ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥
ღ°•.♣♠aв ο ♪§ǻмi♪ ℓσν℮♣♠.•°ღ  

  
 حبيبي يا غرامي , يا كلامي , يا احلامی
عزيزم اي عشق من , اي تمام ترانه هاي من , اي روياي من
قربي ليا
به من نزديک شو
 خدي عينيا منتي اللي ليا في الدنيا ديه
چشمانم را از من بگير من در اين دنيا تنها تو را دارم

 

 

حبيبي وانا جمبك حاسس بالدنيا تانية
عزيزم زماني که من در کنار تو هستم احساس می کنم که در دنیایی دیگر سیر می کنم
قربي ضميني خذيني مرة تانية
به من نزديک شو من را در آغوشت پنهان کن و من را دوباره  در بر بگیر

 

تعال  حبيبي نعيش العمر كل
عزيزم بيا که تمام عمر را در کنار هم زندگي کنيم
تعال  في قلبي وحسي الحب كل
به قلب من نزديک شو و تمام عشقي که نسبت به تو دارم را احساس کن
تعال في حضني وحس الحب كل
به آغوش من بيا و احساسات عاشقانه ي من را حس کن

سامو زین

[ پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ] [ 20:8 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مش قادر ابعد عنك تاني حبيبي
دیگر نمی توانم از تو جدا بشوم عزیزم
آه يا حبيبي لو حتى ثواني
آه عزیزم حتی یک ثانیه نیز نمی توانم دوریت را تحمل کنم
عايش فيك و انت بعيد عني حقيقي
با وجود تو زندگی می کنم در حالیکه تو ازمن واقعا دورهستی
ايوه حقيقي و عينيك وحشاني
بله واقعا ودلم برای چشمانت تنگ شده است

 

يا حبيبي انت الي ليه
عزیزم تو تنها مال من هستی
من كل الدنيا ديه
از تمام این دنیا من فقط تو را دارم
 يا حبيب قلبي و عينيه
عزیز دلم و ای چشم من
انا روحي فيك
روح من متعلق به توست

 

برتاح و انت في حضني
وقتی تو را درآغوشم می بینم احساس آرامش می کنم
قرب مني و خذني
پیش من بیا  و من را با خودت ببر
ده عينيك دايما تقول
چشمانت همیشه به من می گویند
انا كلي ليك
که من مال توام

 

دايما حوليا و جوا عينيه حبيبي
همیشه تو را در کنار خود و دراعماق قلبم حس می کنم عزیزم
ايوه حبيبي دايما على بالي
بله عزیزم من همیشه به تو فکر می کنم
ساكن احلامي و كل كلامي حقيقي
تو تنها رویای من هستی و تمام حرفهایم واقعیت دارد
ايوه حقيقي صورتك قدامي
بله حقیقت دارد همیشه عکس تو جلوی چشمانم است 

 

[ پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ] [ 20:2 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

راغب علامه

نسینی الدنیا
باعث شو که دنیا را فراموش کنم


نسینی الدنیا نسینی العالم
باعث شو که دنیا را فراموش کنم،‌ باعث شو که دنیا را فراموش کنم


دوبنی حبیبی وسبنی اقولک احلی کلام
مرا ذوب کن عزیزم، و باعث شو زیباترین واژه ها را به تو بگویم


لو الف الدنیا لو الف العالم
اگر هزار دنیا، اگر هزار دنیا باشد

مش ممکن زی غرامک انت الاقی غرام
برای من ناممکن است که عشقی چون تو را پیدا کنم

لو اقولک انی بحبک
اگر به تو بگویم که دوستت دارم

الحب شویة علیک
عشق برای تو آسان خواهد بود

لو ثانیة انا ببعد عنک
اگر برای یک ثانیه از تو دور باشم

برجع مشتاق لعنیک
با اشتیاق چشمانت باز می گردم

ضمنی خلیک ویایة
ما نگهدار و با من باش

دوبنی ودوب فی هوایة
مرا ذوب کن و در عشق ذوب شو

تعال نعیش اجمل ایام
بیا تا زیباترین روزها را با هم زندگی کنیم

کان اجمل یوم فی حیاتی
زیباترین روز در زندگی من بود

یوم ماقابلتک یاحیاتی
روزی که دیگر در زندگی ام ندیدم

ماقدرتش اتحمل من غیر ماافکر لحظة
من نمی توانم بدون تو تاب آورم، نمی توانم برای یک لحظه فکر کنم

لقیتنی بدوب فی هواک
مرا ذوب شده در عشقت پیدا می کنی

خدتنی من کل الناس عشت فی اجمل احساس
مرا از همه مردم می گیری، من در زیباترین احساس زندگی کردم

ونسیت یاحبیبی الدنیا معاک
و با تو دنیا را فراموش می کنم عزیزم

اناشایلک جوه عنیّه والدنیا دی شاهده علیّه
تو را دورن خودم بالا می برم و دنیا شاهد من است

انا جنبک وبحبک
من کنار توام و دوستت دارم

مش ممکن اقدر انا یا حبیبی انساک
نمی توانم فراموشت کنم عزیزم

بتمنی العمر یطول وافضل احبک علی طول
آرزو می کنم روزگار ادامه یابد و تو را همیشه دوست داشته باشم

ده انا یاما حلمت اکون ویاک
این همان است که همیشه رویایش را دارم که با تو باشم

-------------------------------------------

 

deborah.mihanblog.com

 

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 14:41 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

نسبت كم اكسين به سيتوكنين مناسب تشكيل جوانه نابجا است گونه هايي كه سيتوكنين بالايي دارند ريشه زايي سخت تري دارند بكارگيري سيتوكنين هاي مصنوعي از تشكيل ريشه در قلمه ساقه جلو گيري ميكند

جيبرلين ها

در سال 1939 اسيد جيبرليك براي اولين بار در ژاپن كشف شد در اصل بدليل اثرش روي  طويل شدن  ساقه برنج شناخته شد درغلظت هاي زياد از تشكيل ريشه نابجا جلو گيري مي كند .جيبرلين در غلظت هاي  خيلي بالا مانع ريشه زايي ميشود 

اسيد آبسيزيك

گزارشهايي مربوط به اثر آن درروي ريشه زايي متفاوت است چون اين تركيبات داثر اسيد جيبرليك را كاهش مي دهد ممكن است ريشه زايي را تقويت كند يا ممكن است به علت جلو گيري از حركت اكسين ها ما نع ريشه زايي شود

اتيلن

ميتواند روي تشكيل ريشه اثر افزايشي يا كاهشي يا بي  اثر باشد (بسته به نوع گياه)

اثر روي جوانه

 

در سال 1985 آقاي دو آمل دو مونسه تشكيل ريشضه ها ي نابجارا براساس حركت شيره گياهي رو به پايين توصيف كرد .در سال 1929 براي اولين بار وجود يك عامل ريشه زايي  اختصاصي توسط  went      گزارش شد كه انرا Rhizocaline   نا ميد. اگر قلمه ها در زماني كه گياه فعال است گرفته شوند جوانه ها اثرات تسهيل ريشه زايي خوبي دارند برگ هايو جوانه ها جايگاه توليد اكسين هستند در سال 1995 پيشنهاد شد كه مي توان رايزو كالين را مجموعه اي پيچيده اي از سه ماده د انست 1)عامل اختصاصي : كه از برگها انتقال يافته واز نظر شيميايي( اور تو دي هيدروكسي فنول) است 2)عامل غير اختصاصي (اكسين) : كه جابجا شده واز نظر بيو لوژيكي به غلظت كم مو جود است 3) آنزيم اختصاصي: كه در سلولهاي برخي  بافت ها وخود داشته وبه احتمال زياد از نوع اكسيداز پلي فنول است.   

 

اثر برگ بر ريشه زايي

 

با پژوهش بر روي آوا كادو نشان داده شده است كه كربو هيدراتها يي كه از روي برگها انتقال مي يابد.بدون ترديد به شكل ريشه كمك مي كند اما اثرات آسان كننده  ريشه دهي  برگها و جوانه ها به احتمال مربوط به عوامل ديگري  است  كه به طور مستقيم  عمل مي كند كه اين ها را كو فاكتور(cofactor)  يا سينر ژيست ها يا تشديد كننده هاي عمل اكسين يا همفسرساز گويند . مثلا يك كوفاكتور به نام اسيد كلروژنيك است .مثلا تركيب ديگري به نام  كاكتول )مثلا يك كوفاكتور به نام اسيد كلروژنيك است .مثلا تركيب ديگري به نام كاتكولي catechol)) به صورت تشديد كننده عمل اسيد ايندول استيك ("IAA) در ماش عمل مي كند.اسيد آبسيزيك به احتمال يكي از كوفاكتور هايريشه زااست كه احتمالا به علت خنثي كردن اثر اسيد جبيرليك مانع تشكيل ريشه مي شود.

باز دارنده هاي دروني ريشه زايي

قلمه هاي برخي از گياهان سخت ريشه زا ممكن است به دليل وجود بازدارنده هاي طبيعي ريشه ندهند كه آبشوئي قلمه ها باعث افزائش كيفيت و كميت ريشه ها مي شود گياهان در ارتباط به آغازش ريشه هاي نا بجا به سه گروه تقسيم مي شوند1) گياهاني كه بافت ها يشان  مكواد وختلفي از جمله  اكسين را كه براي ريشه زايي اهميت دارد توليد مي كنند در صورت  قرار گرفتن اين قلمه ها در شرايط مناسب به سرعت  ريشه دار مي شوند( قلمه هاي سهل ريشه زا)2)گياهاني كه در آنها كو فاكتورهاي طبيعي به مقدار كافي موجود است

ولي مقدار اكسين آنها محدود است كاربرد اكسين روي  قلمه هاي اين گياهان ريشه زايي را به ميزان زيادي  افزايش  مي دهد / مثل فلمه زيتون (منوسط  ريشه زا علت آن كمبود اكسين)

3) گياهاني كه فاقد يك يا چند كوفاكتور دروني هستند اما اكسين در آنها ممكن است  به مقدار زياد موجود باشد  كاربرد  اكسين  روي اين قلمه ها واكنش  ناچيزي  ايجاد  كرده يا بطور كلي واكنش ايجاد نمي كند (مثل هست دارها : هلو.  شليل  . بادام. گردو)

عوامل  و ثر در باززايي گياهان از قلمه 

1)انتخاب مواد قلمه اي از گياهان مادري(شرايط محيطي و فيزيولوژيكي گياهان مادري بر ريشه زايي قلمه ها موثر است)

2 )تيمار قلمه ها/ نگهداري قلمه ها –تنظيم كنند هاي رشد – مواد غذايي معدني قلمه ها-آبشوئي مواد غذايي –قارچ كش ها –زخم زني)

3)شرايط محيطي در حين ريشه زايي:رطوبت- دما –نور-محيط ريشه زايي 

 

1) شرايط فيزيولوژيكي ومحيطي  گياه مادري وابسته به ژنوتيپ وهمچنين شرايط محيطي است

 

تنش آبي:

 اغلب افزايش گران بر مطلوب بودن قلمه گيري وقتي كه مواد گياهي حالتي شاداب دارند تاكيد ميكنند . قلمه هاي كه گياهان مادري آنها كمبود آب دارند موجب كاهش ريشه زاي مي شوند .

دما:اثر پيچيده اي روي ميزان اكسين و ساير مواد درون زايي موثربر ريشه زايي دارند اگر چه به نظر مي رسد كه دماي  هواي گياهان مادري نقش كمي در ريشه زايي قلمه دارد  

نور:طول مدت نور –شدت نوروطول موج نور روي شرايط گياه مادري وريشه زايي قلمه ها تاثير مي گذارد

 

بعضي از گياهان در شرايط روز كوتاه ريشه زايي قلمه هاي آنها بيشتر است وبعضي ديگر در شرايط روز بلند.

تاريك رويي:قرارگرفتن گياهان قبل از قلمه گيري در تاريكي است كه باعث مي شود مواد افزايشي گرفته شده(قلمه ها)" ريشه زايي بهتري داشته باشند (چون در تاريكي رشد رويشي بيشتر وگياه كشيده تر مي شود 

 

كربوهيدراتها:

رابطه بين كربو هيدراتها وريشه نابجا هنوز روشن نيست ولي بطور كلي هرچه قلمه ها كربوهيدرات بيشتري داشته باشند ريشه زايي آنها نيز بيشتر است

ريشه زايي شاخه هاي جانبي و انتهايي:

شاخه هاي جانبي ريشه زايي بهتري نسبت به شاخه هاي انتهايي دارنددرريشه زايي قلمه ها يي كه ازبخش هاي مختلف شاخه گرفته ميشود تغييراتي مشاهده مي شود در اغلب موارد زيادترين ريشه زايي در قلمه هايي ديده مي شود كه از بخشهاي پايين شاخه گرفته مي شود زيراكربو هيدراتهادر پايين شاخه انباشته شده وبه احتمال زيادتعدادي از آغازنده هاي ريشه تحت تاثير مواد آسان كننده ريشه زايي ساخته شده وتوسط جوانه ها وبرگها در قسمت پايين تجمع مي يابند

شاخه هاي رويشي وگلدار:

در گونه هاي آسان ريشه زاخيلي تفاوتي درريشه زايي شاخه هاي گلدار ورويشي وجود ندارد. امااين عامل در گونه هاي سخت ريشه زااهميت مي يابد مثلا درزغال اخته آبي رنگ .قلمه هاي چوب سختي كه از شاخه هاي داراي غنچه گل گرفته شده بودند در مقايسه با شاخه هايي كه فقط داراي جوانه رويشي بودند ريشه زايي خوبي نداشتند .اغلب توصيه ميشود مقداري پاشنه(يك قطعه كوچك از چوب مسن تر )در ته قلمه نگه داشته شود تا حداكثر ريشه زايي حاصل شود. اين كار براي ريشه زايي قلمه هاي چوب سخت مفيد است دليل اين امر وجود آغازنده هاي ريشه از پيش تشكيل شده در چوب مسن تر است 

زمان قلمه گيري:

در بسياري از گونه ها يك دوره بهينه از سال براي ريشه زايي وجود دارد در گونه  هاي خزاندار قلمه هاي چوب سخت را مي توان درفصل خواب گياه (از ريزش برگ تا قبل از بيدار شدن گياه)گرفت  قلمخ خاي چوب نرم ويا چوب نيمه سخت (زيتون) برگدار مي توانند درفصل رشد گرفته شوند /گونه هاي هميشه سبز باريك وپهن برگ كه يك يا چند جهش رشدي دارند قلمه ها را مي توان در اين جهش هاي رشدي گرفت / قلمه هاي برخي  از گونه ها مانند  برگ نو را مي توان در هر موقعي از سال گرفت /چنانچه قلمه هاي برگدار زيتون  در اواخر بهار وتابستان گرفته شوند وزير مه پاش قرار گيرند ريشه زايي خوبي خواهند داشت  اما اگر همين قلمه هادروسط زمستان گرفته شوند ريشه زايي آنها تقريبا صفرخواهد بود به طور معمول قلمه هاي چوب نرم  بسياري از گونه هاي چوبي كه در بهار يا تابستان گرفته مي شوند  از قلمه هاي چوب سخت گرفته شده در زمستان ريشه زايي آسانتري دارند از اين رو براي گياهان سخت ريشه زا اغلب لازم است كه قلمه هاي چوب نرم را بكار گرفت /هميشه سبز هاي سوزني برگ بهترين نتيجه زماني حاصل ميشود كه قلمه ها اواخر پاييز تا زمستان گرمته شود . در سرو كوهي ريشه زايي د ر فصل رويش فعال حداقل ودر دوران ركود رشدي حداكثر است.

تيمار قلمه ها:

جابجاي مواد قلمه اي:

 فقط قلمه ها ي با كيفيت خوب بايستي براي تكثير جمع اوري شود كنترل كيفيت قلمه ها با كنترل كيفيت گيا هان مادري اغاز مي شود بسياري از افزايش گران قلمه ها را در صبح زود از گياها ن مادري مي گيرند چون در اين موقع شاداب هستند و اگر بلا فاصله استفاده نكنيم بايد در محيط مرطوب و دماي 4-8 درجه قرار داده شوند نگهداري قلمه هاي رودندرون     rododanderon در كيسه هاي در دماي 21-23 درجه به مدت 21 روز ميباشد قلمه هاي بسياري از گياهان برگ ساره اي (برگ زينتي) گرمسيري از امريكا به اروپا صادر ميشود كه 4-24 روز طول ميكشد مدتي كه قلمه در راه است ممكن است به خاطر تنفس زياد تر –حذف نور –از دست دادن رطوبت – عوامل بيماري زا –تجمع اتيلن  كيفيت قلمه ها كاهش يابد. قلمه هاي كروتن هنگام انبار شدن به مدت 5-10 روز در دماي 15-30 درجه كيفيت خود را حفظ مي كنند عمر انباري قلمه هاي ريشه دار شده شمعداني با نگهداري در كيسه هاي پلاستيكي در رطوبت  زياد و دماي 4درجه و همچنين شدت نور كم خوب ميباشد .

 

تنظيم كننده هاي رشد:

 

اكسينهاي طبيعي مانند اسيد ايندول استيك و اكسينهاي سنتز شده مانند اسيد ايندول بوتريك و اسيد نفتالين ميتواند ريشه هاي نا به جا را در قلمه هاي ساقه و برگ تحريك كند اما واكنش در برابر اكسينها همگاني نيست قلمه هاي برخي از گونه ها كه سخت ريشه زا هستند با تيمار اكسين نيز ريشه اندكي ميدهند بنابر اين هميشه كمبود اكسين عامل محدود كننده ريشه زايي نيست امكان دارد كه نبود كو فاكتورهاي ريشه زايي – نبود سيستم انزيمي و نبود مواد فنوليكي موجب عدم ريشه دهي ميشود .اكسينها در اب نا محلول اند اما ميتوان انها را ابتدا در چند قطره الكل يا  هيدروكسيل امونيوم حل كرد و سپس با الكل 50% يا براي تركيبات نمك دار با اب رقيق كرد براي تعيين بهترين غلظت براي هر گونه گياهي احتياج به ازمايش است اسيد ايندول استيك به نور حساس است و به اساني بي اثر ميشود محلول غليظ بوتريك اسيد به نور حساس نيست و ميتواند به راحتي تا 6ماه در شيشه هاي بي رنگ نگه داري شود . نفتالين استيك و 2و4دي كلرو فنو كسي استيك اسيد نيز در برابر نور پا يدار است اكسيد از اسيد ايندول استيك در بافتهاي گياهي ايندول استيك را تجزيه ميكند ولي بر روي بوتريك ونفتالين اسيد اثري ندارد     

ابشويي مواد قلمه اي : 

مه پاشها ميتواند تا  ميزان زيادي مواد غذايي لازم را از قلمه ها بشورد به ويزه در قلمه هاي سخت ريشه زا كه زمان بيشتري را در زير مه پاش هستند نيتروژن و منگنز به راحتي شسته ميشود در حالي كه كلسيم – منيزيم – گوگرد و پتاسيم به طور متوسط اهن و روي و فسفر به سختي شسته ميشوند

 

تيمار با قارچ كشها :

 تيمار قلمه ها با قارچ كش انها را حفظ كرده و بقاي قلمه را بيشتر ميكند كاپتان به عنوان محافظ ريشه هاي تازه تشكيل شده ميباشد قلمه ها را در پودر يا محلول كاپتان فرو برده و سپس با هورمونها تيمار ميكنند و يا مي توان قارچ كش را به صورت مخلوط با هورمونها به كار برد 

تيمار با زخم زني:

 زخم زني ته قلمه ها براي ريشه زاي در برخي گونه ها مانند  آزاله – سرو كوهي به ويژه در قلمه هاي كه چوب ته انها مسن تر است مفيد است شايد علت اين امر تجمع اكسين و كربو هيدراتها در ناحيه زخم شده و همچنين زياد شدن تنفس در محل زخم ميباشد  

انواع قلمه ها :         

  1. خشبي (چوب سخت)

2. نيمه خشبي (چوب نيمه سخت)

3. قلمه سبز (چوب نرم)

4. قلمه علفي

 

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 13:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

¨                     قرنطینه مجموعه اقداماتی است که برای جلوگیری از ورود عامل بیماری، آفت، علف هرز به یک کشور ،منطقه ویا مزرعه صورت میگیرد.

¨                     لغت قرنطینه: ریشه ایتالیایی(Quarantina)   به معنای چهل

¨                     اجرای مقررات مربوط به قرنطينه در دنیا از سال  1870 شروع شد.

¨                      در آمریکا اولین ایالتي كه عمليات قرنطينه را اجرا كرد ايالات کالیفرنیا بود كه در سال 1881  بر عليه شته گالزاي انگور(filogezra )  بود .سرانجام در سال 1912 قانون ملی قرنطینه در آمريكا تصويب شد.

¨                     1859 شته گالزای انگور از آمریکا وارد  فرانسه 1872 وارد استرالیا شد.

تاريخچه قرنطينه در ايران

¨                     اولین اداره قرنطینه با نام (اداره تفتیش صحی نباتات) 1314

¨                     مقررات قرنطینه عملا از سال 1325 به صورت رسمی به اجرا درآمد.

¨                     تصویب قانون و آئین نامه حفظ نباتات 1346

¨                     قوانین قرنطینه باید:

¨                     1- قابل اجرا باشد

¨                     2- با واقعیت های مربوط به زندگی و نحوه انتشار افت یا عامل بیماریزا مطابقت داشته باشد.

¨                     3- اعمال  این مقررات منجر به موفقیت شود.

¨                     چگونگی انتقال عوامل قرنطینه ای:

¨                     1-میزبان آلوده و یا قطعات گیاهی آلوده

¨                     2-از طریق مواد بسته بندی و وسایل حمل و نقل

¨                     3-پرندگان یا حشرات ناقل

¨                     4-از طریق باد

آفات و بيماريهاي قرنطينه اي استان خوزستان

¨                     1-شانکر باکتریایی مرکبات

¨                     2-سیاهک ناقص گندم

¨                     3-رایزومانیای چغندر

¨                     4-جاروک لیموترش

¨                     5-تریستیزای مرکبات

¨                     6-مگس زیتون

¨                     7-سرخرطومی حنایی خرما

¨                     8-نماتد سیست طلایی سیب زمینی

¨                     9-زنگ سیاه گندم ug99

¨                     10-سوسک برگخوار سیب زمینی

شانكر باكتريايي مركبات

¨                     عامل Xanthamonas campestris pv.citri

¨                     باکتری میله ای، گرم منفی،هوازی اجباری

¨                     سه تیپ بیماریزایی دارد:

¨                     تیپ A  بیشترین دامنه انتشار و فرم شدید بیماریزایی وفرمهای(BوC)

سياهك ناقص گندم

¨                     اولین بار در منطقه کارنال هندوستان در ارقام آزمایشی گندم

¨                     هندوستان،پاکستان، برزیل،مکزیک،نپال،عراق، افغانستان،لبنان،ترکیه،مناطق جنوب و جنوب شرقی ایران

¨                     بعضی از سنبله ها در یک بوته یا قسمتی از دانه آلوده >Partial bunt

¨                     گندم نان،دوروم و تریتیکاله آلوده میشوند.و دیگر گرامینه های بروموس،لولیوم،آجیلوپس و...

¨                     عامل Tillletia indica mitra

مبارزه:

¨                     1- قرنطینه

¨                     2-ارقام مقاوم مانند گندم نانی رقم Arvechi

¨                     3-ضدعفونی بذور،رعایت تناوب،کاهش میزان آبیاری و کود ازته شخم عمیق

بيماري رابزومونياي چغندرقند

¨                     رایزومانیا (ویروس زردی نکروتیک رگبرگ چغندر)=ریشه ریشی چغندر BNYVV

¨                     اولین گزارش در ایتالیا 1952 ،در ایران 1375 از استان فارس

¨                     عامل:ویروسی از اعضاء Furovirius

 

مبارزه:

¨                     1- زود کاشتن چغندر در دمای 3 درجه جوانه میزند.

¨                     2- عدم جابجایی خاک

¨                     3- مبارزه با ناقل (سموم-بیولوژیکی)

¨                     4-ارقام مقاوم (Rizor-Torbo)

بيماري جاروك ليمو ترش

¨                     خطرناکترین بیماری لیموترش

¨                     اولین بار از کشور عمان در سال 1986 ،از ایران 1376 از سیستان وبعد از هرمزگان،جیرفت،فارس

¨                     عامل :Candidatus phytoplasma aurantifolia باکتری سخت کشت،درون آوند آبکش،دوره کمون 6 تا 14 ماه،4 تا 5 سال درخت را میخشکاند.

مبارزه:

¨                     قرنطینه،ریشه کنی درختان آلوده،مبارزه با ناقل،مبارزه با علفهای هرز(تاج خروس،خانواده بادنجان)،تتراساکلین

Ug99 نژاد جديد زنگ ساقه گندم

¨                     زنگ سیاه اولین بار در ایران توسط اسفندیاری در سال 1326 گزارش شد.

¨                     عامل : Puccinia graminis f.sp.tritici  

¨                     مخربترین بیماری،گرما دوست تراز زنگ زرد

¨                     علائم:جوشهای بهاره حاوی یوردیوسپور در تمام قسمتهای گیاه به صورت خطوط نسبتا کشیده موازی با محور طولی ساقه

¨                     دو میزبانه،میزبان واسط زرشک و ماهونیا(مرحله جنسی)

¨                     Ug99 اولین بار از اوگاندا در سال 1999 > FAO تهدید جهانی امنیت غذایی

¨                     انتقال : باد، حشرات

سرخرطومي حنايي خرما

زیست شناسی:

¨                     حشره کامل حنایی رنگ،به طول 25 میلیمتر،انتهای شاخک مخروطی،بالپوشها دارای شیارهایی به موازات بدن که تمام مفاصل بدن را نمی پوشاند.تمام سال فعال(4 تا 5 نسل در سال)،250 تا 300 تخم میگذارد،تفریخ تخم 5 روز،مرحله شفیرگی داخل دمبرگ یا دم خوشه حدود یک ماه

¨                     مبارزه:

¨                     1-قرنطینه

¨                     2-رعایت بهداشت نخل و نخلستان

¨                     3-رعایت اصول به زراعی (تغذیه نخل)

¨                     4-استفاده از فرمون تجمعی(فروژینول)

¨                     5- تدخین نخلهای آلوده با قرصهای فسفید آلومینیم

¨                     6-کندن و سوزاندن درختان با آلودگی شدید

¨                     سوسك برگخواراولین بار در ایالت کلرادو 1811

¨                     ایران در منطقه اردبیل توسط کاظمی

¨                     Leptinotarsa decemlineata (col,chrysomelidae)

¨                     میزبانان:خانواده سولوناسه،تاج خروس،گزنه، تاتوره

بيماري تريستيزاي مركبات

¨                     اولین بار از آفریقای جنوبی درسال 1930 ،در ایران در فارس گزارش شده است.

¨                     تریستیزا در زبان اسپانیایی به معنای افسردگی است.

¨                     عامل: ویروس رشته ای خمش پذیر از گروه کلسترو ویروس،RNA تک رشته مثبت.

نماتد سيست طلايي سيب زميني

¨                     عامل: Globodera Pallida  و Globodera rostochiensis

¨                     اولین بار درمنطقه بهار همدان در سال 1387

¨                     وضعيت تاكسونوميكي :

¨                     نماتد هاي سيست سيب زميني متعلق به خانواده  Heteroderidae و جنسGlobodera مي باشند. دو گونه G. pallida  ( داراي ماده هاي بالغ به رنگ سفيد) و G. rostochiensis ( داراي ماده هاي بالغ به رنگ زرد طلائي) مي باشد.

مگس ميوه زيتون

¨                     ورود به ایران سال 1383

¨                     Bactrocera oleae (dip:tephritidae)

¨                     خسارت بین 30- 40%

¨                     میزبانان:تمام خانواده Olea spp.

¨                     علائم:سوراخ روی میوه،ریزش میوه قبل از رسیدن

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 23:20 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مصرف کودهاي حيواني در زراعت از بدو اهلي نمودن حيوانات شروع شده است . فضولات حيوانات وقتي روي زمين ريخته شد گياهان در ان محل رشد سريعتري داشته اند روي اين اصل مصرف ان در همان زمانها شروع شده است . کود حيواني برخلاف کودهاي شيميائي اثرات يک جانبه نبوده بلکه از يک طرف کمک بر تامين مواد غذايي را نموده و از طرف ديگر خصوصيات فيزيکي خاک را نيز اصلاح مينمايد .

 

اثرات و اهميت کود حيواني در زراعت :

 

1-    در بافت خاک موثر است .

2-         منبع تامين مواد غذايي براي گياه است .

3-         در افزايش توليد محصول موثرند . که بشرح زير توضيح داده ميشود .

 

تاثير کود حيواني در خاک

 

-        ظرفيت نگهداري اب در خاک را  افزايش ميدهد . که اين امر در مواقع کم ابي کمک شاياني خواهد نمود .

-             نفوپذيري اب در خاک را بهبود مي بخشد .

-             کود حيواني اب درون خاک را بنحوي با ذرات خاک متصل نمود و از تبخیر و نفوذ آن جلوگيري کرده و اماده براي جذب گياه می سازد و همين امر سبب جلوگيري از فرسايش نيز ميگردد .

-             کود حيواني عمليات زراعي را اسان نموده و زمین را براي گاو رو نمودن بهبود میبخشد  .

-             کود حيواني در خاکهاي شني سبب اتصال بهتر ذرات در خاک گشته و در خاکهاي رسي سبب افزايش پروزيته و نفوذپذيري خاک ميگردد .

-             کودهاي حيواني بعلت داشتن ماده الي سبب بهبود هوادهي خاک ميگردند کودهاي حيواني کربن دي اکسيد و اسيدهاي الي و مواد غذايي موجود در خاک را اماده براي جذب گياه مينمايد .

-             ميزان جذب حرارت در خاک تيره بيشتر از خاکهاي روشن بوده و بهمين لحاظ کودهاي حيواني کمک زيادي در گرم شدن زمين و نهايتاً رشد بيشتر گياه ميگردد .

-             کود حيواني قدري خاصيت قليائي دارد که بمرور با مصرف کودهاي حيواني PH خاک افزايش ميابد .

-             کود حيواني باعث افزايش ميکرو اورگانيسم گردیده و باعث افزايش فعاليت بيولوژيکي خاک ميگردد .

 

اهميت کودهاي حيواني بر روي تامين مواد غذايي مورد نياز گياه :

 

در کيفيت کودهاي حيواني موارد زير موثر بوده و در ان دخيل ميباشند .

1-    نوع 2- سن 3- مقدار و ارزش غذائي مصرف روزانه حيوان 4- نوع کاري که حيوان انجام ميدهد . 5- نوع جنس بستر و مقدار ان 6- نسبت کود مايع ( ادرار ) و جامد 7- نحوه و تکنيک نگهداري کود

-        هر چند ميزان فسفر داخل کودهاي حيواني نسبت به کودهاي شيميائي بسيار اندک است ولي جذب فسفر از سوي گياه از طريق خاکها بخصوص خاکهاي قليائي بسيار کم ميباشد زيرا فسفر وارده به خاک در سال اول حدود 10 تا 30 درصد قابل جذب خواهد بود در حالکيه فسفر داخل کود حیوانی در داخل خاک جذب را اسان مينمايد .

 

اهميت کودهاي حيواني در ميزان توليد محصول :

 

همانطوريکه قبلاً نيز اشاره شد تاثير کودهاي حيواني چه بر روي خاکهاي زراعي و چه به لحاظ داشتن مواد مغذي يک کود با ارزش ميباشد . در اغلب مواقع اثرات مثبت کودهاي حيواني را در افزايش توليد محصول محرز است .

چه در موسسه تحقيقات خاک و اب و چه در ساير مراکز تحقيقاتي در خارج کشور موارد ياد شده بالا به اثبات رسيده است .

اثرات مفيد کودهاي حيواني ظرف 4-3 سال از بين خواهد رفت . ازمايشاتي که در اين مورد صورت گرفته اثرات کودهاي حيواني بميزان 40 تن در هکتار مدت 4 سال در افزايش گندم نقش داشته است .

 

تخمير کودهاي حيواني :

 

کودي که در طويله موجود است نمي توان روزانه انرا خارج کرده به سر مزرعه برد . چراکه بايستي مدتي بشکل مناسبي نگهداري تا توسط باکتريهاي هوازي و بي هوازي تخمير گردند . در شرايطي کودها ، توسط باکتريهاي هوازي و با توليد گرما ی 60 تا 70 درجه باعث تجزيه مواد الي داخل ان ميگردند و حتي قوه نامیه بذور علوفه هرز در این درجه حرارت از بين رفته و تا حد زيادي بيماريهاي احتمالي در داخل ان بي اثر خواهند شد . چنانچه کودهاي دپو شده فشرده شده و هواي داخل ان جايش را به CO2 بدهند تحت تاثير باکتريهاي بي هوازي تخمير شده ، که حرارت داخل کودهاي حيواني کاهش خواهند يافت در مرحله تخمير تغييرات شيميائي عمده اي در داخل کود حيواني صورت خواهد گرفت که خلاصه اي از ان ذيلاً اورده شده است

 

تغييرات در مواردي که داراي ازت ميباشند :

 

تخمير در شرايط هوازي فوراً شروع شده بدواً ترکيبات ازت دار نظير اوره بشکلي که در فرمول زير مشاهده ميشود به کربنات آمونيم تبديل و ظرف 5 روز باتمام خواهد رسيد سپس بلافاصله به آمونياک تبديل خواهد شد و بوي داخل طويله مربوط به گاز امونياک ميباشد .

 

اوره CO ( NH2)2 + 2H2O  → ( NH4 )2    CO3

( NH4)2  CO 3 →  2NH3  +    CO2 + H2O

چنانچه در زمان سرما و يخبندان کود حيواني در مزرعه ريخته شود یخبندان باعث تسريع در از بين رفتن امونياک خواهد شد چراکه در اثر سرما امونياک ، کريستاليزه شده و میزان آن کاهش خواهد يافت بطوريکه ظرف چند روز ميزان ان به نصف تقلیل می یابد  .

تعييرات در ترکيبات کربن هيدراتها  :

 

در  فاز جامد کود حيواني به ميزان زياد سلولز،  همي سلولز و مواد هضم نشدني ديگر هنگام دفع فضولات از حيوانات در کودهاي حيوا ني وجود دارد اين گونه مواد شامل کاه و کلش و ساير مواديکه در بستر خواب حيوانات همرا ه است بميزان زياد داراي سلولز ، همی سلولز و بمقدار کم که قابليت هضم آن آسان است نظير قند و نشاسته پروتيين وجود دارد که هنگام نگهداري کودها در نتيجه به هوموس و ليگنين پروتيين تبديل خواهد شد .

تغييرات در ترکيبات کربن هيدراتها بستگي زيادي به هوادار بودن داخل کودها دارد .

 

تغييرات و تجزيه اين مواد در فضاي باز و حرارت زياد (37) داراي رطوبت و هوا د هي مناسب سريع تر صورت خواهد گرفت.

در تجزيه اوليه کربن هيدراتها بدوا به کربنات آمونيوم سپس به کربن دي اکسيد و آب و حرارت زياد  (انرزي )تبديل خواهد شد.

تغييرات کربن هيدراتها در شرايط بي هوازي به آرامي و سختي تجزيه شده و به کربن دي اکسيد متان  هيدرو‍‍زن ، استيک  اسيدهاي ان را بوجود مي آورد.

 

تغييرات در مواد معدنی

 

فسفر اغلب در فاز جامد کودهاي حيواني بشکل فسفر آلي و ترکيبات معدني وجود دارد.

در اثر تجزيه ميکروبيولوزيکي فسفر آتي موجود در کودها به فسفر معدني و قابل جذب تبديل خواهد شد.

کودهاييکه تخمير شده اند فسفرهاي قابل جذب اغلب بصورت آمونيوم فسفات و منو کلسيو فسفات وجود دارد.

مقدار زيادي از پتاسيم کودهاي حيواني قابل حل در داخل آب مي باشند که گياهان به آساني آنها را جذب مي نمايند.

پتاسيم کلسيم و منيزيم غير قابل حل در آب در خلال تخمير بشکل قابل جذب گياه در خواهند آمد .

 

کودهاي تخمير يافته تازه

کودهاي تخمير يافته همانطوريکه از اسم آن متوجه مي شويم مواد اوليه آن کاملاً تغيير يافته و يا حداکثر مواد آن تغيير يافته است . در حالکيه کودهاي تازه حيواني فاز جامد و مايع يکي بوده ميتوانيم تفاوت آنها را بشرح زير بصورت مواد بياوريم .

الف – کودهاي تخمير يافته مواد غذائي مورد نياز گياه بيشتر اماده براي جذب در اختیار دارند . در طول دوره تخمير وزن ان کم خواهد شد . يک تن کود حيواني تازه بعد از تخمير وزن آن پنجاه درصد کاهش مي يابد .

 

ب – قسمت زيادي از ازت داخل کودهاي تازه قابل حل در آب ميباشد . لذا براي تجزيه مواد الي وسنتز پروتئين ميکرو اورگانيسم ها از ازت قابل حل در آب مصرف مينمايند . روي اين اصل ازت مورد نياز گياه در کودهاي تازه کاهش خواهد يافت . يا چنانچه کنترلي در نگهداري ان نشود ازت بصورت گاز به هدر خواهد رفت .

ج – در کودهاي تخمير يافته فسفر قابل جذب بيشتر بوده چنانچه شستشوئي صورت نگيرد ميزان فسفر و پتاس تغييري نمي يابد .

د – در پايان عمليات تخمير نسبت کربن به ازت  C/N= 1/20 تقليل ميابد . در حاليکه در کودهاي تازه نسبت C/N بزرگتر بوده و بهمين جهت کمبود ازت در گياه مشاهده خواهد شد .

 

از بين رفتن کودهاي حيواني

در داخل طويله و يا بعد از خارج نمودن کود از طويله چنانچه رعايت اصول در نگهداري ان نشود انتقال به مزرعه قسمت عمده ان از بين خواهد رفت . بنابراين از زمان توليد تا انتقال به مزرعه از راههاي مختلفي خاصيت اين کودها بشرح زير از بين خواهد رفت .

 

-  از بين رفتن مواد مايع داخل کود :

از بين رفتن فاز مايع در کود حيواني به لحاظ مواد غذائي گياه از اهميت بالائي برخوردار است . فاز مايع و يا بعبارت ديگر ادرار از کف طويله ها و عبور از محل دپو کود حرکت کرده و چنانچه کف طويله بنحوی جاسازي نشده باشد اين مايعات به هدر خواهد رفت . همانطوريکه قبلاً نيز اشاره شد تقريباً 50 درصد وزن کودهاي حيواني بدواً جزء فاز مايع ميباشد .

 

نحوه شستشوي و از بين رفتن فاز مايع

 

عموماً در طويله هاي سنتي و روستائي کودهاي حيواني از پنجره طويله به خارج از ان مي ريزند و يا در زير باران و هواي ازاد نگهداري مينمايند و يا با وارد شدن اب باران از سقف و ابچکان ان تحت تاثير قرار خواهند گرفت . چنانچه دپو کودهاي حيواني در فضاي باز نگهداري گردند ارزش اين نوع کودها ظرف شش ماه به نصف تقليل خواهد يافت .

 

البته در از بين رفتن مايعات داخل کودهاي حيواني به تنهائي نبوده بلکه مواد غذائي قابل حل در آب نيز بهمراه اين مايعات از بين خواهد رفت . يعني ازت ، فسفر ، پتاس نيز بهدر خواهد رفت . از طرفي مواد آلي قابل حل نيز به ميزان قابل توجه اي کاهش خواهد يافت . و اين موضوع رنک مايعاتي است که در زهکش و دپو اين کودها ملاحظه ميشود.

 

هدر رفت به شکل گاز .

 

در اصل هدر رفت ازت و ماده الي بشکل بخار از کودها قابل توجه است . اوره و امونياک موجود در کودهاي حيواني عمده ترين موادي است که بشکل گاز از کودهاي حيواني بهدر خواهد رفت و حرکت هوا و باد هدر رفت را تسريع مينمايد .

 

نگهداري صحيح کودهاي حيواني

 

در حقيقت نگهداري صحيح کودهاي حيواني نگهداري مواد غذائي داخل انهاست . هدر رفت مواد غذائي در بهترين شرايط نيز اتفاق مي افتد ولي مي توانيم ميزان انرا کاهش دهيم . براي اينکار استفاده از روشهاي زير تا حدودي مناسب خواهد بود .

 

مواد زير بستر حيوان

 

استفاده از بستر مناسب در حقيقت براي تميز و خشک نگهداشتن بستر حيوانات است . همانطوريکه قبلاً نيز اشاره شد استفاده از بستر مناسب در اينجا نگهداري و جذب ادرار داخل فضولات حيواني نهايتاً مواد غذائي مورد نياز گياه است . لذا بکار بردن نوع اين مواد نظير کاه و کلش و نسبت ان در جذب تثبيت آب و مواد غذائي موثرند بطوريکه کلش چند برابر گاه ميتواند مواد غذائي قابل حل در آب و ادرار را  نگهداري نمايند . همانطوريکه قبلاً نيز گفته شد استفاده از کودهاي تازه در مزرعه اثر سوء در توليد محصول خواهد داشت .

 

مصرف کودهاي تازه مستقيماً در مزرعه

 

بعضي از کشاورزان کودهاي تازه حيواني را مستقيماً به مزرعه برده وارد خاک مينمايند . يا در نقاط مختلف بصورت دپو کوچک ريخته و بعداً با شخم وارد خاک مينمايند . با وارد نمودن کودهاي تازه به مزرعه قبل از عمل تخمير سبب خواهد شد که بذر علفهاي هرز و يا احياناً بيماريهاي مختلف وارد مزرعه کردند و اگر بصورت کوپه اي در جاهاي مختلف در مزرعه رديفي نيز نگهداري گردند سبب ميشود تا مواد غذائي در اثر بارندگي و يا تبخير مواد غذائي و مواد الي به هدر رود لذا براي جلوگيري از هدر رفت مواد غذائي نگهداري کود و تخمير آن ضروريست .

نگهداري مناسب کودهاي حيواني در يکجا

 

براي جلوگيري از هدر رفت بهر نحوي که ممکن است کودها را يکجا دپو نموده و بشکل مناسبي براي تخمير آماده نمائيم . براي اينکار موارد زير عمده و ضروريست .

 

الف – کودها در محل نگهداري، فشرده شوند  .

ب – باندازه کافي در دپو و نگهداري کودها رطوبت وجود داشته باشد .

ج – نگهداري کود بايستي در حد مقدورات در فضاي سرپوشيده و يا در جريان حرکت هوا قرار داشته باشد .

د – جابجائي کودهاي دپو شده صورت نگيرد . اين چهار مورد از موارد عمده اي است که بايستي بکار گرفته شود.

يکي از راههاي جلوگيري از هدررفت که در بعضي از دامداريهاي بآسانی قابل تاٌمین است   مواد زير بستر حيوانات در کف بستر طويله ها است  گه کاملاً با پاهاي حيوانات مخلوط و فشرده خواهند شد . در اين روش بميزان زيادي مواد مورد مصرف بستر بکار گرفته شود .

 

مصرف مواد نگهدارنده با کودهاي حيواني

براي جلوگيري از هدرفت ازت داخل کودهاي حيواني مصرف مواد شيميائي معمول گشته است . مواد شيميائي مورد مصرف اوره و ترکيبات ازت دار موجود در کودهاي حيواني توسط مواد شيميائي از تجزيه آنها جلوگيري کرده و موادي که بصورت گاز بهدر مي رود مانع از تشکيل گاز در اين مرحله خواهند شد . موادي نظير فسفريک و يا سولفوريک و يا هيدوکلريک اسيد از موادي شيميائي و اسيد قوی هستند مواد محافظ ميباشند . اين مواد با اسيدي نمودن محيط مانع از تجزيه اوره شده و يا آمونياک را بصورت نمک تبديل کرده و از فرار آن بشکل گاز ممانعت مي کند .

بخاطر گراني اينگونه مواد شيميائي و نحوه مصرف انها در عمل محدوديتهايي را بوجود مي آورد .

از بين مواد شيميائي بالا اسيد فسفريک نسبت به بقيه ترجيح داده ميشود چراکه مصرف آن نه فقط از هدررفت ازت جلوگيري ميکند بلکه خود باعث افزايش فسفر قابل جذب گياه را در کود میشود . ساير مواد محافظ در اين زمينه Caso4 ، Cacl و Ca ( NO3 ) 2 را ميتوان نام برد .

در امريکا بجاي استفاده از اين مواد  از کود سوپرفسفات تريپل بميزان 50-30 کيلوگرم در یک تن کود محافظتي براي هدررفت در کودهاي حيواني مصرف مينمايند . ولي بهتر است از کودهاي سوپرفسفات ساده استفاده نمود چون در کود تريپل ميزان سولفات کلسيم کمتر است .

 

نحوه ، ميزان  و زمان مصرف کودهاي حيواني در مزرعه

 

زمان ، شکل و مقدار مصرف کود در زمين با خصوصيات فيزيکي و شيميائي خاک و نوع گياه شرايط اقليمي و نوع کودهاي مصرفي متفاوت خواهد بود .

 

زمان مصرف کودهاي حيواني

آزمايشاتي که بر روي کودهاي شيميائي در زمان مصرف انجام داده اند براي جلوگيري از شستشو و تاثير آن بر روي گياهان مختلف مشخص شد که مصرف اغلب کودها در زمان کاشت تاثير بهتري داشته است . در زمينه زمان مصرف کودهاي حيواني نيز چنين است . يعني کودهاي حيواني که کاملاً تخمير شده است بايستي همزان با کاشت و يا همزمان با مصرف کودهاي شيميائي مصرف نمود چراکه مواد مغذي داخل کودهاي حيواني نيز شسته شده به هدر ميرود .

آزمايشي که در امريکا روي مزرعه ذرت بهاره صورت گرفته است تاثير مصرف کود حيواني در پائيز و مقايسه آن در مصرف بهاره ملاحظه شده است .

مواد مغذي در کودهاي مورد مصرف در پائيز کمتر تاثير داشته است و نتايج مصرف بهاره مفيدتر بوده است . مصرف کودهاي حيواني در خاکهائي با بافت ریز هدر رفت مواد غذائي کمتر اتفاق ميافتد . در اين گونه مواقع مصرف کود در پائيز و يا اوايل زمستان که در منطقه بروز يخبندان نباشد اشکالي نيست . البته تثبيت مواد غذائي در اينگونه از خاکها بيشتر است . در خاکهاي سبک و شني و يا اراضي شيبدار که احتمال شستشو و فرسايش خاک مدنظر باشد زمان مصرف به زمان کاشت نزديک ميباشد .

 

نحوه مصرف کودهاي حيواني به خاک

کودها در فرصت کوتاه به مزرعه بشکل يکنواخت پخش نموده سپس با شخم زير خاک مينمائيم . در يک هکتار بميزان 10 تن کود حيواني سوخته مصرف ميگردد . اين عمل در ممالک پيشرفته و يا در بعضي از شرکتهاي  دولتي در ايران دستگاهي است که در کف تریلی و پشت بندها ميکانيزه شده و يکنواخت در مزرعه پخش مينمايد . عمق مصرف در خاک بستگي به نوع خاک و نوع کود و شرايط  اقليمي دارد . بطور مثال براي خاک شني در عمق داده ميشود .

 

ميزان مصرف کود حيواني

بطور کلي جهت تعيين مقدار کود حيواني به فاکتورهايي نظير ماده الي خاک ، نوع گياه مورد کشت ، بافت خاک ، ميزان باران بايد توجه داشت . مثلاً براي خاکهائي که از لحاظ ماده الي فقير باشند بايد ميزان کود حیوانی زيادتر مصرف نمود . از طرفي خاکهائيکه داراي بافت سبک هستند نسبت به خاکهاي سنگين مصرف کود حيواني بيشتر خواهد بود و يا در مناطقي که داراي باران زيادي باشند مصرف کود زيادتر خواهد شد . نياز گياهان به کود حيواني متفاوت خواهد بود . مثلا نياز غلات به کودهاي حيواني نسبت به گياهان وجيني متفاوت خواهد بود .

 

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 10:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

آهن یکی از عناصر ضروری برای رشد تمامی گیاهان است. در صورت کمبود آن، در سلولهای برگ سبزینه (کلروفیل)به مقدار کافی تولید نمی شود و برگها رنگ پریده به نظر می آیند. زردی برگ ناشی از آهک، شکل خاصی از کمبود آهن در گیاه است که بخش وسیعی از کشور ما را فرا گرفته است. استانهای خراسان، فارس، خوزستان، اصفهان، تهران و آذربایجان بیش از سایر مناطق این مشکل را دارند. برآورد خسارت حاصل از کمی عملکرد و نامرغوبی محصول ناشی از کمبود آهن دشوار است. مرکبات در شمال و جنوب کشور، میوه های معتدله(از جمله: به، سیب، هلو، گلابی، زرد، آلو)، برخی از زراعتهای مهم از جمله سیب زمینی، سویا و سورگرم، سبزی و گیاهان زینتی با شدتهای متفاوت، از کمبود آهن صدمه می بینند. مدیریت هوشمندانه در کاهش خسارت، بسیار موثر است. به عبارت دیگر با مدیریت مطلوب، مسأله ای به نام زردی برگ(کلروز)وجود نخواهد داشت. کشت گیاهان حساس به کمبود آهن در خاکهای آهکی، آبیاری بیش از حد، مصرف بی رویه و نامتعادل کودهای شیمیایی، کاهش مواد آلی و فشرده شدن خاک، فقدان برنامه ریزی منظم برای افزودن مواد آلی به خاک، نادیده گرفتن منابع ارزان مواد اصلاح کننده خاک در کشور (گوگرد و سولفات آمونیوم)، عدم سرمایه گذاری کافی در تولید کلاتهای مناسب آهن در داخل کشور، توجه بیش از حد به کود آهن وارداتی یارانه ای و مهمتر از همه نادیده گرفتن توصیه های حاصل از پژوهش های گذشته و فقدان آموزش در زمینه روشهای مبارزه با کمبود این عنصر، باعث شده تا امروز با گسترش ابعاد مشکل، در بسیاری از موارد، ارائه راه حل عملی و قتصادی دشوار به نظر آید.

امید است با بکارگیری مطالب علمی، باغها و زراعتهای رنگ پریده مبتلا به کمبود آهن- که با تولید محصولات نامرغوب و اندک در واحد سطح، در آینده کشاورزی ایران جایگاهی ندارند 

(کشاورزی پیشرفته ای که زیر بنایی مستحکم برای اقتصاد شکوفای میهن اسلامی خواهد بود و بخش مهمی از درآمد ارزی اقتصاد بدون نفت را نیز تأمین کند)،- اصلاح شده بلکه با حداقل هزینه ارزی، حداکثر اشتغال زایی را نیز حاصل کنند. در این نوشته کوشش شده تا با توضیح اجمالی علل بروز کمبودآهن روشهای عملی اقتصادی و مؤثر برای جلوگیری و یا درمان کمبود آهن ارائه شود. هنر یک کشاورزی و یا باغدارموفق آن است که با استفاده از تمامی امکانات عملی و تجربی خود در رفع این مشکل تلاش کند.

 

علایم ظاهری کمبود آهن در گیاه

اگر گیاهی نسبت به جذب آهن به مقدار کافی، قادر نباشد؛ ساخت سبزینه (کلروفیل) در برگ کاهش می یابد و برگها رنگ پریده خواهند شد. به این نحو که ابتدا این پدیده در فاصله بین رگبرگها – رخ داده، سپس با شدت یافتن کمبود، به جز رگبرگها، تمام سطح برگ زرد می شود چون آهن در گیاه پویا نیست (غیر متحرک است)، این علایم ابتدا در برگهای جوان و در  قسمت بالای ساقه مشاهده می شد و با شدت یافتن کمبود، تمامی گیاه را در بر می گیرد. در غلات، برگهای دچار کمبود آهن، راه راه به نظر می رسند. در درختان میوه،زردی برگ در حالی که رگبرگها کم و بیش سبز مانده اند، پدیده رایجی است. حاشیه برگها با شدت یافتن کمبود به سفیدی گراییده، سپس علایم سوختگی (نکروز) مشاهده می شود. گاهی در اواخر بهار که سرعت رشد درختان زیاد است، به علت عدم تکافوی جذب آهن، برگها زرد رنگ می شوند. سپس با کاهش آهنگ رشد، رنگ برگها بتدریج سبز و دوباره دراواخر تابستان، با تشدید رشدرویشی، علایم کمبود آهن، یعنی زردی رنگ برگه، دوباره بروز می کند. باید توجه داشت که تنها کمبود آهن به زردی برگ منجر نمی شود، کمبود ازتف گوگرد، منیزیم و برخی عناصر غذایی دیگر، بعضی آفات و بیماریهای گیاهی و یا نور کم نیز در مواردی به پریدگی رنگ برگ می انجامد.

علت کمبود آهن چیست؟

در بیشتر نقاط کشور ماف مهمترین عاملی کمبود آهن، زیادی بی کربنات در محلول خاک است. اغلب خاکهای ایران مقدار قابل توجهی آهک دارند. آهک بتنهایی مشکل چندانی در جذب آهن ایجاد نمی کند. ریشه گیاه با ایجاد شرایط ویژه ای در اطراف خود ترشح H+ یا پروتون، اسیدهای آلی و کلاتهای طبیعی) با کاستن از خاصیت ازقلیایی خاک در نزدیکی ریشه حلایت ترکیبات آهن دار خاک را افزوده، آهن مورد نیاز گیاه را در حد تأمین می کند. آبیاری سنگین، فشردگی و یا هر عامل دیگری که تهویه خاک را کاهش دهد، به افزایش غلظت دی اکسید کربن در خاک منجر می شود و در حضور آهک، واکنش زیر انجام می گیرد:

CaCO3+H2O+CO2     Ca2++2HCO3-

بی کربنات  تولید شدهف خاصیت «بافری» دارد. بدین معنی که با جلوگیری نسبی از کاهش pH  در اطراف ریشه از حلایت بیشتر ترکیبات آهن دار و قابلیت جذب آهن کاسته می شود. توانایی ریشه گیاهان مختلف در ایجاد شرایط مناسب برای جذب آهن، متفاوت است. گیاهان مقاوم نسبت به کمبود آهن، ریشه های کارایی برای جذب آهن، متفاوت است. گیاهان مقاوم نسبت به کمبود آهن، برای جذب آهن کارایی مناسبی ندارند. این خصوصیت بیشتر جنبه وراثتی دارد. البته تاثیر تغذیه گیاهی مناسب نیز دراین مورد به اثبات رسیده است. آب آبیاری، گاهی – بویژه هنگامی که از چاههای عمیق تأمین شود- بی کربنات دارد. هوادهی این آبها (با استفاده از فواره ویا ریزش از بلندی) ویا مصرف مقداری اسید سولفوریک (کاهش pH آب آبیاری تا حد خنثی)، مقدار بی کربنات را کاهش می دهد.

گاهی در گیاهان مبتلا به کمبود آهن، غلظت آهن در برگها بیشتر از حد نرمال است و حتی بتازگی در تجزیه های برگی، مقدار غلظت آهن را درج نمی کنند. این بدان علت است که وجود آهن زیادی در برگها ملاک عمل نیست و باید از طریق محلول پاشی و ایجاد شرایط خوب مدیریتی، حرکت آهن را در گیاه بهبود بخشید تا علایم کمبود آهن در برگها مشاهده نشود.

چه باید کرد؟

1- آبیاری سبک وبا دفعات بیشتر

2- کاهش رفت و آمد ماشین آلات در زمین

3- افزودن مواد آلی به خاک

4- مصرف کودهای شیمیایی مناسب

5- استفاده از گوگرد عنصری و کاهش pH

6- مصرف کود آهن

نقش روی در گیاه

روی به طور طبیعی اغلب به صورت کانیهای سولفاتی، سیلیکاتی و کربناتی در پوسته زمین وجود دارد و فراوانی متوسط ان بین 70 تا 80 میلی گرم در کیلوگرم است. میزان حلالیت این کانیها به پ . هاش خاک وابسته است و با کاهش پ. هاش، حلالیت این کانیها در آب افزایش می یابد به طوری که با کاهش پ. هاش خاک، بر غلظت یون روی افزوده می شود. بنابراین در خاکهایی با پ. هاش قلیایی- که مخصوص خاکهای آهکی ایران می باشد- کمبود روی بسیار گسترده است.

میزان مواد آلی ودرصد کربنات کلیسم نیز در بروزکمبود روی دخیلند. کمبود این عنصر عملاً در خاکهایی با واکنش قلیایی با آهک فراوان و مقدار اندک مواد آلی شایانتر است.

روي عمدتاً به فرم يون دو ظرفيتي (Zn2+) از محلول خاك جذب گياه مي شود. اين يون در خاكهاي داراي واكنش قليايي به صورت Zn (OH)2+  جذب گياه خواهد شد. روي در بسياري از سيستمهاي آنزيمي گياه، نقش كاتاليزوري، فعال كننده و يا ساختماني دارد و در ساخته شدن و تجزيه پروتئينها در گياه نيز دخيل است. گياهان مبتلا به كمبود روي از نظر عوامل تنظيم كننده رشد نيز دچار كمبودند.

در پروفيل خاك قسمت عمده روي قابل جذب گياه در لايه اي يافت مي شود كه بيشترين مقدار مواد آلي (يعني خاك سطحي) را دارد. دليل اين مسأله برگشت دوباره ي روي جذب شده در گياهان به اين افق به صورت قسمت عمده روي قابل جذب گياه در لايه اي يافت مي شود كه بيشترين مقدار مواد آلي (يعني خاك سطحي) را دارد. به دليل اين مسأله برگشت دوباره روي جذب شده در گياهان به اين افق به صورت بازمانده هاي گياهي و در مقابل جذب آن ريشه از افقهاي پايين خاك است. اين موضوع همچنين روشن مي كند كه آبشويي روي از افقهاي سطحي خاك به عمق خاك در اثر بارندگي يا آبياري ناچيزاست (جايگذاري عميق سولفات روي الزامي است).

جذب روي در گياه با دو مكانيسم فعال و غير فعال صورت مي گيرد. جذب غير فعال آن از طريق جذب الكتروستاتيكي يونهاي روي بر ديواره سلولي ريشه، گياه صورت مي گيرد اين جذب غير انتخابي است و فعاليتهاي متابوليكي گياه بر آن تأثيري ندارند. جذب فعال روي ، شدت انتخابي است و به فعاليتهاي متابوليكي گياه وابستگي دارد. دما و تهويه محيط ريشه از عواملي مؤثر بر جذب فعال روي مي باشند.  با توجه به اين كه دما و تهويه خاك شديداً بر مقدار كل جذب روي در گياه، تأثير دارند، بنابراين به نظر مي رسد مكانيسم جذب فعال روي، تأمين كننده بخش معمده روي، مورد احتياج گياه باشد. پويايي روي در داخل گياه نسبتاً محدود بوده و بنابراين اغلب نشانه هاي كمبود آن در بافتهاي جوان به چشم مي خورد. مقدار روي در گياهان 40 تا 70 ميلي گرم در كيلوگرم متغير است. مقدار روي در گياه با سن گياه رابطه معكوس داشته و گياهان پير به علت اثر دقت و همچنين  انتقال روي به دانه، از غلظت روي كمتري برخوردارند. به دليل تحرك كمتر روي در گياه، علايم كمبود آن عمدتاً از برگهاي جوان به صورت ريزبرگي و كچلي و كوچك شدن ميان گره هاي سرشاخه  شروع مي شود.

 

اثر متقابل روي و فسفر

استفاده زياد از كودهاي فسفره در خاكهايي كه مقدار كمي روي قابل استفاده دارند باعث بروز كمبود تحميلي  روي در گياه مي شود. دليل اين مسأله هم به خاك و هم به مسائل فيزيولوژيك گياه بر مي گردد. در خاك، روي با فسفر مي تواند تشكيل تركيبات كم محلول و مقاومي را بدهد كه از مقدار روي قابل جذب در گياه مي كاهد. همچنين زيادي فسفر خاك، باعث كاهش رشد ريشه گياه و حجم ميكروريز آن شده كه كاهش جذب روي در گياه را دري پي خواهد داشت. همچنني در داخل گياه، وجود غلظتهاي بالاي فسفر، باعث كاهش حلاليت روي و كاهش انتقال آن از ريشه ها به ساير قسمتهاي گياه مي شود. 

گياهان حساس به كمبود روي و علايم كمبود آن

ذرت، برنج، سويا، حبوبات، سورگوم، مركبات و درختان ميوه، بويژه انگور، نسبت به كمبود روي بيشترين حساسيت را از خود نشان مي دهند و در مقابل هويج، گياهان علوفه اي و جو بيشترين مقاومت را نسبت به كمبود روي دارند. ولي به نظر نگارندگان، تمام محصولات زراعي و باغي كشور به دلايل مصرف فراوان فسفر (در ده سال گذشته مصرف فسفر در كشور ما دو برابر حد استاندارد جهاني بوده است). و به  علت آهك فراوان، كمبود روي وجود داشته و مصرف آن سبب افزايش توليد و بالا رفتن غلظت روي در توليدات كشاورزي و دامي خواهد گرديد. 

در خاكهايي كه بشدت كمبود روي دارند طي دو هفته اول رشد گياه با ايجاد و توسعه يك نوار كلروزه در يك يا هر دو طرف رگبرگ مياني مشخص مي شوند. اين نوار زرد رنگ در بخش پاييني برگ بيشتر ديده مي شود. علاوه بر زردي برگ كه بيشتر در برگهاي جوان گياه ظاهر مي شود، كاهش مقدار تنظيم كننده هاي رشد- كه در اثر كمبود روي در گياه به وجود مي آيد- باعث كوتولگي و كاهش فاصله بين گره ها در ساقه گياه مي شود. پيچيدگي حاشيه برگها نيز از نشانه هايي است كه كمبود روي در ايجاد آن دخيل است. در غلات دانه ريز هم نشانه هاي كمبود، تقريباً مشابه گندم است.

علايم كمبود روي در برگهاي ذرت: برگها، رنگ پريده و ضخيم شده و رگبرگها سفيد متمايل به زرد مي شوند. با زيادي مصرف كودهاي فسفاته، غلظت روي در برگها كاهش يافته است.

در مركبات، اندازه برگها كاهش يافته، طول شاخه ها كوتاه مي شود. كمبودهاي خفيف روي، بر اندازه برگ درخت تأثيري ندارد كلروز نيز از علايم مشخص بروز كمبود اين عنصر در گياه است. اين كلروز نيز شبيه كلروز آهن در برگهاي جوان گياه و به صورت زردي بين رگبرگها ظاهر مي شود و با آغاز هر مرحله جديدي رشيدي در گياه، حادتر مي شود. در شرايط كمبود شديد، برگهاي گياه كاملاً از كلروفيل خالي شده و شاخه هاي انتهايي، خشك و برگها مي ريزند (كچلي).. كمبود روي بر كيفيت ميوه تأثير مي گذارد. ميوه ها در چنين شرايطي معمولاً زرد رنگ، كوچك، بد شكل، خشك و چوبي اند.

چه بايد كرد؟

1. در گياهان حساس به كمبود روي بخصوص ذرت، نيشكر، گندم، دانه هاي روغني، حبوبات، سورگوم و درختان ميوه نسبت به مقدار مصرف سولفات روي در عمق ريشه بايد اقدام كرد، تا علوه بر ازدياد توليد، غلظت روي در محصولات كشاورزي نيز افزايش يابد؛

2. حد بحراني مقدار روي با روش عصاره گير DTPA در خاكهاي زراعي حدود 2/1 ميلي گرم در كيلوگرم است و در تمام محصولات زراعي و باغي، بويژه در گياهان حساس كه در خاكهاي با مقادير كمتر از آن رشد مي كنند، بايد نسبت به مصرف آن اقدام شود؛

3. نظر به حلاليت خوب كود سولفات روي، بهتر است از اين كود هم قبل از كاشت و هم به صورت سرك ازطريق محلول پاشي استفاده كرد؛ ولي ترجيح داده مي شود كه در عمق ريشه گياه جايگذاري شود؛

4. با عنايت به  اهميت روي در تأمين سلامتي انسان، بايد از اين كود مشابه كودهاي ديگر حداقل دو يا سه سال يكبار استفاده كرد؛

5. چون اين كود علاوه بر روي، سولفات نيز دارد، بنابراين با مصرف آن علاوه بر افزايش توليدات كشاورزي، غلظت روي و گوگرد نيز در محصولات كشاورزي افزايش مي يابد و از اين طريق به سلامتي جامعه كمك مي شود. علاوه بر آن اگر از بذرهاي محصولات فوق براي كشت بعدي استفاده گردد، از رشد اوليه بالاتري برخوردار خواهد بود.

نقش منگنز در گياه

نقش عمده منگنز در گياه، مشاركت آن در سيستمهاي تركيبي است. براي مثال اين عنصر جزيي از سيستم آنزيمي آرژيناز و فسفوترانسفر از  شناخته شده است. منگنز در واكنشهاي انتقال الكترون در گياه، در توليد كلروفيل نيز نقش دارد. بخش عمده منگنز در گياه با آهن داراي اثر متقابل است و وجود مقادير زياد آن در خاك مي تواند جذب و مصرف آهن در گياه را تحت تأثير قرار دهد. همين موضوع (يعني كمبود تحميلي آهن به وسيله منگنز) باعث تشديد مشكلات ناشي از سميت منگنز در گياه مي شود. در خاكهاي آلي و خاكهاي داراي واكنش قليايي معمولا كمبود منگنز ديده مي شود.

 

 

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 1:29 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

                                                   
کاشتن گیاهان با ریشه های طویل در مجاورت گیاهانی با ریشه های سطحی و افشان باعث می شود که در عمق بیشتری از خاک فرو روند و در نتیجه از آب موجود در طبقات پایین خاک نیز استفاده می شود.


کاشتن گیاهان با ریشه های طویل در مجاورت گیاهانی با ریشه های سطحی و افشان باعث می شود که در عمق بیشتری از خاک فرو روند و در نتیجه از آب موجود در طبقات پایین خاک نیز استفاده می شود.

● انواع چند کشتی(Multiple cropping):

ـ چند کشتی پی درپی یا متوالی (Sequential cropping)

ـ چند کشتی همزمان (Simultanious cropping)

ـ کشت تاخیری (Relay intercrpping)

▪ انواع چند کشتی پی درپی یا متوالی:

کشت دو گانه- کشت سه گانه- کشت چهار گانه

▪ انواع چند کشتی همزمان:

کشت درهم- کشت مخلوط یا مخلوط ردیفی ویا توام- کشت مخلوط نواری

● اهمیت کشت مخلوط :

- کاهش خطر احتمالی

- کاهش آفات وامراض گیاهی

- حداکثر استفاده از منابع

- حفاظت از باد وسرما

- بدست آوردن حداکثر سود

- کنترل علفهای هرز

- حفاظت خاک

- حفاظت فیزیکی

- حاصلخیزی خاک

- باقی ماندن بقایای گیاهی بیشتر در خاک

- استفاده موثرازآب موجود درخاک

● معایب کشت مخلوط :

- رقابت بین گونه ای

- محدودیت استفاده از ماشین های کشاورزی

- اثرات سوء ترشحات ریشه ای

- متفاوت بودن نیازهای غذایی و سموم شیمیایی

- مدیریت مزرعه

● دلیل اضافه محصول در کشت مخلوط :

نور- آب- مواد غذایی

▪ نور

دلایل عمده راندمان بالای بهره وری نور در کشت مخلوط :

۱) چون در کشت مخلوط پوشش گیاهی سطح زمین بیش از تک کشتی است به همان نسبت سطح تابش نور نیز بیشتر است.

۲) اگر گیاهان تشکیل دهنده مخلوط از نظر فیزیولوژی و مرفولوژی با یکدیگر تفاوت داشته باشند نور تابیده شده به نحو بهتر وبیشتری مورد استفاده قرار می گیرد .

▪ آب

دلایل بالا بودن جذب آب کاپیلاری قابل استفاده در کشت مخلوط نسبت به تک کشتی:

۱) چون مرفولوپی ریشه گیاهان مختلف با یکدیگر متفاوت است ترکیب آنها در کشت مخلوط (مثلا ترکیب گیاهان با ریشه های سطحی وعمیق) باعث می شود که از آب موجود در طبقات مختلف خاک حداکثر بهره برداری را بنماید.

۲) ریشه های گونه های مختلف گیاهی ممکن است از یکدیگر گریزان بوده در نتیجه ریشه ها در حجم بیشتری از خاک توزیع می گردند.

۳) کاشتن گیاهان با ریشه های طویل در مجاورت گیاهانی با ریشه های سطحی و افشان باعث می شود که در عمق بیشتری از خاک فرو روند و در نتیجه از آب موجود در طبقات پایین خاک نیز استفاده می شود.

● مواد غذایی

▪ ویژگیهای جذب مواد غذایی در کشت مخلوط :

۱) ریشه های گیاهان تشکیل دهنده مخلوط در حجم های مختلف خاک پراکنده میشوند و این امر باعث می گردد در مجموع مواد غذایی بیشتری از یک حجم معین خاک جذب شود .

۲) گیاهان تشکیل دهنده مخوط ممکن است از نظر جذب مواد غذایی مکمل یکدیگر باشند .

۳) حداکثر احتیاج گیاهان مختلف به مواد غذایی در زمین های مختلف فرق می کند.

۴) اگر دو گیاه با دوره رویش متفاوت (دوره رشد بلند و کوتاه ) با یکدیگر اجزاء یک مخلوط را بوجود آورند تمام مواد غذایی موجود در خاک پس از برداشت گیاهی که دوره رویش کوتاه دارد در اختیار گیاه دوم قرار می گیرد.

ابو سامی

[ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 13:35 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Tetranychus urticae

(Acari: Tetranychidae)

بسيار پلي فاژ بوده و بيش از 150 گونه گياه مانند سيب، گلابي، گوجه، گيلاس، هلو، بادام، گل سرخ، توت فرنگي، لوبيا، باقلا، شبدر، يونجه، پنبه، گياهان زينتي، گياهان خانواده كدوئيان، ليپائيان، بادمجانيان و غيرو را مورد حمله قرار مي‌دهد. اين كنه با تنيدن تار سطح برگ‌هاي ميزبان را همراه با قشري مانند گرد و خاك مي‌پوشاند. در كشت‌هاي زير پلاستيك و گلخانه‌ها اين تارها روي گياهان زياد ديده مي‌شود. علائم خسارت به صورت لكه‌هاي خاكستري يا زرد در متن سبز برگها مشاهده مي‌شود. گاهي برگها در اثر از دست دادن شيره گياهي حول دمبرگ اصلي خميده مي‌شوند.

زيست‌شناسي

اين كنه زمستان را به حالت ماده بالغ بارور در زير پوست درختان ميوه، بوته‌ها و گاهي داخل خاك، زير كاه و كلش و برگهاي افتاده به حالت دياپوز مي‌گذراند. كنه‌هاي زمستاني رنگ قرمز آجري دارند. در اوايل بهار رو علف‌هاي هرز تخمريزي مي‌كنند و سپس گياهان زراعي، زينتي و درختان ميوه را مورد حمله قرار مي‌دهند. هر كنه ماده 40 تا 80 عدد تخم مي‌گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 12 تا 15 روز تفريخ مي‌شوند و پوره‌هاي كنه خرج مي‌شوند و پس از سه نوبت پوست عوض كردن كامل مي‌گردند. دوره زندگي يك نسل كامل كنه 15 تا 22 روز طول مي‌كشد. چندين نسل در سال دارد.

کنترل:

1.رعايت اصول به زراعي و از بين بردن علف‌هاي هرز

2. بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و  1 درهزار

3. پروپارژیت(اومایت)         EC57%    ،،  ،، ،،

4. بروموپروپیلات(نئورون)   EC25%     ،، ،، ،،

5. فن پیروکسی میت(ارتوس)  sc5%  و 5/. در هزار

كنه تار عنكبوتي با نام علمي "Tetranychus urticae" آفتي است كه به عده زيادي از نباتات زراعي يكساله مانند پنبه، چغندر قند، سيب زميني، سويا، لوبيا، بادمجان، گياهان زينتي، درختان ميوه و علف هاي هرز مانند پيچك حمله مي­كند.

 بر اساس تحقيقات انجام شده كنه هاي تار عنكبوتي از لحاظ اندازه كوچك بوده و با چشم غير سطح تقريبا قابل ديدن  نيستند. كنه هاي ماده برخي بيضي شكل و كشيده به طول 3/0 تا 7/0 ميليمتر دارند، در صورتي كه كنه هاي نر كوچكتر و 3/0 تا 4/0 ميليمتر طول دارند.

رنگ كنه هاي تار عنكبوتي در بهار سبز مايل به زرد و در تابستان و زمستان به رنگ نارنجي متمايل به قرمز در مي­آيد.

تحقيقات در خصوص نحوه زندگي آفت نشان داده كه كنه هاي تار عنكبوتي زمستان را به صورت ماده­هاي بالغ و بارور در نقاط مختلفي مانند زير برگ ها، زير كلوخ ها، شكاف تنه درختان، شكاف زمين و ... مي­گذرانندو در اوايل بهار پس از گرم شدن هوا كنه هاي ماده پس از كمي تغذيه و تنيدن تار برگ هاي علف هاي هرز و نباتات زراعي تخم ريزي را شروع مي­كنند.

همچنين رشد و نمو و فعاليت كنه ها به درجه حرارت و رطوبت هوا بستگي دارد. دوره زندگي يك نسل كامل كنه در شرايط مساعد يعني از اوايل تابستان به بعد 15 تا 22 روز طول مي­كشد. بدين ترتيب اين آفت مي­تواند چندين نسل در سال داشته باشد.

تحقيقات حاكي از آنست كه كنه ها علاوه بر راه رفتن معمولا به وسيله باد، آب ، ادوات كشاورزي و ...روي گياهان زراعي و علف هاي هرز منتقل مي­شوند.

بر اساس پژوهشهاي صورت گرفته كنه هاي تار عنكبوتي در قسمت دهان خرطوم مانند خود دو عضو ميله اي شكل دارند كه با آنها سطح برگ را سوراخ كرده و سپس شيره گياهي را مي­مكند و در نتيجه اعمال حياتي گياه را مختل مي­سازند. برگ هايي كه مورد حمله شديدي كنه ها قرار مي­گيرند ممكن است كاملا خشك و ترد و شكننده شده و از گياهان جدا شده و ريزش كنند.محققان معتقدند مبارزه مكانيكي و شيميايي با علف هاي هرز خصوصا پيچك در اطراف مزارع كه محل مناسبي براي زمستان گذراني و همچنين تكثير آفت به شمار مي­روند در از بين بردن آفت موثر است.  

 

ابو سامی

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 2:55 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

Leptinotarsa decemlineata say.

Syns:Chrysomela decemlineata say.

Doryphora decemlineata Rogers.

Polygramma decemlineata Mels.

(Col.,Chrysomelidae)

این حشره که یکی از مهمترین آفات سیب زمینی درنقاط مختلف جهان است برای اولین بار درسال 1811 میلادی درایالت کلرادو توسط توماس نوتال جمع آوری شد . به دنبال او ، توماس سی نمونه هایی ازآن را از روی نوعی تاجریزی (Solanum rostratum Ramur) از کوههای راکی جمع آوری کرده وسپس توصیف ونامگذاری نمود. این آفت درسال 1877 همراه محموله های سیب زمینی وارد اروپا شده ودرآنجا انتشار یافته است . اگر چه این حشره اولین بار از امریکا  گزارش شده ، ولی به احتمال قوی موطن اصلی آن مکزیک بوده است . خسارت آن در امریکا به 150 سال قبل که کشت سیب  زمینی درایالت کلرادوی امریکا متداول شده برمی گردد و از آن به بعد برای سیب زمینی به صورت یک آفت خطرناک  درآمده است .

این آفت ابتدا جز افات قرنطینه ای کشور بوده واولین بار کاظمی دربهار 1363 درمنطقه اردبیل به آن برخورد نمود، اما احتمالا قبل ازاین نیز به آنجا وارد شده بود. بعداز گزارش رسمی کاظمی اقداماتی برای جلوگیری از انتشار آن به سایر مناطق کشور انجام گرفته وتقریبا 10 سال دراین منطقه محدود شد. ولی متاسفانه از سال 1370 به بعد  به تدریج به سایر مناطق کشور سرایت پیدا کرد. با این افت درمناطق آلوده به صورت آفت قرنطینه برخورد شد وهمیشه بیم آن می رفت که درتمام نقاط کشور مستقر شود ، که همین اتفاق نیز روی داد؛ به طوری که درسال 1372 درمنطقه شمال غرب کشور ( عدل دوست وحبیبی ، 1377) ودرسال 1368 درمنطقه آستارا (گیلان) (مجیدی شیلتر وحبیبی ، 1379) ودرسال 1374 به همراه محموله های سیب زمینی بذری وارد یکی ازمناطق مهم سیب زمینی کار کشور (همدان وبهار ) شد ودرحال حاضر نیز درسیب زمینی کاریهای شهرستان بهار وحومه همدان وهمچنین مزارع قروه در استان کردستان نیز وارد ومستقر شده است (مولف ، 1384).

مناطق انتشار

این آفت درنواحی آمریکا ی شمالی ومرکزی ، کانادا اکثر کشورهای اروپایی، روسیه وکشورهای آسیای میانه ، تونس ، الحزایر ، لیبی ، چین،کره،هندوشمال آفریقا انتشار دارد(ولاسوا ، 1978، ورنر،1988 وجولیوت ، 1991) درایران ابتدا  دراردبیل وروستاهای همجوار آستارا وارد ومستقر شد وتا سال 1370 برای سایر نقاط کشور قرنطینه بود . براساس مطالعات کاظمی این افت درسال 1363 درمزارع سیب زمینی شهرستان اردبیل گزارش شده است؛ ولی درحال حاضر درمناطق سیب زمینی کاری آذربایجان غربی (عدل دوست وحبیبی 1377) ، گیلان (آستارا) (مجیدی شیلسروحبیبی،1379) استان آذربایجان شرقی (گلی زاده وهمکاران ، 1383) ، استان همدان (از سال 1374) وبجنورد(رحیمی وهمکاران ، 1379) نیز وارد شده واستقرار پیدا کرده است . به هرحال با توجه به توانایی بالای پرواز این حشره دیر یا زود درسایر مناطق سیب زمینی کاری نیز مستقر خواهد شد.

گیاهان میزبان

این آفت سیب زمینی راترجیح می دهد اما درصورت نبود میزبان مرجع از بادمجان ، گوجه فرنگی ، فلفل ، توتون ، تاج خروس، گزنه وتاتوره نیز تغذیه می نماید (جکوس، 2005) دربجنورد علاوه برسیب زمینی ، بادمجان ، تاجریزی ، گوجه فرنگی وتاتوره به طور نادر از تاج خروس وسلمه تره نیز تغذیه میکند (رحیمی وهمکاران ، 1379).

شکل شناسی

حشره کامل بدن درحشره کامل این آفت به طول 9-11 میلیمتر ، عرض 6 میلیمتر ، به شکل بیضی کشیده ودرسطح پشتی برآمده ومحدب می باشد . در روی پیش گرده تعدادی لکه های سیاه رنگ وجود دارد که یک جفت لکه میانی بزرگتر ازهمه بوده وبه صورت قرینه قرار دارد. بالپوش ها زرد مایل به قرمز حنایی بوده و روی هر یک از آنها 5 نوار تیره مشاهده می شود . این حشره درمجموع ، دارای ده نوار طولی است وبه همین دلیل به آن decemlineata L. گفته می شود که به علت دارا بودن این صفت کلیدی به سهولت از سایر حشرات فون حشرات سیب زمینی تشخیص داده می شود. بند انتهایی پالپهای آروارده ای کوچکتر از بند قبلی ومقطع می باشد . سرحشره کوچک وبه رنگ زرد نارنجی بوده ودرزیر پیش گرده پنهان می شود. شاخکها 11 مفصلی بوده واولین مفصل بزرگ ودرشت است . چشم ها سیاه ولوبیایی شکل می باشند.

رنگ ریز بدن متمایل به قرمز وهمراه با لکه های سیاه است . نیم حلقه شکمی میانی هم سطح نیم حلقه  شکمی جلویی نبوده ، ران پای جلویی افراد نر ساده است . وزن حشره بالغ  میلی گرم می باشد وحشرات بالغ ماده کمی حجیم تر وبا وزن بیشتر ازحشرات بالغ نر هستند. 0

تخم

تخم بیضی شکل وبه طول تقریبی 2/1 میلیمتر می باشد که درابتدا زرد رنگ بوده ولی به تدریج به رنگ نارنجی درمی آید . تخمگذاری به صورت دسته ای (20تا 30 تایی) درسطح زیرین برگ وگاهی درروی زمین صورت می گیرد. تخم ها بسته به دمای محیط 4-9 روز پس از تخمگذاری تفریح می شوند.

لارو

این حشره دارای 4 سن لاروی می باشد. اندازه لاروها درابتدای خروج ازتخم 5/1 تا 2 میلیمتر  است که پس از رشدکامل ،  به 12-15 میلیمتر می رسد . لاروها ابتدا به رنگ قرمز اجری هستند ودرمراحل انتهایی به رنگ زرد صورتی درمی آیند . هر یک از بندها دارای برجستگیهای مودار می باشد(شکل 1-2) شکم بزرگ وقوسی شکل بوده وهر طرف آن دولکه سیاه دارد. عرض کپسول سر درسنین 1تا 4 لاروی به ترتیب  ، و  و  میلیمتر است . مدت زمان لاروی را به صورت دسته ای ودرکنار هم سپری می کنند؛ سپس درسن دوم شروع به حرکت نموده ودرروی بوته ها پراکنده می شوند وبه صورت نامنظم از لبه های برگها تغیذیه می نمایند؛ به طوری که دراین حالت هر لارو قادر است یک چهارم برگ را مورد تغذیه قرار دهد. درسن 3 و 4 لاروی پراکنش وجابجایی بیشتر شده و تغذیه بیشتری نیز انجام می گیرد. لارو این آفت دربرخی از موارد ممکن است با لارو کفشدوزک ها اشتباه شود.

شفیره

شفیره ها به طول 8-11 ملیمتر وبه رنگ زرد متمایل به صورتی بوده و درداخل لانه شفیرگی درعمق 2-3 سانتیمتری خاک تشکیل می شوند . این حشره معمولا مرحله پیش شفیرگی را روی گیاه سپری  می نماید. مدت زمان شفیرگی به طور معمول 5-7 روز طول می کشد. شفیره های نر وماده این حشره قابل تفکیک از یکدیگر هستند، به طوری که درشفیره نر 7 حلقه شکمی کامل ودرقسمت میانی فرو رفته بوده ، ولی شفیره ماده درقسمت میانی ، به وسیله خطوط سیاه رنگی تقسیم شده است .

خسارت

این حشره یکی از 15 آفت مهم گیاهی جهان است . مراحل مختلف لاروی وحشره بالغ آن از برگهای سیب زمینی تغذیه می کنند . دربین حشرات برگخوار سیب زمینی هیچ حشره ای به اندازه این گونه توان برگخواری ندارد. این آفت علاوه برسیب زمینی به گوجه فرنگی ، بادمجان ، فلفل توتون وبرخی از علفهای هرز خانواده سولاناسه مانند تاجریزی نیز حمله می نماید. خسارت این حشره به گونه ای است که می تواند درمدت کوتاهی تمام بوته های سیب زمینی را  نابود کند. عمده خسارت این آفت به وسیله لاروها وبیشترین میزان تغذیه وخسارت یعنی حدود 77 درصد به وسیله لاروهای سن چهارم ایجاد می شود. تغذیه آفت همراه با دفع فضولات سیاه رنگی است که ازخود به جای می گذارد که از علایم بارز آلودگی آن است . لاروها  وحشرات بالغ این آفت در طول زندگی خود قادرند به ترتیب 40 و 65/9 سانتیمتر مربع از برگ را مورد تغذیه قرار دهند (فرو  وهمکاران ، 1991) . دراثر تغذیه این آفت ازبوته های مسن ، فقط ساقه باقی می ماند. میزان خسارت وارده به سیب زمینی دراثر آلودگی به این آفت ، بستگی به تراکم جمعیت حشره دارد؛ به طوری که درتراکم شدید ، ممکن است تمامی برگ های بوته خورده شده وفقط ساقه لخت وعاری از برگ باقی بماند. که دراین صورت حداقل 50 درصد محصول براثر شدت تغذیه از بین خواهد رفت. درصورتی که اگر میزبان بادمجان ویا گوجه فرنگی باشد، میوه های نارس هم مورد تغذیه قرار می گیرند. بیشترین تاثیر تغذیه برگی ، برروی رشد گوجه فرنگی در دو هفته آخر گلدهی ایجاد می شود. تغذیه برگی درطول هفته های آخر قبل از برداشت تاثیر کمی روی کاهش بازده محصول دارد. این آفت ناقل بیماریهای ویروسی و مباکتریایی سیب زمینی مانند Pseudomonas solanacearum نیز می باشد (کاظمی ، 1363) . با توجه به اینکه برخی از نژاد های منطقه ای فقط از گونه های خاصی تغذیه می نمایند، مثلا سوسک کلرادوی مستقر شده درمنطقه همدان فقط قادر است از برگهای سیب زمینی تغذیه نماید. واز سایر میزبانها تغذیه نمی کند وبا برداشت سیب زمینی ، حشرات کامل به ناچار به دیاپوز می روند، بنابراین فقدان میزبان درمنطقه عامل بسیار مهمی درشروع زود هنگام دیاپوز آفت می باشد. به نظر می رسد درصورت وجود میزبان ، این آفت می تواند تعداد نسل بیشتری  درسال ایجاد نماید.

زیست شناسی

دوره زندگی این حشره شامل 7 مرحله (تخم ،4 سن لاروی ، شفیره وبالغ ) می باشد. این آفت زمستان را به صورت حشره کامل درعمق 20 تا 40 سانتیمتری خاک یا درداخل محموله های سیب زمینی در انبار سپری می نماید . عمق زمستان های بسیار سرد که قشر رویی خاک یخ زده ، درعمق 25 تا 30 سانتیمتری به سر می برد(اردبیلی وکاظمی ،1374) . درخاکهای با بافت شنی لومی ، درعمق 5-40 سانتیمتری زمستان گذرانی می کند ولی اکثریت آنها (80درصد) درعمق 10-25 سانتیمتری خاک قرار دارند و کمتر درعمق 40 سانتیمتری حشره زمستانگذران یافت می شود (گلی زاده وهمکاران ، 1383) . وقتی دمای محیط به 5/12 درجه سانتیگراد می رسد حشرات درحال دیاپوز فعال می شوند. این زمان درشرایط آب وهوایی اردبیل ، اوایل اردبیهشت ماه می باشد . سردی وبارانی بودن هوا خروج وظهور افراد زمستان گذران را به تاخیر می اندازد . به علاوه بروز این شرایط باعث کاهش تعداد نسل حشره شده وفرصت کافی برای تکمیل نسل دوم نیز کاهش می یابد. این حشره به رطوبت کم ودمای زیاد حساس بوده وازبین می رود . حشرات ماده ، دسته های تخم خود را حداکثر 92 عدد درسطح زیرین برگهای گیاهان میزبان قرار میدهند. دوره جنینی  روز، دوره لاروی  روز دوره شفیرگی  روز (دوره شفیرگی در داخل خاک) ، دوره رشد از تخم تا بالغ 10-50 روز وآستانه حداقل حرارتی حشره 5/10 درجه سانتیگراد است (کاظمی واردبیلی ، 1378) . ظهور حشرات کامل تدریجی بوده وموقعی که سیب زمینی ها درحال جوانه زدن هستند صورت می گیرد. البته زمان آن درمناطق مختلف ایران یکسان نیست ، به طوری که درمزارع سیب زمینی بجنورد در اواخر فروردین ماه پناهگاههای زمستانی راترک کرده ودرمزارع تازه کشت شده مستقر می شوند. طول دوره نسل اول این آفت  در این منطقه 50-55 روز ونسل دوم 40-45 روز می باشد . در شرایط آزمایشگاه (دمای  درجه سانتیگراد  ورطوبت نسبی  درصد) دوره زندگی آفت 5/37 روز بوده است (رحیمی وهمکاران ،1379) . حشرات کامل پس از ظهور ، تغذیه وجفتگیری هفته ای خود 300 تا 800 تخم می گذارد (هارکورت ، 1971). اولین تخمریزی این حشره درشرایط اردبیل دراوایل دهه سوم اردیبهشت صورت می پذیرد که دراین موقع بوته ها خیلی جوان هستند. لاروها پس از سه بار پوست اندازی، به شفیره تبدیل می شوند. میانگین تراکم جمعیت حشرات کامل زمستان گذران ، دسته تخم ولاروهای سن اول به ترتیب 83/1،26/0 ،68/11 عدد بربوته و میانگین تعداد حشرات کامل نسل اول ، دسته تخم ولاروهای نسل دوم به ترتیب 5/0 ، 83/0 و 2/8 عدد بربوته درا ردبیل بوده است . درحالی که درمنطقه زرقان میانگین تراکم جمعیت حشرات کامل زمستان گذران ، دسته تخم ولاروهای نسل اول به ترتیب 20/0 ، 30/0 و 68/9 عدد بربوته ومیانگین تعداد حشرات کامل نسل اول ، دسته تخم ولاروهای نسل دوم به ترتیب 65/0 ،58/0 وت 2/7 عدد بربوته بوده است .(نوری قنبلانی وهمکاران ،1381 وگلی زاده وهمکاران ، 1382) . این حشره قدرت پرواز خیلی بالایی داشته وشعاع پرواز آن تا 350 کیلومتر هم می رسد. به علاوه این آفت با غده وخاک آلوده نیز انتقال پیدا می کند وبه نظر می رسد غده آلوده یکی از مهمترین روشهای انتقال آن باشد . این آفت درآستارا دراواخر فرودین موقعی که دمای محیط به 12 درجه سانتیگراد می رسد، پناهگاههای زمستانه را ترک کرده وپس از ظهور ، شروع به تغذیه وسپس جفتگیری می کند. حشرات ماده در 11 اردیبهشت ماه شروع به تخمریزی می نمایند و 7/92 درصد تخم های خود را زیر برگ سیب زمینی وبادمجان و 7% را روی برگ قرار می دهند. تعداد تخم درهردسته تخم درطبیعت 3-87 عدد ودرآزمایشگاه 79 عدد می باشد . ظهور  حشرات بالغ نسل اول دهه سوم خرداد (25خرداد) صورت       می گیرد. ظهور حشرات کامل نسل دوم از دهه سوم تیرماه (29 تیر) شروع شده وجمعیت آنها تا دهه اول مرداد به حداکثر می رسد. حشرات این نسل از اواسط شهریور شروع به تخمریزی می نمایند. لاروهای حاصل از این نسل به لارو سن دوم هم می رسند، ولی به دلیل کمبود مواد غذایی ونبود میزبان مناسب تلف می شوند. میزان آلودگی بوته های سیب زمینی در طول فعالیت نسل اول 5 تا 35 درصد وبه طور متوسط 20 درصد و درنسل سوم 15 تا 50 درصد وبه طور متوسط 5/32 درصد برآورد شده است . تعداد نسل این آفت از 1 تا 4 نسل گزارش شده ولیکن تعداد نسل آن را عمدتا 2تا 3 نسل درسال گزارش نموده اند، به طوری که درمنطقه آستارا دارای 2تا 5/2 نسل درسال (مجیدی شیلسر وحبیبی ، 1379)، درخراسان 2 نسل (رحیمی وهمکاران ، 1379) درآذربایجان غربی وشرقی 2 نسل کامل (عدل دوست وحبیبی ، 1377؛ گلی زاده وهمکاران ، 1383). در اردبیل 2نسل می باشد (اردبیلی وکاظمی ، 1374).

سوسک کلرا دو ودردوره زندگی خود دارای دیاپوز است که به شکل بالغ درون خاک اتفاق می افتد ومکانیسم شروع وخاتمه آن تحت کنترل هورمونی بوده وبه صورت کوتاه وبلند  مدت اتفاق می افتد (بلوم وفلیشر ،2001).

یکی از ویژگیهای سوسک کلرادو ، حرکت آن ازداخل مزرعه به سمت حاشیه مزارع وتجمع درگودیها درپاییز ودرنسل آخر قبل از زمستانگذرانی میباشد .

روش های کنترل

الف- قرنطینه داخلی

باتوجه به اینکه این آفت بومی ایران نبوده و وارداتی است ، لذا اجرای اقدامات قرنطینه بسیار ضروری می باشد. دراین راستا به جا بود که درمناطق آلوده ، تولید محصول به اندازه آن منطقه صورت می گرفت تا ا زجابجایی محصول آلوده  جلوگیری می شد.

ب – مکانیکی

1- برداشت محصول بادست درکنترل این سوسک تاثیر دارد ولی اجرای این روش درزراعت های کوچک امکانپذیر است ودرزراعت های بزرگ غیر ممکن می باشد.

2- جمع آوری وانهدام حشرات کامل ودستجات تخم در آغاز فصل زراعی : اجرای این عملیات در کاهش جمعیت آفت موثر است (رحیمی وهمکاران،1379) . جمع اوری لارو وحشرات بالغ این آفت با ماشین جمع آوری سوسک کلرادو به نام Biocollector و    نا بود کردن انها نیز یکی از راه های موثر درمقابله اصولی وبدون یپامد دربسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا بوده است .

ج – زراعی

1- هراکش کردن سیب زمینی : کشت زود هنگام بذور سیب زمینی تاحدی که شرایط آب وهوایی اجازه دهد موجب تسریع ظهور ورشد سیب زمینی میشود . این هدف با انتخاب یک واریته سازگار با شرایط زراعی منطقه محقق می شود. وقتی  بوته ها بزرگ می شوند گیاهان بزرگتر نسبت به گیاهان کوچکتر بهتر مقاومت می کنند وبدین ترتیب محصول از خسارت نسل دوم آفت درامان می ماند (وبروفرو ، 1995).

2- رعایت تناوب زراعی : کشت گندم ویا چاودار وسایر گیاهان غیر میزبان تا 8/95% جمعیت آفت را کاهش  می دهد(رایت ، 1984) .

3- استفاده از گیاهان تله مثل خود سیب زمینی : کشت چند ردیف سیب زمینی قبل ازموعد کشت در حاشیه مزارع باعث می شود که حشره بالغ ظاهر شده با توجه به نیاز غذایی وبه علت اینکه هنوز مزارع سیب زمینی سبز نشده اند روی این بوته ها متمرکز شوند که می توان با از بین بردن آنها به طرق مختلف میزان جمعیت آفت را به شدت تقلیل داد.

4- استفاده از واریته های زود رس وبرداشت سریع محصول رسیده : اجرای این روش سبب خارج شدن منابع غذایی از دسترس حشرات کامل درآخر فصل شده ودرنتیجه سبب تضعیف آنها دردوره زمستانگذرانی می شود.

د- استفاده از ارقام مقاوم

گونه های وحشی به دلیل داشتن الکالوییدها ، تحمل بیشتری درمقابل این آفت دارند ، اما ارقام پرمحصول واصلاح شده نسبت به این آفت حساس می باشند(نوری قنبلانی،1372) وی پیشنهاد نموده که با انجام دو رگ گیری واصلاح نژاد بعدی صفت مقاومت را از گونه های وحشی شامل S.berthaultei, Solanum demissum به گونه های اهلی انتقال داده و با کشت ارقام مقاوم سیب زمینی خسارت سوسک کلرادو را کنترل نمود. دراین رابطه کروبی زاده وهمکاران (1379) نیز مقاومت 20 واریته سیب زمینی زراعی ، نسبت به خسارت این آفت را دراردبیل مطالعه ومشخص کرده اند که ارقام فرسکو ، مارفونا وکنکورد درعین دارا بودن عملکرد نسبی بالا، نوسان عملکرد کمتری نشان داده وارقام کایزر ، دزیره ، موندیال ، ویتال وپیکاسو  درشرایط مطلوب زراعی نوعی تحمل نسبی از خود نشان می دهند، لذا می توان پس از شناسایی عوامل ژنتیکی موثر درایجاد تحمل ازاین اصل دربرنامه کنترل تلفیقی بهره گیری نمود.

ه- بیولوژیکی

سوسک کلرادو دارای دشمنان طبیعی متعدد ومتنوعی است . این حشره درمراحل مختلف رشدی درمعرض حمله دشمنان طبیعی ازجمله زنبورهای پارازیتویید ، سنهای شکارگر خانواده های Miridae,Reduviidae,Pentatomidae کفشدوزکهای خانواده Coccinellidae و سوسکهای خانواده Carabidae قرار می گیرد. سنهای شکارگر Perillus bioculatus  و Podisus maculiventris درکنترل این آفت اثر قابل توجهی دارند و هنگامی که درمزرعه رهاسازی شدند توانستند 26% تراکم جمعیت آفت را کاهش دهند. (بیورو چووین ، 1992) وبدین ترتیب تا 86% جلوی خسارت را بگیرند (اسماعیلی وهمکاران ، 1377و هوگ گلدستین ومک فرسون ، 1996) که درمجموع 65%  به میزان محصول تولیدی اضافه گردید.

برخی از حشرات کامل سوسکهای خانواده کارابیده ازجمله Lebia grandis با تغذیه از تخم ، لارو وحشره بالغ سوسک کلرادو سبب کاهش جمعیت آفت می شوند(هوگ وهمکاران ، 1993) میزان پارازیتیسم زنبور Edovum puttleri روی توده های تخم 71-91 درصد بوده وسبب مرگ ومیر این میزان توده تخم در روی بادمجان شده است . (لاشوب وهمکاران ، 1987).

نوری قنبلانی وهمکاران (1377) نتایج مطالعه دشمنان طبیعی وعوامل بیماریزای سوسک کلرادو طی سالهای 73-1374 دراردبیل را به شرح زیر ذکر کرده اند:

1- قارچ بیماریزای Beauveria bassiana  : این قارچ به طور متوسط باعث تلف شدن 2/3 درصد حشرات کامل زمستان گذران این آفت درشرایط طبیعی شده بود. این قارچ تحت شرایط ازمایشگاهی به طور متوسط پس از آلوده سازی مصنوعی سبب مرگ ومیر درحشرات کامل ، لارو وشفیره سوسک کلرادو به ترتیب 88/0 ، 70 و 5/47 درصد شده بود.

2- کنه انگل (Acari: Hemisarcoptidae) . Linobia sp این کنه درزیر بالپوشهای یک درصد از کل حشرات کامل مورد مطالعه مشاهد شده واثرمنفی آن برروی حشرات کامل آلوده بسیار ناچیز بوده است ؛ این احتمال وجود داردکه کنه مذکور از این حشره برای انتقال استفاده کرده باشد.

3- عنکبوت پا دراز (Opilions Phalangiidae) Phalangium sp.  : این عنکبوت تنها در یک مزرعه سیب زمینی آلوده به این آفت مشاهده شده وانبوهی جمعیت آن نسبتا پایین بوده است . درپرورش آزمایشگاهی به طور متوسط روزانه هرعنکبوت پادراز بالغ 3/11 و هر پوره آن  6/5 عدد تخم افت را مورد تغذیه قرار داده است.

4- سن شکارگر Rhinocoris punctiventris (Het.,Reduviidae) : این سن شکارگر درحال تغذیه ازحشره کامل سوسک کلرادو دربعضی از مزارع اردبیل مشاهده شده است ولی نوری وهمکاران انبوهی جمعیت آن را بسیار ناچیز وقابل چشم پوشی اعلام کرده اند.

5- بالتوری سبز Chrysoperla carnea (Setphen) : انبوهی جمعیت این شکارچی درروی بوته های سیب زمینی قبل از مرداد ماه بسیار ناچیز بوده ولی از این تاریخ به بعد به تدریج افزایش می یابد. لاروهای این حشره از تخم سوسک کلرادو تغذیه می کنند. در بررسی های آزمایشگاهی متوسط تغذیه روزانه هر لارو سن دوام این بالتوری 1/7 عدد وهر لارو سن سوم 9/10 عدد تخم این آفت تعیین گردیده است . تغذیه این بالتوری از دستجات تخم سوسک کلرادو نیز دیده شده است.

شکارگر Chrysoperla sp. به طور طبیعی درفصل تابستان با انبوهی بالا از دشمنان طبیعی این آفت محسوب می گردد ولاروهای این حشره با تغذیه از تخم های سوسک کلرادو به طور متوسط به میزان 7تا 10 ردصد سبب کنترل آفت شده ودرصورت پرورش ورهاسازی می توانند دراین زمینه نقش موثری داشته باشند(نوری قنبلانی وهمکاران، 1377) .

همچنین سن Lygus rugulipennis  از تخم این آفت تغذیه می کند (بوگوش ، 1964)

نماتد های Steinernema sp .,Heterohabditis sp. بادز 160 نماتد درسانتیمتر مربع به ترتیب 75/83% و90% لاروها را پارازیته نموده واختلاف آنها با دزهای 20 و 10 نماتد درسانتیمتر مربع درسطح 1% معنی دار بوده است (پرویزی ، 1379) . همچنین کاترل وهمکاران (2001) اثرنماتد H.marelatus با نسبت های 375/0 و 750 و1200 نماتد درمترمربع درسطح خاک را بررسی کرده ونتیجه گرفتند که تراکم جمعیت آفت درتیمارها نسبت به شاهد کاهش معنی داری رانشان می دهد؛ آنها بکار گیری این نماتد را دربرنامه IPM این آفت توصیه کرده اند.

نوری قنبلانی وهمکاران 1377 روش تلفیقی با استفاده از اسپور پاشی با قارچ پاتوژن B.bassiana درفصل پاییز بر روی خاک مزارع سیب زمینی ورها سازی بالتوری سبز درفصل بهار را توصیه نموده اند ومعتقدند که این روش درکاهش انبوهی حشرات کامل موثر می باشد.

و – استفاده از حشره کشهای میکروبی

قاسمی کهریزه وهمکاران 1382 حساسیت سنین مختلف لاروی سوسک کلرادو رابه مخلوطی از Bacillus thuringiensis var . tenebrionis و پودر حنا وخالص Bt درآزمایشگاه بررسی کرده ونتیجه گرفتند که مخلوط B.t با غلظت 500 قسمت درمیلیون وپودر حنا با غلظت 500 قسمت درمیلیون ، بعد از 6 روز ، 5/72 درصد تلفات دربرداشته است ، درحالیکه باکتری وحنا به تنهایی  به ترتیب 5/17 و 5/2% تلفات ایجاد کرده اند . بنابراین بکارگیری پودر حنا می تواند.

نقش سینرژیست داشته باشد . به علاوه باکتری های Bacillus thuringiensis var.tenebrionis  و B.t var . sandiego که برای کنترل لاروهای این آفت توصیه شده اند. باید به وسیله لاروها خورده شوند. لاروها ممکن است4-5 روز بعد ازمصرف کشته نشوند . اگر قرار باشد از B.t استفاده شود بهتر است به صورت اسپری درموقع تفریح تخمها استفاده گردد، زیرا روی سنین اول ودوم لاروی موثرتراست (دلحات،2005)  البته این آفت دربرابر  Bacillus thuringiensis

Subsp . tenebrionis deta-endotoxin     مقاومت نشان داده است (والن وهمکاران ، 1993: رادهارجا و والن ، 1995).

ترکیبات معدنی شامل اسید بوریک ، سولفات منیزیم ، سولفات کلسیم وکلرید منیزیم نقش موثری درافزایش کارایی باکتری Bacillus thuringiensis var.kurstaki روی لارو سن سوم این آفت داشته اند. دراین بین اسید بوریک دارای بیشترین فعالیت تشدید کنندگی بوده ونمکهای منیزیم نیز درمقایسه با نمکهاای کلسیم افزاینده های موثرتری بوده اند(صفر علیزاده وهمکاران، 1383) . لذا برای تاثیر بهینه لازم است مواد سینرژیست به B.t اضافه گردد. کافئین دراین رابطه دارای خاصیت سینرژیستی بالایی است وافزودن آن باعث افزایش تاثیر Bacillus thuringiensis Berliner var .kurstaki  روی لارو این آفت میشود (جوی وهمکاران ، 1381).

ز-شیمیایی

لاروهای سنین 1و 2 اغلب به وسیله حشره کشها کشته می شوند، اما لاروهای سنین بالا به سختی ازبین می روند؛ بنابراین اگر حشره کشها درمرحله اولیه لاروی به کار روند، تاثیر بیشتری درکاهش جمعیت آفت خواهند داشت . براساس آزمایشهای انجام شده ، حشرات ماده نسبت به حشرات نر دربرابر سموم مقاومت بیشتری دارند که این تحمل به سم با مقدار چربی موجود دربدن حشره رابطه مستقیم دارد(پورمیرزا وهمکاران ،1383). درحال حاضر درنواحی تولید سیب زمینی از حشره کشهای مختلفی استفاده می شود، این حشره به اغلب حشره کشها مقاومت پیدا کرده ودرمواردی مقاومت به یک ماده شیمیایی مقاومت به مواد شیمیایی دیگر را هم به دنبال داشته است. با وجود اثرات جانبی حشره کشهای شیمیایی کنار گذاشتن آن در برنامه کنترل آفت قابل صرفنظر کردن نیست . زیرا درحال حاضر روش های قاطع دیگری برای کنترل آن دردسترس نمی باشد ولذا از سموم زیرعلیه این آفت درمناطق آلوده میتوان استفاده نمود:

1-کلره سیکلودین : آندوسولفان 35 درصد به میزان 2-3 لیتر درهکتار

2-گروه فسفره تماسی – نفوذی : فوزالون 35 درصد به میزان 3-5/3 لیتر درهکتار و دیازینون 60% به نسبت 5/1 لیتر درهکتار .

3- پایروترویید مصنوعی : دانیتول (فن پروپاترین ) به مقدار 2 لیتر درهکتار . این سم روی تیپ بیولوژیک موجود درسیب زمینی کاریهای  همدان موثرتر ازسموم مذکور وهمچنین سم دورسبان می باشد.

4- سموم نیکوتینی : براساس ماهیت نیکوتینی حشره کش کالیپسو (تیاکلوپرید) وکم خطر بودن آن ، می توان از آن به عنوان حشره کش جدید درکنترل سوسک کلرادو با حداقل در توصیه شده (100 میلی لیتر درهکتار ) به ویژه درمناطقی که تاثیر مطلوبی ازحشره کش فوزالون درکنترل آفت دیده نمی شود استفاده نمود(رنجبراقدام ، 1383 الف) .

یادگاریان وهمکاران (1381 ب)  با بررسی روی میزان باقیمانده سم فوزالون نتیجه گرفتند که یک ساعت بعد ازسمپاشی وتا 30 روز بعد از آخرین سمپاشی ، محصول دارای کمتر از 1/0 پی پی ام زولن بود. آنها دوره کارنس این سم رایک روز بعد از آخرین سمپاشی توصیه شده از طرف شرکت سازنده تایید کردند. لذا می توان این سم را درصورت تاثیر با ایمنی خاطر علیه این آفت توصیه نمود.

پورمیرزا (1381) حساسیت سوسک کلرادو را نسبت به دو سم اندوسولفان وزولن با سه روش زیست سنجی شامل غوطه ور کردن ، قطره گذاری ولوله شیشه ای ، بررسی نموده ونتیجه گرفتند که این حشره همواره دربرابر آندوسولفان حساستر از زولن بوده ومیزان LC50 آندوسولفان وزولن برای حشره کامل آن به ترتیب 271/1 و51/15 میکروگرم برمیلی گرم وزن بدن بوده است . درروش غوطه ور کردن حساسیت آفت نسبت به دو روش دیگر بیشتر بوده و بر اساس LC50  میزان حساسیت  به ترتیب غوطه ور کردن < قطره گذاری < لوله شیشه ای بوده است . حدود اطمینان LC50 در روش غوطه ور کردن کمتر از سایر روشها بوده ودرتعیین حساسیت این آفت دربرابر حشره کشهای آندوسولفان وفوزالون حساسترین روش می باشد . به علاوه این روش کم زحمت به دلیل تغییرات کمتر مقادیر LC50 وصرفه جویی درامکانات است . وی نتیجه گرفته است که دربررسی حساسیت آفت درشرایط مزرعه ای روش غوطه ور کردن ، مناسبتر از دو روش مذکور می باشد .

رنجبر اقدم ونوری قنبلانی (1381) بامقایسه چندماده حشره کش (شیمیایی، میکروبی و گیاهی ) روی این آفت نتیجه گرفتند که سم کنفیدور (ایمیداکلوپراید) به نسبت 286 میلی لیتر درهکتار 6/93% تلفات را در روی جمعیت آفت ایجاد کرده ودرمجموع بیشترین تلفات را روی افت دارد.

نتایج بررسی تاثیر چند ترکیب حشره کش شیمیایی شامل کنفیدور در دو دز ، زولن دردز توصیه شده و بیولوژیک شامل کاستوم بی – سی ونئودور در روی سوسک کلرادو که درسال 79- 80 در اردبیل انجام داد، وی نتیجه گرفت دربین ترکیبات موردآزمایش سموم شیمیایی کنفیدور وفوزالون با بیشترین تاثیر درگروه اول وترکیب بیلولوژیک کاستوم بی سی – 3 درگروه دوم ودرنهایت نئودور (فرآورده های تجاری Bacillus thuringiensis) درگروه سوم قرار دارند (رنجبر اقدام پازیگوئی ، 1382) . براین اساس ترکیبات شیمیایی بهتر از ترکیبات بیولوژیک عمل می نمایند.

ی – تلفیقی

رنجی وهمکاران (1382) تاثیر برخی از ترکیبات بیولوژیک ، گیاهی وحشره کشهای شیمیایی را روی لاروهای این آفت بررسی نموده ونتیجه گرفتند که بین سموم بیولوژیک وترکیبات شیمیایی ازنظر ایجاد تلفات روی آفت اختلاف معنی داری درسطح 1% وجود دارد. سم زولن با 19/88 درصد تلفات (بیشترین تلفات) درگروه اول وتیمارهای چک پات بی اف سی وکاستوم بی سی به ترتیب با 46/62 درصد و 63/60 درصد درگروه دوم ونیم بلاس با 07/41 درصد تلفات درگروه سوم قرار گرفته بودند. آنها نتیجه گرفتند حشره کشهای بیولوژیک مانند سموم شیمیایی دارای تاثیر زود هنگام بوده وبعداز گذشت 3 روز حداکثر تلفات خود را ایجاد می نمایند. انها توصیه نمودند می توان از حشره کشهای بیولوژیک درتلفیق با سایر روشها برای کنترل این آفت بهره گیری نمود تا امکان مقاومت آفت به حشره کشهای بیولوژیک وشیمیایی کاهش یابد.

 

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 2:43 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

سن گندم (کاسه پشتک ورامینی) Eurygaster integriceps HEM : Scutelleridae




حشره سن به طول 12 mm وعرض حدود 8mm بدن آن بيضي شكل وپهن سرآن مثلثي شكل ودر وسط سر شيار باريكي ديده ميشود.رنگ آن متغير و از زرد خاكستري تا قهوه اي مايل به سياه و گاهي كاملا سياه مشاهده ميشود.

 

خرطوم حشره سن نسبتا بلند و در حال استراحت زير بدن قرار دارد. اكوسون يا سپرچه فوق العاده طويل و در تمام طول بدن و بالهاي رويي را مي پوشاند. و در وسط آن يك خط كوتاه زرد رنگ ديده مي شود.

 

 

تخم هاي حشره سن

تخم حشره  سن  كروي و به قطر 7/0 ميليمتر ومعمولا در دو رديف و در هر دسته 10-16 عدد روي برگها گذارده و توسط ماده اي چسبناك موجود روي آنها به سطح برگ مي چسبند.هر حشره ماده 80-70 عدد تخم روي برگها ميگذارد.

تخم ها بلا فاصله پس از خروج از حشره ماده به رنگ آبي مايل به سبز است.

 

 

تخم هاي سن و نماتدهاي جديد از تخم بيرون آمده به طرف خوشه جهت خوردن غذا حركت مي كنند.

سن گندم داراي 5 مرحله پورگي است و پوره هاي جوان سن اول به طول 2/1 ميليمتر و تقريبا گرد هستند.

بيشترين خسارت سن مربوط به دوره پورگي و حشرات كامل نسل بهاره مي باشد.

سن هنگام تغذيه آنزيمهاي بزاقي را وارد بذر كرده و مواد پروتئني را حل مي نمايد تا به سهولت بتواند از آن استفاده كند

 

 

معرفی:

یکی از آفات مهم گندم و جو است و جرو آفات عمومی می باشد.

مناطق مهم انتشار در کشور:

اغلب مناطق گندمکاری کشور


خسارت:

1-سن مادر: سنهای زمستانگذران می باشند(نر یا ماده) که ارتفاعات زمستانگذران خود را ترک نموده و در بهار به مزارع گندم و جو ریزش می نمایند.
2-پوره ها:پوره های سن اول و دوم تغذیه چندانی نداشته ولی از سن سوم به بعد تغذیه آنها رو به افزایش گذاشته و در سن 4 و 5 به حداکثر خود می رسند.
3-سن های نسل بهاره:این حشرات که همان سن های بالغ نسل جدید می باشند برای ادامه رشد و بدست آوردن قدرت پرواز به محلهای تابستانه و زمستانه خود احتیاج به تغذیه از دانه های سفت و آماده برداشت گندم دارند.

چنانچه تراکم پوره ها در متر مربع به بیشتر از 5 عدد پوره برسد مبارزه بر علیه سن گندم ضروری است.

خسارت در رابطه با گیاه میزبان:

1-خسارت سن در مرحله پنجه زنی به تشکیل ساقه یا ابتدای تشکیل خوشه:در این مرحله حشرات نر یا ماده زمستان گذران از شیره برگ،شیره جوانه مرکزی،شیره ساقه جوان (قبل از ظهور خوشه با ابتدای نشکیل خوشه) مکیده و خوشه را خشک می نماید.این گونه خسارت خسارت کمی نام دارد و در نهایت خوشه تشکیل نمی شود.

2-خسارت در مرحله گل دادن و ابتدای تشکیل دانه:در این مرحله از رشد حشرات کامل زمستان گذران و پورهای سنین پایین خسارت زده می شود که یا شیره ساقه را می مکد و خوشه می خشکد و یاپوره های سنین 2و3 از خوشه گندم و جو در مرحله گلدهی تغذیه و در نهایت دانه پوک می شود.

3-خسارت در مرحله شیری و خمیری شدن دانه تا رسیدن گندم:در این مرحله سن های بالدار و پوره ها فقط از دانه تغذیه می کنند و به هیچ عنوان ساقه را نمی مکند.در این مرحله خسارت کیفی بیشتر مد نظر است چون سنها آنزیمهایی را برای "اینترولیز" پروتئینهای دانه گندم وارد دانه گندم میکنند که این آنزیم ها در داخل دانه باقی می مانند و در نهایت کیفیت خمیری آرد پایین آورده و اصطلاحاً خمیر ور نمی آید.

زیست شناسی:

زمستان را بصورت حشره کامل زیر پای بوته های گون یا Astrogalus و درمنهArtemesia حالت دیاپوز می گذرانند.در بهار وقتی دما به 20 درجه سانتی گراد می رسد سنها از اماکن زمستهنه خارج و بطور دسته جمعی پرواز می کنند.پرواز سنها معمولاً در اواخر اسفند و اوایل فروردین ماه شروع و در مناطق سردسیر از اواسط اردیبهشت ماه تا اوایل خردادماه ادامه دارد.در یک مزرعه 2 یا 3 بار ممکن سن است ریزش نماید.
معمولاً 5-4 روز بعد از ریزش،جفتگیری کرده و 5 روز بعد تخمریزی می کنند.تخمها 3-2 ردیفی در دسته های 14 عددی در زیر برگها قرار داده می شوند.دوره جینی تخم 2-1 هفته طول می کشد سپس پوره ها خارج می شوند و سپس حشرات کامل نسل بهاره ظاهر می شوند.حشرات کامل نسل بهاره پس از ذخیره چربی مورد نیازبدن خود برای تابستانگذرانی به ارتفاعات شمالی می روند.سنها پس از ریزش اولین بارندگی های از ارتفاعات شمالی به دامنه های جنوبی می روند و در زیر بوته های گون و درمنه زمستانگذرانی می کنند.


مبارزه:

1- مبارزه بیولوژیک:

7 گونه زنبور پارازیتوئید تخم از خانواده Hym:Scelionidae :
basalis Asolcus=Trissolcus
T.grandis
T.rufiventris
T.semistriatus
T.vassilievi
T.festiva
T.tumidus

5 گونه مگس از خانواده ( DIp:Tachinidae ) که در مرحله لاروی پارازیت داخلی حشرات کامل سن گندم هستند:
Phasia oblango
Phasia subcoleoptera
Ectophasia rubra
Chryseria helluo
Helomyia lateralis
2-مبارزه زراعی:

• کشت زود در پاییز(هراکشت) و برداشت سریع در آخر بهار
• کشت واریته های زودرس
• برداشت دو مرحله ای محصول بدین صورت که در مرحله خمیری خوشه ها را درو می کنند و با تسریع در خشک کردن آنها چند روز بعد اقدام به کوبیدن آنها می کنند.
• کشت جو در مناطق سن خیز چون زودتر از گندم برداشت می شوند.

3- مبارزه شیمیایی:

1- فنیتروتیون Ec 50%و 1 لیتر در هکتار
2-فنتیون Ec 50% و1.2 -1
3- تری کلروفن Sp 80%و 1.2 کیلو گرم درهکتار
4-دلتا مترین% EC 2.5 و 300 سی سی در هکتار

__________________

 

ابو سامی

seyed chaseb fazeli

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 2:33 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

ايجاد ارقام گياهين زراعي با مقاومت ژنتيكي به عوامل بيماري زايي مخرب از جمله مهمترين نقش اصلاح گياهان زراعي است. در اصلاح براي مقاومت به بيماري هاي گياهي مختلف هر بيماري به صورت يك هدف اصلاحي جدا در نظر گرفته مي شود. از آنجايي كه گونه هاي گياهي توسط عوامل بيماري زاي زيادي مورد حمله قرار مي گيرند اصلاح كننده بايد اولويت ها را تعيين نمودهو منابع موجود را براي ايجاد ارقامي كه مقاومت به شايع ترين ومخرب ترين بيماري ها در منطقه اي كه رقم كشت خواهد گرديد، بكار گيرد. ارقام مقاوم به بيماري توسط  شناسايي ژن هاي مقاومتدر گونه ي گياهي يا گونه ي وحشي خويشاوند و انتقال اين ژن ها به داخل ارقام و لاين هاي اصلاحي سازگار ايجاد مي گردند كه براي انتقال ژن  معمولا از هيبريداسيون يا فنون و روشهاي مهندسي كروموزومي استفاده مي شود با توسعه ي زيست شناسي ملكولي بايد امكان دسترسي به ژن و انتقال آن از منابع مقاوم كه از طريق هيبريداسيون امكان پذير نيست فراهم گردد . مقاومت ممكن است به صورت تك ژني يا چند ژني بسته به خصوصيات عامل بيماري  و ماهيت مقاومت كنترل شود. بهنژادي براي مقاومت ميزبان به بيماري هاي خاص كه نژاد فيزيولوژيك اختصاصي در عامل بيماري دارند پيچيده و مشكل است. در صورتيكه نژاد فيزيولوژيك اختصاصي  حضور داشته باشد نژادهاي مختلف يا بيوتيپ هاي عامل بيماري در جمعيت عامل بيماري موجود خواهد بود.

                                                                                

مثال بارزاصلاح براي مقاومت به نژاد اختصاصي  در يك عامل بيماري بسيار اختصاصي عاملي است كه بيماري زنگ ساقه (   Puccinia  graminis f. sp.  tritici  ) در گندم به وجود مي آورد. اين عامل بيماري داراي تعداد بيشماري بيوتيپ اختصاصي  يا نژاد هاي فيزيولوژيك است كه هر نژاد جامعه اي متشكل از قارچ هاي زنگ است و با جوامع نژاد هاي ديگر متفاوت است. ، دقيقا مشابه با يك رقم گندم است. كه از لحاظ ژنتيكي با ساير ژنوتيپ هاي گندم متفاوت مي باشد. نژادهاي قارچ زنگ ممكن است داراي ژن بيماري زايي روي يك ژنوتيپ خاص از گندم بوده ودر عين حال غير بيماري زا  روي ژنوتيپ ديگر گندم باشد. ژنوتيپ هاي ميزبان ( رفقم يا لاين اصلاحي ) ممكن استداراي ژن يا ژن هايي براي مقاومت به يك نژاد عامل بيماري باشد. ئد رعين حال نسبت به نژاد ديگر عامل بيماري حساس باشد . عكس العمل بين زن براي بيماريزايي در عامل بيماري و ژن براي مقاومت در گياه ميزبان تعيين كننده ي واكنشي است كه به آن مقاومت يا حساسيت مي گويند. نژادهاي جديد فيزيولوژيك از طريق هيبريداسيون ميان بيوتيپ هاي عامل بيماري يا بر اثر جهش به وجود مي آيد. اگر رقم جديد با يك ژن مقاومت به يك نزاد شايع عامل بيماري توزيع گردد اين رقم جديد نژادها ي غير بيماري زا را از جامعه ي عامل بيماري اخراج مي كند. در صورتي كه نژاد جديد عامل بيماري به وجود آيدكه بر روي اين رقم جديد ايجاد بيماري نمايد در اين صورت نژاد جديد تكثير شده و يك بيوتيپ شايع مي گردد. از اين هنگام اصلاح كننده بايد يك ژن مقاومت به نژاد خديد را شناسايي نموده به داخل رقم يا لاين هاي اصلاحي وارد نمايد.

بيماري هاي خاصي نظير سياهك آشكار گندم به وسيله ي اسپورهاي سنبله هاي آلوده به داخل گل هاي باز سنبله هاي طبيعي وارد شده وسپس جوانه زده و دانه هاي در حال رشد را آلوده مي سازد . براي اين روشهاي بيماري هاي  آلوده كننده ي گل از روش هاي مايه كوبي استفاده مي شود. روشهاي مايه كوبي اين گونه بيماري ها با وارد كردن اسپورهاي رسيده به داخل گل در زمان گرده افشاني انجام مي گيرد. اسپورهاي خشك را مي توان با پنس و يا سرنگ به داخل گل وارد نموده ويا پس از تهيه ي سوسپانسيون اسپور به وسيله ي سرنگ يا با استفاده از خلا يا فشار به گل تزريق كرد . بذرهاي حاصل از گل هاي مايه كوبي شده برداشت گرديده و كشت مي گردند.

بعضي از بيماريها بذرزاد هستند و روش مايه كوبي كردن آنها مخلوط كردن اسپورها با بذر قبل از كاشت است. براي بيماري هاي قارچي سياهك  معمولي گندم اسپورها بر روي بذرهاي خشك پاشيده مي شود

مقاومت به بيماري

هدف اصلاحي مهم در گندم ايجاد ارقام با مقاومت به عوامل بيماري زاي زيان آور كه عملكرد دانه و كيفيت را كاهش مي دهند، مي باشد. لازم است اصلاح كنندگان بيماري هاي گندم را كه موجب خسارت شديد و كاهش عملكرد در منطقه ي توليد مي شوند ، شناسايي كنندتا هدف هاي اصلاح براي مقاومت جهت جلوگيري از كاهش عملكرد را طراحي نمايند. بيماري هاي گندم با درجه ي بالايي از اختصاصي بودن عامل بيماري عبارتند از :

زنگ ها

بيماري هاي زنگ و عامل مسبب آنها مشتمل بر زنگ ساقه ( Puccina  graminis  f. sp. tritici  ) زنگ برگ(      P.recondita  f. sp. tritici  )و زنگ خطي (‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌   P.striiformis) مي باشد. زنگ ساقه يكي از مخرب ترين بيماري هاي گياهي است. عوامل بيماري هاي زنگ ساقه و برگ قسمتي از چرخه ي زندگي خودشان بر روي گياهان ميزبان واسط گذرانيده و از آنها اسپورها توسط باد بر روي گندم آورده مي شود. يا اينكه اين عوامل بيماري ممكن است در مناطق نيمه گدمسيري برروي بوته هاي گندم منتقل شوند. نژادهاي فيزيولوژيك بيشماري در هر گونه ي زنگ شناسايي شده است. تاكنون 37 ژن براي مقاومت به      P.graminis ، 34 ژن براي مقاومت به    P.recondita  و 16 ژن براي مقاومت    P.striiformis شناسايي شده است. جانشيني ممتد ارقام مقاوم توسط اصلاح كنندگان گندم با ظهور نژادهاي فيزيولوژيك جديد عوامل بيماري زايي زنگ صورت گرفته است. بسياري از ژن هاي مقاومت از از خويشاوندان وحشي گندم به دست آمده و اصلاح كنندگان بطور ممتد براي يافتن ژن هاي جديد جست و جو مي كنند.

سياهك ها

  

بيماري هاي سياهك مهم كه گندم را مورد حمله قرار مي دهندعبارتنداز سياهك آشكار(   Ustilago tritici )، سياهك پنهان معمول (     T,laevis,Tilletia tritici )و سياهك پنهان كوتولگي (  Tilletia  controversa  ) . سياهك آشكار همه ي خوشه يبوته هاي آلوده را نابود مي سازد. در سياهك پنهان معمول و كونولگي محتواي دانه توسط  توده اي از اسپورهاي سياهك جايگزين مي شود. اختصاصي بودن فيزيولوژيك در عوامل بيماري زاي سياهكوجوددارد. چهار ژن براي مقاومت به سياهك آشكارو ده ژن براي مقاومت به گونه هاي    Tilletia شناسايي شده است.

سفيدك سطحي

مصرف كودهاي ازته در گندم مشكل قارچ سفيدك سطحي  Erysiphe  graminis      را حادتر نموده است. اين قارچ در دماي سرد و رطوبت زياد به سرعت گسترش يافته و در سطح بالاي برگ ها ميسيليوم هاي سنگين و سفيد توليدو رشد مي نمايد. بيش از 30 نژاد فيزيولوژيك براي اين عامل بيماري  و 12 ژن براي مقاومت به آن شناسايي شده است.

بيماري هاي سپتوريا

دو گونه ي سپتوريا سبب لكه هاي برگ و خوشه در گندم مي شوند. بيماري هاي        Septoria    nodorum   و   Septoria    tritici برگهاي گندم را در اوايل فصل ْوده مي كنند و براثر پاشيدن قطرات باران با پيشرفت فصل به برگ هاي بالايي و گلوم ها توسعه مي يابد. اصلاح براي مقاومت به اين بيماري به دليل وراثت كمي هر كدام از بيماري هاي ذكر شده مشكل بوده است.

ساير بيماري ها

بيماري هاي ديگر گندم شامل پوسيدگي ريشه و طوقه ،بلايت هاي قارچي شاخ و برگ و خوشه ، بلايت هاي باكتريايي  و بيماري هاي ويروسي مي گردد. اگر چه مبارزه با بيماري هاي مهم نظير زنگ ها و سياهك ها به وسيله ي ارقام اصلاح شده ي مقاوم صورت مي گيرد ولي ساير بيماري هاي ذكر شده داراي اهميت كمتري بوده و به تدريج در حال توسعه و احتمالا داراي نقش مهمتري خواهند بود.

مقاومت به حشرات

گندم ميزبان تعداد زيادي حشرات آفت مي باشد ولي تعداد كمي از آنها موجب خسارت شديد مي گردند. از جمله حشرات شايع و زيان بار مي توان از مگس هسين ، سن سبز ، و سوسك برگخوار غلات نام برد. مگس هسين و سن سبز با ظهور بيوتيپ هاي جديد از طريق هيبريداسيون يا جهش بسيار اختصاصي است.

مگس هسين (  Mayetiola  destractor  ): خسارت مگس هسين به صورت پاكوتاه شدن بوته هاي آلوده ، كاهش پنجه دهي ، افزايش زيان ناشي از زمستان در انواع زمستانه و شكستن ساقه بعد از رسيدگي تظاهر مي يابد. خسارت اين حشره با زمستانگذراني مگس بر روي بوته ي گندم و زيان ناشي از تغذيه يلاروها ايجاد مي شود. مقاومت در بيشتر ارقام گندم در نتيجه ي آنتي بيوز كه حشره بعد از تغذيه يگياه مي ميرد ، بوجود مي آيد. در بعضي ديگر از ارقام مقاومت به صورت تحمل است ، به طوري كه حشره به تغذيه ادامه مي دهد  اما گياه بوسيله ي رشد پنجه هاي بيشتر جبران مي نمايد . حداقل  8 بيوتيپ مگس هسين  19 ژن براي مقاومت به آن شناسايي شده است. ژن هاي نژاد اختصاصي در ارقام     ″PI94587″,W38″ و رايبيرو و مقاومت پيچيده ي موجود در ارقام ماركوئيلو و كاووال در اصلاح ارقام مقاوم در امريكا استفاده مي شود.

سن سبز(   Schizaphis  graminum ): سن سبز بر روي طوقه هاي گندم زمستانگذراني نموده ، جمعيت آن در بهار همزمان با بالا رفتن دما به سرعت تكثير شده و سن هاي سبز بالغ بر روي برگ هاي گندم تغذيه مي نمايند. تاكنون بيوتيپ هاي   A ، B ،C ،D ،E ،F ،G ،I      شناسايي شده اند . مقاومت به بيوتيپ هاي   A  تا   F  براثر تركيباتي از 5 ژن اداره مي شود. بيوتيپ    G  كه در سال 1988 شناسايي شد ،برروي گندم حاوي ژن هاي شناسايي شده قبلي بيماري زا بود ولي مقاومت به نژاد    G  بعدا در لاين حاصل از تلاقي گندم × چاودار كشف گرديد.

سوسك برگخوار غلات (     Oulema   melanopus ): اين سوسك به طور گسترده اي به غلات خسارت وارد مي سازد. هر دو لارو و سوسك بالغ بر روي گياه تغذيه نموده و قسمت هاي زيادي از برگها را مصرف نموده و   در نتيجه كاهش عملكردي تا 25 درصد را شامل مي شود . سوسك برگخوار غلات بر روي ارقام گندم با برگ هاي پرزدار براي تغذيه به صورت غير ترجيحي عمل مي نمايد . لذا براي كاهش خسارت ناشي از تغذيه ي سوسك برگخوار غلات ، ارقامي كه داراي برگهاي پرز دار است، ايجاد مي گردد. 

  

ابوسامی

                                                          seyed chaseb fazeli                                                    

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 2:18 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

در اواخر زمستان و یا اوائل بهار با ظاهر شدن اسپات ها بر روی درخت فعالیت های حیاتی گیاه از قبیل گرده افشانی، لقاح و سرانجام تشکیل میوه آغاز می گردد.گرده افشانی انتقال دانه های گرده از بساک گل نر به سطح کلاله و یا مادگی گل ماده می باشد.

  چون خرما گیاهی دو پایه بوده و گل های نر و ماده به صورت جدا از هم روی پایه های جداگانه قرار دارند و از طرفی عملیات گرده افشانی بوسیله باد و یا حشرات بطور مناسبی انجام نمی گیرد لذا دستیابی به محصول مناسب چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی به میزان تلقیح گل ها بستگی دارد که معمولاً می بایست توسط انسان انجام گیرد.

        گل ماده دارای پوششی شامل دو ردیف سه تایی کاسبرگ به صورت فلس های کم و بیش چرمی و مادگی سه برچه ای است. بعد از عمل تلقیح معمولاً یکی از برچه ها رشد می نماید و به مرحله نهائی رشد می رسد. البته بندرت در برخی از ارقام مانند رقم شکر و یا برحی در مواردی دو تا از برچه ها تلقیح شده و به رشد خود ادامه می دهند. در مواردی که گل ها به هر دلیلی تلقیح نشوند هر سه گل به میوه تبدیل شده و در مرحله حبابوک ریزش می نمایند و در مواردی که ریزش نکنند نیز میوه ها از وضعیت رشد و ظاهر مناسبی برخوردار نبوده و با اینکه ممکن است تا مرحله خلال هم زنده بماند ولی ارزش چندانی ندارد.

      هم گل آذین نر و هم گل آذین ماده در غلاف های بزرگی بنام اسپات یا گریبانه قرار دارند. اسپات ها پوشش های چوبی محکمی هستند که گل های نر و ماده را تا زمان رسیدن درون خود حفظ کرده و پس از رسیدن شکاف برداشته و گل ها آزاد می گردند. در این زمان باید با بریدن و جدا نمودن اسپات های نر از روی درخت نسبت به جمع آوری دانه های گرده با روش مناسب اقدام نمود.

        اسپات های ارقام مختلف از نظر اندازه متفاوت هستند. طول اسپات های ماده قبل از ترک خوردن و باز شدن گل ها در ارقامی مانند کبکاب حداکثر بین 50 تا 70 سانتیمتر و در رقم شهابی بین 30 تا 40 سانتیمتر و عرض آن در کبکاب بین 10 تا 13 سانتیمتر و در رقم شهابی بین 13 تا 15 سانتیمتر می باشد.  حداکثر طول اسپات ماده در رقم سایر (استعمران) بین 60 تا80 و در رقم خضراوی بین 40 تا 50 سانتیمتر و حداکثر پهنای اسپات در استعمران 9 تا 10 و در خضراوی 8 تا9  سانتیمتر می باشد. اسپات هائی که اول ظاهر می شوند درشت تر و بزرگتر و اسپات های آخری کوچکترند.

      اسپات های نر نیز درشت هستند بطوری که طول اسپات در نر غنامی سبز و غنامی س

رخ و خکری وردی و خکری کرطلی بین 60 تا 70 سانتیمتر و در سمسماوی، کوتاه و حدود 40 سانتیمتر است. طول اسپات نر در رقم غلامی از این هم بزرگتر و به یک متر می رسد. تعداد اسپات های نر در هر نخل بین 10 عدد برای نر سمسماوی تا 30 عدد در نر غلامی متغیر می باشد. رنگ اسپات ها در اکثر ارقام قهوه ای کم رنگ تا پررنگ و یا متمایل به قرمز است ولی در نر غنامی سبز دارای رنگ سبز سیر می باشد. معمولاً اسپات های نر کمی زودتر از اسپات های ماده ظاهر می شوند. بسته به گرمای هوا در سال هائی که هوا زودتر گرم می شود اسپات های نر معمولاً در بهمن ماه و دربرخی از سال ها در اوائل اسفند ماه ظاهر می شوند. در سال 1378 به علت گرمای زودرس هوا در منطقه بلوچستان، اسپات های نر دو هفته زودتر ظاهر شدند و همین امر سبب شد که تلقیح گل ها دو هفته زودتر صورت پذیرد.

      در همین سال و در همین منطقه از بین 14 رقم نرشامل تیس، جالق1،  جالق 2،  زابلی، راسک1، راسک2، مسکوتان، اسپکه، فنوج، گربیت، ساریوک، چانف و قصرقند، ظهور اسپات ها از 10 بهمن شروع (نر تیس) و تا 30 بهمن ماه (نر چانف) برای همه ارقام به طول انجامید.  بطور کلی 70 درصد این ارقام قبل از 20 بهمن ماه به گل دهی رسیدند. زمان ظهور اسپات ها به نوع رقم نیز بستگی زیادی دارد. در خوزستان در نر سمسماوی اسپات ها زودتر از بقیه ارقام نر ظاهر می شوند.

      پس از رسیدن دانه های گرده نر (معمولاً کمی قبل از شکاف اسپات) این اسپات ها را از درخت جدا کرده و پس از باز کردن اسپات گل آذین را از اسپات خارج ساخته و در محل مناسبی در سایه و بوسیله طناب آویزان می کنند تا به آرامی خشک شود. سپس اقدام به تکانیدن گل آذین بر روی ورقه تمیزی از روزنامه یا مقوا می نمایند تا دانه های گرده جدا گردند. گرده های جمع آوری شده را در یک ظرف شیشه ای خشک و مناسب قرارداده و از آن برای تلقیح با گرده افشان مکانیکی و یا با دست و به روش سنتی استفاده می کنند.

     در مواردی نیز خوشچه ها را جدا کرده و با بالارفتن کارگر از درخت اقدام به تکاندن آنان بر روی گل آذین های ماده می کنند و قسمت های کوچکی از خوشچه های نر را در بین گل های ماده قرار می دهند تا با بازشدن تدریجی گل های ماده دانه های گرده در اثر وزش باد و تکان خوردن رها شده و بر روی گل های ماده قرار گیرد.

     نظر به اینکه بازشدن اسپات های ماده همزمان نیستند لذا معمولاً گرده افشانی برای هر درخت در چند نوبت صورت می گیرد. در گرده افشانی مکانیکی دانه گرده را در یک مخزن شیشه ای که از یک طرف به یک لوله پلاستیکی قابل انعطاف و از طرف دیگر به مخزن پمپ هوا متصل می باشد ریخته و دانه های گرده با فشار هوا و از طریق لوله های آلومینیومی که قابل بلند و کوتاه شدن می باشند گرده را به میان گل های ماده هدایت می کند. این روش ساده و از نظر راندمان کار نیز سبب کاهش شدید هزینه گرده افشانی می شود.برای صرفه جوئی در مصرف دانه گرده آنرا با موادی مانند آرد یا سبوس مخلوط کرده و سپس اقدام به گرده افشانی می کنند. نتایج بررسی ها نشان داده است که مخلوط 15 درصد دانه گرده با 85 درصد آرد مناسب می باشد.

     گرده افشانی باید زمانی صورت گیرد که گل های ماده مناسبترین شرایط پذیرش گرده ها را داشته باشند به عبارتی احتمال تلقیح گل های ماده به حداکثر افزایش یابد. بررسی های انجام شده در مراکز تحقیقاتی مناطق خرماخیز کشور نشان می دهد که زمان مناسب گرده افشانی بسته به رقم نخل می تواند تا حدودی متفاوت باشد. بعضی بررسی ها در خوزستان نشان می دهد که 48 ساعت پس از باز شدن گل های ماده بهترین زمان گرده افشانی برای رقم استعمران خواهد بود، در حالیکه اگر گرده افشانی 5 روز پس از بازشدن اسپات ها صورت گیرد درصد تلقیح گلها به شدت کاهش می یابد.

در مواردی که روی یک رقم خاص بررسی صورت نگرفته باشد بهتر است عمل گرده افشانی در فاصله زمانی 24 تا 96 ساعت بعد از بازشدن اسپات های ماده صورت پذیرد.

از زمان ظهور تا بازشدن کامل اسپات مدت زمان زیادی طول می کشد. این زمان در بعضی از ارقام ممکن است به بیش از یک ماه بطول بیانجامد، لذا می بایست گرده افشانی را زمانی انجام داد که اسپات به خوبی شکاف برداشته و گل های ماده آشکار شده باشند.

 مزایای گرده‌افشانی مکانیکی         

    

       گرده‌افشانی یکی از مهمترین عملیات نخلداری و نیازمند به کارگر ماهر است و انجام آن در شرایط سنتی دارای هزینه و زمان زیاد می‌باشد. استفاده از این روش، سهولت در عملیات گرده‌افشانی و کاهش در هزینه را به همراه دارد. به عبارت دیگر در مقایسه دو روش(سنتی و مکانیکی) یک کارگر ماهر در فاصله زمانی 45 روز قادر به گرده افشانی 600-700 نخل خرما بوده، ولی دو کارگر در همین فاصله زمانی، با استفاده از دستگاه مورد نظر، قادر به گرده‌افشانی3750 نخل ماده بوده و هزینه نیز برابر (4/1) هزینه قبلی است، لذا می‌توان به افزایش تولید محصول کمک نمود.

به طور کلی مزایای گرده‌افشانی مکانیکی عبارتند از :

1 ـ عدم نیاز به صعود از درختان نخل خرما و سهولت عملیات گرده‌افشانی،

2 ـ کاهش هزینه‌ها

3 ـ عدم نیاز به کارگر ماهر

 4 ـ کاهش میزان گرده مصرفی (2/0 گرم به ازاء هر خوشه )

5ـ عدم خطر جانی جهت فرد گرده‌افشان    

6 ـ راندمان بسیار بالا

پس از عملیات گرده‌افشانی معمولاً در نخلستان سه مرحله مختلف در حین رشد میوه می‌توان مشاهده نمود:

مرحله اوّل : در این حالت کلیه گلهای ماده تلقیح شده‌اند و برچه‌ها به صورت بسیار کوچک و سبز و متراکم هستند.

مرحله دوّم: در این حالت برچه‌ها بزرگتر شده‌اند و تعدادی از گلهای ماده که همچنان تلقیح نشده‌اند به صورت برچه‌های سه‌تایی روی خوشه‌چه‌ها دیده می‌شوند.

مرحله سوّم : در این حالت تمام برچه‌ها بارور شده‌اند و میوه کامل شکل می‌گیرد. اگر گلهای ماده به موقع تلقیح نشوند تعداد گلهای بارور نشده زیاد خواهدشد. همان طور که جدول 7-2 نشان می‌دهد 16 روز تأخیر در تلقیح گلها، میزان درصد باروری آنها را به نصف تقلیل داده‌است. امروز ثابت شده است که دانه‌های گرده ارقام مختلف نخل خرما بر روی میزان محصول و کیفیت میوه اثرهای متفاوتی

گرده افشانی :
تمام درختان میوه ایران، به غیر از خرمالو و ارقام بدون هسته انجیر و گلابی و مرکبات برای تولید میوه به گرده‌افشانی نیاز دارند. از نظر عامل انتقال گرده می‌توان میوه‌ها را به سه گروه تقسیم کرد.
گروه اول شامل دو درخت:
خرما و انجیرهای هسته‌دار که هر چند بطور طبیعی می‌توانند مقدار بسیار کمی میوه تولید کنند، برای تولید محصول اقتصادی باید گرده افشانی بوسیله انسان انجام گیرد.
گروه دوم :
شامل گردو، پسته، فندق و توت و انار است که در آنها گرده افشانی، توسط باد انجام می‌گیرد و نیازی به دخالت انسان نیست.
گروه سوم :
شامل سایر میوه‌ها بویژه انواع
درختان دانه‌دار و هسته‌دار است که گرده افشانی آنها توسط حشرات، بویژه زنبور عسل، انجام می‌شود و بنابراین کندوگذاری در باغ برای تولید محصول ضروری است. تعداد کندوی لازم برای هر هکتار، بر حسب اندازه درختان و میزان گلدهی آنان، به یک تا پنج عدد بالغ می‌شود. لازم به تذکر است که زنبورهای عسل در روزهای بارانی هنگامی که باد شدید بوزد و وقتی دمای هوا از 18 درجه سانتی‌گراد کمتر باشد، قدرت فعالیت خود را از دست می دهند. اگر چنین شرایطی مصادف با ایام گلدهی درختان این گروه بشود، در بعضی موارد دخالت انسان و گرده افشانی مصنوعی از طریق تکاندن شاخه‌های  فوائد گرده­افشانی

1.       با عمل گرده­افشانی کامل، گلها زودتر بارور می­شوند و میوه­ها سریعتر تشکیل می­گردند.

2.       باعث افزایش مقدار، مرغوبیت و داوم میوه می­گردد زیرا با تشکیل تخمک­ها به طور کامل، دانه و میوه بیشتری تولید می­شود.

3.       مانع تولید میوه­های ناجور، کج و پوک می­گردد.

4.       به علاوه گرده­افشانی کافی توسط حشرات باعث زود تشکیل شدن بذر نیز می­شود که در اثر این عمل، بیشترین فرصت را برای رسیدن محصول فراهم نمود و موجب یکنواختی و زود برداشت شدن محصول نیز گردد.

ک درخت مناسب، روی دیگر درختان باغ برای تولید محصول اقتصادی ضروری خواهد بود.

seyed chaseb fazeli

[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 10:58 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه :

خاك حاصلخيز، يكي از مهمترين عاملهاي موثردربالا رفتن عملكرد وپربارشدن محصولات كشاورزي است وخاكي حاصلخيز است كه مواد آلي آن كافي باشد. موادآلي بقاياي گياهان ويا حيواناتي است كه در دل خاك به مرور زمان پوسيده شده وتجزيه مي گردند ودرنهايت تبديل به مواد معدني مورد استفاده گياه مي شوند .                                                              وجود مواد آلي در خاك مانند وجود غذاي بادوام براي زندگي انسان است اگر اين ماده در خاك نباشد نمي توان به محصولي با كيفيت و كميت بالا و پر بار دست يافت. كمبود مواد آلي در خاك هاي  سبك مثل شني باعث مي شود كه آب در خاك  نگهداري نشود و در خاك هاي رسي باعث كم شدن نفوذپذيري آب و خفه شدن ريشه ها مي گردد. در خاكي كه حاصلخيز نباشد و مواد آلي آن كم باشد آب مصرفي جهت توليد  محصول بيشتر مي شود در اين حالت گياه مجبور مي شود مقدار بيشتري آب جذب كند. چون مواد آلي خاك ها كم است توصيه هاي كودي هم نتوانسته است عملكرد را افزايش دهد در نتيجه كشاورزان به مصرف بي رويه كودها رو آورده اند كه متاسفانه استفاده از اين كود ها نه تنها به افزايش محصولات كمكي نكرده بلكه در بعضي جاها به محصول نيز لطمه وارد نموده است. همچنين مصرف بي رويه كودهاي شيميايي به اقتصاد كشور هم ضرر مي زند. براي جلوگيري از مصرف زياد كودهاي شيميايي بايستي مواد آلي خاك را بالا برد. كارهايي مثل تناوب زراعي، آيش و...    مي تواند در حفظ و نگهداري مواد آلي خاك كمك كند. يكي از روش هاي اقتصادي و موثر در اصلاح و افزايش مواد آلي خاك كشت كود سبز است  

كوددهي سبز چيست ؟

كودهاي سبز گياهان رشد يافته اي هستند كه مواد غذايي رابراي محصول اصلي جمع آوري مي كنند. زماني كه آنها حداكثر زيست توده را بوجود آورند ، آنها در خاك سطحي كار    مي كنند. معمولاً آنها قبل از گل دهي از بين مي روند. كاشت و پرورش كود سبز متفاوت از كاشت محصول نيام دار است. زماني كه در خاك مخلوط شود ، مواد گياه تازه به سرعت مواد غذايي را پخش مي كند و كاملاً در دوره زماني كوتاهي تجزيه خواهد شد.

مواد كهنه يا درشت (براي مثال ،پوشال ، سرشاخه ها) با سرعت كندتري نسبت به مواد ريز تجزيه خواهند شد و از اين رو بيشتر به ساخت مواد آلي خاك كمك خواهند نمود تا حاصلخيزي محصول.

راه ديگر براي كاشت محصول كود سبز در مزرعه جمع آوري نمودن مواد گياهي تازه از هر جايي مي باشد و در خاك بر روي آن كار مي شود. براي مثال ، درختان و يا بوته رشد يافته در كنار محصولات در سيستم كشاورزي جنگلداري ،مقادير زيادي موادسبز فراهم    مي كنند كه به عنوان كود سبز يا براي پوشاندن بوسيله برگ استفاده مي شوند 

پتانسيل ومحدوديتهاي كود سبز

آنها با ريشه هايشان در خاك نفوذ مي كنند ، خاك را سست تر مي نمايند و به مواد غذايي       مي چسبند، در غير اين صورت شسته خواهند شد.

آنها علف هاي هرز را سركوب و از خاك در برابر فرسايش  و نور مستقيم خورشيد محافظت مي‌نمايند.

اگر گياهان نيام دار استفاده شوند ، نيتروژن هوا در خاك تثبيت مي شود

بعضي از كودهاي سبز به عنوان گياهان علوفه اي حتي براي فراهم نمودن غذا براي مصرف انساني (براي مثال ، لوبيا و نخوديان) استفاده مي شوند.

در نتيجه تجزيه شدن كودهاي سبز ، تمامي انواع مواد غذايي را درخاك مخلوط وبراي محصولات اصلي كه كشت ميشوندمورد استفاده قرار گرفته و از اين رهگذر بازدهي آنها افزايش مي يابد.

مواد گياهي ادغامي موجب فعاليت ارگانيسم هاي خاك و بوجود آوردن مواد آلي در خاك       مي شود. اين عمل ساختار خاك و ظرفيت نگهداري آب را بهبود و اصلاح مي كند.

از اينرو كوددهي سبز شيوه اي ارزانقيمت براي افزايش دادن حاصلخيزي خاك و مواد غذايي گياهان اصلي كاشته شده مي باشد.

جنبه هاي ذيل بايد قبل از كاشت كودهاي سبز بررسي و در نظر گرفته شوند :

براي شخم زني ، كاشت ، برداشت و ادغام گياهان در خاك كارهايي لازم است و زماني كه مقدار تجهيزات مفيد كم است ، اين اقدامات فشرده تر مي گردند.

اگر كودهاي سبز با گياهان اصلي بينابين كاشته شوند ، آنها براي تهيه مواد غذايي آب و نور خورشيد رقابت مي كنند.

اگر ذخاير غذا و فضا كم مي باشند مناسب تر است كه محصول غذايي كاشته شود تا كود سبز و بقاياي گياهي بازيافت شوند يا حصول كود سبز بينابين محصول اصلي كشت شود.

مزاياي كودهاي سبز در بلند مدت رخ مي دهند و معمولاً فوراً قابل رويت نيستند.

گياهان تثبيت كننده نيتروژن

فرايند تثبيت نيتروژن

هوا تنها منبع اوليه نيتروژن است (منابع ثانويه عبارتند از : باران ، مواد آلي و كودهاي حيواني). هوا عمدتاً از نيتروژن (78%) تشكيل شده است و از اين رو به طور بالقوه مقادير بي انتهايي از مواد غذايي ارزشمند گياهي دارد. از اين رو در اكثر موارد ، نيتروژن محدود كننده مواد مغذي گياه است . چون گياهان قادر نيستند كه مستقيماً نيتروژن (N2) را از هوا بگيرند ،از واكنش اصلاح شده آن استفاده مي كنند.

بعضي از گياهان ، بخصوص گياهان خانواده حبوبات و بعضي از خانواده ميموزا ،  قادر به تثبيت نيتروژن هوا با ريشه هايشان هستند تا از آن به عنوان ماده غذايي استفاده نمايند. حبوبات اين عمل را از طريق زندگي كردن به همراه باكتريها (همزيستي ) انجام مي دهند كه اصطلاحاً ريزوبيوم ناميده مي شوند، كه در نودول هاي قابل رويت در حال رشد بر روي ريشه ها قرار دارند. اين باكتريها نيتروژن را از هوا مي گيرند ،آنرا تبديل مي كنند و براي گياه ميزبان آماده مي نمايند.

فرآيند تثبيت انرژي بسيار انرژي مصرف مي كند، خواه اين كار به صورت سنتزي صورت بگيرند (توليد كود شيميايي) يا به صورت بيولوژيكي . باكتريها انرژي لازم را از ريشه هاي گياه مي گيرند (شكر ، فرآورده هاي فتوسنتز) . جلبك هاي سبز – آبي براي مثال آزولا كه در مزارع برنج رشد مي كنند ، در حين فتوسنتز انرژي توليد مي كنند.

گونه هايي از ريزوبيا كه به طور طبيعي يافت مي شوند به صورت همزيستي با گياهان خاص ميزبان يا گروههاي گياهي ميزبان زندگي مي نمايند (اين اختلاف ، اختلاف مهم آنها با ميكروريز مي باشد).

مشاركت بين گياه و ريزوبيا معمولاً بسيار بخصوص است . به همين دليل ، وارد كردن (تلقيح نمودن) باكتريها نخستين بار در حبوبات كه در مزارع كاشته مي شوند ، ضروري است . حبوبات با مواد غذايي بهتر و منابع آب ،وخاک باكيفيت از جمله اسيدي بودن آن و دما و نورمناسب براي گياه ، بهتر مي توانند انرژي باكتريها را تامين نمايند و نيازهاي نيتروژني خود را برآورده نمايند.

درختان تثبيت كننده نيتروژن

در بين گياهان تثبيت كننده نيتروژن دو گروه مهم را مي توان متمايز ساخت : گونه هاي سالانه و گونه هاي چند ساله درختان و درختچه هاي تثبيت كننده نيتروژن. درختچه هاي چندساله در رديف هايي بين محصول اصلي كاشته مي شوند

 مزاياي درختان تثبيت كننده نيتروژن :

برگها و سرشاخه هاي درختان تثبيت كننده نيتروژن از لحاظ نيتروژن و ديگر مواد غذايي گياهي غني هستند و منابع ارزشمند عاري از كود مي باشند. از طريق ريشه هايشان ، آنها مستقيماً مقدار نيتروژن خاك را افزايش مي دهند و مواد آلي خاك را بوجود مي آورند. زماني كه در نتيجه كشت متراکم ، مواد مغذي مزرعه به پايان مي رسد ، براي افزايش مقادير مواد غذايي و تسريع نمودن بازگشت آن به خاک درختچه ها يا درختان تثبيت كننده نيتروژن بايد كاشته شوند.

چوب و الوار : بعضي از الوارهاي زينتي از طريق درختان تثبيت كننده نيتروژن تهيه        مي شوند،از درختان تثبيت كننده نيتروژن در حال رشد ، هيزم و ذغال نيز توليد مي كنند.

علوفه و غذا : برگ هاي مغذي و قابل هضم بعضي از گياهان تثبيت كننده نيتروژن آنها را براي غذاي حيوانات بسيار عالي مي سازند. ريشه هاي عميق آنها در خاک می توانند از رطوبت کم خاک استفاده کرده و حتي در طول فصول خشك نیزمواد غذايي تازه تهيه نمايند. گونه هاي مختلف درختان تثبيت كننده نيتروژن براي انسانها نیزغذا تهيه مي كنند (براي مثال فرنوب ،درخت فرنوب هندي و تمبر هندي).

محافظت و ساپورت همزمان درختان تيبيت كننده نيتروژن كه مي توانند به شكل پرچين ها و حصارهاي زنده براي حفاظت از گياهان در برابر حيوانات وحشي با حيوانات اهلي و افراد کاشته شوند. درختان با كانوپي هاي انبوه وبه شكل بادشكن در اقليم هاي داغ كاشته مي شوند. درختان تثبيت كننده نيتروژن براي ايجاد سايه نیز كاشته مي شوند كه اين امر از مزاياي ديگر گياهان مانند كاكائو و يا قهوه مي باشد. درختان تثبيت كننده نيتروژن   مي توانند ساپورتي را براي گياهان بالارونده مانند سيب زميني هندي ، وانيل و فلفل سياه بوجود آورند.

كاشت كود سبز

- اگر در تناوب زراعي كاشته شود ، زمان كاشت بايد به گونه اي انتخاب شود كه بتوان كود سبز را چيد ویا در خاك قبل از اينكه محصول بعدي كاشته شودمخلوط وتجزیه شود .

- كودهاي سبز براي جوانه زني و رشد نياز به آب دارند.    

- تراكم ايده آل بذر بايد براي هر فعاليت خاص بررسي شود اين امر بستگي به گونه انتخابي دارد.

- در مجموع كود شيمايي اضافي لازم نيست و اگر حبوبات براي نخستين بار در مزرعه كاشته شوند ، تلقيح بذرها با ريزوبياي خاص براي استفاده نمودن از نيتروژن تثبيتي ضروري است.

- در زمان كاشت ، كود سبز در همان زمان همانند محصول اصلي كاشته مي شود . اگر سريع تر از محصول اصلي رشد كند و رقابت زياد باشد ، مي توان بعداً آنرا كاشت زماني كه محصول كاشته مي شود . پس از كاشت ممكن است كه با مرحله وجين كردن همراه باشد.

عمل كود سبز درخاك

- در زمان بندي فاصله زماني بين كندن كود سبز و كاشت محصول بعدي نبايد بيش از 2 تا 3 هفته باشد تا از اتلاف مواد مغذي حاصل از تجزيه كود سبز اجتناب گردد.

- خرد كردن : كودهاي سبز در اكثر موارد به سرعت عمل مي كنند زماني كه گياهان هنوز كوچك و تازه هستند ، اگر گياهان كود سبز ارتفاع بلند دارندويا داراي بخش هاي توده اي و سخت مي باشند ، تكه تكه كردن گياهان به چند تكه براي آسان تجزيه شدن مطلوب تر       مي باشد . در گياهان بزرگ تر ، تجزيه طولاني تر صورت خواهد گرفت . مهمترين زمان براي كندن در گياهان كود سبز ، قبل از گل دادن مي باشد.

- عمق ادغام : كودهاي سبز نبايد به طور عميق در خاك شخم شوندچون آنها فقط در سطح خاك عمل مي كنند (در خاكهاي سنگين فقط در اعماق 5 تا 15 cm ، در خاكهاي سبک 18 تا حداكثر 20 cm عمق). در شرايط آب و هوايي گرم و مرطوب ، مواد بايد بر سطح خاك به شكل لايه مالچي قرار داده شوند.

چگونگي انتخاب گونه هاي سالم و صحيح

انواع مختلف گياهان بخصوص حبوبات وجود دارند كه به عنوان محصولات كود سبز استفاده مي شوند . مهم است كه گونه هاي مناسب انتخاب شوند. مهمتر اين كه آنها بايد با شرايط محل رشد انطباق داشته باشند بخصوص بارش باران و خاك ، و با محصول اصلی درتناوب هماهنگ باشد و احتمال ريسك انتقال بيماريها و آفات را به گياهان ديگر نداشته باشد.

 

مشخصات كود سبز مناسب

يك كود سبز دلخواه داراي چهار خاصيت اصلي باشد . اول آنكه سريع رشد كند ، دوم آنكه شاخ و برگ  فراوان و پرآب داشته باشد . سوم بتواند براحتي در خاكهاي فقير رشدكند و بالاخره چهارم آنكه انساج آن از لحاظ مواد غذايي غني باشد.

هر چه سرعت رشد گياهي بيشتر باشد شانس آن كه اين گياه را بتوان در داخل تناوب زراعي قرار داد بيشتر مي شود. شادابي و پرآبي شاخ و برگ سرعت پوسيدگي اين مواد را در خاك افزايش مي دهد. هر چه سرعت پوسيدگي بيشتر باشد احتمال استفاده بعدي آن با سرعت بيشتري پيش مي آيد. خاكهاي فقير گر چه داراي مقدار زيادي عناصر غذايي هستند ولي غالباً اين عناصر به صورت قابل جذب نمي باشند. كود سبز بايستي قادر باشد از ذخائر چنين خاكي استفاده كرده و انساجي غني از مواد غذائي تهيه كند ، تا با برگرداندن آن به خاك مقدار عناصر قابل جذب خاك افزايش يابد.

در شرايط مساوي از لحاظ خواص ديگر كود سبز ، انتخاب يك كود سبز خانواده بقولات بهتر است تا گياه غير بقولات زيرا در اين صورت مقدار زيادي ازت هوا واردخاك مي شود و پوسيدگي انساج گياهي را تشويق مي كند. در مواقع دادن كود سبز حتي افزودن مقدار خيلي كم ازت به خاك تفاوت چشمگيري در پوسيدگي مواد آلي دارد.

غالباً امكان استفاده از يكي از حبوبات بعنوان كود سبز خيلي ضعيف است زير اين گياهان   مي توانند براي تغذيه دام بكار روند و بطور كلي قيمت آنها بعنوان علوفه آنقدر زياد است كه از نظر اقتصادي صلاح نيست كه هر كشتي از اين گياهان را زير خاك كنند. چون براي تهيه كود سبز بايستي مقدار زيادي بذر كاشته شود تا شاخ و برگ فراوان بدست آيد. بنابراين نميتوان هميشه از بقولاتي كه بذر آنها خيلي گران است استفاده كرد.

كود سبز معمولي

گياهان متعددي را براي كود سبز بكار مي برند كه مهمترين آنها در جدول آمده است . ارزش اين گياهان بعنوان كود سبز تنها مربوط به خود گياه نيست بلكه شرايط آب و هوايي نيز در اين مورد مي تواند نقش مهمي داشته باشد. بعضي از اين گياهان در نواحي مرطوب اثر جالبي دارند ولي قادر نيستنددر مناطق خشك فعاليت داشته باشند.

ضمناً بايستي كه در نظر داشت كه مي توان دو گياه را كه يكي از خانواده بقولات باشد كاشت و از هر دو و يا يكي از آنها بعنوان كود سبز استفاده كرد بدين طريق هم مقدار زيادي مواد آلي به خاك اضافه مي شود و هم تثبيت ازت بوسيله گياه خانواده بقولات خاك را از نظر اين عنصر تقويت مي كند. كشت توام فايده ديگري دارد اين است كه يكي از گياهان ممكن است  قيم گياه ديگر شود بخصوص اگر غلات و بقولات رونده با هم كاشته شده باشند.

يولاف وچاودار اگر همراه با يكي از بقولات كشت شوند مي توانند كود سبز بسيار جالبي باشند معمولاً يولاف را با نخود وچاودار را با خلر مخلوط مي كارند . اين گياهان بسيار سريع الرشد بوده و شاخ و برگ فراوان و آبداري توليد مي كنند چون عمر آنها كوتاه است.

بقولات

بقولات

غير بقولات

علوفه

غيرعلوفه

علوفه

غير علوفه

يونجه

شبدر بنفش

شبدر سفيد

خلر

شبدر كريمسون

نخود

ماش

سنگنك

باقلا

سوژا

جو

ارزن

شلغم

سودان گراس

 

گندم

چاودار

يولاف

خردل

  

 مي توان آنها را در بيشتر تناوبهاي زراعي گنجاند. از لحاظ قدرت رويش بايستي گفته شود كه اين گياهان بسيار جان سخت هستند و در شر ايط آب و هوائي نامناسب و خاك ضعيف قادر به رويش هستند.

در بعضي نقاط ايران رسم است كه در سالهاي فرواني آب در داخل زراعت غلات بذر يونجه بپاشند. پس از برداشت محصول غله يونجه رشد كرده و محصول خوبي هم خواهد داد و اين زمين را مي توان براي چراي دام استفاده كرد چون هم داراي كاه است وهم يونجه و همچنين وقتي يونجه رشد كافي كرد مي توان آن را برگردانيد. توصيه مي شود در مورد برنج نيز شبدر بخصوص شبدر كريمسون را به همين طريق به كار برد 

فوائد كود سبز

فوائد بسياري براي دادن كود سبز قائل شده اند ولي مهمترين آنها افزايش مواد آلي خاك ، اضافه كردن ازت ، ترقي فعاليتهاي حياتي خاك و بالاخره حفاظت و قابل جذب نگهداشتن عناصر غذايي خاك مي باشند.

يك هكتار كود سبز معمولاً بين 25 تا 50 تن شاخ و برگ و انساج گياهي تازه وارد خاك    مي كند كه اين خود معادل 10 تا 20 تن كود حيواني است و مي تواند تقريباً يك تا دو تن هوموس به خاك اضافه كند. وقتي كمبود كود دامي وجود داشته باشد تنها راه جبران تلفات مواد آلي خاك دادن كود سبز مي باشد.

در غالب موارد براي دادن كود سبز از خانواده بقولات استفاده مي شود يك هكتار زراعت خوب يونجه حتي مي تواندتا 200 كيلو ازت هوا را به وسيله ريشه هاي خود به خاك تثبيت كند. شبدر معمولاً 100 تا 150 كيلو ازت در هكتار تثبيت مي كند. خلر وسوژا ممكن است نصف اين مقدار ازت را تثبيت كنند. شبدر خشك 2 تا 5/2 درصد ازت در شاخ و برگ خود دارد و وقتي يك هكتار اين گياه به خاك واردشود تقريباً 80 تا 100 كيلو ازت به خاك افزوده شده است.

افزايش كود سبز باعث تشديد فعاليت ميكروب هاي مفيد خاك مي شود و فعاليت اين ميكروبها باعث تصعيد گاز كربنيك ، آمونياك ، نيترات و تركيبات غذايي ديگر مي شود. ميكروبهايي چون ازتو باكتر كه ازت خاك را زياد مي كنند حساسيت فوق العاده اي به مقدار مواد كربنه خاك دارند. هر چه مقدار اين مواد بيشتر باشد فعاليت آنها نيز بيشتر خواهد بود.

كود سبز چون قدرت رويشي فوق العاده اي دارد داراي ريشه هاي قوي بوده و مي تواند مقدار زيادي از عناصر محلولي كه در شرايط عادي در نتيجه شستشو تلف مي شوند جذب كند. همچنين اين گياهان مي توانند از فسفاتهاي غير محلول ، عناصر كم مصرف بخصوص روي و پتاسيم تثبيت شده تا حد زيادي استفاده كنند. برگرداندن اين گياهان به خاك باعث قابليت جذب بيشتر اين عناصر براي گياه مي شود.

موارد كاربرد كود سبز

كود سبز را مي توان براي تمام خاكها توصيه كرد و اثر مفيد كلي باعث بهبود شرايط فيزيكي و بيولوژيكي خاك مي شود. ولي بايد در نظر داشت كه در تمام شرايط نمي توان كود سبز را به كار برد. در نواحي خشك كاشت كود سبز بسيار گران تمام مي شود زيرا اين گونه گياهان احتياج فراواني به آب دارند. در صورتي كه آب لازم در اختيار اين گياهان گذاشته نشود يا رشد كافي حاصل نمي شود و يا آنكه از ذخاير آب زميني استفاده خواهد شد كه گياه بعدي در تناوب زراعي بايستي متحمل اين زيان شود.

بدين دليل دقيقاً نمي توان گفت كه آيا دادن كود سبز در نواحي خشك اثر مطلوبي دارد يا خير. در نواحي مرطوب به هر حال اين گونه محدوديت مشاهده نمي شود و بنابراين در آنجا بايستي هزينه هاي ديگر را در نظر گرفت وضمناً بايستي توجه داشت كه در اين روش كودپاشي زمين براي مدتي معادل يك دوره رويش هر گياه زراعي ديگر اشغال شده است.

در مواردي كه كاربرد كود سبز منطقي باشد بايستي حتماً آنرا در تناوب زراعي گنجانيد تا بتوان مقدار مواد آلي خاك را حداقل ثابت نگهداشت. نتايج آزمايش هايي كه در نواحي مرطوب شبيه آب و هواي شمال ايران انجام شده است نشان مي دهد كه در مدت 8 سال كشت و كار مداوم ذرت علوفه اي در يك زمين،تقريباً 16 تن مواد آلي آنرا كاهش داده است. يولاف 9 تن ،گندم 5/4 تن و سودان گراس 5/1 تن از مواد آلي خاك را از بين برده است. بنابراين بايستي بادادن كود دامي يا كود سبز اين كمبود را جبران كرد .

براي مثال قرار دادن يونجه در تناوب زراعي بطوري كه دو بار برگردانده شود جبران كمبود مواد آلي از دست رفته در نتيجه كشت گندم را مي كند. توصيه مي شود شبدر و پنبه با هم در يك تناوب زراعي گنجانده شوند تا شبدر زيان پنبه را جبران كند 

موارد استفاده كود سبز

در قطعات كوچك مي توان شاخ و برگ كود سبز را از جاي ديگر آورد و به خاك داد. در خزانه برنج در مازندران اين روش معمول است . باقلا را در زمين ديگري مي كارند سپس وقتي گياه به حداكثر رشد و پر آبي رسيد آنها را كنده و در خزانه مي ريزند و با لگد كردن زير خاك مي كنند تا بپوسد. در كشاورزي معمول حتماً بايد كود سبز را روي همان زمين بكارند وقتي گياه درحدود نيمه رشد خود است آنرا به خاك برگردانند. در نيمه هاي رشد شاخ و برگ حداكثر شادابي را داشتند و مقدار آنها نيز زياد است. ولي در عين حال مواد ليگنيني كه در مقابل پوسيدگي مقاومت مي كنند خيلي كم هستند . به علاوه نسبت C  /N با سن گياه زياد مي شود بطوري كه در يونجه اين رقم از 1/10 تا 1/20 تغيير مي كند و در اين مرحله از رشد، نسبت C/N در حدود 13 است.

برگرداندن كود سبز موقعي بايستي انجام شود كه مقدار كافي آب در دسترس باشد تا پوسيدگي آن درخاك به سرعت انجام شود. در شرايط كم آبي پوسيدگي مواد آلي خيلي كند انجام مي شود و يا اصولاً انجام نمي شود. از نظر فصل نيز مي توان كود سبز را هم در بهار و هم در پائيز به زمين داد ولي عامل اصلي در تعيين این زمان فراهم بودن آب لازم مي باشد در نواحي كه طول مدت فصل تابستان كوتاه است مانند قسمت هائي از آذربايجان و همدان برگرداندن كود سبز در پاييز فرصت كافي براي رسيدن به آن را مي دهد. در حالي كه در نواحي كه تابستان و بهار طولاني دارند بهتر است آنها را در بهار زير خاك كرد.

-    كود سبز براي رشد سريع خود نيازمند به كود شيميايي يا دامي است. كودهاي سبز غير علوفه اي مانند شلغم و سودان گراس هم از جهت ازت و هم فسفر و پتاس جز گياهان پرنياز محسوب مي شوند و بنابراين لازم است 100 تا 150 كيلو ازت ، 75 تا 100 كيلو اسيد فسفريك و 50 تا 75 كيلو پتاس در هر هكتار به اين كشتها داده شود.در صورتي كه كود سبز را به منظور علوفه كاشته اند مي توان با صرف نظر كردن از برداشت آخرين مرحله آنرا بعنوان كود سبز به خاك برگردانيد.

   كشاورزي ارگانيك (كشتازي)        Organic agriculture  

گر چه كشاورزي ارگانيك (كشتازي )سابقه‌ي بسيار طولاني در تاريخ كشاورزي دارد ولي ابعاد علمي آن تا چند دهه‌ اخير مورد توجه چنداني واقع نشده است. كشاورزي ارگانيك ريشه در فرهنگهاي بومي ملل مختلف دارد و از ابعاد مختلف قابل توجه است . گرچه از نظر تكنولوژي (فناوري) مجموعه اي از عمليات متوازن و همنوا با طبيعت را در بردارد ولي ابعاد اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي آن نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است.

در دهه‌ي 1980 كشاورزي ارگانيك (كشتازي) در سطح جهان ‌ حيات تازه اي پيدا نمود. امروزه مسائلي چون بالا بردن سطح توليدات غذايي در كشورهاي صنعتي و پايين بودن آن دركشورهاي در حال توسعه و مشكلات متعدد زيست محيطي ناشي از كشاورزي اذهان را به خود مشغول كرد و باعث شده است تا در پيشرفتها و يافته هاي قبل از سال 1945 تجديد نظر كلي صورت گيرد. نتيجه اين تلاشها را مي توان در محدوده‌ي سياستهاي وضع شده در خصوص توجه بيشتر به محيط زيست ، همچنين گسترش جنبش ارگانيك و توسعه بازارهاي عرضه محصولات ارگانيك مشاهده نمود.

كشاورزي ارگانيك ، راه حل بالقوه اي جهت رفع معضلاتي است كه سياستگزاران مختلف در ارتباط با كشاورزي با آن روبرو هستند. تحقيقات در زمينه كشاورزي ارگانيك از 10 سال پيش در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي بويژه در اروپا وامريكاي شمالي به شكل غير قابل تصوري آغاز شده است. در حال حاضر نيز در تعدادي از دانشكده ها ، دروسي تحت عنوان كشاورزي ارگانيك تدريس مي شود.

در ارائه تعريفي از كشاورزي ارگانيك مسائل چندي وجود دارد از جمله آن  كه در اين باره برخي تصورات وجود دارد كه گاه از روي تعصب ، ذهن را از اصل واقعيت ، دور مي سازد ، بعلاوه ، اين شيوه كشاورزي در بخشهاي مختلف جهان ، به اسامي گوناگون خوانده شده و از طرف ديگر ، بنا به اعتقاد بسياري از دست اندر كاران، كشاورزي ارگانيك موفق يك مضمون ذهني است كه نيازمند بكارگيري شيوه هاي عملي خاص مي باشد.

وجود اين گونه مسائل مانع ارائه يك تعريف كوتاه ، دقيق و واضح از كشاورزي ارگانيك مي شود. بنابراين ، براي بيان اين كه در چه سيستمي از كشاورزي ، ارگانيك اطلاق مي شود ، راحت تر آن است كه گفته شود به چه سيستمي از كشاورزي اين واژه تعلق نمي گيرد و تعاريف و توضيحات در اين باره نيز غالباً در پيرامون منهيات بيان شده اند .آنچه كه زارعين ارگانيك انجام نمي دهند ، يا آن كه ازمصرف آن خودداري مي كنند ، در اين عبارت خلاصه شده است :‹‹كشاورزي ارگانيك يعني كشاورزي بدون كاربرد مواد شيميايي كه اين تعريف در عين سادگي و اختصار ، متاسفانه واقعي نمي باشد، و برخي نكات مهم و اساسي را ناديده گرفته است          .

››يكي از تصورات اشتباه در مورد كشاورزي ارگانيك ،آن است كه اين شيوه كشاورزي بي نياز از كاربرد مواد شيميايي مي باشد . ساختمان تمام موجودات زنده و غير زنده ، از تركيبات شيميايي تشكيل شده است. آن دسته از مواد شيميايي كه بصورت طبيعي به دست آمده اند ، در كشاورزي ارگانيك و در حاصلخيز نمودن خاك با حفاظت گياهان و پرورش دام ، استفاده مي شوند. البته كشاورزي ارگانيك سيستمي است كه باكاربرد مستقيم يا مصرف هميشگي آن دسته از مواد شيميايي كه به راحتي به فرم قابل حل در مي آيند (كود) همچنين كاربرد هر گونه ماده ضد حيات حتي اگر منشاء طبيعي داشته باشد مخالف نیست. ودر جايي كه استفاده از اين تركيبات الزامي باشدبايد آنهايي به كار برده شوند كه كمترين تاثير سوء را در سطوح كوچك و بزرگ سيستم به جاي مي گذارند.

نبايد تصور كرد كه كشاورزي ارگانيك صرفاً بر جايگزيني نهاده هاي آلي با نهاده هاي به اصطلاح آگروشيميايي بحث مي كند مثال بارز آن جايگزيني كودهاي شيميايي با كودهاي آلي مي باشد ، كه ممكن است از نظر تاثير بر كيفيت محصول ، حساسيت نسبت به بيماري ها و آلودگي محيط زيست مشابه (و شايد زيانبار ) باشند. گرچه عقايد سنت گرايان مورد احترام همگان مي باشد ، اما واقعيت اين است كه هيچ چيز اعجاز آميزي در رابطه با كودهاي آلي وجود ندارد. كاربرد غلط مواد آلي چه به صورت مصرف بيش از حدو چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب ، و يا تركيبي از هر دوي اين موارد ، به نحو قابل ملاحظه اي سبب اختلال در عمل چرخه هاي زيستي يا طبيعي مي گردد.

مفهوم اشتباه ديگر از كشاورزي ارگانيك آن است كه تصور مي شود منظور از كشاورزي ارگانيك يعيني بازگشت به آن شيوه از كشاورزي كه در سالهاي قبل از 1939 رواج داشته است. بالعكس ، زارعين كشاورزي ارگانيك ، نمي توانند خود را از دست آوردهاي علمي 50 سال اخير بي نياز بدانند. تناوب ، كشت مخلوط ، روش هاي مكانيكي كنترل علفهاي هرز، درك بهتر از هم زيستي ميكوريزا ، ريزوبيومها و  رايزوسفر ، تجديد ماده آلي و ديگر بخشهاي زنده خاك ، تلفيق زراعت و دامپروري ، از موضوعات مورد بحث در كشاورزي ارگانيك مي باشند. در حقيقت ، كشاورزي مدرن خود را خيلي بيش از حد به نهاده هاي آگروشيميايي مقيد ساخته است و كمتر درصدد بهره گيري از يافته هاي علوم زيستي مي باشد.

اداره كشاورزي ايالات متحده امريكا ، تعريفي روان از كشاورزي ارگانيك ارائه كرده است . گرچه اين تعريف برخي جنبه هاي مهم را در برنمي گيرد، با اين حال درباره عمليات اصلي كه در كشاورزي ارگانيك صورت مي گيرد ، توضيحي مي دهد :

«كشاورزي ارگانيك ، يك سيستم توليد است كه در مصرف كودهاي مصنوعي ، آفت كشها و تنظيم كننده هاي رشد و افزودنيهاي خوراك دام اجتناب مي ورزد. سيستمهاي كشاورزي ارگانيك فقط جهت حاصلخيزي و تقويت عناصر غذايي خاک ، همچنين كنترل حشرات ، علفهاي هرز و آفات به روشهايي از قبيل تناوب زراعي ، استفاده ار بقاياي گياهي و كودهاي آلي ،استفاده از بقولات ،تناوب ، كود سبز ، پس مانده هاي آلي خارج از مزرعه و كنترل بيولوژيكي ، متكي مي باشند»

در چند ساله اخير ، عوامل متعددي باعث شده است تا تجديد نظر اساسي در خط مشي كشاورزي ضرورت يابد. هدف قديمي در ارتباط با توليد هر چه بيشتر ، سبب شده تا توجه گسترده نسبت به مسايل زيست محيطي ، همچنين اعمل مديريت (دقيق تر در امر منابع محدودطبيعي ) ضرورت اساسي پيدا نمايد.

تحولات عظيم در عمليات كشارزي ، منجر به از بين رفتن زييستگاههاي طبيعي و گونه هاي زيادي از موجودات شده است، آلودگي منابع آلي كشاورزي اكثر كشورها در حال گسترش مي باشد، همچنين درصد زيادي از زمينهاي مزروعي در معرض خطر فرسايش قرا ردارند.

بنابراين تعجب آور نخواهد بود ، اگر روز به روز  بر خيل افرادي كه نسبت به سمت ادامه كشاورزي به شكل كنوني ترديد مي يابند ، افزوده شود. برخي ايرادهاي اساسي كه نسبت به وضعيت فعلي كشاورزي وارد است ، عبارتند از :

- تخريب ساختمان خاك و فرسايش آن

- آلودگي محيط زيست

- خطر  مسموميت مواد غذايي

- كاهش كيفيت مواد غذايي

- سيستم فعلي يك سيستم پر مصرف از نظر انرژي است.

- اين سيستم از نظر اقتصادي پرخرج مي باشد

در اين جا هدف ، طرح يك بحث صرفاً اقتصادي يا تبليغات درباره جنبش ارگانيك ، نمي باشد. در اين خصوص مي توان به نشريات علمي وكشاورزي رجوع نمود.

از نقطه مقابل ، كشاورزي ارگانيك در زمينه برخي ايرادات مطرح شده در ارتباط با  كشاورزي مدرن ، نقش مثبتي ايفا مي نمايد، كشاورزي ارگانيك ، مطلقاً متكي بر حفظ تعادل اكولوژيكي و تقويت فرايند هاي بيولوژيكي تا حد مطلوب آنها مي باشد. در يك سيستم ارگانيك ، حفظ ساختمان خاك ، كرمهاي خاكي ، ميكروارگانيسم ها و حشرات بزرگتر ، ضروري مي باشد. لذا زارعين ، ارگانيك فقط خاك و محيط را ، يك اصل مي دانند.

امروزه مساله اثر سميت بقاياي سموم و آفت كشها در مواد غذايي و آلودگي آبهاي زير زميني به نيترات ، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. حال آن كه هر روز شواهد بيشتري در خصوص جنبه هاي مختلف مثبت كيفيت محصولات ارگانيك به دست مي ايد. بعنوان مثال ، محصولات غذايي توليد شده به شيوه ارگانيك ، داراي ماده خشك و محتوي ويتامين بيشتر ، و از كيفيت انباري مطلوب برخوردار مي باشند. در كشاورزي ارگانيك به دليل برخورداري از مصرف نهاده هاي شيميايي كه با صرف انرژي گزاف از منابع محدود طبيعي به دست      آمده اند . همچنين به دليل مصرف اندك يا عدم مصرف نهاده هاي خارجي ، اين سيستم كشاورزي ، فشار جنداني را بر منابع محدود زميني وارد نمي سازد. همچنين ، در اين سيستم كشاورزي احتياجي به صرف هزينه هاي پنهان ، از قبيل هزينه مقابله با مشكلات فزوني بيش از حد نيتراتها در آب ، نمي باشد . زارعين ارگانيك ، از انجام برخي اقدامات افراطي  كه در سيستمهاي     دامپروري فشرده صورت مي جگيرد ، نظير كاربرد مواد تحريك كننده رشد ، اجتناب مي ورزند.

بايستي تصديق نمود كه در حال حاضر ، كشاورزي ارگانيك ، همچون كشاورزي رايج با مشكلات اقتصادي مواجه است. اما برخلاف كشاورزي رايج ، كشاورزي ارگانيك ، از نظر تحقيق و توسعه ، مورد بي توجهي قرار گرفته است ، و كشاورزان ارگانيك نيز از حمايت سرويس هاي مشاوره اي ، بي بهره بوده اند. با اين وجود ، توليد برخي كشاورزان ارگانيك ، از ميانگين توليد كشاورزان رايج بالاتر است. چنانچه بخشي از تلاشهاي تحقيقاتي كه در زمينه مواد آگروشيميايي صورت گرفته اند ، صرف توسعه تكنيكهاي كشاورزي ارگانيك شوند ، قطعاً مي توان انتظار داشت كه سيستمهاي ارگانيك بازدهي خيلي بيشتري داشته باشند.

خاك در كشاورزي ارگانيك

بدون شك ، حاصلخيزي خاك ، عامل اصلي بقا ودوام هستي بر روي كرده زمين است .در طي 50 سال اخير ، عملكرد محصولات زراعي ، افزايش يافته است . ولي بايدتوجه داشت كه اين افزايش عملكرد بدون صرف هزينه ، ممكن نبوده است. كاهش تدريجي مواد آلي بخصوص در سيستمهاي كشارزي فشرده و همچنين تخريب ساختار خاك آن را مستعد متراكم شدن و فرسايش نموده است.

بدليل عدم دسترسي كافي به مواد غذايي و انرژي لازم كه توسط مواد آلي خاك و بقاياي گياهي و حيوان تامين مي شود ، فعاليت موجودات زنده خاك ، كاهش يافته است.با كاهش فعاليت ميكرو ارگانيسم هاي خاك كه نقش عمده اي در پديده هواديدگي شيميايي خاك دارند، توانايي آن را در تامين مواد غذايي مورد نياز براي رشد گياهان ، كاهش خواهد يافت.

فقط حاصلخيزي خاك ، تنها با جايگزين كردن عناصر غذايي مصنوعي ، امكان پذير است ودر حقيقت فقط براي سطح توليد در حد مطلوب بايد مقادير زيادي كود و بطور كلي انرژي از خارج وارد سيستم كرد. همان طور كه اشاره شد ، با افزايش توليد ، حاصلخيزي خاكهارو به كاهش نهاده است كه بايستي عواقب ناشي از اين مساله و مهمتر از همه فرسايش  خاك ، بطور جدي مورد بررسي قرار گيرند.

جلوگيري از فرسايش خاك و بيابان زايي وهمچنين شور و قليايي شدن و فقط حاصلخيزي خاك ، تنها با تامين مواد غذايي مورد نياز گياه از خارج مزرعه وصرف هزينه زيادامكان پذير است . ولي بايد توجه داشت كه تامين غذاي جمعيت در حال رشد جهان در آينده با استفاده از انرژيهاي مصنوعي بآساني ميسر نيست. و از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه نخواهد بود. بنابراين به كارگيري روشهاي جديد . متفاوت با روشهاي قبلي كه ضامن پايداري خاك در دراز مدت باشد ، ضروري مي باشد و براي نيل به اين هدف بايد درك بهتر و دقيق تري از بيولوژي ومكانيك خاك داشت.

كيفيت محصولات زراعي و سلامت دام و انسان ، در گرو وجود خاك سالم و بدون آلودگي مي باشد ، چنين خاكي كه از طريق فعاليتهاي بيولوژيكي خود بدون اتكا به انرژيهاي ورودي ، مي تواند براي مدت طولاني باروري خود را حفظ كرده و محصولاتي با كيفيت بالا توليد كند. لذا اولين اقدام در حفظ سلامت خاك اين است كه به آن به عنوان يك جزء زنده نگاه كرد. خاك علاوه بر تهيه بستري مناسب براي رشد گياه و توسعه ريشه ، و همچنين تامين مواد غذايي مورد نياز گياه ، مجموعه متنوعي از موجودات زنده (فون و فلور) را نيز دربردارد. اجزاي اصلي خاك عبارتند از موجودات زنده ، مواد معدني ، مواد آلي ، آب و هوا، بايد توجه داشت كه اهميت اثر متقابل بين اجزاي زنده و غير زنده ، كمتر از وجود هر يك از آنها نيست.

استفاده از كودها و آفت كشهاي مختلف و تكنيكهاي غلط  زراعي همواره با كاهش فعاليت ميكروبي خاك همراه بوده است. علاوه بر اثرات سمي مستقيم آفت كشها و كودهاي  شيميايي بر فون خاك ، سوزاندن بقاياي گياهي نيز باعث از بين رفتن تدريجي موجودات زنده خاك و محروم شدن اكو سيستم خاك از يك منبع مهم انرژي مي گردد.

نتيجه اي كه از بررسي خاك بعنوان يك موجود زنده حاصل مي شود اين است كه كود دهي نبايد تنها به منظور رفع نيازهاي گياه انجام شود، بلكه تغذيه موجودات زنده خاك نيز بايد مدنظر قرار گيرند. به عبارتي بايد خاك را تغذيه كرد و اجازه داد تا خاك گياه را تغذيه نمايد. در اين صورت است كه روابط متعادلي بين خاك و گياه به وجود مي آيد كه ضامن سالامت و بقاي هر دو مي باشد.

هدف از مديريت خاك در سيستم هاي ارگانيك فقط سلامت و فعاليت بيولوژيكي آن و همچنين فراهم آوردن محيطي مناسب براي ر شد گياه است . بدين منظور بايد از اثرات متقابل محصول زراعي و خاك و نيز تاثير نحوه مديريت بر خاك اطلاع كافي داشت.

در خاكهايي كه داراي ساختار مناسب و يا خلل و فرج كافي هستند ، برخلاف خاكهاي متراكم زهكشي ، تهويه و رشد ريشه ها به راحتي انجام مي شود. رشد ريشه گياهان به طرف منابع جديد عناصر غذايي به دليل حركت كند اين عناصرضروري است . عدم استفاده از كودهاي معدني در كشاورزي ارگانيك باعث محدويت رشد ريشه ها و در نتيجه كاهش چشمگير عملكرد مي شو د.

در مزارع ارگانيك ، كاه وكلش موجود معمولاً جهت تغذيه دام از مزرعه خارج مي شود. ولي در سيستم هاي ارگانيك برگرداندن مواد آلي به خاك اين اجازه را به كشاورز نمي دهد . حتي اگر از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد. نتايج آزمايشهاي مختلف در سيستم هاي رايج ، حاكي از اين است كه سهم مواد آلي بازگشتن به خاك  در درازمدت بسيار كم بوده است يا وجود اين بازگرداندن ريز مواد به خاكهايي كه از لحاظ ساختاري و ميزان مواد آلي فقير هستند ، تا  اندازه اي مي تواند مفيد باشد.

تغذيه گياهي در كشاورزي ارگانيك

مديريت عناصر غذايي مورد نياز گياه وام با نحوي كه اين عناصر تا حد امكان در يك سيستم بسته جريان داشته باشندبخشي از اهداف مورد نظر  را در رابطه با ايجاد يك سيستم كشاورزي پايدار مي باشد. بدين منظور لازم است تا نه تنها مصرف اين عناصر از منابع خارجي را كاهش داد ، بلكه جلو تلفات آنها را نيز گرفت. بسته بودن  چرخه عناصر غذايي نه فقط به سطح مزرعه، بلكه  درسطح منطقه و در طولاني مدت  ضروري نمي باشد.

عناصر غذايي ، مرتباً صرف توليد شده و از مزرعه خارج مي گردند. تلفات غير ضروري عناصر غذايي را بايستي از طريق  بهره گيري از فرايند چرخه هاي طبيعي و تثبيت بيولوژيكي نيتروژن به حداقل  رساند. به منظور فقط  سلامت و تداوم عمل ميكرو ارگانيسم هاي خاك كه عامل گردش عناصر غذايي مي باشند ، لازم است مواد آلي و عناصر غذايي كه در نتيجه برداشت محصول از مزرعه خارج شده اند مجدداً جايگزين شوند.

بنابراين ، مديريت صحيح در يك سيستم ارگانيك ، مستلزم درك كامل تمامي جنبه هاي مختلف چرخه‌ي عناصر غذايي مي باشد و اين مسير ها شامل شناخت محصولاتي كه عمده‌ي عناصر غذايي خاك را تخليه مي كنند و آگاهي نسبت به چگونگي كاهش تلفات عناصر غذايي و افزايش برگشت اين عناصر به خاك ، چگونگي بهره گيري بيشتر از قابليتهاي چرخه اي موجود در خاك و درك بهتر آثار درازمدت خاك ورزي و تناوب زراعي مي باشد و همچنين  لازم است كه در نحوه نگرش نسبت به كاربرد كودهاي شيميايي و آلي ، تغيير اساسي رخ دهد.

در واقع كشاورزي ارگانيك به مفهوم جايگزين كردن كودهاي شيميايي با كودهاي آلي نمي باشد، بلكه كشاورزي ارگانيك ، در حقيقت  تغذيه كردن اكوسيستم خاك و بهره گيري كامل از منابع طبيعي موجود در مزرعه مي باشد.

فراهمي عاصر غذايي براي گياهان ، بستگي به سرعت گردش اين عناصر در سيستم و ميزان ورود آنها از خارج دارد . خاك غالباً از نظر مواد غذايي ، فقير مي باشد ، از اين رو بايد مساله كمبود عناصر غذايي در خاك را پيش از مصرف هر نوع كوودي اعم از آلي و معدني ، از طريق ارزيابي و بهبود شرايط فيزيكي و بيولوژيكي خاك ، تنظيم تناوب و عملات صحيح زراعي برطرف نمود.

خاك بايد عناصر غذايي مورد نياز گياهان را در يك شكل ساده و به مقداري كافي كه قادر به مصرف باشند در اختيار آنها قرار دهد. يونهاي مثبت (كاتيونها) توسط بارهاي منفي سطح كنوئيدهاي خاك در خاك نگهداري مي شوند. قابليت خاك در نگهداري كاتيونها ، با شاخص ظرفيت تبادل كاتيوني سنجيده مي شود به ذرات رس و هوموس (مواد الي تجزيه شده) دو فاكتور مهم در ظرفيت تبادل كاتيوني خاك مي باشند. كاني هاي رسي ، از ساختمان سيليكاتي داراي بار منفي تشكيل شده اند. عامل بار منفي در مواد الي خاك گروههاي كربوكسيل هستند. مواد آلي در مقايسه با كاني هاي رسي ، داراي بار منفي بيشتري (تقريباً دو برابر )مي باشند. بنابراين ، حتي وجود مقادير كمي از اين مواد در خاك مي تواند سهمي قابل توجهي در ظرفيت تبادل كاتيوني داشته باشد.

بقاياي آلي گياهان توسط ميكرو ارگانيسم هاي خاك تجزيه شده و از طريق انرژي آزاد گستر و عناصر غذايي به شكل يونهاي غير آلي در مي آيند، كه بعدها مي توانند توسط گياهان جذب شوند. بخش زنده‌ خاك ، از خون( كه مثل حشراتي مانند موريانه ها ، سوسك ها، مگس ها ، مورچه ها ، زنبورها ، كنه ها و بي مهرگان متعددي شامل كرمهاي پهن و نماتد ها ، حلزونها ، كرم هاي خاكي و هزار پايان مي باشند) تا ميكرو ارگانيسم هاي خاك چه از جهت آزاد نمودن انرژي و عناصر غذايي موجود در مواد آلي و چه از جهت انجام بسياري از فرايندهاي شيمايي هواديدگي كه در خاك صورت مي گيرد ، مهم مي باشند.

فقط PH خاك در حد مناسب جهت فعاليت خون خاك ، شامل كرم هاي خاكي و نيز جهت فراهمي عناصر غذايي به خاك ، حائز اهميت است . واكنش اسيدي خاك ،  به مفهوم حضور يونهاي مثبت بي شمار هيدورژن (H+) است كه جايگزين كاتيونهاي ديگر در سطح كلوئيدهاي خاك مي شوند در شرايط اسيدي (PH پايين) فعاليت بيولوژيكي خاك كاهش يافته ، سرعت تجزيه مواد آي و آزاد سازي عناصر غذايي كند است.

معمولاً حركت عناصر غذايي ، خصوصاً فسفات ، در پروفيل خاك ، بسيار كند صورت مي گيرد. اين امر ، بدان معني است كه ريشه گياهان ، اغلب مجبورند به طرف نقاطي كه اين عناصر در آن جا وجود دارند ، حركت كنند. ريشه گياهان ز حيث رديابي اين محلها  بسيار كارآمد باشند. اما اين امر در صورتي ميسر است كه رشد ر يشه ها به واسطه حضور اين عناصر ، خصوصاً نيتروژن و فسفر ، تحريك شود ، تا به سوي اين محلها انشعاب يابند. در مورد عناصري كه در خاك حركت جزئي دارند ، پخش كود در سطح خاك ، منجر به باقي ماندن اين عناصر در نزديكي سطح خاك و به دنبال آن ، توسعه سطحي  ريشه ها مي شود.

از اين رو گياه نسبت به تنش خشكي ، آسيب پذير خواهد شد . در يك سيستم ارگانيك ، اجباراً بايد عناصر غذايي از بخشهاي پايين تر پروفيل خاك جذب شوند ، و اين امر ، وجود يك سيستم ريشه اي  بسيار گسترده و عمقي را ضروري مي سازد. برخي گياهان ، از جمله يونجه ، از اين نظر  بسيار مطلوب است ، و به جذب عناصر غذايي از عمق خاك ، كمك   مي كند.

ويژگي  مهم ديگر ريشه گياهان ، برخورداري از اكوسيستم مجزايي  بنام ريزوسفر  است كه در اطراف ريشه به وجود مي آيد. ريزوسفر ، شامل بافتهاي زنده و خارجي ريشه گياهان و همچنين ذرات معدني خاك است كه در تماس با ريشه مي باشند. ريشه گياهان ، ماده اي بنام موسيژل را كه حاوي عناصر غذايي و انرژي براي ميكرو ارگانيسمهاي خاك مي باشد ، ترشح مي كنند. به علاوه ، سلولهايي كه از سطح خارجي ريشه گياهان جدا مي شوند ، به اندوخته ماده الي منطقه ريشه ، مي افزايد. ميكروارگانيسمها به نوبه خود ، عناصر معدني را كه ممكن است  در رشد گياه مؤثر باشند ، و همچنين اسيدهاي آلي را كه جهت تجزيه كانيهاي خاك و فراهم نمودن عناصر غذايي براي گياه ، از جمله  فسفات لازم مي باشد، آزاد مي كنند. برخي ميكرو ارگانيسمها ، از جمله باكتريها ريزوبيوم كه از  طريق هم زيستي با بقولات قادر به  تثبيت نيتروژن هوا مي باشند ، بخوبي مطالعه و بررسي شده اند. تحقيق روي ميكروارگانيسم هاي ديگر ، يا خيلي مشكلتر است ، و يا به اندازه كافي حائز اهميت تشخيص داده نشده اند.

در يك سيستم ارگانيك ، براحتي مي توان از طريق سيستم كشت مخلوط كه در آن بخش عمده نيتروژن مورد نياز از طريق بهره گيري از بقولات تامين مي شود ، و نيز جهت بازيافت ساير عناصر متكي بر دامها مي باشد ، به حداكثر چرخش عناصر غذايي درون يك سيستم بسته ، همچنين حداقل نياز به كاربد نهاده هاي خارجي ، دست يافت. اولين  قدم براي تقويت حاصلخيزي خاك ، در اكثر تناوبهاي ارگانيك كشت محلوط شبدر و علفهاي چمني مي باشد كه مخلوطي از دو گياه با دو نوع سيستم ريشه اي مختلف  عمقي و سطحي مي باشد.

در حال حاضر ، عناصر اصلي موردنياز گياهان ، بخوبي شناخته شده اند. در اين جا ، عمدتاً عناصر اصلي ازت ، پتاسيم و فسفر مورد توجه قرار گرفته اند. هر چند ساير عناصر از جمله منيزيم ، كلسيم ، گوگرد ، آهن و طيف وسيعي از عنناصر ميكرو نيز حائز اهميت     مي باشند.

نيتروژن ، بخشي از تركيب اسيدهاي آمينه را كه واحدهاي ساختماني پروتئينها مي باشند، تشكيل مي دهد. درصد نيتروژن در اكثر پروتئينها بين 14 تا 18 متغير است . فقدان نيتروژن ، يكي از معمولترين تنشهاي تغذيه اي است. تقريباً 78 درصد هواي اطراف ما را نيتروژن تشكيل مي دهد. با اين حال اين نيتروژن به صورت گاز بوده و اكثر موجودات زنده قادر به استفاده مستقيم از آن نيستند و لازم است پيش از مصرف ، تثبيت شود. زارعين كشاورزي متكي به نيتروژن تثبيت شده طي فرايند صنعتي مي باشند در حاليكه زارعين ارگانيك ، به نيتروژني كه در نتيجه هم زيستي باكتريهاي ريزوبيوم با ريشه بقولات تثبيت مي شود، متكي هستند. در يك سيستم ارگانيك متكي بر كشت محلوط ، نياز به مصرف كودهاي نيتروژنه معدني ، يا آلی که ازخارج سيستم وارد مي شودبه حداقل مي رسد.

مشكلي كه در رابطه با مديريت كودهاي نيتروژنه براي زارعين معمولي و ارگانيك مطرح است ، تلفات نيتروژن از سيستم به اشكال مختلف است. نيتروژن ، تنها عناصر غذايي است كه تلفات آن به اتمسفر به ميزان محسوسي صورت مي گيرد. تلفات گازي نيتروژن به صورت گاز آمونياك ، اكسيدهاي نيتروژن و نيتروژن ملكولي است. تلفات نيتروژن به شكل نيترات نيز براحتي صورت مي گيرد. بيشترين انتقادي كه نسبت به كاربرد كودهاي نيتروژنه دركشاورزي مطرح است ، افزايش آلودگي منابع آبي به نيترات است . در يك سيستم ارگانيك نيز بدون اعمال مديريت دقيق ، مقادير قابل توجهي از نيترات مي تواند وارد آب زهكشي شود ، كه در اين صورت ، جبران اين گونه تلفات ، خيلي مشكلتر خواهد بود.

دو فرايند معدني شدن و آلي شدن صور اصلي چرخه نيتروژن در خاك را تشكيل مي دهند . معدني شدن ، عبارت است از تبديل نيتروژن آلي و ديگر عناصر غذايي ، به فرم معدني (يوني و يا غير آلي) و قابل جذب براي گياه . پس از آن ، نيتروژن غير آلي توسط باكترهاي نيترات ساز كه انرژي مورد نياز خود را از طريق فرايندهاي اكسيداسيون به دست مي آورند، طي فرايندي بنام نيتريفيكاسيون از شكل نمكهاي آمونيومي به نيتريتهاواز نيتريتها به نيتراتها تبديل مي شود به محض تشكيل نيترات آزاد در خاك ، بسرعت فرايندهاي چرخه اي متعدد ، شروع مي شوند. نيترات ممكن است به صورت آلي در آيد، و يا توسط گياهان جذب شود و يا تحت عمل دي نيتريفيكاسيون قرار گيرد يا دچار آبشوئي شود..

آبشويي هنگامي رخ مي دهد كه نيترات در خاك موجود باشد، و بارندگيها بيشتر از مقدار تبخير باشد ، و در نتيجه ، جريان كلي آب به سمت پايين باشد. معمولاً اين حالت در فاصله ماههاي مهر و اسفند يا فروردين اتفاق مي افتد. شدت تلفات ، بستگي به ميزان نيتروژن نيتراته موجود در پروفيل خاك ، خواهد داشت . با افزايش فاصله از منطقه ريشه ، تلفات بيشتر مي شود.

در سيستم هاي ارگانيك ، تلفات به طريق آب شوئي عمدتاً در نتيجه افزايش ناگهاني و سريع نيتريفيكاسيون نيتروژن آلي خصوصاً به دنبال شخم خاك ، هنگامي كه معدني شدن رو به افزايش است ، صورت مي گيرد. شخمهاي پاييزه ، بويژه شخم مخلوطهاي علوفه اي ، كه زمين را حاصلخيز مي نمايند ، احتمالاً بيشترين تلفات را به دنبال خواهد داشت. اين مساله در   طراحي تناوب سيستم هاي ارگانيك مهم مي باشدو بايد چگونگي به حداقل رساندن تلفات نيتروژن پس از شخم مخلوط علوفه شبدر و علفهاي چمني در نظر گرفته شود.

براي اكثر گياهان يون نيترات ، نخستين منبع نيتروژن به شمار مي رود. از آن جايي كه حلاليت اين يون بسيار بالا مي باشد ، در يك اكو سيستم ارگانيك ، هدف بايد به حد مطلوب رساندن ، نه به حداكثر رساندن ، مقدار نيترات آزاد و قابل دسترس براي جذب شدن توسط گياهان باشد ، تا از اين طريق ، تلفات آن به حداقل كاهش يابد. با افزايش سرعت رشد محصول محتواي نيترات خاك سريعاً افت مي كند، زيرا سرعت معدني شدن در طول دوره حداكثر تقاضا  بندرت به حد كافي مي رسد. به دليل پويايي زياد يون نيترات ، مجاورت ريشه ها با آن ، اهميتي در جذب  آن ندارد.

چه از نظر تغذيه اي و چه از بعد اقتصادي ، نبايد اجازه داد نيتروژن قابل دسترس خاك ، بيش از حد افزايش يابد. چنانجه نيتروژن به وفور در اختيار گياه قرار گيرد ، ولي عناصر غذايي ديگر نظير ، كلسيم ، منيزيم و پتاسيم در حالت كمبود باشند و يا جنانچه نور و فعاليت فتو سنتزي ناكافي باشد به طوري كه گياه نتواند از نيتروژن قابل دسترس بطور كامل استفاده كند، در اين صورت نيتروژن نيتراتي ، به عوض مصرف شدن در سنتز پروتئين ، در سلولهاي گياه تجمع خواهد نمود. معمولاً فزوني نيترات ارگانيك تنها پس ازمصرف كودهاي آلي و شخم زدن خاكهاي غني از مواد آلي رخ مي دهد . مصرف كودهاي نيتروژنه به مقدار زياد ، خطر تجمع نيترات در محصول را بطور ملاحظه اي افزايش مي دهد.

در تنظيم تناوب ، بايد نسبت به توازن عناصر غذايي از يك كشت به كشت ديگر توجه نمود. گياهان تثبيت كننده نيتروژن را بايد با گياهاني كه داراي نياز بالايي به نيتروژن مي باشند ، با هم در تناوب قرار داد.

شخم زدن خاك قبل از كاشت ، معدني شدن نيتروژن را تحريك كرده و ذخيره سهل الوصولي از نيتراتها را جهت محصول بعدی، فراهم مي نمايد شخم خاك، باعث بهبود شرايط تهويه و نفوذپذيري خاك نسبت به آب و قرار گرفتن مواد آلي تازه در معرض ميكروراگانيسم ها شده (كه تا قبل از شخم زدن دسترسي به اين مواد نداشته اند) و باعث افزايش فعاليتهاي ميكروبي خاك و تجزيه تركيبات آلي و تبديل آنها به فرم قابل استفاده براي گياهان ، خواهد شد. هر بار كه خاك خشك و مرطوب مي شود، تنفس ميكروبي موقتاً افزايش مي يابد و در نتيجه شخم ، مقادير قابل توجهي خاك تازه در معرض فرآيند خشك و تر شدن قرار مي گيرد، لذا تلفات مواد آلي ناشي از اين فرايند ، قابل توجه مي باشد.

همان طور كه قبلاً اشاره شد ، به دنبال شخم مخلوط علوفه اي معدني شدن و آزادسازي نيتروژن آغاز مي شود. با اين حال ، در اوايل فصل رشد ، نياز نيتروژنه محصولي كه بتازگي كشت شده ست ، بسيار  بيشتر از مقدار نيتروژني است كه طي اين فرايند آزاد مي شود. از طر ف ديگر ، يون نيترات به دليل بار  منفي ، مستعد آبشويي است و معمولاً در فاصله ماههاي آبان تا اواخر فروردين كه جريان كلي آب در پروفيل خاك به سمت پايين مي باشد ، آبشويي نيترات به وقوع مي پيوندد. كشت زودتر يك محصول غله زمستانه ، سبب ذخيره بيشتر نيتروژن در محصول در حال رويش شده و پتانسيل آب شويي را كاهش مي دهد.

نقش دام در يك سيستم ارگانيك را مي توان وابسته به نحوه كاربرد مفيد بقولات در تناوب دانست ، و در عين حال ، برگشت عناصر غذايي به سيستم ، از طريق كودهاي دامي ، با سهولت صورت مي گيرد. پتانسيل برگشت عناصر غذايي به سيستم ، از طريق كاربرد كودهاي آلي بالا مي باشد. عناصر غذايي ، چه در اثر چرا از يك سطح وسيع وچه از طريق تغذيه از علوفه ذخيره اي يا خريداري شده ، توسط دام دريافت شده باشند، در نهايت در فضولات دامي تمركز يافته ، براي پخش مجدد در سطح زمين قابل استفاده خواهد بود. دامها تنها 5 تا 10 درصد نيتروژن موجود در علوفه مصرفي را در خود نگه مي دارند و 70 درصد نيتروژن باقي مانده را از  طريق ادرار و 30 درصد ديگر را از طريق مدفوع دفع مي كنند. گاوهاي شيري مي توانند روزانه تا 250 گرم نيتروژن دفع كنند. كود بستر دام و مدفوع آبكي ، تنها با مديريت دقيق مي توانند ذخيره عناصر غذايي خود را مجدداً به خاك بازگردانند.

بقاياي گياهي را مي توان مستقيماً از طريق برگرداندن و شخم گياه درحال رويش به عنوان كود سبز ، به خاك برگشت داد. اثرهاي كود سبز روي خاك ، بسته به شرايط مختلف ، فرق مي كند. كود سبز ممكن است ماده آلي يا ميزان نيتروژن قابل دسترس را افزايش دهد. اما اين دو را تواماً افزايش نمي د هد. ممكن است در نتيجه كاربرد كود سبز ، عناصر غذايي در سطح خاك متمركز شوند و قابليت فراهمي آنها براي محصول پس از آن افزايش يابد. كشت كودهاي سبز در پاييز مي تواندتلفات نيتراتها را از طريق جذب آنها پيش از آب شويي ، كاهش دهد.

برگرداندن كاه و كلش محصول پس از برداشت ، از نظر گردش عناصر غذايي و جبران كاهش غير قابل اجتناب مواد آلي خاك ناشي از برداشت محصول ، يك اقدام منطقي مي باشد. بقاياي گياهي ارزشمند ، شامل كاه غلات ، كلش لوبيا و نخود ، ريشه ها و بقاياي سطح خاك مي باشند. اختلاط  كود سبز با خاك به عنوان روشي درافزايش ماده آلي خاك يا افزايش نيتروژن آن ، بايستي با احتياط صورت گيرد. ممكن است در نتيجه اختلاط ، مقادير زيادي بقاياي گياهي با خاك ، عملكرد كاهش يابد كه اين موضوع به دليل آلي شدن نيتروژن مي باشد. نسبت كربن به نيتروژن بقاياي گياهي اغلب به عنوان معياري براي تعيين مناسب بودن بقايا جهت اختلاط با خاك ، به كار مي رود . با اين حال به هنگام تصميم گيري در مورد كاربرد آنها ، رعايت احتياط ضروري است. چون نسبت مذكور ، لزوماً شاخصي از قابليت فراهمي كربن يا نيتروژن براي ميكروارگانيسم ها نمي باشد.

سودمندي هر نوع اضافات آلي به عنوان منبعي از عناصر غذايي براي گياه ، بستگي به انطباق زماني بين تجزيه و معدني شدن مواد آلي با نيازهاي گياه به آن عناصر غذايي ، دارد. البته سرعت تجزيه و معدني شدن مواد آلي ، بسيار متغير ميباشد . به علت كند بودن آزاد سازي طبيعي نيتروژن و تركيبات فسفاته از مواد آلي ، اين مواد يك اثر پايا بر حاصلخيزي خاك دارند.

به دليل ارتباطات پيچيده و تنگاتنگي كه بين اجزاي مختلف و متعدد چرخه نيتروژن درخاك و در كل مزرعه وجود دارد ، براي آن كه اين عنصر تا حد امكان در يك سيستم بسته در گردش باشد و مقدار آلودگيها وتلفات غير ضروري ، به حداقل برسند، كشاورزان بايد به دقت عمل نمايند. در چرخه نيتروژن ، اين عنصر را مي توان براحتي در فرم پروتئيني و ديگر اشكال جامد آن ، دنبال نمود، ولي مشكلات زماني بروز مي كنند كه نيتروژن به فرم محلول و يا گازي باشد. برخي تلفات غير ضروري ، ناشي از حلاليت بسيار زياد نيتروژن در فرم محلول ، و فراريت آن در حالت گازي مي باشد (نظير آمونياك و ساير گازهايي كه در نتيجه فرايند دي نيتريفيكاسيون توليد مي شوند).

پتاسيم يك عنصر غذائي ضروري براي گياهان است كه درسنتز اسيدهاي آمينه و پروتئينها از آمونيوم ، دخيل مي باشد. مساله كمبود پتاسيم درگياهان ، بيشتر مربوط به عدم فراهمي آن براي گياه مي باشد ، نه به دليل مقدار ناكافي آن در خاك ، پتاسيم در خاك ، در چهار شكل متفاوت وجود دارد. پتاسيم موجود در ساختمان كانيها ، پتاسيم تثبيت شده ، پتاسيم قابل تبادل و پتاسيم محلول .

پتاسيم محلول ، نزديكترين منبع پتاسيم براي گياهان مي باشد. بنابراين ، جذب آن توسط گياه بستگي به توانايي جذب ريشه ، مقدار پتاسيم موجود در سطح ريشه و سرعت انتشار يونهاي پتاسيم از محلهاي تبادل به سطح ريشه دارد.

پتاسيم قابل تبادل و محلول ، منابع قابل دسترس پتاسيم براي گياه ، محسوب مي شوند و در اندازه گيري پتاسيم معمولاً اين دو شكل اندازه گيري مي شوند. بين اين اشكال پتاسيم در خاك يك حالت تعادل و توازن برقرار است (حدود 90 درصد پتاسيم قابل دسترس، به شكل قابل تبادل و 10 درصد ديگر به صورت محلول مي باشد). بنابراين ، مصرف پتاسيم محلول و كاهش آن در محلول خاك از طريق آزاد شدن پتاسيم از منابع  قابل تبادل جايگزين مي شود.

پتاسيم تثبيت شده و پتاسيم موجود در كانيهاي خاك نسبتاً زياد مي باشند و به عنوان يك ذخيره پايدار و بالقوه براي پتاسيم قابل تبادل و محلول مي باشند. البته در حالت عادي پتاسيم تثبيت شده ، تنها در شرايطي كه پتاسيم قابل تبادل در سطح پاييني درخاك موجود است ،آزاد مي شود و پتاسيم موجود در كانيها نيز فقط پس از هواديدگي (كه يك فرايند بسيار كندي مي باشد) اين كانيها آزاد مي شد.

برداشت محصول ، به نفع خروجي مقادير قابل توجهي پتاسيم از خاك ، مي باشد. البته چنانچه محصول برداشتي به مصرف تغذيه دامهاي داخل مزرعه برسد ، احتمال برگشت آن به خاك ، از طريق فضولات دامي ، وجود دارد. تحت هر گونه شرايطي  ، بايستي از خروج بقاياي گياهي (كاه) به خارج از مزرعه ، خودداري نمود. ازاين نظر ، در سيستم هاي ارگانيك ، احتمالاً پتاسيم ، و در مقايسه با نيتروژن بيشتر ايجاد مشكل مي كند. البته يك سيستم در حال تعادل ، قادر به حداقل رساندن تلفات پتاس خواهد بود و در برخي از موارد ممكن است تلفات پتاسيم ، از طريق هواديدگي خاك و سنگ بستر ، جبران شود.

گياهان زراعي از نظر تاثيرشان بر مقدار پتاسيم خاك ، متفاوتند. گياهي كه در خلال دوره رويش فعال خود ، دايماً پتاسيم را از خاك جذب مي كند ، مقدار پتاسيم قابل تبادل در خاك را كاهش خواهد داد. پتاسيم تثبيت شده در كانيها ، با سرعتي كندتر از آنچه كه توسط گياه جذب مي شود، آزاد مي گردد. از اين رو ، در خلال فصل رشد ، مقدار پتاسيم قابل تبادل در خاك ، افت مي كند و مجدداً پس از توقف رشد گياه افزيش مي يابد. علفهاي چمني ، توانايي بسيار زيادي در جذب پتاسيم دارند. بنابراين احتمال دارد گياهي كه پس از آنها كشت مي شود ، با كمبود پتاسيم مواجه شود. در صورتيكه كاه غلات به خاك برگردانده شود بيش از نيمي از پتاسيم كه تا هنگام برداشت  توسط گياه جذب شده ، به خاك برگردانده خواهد شد و چنانچه غلات در حالت سبز جهت سيلو برداشت شوند ، مقادير قابل توجهي پتاسيم را از خاك خارج خواهند كرد.

فضولات دامي پتاسيمي را كه توسط برداشت علوفه از خاك خارج شده اند ، مجدداً به خاك بازمي گردانند. كود گاوي ، عمده پتاسيم مصرفي را به فرم قابل دسترسي به خاك باز        مي گرداند. برگرداندن فضولات دامي به خاك ، يك جزء اساسي چرخه پتاسيم مي باشد.

تاثير مالچ ها (نظير كاه و علفهاي چمني خشك) از اين نظر قابل توجه است ، زيرا اين مواد غني از پتاسيم ميباشند. مقدار كلسيم ، منيزيم و سديم موجود در مالچها ، در مقايسه با پتاسيم ، پايين مي باشد كه اين امر ، منجر به برتري اين عنصر براي جذب شدن توسط ريشه اكثر گياهان مي شود. در نظر گرفتن اين مساله جهت پيش گيري از بروز مشكل كمبود عناصر ديگر ضروري ست.

هيچ منبع معدني قابل قبولي از پتاسيم جهت استفاده در سيستم خاكي ارگانيك وجود ندارد. حلاليت اكثر كودهاي مصنوعي موجود بالا مي باشدو بنابراين ، با توجه به استانداردهاي تعريف شده در سيستم هاي ارگانيك ، قابل مصرف در اين سيستم ها نمي باشند. سنگهاي پتاسه نيز پتاسيم را بسيار كند آزاد مي كنند و از اين رو تاثير چنداني ندارند. بنابراين ، بايستي با اعمال كنترل دقيق ، از تلفات غير ضروري پتاسيم از سيستم ممانعت نمود. البته در موارد استثنايي كه كمبود پتاسيم محرز مي شود ، امكان دارد از طريق كاربرد كود پتاسيم كمبود را برطرف نمود.

نقش اساسي فسفر در گياهان در ارتباط با تامين انرژي مورد نياز واكنشهاي آنزيمي از طريق فسفوريزاسيون مي باشد. چرخه فسفر ، از  بسياري از جهات ، مشابه چرخه نيتروژن مي باشد. پس از نيتروژن ، فسفر ارزانترين عنصر تشكيل دهنده بافتهاي ميكروارگانسم ها (بالغ بر 2 درصد وزن خشك آنها) مي باشد. به همين دليل ، فسفر از نظر فراواني ، دومين عنصر غذايي مواد آلي خاك را تشكيل مي دهد.

برخي اوقات استعمال كود فسفاته بيش ار مقدار مورد نياز گياه ، باعث نقصان عملكرد      مي گردد. تصور مي شود اين امر به دليل كاهش رشد رويشي و زود رسي گياه باشد.

تركيبات فسفاته در مواد آلي خاك نيز وجود دارند ، كه مستقيماً براي گياه قابل جذب نمي باشند. رهاسازي فسفر مواد آلي در اثر فرآيند تجزيه تحت كنترل درجه حرارت (با افزايش دماي خاك ، تجزيه سريعتر صورت مي گيرد)و تعداد دفعات خشك شدن خاك پس از جذب رطوبت مي باشد. مهمترين عامل تعيين كننده ميزان فراهمي فسفات غير آلي در خاك ، آزاد شدن فسفر از مواد آلي مي باشد. از اين رو در سيستم هاي ارگانيك و خاكهايي كه ميزان فسفر غير آلي خاك كمتر مي باشد آزاد شدن فسفر از مواد آلي اهميت بيشتري پيدا مي كند. بنابراين ، نقش مواد آلي در سيستم هاي ارگانيك ، از اين نظر بيشتر مي باشد.

مشخص شده است كه غلظت فسفر در محلول خاك در خلال رشد محصول تقريباً ثابت باقي مي ماند. اين بدان مفهوم است كه فسفر با همان سرعتي كه توسط ريشه هاي گياه از محلول خاك جذب مي شود ، از بخش جامد خاك ، به داخل اين محلول ، رها مي شود.

اثر متقابل بين ريشه هاي گياه و ميكوريزا يك عامل مهم در جذب فسفر توسط گياه ، بويژه در سيستم هاي ارگانيك مي باشد. لفظ ميكوريزا ، به حدود 6000 قارچ مختلف كه به شيوه مشابهي عمل مي كنند ، اطلاق مي شود. ميسليومهاي قارچي ، با نفوذ به ريشه هاي گياهان ، امكان تبادل عناصر غذايي را فراهم مي سازند.

دو گروه از ميكوريزها وجود دارند كه به شيوه هاي متفاوتي رفتار ميكنند . ميكوريزهاي خارجي كه سطح ريشه گياه را احاطه كرده و ميسليومهاي آنها ، تنها در لايه سلولي خارج ريشه ، نفوذ مي كنند. از طرف ديگر ، ميكوريزهاي داخلي ، در ديواره هاي سلولي رخنه كرده و انشعابات ظريفي را در سلولهاي داخلي ريشه ميزبان ، به وجود مي آورند. اثرات متقابل موجود اين مكانيسم هاي دفعي گياه و قارچ ، ارتباط اين دو ارگانيسم را كنترل مي كند ، بطوري كه قارچ ماهيت پاتوژني پيدا نمي كند.

ساختار ضعيف ميسليومهاي قارچي ، بيانگر اين است كه آنها در جذب عناصر غذايي مورد نياز گياهان ، نظير فسفر ، نيتروژن ، پتاسيم و كلسيم ، و همچنين در جذب آب ، نسبت به تارهاي كشنده ريشه گياهان ، كارآمدتر مي باشند. ميكوريزا در ازاي هدايت اين مواد به ريشه ، از گياه ، كربوهيدرات دريافت مي كند. مشخص شده است كه ريشه هاي آلوده به ميكوريزادر جذب مواد از خاك ، در مقايسه با ريشه هاي عاري از ميكوريزا ،کارآمدترند. در حقيقت ، گرچه كشاورزي فعلي ، به دليل مصرف كودهاي فسفاته ، عموماً هم زيستي ميكوريزايي ، به نظر مهم جلوه نمي كند ، ولي در سيستم هاي ارگانيك ، اين هم زيستي ، بسيار حائز اهميت مي باشد. ميكوريزا ، با نفوذ به داخل ريشه هاي گياه ، امكان انتقال مولكولهاي آلي ، همچنين فسفات را از خاك به داخل گياه ، فراهم مي سازد. آنها ، همچنين ممكن است از طريق توليد آنتي بيوتيكها ، به مكانيسم هاي دفاعي گياهان ، كمك نمايند.

كودهاي سبز ، اغلب مي توانند اشكالي از فسفات و روي را كه قابليت فراهمي كمتري در خاك دارند جذب كنند و از اين رو ، قابليت فراهمي اين عناصر را براي محصول پس از خود افزايش دهند. كودهاي سبز با تجزيه وسيع و آزاد سازي مقادير بالايي از دي اكسيد كربن (كه با حل شدن در آب توليد اسيد كربنيك و ديگر اسيدها را مي كند) مي توانند به كاهش خاكهاي آهكي و قليايي كمك نموده ، و فراهمي فسفات و عناصر كمياب را براي محصول بعدي ، افزايش دهند.

از طريق كاربرد كودهاي دامي ، در طولاني مدت مي توان به افزايش محتوي فسفر خاك ، دست يافت. ملاحظه شده است كه محتوي فسفر خاك در يك دوره 30 تا 40 ساله و با مصرف ساليانه 5 تا 11 تن در هكتار كود دامي ، تا 14 درصد افزايش يافته است. حدود 60 درصد فسفر موجود در كود دامي ، در سال بعد از مصرف آن ، قابل دسترس براي گياه مي باشد و باقيمانده آن در حفظ سطح  فسفر خاك ، در سالهاي بعد نقش دارد.

در شرايط كمبود فسفر در كل سيستم مزرعه ، مي توان از كودهاي معدني نظير سنگ فسفات و پودر خاكستري تيره (در محلهايي كه اين مواد هنوز در دسترس ميباشند) و كودهاي آلي به عنوان مكملي در برگرداندن اين عنصر به سيستم ، كمك گرفت.

منابع :

1-   آستارايي ، عليرضا. ترجمه كاربرد كودهاي بيولوژيكي دركشاورزي  پايدار تاليف  ان . اس . سوبارايو .

2-   حسيني، محمد و عوض كوچكي  نظام هاي كشاورزي پايدار تاليف : بي . اس . دي ال كارل .

3-      رستمي ، علي . 1378. كود سبز. معاونت تحقيقات ، آموزش وترويج كشاورزي همدان

4-   سالار ديني ، علي اكبر. حاصلخيزي خاك . چاپ چهارم . 1371 . انتشارات دانشگاه تهران.

5-   مظاهري ، داريوش و ناصر مجنون حسيني . مباني زراعت عمومي  . امتشارات دانشگاه تهران.

6-  ملكوتي ، محمد جعفروسيدجلال طباطبايي . ضرورت افزايش مواد آلي در    خاكهاي ايران از طريق مصرف كود سبز .

7-  ملكوتي ، محمد جعفر.  1375 .كشاورزي پايدار وافزايش عملكرد با بهينه سازي مصرف كود در ايران.نشر آموزش كشاورزي

[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ] [ 14:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

فلفل رنگي با دارا بودن ۱۲ برابر ويتامين c نسبت

به پرتقال يكي از پر مصرف ترين سبزيجات در اروپا و آمريكا مي باشد كه با رنگ ها و طعم گوناگون به صورت خام و يا پخته مصرف مي گردد.چنانچه بتوان فلفل هاي رنگي را با كيفيت بالا توليد نمود با توجه به مصرف زياد آن در فصل زمستان مي توان مطمئن بود كه بازار خوبي در داخل و خارج از كشور براي اين محصول مهيا و آماده است.

شروع کشت :

كشت فلفل در خزانه شروع مي شود معمولا در اروپا از نيمه اكتبر تا نيمه نوامبر كشت در خزانه آغاز مي شود.يعني از مهر تا آبان ماه و پس از ۶۰ روز نشاء را به گلخانه اصلي منتقل مي كنند و براي يك سال از آن محصول برداشت مي نمايند.اين زمان كشت مي تواند براي مناطق شمال ايران در نظر گرفته شود و در مناطق جنوب از اوائل تيرماه مي توان كشت در خزانه را آغاز كرد البته بايد در مناطق جنوبي كشور كه هوا گرمتر است محيط مناسب را براي خزانه مهيا نمود.چنانچه ميزان نوردهي و دماي خزانه مطلوب و درست باشد نشاء پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمين اصلي است ، مشروط به آن كه دماي محيط خزانه در شب و روز بين ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتي گراد باشد و براي جوانه زدن بذر رطوبتي در حد ۸۰ درصد ايجاد گردد.با اين شرايط مي توان اميدوار بود كه بذرها بين ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در اين مرحله ميزان نور براي باروري بهينه جوانه ها بين ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است.وقتي جوانه ها سر از خاك بيرون آورند دماي محيط را بايد بين ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتي گراد و رطوبت محل را بين ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظيم كرد در صورتي كه دماي بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتي گراد باشد يك دوره دو هفته اي را به انتظار مي نشينيم. در محل خزانه تراكم بوته بايد به گونه ای باشد که بر روی يکديگر سايه نينداخته و از طرفی با رشد نشا همواره جای بيشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم دمای محيط را بر روی ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظيم کرده و دمای محيط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانيم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغيير يابد با توجه به وضعيت اقليمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گياه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع يافته و ۴ برگ حقيقی بر روی ساقه نمايان می شود.در اين حالت نشاء فلفل آماده انتقال به زمين است.فراموش نکنيم که قبل از انتقال نشاء گلخانه از هر حيث مهيا باشد تا به راحتی بتوان شرايط رشد گياه را مهيا نمود. در اينجا بايد تاکيد کرد که نبايد در انتقال نشاء به زمين اصلی زمان را از دست داد و تاخير نمود.زيرا اين بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ايجاد می کند.از طرفی شرايط محيطی گلخانه بايد از نظر نور و دما مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای خزانه عاری از هر گونه علف های هرز و آفات و بيماريها باشد تا گياه جوان بتواند مراحل اوليه رشد خود را در شرايط مساعدی انجام دهد زيرا گياهی که در وضعيت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که اين گياه زنده بماند هرگز نمی تواند يک گياه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد. حال می توان با آرامش خاطر نشاء را با تراکم ۲ بوته در متر مربع کشت نمود در اين شرايط يعنی پس از انتقال نشاء به گلخانه دمای بستر بين ۱۸ تا ۲۰ درجه و دمای فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بين ۵۵ تا ۶۰ درصد بايد باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بوته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتي بوته فلفل به ارتفاع ۳۰ سانتي متري رسيد کليه برگ ها و شاخه هاي فرعي و گل هاي آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتي متري هرس مي کنيم وفقط اجازه مي دهيم ۲ تا ۳ شاخه فرعي رشد نمايد. شايان ذکر است اولين گلي که بر روي شاخه هاي فرعي رويش کرده است بايد حذف شود زيرا با تبديل اين گل به ميوه با توجه به اينکه در بين دو شاخه فرعي شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اينکه به صورت بد شکل در مي آيد آسيب جدي به خود بوته نيز وارد مي نمايد. به عبارت ديگر به علت رشد ميوه و فشاري که به واسطه اين باروري به دو يا سه شاخه اوليه وارد مي شود اولين گل شاخه هاي فرعي بايد حذف شود. در صورتي که بوته فلفل به اندازه کافي رشد کرده باشد اجازه مي دهيم گل دوم به ميوه تبديل شود و اگر تمايلي به اين کار نداشته باشيم فرصت مناسبي براي رشد بيشتر شاخ و برگ و ريشه بوته را فراهم ساخته ايم و از طرف ديگر موقعيت را براي تبديل گل سوم به ميوه مهيا وآماده مي کنيم. بديهي است که بر روي ۲ يا ۳ شاخه مذکور تعدادي شاخه هاي فرعي رويش مي کند که به علت هجم برگ ها مي توانيم جوانه انتهايي اين شاخه هاي فرعي را بعد از برگ اول حذف کنيم و يا در صورتي که شاخه فرعي مزاحم شاخه هاي ديگر شد آن را به طور کلي حذف مي کنيم. توجه داشته باشيد که حذف شاخه هاي فرعي و هرس جوانه انتهايي شاخه هاي فرعي بايد به گونه اي باشد که در نهايت ميوه هاي فلفل در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدين وسيله از آفتاب سوختگي در امان بماند خاطر نشان مي شود کشاورزان ماهر با توجه به فصل کاشت موقعيت بوته و تراکم بوته اجازه مي دهند بين ۵ تا ۷ گل به ميوه تبديل شود و انتخاب به دو شاخه فرعي يا به عبارتي سه شاخه فرعي تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه کشاورز و استعداد بوته مي باشد. بنابراين با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعي بر روي هر بوته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبديل به ميوه مي شود که با توجه به شکل ميوه و مرغوبيت آن در صورت نياز گل هاي اضافي را حذف مي کنيم تا ميوه هاي مرغوب تري برداشت کنيم اين روش تا پايان دوره کشت ادامه خواهد داشت. گل خانه داران عزيز بايد بدانند که در طول رشد گياه نبايد از وجود کنه غافل شويم و با مشاهده اولين مورد اقدامات لازم را براي ريشه کن کردن اين آفت مخرب به عمل آورد در اين رابطه ممکن است برخي از کشاورزان عوارض کنه را با ويروس اشتباه بگيرند که در اين مورد بايد دقت بيشتري به عمل آورد.مورد ديگري که باز در اين مرحله گياه را تهديد مي کند کرم برگ خوار است که خوشبختانه نمي تواند پنهان بماند و به خوبي قابل رويت است.موارد ديگر وجود شته سياه بر روي برگ فلفل - وجود شته سبز بر روي برگ فلفل - خساراتي که شته بر روي بوته و ميوه فلفل به جاي مي گذارد - خسارت کرم بر روي ميوه فلفل و وجود کرم بر روي ميوه فلفل و بد شکلي ميوه و ...

بستن بوته فلفل:

بوته فلفل بر خلاف بوته خيار و گوجه فرنگي به پايين کشيده نمي شود بلکه بر اساس ارتفاع مفيد گلخانه مي توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهاي هريک از شاخه هاي فرعي نخ بسته و آنها را مانند شاخه هاي اصلي به دور نخ ها پيچيد زيرا در پايان دوره گياه در صورت سلامتي به اندازه ارتفاع مفيد گلخانه رشد مي کند. در کشت فلفل های رنگی مانند هر کشت ديگری نارسايی در رشد گياه بوجود می آيد که خوبست آنها را بشناسيم تا بهتر بتوانيم مشکلات را برطرف کنيم.بد شکلی ميوه زمانی صورت می گيرد که بعد از رويش گل٫ دما برای مدت طولانی مناسب گياه نبوده و در حد ۱۴ در جه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نيز اين مشکل برای گياه بوجود می آيد البته اين عارضه علت ديگری هم دارد و آن وجود حشرات موزی بر روی گياه است. اين حشرات معمولا شيره گياه را مکيده و باعث بد شکلی ميوه آن می شوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و يا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و يا اينکه آبياری در طول روز دير شروع شود ميوه بوته فلفل ضخيم و در نهايت دو قسمت می شود.زمانی که ميوه در اندازه مناسب است ولی تغيير رنگ نمی دهد ميانگين دما در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نيم درجه ميانگين را افزايش داد.
جدا شدن ميوه از بوته قبل از رسيدن کامل:

 اين عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بيافتد و علت آن مربوط مي شود به برگ های اوليه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را توليد کنند با افزايش بر می توان اين نقص را برطرف کرد.

تغيير رنگ ميوه در حالی اندازه ميوه کوچک است:

علت اين مشکل يا بخاطر تعداد بيش از حد ميوه بر روی شاخه ها است و يا اينکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع اين نارسايی بهتر است ميانگين دمای گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزايش داده و گياه را وادار به رشد و رويش بيشتری بنماييم. به طور معمول فاصله بين گره ها بايد حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرايط گرم گلخانه نيز می تواند باعث ريز شدن ميوه ها گردد.در صورتی که انتهای ميوه فاسد و يا پوسيده شود کمبود کلسيم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که ميزان نياز فلفل به کلسيم زياد بوده و کمبود آن مشکلات زيادی را برای توليد محصول فراوان و مرغوب ايجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵/۲۲ درصد کلسيم می باشد و با نام کال ماکس عرضه می گردد استفاده نمود با اضافه کردن اين ماده به رژيم غذايی گياه می توان اين عارضه را بر طرف کرد.آفتاب سوختگی هم يکی از عوارضی است که به اثر تابش بيش از حد آفتاب بر روی ميوه بر مي گردد. برای اينکه فلفل دچار اين مشکلات نشود شما می توانيد با پوشش برگ ها بر روی ميوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی ميوه جلوگيری کنيد و بالاخره آسيب های اين چنينی که بوسيله گنجشک ها بوجود مي آيد. فلفل های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هايی می شود که لازم است گلخانه داران عزيز در اين مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واريته بيانگا که به رنگ فسفری مشهور است در ابتدا به همين رنگ است و سپس به رنگ قرمز در می آيد و واريته زرو ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چيده نشوند به رنگ قرمز تبديل می شود.در حقيقت به خاطر زودرسی اين دو واريته و تقاضای بيشتر فلفل های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از اين دو واريته استفاده کرد شايان ذکر است که واريته های ديگر فلفل های رنگی در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ قرمز و شکلاتی تبديل می گردد.

سید چاسب فاضلی

[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ] [ 14:45 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه:

به رشد مواد گياهي عاري از ميكروب در شرايط عاري از ميكروارگانيسم‌ها مانند محيط غذايي استريل در يك لوله آزمايش كشت بافت گياهي اطلاق مي‌شود و شامل كشت پروتوپلاست، سلول، بافت و اندام گياهي مي‌باشد. اين تكنولوژي با نظريه‌پردازي دانشمند آلماني، هابرلنت، در مورد توانايي تبديل يك سلول به موجود كامل (Totipotency) در اوايل قرن بيستم شروع شد. هابرلنت پيشنهاد كرد كه فنوني جهت جداسازي و كشت بافت ايجاد شود و ادعا كرد كه اگر محيط و تغذيه سلولهاي كشت شده تنظيم شود اين سلولها مي‌توانند گياهان نرمالي را بوجود آورند.

انواع كشت بافت گياهي:

1-كشت مريستم:

اين اصطلاح اغلب به قطعات بسيار كوچكي كه از جوانه‌هاي انتهايي يا جانبي نوساقه جدا مي‌شوند اطلاق مي‌شود.

2-كشت كالوس:

بافتي كه از تكثير سازمان نيافته سلولها به وجود مي‌آيد.

هر ميليمتر كالوس از هزاران سلول تشكيل شده و هر يك از آنها توانايي تشكيل يك جنين را دارند لذا نسبت تكثير مي‌تواند بسيار زياد باشد.

3-كشت ريزازديادي:

ريزازديادي يا كشت اندام، با يك بخش سازماندهي شده گياهي ( اغلب يك جوانه) شروع مي‌شود و روند كشت بافت اين ساختار سازماندهي شده را حفظ مي‌كند در حاليكه رشد و نمو بعدي آن را به سمت تكثير و باززايي يك گياه كامل جديد هدايت مي‌كند.

4-كشت سوسپانسيون سلولي يا محيط كشت مايع:

سوسپانسيون سلولي از كشت كالوس تهيه مي‌شود كالوس كه يك توده سلولي تمايز نيافته است وقتي كه در محيط كشت مايع قرار گيرد، سلول‌هاي آن از هم جدا شده وسوسپانسيون سلولي را به وجود مي‌آورد.

5-كشت جنين نارس:

در بعضي موارد ناسازگاري بين گونه‌ها يا ارقام، بعد از تشكيل جنين اتفاق مي‌افتد و منجر به سقط جنين مي‌شود. چنين جنين‌هايي را در حالت نارس و قبل از سقط شدن مي‌توان خارج كرده و در شرايط درون شيشه‌اي آنها را رشد داد.

مزاياي كشت بافت گياهي:

توليد انبوه گياهاني با ساختار ژنتيكي يكسان معمول‌ترين مزيتي است كه به كشت بافت گياهي نسبت داده مي‌شود.

1- تكثير سريع كلونها:

حتي با ريزازيادي ممكن است كه از يك ريزنمونه تعداد بسيار زياد نوساقه جديد بوجود آيد كه هر كدام از اين نوساقه‌ها را مي‌توان زيركشت كرده و از طريق يك ريزازديادي ديگر تعداد بسيار زيادي گياه جديد توليد كرد. با يك ضريب تكثير نسبتا كم 5، طي 9 نسل كه 12ـ9 ماه طول مي‌كشد مي‌توان تقريبا 2 ميليون گياهچه توليد نمود.

2- يكنواختي ژنتيكي:

اين موضوع در جايي كه نيازبه يكنواختي گياه است و يا در جائيكه لازم است كه مطمئن شويم كه يك خصوصيت قابل توارث حفظ شده است حائز اهميت است.

3- شرايط غيرآلوده:

حفظ كشت‌هاي گياهي تحت شرايط غيرآلوده يك منبع بزرگي از مواد گياهي عاري از بيماريزا را در اختيار ما قرار مي‌دهد.

4- انتخاب گياه:

5-گياهان مادري درون شيشه‌اي:

نگهداري گياهان مادري تحت شرايط ايده‌آل معمولا غيرممكن است اما چنين شرايطي را مي‌توان براحتي در كشت‌هاي درون شيشه‌اي تامين كرد. گياهان مادري ممكن است كه در شرايط درون شيشه‌اي نگهداري شوند و ريزقلمه‌ها از آنها تهيه شوند. ريزقلمه ها را مي‌توان بطريق درون شيشه‌اي يا به روش تكثير كلاسيك ريشه‌دار كرد.

6- محيط كنترل شده:

هنگاميكه نگهداري كشت‌هاي گياهي در شرايط محيطي كنترل شده مد نظر باشد يا برحسب نيازهاي كشت ( مانند گياهان مادري فوق الذكر) يا شايد براي ساير اهداف مانند ريشه‌دار كردن درگونه‌هايي كه از اين نظر مشكل دارند كشت‌هاي درون شيشه‌اي در اينگونه موارد داراي مزاياي آشكاري مي‌باشند.

7- حفظ و نگهداري منابع ژنتيكي:

نياز به فضاي كوچك و سهولت فراهم كردن شرايط مناسب موجب شده است كه كشت‌هاي درون شيشه‌اي، روش كاربردي مناسبي جهت حفظ گياهان مادري كلكسيونها محسوب شوند از اين روش مي‌توان براي نگهداري گياهان زراعي، گونه‌هاي كمياب و گونه‌هايي كه در معرض خطر هستند استفاده كرد.

از فنون كشت بافت ممكن است جهت توليد گياهان هيبريد درگونه‌هاي ناسازگار، از طريق كشت جنين يا تخمك استفاده شود.

8- توليد گياهان هيبريد در گونه‌هاي ناسازگار:

گياهان هاپلوئيد ممكن است از طريق كشت بساك بدست آيند هنگاميكه ظهور جهشهاي مغلوب مورد نياز باشد گياهان هاپلوئيد برتري‌هايي نسبت به مواد ديپلوئيد دارند. بعلاوه هاپلوئيدهاي مضاعف شده هموزيگوس هستند و لذا بعنوان مواد خالص در برنامه‌هاي اصلاحي استفاده مي‌شود.

با استفاده از روشهاي درون شيشه‌اي در تمام طول سال مي‌توان گياه توليد كرد.

گونه‌هايي كه تكثير رويشي در آنها به سختي صورت مي‌گيرد ممكن است كه از طريق كشت بافت تكثير شوند.

تركيب محيط‌هاي كشت بافت:

عناصر معدني:

تعداد 12 ماده غذايي معدني براي رشد گياهان ضروري هستند.

1- عناصر غذايي آلي:

گياهان تحت شرايط طبيعي اتوتروف هستند و مي‌توانند تمام مواد آلي مورد نياز خود را سنتز كنند. از ميان ويتامين‌ها افزودن تيامين به محيط كشت ضروري است و اسيد نيكوتينيك، پيريدوكسين و اينوسيتول نيز معمولا به محيط كشت اضافه مي‌شوند.

2- منبع كربن:

كربن علاوه بر تامين انرژي موردنياز براي رشد گياه واحدهاي ساختماني براي توليد مولكولهاي بزرگتر مورد نياز براي رشد گياه را نيز فراهم مي‌كند.

3- آگار:

اكثر بافت ها روي محيط كشت جامدي كشت مي‌شوند كه توسط آگار يا جانشين آن مانند ژالريت يا فيتاژل، ژله‌اي شده باشد.

PH -4:

PH محيط كشت معمولا بين 6/5 تا 8/5 تنظيم مي‌شود اما گياهان مختلف براي رشد مطلوب ممكن است به PHهاي متفاوتي نياز داشته باشند.

تنظيم‌كننده‌هاي رشد گياهي در كشت بافت:

به مجموعه تركيبات مصنوعي و هورمونهاي طبيعي، تنظيم كننده رشد اطلاق مي‌شود. كشت بافت؛ دستكاري رشد گياه در شرايط دقيقا كنترل شده است و اكسين‌ها و سيتوكينين‌ها از اهميت ويژه‌اي در اين دستكاريها برخوردار هستند.

1- اكسين‌ها:

اكسين‌ها نقش‌هاي متفاوتي در رشد و نمو گياه دارند. آنها طويل شدن و رشد سلولي تقسيم سلولي، تشكيل كالوس و تشكيل ريشه‌هاي نابجا را تحريك مي‌كنند .

2- سيتوكينين‌ها:

سيتوكينين‌ها باعث تورم بافت ها، تحريك نمو جوانه‌هاي جانبي و نابجا و تحرك تقسيم سلولي مي‌شوند دركشت بافت گياهي نقش ستوكينين‌ها در تحريك نمو جوانه جانبي از طريق كاهش غالبيت انتهايي بسيار با اهميت است .

3- اسيد جيبرليك:

اسيد جيبرليك را به ندرت در كشت بافت استفاده مي‌كنند نقش اسيد جيبرليك تحريك جوانه زدن بذر و تحريك رشد طولي ميانگره‌ها است.

4- اتيلن:

اتيلن در غلضت‌هاي بالاتر باعث تحريك پرآب شدن (شيشه‌اي شدن) بافت‌هاي گياهي مي‌شود.

5- زغال فعال:

اين ماده در غلظت هاي بين 2/0 تا 3% در محيط‌هاي كشت استفاده مي‌شود زغال فعال از طريق جذب مي تواند مواد را از محيط كشت حذف كند.

نقش تنظيم‌كننده‌هاي رشد بيشتر به درصد جذب آنها به وسيله زغال فعال نسبت دده شده است نه اثرات مستقيمي كه آنها اعمال مي‌كنند اغلب زغال فعال در محيط كشت القاء ريشه‌زايي استفاده مي‌شود.

كشت ريزازديادي:دراين بخش مابه كشت بافت ازطريق ريز ازديادي ميپردازيم

انتخاب مواد گياهي مناسب:

1- ژنوتيپ:

در كشت بافت اگر ريزنمونه‌ها از گياهان سالم و قوي تهيه شوند احتمال موفقيت بيشتر مي‌شود.

2- عضو گياه:

معمولترين عضو مورد استفاده جوانه يا گره مي‌باشد اما بر حسب گونه گياهي و هدف موردنظر ممكن است از اجزاء ديگر گياه استفاده شود.

1ـ انتخاب موادگياهي مناسب.

2ـ ايجاد كشت‌هاي عاري از ميكروب.

3ـ تكثير.

4ـ رشد طولي.

5ـ تكثير ريشه.

6ـ كشت گياهچه‌هاي بدست آمده در شرايط طبيعي (گلخانه، مزرعه).

انتخاب مواد گياهي مناسب:

1- اندازه ريزنمونه:

هر قدر كه اندازه ريزنمونه كوچكتر باشد احتمال انتقال بيماريهاي درون‌زار يا تنوع ناشي از شيمر ( در مواردي كه شيمر وجود دارد) كمتر است. از طرف ديگر در ريزنمونه كوچكتر احتمال آسيب ديدن آن در طول عمليات كشت و همچنين احتمال عدم موفقيت در كشت اوليه بيشتر مي‌شود.

2- سهولت كشت:

كشت بافت بعضي گونه‌ها يا ارقام، راحت‌تر از بقيه است معمولا كشت بافت گياهانيكه براحتي از طريق قلمه زني سنتي تكثير مي‌شوند ساده‌تر است و بالعكس.

3- موقعيت ريزنمونه ها در روي گياه مادري:

انتهاي ساقه‌ها و جوانه‌هاي در حال رشد بهترن ريزنمونه‌ها هستند از ريزنمونه‌هايي كه در تماس با خاك هستند اجتناب نمائيد بخاطر اينكه احتمال آلودگي آنها زياد است.

چرخه‌هاي رشد گياه:

جواني / بلوغ.

1- رويشي / زايشي:

جوانه‌ها ممكن است رويشي يا زايشي (جوانه گل) باشند كه به وضعيت آنها و چرخه رشد گياه بستگي دارد جوانه‌هاي رويشي براي بسياري از اهداف ارجحيت دارند به علت اينكه يك نوساقه جديد توليد خواهند كرد بنابراين به اين طريق تعداد نقاط رشد زياد مي‌شود حالت فيزيولوژيكي بافت‌هاي نوساقه در طول دوره گلدهي متقاوت است و اين مسئله مي‌تواند برروي پاسخ به كشت بافت جوانه‌هايي كه در آن زمان جمع‌آوري شده‌اند تاثير بگذارد. اغلب توصيه مي‌شود كه در طي دوره گلدهي از تهيه قلمه يا مواد گياهي براي كشت بافت خودداري شود.

2- فعال/خواب:

همانند گلدهي، گياهان و جوانه‌ها يا بافت‌ها دوره‌هاي فعاليت  يا عدم فعاليت (خواب) دارند و اين وضعيت هاي مختلف برروي پاسخ به شرايط كشت اثر مي‌گذارد.

هورمون‌هاي گياهي ( تنظيم‌كننده‌هاي رشد گياهي).

سطوح هيدارت كربن:

وضعيت تغذيه:

در مورد وضعيت تغذيه دو پارامتر يعني مقادير عناصر قابل دسترس و تعادل بين آنها وجود دارد در كشت بافت همه عناصر ضروري كه بطور طبيعي در خاك هستند را بايستي به نسبت‌هاي مساوي ( در مقايسه با خاك) در محيط كشت قرار داد. قابليت استفاده از مواد غذايي تحت تاثير تعادل بين عناصر با PH محيط كشت قرار مي‌گيرد وضع تغذيه‌اي گياه مادري هم ممكن است موثر باشد.

3- خواب:

رشد بخشهايي از گياه ممكن است براي دوره‌اي آهسته و يا متوقف شود كه معمولا به اين دوره خواب گفته مي‌شود در هر گياهي رشد بخش‌هاي مختلف ممكن است بطور همزمان يا غيرهمزمان باشد مشخص‌ترين نماي اين حالت ريزش برگها و خواب زمستانه درختان برگ‌ريز مي‌باشد درختان هميشه سبز نيز دوره خواب دارند با اين تفاوت كه درختان هميشه سبز همه برگهايشان را از دست نمي‌دهند در هر زمان بعضي از نوساقه‌ها به خواب مي‌روند د حاليكه بقيه نوساقه‌ها در حال رشد هستند.

4- نور:

صرفنظر از اينكه نور منبع انرژي براي فتوسنتز است اثرات مختلفي برروي رشد گياه دارد تحت شرايط شدت نور كم يا تاريكي ميزان هيدرات كربن كاهش مي‌يابد .

5- تنش آب:

در شرايط تنش آبي، علاوه بر پژمردگي موقت يا احتمالا دائم، تغييرات فيزيولوژيكي پايداري ممكن است اتفاق افتد.

تحت شرايط تنش آبي اسيد آبسزيك در بعضي از بافتها بخصوص برگها، تجمع پيدا مي‌كند اين مسئله ممكن  باعث القاء خواب يا استراحت شود در برخي موارد يك دوره تنش آبي تا حد قبل از مرحله كشندگي باعث شروع گلدهي مي‌شود پژمردگي و به دنبال آن آسيب ديدن بافت‌ها بالاخص در زمان تهيه ريزنمونه ها نگراني‌هاي اصلي كشت بافت هستند.

ايجاد كشت‌هاي عاري از بيماري:

انواع آلودگي:

1- آلودگي سطحي:

آلودگي ممكن است برروي سطح گياه بين سلولها و يا در داخل سلولهاي گياهي باشد آلودگي‌هاي سطحي را مي توان با شستشو و تيمارهاي شيميايي مختلف برطرف نمود. .

منابع آلودگي:

ريزنمونه اوليه منبع عمده آلودگي مي باشدابتدا محيط كشت و تمامي ظروف و لوازم بايد استريل شوند و سپس تمام كارها بايد در شرايط كاملا بهداشتي انجام شود هوا" بدن و لباس كاركنان، منبع اصلي اسپورها و ساير آلوده‌كننده‌ها به شمار مي آيد.

2- آلودگي‌هاي درون زا:

كنترل ارگانيسم‌هايي كه در داخل بافت هاي گياهي زندگي مي‌كنند مشكلتر مي‌باشد با استفاده از آفتكش ها و قارچ كش‌هاي سيستميك بر روي گياهان مادري قبل از جمع‌آوري ريزنمونه ها يا استفاده مستقيم از آنها در كشت ها تا حدي مي توان آلودگي‌هاي درونزا را كنترل كرد. حذف ويروس به تيمارهاي اختصاصي تري نياز دارد.

حذف ويروس:

ويروس‌ها معمولا در داخل سلولهاي بافت گياهي باقي مانده و در طي تقسيم سلولي به سلولهاي جديد منتقل مي‌شوند بنابراين آنها از طريق تكثير ويروس منتقل مي‌شوند ويروس‌ها ممكن است تا زماني كه گياهان در شرايط درون شيشه‌اي رشد مي‌كنند هيچگونه علائمي را نشان ندهند ولي بعد از انتقال گياهان به محيط خارج علائم آلودگي‌هاي ويروسي نمايان شود.

گرمادرماني روش اصلي حذف ويروس است در شرايط رشد طبيعي به موازات رشد انتهايي ساقه، ويروس نيز به بافت هاي جديد منتقل مي‌شود اگر گياه بتواند در درجه حرارت‌هاي بالا رشد كند در اينصورت ميزان همانندسازي ويروس ممكن است آهسته شود و در نتيجه انتهاي ساقه مي تواند سريعتر از ويروس رشد كند و عاري از ويروس باشد سپس مي‌توان انتهاي ساقه را كه عاري از ويروس است قطع نموده و آنرا كشت كرد.

شرايط كشت:

نوع بستر كشت (سوبستر1):

اكثر كارهاي ريزازديادي در محيط‌هاي كشت نيمه جامدي انجام مي‌شود كه از آگار يا اخيرا از ژلرايت جهت سفت كردن آنها استفاده مي‌شود اين ژلها نشيمنگاهي را براي ريزنمونه ها بوجود آورده و تهويه محيط كشت را افزايش مي دهند.

محيط كشت:

معمولا PH محيط كشت در زمان تهويه محيط كشت روي 5/5 تنظيم مي‌شود. PH محيط كشت مي تواند برروي قابليت حل شدن عناصر غذايي، جذب آنها بوسيله مواد گياهي و سفت شدن آگار موثر باشد.

محيط:

نور و درجه حرارت عوامل محيطي اصلي محسوب مي‌شوند تا اينكه مقادير رطوبت در داخل ظروف در بسته حفظ شود اكثر كشت‌ها در دماي اتاق يعني 25ـ20 نگهداري ميشوند.

تكثير وانواع آن:

بعد از ايجاد و استقرار كشت‌هاي استريل، بايد نسبت به افزايش تعداد نوساقه ها اقدام نماييم در بعضي گونه‌ها ريزنمونه‌ها ممكن است كه در روي محيط كشت ساده ريشه‌دار شوند كه در اين صورت آنها بعنوان ريزقلمه محسوب خواهند شد در صورتيكه هدف توليد بسيار زيادي گياه از هر ريزنمونه باشد نه فقط تعداد محدودي گياه ريشه‌دار اين موضوع را ارز ش كمي برخوردار خواهد بود بعضي گونه‌ها بدون هيچگونه تيماري تعداد زيادي نوساقه توليد مي‌كنند در اينگونه موارد نياز به محيط‌هاي كشت تاكثير كامل‌تر به ميزان تكثير بدست آمده يا مورد علاقه بستگي دارد.

انواع تكثير:

تكثير نوساقه‌ ممكن است كه به چندين روش انجام شود:

انتهاي ساقه يا جوانه ممكن است طويل شده و گره‌ها و ميان‌گره‌هاي جديدي توليد نمايد كه با تقسيم آنها مي‌توان تعداد زيادي نوساقه به دست آورد.

جوانه‌هاي جانبي روي ريزنمونه ممكن است نوساقه توليد كنند كه روي خود اين نوساقه‌ها جوانه‌هاي ديگري را خواهيم داشت اغلب اين جوانه‌هاي جانبي به سختي با چشم غيرمسلح قابل رويت هستند اما در اكثر زواياي برگي طرح اوليه جوانه‌ها وجود دارد.

نوساقه‌هاي نابجا:

در بسياري از گونه‌ها مي توان تشكيل اندام‌هاي گياهي مثل ريشه، نوساقه‌ يا پياز را روي بافت‌هايي كه در حالت عادي چنين اندام‌هاي را توليد نمي‌كنند تحريك نمود.

رشد طولي:

اسيد جيبرليك(GA) ممكن است كه رشد طولي را تحريك نمايد.

تشكيل ريشه:

نوساقه‌هاي طويل شده را يا مي‌توان در شرايط درون شيشه‌اي ريشه‌دار كرد و يا اينكه آنها را به عنوان ريزقلمه درنظر گرفته و در شرايط غيراستريل كشت نماييم بعضي از اين نوساقه ها را مي‌توان جهت تكثير مجدد كشت قطعه قطعه نمود.

كشت در محيط خارج:

نوساقه‌ها چه به صورت ريزقلمه و چه به حالت گياهك هاي ريشه‌دار پس از انتقال به خاك با تغييرات قابل ملاحظه محيطي مواجه مي‌شوند و در معرض تنش‌هاي شديد قرار مي‌گيرند مگر اينكه از قبل پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل آمده باشد اغلب در كشت بافت اين مرحله به عنوان يك مرحله بحراني محسوب مي‌شود و مي تواند با تلفات سنگيني همراه باشد.

شرايط درون شيشه‌اي شامل رطوبت نسبي بالا، عاري از عوامل بيماري‌زا تامين مواد غذايي در حد مطلوب، شدت نور پايين، تامين ساكارز و يك بستر جامد يا مايع است گياهان توليد شده با اين شرايط سازگار شده‌اند گياهك‌ايي را كه در شرايط درون شيشه‌اي به دست آمده‌اند بايد با شرايط خارج سازگار كرد.

اگر تعداد گياهچه‌ها كم باشد مي‌توان آن را در داخل يك جعبه‌اي قرار داد كه بتوان درب آن را بتدريج حذف نمود ابتدا جعبه را در سايه قرار داده و سپس به تدريج آن را در معرض نور معمولي مناسب براي گونه‌ها قرار مي‌دهند.

جنبه‌هاي تجاري ريزازديادي:

ريزازديادي به عنوان يك تكنيك داراي كاربردهاي تجاري قابل توجهي است زيرا با اين تكنيك مي‌توان تعداد زيادي واريته‌هاي گياهي جديد و پايه‌هاي گياهي عاري از بيماري توليد نمود. در حال حاضر اين تكنيك‌ها به خوبي مشخص شده‌اند و منابع بسيار حاوي اطلاعات دقيقي در مورد كشت گونه‌هاي گياهي مختلف وجود دارد همچنين در حال حاضر در استراليا شركت‌هاي تجاري زيادي وجود دارند كه از دستورالعمل‌هاي مفيد براي ازدياد گونه‌هاي گياهي استفاده مي‌كنند اكثر اينها شركت‌هاي كوچكي هستند و سود اندكي دارند چنانچه سوددهي كشت بافت گياهي اصلاح شود توانايي تجاري خوبي دارد.

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 16:12 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

فصل 1 -  مقدمه

عوامل كنترل بيولوژيك آفات عوامل طبيعي هستند كه غالباً به دليل كم خطر بودن براي سلامت انسان و محيط زيست، طرز تأثير منحصر به فرد ، حجم مصرف كم و اختصاصي بودن براي گونه هاي هدف از آفت كشهاي شيميايي متداول متمايز مي گردند. عوامل كنترل بيولوژيك آفات به سه دسته مهم تقسيم مي شوند : عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات، عوامل ميكروبي كنترل كننده آفات وعوامل ماكروارگانيسم كنترل كننده آفات.

عوامل كنترل بيولوژيك آفات كه تغيير ژنتيكي يافته اند به دليل مفاد پروتكل ايمني زيستي با توجه به عضويت كشور در كنوانسيون تنوع زيستي و ارزيابي مخاطرات آنها، در راهنماي جداگانه اي بررسي خواهند شد.

 

 1-1- عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات[2]

يك ماده شيميايي كه به عنوان عامل بيوشيميايي كنترل آفات و بيماريهاي گياهي طبقه بندي مي شود بايد دو معيار زير را داشته باشد:

-    ماده شيميايي بايد داراي طرز عملي غير از سميت مستقيم در آفت هدف باشد (مثلا" تنظيم رشد، اختلال در جفت گيري، جلب كنندگي) آفت كشهايي نظير استريكنين، روتنون، نيكوتين و پايروترين كه منشاء اوليه طبيعي دارند و داراي سميت مستقيم هستند عوامل بيوشيميايي كنترل آفات محسوب نمي شوند.

-    يك ماده بيوشيميايي، يا بايد به طور طبيعي توليد شود يا اگر توسط بشر ساخته مي شود بايد ساختاري مشابه با ماده شيميايي كه به طور طبيعي موجود است داشته باشد. براي اينكه ساختار شيميايي يك تركيب مصنوعي با ساختار يك تركيب شيميايي طبيعي مشابه باشد، بايد ساختار جزء اصلي تركيب مصنوعي با ساختار مولكول طبيعي يكسان باشد. تفاوت هاي كوچك ميان نسبت هاي شيمي ايزومرهاي فضايي (كه در مقايسه تركيب مصنوعي با تركيب طبيعي موجود يافت مي شود) معمولا" موجب حذف يك ماده شيميايي از طبقه بندي به عنوان عامل بيوشيميايي كنترل آفات نمي شود، مگراينكه ايزومري يافت شود كه خواص سم شناسي آن تفاوت معني داري با  ايزومر ديگر داشته باشد.

گاهي يك ماده شيميايي داراي بسياري از خصوصيات عامل كنترل كننده بيولوژيكي آفات است اما از نظر فني با دو معيار تعيين شده براي عوامل بيوشيميايي مطابقت ندارد. در صورت وجود چنين شرايطي ارزيابي مورد به مورد به منظور تعيين جايگاه ماده شيميايي در يكي از دو طبقه عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات و يا آفتكشهاي معمولي لازم است.

به عنوان مثال:

1- چنانچه ساختار دقيق مولكولي تركيبي كه به طور طبيعي وجود دارد معلوم نباشد.

2- چنانچه ماده شيميايي مصنوعي از نظر ساختار با تركيبي كه به طور طبيعي وجود دارد تشابه نزديكي داشته باشد ولي با آن يكسان نباشد.

3- چنانچه طرز تأثير روي آفت و بيماري هدف در مقايسه با ارگانيسم هاي غيرهدف متفاوت باشد.

       ارزيابي مورد به مورد ضروري است.

در اين موارد معيارهاي تشخيص براي تعيين ماده شيميايي به عنوان يك عامل بيوشيميايي كنترل آفات مشتمل است بر :

-  تعيين يا بررسي مهمترين تفاوتهاي شيميايي و سم شناسي موجود در ساختار آنالوگ مصنوعي و طبيعي .

-        طرز تأثير آنالوگ مصنوعي در مقايسه با طبيعي در گونه هدف.

-      تفاوت در سميت بين آنالوگ مصنوعي و طبيعي .

     

 عوامل بيوشيميايي كنترل آفات بر اساس شيوه عمل بيولوژيك به چهار دسته تقسيم مي شوند :

 

1-1-1- مواد شيميايي علامت دهنده[3] 

مواد شيميايي كه توسط گياهان يا جانوران توليد و پخش مي شوند و موجب تغيير رفتار موجودات گيرندة مشابه يا متفاوت مي گردند به عنوان مواد شيميايي علامت دهنده نام گذاري مي شوند. اين مواد به دو گروه فرومونها و آللوكميكالها تقسيم مي شوند. فرومونها داراي نقش درون گونه اي و آللوكميكالها داراي نقش بين گونه اي هستند. فرومونها به انواع مختلف جنسي، تجمعي، اعلام خطر و غيره و آللوكميكالها به كايرومونها، آلومونها، سينومونها و غيره تقسيم مي گردند. اين تركيبات به صورت سنتتيك و به صورت فرمولاسيونهاي مخصوص و يا ضمايم مربوط (مانند تله) مي توانند در كنترل جمعيت آفات مورد استفاده قرار گيرند.

 

 

1-1-2- تنظيم كننده هاي رشد حشرات[4]

تنظيم كننده هاي رشد، آنالوگهاي هورمونهاي طبيعي حشرات و يا تركيبات طبيعي با منشاء گياهي هستند كه به صورت شيميايي سنتز مي شوند و داراي اثرات تحريك كننده و يا بازدارنده رشد ونمو و فعاليتهاي فيزيولوژيكي حشرات و يا اثر ضد تغذيه اي مي باشند.

 

1-1-3- تنظيم كننده هاي طبيعي گياهان[5]

تـنظيم كننده هاي طبيعي گياهان ، مواد شيميايي هستند كه داراي اثرات بازدارندگي، تحريك يا ساير اثرات تغيير دهنده بر روي همان گونه يا ساير گونه هاي گياهي هستند. برخي از اين مواد هورمونهاي گياهي و يا هورمون با منشاء گياهي ناميده مي شوند.

 

1-1-4- آنزيمها[6]

در اين راهنما ، آنزيمها مولكولهاي پروتئيني هستند كه در اثر بيان ژنهايي خاص ساخته مي شوند و واكنشهاي بيو شيميايي را كاتاليز[7] مي كنند.

 

1-2- عوامل ميكروبي كنترل آفات[8]

عوامل ميكروبي كنترل كننده آفات شامل عوامل طبيعي مانند  باكتريها ، قارچها، ويروسها ، نماتدها و تك ياختگان مي باشند كه در كنترل بندپايان زيان آور، عوامل بيماريزاي گياهي و علفهاي هرز نقش دارند.

به دليل ماهيت عوامل بيولوژيكي كنترل آفات بعضي از ملزومات اطلاعاتي براي ثبت اين عوامل با اطلاعات مربوط به ثبت آفت كشهاي شيميايي متفاوت مي باشد. اما اين اصل كلي كه بايد ضمن اثر بخش بودن، براي كاربران، مصرف كنندگان محصولات غذايي و يا محيط زيست خطر جدي ايجاد ننمايد، در ثبت اين مواد نيز مصداق دارد.

 

 

 

 

1-3- عوامل ماكروارگانيسم كنترل آفات[9] (دشمنان طبيعي آفات[10])

اين عوامل كنترل بيولوژيك شامل انگل واره ها (پارازيتوييدها) و شكارگرها هستند كه در كنترل بيولوژيك حشرات ، كنه ها ، جانوران زيان آور، عوامل بيماريزاي گياهي و علفهاي هرز نقش ايفا مي نمايند.

به دليل ماهيت عوامل بيولوژيكي كنترل آفات بعضي از ملزومات اطلاعاتي براي ثبت اين عوامل با اطلاعات مربوط به ثبت آفت كشهاي شيميايي متفاوت مي باشد. اما اين اصل كلي كه بايد ضمن اثر بخش بودن، براي كاربران، مصرف كنندگان محصولات غذايي و يا محيط زيست و ساير گياهان ميزبان خطر جدي ايجاد ننمايد، در ثبت اين عوامل نيز مصداق دارد.

 

1-3-1- انگل واره ها (پارازيتوييدها[11] )

جانوري كه براي مدت نسبتاً طولاني از تمام يا بخشي از بافتهاي بدن جانور ديگر (ميزبان) تغذيه مي كند و در نهايت سبب مرگ آن مي شود انگل واره ناميده مي شود.

انگل واره ها در دوره لاروي داراي زندگي انگلي، ولي در مرحله بالغ داراي زندگي آزاد هستند و اغلب از شهد گلها و مواد مشابه آنها و يا احيانا" از ميزبان خود تغذيه مي نمايند.

 

1-3-2- شكارگرها[12]

جانوري كه در زندگي خود موجودات زنده ديگر را شكار و از آنها تغذيه مي كند شكارگر ناميده مي شود.

شكارگرها در مرحله نابالغ و يا بالغ و يا در هر دو مرحله به عنوان شكارچي آفات مي باشند و از يك مرحله يا مراحل مختلف زندگي ميزبان خود تغذيه مي كنند و بدين ترتيب در كنترل طبيعي آفا ت نقش به سزايي دارند.

 

 

 

 

 

 

روند ثبت عوامل كنترل بيولوژيك آفات بر اساس ماده 37 آيين نامه اجرايي قانون حفظ نباتات به شرح زير مي باشد:  

1- ارائه درخواست كتبي و مدارك و اطلاعات لازم از درخواست كننده ثبت به دبيرخانة هيأت نظارت بر سموم در سازمان حفظ نباتات.

2- بررسي مدارك ارائه شده توسط هيأت نظارت بر سموم.

3- اخذ نمونه براي ارسال به مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور و انجام آزمايشهاي تحقيقاتي.

4- دريافت نتايج آزمايشها از مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور.

5- بررسي نتايج و مدارك، ثبت و اعلام نتيجه توسط هيأت نظارت بر سموم.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 15:36 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي سابقه كشت بدون خاكورزي محصولات

توسعه و تکامل كشت بدون خاکورزی در ایالات متحده

تحقيقات بر روی خاکورزی حفاظتی با مدلهای ابتدایی گاوآهن قلمی در دشتهای بزرگ در دهه 1930 به منظور یافتن راه حلی برای جلوگیری از خسارتهای ناشی از فرسایش بادی بعد از واقعه معروف dust bowl شروع شد. زراعت با پوشش کاه و کلش در دشتهای بزرگ به عنوان مقدمه ای برای کشت بدون خاکورزی، توسعه پیدا کرد.

کتاب ادوارد فالکنر بنام plowman’s folly که برای اولین بار در سال 1943 منتشر گرديد، احتمالا سبب تغییراتی در عملیات خاکورزی در کشاورزی شد. او منطقی بودن شخم زدن را زیر سوال برده است. برخی از اظهارات او عبارتند از : " هیچ کس دلیل علمی برای شخم زدن پیدا نکرده است. هیچ نیازی به شخم زدن نیست و در صورتی که زمین قبلا شخم نخورده باشد، بیشتر عملیاتی که معمولا پس از شخم زدن انجام می گیرد، کاملا غیر ضروری هستند، اگر ما دخالت نکنیم، هیچ اتفاقی برای خاک نمی افتد. واقعیت این است که شخم زدن، واقعا باروری ( بارخیزی ) را از بین می برد." این نظریات، بوسیله کشاورزان و محققان مورد سوال قرار گرفت. زیرا در آن زمان راه حلی غیر از شخم زدن بوسیله کشاورزان برای مبارزه با علفهای هرز یا حل مشکل بقایای گیاهی وجود نداشت. بر اساس گزارش Reader’s Digest، احتمالا هیچ کتابی در آن زمان درباره کشاورزی در ایالات متحده نوشته نشده که در آن به این صورت موضوعات کشاورزی مورد بحث قرار گرفته باشد. در سال اول انتشار، این کتاب 5 بار تجديد چاپ شد.

کلینگمن، در کارولینای شمالی در اواخر دهه 1940، کشت بدون خاکورزی را گزارش داد. در سال 1951، کا.سی.بارونز ، جی.اچ. دیویدسون و سی.دی. فیتزجرالد از شرکت شیمیایی Dow، انجام موفقیت آمیز عملیات بدون خاکورزی را گزارش دادند. در دهه 1960، ام.آ. اسپراگو، در نیوجرسی، استفاده از مواد شیمیایی به عنوان جایگزینی برای خاکورزی به منظور اصلاح مرتع را گزارش داد (فیلیپس و فیلیپس، 1984).

در اوایل دهه 1960، تحقیقات گسترده ای بر روی آماده سازی شیمیایی بستر بذر در ایالات متحده شروع شد. در سال 1960، آزمایشها در ویرجینیا در ارتباط با از بین بردن علف هرز ارزن وحشي (grass blue) با استفاده از علف کش پاراکوات، استفاده از علف کش آترازین برای کنترل بقایای گیاهی و استفاده از علف کش تو، فور، دی (2,4,D) برای از بین بردن علفهای هرز پس از استقرار گیاه اصلی شروع شد. پس از مدت کوتاهی، این آزمایشات در اوهایو، ایلینویز و کنتاکی گزارش شد (توماس و بلیوینس، 1996 و بلیوینس و همکاران، 1998).

در سال 1961 و 1962، مزارع نمایشی در چندین کشتزار در ایالات متحده اجرا شد. این برنامه های اجرایی، هری و لورانس یانگ از هرندون[1] کنتاکی را به امتحان کردن این فناوری جدید در زمینهایشان در سال 1962 تشویق کرد. این کار باعث شد که آنها اولین کشاورزان دارای کشت مکانیزه در دنیا باشند که از روش بدون خاکورزی برای تولید محصول استفاده کردند. یک تابلوی فلزی که در گوشه ای از مزرعه نصب شده، آن زمان را به یاد می آورد: اولین عملیات بدون خاکورزی برای تولید محصول در کنتاکی در این مزرعه در سال 1962 صورت گرفت. هری و لورانس از شهر کریستین در میان اولین کسانی در کشور هستند که از روش بدون خاکورزی با استفاده از علف کشها برای آماده سازی بستر بذر در بقایای گیاهی استفاده کردند. اين روش باعث حفاظت ازخاک و آب، صرفه جویی در وقت، نیروی کار و سوخت می شود و اغلب محصولات با عملکرد بالاتر تولید می کند.

هری یانگ، مدرک کاردانی و کارشناسی خود را از دانشگاه کنتاکی گرفت و تا قبل از بازگشت به زمینهای خانوادگی 500 هکتاری در سال 1954، برای دانشگاه کار کرد. او این آزمایشهای کشت بدون خاکورزی را بر روی 3/1 هکتار زمین در سال 1962 آغاز کرد. به زودی، هزاران بازدیدکننده برای فراگیری فناوری جدید به مزرعه اش رفتند (فیلیپس و یانگ، 1973). بعدها، کشاورزان دیگر هم به هری یانگ و برادرش پیوستند و این روش را برای تولید ذرت آزمایش کردند. در این زمان، سازندگان ماشین آلات، ساخت تجهیزات مورد نیاز را آغاز کردند و در سال 1966، آلیس چالمرز[2] ، ماشین کاشت بدون خاکورزی (گاوآهن لوله ای) را معرفی کرد. از آنجایی که این روش، کاشت بذر بلافاصله پس از برداشت محصول را ممکن می ساخت، کشت بدون خاکورزی سویا در سال 1967 به عنوان سیستم دو کشتی، بعد از گندم شروع شد (فیلیپس و یانگ، 1973).

شرلی فیلیپس[3] ، یکی از پیشگامان تحقیق بر روی کشت بدون خاکورزی در لکسینگتون،  از دانشگاه کنتاکی، می خواست نا مناسب بودن روش بدون خاکورزی برای تولید محصول را اثبات کند. اما پس از مشاهده نتایج، به یکی از طرفداران سرسخت و موفق ترین مروجان کشت بدون خاکورزی، نه تنها در ایالات متحده بلکه خارج از کشور هم تبدیل شد. شرلی فیلیپس به دلیل علاقه بسیار به این روش و توانایی علمی، ترویج و سخنرانی این روش، امروزه به عنوان پدر فناوری کشت بدون خاکورزی نامیده می شود.

در میان انتشارات پژوهشی اولیه در مورد تولید محصول به روش بدون خاکورزی می توان به مودی[4] و همکاران (1961)، فری[5] و همکاران (1963)، تریپلت[6] و همکاران (1963)، لیلارد[7] و جونز[8] (1964) و ژیتر[9] و مک ایونی[10] (1965)اشاره کرد. مقایسه شش ساله کشت بدون خاکورزی به وسیله شیر[11] و موشلر[12] در سال 1969 انتشار یافت.

در سال 1973 فیلیپس و یانگ، کتاب " کشت بدون خاکورزی" را منتشر کردند. انتشار این کتاب، یک رخداد مهم در زمینه کشت بدون خاکورزی و اولین آن در نوع خود در دنیا بود. این کتاب مردم را به امتحان و پژوهش در مورد کشت بدون خاکورزی تشویق کرد و بعدا به زبان اسپانیولی نیز ترجمه گردید.

نواحی زیر کشت بدون خاکورزی در ایالات متحده رشد تدريجي داشته است و از 2/2 میلیون هکتار در سال زراعی 1974-1973 به 8/4 میلیون هکتار در زراعی 1984-1983 (جدول 1) و تقریبا به 20 میلیون هکتار در 1997 (جدول 1)رسیده است، ولی این تنها 16 درصد از کل اراضی زیر کشت این کشور است.

 

 

 

 

جدول 1 : كل مناطق زير كشت بدون خاكورزي در كشورهاي مختلف در سالهاي 97-1996.

كشور

مساحت زير كشت بدون خاكورزي(هكتار)

آر‍ژانتين

4400000

برزيل

6500000

كانادا

6700000

مكزيك

490000

پاراگوئه

500000

اروگوئه، شيلي، بوليوي

500000

ايالات متحده

19400000

ديگر كشورها

460000

جمع

38700000

استراليا

1000000

 

 

قوانین جدید کشاورزی در سال 1985 و 1990 که با هدف حفاظت خاک تصویب گردید، نقش حیاتی کشت بدون خاکورزی به عنوان روش اصلی حفاظت خاک در خاکهای با قابلیت فرسایش زیاد را اعلام کرد (توماس و بلیوينس، 1996) و در توسعه سریعتر کشت بدون خاکورزی سهم داشت.

با وجود رشد چشمگیر کشت بدون خاکورزی در ایالات متحده، گسترش آن کندتر از حدی است که پیش بینی می شد. در سال 1975، وزارت کشاورزی ایالات متحده پیش بینی کرد که در سال 2000 حدود 82 درصد از زمینهای زیر کشت در ایالات متحده می تواند زیر کشت خاکورزی حفاظتی باشد و 45 درصد هم زیر کشت بدون خاکورزی قرار گیرد (وزارت کشاورزی ایالات متحده). امکان تحقق این پیش بینی میسر نگردید.

توسعه مناطق زیر کشت بدون خاکورزی در آمریکا، کانادا و دیگر کشورهای اصلی دارای کشت بدون خاکورزی، از سال 1987 تا سال 1996 به وسیله هبلتوایت[13] (1997) از CTIC، گزارش شده است (شکل 1).

 

شكل 1 : مساحتهاي زير كشت بدون خاكورزي در كشورهاي مختلف ( هكتار )

توسعه و گسترش کشت بدون خاکورزی در آمریکای لاتین

برزیل: اولین تلاش برای آزمایش فناوری بدون خاکورزی به وسیله دانشکده کشاورزی دانشگاه ریوگراندوسول[14] ، در نائومی توکی در سال 1969 آغاز شد (بورگس، 1993). با کمک وزارت کشاورزی ایالات متحده، ماشین کاشت بدون خاکورزی بوفالو که از آمریکا وارد شده بود، در یک هکتار مستقیما بذر ذرت خوشه ای ( سورگوم ) در همان سال کشت گردید. متاسفانه، این دستگاه در آغاز کار خود به دلیل آتش سوزی از بین رفت.

اولین آزمایشهای بدون خاکورزی در آمریکای لاتین در آوریل سال 1971 در موسسه کشاورزی پسکوئیساس یا IPEAME (با نام قبلی [15]EMBRAPA) در لوردینای ایالت پارانا با همکاری با پروژه  GTZاز آلمان انجام شد (درپش، 1984). این پروژه، طرحهای نمایشی را در مزرعه هربرت بارتز ، یک کشاورز برزیلی آلمانی الاصل، در رولاندیای پارانا اجرا کرد. پس از مشاهده نتیجه این طرحها، هربرت بارتز به انگلستان و آمریکا سفر کرد و درباره پیشرفتهای این روش تحقیق نمود، سپس با ICI فرنهرست و هری یانگ در کنتاکی دیدار کرد، در هر کشور، یک دستگاه بذرکار بدون خاکورزی خرید و در اکتبر سال 1972 اولین کاشت بذر سویا را بدون خاکورزی آغاز کرد. بدین صورت بود که هربرت بارتز اولین کشاورزی شد که این روش را در برزیل و آمریکای لاتین استفاده کرد و هنوز هم از این روش استفاده می کند. کشاورز دیگری که با همکاری بارتز دستگاه بذرکار بدون خاکورزی را خرید الیس چالمرز بودکه به دلیل مشکل کنترل علف هرز، چند سال بعد، این روش را رها کرد. کشت بدون خاکورزی از زمانی که اولین ماشین در برزیل در سال 1976-1975 بر پایه بیل دوار که خیلی کند بود ساخته شد و تنها علف کشهای موجود، تو، فور، دی و پاراکوات بودند، آغاز گرديد. بیل زدن با دست در این مرحله، بسیاری از محصولات را از نابودی حفظ کرد. با وجود مشکلاتی که در آغاز وجود داشت، نواحی زیر کشت بدون خاکورزی از 1000 هکتار در سال 1974-1973 به 400000 هکتار در سال 1984-1983 رسید و در سال 1997-1996 این مساحت به 6500000 هکتار افزایش یافت (جدول 1). فدراسیون اتحادیه های کشت بدون خاکورزی در برزیل (FEBRAPDP) تخمین زد که در سال 1998 اراضی زیر کشت بدون خاکورزی در برزیل به 4/8 میلیون هکتار، گسترش پیدا كند.

ICI، تحقیقات کاربردی روی کشت بدون خاکورزی را از روزهای اول با دستگاه تری ویلز (Terry Wiles) در رولاندیای پارانا در سال 1972 در برزیل آغاز کرد. اولین آزمایشها در ایالت ریو گراندی دو سول به وسیله ICI در سال 1973 آغاز شد. مورد توجه ترین و برنامه ریزی شده ترین تحقیق بر روی کشت بدون خاکورزی در IAPAR، در لوندرینا در سال 1976 با همکاری با ICI انجام شد. این تحقیق اولین تحقیق کامل منتشر شده در زمینه کشت بدون خاکورزی در برزیل در سال 1981 بود (IAPAR، 1981). پروژه تحقیقاتی مشترک دیگری در سال 1977 بین IAPAR و نمایندگی همکاریهای فنی آلمان (GTZ) با تمرکز بر روی گیاهان پوششی و تناوب گیاهی در کشت بدون خاکورزی، آغاز شد. در سال 1988 نتایج حاصله در آلمان منتشر شد و بعدها به زبان پرتغالی هم ترجمه گردید (درپش، 1991). در حال حاضر، بعضی از موسسات تحقیقاتی برزیل مانند EMBRAPA  (CNPTrigo) در پاسوفاندو از ریوگراندی دوسول اعلام کرده اند که تمام برنامه های تحقیقاتی ( رقمها، تناوبها، گیاهان پوششی و . . . ) باید در زمینه کشت بدون خاکورزی بوده و هدف، پذیرش صد در صد این سیستم کشت به وسیله کشاورزان باشد.

 اولین کنفرانس بین المللی کشت بدون خاکورزی در پونتاگراسای پارانا در سال 1981 برگزار شد. دو کنفرانس بین المللی دیگر در سال 1983 و 1985 در همان جا، در نواحی زیر کشت بدون خاکورزی در پونتاگراسا که حدود 200000 هکتار بود در سال 1986 برگزار گردید. این ناحیه، اولین ناحیه وسیع در برزیل بود که کاملا زیر کشت بدون خاکورزی قرار داشت. در اینجا، کار ابتدایی فرانک دی جکسترا[16] و مانوئل هنریکو پیریرا[17] ( نماینده فدراسیون کشاورزان دارای کشت بدون خاکورزی یا FEBRAPDP، از سال 1992 تا 1998) که هر دو کشاورز و رهبران جامعه خود بودند، نقش مهمی در انتشار این شیوه کشت، نه تنها در برزیل، بلکه در همه کشورهای آمریکای لاتین و خارج از آن ایفا کردند. از اینجا، فناوری به طور عمده به ایالتهای سانتاکاتارینا و ریوگراندی سول در جنوب کشور، جایی که پیشرفتهای بزرگی با استفاده از گیاهان پوششی و تناوب زراعی حاصل شده و در نتیجه کاهش هزینه کود و علف کشها را در پی داشته است، برده شد. در دهه 1990، بزرگترین توسعه کشت بدون خاکورزی در برزیل در سرادوس ( ساوانای شمال برزیل مرکزی که فقط یک فصل کشت در سال دارد ) اتفاق افتاد. با تشکر از کار مهم APDC ( اتحادیه کشت بدون خاکورزی سرادوس ) که پنجمین و ششمین کنفرانس ملی کشت بدون خاکورزی در گویانیا را سازماندهی نمود و در ششمین کنفرانس، بیش از 2500 شرکت کننده داشت.

از آنجایی که علف کشهای بهتر و ارزان تری در دهه 1990 به بازار آمد، مدیریت کشت بدون خاکورزی آسانتر شد و این امر، همراه با گسترش بهتر و متنوع تر ماشینهای کاشت بدون خاکورزی، تاثیر زیادی در سرعت پذیرش کشاورزان داشت. از میان شرکتهای شیمیایی، احتمالا شرکت مونسانتو[18] سرمایه گذاری بیشتری در بخش کشت بدون خاکورزی داشت، این امر به دلیل وجود تمایل کشاورزان به خرید علف کش گلیفوسیت[19] بود. در میان سازندگان تجهیزات بذرکاری در کشت بدون خاکورزی، شرکت سمیاتو[20] ، در توسعه ماشینهای بذرکار نقش هدایت کنندگی داشته است و از فعالیتهای مربوط به کشت بدون خاکورزی، حمایت کرده است. در سال 1985، سیزده کارخانه سازنده ماشینهای بذرکار کشت بدون خاکورزی در برزیل وجود داشتند (درپش و همکاران، 1991).

محصولات اصلی زیر کشت بدون خاکورزی در برزیل، سویا، ذرت، گندم، جو، سورگوم، آفتابگردان، لوبیا و محصولات پوششی کود سبز در دیمزارها می باشند. برنج آبی نیز در ایالت ریوگراندی دوسول در برزیل در حال افزایش است. حدود 110000 هکتار سطح زیر کشت برنج آبی وجود دارد ( 13 درصد از کل سطح زیر کشت برنج ) که به روش بدون خاکورزی کشت می شود (ژولیانو بوساتو، گفتگوهای شخصی، 1998). نه تنها محصولات سنتی در این کشور زیر کشت بدون خاکورزی هستند، بلکه پیاز، گوجه فرنگی، سبزیجات، تنباکو و غیره نیز امروزه با این روش کشت می شوند.

آرژانتین: اولین تجربه زراعت بدون خاکورزی و همچنین تحقیق در زمینه كشت بدون خاکورزی در سال 1974 در آرژانتین آغاز شد. در این زمان بعضی از کشاورزان پیشرو در تلاش برای یافتن روشی به منظور رشد بهتر سویا پس از گندم، در سیستم کشت دوتایی، ( دو کشت در سال )، کشت بدون خاکورزی را آغاز کردند. چندین کشاورز این روش را آغاز کردند، ولی بعد، به دلیل کمبود علف کشها و ماشین آلاتی که باید جایگزین می شدند ( به عنوان عوامل عمده برای پذيرش این روش )، این روش را ادامه ندادند. شرکت دوپریال[21] (ICI) یکی از اولین شرکتهای خصوصی بود که در گسترش این روش با ارتقاء فعالیتهای پژوهشی و جلسات و روزهای مزرعه نقش داشت. این شرکت، همچنین، یک پروژه مشترک را با همکاری INTA سازماندهی کرد (مارلی، 1995). از نتایج دیگر این پروژه، برگزاری یک کنفرانس بین المللی بدون خاکورزی در ایستگاه تحقیقاتی INTA، مارکوس جاورز[22] ، در سال 1997 بود (INTA، 1977). از آن زمان به بعد، INTA، تحقیقات را توسعه داد و به منظور زیر پوشش قرار دادن برخی نواحی حاصلخیز کشور، آن را ترویج نمود. هری روسو[23] ، از ایستگاه تحقیقاتی مارکوس جاورز یکی از اولین کشاورزانی بود که این فناوری را در سال 1978 در آرژانتین امتحان کرد و اکنون هم از این روش با موفقیت رو به افزایش، استفاده می کند. در سال 1979، دومین کنفرانس بین المللی کشت بدون خاکورزی در روزاریو سانتافی برگزار شد.

در سال 1986، AAPRESID ( اتحادیه کشاورزان بدون خاکورزی آرژانتین ) تشکیل شد و نقش مهمی در گسترش فناوری بدون خاکورزی ایفا نمود. در سال 1992، AAPRESID، اولین کنفرانس ملی خود را با عنوان Congreso Nacional de Productores en Siembra Directa که سالانه بیش از 1000 کشاورز در آن شرکت می کنند ، برگزار نمود. در سال 1988-1987 در آرژانتین سطح زیر کشت بدون خاکورزی بیشتر از 25000 هکتار نبود، در سال 1997-1996 به 4/4 میلیون هکتار افزایش یافت. دسترسی به ماشینها، عامل اصلی در پذیرش کشت بدون خاکورزی بود، ولی امروزه، تقریبا 30 کارخانه مختلف از آرژانتین و تعدادی از برزیل، ماشینهای بذرکار کشت بدون خاکورزی را در این کشور می فروشند. سویا، ذرت، گندم و دیگر غلات ریز، سورگوم و آفتابگردان، محصولات اصلی کشت بدون خاکورزی در آرژانتین هستند.

شیلی: کارلوس کروتو[24]، از پیشگامان کشت بدون خاکورزی در شیلی است. در سال 1978، او یک ماشین بذرکار مدل آلیس چالمرز خرید و برای اولین بار، کشت بدون خاکورزی را در مزرعه خودش بنام چکوئن[25] که در نزدیکی Concepcion قرار داشت، انجام داد. امروزه، کروتو، از طریق باقی گذاشتن تقریبا 14300 کیلوگرم در هکتار بقایای ذرت و 6200 کیلوگرم در هکتار بقایای گندم روی سطح زمین، فرسایش خاک را کاهش داده است. در زمینی با شیب 15 تا 18 درصد، او محصول قابل توجهی را تولید می کند، مثلا 19600 کیلوگرم در هکتار ذرت آبی و 10800 کیلوگرم در هکتار گندم دیم (No-till Farmer، 1997). در طول 19 سال کشت بدون خاکورزی متوالی، کارلوس کروتو، 5/2 سانتیمتر به خاک سطحی افزوده است و مواد آلی از 7/1 به 6/10 درصد در پنج سانتیمتر اول خاک افزایش يافته و جرم مخصوص ظاهری خاک را از 7/1 به 4/1 گرم بر سانتیمتر مکعب رسانده، قابلیت نگهداری آب در خاکهای او به بیش از 100 درصد رسیده است و فسفات از 7 به 100 میلی گرم در کیلوگرم و پتاس از 200 به 360 میلی گرم دركيلوگرم در 5 سانتیمتری بالایی خاک افزایش یافته است. همچنین، قابلیت تبادل کاتیونی (CEC) خاک از 11 به 26 میلی اکی والان در 100 گرم خاک افزایش یافته و pH خاک از 6 به 7 رسیده است. کروتو، علاوه بر اینکه یک کشاورز و یک محقق است، نویسنده کتاب Rastrojos sobre el suelo نیز می باشد (1992) که بعدا با عنوان Stuble over the soil به انگلیسی ترجمه شد (1996).

اولین گزارش تحقیق در زمینه کشت بدون خاکورزی در سال 1981 به وسیله INTA منتشر شد (دلکانتو و اورمنو، 1981 و مارتینز و نووآ، 1981). علیرغم بیست سال کشت بدون خاکورزی موفقیت آمیز در شیلی، این روش به بیشتر از 100000 هکتار در این کشور توسعه پیدا نکرده است و بسیاری از کشاورزان هنوز کاه و کلش را می سوزانند. گندم، جو دوسر و کلزا، محصولات اصلی زیر کشت بدون خاکورزی در شیلی می باشند (تقریبا 95 درصد). محصولات دیگر، جو، تریتیکاله ( گندم ماکارونی )، انواع لوبیا، عدس و ذرت می باشند.

پاراگوئه: قبل از اینکه هر گونه تحقیقی روی کشت بدون خاکورزی صورت گیرد، کشاورزان از شرکت تعاونی ایتاپو (Itapua) واقع در جنوب پاراگوئه، روش جدید کشت را در آغاز دهه 1980 امتحان کردند. به دلیل کمبود دانش چگونگی بکارگیری فناوری جدید و به دلیل وارد کردن ماشینهای با کیفیت پائینتر که بر اساس بیل چرخان کار می کردند و همچنین به دلیل کمبود علف کشهای مناسب در بازار، اولین تجربه، با شکست روبرو شد و خیلی زود، کشاورزان به طرف خاکورزی سنتی برگشتند. بعدها، کشاورزان ژاپنی از مستعمره Yguazu در شرق پاراگوئه با پشتیبانی Center Tecnologico Agropecuario Paraguay(JICA-CETAPRA) به فناوری جدید روی آوردند. این مرکز که برای توسعه کمکهای فنی به کشاورزان مهاجر ژاپنی در پاراگوئه تاسیس شده بود، با همکاری کشاورزان، در کار با این روش کشت، با موفقیت روبرو گردید. اکینو بوفوکامی[26] ، یک مهاجر ژاپنی، نماینده شرکت تعاونی محلی و هدایت کننده آن، اولین کشاورز در این کشور بود که کشت بدون خاکورزی را با موفقیت انجام داد و از سال 1983 نیز آن را ادامه داد. ده سال بعد، با حمایت JICA، تمام کشاورزان عضو این شرکت تعاونی، از این فناوری استفاده کردند و همچنین بسیاری از کشاورزان دیگر مستعمرات ژاپن نیز این فناوری را مورد استفاده قرار دادند. رشد اولیه کند بود و در سال 1992 فقط 20000 هکتار در پاراگوئه تحت کشت بدون خاکورزی قرار داشت. بعد از اینکه وزارت کشاورزی پاراگوئه با همکاری نمایندگی همكاريهاي فنی آلمان (GIZ) یک پروژه حفاظتی خاک را در سال 1993، بر روی توسعه و گسترش کشت بدون خاکورزی شروع کرد، این فناوری به سرعت در سطح 500000 هکتار از اراضی در سال 1998 ( عمدتا اراضی زیر کشت سویا ) گسترش پیدا کرد. حدود 65 درصد کشاورزانی که سویا را با روش کشاورزی مکانیزه کشت می کردند، روش کشت بدون خاکورزی را روی تمام یا قسمتی از زمینهایشان در سال 1998 بکار می بردند.

بولیوی: دکتر جین لاندیوار[27] ، پس از بازدید از برزیل و آرژانتین در سال 1986، کشت بدون خاکورزی را بر روی 2000 هکتار زمین خودش در اراضی پست سانتاکروز آغاز کرد. او کشت سورگوم، ذرت و همچنین سویا را با روش کشت بدون خاکورزی شروع کرد. تحقیقاتی در همان زمان آغاز شد، ولی نتیجه مثبت نداشت. در تابستان سال 1997-1996، 102000 هکتار در سانتاکروز با روش بدون خاکورزی عمدتا زیر کشت سویا، ذرت، برنج و پنبه بود. در زمستان سال 1996، 35000 هکتار گندم (35 درصد سطح زیر کشت گندم) و همچنین آفتابگردان، زیر کشت بدون خاکورزی بود.

مکزیک: در پایان سال 1997 در مکزیک تقریبا 490000 هکتار زیر کشت بدون خاکورزی بود که 100 تا 200 هزار هکتار آن توسط کشاورزان خرده پا به انجام رسیده بود (رامون کلاوران، گفتگوهای شخصی، 1997).

بیشتر کشورهای دیگر در آمریکای لاتین، اخیرا کشت با این روش را شروع کرده اند و کمتر از 100 هزار هکتار اراضی زیر کشت بدون خاکورزی دارند.

CAAPAS: CAAPAS اتحادیه تعاونی بدون خاکورزی برای کشاورزی پایدار در امریکاست. این اتحادیه که در سال 1992 تاسیس شده، نقش مهمی در توسعه کشت بدون خاکورزی در آمریکای لاتین داشت. ویکتور تروکو[28] ، اولین نماینده این اتحادیه در طول سالهای 1992 تا 1998 بوده است. در ابتدا، فقط کشورهای آمریکای لاتین به این اتحادیه پیوستند، در سال 1998، CTIC ( مرکز اطلاعات خاکورزی حفاظتی ) هم به عضویت این اتحادیه درآمدند.

 

منابع

BORGES, G. de O., 1993: Resumo histórico do plantio direto no Brasil. In: EMBRAPA, Centro Nacional de Pesquisa de Trigo, Passo Fundo, RS. Plantio direto no Brasil. EMBRAPA-CNPT/FUNDACEP FECOTRIGO/Fundação ABC/Aldeia Norte, p 13-17

DEL CANTO, S. P. and ORMEÑO, N, J., 1981: Cero labranza. Ventajas, desventajas y uso potencial en la VII Región. Investigación y Progreso Agropec., Quilamapu 9: 2-3 

DERPSCH, R., 1984: Histórico, requisitos, importancia e outras considerações sobre Plantio Direto no Brasil. In: Plantio Direto no Brasil, Fundação Cargill, Campinas, 1984, 124 pp 

DERPSCH, R., ROTH, C.H., SIDIRAS, N. and KÖPKE, U., 1991: Controle da erosão no Paraná, Brasil: Sistemas de cobertura do solo, plantio direto e preparo conservacionista do solo, GTZ, Eschborn, 272 pp 

IAPAR, 1981: Plantio direto no estado do Paraná. Fundação Instituto Agronomico do Paraná, Circular N° 23, 244 pp 

INTA, 1977: Primera reunión técnica de cultivos sin labranzas, Marcos Juárez, 1, 2 y 3 de Setiembre de 1977. INTA, Extación Experimental Regional Agropecuaria, Marcos Juarez, Argentina, Informe Tecnico N° 95 

MARELLI, H. J., 1995: La Siembra Directa en Argentina. In: Proceedings of the IICA/PROCISUR Conference, Avances en Siembra Directa, August 8-10, 1994, Asunción, Paraguay

No-Till Farmer, 1997: Stubble over the soil means No-Till forever. No Till Farmer, Brookfield, Wisconsin, USA, December, 1997, p 6-7 

PHILLIPS, E. R. and PHILLIPS, S. H., 1984: Ed., No-tillage Agriculture, Principles and Practices. Van Nostrand Reinhold Co, New York, 306 pp (p 2) 

PHILLIPS, S. H. and YOUNG, H. M., 1973: No-Tillage Farming. Reiman Associates, Milwaukee, Wisconsin, 224 pp 

THOMAS, G.W., and BLEVINS,R.L., 1996:The development and importance of no-tillage crop production. in Kentucky. Agronomy Research Report 1996. Kentucky Agric. Exp. Sta. Progress Report No. 385, 5-6. 

THOMAS, G.W., and BLEVINS,R.L., 1996:The development and importance of no-tillage crop production. in Kentucky. Agronomy Research Report 1996. Kentucky Agric. Exp. Sta. Progress Report No. 385, 5-6. 

 



-1Herndon

-2Allis Chalmers

-3Shirley Phillips

-1Moody

-2Free

-3Triplett

-4Lillard

-5Jones

-6Jeater

-7Mcllvenny

-8Shear

-9Moshler

-1Hebblethwaite

-1Rio Grande do Sul

-2Empresa Brasileira de Pesquisa de Agropecuaria

1-Frank Dijkstra

-2Manoel Henrique Pereira

-3Monsanto

-4Gliphosate

-5Semato

-1Duperial

-2Marcos Juarez

-3Heri Rosso

-1Carlos Crovetto

-2Chequen farm

-1Akinobu Fukami

-2Jean Landivar

-1Victor Trucco

محمدجواد روستا و مريم عرب

استاديار و كارورز مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس

 

[ دوشنبه دهم آبان 1389 ] [ 20:13 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر چیزی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

و ضربان قلبت را تندترمی کنند،

دوری کنی...

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی....

 

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری بکن!

نگذار که به آرامی بمیری...

 

شادی را فراموش نکن!

با تشکر سید چاسب فاضلی- ابوسامی

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 19:25 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

ک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

سجــــده ای زد بر لــــب درگـــــاه او
پـر زلیــــلا شــد دل پـــــــــر آه او

گفت یــا رب از چه خـوارم کــرده ای
بر صلیــب عشــــق دارم کرده ای

جـــــام لیـــــلا را به دستــــم داده ای
واندر این بازی شکســتم داده ای

نشتر عشـقــــــش به جانــم می زنی
دردم از لیـــــــــلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشــق، دل خونم مکن
من کـــــه مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچـــــــــــــه دیگر نیستم
این تو و لیــــــلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایــــــــــــــت منم
در رگ پیدا و پنهانت منــــــــــــــم

سال ها با جور لیــــــــــــــلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختــــــــــــی

عشق لیـــــــــــــــــلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا بــــــــــاختم

کردمت آوارهء صحـــــــــــــــــرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشــــــــــــد

سوختم در حسرت یک یا ربــــــت
غیر لیــــــــــــــــــــلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولـــــی
دیدم امشب با منی گفتم بلـــــــــــــی

مطمئــــــــــــن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانــــــــــــــه ام در میزنی

حال این لیـــــــلا که خوارت کرده بود
درس عشقـــــــش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهـــــــــــت کنم
صد چو لیــــــــــلا کشته در راهت کنم

با تشکر سید چاسب فاضلی- ابوسامی

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 2:51 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

مردم اغلب غيرمنطقي، خودمحور و متعصب هستند،   

در هر حال،

آنها را ببخش!

اگر مهربان باشي، مردم تو را متهم مي‌كنند كه پشت اين مهرباني‌ها هدف‌هاي خودخواهانه پنهان شده است،

در هر حال مهربان باش! 

اگر موفق شوي،‌
دوستان دروغين و دشمنان واقعي به‌دست خواهي آورد،

در هر حال موفق شو!

اگر صادق و صريح باشي،
ممكن است تو را فريب دهند،‌

در هر حال صادق و صريح باش!

چيزي را كه براي ساختنش سال‌ها تلاش كرده‌اي
 مي‌توانند در يك شب نابود كنند، 

در هر حال تو بساز!
 

اگر آرامش و خوشبختي را بيابي
مورد حسد واقع مي‌شوي،

در هر حال به دنبال  خوشبختي باش!

كار خوب امروز تو را،
اغلب افراد فردا فراموش مي‌كنند،

در هر حال تو كار خوبت را انجام بده!

بهترين‌هايت را به دنيا بده و اين ممكن است هرگز كافي نباشد،

در هر حال تو بهترين هايت

را به دنيا بده!

مي‌دوني ...

در آخر،

هر چی بوده بين تو و خداست،

در هر حال هيچ‌كدوم بين
تو و آنها نبوده!

 

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 2:29 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

عمل: عمل ترس را مغلوب می کند!

پیتر زارلنگا

بینش: افکارت را تغییر بده،

 سپس می توانی دنیایت را تغییر دهی

        نورمان وینست پله

چالش‌ها: در بحبوحه سختی ها و تهدیدها،

 فرصت‌ها ظاهر می‌شوند.

     آلبرت انشتین

تعهد: فاتح یک قله، به آنجا حمل نشداست! 

اعتقاد: اعتقاد نیروی محرکه اشتیاق است

و اشتیاق به ندرت شکست می‌خورد!

       مک آندرسون

شجاعت: ترس یک واکنش است ولی شجاعت یک تصمیم!

                                       وینستون چرچیل                                       

تعالی: تفاوت انجام کاری تقریبا درست و کاری کاملا درست می‌تواند تمایز میان موفقیت و شکست را رقم زند!   

 هنری فورد

                                                                                    

تمرکز: بر چند کار معدود و مهم تمرکز کن

 و نه بر چندین کار کم اهمیت!

        ناشناس          

هدف: مهم‌ترین مسئله در مورد هدف ....

داشتن آن است!

  گیوفری آبرت

 

رشد: بدون تلاش برای کاری ماورای آنچه

تا کنون انجام داده ای،  رشد نخواهی کرد!

        رونالد ای اُسبُرن

عادت‌ها: ما آنچه هستیم که مرتبا انجام می دهیم.

بنابراین تعالی یک عمل نیست بلکه یک عادت است!

         ارسطو

شخصیت و یکپارچگی: یک وجدان آسوده

در رعد و برق هم از خواب بیدار نمی شود!

      ضرب المثل انگلیسی

دانش: دانش مثل کوهنوردی است،

هرچه بالاتر بروی بیشتر می بینی و بیشتر قدر آن را می دانی!

      ناشناس

                                                                                     

ریسک: در صورت لزوم هراسی از

 برداشتن گام‌های بزرگ به خود نده! از یک پرتگاه نمی توان با دو گام کوچک عبور کرد!

              دیوید لیوید جورج

خدمت: از بهترین برگشت های زندگی آن است که هیچ‌کس نمی‌تواند بدون کمک به خودش به دیگران خدمت کند!

                              رالف والدو امرسون                           

و کلام آخر: موفقیت یک سفر است و نه یک مقصد

 

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 1:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

—عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خود صادق نیست.سید چاسب فاضلی

—بدترین شکل دلتنگی آن است که در کنار کسی باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید. گابریل گارسیا

—چه بسا که درد های درمان ناپذبر را که عشق درمان کرده است.سنجوی

—اندیشه ها ورویا ها . آه ها و اشک ها از ملازمان جدایی ناپدیر عشق می باشند.شکسپیر

—پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ هم گسیخته نمی شود چه رسد به دوری.ولتر

—حقیقی ترین حقیقت ها عشق است.بار لبی

—در یک عشق هزار مصیبت نهفته است.ابوسامی

—در عشق سکوت بهتر از نطق و بیان ادای مقصود می کند.مثل ژاپنی

—شجاعت مانند عشق از امید تغذیه می کند.ناپلئون

—عشق تنها مرضی است که بیمارش آن ازش لذت می برد.افلاطون

—عشق و سختی بهتر آزمایش زندگی زناشوئی است.اسمایلز

—عشق غالبا یک نوع عذاب است و محروم ماندن از آن یک نوع مرگ.شکسپیر

—عشق اصل همه چیز دلیل همه چیزو خاتمه همه چیز است.لاکوردر

—عشق باید شادی آور نه رنج آور باشد.ناپلئون

—عشق بلایی می باشد که همه خواستار آن می باشند.افلاطون

—عشق  قوی ترین نیروها را در انسان بیدار می کند.نفیسی

—عشق انسان را عاقل و با تجربه می کند فقط نیاز به زمان هست.سید چاسب فاضلی

—دوستت دارم نه بخاطرشخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.گابریل گارسیا

—به کسی عشق بورز که لایق عشق باشد نه تشنه عشق چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.ویکتور هوگو

—عشق یعنی اینکه ما باور داشته باشیم که یک دل دیگر اردتمند ماست. .ب نقل از وبلاگ روزها

—بار ویاور هم باشیم نه بار خاطر هم.ب نقل از وبلاگ روزها

    مهندس سید چاسب فاضلی

 

                                    

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 18:18 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد

و  همه  با  هم  فرياد   مي  زدند  حسنك   كجايي
شب  شده  بود  اما  حسنك  به  خانه  نيامده  بود . حسنك   مدتهاي زيادي   است  كه  به  خانه  نميآيد . او به  شهر  رفته  و  در  آنجا  شلوار  جين  و  تي  شرت هاي تنگ  به  تن  ميكند . او هر  روز  صبح  به  جاي  غذا دادن به  حيوانات  جلوي  آينه  به  موهاي  خود  ژل  ميزند.

موهاي   حسنك  ديگر  مثل  پشم  گوسفند  نيست  چون  او  به   موهاي  خود         گلت ميزند.
ديروز  كه  حسنك  با  كبري  چت  ميكرد . كبري  گفت  تصميم  بزرگي  گرفته  است . كبري  تصميم  داشت  حسنك  را  رها  كند  و  ديگر   با  او  چت  نكند  چون   او  با  پتروس   چت  ميكرد . پتروس  هميشه پاي  كامپيوترش  نشسته   بود  و  چت ميكرد . پتروس  ديد  كه   سد سوراخ  شده   اما  انگشت  او  درد  ميكرد چون  زياد  چت   كرده  بود . او نميدانست  كه  سد  تا  چند  لحظه  ي   ديگر  مي شكند . پتروس  در  حال  چت  كردن  غرق  شد.

براي  مراسم  دفن  او   كبري  تصميم  گرفت  با  قطار  به آن  سرزمين   برود  اما  كوه   روي  ريل  ريزش  كرده   بود  . ريزعلي  ديد  كه  كوه   ريزش  كرده  اما  حوصله  نداشت  . ريزعلي  سردش   بود و  دلش      نمي خواست  لباسش  را  در  آورد  . ريزعلي  چراغ  قوه   داشت  اما حوصله   درد  سر  نداشت . قطار  به   سنگ ها  برخورد   كرد  و  منفجر   شد . كبري  و  مسافران  قطار  مردند.

اما  ريزعلي  بدون  توجه  به  خانه  رفت . خانه  مثل  هميشه  سوت  و كور  بود  . الان چند  سالي  است  كه  كوكب  خانم  همسر  ريزعلي  مهمان  ناخوانده  ندارد  او  حتي  مهمان  خوانده  هم  ندارد . او حوصله ي  مهمان  ندارد . او پول  ندارد  تا  شكم  مهمان  ها  را  سير  كند.

او  در  خانه  تخم  مرغ  و  پنير  دارد  اما  گوشت  ندارد
او  كلاس  بالايي  دارد  او  فاميل  هاي  پولدار  دارد
.
او  آخرين  بار  كه  گوشت  قرمز  خريد  چوپان  دروغگو  به  او  گوشت  خر  فروخت  .اما  او  از  چوپان  دروغگو  گله  ندارد  چون  دنياي  ما  خيلي  چوپان  دروغگو  دارد  به  همين  دليل  است  كه  د يگر  در  كتاب  هاي  دبستان  آن  داستان  هاي  قشنگ  وجود  ندارد .

 

 

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 17:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

يك روزسـوراخ كـوچكـي در يك پيله ظاهر شدشخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ ايجاد شده در پيله نگاه كرد .

سپـس فعـاليت پــروانـه متوقف شـ‌ـ‌د و بــه نـظـر رسيد تمام تلاش خود را انجـام داده و نمي تواند ادامه دهد .

آن شخص تصميم گرفت :

به پروانه كمك كنـد و با قيچـي آن را بـاز كـرد . پروانه به راحتـي از پيله خارج شـد اما بـدنـش ضعيف و بالهايش چروك بود .

آن شخص بازهم به تماشـاي پـروانـه ادامـــه داد چــون انتظارداشـت كــه بـالهاي پروانه بــاز، گستــرده و محـكـم شـود و از بــدن پـروانـــه محافظت كند .

هيچ اتفاقي نيفتاد در واقع پـروانه بقيــه عـمـرش به خزيـدن مشغـول بـود و هرگـز نتوانست پـرواز كند .

چيـزي كـه آن شخص با همه مهربانيش نمي دانست اين بـود كـه محدوديت پيلـه و تـلاش لازم بـراي خـروج از سوراخ آن ، راهي بود كه خدا بـراي ترشـح مايعـاتي از بـدن پروانه بـه بالهايش قرارداده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پـرواز كنـد .

گاهي اوقات آرامش تنها چيزي نيست كه در زندگي نيازداريم .

اگر خدا اجازه مي داد كـه بـدون هيچ مشكلي زنـدگي كنيم فلج مي شـديم ، به انـدازه كـافـي نبوديـم و هرگـز نمي توانستيم پرواز كنيم .

•        من قدرت مي خواستم و خدا مشكلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم .

•        من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل كنم .

•        من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفكر و قوت ماهيچه داد تا كار كنم .

•        من جرأت خواستم و خدا موانعي سر راهم قرارداد تا بر آنها غلبه كنم .

•        من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند

•        من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد .

من به هرچه كه خواستم نرسيدم ...

اما به هرچه كه نياز داشتم دست يافتم

با تشکر فراوان سید چاسب فاضلی – ابو سامی

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 17:12 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

The   Most

بیشترین

The most selfish one letter word

بیشترین خودخواهی یک کلمه  یک حرفی است

"I“

من

Avoid it.

از آن بپرهیز

The most satisfying two-letter word     

 بيشترين خرسندي يك كلمه دو حرفي است

 

"WE“

ما

Use it.

ازآن استفاده كن

The most poisonous three-letter word.

زهآگين ترين چيز يك كلمه سه حرفي است

"EGO“

 

Kill it.

آنرا از بين ببر

The most used four-letter word.

پراستفاده ترين چيزيك كلمه 4 حرفي است

"LOVE“

عشق

Value it.

براي آن ارزش قائل شو

The most pleasing five-letter word.

بهترين قدر داني كلمه 5 حرفي است

"SMILE“

لبخند

Keep it.

آنرا نگهدار

The fastest spreading six-letter word...

سريعترين چيز كه گسترش پيدا ميكند يك كلمه 6 حرفي است

"RUMOUR“

شايعه    

Ignore it.

آنرا در نظر نگير

The hardest working seven-letter word..

سختترين كار يك كلمه 7 حرفي است

"SUCCESS“

موفقيت

Achieve it.

آنرا بدست بياور

The most enviable eight-letter word.

رشك آورترين چيزيك كلمه 8 حرفي است

"JEALOUSY“

حسادت

Distance it.

از آن فاصله بشگير

The most powerful nine-letter word....

قدرتمندترين چيزيك كلمه 9 حرفي است

"KNOWLEDGE“

دانش

Acquire it.

آنرا بدست بياور

The most essential ten-letter word....

ضروري ترين چيز يك كلمه 10 حرفي است

"CONFIDENCE“

اعتماد

Trust it.

به آن ايمان داشته باش

Thank You very much.

Seyed chaseb fazeli

با کمال تشکر سید چاسب فاضلی-ابوسامی

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 16:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Dear son...

پسر عزيزم:

The day that you see me old and I am already not, have patience and try to understand me …

روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....

If I get dirty when eating… if I can not dress… have patience. Remember the hours I spent teaching it to you.

اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش.

و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم.

If, when I speak to you, I repeat the same things thousand and one times… do not interrupt me… listen to me.   

اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده.

When you were small, I had to read to you thousand and one times the same story until you get to sleep…

When I do not want to have a shower, neither shame me nor scold me…

 

Remember when I had to chase you with thousand excuses I invented, in order that you wanted to bath…

هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن.

زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم.

When you  see my ignorance on new technologies… give me the necessary time and not look at me with your mocking smile…

I taught you how to do so many things… to eat good, to dress well… to confront life…

من به تو چيزهاي زيادي آموختم... چگونه بخوري، چگونه لباس بپوشي ... و چگونه با زندگي مواجه شوي

When at some moment I lose the memory or the thread of our conversation… let me have the necessary time to remember… and if I cannot do it, do not become nervous… as the most important thing is not my conversation but surely to be with you and to have you listening to me…

هنگامي كه در زمان صحبت، موضوع بحث را از ياد مي برم، به من فرصت كافي بده كه به ياد بياورم در چه مورد بحث ميكرديم و اگر نتوانستم به ياد بياورم، از من عصباني نشو.

مطمئن باش كه آنچه براي من مهم است با تو بودن و با تو سخن گفتن است نه موضوع بحث!

If ever I do not want to eat, do not force me. I know well when I need to and when not.

اگر مايل به غذا خوردن نبودم، مرا مجبور نكن. به خوبي مي دانم كه چه وقت بايد غذا بخورم .

When my tired legs do not allow me walk...

هنگامي كه پاهاي خسته ام به من اجازه راه رفتن نمي دهند ....

… give me your hand… the same way I did when you gave your first steps.

دستانت را به من بده ... همانگونه كه در كودكي اولين گامهايت را به كمك من برداشتي

And when someday I say to you that I do not want to live any more… that I want to die… do not get angry… some day you will understand…

و اگر روزي به تو گفتم كه نمي خواهم بيش از اين زنده باشم و دوست دارم بميرم ... عصباني نشو. روزي خواهي فهميد كه من چه مي گويم.

You must not feel sad, angry or impotent for seeing me near you. You must be next to me, try to understand me and to help me as I did it when you started living.

تو نبايد از اينكه مرا در كنار خود مي بيني احساس غم، خشم و ناراحتي كني. تو بايد در كنار من باشي و مرا درك كني و مرا ياري دهي، همانگونه كه من تو را ياري كردم كه زندگي ات را آغاز كني

Help me to walk… help me to end my way with love and patience. I will pay you by a smile and by the immense love I have had always for you.

مرا ياري كن در راه رفتن. مرا با عشق و صبوري ياري ده كه راه زندگي ام را به پايان ببرم.

من نيز پاداش تو را با لبخندي و عشقي كه همواره به تو داشته ام خواهم داد.

I love you son…

 

                                                Your father

دوستت دارم پسرم.

                                           پدر تو

قال تعالى ”وقضى ربك ألا تعبدوا ألا إياه و بالوالدين إحسانا“

وقال تعالى: ”وقل ربي ارحمها كما ربياني صغيرا“

 با تشکر مهندس سید چاسب فاضلی

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 16:42 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

قواعدی  در زندگی

 

1.  Take into account that great love and great achievements involve great risk.

 

1- بر اين باور باش كه عشق و دستاوردهاي عظيم، در برگيرنده مخاطرات بزرگ است.

2.  When you lose, don’t lose the lesson.

2- آنگاه كه مي بازي، از باختت درس بگير.

3Follow the three R’s:

     Respect for self

      Respect for others and         

      Responsibility for all your actions.

3- سه اصل را دنبال كن:

         محترم داشتن خود

       محترم داشتن ديگران

      جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود

4. Remember that not getting what you want is sometimes a

    wonderful stroke of luck.

4- به ياد داشته باش، دست نيافتن به آنچه مي خواهی گاهي از اقبال بيدار تو سرچشمه مي گيرد.

5. Learn the rules so you know how to break them properly.

5- قواعد را فرا گير تا به چگونگي شكستن آن ها به گونه اي شايسته، آگاه باشي.

6. Don’t let a little dispute injure a great relationship.

6- نگذار ستيزه اي خُرد بر ارتباطي پرقدرت، خللي وارد سازد.

 

  7. When you realize you’ve made a mistake, take immediate

      steps to correct it.

 

7- هرگاه به اشتباه خويش پي بردي، بي درنگ گامهايي براي اصلاح آن بردار.

8. Spend some time alone every day.

8- هر روز مجالي را صرف خلوت كردن كن.

9.  Open your arms to change, but don’t let go of your values.

9- آغوشت را به سوي دگرگوني بگشاي، امّا از ارزش هاي خود دست برندار.

10. Remember that silence is sometimes the best answer.

10- به ياد داشته باش، خاموشي گاهي بهترين پاسخ است.

11. Live a good, honorable life. Then when you get older and

       think back, you’ll  be able to enjoy it a second time.

11- نيكو و آبرومند زندگي كن، آنگاه، به وقت سالخوردگي، هنگامي كه به گذشته بينديشي، از زندگي ات ديگر بار لذت خواهي برد.

12. A loving atmosphere in your home is the foundation for your life.

12- فضاي عشق در خانه تو شالوده اي است براي زندگي ات.

13. In disagreements with loved ones, deal only with the

      current situation. Don’t bring up the past.

13- در ناسازگاري ها با افراد مورد علاقه ات، تنها به وضعيت فعلي بپرداز. گذشته را بزرگ نكن.

14. Share your knowledge. It is a way to achieve immortality.

14- دانش خود را تسهيم كن، كه طريقي براي دستيابي به جاودانگي است.

15. Be gentle with the earth.

15- با زمين مهربان باش.

16. Once a year, go someplace you’ve never been before.

16- سالي يكبار به جايي برو كه پيش تر هرگز در آن جا نبوده اي.

17. Remember that the best relationship is one in which your

       love for each other exceeds your need for each other.

17- به ياد داشته باش، بهترين رابطه، رابطه اي است كه عشقتان به يكديگر بر نيازتان به يكديگر فزوني يابد.

18.  Judge your success by what you had to give up in order to get it.

18- كاميابي خود را به داوري بنشين، از آن طريق كه بداني چه واگذارده اي تا كاميابي را بدست آوري.

19. Approach love and cooking with reckless abandon.

19- به عشق و آشپزي با واگذاردن بي پروا دست ياب.

 

اين چند روزه ميخواهيم از بحث كشاورزي خارج بشيم

[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 10:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

ابو سامی

چاودار گیاهی است که می تواند در خاکهای نامساعد به عمل آید و سرمای سخت را نیز تحمل کند. چاودار اهلی ممکن است از گونه ای بنام سکال آناتولیکوم[1]، که گونه ای است وحشی و در سوریه، ارمنستان، ایران و ترکیه وجود دارد، منشعب شده باشد. برخی عقیده دارند که چاودار معمولی از گونۀ مونتانوم[2]، که در جنوب اروپا و نواحی نزدیک آن در آسیا به حالت وحشی می روید، به وجود آمده است.

 

وضع گیاه شناسی چاودار

چاودار جزء تیرۀ گرامینه و نام علمی آن سکال سرآل[3] است و این گونۀ گیاهی تنها گونۀ مزروعی جنس سکال بشمار می رود. ساقه های آن طویلتر و بزرگتر از ساقه های گندم است.

در چاودار، گلها روی یک سنبل اصلی قرار دارند که در آن سنبلهای فرعی واقع شده اند. هر سنبل فرعی شامل 3 گل است که دو عدد آن بارور و دیگری عقیم است. هر گل یک گلوم نازک و یک گلوم ریشک دار و یک پالئا دارد. دانه های باریک به سهولت جدا می شوند.

چاودار خاصیت خودعقیمی دارد و لذا گیا هی است غیر خودگشن. میزان خود عقیمی در حدود 96 تا 99 درصد است. بعضی از نژادهای آن، که برای خودباروری برگزیده شده اند، درصد عقیمی کمتری دارند. به خاطر همین موضوع تعداد زیادی از گلهای چاودار، حدود  آنها، خالی و فاقد دانه است. طرز گل کردن و باز شدن گل در این گیاه شبیه گل گندم و جو است

.

 

مطالعات سیتو ژنتیکی و ژنتیکی در چاودار

در چاودار معمولی 14 عدد کروموزم وجود دارد ( 14= n2 )؛ چاودار گیاهی است دیپلوئید، بعضی از بوته های آن یک جفت کروموزم زائد دارند که بنام کروموزم B خوانده می شود. گاهی تعداد بیشتری از این قبیل کروموزم دیده می شود. کروموزم های اضافی ممکن است موجب عقیمی گیاه شوند. در چاودار، واریته های اتوتتراپلوئید بطور مصنوعی بدست آمده است مثلاً از واریتۀ روزن[4] یک اتو تتراپلوئید با استفاده از حرارت بدست آمده که عقیم بود ولی بر اثر سلکسیون عقیمی آن کاهش پیدا کرد. با کولشیسین، تتراپلوئیدهای دیگری از چاودار بدست آمده که کاه آنها محکمتر و قدرت پنجه زدنشان بیشتر بود در ضمن محصول بهتری داشتند، و از لحاظ زودرسی نیز شبیه واریته های دیپلوئید بودند. میزان باروری در دیپلوئیدها نسبت به تتراپلوئید حدود 10 درصد بیشتر است ولی بهترین تتراپلوئیدها از لحاظ میزان محصول، استحکام کاه، زودرسی، مقاومت به سرما و خشکی شبیه واریته های دیپلوئیدی هستند که از آنها مشتق شده اند.

به علت خود عقیمی، مطالعات ژنتیکی در چاودار قدری محدود شده است.     

 

روشهای اصلاح چاودار

روشهایی که برای اصلاح چاودار بکار می رود با روشهایی که تا به حال مورد بحث واقع شده اند تفاوت دارد. اصلاح چاودار بیشتر بوسیلۀ سلکسیون توده ای و اختلاط لاین های اینبرد صورت گرفته است. در چاودار، عقیمی مسئلۀ مهمی است و واریته های معمولی آن خودعقیم هستند ولی بر اثر سلکسیون واریته هایی به دست آمده اند که عقیمی کمتری دارند. در لاین های اینبرد نیز عقیمی زیاد است که بوسیلۀ سلکسیون کمتر خواهد شد.

 

الف) سلکسیون توده ای

سلکسیون توده ای برای چاودار خیلی بکار می رود. قریب 5 تا 10 هزار بذر در یک گروه با فواصل منظم کشت و 10 تا 20 درصد گیاهان خوب در موقع برداشت انتخاب می شوند. سال بعد تعدادی از نتاج بهترین گیاهان را جدا و کشت می کنند که از ان بذر الیت[5] به دست آید. بقیه، مجدداً کشت می شود که از آن بهترین واریته ها انتخاب شود.

 

ب) اینبریدینگ

در چاودار، اینبریدینگ موجب کم شدن قدرت رشد، ارتفاع گیاه، و میزان محصول می شود. هیبریدهایی که از بعضی از اینبردها به دست می آید بهتر از واریته هایی هستند که گرده افشانی باز دارند. گاهی، لاین های اینبرد را با هم مخلوط کرده اجازه می دهند با هم تلقیح شوند و به این ترتیب واریته ای به دست می آید که آن را واریتۀ مصنوعی می گویند.

 

ج) دورگ گیری بین چاودار و گندم

چاودار به عنوان پایۀ پدری با واریته های هگزاپلوئید گندم به خوبی آمیزش داده می شود. ولی واریته های تتراپلوئید گندم را به سختی می توان با چاودار آمیزش داد.

گیاه حاصل که 56 کروموزم دارد سالم است (یعنی اینکه عقیم نیست) و خواص آن حد فاصل خواص گندم و چاودار است. آمفی دیپلوئید حاصل را تریتیکاله[6] است.

 

د) دورگ گیری بین چاودار و سایر گونه ها

هیبریدهای بین چاودار معمولی و چاودار وحشی[7] قوی هستند، عقیمی زیاد ندارند، و در آنها کروموزم ها نیز جفت می شوند. ترکیباتی بین چاودار و گونه های آجیلوپس نیز صورت گرفته که نتایج آنها متفاوت بوده است. آمیزش چاودار معمولی با گونۀ فراژیل[8] تولید هیبریدی می کند که کاملاً عقیم است.

 

هدفهای اصلاح چاودار

هدفهای اصلاح چاودار عبارت اند از: ازدیاد عملکرد، مناسب بودن برای برداشت با کمباین ( یعنی تهیۀ واریته های پا کوتاه)، مقاومت به خوابیدگی، بهتر ساختن کیفیت محصول، و مقاومت به بیماری ها.

 

 



[1] Secale anatolicum

[2] S.montanum

[3] S.cereale

[4] Rosen

[5] Elite

[6] Triticale

[7] S.montanum

[8] S.fragile

ابوسامی

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 15:5 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

کتان یا بزرک، گیاهی است که هم از لحاظ روغن و هم از لحاظ الیاف اهمیت دارد. برای هر کدام از دو منظور فوق، واریته های مختلفی کشت می شود. بذر آن 32 تا 44 درصد روغن دارد. روغن بزرک، در ساخت رنگها برای نقاشی و سایر مصارف صنعتی بکار می رود. کنجالۀ آن هم برای خوراک دام مصرف می شود.

 

خواص گیاه شناسی و ژنتیکی کتان

کتان گیاهی است از تیرۀ لیناسه[1] و جنس لینوم[2]. واریته های تجارتی آن، از گونه لینوم اوزیتاتی زیموم[3] یا کتان معمولی است.دورگ گیری بین گونه ای برای تعیین ارتباط گونه ها چندان موفقیت آمیز نبوده است.

کتان معمولی و گونه زراعی دیگر، 15 کروموزم دارد ( 15= n ). کتان معمولی تنها گونه ای است که غوزۀ آن بسته یا نیمه شکوفا ست. گونه های دیگر کتان با تعداد کروموزم (n) مساوی 8، 9، 10، 12، 14، 15، 16، و 18 نیز وجود دارند. گونه هایی که 9 کروموزم دارند (9=n) از همه بیشترند؛ پس از آن، گونه های 15 کروموزمی (15=n) از لحاظ کمیت از سایر گونه ها بیشتر هستند.

تلاقی بین گونه هایی که 15 کروموزم دارند موفقیت آمیز بوده است.

تلاقی بین گونه های 9 کروموزمی (9=n)، غالباًً موفقیت آمیز بوده است اما تلاقی بین گونه های 9 کروموزمی و گونه اوزیتاتی زیموم، با سایر گونه هایی که 5 کروموزم (5=n) دارند، تولید بذر نمی کند.

گل کتان 5 کاسبرگ و 5 گلبرگ دارد. گلبرگها، به رنگهای سفید، آبی، بنفش، ارغوانی یا صورتی هستند.

از لحاظ شکل غوزه، کتان را می توان به سه گروه تقسیم کرد:

الف) کتانهایی که غوزۀ شکوفا دارند؛ در این قبیل کتانها غوزه پس از رسیدن باز می شود و دانه ها ممکن است بیرون بریزند.

ب) کتانهایی که غوزۀ نیمه شکوفا دارند.

ج) کتانهایی که غوزۀ آنها بسته است؛ این قبیل کتانها، که غوزه هایشان باز نمی شوند، در بعضی از نواحی حائز اهمیت و برای کشت و کار مناسب اند. دلیل این امر آن است که می توان آنها را در مزرعه مدت بیشتری نگه داشت تا مقدار بیشتری از بذرها برسند، زیرا خطر ریزش دانه در بین نیست.

گلهای کتان موقع طلوع خورشید و در روزهای گرم آفتابی باز می شوند و پس از طلوع خورشید گرده آزاد می گردد. گلبرگها، پیش از ظهر همان روز می ریزد. در روزهای ابری، گلها دیرتر باز می شوند.

کتان، گیاهی است خودبارور ولی حدود 3% تا 2% دگرباروری در آن وجود دارد. درصد دگرباروری با واریته، فصل و وجود حشرات تفاوت می کند. در واریته هایی که گل آنها به شکل دیسک است، درصد دگرباروری بیشتر و در واریته هایی که گل آنها لوله ای است کمتر است.

 

روشهای اصلاح کتان

روشهای اصلاح کتان همان است که در گیاهان خودگشن از آنها استفاده می شود یعنی وارد کردن واریته های جدید، سلکسیون، و دورگ گیری.

 

هدفهای اصلاح در کتان

از مهمترین هدفها در اصلاح کتان، مقاومت به بیماریهاست و در این باره مطالعات دامنه داری انجام شده است که نظیر آن در کمتر گیاهی دیده می شود. به طوری که فرضیه ژن برای ژن (Gene foe gene) که برای مقاومت و حساسیت نسبت به پاتوژنهای قارچی مطرح است، برای اولین بار توسط فلور (Flor) بر روی زنگ کتان مطرح شد.

 هدفهای مهم دیگر در اصلاح کتان، ازدیاد محصول و بهتر ساختن کیفیت روغن آن است. خواص دیگری، از قبیل به موقع رسیدن کتان، مقاومت به خوابیدگی و مقاومت به ریزش نیز باید در اصلاح کتان مورد نظر باشد.

 

کیفیت روغن محصول

کیفیت روغن کتان در صنعت، با اهمیت و نکته بسیار قابل توجهی است. در مورد روغن کتان، میزان درصد آن و عدد یدی روغن، از مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد. اندازۀ بذر در سالم بودن و رنگ آن نیز در کیفیت محصول تاثیر دارد.

درصد روغن و عدد یدی، از خواص ژنتیکی هستند اما عوامل محیطی نیز در آنها موثرند. عدد یدی، عددی است که کیفیت خشک شدن روغن را تعیین می کند و مقیاسی برای مقدار اکسیژنی است که روغن جذب می کند تا خشک شود. بر حسب تعریف، عدد یدی مقدار گرم یدی است که 100 گرم روغن می تواند جذب کند. عدد یدی روغن بزرک بین 160 تا 195تغییر می کند. هر چه این شماره بزرگتر باشد روغن مرغوبتر است.

در بزرک، واریته هایی که بذر ریزتری دارند عدد یدی آنها نیز بالاتر است. از طرفی، واریته های بذر درشت در حدود 2 تا 3 درصد روغنشان بیشتر است. دمای بالا، خشکی و بیماریها مقدار درصد روغن را کاهش می دهند.



[1] Linaceae

[2] Linum

[3] L. usitatissimum

ابو سامی

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 2:18 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ
fazeli3362@gmai.com
chasebfazeli@chmail.ir
fazeli3362@yahoo.com
http://www.irexpert.ir/?310898
ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ
امکانات وب
تماس با ما