره کش- قارچ کش- احتمالاٌ هورمون رشد.

- بذور جوانه اگر روپوش نداشته باشند، ژنتیکی نسبت به مکانیکی قدرت جوانه زدن بهتری دارد.

[ یکشنبه چهاردهم آذر 1389 ] [ 19:8 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

  
 حبيبي يا غرامي , يا كلامي , يا احلامی
عزيزم اي عشق من , اي تمام ترانه هاي من , اي روياي من
قربي ليا
به من نزديک شو
 خدي عينيا منتي اللي ليا في الدنيا ديه
چشمانم را از من بگير من در اين دنيا تنها تو را دارم

 

 

حبيبي وانا جمبك حاسس بالدنيا تانية
عزيزم زماني که من در کنار تو هستم احساس می کنم که در دنیایی دیگر سیر می کنم
قربي ضميني خذيني مرة تانية
به من نزديک شو من را در آغوشت پنهان کن و من را دوباره  در بر بگیر

 

تعال  حبيبي نعيش العمر كل
عزيزم بيا که تمام عمر را در کنار هم زندگي کنيم
تعال  في قلبي وحسي الحب كل
به قلب من نزديک شو و تمام عشقي که نسبت به تو دارم را احساس کن
تعال في حضني وحس الحب كل
به آغوش من بيا و احساسات عاشقانه ي من را حس کن

سامو زین

[ پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ] [ 20:8 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مش قادر ابعد عنك تاني حبيبي
دیگر نمی توانم از تو جدا بشوم عزیزم
آه يا حبيبي لو حتى ثواني
آه عزیزم حتی یک ثانیه نیز نمی توانم دوریت را تحمل کنم
عايش فيك و انت بعيد عني حقيقي
با وجود تو زندگی می کنم در حالیکه تو ازمن واقعا دورهستی
ايوه حقيقي و عينيك وحشاني
بله واقعا ودلم برای چشمانت تنگ شده است

 

يا حبيبي انت الي ليه
عزیزم تو تنها مال من هستی
من كل الدنيا ديه
از تمام این دنیا من فقط تو را دارم
 يا حبيب قلبي و عينيه
عزیز دلم و ای چشم من
انا روحي فيك
روح من متعلق به توست

 

برتاح و انت في حضني
وقتی تو را درآغوشم می بینم احساس آرامش می کنم
قرب مني و خذني
پیش من بیا  و من را با خودت ببر
ده عينيك دايما تقول
چشمانت همیشه به من می گویند
انا كلي ليك
که من مال توام

 

دايما حوليا و جوا عينيه حبيبي
همیشه تو را در کنار خود و دراعماق قلبم حس می کنم عزیزم
ايوه حبيبي دايما على بالي
بله عزیزم من همیشه به تو فکر می کنم
ساكن احلامي و كل كلامي حقيقي
تو تنها رویای من هستی و تمام حرفهایم واقعیت دارد
ايوه حقيقي صورتك قدامي
بله حقیقت دارد همیشه عکس تو جلوی چشمانم است 

 

[ پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ] [ 20:2 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

راغب علامه

نسینی الدنیا
باعث شو که دنیا را فراموش کنم


نسینی الدنیا نسینی العالم
باعث شو که دنیا را فراموش کنم،‌ باعث شو که دنیا را فراموش کنم


دوبنی حبیبی وسبنی اقولک احلی کلام
مرا ذوب کن عزیزم، و باعث شو زیباترین واژه ها را به تو بگویم


لو الف الدنیا لو الف العالم
اگر هزار دنیا، اگر هزار دنیا باشد

مش ممکن زی غرامک انت الاقی غرام
برای من ناممکن است که عشقی چون تو را پیدا کنم

لو اقولک انی بحبک
اگر به تو بگویم که دوستت دارم

الحب شویة علیک
عشق برای تو آسان خواهد بود

لو ثانیة انا ببعد عنک
اگر برای یک ثانیه از تو دور باشم

برجع مشتاق لعنیک
با اشتیاق چشمانت باز می گردم

ضمنی خلیک ویایة
ما نگهدار و با من باش

دوبنی ودوب فی هوایة
مرا ذوب کن و در عشق ذوب شو

تعال نعیش اجمل ایام
بیا تا زیباترین روزها را با هم زندگی کنیم

کان اجمل یوم فی حیاتی
زیباترین روز در زندگی من بود

یوم ماقابلتک یاحیاتی
روزی که دیگر در زندگی ام ندیدم

ماقدرتش اتحمل من غیر ماافکر لحظة
من نمی توانم بدون تو تاب آورم، نمی توانم برای یک لحظه فکر کنم

لقیتنی بدوب فی هواک
مرا ذوب شده در عشقت پیدا می کنی

خدتنی من کل الناس عشت فی اجمل احساس
مرا از همه مردم می گیری، من در زیباترین احساس زندگی کردم

ونسیت یاحبیبی الدنیا معاک
و با تو دنیا را فراموش می کنم عزیزم

اناشایلک جوه عنیّه والدنیا دی شاهده علیّه
تو را دورن خودم بالا می برم و دنیا شاهد من است

انا جنبک وبحبک
من کنار توام و دوستت دارم

مش ممکن اقدر انا یا حبیبی انساک
نمی توانم فراموشت کنم عزیزم

بتمنی العمر یطول وافضل احبک علی طول
آرزو می کنم روزگار ادامه یابد و تو را همیشه دوست داشته باشم

ده انا یاما حلمت اکون ویاک
این همان است که همیشه رویایش را دارم که با تو باشم

-------------------------------------------

 

deborah.mihanblog.com

 

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 14:41 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

نسبت كم اكسين به سيتوكنين مناسب تشكيل جوانه نابجا است گونه هايي كه سيتوكنين بالايي دارند ريشه زايي سخت تري دارند بكارگيري سيتوكنين هاي مصنوعي از تشكيل ريشه در قلمه ساقه جلو گيري ميكند

جيبرلين ها

در سال 1939 اسيد جيبرليك براي اولين بار در ژاپن كشف شد در اصل بدليل اثرش روي  طويل شدن  ساقه برنج شناخته شد درغلظت هاي زياد از تشكيل ريشه نابجا جلو گيري مي كند .جيبرلين در غلظت هاي  خيلي بالا مانع ريشه زايي ميشود 

اسيد آبسيزيك

گزارشهايي مربوط به اثر آن درروي ريشه زايي متفاوت است چون اين تركيبات داثر اسيد جيبرليك را كاهش مي دهد ممكن است ريشه زايي را تقويت كند يا ممكن است به علت جلو گيري از حركت اكسين ها ما نع ريشه زايي شود

اتيلن

ميتواند روي تشكيل ريشه اثر افزايشي يا كاهشي يا بي  اثر باشد (بسته به نوع گياه)

اثر روي جوانه

 

در سال 1985 آقاي دو آمل دو مونسه تشكيل ريشضه ها ي نابجارا براساس حركت شيره گياهي رو به پايين توصيف كرد .در سال 1929 براي اولين بار وجود يك عامل ريشه زايي  اختصاصي توسط  went      گزارش شد كه انرا Rhizocaline   نا ميد. اگر قلمه ها در زماني كه گياه فعال است گرفته شوند جوانه ها اثرات تسهيل ريشه زايي خوبي دارند برگ هايو جوانه ها جايگاه توليد اكسين هستند در سال 1995 پيشنهاد شد كه مي توان رايزو كالين را مجموعه اي پيچيده اي از سه ماده د انست 1)عامل اختصاصي : كه از برگها انتقال يافته واز نظر شيميايي( اور تو دي هيدروكسي فنول) است 2)عامل غير اختصاصي (اكسين) : كه جابجا شده واز نظر بيو لوژيكي به غلظت كم مو جود است 3) آنزيم اختصاصي: كه در سلولهاي برخي  بافت ها وخود داشته وبه احتمال زياد از نوع اكسيداز پلي فنول است.   

 

اثر برگ بر ريشه زايي

 

با پژوهش بر روي آوا كادو نشان داده شده است كه كربو هيدراتها يي كه از روي برگها انتقال مي يابد.بدون ترديد به شكل ريشه كمك مي كند اما اثرات آسان كننده  ريشه دهي  برگها و جوانه ها به احتمال مربوط به عوامل ديگري  است  كه به طور مستقيم  عمل مي كند كه اين ها را كو فاكتور(cofactor)  يا سينر ژيست ها يا تشديد كننده هاي عمل اكسين يا همفسرساز گويند . مثلا يك كوفاكتور به نام اسيد كلروژنيك است .مثلا تركيب ديگري به نام  كاكتول )مثلا يك كوفاكتور به نام اسيد كلروژنيك است .مثلا تركيب ديگري به نام كاتكولي catechol)) به صورت تشديد كننده عمل اسيد ايندول استيك ("IAA) در ماش عمل مي كند.اسيد آبسيزيك به احتمال يكي از كوفاكتور هايريشه زااست كه احتمالا به علت خنثي كردن اثر اسيد جبيرليك مانع تشكيل ريشه مي شود.

باز دارنده هاي دروني ريشه زايي

قلمه هاي برخي از گياهان سخت ريشه زا ممكن است به دليل وجود بازدارنده هاي طبيعي ريشه ندهند كه آبشوئي قلمه ها باعث افزائش كيفيت و كميت ريشه ها مي شود گياهان در ارتباط به آغازش ريشه هاي نا بجا به سه گروه تقسيم مي شوند1) گياهاني كه بافت ها يشان  مكواد وختلفي از جمله  اكسين را كه براي ريشه زايي اهميت دارد توليد مي كنند در صورت  قرار گرفتن اين قلمه ها در شرايط مناسب به سرعت  ريشه دار مي شوند( قلمه هاي سهل ريشه زا)2)گياهاني كه در آنها كو فاكتورهاي طبيعي به مقدار كافي موجود است

ولي مقدار اكسين آنها محدود است كاربرد اكسين روي  قلمه هاي اين گياهان ريشه زايي را به ميزان زيادي  افزايش  مي دهد / مثل فلمه زيتون (منوسط  ريشه زا علت آن كمبود اكسين)

3) گياهاني كه فاقد يك يا چند كوفاكتور دروني هستند اما اكسين در آنها ممكن است  به مقدار زياد موجود باشد  كاربرد  اكسين  روي اين قلمه ها واكنش  ناچيزي  ايجاد  كرده يا بطور كلي واكنش ايجاد نمي كند (مثل هست دارها : هلو.  شليل  . بادام. گردو)

عوامل  و ثر در باززايي گياهان از قلمه 

1)انتخاب مواد قلمه اي از گياهان مادري(شرايط محيطي و فيزيولوژيكي گياهان مادري بر ريشه زايي قلمه ها موثر است)

2 )تيمار قلمه ها/ نگهداري قلمه ها –تنظيم كنند هاي رشد – مواد غذايي معدني قلمه ها-آبشوئي مواد غذايي –قارچ كش ها –زخم زني)

3)شرايط محيطي در حين ريشه زايي:رطوبت- دما –نور-محيط ريشه زايي 

 

1) شرايط فيزيولوژيكي ومحيطي  گياه مادري وابسته به ژنوتيپ وهمچنين شرايط محيطي است

 

تنش آبي:

 اغلب افزايش گران بر مطلوب بودن قلمه گيري وقتي كه مواد گياهي حالتي شاداب دارند تاكيد ميكنند . قلمه هاي كه گياهان مادري آنها كمبود آب دارند موجب كاهش ريشه زاي مي شوند .

دما:اثر پيچيده اي روي ميزان اكسين و ساير مواد درون زايي موثربر ريشه زايي دارند اگر چه به نظر مي رسد كه دماي  هواي گياهان مادري نقش كمي در ريشه زايي قلمه دارد  

نور:طول مدت نور –شدت نوروطول موج نور روي شرايط گياه مادري وريشه زايي قلمه ها تاثير مي گذارد

 

بعضي از گياهان در شرايط روز كوتاه ريشه زايي قلمه هاي آنها بيشتر است وبعضي ديگر در شرايط روز بلند.

تاريك رويي:قرارگرفتن گياهان قبل از قلمه گيري در تاريكي است كه باعث مي شود مواد افزايشي گرفته شده(قلمه ها)" ريشه زايي بهتري داشته باشند (چون در تاريكي رشد رويشي بيشتر وگياه كشيده تر مي شود 

 

كربوهيدراتها:

رابطه بين كربو هيدراتها وريشه نابجا هنوز روشن نيست ولي بطور كلي هرچه قلمه ها كربوهيدرات بيشتري داشته باشند ريشه زايي آنها نيز بيشتر است

ريشه زايي شاخه هاي جانبي و انتهايي:

شاخه هاي جانبي ريشه زايي بهتري نسبت به شاخه هاي انتهايي دارنددرريشه زايي قلمه ها يي كه ازبخش هاي مختلف شاخه گرفته ميشود تغييراتي مشاهده مي شود در اغلب موارد زيادترين ريشه زايي در قلمه هايي ديده مي شود كه از بخشهاي پايين شاخه گرفته مي شود زيراكربو هيدراتهادر پايين شاخه انباشته شده وبه احتمال زيادتعدادي از آغازنده هاي ريشه تحت تاثير مواد آسان كننده ريشه زايي ساخته شده وتوسط جوانه ها وبرگها در قسمت پايين تجمع مي يابند

شاخه هاي رويشي وگلدار:

در گونه هاي آسان ريشه زاخيلي تفاوتي درريشه زايي شاخه هاي گلدار ورويشي وجود ندارد. امااين عامل در گونه هاي سخت ريشه زااهميت مي يابد مثلا درزغال اخته آبي رنگ .قلمه هاي چوب سختي كه از شاخه هاي داراي غنچه گل گرفته شده بودند در مقايسه با شاخه هايي كه فقط داراي جوانه رويشي بودند ريشه زايي خوبي نداشتند .اغلب توصيه ميشود مقداري پاشنه(يك قطعه كوچك از چوب مسن تر )در ته قلمه نگه داشته شود تا حداكثر ريشه زايي حاصل شود. اين كار براي ريشه زايي قلمه هاي چوب سخت مفيد است دليل اين امر وجود آغازنده هاي ريشه از پيش تشكيل شده در چوب مسن تر است 

زمان قلمه گيري:

در بسياري از گونه ها يك دوره بهينه از سال براي ريشه زايي وجود دارد در گونه  هاي خزاندار قلمه هاي چوب سخت را مي توان درفصل خواب گياه (از ريزش برگ تا قبل از بيدار شدن گياه)گرفت  قلمخ خاي چوب نرم ويا چوب نيمه سخت (زيتون) برگدار مي توانند درفصل رشد گرفته شوند /گونه هاي هميشه سبز باريك وپهن برگ كه يك يا چند جهش رشدي دارند قلمه ها را مي توان در اين جهش هاي رشدي گرفت / قلمه هاي برخي  از گونه ها مانند  برگ نو را مي توان در هر موقعي از سال گرفت /چنانچه قلمه هاي برگدار زيتون  در اواخر بهار وتابستان گرفته شوند وزير مه پاش قرار گيرند ريشه زايي خوبي خواهند داشت  اما اگر همين قلمه هادروسط زمستان گرفته شوند ريشه زايي آنها تقريبا صفرخواهد بود به طور معمول قلمه هاي چوب نرم  بسياري از گونه هاي چوبي كه در بهار يا تابستان گرفته مي شوند  از قلمه هاي چوب سخت گرفته شده در زمستان ريشه زايي آسانتري دارند از اين رو براي گياهان سخت ريشه زا اغلب لازم است كه قلمه هاي چوب نرم را بكار گرفت /هميشه سبز هاي سوزني برگ بهترين نتيجه زماني حاصل ميشود كه قلمه ها اواخر پاييز تا زمستان گرمته شود . در سرو كوهي ريشه زايي د ر فصل رويش فعال حداقل ودر دوران ركود رشدي حداكثر است.

تيمار قلمه ها:

جابجاي مواد قلمه اي:

 فقط قلمه ها ي با كيفيت خوب بايستي براي تكثير جمع اوري شود كنترل كيفيت قلمه ها با كنترل كيفيت گيا هان مادري اغاز مي شود بسياري از افزايش گران قلمه ها را در صبح زود از گياها ن مادري مي گيرند چون در اين موقع شاداب هستند و اگر بلا فاصله استفاده نكنيم بايد در محيط مرطوب و دماي 4-8 درجه قرار داده شوند نگهداري قلمه هاي رودندرون     rododanderon در كيسه هاي در دماي 21-23 درجه به مدت 21 روز ميباشد قلمه هاي بسياري از گياهان برگ ساره اي (برگ زينتي) گرمسيري از امريكا به اروپا صادر ميشود كه 4-24 روز طول ميكشد مدتي كه قلمه در راه است ممكن است به خاطر تنفس زياد تر –حذف نور –از دست دادن رطوبت – عوامل بيماري زا –تجمع اتيلن  كيفيت قلمه ها كاهش يابد. قلمه هاي كروتن هنگام انبار شدن به مدت 5-10 روز در دماي 15-30 درجه كيفيت خود را حفظ مي كنند عمر انباري قلمه هاي ريشه دار شده شمعداني با نگهداري در كيسه هاي پلاستيكي در رطوبت  زياد و دماي 4درجه و همچنين شدت نور كم خوب ميباشد .

 

تنظيم كننده هاي رشد:

 

اكسينهاي طبيعي مانند اسيد ايندول استيك و اكسينهاي سنتز شده مانند اسيد ايندول بوتريك و اسيد نفتالين ميتواند ريشه هاي نا به جا را در قلمه هاي ساقه و برگ تحريك كند اما واكنش در برابر اكسينها همگاني نيست قلمه هاي برخي از گونه ها كه سخت ريشه زا هستند با تيمار اكسين نيز ريشه اندكي ميدهند بنابر اين هميشه كمبود اكسين عامل محدود كننده ريشه زايي نيست امكان دارد كه نبود كو فاكتورهاي ريشه زايي – نبود سيستم انزيمي و نبود مواد فنوليكي موجب عدم ريشه دهي ميشود .اكسينها در اب نا محلول اند اما ميتوان انها را ابتدا در چند قطره الكل يا  هيدروكسيل امونيوم حل كرد و سپس با الكل 50% يا براي تركيبات نمك دار با اب رقيق كرد براي تعيين بهترين غلظت براي هر گونه گياهي احتياج به ازمايش است اسيد ايندول استيك به نور حساس است و به اساني بي اثر ميشود محلول غليظ بوتريك اسيد به نور حساس نيست و ميتواند به راحتي تا 6ماه در شيشه هاي بي رنگ نگه داري شود . نفتالين استيك و 2و4دي كلرو فنو كسي استيك اسيد نيز در برابر نور پا يدار است اكسيد از اسيد ايندول استيك در بافتهاي گياهي ايندول استيك را تجزيه ميكند ولي بر روي بوتريك ونفتالين اسيد اثري ندارد     

ابشويي مواد قلمه اي : 

مه پاشها ميتواند تا  ميزان زيادي مواد غذايي لازم را از قلمه ها بشورد به ويزه در قلمه هاي سخت ريشه زا كه زمان بيشتري را در زير مه پاش هستند نيتروژن و منگنز به راحتي شسته ميشود در حالي كه كلسيم – منيزيم – گوگرد و پتاسيم به طور متوسط اهن و روي و فسفر به سختي شسته ميشوند

 

تيمار با قارچ كشها :

 تيمار قلمه ها با قارچ كش انها را حفظ كرده و بقاي قلمه را بيشتر ميكند كاپتان به عنوان محافظ ريشه هاي تازه تشكيل شده ميباشد قلمه ها را در پودر يا محلول كاپتان فرو برده و سپس با هورمونها تيمار ميكنند و يا مي توان قارچ كش را به صورت مخلوط با هورمونها به كار برد 

تيمار با زخم زني:

 زخم زني ته قلمه ها براي ريشه زاي در برخي گونه ها مانند  آزاله – سرو كوهي به ويژه در قلمه هاي كه چوب ته انها مسن تر است مفيد است شايد علت اين امر تجمع اكسين و كربو هيدراتها در ناحيه زخم شده و همچنين زياد شدن تنفس در محل زخم ميباشد  

انواع قلمه ها :         

  1. خشبي (چوب سخت)

2. نيمه خشبي (چوب نيمه سخت)

3. قلمه سبز (چوب نرم)

4. قلمه علفي

 

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 13:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

¨                     قرنطینه مجموعه اقداماتی است که برای جلوگیری از ورود عامل بیماری، آفت، علف هرز به یک کشور ،منطقه ویا مزرعه صورت میگیرد.

¨                     لغت قرنطینه: ریشه ایتالیایی(Quarantina)   به معنای چهل

¨                     اجرای مقررات مربوط به قرنطينه در دنیا از سال  1870 شروع شد.

¨                      در آمریکا اولین ایالتي كه عمليات قرنطينه را اجرا كرد ايالات کالیفرنیا بود كه در سال 1881  بر عليه شته گالزاي انگور(filogezra )  بود .سرانجام در سال 1912 قانون ملی قرنطینه در آمريكا تصويب شد.

¨                     1859 شته گالزای انگور از آمریکا وارد  فرانسه 1872 وارد استرالیا شد.

تاريخچه قرنطينه در ايران

¨                     اولین اداره قرنطینه با نام (اداره تفتیش صحی نباتات) 1314

¨                     مقررات قرنطینه عملا از سال 1325 به صورت رسمی به اجرا درآمد.

¨                     تصویب قانون و آئین نامه حفظ نباتات 1346

¨                     قوانین قرنطینه باید:

¨                     1- قابل اجرا باشد

¨                     2- با واقعیت های مربوط به زندگی و نحوه انتشار افت یا عامل بیماریزا مطابقت داشته باشد.

¨                     3- اعمال  این مقررات منجر به موفقیت شود.

¨                     چگونگی انتقال عوامل قرنطینه ای:

¨                     1-میزبان آلوده و یا قطعات گیاهی آلوده

¨                     2-از طریق مواد بسته بندی و وسایل حمل و نقل

¨                     3-پرندگان یا حشرات ناقل

¨                     4-از طریق باد

آفات و بيماريهاي قرنطينه اي استان خوزستان

¨                     1-شانکر باکتریایی مرکبات

¨                     2-سیاهک ناقص گندم

¨                     3-رایزومانیای چغندر

¨                     4-جاروک لیموترش

¨                     5-تریستیزای مرکبات

¨                     6-مگس زیتون

¨                     7-سرخرطومی حنایی خرما

¨                     8-نماتد سیست طلایی سیب زمینی

¨                     9-زنگ سیاه گندم ug99

¨                     10-سوسک برگخوار سیب زمینی

شانكر باكتريايي مركبات

¨                     عامل Xanthamonas campestris pv.citri

¨                     باکتری میله ای، گرم منفی،هوازی اجباری

¨                     سه تیپ بیماریزایی دارد:

¨                     تیپ A  بیشترین دامنه انتشار و فرم شدید بیماریزایی وفرمهای(BوC)

سياهك ناقص گندم

¨                     اولین بار در منطقه کارنال هندوستان در ارقام آزمایشی گندم

¨                     هندوستان،پاکستان، برزیل،مکزیک،نپال،عراق، افغانستان،لبنان،ترکیه،مناطق جنوب و جنوب شرقی ایران

¨                     بعضی از سنبله ها در یک بوته یا قسمتی از دانه آلوده >Partial bunt

¨                     گندم نان،دوروم و تریتیکاله آلوده میشوند.و دیگر گرامینه های بروموس،لولیوم،آجیلوپس و...

¨                     عامل Tillletia indica mitra

مبارزه:

¨                     1- قرنطینه

¨                     2-ارقام مقاوم مانند گندم نانی رقم Arvechi

¨                     3-ضدعفونی بذور،رعایت تناوب،کاهش میزان آبیاری و کود ازته شخم عمیق

بيماري رابزومونياي چغندرقند

¨                     رایزومانیا (ویروس زردی نکروتیک رگبرگ چغندر)=ریشه ریشی چغندر BNYVV

¨                     اولین گزارش در ایتالیا 1952 ،در ایران 1375 از استان فارس

¨                     عامل:ویروسی از اعضاء Furovirius

 

مبارزه:

¨                     1- زود کاشتن چغندر در دمای 3 درجه جوانه میزند.

¨                     2- عدم جابجایی خاک

¨                     3- مبارزه با ناقل (سموم-بیولوژیکی)

¨                     4-ارقام مقاوم (Rizor-Torbo)

بيماري جاروك ليمو ترش

¨                     خطرناکترین بیماری لیموترش

¨                     اولین بار از کشور عمان در سال 1986 ،از ایران 1376 از سیستان وبعد از هرمزگان،جیرفت،فارس

¨                     عامل :Candidatus phytoplasma aurantifolia باکتری سخت کشت،درون آوند آبکش،دوره کمون 6 تا 14 ماه،4 تا 5 سال درخت را میخشکاند.

مبارزه:

¨                     قرنطینه،ریشه کنی درختان آلوده،مبارزه با ناقل،مبارزه با علفهای هرز(تاج خروس،خانواده بادنجان)،تتراساکلین

Ug99 نژاد جديد زنگ ساقه گندم

¨                     زنگ سیاه اولین بار در ایران توسط اسفندیاری در سال 1326 گزارش شد.

¨                     عامل : Puccinia graminis f.sp.tritici  

¨                     مخربترین بیماری،گرما دوست تراز زنگ زرد

¨                     علائم:جوشهای بهاره حاوی یوردیوسپور در تمام قسمتهای گیاه به صورت خطوط نسبتا کشیده موازی با محور طولی ساقه

¨                     دو میزبانه،میزبان واسط زرشک و ماهونیا(مرحله جنسی)

¨                     Ug99 اولین بار از اوگاندا در سال 1999 > FAO تهدید جهانی امنیت غذایی

¨                     انتقال : باد، حشرات

سرخرطومي حنايي خرما

زیست شناسی:

¨                     حشره کامل حنایی رنگ،به طول 25 میلیمتر،انتهای شاخک مخروطی،بالپوشها دارای شیارهایی به موازات بدن که تمام مفاصل بدن را نمی پوشاند.تمام سال فعال(4 تا 5 نسل در سال)،250 تا 300 تخم میگذارد،تفریخ تخم 5 روز،مرحله شفیرگی داخل دمبرگ یا دم خوشه حدود یک ماه

¨                     مبارزه:

¨                     1-قرنطینه

¨                     2-رعایت بهداشت نخل و نخلستان

¨                     3-رعایت اصول به زراعی (تغذیه نخل)

¨                     4-استفاده از فرمون تجمعی(فروژینول)

¨                     5- تدخین نخلهای آلوده با قرصهای فسفید آلومینیم

¨                     6-کندن و سوزاندن درختان با آلودگی شدید

¨                     سوسك برگخواراولین بار در ایالت کلرادو 1811

¨                     ایران در منطقه اردبیل توسط کاظمی

¨                     Leptinotarsa decemlineata (col,chrysomelidae)

¨                     میزبانان:خانواده سولوناسه،تاج خروس،گزنه، تاتوره

بيماري تريستيزاي مركبات

¨                     اولین بار از آفریقای جنوبی درسال 1930 ،در ایران در فارس گزارش شده است.

¨                     تریستیزا در زبان اسپانیایی به معنای افسردگی است.

¨                     عامل: ویروس رشته ای خمش پذیر از گروه کلسترو ویروس،RNA تک رشته مثبت.

نماتد سيست طلايي سيب زميني

¨                     عامل: Globodera Pallida  و Globodera rostochiensis

¨                     اولین بار درمنطقه بهار همدان در سال 1387

¨                     وضعيت تاكسونوميكي :

¨                     نماتد هاي سيست سيب زميني متعلق به خانواده  Heteroderidae و جنسGlobodera مي باشند. دو گونه G. pallida  ( داراي ماده هاي بالغ به رنگ سفيد) و G. rostochiensis ( داراي ماده هاي بالغ به رنگ زرد طلائي) مي باشد.

مگس ميوه زيتون

¨                     ورود به ایران سال 1383

¨                     Bactrocera oleae (dip:tephritidae)

¨                     خسارت بین 30- 40%

¨                     میزبانان:تمام خانواده Olea spp.

¨                     علائم:سوراخ روی میوه،ریزش میوه قبل از رسیدن

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 23:20 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مصرف کودهاي حيواني در زراعت از بدو اهلي نمودن حيوانات شروع شده است . فضولات حيوانات وقتي روي زمين ريخته شد گياهان در ان محل رشد سريعتري داشته اند روي اين اصل مصرف ان در همان زمانها شروع شده است . کود حيواني برخلاف کودهاي شيميائي اثرات يک جانبه نبوده بلکه از يک طرف کمک بر تامين مواد غذايي را نموده و از طرف ديگر خصوصيات فيزيکي خاک را نيز اصلاح مينمايد .

 

اثرات و اهميت کود حيواني در زراعت :

 

1-    در بافت خاک موثر است .

2-         منبع تامين مواد غذايي براي گياه است .

3-         در افزايش توليد محصول موثرند . که بشرح زير توضيح داده ميشود .

 

تاثير کود حيواني در خاک

 

-        ظرفيت نگهداري اب در خاک را  افزايش ميدهد . که اين امر در مواقع کم ابي کمک شاياني خواهد نمود .

-             نفوپذيري اب در خاک را بهبود مي بخشد .

-             کود حيواني اب درون خاک را بنحوي با ذرات خاک متصل نمود و از تبخیر و نفوذ آن جلوگيري کرده و اماده براي جذب گياه می سازد و همين امر سبب جلوگيري از فرسايش نيز ميگردد .

-             کود حيواني عمليات زراعي را اسان نموده و زمین را براي گاو رو نمودن بهبود میبخشد  .

-             کود حيواني در خاکهاي شني سبب اتصال بهتر ذرات در خاک گشته و در خاکهاي رسي سبب افزايش پروزيته و نفوذپذيري خاک ميگردد .

-             کودهاي حيواني بعلت داشتن ماده الي سبب بهبود هوادهي خاک ميگردند کودهاي حيواني کربن دي اکسيد و اسيدهاي الي و مواد غذايي موجود در خاک را اماده براي جذب گياه مينمايد .

-             ميزان جذب حرارت در خاک تيره بيشتر از خاکهاي روشن بوده و بهمين لحاظ کودهاي حيواني کمک زيادي در گرم شدن زمين و نهايتاً رشد بيشتر گياه ميگردد .

-             کود حيواني قدري خاصيت قليائي دارد که بمرور با مصرف کودهاي حيواني PH خاک افزايش ميابد .

-             کود حيواني باعث افزايش ميکرو اورگانيسم گردیده و باعث افزايش فعاليت بيولوژيکي خاک ميگردد .

 

اهميت کودهاي حيواني بر روي تامين مواد غذايي مورد نياز گياه :

 

در کيفيت کودهاي حيواني موارد زير موثر بوده و در ان دخيل ميباشند .

1-    نوع 2- سن 3- مقدار و ارزش غذائي مصرف روزانه حيوان 4- نوع کاري که حيوان انجام ميدهد . 5- نوع جنس بستر و مقدار ان 6- نسبت کود مايع ( ادرار ) و جامد 7- نحوه و تکنيک نگهداري کود

-        هر چند ميزان فسفر داخل کودهاي حيواني نسبت به کودهاي شيميائي بسيار اندک است ولي جذب فسفر از سوي گياه از طريق خاکها بخصوص خاکهاي قليائي بسيار کم ميباشد زيرا فسفر وارده به خاک در سال اول حدود 10 تا 30 درصد قابل جذب خواهد بود در حالکيه فسفر داخل کود حیوانی در داخل خاک جذب را اسان مينمايد .

 

اهميت کودهاي حيواني در ميزان توليد محصول :

 

همانطوريکه قبلاً نيز اشاره شد تاثير کودهاي حيواني چه بر روي خاکهاي زراعي و چه به لحاظ داشتن مواد مغذي يک کود با ارزش ميباشد . در اغلب مواقع اثرات مثبت کودهاي حيواني را در افزايش توليد محصول محرز است .

چه در موسسه تحقيقات خاک و اب و چه در ساير مراکز تحقيقاتي در خارج کشور موارد ياد شده بالا به اثبات رسيده است .

اثرات مفيد کودهاي حيواني ظرف 4-3 سال از بين خواهد رفت . ازمايشاتي که در اين مورد صورت گرفته اثرات کودهاي حيواني بميزان 40 تن در هکتار مدت 4 سال در افزايش گندم نقش داشته است .

 

تخمير کودهاي حيواني :

 

کودي که در طويله موجود است نمي توان روزانه انرا خارج کرده به سر مزرعه برد . چراکه بايستي مدتي بشکل مناسبي نگهداري تا توسط باکتريهاي هوازي و بي هوازي تخمير گردند . در شرايطي کودها ، توسط باکتريهاي هوازي و با توليد گرما ی 60 تا 70 درجه باعث تجزيه مواد الي داخل ان ميگردند و حتي قوه نامیه بذور علوفه هرز در این درجه حرارت از بين رفته و تا حد زيادي بيماريهاي احتمالي در داخل ان بي اثر خواهند شد . چنانچه کودهاي دپو شده فشرده شده و هواي داخل ان جايش را به CO2 بدهند تحت تاثير باکتريهاي بي هوازي تخمير شده ، که حرارت داخل کودهاي حيواني کاهش خواهند يافت در مرحله تخمير تغييرات شيميائي عمده اي در داخل کود حيواني صورت خواهد گرفت که خلاصه اي از ان ذيلاً اورده شده است

 

تغييرات در مواردي که داراي ازت ميباشند :

 

تخمير در شرايط هوازي فوراً شروع شده بدواً ترکيبات ازت دار نظير اوره بشکلي که در فرمول زير مشاهده ميشود به کربنات آمونيم تبديل و ظرف 5 روز باتمام خواهد رسيد سپس بلافاصله به آمونياک تبديل خواهد شد و بوي داخل طويله مربوط به گاز امونياک ميباشد .

 

اوره CO ( NH2)2 + 2H2O  → ( NH4 )2    CO3

( NH4)2  CO 3 →  2NH3  +    CO2 + H2O

چنانچه در زمان سرما و يخبندان کود حيواني در مزرعه ريخته شود یخبندان باعث تسريع در از بين رفتن امونياک خواهد شد چراکه در اثر سرما امونياک ، کريستاليزه شده و میزان آن کاهش خواهد يافت بطوريکه ظرف چند روز ميزان ان به نصف تقلیل می یابد  .

تعييرات در ترکيبات کربن هيدراتها  :

 

در  فاز جامد کود حيواني به ميزان زياد سلولز،  همي سلولز و مواد هضم نشدني ديگر هنگام دفع فضولات از حيوانات در کودهاي حيوا ني وجود دارد اين گونه مواد شامل کاه و کلش و ساير مواديکه در بستر خواب حيوانات همرا ه است بميزان زياد داراي سلولز ، همی سلولز و بمقدار کم که قابليت هضم آن آسان است نظير قند و نشاسته پروتيين وجود دارد که هنگام نگهداري کودها در نتيجه به هوموس و ليگنين پروتيين تبديل خواهد شد .

تغييرات در ترکيبات کربن هيدراتها بستگي زيادي به هوادار بودن داخل کودها دارد .

 

تغييرات و تجزيه اين مواد در فضاي باز و حرارت زياد (37) داراي رطوبت و هوا د هي مناسب سريع تر صورت خواهد گرفت.

در تجزيه اوليه کربن هيدراتها بدوا به کربنات آمونيوم سپس به کربن دي اکسيد و آب و حرارت زياد  (انرزي )تبديل خواهد شد.

تغييرات کربن هيدراتها در شرايط بي هوازي به آرامي و سختي تجزيه شده و به کربن دي اکسيد متان  هيدرو‍‍زن ، استيک  اسيدهاي ان را بوجود مي آورد.

 

تغييرات در مواد معدنی

 

فسفر اغلب در فاز جامد کودهاي حيواني بشکل فسفر آلي و ترکيبات معدني وجود دارد.

در اثر تجزيه ميکروبيولوزيکي فسفر آتي موجود در کودها به فسفر معدني و قابل جذب تبديل خواهد شد.

کودهاييکه تخمير شده اند فسفرهاي قابل جذب اغلب بصورت آمونيوم فسفات و منو کلسيو فسفات وجود دارد.

مقدار زيادي از پتاسيم کودهاي حيواني قابل حل در داخل آب مي باشند که گياهان به آساني آنها را جذب مي نمايند.

پتاسيم کلسيم و منيزيم غير قابل حل در آب در خلال تخمير بشکل قابل جذب گياه در خواهند آمد .

 

کودهاي تخمير يافته تازه

کودهاي تخمير يافته همانطوريکه از اسم آن متوجه مي شويم مواد اوليه آن کاملاً تغيير يافته و يا حداکثر مواد آن تغيير يافته است . در حالکيه کودهاي تازه حيواني فاز جامد و مايع يکي بوده ميتوانيم تفاوت آنها را بشرح زير بصورت مواد بياوريم .

الف – کودهاي تخمير يافته مواد غذائي مورد نياز گياه بيشتر اماده براي جذب در اختیار دارند . در طول دوره تخمير وزن ان کم خواهد شد . يک تن کود حيواني تازه بعد از تخمير وزن آن پنجاه درصد کاهش مي يابد .

 

ب – قسمت زيادي از ازت داخل کودهاي تازه قابل حل در آب ميباشد . لذا براي تجزيه مواد الي وسنتز پروتئين ميکرو اورگانيسم ها از ازت قابل حل در آب مصرف مينمايند . روي اين اصل ازت مورد نياز گياه در کودهاي تازه کاهش خواهد يافت . يا چنانچه کنترلي در نگهداري ان نشود ازت بصورت گاز به هدر خواهد رفت .

ج – در کودهاي تخمير يافته فسفر قابل جذب بيشتر بوده چنانچه شستشوئي صورت نگيرد ميزان فسفر و پتاس تغييري نمي يابد .

د – در پايان عمليات تخمير نسبت کربن به ازت  C/N= 1/20 تقليل ميابد . در حاليکه در کودهاي تازه نسبت C/N بزرگتر بوده و بهمين جهت کمبود ازت در گياه مشاهده خواهد شد .

 

از بين رفتن کودهاي حيواني

در داخل طويله و يا بعد از خارج نمودن کود از طويله چنانچه رعايت اصول در نگهداري ان نشود انتقال به مزرعه قسمت عمده ان از بين خواهد رفت . بنابراين از زمان توليد تا انتقال به مزرعه از راههاي مختلفي خاصيت اين کودها بشرح زير از بين خواهد رفت .

 

-  از بين رفتن مواد مايع داخل کود :

از بين رفتن فاز مايع در کود حيواني به لحاظ مواد غذائي گياه از اهميت بالائي برخوردار است . فاز مايع و يا بعبارت ديگر ادرار از کف طويله ها و عبور از محل دپو کود حرکت کرده و چنانچه کف طويله بنحوی جاسازي نشده باشد اين مايعات به هدر خواهد رفت . همانطوريکه قبلاً نيز اشاره شد تقريباً 50 درصد وزن کودهاي حيواني بدواً جزء فاز مايع ميباشد .

 

نحوه شستشوي و از بين رفتن فاز مايع

 

عموماً در طويله هاي سنتي و روستائي کودهاي حيواني از پنجره طويله به خارج از ان مي ريزند و يا در زير باران و هواي ازاد نگهداري مينمايند و يا با وارد شدن اب باران از سقف و ابچکان ان تحت تاثير قرار خواهند گرفت . چنانچه دپو کودهاي حيواني در فضاي باز نگهداري گردند ارزش اين نوع کودها ظرف شش ماه به نصف تقليل خواهد يافت .

 

البته در از بين رفتن مايعات داخل کودهاي حيواني به تنهائي نبوده بلکه مواد غذائي قابل حل در آب نيز بهمراه اين مايعات از بين خواهد رفت . يعني ازت ، فسفر ، پتاس نيز بهدر خواهد رفت . از طرفي مواد آلي قابل حل نيز به ميزان قابل توجه اي کاهش خواهد يافت . و اين موضوع رنک مايعاتي است که در زهکش و دپو اين کودها ملاحظه ميشود.

 

هدر رفت به شکل گاز .

 

در اصل هدر رفت ازت و ماده الي بشکل بخار از کودها قابل توجه است . اوره و امونياک موجود در کودهاي حيواني عمده ترين موادي است که بشکل گاز از کودهاي حيواني بهدر خواهد رفت و حرکت هوا و باد هدر رفت را تسريع مينمايد .

 

نگهداري صحيح کودهاي حيواني

 

در حقيقت نگهداري صحيح کودهاي حيواني نگهداري مواد غذائي داخل انهاست . هدر رفت مواد غذائي در بهترين شرايط نيز اتفاق مي افتد ولي مي توانيم ميزان انرا کاهش دهيم . براي اينکار استفاده از روشهاي زير تا حدودي مناسب خواهد بود .

 

مواد زير بستر حيوان

 

استفاده از بستر مناسب در حقيقت براي تميز و خشک نگهداشتن بستر حيوانات است . همانطوريکه قبلاً نيز اشاره شد استفاده از بستر مناسب در اينجا نگهداري و جذب ادرار داخل فضولات حيواني نهايتاً مواد غذائي مورد نياز گياه است . لذا بکار بردن نوع اين مواد نظير کاه و کلش و نسبت ان در جذب تثبيت آب و مواد غذائي موثرند بطوريکه کلش چند برابر گاه ميتواند مواد غذائي قابل حل در آب و ادرار را  نگهداري نمايند . همانطوريکه قبلاً نيز گفته شد استفاده از کودهاي تازه در مزرعه اثر سوء در توليد محصول خواهد داشت .

 

مصرف کودهاي تازه مستقيماً در مزرعه

 

بعضي از کشاورزان کودهاي تازه حيواني را مستقيماً به مزرعه برده وارد خاک مينمايند . يا در نقاط مختلف بصورت دپو کوچک ريخته و بعداً با شخم وارد خاک مينمايند . با وارد نمودن کودهاي تازه به مزرعه قبل از عمل تخمير سبب خواهد شد که بذر علفهاي هرز و يا احياناً بيماريهاي مختلف وارد مزرعه کردند و اگر بصورت کوپه اي در جاهاي مختلف در مزرعه رديفي نيز نگهداري گردند سبب ميشود تا مواد غذائي در اثر بارندگي و يا تبخير مواد غذائي و مواد الي به هدر رود لذا براي جلوگيري از هدر رفت مواد غذائي نگهداري کود و تخمير آن ضروريست .

نگهداري مناسب کودهاي حيواني در يکجا

 

براي جلوگيري از هدر رفت بهر نحوي که ممکن است کودها را يکجا دپو نموده و بشکل مناسبي براي تخمير آماده نمائيم . براي اينکار موارد زير عمده و ضروريست .

 

الف – کودها در محل نگهداري، فشرده شوند  .

ب – باندازه کافي در دپو و نگهداري کودها رطوبت وجود داشته باشد .

ج – نگهداري کود بايستي در حد مقدورات در فضاي سرپوشيده و يا در جريان حرکت هوا قرار داشته باشد .

د – جابجائي کودهاي دپو شده صورت نگيرد . اين چهار مورد از موارد عمده اي است که بايستي بکار گرفته شود.

يکي از راههاي جلوگيري از هدررفت که در بعضي از دامداريهاي بآسانی قابل تاٌمین است   مواد زير بستر حيوانات در کف بستر طويله ها است  گه کاملاً با پاهاي حيوانات مخلوط و فشرده خواهند شد . در اين روش بميزان زيادي مواد مورد مصرف بستر بکار گرفته شود .

 

مصرف مواد نگهدارنده با کودهاي حيواني

براي جلوگيري از هدرفت ازت داخل کودهاي حيواني مصرف مواد شيميائي معمول گشته است . مواد شيميائي مورد مصرف اوره و ترکيبات ازت دار موجود در کودهاي حيواني توسط مواد شيميائي از تجزيه آنها جلوگيري کرده و موادي که بصورت گاز بهدر مي رود مانع از تشکيل گاز در اين مرحله خواهند شد . موادي نظير فسفريک و يا سولفوريک و يا هيدوکلريک اسيد از موادي شيميائي و اسيد قوی هستند مواد محافظ ميباشند . اين مواد با اسيدي نمودن محيط مانع از تجزيه اوره شده و يا آمونياک را بصورت نمک تبديل کرده و از فرار آن بشکل گاز ممانعت مي کند .

بخاطر گراني اينگونه مواد شيميائي و نحوه مصرف انها در عمل محدوديتهايي را بوجود مي آورد .

از بين مواد شيميائي بالا اسيد فسفريک نسبت به بقيه ترجيح داده ميشود چراکه مصرف آن نه فقط از هدررفت ازت جلوگيري ميکند بلکه خود باعث افزايش فسفر قابل جذب گياه را در کود میشود . ساير مواد محافظ در اين زمينه Caso4 ، Cacl و Ca ( NO3 ) 2 را ميتوان نام برد .

در امريکا بجاي استفاده از اين مواد  از کود سوپرفسفات تريپل بميزان 50-30 کيلوگرم در یک تن کود محافظتي براي هدررفت در کودهاي حيواني مصرف مينمايند . ولي بهتر است از کودهاي سوپرفسفات ساده استفاده نمود چون در کود تريپل ميزان سولفات کلسيم کمتر است .

 

نحوه ، ميزان  و زمان مصرف کودهاي حيواني در مزرعه

 

زمان ، شکل و مقدار مصرف کود در زمين با خصوصيات فيزيکي و شيميائي خاک و نوع گياه شرايط اقليمي و نوع کودهاي مصرفي متفاوت خواهد بود .

 

زمان مصرف کودهاي حيواني

آزمايشاتي که بر روي کودهاي شيميائي در زمان مصرف انجام داده اند براي جلوگيري از شستشو و تاثير آن بر روي گياهان مختلف مشخص شد که مصرف اغلب کودها در زمان کاشت تاثير بهتري داشته است . در زمينه زمان مصرف کودهاي حيواني نيز چنين است . يعني کودهاي حيواني که کاملاً تخمير شده است بايستي همزان با کاشت و يا همزمان با مصرف کودهاي شيميائي مصرف نمود چراکه مواد مغذي داخل کودهاي حيواني نيز شسته شده به هدر ميرود .

آزمايشي که در امريکا روي مزرعه ذرت بهاره صورت گرفته است تاثير مصرف کود حيواني در پائيز و مقايسه آن در مصرف بهاره ملاحظه شده است .

مواد مغذي در کودهاي مورد مصرف در پائيز کمتر تاثير داشته است و نتايج مصرف بهاره مفيدتر بوده است . مصرف کودهاي حيواني در خاکهائي با بافت ریز هدر رفت مواد غذائي کمتر اتفاق ميافتد . در اين گونه مواقع مصرف کود در پائيز و يا اوايل زمستان که در منطقه بروز يخبندان نباشد اشکالي نيست . البته تثبيت مواد غذائي در اينگونه از خاکها بيشتر است . در خاکهاي سبک و شني و يا اراضي شيبدار که احتمال شستشو و فرسايش خاک مدنظر باشد زمان مصرف به زمان کاشت نزديک ميباشد .

 

نحوه مصرف کودهاي حيواني به خاک

کودها در فرصت کوتاه به مزرعه بشکل يکنواخت پخش نموده سپس با شخم زير خاک مينمائيم . در يک هکتار بميزان 10 تن کود حيواني سوخته مصرف ميگردد . اين عمل در ممالک پيشرفته و يا در بعضي از شرکتهاي  دولتي در ايران دستگاهي است که در کف تریلی و پشت بندها ميکانيزه شده و يکنواخت در مزرعه پخش مينمايد . عمق مصرف در خاک بستگي به نوع خاک و نوع کود و شرايط  اقليمي دارد . بطور مثال براي خاک شني در عمق داده ميشود .

 

ميزان مصرف کود حيواني

بطور کلي جهت تعيين مقدار کود حيواني به فاکتورهايي نظير ماده الي خاک ، نوع گياه مورد کشت ، بافت خاک ، ميزان باران بايد توجه داشت . مثلاً براي خاکهائي که از لحاظ ماده الي فقير باشند بايد ميزان کود حیوانی زيادتر مصرف نمود . از طرفي خاکهائيکه داراي بافت سبک هستند نسبت به خاکهاي سنگين مصرف کود حيواني بيشتر خواهد بود و يا در مناطقي که داراي باران زيادي باشند مصرف کود زيادتر خواهد شد . نياز گياهان به کود حيواني متفاوت خواهد بود . مثلا نياز غلات به کودهاي حيواني نسبت به گياهان وجيني متفاوت خواهد بود .

 

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 10:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

آهن یکی از عناصر ضروری برای رشد تمامی گیاهان است. در صورت کمبود آن، در سلولهای برگ سبزینه (کلروفیل)به مقدار کافی تولید نمی شود و برگها رنگ پریده به نظر می آیند. زردی برگ ناشی از آهک، شکل خاصی از کمبود آهن در گیاه است که بخش وسیعی از کشور ما را فرا گرفته است. استانهای خراسان، فارس، خوزستان، اصفهان، تهران و آذربایجان بیش از سایر مناطق این مشکل را دارند. برآورد خسارت حاصل از کمی عملکرد و نامرغوبی محصول ناشی از کمبود آهن دشوار است. مرکبات در شمال و جنوب کشور، میوه های معتدله(از جمله: به، سیب، هلو، گلابی، زرد، آلو)، برخی از زراعتهای مهم از جمله سیب زمینی، سویا و سورگرم، سبزی و گیاهان زینتی با شدتهای متفاوت، از کمبود آهن صدمه می بینند. مدیریت هوشمندانه در کاهش خسارت، بسیار موثر است. به عبارت دیگر با مدیریت مطلوب، مسأله ای به نام زردی برگ(کلروز)وجود نخواهد داشت. کشت گیاهان حساس به کمبود آهن در خاکهای آهکی، آبیاری بیش از حد، مصرف بی رویه و نامتعادل کودهای شیمیایی، کاهش مواد آلی و فشرده شدن خاک، فقدان برنامه ریزی منظم برای افزودن مواد آلی به خاک، نادیده گرفتن منابع ارزان مواد اصلاح کننده خاک در کشور (گوگرد و سولفات آمونیوم)، عدم سرمایه گذاری کافی در تولید کلاتهای مناسب آهن در داخل کشور، توجه بیش از حد به کود آهن وارداتی یارانه ای و مهمتر از همه نادیده گرفتن توصیه های حاصل از پژوهش های گذشته و فقدان آموزش در زمینه روشهای مبارزه با کمبود این عنصر، باعث شده تا امروز با گسترش ابعاد مشکل، در بسیاری از موارد، ارائه راه حل عملی و قتصادی دشوار به نظر آید.

امید است با بکارگیری مطالب علمی، باغها و زراعتهای رنگ پریده مبتلا به کمبود آهن- که با تولید محصولات نامرغوب و اندک در واحد سطح، در آینده کشاورزی ایران جایگاهی ندارند 

(کشاورزی پیشرفته ای که زیر بنایی مستحکم برای اقتصاد شکوفای میهن اسلامی خواهد بود و بخش مهمی از درآمد ارزی اقتصاد بدون نفت را نیز تأمین کند)،- اصلاح شده بلکه با حداقل هزینه ارزی، حداکثر اشتغال زایی را نیز حاصل کنند. در این نوشته کوشش شده تا با توضیح اجمالی علل بروز کمبودآهن روشهای عملی اقتصادی و مؤثر برای جلوگیری و یا درمان کمبود آهن ارائه شود. هنر یک کشاورزی و یا باغدارموفق آن است که با استفاده از تمامی امکانات عملی و تجربی خود در رفع این مشکل تلاش کند.

 

علایم ظاهری کمبود آهن در گیاه

اگر گیاهی نسبت به جذب آهن به مقدار کافی، قادر نباشد؛ ساخت سبزینه (کلروفیل) در برگ کاهش می یابد و برگها رنگ پریده خواهند شد. به این نحو که ابتدا این پدیده در فاصله بین رگبرگها – رخ داده، سپس با شدت یافتن کمبود، به جز رگبرگها، تمام سطح برگ زرد می شود چون آهن در گیاه پویا نیست (غیر متحرک است)، این علایم ابتدا در برگهای جوان و در  قسمت بالای ساقه مشاهده می شد و با شدت یافتن کمبود، تمامی گیاه را در بر می گیرد. در غلات، برگهای دچار کمبود آهن، راه راه به نظر می رسند. در درختان میوه،زردی برگ در حالی که رگبرگها کم و بیش سبز مانده اند، پدیده رایجی است. حاشیه برگها با شدت یافتن کمبود به سفیدی گراییده، سپس علایم سوختگی (نکروز) مشاهده می شود. گاهی در اواخر بهار که سرعت رشد درختان زیاد است، به علت عدم تکافوی جذب آهن، برگها زرد رنگ می شوند. سپس با کاهش آهنگ رشد، رنگ برگها بتدریج سبز و دوباره دراواخر تابستان، با تشدید رشدرویشی، علایم کمبود آهن، یعنی زردی رنگ برگه، دوباره بروز می کند. باید توجه داشت که تنها کمبود آهن به زردی برگ منجر نمی شود، کمبود ازتف گوگرد، منیزیم و برخی عناصر غذایی دیگر، بعضی آفات و بیماریهای گیاهی و یا نور کم نیز در مواردی به پریدگی رنگ برگ می انجامد.

علت کمبود آهن چیست؟

در بیشتر نقاط کشور ماف مهمترین عاملی کمبود آهن، زیادی بی کربنات در محلول خاک است. اغلب خاکهای ایران مقدار قابل توجهی آهک دارند. آهک بتنهایی مشکل چندانی در جذب آهن ایجاد نمی کند. ریشه گیاه با ایجاد شرایط ویژه ای در اطراف خود ترشح H+ یا پروتون، اسیدهای آلی و کلاتهای طبیعی) با کاستن از خاصیت ازقلیایی خاک در نزدیکی ریشه حلایت ترکیبات آهن دار خاک را افزوده، آهن مورد نیاز گیاه را در حد تأمین می کند. آبیاری سنگین، فشردگی و یا هر عامل دیگری که تهویه خاک را کاهش دهد، به افزایش غلظت دی اکسید کربن در خاک منجر می شود و در حضور آهک، واکنش زیر انجام می گیرد:

CaCO3+H2O+CO2     Ca2++2HCO3-

بی کربنات  تولید شدهف خاصیت «بافری» دارد. بدین معنی که با جلوگیری نسبی از کاهش pH  در اطراف ریشه از حلایت بیشتر ترکیبات آهن دار و قابلیت جذب آهن کاسته می شود. توانایی ریشه گیاهان مختلف در ایجاد شرایط مناسب برای جذب آهن، متفاوت است. گیاهان مقاوم نسبت به کمبود آهن، ریشه های کارایی برای جذب آهن، متفاوت است. گیاهان مقاوم نسبت به کمبود آهن، برای جذب آهن کارایی مناسبی ندارند. این خصوصیت بیشتر جنبه وراثتی دارد. البته تاثیر تغذیه گیاهی مناسب نیز دراین مورد به اثبات رسیده است. آب آبیاری، گاهی – بویژه هنگامی که از چاههای عمیق تأمین شود- بی کربنات دارد. هوادهی این آبها (با استفاده از فواره ویا ریزش از بلندی) ویا مصرف مقداری اسید سولفوریک (کاهش pH آب آبیاری تا حد خنثی)، مقدار بی کربنات را کاهش می دهد.

گاهی در گیاهان مبتلا به کمبود آهن، غلظت آهن در برگها بیشتر از حد نرمال است و حتی بتازگی در تجزیه های برگی، مقدار غلظت آهن را درج نمی کنند. این بدان علت است که وجود آهن زیادی در برگها ملاک عمل نیست و باید از طریق محلول پاشی و ایجاد شرایط خوب مدیریتی، حرکت آهن را در گیاه بهبود بخشید تا علایم کمبود آهن در برگها مشاهده نشود.

چه باید کرد؟

1- آبیاری سبک وبا دفعات بیشتر

2- کاهش رفت و آمد ماشین آلات در زمین

3- افزودن مواد آلی به خاک

4- مصرف کودهای شیمیایی مناسب

5- استفاده از گوگرد عنصری و کاهش pH

6- مصرف کود آهن

نقش روی در گیاه

روی به طور طبیعی اغلب به صورت کانیهای سولفاتی، سیلیکاتی و کربناتی در پوسته زمین وجود دارد و فراوانی متوسط ان بین 70 تا 80 میلی گرم در کیلوگرم است. میزان حلالیت این کانیها به پ . هاش خاک وابسته است و با کاهش پ. هاش، حلالیت این کانیها در آب افزایش می یابد به طوری که با کاهش پ. هاش خاک، بر غلظت یون روی افزوده می شود. بنابراین در خاکهایی با پ. هاش قلیایی- که مخصوص خاکهای آهکی ایران می باشد- کمبود روی بسیار گسترده است.

میزان مواد آلی ودرصد کربنات کلیسم نیز در بروزکمبود روی دخیلند. کمبود این عنصر عملاً در خاکهایی با واکنش قلیایی با آهک فراوان و مقدار اندک مواد آلی شایانتر است.

روي عمدتاً به فرم يون دو ظرفيتي (Zn2+) از محلول خاك جذب گياه مي شود. اين يون در خاكهاي داراي واكنش قليايي به صورت Zn (OH)2+  جذب گياه خواهد شد. روي در بسياري از سيستمهاي آنزيمي گياه، نقش كاتاليزوري، فعال كننده و يا ساختماني دارد و در ساخته شدن و تجزيه پروتئينها در گياه نيز دخيل است. گياهان مبتلا به كمبود روي از نظر عوامل تنظيم كننده رشد نيز دچار كمبودند.

در پروفيل خاك قسمت عمده روي قابل جذب گياه در لايه اي يافت مي شود كه بيشترين مقدار مواد آلي (يعني خاك سطحي) را دارد. دليل اين مسأله برگشت دوباره ي روي جذب شده در گياهان به اين افق به صورت قسمت عمده روي قابل جذب گياه در لايه اي يافت مي شود كه بيشترين مقدار مواد آلي (يعني خاك سطحي) را دارد. به دليل اين مسأله برگشت دوباره روي جذب شده در گياهان به اين افق به صورت بازمانده هاي گياهي و در مقابل جذب آن ريشه از افقهاي پايين خاك است. اين موضوع همچنين روشن مي كند كه آبشويي روي از افقهاي سطحي خاك به عمق خاك در اثر بارندگي يا آبياري ناچيزاست (جايگذاري عميق سولفات روي الزامي است).

جذب روي در گياه با دو مكانيسم فعال و غير فعال صورت مي گيرد. جذب غير فعال آن از طريق جذب الكتروستاتيكي يونهاي روي بر ديواره سلولي ريشه، گياه صورت مي گيرد اين جذب غير انتخابي است و فعاليتهاي متابوليكي گياه بر آن تأثيري ندارند. جذب فعال روي ، شدت انتخابي است و به فعاليتهاي متابوليكي گياه وابستگي دارد. دما و تهويه محيط ريشه از عواملي مؤثر بر جذب فعال روي مي باشند.  با توجه به اين كه دما و تهويه خاك شديداً بر مقدار كل جذب روي در گياه، تأثير دارند، بنابراين به نظر مي رسد مكانيسم جذب فعال روي، تأمين كننده بخش معمده روي، مورد احتياج گياه باشد. پويايي روي در داخل گياه نسبتاً محدود بوده و بنابراين اغلب نشانه هاي كمبود آن در بافتهاي جوان به چشم مي خورد. مقدار روي در گياهان 40 تا 70 ميلي گرم در كيلوگرم متغير است. مقدار روي در گياه با سن گياه رابطه معكوس داشته و گياهان پير به علت اثر دقت و همچنين  انتقال روي به دانه، از غلظت روي كمتري برخوردارند. به دليل تحرك كمتر روي در گياه، علايم كمبود آن عمدتاً از برگهاي جوان به صورت ريزبرگي و كچلي و كوچك شدن ميان گره هاي سرشاخه  شروع مي شود.

 

اثر متقابل روي و فسفر

استفاده زياد از كودهاي فسفره در خاكهايي كه مقدار كمي روي قابل استفاده دارند باعث بروز كمبود تحميلي  روي در گياه مي شود. دليل اين مسأله هم به خاك و هم به مسائل فيزيولوژيك گياه بر مي گردد. در خاك، روي با فسفر مي تواند تشكيل تركيبات كم محلول و مقاومي را بدهد كه از مقدار روي قابل جذب در گياه مي كاهد. همچنين زيادي فسفر خاك، باعث كاهش رشد ريشه گياه و حجم ميكروريز آن شده كه كاهش جذب روي در گياه را دري پي خواهد داشت. همچنني در داخل گياه، وجود غلظتهاي بالاي فسفر، باعث كاهش حلاليت روي و كاهش انتقال آن از ريشه ها به ساير قسمتهاي گياه مي شود. 

گياهان حساس به كمبود روي و علايم كمبود آن

ذرت، برنج، سويا، حبوبات، سورگوم، مركبات و درختان ميوه، بويژه انگور، نسبت به كمبود روي بيشترين حساسيت را از خود نشان مي دهند و در مقابل هويج، گياهان علوفه اي و جو بيشترين مقاومت را نسبت به كمبود روي دارند. ولي به نظر نگارندگان، تمام محصولات زراعي و باغي كشور به دلايل مصرف فراوان فسفر (در ده سال گذشته مصرف فسفر در كشور ما دو برابر حد استاندارد جهاني بوده است). و به  علت آهك فراوان، كمبود روي وجود داشته و مصرف آن سبب افزايش توليد و بالا رفتن غلظت روي در توليدات كشاورزي و دامي خواهد گرديد. 

در خاكهايي كه بشدت كمبود روي دارند طي دو هفته اول رشد گياه با ايجاد و توسعه يك نوار كلروزه در يك يا هر دو طرف رگبرگ مياني مشخص مي شوند. اين نوار زرد رنگ در بخش پاييني برگ بيشتر ديده مي شود. علاوه بر زردي برگ كه بيشتر در برگهاي جوان گياه ظاهر مي شود، كاهش مقدار تنظيم كننده هاي رشد- كه در اثر كمبود روي در گياه به وجود مي آيد- باعث كوتولگي و كاهش فاصله بين گره ها در ساقه گياه مي شود. پيچيدگي حاشيه برگها نيز از نشانه هايي است كه كمبود روي در ايجاد آن دخيل است. در غلات دانه ريز هم نشانه هاي كمبود، تقريباً مشابه گندم است.

علايم كمبود روي در برگهاي ذرت: برگها، رنگ پريده و ضخيم شده و رگبرگها سفيد متمايل به زرد مي شوند. با زيادي مصرف كودهاي فسفاته، غلظت روي در برگها كاهش يافته است.

در مركبات، اندازه برگها كاهش يافته، طول شاخه ها كوتاه مي شود. كمبودهاي خفيف روي، بر اندازه برگ درخت تأثيري ندارد كلروز نيز از علايم مشخص بروز كمبود اين عنصر در گياه است. اين كلروز نيز شبيه كلروز آهن در برگهاي جوان گياه و به صورت زردي بين رگبرگها ظاهر مي شود و با آغاز هر مرحله جديدي رشيدي در گياه، حادتر مي شود. در شرايط كمبود شديد، برگهاي گياه كاملاً از كلروفيل خالي شده و شاخه هاي انتهايي، خشك و برگها مي ريزند (كچلي).. كمبود روي بر كيفيت ميوه تأثير مي گذارد. ميوه ها در چنين شرايطي معمولاً زرد رنگ، كوچك، بد شكل، خشك و چوبي اند.

چه بايد كرد؟

1. در گياهان حساس به كمبود روي بخصوص ذرت، نيشكر، گندم، دانه هاي روغني، حبوبات، سورگوم و درختان ميوه نسبت به مقدار مصرف سولفات روي در عمق ريشه بايد اقدام كرد، تا علوه بر ازدياد توليد، غلظت روي در محصولات كشاورزي نيز افزايش يابد؛

2. حد بحراني مقدار روي با روش عصاره گير DTPA در خاكهاي زراعي حدود 2/1 ميلي گرم در كيلوگرم است و در تمام محصولات زراعي و باغي، بويژه در گياهان حساس كه در خاكهاي با مقادير كمتر از آن رشد مي كنند، بايد نسبت به مصرف آن اقدام شود؛

3. نظر به حلاليت خوب كود سولفات روي، بهتر است از اين كود هم قبل از كاشت و هم به صورت سرك ازطريق محلول پاشي استفاده كرد؛ ولي ترجيح داده مي شود كه در عمق ريشه گياه جايگذاري شود؛

4. با عنايت به  اهميت روي در تأمين سلامتي انسان، بايد از اين كود مشابه كودهاي ديگر حداقل دو يا سه سال يكبار استفاده كرد؛

5. چون اين كود علاوه بر روي، سولفات نيز دارد، بنابراين با مصرف آن علاوه بر افزايش توليدات كشاورزي، غلظت روي و گوگرد نيز در محصولات كشاورزي افزايش مي يابد و از اين طريق به سلامتي جامعه كمك مي شود. علاوه بر آن اگر از بذرهاي محصولات فوق براي كشت بعدي استفاده گردد، از رشد اوليه بالاتري برخوردار خواهد بود.

نقش منگنز در گياه

نقش عمده منگنز در گياه، مشاركت آن در سيستمهاي تركيبي است. براي مثال اين عنصر جزيي از سيستم آنزيمي آرژيناز و فسفوترانسفر از  شناخته شده است. منگنز در واكنشهاي انتقال الكترون در گياه، در توليد كلروفيل نيز نقش دارد. بخش عمده منگنز در گياه با آهن داراي اثر متقابل است و وجود مقادير زياد آن در خاك مي تواند جذب و مصرف آهن در گياه را تحت تأثير قرار دهد. همين موضوع (يعني كمبود تحميلي آهن به وسيله منگنز) باعث تشديد مشكلات ناشي از سميت منگنز در گياه مي شود. در خاكهاي آلي و خاكهاي داراي واكنش قليايي معمولا كمبود منگنز ديده مي شود.

 

 

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 1:29 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

                                                   
کاشتن گیاهان با ریشه های طویل در مجاورت گیاهانی با ریشه های سطحی و افشان باعث می شود که در عمق بیشتری از خاک فرو روند و در نتیجه از آب موجود در طبقات پایین خاک نیز استفاده می شود.


کاشتن گیاهان با ریشه های طویل در مجاورت گیاهانی با ریشه های سطحی و افشان باعث می شود که در عمق بیشتری از خاک فرو روند و در نتیجه از آب موجود در طبقات پایین خاک نیز استفاده می شود.

● انواع چند کشتی(Multiple cropping):

ـ چند کشتی پی درپی یا متوالی (Sequential cropping)

ـ چند کشتی همزمان (Simultanious cropping)

ـ کشت تاخیری (Relay intercrpping)

▪ انواع چند کشتی پی درپی یا متوالی:

کشت دو گانه- کشت سه گانه- کشت چهار گانه

▪ انواع چند کشتی همزمان:

کشت درهم- کشت مخلوط یا مخلوط ردیفی ویا توام- کشت مخلوط نواری

● اهمیت کشت مخلوط :

- کاهش خطر احتمالی

- کاهش آفات وامراض گیاهی

- حداکثر استفاده از منابع

- حفاظت از باد وسرما

- بدست آوردن حداکثر سود

- کنترل علفهای هرز

- حفاظت خاک

- حفاظت فیزیکی

- حاصلخیزی خاک

- باقی ماندن بقایای گیاهی بیشتر در خاک

- استفاده موثرازآب موجود درخاک

● معایب کشت مخلوط :

- رقابت بین گونه ای

- محدودیت استفاده از ماشین های کشاورزی

- اثرات سوء ترشحات ریشه ای

- متفاوت بودن نیازهای غذایی و سموم شیمیایی

- مدیریت مزرعه

● دلیل اضافه محصول در کشت مخلوط :

نور- آب- مواد غذایی

▪ نور

دلایل عمده راندمان بالای بهره وری نور در کشت مخلوط :

۱) چون در کشت مخلوط پوشش گیاهی سطح زمین بیش از تک کشتی است به همان نسبت سطح تابش نور نیز بیشتر است.

۲) اگر گیاهان تشکیل دهنده مخلوط از نظر فیزیولوژی و مرفولوژی با یکدیگر تفاوت داشته باشند نور تابیده شده به نحو بهتر وبیشتری مورد استفاده قرار می گیرد .

▪ آب

دلایل بالا بودن جذب آب کاپیلاری قابل استفاده در کشت مخلوط نسبت به تک کشتی:

۱) چون مرفولوپی ریشه گیاهان مختلف با یکدیگر متفاوت است ترکیب آنها در کشت مخلوط (مثلا ترکیب گیاهان با ریشه های سطحی وعمیق) باعث می شود که از آب موجود در طبقات مختلف خاک حداکثر بهره برداری را بنماید.

۲) ریشه های گونه های مختلف گیاهی ممکن است از یکدیگر گریزان بوده در نتیجه ریشه ها در حجم بیشتری از خاک توزیع می گردند.

۳) کاشتن گیاهان با ریشه های طویل در مجاورت گیاهانی با ریشه های سطحی و افشان باعث می شود که در عمق بیشتری از خاک فرو روند و در نتیجه از آب موجود در طبقات پایین خاک نیز استفاده می شود.

● مواد غذایی

▪ ویژگیهای جذب مواد غذایی در کشت مخلوط :

۱) ریشه های گیاهان تشکیل دهنده مخلوط در حجم های مختلف خاک پراکنده میشوند و این امر باعث می گردد در مجموع مواد غذایی بیشتری از یک حجم معین خاک جذب شود .

۲) گیاهان تشکیل دهنده مخوط ممکن است از نظر جذب مواد غذایی مکمل یکدیگر باشند .

۳) حداکثر احتیاج گیاهان مختلف به مواد غذایی در زمین های مختلف فرق می کند.

۴) اگر دو گیاه با دوره رویش متفاوت (دوره رشد بلند و کوتاه ) با یکدیگر اجزاء یک مخلوط را بوجود آورند تمام مواد غذایی موجود در خاک پس از برداشت گیاهی که دوره رویش کوتاه دارد در اختیار گیاه دوم قرار می گیرد.

ابو سامی

[ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 13:35 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Tetranychus urticae

(Acari: Tetranychidae)

بسيار پلي فاژ بوده و بيش از 150 گونه گياه مانند سيب، گلابي، گوجه، گيلاس، هلو، بادام، گل سرخ، توت فرنگي، لوبيا، باقلا، شبدر، يونجه، پنبه، گياهان زينتي، گياهان خانواده كدوئيان، ليپائيان، بادمجانيان و غيرو را مورد حمله قرار مي‌دهد. اين كنه با تنيدن تار سطح برگ‌هاي ميزبان را همراه با قشري مانند گرد و خاك مي‌پوشاند. در كشت‌هاي زير پلاستيك و گلخانه‌ها اين تارها روي گياهان زياد ديده مي‌شود. علائم خسارت به صورت لكه‌هاي خاكستري يا زرد در متن سبز برگها مشاهده مي‌شود. گاهي برگها در اثر از دست دادن شيره گياهي حول دمبرگ اصلي خميده مي‌شوند.

زيست‌شناسي

اين كنه زمستان را به حالت ماده بالغ بارور در زير پوست درختان ميوه، بوته‌ها و گاهي داخل خاك، زير كاه و كلش و برگهاي افتاده به حالت دياپوز مي‌گذراند. كنه‌هاي زمستاني رنگ قرمز آجري دارند. در اوايل بهار رو علف‌هاي هرز تخمريزي مي‌كنند و سپس گياهان زراعي، زينتي و درختان ميوه را مورد حمله قرار مي‌دهند. هر كنه ماده 40 تا 80 عدد تخم مي‌گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 12 تا 15 روز تفريخ مي‌شوند و پوره‌هاي كنه خرج مي‌شوند و پس از سه نوبت پوست عوض كردن كامل مي‌گردند. دوره زندگي يك نسل كامل كنه 15 تا 22 روز طول مي‌كشد. چندين نسل در سال دارد.

کنترل:

1.رعايت اصول به زراعي و از بين بردن علف‌هاي هرز

2. بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و  1 درهزار

3. پروپارژیت(اومایت)         EC57%    ،،  ،، ،،

4. بروموپروپیلات(نئورون)   EC25%     ،، ،، ،،

5. فن پیروکسی میت(ارتوس)  sc5%  و 5/. در هزار

كنه تار عنكبوتي با نام علمي "Tetranychus urticae" آفتي است كه به عده زيادي از نباتات زراعي يكساله مانند پنبه، چغندر قند، سيب زميني، سويا، لوبيا، بادمجان، گياهان زينتي، درختان ميوه و علف هاي هرز مانند پيچك حمله مي­كند.

 بر اساس تحقيقات انجام شده كنه هاي تار عنكبوتي از لحاظ اندازه كوچك بوده و با چشم غير سطح تقريبا قابل ديدن  نيستند. كنه هاي ماده برخي بيضي شكل و كشيده به طول 3/0 تا 7/0 ميليمتر دارند، در صورتي كه كنه هاي نر كوچكتر و 3/0 تا 4/0 ميليمتر طول دارند.

رنگ كنه هاي تار عنكبوتي در بهار سبز مايل به زرد و در تابستان و زمستان به رنگ نارنجي متمايل به قرمز در مي­آيد.

تحقيقات در خصوص نحوه زندگي آفت نشان داده كه كنه هاي تار عنكبوتي زمستان را به صورت ماده­هاي بالغ و بارور در نقاط مختلفي مانند زير برگ ها، زير كلوخ ها، شكاف تنه درختان، شكاف زمين و ... مي­گذرانندو در اوايل بهار پس از گرم شدن هوا كنه هاي ماده پس از كمي تغذيه و تنيدن تار برگ هاي علف هاي هرز و نباتات زراعي تخم ريزي را شروع مي­كنند.

همچنين رشد و نمو و فعاليت كنه ها به درجه حرارت و رطوبت هوا بستگي دارد. دوره زندگي يك نسل كامل كنه در شرايط مساعد يعني از اوايل تابستان به بعد 15 تا 22 روز طول مي­كشد. بدين ترتيب اين آفت مي­تواند چندين نسل در سال داشته باشد.

تحقيقات حاكي از آنست كه كنه ها علاوه بر راه رفتن معمولا به وسيله باد، آب ، ادوات كشاورزي و ...روي گياهان زراعي و علف هاي هرز منتقل مي­شوند.

بر اساس پژوهشهاي صورت گرفته كنه هاي تار عنكبوتي در قسمت دهان خرطوم مانند خود دو عضو ميله اي شكل دارند كه با آنها سطح برگ را سوراخ كرده و سپس شيره گياهي را مي­مكند و در نتيجه اعمال حياتي گياه را مختل مي­سازند. برگ هايي كه مورد حمله شديدي كنه ها قرار مي­گيرند ممكن است كاملا خشك و ترد و شكننده شده و از گياهان جدا شده و ريزش كنند.محققان معتقدند مبارزه مكانيكي و شيميايي با علف هاي هرز خصوصا پيچك در اطراف مزارع كه محل مناسبي براي زمستان گذراني و همچنين تكثير آفت به شمار مي­روند در از بين بردن آفت موثر است.  

 

ابو سامی

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 2:55 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

Leptinotarsa decemlineata say.

Syns:Chrysomela decemlineata say.

Doryphora decemlineata Rogers.

Polygramma decemlineata Mels.

(Col.,Chrysomelidae)

این حشره که یکی از مهمترین آفات سیب زمینی درنقاط مختلف جهان است برای اولین بار درسال 1811 میلادی درایالت کلرادو توسط توماس نوتال جمع آوری شد . به دنبال او ، توماس سی نمونه هایی ازآن را از روی نوعی تاجریزی (Solanum rostratum Ramur) از کوههای راکی جمع آوری کرده وسپس توصیف ونامگذاری نمود. این آفت درسال 1877 همراه محموله های سیب زمینی وارد اروپا شده ودرآنجا انتشار یافته است . اگر چه این حشره اولین بار از امریکا  گزارش شده ، ولی به احتمال قوی موطن اصلی آن مکزیک بوده است . خسارت آن در امریکا به 150 سال قبل که کشت سیب  زمینی درایالت کلرادوی امریکا متداول شده برمی گردد و از آن به بعد برای سیب زمینی به صورت یک آفت خطرناک  درآمده است .

این آفت ابتدا جز افات قرنطینه ای کشور بوده واولین بار کاظمی دربهار 1363 درمنطقه اردبیل به آن برخورد نمود، اما احتمالا قبل ازاین نیز به آنجا وارد شده بود. بعداز گزارش رسمی کاظمی اقداماتی برای جلوگیری از انتشار آن به سایر مناطق کشور انجام گرفته وتقریبا 10 سال دراین منطقه محدود شد. ولی متاسفانه از سال 1370 به بعد  به تدریج به سایر مناطق کشور سرایت پیدا کرد. با این افت درمناطق آلوده به صورت آفت قرنطینه برخورد شد وهمیشه بیم آن می رفت که درتمام نقاط کشور مستقر شود ، که همین اتفاق نیز روی داد؛ به طوری که درسال 1372 درمنطقه شمال غرب کشور ( عدل دوست وحبیبی ، 1377) ودرسال 1368 درمنطقه آستارا (گیلان) (مجیدی شیلتر وحبیبی ، 1379) ودرسال 1374 به همراه محموله های سیب زمینی بذری وارد یکی ازمناطق مهم سیب زمینی کار کشور (همدان وبهار ) شد ودرحال حاضر نیز درسیب زمینی کاریهای شهرستان بهار وحومه همدان وهمچنین مزارع قروه در استان کردستان نیز وارد ومستقر شده است (مولف ، 1384).

مناطق انتشار

این آفت درنواحی آمریکا ی شمالی ومرکزی ، کانادا اکثر کشورهای اروپایی، روسیه وکشورهای آسیای میانه ، تونس ، الحزایر ، لیبی ، چین،کره،هندوشمال آفریقا انتشار دارد(ولاسوا ، 1978، ورنر،1988 وجولیوت ، 1991) درایران ابتدا  دراردبیل وروستاهای همجوار آستارا وارد ومستقر شد وتا سال 1370 برای سایر نقاط کشور قرنطینه بود . براساس مطالعات کاظمی این افت درسال 1363 درمزارع سیب زمینی شهرستان اردبیل گزارش شده است؛ ولی درحال حاضر درمناطق سیب زمینی کاری آذربایجان غربی (عدل دوست وحبیبی 1377) ، گیلان (آستارا) (مجیدی شیلسروحبیبی،1379) استان آذربایجان شرقی (گلی زاده وهمکاران ، 1383) ، استان همدان (از سال 1374) وبجنورد(رحیمی وهمکاران ، 1379) نیز وارد شده واستقرار پیدا کرده است . به هرحال با توجه به توانایی بالای پرواز این حشره دیر یا زود درسایر مناطق سیب زمینی کاری نیز مستقر خواهد شد.

گیاهان میزبان

این آفت سیب زمینی راترجیح می دهد اما درصورت نبود میزبان مرجع از بادمجان ، گوجه فرنگی ، فلفل ، توتون ، تاج خروس، گزنه وتاتوره نیز تغذیه می نماید (جکوس، 2005) دربجنورد علاوه برسیب زمینی ، بادمجان ، تاجریزی ، گوجه فرنگی وتاتوره به طور نادر از تاج خروس وسلمه تره نیز تغذیه میکند (رحیمی وهمکاران ، 1379).

شکل شناسی

حشره کامل بدن درحشره کامل این آفت به طول 9-11 میلیمتر ، عرض 6 میلیمتر ، به شکل بیضی کشیده ودرسطح پشتی برآمده ومحدب می باشد . در روی پیش گرده تعدادی لکه های سیاه رنگ وجود دارد که یک جفت لکه میانی بزرگتر ازهمه بوده وبه صورت قرینه قرار دارد. بالپوش ها زرد مایل به قرمز حنایی بوده و روی هر یک از آنها 5 نوار تیره مشاهده می شود . این حشره درمجموع ، دارای ده نوار طولی است وبه همین دلیل به آن decemlineata L. گفته می شود که به علت دارا بودن این صفت کلیدی به سهولت از سایر حشرات فون حشرات سیب زمینی تشخیص داده می شود. بند انتهایی پالپهای آروارده ای کوچکتر از بند قبلی ومقطع می باشد . سرحشره کوچک وبه رنگ زرد نارنجی بوده ودرزیر پیش گرده پنهان می شود. شاخکها 11 مفصلی بوده واولین مفصل بزرگ ودرشت است . چشم ها سیاه ولوبیایی شکل می باشند.

رنگ ریز بدن متمایل به قرمز وهمراه با لکه های سیاه است . نیم حلقه شکمی میانی هم سطح نیم حلقه  شکمی جلویی نبوده ، ران پای جلویی افراد نر ساده است . وزن حشره بالغ  میلی گرم می باشد وحشرات بالغ ماده کمی حجیم تر وبا وزن بیشتر ازحشرات بالغ نر هستند. 0

تخم

تخم بیضی شکل وبه طول تقریبی 2/1 میلیمتر می باشد که درابتدا زرد رنگ بوده ولی به تدریج به رنگ نارنجی درمی آید . تخمگذاری به صورت دسته ای (20تا 30 تایی) درسطح زیرین برگ وگاهی درروی زمین صورت می گیرد. تخم ها بسته به دمای محیط 4-9 روز پس از تخمگذاری تفریح می شوند.

لارو

این حشره دارای 4 سن لاروی می باشد. اندازه لاروها درابتدای خروج ازتخم 5/1 تا 2 میلیمتر  است که پس از رشدکامل ،  به 12-15 میلیمتر می رسد . لاروها ابتدا به رنگ قرمز اجری هستند ودرمراحل انتهایی به رنگ زرد صورتی درمی آیند . هر یک از بندها دارای برجستگیهای مودار می باشد(شکل 1-2) شکم بزرگ وقوسی شکل بوده وهر طرف آن دولکه سیاه دارد. عرض کپسول سر درسنین 1تا 4 لاروی به ترتیب  ، و  و  میلیمتر است . مدت زمان لاروی را به صورت دسته ای ودرکنار هم سپری می کنند؛ سپس درسن دوم شروع به حرکت نموده ودرروی بوته ها پراکنده می شوند وبه صورت نامنظم از لبه های برگها تغیذیه می نمایند؛ به طوری که دراین حالت هر لارو قادر است یک چهارم برگ را مورد تغذیه قرار دهد. درسن 3 و 4 لاروی پراکنش وجابجایی بیشتر شده و تغذیه بیشتری نیز انجام می گیرد. لارو این آفت دربرخی از موارد ممکن است با لارو کفشدوزک ها اشتباه شود.

شفیره

شفیره ها به طول 8-11 ملیمتر وبه رنگ زرد متمایل به صورتی بوده و درداخل لانه شفیرگی درعمق 2-3 سانتیمتری خاک تشکیل می شوند . این حشره معمولا مرحله پیش شفیرگی را روی گیاه سپری  می نماید. مدت زمان شفیرگی به طور معمول 5-7 روز طول می کشد. شفیره های نر وماده این حشره قابل تفکیک از یکدیگر هستند، به طوری که درشفیره نر 7 حلقه شکمی کامل ودرقسمت میانی فرو رفته بوده ، ولی شفیره ماده درقسمت میانی ، به وسیله خطوط سیاه رنگی تقسیم شده است .

خسارت

این حشره یکی از 15 آفت مهم گیاهی جهان است . مراحل مختلف لاروی وحشره بالغ آن از برگهای سیب زمینی تغذیه می کنند . دربین حشرات برگخوار سیب زمینی هیچ حشره ای به اندازه این گونه توان برگخواری ندارد. این آفت علاوه برسیب زمینی به گوجه فرنگی ، بادمجان ، فلفل توتون وبرخی از علفهای هرز خانواده سولاناسه مانند تاجریزی نیز حمله می نماید. خسارت این حشره به گونه ای است که می تواند درمدت کوتاهی تمام بوته های سیب زمینی را  نابود کند. عمده خسارت این آفت به وسیله لاروها وبیشترین میزان تغذیه وخسارت یعنی حدود 77 درصد به وسیله لاروهای سن چهارم ایجاد می شود. تغذیه آفت همراه با دفع فضولات سیاه رنگی است که ازخود به جای می گذارد که از علایم بارز آلودگی آن است . لاروها  وحشرات بالغ این آفت در طول زندگی خود قادرند به ترتیب 40 و 65/9 سانتیمتر مربع از برگ را مورد تغذیه قرار دهند (فرو  وهمکاران ، 1991) . دراثر تغذیه این آفت ازبوته های مسن ، فقط ساقه باقی می ماند. میزان خسارت وارده به سیب زمینی دراثر آلودگی به این آفت ، بستگی به تراکم جمعیت حشره دارد؛ به طوری که درتراکم شدید ، ممکن است تمامی برگ های بوته خورده شده وفقط ساقه لخت وعاری از برگ باقی بماند. که دراین صورت حداقل 50 درصد محصول براثر شدت تغذیه از بین خواهد رفت. درصورتی که اگر میزبان بادمجان ویا گوجه فرنگی باشد، میوه های نارس هم مورد تغذیه قرار می گیرند. بیشترین تاثیر تغذیه برگی ، برروی رشد گوجه فرنگی در دو هفته آخر گلدهی ایجاد می شود. تغذیه برگی درطول هفته های آخر قبل از برداشت تاثیر کمی روی کاهش بازده محصول دارد. این آفت ناقل بیماریهای ویروسی و مباکتریایی سیب زمینی مانند Pseudomonas solanacearum نیز می باشد (کاظمی ، 1363) . با توجه به اینکه برخی از نژاد های منطقه ای فقط از گونه های خاصی تغذیه می نمایند، مثلا سوسک کلرادوی مستقر شده درمنطقه همدان فقط قادر است از برگهای سیب زمینی تغذیه نماید. واز سایر میزبانها تغذیه نمی کند وبا برداشت سیب زمینی ، حشرات کامل به ناچار به دیاپوز می روند، بنابراین فقدان میزبان درمنطقه عامل بسیار مهمی درشروع زود هنگام دیاپوز آفت می باشد. به نظر می رسد درصورت وجود میزبان ، این آفت می تواند تعداد نسل بیشتری  درسال ایجاد نماید.

زیست شناسی

دوره زندگی این حشره شامل 7 مرحله (تخم ،4 سن لاروی ، شفیره وبالغ ) می باشد. این آفت زمستان را به صورت حشره کامل درعمق 20 تا 40 سانتیمتری خاک یا درداخل محموله های سیب زمینی در انبار سپری می نماید . عمق زمستان های بسیار سرد که قشر رویی خاک یخ زده ، درعمق 25 تا 30 سانتیمتری به سر می برد(اردبیلی وکاظمی ،1374) . درخاکهای با بافت شنی لومی ، درعمق 5-40 سانتیمتری زمستان گذرانی می کند ولی اکثریت آنها (80درصد) درعمق 10-25 سانتیمتری خاک قرار دارند و کمتر درعمق 40 سانتیمتری حشره زمستانگذران یافت می شود (گلی زاده وهمکاران ، 1383) . وقتی دمای محیط به 5/12 درجه سانتیگراد می رسد حشرات درحال دیاپوز فعال می شوند. این زمان درشرایط آب وهوایی اردبیل ، اوایل اردبیهشت ماه می باشد . سردی وبارانی بودن هوا خروج وظهور افراد زمستان گذران را به تاخیر می اندازد . به علاوه بروز این شرایط باعث کاهش تعداد نسل حشره شده وفرصت کافی برای تکمیل نسل دوم نیز کاهش می یابد. این حشره به رطوبت کم ودمای زیاد حساس بوده وازبین می رود . حشرات ماده ، دسته های تخم خود را حداکثر 92 عدد درسطح زیرین برگهای گیاهان میزبان قرار میدهند. دوره جنینی  روز، دوره لاروی  روز دوره شفیرگی  روز (دوره شفیرگی در داخل خاک) ، دوره رشد از تخم تا بالغ 10-50 روز وآستانه حداقل حرارتی حشره 5/10 درجه سانتیگراد است (کاظمی واردبیلی ، 1378) . ظهور حشرات کامل تدریجی بوده وموقعی که سیب زمینی ها درحال جوانه زدن هستند صورت می گیرد. البته زمان آن درمناطق مختلف ایران یکسان نیست ، به طوری که درمزارع سیب زمینی بجنورد در اواخر فروردین ماه پناهگاههای زمستانی راترک کرده ودرمزارع تازه کشت شده مستقر می شوند. طول دوره نسل اول این آفت  در این منطقه 50-55 روز ونسل دوم 40-45 روز می باشد . در شرایط آزمایشگاه (دمای  درجه سانتیگراد  ورطوبت نسبی  درصد) دوره زندگی آفت 5/37 روز بوده است (رحیمی وهمکاران ،1379) . حشرات کامل پس از ظهور ، تغذیه وجفتگیری هفته ای خود 300 تا 800 تخم می گذارد (هارکورت ، 1971). اولین تخمریزی این حشره درشرایط اردبیل دراوایل دهه سوم اردیبهشت صورت می پذیرد که دراین موقع بوته ها خیلی جوان هستند. لاروها پس از سه بار پوست اندازی، به شفیره تبدیل می شوند. میانگین تراکم جمعیت حشرات کامل زمستان گذران ، دسته تخم ولاروهای سن اول به ترتیب 83/1،26/0 ،68/11 عدد بربوته و میانگین تعداد حشرات کامل نسل اول ، دسته تخم ولاروهای نسل دوم به ترتیب 5/0 ، 83/0 و 2/8 عدد بربوته درا ردبیل بوده است . درحالی که درمنطقه زرقان میانگین تراکم جمعیت حشرات کامل زمستان گذران ، دسته تخم ولاروهای نسل اول به ترتیب 20/0 ، 30/0 و 68/9 عدد بربوته ومیانگین تعداد حشرات کامل نسل اول ، دسته تخم ولاروهای نسل دوم به ترتیب 65/0 ،58/0 وت 2/7 عدد بربوته بوده است .(نوری قنبلانی وهمکاران ،1381 وگلی زاده وهمکاران ، 1382) . این حشره قدرت پرواز خیلی بالایی داشته وشعاع پرواز آن تا 350 کیلومتر هم می رسد. به علاوه این آفت با غده وخاک آلوده نیز انتقال پیدا می کند وبه نظر می رسد غده آلوده یکی از مهمترین روشهای انتقال آن باشد . این آفت درآستارا دراواخر فرودین موقعی که دمای محیط به 12 درجه سانتیگراد می رسد، پناهگاههای زمستانه را ترک کرده وپس از ظهور ، شروع به تغذیه وسپس جفتگیری می کند. حشرات ماده در 11 اردیبهشت ماه شروع به تخمریزی می نمایند و 7/92 درصد تخم های خود را زیر برگ سیب زمینی وبادمجان و 7% را روی برگ قرار می دهند. تعداد تخم درهردسته تخم درطبیعت 3-87 عدد ودرآزمایشگاه 79 عدد می باشد . ظهور  حشرات بالغ نسل اول دهه سوم خرداد (25خرداد) صورت       می گیرد. ظهور حشرات کامل نسل دوم از دهه سوم تیرماه (29 تیر) شروع شده وجمعیت آنها تا دهه اول مرداد به حداکثر می رسد. حشرات این نسل از اواسط شهریور شروع به تخمریزی می نمایند. لاروهای حاصل از این نسل به لارو سن دوم هم می رسند، ولی به دلیل کمبود مواد غذایی ونبود میزبان مناسب تلف می شوند. میزان آلودگی بوته های سیب زمینی در طول فعالیت نسل اول 5 تا 35 درصد وبه طور متوسط 20 درصد و درنسل سوم 15 تا 50 درصد وبه طور متوسط 5/32 درصد برآورد شده است . تعداد نسل این آفت از 1 تا 4 نسل گزارش شده ولیکن تعداد نسل آن را عمدتا 2تا 3 نسل درسال گزارش نموده اند، به طوری که درمنطقه آستارا دارای 2تا 5/2 نسل درسال (مجیدی شیلسر وحبیبی ، 1379)، درخراسان 2 نسل (رحیمی وهمکاران ، 1379) درآذربایجان غربی وشرقی 2 نسل کامل (عدل دوست وحبیبی ، 1377؛ گلی زاده وهمکاران ، 1383). در اردبیل 2نسل می باشد (اردبیلی وکاظمی ، 1374).

سوسک کلرا دو ودردوره زندگی خود دارای دیاپوز است که به شکل بالغ درون خاک اتفاق می افتد ومکانیسم شروع وخاتمه آن تحت کنترل هورمونی بوده وبه صورت کوتاه وبلند  مدت اتفاق می افتد (بلوم وفلیشر ،2001).

یکی از ویژگیهای سوسک کلرادو ، حرکت آن ازداخل مزرعه به سمت حاشیه مزارع وتجمع درگودیها درپاییز ودرنسل آخر قبل از زمستانگذرانی میباشد .

روش های کنترل

الف- قرنطینه داخلی

باتوجه به اینکه این آفت بومی ایران نبوده و وارداتی است ، لذا اجرای اقدامات قرنطینه بسیار ضروری می باشد. دراین راستا به جا بود که درمناطق آلوده ، تولید محصول به اندازه آن منطقه صورت می گرفت تا ا زجابجایی محصول آلوده  جلوگیری می شد.

ب – مکانیکی

1- برداشت محصول بادست درکنترل این سوسک تاثیر دارد ولی اجرای این روش درزراعت های کوچک امکانپذیر است ودرزراعت های بزرگ غیر ممکن می باشد.

2- جمع آوری وانهدام حشرات کامل ودستجات تخم در آغاز فصل زراعی : اجرای این عملیات در کاهش جمعیت آفت موثر است (رحیمی وهمکاران،1379) . جمع اوری لارو وحشرات بالغ این آفت با ماشین جمع آوری سوسک کلرادو به نام Biocollector و    نا بود کردن انها نیز یکی از راه های موثر درمقابله اصولی وبدون یپامد دربسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا بوده است .

ج – زراعی

1- هراکش کردن سیب زمینی : کشت زود هنگام بذور سیب زمینی تاحدی که شرایط آب وهوایی اجازه دهد موجب تسریع ظهور ورشد سیب زمینی میشود . این هدف با انتخاب یک واریته سازگار با شرایط زراعی منطقه محقق می شود. وقتی  بوته ها بزرگ می شوند گیاهان بزرگتر نسبت به گیاهان کوچکتر بهتر مقاومت می کنند وبدین ترتیب محصول از خسارت نسل دوم آفت درامان می ماند (وبروفرو ، 1995).

2- رعایت تناوب زراعی : کشت گندم ویا چاودار وسایر گیاهان غیر میزبان تا 8/95% جمعیت آفت را کاهش  می دهد(رایت ، 1984) .

3- استفاده از گیاهان تله مثل خود سیب زمینی : کشت چند ردیف سیب زمینی قبل ازموعد کشت در حاشیه مزارع باعث می شود که حشره بالغ ظاهر شده با توجه به نیاز غذایی وبه علت اینکه هنوز مزارع سیب زمینی سبز نشده اند روی این بوته ها متمرکز شوند که می توان با از بین بردن آنها به طرق مختلف میزان جمعیت آفت را به شدت تقلیل داد.

4- استفاده از واریته های زود رس وبرداشت سریع محصول رسیده : اجرای این روش سبب خارج شدن منابع غذایی از دسترس حشرات کامل درآخر فصل شده ودرنتیجه سبب تضعیف آنها دردوره زمستانگذرانی می شود.

د- استفاده از ارقام مقاوم

گونه های وحشی به دلیل داشتن الکالوییدها ، تحمل بیشتری درمقابل این آفت دارند ، اما ارقام پرمحصول واصلاح شده نسبت به این آفت حساس می باشند(نوری قنبلانی،1372) وی پیشنهاد نموده که با انجام دو رگ گیری واصلاح نژاد بعدی صفت مقاومت را از گونه های وحشی شامل S.berthaultei, Solanum demissum به گونه های اهلی انتقال داده و با کشت ارقام مقاوم سیب زمینی خسارت سوسک کلرادو را کنترل نمود. دراین رابطه کروبی زاده وهمکاران (1379) نیز مقاومت 20 واریته سیب زمینی زراعی ، نسبت به خسارت این آفت را دراردبیل مطالعه ومشخص کرده اند که ارقام فرسکو ، مارفونا وکنکورد درعین دارا بودن عملکرد نسبی بالا، نوسان عملکرد کمتری نشان داده وارقام کایزر ، دزیره ، موندیال ، ویتال وپیکاسو  درشرایط مطلوب زراعی نوعی تحمل نسبی از خود نشان می دهند، لذا می توان پس از شناسایی عوامل ژنتیکی موثر درایجاد تحمل ازاین اصل دربرنامه کنترل تلفیقی بهره گیری نمود.

ه- بیولوژیکی

سوسک کلرادو دارای دشمنان طبیعی متعدد ومتنوعی است . این حشره درمراحل مختلف رشدی درمعرض حمله دشمنان طبیعی ازجمله زنبورهای پارازیتویید ، سنهای شکارگر خانواده های Miridae,Reduviidae,Pentatomidae کفشدوزکهای خانواده Coccinellidae و سوسکهای خانواده Carabidae قرار می گیرد. سنهای شکارگر Perillus bioculatus  و Podisus maculiventris درکنترل این آفت اثر قابل توجهی دارند و هنگامی که درمزرعه رهاسازی شدند توانستند 26% تراکم جمعیت آفت را کاهش دهند. (بیورو چووین ، 1992) وبدین ترتیب تا 86% جلوی خسارت را بگیرند (اسماعیلی وهمکاران ، 1377و هوگ گلدستین ومک فرسون ، 1996) که درمجموع 65%  به میزان محصول تولیدی اضافه گردید.

برخی از حشرات کامل سوسکهای خانواده کارابیده ازجمله Lebia grandis با تغذیه از تخم ، لارو وحشره بالغ سوسک کلرادو سبب کاهش جمعیت آفت می شوند(هوگ وهمکاران ، 1993) میزان پارازیتیسم زنبور Edovum puttleri روی توده های تخم 71-91 درصد بوده وسبب مرگ ومیر این میزان توده تخم در روی بادمجان شده است . (لاشوب وهمکاران ، 1987).

نوری قنبلانی وهمکاران (1377) نتایج مطالعه دشمنان طبیعی وعوامل بیماریزای سوسک کلرادو طی سالهای 73-1374 دراردبیل را به شرح زیر ذکر کرده اند:

1- قارچ بیماریزای Beauveria bassiana  : این قارچ به طور متوسط باعث تلف شدن 2/3 درصد حشرات کامل زمستان گذران این آفت درشرایط طبیعی شده بود. این قارچ تحت شرایط ازمایشگاهی به طور متوسط پس از آلوده سازی مصنوعی سبب مرگ ومیر درحشرات کامل ، لارو وشفیره سوسک کلرادو به ترتیب 88/0 ، 70 و 5/47 درصد شده بود.

2- کنه انگل (Acari: Hemisarcoptidae) . Linobia sp این کنه درزیر بالپوشهای یک درصد از کل حشرات کامل مورد مطالعه مشاهد شده واثرمنفی آن برروی حشرات کامل آلوده بسیار ناچیز بوده است ؛ این احتمال وجود داردکه کنه مذکور از این حشره برای انتقال استفاده کرده باشد.

3- عنکبوت پا دراز (Opilions Phalangiidae) Phalangium sp.  : این عنکبوت تنها در یک مزرعه سیب زمینی آلوده به این آفت مشاهده شده وانبوهی جمعیت آن نسبتا پایین بوده است . درپرورش آزمایشگاهی به طور متوسط روزانه هرعنکبوت پادراز بالغ 3/11 و هر پوره آن  6/5 عدد تخم افت را مورد تغذیه قرار داده است.

4- سن شکارگر Rhinocoris punctiventris (Het.,Reduviidae) : این سن شکارگر درحال تغذیه ازحشره کامل سوسک کلرادو دربعضی از مزارع اردبیل مشاهده شده است ولی نوری وهمکاران انبوهی جمعیت آن را بسیار ناچیز وقابل چشم پوشی اعلام کرده اند.

5- بالتوری سبز Chrysoperla carnea (Setphen) : انبوهی جمعیت این شکارچی درروی بوته های سیب زمینی قبل از مرداد ماه بسیار ناچیز بوده ولی از این تاریخ به بعد به تدریج افزایش می یابد. لاروهای این حشره از تخم سوسک کلرادو تغذیه می کنند. در بررسی های آزمایشگاهی متوسط تغذیه روزانه هر لارو سن دوام این بالتوری 1/7 عدد وهر لارو سن سوم 9/10 عدد تخم این آفت تعیین گردیده است . تغذیه این بالتوری از دستجات تخم سوسک کلرادو نیز دیده شده است.

شکارگر Chrysoperla sp. به طور طبیعی درفصل تابستان با انبوهی بالا از دشمنان طبیعی این آفت محسوب می گردد ولاروهای این حشره با تغذیه از تخم های سوسک کلرادو به طور متوسط به میزان 7تا 10 ردصد سبب کنترل آفت شده ودرصورت پرورش ورهاسازی می توانند دراین زمینه نقش موثری داشته باشند(نوری قنبلانی وهمکاران، 1377) .

همچنین سن Lygus rugulipennis  از تخم این آفت تغذیه می کند (بوگوش ، 1964)

نماتد های Steinernema sp .,Heterohabditis sp. بادز 160 نماتد درسانتیمتر مربع به ترتیب 75/83% و90% لاروها را پارازیته نموده واختلاف آنها با دزهای 20 و 10 نماتد درسانتیمتر مربع درسطح 1% معنی دار بوده است (پرویزی ، 1379) . همچنین کاترل وهمکاران (2001) اثرنماتد H.marelatus با نسبت های 375/0 و 750 و1200 نماتد درمترمربع درسطح خاک را بررسی کرده ونتیجه گرفتند که تراکم جمعیت آفت درتیمارها نسبت به شاهد کاهش معنی داری رانشان می دهد؛ آنها بکار گیری این نماتد را دربرنامه IPM این آفت توصیه کرده اند.

نوری قنبلانی وهمکاران 1377 روش تلفیقی با استفاده از اسپور پاشی با قارچ پاتوژن B.bassiana درفصل پاییز بر روی خاک مزارع سیب زمینی ورها سازی بالتوری سبز درفصل بهار را توصیه نموده اند ومعتقدند که این روش درکاهش انبوهی حشرات کامل موثر می باشد.

و – استفاده از حشره کشهای میکروبی

قاسمی کهریزه وهمکاران 1382 حساسیت سنین مختلف لاروی سوسک کلرادو رابه مخلوطی از Bacillus thuringiensis var . tenebrionis و پودر حنا وخالص Bt درآزمایشگاه بررسی کرده ونتیجه گرفتند که مخلوط B.t با غلظت 500 قسمت درمیلیون وپودر حنا با غلظت 500 قسمت درمیلیون ، بعد از 6 روز ، 5/72 درصد تلفات دربرداشته است ، درحالیکه باکتری وحنا به تنهایی  به ترتیب 5/17 و 5/2% تلفات ایجاد کرده اند . بنابراین بکارگیری پودر حنا می تواند.

نقش سینرژیست داشته باشد . به علاوه باکتری های Bacillus thuringiensis var.tenebrionis  و B.t var . sandiego که برای کنترل لاروهای این آفت توصیه شده اند. باید به وسیله لاروها خورده شوند. لاروها ممکن است4-5 روز بعد ازمصرف کشته نشوند . اگر قرار باشد از B.t استفاده شود بهتر است به صورت اسپری درموقع تفریح تخمها استفاده گردد، زیرا روی سنین اول ودوم لاروی موثرتراست (دلحات،2005)  البته این آفت دربرابر  Bacillus thuringiensis

Subsp . tenebrionis deta-endotoxin     مقاومت نشان داده است (والن وهمکاران ، 1993: رادهارجا و والن ، 1995).

ترکیبات معدنی شامل اسید بوریک ، سولفات منیزیم ، سولفات کلسیم وکلرید منیزیم نقش موثری درافزایش کارایی باکتری Bacillus thuringiensis var.kurstaki روی لارو سن سوم این آفت داشته اند. دراین بین اسید بوریک دارای بیشترین فعالیت تشدید کنندگی بوده ونمکهای منیزیم نیز درمقایسه با نمکهاای کلسیم افزاینده های موثرتری بوده اند(صفر علیزاده وهمکاران، 1383) . لذا برای تاثیر بهینه لازم است مواد سینرژیست به B.t اضافه گردد. کافئین دراین رابطه دارای خاصیت سینرژیستی بالایی است وافزودن آن باعث افزایش تاثیر Bacillus thuringiensis Berliner var .kurstaki  روی لارو این آفت میشود (جوی وهمکاران ، 1381).

ز-شیمیایی

لاروهای سنین 1و 2 اغلب به وسیله حشره کشها کشته می شوند، اما لاروهای سنین بالا به سختی ازبین می روند؛ بنابراین اگر حشره کشها درمرحله اولیه لاروی به کار روند، تاثیر بیشتری درکاهش جمعیت آفت خواهند داشت . براساس آزمایشهای انجام شده ، حشرات ماده نسبت به حشرات نر دربرابر سموم مقاومت بیشتری دارند که این تحمل به سم با مقدار چربی موجود دربدن حشره رابطه مستقیم دارد(پورمیرزا وهمکاران ،1383). درحال حاضر درنواحی تولید سیب زمینی از حشره کشهای مختلفی استفاده می شود، این حشره به اغلب حشره کشها مقاومت پیدا کرده ودرمواردی مقاومت به یک ماده شیمیایی مقاومت به مواد شیمیایی دیگر را هم به دنبال داشته است. با وجود اثرات جانبی حشره کشهای شیمیایی کنار گذاشتن آن در برنامه کنترل آفت قابل صرفنظر کردن نیست . زیرا درحال حاضر روش های قاطع دیگری برای کنترل آن دردسترس نمی باشد ولذا از سموم زیرعلیه این آفت درمناطق آلوده میتوان استفاده نمود:

1-کلره سیکلودین : آندوسولفان 35 درصد به میزان 2-3 لیتر درهکتار

2-گروه فسفره تماسی – نفوذی : فوزالون 35 درصد به میزان 3-5/3 لیتر درهکتار و دیازینون 60% به نسبت 5/1 لیتر درهکتار .

3- پایروترویید مصنوعی : دانیتول (فن پروپاترین ) به مقدار 2 لیتر درهکتار . این سم روی تیپ بیولوژیک موجود درسیب زمینی کاریهای  همدان موثرتر ازسموم مذکور وهمچنین سم دورسبان می باشد.

4- سموم نیکوتینی : براساس ماهیت نیکوتینی حشره کش کالیپسو (تیاکلوپرید) وکم خطر بودن آن ، می توان از آن به عنوان حشره کش جدید درکنترل سوسک کلرادو با حداقل در توصیه شده (100 میلی لیتر درهکتار ) به ویژه درمناطقی که تاثیر مطلوبی ازحشره کش فوزالون درکنترل آفت دیده نمی شود استفاده نمود(رنجبراقدام ، 1383 الف) .

یادگاریان وهمکاران (1381 ب)  با بررسی روی میزان باقیمانده سم فوزالون نتیجه گرفتند که یک ساعت بعد ازسمپاشی وتا 30 روز بعد از آخرین سمپاشی ، محصول دارای کمتر از 1/0 پی پی ام زولن بود. آنها دوره کارنس این سم رایک روز بعد از آخرین سمپاشی توصیه شده از طرف شرکت سازنده تایید کردند. لذا می توان این سم را درصورت تاثیر با ایمنی خاطر علیه این آفت توصیه نمود.

پورمیرزا (1381) حساسیت سوسک کلرادو را نسبت به دو سم اندوسولفان وزولن با سه روش زیست سنجی شامل غوطه ور کردن ، قطره گذاری ولوله شیشه ای ، بررسی نموده ونتیجه گرفتند که این حشره همواره دربرابر آندوسولفان حساستر از زولن بوده ومیزان LC50 آندوسولفان وزولن برای حشره کامل آن به ترتیب 271/1 و51/15 میکروگرم برمیلی گرم وزن بدن بوده است . درروش غوطه ور کردن حساسیت آفت نسبت به دو روش دیگر بیشتر بوده و بر اساس LC50  میزان حساسیت  به ترتیب غوطه ور کردن < قطره گذاری < لوله شیشه ای بوده است . حدود اطمینان LC50 در روش غوطه ور کردن کمتر از سایر روشها بوده ودرتعیین حساسیت این آفت دربرابر حشره کشهای آندوسولفان وفوزالون حساسترین روش می باشد . به علاوه این روش کم زحمت به دلیل تغییرات کمتر مقادیر LC50 وصرفه جویی درامکانات است . وی نتیجه گرفته است که دربررسی حساسیت آفت درشرایط مزرعه ای روش غوطه ور کردن ، مناسبتر از دو روش مذکور می باشد .

رنجبر اقدم ونوری قنبلانی (1381) بامقایسه چندماده حشره کش (شیمیایی، میکروبی و گیاهی ) روی این آفت نتیجه گرفتند که سم کنفیدور (ایمیداکلوپراید) به نسبت 286 میلی لیتر درهکتار 6/93% تلفات را در روی جمعیت آفت ایجاد کرده ودرمجموع بیشترین تلفات را روی افت دارد.

نتایج بررسی تاثیر چند ترکیب حشره کش شیمیایی شامل کنفیدور در دو دز ، زولن دردز توصیه شده و بیولوژیک شامل کاستوم بی – سی ونئودور در روی سوسک کلرادو که درسال 79- 80 در اردبیل انجام داد، وی نتیجه گرفت دربین ترکیبات موردآزمایش سموم شیمیایی کنفیدور وفوزالون با بیشترین تاثیر درگروه اول وترکیب بیلولوژیک کاستوم بی سی – 3 درگروه دوم ودرنهایت نئودور (فرآورده های تجاری Bacillus thuringiensis) درگروه سوم قرار دارند (رنجبر اقدام پازیگوئی ، 1382) . براین اساس ترکیبات شیمیایی بهتر از ترکیبات بیولوژیک عمل می نمایند.

ی – تلفیقی

رنجی وهمکاران (1382) تاثیر برخی از ترکیبات بیولوژیک ، گیاهی وحشره کشهای شیمیایی را روی لاروهای این آفت بررسی نموده ونتیجه گرفتند که بین سموم بیولوژیک وترکیبات شیمیایی ازنظر ایجاد تلفات روی آفت اختلاف معنی داری درسطح 1% وجود دارد. سم زولن با 19/88 درصد تلفات (بیشترین تلفات) درگروه اول وتیمارهای چک پات بی اف سی وکاستوم بی سی به ترتیب با 46/62 درصد و 63/60 درصد درگروه دوم ونیم بلاس با 07/41 درصد تلفات درگروه سوم قرار گرفته بودند. آنها نتیجه گرفتند حشره کشهای بیولوژیک مانند سموم شیمیایی دارای تاثیر زود هنگام بوده وبعداز گذشت 3 روز حداکثر تلفات خود را ایجاد می نمایند. انها توصیه نمودند می توان از حشره کشهای بیولوژیک درتلفیق با سایر روشها برای کنترل این آفت بهره گیری نمود تا امکان مقاومت آفت به حشره کشهای بیولوژیک وشیمیایی کاهش یابد.

 

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 2:43 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ

ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ