X
تبلیغات
ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥

ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥
ღ°•..•°ღ abo SAMI ღ°•.♥.•°ღ 

در اواخر زمستان و یا اوائل بهار با ظاهر شدن اسپات ها بر روی درخت فعالیت های حیاتی گیاه از قبیل گرده افشانی، لقاح و سرانجام تشکیل میوه آغاز می گردد.گرده افشانی انتقال دانه های گرده از بساک گل نر به سطح کلاله و یا مادگی گل ماده می باشد.

  چون خرما گیاهی دو پایه بوده و گل های نر و ماده به صورت جدا از هم روی پایه های جداگانه قرار دارند و از طرفی عملیات گرده افشانی بوسیله باد و یا حشرات بطور مناسبی انجام نمی گیرد لذا دستیابی به محصول مناسب چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی به میزان تلقیح گل ها بستگی دارد که معمولاً می بایست توسط انسان انجام گیرد.

        گل ماده دارای پوششی شامل دو ردیف سه تایی کاسبرگ به صورت فلس های کم و بیش چرمی و مادگی سه برچه ای است. بعد از عمل تلقیح معمولاً یکی از برچه ها رشد می نماید و به مرحله نهائی رشد می رسد. البته بندرت در برخی از ارقام مانند رقم شکر و یا برحی در مواردی دو تا از برچه ها تلقیح شده و به رشد خود ادامه می دهند. در مواردی که گل ها به هر دلیلی تلقیح نشوند هر سه گل به میوه تبدیل شده و در مرحله حبابوک ریزش می نمایند و در مواردی که ریزش نکنند نیز میوه ها از وضعیت رشد و ظاهر مناسبی برخوردار نبوده و با اینکه ممکن است تا مرحله خلال هم زنده بماند ولی ارزش چندانی ندارد.

      هم گل آذین نر و هم گل آذین ماده در غلاف های بزرگی بنام اسپات یا گریبانه قرار دارند. اسپات ها پوشش های چوبی محکمی هستند که گل های نر و ماده را تا زمان رسیدن درون خود حفظ کرده و پس از رسیدن شکاف برداشته و گل ها آزاد می گردند. در این زمان باید با بریدن و جدا نمودن اسپات های نر از روی درخت نسبت به جمع آوری دانه های گرده با روش مناسب اقدام نمود.

        اسپات های ارقام مختلف از نظر اندازه متفاوت هستند. طول اسپات های ماده قبل از ترک خوردن و باز شدن گل ها در ارقامی مانند کبکاب حداکثر بین 50 تا 70 سانتیمتر و در رقم شهابی بین 30 تا 40 سانتیمتر و عرض آن در کبکاب بین 10 تا 13 سانتیمتر و در رقم شهابی بین 13 تا 15 سانتیمتر می باشد.  حداکثر طول اسپات ماده در رقم سایر (استعمران) بین 60 تا80 و در رقم خضراوی بین 40 تا 50 سانتیمتر و حداکثر پهنای اسپات در استعمران 9 تا 10 و در خضراوی 8 تا9  سانتیمتر می باشد. اسپات هائی که اول ظاهر می شوند درشت تر و بزرگتر و اسپات های آخری کوچکترند.

      اسپات های نر نیز درشت هستند بطوری که طول اسپات در نر غنامی سبز و غنامی س

رخ و خکری وردی و خکری کرطلی بین 60 تا 70 سانتیمتر و در سمسماوی، کوتاه و حدود 40 سانتیمتر است. طول اسپات نر در رقم غلامی از این هم بزرگتر و به یک متر می رسد. تعداد اسپات های نر در هر نخل بین 10 عدد برای نر سمسماوی تا 30 عدد در نر غلامی متغیر می باشد. رنگ اسپات ها در اکثر ارقام قهوه ای کم رنگ تا پررنگ و یا متمایل به قرمز است ولی در نر غنامی سبز دارای رنگ سبز سیر می باشد. معمولاً اسپات های نر کمی زودتر از اسپات های ماده ظاهر می شوند. بسته به گرمای هوا در سال هائی که هوا زودتر گرم می شود اسپات های نر معمولاً در بهمن ماه و دربرخی از سال ها در اوائل اسفند ماه ظاهر می شوند. در سال 1378 به علت گرمای زودرس هوا در منطقه بلوچستان، اسپات های نر دو هفته زودتر ظاهر شدند و همین امر سبب شد که تلقیح گل ها دو هفته زودتر صورت پذیرد.

      در همین سال و در همین منطقه از بین 14 رقم نرشامل تیس، جالق1،  جالق 2،  زابلی، راسک1، راسک2، مسکوتان، اسپکه، فنوج، گربیت، ساریوک، چانف و قصرقند، ظهور اسپات ها از 10 بهمن شروع (نر تیس) و تا 30 بهمن ماه (نر چانف) برای همه ارقام به طول انجامید.  بطور کلی 70 درصد این ارقام قبل از 20 بهمن ماه به گل دهی رسیدند. زمان ظهور اسپات ها به نوع رقم نیز بستگی زیادی دارد. در خوزستان در نر سمسماوی اسپات ها زودتر از بقیه ارقام نر ظاهر می شوند.

      پس از رسیدن دانه های گرده نر (معمولاً کمی قبل از شکاف اسپات) این اسپات ها را از درخت جدا کرده و پس از باز کردن اسپات گل آذین را از اسپات خارج ساخته و در محل مناسبی در سایه و بوسیله طناب آویزان می کنند تا به آرامی خشک شود. سپس اقدام به تکانیدن گل آذین بر روی ورقه تمیزی از روزنامه یا مقوا می نمایند تا دانه های گرده جدا گردند. گرده های جمع آوری شده را در یک ظرف شیشه ای خشک و مناسب قرارداده و از آن برای تلقیح با گرده افشان مکانیکی و یا با دست و به روش سنتی استفاده می کنند.

     در مواردی نیز خوشچه ها را جدا کرده و با بالارفتن کارگر از درخت اقدام به تکاندن آنان بر روی گل آذین های ماده می کنند و قسمت های کوچکی از خوشچه های نر را در بین گل های ماده قرار می دهند تا با بازشدن تدریجی گل های ماده دانه های گرده در اثر وزش باد و تکان خوردن رها شده و بر روی گل های ماده قرار گیرد.

     نظر به اینکه بازشدن اسپات های ماده همزمان نیستند لذا معمولاً گرده افشانی برای هر درخت در چند نوبت صورت می گیرد. در گرده افشانی مکانیکی دانه گرده را در یک مخزن شیشه ای که از یک طرف به یک لوله پلاستیکی قابل انعطاف و از طرف دیگر به مخزن پمپ هوا متصل می باشد ریخته و دانه های گرده با فشار هوا و از طریق لوله های آلومینیومی که قابل بلند و کوتاه شدن می باشند گرده را به میان گل های ماده هدایت می کند. این روش ساده و از نظر راندمان کار نیز سبب کاهش شدید هزینه گرده افشانی می شود.برای صرفه جوئی در مصرف دانه گرده آنرا با موادی مانند آرد یا سبوس مخلوط کرده و سپس اقدام به گرده افشانی می کنند. نتایج بررسی ها نشان داده است که مخلوط 15 درصد دانه گرده با 85 درصد آرد مناسب می باشد.

     گرده افشانی باید زمانی صورت گیرد که گل های ماده مناسبترین شرایط پذیرش گرده ها را داشته باشند به عبارتی احتمال تلقیح گل های ماده به حداکثر افزایش یابد. بررسی های انجام شده در مراکز تحقیقاتی مناطق خرماخیز کشور نشان می دهد که زمان مناسب گرده افشانی بسته به رقم نخل می تواند تا حدودی متفاوت باشد. بعضی بررسی ها در خوزستان نشان می دهد که 48 ساعت پس از باز شدن گل های ماده بهترین زمان گرده افشانی برای رقم استعمران خواهد بود، در حالیکه اگر گرده افشانی 5 روز پس از بازشدن اسپات ها صورت گیرد درصد تلقیح گلها به شدت کاهش می یابد.

در مواردی که روی یک رقم خاص بررسی صورت نگرفته باشد بهتر است عمل گرده افشانی در فاصله زمانی 24 تا 96 ساعت بعد از بازشدن اسپات های ماده صورت پذیرد.

از زمان ظهور تا بازشدن کامل اسپات مدت زمان زیادی طول می کشد. این زمان در بعضی از ارقام ممکن است به بیش از یک ماه بطول بیانجامد، لذا می بایست گرده افشانی را زمانی انجام داد که اسپات به خوبی شکاف برداشته و گل های ماده آشکار شده باشند.

 مزایای گرده‌افشانی مکانیکی         

    

       گرده‌افشانی یکی از مهمترین عملیات نخلداری و نیازمند به کارگر ماهر است و انجام آن در شرایط سنتی دارای هزینه و زمان زیاد می‌باشد. استفاده از این روش، سهولت در عملیات گرده‌افشانی و کاهش در هزینه را به همراه دارد. به عبارت دیگر در مقایسه دو روش(سنتی و مکانیکی) یک کارگر ماهر در فاصله زمانی 45 روز قادر به گرده افشانی 600-700 نخل خرما بوده، ولی دو کارگر در همین فاصله زمانی، با استفاده از دستگاه مورد نظر، قادر به گرده‌افشانی3750 نخل ماده بوده و هزینه نیز برابر (4/1) هزینه قبلی است، لذا می‌توان به افزایش تولید محصول کمک نمود.

به طور کلی مزایای گرده‌افشانی مکانیکی عبارتند از :

1 ـ عدم نیاز به صعود از درختان نخل خرما و سهولت عملیات گرده‌افشانی،

2 ـ کاهش هزینه‌ها

3 ـ عدم نیاز به کارگر ماهر

 4 ـ کاهش میزان گرده مصرفی (2/0 گرم به ازاء هر خوشه )

5ـ عدم خطر جانی جهت فرد گرده‌افشان    

6 ـ راندمان بسیار بالا

پس از عملیات گرده‌افشانی معمولاً در نخلستان سه مرحله مختلف در حین رشد میوه می‌توان مشاهده نمود:

مرحله اوّل : در این حالت کلیه گلهای ماده تلقیح شده‌اند و برچه‌ها به صورت بسیار کوچک و سبز و متراکم هستند.

مرحله دوّم: در این حالت برچه‌ها بزرگتر شده‌اند و تعدادی از گلهای ماده که همچنان تلقیح نشده‌اند به صورت برچه‌های سه‌تایی روی خوشه‌چه‌ها دیده می‌شوند.

مرحله سوّم : در این حالت تمام برچه‌ها بارور شده‌اند و میوه کامل شکل می‌گیرد. اگر گلهای ماده به موقع تلقیح نشوند تعداد گلهای بارور نشده زیاد خواهدشد. همان طور که جدول 7-2 نشان می‌دهد 16 روز تأخیر در تلقیح گلها، میزان درصد باروری آنها را به نصف تقلیل داده‌است. امروز ثابت شده است که دانه‌های گرده ارقام مختلف نخل خرما بر روی میزان محصول و کیفیت میوه اثرهای متفاوتی

گرده افشانی :
تمام درختان میوه ایران، به غیر از خرمالو و ارقام بدون هسته انجیر و گلابی و مرکبات برای تولید میوه به گرده‌افشانی نیاز دارند. از نظر عامل انتقال گرده می‌توان میوه‌ها را به سه گروه تقسیم کرد.
گروه اول شامل دو درخت:
خرما و انجیرهای هسته‌دار که هر چند بطور طبیعی می‌توانند مقدار بسیار کمی میوه تولید کنند، برای تولید محصول اقتصادی باید گرده افشانی بوسیله انسان انجام گیرد.
گروه دوم :
شامل گردو، پسته، فندق و توت و انار است که در آنها گرده افشانی، توسط باد انجام می‌گیرد و نیازی به دخالت انسان نیست.
گروه سوم :
شامل سایر میوه‌ها بویژه انواع
درختان دانه‌دار و هسته‌دار است که گرده افشانی آنها توسط حشرات، بویژه زنبور عسل، انجام می‌شود و بنابراین کندوگذاری در باغ برای تولید محصول ضروری است. تعداد کندوی لازم برای هر هکتار، بر حسب اندازه درختان و میزان گلدهی آنان، به یک تا پنج عدد بالغ می‌شود. لازم به تذکر است که زنبورهای عسل در روزهای بارانی هنگامی که باد شدید بوزد و وقتی دمای هوا از 18 درجه سانتی‌گراد کمتر باشد، قدرت فعالیت خود را از دست می دهند. اگر چنین شرایطی مصادف با ایام گلدهی درختان این گروه بشود، در بعضی موارد دخالت انسان و گرده افشانی مصنوعی از طریق تکاندن شاخه‌های  فوائد گرده­افشانی

1.       با عمل گرده­افشانی کامل، گلها زودتر بارور می­شوند و میوه­ها سریعتر تشکیل می­گردند.

2.       باعث افزایش مقدار، مرغوبیت و داوم میوه می­گردد زیرا با تشکیل تخمک­ها به طور کامل، دانه و میوه بیشتری تولید می­شود.

3.       مانع تولید میوه­های ناجور، کج و پوک می­گردد.

4.       به علاوه گرده­افشانی کافی توسط حشرات باعث زود تشکیل شدن بذر نیز می­شود که در اثر این عمل، بیشترین فرصت را برای رسیدن محصول فراهم نمود و موجب یکنواختی و زود برداشت شدن محصول نیز گردد.

ک درخت مناسب، روی دیگر درختان باغ برای تولید محصول اقتصادی ضروری خواهد بود.

seyed chaseb fazeli

[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 10:58 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه :

خاك حاصلخيز، يكي از مهمترين عاملهاي موثردربالا رفتن عملكرد وپربارشدن محصولات كشاورزي است وخاكي حاصلخيز است كه مواد آلي آن كافي باشد. موادآلي بقاياي گياهان ويا حيواناتي است كه در دل خاك به مرور زمان پوسيده شده وتجزيه مي گردند ودرنهايت تبديل به مواد معدني مورد استفاده گياه مي شوند .                                                              وجود مواد آلي در خاك مانند وجود غذاي بادوام براي زندگي انسان است اگر اين ماده در خاك نباشد نمي توان به محصولي با كيفيت و كميت بالا و پر بار دست يافت. كمبود مواد آلي در خاك هاي  سبك مثل شني باعث مي شود كه آب در خاك  نگهداري نشود و در خاك هاي رسي باعث كم شدن نفوذپذيري آب و خفه شدن ريشه ها مي گردد. در خاكي كه حاصلخيز نباشد و مواد آلي آن كم باشد آب مصرفي جهت توليد  محصول بيشتر مي شود در اين حالت گياه مجبور مي شود مقدار بيشتري آب جذب كند. چون مواد آلي خاك ها كم است توصيه هاي كودي هم نتوانسته است عملكرد را افزايش دهد در نتيجه كشاورزان به مصرف بي رويه كودها رو آورده اند كه متاسفانه استفاده از اين كود ها نه تنها به افزايش محصولات كمكي نكرده بلكه در بعضي جاها به محصول نيز لطمه وارد نموده است. همچنين مصرف بي رويه كودهاي شيميايي به اقتصاد كشور هم ضرر مي زند. براي جلوگيري از مصرف زياد كودهاي شيميايي بايستي مواد آلي خاك را بالا برد. كارهايي مثل تناوب زراعي، آيش و...    مي تواند در حفظ و نگهداري مواد آلي خاك كمك كند. يكي از روش هاي اقتصادي و موثر در اصلاح و افزايش مواد آلي خاك كشت كود سبز است  

كوددهي سبز چيست ؟

كودهاي سبز گياهان رشد يافته اي هستند كه مواد غذايي رابراي محصول اصلي جمع آوري مي كنند. زماني كه آنها حداكثر زيست توده را بوجود آورند ، آنها در خاك سطحي كار    مي كنند. معمولاً آنها قبل از گل دهي از بين مي روند. كاشت و پرورش كود سبز متفاوت از كاشت محصول نيام دار است. زماني كه در خاك مخلوط شود ، مواد گياه تازه به سرعت مواد غذايي را پخش مي كند و كاملاً در دوره زماني كوتاهي تجزيه خواهد شد.

مواد كهنه يا درشت (براي مثال ،پوشال ، سرشاخه ها) با سرعت كندتري نسبت به مواد ريز تجزيه خواهند شد و از اين رو بيشتر به ساخت مواد آلي خاك كمك خواهند نمود تا حاصلخيزي محصول.

راه ديگر براي كاشت محصول كود سبز در مزرعه جمع آوري نمودن مواد گياهي تازه از هر جايي مي باشد و در خاك بر روي آن كار مي شود. براي مثال ، درختان و يا بوته رشد يافته در كنار محصولات در سيستم كشاورزي جنگلداري ،مقادير زيادي موادسبز فراهم    مي كنند كه به عنوان كود سبز يا براي پوشاندن بوسيله برگ استفاده مي شوند 

پتانسيل ومحدوديتهاي كود سبز

آنها با ريشه هايشان در خاك نفوذ مي كنند ، خاك را سست تر مي نمايند و به مواد غذايي       مي چسبند، در غير اين صورت شسته خواهند شد.

آنها علف هاي هرز را سركوب و از خاك در برابر فرسايش  و نور مستقيم خورشيد محافظت مي‌نمايند.

اگر گياهان نيام دار استفاده شوند ، نيتروژن هوا در خاك تثبيت مي شود

بعضي از كودهاي سبز به عنوان گياهان علوفه اي حتي براي فراهم نمودن غذا براي مصرف انساني (براي مثال ، لوبيا و نخوديان) استفاده مي شوند.

در نتيجه تجزيه شدن كودهاي سبز ، تمامي انواع مواد غذايي را درخاك مخلوط وبراي محصولات اصلي كه كشت ميشوندمورد استفاده قرار گرفته و از اين رهگذر بازدهي آنها افزايش مي يابد.

مواد گياهي ادغامي موجب فعاليت ارگانيسم هاي خاك و بوجود آوردن مواد آلي در خاك       مي شود. اين عمل ساختار خاك و ظرفيت نگهداري آب را بهبود و اصلاح مي كند.

از اينرو كوددهي سبز شيوه اي ارزانقيمت براي افزايش دادن حاصلخيزي خاك و مواد غذايي گياهان اصلي كاشته شده مي باشد.

جنبه هاي ذيل بايد قبل از كاشت كودهاي سبز بررسي و در نظر گرفته شوند :

براي شخم زني ، كاشت ، برداشت و ادغام گياهان در خاك كارهايي لازم است و زماني كه مقدار تجهيزات مفيد كم است ، اين اقدامات فشرده تر مي گردند.

اگر كودهاي سبز با گياهان اصلي بينابين كاشته شوند ، آنها براي تهيه مواد غذايي آب و نور خورشيد رقابت مي كنند.

اگر ذخاير غذا و فضا كم مي باشند مناسب تر است كه محصول غذايي كاشته شود تا كود سبز و بقاياي گياهي بازيافت شوند يا حصول كود سبز بينابين محصول اصلي كشت شود.

مزاياي كودهاي سبز در بلند مدت رخ مي دهند و معمولاً فوراً قابل رويت نيستند.

گياهان تثبيت كننده نيتروژن

فرايند تثبيت نيتروژن

هوا تنها منبع اوليه نيتروژن است (منابع ثانويه عبارتند از : باران ، مواد آلي و كودهاي حيواني). هوا عمدتاً از نيتروژن (78%) تشكيل شده است و از اين رو به طور بالقوه مقادير بي انتهايي از مواد غذايي ارزشمند گياهي دارد. از اين رو در اكثر موارد ، نيتروژن محدود كننده مواد مغذي گياه است . چون گياهان قادر نيستند كه مستقيماً نيتروژن (N2) را از هوا بگيرند ،از واكنش اصلاح شده آن استفاده مي كنند.

بعضي از گياهان ، بخصوص گياهان خانواده حبوبات و بعضي از خانواده ميموزا ،  قادر به تثبيت نيتروژن هوا با ريشه هايشان هستند تا از آن به عنوان ماده غذايي استفاده نمايند. حبوبات اين عمل را از طريق زندگي كردن به همراه باكتريها (همزيستي ) انجام مي دهند كه اصطلاحاً ريزوبيوم ناميده مي شوند، كه در نودول هاي قابل رويت در حال رشد بر روي ريشه ها قرار دارند. اين باكتريها نيتروژن را از هوا مي گيرند ،آنرا تبديل مي كنند و براي گياه ميزبان آماده مي نمايند.

فرآيند تثبيت انرژي بسيار انرژي مصرف مي كند، خواه اين كار به صورت سنتزي صورت بگيرند (توليد كود شيميايي) يا به صورت بيولوژيكي . باكتريها انرژي لازم را از ريشه هاي گياه مي گيرند (شكر ، فرآورده هاي فتوسنتز) . جلبك هاي سبز – آبي براي مثال آزولا كه در مزارع برنج رشد مي كنند ، در حين فتوسنتز انرژي توليد مي كنند.

گونه هايي از ريزوبيا كه به طور طبيعي يافت مي شوند به صورت همزيستي با گياهان خاص ميزبان يا گروههاي گياهي ميزبان زندگي مي نمايند (اين اختلاف ، اختلاف مهم آنها با ميكروريز مي باشد).

مشاركت بين گياه و ريزوبيا معمولاً بسيار بخصوص است . به همين دليل ، وارد كردن (تلقيح نمودن) باكتريها نخستين بار در حبوبات كه در مزارع كاشته مي شوند ، ضروري است . حبوبات با مواد غذايي بهتر و منابع آب ،وخاک باكيفيت از جمله اسيدي بودن آن و دما و نورمناسب براي گياه ، بهتر مي توانند انرژي باكتريها را تامين نمايند و نيازهاي نيتروژني خود را برآورده نمايند.

درختان تثبيت كننده نيتروژن

در بين گياهان تثبيت كننده نيتروژن دو گروه مهم را مي توان متمايز ساخت : گونه هاي سالانه و گونه هاي چند ساله درختان و درختچه هاي تثبيت كننده نيتروژن. درختچه هاي چندساله در رديف هايي بين محصول اصلي كاشته مي شوند

 مزاياي درختان تثبيت كننده نيتروژن :

برگها و سرشاخه هاي درختان تثبيت كننده نيتروژن از لحاظ نيتروژن و ديگر مواد غذايي گياهي غني هستند و منابع ارزشمند عاري از كود مي باشند. از طريق ريشه هايشان ، آنها مستقيماً مقدار نيتروژن خاك را افزايش مي دهند و مواد آلي خاك را بوجود مي آورند. زماني كه در نتيجه كشت متراکم ، مواد مغذي مزرعه به پايان مي رسد ، براي افزايش مقادير مواد غذايي و تسريع نمودن بازگشت آن به خاک درختچه ها يا درختان تثبيت كننده نيتروژن بايد كاشته شوند.

چوب و الوار : بعضي از الوارهاي زينتي از طريق درختان تثبيت كننده نيتروژن تهيه        مي شوند،از درختان تثبيت كننده نيتروژن در حال رشد ، هيزم و ذغال نيز توليد مي كنند.

علوفه و غذا : برگ هاي مغذي و قابل هضم بعضي از گياهان تثبيت كننده نيتروژن آنها را براي غذاي حيوانات بسيار عالي مي سازند. ريشه هاي عميق آنها در خاک می توانند از رطوبت کم خاک استفاده کرده و حتي در طول فصول خشك نیزمواد غذايي تازه تهيه نمايند. گونه هاي مختلف درختان تثبيت كننده نيتروژن براي انسانها نیزغذا تهيه مي كنند (براي مثال فرنوب ،درخت فرنوب هندي و تمبر هندي).

محافظت و ساپورت همزمان درختان تيبيت كننده نيتروژن كه مي توانند به شكل پرچين ها و حصارهاي زنده براي حفاظت از گياهان در برابر حيوانات وحشي با حيوانات اهلي و افراد کاشته شوند. درختان با كانوپي هاي انبوه وبه شكل بادشكن در اقليم هاي داغ كاشته مي شوند. درختان تثبيت كننده نيتروژن براي ايجاد سايه نیز كاشته مي شوند كه اين امر از مزاياي ديگر گياهان مانند كاكائو و يا قهوه مي باشد. درختان تثبيت كننده نيتروژن   مي توانند ساپورتي را براي گياهان بالارونده مانند سيب زميني هندي ، وانيل و فلفل سياه بوجود آورند.

كاشت كود سبز

- اگر در تناوب زراعي كاشته شود ، زمان كاشت بايد به گونه اي انتخاب شود كه بتوان كود سبز را چيد ویا در خاك قبل از اينكه محصول بعدي كاشته شودمخلوط وتجزیه شود .

- كودهاي سبز براي جوانه زني و رشد نياز به آب دارند.    

- تراكم ايده آل بذر بايد براي هر فعاليت خاص بررسي شود اين امر بستگي به گونه انتخابي دارد.

- در مجموع كود شيمايي اضافي لازم نيست و اگر حبوبات براي نخستين بار در مزرعه كاشته شوند ، تلقيح بذرها با ريزوبياي خاص براي استفاده نمودن از نيتروژن تثبيتي ضروري است.

- در زمان كاشت ، كود سبز در همان زمان همانند محصول اصلي كاشته مي شود . اگر سريع تر از محصول اصلي رشد كند و رقابت زياد باشد ، مي توان بعداً آنرا كاشت زماني كه محصول كاشته مي شود . پس از كاشت ممكن است كه با مرحله وجين كردن همراه باشد.

عمل كود سبز درخاك

- در زمان بندي فاصله زماني بين كندن كود سبز و كاشت محصول بعدي نبايد بيش از 2 تا 3 هفته باشد تا از اتلاف مواد مغذي حاصل از تجزيه كود سبز اجتناب گردد.

- خرد كردن : كودهاي سبز در اكثر موارد به سرعت عمل مي كنند زماني كه گياهان هنوز كوچك و تازه هستند ، اگر گياهان كود سبز ارتفاع بلند دارندويا داراي بخش هاي توده اي و سخت مي باشند ، تكه تكه كردن گياهان به چند تكه براي آسان تجزيه شدن مطلوب تر       مي باشد . در گياهان بزرگ تر ، تجزيه طولاني تر صورت خواهد گرفت . مهمترين زمان براي كندن در گياهان كود سبز ، قبل از گل دادن مي باشد.

- عمق ادغام : كودهاي سبز نبايد به طور عميق در خاك شخم شوندچون آنها فقط در سطح خاك عمل مي كنند (در خاكهاي سنگين فقط در اعماق 5 تا 15 cm ، در خاكهاي سبک 18 تا حداكثر 20 cm عمق). در شرايط آب و هوايي گرم و مرطوب ، مواد بايد بر سطح خاك به شكل لايه مالچي قرار داده شوند.

چگونگي انتخاب گونه هاي سالم و صحيح

انواع مختلف گياهان بخصوص حبوبات وجود دارند كه به عنوان محصولات كود سبز استفاده مي شوند . مهم است كه گونه هاي مناسب انتخاب شوند. مهمتر اين كه آنها بايد با شرايط محل رشد انطباق داشته باشند بخصوص بارش باران و خاك ، و با محصول اصلی درتناوب هماهنگ باشد و احتمال ريسك انتقال بيماريها و آفات را به گياهان ديگر نداشته باشد.

 

مشخصات كود سبز مناسب

يك كود سبز دلخواه داراي چهار خاصيت اصلي باشد . اول آنكه سريع رشد كند ، دوم آنكه شاخ و برگ  فراوان و پرآب داشته باشد . سوم بتواند براحتي در خاكهاي فقير رشدكند و بالاخره چهارم آنكه انساج آن از لحاظ مواد غذايي غني باشد.

هر چه سرعت رشد گياهي بيشتر باشد شانس آن كه اين گياه را بتوان در داخل تناوب زراعي قرار داد بيشتر مي شود. شادابي و پرآبي شاخ و برگ سرعت پوسيدگي اين مواد را در خاك افزايش مي دهد. هر چه سرعت پوسيدگي بيشتر باشد احتمال استفاده بعدي آن با سرعت بيشتري پيش مي آيد. خاكهاي فقير گر چه داراي مقدار زيادي عناصر غذايي هستند ولي غالباً اين عناصر به صورت قابل جذب نمي باشند. كود سبز بايستي قادر باشد از ذخائر چنين خاكي استفاده كرده و انساجي غني از مواد غذائي تهيه كند ، تا با برگرداندن آن به خاك مقدار عناصر قابل جذب خاك افزايش يابد.

در شرايط مساوي از لحاظ خواص ديگر كود سبز ، انتخاب يك كود سبز خانواده بقولات بهتر است تا گياه غير بقولات زيرا در اين صورت مقدار زيادي ازت هوا واردخاك مي شود و پوسيدگي انساج گياهي را تشويق مي كند. در مواقع دادن كود سبز حتي افزودن مقدار خيلي كم ازت به خاك تفاوت چشمگيري در پوسيدگي مواد آلي دارد.

غالباً امكان استفاده از يكي از حبوبات بعنوان كود سبز خيلي ضعيف است زير اين گياهان   مي توانند براي تغذيه دام بكار روند و بطور كلي قيمت آنها بعنوان علوفه آنقدر زياد است كه از نظر اقتصادي صلاح نيست كه هر كشتي از اين گياهان را زير خاك كنند. چون براي تهيه كود سبز بايستي مقدار زيادي بذر كاشته شود تا شاخ و برگ فراوان بدست آيد. بنابراين نميتوان هميشه از بقولاتي كه بذر آنها خيلي گران است استفاده كرد.

كود سبز معمولي

گياهان متعددي را براي كود سبز بكار مي برند كه مهمترين آنها در جدول آمده است . ارزش اين گياهان بعنوان كود سبز تنها مربوط به خود گياه نيست بلكه شرايط آب و هوايي نيز در اين مورد مي تواند نقش مهمي داشته باشد. بعضي از اين گياهان در نواحي مرطوب اثر جالبي دارند ولي قادر نيستنددر مناطق خشك فعاليت داشته باشند.

ضمناً بايستي كه در نظر داشت كه مي توان دو گياه را كه يكي از خانواده بقولات باشد كاشت و از هر دو و يا يكي از آنها بعنوان كود سبز استفاده كرد بدين طريق هم مقدار زيادي مواد آلي به خاك اضافه مي شود و هم تثبيت ازت بوسيله گياه خانواده بقولات خاك را از نظر اين عنصر تقويت مي كند. كشت توام فايده ديگري دارد اين است كه يكي از گياهان ممكن است  قيم گياه ديگر شود بخصوص اگر غلات و بقولات رونده با هم كاشته شده باشند.

يولاف وچاودار اگر همراه با يكي از بقولات كشت شوند مي توانند كود سبز بسيار جالبي باشند معمولاً يولاف را با نخود وچاودار را با خلر مخلوط مي كارند . اين گياهان بسيار سريع الرشد بوده و شاخ و برگ فراوان و آبداري توليد مي كنند چون عمر آنها كوتاه است.

بقولات

بقولات

غير بقولات

علوفه

غيرعلوفه

علوفه

غير علوفه

يونجه

شبدر بنفش

شبدر سفيد

خلر

شبدر كريمسون

نخود

ماش

سنگنك

باقلا

سوژا

جو

ارزن

شلغم

سودان گراس

 

گندم

چاودار

يولاف

خردل

  

 مي توان آنها را در بيشتر تناوبهاي زراعي گنجاند. از لحاظ قدرت رويش بايستي گفته شود كه اين گياهان بسيار جان سخت هستند و در شر ايط آب و هوائي نامناسب و خاك ضعيف قادر به رويش هستند.

در بعضي نقاط ايران رسم است كه در سالهاي فرواني آب در داخل زراعت غلات بذر يونجه بپاشند. پس از برداشت محصول غله يونجه رشد كرده و محصول خوبي هم خواهد داد و اين زمين را مي توان براي چراي دام استفاده كرد چون هم داراي كاه است وهم يونجه و همچنين وقتي يونجه رشد كافي كرد مي توان آن را برگردانيد. توصيه مي شود در مورد برنج نيز شبدر بخصوص شبدر كريمسون را به همين طريق به كار برد 

فوائد كود سبز

فوائد بسياري براي دادن كود سبز قائل شده اند ولي مهمترين آنها افزايش مواد آلي خاك ، اضافه كردن ازت ، ترقي فعاليتهاي حياتي خاك و بالاخره حفاظت و قابل جذب نگهداشتن عناصر غذايي خاك مي باشند.

يك هكتار كود سبز معمولاً بين 25 تا 50 تن شاخ و برگ و انساج گياهي تازه وارد خاك    مي كند كه اين خود معادل 10 تا 20 تن كود حيواني است و مي تواند تقريباً يك تا دو تن هوموس به خاك اضافه كند. وقتي كمبود كود دامي وجود داشته باشد تنها راه جبران تلفات مواد آلي خاك دادن كود سبز مي باشد.

در غالب موارد براي دادن كود سبز از خانواده بقولات استفاده مي شود يك هكتار زراعت خوب يونجه حتي مي تواندتا 200 كيلو ازت هوا را به وسيله ريشه هاي خود به خاك تثبيت كند. شبدر معمولاً 100 تا 150 كيلو ازت در هكتار تثبيت مي كند. خلر وسوژا ممكن است نصف اين مقدار ازت را تثبيت كنند. شبدر خشك 2 تا 5/2 درصد ازت در شاخ و برگ خود دارد و وقتي يك هكتار اين گياه به خاك واردشود تقريباً 80 تا 100 كيلو ازت به خاك افزوده شده است.

افزايش كود سبز باعث تشديد فعاليت ميكروب هاي مفيد خاك مي شود و فعاليت اين ميكروبها باعث تصعيد گاز كربنيك ، آمونياك ، نيترات و تركيبات غذايي ديگر مي شود. ميكروبهايي چون ازتو باكتر كه ازت خاك را زياد مي كنند حساسيت فوق العاده اي به مقدار مواد كربنه خاك دارند. هر چه مقدار اين مواد بيشتر باشد فعاليت آنها نيز بيشتر خواهد بود.

كود سبز چون قدرت رويشي فوق العاده اي دارد داراي ريشه هاي قوي بوده و مي تواند مقدار زيادي از عناصر محلولي كه در شرايط عادي در نتيجه شستشو تلف مي شوند جذب كند. همچنين اين گياهان مي توانند از فسفاتهاي غير محلول ، عناصر كم مصرف بخصوص روي و پتاسيم تثبيت شده تا حد زيادي استفاده كنند. برگرداندن اين گياهان به خاك باعث قابليت جذب بيشتر اين عناصر براي گياه مي شود.

موارد كاربرد كود سبز

كود سبز را مي توان براي تمام خاكها توصيه كرد و اثر مفيد كلي باعث بهبود شرايط فيزيكي و بيولوژيكي خاك مي شود. ولي بايد در نظر داشت كه در تمام شرايط نمي توان كود سبز را به كار برد. در نواحي خشك كاشت كود سبز بسيار گران تمام مي شود زيرا اين گونه گياهان احتياج فراواني به آب دارند. در صورتي كه آب لازم در اختيار اين گياهان گذاشته نشود يا رشد كافي حاصل نمي شود و يا آنكه از ذخاير آب زميني استفاده خواهد شد كه گياه بعدي در تناوب زراعي بايستي متحمل اين زيان شود.

بدين دليل دقيقاً نمي توان گفت كه آيا دادن كود سبز در نواحي خشك اثر مطلوبي دارد يا خير. در نواحي مرطوب به هر حال اين گونه محدوديت مشاهده نمي شود و بنابراين در آنجا بايستي هزينه هاي ديگر را در نظر گرفت وضمناً بايستي توجه داشت كه در اين روش كودپاشي زمين براي مدتي معادل يك دوره رويش هر گياه زراعي ديگر اشغال شده است.

در مواردي كه كاربرد كود سبز منطقي باشد بايستي حتماً آنرا در تناوب زراعي گنجانيد تا بتوان مقدار مواد آلي خاك را حداقل ثابت نگهداشت. نتايج آزمايش هايي كه در نواحي مرطوب شبيه آب و هواي شمال ايران انجام شده است نشان مي دهد كه در مدت 8 سال كشت و كار مداوم ذرت علوفه اي در يك زمين،تقريباً 16 تن مواد آلي آنرا كاهش داده است. يولاف 9 تن ،گندم 5/4 تن و سودان گراس 5/1 تن از مواد آلي خاك را از بين برده است. بنابراين بايستي بادادن كود دامي يا كود سبز اين كمبود را جبران كرد .

براي مثال قرار دادن يونجه در تناوب زراعي بطوري كه دو بار برگردانده شود جبران كمبود مواد آلي از دست رفته در نتيجه كشت گندم را مي كند. توصيه مي شود شبدر و پنبه با هم در يك تناوب زراعي گنجانده شوند تا شبدر زيان پنبه را جبران كند 

موارد استفاده كود سبز

در قطعات كوچك مي توان شاخ و برگ كود سبز را از جاي ديگر آورد و به خاك داد. در خزانه برنج در مازندران اين روش معمول است . باقلا را در زمين ديگري مي كارند سپس وقتي گياه به حداكثر رشد و پر آبي رسيد آنها را كنده و در خزانه مي ريزند و با لگد كردن زير خاك مي كنند تا بپوسد. در كشاورزي معمول حتماً بايد كود سبز را روي همان زمين بكارند وقتي گياه درحدود نيمه رشد خود است آنرا به خاك برگردانند. در نيمه هاي رشد شاخ و برگ حداكثر شادابي را داشتند و مقدار آنها نيز زياد است. ولي در عين حال مواد ليگنيني كه در مقابل پوسيدگي مقاومت مي كنند خيلي كم هستند . به علاوه نسبت C  /N با سن گياه زياد مي شود بطوري كه در يونجه اين رقم از 1/10 تا 1/20 تغيير مي كند و در اين مرحله از رشد، نسبت C/N در حدود 13 است.

برگرداندن كود سبز موقعي بايستي انجام شود كه مقدار كافي آب در دسترس باشد تا پوسيدگي آن درخاك به سرعت انجام شود. در شرايط كم آبي پوسيدگي مواد آلي خيلي كند انجام مي شود و يا اصولاً انجام نمي شود. از نظر فصل نيز مي توان كود سبز را هم در بهار و هم در پائيز به زمين داد ولي عامل اصلي در تعيين این زمان فراهم بودن آب لازم مي باشد در نواحي كه طول مدت فصل تابستان كوتاه است مانند قسمت هائي از آذربايجان و همدان برگرداندن كود سبز در پاييز فرصت كافي براي رسيدن به آن را مي دهد. در حالي كه در نواحي كه تابستان و بهار طولاني دارند بهتر است آنها را در بهار زير خاك كرد.

-    كود سبز براي رشد سريع خود نيازمند به كود شيميايي يا دامي است. كودهاي سبز غير علوفه اي مانند شلغم و سودان گراس هم از جهت ازت و هم فسفر و پتاس جز گياهان پرنياز محسوب مي شوند و بنابراين لازم است 100 تا 150 كيلو ازت ، 75 تا 100 كيلو اسيد فسفريك و 50 تا 75 كيلو پتاس در هر هكتار به اين كشتها داده شود.در صورتي كه كود سبز را به منظور علوفه كاشته اند مي توان با صرف نظر كردن از برداشت آخرين مرحله آنرا بعنوان كود سبز به خاك برگردانيد.

   كشاورزي ارگانيك (كشتازي)        Organic agriculture  

گر چه كشاورزي ارگانيك (كشتازي )سابقه‌ي بسيار طولاني در تاريخ كشاورزي دارد ولي ابعاد علمي آن تا چند دهه‌ اخير مورد توجه چنداني واقع نشده است. كشاورزي ارگانيك ريشه در فرهنگهاي بومي ملل مختلف دارد و از ابعاد مختلف قابل توجه است . گرچه از نظر تكنولوژي (فناوري) مجموعه اي از عمليات متوازن و همنوا با طبيعت را در بردارد ولي ابعاد اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي آن نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است.

در دهه‌ي 1980 كشاورزي ارگانيك (كشتازي) در سطح جهان ‌ حيات تازه اي پيدا نمود. امروزه مسائلي چون بالا بردن سطح توليدات غذايي در كشورهاي صنعتي و پايين بودن آن دركشورهاي در حال توسعه و مشكلات متعدد زيست محيطي ناشي از كشاورزي اذهان را به خود مشغول كرد و باعث شده است تا در پيشرفتها و يافته هاي قبل از سال 1945 تجديد نظر كلي صورت گيرد. نتيجه اين تلاشها را مي توان در محدوده‌ي سياستهاي وضع شده در خصوص توجه بيشتر به محيط زيست ، همچنين گسترش جنبش ارگانيك و توسعه بازارهاي عرضه محصولات ارگانيك مشاهده نمود.

كشاورزي ارگانيك ، راه حل بالقوه اي جهت رفع معضلاتي است كه سياستگزاران مختلف در ارتباط با كشاورزي با آن روبرو هستند. تحقيقات در زمينه كشاورزي ارگانيك از 10 سال پيش در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي بويژه در اروپا وامريكاي شمالي به شكل غير قابل تصوري آغاز شده است. در حال حاضر نيز در تعدادي از دانشكده ها ، دروسي تحت عنوان كشاورزي ارگانيك تدريس مي شود.

در ارائه تعريفي از كشاورزي ارگانيك مسائل چندي وجود دارد از جمله آن  كه در اين باره برخي تصورات وجود دارد كه گاه از روي تعصب ، ذهن را از اصل واقعيت ، دور مي سازد ، بعلاوه ، اين شيوه كشاورزي در بخشهاي مختلف جهان ، به اسامي گوناگون خوانده شده و از طرف ديگر ، بنا به اعتقاد بسياري از دست اندر كاران، كشاورزي ارگانيك موفق يك مضمون ذهني است كه نيازمند بكارگيري شيوه هاي عملي خاص مي باشد.

وجود اين گونه مسائل مانع ارائه يك تعريف كوتاه ، دقيق و واضح از كشاورزي ارگانيك مي شود. بنابراين ، براي بيان اين كه در چه سيستمي از كشاورزي ، ارگانيك اطلاق مي شود ، راحت تر آن است كه گفته شود به چه سيستمي از كشاورزي اين واژه تعلق نمي گيرد و تعاريف و توضيحات در اين باره نيز غالباً در پيرامون منهيات بيان شده اند .آنچه كه زارعين ارگانيك انجام نمي دهند ، يا آن كه ازمصرف آن خودداري مي كنند ، در اين عبارت خلاصه شده است :‹‹كشاورزي ارگانيك يعني كشاورزي بدون كاربرد مواد شيميايي كه اين تعريف در عين سادگي و اختصار ، متاسفانه واقعي نمي باشد، و برخي نكات مهم و اساسي را ناديده گرفته است          .

››يكي از تصورات اشتباه در مورد كشاورزي ارگانيك ،آن است كه اين شيوه كشاورزي بي نياز از كاربرد مواد شيميايي مي باشد . ساختمان تمام موجودات زنده و غير زنده ، از تركيبات شيميايي تشكيل شده است. آن دسته از مواد شيميايي كه بصورت طبيعي به دست آمده اند ، در كشاورزي ارگانيك و در حاصلخيز نمودن خاك با حفاظت گياهان و پرورش دام ، استفاده مي شوند. البته كشاورزي ارگانيك سيستمي است كه باكاربرد مستقيم يا مصرف هميشگي آن دسته از مواد شيميايي كه به راحتي به فرم قابل حل در مي آيند (كود) همچنين كاربرد هر گونه ماده ضد حيات حتي اگر منشاء طبيعي داشته باشد مخالف نیست. ودر جايي كه استفاده از اين تركيبات الزامي باشدبايد آنهايي به كار برده شوند كه كمترين تاثير سوء را در سطوح كوچك و بزرگ سيستم به جاي مي گذارند.

نبايد تصور كرد كه كشاورزي ارگانيك صرفاً بر جايگزيني نهاده هاي آلي با نهاده هاي به اصطلاح آگروشيميايي بحث مي كند مثال بارز آن جايگزيني كودهاي شيميايي با كودهاي آلي مي باشد ، كه ممكن است از نظر تاثير بر كيفيت محصول ، حساسيت نسبت به بيماري ها و آلودگي محيط زيست مشابه (و شايد زيانبار ) باشند. گرچه عقايد سنت گرايان مورد احترام همگان مي باشد ، اما واقعيت اين است كه هيچ چيز اعجاز آميزي در رابطه با كودهاي آلي وجود ندارد. كاربرد غلط مواد آلي چه به صورت مصرف بيش از حدو چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب ، و يا تركيبي از هر دوي اين موارد ، به نحو قابل ملاحظه اي سبب اختلال در عمل چرخه هاي زيستي يا طبيعي مي گردد.

مفهوم اشتباه ديگر از كشاورزي ارگانيك آن است كه تصور مي شود منظور از كشاورزي ارگانيك يعيني بازگشت به آن شيوه از كشاورزي كه در سالهاي قبل از 1939 رواج داشته است. بالعكس ، زارعين كشاورزي ارگانيك ، نمي توانند خود را از دست آوردهاي علمي 50 سال اخير بي نياز بدانند. تناوب ، كشت مخلوط ، روش هاي مكانيكي كنترل علفهاي هرز، درك بهتر از هم زيستي ميكوريزا ، ريزوبيومها و  رايزوسفر ، تجديد ماده آلي و ديگر بخشهاي زنده خاك ، تلفيق زراعت و دامپروري ، از موضوعات مورد بحث در كشاورزي ارگانيك مي باشند. در حقيقت ، كشاورزي مدرن خود را خيلي بيش از حد به نهاده هاي آگروشيميايي مقيد ساخته است و كمتر درصدد بهره گيري از يافته هاي علوم زيستي مي باشد.

اداره كشاورزي ايالات متحده امريكا ، تعريفي روان از كشاورزي ارگانيك ارائه كرده است . گرچه اين تعريف برخي جنبه هاي مهم را در برنمي گيرد، با اين حال درباره عمليات اصلي كه در كشاورزي ارگانيك صورت مي گيرد ، توضيحي مي دهد :

«كشاورزي ارگانيك ، يك سيستم توليد است كه در مصرف كودهاي مصنوعي ، آفت كشها و تنظيم كننده هاي رشد و افزودنيهاي خوراك دام اجتناب مي ورزد. سيستمهاي كشاورزي ارگانيك فقط جهت حاصلخيزي و تقويت عناصر غذايي خاک ، همچنين كنترل حشرات ، علفهاي هرز و آفات به روشهايي از قبيل تناوب زراعي ، استفاده ار بقاياي گياهي و كودهاي آلي ،استفاده از بقولات ،تناوب ، كود سبز ، پس مانده هاي آلي خارج از مزرعه و كنترل بيولوژيكي ، متكي مي باشند»

در چند ساله اخير ، عوامل متعددي باعث شده است تا تجديد نظر اساسي در خط مشي كشاورزي ضرورت يابد. هدف قديمي در ارتباط با توليد هر چه بيشتر ، سبب شده تا توجه گسترده نسبت به مسايل زيست محيطي ، همچنين اعمل مديريت (دقيق تر در امر منابع محدودطبيعي ) ضرورت اساسي پيدا نمايد.

تحولات عظيم در عمليات كشارزي ، منجر به از بين رفتن زييستگاههاي طبيعي و گونه هاي زيادي از موجودات شده است، آلودگي منابع آلي كشاورزي اكثر كشورها در حال گسترش مي باشد، همچنين درصد زيادي از زمينهاي مزروعي در معرض خطر فرسايش قرا ردارند.

بنابراين تعجب آور نخواهد بود ، اگر روز به روز  بر خيل افرادي كه نسبت به سمت ادامه كشاورزي به شكل كنوني ترديد مي يابند ، افزوده شود. برخي ايرادهاي اساسي كه نسبت به وضعيت فعلي كشاورزي وارد است ، عبارتند از :

- تخريب ساختمان خاك و فرسايش آن

- آلودگي محيط زيست

- خطر  مسموميت مواد غذايي

- كاهش كيفيت مواد غذايي

- سيستم فعلي يك سيستم پر مصرف از نظر انرژي است.

- اين سيستم از نظر اقتصادي پرخرج مي باشد

در اين جا هدف ، طرح يك بحث صرفاً اقتصادي يا تبليغات درباره جنبش ارگانيك ، نمي باشد. در اين خصوص مي توان به نشريات علمي وكشاورزي رجوع نمود.

از نقطه مقابل ، كشاورزي ارگانيك در زمينه برخي ايرادات مطرح شده در ارتباط با  كشاورزي مدرن ، نقش مثبتي ايفا مي نمايد، كشاورزي ارگانيك ، مطلقاً متكي بر حفظ تعادل اكولوژيكي و تقويت فرايند هاي بيولوژيكي تا حد مطلوب آنها مي باشد. در يك سيستم ارگانيك ، حفظ ساختمان خاك ، كرمهاي خاكي ، ميكروارگانيسم ها و حشرات بزرگتر ، ضروري مي باشد. لذا زارعين ، ارگانيك فقط خاك و محيط را ، يك اصل مي دانند.

امروزه مساله اثر سميت بقاياي سموم و آفت كشها در مواد غذايي و آلودگي آبهاي زير زميني به نيترات ، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. حال آن كه هر روز شواهد بيشتري در خصوص جنبه هاي مختلف مثبت كيفيت محصولات ارگانيك به دست مي ايد. بعنوان مثال ، محصولات غذايي توليد شده به شيوه ارگانيك ، داراي ماده خشك و محتوي ويتامين بيشتر ، و از كيفيت انباري مطلوب برخوردار مي باشند. در كشاورزي ارگانيك به دليل برخورداري از مصرف نهاده هاي شيميايي كه با صرف انرژي گزاف از منابع محدود طبيعي به دست      آمده اند . همچنين به دليل مصرف اندك يا عدم مصرف نهاده هاي خارجي ، اين سيستم كشاورزي ، فشار جنداني را بر منابع محدود زميني وارد نمي سازد. همچنين ، در اين سيستم كشاورزي احتياجي به صرف هزينه هاي پنهان ، از قبيل هزينه مقابله با مشكلات فزوني بيش از حد نيتراتها در آب ، نمي باشد . زارعين ارگانيك ، از انجام برخي اقدامات افراطي  كه در سيستمهاي     دامپروري فشرده صورت مي جگيرد ، نظير كاربرد مواد تحريك كننده رشد ، اجتناب مي ورزند.

بايستي تصديق نمود كه در حال حاضر ، كشاورزي ارگانيك ، همچون كشاورزي رايج با مشكلات اقتصادي مواجه است. اما برخلاف كشاورزي رايج ، كشاورزي ارگانيك ، از نظر تحقيق و توسعه ، مورد بي توجهي قرار گرفته است ، و كشاورزان ارگانيك نيز از حمايت سرويس هاي مشاوره اي ، بي بهره بوده اند. با اين وجود ، توليد برخي كشاورزان ارگانيك ، از ميانگين توليد كشاورزان رايج بالاتر است. چنانچه بخشي از تلاشهاي تحقيقاتي كه در زمينه مواد آگروشيميايي صورت گرفته اند ، صرف توسعه تكنيكهاي كشاورزي ارگانيك شوند ، قطعاً مي توان انتظار داشت كه سيستمهاي ارگانيك بازدهي خيلي بيشتري داشته باشند.

خاك در كشاورزي ارگانيك

بدون شك ، حاصلخيزي خاك ، عامل اصلي بقا ودوام هستي بر روي كرده زمين است .در طي 50 سال اخير ، عملكرد محصولات زراعي ، افزايش يافته است . ولي بايدتوجه داشت كه اين افزايش عملكرد بدون صرف هزينه ، ممكن نبوده است. كاهش تدريجي مواد آلي بخصوص در سيستمهاي كشارزي فشرده و همچنين تخريب ساختار خاك آن را مستعد متراكم شدن و فرسايش نموده است.

بدليل عدم دسترسي كافي به مواد غذايي و انرژي لازم كه توسط مواد آلي خاك و بقاياي گياهي و حيوان تامين مي شود ، فعاليت موجودات زنده خاك ، كاهش يافته است.با كاهش فعاليت ميكرو ارگانيسم هاي خاك كه نقش عمده اي در پديده هواديدگي شيميايي خاك دارند، توانايي آن را در تامين مواد غذايي مورد نياز براي رشد گياهان ، كاهش خواهد يافت.

فقط حاصلخيزي خاك ، تنها با جايگزين كردن عناصر غذايي مصنوعي ، امكان پذير است ودر حقيقت فقط براي سطح توليد در حد مطلوب بايد مقادير زيادي كود و بطور كلي انرژي از خارج وارد سيستم كرد. همان طور كه اشاره شد ، با افزايش توليد ، حاصلخيزي خاكهارو به كاهش نهاده است كه بايستي عواقب ناشي از اين مساله و مهمتر از همه فرسايش  خاك ، بطور جدي مورد بررسي قرار گيرند.

جلوگيري از فرسايش خاك و بيابان زايي وهمچنين شور و قليايي شدن و فقط حاصلخيزي خاك ، تنها با تامين مواد غذايي مورد نياز گياه از خارج مزرعه وصرف هزينه زيادامكان پذير است . ولي بايد توجه داشت كه تامين غذاي جمعيت در حال رشد جهان در آينده با استفاده از انرژيهاي مصنوعي بآساني ميسر نيست. و از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه نخواهد بود. بنابراين به كارگيري روشهاي جديد . متفاوت با روشهاي قبلي كه ضامن پايداري خاك در دراز مدت باشد ، ضروري مي باشد و براي نيل به اين هدف بايد درك بهتر و دقيق تري از بيولوژي ومكانيك خاك داشت.

كيفيت محصولات زراعي و سلامت دام و انسان ، در گرو وجود خاك سالم و بدون آلودگي مي باشد ، چنين خاكي كه از طريق فعاليتهاي بيولوژيكي خود بدون اتكا به انرژيهاي ورودي ، مي تواند براي مدت طولاني باروري خود را حفظ كرده و محصولاتي با كيفيت بالا توليد كند. لذا اولين اقدام در حفظ سلامت خاك اين است كه به آن به عنوان يك جزء زنده نگاه كرد. خاك علاوه بر تهيه بستري مناسب براي رشد گياه و توسعه ريشه ، و همچنين تامين مواد غذايي مورد نياز گياه ، مجموعه متنوعي از موجودات زنده (فون و فلور) را نيز دربردارد. اجزاي اصلي خاك عبارتند از موجودات زنده ، مواد معدني ، مواد آلي ، آب و هوا، بايد توجه داشت كه اهميت اثر متقابل بين اجزاي زنده و غير زنده ، كمتر از وجود هر يك از آنها نيست.

استفاده از كودها و آفت كشهاي مختلف و تكنيكهاي غلط  زراعي همواره با كاهش فعاليت ميكروبي خاك همراه بوده است. علاوه بر اثرات سمي مستقيم آفت كشها و كودهاي  شيميايي بر فون خاك ، سوزاندن بقاياي گياهي نيز باعث از بين رفتن تدريجي موجودات زنده خاك و محروم شدن اكو سيستم خاك از يك منبع مهم انرژي مي گردد.

نتيجه اي كه از بررسي خاك بعنوان يك موجود زنده حاصل مي شود اين است كه كود دهي نبايد تنها به منظور رفع نيازهاي گياه انجام شود، بلكه تغذيه موجودات زنده خاك نيز بايد مدنظر قرار گيرند. به عبارتي بايد خاك را تغذيه كرد و اجازه داد تا خاك گياه را تغذيه نمايد. در اين صورت است كه روابط متعادلي بين خاك و گياه به وجود مي آيد كه ضامن سالامت و بقاي هر دو مي باشد.

هدف از مديريت خاك در سيستم هاي ارگانيك فقط سلامت و فعاليت بيولوژيكي آن و همچنين فراهم آوردن محيطي مناسب براي ر شد گياه است . بدين منظور بايد از اثرات متقابل محصول زراعي و خاك و نيز تاثير نحوه مديريت بر خاك اطلاع كافي داشت.

در خاكهايي كه داراي ساختار مناسب و يا خلل و فرج كافي هستند ، برخلاف خاكهاي متراكم زهكشي ، تهويه و رشد ريشه ها به راحتي انجام مي شود. رشد ريشه گياهان به طرف منابع جديد عناصر غذايي به دليل حركت كند اين عناصرضروري است . عدم استفاده از كودهاي معدني در كشاورزي ارگانيك باعث محدويت رشد ريشه ها و در نتيجه كاهش چشمگير عملكرد مي شو د.

در مزارع ارگانيك ، كاه وكلش موجود معمولاً جهت تغذيه دام از مزرعه خارج مي شود. ولي در سيستم هاي ارگانيك برگرداندن مواد آلي به خاك اين اجازه را به كشاورز نمي دهد . حتي اگر از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد. نتايج آزمايشهاي مختلف در سيستم هاي رايج ، حاكي از اين است كه سهم مواد آلي بازگشتن به خاك  در درازمدت بسيار كم بوده است يا وجود اين بازگرداندن ريز مواد به خاكهايي كه از لحاظ ساختاري و ميزان مواد آلي فقير هستند ، تا  اندازه اي مي تواند مفيد باشد.

تغذيه گياهي در كشاورزي ارگانيك

مديريت عناصر غذايي مورد نياز گياه وام با نحوي كه اين عناصر تا حد امكان در يك سيستم بسته جريان داشته باشندبخشي از اهداف مورد نظر  را در رابطه با ايجاد يك سيستم كشاورزي پايدار مي باشد. بدين منظور لازم است تا نه تنها مصرف اين عناصر از منابع خارجي را كاهش داد ، بلكه جلو تلفات آنها را نيز گرفت. بسته بودن  چرخه عناصر غذايي نه فقط به سطح مزرعه، بلكه  درسطح منطقه و در طولاني مدت  ضروري نمي باشد.

عناصر غذايي ، مرتباً صرف توليد شده و از مزرعه خارج مي گردند. تلفات غير ضروري عناصر غذايي را بايستي از طريق  بهره گيري از فرايند چرخه هاي طبيعي و تثبيت بيولوژيكي نيتروژن به حداقل  رساند. به منظور فقط  سلامت و تداوم عمل ميكرو ارگانيسم هاي خاك كه عامل گردش عناصر غذايي مي باشند ، لازم است مواد آلي و عناصر غذايي كه در نتيجه برداشت محصول از مزرعه خارج شده اند مجدداً جايگزين شوند.

بنابراين ، مديريت صحيح در يك سيستم ارگانيك ، مستلزم درك كامل تمامي جنبه هاي مختلف چرخه‌ي عناصر غذايي مي باشد و اين مسير ها شامل شناخت محصولاتي كه عمده‌ي عناصر غذايي خاك را تخليه مي كنند و آگاهي نسبت به چگونگي كاهش تلفات عناصر غذايي و افزايش برگشت اين عناصر به خاك ، چگونگي بهره گيري بيشتر از قابليتهاي چرخه اي موجود در خاك و درك بهتر آثار درازمدت خاك ورزي و تناوب زراعي مي باشد و همچنين  لازم است كه در نحوه نگرش نسبت به كاربرد كودهاي شيميايي و آلي ، تغيير اساسي رخ دهد.

در واقع كشاورزي ارگانيك به مفهوم جايگزين كردن كودهاي شيميايي با كودهاي آلي نمي باشد، بلكه كشاورزي ارگانيك ، در حقيقت  تغذيه كردن اكوسيستم خاك و بهره گيري كامل از منابع طبيعي موجود در مزرعه مي باشد.

فراهمي عاصر غذايي براي گياهان ، بستگي به سرعت گردش اين عناصر در سيستم و ميزان ورود آنها از خارج دارد . خاك غالباً از نظر مواد غذايي ، فقير مي باشد ، از اين رو بايد مساله كمبود عناصر غذايي در خاك را پيش از مصرف هر نوع كوودي اعم از آلي و معدني ، از طريق ارزيابي و بهبود شرايط فيزيكي و بيولوژيكي خاك ، تنظيم تناوب و عملات صحيح زراعي برطرف نمود.

خاك بايد عناصر غذايي مورد نياز گياهان را در يك شكل ساده و به مقداري كافي كه قادر به مصرف باشند در اختيار آنها قرار دهد. يونهاي مثبت (كاتيونها) توسط بارهاي منفي سطح كنوئيدهاي خاك در خاك نگهداري مي شوند. قابليت خاك در نگهداري كاتيونها ، با شاخص ظرفيت تبادل كاتيوني سنجيده مي شود به ذرات رس و هوموس (مواد الي تجزيه شده) دو فاكتور مهم در ظرفيت تبادل كاتيوني خاك مي باشند. كاني هاي رسي ، از ساختمان سيليكاتي داراي بار منفي تشكيل شده اند. عامل بار منفي در مواد الي خاك گروههاي كربوكسيل هستند. مواد آلي در مقايسه با كاني هاي رسي ، داراي بار منفي بيشتري (تقريباً دو برابر )مي باشند. بنابراين ، حتي وجود مقادير كمي از اين مواد در خاك مي تواند سهمي قابل توجهي در ظرفيت تبادل كاتيوني داشته باشد.

بقاياي آلي گياهان توسط ميكرو ارگانيسم هاي خاك تجزيه شده و از طريق انرژي آزاد گستر و عناصر غذايي به شكل يونهاي غير آلي در مي آيند، كه بعدها مي توانند توسط گياهان جذب شوند. بخش زنده‌ خاك ، از خون( كه مثل حشراتي مانند موريانه ها ، سوسك ها، مگس ها ، مورچه ها ، زنبورها ، كنه ها و بي مهرگان متعددي شامل كرمهاي پهن و نماتد ها ، حلزونها ، كرم هاي خاكي و هزار پايان مي باشند) تا ميكرو ارگانيسم هاي خاك چه از جهت آزاد نمودن انرژي و عناصر غذايي موجود در مواد آلي و چه از جهت انجام بسياري از فرايندهاي شيمايي هواديدگي كه در خاك صورت مي گيرد ، مهم مي باشند.

فقط PH خاك در حد مناسب جهت فعاليت خون خاك ، شامل كرم هاي خاكي و نيز جهت فراهمي عناصر غذايي به خاك ، حائز اهميت است . واكنش اسيدي خاك ،  به مفهوم حضور يونهاي مثبت بي شمار هيدورژن (H+) است كه جايگزين كاتيونهاي ديگر در سطح كلوئيدهاي خاك مي شوند در شرايط اسيدي (PH پايين) فعاليت بيولوژيكي خاك كاهش يافته ، سرعت تجزيه مواد آي و آزاد سازي عناصر غذايي كند است.

معمولاً حركت عناصر غذايي ، خصوصاً فسفات ، در پروفيل خاك ، بسيار كند صورت مي گيرد. اين امر ، بدان معني است كه ريشه گياهان ، اغلب مجبورند به طرف نقاطي كه اين عناصر در آن جا وجود دارند ، حركت كنند. ريشه گياهان ز حيث رديابي اين محلها  بسيار كارآمد باشند. اما اين امر در صورتي ميسر است كه رشد ر يشه ها به واسطه حضور اين عناصر ، خصوصاً نيتروژن و فسفر ، تحريك شود ، تا به سوي اين محلها انشعاب يابند. در مورد عناصري كه در خاك حركت جزئي دارند ، پخش كود در سطح خاك ، منجر به باقي ماندن اين عناصر در نزديكي سطح خاك و به دنبال آن ، توسعه سطحي  ريشه ها مي شود.

از اين رو گياه نسبت به تنش خشكي ، آسيب پذير خواهد شد . در يك سيستم ارگانيك ، اجباراً بايد عناصر غذايي از بخشهاي پايين تر پروفيل خاك جذب شوند ، و اين امر ، وجود يك سيستم ريشه اي  بسيار گسترده و عمقي را ضروري مي سازد. برخي گياهان ، از جمله يونجه ، از اين نظر  بسيار مطلوب است ، و به جذب عناصر غذايي از عمق خاك ، كمك   مي كند.

ويژگي  مهم ديگر ريشه گياهان ، برخورداري از اكوسيستم مجزايي  بنام ريزوسفر  است كه در اطراف ريشه به وجود مي آيد. ريزوسفر ، شامل بافتهاي زنده و خارجي ريشه گياهان و همچنين ذرات معدني خاك است كه در تماس با ريشه مي باشند. ريشه گياهان ، ماده اي بنام موسيژل را كه حاوي عناصر غذايي و انرژي براي ميكرو ارگانيسمهاي خاك مي باشد ، ترشح مي كنند. به علاوه ، سلولهايي كه از سطح خارجي ريشه گياهان جدا مي شوند ، به اندوخته ماده الي منطقه ريشه ، مي افزايد. ميكروارگانيسمها به نوبه خود ، عناصر معدني را كه ممكن است  در رشد گياه مؤثر باشند ، و همچنين اسيدهاي آلي را كه جهت تجزيه كانيهاي خاك و فراهم نمودن عناصر غذايي براي گياه ، از جمله  فسفات لازم مي باشد، آزاد مي كنند. برخي ميكرو ارگانيسمها ، از جمله باكتريها ريزوبيوم كه از  طريق هم زيستي با بقولات قادر به  تثبيت نيتروژن هوا مي باشند ، بخوبي مطالعه و بررسي شده اند. تحقيق روي ميكروارگانيسم هاي ديگر ، يا خيلي مشكلتر است ، و يا به اندازه كافي حائز اهميت تشخيص داده نشده اند.

در يك سيستم ارگانيك ، براحتي مي توان از طريق سيستم كشت مخلوط كه در آن بخش عمده نيتروژن مورد نياز از طريق بهره گيري از بقولات تامين مي شود ، و نيز جهت بازيافت ساير عناصر متكي بر دامها مي باشد ، به حداكثر چرخش عناصر غذايي درون يك سيستم بسته ، همچنين حداقل نياز به كاربد نهاده هاي خارجي ، دست يافت. اولين  قدم براي تقويت حاصلخيزي خاك ، در اكثر تناوبهاي ارگانيك كشت محلوط شبدر و علفهاي چمني مي باشد كه مخلوطي از دو گياه با دو نوع سيستم ريشه اي مختلف  عمقي و سطحي مي باشد.

در حال حاضر ، عناصر اصلي موردنياز گياهان ، بخوبي شناخته شده اند. در اين جا ، عمدتاً عناصر اصلي ازت ، پتاسيم و فسفر مورد توجه قرار گرفته اند. هر چند ساير عناصر از جمله منيزيم ، كلسيم ، گوگرد ، آهن و طيف وسيعي از عنناصر ميكرو نيز حائز اهميت     مي باشند.

نيتروژن ، بخشي از تركيب اسيدهاي آمينه را كه واحدهاي ساختماني پروتئينها مي باشند، تشكيل مي دهد. درصد نيتروژن در اكثر پروتئينها بين 14 تا 18 متغير است . فقدان نيتروژن ، يكي از معمولترين تنشهاي تغذيه اي است. تقريباً 78 درصد هواي اطراف ما را نيتروژن تشكيل مي دهد. با اين حال اين نيتروژن به صورت گاز بوده و اكثر موجودات زنده قادر به استفاده مستقيم از آن نيستند و لازم است پيش از مصرف ، تثبيت شود. زارعين كشاورزي متكي به نيتروژن تثبيت شده طي فرايند صنعتي مي باشند در حاليكه زارعين ارگانيك ، به نيتروژني كه در نتيجه هم زيستي باكتريهاي ريزوبيوم با ريشه بقولات تثبيت مي شود، متكي هستند. در يك سيستم ارگانيك متكي بر كشت محلوط ، نياز به مصرف كودهاي نيتروژنه معدني ، يا آلی که ازخارج سيستم وارد مي شودبه حداقل مي رسد.

مشكلي كه در رابطه با مديريت كودهاي نيتروژنه براي زارعين معمولي و ارگانيك مطرح است ، تلفات نيتروژن از سيستم به اشكال مختلف است. نيتروژن ، تنها عناصر غذايي است كه تلفات آن به اتمسفر به ميزان محسوسي صورت مي گيرد. تلفات گازي نيتروژن به صورت گاز آمونياك ، اكسيدهاي نيتروژن و نيتروژن ملكولي است. تلفات نيتروژن به شكل نيترات نيز براحتي صورت مي گيرد. بيشترين انتقادي كه نسبت به كاربرد كودهاي نيتروژنه دركشاورزي مطرح است ، افزايش آلودگي منابع آبي به نيترات است . در يك سيستم ارگانيك نيز بدون اعمال مديريت دقيق ، مقادير قابل توجهي از نيترات مي تواند وارد آب زهكشي شود ، كه در اين صورت ، جبران اين گونه تلفات ، خيلي مشكلتر خواهد بود.

دو فرايند معدني شدن و آلي شدن صور اصلي چرخه نيتروژن در خاك را تشكيل مي دهند . معدني شدن ، عبارت است از تبديل نيتروژن آلي و ديگر عناصر غذايي ، به فرم معدني (يوني و يا غير آلي) و قابل جذب براي گياه . پس از آن ، نيتروژن غير آلي توسط باكترهاي نيترات ساز كه انرژي مورد نياز خود را از طريق فرايندهاي اكسيداسيون به دست مي آورند، طي فرايندي بنام نيتريفيكاسيون از شكل نمكهاي آمونيومي به نيتريتهاواز نيتريتها به نيتراتها تبديل مي شود به محض تشكيل نيترات آزاد در خاك ، بسرعت فرايندهاي چرخه اي متعدد ، شروع مي شوند. نيترات ممكن است به صورت آلي در آيد، و يا توسط گياهان جذب شود و يا تحت عمل دي نيتريفيكاسيون قرار گيرد يا دچار آبشوئي شود..

آبشويي هنگامي رخ مي دهد كه نيترات در خاك موجود باشد، و بارندگيها بيشتر از مقدار تبخير باشد ، و در نتيجه ، جريان كلي آب به سمت پايين باشد. معمولاً اين حالت در فاصله ماههاي مهر و اسفند يا فروردين اتفاق مي افتد. شدت تلفات ، بستگي به ميزان نيتروژن نيتراته موجود در پروفيل خاك ، خواهد داشت . با افزايش فاصله از منطقه ريشه ، تلفات بيشتر مي شود.

در سيستم هاي ارگانيك ، تلفات به طريق آب شوئي عمدتاً در نتيجه افزايش ناگهاني و سريع نيتريفيكاسيون نيتروژن آلي خصوصاً به دنبال شخم خاك ، هنگامي كه معدني شدن رو به افزايش است ، صورت مي گيرد. شخمهاي پاييزه ، بويژه شخم مخلوطهاي علوفه اي ، كه زمين را حاصلخيز مي نمايند ، احتمالاً بيشترين تلفات را به دنبال خواهد داشت. اين مساله در   طراحي تناوب سيستم هاي ارگانيك مهم مي باشدو بايد چگونگي به حداقل رساندن تلفات نيتروژن پس از شخم مخلوط علوفه شبدر و علفهاي چمني در نظر گرفته شود.

براي اكثر گياهان يون نيترات ، نخستين منبع نيتروژن به شمار مي رود. از آن جايي كه حلاليت اين يون بسيار بالا مي باشد ، در يك اكو سيستم ارگانيك ، هدف بايد به حد مطلوب رساندن ، نه به حداكثر رساندن ، مقدار نيترات آزاد و قابل دسترس براي جذب شدن توسط گياهان باشد ، تا از اين طريق ، تلفات آن به حداقل كاهش يابد. با افزايش سرعت رشد محصول محتواي نيترات خاك سريعاً افت مي كند، زيرا سرعت معدني شدن در طول دوره حداكثر تقاضا  بندرت به حد كافي مي رسد. به دليل پويايي زياد يون نيترات ، مجاورت ريشه ها با آن ، اهميتي در جذب  آن ندارد.

چه از نظر تغذيه اي و چه از بعد اقتصادي ، نبايد اجازه داد نيتروژن قابل دسترس خاك ، بيش از حد افزايش يابد. چنانجه نيتروژن به وفور در اختيار گياه قرار گيرد ، ولي عناصر غذايي ديگر نظير ، كلسيم ، منيزيم و پتاسيم در حالت كمبود باشند و يا جنانچه نور و فعاليت فتو سنتزي ناكافي باشد به طوري كه گياه نتواند از نيتروژن قابل دسترس بطور كامل استفاده كند، در اين صورت نيتروژن نيتراتي ، به عوض مصرف شدن در سنتز پروتئين ، در سلولهاي گياه تجمع خواهد نمود. معمولاً فزوني نيترات ارگانيك تنها پس ازمصرف كودهاي آلي و شخم زدن خاكهاي غني از مواد آلي رخ مي دهد . مصرف كودهاي نيتروژنه به مقدار زياد ، خطر تجمع نيترات در محصول را بطور ملاحظه اي افزايش مي دهد.

در تنظيم تناوب ، بايد نسبت به توازن عناصر غذايي از يك كشت به كشت ديگر توجه نمود. گياهان تثبيت كننده نيتروژن را بايد با گياهاني كه داراي نياز بالايي به نيتروژن مي باشند ، با هم در تناوب قرار داد.

شخم زدن خاك قبل از كاشت ، معدني شدن نيتروژن را تحريك كرده و ذخيره سهل الوصولي از نيتراتها را جهت محصول بعدی، فراهم مي نمايد شخم خاك، باعث بهبود شرايط تهويه و نفوذپذيري خاك نسبت به آب و قرار گرفتن مواد آلي تازه در معرض ميكروراگانيسم ها شده (كه تا قبل از شخم زدن دسترسي به اين مواد نداشته اند) و باعث افزايش فعاليتهاي ميكروبي خاك و تجزيه تركيبات آلي و تبديل آنها به فرم قابل استفاده براي گياهان ، خواهد شد. هر بار كه خاك خشك و مرطوب مي شود، تنفس ميكروبي موقتاً افزايش مي يابد و در نتيجه شخم ، مقادير قابل توجهي خاك تازه در معرض فرآيند خشك و تر شدن قرار مي گيرد، لذا تلفات مواد آلي ناشي از اين فرايند ، قابل توجه مي باشد.

همان طور كه قبلاً اشاره شد ، به دنبال شخم مخلوط علوفه اي معدني شدن و آزادسازي نيتروژن آغاز مي شود. با اين حال ، در اوايل فصل رشد ، نياز نيتروژنه محصولي كه بتازگي كشت شده ست ، بسيار  بيشتر از مقدار نيتروژني است كه طي اين فرايند آزاد مي شود. از طر ف ديگر ، يون نيترات به دليل بار  منفي ، مستعد آبشويي است و معمولاً در فاصله ماههاي آبان تا اواخر فروردين كه جريان كلي آب در پروفيل خاك به سمت پايين مي باشد ، آبشويي نيترات به وقوع مي پيوندد. كشت زودتر يك محصول غله زمستانه ، سبب ذخيره بيشتر نيتروژن در محصول در حال رويش شده و پتانسيل آب شويي را كاهش مي دهد.

نقش دام در يك سيستم ارگانيك را مي توان وابسته به نحوه كاربرد مفيد بقولات در تناوب دانست ، و در عين حال ، برگشت عناصر غذايي به سيستم ، از طريق كودهاي دامي ، با سهولت صورت مي گيرد. پتانسيل برگشت عناصر غذايي به سيستم ، از طريق كاربرد كودهاي آلي بالا مي باشد. عناصر غذايي ، چه در اثر چرا از يك سطح وسيع وچه از طريق تغذيه از علوفه ذخيره اي يا خريداري شده ، توسط دام دريافت شده باشند، در نهايت در فضولات دامي تمركز يافته ، براي پخش مجدد در سطح زمين قابل استفاده خواهد بود. دامها تنها 5 تا 10 درصد نيتروژن موجود در علوفه مصرفي را در خود نگه مي دارند و 70 درصد نيتروژن باقي مانده را از  طريق ادرار و 30 درصد ديگر را از طريق مدفوع دفع مي كنند. گاوهاي شيري مي توانند روزانه تا 250 گرم نيتروژن دفع كنند. كود بستر دام و مدفوع آبكي ، تنها با مديريت دقيق مي توانند ذخيره عناصر غذايي خود را مجدداً به خاك بازگردانند.

بقاياي گياهي را مي توان مستقيماً از طريق برگرداندن و شخم گياه درحال رويش به عنوان كود سبز ، به خاك برگشت داد. اثرهاي كود سبز روي خاك ، بسته به شرايط مختلف ، فرق مي كند. كود سبز ممكن است ماده آلي يا ميزان نيتروژن قابل دسترس را افزايش دهد. اما اين دو را تواماً افزايش نمي د هد. ممكن است در نتيجه كاربرد كود سبز ، عناصر غذايي در سطح خاك متمركز شوند و قابليت فراهمي آنها براي محصول پس از آن افزايش يابد. كشت كودهاي سبز در پاييز مي تواندتلفات نيتراتها را از طريق جذب آنها پيش از آب شويي ، كاهش دهد.

برگرداندن كاه و كلش محصول پس از برداشت ، از نظر گردش عناصر غذايي و جبران كاهش غير قابل اجتناب مواد آلي خاك ناشي از برداشت محصول ، يك اقدام منطقي مي باشد. بقاياي گياهي ارزشمند ، شامل كاه غلات ، كلش لوبيا و نخود ، ريشه ها و بقاياي سطح خاك مي باشند. اختلاط  كود سبز با خاك به عنوان روشي درافزايش ماده آلي خاك يا افزايش نيتروژن آن ، بايستي با احتياط صورت گيرد. ممكن است در نتيجه اختلاط ، مقادير زيادي بقاياي گياهي با خاك ، عملكرد كاهش يابد كه اين موضوع به دليل آلي شدن نيتروژن مي باشد. نسبت كربن به نيتروژن بقاياي گياهي اغلب به عنوان معياري براي تعيين مناسب بودن بقايا جهت اختلاط با خاك ، به كار مي رود . با اين حال به هنگام تصميم گيري در مورد كاربرد آنها ، رعايت احتياط ضروري است. چون نسبت مذكور ، لزوماً شاخصي از قابليت فراهمي كربن يا نيتروژن براي ميكروارگانيسم ها نمي باشد.

سودمندي هر نوع اضافات آلي به عنوان منبعي از عناصر غذايي براي گياه ، بستگي به انطباق زماني بين تجزيه و معدني شدن مواد آلي با نيازهاي گياه به آن عناصر غذايي ، دارد. البته سرعت تجزيه و معدني شدن مواد آلي ، بسيار متغير ميباشد . به علت كند بودن آزاد سازي طبيعي نيتروژن و تركيبات فسفاته از مواد آلي ، اين مواد يك اثر پايا بر حاصلخيزي خاك دارند.

به دليل ارتباطات پيچيده و تنگاتنگي كه بين اجزاي مختلف و متعدد چرخه نيتروژن درخاك و در كل مزرعه وجود دارد ، براي آن كه اين عنصر تا حد امكان در يك سيستم بسته در گردش باشد و مقدار آلودگيها وتلفات غير ضروري ، به حداقل برسند، كشاورزان بايد به دقت عمل نمايند. در چرخه نيتروژن ، اين عنصر را مي توان براحتي در فرم پروتئيني و ديگر اشكال جامد آن ، دنبال نمود، ولي مشكلات زماني بروز مي كنند كه نيتروژن به فرم محلول و يا گازي باشد. برخي تلفات غير ضروري ، ناشي از حلاليت بسيار زياد نيتروژن در فرم محلول ، و فراريت آن در حالت گازي مي باشد (نظير آمونياك و ساير گازهايي كه در نتيجه فرايند دي نيتريفيكاسيون توليد مي شوند).

پتاسيم يك عنصر غذائي ضروري براي گياهان است كه درسنتز اسيدهاي آمينه و پروتئينها از آمونيوم ، دخيل مي باشد. مساله كمبود پتاسيم درگياهان ، بيشتر مربوط به عدم فراهمي آن براي گياه مي باشد ، نه به دليل مقدار ناكافي آن در خاك ، پتاسيم در خاك ، در چهار شكل متفاوت وجود دارد. پتاسيم موجود در ساختمان كانيها ، پتاسيم تثبيت شده ، پتاسيم قابل تبادل و پتاسيم محلول .

پتاسيم محلول ، نزديكترين منبع پتاسيم براي گياهان مي باشد. بنابراين ، جذب آن توسط گياه بستگي به توانايي جذب ريشه ، مقدار پتاسيم موجود در سطح ريشه و سرعت انتشار يونهاي پتاسيم از محلهاي تبادل به سطح ريشه دارد.

پتاسيم قابل تبادل و محلول ، منابع قابل دسترس پتاسيم براي گياه ، محسوب مي شوند و در اندازه گيري پتاسيم معمولاً اين دو شكل اندازه گيري مي شوند. بين اين اشكال پتاسيم در خاك يك حالت تعادل و توازن برقرار است (حدود 90 درصد پتاسيم قابل دسترس، به شكل قابل تبادل و 10 درصد ديگر به صورت محلول مي باشد). بنابراين ، مصرف پتاسيم محلول و كاهش آن در محلول خاك از طريق آزاد شدن پتاسيم از منابع  قابل تبادل جايگزين مي شود.

پتاسيم تثبيت شده و پتاسيم موجود در كانيهاي خاك نسبتاً زياد مي باشند و به عنوان يك ذخيره پايدار و بالقوه براي پتاسيم قابل تبادل و محلول مي باشند. البته در حالت عادي پتاسيم تثبيت شده ، تنها در شرايطي كه پتاسيم قابل تبادل در سطح پاييني درخاك موجود است ،آزاد مي شود و پتاسيم موجود در كانيها نيز فقط پس از هواديدگي (كه يك فرايند بسيار كندي مي باشد) اين كانيها آزاد مي شد.

برداشت محصول ، به نفع خروجي مقادير قابل توجهي پتاسيم از خاك ، مي باشد. البته چنانچه محصول برداشتي به مصرف تغذيه دامهاي داخل مزرعه برسد ، احتمال برگشت آن به خاك ، از طريق فضولات دامي ، وجود دارد. تحت هر گونه شرايطي  ، بايستي از خروج بقاياي گياهي (كاه) به خارج از مزرعه ، خودداري نمود. ازاين نظر ، در سيستم هاي ارگانيك ، احتمالاً پتاسيم ، و در مقايسه با نيتروژن بيشتر ايجاد مشكل مي كند. البته يك سيستم در حال تعادل ، قادر به حداقل رساندن تلفات پتاس خواهد بود و در برخي از موارد ممكن است تلفات پتاسيم ، از طريق هواديدگي خاك و سنگ بستر ، جبران شود.

گياهان زراعي از نظر تاثيرشان بر مقدار پتاسيم خاك ، متفاوتند. گياهي كه در خلال دوره رويش فعال خود ، دايماً پتاسيم را از خاك جذب مي كند ، مقدار پتاسيم قابل تبادل در خاك را كاهش خواهد داد. پتاسيم تثبيت شده در كانيها ، با سرعتي كندتر از آنچه كه توسط گياه جذب مي شود، آزاد مي گردد. از اين رو ، در خلال فصل رشد ، مقدار پتاسيم قابل تبادل در خاك ، افت مي كند و مجدداً پس از توقف رشد گياه افزيش مي يابد. علفهاي چمني ، توانايي بسيار زيادي در جذب پتاسيم دارند. بنابراين احتمال دارد گياهي كه پس از آنها كشت مي شود ، با كمبود پتاسيم مواجه شود. در صورتيكه كاه غلات به خاك برگردانده شود بيش از نيمي از پتاسيم كه تا هنگام برداشت  توسط گياه جذب شده ، به خاك برگردانده خواهد شد و چنانچه غلات در حالت سبز جهت سيلو برداشت شوند ، مقادير قابل توجهي پتاسيم را از خاك خارج خواهند كرد.

فضولات دامي پتاسيمي را كه توسط برداشت علوفه از خاك خارج شده اند ، مجدداً به خاك بازمي گردانند. كود گاوي ، عمده پتاسيم مصرفي را به فرم قابل دسترسي به خاك باز        مي گرداند. برگرداندن فضولات دامي به خاك ، يك جزء اساسي چرخه پتاسيم مي باشد.

تاثير مالچ ها (نظير كاه و علفهاي چمني خشك) از اين نظر قابل توجه است ، زيرا اين مواد غني از پتاسيم ميباشند. مقدار كلسيم ، منيزيم و سديم موجود در مالچها ، در مقايسه با پتاسيم ، پايين مي باشد كه اين امر ، منجر به برتري اين عنصر براي جذب شدن توسط ريشه اكثر گياهان مي شود. در نظر گرفتن اين مساله جهت پيش گيري از بروز مشكل كمبود عناصر ديگر ضروري ست.

هيچ منبع معدني قابل قبولي از پتاسيم جهت استفاده در سيستم خاكي ارگانيك وجود ندارد. حلاليت اكثر كودهاي مصنوعي موجود بالا مي باشدو بنابراين ، با توجه به استانداردهاي تعريف شده در سيستم هاي ارگانيك ، قابل مصرف در اين سيستم ها نمي باشند. سنگهاي پتاسه نيز پتاسيم را بسيار كند آزاد مي كنند و از اين رو تاثير چنداني ندارند. بنابراين ، بايستي با اعمال كنترل دقيق ، از تلفات غير ضروري پتاسيم از سيستم ممانعت نمود. البته در موارد استثنايي كه كمبود پتاسيم محرز مي شود ، امكان دارد از طريق كاربرد كود پتاسيم كمبود را برطرف نمود.

نقش اساسي فسفر در گياهان در ارتباط با تامين انرژي مورد نياز واكنشهاي آنزيمي از طريق فسفوريزاسيون مي باشد. چرخه فسفر ، از  بسياري از جهات ، مشابه چرخه نيتروژن مي باشد. پس از نيتروژن ، فسفر ارزانترين عنصر تشكيل دهنده بافتهاي ميكروارگانسم ها (بالغ بر 2 درصد وزن خشك آنها) مي باشد. به همين دليل ، فسفر از نظر فراواني ، دومين عنصر غذايي مواد آلي خاك را تشكيل مي دهد.

برخي اوقات استعمال كود فسفاته بيش ار مقدار مورد نياز گياه ، باعث نقصان عملكرد      مي گردد. تصور مي شود اين امر به دليل كاهش رشد رويشي و زود رسي گياه باشد.

تركيبات فسفاته در مواد آلي خاك نيز وجود دارند ، كه مستقيماً براي گياه قابل جذب نمي باشند. رهاسازي فسفر مواد آلي در اثر فرآيند تجزيه تحت كنترل درجه حرارت (با افزايش دماي خاك ، تجزيه سريعتر صورت مي گيرد)و تعداد دفعات خشك شدن خاك پس از جذب رطوبت مي باشد. مهمترين عامل تعيين كننده ميزان فراهمي فسفات غير آلي در خاك ، آزاد شدن فسفر از مواد آلي مي باشد. از اين رو در سيستم هاي ارگانيك و خاكهايي كه ميزان فسفر غير آلي خاك كمتر مي باشد آزاد شدن فسفر از مواد آلي اهميت بيشتري پيدا مي كند. بنابراين ، نقش مواد آلي در سيستم هاي ارگانيك ، از اين نظر بيشتر مي باشد.

مشخص شده است كه غلظت فسفر در محلول خاك در خلال رشد محصول تقريباً ثابت باقي مي ماند. اين بدان مفهوم است كه فسفر با همان سرعتي كه توسط ريشه هاي گياه از محلول خاك جذب مي شود ، از بخش جامد خاك ، به داخل اين محلول ، رها مي شود.

اثر متقابل بين ريشه هاي گياه و ميكوريزا يك عامل مهم در جذب فسفر توسط گياه ، بويژه در سيستم هاي ارگانيك مي باشد. لفظ ميكوريزا ، به حدود 6000 قارچ مختلف كه به شيوه مشابهي عمل مي كنند ، اطلاق مي شود. ميسليومهاي قارچي ، با نفوذ به ريشه هاي گياهان ، امكان تبادل عناصر غذايي را فراهم مي سازند.

دو گروه از ميكوريزها وجود دارند كه به شيوه هاي متفاوتي رفتار ميكنند . ميكوريزهاي خارجي كه سطح ريشه گياه را احاطه كرده و ميسليومهاي آنها ، تنها در لايه سلولي خارج ريشه ، نفوذ مي كنند. از طرف ديگر ، ميكوريزهاي داخلي ، در ديواره هاي سلولي رخنه كرده و انشعابات ظريفي را در سلولهاي داخلي ريشه ميزبان ، به وجود مي آورند. اثرات متقابل موجود اين مكانيسم هاي دفعي گياه و قارچ ، ارتباط اين دو ارگانيسم را كنترل مي كند ، بطوري كه قارچ ماهيت پاتوژني پيدا نمي كند.

ساختار ضعيف ميسليومهاي قارچي ، بيانگر اين است كه آنها در جذب عناصر غذايي مورد نياز گياهان ، نظير فسفر ، نيتروژن ، پتاسيم و كلسيم ، و همچنين در جذب آب ، نسبت به تارهاي كشنده ريشه گياهان ، كارآمدتر مي باشند. ميكوريزا در ازاي هدايت اين مواد به ريشه ، از گياه ، كربوهيدرات دريافت مي كند. مشخص شده است كه ريشه هاي آلوده به ميكوريزادر جذب مواد از خاك ، در مقايسه با ريشه هاي عاري از ميكوريزا ،کارآمدترند. در حقيقت ، گرچه كشاورزي فعلي ، به دليل مصرف كودهاي فسفاته ، عموماً هم زيستي ميكوريزايي ، به نظر مهم جلوه نمي كند ، ولي در سيستم هاي ارگانيك ، اين هم زيستي ، بسيار حائز اهميت مي باشد. ميكوريزا ، با نفوذ به داخل ريشه هاي گياه ، امكان انتقال مولكولهاي آلي ، همچنين فسفات را از خاك به داخل گياه ، فراهم مي سازد. آنها ، همچنين ممكن است از طريق توليد آنتي بيوتيكها ، به مكانيسم هاي دفاعي گياهان ، كمك نمايند.

كودهاي سبز ، اغلب مي توانند اشكالي از فسفات و روي را كه قابليت فراهمي كمتري در خاك دارند جذب كنند و از اين رو ، قابليت فراهمي اين عناصر را براي محصول پس از خود افزايش دهند. كودهاي سبز با تجزيه وسيع و آزاد سازي مقادير بالايي از دي اكسيد كربن (كه با حل شدن در آب توليد اسيد كربنيك و ديگر اسيدها را مي كند) مي توانند به كاهش خاكهاي آهكي و قليايي كمك نموده ، و فراهمي فسفات و عناصر كمياب را براي محصول بعدي ، افزايش دهند.

از طريق كاربرد كودهاي دامي ، در طولاني مدت مي توان به افزايش محتوي فسفر خاك ، دست يافت. ملاحظه شده است كه محتوي فسفر خاك در يك دوره 30 تا 40 ساله و با مصرف ساليانه 5 تا 11 تن در هكتار كود دامي ، تا 14 درصد افزايش يافته است. حدود 60 درصد فسفر موجود در كود دامي ، در سال بعد از مصرف آن ، قابل دسترس براي گياه مي باشد و باقيمانده آن در حفظ سطح  فسفر خاك ، در سالهاي بعد نقش دارد.

در شرايط كمبود فسفر در كل سيستم مزرعه ، مي توان از كودهاي معدني نظير سنگ فسفات و پودر خاكستري تيره (در محلهايي كه اين مواد هنوز در دسترس ميباشند) و كودهاي آلي به عنوان مكملي در برگرداندن اين عنصر به سيستم ، كمك گرفت.

منابع :

1-   آستارايي ، عليرضا. ترجمه كاربرد كودهاي بيولوژيكي دركشاورزي  پايدار تاليف  ان . اس . سوبارايو .

2-   حسيني، محمد و عوض كوچكي  نظام هاي كشاورزي پايدار تاليف : بي . اس . دي ال كارل .

3-      رستمي ، علي . 1378. كود سبز. معاونت تحقيقات ، آموزش وترويج كشاورزي همدان

4-   سالار ديني ، علي اكبر. حاصلخيزي خاك . چاپ چهارم . 1371 . انتشارات دانشگاه تهران.

5-   مظاهري ، داريوش و ناصر مجنون حسيني . مباني زراعت عمومي  . امتشارات دانشگاه تهران.

6-  ملكوتي ، محمد جعفروسيدجلال طباطبايي . ضرورت افزايش مواد آلي در    خاكهاي ايران از طريق مصرف كود سبز .

7-  ملكوتي ، محمد جعفر.  1375 .كشاورزي پايدار وافزايش عملكرد با بهينه سازي مصرف كود در ايران.نشر آموزش كشاورزي

[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ] [ 14:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

فلفل رنگي با دارا بودن ۱۲ برابر ويتامين c نسبت

به پرتقال يكي از پر مصرف ترين سبزيجات در اروپا و آمريكا مي باشد كه با رنگ ها و طعم گوناگون به صورت خام و يا پخته مصرف مي گردد.چنانچه بتوان فلفل هاي رنگي را با كيفيت بالا توليد نمود با توجه به مصرف زياد آن در فصل زمستان مي توان مطمئن بود كه بازار خوبي در داخل و خارج از كشور براي اين محصول مهيا و آماده است.

شروع کشت :

كشت فلفل در خزانه شروع مي شود معمولا در اروپا از نيمه اكتبر تا نيمه نوامبر كشت در خزانه آغاز مي شود.يعني از مهر تا آبان ماه و پس از ۶۰ روز نشاء را به گلخانه اصلي منتقل مي كنند و براي يك سال از آن محصول برداشت مي نمايند.اين زمان كشت مي تواند براي مناطق شمال ايران در نظر گرفته شود و در مناطق جنوب از اوائل تيرماه مي توان كشت در خزانه را آغاز كرد البته بايد در مناطق جنوبي كشور كه هوا گرمتر است محيط مناسب را براي خزانه مهيا نمود.چنانچه ميزان نوردهي و دماي خزانه مطلوب و درست باشد نشاء پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمين اصلي است ، مشروط به آن كه دماي محيط خزانه در شب و روز بين ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتي گراد باشد و براي جوانه زدن بذر رطوبتي در حد ۸۰ درصد ايجاد گردد.با اين شرايط مي توان اميدوار بود كه بذرها بين ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در اين مرحله ميزان نور براي باروري بهينه جوانه ها بين ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است.وقتي جوانه ها سر از خاك بيرون آورند دماي محيط را بايد بين ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتي گراد و رطوبت محل را بين ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظيم كرد در صورتي كه دماي بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتي گراد باشد يك دوره دو هفته اي را به انتظار مي نشينيم. در محل خزانه تراكم بوته بايد به گونه ای باشد که بر روی يکديگر سايه نينداخته و از طرفی با رشد نشا همواره جای بيشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم دمای محيط را بر روی ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظيم کرده و دمای محيط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانيم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغيير يابد با توجه به وضعيت اقليمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گياه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع يافته و ۴ برگ حقيقی بر روی ساقه نمايان می شود.در اين حالت نشاء فلفل آماده انتقال به زمين است.فراموش نکنيم که قبل از انتقال نشاء گلخانه از هر حيث مهيا باشد تا به راحتی بتوان شرايط رشد گياه را مهيا نمود. در اينجا بايد تاکيد کرد که نبايد در انتقال نشاء به زمين اصلی زمان را از دست داد و تاخير نمود.زيرا اين بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ايجاد می کند.از طرفی شرايط محيطی گلخانه بايد از نظر نور و دما مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای خزانه عاری از هر گونه علف های هرز و آفات و بيماريها باشد تا گياه جوان بتواند مراحل اوليه رشد خود را در شرايط مساعدی انجام دهد زيرا گياهی که در وضعيت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که اين گياه زنده بماند هرگز نمی تواند يک گياه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد. حال می توان با آرامش خاطر نشاء را با تراکم ۲ بوته در متر مربع کشت نمود در اين شرايط يعنی پس از انتقال نشاء به گلخانه دمای بستر بين ۱۸ تا ۲۰ درجه و دمای فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بين ۵۵ تا ۶۰ درصد بايد باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بوته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتي بوته فلفل به ارتفاع ۳۰ سانتي متري رسيد کليه برگ ها و شاخه هاي فرعي و گل هاي آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتي متري هرس مي کنيم وفقط اجازه مي دهيم ۲ تا ۳ شاخه فرعي رشد نمايد. شايان ذکر است اولين گلي که بر روي شاخه هاي فرعي رويش کرده است بايد حذف شود زيرا با تبديل اين گل به ميوه با توجه به اينکه در بين دو شاخه فرعي شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اينکه به صورت بد شکل در مي آيد آسيب جدي به خود بوته نيز وارد مي نمايد. به عبارت ديگر به علت رشد ميوه و فشاري که به واسطه اين باروري به دو يا سه شاخه اوليه وارد مي شود اولين گل شاخه هاي فرعي بايد حذف شود. در صورتي که بوته فلفل به اندازه کافي رشد کرده باشد اجازه مي دهيم گل دوم به ميوه تبديل شود و اگر تمايلي به اين کار نداشته باشيم فرصت مناسبي براي رشد بيشتر شاخ و برگ و ريشه بوته را فراهم ساخته ايم و از طرف ديگر موقعيت را براي تبديل گل سوم به ميوه مهيا وآماده مي کنيم. بديهي است که بر روي ۲ يا ۳ شاخه مذکور تعدادي شاخه هاي فرعي رويش مي کند که به علت هجم برگ ها مي توانيم جوانه انتهايي اين شاخه هاي فرعي را بعد از برگ اول حذف کنيم و يا در صورتي که شاخه فرعي مزاحم شاخه هاي ديگر شد آن را به طور کلي حذف مي کنيم. توجه داشته باشيد که حذف شاخه هاي فرعي و هرس جوانه انتهايي شاخه هاي فرعي بايد به گونه اي باشد که در نهايت ميوه هاي فلفل در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدين وسيله از آفتاب سوختگي در امان بماند خاطر نشان مي شود کشاورزان ماهر با توجه به فصل کاشت موقعيت بوته و تراکم بوته اجازه مي دهند بين ۵ تا ۷ گل به ميوه تبديل شود و انتخاب به دو شاخه فرعي يا به عبارتي سه شاخه فرعي تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه کشاورز و استعداد بوته مي باشد. بنابراين با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعي بر روي هر بوته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبديل به ميوه مي شود که با توجه به شکل ميوه و مرغوبيت آن در صورت نياز گل هاي اضافي را حذف مي کنيم تا ميوه هاي مرغوب تري برداشت کنيم اين روش تا پايان دوره کشت ادامه خواهد داشت. گل خانه داران عزيز بايد بدانند که در طول رشد گياه نبايد از وجود کنه غافل شويم و با مشاهده اولين مورد اقدامات لازم را براي ريشه کن کردن اين آفت مخرب به عمل آورد در اين رابطه ممکن است برخي از کشاورزان عوارض کنه را با ويروس اشتباه بگيرند که در اين مورد بايد دقت بيشتري به عمل آورد.مورد ديگري که باز در اين مرحله گياه را تهديد مي کند کرم برگ خوار است که خوشبختانه نمي تواند پنهان بماند و به خوبي قابل رويت است.موارد ديگر وجود شته سياه بر روي برگ فلفل - وجود شته سبز بر روي برگ فلفل - خساراتي که شته بر روي بوته و ميوه فلفل به جاي مي گذارد - خسارت کرم بر روي ميوه فلفل و وجود کرم بر روي ميوه فلفل و بد شکلي ميوه و ...

بستن بوته فلفل:

بوته فلفل بر خلاف بوته خيار و گوجه فرنگي به پايين کشيده نمي شود بلکه بر اساس ارتفاع مفيد گلخانه مي توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهاي هريک از شاخه هاي فرعي نخ بسته و آنها را مانند شاخه هاي اصلي به دور نخ ها پيچيد زيرا در پايان دوره گياه در صورت سلامتي به اندازه ارتفاع مفيد گلخانه رشد مي کند. در کشت فلفل های رنگی مانند هر کشت ديگری نارسايی در رشد گياه بوجود می آيد که خوبست آنها را بشناسيم تا بهتر بتوانيم مشکلات را برطرف کنيم.بد شکلی ميوه زمانی صورت می گيرد که بعد از رويش گل٫ دما برای مدت طولانی مناسب گياه نبوده و در حد ۱۴ در جه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نيز اين مشکل برای گياه بوجود می آيد البته اين عارضه علت ديگری هم دارد و آن وجود حشرات موزی بر روی گياه است. اين حشرات معمولا شيره گياه را مکيده و باعث بد شکلی ميوه آن می شوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و يا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و يا اينکه آبياری در طول روز دير شروع شود ميوه بوته فلفل ضخيم و در نهايت دو قسمت می شود.زمانی که ميوه در اندازه مناسب است ولی تغيير رنگ نمی دهد ميانگين دما در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نيم درجه ميانگين را افزايش داد.
جدا شدن ميوه از بوته قبل از رسيدن کامل:

 اين عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بيافتد و علت آن مربوط مي شود به برگ های اوليه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را توليد کنند با افزايش بر می توان اين نقص را برطرف کرد.

تغيير رنگ ميوه در حالی اندازه ميوه کوچک است:

علت اين مشکل يا بخاطر تعداد بيش از حد ميوه بر روی شاخه ها است و يا اينکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع اين نارسايی بهتر است ميانگين دمای گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزايش داده و گياه را وادار به رشد و رويش بيشتری بنماييم. به طور معمول فاصله بين گره ها بايد حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرايط گرم گلخانه نيز می تواند باعث ريز شدن ميوه ها گردد.در صورتی که انتهای ميوه فاسد و يا پوسيده شود کمبود کلسيم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که ميزان نياز فلفل به کلسيم زياد بوده و کمبود آن مشکلات زيادی را برای توليد محصول فراوان و مرغوب ايجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵/۲۲ درصد کلسيم می باشد و با نام کال ماکس عرضه می گردد استفاده نمود با اضافه کردن اين ماده به رژيم غذايی گياه می توان اين عارضه را بر طرف کرد.آفتاب سوختگی هم يکی از عوارضی است که به اثر تابش بيش از حد آفتاب بر روی ميوه بر مي گردد. برای اينکه فلفل دچار اين مشکلات نشود شما می توانيد با پوشش برگ ها بر روی ميوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی ميوه جلوگيری کنيد و بالاخره آسيب های اين چنينی که بوسيله گنجشک ها بوجود مي آيد. فلفل های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هايی می شود که لازم است گلخانه داران عزيز در اين مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واريته بيانگا که به رنگ فسفری مشهور است در ابتدا به همين رنگ است و سپس به رنگ قرمز در می آيد و واريته زرو ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چيده نشوند به رنگ قرمز تبديل می شود.در حقيقت به خاطر زودرسی اين دو واريته و تقاضای بيشتر فلفل های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از اين دو واريته استفاده کرد شايان ذکر است که واريته های ديگر فلفل های رنگی در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ قرمز و شکلاتی تبديل می گردد.

سید چاسب فاضلی

[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ] [ 14:45 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه:

به رشد مواد گياهي عاري از ميكروب در شرايط عاري از ميكروارگانيسم‌ها مانند محيط غذايي استريل در يك لوله آزمايش كشت بافت گياهي اطلاق مي‌شود و شامل كشت پروتوپلاست، سلول، بافت و اندام گياهي مي‌باشد. اين تكنولوژي با نظريه‌پردازي دانشمند آلماني، هابرلنت، در مورد توانايي تبديل يك سلول به موجود كامل (Totipotency) در اوايل قرن بيستم شروع شد. هابرلنت پيشنهاد كرد كه فنوني جهت جداسازي و كشت بافت ايجاد شود و ادعا كرد كه اگر محيط و تغذيه سلولهاي كشت شده تنظيم شود اين سلولها مي‌توانند گياهان نرمالي را بوجود آورند.

انواع كشت بافت گياهي:

1-كشت مريستم:

اين اصطلاح اغلب به قطعات بسيار كوچكي كه از جوانه‌هاي انتهايي يا جانبي نوساقه جدا مي‌شوند اطلاق مي‌شود.

2-كشت كالوس:

بافتي كه از تكثير سازمان نيافته سلولها به وجود مي‌آيد.

هر ميليمتر كالوس از هزاران سلول تشكيل شده و هر يك از آنها توانايي تشكيل يك جنين را دارند لذا نسبت تكثير مي‌تواند بسيار زياد باشد.

3-كشت ريزازديادي:

ريزازديادي يا كشت اندام، با يك بخش سازماندهي شده گياهي ( اغلب يك جوانه) شروع مي‌شود و روند كشت بافت اين ساختار سازماندهي شده را حفظ مي‌كند در حاليكه رشد و نمو بعدي آن را به سمت تكثير و باززايي يك گياه كامل جديد هدايت مي‌كند.

4-كشت سوسپانسيون سلولي يا محيط كشت مايع:

سوسپانسيون سلولي از كشت كالوس تهيه مي‌شود كالوس كه يك توده سلولي تمايز نيافته است وقتي كه در محيط كشت مايع قرار گيرد، سلول‌هاي آن از هم جدا شده وسوسپانسيون سلولي را به وجود مي‌آورد.

5-كشت جنين نارس:

در بعضي موارد ناسازگاري بين گونه‌ها يا ارقام، بعد از تشكيل جنين اتفاق مي‌افتد و منجر به سقط جنين مي‌شود. چنين جنين‌هايي را در حالت نارس و قبل از سقط شدن مي‌توان خارج كرده و در شرايط درون شيشه‌اي آنها را رشد داد.

مزاياي كشت بافت گياهي:

توليد انبوه گياهاني با ساختار ژنتيكي يكسان معمول‌ترين مزيتي است كه به كشت بافت گياهي نسبت داده مي‌شود.

1- تكثير سريع كلونها:

حتي با ريزازيادي ممكن است كه از يك ريزنمونه تعداد بسيار زياد نوساقه جديد بوجود آيد كه هر كدام از اين نوساقه‌ها را مي‌توان زيركشت كرده و از طريق يك ريزازديادي ديگر تعداد بسيار زيادي گياه جديد توليد كرد. با يك ضريب تكثير نسبتا كم 5، طي 9 نسل كه 12ـ9 ماه طول مي‌كشد مي‌توان تقريبا 2 ميليون گياهچه توليد نمود.

2- يكنواختي ژنتيكي:

اين موضوع در جايي كه نيازبه يكنواختي گياه است و يا در جائيكه لازم است كه مطمئن شويم كه يك خصوصيت قابل توارث حفظ شده است حائز اهميت است.

3- شرايط غيرآلوده:

حفظ كشت‌هاي گياهي تحت شرايط غيرآلوده يك منبع بزرگي از مواد گياهي عاري از بيماريزا را در اختيار ما قرار مي‌دهد.

4- انتخاب گياه:

5-گياهان مادري درون شيشه‌اي:

نگهداري گياهان مادري تحت شرايط ايده‌آل معمولا غيرممكن است اما چنين شرايطي را مي‌توان براحتي در كشت‌هاي درون شيشه‌اي تامين كرد. گياهان مادري ممكن است كه در شرايط درون شيشه‌اي نگهداري شوند و ريزقلمه‌ها از آنها تهيه شوند. ريزقلمه ها را مي‌توان بطريق درون شيشه‌اي يا به روش تكثير كلاسيك ريشه‌دار كرد.

6- محيط كنترل شده:

هنگاميكه نگهداري كشت‌هاي گياهي در شرايط محيطي كنترل شده مد نظر باشد يا برحسب نيازهاي كشت ( مانند گياهان مادري فوق الذكر) يا شايد براي ساير اهداف مانند ريشه‌دار كردن درگونه‌هايي كه از اين نظر مشكل دارند كشت‌هاي درون شيشه‌اي در اينگونه موارد داراي مزاياي آشكاري مي‌باشند.

7- حفظ و نگهداري منابع ژنتيكي:

نياز به فضاي كوچك و سهولت فراهم كردن شرايط مناسب موجب شده است كه كشت‌هاي درون شيشه‌اي، روش كاربردي مناسبي جهت حفظ گياهان مادري كلكسيونها محسوب شوند از اين روش مي‌توان براي نگهداري گياهان زراعي، گونه‌هاي كمياب و گونه‌هايي كه در معرض خطر هستند استفاده كرد.

از فنون كشت بافت ممكن است جهت توليد گياهان هيبريد درگونه‌هاي ناسازگار، از طريق كشت جنين يا تخمك استفاده شود.

8- توليد گياهان هيبريد در گونه‌هاي ناسازگار:

گياهان هاپلوئيد ممكن است از طريق كشت بساك بدست آيند هنگاميكه ظهور جهشهاي مغلوب مورد نياز باشد گياهان هاپلوئيد برتري‌هايي نسبت به مواد ديپلوئيد دارند. بعلاوه هاپلوئيدهاي مضاعف شده هموزيگوس هستند و لذا بعنوان مواد خالص در برنامه‌هاي اصلاحي استفاده مي‌شود.

با استفاده از روشهاي درون شيشه‌اي در تمام طول سال مي‌توان گياه توليد كرد.

گونه‌هايي كه تكثير رويشي در آنها به سختي صورت مي‌گيرد ممكن است كه از طريق كشت بافت تكثير شوند.

تركيب محيط‌هاي كشت بافت:

عناصر معدني:

تعداد 12 ماده غذايي معدني براي رشد گياهان ضروري هستند.

1- عناصر غذايي آلي:

گياهان تحت شرايط طبيعي اتوتروف هستند و مي‌توانند تمام مواد آلي مورد نياز خود را سنتز كنند. از ميان ويتامين‌ها افزودن تيامين به محيط كشت ضروري است و اسيد نيكوتينيك، پيريدوكسين و اينوسيتول نيز معمولا به محيط كشت اضافه مي‌شوند.

2- منبع كربن:

كربن علاوه بر تامين انرژي موردنياز براي رشد گياه واحدهاي ساختماني براي توليد مولكولهاي بزرگتر مورد نياز براي رشد گياه را نيز فراهم مي‌كند.

3- آگار:

اكثر بافت ها روي محيط كشت جامدي كشت مي‌شوند كه توسط آگار يا جانشين آن مانند ژالريت يا فيتاژل، ژله‌اي شده باشد.

PH -4:

PH محيط كشت معمولا بين 6/5 تا 8/5 تنظيم مي‌شود اما گياهان مختلف براي رشد مطلوب ممكن است به PHهاي متفاوتي نياز داشته باشند.

تنظيم‌كننده‌هاي رشد گياهي در كشت بافت:

به مجموعه تركيبات مصنوعي و هورمونهاي طبيعي، تنظيم كننده رشد اطلاق مي‌شود. كشت بافت؛ دستكاري رشد گياه در شرايط دقيقا كنترل شده است و اكسين‌ها و سيتوكينين‌ها از اهميت ويژه‌اي در اين دستكاريها برخوردار هستند.

1- اكسين‌ها:

اكسين‌ها نقش‌هاي متفاوتي در رشد و نمو گياه دارند. آنها طويل شدن و رشد سلولي تقسيم سلولي، تشكيل كالوس و تشكيل ريشه‌هاي نابجا را تحريك مي‌كنند .

2- سيتوكينين‌ها:

سيتوكينين‌ها باعث تورم بافت ها، تحريك نمو جوانه‌هاي جانبي و نابجا و تحرك تقسيم سلولي مي‌شوند دركشت بافت گياهي نقش ستوكينين‌ها در تحريك نمو جوانه جانبي از طريق كاهش غالبيت انتهايي بسيار با اهميت است .

3- اسيد جيبرليك:

اسيد جيبرليك را به ندرت در كشت بافت استفاده مي‌كنند نقش اسيد جيبرليك تحريك جوانه زدن بذر و تحريك رشد طولي ميانگره‌ها است.

4- اتيلن:

اتيلن در غلضت‌هاي بالاتر باعث تحريك پرآب شدن (شيشه‌اي شدن) بافت‌هاي گياهي مي‌شود.

5- زغال فعال:

اين ماده در غلظت هاي بين 2/0 تا 3% در محيط‌هاي كشت استفاده مي‌شود زغال فعال از طريق جذب مي تواند مواد را از محيط كشت حذف كند.

نقش تنظيم‌كننده‌هاي رشد بيشتر به درصد جذب آنها به وسيله زغال فعال نسبت دده شده است نه اثرات مستقيمي كه آنها اعمال مي‌كنند اغلب زغال فعال در محيط كشت القاء ريشه‌زايي استفاده مي‌شود.

كشت ريزازديادي:دراين بخش مابه كشت بافت ازطريق ريز ازديادي ميپردازيم

انتخاب مواد گياهي مناسب:

1- ژنوتيپ:

در كشت بافت اگر ريزنمونه‌ها از گياهان سالم و قوي تهيه شوند احتمال موفقيت بيشتر مي‌شود.

2- عضو گياه:

معمولترين عضو مورد استفاده جوانه يا گره مي‌باشد اما بر حسب گونه گياهي و هدف موردنظر ممكن است از اجزاء ديگر گياه استفاده شود.

1ـ انتخاب موادگياهي مناسب.

2ـ ايجاد كشت‌هاي عاري از ميكروب.

3ـ تكثير.

4ـ رشد طولي.

5ـ تكثير ريشه.

6ـ كشت گياهچه‌هاي بدست آمده در شرايط طبيعي (گلخانه، مزرعه).

انتخاب مواد گياهي مناسب:

1- اندازه ريزنمونه:

هر قدر كه اندازه ريزنمونه كوچكتر باشد احتمال انتقال بيماريهاي درون‌زار يا تنوع ناشي از شيمر ( در مواردي كه شيمر وجود دارد) كمتر است. از طرف ديگر در ريزنمونه كوچكتر احتمال آسيب ديدن آن در طول عمليات كشت و همچنين احتمال عدم موفقيت در كشت اوليه بيشتر مي‌شود.

2- سهولت كشت:

كشت بافت بعضي گونه‌ها يا ارقام، راحت‌تر از بقيه است معمولا كشت بافت گياهانيكه براحتي از طريق قلمه زني سنتي تكثير مي‌شوند ساده‌تر است و بالعكس.

3- موقعيت ريزنمونه ها در روي گياه مادري:

انتهاي ساقه‌ها و جوانه‌هاي در حال رشد بهترن ريزنمونه‌ها هستند از ريزنمونه‌هايي كه در تماس با خاك هستند اجتناب نمائيد بخاطر اينكه احتمال آلودگي آنها زياد است.

چرخه‌هاي رشد گياه:

جواني / بلوغ.

1- رويشي / زايشي:

جوانه‌ها ممكن است رويشي يا زايشي (جوانه گل) باشند كه به وضعيت آنها و چرخه رشد گياه بستگي دارد جوانه‌هاي رويشي براي بسياري از اهداف ارجحيت دارند به علت اينكه يك نوساقه جديد توليد خواهند كرد بنابراين به اين طريق تعداد نقاط رشد زياد مي‌شود حالت فيزيولوژيكي بافت‌هاي نوساقه در طول دوره گلدهي متقاوت است و اين مسئله مي‌تواند برروي پاسخ به كشت بافت جوانه‌هايي كه در آن زمان جمع‌آوري شده‌اند تاثير بگذارد. اغلب توصيه مي‌شود كه در طي دوره گلدهي از تهيه قلمه يا مواد گياهي براي كشت بافت خودداري شود.

2- فعال/خواب:

همانند گلدهي، گياهان و جوانه‌ها يا بافت‌ها دوره‌هاي فعاليت  يا عدم فعاليت (خواب) دارند و اين وضعيت هاي مختلف برروي پاسخ به شرايط كشت اثر مي‌گذارد.

هورمون‌هاي گياهي ( تنظيم‌كننده‌هاي رشد گياهي).

سطوح هيدارت كربن:

وضعيت تغذيه:

در مورد وضعيت تغذيه دو پارامتر يعني مقادير عناصر قابل دسترس و تعادل بين آنها وجود دارد در كشت بافت همه عناصر ضروري كه بطور طبيعي در خاك هستند را بايستي به نسبت‌هاي مساوي ( در مقايسه با خاك) در محيط كشت قرار داد. قابليت استفاده از مواد غذايي تحت تاثير تعادل بين عناصر با PH محيط كشت قرار مي‌گيرد وضع تغذيه‌اي گياه مادري هم ممكن است موثر باشد.

3- خواب:

رشد بخشهايي از گياه ممكن است براي دوره‌اي آهسته و يا متوقف شود كه معمولا به اين دوره خواب گفته مي‌شود در هر گياهي رشد بخش‌هاي مختلف ممكن است بطور همزمان يا غيرهمزمان باشد مشخص‌ترين نماي اين حالت ريزش برگها و خواب زمستانه درختان برگ‌ريز مي‌باشد درختان هميشه سبز نيز دوره خواب دارند با اين تفاوت كه درختان هميشه سبز همه برگهايشان را از دست نمي‌دهند در هر زمان بعضي از نوساقه‌ها به خواب مي‌روند د حاليكه بقيه نوساقه‌ها در حال رشد هستند.

4- نور:

صرفنظر از اينكه نور منبع انرژي براي فتوسنتز است اثرات مختلفي برروي رشد گياه دارد تحت شرايط شدت نور كم يا تاريكي ميزان هيدرات كربن كاهش مي‌يابد .

5- تنش آب:

در شرايط تنش آبي، علاوه بر پژمردگي موقت يا احتمالا دائم، تغييرات فيزيولوژيكي پايداري ممكن است اتفاق افتد.

تحت شرايط تنش آبي اسيد آبسزيك در بعضي از بافتها بخصوص برگها، تجمع پيدا مي‌كند اين مسئله ممكن  باعث القاء خواب يا استراحت شود در برخي موارد يك دوره تنش آبي تا حد قبل از مرحله كشندگي باعث شروع گلدهي مي‌شود پژمردگي و به دنبال آن آسيب ديدن بافت‌ها بالاخص در زمان تهيه ريزنمونه ها نگراني‌هاي اصلي كشت بافت هستند.

ايجاد كشت‌هاي عاري از بيماري:

انواع آلودگي:

1- آلودگي سطحي:

آلودگي ممكن است برروي سطح گياه بين سلولها و يا در داخل سلولهاي گياهي باشد آلودگي‌هاي سطحي را مي توان با شستشو و تيمارهاي شيميايي مختلف برطرف نمود. .

منابع آلودگي:

ريزنمونه اوليه منبع عمده آلودگي مي باشدابتدا محيط كشت و تمامي ظروف و لوازم بايد استريل شوند و سپس تمام كارها بايد در شرايط كاملا بهداشتي انجام شود هوا" بدن و لباس كاركنان، منبع اصلي اسپورها و ساير آلوده‌كننده‌ها به شمار مي آيد.

2- آلودگي‌هاي درون زا:

كنترل ارگانيسم‌هايي كه در داخل بافت هاي گياهي زندگي مي‌كنند مشكلتر مي‌باشد با استفاده از آفتكش ها و قارچ كش‌هاي سيستميك بر روي گياهان مادري قبل از جمع‌آوري ريزنمونه ها يا استفاده مستقيم از آنها در كشت ها تا حدي مي توان آلودگي‌هاي درونزا را كنترل كرد. حذف ويروس به تيمارهاي اختصاصي تري نياز دارد.

حذف ويروس:

ويروس‌ها معمولا در داخل سلولهاي بافت گياهي باقي مانده و در طي تقسيم سلولي به سلولهاي جديد منتقل مي‌شوند بنابراين آنها از طريق تكثير ويروس منتقل مي‌شوند ويروس‌ها ممكن است تا زماني كه گياهان در شرايط درون شيشه‌اي رشد مي‌كنند هيچگونه علائمي را نشان ندهند ولي بعد از انتقال گياهان به محيط خارج علائم آلودگي‌هاي ويروسي نمايان شود.

گرمادرماني روش اصلي حذف ويروس است در شرايط رشد طبيعي به موازات رشد انتهايي ساقه، ويروس نيز به بافت هاي جديد منتقل مي‌شود اگر گياه بتواند در درجه حرارت‌هاي بالا رشد كند در اينصورت ميزان همانندسازي ويروس ممكن است آهسته شود و در نتيجه انتهاي ساقه مي تواند سريعتر از ويروس رشد كند و عاري از ويروس باشد سپس مي‌توان انتهاي ساقه را كه عاري از ويروس است قطع نموده و آنرا كشت كرد.

شرايط كشت:

نوع بستر كشت (سوبستر1):

اكثر كارهاي ريزازديادي در محيط‌هاي كشت نيمه جامدي انجام مي‌شود كه از آگار يا اخيرا از ژلرايت جهت سفت كردن آنها استفاده مي‌شود اين ژلها نشيمنگاهي را براي ريزنمونه ها بوجود آورده و تهويه محيط كشت را افزايش مي دهند.

محيط كشت:

معمولا PH محيط كشت در زمان تهويه محيط كشت روي 5/5 تنظيم مي‌شود. PH محيط كشت مي تواند برروي قابليت حل شدن عناصر غذايي، جذب آنها بوسيله مواد گياهي و سفت شدن آگار موثر باشد.

محيط:

نور و درجه حرارت عوامل محيطي اصلي محسوب مي‌شوند تا اينكه مقادير رطوبت در داخل ظروف در بسته حفظ شود اكثر كشت‌ها در دماي اتاق يعني 25ـ20 نگهداري ميشوند.

تكثير وانواع آن:

بعد از ايجاد و استقرار كشت‌هاي استريل، بايد نسبت به افزايش تعداد نوساقه ها اقدام نماييم در بعضي گونه‌ها ريزنمونه‌ها ممكن است كه در روي محيط كشت ساده ريشه‌دار شوند كه در اين صورت آنها بعنوان ريزقلمه محسوب خواهند شد در صورتيكه هدف توليد بسيار زيادي گياه از هر ريزنمونه باشد نه فقط تعداد محدودي گياه ريشه‌دار اين موضوع را ارز ش كمي برخوردار خواهد بود بعضي گونه‌ها بدون هيچگونه تيماري تعداد زيادي نوساقه توليد مي‌كنند در اينگونه موارد نياز به محيط‌هاي كشت تاكثير كامل‌تر به ميزان تكثير بدست آمده يا مورد علاقه بستگي دارد.

انواع تكثير:

تكثير نوساقه‌ ممكن است كه به چندين روش انجام شود:

انتهاي ساقه يا جوانه ممكن است طويل شده و گره‌ها و ميان‌گره‌هاي جديدي توليد نمايد كه با تقسيم آنها مي‌توان تعداد زيادي نوساقه به دست آورد.

جوانه‌هاي جانبي روي ريزنمونه ممكن است نوساقه توليد كنند كه روي خود اين نوساقه‌ها جوانه‌هاي ديگري را خواهيم داشت اغلب اين جوانه‌هاي جانبي به سختي با چشم غيرمسلح قابل رويت هستند اما در اكثر زواياي برگي طرح اوليه جوانه‌ها وجود دارد.

نوساقه‌هاي نابجا:

در بسياري از گونه‌ها مي توان تشكيل اندام‌هاي گياهي مثل ريشه، نوساقه‌ يا پياز را روي بافت‌هايي كه در حالت عادي چنين اندام‌هاي را توليد نمي‌كنند تحريك نمود.

رشد طولي:

اسيد جيبرليك(GA) ممكن است كه رشد طولي را تحريك نمايد.

تشكيل ريشه:

نوساقه‌هاي طويل شده را يا مي‌توان در شرايط درون شيشه‌اي ريشه‌دار كرد و يا اينكه آنها را به عنوان ريزقلمه درنظر گرفته و در شرايط غيراستريل كشت نماييم بعضي از اين نوساقه ها را مي‌توان جهت تكثير مجدد كشت قطعه قطعه نمود.

كشت در محيط خارج:

نوساقه‌ها چه به صورت ريزقلمه و چه به حالت گياهك هاي ريشه‌دار پس از انتقال به خاك با تغييرات قابل ملاحظه محيطي مواجه مي‌شوند و در معرض تنش‌هاي شديد قرار مي‌گيرند مگر اينكه از قبل پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل آمده باشد اغلب در كشت بافت اين مرحله به عنوان يك مرحله بحراني محسوب مي‌شود و مي تواند با تلفات سنگيني همراه باشد.

شرايط درون شيشه‌اي شامل رطوبت نسبي بالا، عاري از عوامل بيماري‌زا تامين مواد غذايي در حد مطلوب، شدت نور پايين، تامين ساكارز و يك بستر جامد يا مايع است گياهان توليد شده با اين شرايط سازگار شده‌اند گياهك‌ايي را كه در شرايط درون شيشه‌اي به دست آمده‌اند بايد با شرايط خارج سازگار كرد.

اگر تعداد گياهچه‌ها كم باشد مي‌توان آن را در داخل يك جعبه‌اي قرار داد كه بتوان درب آن را بتدريج حذف نمود ابتدا جعبه را در سايه قرار داده و سپس به تدريج آن را در معرض نور معمولي مناسب براي گونه‌ها قرار مي‌دهند.

جنبه‌هاي تجاري ريزازديادي:

ريزازديادي به عنوان يك تكنيك داراي كاربردهاي تجاري قابل توجهي است زيرا با اين تكنيك مي‌توان تعداد زيادي واريته‌هاي گياهي جديد و پايه‌هاي گياهي عاري از بيماري توليد نمود. در حال حاضر اين تكنيك‌ها به خوبي مشخص شده‌اند و منابع بسيار حاوي اطلاعات دقيقي در مورد كشت گونه‌هاي گياهي مختلف وجود دارد همچنين در حال حاضر در استراليا شركت‌هاي تجاري زيادي وجود دارند كه از دستورالعمل‌هاي مفيد براي ازدياد گونه‌هاي گياهي استفاده مي‌كنند اكثر اينها شركت‌هاي كوچكي هستند و سود اندكي دارند چنانچه سوددهي كشت بافت گياهي اصلاح شود توانايي تجاري خوبي دارد.

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 16:12 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

فصل 1 -  مقدمه

عوامل كنترل بيولوژيك آفات عوامل طبيعي هستند كه غالباً به دليل كم خطر بودن براي سلامت انسان و محيط زيست، طرز تأثير منحصر به فرد ، حجم مصرف كم و اختصاصي بودن براي گونه هاي هدف از آفت كشهاي شيميايي متداول متمايز مي گردند. عوامل كنترل بيولوژيك آفات به سه دسته مهم تقسيم مي شوند : عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات، عوامل ميكروبي كنترل كننده آفات وعوامل ماكروارگانيسم كنترل كننده آفات.

عوامل كنترل بيولوژيك آفات كه تغيير ژنتيكي يافته اند به دليل مفاد پروتكل ايمني زيستي با توجه به عضويت كشور در كنوانسيون تنوع زيستي و ارزيابي مخاطرات آنها، در راهنماي جداگانه اي بررسي خواهند شد.

 

 1-1- عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات[2]

يك ماده شيميايي كه به عنوان عامل بيوشيميايي كنترل آفات و بيماريهاي گياهي طبقه بندي مي شود بايد دو معيار زير را داشته باشد:

-    ماده شيميايي بايد داراي طرز عملي غير از سميت مستقيم در آفت هدف باشد (مثلا" تنظيم رشد، اختلال در جفت گيري، جلب كنندگي) آفت كشهايي نظير استريكنين، روتنون، نيكوتين و پايروترين كه منشاء اوليه طبيعي دارند و داراي سميت مستقيم هستند عوامل بيوشيميايي كنترل آفات محسوب نمي شوند.

-    يك ماده بيوشيميايي، يا بايد به طور طبيعي توليد شود يا اگر توسط بشر ساخته مي شود بايد ساختاري مشابه با ماده شيميايي كه به طور طبيعي موجود است داشته باشد. براي اينكه ساختار شيميايي يك تركيب مصنوعي با ساختار يك تركيب شيميايي طبيعي مشابه باشد، بايد ساختار جزء اصلي تركيب مصنوعي با ساختار مولكول طبيعي يكسان باشد. تفاوت هاي كوچك ميان نسبت هاي شيمي ايزومرهاي فضايي (كه در مقايسه تركيب مصنوعي با تركيب طبيعي موجود يافت مي شود) معمولا" موجب حذف يك ماده شيميايي از طبقه بندي به عنوان عامل بيوشيميايي كنترل آفات نمي شود، مگراينكه ايزومري يافت شود كه خواص سم شناسي آن تفاوت معني داري با  ايزومر ديگر داشته باشد.

گاهي يك ماده شيميايي داراي بسياري از خصوصيات عامل كنترل كننده بيولوژيكي آفات است اما از نظر فني با دو معيار تعيين شده براي عوامل بيوشيميايي مطابقت ندارد. در صورت وجود چنين شرايطي ارزيابي مورد به مورد به منظور تعيين جايگاه ماده شيميايي در يكي از دو طبقه عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات و يا آفتكشهاي معمولي لازم است.

به عنوان مثال:

1- چنانچه ساختار دقيق مولكولي تركيبي كه به طور طبيعي وجود دارد معلوم نباشد.

2- چنانچه ماده شيميايي مصنوعي از نظر ساختار با تركيبي كه به طور طبيعي وجود دارد تشابه نزديكي داشته باشد ولي با آن يكسان نباشد.

3- چنانچه طرز تأثير روي آفت و بيماري هدف در مقايسه با ارگانيسم هاي غيرهدف متفاوت باشد.

       ارزيابي مورد به مورد ضروري است.

در اين موارد معيارهاي تشخيص براي تعيين ماده شيميايي به عنوان يك عامل بيوشيميايي كنترل آفات مشتمل است بر :

-  تعيين يا بررسي مهمترين تفاوتهاي شيميايي و سم شناسي موجود در ساختار آنالوگ مصنوعي و طبيعي .

-        طرز تأثير آنالوگ مصنوعي در مقايسه با طبيعي در گونه هدف.

-      تفاوت در سميت بين آنالوگ مصنوعي و طبيعي .

     

 عوامل بيوشيميايي كنترل آفات بر اساس شيوه عمل بيولوژيك به چهار دسته تقسيم مي شوند :

 

1-1-1- مواد شيميايي علامت دهنده[3] 

مواد شيميايي كه توسط گياهان يا جانوران توليد و پخش مي شوند و موجب تغيير رفتار موجودات گيرندة مشابه يا متفاوت مي گردند به عنوان مواد شيميايي علامت دهنده نام گذاري مي شوند. اين مواد به دو گروه فرومونها و آللوكميكالها تقسيم مي شوند. فرومونها داراي نقش درون گونه اي و آللوكميكالها داراي نقش بين گونه اي هستند. فرومونها به انواع مختلف جنسي، تجمعي، اعلام خطر و غيره و آللوكميكالها به كايرومونها، آلومونها، سينومونها و غيره تقسيم مي گردند. اين تركيبات به صورت سنتتيك و به صورت فرمولاسيونهاي مخصوص و يا ضمايم مربوط (مانند تله) مي توانند در كنترل جمعيت آفات مورد استفاده قرار گيرند.

 

 

1-1-2- تنظيم كننده هاي رشد حشرات[4]

تنظيم كننده هاي رشد، آنالوگهاي هورمونهاي طبيعي حشرات و يا تركيبات طبيعي با منشاء گياهي هستند كه به صورت شيميايي سنتز مي شوند و داراي اثرات تحريك كننده و يا بازدارنده رشد ونمو و فعاليتهاي فيزيولوژيكي حشرات و يا اثر ضد تغذيه اي مي باشند.

 

1-1-3- تنظيم كننده هاي طبيعي گياهان[5]

تـنظيم كننده هاي طبيعي گياهان ، مواد شيميايي هستند كه داراي اثرات بازدارندگي، تحريك يا ساير اثرات تغيير دهنده بر روي همان گونه يا ساير گونه هاي گياهي هستند. برخي از اين مواد هورمونهاي گياهي و يا هورمون با منشاء گياهي ناميده مي شوند.

 

1-1-4- آنزيمها[6]

در اين راهنما ، آنزيمها مولكولهاي پروتئيني هستند كه در اثر بيان ژنهايي خاص ساخته مي شوند و واكنشهاي بيو شيميايي را كاتاليز[7] مي كنند.

 

1-2- عوامل ميكروبي كنترل آفات[8]

عوامل ميكروبي كنترل كننده آفات شامل عوامل طبيعي مانند  باكتريها ، قارچها، ويروسها ، نماتدها و تك ياختگان مي باشند كه در كنترل بندپايان زيان آور، عوامل بيماريزاي گياهي و علفهاي هرز نقش دارند.

به دليل ماهيت عوامل بيولوژيكي كنترل آفات بعضي از ملزومات اطلاعاتي براي ثبت اين عوامل با اطلاعات مربوط به ثبت آفت كشهاي شيميايي متفاوت مي باشد. اما اين اصل كلي كه بايد ضمن اثر بخش بودن، براي كاربران، مصرف كنندگان محصولات غذايي و يا محيط زيست خطر جدي ايجاد ننمايد، در ثبت اين مواد نيز مصداق دارد.

 

 

 

 

1-3- عوامل ماكروارگانيسم كنترل آفات[9] (دشمنان طبيعي آفات[10])

اين عوامل كنترل بيولوژيك شامل انگل واره ها (پارازيتوييدها) و شكارگرها هستند كه در كنترل بيولوژيك حشرات ، كنه ها ، جانوران زيان آور، عوامل بيماريزاي گياهي و علفهاي هرز نقش ايفا مي نمايند.

به دليل ماهيت عوامل بيولوژيكي كنترل آفات بعضي از ملزومات اطلاعاتي براي ثبت اين عوامل با اطلاعات مربوط به ثبت آفت كشهاي شيميايي متفاوت مي باشد. اما اين اصل كلي كه بايد ضمن اثر بخش بودن، براي كاربران، مصرف كنندگان محصولات غذايي و يا محيط زيست و ساير گياهان ميزبان خطر جدي ايجاد ننمايد، در ثبت اين عوامل نيز مصداق دارد.

 

1-3-1- انگل واره ها (پارازيتوييدها[11] )

جانوري كه براي مدت نسبتاً طولاني از تمام يا بخشي از بافتهاي بدن جانور ديگر (ميزبان) تغذيه مي كند و در نهايت سبب مرگ آن مي شود انگل واره ناميده مي شود.

انگل واره ها در دوره لاروي داراي زندگي انگلي، ولي در مرحله بالغ داراي زندگي آزاد هستند و اغلب از شهد گلها و مواد مشابه آنها و يا احيانا" از ميزبان خود تغذيه مي نمايند.

 

1-3-2- شكارگرها[12]

جانوري كه در زندگي خود موجودات زنده ديگر را شكار و از آنها تغذيه مي كند شكارگر ناميده مي شود.

شكارگرها در مرحله نابالغ و يا بالغ و يا در هر دو مرحله به عنوان شكارچي آفات مي باشند و از يك مرحله يا مراحل مختلف زندگي ميزبان خود تغذيه مي كنند و بدين ترتيب در كنترل طبيعي آفا ت نقش به سزايي دارند.

 

 

 

 

 

 

روند ثبت عوامل كنترل بيولوژيك آفات بر اساس ماده 37 آيين نامه اجرايي قانون حفظ نباتات به شرح زير مي باشد:  

1- ارائه درخواست كتبي و مدارك و اطلاعات لازم از درخواست كننده ثبت به دبيرخانة هيأت نظارت بر سموم در سازمان حفظ نباتات.

2- بررسي مدارك ارائه شده توسط هيأت نظارت بر سموم.

3- اخذ نمونه براي ارسال به مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور و انجام آزمايشهاي تحقيقاتي.

4- دريافت نتايج آزمايشها از مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور.

5- بررسي نتايج و مدارك، ثبت و اعلام نتيجه توسط هيأت نظارت بر سموم.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 15:36 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي سابقه كشت بدون خاكورزي محصولات

توسعه و تکامل كشت بدون خاکورزی در ایالات متحده

تحقيقات بر روی خاکورزی حفاظتی با مدلهای ابتدایی گاوآهن قلمی در دشتهای بزرگ در دهه 1930 به منظور یافتن راه حلی برای جلوگیری از خسارتهای ناشی از فرسایش بادی بعد از واقعه معروف dust bowl شروع شد. زراعت با پوشش کاه و کلش در دشتهای بزرگ به عنوان مقدمه ای برای کشت بدون خاکورزی، توسعه پیدا کرد.

کتاب ادوارد فالکنر بنام plowman’s folly که برای اولین بار در سال 1943 منتشر گرديد، احتمالا سبب تغییراتی در عملیات خاکورزی در کشاورزی شد. او منطقی بودن شخم زدن را زیر سوال برده است. برخی از اظهارات او عبارتند از : " هیچ کس دلیل علمی برای شخم زدن پیدا نکرده است. هیچ نیازی به شخم زدن نیست و در صورتی که زمین قبلا شخم نخورده باشد، بیشتر عملیاتی که معمولا پس از شخم زدن انجام می گیرد، کاملا غیر ضروری هستند، اگر ما دخالت نکنیم، هیچ اتفاقی برای خاک نمی افتد. واقعیت این است که شخم زدن، واقعا باروری ( بارخیزی ) را از بین می برد." این نظریات، بوسیله کشاورزان و محققان مورد سوال قرار گرفت. زیرا در آن زمان راه حلی غیر از شخم زدن بوسیله کشاورزان برای مبارزه با علفهای هرز یا حل مشکل بقایای گیاهی وجود نداشت. بر اساس گزارش Reader’s Digest، احتمالا هیچ کتابی در آن زمان درباره کشاورزی در ایالات متحده نوشته نشده که در آن به این صورت موضوعات کشاورزی مورد بحث قرار گرفته باشد. در سال اول انتشار، این کتاب 5 بار تجديد چاپ شد.

کلینگمن، در کارولینای شمالی در اواخر دهه 1940، کشت بدون خاکورزی را گزارش داد. در سال 1951، کا.سی.بارونز ، جی.اچ. دیویدسون و سی.دی. فیتزجرالد از شرکت شیمیایی Dow، انجام موفقیت آمیز عملیات بدون خاکورزی را گزارش دادند. در دهه 1960، ام.آ. اسپراگو، در نیوجرسی، استفاده از مواد شیمیایی به عنوان جایگزینی برای خاکورزی به منظور اصلاح مرتع را گزارش داد (فیلیپس و فیلیپس، 1984).

در اوایل دهه 1960، تحقیقات گسترده ای بر روی آماده سازی شیمیایی بستر بذر در ایالات متحده شروع شد. در سال 1960، آزمایشها در ویرجینیا در ارتباط با از بین بردن علف هرز ارزن وحشي (grass blue) با استفاده از علف کش پاراکوات، استفاده از علف کش آترازین برای کنترل بقایای گیاهی و استفاده از علف کش تو، فور، دی (2,4,D) برای از بین بردن علفهای هرز پس از استقرار گیاه اصلی شروع شد. پس از مدت کوتاهی، این آزمایشات در اوهایو، ایلینویز و کنتاکی گزارش شد (توماس و بلیوینس، 1996 و بلیوینس و همکاران، 1998).

در سال 1961 و 1962، مزارع نمایشی در چندین کشتزار در ایالات متحده اجرا شد. این برنامه های اجرایی، هری و لورانس یانگ از هرندون[1] کنتاکی را به امتحان کردن این فناوری جدید در زمینهایشان در سال 1962 تشویق کرد. این کار باعث شد که آنها اولین کشاورزان دارای کشت مکانیزه در دنیا باشند که از روش بدون خاکورزی برای تولید محصول استفاده کردند. یک تابلوی فلزی که در گوشه ای از مزرعه نصب شده، آن زمان را به یاد می آورد: اولین عملیات بدون خاکورزی برای تولید محصول در کنتاکی در این مزرعه در سال 1962 صورت گرفت. هری و لورانس از شهر کریستین در میان اولین کسانی در کشور هستند که از روش بدون خاکورزی با استفاده از علف کشها برای آماده سازی بستر بذر در بقایای گیاهی استفاده کردند. اين روش باعث حفاظت ازخاک و آب، صرفه جویی در وقت، نیروی کار و سوخت می شود و اغلب محصولات با عملکرد بالاتر تولید می کند.

هری یانگ، مدرک کاردانی و کارشناسی خود را از دانشگاه کنتاکی گرفت و تا قبل از بازگشت به زمینهای خانوادگی 500 هکتاری در سال 1954، برای دانشگاه کار کرد. او این آزمایشهای کشت بدون خاکورزی را بر روی 3/1 هکتار زمین در سال 1962 آغاز کرد. به زودی، هزاران بازدیدکننده برای فراگیری فناوری جدید به مزرعه اش رفتند (فیلیپس و یانگ، 1973). بعدها، کشاورزان دیگر هم به هری یانگ و برادرش پیوستند و این روش را برای تولید ذرت آزمایش کردند. در این زمان، سازندگان ماشین آلات، ساخت تجهیزات مورد نیاز را آغاز کردند و در سال 1966، آلیس چالمرز[2] ، ماشین کاشت بدون خاکورزی (گاوآهن لوله ای) را معرفی کرد. از آنجایی که این روش، کاشت بذر بلافاصله پس از برداشت محصول را ممکن می ساخت، کشت بدون خاکورزی سویا در سال 1967 به عنوان سیستم دو کشتی، بعد از گندم شروع شد (فیلیپس و یانگ، 1973).

شرلی فیلیپس[3] ، یکی از پیشگامان تحقیق بر روی کشت بدون خاکورزی در لکسینگتون،  از دانشگاه کنتاکی، می خواست نا مناسب بودن روش بدون خاکورزی برای تولید محصول را اثبات کند. اما پس از مشاهده نتایج، به یکی از طرفداران سرسخت و موفق ترین مروجان کشت بدون خاکورزی، نه تنها در ایالات متحده بلکه خارج از کشور هم تبدیل شد. شرلی فیلیپس به دلیل علاقه بسیار به این روش و توانایی علمی، ترویج و سخنرانی این روش، امروزه به عنوان پدر فناوری کشت بدون خاکورزی نامیده می شود.

در میان انتشارات پژوهشی اولیه در مورد تولید محصول به روش بدون خاکورزی می توان به مودی[4] و همکاران (1961)، فری[5] و همکاران (1963)، تریپلت[6] و همکاران (1963)، لیلارد[7] و جونز[8] (1964) و ژیتر[9] و مک ایونی[10] (1965)اشاره کرد. مقایسه شش ساله کشت بدون خاکورزی به وسیله شیر[11] و موشلر[12] در سال 1969 انتشار یافت.

در سال 1973 فیلیپس و یانگ، کتاب " کشت بدون خاکورزی" را منتشر کردند. انتشار این کتاب، یک رخداد مهم در زمینه کشت بدون خاکورزی و اولین آن در نوع خود در دنیا بود. این کتاب مردم را به امتحان و پژوهش در مورد کشت بدون خاکورزی تشویق کرد و بعدا به زبان اسپانیولی نیز ترجمه گردید.

نواحی زیر کشت بدون خاکورزی در ایالات متحده رشد تدريجي داشته است و از 2/2 میلیون هکتار در سال زراعی 1974-1973 به 8/4 میلیون هکتار در زراعی 1984-1983 (جدول 1) و تقریبا به 20 میلیون هکتار در 1997 (جدول 1)رسیده است، ولی این تنها 16 درصد از کل اراضی زیر کشت این کشور است.

 

 

 

 

جدول 1 : كل مناطق زير كشت بدون خاكورزي در كشورهاي مختلف در سالهاي 97-1996.

كشور

مساحت زير كشت بدون خاكورزي(هكتار)

آر‍ژانتين

4400000

برزيل

6500000

كانادا

6700000

مكزيك

490000

پاراگوئه

500000

اروگوئه، شيلي، بوليوي

500000

ايالات متحده

19400000

ديگر كشورها

460000

جمع

38700000

استراليا

1000000

 

 

قوانین جدید کشاورزی در سال 1985 و 1990 که با هدف حفاظت خاک تصویب گردید، نقش حیاتی کشت بدون خاکورزی به عنوان روش اصلی حفاظت خاک در خاکهای با قابلیت فرسایش زیاد را اعلام کرد (توماس و بلیوينس، 1996) و در توسعه سریعتر کشت بدون خاکورزی سهم داشت.

با وجود رشد چشمگیر کشت بدون خاکورزی در ایالات متحده، گسترش آن کندتر از حدی است که پیش بینی می شد. در سال 1975، وزارت کشاورزی ایالات متحده پیش بینی کرد که در سال 2000 حدود 82 درصد از زمینهای زیر کشت در ایالات متحده می تواند زیر کشت خاکورزی حفاظتی باشد و 45 درصد هم زیر کشت بدون خاکورزی قرار گیرد (وزارت کشاورزی ایالات متحده). امکان تحقق این پیش بینی میسر نگردید.

توسعه مناطق زیر کشت بدون خاکورزی در آمریکا، کانادا و دیگر کشورهای اصلی دارای کشت بدون خاکورزی، از سال 1987 تا سال 1996 به وسیله هبلتوایت[13] (1997) از CTIC، گزارش شده است (شکل 1).

 

شكل 1 : مساحتهاي زير كشت بدون خاكورزي در كشورهاي مختلف ( هكتار )

توسعه و گسترش کشت بدون خاکورزی در آمریکای لاتین

برزیل: اولین تلاش برای آزمایش فناوری بدون خاکورزی به وسیله دانشکده کشاورزی دانشگاه ریوگراندوسول[14] ، در نائومی توکی در سال 1969 آغاز شد (بورگس، 1993). با کمک وزارت کشاورزی ایالات متحده، ماشین کاشت بدون خاکورزی بوفالو که از آمریکا وارد شده بود، در یک هکتار مستقیما بذر ذرت خوشه ای ( سورگوم ) در همان سال کشت گردید. متاسفانه، این دستگاه در آغاز کار خود به دلیل آتش سوزی از بین رفت.

اولین آزمایشهای بدون خاکورزی در آمریکای لاتین در آوریل سال 1971 در موسسه کشاورزی پسکوئیساس یا IPEAME (با نام قبلی [15]EMBRAPA) در لوردینای ایالت پارانا با همکاری با پروژه  GTZاز آلمان انجام شد (درپش، 1984). این پروژه، طرحهای نمایشی را در مزرعه هربرت بارتز ، یک کشاورز برزیلی آلمانی الاصل، در رولاندیای پارانا اجرا کرد. پس از مشاهده نتیجه این طرحها، هربرت بارتز به انگلستان و آمریکا سفر کرد و درباره پیشرفتهای این روش تحقیق نمود، سپس با ICI فرنهرست و هری یانگ در کنتاکی دیدار کرد، در هر کشور، یک دستگاه بذرکار بدون خاکورزی خرید و در اکتبر سال 1972 اولین کاشت بذر سویا را بدون خاکورزی آغاز کرد. بدین صورت بود که هربرت بارتز اولین کشاورزی شد که این روش را در برزیل و آمریکای لاتین استفاده کرد و هنوز هم از این روش استفاده می کند. کشاورز دیگری که با همکاری بارتز دستگاه بذرکار بدون خاکورزی را خرید الیس چالمرز بودکه به دلیل مشکل کنترل علف هرز، چند سال بعد، این روش را رها کرد. کشت بدون خاکورزی از زمانی که اولین ماشین در برزیل در سال 1976-1975 بر پایه بیل دوار که خیلی کند بود ساخته شد و تنها علف کشهای موجود، تو، فور، دی و پاراکوات بودند، آغاز گرديد. بیل زدن با دست در این مرحله، بسیاری از محصولات را از نابودی حفظ کرد. با وجود مشکلاتی که در آغاز وجود داشت، نواحی زیر کشت بدون خاکورزی از 1000 هکتار در سال 1974-1973 به 400000 هکتار در سال 1984-1983 رسید و در سال 1997-1996 این مساحت به 6500000 هکتار افزایش یافت (جدول 1). فدراسیون اتحادیه های کشت بدون خاکورزی در برزیل (FEBRAPDP) تخمین زد که در سال 1998 اراضی زیر کشت بدون خاکورزی در برزیل به 4/8 میلیون هکتار، گسترش پیدا كند.

ICI، تحقیقات کاربردی روی کشت بدون خاکورزی را از روزهای اول با دستگاه تری ویلز (Terry Wiles) در رولاندیای پارانا در سال 1972 در برزیل آغاز کرد. اولین آزمایشها در ایالت ریو گراندی دو سول به وسیله ICI در سال 1973 آغاز شد. مورد توجه ترین و برنامه ریزی شده ترین تحقیق بر روی کشت بدون خاکورزی در IAPAR، در لوندرینا در سال 1976 با همکاری با ICI انجام شد. این تحقیق اولین تحقیق کامل منتشر شده در زمینه کشت بدون خاکورزی در برزیل در سال 1981 بود (IAPAR، 1981). پروژه تحقیقاتی مشترک دیگری در سال 1977 بین IAPAR و نمایندگی همکاریهای فنی آلمان (GTZ) با تمرکز بر روی گیاهان پوششی و تناوب گیاهی در کشت بدون خاکورزی، آغاز شد. در سال 1988 نتایج حاصله در آلمان منتشر شد و بعدها به زبان پرتغالی هم ترجمه گردید (درپش، 1991). در حال حاضر، بعضی از موسسات تحقیقاتی برزیل مانند EMBRAPA  (CNPTrigo) در پاسوفاندو از ریوگراندی دوسول اعلام کرده اند که تمام برنامه های تحقیقاتی ( رقمها، تناوبها، گیاهان پوششی و . . . ) باید در زمینه کشت بدون خاکورزی بوده و هدف، پذیرش صد در صد این سیستم کشت به وسیله کشاورزان باشد.

 اولین کنفرانس بین المللی کشت بدون خاکورزی در پونتاگراسای پارانا در سال 1981 برگزار شد. دو کنفرانس بین المللی دیگر در سال 1983 و 1985 در همان جا، در نواحی زیر کشت بدون خاکورزی در پونتاگراسا که حدود 200000 هکتار بود در سال 1986 برگزار گردید. این ناحیه، اولین ناحیه وسیع در برزیل بود که کاملا زیر کشت بدون خاکورزی قرار داشت. در اینجا، کار ابتدایی فرانک دی جکسترا[16] و مانوئل هنریکو پیریرا[17] ( نماینده فدراسیون کشاورزان دارای کشت بدون خاکورزی یا FEBRAPDP، از سال 1992 تا 1998) که هر دو کشاورز و رهبران جامعه خود بودند، نقش مهمی در انتشار این شیوه کشت، نه تنها در برزیل، بلکه در همه کشورهای آمریکای لاتین و خارج از آن ایفا کردند. از اینجا، فناوری به طور عمده به ایالتهای سانتاکاتارینا و ریوگراندی سول در جنوب کشور، جایی که پیشرفتهای بزرگی با استفاده از گیاهان پوششی و تناوب زراعی حاصل شده و در نتیجه کاهش هزینه کود و علف کشها را در پی داشته است، برده شد. در دهه 1990، بزرگترین توسعه کشت بدون خاکورزی در برزیل در سرادوس ( ساوانای شمال برزیل مرکزی که فقط یک فصل کشت در سال دارد ) اتفاق افتاد. با تشکر از کار مهم APDC ( اتحادیه کشت بدون خاکورزی سرادوس ) که پنجمین و ششمین کنفرانس ملی کشت بدون خاکورزی در گویانیا را سازماندهی نمود و در ششمین کنفرانس، بیش از 2500 شرکت کننده داشت.

از آنجایی که علف کشهای بهتر و ارزان تری در دهه 1990 به بازار آمد، مدیریت کشت بدون خاکورزی آسانتر شد و این امر، همراه با گسترش بهتر و متنوع تر ماشینهای کاشت بدون خاکورزی، تاثیر زیادی در سرعت پذیرش کشاورزان داشت. از میان شرکتهای شیمیایی، احتمالا شرکت مونسانتو[18] سرمایه گذاری بیشتری در بخش کشت بدون خاکورزی داشت، این امر به دلیل وجود تمایل کشاورزان به خرید علف کش گلیفوسیت[19] بود. در میان سازندگان تجهیزات بذرکاری در کشت بدون خاکورزی، شرکت سمیاتو[20] ، در توسعه ماشینهای بذرکار نقش هدایت کنندگی داشته است و از فعالیتهای مربوط به کشت بدون خاکورزی، حمایت کرده است. در سال 1985، سیزده کارخانه سازنده ماشینهای بذرکار کشت بدون خاکورزی در برزیل وجود داشتند (درپش و همکاران، 1991).

محصولات اصلی زیر کشت بدون خاکورزی در برزیل، سویا، ذرت، گندم، جو، سورگوم، آفتابگردان، لوبیا و محصولات پوششی کود سبز در دیمزارها می باشند. برنج آبی نیز در ایالت ریوگراندی دوسول در برزیل در حال افزایش است. حدود 110000 هکتار سطح زیر کشت برنج آبی وجود دارد ( 13 درصد از کل سطح زیر کشت برنج ) که به روش بدون خاکورزی کشت می شود (ژولیانو بوساتو، گفتگوهای شخصی، 1998). نه تنها محصولات سنتی در این کشور زیر کشت بدون خاکورزی هستند، بلکه پیاز، گوجه فرنگی، سبزیجات، تنباکو و غیره نیز امروزه با این روش کشت می شوند.

آرژانتین: اولین تجربه زراعت بدون خاکورزی و همچنین تحقیق در زمینه كشت بدون خاکورزی در سال 1974 در آرژانتین آغاز شد. در این زمان بعضی از کشاورزان پیشرو در تلاش برای یافتن روشی به منظور رشد بهتر سویا پس از گندم، در سیستم کشت دوتایی، ( دو کشت در سال )، کشت بدون خاکورزی را آغاز کردند. چندین کشاورز این روش را آغاز کردند، ولی بعد، به دلیل کمبود علف کشها و ماشین آلاتی که باید جایگزین می شدند ( به عنوان عوامل عمده برای پذيرش این روش )، این روش را ادامه ندادند. شرکت دوپریال[21] (ICI) یکی از اولین شرکتهای خصوصی بود که در گسترش این روش با ارتقاء فعالیتهای پژوهشی و جلسات و روزهای مزرعه نقش داشت. این شرکت، همچنین، یک پروژه مشترک را با همکاری INTA سازماندهی کرد (مارلی، 1995). از نتایج دیگر این پروژه، برگزاری یک کنفرانس بین المللی بدون خاکورزی در ایستگاه تحقیقاتی INTA، مارکوس جاورز[22] ، در سال 1997 بود (INTA، 1977). از آن زمان به بعد، INTA، تحقیقات را توسعه داد و به منظور زیر پوشش قرار دادن برخی نواحی حاصلخیز کشور، آن را ترویج نمود. هری روسو[23] ، از ایستگاه تحقیقاتی مارکوس جاورز یکی از اولین کشاورزانی بود که این فناوری را در سال 1978 در آرژانتین امتحان کرد و اکنون هم از این روش با موفقیت رو به افزایش، استفاده می کند. در سال 1979، دومین کنفرانس بین المللی کشت بدون خاکورزی در روزاریو سانتافی برگزار شد.

در سال 1986، AAPRESID ( اتحادیه کشاورزان بدون خاکورزی آرژانتین ) تشکیل شد و نقش مهمی در گسترش فناوری بدون خاکورزی ایفا نمود. در سال 1992، AAPRESID، اولین کنفرانس ملی خود را با عنوان Congreso Nacional de Productores en Siembra Directa که سالانه بیش از 1000 کشاورز در آن شرکت می کنند ، برگزار نمود. در سال 1988-1987 در آرژانتین سطح زیر کشت بدون خاکورزی بیشتر از 25000 هکتار نبود، در سال 1997-1996 به 4/4 میلیون هکتار افزایش یافت. دسترسی به ماشینها، عامل اصلی در پذیرش کشت بدون خاکورزی بود، ولی امروزه، تقریبا 30 کارخانه مختلف از آرژانتین و تعدادی از برزیل، ماشینهای بذرکار کشت بدون خاکورزی را در این کشور می فروشند. سویا، ذرت، گندم و دیگر غلات ریز، سورگوم و آفتابگردان، محصولات اصلی کشت بدون خاکورزی در آرژانتین هستند.

شیلی: کارلوس کروتو[24]، از پیشگامان کشت بدون خاکورزی در شیلی است. در سال 1978، او یک ماشین بذرکار مدل آلیس چالمرز خرید و برای اولین بار، کشت بدون خاکورزی را در مزرعه خودش بنام چکوئن[25] که در نزدیکی Concepcion قرار داشت، انجام داد. امروزه، کروتو، از طریق باقی گذاشتن تقریبا 14300 کیلوگرم در هکتار بقایای ذرت و 6200 کیلوگرم در هکتار بقایای گندم روی سطح زمین، فرسایش خاک را کاهش داده است. در زمینی با شیب 15 تا 18 درصد، او محصول قابل توجهی را تولید می کند، مثلا 19600 کیلوگرم در هکتار ذرت آبی و 10800 کیلوگرم در هکتار گندم دیم (No-till Farmer، 1997). در طول 19 سال کشت بدون خاکورزی متوالی، کارلوس کروتو، 5/2 سانتیمتر به خاک سطحی افزوده است و مواد آلی از 7/1 به 6/10 درصد در پنج سانتیمتر اول خاک افزایش يافته و جرم مخصوص ظاهری خاک را از 7/1 به 4/1 گرم بر سانتیمتر مکعب رسانده، قابلیت نگهداری آب در خاکهای او به بیش از 100 درصد رسیده است و فسفات از 7 به 100 میلی گرم در کیلوگرم و پتاس از 200 به 360 میلی گرم دركيلوگرم در 5 سانتیمتری بالایی خاک افزایش یافته است. همچنین، قابلیت تبادل کاتیونی (CEC) خاک از 11 به 26 میلی اکی والان در 100 گرم خاک افزایش یافته و pH خاک از 6 به 7 رسیده است. کروتو، علاوه بر اینکه یک کشاورز و یک محقق است، نویسنده کتاب Rastrojos sobre el suelo نیز می باشد (1992) که بعدا با عنوان Stuble over the soil به انگلیسی ترجمه شد (1996).

اولین گزارش تحقیق در زمینه کشت بدون خاکورزی در سال 1981 به وسیله INTA منتشر شد (دلکانتو و اورمنو، 1981 و مارتینز و نووآ، 1981). علیرغم بیست سال کشت بدون خاکورزی موفقیت آمیز در شیلی، این روش به بیشتر از 100000 هکتار در این کشور توسعه پیدا نکرده است و بسیاری از کشاورزان هنوز کاه و کلش را می سوزانند. گندم، جو دوسر و کلزا، محصولات اصلی زیر کشت بدون خاکورزی در شیلی می باشند (تقریبا 95 درصد). محصولات دیگر، جو، تریتیکاله ( گندم ماکارونی )، انواع لوبیا، عدس و ذرت می باشند.

پاراگوئه: قبل از اینکه هر گونه تحقیقی روی کشت بدون خاکورزی صورت گیرد، کشاورزان از شرکت تعاونی ایتاپو (Itapua) واقع در جنوب پاراگوئه، روش جدید کشت را در آغاز دهه 1980 امتحان کردند. به دلیل کمبود دانش چگونگی بکارگیری فناوری جدید و به دلیل وارد کردن ماشینهای با کیفیت پائینتر که بر اساس بیل چرخان کار می کردند و همچنین به دلیل کمبود علف کشهای مناسب در بازار، اولین تجربه، با شکست روبرو شد و خیلی زود، کشاورزان به طرف خاکورزی سنتی برگشتند. بعدها، کشاورزان ژاپنی از مستعمره Yguazu در شرق پاراگوئه با پشتیبانی Center Tecnologico Agropecuario Paraguay(JICA-CETAPRA) به فناوری جدید روی آوردند. این مرکز که برای توسعه کمکهای فنی به کشاورزان مهاجر ژاپنی در پاراگوئه تاسیس شده بود، با همکاری کشاورزان، در کار با این روش کشت، با موفقیت روبرو گردید. اکینو بوفوکامی[26] ، یک مهاجر ژاپنی، نماینده شرکت تعاونی محلی و هدایت کننده آن، اولین کشاورز در این کشور بود که کشت بدون خاکورزی را با موفقیت انجام داد و از سال 1983 نیز آن را ادامه داد. ده سال بعد، با حمایت JICA، تمام کشاورزان عضو این شرکت تعاونی، از این فناوری استفاده کردند و همچنین بسیاری از کشاورزان دیگر مستعمرات ژاپن نیز این فناوری را مورد استفاده قرار دادند. رشد اولیه کند بود و در سال 1992 فقط 20000 هکتار در پاراگوئه تحت کشت بدون خاکورزی قرار داشت. بعد از اینکه وزارت کشاورزی پاراگوئه با همکاری نمایندگی همكاريهاي فنی آلمان (GIZ) یک پروژه حفاظتی خاک را در سال 1993، بر روی توسعه و گسترش کشت بدون خاکورزی شروع کرد، این فناوری به سرعت در سطح 500000 هکتار از اراضی در سال 1998 ( عمدتا اراضی زیر کشت سویا ) گسترش پیدا کرد. حدود 65 درصد کشاورزانی که سویا را با روش کشاورزی مکانیزه کشت می کردند، روش کشت بدون خاکورزی را روی تمام یا قسمتی از زمینهایشان در سال 1998 بکار می بردند.

بولیوی: دکتر جین لاندیوار[27] ، پس از بازدید از برزیل و آرژانتین در سال 1986، کشت بدون خاکورزی را بر روی 2000 هکتار زمین خودش در اراضی پست سانتاکروز آغاز کرد. او کشت سورگوم، ذرت و همچنین سویا را با روش کشت بدون خاکورزی شروع کرد. تحقیقاتی در همان زمان آغاز شد، ولی نتیجه مثبت نداشت. در تابستان سال 1997-1996، 102000 هکتار در سانتاکروز با روش بدون خاکورزی عمدتا زیر کشت سویا، ذرت، برنج و پنبه بود. در زمستان سال 1996، 35000 هکتار گندم (35 درصد سطح زیر کشت گندم) و همچنین آفتابگردان، زیر کشت بدون خاکورزی بود.

مکزیک: در پایان سال 1997 در مکزیک تقریبا 490000 هکتار زیر کشت بدون خاکورزی بود که 100 تا 200 هزار هکتار آن توسط کشاورزان خرده پا به انجام رسیده بود (رامون کلاوران، گفتگوهای شخصی، 1997).

بیشتر کشورهای دیگر در آمریکای لاتین، اخیرا کشت با این روش را شروع کرده اند و کمتر از 100 هزار هکتار اراضی زیر کشت بدون خاکورزی دارند.

CAAPAS: CAAPAS اتحادیه تعاونی بدون خاکورزی برای کشاورزی پایدار در امریکاست. این اتحادیه که در سال 1992 تاسیس شده، نقش مهمی در توسعه کشت بدون خاکورزی در آمریکای لاتین داشت. ویکتور تروکو[28] ، اولین نماینده این اتحادیه در طول سالهای 1992 تا 1998 بوده است. در ابتدا، فقط کشورهای آمریکای لاتین به این اتحادیه پیوستند، در سال 1998، CTIC ( مرکز اطلاعات خاکورزی حفاظتی ) هم به عضویت این اتحادیه درآمدند.

 

منابع

BORGES, G. de O., 1993: Resumo histórico do plantio direto no Brasil. In: EMBRAPA, Centro Nacional de Pesquisa de Trigo, Passo Fundo, RS. Plantio direto no Brasil. EMBRAPA-CNPT/FUNDACEP FECOTRIGO/Fundação ABC/Aldeia Norte, p 13-17

DEL CANTO, S. P. and ORMEÑO, N, J., 1981: Cero labranza. Ventajas, desventajas y uso potencial en la VII Región. Investigación y Progreso Agropec., Quilamapu 9: 2-3 

DERPSCH, R., 1984: Histórico, requisitos, importancia e outras considerações sobre Plantio Direto no Brasil. In: Plantio Direto no Brasil, Fundação Cargill, Campinas, 1984, 124 pp 

DERPSCH, R., ROTH, C.H., SIDIRAS, N. and KÖPKE, U., 1991: Controle da erosão no Paraná, Brasil: Sistemas de cobertura do solo, plantio direto e preparo conservacionista do solo, GTZ, Eschborn, 272 pp 

IAPAR, 1981: Plantio direto no estado do Paraná. Fundação Instituto Agronomico do Paraná, Circular N° 23, 244 pp 

INTA, 1977: Primera reunión técnica de cultivos sin labranzas, Marcos Juárez, 1, 2 y 3 de Setiembre de 1977. INTA, Extación Experimental Regional Agropecuaria, Marcos Juarez, Argentina, Informe Tecnico N° 95 

MARELLI, H. J., 1995: La Siembra Directa en Argentina. In: Proceedings of the IICA/PROCISUR Conference, Avances en Siembra Directa, August 8-10, 1994, Asunción, Paraguay

No-Till Farmer, 1997: Stubble over the soil means No-Till forever. No Till Farmer, Brookfield, Wisconsin, USA, December, 1997, p 6-7 

PHILLIPS, E. R. and PHILLIPS, S. H., 1984: Ed., No-tillage Agriculture, Principles and Practices. Van Nostrand Reinhold Co, New York, 306 pp (p 2) 

PHILLIPS, S. H. and YOUNG, H. M., 1973: No-Tillage Farming. Reiman Associates, Milwaukee, Wisconsin, 224 pp 

THOMAS, G.W., and BLEVINS,R.L., 1996:The development and importance of no-tillage crop production. in Kentucky. Agronomy Research Report 1996. Kentucky Agric. Exp. Sta. Progress Report No. 385, 5-6. 

THOMAS, G.W., and BLEVINS,R.L., 1996:The development and importance of no-tillage crop production. in Kentucky. Agronomy Research Report 1996. Kentucky Agric. Exp. Sta. Progress Report No. 385, 5-6. 

 



-1Herndon

-2Allis Chalmers

-3Shirley Phillips

-1Moody

-2Free

-3Triplett

-4Lillard

-5Jones

-6Jeater

-7Mcllvenny

-8Shear

-9Moshler

-1Hebblethwaite

-1Rio Grande do Sul

-2Empresa Brasileira de Pesquisa de Agropecuaria

1-Frank Dijkstra

-2Manoel Henrique Pereira

-3Monsanto

-4Gliphosate

-5Semato

-1Duperial

-2Marcos Juarez

-3Heri Rosso

-1Carlos Crovetto

-2Chequen farm

-1Akinobu Fukami

-2Jean Landivar

-1Victor Trucco

محمدجواد روستا و مريم عرب

استاديار و كارورز مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس

 

[ دوشنبه دهم آبان 1389 ] [ 20:13 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر چیزی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

و ضربان قلبت را تندترمی کنند،

دوری کنی...

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی....

 

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری بکن!

نگذار که به آرامی بمیری...

 

شادی را فراموش نکن!

با تشکر سید چاسب فاضلی- ابوسامی

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 19:25 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

ک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

سجــــده ای زد بر لــــب درگـــــاه او
پـر زلیــــلا شــد دل پـــــــــر آه او

گفت یــا رب از چه خـوارم کــرده ای
بر صلیــب عشــــق دارم کرده ای

جـــــام لیـــــلا را به دستــــم داده ای
واندر این بازی شکســتم داده ای

نشتر عشـقــــــش به جانــم می زنی
دردم از لیـــــــــلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشــق، دل خونم مکن
من کـــــه مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچـــــــــــــه دیگر نیستم
این تو و لیــــــلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایــــــــــــــت منم
در رگ پیدا و پنهانت منــــــــــــــم

سال ها با جور لیــــــــــــــلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختــــــــــــی

عشق لیـــــــــــــــــلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا بــــــــــاختم

کردمت آوارهء صحـــــــــــــــــرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشــــــــــــد

سوختم در حسرت یک یا ربــــــت
غیر لیــــــــــــــــــــلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولـــــی
دیدم امشب با منی گفتم بلـــــــــــــی

مطمئــــــــــــن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانــــــــــــــه ام در میزنی

حال این لیـــــــلا که خوارت کرده بود
درس عشقـــــــش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهـــــــــــت کنم
صد چو لیــــــــــلا کشته در راهت کنم

با تشکر سید چاسب فاضلی- ابوسامی

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 2:51 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

مردم اغلب غيرمنطقي، خودمحور و متعصب هستند،   

در هر حال،

آنها را ببخش!

اگر مهربان باشي، مردم تو را متهم مي‌كنند كه پشت اين مهرباني‌ها هدف‌هاي خودخواهانه پنهان شده است،

در هر حال مهربان باش! 

اگر موفق شوي،‌
دوستان دروغين و دشمنان واقعي به‌دست خواهي آورد،

در هر حال موفق شو!

اگر صادق و صريح باشي،
ممكن است تو را فريب دهند،‌

در هر حال صادق و صريح باش!

چيزي را كه براي ساختنش سال‌ها تلاش كرده‌اي
 مي‌توانند در يك شب نابود كنند، 

در هر حال تو بساز!
 

اگر آرامش و خوشبختي را بيابي
مورد حسد واقع مي‌شوي،

در هر حال به دنبال  خوشبختي باش!

كار خوب امروز تو را،
اغلب افراد فردا فراموش مي‌كنند،

در هر حال تو كار خوبت را انجام بده!

بهترين‌هايت را به دنيا بده و اين ممكن است هرگز كافي نباشد،

در هر حال تو بهترين هايت

را به دنيا بده!

مي‌دوني ...

در آخر،

هر چی بوده بين تو و خداست،

در هر حال هيچ‌كدوم بين
تو و آنها نبوده!

 

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 2:29 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

عمل: عمل ترس را مغلوب می کند!

پیتر زارلنگا

بینش: افکارت را تغییر بده،

 سپس می توانی دنیایت را تغییر دهی

        نورمان وینست پله

چالش‌ها: در بحبوحه سختی ها و تهدیدها،

 فرصت‌ها ظاهر می‌شوند.

     آلبرت انشتین

تعهد: فاتح یک قله، به آنجا حمل نشداست! 

اعتقاد: اعتقاد نیروی محرکه اشتیاق است

و اشتیاق به ندرت شکست می‌خورد!

       مک آندرسون

شجاعت: ترس یک واکنش است ولی شجاعت یک تصمیم!

                                       وینستون چرچیل                                       

تعالی: تفاوت انجام کاری تقریبا درست و کاری کاملا درست می‌تواند تمایز میان موفقیت و شکست را رقم زند!   

 هنری فورد

                                                                                    

تمرکز: بر چند کار معدود و مهم تمرکز کن

 و نه بر چندین کار کم اهمیت!

        ناشناس          

هدف: مهم‌ترین مسئله در مورد هدف ....

داشتن آن است!

  گیوفری آبرت

 

رشد: بدون تلاش برای کاری ماورای آنچه

تا کنون انجام داده ای،  رشد نخواهی کرد!

        رونالد ای اُسبُرن

عادت‌ها: ما آنچه هستیم که مرتبا انجام می دهیم.

بنابراین تعالی یک عمل نیست بلکه یک عادت است!

         ارسطو

شخصیت و یکپارچگی: یک وجدان آسوده

در رعد و برق هم از خواب بیدار نمی شود!

      ضرب المثل انگلیسی

دانش: دانش مثل کوهنوردی است،

هرچه بالاتر بروی بیشتر می بینی و بیشتر قدر آن را می دانی!

      ناشناس

                                                                                     

ریسک: در صورت لزوم هراسی از

 برداشتن گام‌های بزرگ به خود نده! از یک پرتگاه نمی توان با دو گام کوچک عبور کرد!

              دیوید لیوید جورج

خدمت: از بهترین برگشت های زندگی آن است که هیچ‌کس نمی‌تواند بدون کمک به خودش به دیگران خدمت کند!

                              رالف والدو امرسون                           

و کلام آخر: موفقیت یک سفر است و نه یک مقصد

 

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 1:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

—عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خود صادق نیست.سید چاسب فاضلی

—بدترین شکل دلتنگی آن است که در کنار کسی باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید. گابریل گارسیا

—چه بسا که درد های درمان ناپذبر را که عشق درمان کرده است.سنجوی

—اندیشه ها ورویا ها . آه ها و اشک ها از ملازمان جدایی ناپدیر عشق می باشند.شکسپیر

—پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ هم گسیخته نمی شود چه رسد به دوری.ولتر

—حقیقی ترین حقیقت ها عشق است.بار لبی

—در یک عشق هزار مصیبت نهفته است.ابوسامی

—در عشق سکوت بهتر از نطق و بیان ادای مقصود می کند.مثل ژاپنی

—شجاعت مانند عشق از امید تغذیه می کند.ناپلئون

—عشق تنها مرضی است که بیمارش آن ازش لذت می برد.افلاطون

—عشق و سختی بهتر آزمایش زندگی زناشوئی است.اسمایلز

—عشق غالبا یک نوع عذاب است و محروم ماندن از آن یک نوع مرگ.شکسپیر

—عشق اصل همه چیز دلیل همه چیزو خاتمه همه چیز است.لاکوردر

—عشق باید شادی آور نه رنج آور باشد.ناپلئون

—عشق بلایی می باشد که همه خواستار آن می باشند.افلاطون

—عشق  قوی ترین نیروها را در انسان بیدار می کند.نفیسی

—عشق انسان را عاقل و با تجربه می کند فقط نیاز به زمان هست.سید چاسب فاضلی

—دوستت دارم نه بخاطرشخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.گابریل گارسیا

—به کسی عشق بورز که لایق عشق باشد نه تشنه عشق چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.ویکتور هوگو

—عشق یعنی اینکه ما باور داشته باشیم که یک دل دیگر اردتمند ماست. .ب نقل از وبلاگ روزها

—بار ویاور هم باشیم نه بار خاطر هم.ب نقل از وبلاگ روزها

    مهندس سید چاسب فاضلی

 

                                    

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 18:18 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد

و  همه  با  هم  فرياد   مي  زدند  حسنك   كجايي
شب  شده  بود  اما  حسنك  به  خانه  نيامده  بود . حسنك   مدتهاي زيادي   است  كه  به  خانه  نميآيد . او به  شهر  رفته  و  در  آنجا  شلوار  جين  و  تي  شرت هاي تنگ  به  تن  ميكند . او هر  روز  صبح  به  جاي  غذا دادن به  حيوانات  جلوي  آينه  به  موهاي  خود  ژل  ميزند.

موهاي   حسنك  ديگر  مثل  پشم  گوسفند  نيست  چون  او  به   موهاي  خود         گلت ميزند.
ديروز  كه  حسنك  با  كبري  چت  ميكرد . كبري  گفت  تصميم  بزرگي  گرفته  است . كبري  تصميم  داشت  حسنك  را  رها  كند  و  ديگر   با  او  چت  نكند  چون   او  با  پتروس   چت  ميكرد . پتروس  هميشه پاي  كامپيوترش  نشسته   بود  و  چت ميكرد . پتروس  ديد  كه   سد سوراخ  شده   اما  انگشت  او  درد  ميكرد چون  زياد  چت   كرده  بود . او نميدانست  كه  سد  تا  چند  لحظه  ي   ديگر  مي شكند . پتروس  در  حال  چت  كردن  غرق  شد.

براي  مراسم  دفن  او   كبري  تصميم  گرفت  با  قطار  به آن  سرزمين   برود  اما  كوه   روي  ريل  ريزش  كرده   بود  . ريزعلي  ديد  كه  كوه   ريزش  كرده  اما  حوصله  نداشت  . ريزعلي  سردش   بود و  دلش      نمي خواست  لباسش  را  در  آورد  . ريزعلي  چراغ  قوه   داشت  اما حوصله   درد  سر  نداشت . قطار  به   سنگ ها  برخورد   كرد  و  منفجر   شد . كبري  و  مسافران  قطار  مردند.

اما  ريزعلي  بدون  توجه  به  خانه  رفت . خانه  مثل  هميشه  سوت  و كور  بود  . الان چند  سالي  است  كه  كوكب  خانم  همسر  ريزعلي  مهمان  ناخوانده  ندارد  او  حتي  مهمان  خوانده  هم  ندارد . او حوصله ي  مهمان  ندارد . او پول  ندارد  تا  شكم  مهمان  ها  را  سير  كند.

او  در  خانه  تخم  مرغ  و  پنير  دارد  اما  گوشت  ندارد
او  كلاس  بالايي  دارد  او  فاميل  هاي  پولدار  دارد
.
او  آخرين  بار  كه  گوشت  قرمز  خريد  چوپان  دروغگو  به  او  گوشت  خر  فروخت  .اما  او  از  چوپان  دروغگو  گله  ندارد  چون  دنياي  ما  خيلي  چوپان  دروغگو  دارد  به  همين  دليل  است  كه  د يگر  در  كتاب  هاي  دبستان  آن  داستان  هاي  قشنگ  وجود  ندارد .

 

 

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 17:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

يك روزسـوراخ كـوچكـي در يك پيله ظاهر شدشخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ ايجاد شده در پيله نگاه كرد .

سپـس فعـاليت پــروانـه متوقف شـ‌ـ‌د و بــه نـظـر رسيد تمام تلاش خود را انجـام داده و نمي تواند ادامه دهد .

آن شخص تصميم گرفت :

به پروانه كمك كنـد و با قيچـي آن را بـاز كـرد . پروانه به راحتـي از پيله خارج شـد اما بـدنـش ضعيف و بالهايش چروك بود .

آن شخص بازهم به تماشـاي پـروانـه ادامـــه داد چــون انتظارداشـت كــه بـالهاي پروانه بــاز، گستــرده و محـكـم شـود و از بــدن پـروانـــه محافظت كند .

هيچ اتفاقي نيفتاد در واقع پـروانه بقيــه عـمـرش به خزيـدن مشغـول بـود و هرگـز نتوانست پـرواز كند .

چيـزي كـه آن شخص با همه مهربانيش نمي دانست اين بـود كـه محدوديت پيلـه و تـلاش لازم بـراي خـروج از سوراخ آن ، راهي بود كه خدا بـراي ترشـح مايعـاتي از بـدن پروانه بـه بالهايش قرارداده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پـرواز كنـد .

گاهي اوقات آرامش تنها چيزي نيست كه در زندگي نيازداريم .

اگر خدا اجازه مي داد كـه بـدون هيچ مشكلي زنـدگي كنيم فلج مي شـديم ، به انـدازه كـافـي نبوديـم و هرگـز نمي توانستيم پرواز كنيم .

•        من قدرت مي خواستم و خدا مشكلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم .

•        من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل كنم .

•        من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفكر و قوت ماهيچه داد تا كار كنم .

•        من جرأت خواستم و خدا موانعي سر راهم قرارداد تا بر آنها غلبه كنم .

•        من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند

•        من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد .

من به هرچه كه خواستم نرسيدم ...

اما به هرچه كه نياز داشتم دست يافتم

با تشکر فراوان سید چاسب فاضلی – ابو سامی

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 17:12 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

The   Most

بیشترین

The most selfish one letter word

بیشترین خودخواهی یک کلمه  یک حرفی است

"I“

من

Avoid it.

از آن بپرهیز

The most satisfying two-letter word     

 بيشترين خرسندي يك كلمه دو حرفي است

 

"WE“

ما

Use it.

ازآن استفاده كن

The most poisonous three-letter word.

زهآگين ترين چيز يك كلمه سه حرفي است

"EGO“

 

Kill it.

آنرا از بين ببر

The most used four-letter word.

پراستفاده ترين چيزيك كلمه 4 حرفي است

"LOVE“

عشق

Value it.

براي آن ارزش قائل شو

The most pleasing five-letter word.

بهترين قدر داني كلمه 5 حرفي است

"SMILE“

لبخند

Keep it.

آنرا نگهدار

The fastest spreading six-letter word...

سريعترين چيز كه گسترش پيدا ميكند يك كلمه 6 حرفي است

"RUMOUR“

شايعه    

Ignore it.

آنرا در نظر نگير

The hardest working seven-letter word..

سختترين كار يك كلمه 7 حرفي است

"SUCCESS“

موفقيت

Achieve it.

آنرا بدست بياور

The most enviable eight-letter word.

رشك آورترين چيزيك كلمه 8 حرفي است

"JEALOUSY“

حسادت

Distance it.

از آن فاصله بشگير

The most powerful nine-letter word....

قدرتمندترين چيزيك كلمه 9 حرفي است

"KNOWLEDGE“

دانش

Acquire it.

آنرا بدست بياور

The most essential ten-letter word....

ضروري ترين چيز يك كلمه 10 حرفي است

"CONFIDENCE“

اعتماد

Trust it.

به آن ايمان داشته باش

Thank You very much.

Seyed chaseb fazeli

با کمال تشکر سید چاسب فاضلی-ابوسامی

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 16:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Dear son...

پسر عزيزم:

The day that you see me old and I am already not, have patience and try to understand me …

روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....

If I get dirty when eating… if I can not dress… have patience. Remember the hours I spent teaching it to you.

اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش.

و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم.

If, when I speak to you, I repeat the same things thousand and one times… do not interrupt me… listen to me.   

اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده.

When you were small, I had to read to you thousand and one times the same story until you get to sleep…

When I do not want to have a shower, neither shame me nor scold me…

 

Remember when I had to chase you with thousand excuses I invented, in order that you wanted to bath…

هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن.

زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم.

When you  see my ignorance on new technologies… give me the necessary time and not look at me with your mocking smile…

I taught you how to do so many things… to eat good, to dress well… to confront life…

من به تو چيزهاي زيادي آموختم... چگونه بخوري، چگونه لباس بپوشي ... و چگونه با زندگي مواجه شوي

When at some moment I lose the memory or the thread of our conversation… let me have the necessary time to remember… and if I cannot do it, do not become nervous… as the most important thing is not my conversation but surely to be with you and to have you listening to me…

هنگامي كه در زمان صحبت، موضوع بحث را از ياد مي برم، به من فرصت كافي بده كه به ياد بياورم در چه مورد بحث ميكرديم و اگر نتوانستم به ياد بياورم، از من عصباني نشو.

مطمئن باش كه آنچه براي من مهم است با تو بودن و با تو سخن گفتن است نه موضوع بحث!

If ever I do not want to eat, do not force me. I know well when I need to and when not.

اگر مايل به غذا خوردن نبودم، مرا مجبور نكن. به خوبي مي دانم كه چه وقت بايد غذا بخورم .

When my tired legs do not allow me walk...

هنگامي كه پاهاي خسته ام به من اجازه راه رفتن نمي دهند ....

… give me your hand… the same way I did when you gave your first steps.

دستانت را به من بده ... همانگونه كه در كودكي اولين گامهايت را به كمك من برداشتي

And when someday I say to you that I do not want to live any more… that I want to die… do not get angry… some day you will understand…

و اگر روزي به تو گفتم كه نمي خواهم بيش از اين زنده باشم و دوست دارم بميرم ... عصباني نشو. روزي خواهي فهميد كه من چه مي گويم.

You must not feel sad, angry or impotent for seeing me near you. You must be next to me, try to understand me and to help me as I did it when you started living.

تو نبايد از اينكه مرا در كنار خود مي بيني احساس غم، خشم و ناراحتي كني. تو بايد در كنار من باشي و مرا درك كني و مرا ياري دهي، همانگونه كه من تو را ياري كردم كه زندگي ات را آغاز كني

Help me to walk… help me to end my way with love and patience. I will pay you by a smile and by the immense love I have had always for you.

مرا ياري كن در راه رفتن. مرا با عشق و صبوري ياري ده كه راه زندگي ام را به پايان ببرم.

من نيز پاداش تو را با لبخندي و عشقي كه همواره به تو داشته ام خواهم داد.

I love you son…

 

                                                Your father

دوستت دارم پسرم.

                                           پدر تو

قال تعالى ”وقضى ربك ألا تعبدوا ألا إياه و بالوالدين إحسانا“

وقال تعالى: ”وقل ربي ارحمها كما ربياني صغيرا“

 با تشکر مهندس سید چاسب فاضلی

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 16:42 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

قواعدی  در زندگی

 

1.  Take into account that great love and great achievements involve great risk.

 

1- بر اين باور باش كه عشق و دستاوردهاي عظيم، در برگيرنده مخاطرات بزرگ است.

2.  When you lose, don’t lose the lesson.

2- آنگاه كه مي بازي، از باختت درس بگير.

3Follow the three R’s:

     Respect for self

      Respect for others and         

      Responsibility for all your actions.

3- سه اصل را دنبال كن:

         محترم داشتن خود

       محترم داشتن ديگران

      جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود

4. Remember that not getting what you want is sometimes a

    wonderful stroke of luck.

4- به ياد داشته باش، دست نيافتن به آنچه مي خواهی گاهي از اقبال بيدار تو سرچشمه مي گيرد.

5. Learn the rules so you know how to break them properly.

5- قواعد را فرا گير تا به چگونگي شكستن آن ها به گونه اي شايسته، آگاه باشي.

6. Don’t let a little dispute injure a great relationship.

6- نگذار ستيزه اي خُرد بر ارتباطي پرقدرت، خللي وارد سازد.

 

  7. When you realize you’ve made a mistake, take immediate

      steps to correct it.

 

7- هرگاه به اشتباه خويش پي بردي، بي درنگ گامهايي براي اصلاح آن بردار.

8. Spend some time alone every day.

8- هر روز مجالي را صرف خلوت كردن كن.

9.  Open your arms to change, but don’t let go of your values.

9- آغوشت را به سوي دگرگوني بگشاي، امّا از ارزش هاي خود دست برندار.

10. Remember that silence is sometimes the best answer.

10- به ياد داشته باش، خاموشي گاهي بهترين پاسخ است.

11. Live a good, honorable life. Then when you get older and

       think back, you’ll  be able to enjoy it a second time.

11- نيكو و آبرومند زندگي كن، آنگاه، به وقت سالخوردگي، هنگامي كه به گذشته بينديشي، از زندگي ات ديگر بار لذت خواهي برد.

12. A loving atmosphere in your home is the foundation for your life.

12- فضاي عشق در خانه تو شالوده اي است براي زندگي ات.

13. In disagreements with loved ones, deal only with the

      current situation. Don’t bring up the past.

13- در ناسازگاري ها با افراد مورد علاقه ات، تنها به وضعيت فعلي بپرداز. گذشته را بزرگ نكن.

14. Share your knowledge. It is a way to achieve immortality.

14- دانش خود را تسهيم كن، كه طريقي براي دستيابي به جاودانگي است.

15. Be gentle with the earth.

15- با زمين مهربان باش.

16. Once a year, go someplace you’ve never been before.

16- سالي يكبار به جايي برو كه پيش تر هرگز در آن جا نبوده اي.

17. Remember that the best relationship is one in which your

       love for each other exceeds your need for each other.

17- به ياد داشته باش، بهترين رابطه، رابطه اي است كه عشقتان به يكديگر بر نيازتان به يكديگر فزوني يابد.

18.  Judge your success by what you had to give up in order to get it.

18- كاميابي خود را به داوري بنشين، از آن طريق كه بداني چه واگذارده اي تا كاميابي را بدست آوري.

19. Approach love and cooking with reckless abandon.

19- به عشق و آشپزي با واگذاردن بي پروا دست ياب.

 

اين چند روزه ميخواهيم از بحث كشاورزي خارج بشيم

[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 10:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

ابو سامی

چاودار گیاهی است که می تواند در خاکهای نامساعد به عمل آید و سرمای سخت را نیز تحمل کند. چاودار اهلی ممکن است از گونه ای بنام سکال آناتولیکوم[1]، که گونه ای است وحشی و در سوریه، ارمنستان، ایران و ترکیه وجود دارد، منشعب شده باشد. برخی عقیده دارند که چاودار معمولی از گونۀ مونتانوم[2]، که در جنوب اروپا و نواحی نزدیک آن در آسیا به حالت وحشی می روید، به وجود آمده است.

 

وضع گیاه شناسی چاودار

چاودار جزء تیرۀ گرامینه و نام علمی آن سکال سرآل[3] است و این گونۀ گیاهی تنها گونۀ مزروعی جنس سکال بشمار می رود. ساقه های آن طویلتر و بزرگتر از ساقه های گندم است.

در چاودار، گلها روی یک سنبل اصلی قرار دارند که در آن سنبلهای فرعی واقع شده اند. هر سنبل فرعی شامل 3 گل است که دو عدد آن بارور و دیگری عقیم است. هر گل یک گلوم نازک و یک گلوم ریشک دار و یک پالئا دارد. دانه های باریک به سهولت جدا می شوند.

چاودار خاصیت خودعقیمی دارد و لذا گیا هی است غیر خودگشن. میزان خود عقیمی در حدود 96 تا 99 درصد است. بعضی از نژادهای آن، که برای خودباروری برگزیده شده اند، درصد عقیمی کمتری دارند. به خاطر همین موضوع تعداد زیادی از گلهای چاودار، حدود  آنها، خالی و فاقد دانه است. طرز گل کردن و باز شدن گل در این گیاه شبیه گل گندم و جو است

.

 

مطالعات سیتو ژنتیکی و ژنتیکی در چاودار

در چاودار معمولی 14 عدد کروموزم وجود دارد ( 14= n2 )؛ چاودار گیاهی است دیپلوئید، بعضی از بوته های آن یک جفت کروموزم زائد دارند که بنام کروموزم B خوانده می شود. گاهی تعداد بیشتری از این قبیل کروموزم دیده می شود. کروموزم های اضافی ممکن است موجب عقیمی گیاه شوند. در چاودار، واریته های اتوتتراپلوئید بطور مصنوعی بدست آمده است مثلاً از واریتۀ روزن[4] یک اتو تتراپلوئید با استفاده از حرارت بدست آمده که عقیم بود ولی بر اثر سلکسیون عقیمی آن کاهش پیدا کرد. با کولشیسین، تتراپلوئیدهای دیگری از چاودار بدست آمده که کاه آنها محکمتر و قدرت پنجه زدنشان بیشتر بود در ضمن محصول بهتری داشتند، و از لحاظ زودرسی نیز شبیه واریته های دیپلوئید بودند. میزان باروری در دیپلوئیدها نسبت به تتراپلوئید حدود 10 درصد بیشتر است ولی بهترین تتراپلوئیدها از لحاظ میزان محصول، استحکام کاه، زودرسی، مقاومت به سرما و خشکی شبیه واریته های دیپلوئیدی هستند که از آنها مشتق شده اند.

به علت خود عقیمی، مطالعات ژنتیکی در چاودار قدری محدود شده است.     

 

روشهای اصلاح چاودار

روشهایی که برای اصلاح چاودار بکار می رود با روشهایی که تا به حال مورد بحث واقع شده اند تفاوت دارد. اصلاح چاودار بیشتر بوسیلۀ سلکسیون توده ای و اختلاط لاین های اینبرد صورت گرفته است. در چاودار، عقیمی مسئلۀ مهمی است و واریته های معمولی آن خودعقیم هستند ولی بر اثر سلکسیون واریته هایی به دست آمده اند که عقیمی کمتری دارند. در لاین های اینبرد نیز عقیمی زیاد است که بوسیلۀ سلکسیون کمتر خواهد شد.

 

الف) سلکسیون توده ای

سلکسیون توده ای برای چاودار خیلی بکار می رود. قریب 5 تا 10 هزار بذر در یک گروه با فواصل منظم کشت و 10 تا 20 درصد گیاهان خوب در موقع برداشت انتخاب می شوند. سال بعد تعدادی از نتاج بهترین گیاهان را جدا و کشت می کنند که از ان بذر الیت[5] به دست آید. بقیه، مجدداً کشت می شود که از آن بهترین واریته ها انتخاب شود.

 

ب) اینبریدینگ

در چاودار، اینبریدینگ موجب کم شدن قدرت رشد، ارتفاع گیاه، و میزان محصول می شود. هیبریدهایی که از بعضی از اینبردها به دست می آید بهتر از واریته هایی هستند که گرده افشانی باز دارند. گاهی، لاین های اینبرد را با هم مخلوط کرده اجازه می دهند با هم تلقیح شوند و به این ترتیب واریته ای به دست می آید که آن را واریتۀ مصنوعی می گویند.

 

ج) دورگ گیری بین چاودار و گندم

چاودار به عنوان پایۀ پدری با واریته های هگزاپلوئید گندم به خوبی آمیزش داده می شود. ولی واریته های تتراپلوئید گندم را به سختی می توان با چاودار آمیزش داد.

گیاه حاصل که 56 کروموزم دارد سالم است (یعنی اینکه عقیم نیست) و خواص آن حد فاصل خواص گندم و چاودار است. آمفی دیپلوئید حاصل را تریتیکاله[6] است.

 

د) دورگ گیری بین چاودار و سایر گونه ها

هیبریدهای بین چاودار معمولی و چاودار وحشی[7] قوی هستند، عقیمی زیاد ندارند، و در آنها کروموزم ها نیز جفت می شوند. ترکیباتی بین چاودار و گونه های آجیلوپس نیز صورت گرفته که نتایج آنها متفاوت بوده است. آمیزش چاودار معمولی با گونۀ فراژیل[8] تولید هیبریدی می کند که کاملاً عقیم است.

 

هدفهای اصلاح چاودار

هدفهای اصلاح چاودار عبارت اند از: ازدیاد عملکرد، مناسب بودن برای برداشت با کمباین ( یعنی تهیۀ واریته های پا کوتاه)، مقاومت به خوابیدگی، بهتر ساختن کیفیت محصول، و مقاومت به بیماری ها.

 

 



[1] Secale anatolicum

[2] S.montanum

[3] S.cereale

[4] Rosen

[5] Elite

[6] Triticale

[7] S.montanum

[8] S.fragile

ابوسامی

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 15:5 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

کتان یا بزرک، گیاهی است که هم از لحاظ روغن و هم از لحاظ الیاف اهمیت دارد. برای هر کدام از دو منظور فوق، واریته های مختلفی کشت می شود. بذر آن 32 تا 44 درصد روغن دارد. روغن بزرک، در ساخت رنگها برای نقاشی و سایر مصارف صنعتی بکار می رود. کنجالۀ آن هم برای خوراک دام مصرف می شود.

 

خواص گیاه شناسی و ژنتیکی کتان

کتان گیاهی است از تیرۀ لیناسه[1] و جنس لینوم[2]. واریته های تجارتی آن، از گونه لینوم اوزیتاتی زیموم[3] یا کتان معمولی است.دورگ گیری بین گونه ای برای تعیین ارتباط گونه ها چندان موفقیت آمیز نبوده است.

کتان معمولی و گونه زراعی دیگر، 15 کروموزم دارد ( 15= n ). کتان معمولی تنها گونه ای است که غوزۀ آن بسته یا نیمه شکوفا ست. گونه های دیگر کتان با تعداد کروموزم (n) مساوی 8، 9، 10، 12، 14، 15، 16، و 18 نیز وجود دارند. گونه هایی که 9 کروموزم دارند (9=n) از همه بیشترند؛ پس از آن، گونه های 15 کروموزمی (15=n) از لحاظ کمیت از سایر گونه ها بیشتر هستند.

تلاقی بین گونه هایی که 15 کروموزم دارند موفقیت آمیز بوده است.

تلاقی بین گونه های 9 کروموزمی (9=n)، غالباًً موفقیت آمیز بوده است اما تلاقی بین گونه های 9 کروموزمی و گونه اوزیتاتی زیموم، با سایر گونه هایی که 5 کروموزم (5=n) دارند، تولید بذر نمی کند.

گل کتان 5 کاسبرگ و 5 گلبرگ دارد. گلبرگها، به رنگهای سفید، آبی، بنفش، ارغوانی یا صورتی هستند.

از لحاظ شکل غوزه، کتان را می توان به سه گروه تقسیم کرد:

الف) کتانهایی که غوزۀ شکوفا دارند؛ در این قبیل کتانها غوزه پس از رسیدن باز می شود و دانه ها ممکن است بیرون بریزند.

ب) کتانهایی که غوزۀ نیمه شکوفا دارند.

ج) کتانهایی که غوزۀ آنها بسته است؛ این قبیل کتانها، که غوزه هایشان باز نمی شوند، در بعضی از نواحی حائز اهمیت و برای کشت و کار مناسب اند. دلیل این امر آن است که می توان آنها را در مزرعه مدت بیشتری نگه داشت تا مقدار بیشتری از بذرها برسند، زیرا خطر ریزش دانه در بین نیست.

گلهای کتان موقع طلوع خورشید و در روزهای گرم آفتابی باز می شوند و پس از طلوع خورشید گرده آزاد می گردد. گلبرگها، پیش از ظهر همان روز می ریزد. در روزهای ابری، گلها دیرتر باز می شوند.

کتان، گیاهی است خودبارور ولی حدود 3% تا 2% دگرباروری در آن وجود دارد. درصد دگرباروری با واریته، فصل و وجود حشرات تفاوت می کند. در واریته هایی که گل آنها به شکل دیسک است، درصد دگرباروری بیشتر و در واریته هایی که گل آنها لوله ای است کمتر است.

 

روشهای اصلاح کتان

روشهای اصلاح کتان همان است که در گیاهان خودگشن از آنها استفاده می شود یعنی وارد کردن واریته های جدید، سلکسیون، و دورگ گیری.

 

هدفهای اصلاح در کتان

از مهمترین هدفها در اصلاح کتان، مقاومت به بیماریهاست و در این باره مطالعات دامنه داری انجام شده است که نظیر آن در کمتر گیاهی دیده می شود. به طوری که فرضیه ژن برای ژن (Gene foe gene) که برای مقاومت و حساسیت نسبت به پاتوژنهای قارچی مطرح است، برای اولین بار توسط فلور (Flor) بر روی زنگ کتان مطرح شد.

 هدفهای مهم دیگر در اصلاح کتان، ازدیاد محصول و بهتر ساختن کیفیت روغن آن است. خواص دیگری، از قبیل به موقع رسیدن کتان، مقاومت به خوابیدگی و مقاومت به ریزش نیز باید در اصلاح کتان مورد نظر باشد.

 

کیفیت روغن محصول

کیفیت روغن کتان در صنعت، با اهمیت و نکته بسیار قابل توجهی است. در مورد روغن کتان، میزان درصد آن و عدد یدی روغن، از مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد. اندازۀ بذر در سالم بودن و رنگ آن نیز در کیفیت محصول تاثیر دارد.

درصد روغن و عدد یدی، از خواص ژنتیکی هستند اما عوامل محیطی نیز در آنها موثرند. عدد یدی، عددی است که کیفیت خشک شدن روغن را تعیین می کند و مقیاسی برای مقدار اکسیژنی است که روغن جذب می کند تا خشک شود. بر حسب تعریف، عدد یدی مقدار گرم یدی است که 100 گرم روغن می تواند جذب کند. عدد یدی روغن بزرک بین 160 تا 195تغییر می کند. هر چه این شماره بزرگتر باشد روغن مرغوبتر است.

در بزرک، واریته هایی که بذر ریزتری دارند عدد یدی آنها نیز بالاتر است. از طرفی، واریته های بذر درشت در حدود 2 تا 3 درصد روغنشان بیشتر است. دمای بالا، خشکی و بیماریها مقدار درصد روغن را کاهش می دهند.



[1] Linaceae

[2] Linum

[3] L. usitatissimum

ابو سامی

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 2:18 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

توتون، از گیاهان بومی دنیا است. استانهای مهم کشت توتون عبارتند از آذربایجان غربی، گیلان و مازندران. اولین بار در سال 1315 یک مزرعه آزمایشی توتون در طالش ایجاد شد.

 

وضع گیاه شناسی و ژنتیکی توتون

توتون گیاهی است از خانواده سولاناسه[1] و جنس نیکوتیانا[2]. این جنس دارای 65 گونه است که 2 گونۀ تاباکوم[3] و روستیکا[4] در کشاورزی اهمیت دارند. هیچ یک از این دو گونه بصورت وحشی دیده نشده است.

گونه های مختلف نیکوتیانا، 9 تا 24 کروموزم دارند (9=n تا 24=n)؛ ولی گونه هایی که 12 و 24 کروموزم دارند(24=n و 12=n)، از همه بیشترند. گونه های تاباکوم و روستیکا هر دو 24 کروموزم دارند(24=n). گفته می شود این دوگونه آمفی پلوئید هستند. گونه تاباکوم از ترکیب سیلوستریس[5] و تومنتوزا[6]، که هر دو 12 کروموزم دارند(12=n)، به وجود آمده است و گونۀ روستیکا از ترکیب گونه های پانیکولاتا[7] (12=n) و اندولاتا[8] (12=n) حاصل شده است.

توتون گیاهی است اصلاً دائمی، ولی چون نمی تواند سرما و یخبندان را تحمل کند بصورت گیاهی یکساله مورد استفاده واقع می شود. غالب واریته های توتون نسبت به نور غیر حساس هستند. وقتی که دمای روزانه از 32 تا 35 درجۀ سانتی گراد تجاوز کند، نسبت گلهای تلقیح شده ( که تولید بذر می کنند ) کاهش می یابد.

اهمیت توتون به علت داشتن نیکوتین است. نیکوتین، آلکالوئیدی است با فرمول C10H14N2 که در ریشه توتون ساخته شده ولی در همۀ قسمتهای گیاه، جز بذر رسیده، دیده می شود. مقدار آن در برگها از سایر اعضای گیاه بیشتر است. مقدار نیکوتین در واریته ها و گونه های مختلف توتون متفاوت است.

در توتون آرایش گل به صورت خوشه ای است که در قسمت انتهایی ساقه ظاهر می شود و ممکن است تا 150 گل داشته باشد. تعدا کاسبرگها 5 عدد است که بهم متصل اند. گلبرگها نیز 5 عدد است که به یکدیگر متصل شده بصورت لوله ای در می آیند و قسمتهای انتهایی آنها آزاد است. رنگ گلبرگها معمولاً صورتی است گرچه در بعضی واریته ها به رنگ سفید یا سرخ نیز دیده می شود. گل توتون 5 پرچم دارد که به قسمت لوله ای گلبرگها چسبیده اند.

مادگی گل، خامه ای طویل دارد و تخمدان آن از یک کپسول دو خانه ای تشکیل شده که در آن 2000 اوول یا بیشتر، ممکن است موجود باشد.

کلالۀ آن چسبناک است و گرده بسهولت به آن می چسبد. توتون، اصولاً گیاهی خودگشن است ولی تا 11 درصد دگرباروری در آن دیده می شود که توسط حشراتی مانند زنبور عسل، گونه ای از زنبور بومبوس[9]، مرغ مگس خوار یا مرغ زرین پر[10] انجام می گیرد. درصد دگرباروری نیز بستگی به واریته های مختلف دارد. چون درصد آلوگامی نسبتآً زیاد است، برای بدست آوردن صد در صد خودگشنی باید گلها را داخل پاکتهای مخصوص قرار داد که عمل خودتلقیحی در آنها انجام شود. بذرهای توتون بسیار ریزند و داخل یک کپسول دوخانه ای قرار دارند. هر گل ممکن است از 2 تا 8 هزار و هر گیاه تا یک میلیون بذر تولید کند. بذر توتون، در صورتی که در محل خنک و خشکی نگهداری شود، قوۀ نامیۀ خود را 15 تا 20 سال حفظ می کند.

برای انجام تلقیح مصنوعی در توتون، ابتدا گلهای باز شده و کپسولهای تشکیل شده را حذف و فقط گلهای باز نشده را که نوک گلبرگ آنها صورتی رنگ شده است برای اخته کردن انتخاب می کنند. معمولاً گلهایی برای اخته کردن مناسب اند که انتظار می رود ظرف 12 تا 24 ساعت آینده گرده را آزاد کنند؛ طول جام گل در این مرحله حدود 55 میلی متر است. در این گلها، گلبرگها را به کمک پنس از 20 تا 25 میلی متری قاعدۀ جام گل بطرف بالا، پاره می کنند و پرچم ها را می چینند. بعداً، گلهای رسیدۀ پایۀ پدری را انتخاب کرده با نوک چاقوی تیزی شیاری در بساک پرچمها وارد می آورند و مقداری از گرده را با نوک چاقو روی کلالۀ گل اخته شده قرار می دهند. سپس، روی گلها را می پوشانند یا اینکه مادگی تلقیح شده را بوسیلۀ یک قطعۀ نی نوش پوشانده و جام گل را با یک سیم نازک دور نی نوش می بندند.

گلهایی که عمل گرده افشانی در آنها با موفقیت انجام نشده باشد معمولاً 24 تا 48 ساعت بعد از گرده افشانی ریزش می کنند. در صورت موفقیت عمل گرده افشانی، 3 تا 4 روز بعد جام گل تلقیح شده پژمرده و خشک می شود و همراه با نی نوش و سیم فلزی از گل جدا شده می ریزد، مدت 3 تا 4 هفته پس از گرده افشانی بذرها می رسند.

منابع متعددی از نر عقیمی سیتوپلاسمی – ژنتیکی در توتون موجود است که از طریق انتقال هستۀ گونۀ تاباکوم در سیتوپلاسم گونه های خارجی نیکوتیانا تولید شده است و برای دورگ گیری می توان از آنها استفاده کرد. معمولاً میزان دگرگشنی در توتون آن قدر کم است که در مزارع تولید بذر هیبرید، گرده افشانی بطور مصنوعی انجام می شود.

مطالعات ژنتیکی زیادی در توتون و گونه های مختلف آن انجام شده است. اولین کسی که دورگ گیری را در توتون انجام داد یک نفر آلمانی بنام کولرویتر[11] بود که در سالهای بین 1761 تا 1766 مطالعاتی روی این گیاه انجام داد.

مطالعات ژنتیکی زیاد در این گیاه به دلایل چندی صورت گرفته است؛ اولاً، انجام عمل دورگ گیری ساده و نتیجه آن خوب است؛ ثانیاً، از هر تلقیح بذر زیادی تولید می شود؛ ثالثاً، تغییرات ژنتیکی زیادی در توتون دیده می شود.

مطالعات راجع به ناسازگاری توتون، از اولین مطالعات ژنتیکی بود که توسط ایست در امریکا، صورت گرفت. نامبرده و همکاران دریافتند که علت ناسازگاری و سازگاری در تلقیحاتی که بین گیاهان توتون انجام می دهند مربوط به درجۀ رشد لولۀ گرده در داخل خامه است؛ به این ترتیب که در تلقیحات ناسازگار، لولۀ گرده خیلی به کندی در داخل خامه رشد می کند ولی بر عکس در تلقیحات سازگار رشد لولۀ گرده عادی است. درجه رشد لولۀ گرده با آلل های S1، S2، S3، و غیره کنترل می شود.

بین گونۀ تاباکوم و سایر گونه ها، دورگ گیری های بین گونه ای زیادی انجام شده است و هر یک از آنها به منظور خاصی انجام یافته است. مثلاً، دورگ گیری تاباکوم با گونۀ روستیکا که 24 کروموزم دارد (24=n)، برای به دست آوردن نیکوتین بیشتر و مقاومت به بیماری فیتوفتورا[12] بوده است.

گونۀ گلوتینوزا[13] (12=n)، به دلیل داشتن مقاومت به ویروس موزائیک توتون، در دورگ گیریها بکار رفته است.

اتوپلوئیدی هایی هم از گونه توتون بدست آمده است، که سلولهای درشت تر، ساقۀ ضخیمتر، برگهای پهنتر، و گلهای درشت تر داشته ضمناً دیررس تر از گیاه دیپلوئید اولیه باشد. در هیبرید های بین گونه ای، که بذر های F1 زنده کم تولید می شود، در مرحلۀ تشکیل کپسول از اسید نفتالیک ( یک قسمت در میلیون) استفاده کرده اند؛ این امر باعث شده که ریزش کپسولها کاهش یابد.

توتون برای کشت بافت گیاهی بسیار مناسب است و از آن استفادۀ زیادی می شود. هیبریدهای بین گونه ای (F1)، که معمولاً در مرحله گیاه جوان از بین می روند، از طریق کشت بافت گیاهی زنده خواهند بود و با این روش توانسته اند گیاهان هیبرید زنده را از کالوز تولید کنند. همچنین انتقال ژن ازطریق اگروباکتریوم، به راحتی در این گیاه انجام می شود.

 

روش های اصلاح توتون

چون توتون گیاهی است خودگشن، روشهای اصلاح آن نیز همان روشهایی خواهد بود که در گیاهان خودگشن معمول است؛ یعنی وارد کردن واریته های جدید، سلکسیون، و دورگ گیری. در توتون، دورگ گیری خیلی زیاد به کار رفته است، دورگ گیری بین گونه ای برای منظورهای مختلف، بخصوص برای انتقال صفت مقاومت به بیماریها به توتون معمولی، خیلی مورد استفاده واقع شده است؛ در این مورد روش تلاقی برگشتی نیز به کار گرفته شده است.

 

هدفهای اصلاح توتون

مهمترین هدفهای اصلاح توتون عبارت اند از: ازدیاد عملکرد، ویژگیهای خاص توتون، مقاومت به بیماریها، و کیفیت توتون. دربارۀ یکی از این موارد ذیلاً بحث می شود.

 

 

ویژگیهای خاص توتون 

در توتون خواصی وجود دارد که برای خوب عمل آوردن گیاه در مزرعه و نیز فرایند های پس از  برداشت، قابل اهمیت است. این خواص عبارتند از:

1.       خشن بودن برگها تا حد معینی، بطوری که در برابر عملیات زراعی و چیدن مقاوم باشند و از بین نروند.

  1. مقاومت در برابر باد شدید.
  2. مقاومت برگها در برابر خشک شدن در روزهای خیلی گرم.

4.    رسیدن یکنواخت برگها، تا از سقوط برگهای پایین ساقه و خراب شدن کیفیت آن قبلااز رسیدن ازبرگهای بالای ساقه جلوگیری به عمل آید.

5.    خم نشدن بوته، بخاطر آنکه برداشت محصول آن ساده تر است و ضمناً خسارت کمتری به برگها وارد می شود چون برگهای روی زمین نمی خوابند.



[1] Solanaceae

[2] Nicotiana

[3] N.tabacum

[4] N.rustica

[5] N.sylvestris

[6] N.tomentosa

[7] N.paniculata

[8] N.undulata

[9] Bombus

[10] Humming bird = Archilochus colubris

[11] Koelreuter

[12] Phytophthora

[13] N.glutinosa

سید چاسب فاضلی

[ جمعه شانزدهم مهر 1389 ] [ 2:26 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

سویا، سابقاً به منظورتأمین علوفه کشت می شد ولی امروزه در کشورهایی مثل امریکا، یکی از مهمترین گیاهان روغنی به شمار می رود. در کشور ما هم کشت این گیاه توسعه پیدا کرده است و از روغن آن استفاده می شود.

 

وضع گیاه شناسی سویا

این گیاه، از تیرۀ نخود و نام علمی آن گلیسین ماکس[1] است. یک گونه وحشی از سویا به نام گلیسین سوژا[2] در ژاپن، منچوری، و کره می روید. گفته شده است که گونه اهلی سویا از این گونه مشتق شده است؛ امروزه واریته های حد واسطی بین دو گونه مزبور وجود دارد. تعداد کروموزم های این دو گونه مساوی 40 است ( 40=n2 ) و می توان به سهولت آنها را با هم ترکیب کرد. تعداد بذر در هر غلاف، از 1 تا 5 عدد تفاوت می کند ولی واریته های تجارتی معمولاً 2 تا 3 بذر در هر غلاف دارند. اندازۀ بذر در واریته های مختلف خیلی تفاوت می کند. رنگ دانه ممکن است زرد، سبز، قهوه ای، سیاه، یا مخلوطی از این رنگها باشد. گل آن ارغوانی یا سفید و به ندرت ممکن است مخلوطی از این دو رنگ باشد.

آرایش گل بصورت خوشه ای است که از 3 تا 35 گل تشکیل شده است. تعداد زیادی از گلها بدون آنکه میوه ای ایجاد کنند می ریزند. سویا گیاهی است خودگشن و درصد بسیار کمی ( کمتر از 1 درصد ) آلوگامی در آن وجود دارد. گل آن از 5 کاسبرگ درست شده است. گلبرگها طوری قرار گرفته اند که پرچمها و مادگی را داخل خود می پوشانند. گلبرگهای آن، مثل گلبرگ سایر گیاهان تیرۀ نخود، از 5 قطعه درست شده است. یکی از همه بزرگتر است بنام درفش یا استاندارد، دو گلبرگ کوچکتر و شبیه به هم اند که به اسم بال،و دو گلبرگ دیگر بنام ناو خوانده می شوند.

پرچمهای گل سویا ده عدد است؛ 9 پرچم به هم چسبیده دور مادگی را می گیرند و یکی آزاد است. مادگی آن کرک دار است. کاسه گل تا روز قبل از آزاد شدن گرده جام گل را می پوشاند.  

 

 

 

اخته کردن و تلقیح گلها

گلها، صبح زود باز می شوند ولی در هوای سرد و مرطوب این عمل دیرتر انجام می گیرد. کمی قبل یا کمی بعد از باز شدن گل، گرده آزاد می شود.

دورگ گیری مصنوعی در سویا چندان ساده نیست زیرا قطعات گل ریز هستند. می توان در یک روز گلها را اخته کرد و عمل تلقیح را هم انجام داد. در شرایط صحرایی، بهترین نتیجه بین ساعت 3 و 4 بعد از ظهر بدست می آید. البته، از ساعت 9 صبح به بعد نیز می توان عملیات اخته کردن و تلقیح را انجام داد. اما صبح زود، به علت سردی هوا، دانه های گرده بهم چسبیده اند و جدا نمی شوند مضافاً اینکه در این شرایط، تعداد غنچه های مناسب پایۀ مادری کمتر است.

غنچه هایی که روز بعد باز می شوند به عنوان پایۀ مادری برای اخته کردن انتخاب خواهند شد. گل، در این مرحله تازه شروع به بیرون آمدن از کاسۀ گل گرده است. در هر بند معمولاً دو غنچه بیشتر نگهداری نمی شود و تمام گلهای تلقیح شده و گلهای نارس را حذف می کنند .

به علت حساس بودن دمگل، و برای جلوگیری از سست شدن یا کنده شدن غنچه، باید آن را با دو انگشت به آرامی نگاه داشت سپس نوک کاسبرگ را با پنس گرفته و تا آخرین حد به طرف پایین کشید و سپس یک حالت دورانی به آن داد  تا بقیۀ کاسبرگها از نزدیکی دمگل کنده شوند. بعد از کندن کاسبرگها، با پنس، نوک گلبرگ درفش را به آرامی بطرف بالا می کشند. گاهی با این عمل، سایر قطعات گل و پرچمها از جام گل جدا می شوند؛ اگر چنین نشد پرچمها بوسیله نوک پنس، بطوری که به مادگی آسیب وارد نشود، از درون جام گل بیرون کشیده می شوند.

پس از اخته کردن گل، باید گردۀ پایۀ پدری را به مادگی گل اخته شده منتقل کرد. برای این کار از غنچه هایی که گلبرگهایشان تازه از پشت کاسبرگ بیرون آمده ولی کاملاً شکفته نشده اند استفاده می کنند. پس از جدا کردن گلبرگها و کاسبرگها، باید گل حاوی گرده را روی مادگی مالید. معمولاً گل تلقیح شده را نمی پوشانند ولی برای اطمینان بیشتر می توان آن را با کاغذ آلومینیمی که در آن چندین سوراخ ایجاد شده است، پوشاند. اتیکت را باید به ساقۀ اصلی و در بالای بند متصل کرد.

بعد از یک تا دو هفته، با تشکیل غلاف کوچکی نتیجۀ تلقیح مشخص می شود. علامت بارز غلاف حاصل از تلقیح، نداشتن کاسبرگ است. در صورت مثبت بودن نتیجۀ تلقیح، باید سایر غنچه هایی را که بعد از عمل تلقیح آشکار شده اند بطور کامل حذف کرد.

شانس موفقیت تلقیح برای یک فرد با تجربه حدود 50 درصد است که با فرض موجود بودن دو دانه در هر غلاف، معادل یک بذر دورگ در هر تلاقی است. مهمترین علل عدم موفقیت دورگ گیری، استفاده از گل ماده بسیار نارس، آسیب دیدگی مادگی، و ناکافی بودن مقدار گرده است.

امروزه از نر عقیمی ژنتیکی در دورگ گیری سویا، به خصوص در برنامه سلکسیون متناوب استفاده می شود. فاصلۀ لازم برای ایزولۀ کامل در کرتهای دورگ گیری کاملاً مشخص نشده است اما وقتی که فاصلۀ گیاهان نر عقیم از منبع گرده خارجی حدود 12 متر در نظر گرفته شود میزان دگرگشنی با گرده های منبع خارجی کمتر از 5ر. درصد ( نیم درصد ) است.

 

وضع ژنتیکی سویا

تغییرات ژنتیکی زیاد موجود در سویا، مطالعات ژنتیکی روی این گیاه را ساده کرده است. از طرفی، رویاندن سویا ساده است و می توان صدها بذر را از یک گیاه بدست آورد، از این رو مطالعات ژنتیکی این گیاه با وجود مشکل بودن دورگ گیری مصنوعی در آن تا حدودی آسان شده است.

بیشتر خواصی که در مورد مطالعه واقع شده اند از خواص کیفی از قبیل رنگ ساقه، بذر، و غلاف و همچنین کرکدار بودن یا کرکدار نبودن گیاه و غیره هستند. خواص کمی مانند عملکرد، مقدار روغن، ومقدار پروتئین نیز مورد بررسی واقع شده اند. دوگونۀ گلیسین ماکس و گلیسین سوژا با هم تلاقی داده شده اند؛ وضع ژنتیکی خواص زیادی از قبیل رنگ ساقه، رنگ گل و رنگ غلاف در آنها مطالعه شده است. از این مطالعات نتیجه شده که وضع ژنتیکی این خواص عیناً مانند ژنتیک خواص مشابه در تلاقی های بین واریته های گونۀ ماکس است. بنابر این نتیجه می گیریم که بین دو گونۀ مذکور نزدیکی زیادی موجود است.

 

روشهای اصلاح سویا

در سویا نیز مانند سایر گیاهان خودگشن روشهای اصلاح عبارت اند از واردکردن واریته های جدید، سلکسیون، و دورگ گیری. روش تلاقی برگشتنی نیز در اصلاح سویا مورد استفاده واقع شده است.

از سلکسیون متناوب برای اصلاح سویا نیز استفاده می شود؛ در این روش معمولاً 20 لینۀ خوب انتخاب و سپس بین آنها دورگ گیری انجام می شود. پس از آن، با انجام خودتلقیحی، تودۀ مورد نظر را به خلوص می رسانند. با استفاده از این روش توانسته اند عملکرد سویا را افزایش دهند.

 

هدفهای اصلاح سویا

هدفهای مهم اصلاح سویا عبارت اند از: ازدیاد عملکرد، رسیدن به موقع گیاه، مقاومت به خوابیدگی و ریزش، مقاومت به بیماری ها و نماتد، کیفیت محصول، و اصلاح واریته های خوراکی و علوفه ای.

 

رسیدن بموقع گیاه

این گیاه به مدت زمان تاریکی حساسیت زیادی نشان می دهد و گیاهی روز کوتاه است.

مدت رسیدن در سویا از خواص کمی است. در بعضی حالات زودرسی و در برخی از ترکیبات دیررسی غالب بوده است. بین مدت رسیدن و ارتفاع بوته همبستگی وجود دارد، به این ترتیب که واریته های پا کوتاه، زودرس و واریته های پا بلند، دیررس هستند.

 

 

 

مقاومت به خوابیدگی و ریزش

معلوم شده است که خاصیت بلندی و دیررسی یک گیاه بر خاصیت کوتاهی و زودرسی گیاه دیگر غالب است. در واریته های وحشی، دانه ها پس از رسیدن زود می ریزند.

 

کیفیت محصول

عواملی که در کیفیت سویا دخالت دارند عبارت اند از رنگ دانه، مقدار و کیفیت روغن، و مقدار پروتئین دانه.

 

 



[1] Glycine max

[2] G.soja

 

[ جمعه شانزدهم مهر 1389 ] [ 2:7 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه

گلرنگ (Safflower) از گیاهان قدیمی بشمار می رود و احتمالاً در خاورمیانه اهلی شده است. از مدتها قبل، این گیاه بخاطر استفاده از گلهایش بکار می رفته است. گلهای آن به عنوان ماده رنگی مصرف می شود.

امروزه از گلرنگ بیشتر به عنوان یک گیاه روغنی استفاده می شود، و این روغن از دانۀ آن بدست می آید. گلرنگ دو نوع روغن دارد؛ یک نوع که لینولئیک اسید زیاد دارد و به مصرف آشپزی، تهیۀ مارگارین نرم، و پوشش سطوح (در صنعت) می رسد، نوع دیگر دارای اولئیک اسید فراوان است که خصوصاً برای سرخ کردن مواد غذایی کیفیت مطلوبی دارد. از آرد گلرنگ، چه با پوست و چه بدون پوست، در تغذیۀ دام استفاده می شود.

 

وضع گیاه شناسی گلرنگ

این گیاه از تیرۀ مرکبان و نام علمی آن کارتاموس تینکتوریوس[1] است. گلرنگ گیاهی یکساله است ولی گونه های چند ساله نیز دارد.

گلها، بصورت مرکب هستند و شکل غوزه مانندی را تشکیل می دهند. دور غوزه برگچه ها یا براکته هایی قرار دارند و گلچه ها را در بر می گیرند. تعداد غوزه ها بسیار متغیر و ممکن است از 15 تا 150 عدد در یک گیاه باشد. هر گل، شامل تعداد زیادی گلچه است. هر گلچه از یک قسمت لوله ای بلند درست شده است و گلبرگها در بالا قرار دارند؛ در انتها، تخمدان موجود است. کلاله ها و پرچمها در وسط قرار گرفته اند(شکل 1).

شکل 1- گلچه لوله ای حاوی تخمدان در گلرنگ.

 

عمل اخته کردن در گلرنگ باید موقعی انجام شود که چند گلچه از غوزه خارج شده است. در این موقع برگچه های دور غوزه را با قیچی می چینند تا گلچه ها نمودار شوند. گلچه های باز شده را از بیخ با پنس می کَند و بقیه را تنک می کنند، بطوری که 10 تا 15 گلچه باقی بماند. بعداً با نوک پنس فشاری به گردن گلچه وارد کرده آن را کج می کنند تا بشکند و نوک آن را با پنس کشیده حذف می کنند تا کلاله و خامه نمودار شوند، غنچۀ گل شامل: 1) غنچۀ گلچه با جام گل؛ 2) غنچۀ گلچه که پرچمها و قسمتی از لولۀ جام گل برداشته شده است؛ 3) قسمت کنده شده؛ 4) لولۀ بساک که به طور طولی باز شده است. پس از اخته کردن، گلچه های اخته شده را با پاکت یا کاغذ آلومینیمی پوشانده 24 ساعت بعد عمل گرده افشانی را انجام می دهند، به این ترتیب گلهای رسیده را که روز قبل در داخل پاکت یا کاغذ آلومینیمی قرار داده اند گرفته روی کلاله های اخته شده می مالند و مجدداً روی گل را می پوشانند.

در گلرنگ، اول گلچه های کناری و سپس، گلچه های وسطی باز می شوند؛ 3 تا 5 روز لازم است تا همۀ گلچه ها برسند. در هر گیاه، دورۀ گل کردن 4 تا 10 روز طول می کشد. گلها در صبح زود باز می شوند و رسیدن گلها با طویل شدن گلچه ها و خارج شدن خامه از داخل لولۀ بساکها متصل بهم همراه است. در این مرحله، کلاله دانه های گرده را به خود می گیرد. باز شدن بساک قبل از طویل شدن گلچه صورت می گیرد.

رنگ گل این گیاه متفاوت است و از سفید تا زرد کم رنگ، زرد نارنجی، قرمز و زرد (نارنجی بودن انتها و نوک گلبرگها ) تغییر می کند. گلرنگ گیاهی است خودگشن؛ مقدار آلوگامی در آن، بسته به واریته و وجود حشرات، از 4/1 تا 100 درصد تغییر می کند ولی به طور متوسط 10 درصد است. دگرباروری در گلرنگ به توسط حشرات صورت می گیرد. گونه های وحشی معمولاً خودناسازگار هستند.

بذر گلرنگ سفید یا کرم رنگ است. ترکیبات بذر نسبت به واریته ها تفاوت دارد.

 

تعداد کروموزم های گلرنگ

از لحاظ تعداد کروموزم، گلرنگ به چهار دسته تقسیم می شود. در دسته اول با 24 کروموزم (24=n2)، گونۀ تینکتوریوس[2] که گونۀ مزروعی است و گونه های پالستنوس[3] و اکسی آکانت[4] وجود دارند؛ این گونه ها، به خوبی با هم ترکیب می شوند. گونۀ اکسی آکانتا در ایران زیاد است و یک گونۀ وحشی است. این گونه ها یکساله اند.

در دسته دوم (20=n2)، دسته سوم (44=n2) که آمفی پلوئیدی از دسته اول و دوم است. دسته چهارم (64=n2) که آمفی پلوئید است.

 

مسئلۀ عقیمی و نسبت پوست و روغن در گلرنگ

در گلرنگ، واریته های نر عقیم وجود دارد و این نر عقیمی ساختمانی است، به این معنی که گرده موجود است ولی آزاد نمی شود و لذا گیاه عقیم می ماند.

گفته شده که بین مقدار پوست و درصد روغن همبستگی منفی وجود دارد؛ هر چه مقدار پوست کم شود بهتر است. امروزه واریته هایی از گلرنگ موجود اند که پوست آنها خیلی نازک است. یک ژن بنام th در حالت خلوص باعث می شود که پوست بذر خیلی نازک و مقدار روغن بذر 6 تا 7 درصد اضافه شود. این واریته ها را نمی توان مستقیماً در برنامه های اصلاحی بکار برد زیرا ساقه و شاخه های آنها بسیار ضعیف است و گلها گردۀ خیلی کمی آزاد می کنند و لذا می توان از آنها بعنوان واریته های نر عقیم برای تهیۀ بذر هیبرید استفاده کرد.

 

روشهای اصلاح گلرنگ

روشهای اصلاح گلرنگ همان است که در گیاهان خودگشن به کار می رود. تولید واریته های مصنوعی و هیبرید که در گیاهان دگرگشن معمول است نیز برای این گیاه بدلیل وجود هتروزیس پیشنهاد شده است.

 

هدفهای اصلاح گلرنگ

هدفهای اصلاح گلرنگ عبارت اند  از بالا بردن عملکرد؛ بالا بردن درصد روغن موجود در دانه؛ بهبود کیفیت روغن؛ افزایش مقدار روغن در واحد سطح؛ زودرسی؛ و ایجاد مقاومت به بیماری ها و حشرات.

 

چند واریته مشهور گلرنگ

شامل Yute ، Nebraska 10 ، Rio ، Gila و Dart



[1] Carthamus tinctorius

[2] C.tinctorius

[3] C.palestinus

[4] C.oxyacantha

[ جمعه شانزدهم مهر 1389 ] [ 0:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

موطن اصلی ذرت خوشه ای یا سورگوم[1]، قسمتهایی از آسیا و امریکا است. این گیاه چون به خشکی و کم آبی تا حدودی مقاوم است می تواند در کشور ما مورد استفادۀ بیشتری واقع شود.

 

طبقه بندی ذرت خوشه ای

در امریکا ذرت خوشه ای را به دو دستۀ یکساله و چند ساله تقسیم بندی می کنند.

دستۀ اول – ذرت خوشه ای یکساله که شامل چهار قسمت است:

الف) ذرت خوشه ای علوفه ای یا قندی (سورگو[2]، سورگوم قندی)

ب) ذرت خوشه ای دانه ای (غیر قندی)

ج) ذرت خوشه ای جارویی

د) ذرت خوشه ای چند ساله که شامل جانسون گراس[3] است.

 

وضع گیاه شناسی ذرت خوشه ای

ذرت خوشه ای از گیاهان تیرۀ گرامینه و جنس سورگوم است. ذرت خوشه ای زراعتی، از نژادهای مختلفی تشکیل شده است که از نظر مرفولوژیکی با یکدیگر اختلاف دارند و به سهولت قابل دورگ گیری با یکدیگر هستند.

سودان گراس، که بعضی آن را بنام سورگوم سوداننس[4] می شناسند، کاملاً سازگار بوده آن را بعنوان واریته ای از بیکولور می توان در نظر گرفت. ذرت خوشه ای دانه ای، جارویی، و سودان گراس همه یکساله هستند و 20 کروموزم دارند(20 =n2). جانسون گراس ( ذرت خوشه ای حلبی ) که از گونۀ هالپنس به شمار می رود گیاهی چند ساله است که با بیکولور خویشاوندی دارد و تعداد کروموزم های آن 40 است (40=n2).

در ذرت خوشه ای آرایش گل خوشه ای است و در آن سنبلهای فرعی وجود دارد. هر سنبل فرعی از دو گل تشکیل شده که یکی از آنها معمولاً عقیم است. در این گیاه، گلها در شب یا صبح زود باز می شوند. ابتدا گلهای قسمت فوقانی خوشه و بتدریج گلهای پایینتر باز می شوند. در هر خوشه، از 6 تا 9 روز وقت لازم است که تمام گلها باز شوند. با باز شدن گلوم، پرچم ها و کلاله نمایان می شوند و در همین موقع گرده آزاد می گردد. عمر گرده در ذرت خوشه ای بسیار کوتاه است و از چند ساعت تجاوز نمی کند؛ ولی بر عکس، کلاله یکی دو روز قبل و 8 تا 16 روز پس از باز شدن گل آماده پذیرش گرده است.

میزان دگرباروری در این گیاه بطور متوسط 6 درصد است. در سورگوم سودانی این درصد بیشتر است. برای کنترل عمل گرده افشانی در ذرت خوشه ای، خوشۀ گل را در داخل پاکتهایی قرار می دهند.

برای انجام عمل تلقیح مصنوعی، لازم است که ابتدا گلهای پایۀ مادری را اخته کرد. این کار را می توان با دست یا آب گرم انجام داد. برای اخته کردن یک گل بوسیلۀ دست، باید سنبل فرعی را در بین انگشت ابهام و سبابه نگاه داشت و با پنس یا نوک مداد گلوم ها را از هم باز کرده سپس با فشاردادن نوک مداد یا پنس به گلومی که بدون ریشک است پرچم ها را مجبور به خارج کردن از داخل گل کرده، پس از خارج شدن پرچم ها، آنها را حذف می کنند. در روش آب گرم، خوشۀ گل را در آبی که دمای آن 48 درجۀ سانتی گراد است به مدت 10 دقیقه قرار می دهند تا دانه های گرده از بین بروند. پس از اخته کردن گلها، گردۀ تازه جمع آوری شده را روی گلهای اخته شده می ریزند. بعد از اخته کردن گلهای یک خوشه، و نیز پس از انجام عمل تلقیح مصنوعی، باید خوشه را در داخل پاکتی قرار داد تا از تماس با گرده های خارجی مصون باشد.

ذرت خوشه ای گیاهی روز کوتاه است ولی واریته های مختلف آن درجۀ حساسیت متفاوتی نسبت به طول روز دارند.

 

مطالعات ژنتیکی در ذرت

در ذرت خوشه ای مطالعات ژنتیکی نسبتاً زیادی صورت گرفته که به اختصار شرح داده می شود.

 

الف) ارتفاع بوته

واریته های قدیمی این گیاه بلند بوده اند. امروزه واریته های پاکوتاه بیشتر مورد کشت و کار واقع می شوند. گفته می شود که واریته های پا کوتاه بر اثر جهش یا موتاسیون از واریته های پا بلند بدست آمده اند. معلوم شده که چهار ژن مغلوب، به نامهای dw1، dw2، dw3، و dw4، صفت پاکوتاهی را در ذرت خوشه ای کنترل می کنند. این ژنها موجب می شوند که فاصلۀ بین گرهها کمتر شود. ژن dw3 ثابت نیست و از هر 1200 گیاه که دارای این ژن باشد یکی پا بلند یعنی ژن dw3 تبدیل به Dw3 می گردد. پابلندی نسبت به پا کوتاهی غلبۀ نسبی دارد.

 

ب) موقع رسیدن

موقع رسیدن در ذرت خوشه ای با سه ژن کنترل می شود. این ژنها عبارت اند از Ma، Ma2 و Ma3؛ دیررسی صفتی غالب است ولی ژنهای Ma2 و Ma3 بدون وجود Ma تاثیری در دیر رسی ندارند؛ Ma3 نیز اثر خود را موقعی که Ma2 موجود است ظاهر نمی کند. در اصطلاح ژنتیکی، Ma2 بر Ma3 و Ma بر Ma2 و Ma3 خاصیت اپی ستازی[5] دارد. در نتیجه فقط چهار فنوتیپ وجود دارد.

موضوع قابل توجه این است که اختلاف بین چهار فنوتیپ فوق در مناطقی که روزهای بلند دارند مشخص است و در مناطقی با 10 ساعت طول روز، این اختلاف دیده نخواهد شد.

 

ج) هتروزیس در ذرت خوشه ای

در هیبرید های مختلف بدست آمده از این گیاه، برای خواصی از قبیل ارتفاع بوته، دورۀ رشد گیاه، پنجه زدن، و محصول دانه و علوفه، خاصیت هتروزیس دیده شده است. هتروزیس برای محصول دانه و علوفه در صورتی اهمیت دارد که با هتروزیس برای ارتفاع بوته همراه نباشد زیرا در زراعتهای مکانیزه ذرت خوشه ای، واریته های پاکوتاه مورد استفاده واقع می شود.

 

د) مطالعات پلی پلوئیدی در ذرت خوشه ای

بطوری که قبلاً اشاره شد، گونه های بیکولور و هالپس به ترتیب10و20 کروموزم دارند (10=n2 و 20=n2). این وضعیت ویژه، و همچنین مطالعات سیتولوژیکی نشان می دهد که ذرت خوشه ای گیاهی پلی پلوئیدی است. با استفاده از کولشی سین، واریته های تتراپلوئید و اکتاپلوئید ذرت خوشه ای معمولی (بیکولور) به دست آمده اند و با گیاه دیپلوئید اولیه مقایسه شده اند. واریته های پلی پلوئید حاصل، کوتاه تر از گیاه دیپلوئید اولیه بودند و دیرتر از آن به گل رفتند. نسبت عقیمی دانه های گرده در تتراپلوئید، 19 درصد و در اکتاپلوئید، 80 درصد بود.

 

روشهای اصلاح ذرت خوشه ای

روشهایی که در اصلاح این گیاه بکار می رود همان است که در اصلاح گیاهان خودگشن مورد استفاده وافع می شود، مانند وارد کردن واریته های جدید، سلکسیون، دورگ گیری. در گذشته، این روشها خیلی بیشتر مورد استفاده بود و امروزه اغلب از ذرت خوشه ای هیبرید استفاده می شود.

 

ذرت خوشه ای هیبرید

چون در این گیاه هتروزیس برای بسیاری از خواص آن دیده شده، از این رو، ذرت خوشه ای هیبرید اهمیت فوق العاده ای پیدا کرده است. آنچه در این مورد مهم خواهد بود وجود راه مقرون به صرفه ای برای تولید بذر هیبرید است. با استفاده از واریته هایی که خاصیت نر عقیمی دارند، می توان به سهولت هیبرید ها را بدست آورد. در ذرت خوشه ای از نر عقیمی سیتوپلاسمی – ژنتیکی برای بدست آوردن هیبریدها استفاده می شود.

 

 

 

هدفهای اصلاح ذرت خوشه ای

هدفهای مهم اصلاح این گیاه عبارت اند از: ازدیاد عملکرد، تهیۀ واریته های مناسب برای برداشت با کمباین، زودرسی، مقاومت به خوابیدگی بوته و ریزش دانه، مقاومت به بیماریها، و بالا بردن کیفیت محصول.



[1] Sorghum

[2] Sorgo

[3] Johnson grass

[4] S.sudanense

[5] Epistasis

سید چاسب فاضلی جهاد دانشگاهی واحدکاشمر

[ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 16:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

در آمریکا به یونجه Alfalfa ، در انگلستان Lucerne و در هندوستان Lucerne grass یا Alfalfa هم  گفته می شود. یونجه ملکه گیاهان علوفه ای است که دارای ارزش غذایی بالایی می باشد. خاستگاه یونجه به احتمال زیاد ایران است. یونجه دارای اقسام گوناگون بوده و مهمترین آن Medicago sativa می باشد که دارای بیشترین چین و ارزش غذایی زیادی است.

 

گیاهشناسی یونجه  

یونجه گیاهی دائمی (از 3 تا 12 ساله، بسته به واریته و شرایط آب و هوایی)، دگربارور (تا 10% خودگشن) و خودناسازگار است و عامل گرده افشانی آن حشرات و به ویژه زنبور عسل می باشد. یونجه از لگومینوزها (بقولات) بوده و گلبرگهایش یکنواخت نیست. کاسه گل شامل 5 کاسبرگ متصل به هم و جام گل 5 قطعه ای (یکی از همه بزرگتر بنام درفش[1]، دو تا کوچکتر بنام بال[2] و دو تا از همه کوچکتر به نام ناو[3]) می باشد. 10 پرچم دارد که یکی از آنها آزاد و 9 عدد دیگر چسبیده هستند که دور خامه را احاطه کرده اند. مجموعه مادگی با پرچم ها را ستون جنسی گویند. در حالتی که گل بصورت غنچه است، ستون جنسی (Staminal column) به صورت خمیده بوسیله دو ناو محکم گرفته شده است(شکل 1). موقعی که حشره ای از این گلها ویزیت می کند، خرطومش را وارد گل کرده تا شهد را بمکد. در این حالت فشاری به پایه گل وارد می شود و باعث باز شدن ناو شده و ستون جنسی به بیرون می افتد. به این امر اصطلاحاً تریپنیگ[4] (یعنی پرت شدن) گویند. در این وضعیت ستون جنسی محکم به بدن حشره برخورد کرده و گرده به بدن حشره می چسبد و گرده ای هم که حشره با خود دارد، با کلاله گل مورد نظر برخورد کرده و به آن منتقل شده و تلقیح صورت می گیرد. در این عمل علاوه بر انتقال دانه گرده، کلاله هم در اثر برخورد با حشره خراش برداشته و عمل تلقیح به آسانی انجام می گیرد.

جذابیت گل یونجه برای حشره در اثر وجود دو عامل است، اول ماده معطری که یک ترپن فرار به نام Ocimene می باشد و دوم وجود گرده (شکل 2).

 

 

 

ژنتیک یونجه

یونجه گیاهی است آتوتترا پلوئید (2n=4X=32) و انجام مطالعات سیتوژنتیکی آن نسبتاً دشوار است. البته بعضی از واریته های دیپلوئید هم وجود دارد. شخصی به نام استانفورد (Stanford) مطالعات ژنتیکی کاملی در یونجه انجام دارد. وی گیاهان گل سفید و ارغوانی را تلاقی داد و مشخص کرد که این گیاه اتوتتراپلوئید است و وراثت تتراسومیک دارد. این شخص و همکارش کلمنت (Clement) متوجه شدند که گیاهان هاپلوئید یونجه، میوز موفق داشته و گامت تولید می کنند.

 

گونه ها و واریته ها

جنس مدیکاگو دارای گونه های زیادی است و گونه فالکاتا (M. falcata) به ساتیوا (M. sativa) نزدیکتر از بقیه است و به راحتی با آن ترکیب می شود. یونجه چهار گروه واریته دارد: معمولی، ترکستانی، ابلق و گروه غیر مقاوم به سرما. در ایران چهار واریته محلی همدانی، بمی، یزدی و شیرازی وجود دارد.

 

گرده افشانی مصنوعی در یونجه

1- تکنیک خودباروری

برای خودباروری چند دسته گل را بوسیله پاکت می پوشانند تا بذر خودبارور تولید شود، ولی می بایست عمل تریپینگ توسط اصلاح گر صورت گیرد. روش های متعددی برای تریپینگ مصنوعی وجود دارد و برای این عمل از ابزارهای نوک تیزی مانند پنس، خلال دندان، کاغذ های پیکان شکل و .... استفاده می کنند. گاهی برای کارآیی بیشتر به نوک خلال دندان سمباده وصل می نمایند تا خراش روی کلاله ایجاد شده و تلقیح براحتی صورت گیرد. گاهی برای تریپینگ با انگشت پای ناو را فشار می دهند. بهنگام استفاده از کاغذهای پیکانی، نوک کاغذ را در پای گل وارد کرده و عمل تریپینگ صورت می گیرد.

 

2- تکنیک دورگ گیری

در گیاهانی که خودناسازگاری دارند والد ماده نیاز به اخته کردن ندارد. کافی است هر دو والد تریپینگ شوند. یعنی یکی از آنها را تریپ کرده و گرده را گرفته و با تریپینگ دیگر به والد بعدی منتقل می کنند. در هر صورت هدف انتقال گرده بوسیله تریپینگ است. اگر یونجه مقداری خودناسازگاری داشته باشد، در این حالت باید والد ماده اخته شود. پرچم های یونجه ریز است و با پنس حذف نمی شود.

 

روش های اخته کردن یونجه

استفاده از دستگاه مکش (روش مکانیکی)

این دستگاه دارای یک لوله شیشه ای نوک تیز است و میزان موفقیت در این روش 60% است. در این روش برای استفاده از دستگاه ابتدا درفش را حذف می کنند و سپس پرچم ها را می کَنند.

 

استفاده از الکل اتیلیک 57%

گلها را بمدت 10 ثانیه در الکل 57% قرار می دهند. بعداً گل را بوسیله آب می شویند تا مادگی صدمه نبیند. این روش راحت است ولی تلفات، زیاد بوده و میزان موفقیت 25% می باشد.

 

انتقال دانه گرده

برای انتقال دانه گرده از والد نر به والد ماده، اگر تعداد تلاقی ها کم باشد، می توان والد نر را تریپ کرده و گرده بوسیله قلم مو، کاغذ پیکانی و ... روی والد ماده منتقل کرد. ولی اگر تعداد تلاقی ها زیاد باشد، این کار بوسیله زنبور عسل و در قفس انجام می گیرد. زنبور را قبل از وارد کردن به قفس خیس می کنند تا گرده ها در اثر جذب آب تندش پیدا کرده و از بین بروند و مقداری نیز شسته می شود.

 

نر عقیمی

نر عقیمی در یونجه ژنتیکی و نیز ژنتیکی – سیتوپلاسمی می باشد. در نر عقیمی ژنتیکی – سیتوپلاسمی دو مکان ژنی rf1rf1 و rf2rf2 عامل نر عقیمی هستند.

 

تکثیر غیر جنسی

در یونجه در سطح محدود تکثیر غیر جنسی انجام می دهند که عمدتاً برای نگهداری ژنوتیپ های تشکیل دهنده واریته های سنتتیک یا برای نگهداری افراد هتروزیگوت بکار می رود. برای این کار از ساقه یونجه، قلمه تهیه کرده و آن را در ماسه کاشته و یا در آب جاری oC20- 18 قرار داده و پس از ریشه زایی آنها را به محل اصلی منتقل می کنند.

 

اینبریدینگ

یونجه خیلی به اینبریدینگ حساس است. معمولاً بعد از اولین نسل خودباروری حدود 40% از عملکرد علوفه و بذر کاسته می شود. در اثر اینبریدینگ تعداد زیادی از ژنوتیپ ها از بین می روند. این ویژگی یک عامل بازدارنده در تولید واریته های هیبرید است.

 

اصلاح یونجه مشکل تر از گندم، ذرت، سورگوم و...... است. زیرا:

1.       گلهای یونجه کوچک بوده و دورگ گیری در آن مشکل می باشد.

  1. یونجه شدیداً خودناسازگار است.
  2. یونجه یک گیاه چندساله بوده و ارزیابی عملکرد در آن، به مدت طولانی نیاز دارد. لذا دوره اصلاحی آن طولانی تر از گیاهان یکساله می باشد.
  3. تولید لینه های اینبرد توأم با اشکال است.
  4. به علت پلی پلوئید بودن، تولید بذر هم به حد وفور صورت نمی گیرد.
  5. وراثت پذیری عملکرد علوفه در یونجه کم بوده و محیط روی ژنوتیپ اثر زیاد دارد.

بخاطر عوامل بالا بیشترین موفقیت از مقاومت به بیماری ها و آفات حاصل گردیده است (نسبت به عملکرد).

 

انواع روش های اصلاحی یونجه

گزینش اکوتیپی

با توجه به اینکه یونجه در نقاط مختلف دنیا کشت می گردد، بنابراین اصلاح گران می خواهند تیپ های سازگار را برای هر منطقه تعیین کنند. این عمل را گزینش اکوتیپی می نامند. شاخص های سازگاری، مقاومت به آفات، بیماریها و مقاومت به سرما هستند. مثلاً برای مناطق سرد سعی می شود که یونجه ها مقاوم به سرما باشند. معمولاً یونجه هایی مقاوم به سرما هستند که رشد کمی داشته و محصول کمی می دهند، چون در پاییز زود به خواب رفته و در بهار دیر شروع به رشد می کنند. برای انجام گزینش اکوتیپی خزانه های اکوتیپی تهیه می کنند. هر ژنوتیپ را در یک ردیف می کارند. فاصله ردیف ها معمولاً یک متر و فاصله بوته ها در روی ردیف حدود 30 الی 100 سانتی متر می باشد. در هر ردیف حداقل 50 بوته در نظر می گیرند. اگر ژنوتیپی بذر بیشتری داشته باشد، می توان آن را در چند ردیف کاشت. این ارزیابی به مدت 3-2 سال انجام شده و ژنوتیپ ها از لحاظ مقاومت به بیماری ها، آفات و سرما و مورفولوژی گیاه، در مناطق مرطوب از نظر مقاومت به رطوبت و در مناطق گرم از نظر مقاومت به گرما مورد مقایسه و گزینش قرار می گیرند. در نتیجه اکوتیپ های سازگار به هر منطقه انتخاب شده و بعداً در برنامه های اصلاحی مورد استفاده واقع می شوند. این روش اولین قدم در اصلاح یونجه است.

 

گزینش توده ای

این روش مانند گزینش توده ای در سایر گیاهان است. اگر صفت قبل از گرده افشانی گزینش شود، آن را گزینش دوره ای فنوتیپی گویند. در واقع این دو روش یکسان هستند و وجه اختلاف آنها این است که در گزینش دوره ای فنوتیپی قبل از گرده افشانی ولی در گزینش توده ای بعد از گرده افشانی گزینش صورت می گیرد و اساس هر دو انتخاب تک بوته ها از داخل جمعیت مورد نظر است.

 

گزینش لینه مادری

این روش تقریباً شبیه روش بلال به ردیف در ذرت است. برای این کار توده ای را کاشته و تعدادی بوته انتخاب می کنند و بذر هر بوته انتخابی را جداگانه برداشت کرده و در سال بعد در ردیف های مجزا می کارند. سپس نتاج را ارزیابی کرده و بهترین بوته ها را انتخاب می نمایند. بذور بوته های انتخابی با هم مخلوط شده و جمعیت اصلاح شده بدست می آید.

 

گزینش تک بوته (کلونی)

روش ساده ای است. جامعه ای را در معرض بیماری قرار می دهند و بوته های مقاوم را انتخاب نموده و از طریق غیر جنسی تکثیر می کنند و بعداً یک واریته مقاوم ایجاد می گردد.

 

گزینش های دوره ای

بیشتر از نوع دوره ای فنوتیپی استفاده می کنند. از این روش برای مقاومت به بیماری پژمردگی باکتریایی یا حتی برای ایجاد مقاومت به شته یونجه استفاده شده است (معمولاً وراثت پذیری مقاومت به بیماریها و آفات بیشتر می باشد).

 

 

واریته های هیبرید

چون در یونجه هتروزیس مشاهده شده است، سعی می کنند واریته های هیبرید تولید نمایند. ابتدا تولید لاین های اینبرد مشکل بود، ولی حالا این مشکل برطرف شده است. مشکل دیگر نر عقیمی بود که حل گردیده و اللهای مغلوب همراه با سیتوپلاسم عقیم باعث نر عقیمی می شوند ((S)rf1rf1rf1rf1rf2rf2rf2rf2). (چون یونجه اتوتتراپلوئید می باشد، هر آلل 4 مرتبه تکرار می گردد). مشکل اساسی انتقال دانه گرده است که معمولاً زنبورها از گلهای نر عقیم (ماده) ویزیت نمی کنند و بیشتر به گلهای گرده دار توجه دارند. بطور کلی روی هیبریدها زیاد کار نمی شود.

 

واریته های سنتتیک (ساختگی – مصنوعی)

این واریته ها از ترکیب چند نژاد یا کلون حاصل می شوند. تعداد کلونها می تواند از 4 تا 60 باشد که با هم مخلوط شده و یک واریته سنتتیک را ایجاد می کنند. اما وقتی که  از 10 کلون کمتر می شود، اینبریدینگ باعث پسروی در عملکرد می شود و عملکرد سنتتیک ها را پایین می آورد. لذا حداقل 16 والد را در نظر می گیرند. . فرمول زیر میزان پس روی را در2 Syn نسبت به 1Syn را نشان می دهند.

 

 : Syn2

 :  Syn1

 : میانگین عملکرد تمام نژادها

 : میزان هتروزیس

n : تعداد والدین

بعد از Syn2 کاهش عمده در عملکرد رخ نمی دهد. بیشترین کاهش از Syn1 به Syn2 است.

توجه کنید که اینبردینگ تنها در اثر خودباروری نیست. اگر در جمعیت تعداد افراد کم شود اینها با هم خویشاوند می شوند. این خویشاوندی یک نوع اینبریدینگ بوده و باعث افزایش هموزیگوسی می شود.

واریته های سنتتیک بر دو نوع است:

1.       واریته های سنتتیک چند نژادی

  1. واریته های سنتتیک چند کلونی

 

واریته های سنتتیک چند نژادی:

این واریته ها از ترکیب چند نژاد مختلف ایجاد می گردند. نژادها از روی خصوصیات بارزی که دارند انتخاب می شوند. عمده ترین شاخص، داشتن عملکرد خوب و مقاومت به آفات و بیماریها و سرما است. نژادهای ترکیبی باید دارای وجه مشترک باشند. یعنی چند نژاد را که از لحاظ مقاومت به سرما متفاوت هستند، نمی توان با هم مخلوط کرده و برای مناطق سرد معرفی نمود. مثلاً رنجر (Ranger) یک واریته آمریکایی مقاوم به سرما می باشد. در این واریته تمام نژادها مقاوم به سرما و پوسیدگی باکتریایی می باشند ولی از نظر رنگ گل، تیپ بوته متنوع هستند. رنجر از 45% کوزاک (Cossack) روسی، 45% از سه نژاد ترکستانی (Turkistan) و 10% لاداک (Ladak) هندی تشکیل شده است.

 

نحوه تولید: چند نژاد را در یک بلوک ایزوله با هم می کارند. در بلوک تلاقی نژادها را در یک طرح مربع لاتین آرایش می دهند. بدین ترتیب تمام تلاقی ها بطور تصادفی بین نژادها انجام می گیرد. بذر حاصل را به یک بلوک تلاقی ایزوله بزرگتر بنام Syn1 و بعداً به Syn2 و بالاخره بذر حاصل از بلوک تلاقی ایزوله بنام Syn3 بعنوان واریته سنتتیک به زارع تحویل می گردد.

از Syn1 به Syn2 عملکرد کاهش می یابد ولی از Syn2 به Syn3 کاهش عملکرد زیاد نیست و زارع بعد از Syn3 چندین سال می تواند از واریته سنتتیک استفاده کند. واریته سنتتیک تولید شده در Syn2 می تواند با واریته سنتتیک موجود از لحاظ عملکرد مقایسه شود. اگر نسبت به سنتتیک محلی افزایش عملکرد داشته باشد، کار ادامه می یابد.

 

واریته های سنتتیک چند کلونی

هدف از این واریته ها تولید یک واریته سنتتیک از یک جمعیت مثل توده بومی یا نژاد محلی است. ابتدا جمعیت را کشت کرده و یکسری بوته را از لحاظ مقاومت به سرما، آفات، تیپ بوته و ... (به غیر از عملکرد ) انتخاب می کنند (حدود 400- 200 بوته). موقعی که بوته ها انتخاب شد، از آنها از طریق غیر جنسی کلون تهیه می نمایند و کلونها را در مرحله دوم در ردیفهای جداگانه می کارند. در این مرحله کلونها را از نظر خصوصیات ظاهری ارزیابی می کنند و در نهایت 50 – 25 کلون از بهترین کلونها انتخاب می گردد. کلونهای انتخابی در مرحله سوم به خزانه پلی کراس می رود. سعی می نمایند کلونهای انتخابی در این مرحله بین خود تلاقی تصادفی انجام دهند. برای انجام تلاقی تصادفی بیشتر از طرح بلوکی کامل استفاده می کنند. در آخر، بذر هر کلون را جداگانه برداشت می کنند. مثلاً 25 کلون داریم. کلون 17 را در هر تکرار جداگانه برداشت کرده و سپس بذر 3 تکرار مربوط به کلون 17 را با هم مخلوط می نمایند. پس 25 توده بذری بدست می آید. این 25 توده، حاصل تلاقی هر کلون با بقیه کلونها می باشد. مثلاً بذری که روی کلون 1 بدست می آید حاصل تلاقی والد ماده 1 با کلونهای 2 تا 25 می باشد. یعنی تستر عبارت از جمعیت کلونها است. در واقع قابلیت ترکیب هر کلون با بقیه کلونها مد نظر است. حال این توده را با یک طرح آزمایشی از نظر عملکرد مقایسه می کنند (آزمون پلی کراس). آزمون پلی کراس نشان می دهد که کدام کلون با بقیه کلونها قابلیت ترکیب خوبی دارد. پس از تعیین بهترین کلونها در آزمون پلی کراس، این کلونها را در مزرعه مشخص کرده و آنها را در مرحله دیگر در یک طرح پایه بطور تصادفی توزیع می کنند تا تمام تلاقی ها انجام گیرد(شکل 2).

برای پیاده سازی طرح، فاصله ردیفها را cm 100-90، فاصله بوته ها روی ردیف را حدود cm 30 و طول ردیفها را معمولاً m 6 در نظر می گیرند. در بعضی از طرحها به صورت تراکم به کار می برند (یعنی وزن بذر در هکتار).  

 

اساس هر دو نوع واریته سنتتیک یکسان است و آن انتخاب بهترین ژنوتیپ ها برای تشکیل واریته ها می باشد.

 

تهیه نژاد برتر (Strain building)

روش تهیه نژاد برتر در سال 1931 توسط جنکین (Jenkin) ارائه شد.

 

آزمایش نتاج

یکی دیگر از انواع روشهای اصلاحی یونجه می باشد که می تواند به صورت های زیر انجام شود:

    نتاج حاصل از خودگشنی: برای حذف ژنهای مضر

  نتاج حاصل از گرده افشانی باز: برای اندازه گیری خاصیت ترکیب پذیری عمومی

  نتاج لینه مادری: بذرو حاصل از گرده افشانی باز، آزمایش شده، انتخاب کرده و با هم ترکیب می کنند. توسط Fryer در سال 1939 ارائه شد.

    نتاج تاپ کراس: برای آزمایش ترکیب پذیری

   نتاج پلی کراس:

از مهمترین روشهای اصلاح یونجه است و توسط Tysdale و همکاران در 1942 ارائه شد.

     نتاج حاصل از هیبرید ساده:

 تمام ترکیبات ممکن بین هیبریدها را بررسی کرده تا به ترکیب پذیری خصوصی پی برند.

 

 

اهداف اصلاحی یونجه

1-  افزایش محصول علوفه: چون وراثت پذیری این صفت کم می باشد، به طور غیر مستقیم آن را افزایش داده اند. (مثلاً با ایجاد واریته های مقاوم).

2-    افزایش محصول بذر : این صفت هم توراث پیچیده ای دارد.

3-    کیفیت محصول: شامل برگ بیشتر و کاروتن و پروتئین بیشتر در برگ

4-    مقاوت به آفات : مانند مقاومت به شته نقطه دار یونجه، شته نخود فرنگی

5-    مقاومت به بیماریها :: باکتریایی، لکه برگی، ویروسی و نماتدها

6-    تحمل چرا (Grazing tolerance)

7-    مقاومت به علفکش ها (به ویژه گلایفوسیت)

8-    مقاومت به شوری خاک



[1] Standard

[2]  Wing

[3]  Keel

[4]  Tripping

سید چاسب فاضلی جهاد دانشگاهی واحد کاشمر- جزوه اصلاح نباتات دکتر خاوری

[ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 16:49 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

آفتابگردان بومی آمریکاست در حالی که واریته های اصلاح شدۀ آن در اتحاد جما هیر شوروی سابق به دست آمده است.

 

وضع گیاه شناسی آفتابگردان

آفتابگردان گیاهی از تیرۀ مرکبان و نام علمی آن هلیانتوس آنوس[1] است. گیاهی یکساله است. واریته های این گیاه ممکن است تک شاخه یا چند شاخه باشند و این خاصیت ارثی است. در واریته های چند شاخه، ساقه در یک سوم آخر از طول خود به چند شاخه منشعب می شود. بعضی از واریته های آفتابگردان هم دارای چند گل هستند؛ یعنی ساقۀ طَبَق، یا ساقه ای که کپه یا قرص آفتابگردان روی آن قرار دارد، در انتها به دو یا چند قسمت تقسیم می شود. گلهای روی طَبَق در انتهای شاخه به وجود می آیند. قطر طَبَق بسیار متفاوت است و از 10 تا 50 سانتی متر و بیشتر تغییر می کند. گلهای اطراف طَبَق معمولاً عقیم است. دانه به رنگهای سفید، خاکستری مخطط، قهوه ای، بنفش تیره و مشکی است.

آفتابگردان موقع گل کردن نباید به گرمای شدید برخورد کند زیرا در گرمای زیاد زنبورها فعالیت چندانی ندارند؛ از طرفی گفته می شود که در این شرایط ممکن است گرده ها از بین بروند و درنتیجه دانه ها پوک شوند.

 

آفتابگردان گیاهی است دگرگشن که در آن گرده افشانی معمولاً توسط حشرات، مخصوصاً زنبورها انجام می شود و مقدار بسیار کمی هم توسط باد صورت می گیرد. هر طَبَق از 1000 تا 2000 گل ممکن است داشته باشد. بازشدن گلها از کنار طَبَق به طرف مرکز آن است. در هر گل، اول پرچمها در صبح زود ظاهر می شوند، عصر آن روز یا در طول روز بعد مادگی ظاهر خواهد شد.

هر گل اگر تلقیح شود دو روز عمر می کند و اگر تلقیح نشود تا 15 روز باز می ماند. به طور کلی، عمر گل 10 تا 12 روز است و روزانه روی هر طَبَق 3 تا 4 ردیف گل تازه باز می شود. میزان خودگشنی در آفتابگردان خیلی متغیر و ممکن است در بعضی واریته ها به 60 تا 80 درصد برسد. ولی بطور کلی در بیشتر واریته های این گیاه خودگشنی از 25 تا 30 درصد تجاوز نمی کند. یکی از علل پوکی دانه، عدم تلقیح آفتابگردان به علت کمبود حشرات ( زنبور ) است. معمولاً 1 تا 2 کندوی زنبور عسل برای تلقیح یک هکتار آفتابگردان لازم است. بهترین موقع گذاشتن کندو هنگامی است که 5 درصد گلها در مزرعه بازشده اند.

 

علل پوکی دانه در آفتابگردان

برای آنکه دانه پوک نشود لازم است اولاً گلها تلقیح شوند و ثانیاً انتقال مواد غذایی از برگ و ساقه به دانه در شرایط مساعد انجام گیرد، عدم انجام هر یک از این دو عامل، پوکی را ایجاد می کند.

 

روشهای اصلاح آفتابگردان

روشهای اصلاح آفتابگردان عبارت اند از: وارد کردن واریته های جدید، سلکسیون، تهیۀ واریته های مصنوعی و واریته های هیبرید. با توجه به کارهای زیادی که در مورد سلکسیون آفتابگردان شوروی سابق انجام شده است. یک روش سلکسیون در آفتابگردان، به نام روش پوستوویت[2] مشهور است. روش پوستوویت شامل سلکسیون تک بوته همراه با آزمایش نتاج و مقایسۀ عملکرد است.

 

هدفهای اصلاح آفتابگردان

هدفهای اصلاح آفتابگردان عبارت آن از: ازدیاد عملکرد، ازدیاد روغن، مقاومت به بیماریها، و زودرسی.

 

چند واریته آفتابگردان

شامل Record، Armavrski 3497 و Vinimk می باشد.



[1] Helianthus annus

[2] Pustovoit

سید چاسب فاضلی جهاد دانشگاهی واحد کاشمر-اصول اصلاح نباتات دکتر خاوری

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 15:23 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه

منشأ نیشکر بطور دقیق معلوم نیست: گفته می شود که این گیاه بومی دره های شمالی و یا شرقی هندوستان و یا جزایر جنوب اقیانوس آرام  و از نواحی مزبور به چین و از آنجا به سایر کشورها راه یافته است.

در قدیم، نیشکر از گیاهان مهم زراعی ایران بود و جزء محصولات صادراتی به شمار می آمد ولی بعد از حملۀ عرب به ایران این زراعت هم از بین رفت. اراضی زیر کشت این محصول در مناطق هفت تپه و کارون قرار دارند. 

وضع گیاه شناسی نیشکر

نیشکر متعلق به خانوادۀ غلات و جنس ساکاروم[1] است. گونه های چندی از آن مورد کشت و کار قرار می گیرند که مهمترین آنها افیسیناروم[2] است. گونه های اسپونتانئوم[3] و روبوستوم[4] وحشی اند و در جنوب آسیا وجود دارند؛  مقدار قند آنها کم است ولی در اصلاح نیشکر برای ترکیب با گونۀ افیسیناروم مورد استفاده واقع شده اند. گونۀ ادول[5] بدون گل است و به صورت سبزی در گینۀ نو مصرف می شود. گونه های سی ننس[6] و باربری[7] از گونه های مزروعی نیشکر به شمار می روند.

ساقۀ نیشکر میان تهی و دارای گرههایی است. آرایش گل به صورت خوشه ای است با یک محور اصلی و چند محور جانبی که خوشه های فرعی آن حامل گل هستند. هر گل از سه پرچم و یک تخمدان درست شده است.

روی محور جانبی، خوشه های فرعی بطور جفتی قرار دارند. یکی از خوشه های فرعی پایۀ بلند و دیگری پایۀ کوتاه دارد. هر خوشۀ فرعی از یک گل درست شده که سه یا چهار گلوم، دو لودیکول، و سه پرچم دارد، مادگی از یک تخمدان و دو کلالۀ پر مانند تشکیل یافته است.

گل کردن نیشکر در نواحی گرمسیری صورت می گیرد. شبهای گرم، شرایط مرطوب، و بارندگی زیاد برای گل کردن مناسب است در حالی که هوای خنک و ارتفاع زیاد از سطح دریا باعث جلوگیری از گل کردن مناسب است در حالی که هوای خنک و ارتفاع زیاد از سطح دریا باعث جلوگیری از گل کردن گیاه می شود، گل کردن و ایجاد گردۀ بارور برای به نژادی نیشکر ضروری است.

گلها ، صبح زود حدود ساعت 5 تا 6  باز می شوند ولی گرده ها چند ساعت بعد، که هوا قدری خشک می شود، آزاد می گردند. خشکی هوا در آزادشدن گرده ها مؤثر است. وقتی رطوبت هوا زیاد است آزادشدن گرده ها به تأخیر می افتد. گل کردن کامل یک گیاه 7 تا 14 روز طول می کشد. در نیشکر، عمل گرده افشانی بوسیلۀ باد انجام می شود. در بعضی از واریته ها، گرده ها ممکن است آزاد نشوند و به عکس در بعضی دیگر کاملاً آزاد گردند؛ در برخی نیز حالت حد وسط وجود دارد. مادگی یکی دو روز برای تلقیح شدن آماده است.

در واریته های تجارتی، گل کردن نیشکر مطلوب نیست زیرا بر اثر گل کردن رشد ساقه متوقف و محصول نیشکر کم می شود. در هاوائی، که نیشکر را زراعتی دوساله در نظر می گیرند، ترتیبی اتخاذ خواهند کرد که در سال اول گیاه به گل نرود. به این نحو که شبها با دادن مقدار کمی نور مصنوعی (حتی 2 وات به مدت نیم ساعت) مانع گل کردن نیشکر می شوند. اگر 10 شب (از اول تا دهم سپتامبر) نور داده شود برای جلوگیری از به گل نشستن نیشکر کافی خواهد بود.

از مواد شیمیایی هم برای جلوگیری از به گل رفتن استفاده می شود؛ یکی از این مواد، CMU[8] نام دارد که مقدار 5 کیلوگرم از نوع 85 درصد این ماده را برای هر هکتار در مقدار می نیموم آب به گیاه می پاشند.  

کنترل زمان گل دادن در اصلاح نیشکر

برای آمیزش دو واریته که در یک موقع به گل نمی روند باید زمان گل دادن را در واریته ای که زود به گل می نشیند به تعویق انداخت یا اینکه یکی یا هر دو واریته را مصنوعاً وادار به گل دادن کرد؛ راههای زیادی برای عقب انداختن موقع گل کردن وجود دارد. دیرکاشتن گیاه باعث می شود که گل کردن آن به تأخیر بیفتد. روشی که برای به تأخیر انداختن زمان گل نشستن بکار می رود بریدن قسمتی از برگهای گیاه جوان است. اقین کار را بسته به واریته ممکن است یک، دو، سه بار انجام داد. طریقۀ دیگر برای عقب انداختن موقع گل کردن، استفاده از مواد شیمیایی مانند مالئیک هیدرازاید[9] با غلظت 5ر1 درصد و CMU به مقدار 5 کیلوگرم در هکتار است. اما باید زمان بکار بردن این مواد را در نظر گرفت. نور دادن در شب در موقع معینی از رشد گیاه، نیز موجب عقب افتادن زمان گل کردن می شود.

وضع ژنتیکی و سیتوژنتیکی نیشکر

مطالعات ژنتیکی در مورد تعدادی از خواص نیشکر انجام شده است که در اینجا به دو مورد از آن اشاره می شود.  

الف) عملکرد

عملکرد نیشکر متکی بر دو عامل است یکی تعداد ساقه در واحد سطح و دیگری وزن هر ساقه.  

ب) کیفیت شیرۀ نیشکر

معلوم شده است که مقدار درصد مواد جامد شیرۀ نیشکر (Brix)، که 80 تا 95 درصد ساکاروز است، از خواص کمی است و با چند ژن کنترل می شود. مقدار مواد معدنی شیره، معمولاً 20 درصد وزن آن است و هر چه این مقدار بیشتر باشد بهتر است، زیرا ساکاروز نیز زیادتر خواهد بود.

از لحاظ سیتوژنتیکی گونه های جنس ساکاروم پلی پلوئیدهای پیچیده ای با تعداد زیادی کروموزم هستند. تعداد کروموزم در گونه های مختلف متفاوت است. گونۀ افیسیناروم 80 ( 80=n2 ) و گونۀ سیننس 116 و 118 کروموزم ( 118 و 116=n2) دارند. معمولترین تعداد کروموزم های پایۀ، 8 و 10 است ( 8=n و 10=n ). گونۀ افیسیناروم یک اوکتاپلوئید با 10=n است.

در دورگ گیری بین گونه ای، معمولاً مقاومت به خشکی، سرما، و بیماریها از سایر گونه ها به گونۀ افیسیناروم، که عملکردش زیاد و درصد قند آن نیز بالاست، منتقل می شود.  

 

روشهای اصلاح نیشکر

روشهای اصلاح نیشکر عبارت اند از سلکسیون و دورگ گیری.

 

الف) سلکسیون

یکی از روشهای اصلاح در نیشکر سلکسیون است. به این ترتیب که بذر حاصل از گرده افشانی باز را کاشته و بین بوته ها عمل سلکسیون انجام می گیرد. در این روش نمی توان برنامة تنظیم شده ای را به کار برد زیرا بذرهای کاشته شده مقداری از راه تلقیحی و مقدار زیادی هم از طریق گرده افشانی باز بدست آمده اند که والد پدری آنها مشخص نیست. سلکسیون دیگری بنام سلکسیون کلون ها وجود دارد که برای جدا کردن کلون های مرغوب در یک تودة مخلوط از لحاظ ژنتیکی، بکار می رود. این تودة مخلوط معمولاً یک تودة محلی اصلاح نشده، تودة اینبرد، یا هیبرید است. از آنجا که توده های محلی یا اصلاح نشده معمولاً مخلوطی از کلون های ناخالص هستند با این روش می توان کلون هایی را که صفات مطلوب دارند جدا و از آنها در برنامة دورگ گیری استفاده کرد.  

ب) دورگ گیری

در مورد دورگ گیری از روشهای مختلف استفاده می شود؛ برای انجام این کار در نیشکر، معمولاً از تمام خوشة گل استفاده خواهد شد. بدین منظور گلها اخته نمی شوند و در عوض از واریته هایی که گردة بارور ندارند بعنوان پایه های مادری و از آنها که تولید گردة فراوان می کنند بعنوان پایه های پدری استفاده می شود. در نیشکر، نر عقیمی به دو صورت ژنتیکی و محیطی وجود دارد.

در نر عقیمی محیطی، گرچه قدری گرده ممکن است تولید شود ولی گرده ها آزاد نمی شوند. این نوع نر عقیمی وضع ثابتی ندارد و در محیط های مختلف یکسان عمل نمی کند بطوریکه در بعضی نواحی ممکن است قدری گرده آزاد شود. دمای محیط برای تولید گرده و بذر و همچنین رسیدن گیاه مساعد است. برای انجام عمل گرده افشانی، ساقة بریده شده را که همراه با خوشة گل نر است و آن را در محلول سولفوریک اسید 3 0/0 درصد (جهت زنده نگهداشتن پایة پدری در مرحلة گرده افشانی) نگهداری کرده اند در مجاورت پایة مادری قرار می دهند. از اولین کسانی که از تلقیح واریته ها در نیشکر استفاده کردند کوبوس[10] را می توان نام برد. یک نوع دیگر تلاقی بنام تلاقی منطقه ای معروف است و آن موقعی انجام می شود که تعدادی پایة مادری خود عقیم توسط یک پایة پدری مشترک تلقیح شود.  

هدف های اصلاح نیشکر

هدف های اصلاح نیشکر عبارت اند از: عملکرد؛ مقاومت به خوابیدگی؛ مقاومت به سرما، خشکی، بیماریها و حشرات؛ و کیفیت شیرة نیشکر.



[1] Saccharum

[2] S.officinarum

[3] S.spontaneum

[4] S.robustum

[5] S.edule

[6] S.sinense

[7] S.barberi

[8] CMU = 3 – para – chloropheny1-1 , 1-dimethylurea

[9] Maleic hydrazide

[10] Kobus

سید چاسب فاضلی جهاد دانشگاهی واحد کاشمر-اصول اصلاح نباتات دکتر خاوری

 

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 14:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه

جو[1] بعد از گندم، ذرت و برنج، چهارمین غله ای است که برای دانه کشت می گردد. یکی از قدیمی ترین غلاتی است که در مناطق معتدلهء جهان کشت می شود. این گیاه قلیاییت خاک، خشکی و یخبندان را تحمل می کند (به طوری که از مدار قطب تا صحرای افریقا کشت می شود) اما عملکرد زیاد از این گیاه در خاکهای حاصلخیز و مناطقی که بهار خنک و طولانی دارند، بدست می آید.

در آب و هوای گرم و مرطوب، دانه جو بخوبی نمی رسد. این گیاه از نظر تیپ سنبله و بذر، مقاومت به بیماری ها و خصوصیات کیفی تنوع زیادی دارد. در مورد ژنتیک جو در مقایسه با سایر غلات، (به استثنای ذرت)، مطالعات بیشتری انجام شده است. جو بهاره بیشتر کشت می شود در حالی که واریته های زمستانه در مناطقی کشت می گردد که زمستان ملایم دارند.

 

منشأ و ژنتیک جو

واویلوف[2]، دو مرکز پیدایش برای جو ذکر کرده است. از یک مرکز، شامل اتیوپی و افریقا شمالی، تیپ های ریشک بلند و دانه پوشیده منشأ گرفته و از مرکز دیگر شامل چین، ژاپن و تبت، جو دانه لخت، ریشک کوتاه، بدون ریشک و زائده دار به وجود آمده است. به احتمال زیاد، گونه های مزروعی از گونه وحشی هوردئوم اسپونتانئوم[3] به وجود آمده است. جنس هوردئوم شامل 24 گونه است و در آن، گونه های دیپلوئید، تتراپلوئید و هگزاپلوئید وجود دارد. برخلاف گندم و یولاف، گونه های مزروعی جو، دیپلوئید هستند. در بین جوهای وحشی، جوهای یکساله و چندساله، خودگشن و دگرگشن، خودسازگار و خودناسازگار دیده می شود.

دانه بعضی از انواع جوها پوشش (Hull) دارد و بعضی ندارند (Naked or hull-less varieties). در برخی از ارقام جوها، گل وسطی دارای ریشک کوتاه و جانبی ها فاقد ریشک است (Awnleted varieties) ، بعضی بدون ریشک اند (Awnless). برخی ارقام ریشک آنها پرز (Barb) ندارد (Smooth-awn). جوهای Hooded هم نوعی بدون ریشک اند.

 

 

گونه های دیپلوئید (2n=2x=14)

شامل گونه های زراعی و وحشی است. گونه های زراعی شامل هوردئوم وولگار (H.vulgare) ، هوردئوم دیستیکوم (H.distichum) و هوردئوم ایرگولار (H.irregulare) و از 3 گونه وحشی می توان هوردئوم اسپونتانئوم را نام برد.

 

گونه های تتراپلوئید (2n=4x=28)

شامل 4 گونه و همگی وحشی اند. از بین آنها می توان هوردئوم بولبوزوم (H.bulbosum) را نام برد.

 

گونه های هگزاپلوئید (2n=6x=42)

شامل دو گونه  وحشی می باشد.

 

بطور کلی، جو زراعتی شامل سه گونه وولگاره، دیستیکوم و ایرگولار است که مشخصات مختصری از آنها ذکر می شود.

هوردئوم وولگار. سنبله شش ردیفه با 3 سنبلچه بارور در هر پله محور اصلی و شامل دو گروه زیر است:

گروه شش ردیفه تیپیک، در این گروه دانه های کناری کمی کوچکتر از دانه های وسط هستند.

گروه حد واسط، دانه های کناری این گروه بطور قابل توجهی از دانه های وسط کوچکترند.

هوردئوم دیستیکوم. دو ردیفه بوده فقط گلهای ردیف وسط دانه تشکیل می دهند و شامل دو نوع زیر است:

گروه دو ردیفه تیپیک، که در آن گلهای کناری با اندام های جنسی تحلیل یافته وجود دارد.

نوع دیگر جو هوردئوم دیستیکوم آن است که گلهای کناری آن اندام جنسی ندارند.

هوردئوم ایرگولار. گلهای ردیف وسط بارور و گلهای کناری بارور، عقیم، بدون جنسیت، یا از بین رفته هستند و این بی نظمی در طول خوشه دیده می شود.

گروههای فرعی در هوردئوم وولگار، مانند گروه های فرعی در هوردئوم دیستیکوم از یکدیگر کاملاً مجزا نیستند. گونه جو نامنظم، ظاهراً از اتیوپی منشاء گرفته است.

در طبقه بندی جدید، گونه های زراعتی کلاً در یک گونه بنام وولگار قرار گرفته اند.  یعنی جوهای دو ردیفه و شش ردیفه را از یک گونه می دانند، چون:

                         از نظر کروموزومی مشابه اند و در اثر تلاقی نتاج بارور تولید می کنند.

                           این دو نوع جو در یک ژن (Single gene) تفاوت دارند و دو ردیفه بودن غالب است.

 

تلاقی بین گندم و جو تا حدودی موفقیت آمیز بوده که نشانه قرابت در تکامل ژنتیکی آنها بوده است. در برخی تحقیقات جو را پایه نر و گندم را پایه ماده در نظر گرفته و به روش نجات جنین و حذف کروموزومی گیاهان هاپلوئید گندم تولید کرده اند.

علت وجود مطالعات ژنتیکی متعدد در جو آن است که

              این گیاه انتشار وسیعی در نقاط مختلف دنیا دارد

           جوهای مزروعی دارای تعداد کمی کروموزوم هستند ( 7=n )

           کاملاً خودگشن است

           دورگ گیری یا هیبریداسیون مصنوعی به راحتی قابل انجام است.

    خصوصیاتی دارد که به آسانی قابل طبقه بندی شدن است. تعداد زیادی از این صفات، ارزش اقتصادی ندارند لیکن بعنوان ژن های مارکر ممکن است با ژن های مهمی که ارزش اقتصادی دارند، لینکاژ داشته باشند و بنابراین در مطالعات ژنتیکی اهمیت دارند.

 

خصوصیات گیاه شناسی

جو گیاهی است خودگشن که در هر پله سنبله آن سه سنبلچه و در هر سنبلچه یک گل وجود دارد. در اغلب واریته ها، اندازه گلوم نصف گلومل است و منتهی به یک ریشک کوتاه و بسیار ظریفی می شود. در جوهای شش ردیفه، هر سنبلچه یک گل بارور دارد. در جو دو ردیفه فقط سنبلچه میانی گل بارور دارد و سنبلچه های جانبی گل عقیم دارند.

گلهای جو مانند گلهای گندم توسط گلومل پوشیده شده است. مادگی دارای کلاله دو شاخه پر مانند است. اندام نر از سه پرچم با میله بلند و ظریف تشکیل شده است. گلدهی از سنبلچه میانی نیمه بالای سنبله شروع می شود و بطرف پایین و بالا ادامه می یابد. وقتی که مرحله گرده افشانی نزدیک می شود لودیکول[4] در قسمت تحتانی تخمدان متورم شده، پس از آن گلها باز و میلهء پرچم طویل می شود. همزمان با خروج پرچم ها از گل، گرده ها روی کلاله آزاد می شوند.

باز شدن گلها قبل از آزاد شدن گرده، منجر به مقدار کمی دگرگشنی می شود. وقتی که دمای محیط بالا باشد معمولاً پرچم ها قبل از اینکه خوشه از غلاف خارج شود گرده ها را آزاد می کنند. در چنین شرایطی دگرگشنی به ندرت اتفاق می افتد. اگر تلاقی مصنوعی در زمانی انجام شود که دمای محیط بالا باشد، اخته کردن پرچم ها باید در مراحل اولیه تشکیل خوشه صورت گیرد، زیرا در این حالت گرده خیلی زود می رسد.

در موقع اخته کردن باید مواظب بود که به مادگی صدمه وارد نشود، زیرا مادگی در این مرحله بسیار ظریف است. اگر عمل اخته کردن و تلاقی با دقت صورت گیرد، درصد زیادی بذر تشکیل خواهد شد.

تحت شرایط مزرعه، گرده افشانی جو خصوصاً جوهای دوردیفهً عملاً قبل از ظهور نوک خوشه انجام می شود. برای اخته کردن، از سنبله هایی استفاده می شود که در مرحله خوشه هستند. در این حالت، لبه های غلاف برگ پرچمی از هم جدا شده خوشه نمایان است. طول ریشک در این حالت حدود 30 تا 50 میلی متر است که بستگی به خصوصیت واریته ها دارد. عمل اخته کردن معمولاً در بعدازظهر صورت می گیرد، زیرا هنگام صبح گرده افشانی مناسب تر است. اگر اخته کردن در صبح صورت گیرد لازم است که بعضی از سنبلچه هایی را که رسیده اند حذف کرد.

برای اخته کردن، سنبله را از غلاف برگ پرچمی خارج و غلاف را با قیچی در ابتدای سنبله حذف می کنند. با استفاده از پنس، گلهای جانبی و تمام گلهایی را که نارس هستند، در بالا و پایین سنبله حذف می کنند، بطوری که دو ردیف میانی باقی می ماند. در جوهای دو ردیفه، گاهی گلهای جانبی نیز تولید گرده بارور می کنند که باید آنها را از سنبله حذف کرد. در هر ردیف سنبله حدود 6 تا 8 گل را باقی می گذارند. پس از آن با قیچی گلومل ها را کمی بالاتر از پرچم ها قطع کرده، سه پرچم هر گل را به کمک پنس خارج می کنند. عمل قطع کردن گلومل ها نیز کمک می کند که گلها 1 تا 2 روز بعد باز شود و کلاله را در معرض گرده افشانی قرار دهد. برای اینکه مطمئن شویم پرچم ها از گلها خارج شده اند بهتر است در وهله اول از گلهای فوقانی یک طرف سنبله شروع و بطرف پایین سنبله پرچم ها را خارج کنیم و سپس از گلهای فوقانی طرف دیگر شروع کنیم. پس از اخته کردن باید سنبله را با پاکت سلوفان بپوشانیم. 

گرده افشانی سنبله اخته شده، حدود دو روز بعد انجام می شود. برای این کار، از سنبله های پدری که آماده گرده افشانی هستند، استفاده خواهد شد. در اینجا نیز مانند موقع اخته کردن، با قیچی گلومل ها را از بالای پرچم قطع می کنند، پس از چند لحظه، پرچم ها خارج می شوند.

روش گرده افشانی، مانند گندم، بطور مستقیم از طریق انتقال پرچم یا غیر مستقیم از طریق روش مجاورتی یا چرخشی یا گو- گو- متد انجام می شود. امروزه از روش غیرمستقیم، بخاطر سرعت عمل آن، بیشتر استفاده می شود.

 

روشهای اصلاح جو

روشهای اصلاح جو همان است که در مورد گندم شرح داده شد، و بطور کلی شامل وارد کردن واریته های جدید، سلکسیون و دورگ گیری (یا هیبریداسیون) می باشد.

همچنین مانند گندم از روش تلاقی های کمپوزیت (Composite crosses) استفاده می شود.

 

روش Evolutionary breeding

در این روش جمعیتهای حاصل از تلاقی های کمپوزیت را طی سالیان متوالی تحت شرایط گزینش طبیعی قرار داده و به صورت بالک تکثیر کرده و رقم آزاد می کنند. (یعنی بالکی است که به جای دو والد، از چندین والد استفاده میکنند و تشکیل جمعیت می دهند.

 

روش هاپلوئیدی

برای تولید گیاهان هاپلوئید در جو بیشتر از آندروژنز (کشت بساک یا کشت میکروسپورهای ایزوله) استفاده شده است. علاوه بر آندروژنز، از روش حذف کروموزومی (Chromosome elimination) استفاده شده است. در این روش جو زراعی (به عنوان پایه مادری) را با جو گونه بولبوزوم (به عنوان پایه نر) تلاقی می دهند. در این تلاقی، کروموزوم های بولبوزوم در توسعه جنین دخالتی نداشته و حذف می شوند و جنین هاپلوئید جو زراعی باقی می ماند که با استفاده از تکنیک نجات جنین و کشت بافت گیاه هاپلوئید تولید می کنند.

 

روش جهش (Mutation breeding)

چون جو دیپلوئید بوده و دارای تعداد کمی کروموزوم است، مناسب این روش است. اواین بار فردی به نام Stadler با استفاده از X-ray و UV در جو موتاسیونهای کلروفیلی به دست آورد. در ایستگاه تحقیقات Sualöf (سوالوف در سوئد) لاینهای موتاسیونی مختلفی را تولید کردند. مثلاً موتان های Erectoides دارای خوشه متراکم تر و کوتاهتر، ساقه سفت و مستقیم هستند که دارای ژن ert هستند. موتانهای مختلفی برای این ژن شناسایی شده (بیش از 200 موتانت) که آنها را به صورت ert-k32 نشان می دهند که در لوکوس k اتفاق اقتاده است که به صورت چند اثره (Peliotropic) می باشند.

موتاسیونهایی برای مقاومت به خوابیدگی و زودرسی گزارش شده اند که باعث افزایش کودپذیری شده اند.

 

اهداف اصلاح جو

اهداف عمده در اصلاح جو عبارت است از: افزایش عملکرد، زودرسی، مقاومت به خوابیدگی و ریزش دانه، قابلیت خرمنکوبی، مقاومت به بیماری ها و آفات، مقاومت به سرما (در واریته های زمستانه) و کیفیت دانه. صفات دیگری نیز ممکن است در برنامه اصلاح جو در نظر گرفته شود. در مناطقی که در پاییز و زمستان کشاورزان دامهای خود را در مزارع جو می چرانند، از دیدگاه اصلاح این گیاه میزان علوفه آن نیز مهم است. به هر حال، اهمیت هر صفت در مناطق مختلف فرق می کند. ذیلاً در مورد هر صفت توضیح مختصری داده خواهد شد.

 

الف) افزایش عملکرد

مسائل موجود در اصلاح جو برای افزایش عملکرد همان است که در گندم وجود دارد. اصلاح برای عملکرد شامل دو موضوع است یکی بدست آوردن ترکیبی از ژنهای مطلوب مربوط به عملکرد و دیگری تهیه واریته هایی که بتوانند در شرایط نامطلوب محیطی نیز عملکردی مشابه عملکرد در شرایط مطلوب را داشته باشند. عملکرد، به صفاتی مانند قوی بودن گیاه، پنجه زدن، توسعه ریشه و تشکیل دانه بستگی دارد. عملکرد همچنین تحت تاثیر زودرسی گیاه، مقاومت آن به بیماری، آفات، سرما، خوابیدگی و ریزش دانه قرار می گیرد. ارقام ریشک بلند عملکرد بیشتری دارند.

 

ب) زودرسی

زودرسی عامل مهمی در سازگاری جو در بعضی از مناطق است. زودرسی ممکن است بخاطر برخورد نکردن با هوای گرم، بیماری و خطر آفت یا خشکی، با اهمیت باشد. معیار زودرسی تاریخ خوشه دهی (Date of heading) است نه تاریخ رسیدن (Date of ripening) ، چون تاریخ خوشه دهی فقط تحت تأثیر فتوپریود است و کمتر تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرد، در صورتی که تاریخ رسیدن تحت تأثیر عوامل محیطی است.

 

ج) مقاومت به خوابیدگی و ریزش دانه

قدرت ساقه و مقاومت به ریزش دانه در جو صفات مهمی بشمار می روند. اهمیت مقاومت به خوابیدگی بخاطر استفاده روزافزون از کودهای شیمیایی و برداشت محصول با کمباین است. واریته هایی که موقع رسیدن، خوشه آنها خمیده است در صورت ضعف قدرت کاه در قسمت گردن سنبله، باعث شکستگی گردن سنبله در آن قسمت و در نتیجه ریزش کل سنبله می شود.

در مورد اصلاح برای قدرت سختی ساقه، عواملی که به استقامت ارثی ساقه کمک می کنند عبارتند از کلفتی ساقه، خصوصیات ساقه و ارتفاع بوته. خصوصیاتی که برای ساقه مطلوب خواهند بود و به سخت بودن آن کمک می کنند، علاوه بر قوی بودن، پاکوتاهی و داشتن مقاومت به بیماری هایی است که ساقه گیاه را ضعیف می کنند. مقاومت به ریزش دانه در واریته های زائده دار بیشتر از واریته های ریشک دار است.

 

د) قابلیت خرمنکوبی (Threshing)

سهولت جداشدن دانه در موقع خرمنکوبی اهمیت زیادی دارد و لازم است در اصلاح جو به این خاصیت توجه کرد.

 

ه) مقاومت به بیماریها و آفات

مهمترین بیماریهای جو عبارت اند از سیاهک، زنگ نواری، سفیدک، آب سوختگی و بیماریهای ویروسی.

 

و) مقاومت به سرما (Winter hardiness)

مقاومت به سرما در مناطق سردسیر که جو کشت می شود اهمیت بسیاری دارد و بیشتر از مقاومت به بیماری مورد توجه متخصصان اصلاح جو است. مقاومت به سرما درجو، کمتر از گندم است اما مقاومت به یخبندان تابستان در جوهای بهاره بیشتر از سایر غلات است.

 

ز) کیفیت دانه

جو، موارد استفاده فراوانی دارد. در اکثر کشورها، قسمت اعظم جو، صرف تهیه مالت می شود. از مالت جو برای تهیه شیر مالت دار (Malted milk)، غذای بچه، و آبجو (Brewing beer) استفاده می شود. از دیدگاه تهیه کنندگان مالت جو، این محصول باید خصوصیات مطلوبی داشته باشد تا به مصرف تهیه مالت برسد(مانند درشتی، شفافیت، رسیدگی، نرم بودن و نشاسته ای بودن و جوانه زنی بالای دانه)، . در فرایند تولید مالت، آنزیمهای مختلفی تولید می شود، ازجمله دیاستاز (Diastase) که نشاسته را به شکر تبدیل می کند.

از طرف دیگر، از جو بعنوان خوراک دام و در بعضی از مناطق به عنوان غذای انسان نیز استفاده می شود که در این مورد هم کیفیت آن حائز اهمیت است. جو به علت داشتن اسید آمینه لایسین ، ارزش غذایی (Nutritional value) پایینی برای انسان دارد. دو رقم Hiproly (از اتیوپی) و RisΦ (ریسفی از دانمارک) اصلاح شدند که تا 45 درصد لایسین بالاتری داشت ولی لایسین بالا با عملکرد همبستگی منفی دارد.

 

جو هیبرید

در سال 1940 یک جفت ژن مغلوب (msms)  گزارش شد که باعث نرعقیمی می شد. گیاهان نر عقیم با دارا بودن گل های باز قابل شناسایی هستند. بعضی از ژنهای نرعقیمی در جو از طریق موتاسیون به وجود آمده اند و فراوانی این نوع موتاسیونها معمولاً بالاتر از حد طبیعی می باشد. تا کنون بیش از 30 ژن نرعقیمی در جو شناسایی شده است که در ایالات متحده کلکسیون کاملی از آن وجود دارد. نر عقیمی سیتوپلاسمی از گونه وحشی اسپونتانئوم پیدا شد. ژنهای برگرداننده باروری هم از گونه های وحشی کشف شده است.

نوعی سیستم نر عقیمی در جو استفاده می شود که به سیستم تریسومی نوع سوم متعادل[5] معروف است که توسط رامیچ و ویب[6] در امریکا پیشنهاد شده است. در این سیستم، از یک کروموزم اضافی (تریسومی) حامل ژن غالب (نر باروری) و دو کروموزم نرمال که حامل ژنهای مغلوب نر عقیمی است استفاده می شود. این نوع تریسومی دو نوع دانه گرده تولید می کند، یکی دانه گرده نرمال بدون کروموزم اضافی که در اثر خودتلقیحی تولید بذر نر عقیم می کند و دیگری دانه گرده با کروموزم اضافی که به ندرت در رقابت با دانه گرده نرمال عملی انجام می دهد. برای تولید بذر هیبرید، از گیاهان نر عقیم بعنوان پایه های مادری استفاده می شود. این روش چند سالی در آمریکا استفاده شد ولی بعداً متوقف شد.



[1] Hurdeum spp

[2] Vavilo

[3] H. spontaneum

[4] Lodicule

[5] Balanced tertiary trisomics

[6] Ramage and Wieb

سید چاسب فاضلی جهاد دانشگاهی واحد کاشمر-اصول اصلاح نباتات دکتر خاوری

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 14:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

مقدمه

حبوبات، با داشتن حدود 25 درصد پروتئین و گاهی بیشتر، نقش مهمی در تامین پروتئین مورد نیاز انسان دارند. بهترین پروتئین گیاهی متعلق به لوبیا است.

انواع حبوبات مهم که در ایران کشت می شوند عبارت اند از: لوبیا ( سفید، قرمز، و چیتی ) لوبیا چشم بلبلی، نخود ( سفید و سیاه )، عدس، ماش، و باقلا.

 

لوبیا و گونه ها و واریته های آن

موطن اولیۀ لوبیا احتمالاً مکزیک و گواتمالا است. واویلوف[1]، با توجه به تغییرات ژنتیکی موطن اولیۀ لوبیا که در امریکای مرکزی و جنوب مکزیک زیاد است، این منطقه را مبدأ لوبیا در نظر گرفت.

بیش از 100 گونه در جنس فازئولوس[2] موجود است. اکثر واریته های زراعی فازئولوس با 22 کروموزم ( 22=n2 ) مربوط به 4 گونۀ: وولگاریس[3]، کوکسینئوس[4]، آکوتیفولیوس[5]، و لوناتوس[6] هستند.

طبق بررسیهای جدید، لوبیای مزروعی معمولی ( فازئولوس وولگاریس) از گونۀ وحشی فازئولوس آبوری جینئوس[7] به وجود آمده است که این گونۀ وحشی در امریکای جنوبی ( آرژانتین ) یافت می شود.

در لوبیا، تلاقی بین گونه ها به سختی انجام می شود.

 

ساختار گل و تلقیح مصنوعی در لوبیا

در لوبیا، شکل گل مانند گل دیگر گونه های خانوادۀ پروانه آساست. هر گل 10 پرچم دارد که 9 پرچم آن به هم چسبیده و یکی آزاد است. دورگ گیری بیشتر در گلخانه انجام می شود. لوبیا، گیاهی است روزکوتاه.

برای تلقیح مصنوعی، بهترین زمان استفاده از گل به عنوان پایۀ مادری موقعی است که غنچه رنگ اصلی خود را هنوز بدست نیاورده است، یعنی یک روز قبل از باز شدن.  عمل اخته کردن و گرده افشانی را در تمام مدت روز می توان انجام داد.

 

روشهای اصلاح لوبیا

روشهای اصلاح لوبیا مثل روشهای سایر گیا هان دگرگشن است.

 

هدفهای اصلاح لوبیا

بطور کلی هدفهای مهمی که در اصلاح لوبیا وجود دارد به ترتیب اهمیت عبارت اند از: ازدیاد محصول، کیفیت محصول، مقاومت به بیماری ها، زودرسی، کوتاهی دورۀ گل دهی، و فرم بوته.

 

اصلاح نخود

منشا نخود مزروعی یا سیسرآریتینوم[8] جنوب شرقی ترکیه است. نخود گیاهی است یکساله که ارتفاع آن به 20 تا 60 سانتی متر می رسد و طالب روزهای بلند است. نخود، بر اساس اندازۀ بذر به دو گروه تقسیم می شود. یکی ماکروکارپا[9] و دیگری میکروکارپا[10]. ماکروکارپا، به نام کابلی[11]، و میکروکارپا به نام دسی[12] نیز خوانده می شوند. در نخود کابلی، وزن صد دانه بیشتر از 25 گرم است و معمولاً در هر غلاف 1 یا 2 بذر موجود است. ارتفاع گیاه، متوسط تا بلند و گیاه بدون آنتوسیانین است؛ گلها سفید رنگ است. نخود کابلی را معمولاً در بهار می کارند. نخود دسی بذر کوچک با شکل نامنظم و رنگهای مختلف دارد. نخود دسی بذر کوچک با شکل نامنظم و رنگهای مختلف دارد. معمولاً در هر غلاف آن 2 تا 3 بذر موجود است. ارتفاع گیاه کوتاه و حاوی آنتوسیانین است؛ گلها به رنگ ارغوانی است. نخود دسی را معمولاً در پاییز می کارند. در ایران و افغانستان معمولاً دسی را در بهار می کارند. در طبقه بندی نخود در ایران نخود سفید بیشتر متعلق به کابلی و نخود سیاه متعلق به دسی است.

 

خصوصیات گیاه شناسی نخود

جنس سیسر متعلق به خانوادۀ پروانه آساست. در این جنس، 39 گونه موجود است که 31 گونۀ آن چند ساله و 8 گونۀ دیگر یکساله است. یازده گونۀ آن دیپلوئید ( 16=n2) است. نخود گیاهی است خودگشن ولی مقدار کمی دگرگشنی به توسط زنبور مشاهده شده است. عمل خودگشنی 1 تا 2 روز قبل از اینکه گلها باز شوند انجام می شود.

 

اخته کردن و گرده افشانی گل در نخود

در نخود، بهترین موقع اخته کردن گل وقتی است که اندازۀ پرچم نصف اندازۀ خامه باشد. در نخود دسی فقط گلهایی را که دارای دمگل ارغوانی است باید برای اخته کردن انتخاب کرد، زیرا آنهایی که فاقد آنتوسیانین هستند ریزش طبیعی دارند.

دورگ گیری را پس از اینکه اولین غلاف تشکیل شد انجام می دهند. یک غنچۀ گل که در آن گلبرگها شروع به ظاهر شدن می کنند انتخاب می شود. غنچۀ گل را به آرامی بین دو انگشت شست و سبابه گرفته کاسبرگ جلویی را جدا می کنند. گلبرگ ناو را با پنس به آرامی به طرف پایین فشار می دهند تا بساکها نمایان شوند؛ در این حال می توان آنها را از میلۀ پرچم جدا کرد.

اخته کردن معمولاً در بعد از ظهر بین ساعت 2 تا 6 انجام می شود. گرده افشانی صبح روز بعد بین ساعت 8 تا 12 صورت می گیرد. اخته کردن و گرده افشانی همزمان نیز نتیجۀ مطلوبی داده است. برای جمع آوری گرده باید از گلهای نیمه باز استفاده کرد. میزان تشکیل غلاف حدود 16 تا 18 درصد است.

 

هدفهای اصلاح نخود

هدفهای مهم اصلاح نخود عبارت اند از: ازدیاد عملکرد، کیفیت محصول، مفاومت به بیماری ها، مقاومت به ریزش، زودرسی، مقاومت به سرما.

 

اصلاح عدس

منشأ عدس زراعتی یا لنس کولیناریس[13] خاورمیانه است. عدس یکی از گیاهان بسیار قدیمی است که به مصرف تغذیۀ انسان می رسد. مقدار پروتئین آن زیاد و بین 15 تا 20 درصد است. معمولاً در واریته های بذر ریز، مقدار پروتئین بیشتری وجود دارد.

عدس، گیاهی است روز بلند که به طول روز 16 ساعت یا بیشتر احتیاج دارد، واریته های روز خنثی نیز دیده می شوند.

 

خصوصیات گیاه شناسی عدس

گونۀ کولیناریس متعلق به خانوادۀ لگومینوز است. عدس گیاهی است خودگشن و میزان دگرگشنی در آن کمتر از 8/0 درصد است. دگرگشنی توسط حشرات کوچک، مانند تریپس، صورت می گیرد.

برای اخته کردن گل، کاسبرگهای مجاور ناو را به کمک پنس حذف می کنیم، سپس درفش و ناو را به طرف عقب تا کرده پرچمها را خارج می سازیم. پس از اخته کردن، باید عمل گرده افشانی را انجام داد.

از رنگ کوتیلدون به عنوان شاخص ( مارکر ) برای تشخیص دورگها می توان استفاده کرد. رنگ کوتیلدون بوسیلۀ ژن yc برای رنگ و i برای جلوگیری از تشکیل رنگ کنترل می شود. بنابراین، ترکیب ژنتیکی کوتیلدون قرمز II Yc Yc، کوتیلدون زرد II yc yc  و کوتیلدون سبز ii Yc Yc  یا ii yc yc  است. از ژن رنگ گل نیز می توان بعنوان مارکر برای تشخیص دورگها استفاده کرد.

تعدادی از صفات مهم که موقع انتخاب تک بوته در برنامه های به نژادی در نظر گرفته می شوند عبارت اند از: مقاومت به بیماری ها، قابلیت برداشت با ماشین، مقاومت به ریزش، شکل بذر، تعداد غلاف در بوته، پر محصولی و زودرسی.



[1] Vavilov

[2] Phaseolus

[3] P.vulgaris

[4] P.coccineus

[5] P.acutifollius

[6] P.lunatus

[7] P.aborigineus

[8] Cicer arietinum

[9] Macrocarpa

[10] Microcarpa

[11] Cabuli

[12] Desi

[13] Lens culinaris Medik

سید چاسب فاضلی -جهاد دانشگاهی واحد کاشمر-مشهد

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 14:30 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

     

           مقدمه و تاریخچه

از آنجا که گیاه نیشکر به عنوان ماده خام تولید شکر، تنها در اقلیم و شرایط آب و هوایی خاصی قابل کشت می باشد (نیشکر تنها در مناطق خاصی که رطوبت بالایی داشته باشند و حداقل میانگین درجه حرارت سالیانه آن ۲۰ درجه باشد، قابل کشت است) و استان خوزستان تنها ناحیه ای در کشور است که چنین قابلیت هایی دارد، پس از تشکیل شورای شکر در سال ۱۳۶۲ و مطالعاتی که از سال ۱۳۶۵-۱۳۶۳ توسط صندوق مطالعات نیشکر صورت گرفت ، ضرورت اجرای آن در سال ۱۳۶۶ به تصویب دولت رسید و در سال ۱۳۶۸ در قانون اول توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی براساس مفاد بند " ه" تبصره ۲۹ این قانون در سال ۱۳۶۹ تاسیس و اجرای طرح مطالعاتی توسعه کشت نیشکر در استان خوزستان و پیاده کردن نتایج مطالعات مذکور را برعهده گرفت که عملیات اجرایی آن نیز در اواخر سال ۱۳۷۰ آغاز گردید.
در کل۱۰ مجموعه کشت و صنعت نیشکر، در قالب ۷ واحد در خوزستان وجود دارد که عبارتند از: کشت و صنعت فارابی، دعبل خزائی، سلمان فارسی ، امیرکبیرو میرزاکوچک خان در جنوب اهواز و کشت و صنعت دهخدا و امام خمینی در جنوب شوشتر و کشت و صنعت میان آب و هفت تپه و کارون بین شوشتر و شوش.
کشت و صنعت امام خمینی یکی از واحد های هفت گانه شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی می باشد که مورد بازدید قرار گرفت. برداشت سبز نیشکر، مبارزه بیولوژیک با آفات، تصفیه پساب صنعتی و تولید سالانه یک صد هزار تن شکر، از ویژگی های این مجتمع به شمار می رود. لازم به ذکر است که این واحد، اولین دریافت کننده گواهینامه سیستم مدیریت یکپارچه IMS، در میان تولید کنند گان شکر می باشد.
میزان اراضی قابل کشت در کشت و صنعت امام خمینی، حدود ۱۲۸۰۰ هکتار می باشد، که پس از مراحل اولیه نقشه برداری، تسطیح اراضی، ایجاد زهکش های زیرزمینی( لترال)به طول بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر، جمع کننده زه آب های زیرزمینی ( کلکتور ) به طول ۵۶ کیلومتر، در مورخ ۲۰/۲/۷۳ اولین مزرعه وارد مرحله آبشویی گردید و در تاریخ ۲۹/۵/۷۳ مزارع B-۱۳۲ و B-۱۳۴ با EC کمتر از ۳۰۰۰ شیرین شده و آماده کشت شدند. در شهریور ماه ۱۳۷۳ با تهیه قلمه از شرکت های کشت وصنعت نیشکر هفت تپه و میان آب، مزارع این شرکت نیز به زیر کشت نیشکر رفتند.

مشخصات کلی این واحد :

موقعیت : کشت و صنعت امام خمینی در اراضی شعیبیه، بین رودخانه های شطیط و دز، در۳۰ کیلومتری جنوب شهر شوشتر واقع شده است. محدوده طرح بخشی از دشت شعیبیه واقع در دهستان شعیبیه از توابع شهرستان شوشتر به مساحت تقریبی ۱۵۳۰۰ هکتار است که از شمال به تپه های شمالی دشت شعیبیه و از غرب به رودخانه دز و از شرق به رودخانه شطیط ( کارون ) و از جنوب به واحد دهخدا محدود است. در واقع شرکت، به شکل مثلث می باشد که سمت راست آن رودخانه کارون و سمت چپ آن رودخانه دز است. این دو رودخانه در انتها به هم وصل می شوند و کارون بزرگ را تشکیل می دهند که به سمت اهواز به جریان خود ادامه می دهد.
پیش از ایجاد این واحد، اراضی کشت و صنعت امام خمینی اراضی بکر و بایری بودند ودر منطقه، تقریبا بدون استفاده بودند.
طول ابعادی واحد کشت و صنعت امام خمینی حدود ۳۴ کیلومتر و عرض آن حداقل ۵ و حداکثر ۱۵ کیلومتر است .
از آن جایی که کارخانه شکر این واحد در سال امام خمینی به بهره برداری رسید، با نام ایشان مزین گشت.
در شرکت کشت و صنعت امام خمینی واحد های صنعتی از قبیل کارخانه شکر، کارخانه خوراک دام و کارخانه تخته نیمه سنگین (MDF) پیش بینی شده است.
در این واحد، مزارع در قالب های ۲۵ هکتاری تقسیم شده اند. (۲۵۰ متر در ۱۰۰۰ متر)
کارفرمای شرکت به صورت مدیریت ترکیبی، وزارت جهاد، بانک های ملی و صادرات می باشند.
به غیر از نیشکر در مزارع آیش، گندم نیز کشت می شود. در مزارعی که از نظر نفوذپذیری مشکل داشته باشند، گاهی اوقات یونجه هم کشت می شود که در واقع، همه محصولات جنبی و فرعی محسوب می شوند.

آب و کاربرد های آن در واحد کشت و صنعت امام خمینی (ره)شعيبيه
در این واحد، با توجه به منطقه ای که در آن قرار گرفته، محدودیتی از حیث میزان آب وجود ندارد و آب کارون و دز( با ظرفیت ورودی ماکزیمم ۳۵ متر مکعب بر ثانیه) برای آبیاری و آبشویی مجتمع به کار می رود. در نهایت زه آب های واحد، به کارون ریخته می شود. بحث آب در واحد را در سه عنوان می توان خلاصه نمود :
۱. شبکه تامین و توزیع آب (شامل ایستگاه های پمپاژ و کانال های آبرسانی )
۲. آبیاری مزارع ( که با استفاده از هیدروفلوم است )
۳. زهکشی مزارع

۱. شبکه تامین و توزیع آب کشت و صنعت امام خمینی (ره ) شعيبيه
ایستگاه پمپاژ آب :
کشت و صنعت امام خمینی دارای ۴ ایستگاه پمپاژ می باشد که تلمبه خانه شماره یک از رودخانه شطیط و تلمبه خانه شماره دو از رودخانه دز، آبگیری و تامین آب مورد نیاز شرکت را انجام می دهند. همچنین تلمبه خانه شماره ۳ بعنوان مکمل بوده و آب را به اراضی که سطح کانال آنها بالاتر می باشد انتقال می دهد و در نهایت تلمبه خانه شماره ۴ کار پمپاژ آب های زهکشی شده را به رودخانه برعهده دارد.
حدود ۳۷ کیلومتر کانال اصلی، ۱۰۰ کیلومتر کانال فرعی و آبرسان درجه ۲ و ۱۱۴ کیلومتر زهکش روباز، در این واحد ساخته شده است.
این کشت و صنعت جهت تامین آب از دو ایستگاه استفاده می کند :
ایستگاه شماره ۱ : برای تامین آب به میزان ۲۵ متر مکعب در ثانیه از رودخانه کارون یا شطیط ( با پمپاژ سالانه بالغ بر ۲۳۰ میلیون مترمکعب حدود ۹۷۰۰ هکتار از اراضی واحد را سیراب می نماید)
ایستگاه شماره ۲ : برای تامین آب به میزان ۱۰ مترمکعب در ثانیه از رودخانه دز (با پمپاژ سالانه بالغ بر ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب، حدود ۳۱۰۰ هکتار از اراضی واحد را سیراب می نماید).
ایستگاه شماره ۳ : ایستگاه پمپاژ ثانویه به ظرفیت حدود ۸ متر مکعب در ثانیه( این ایستگاه در جایی واقع شده که ارتفاع کانال کمی بالا رفته و این ایستگاه اختلاف مذکور ارتفاع را جبران می کند.)
جهت پمپاژ و تخلیه زه آب از ایستگاه شماره ۴ به ظرفیت ۱۵ مترمکعب در ثانیه استفاده می شود.( این ایستگاه که در فاصله ۴۰ کیلومتری ایستگاه شماره ۱ قرار دارد ، و در انتهای مجتمع واقع شده، با پمپاژ بالغ بر ۲۰۰ میلیون متر مکعب زه آب در سال، شرایط مطلوب را برای رشد گیاه نیشکر مهیا می نماید. این ایستگاه،به دلیل پایین تربودن کانال زهکش از سطح رودخانه احداث شده است.
خصوصیات بیشتر مربوط به ایستگاه های پمپاژ را می توانید در جدول زیر مشاهده کنید.
شماره ایستگاه تعداد الکترپمپ های هر ایستگاه دبی هر پمپ
(متر مکعب بر ثانیه) ارتفاع پمپاژ
(m) توان مصرفی
Kwh))
۱ ۱۰ ۲.۵ ۱۸.۵ ۵۸۰
۲ ۱۰ ۱ ۹ ۱۳۲
۳ ۴ ۰.۹ ۱۸ ۲۲۰
* ۴ ۰.۹ ۴.۹ ۶۴
۴ ۶ ۲.۵ ۶.۵ ۲۷۰
*( توضیح : در ایستگاه پمپاژ شماره ۳، دو نوع الکترو پمپ وجود دارد.)
در این کشت و صنعت، آبرسانی توسط دو کانال اصلی به طولی بالغ بر ۳۷ کیلومتر، سه کانال درجه یک به طول حدود ۳۱ کیلومتر، ۱۷ کانال درجه دو به طول حدود ۶۵.۸ کیلومتر و ۶ کانال درجه ۳ بطول حدود ۹ کیلومتر صورت می پذیرد. کانال اصلی در ابتدای مسیر دارای عرض کف، عرض بالا، عمق به ترتیب ۶ و ۱۵ و ۳ متر و در انتهای مسیر به ابعاد ۲ و ۵ و ۱ متر می رسد. این واحد دارای ۵۳۲ مزرعه است که آبگیرهای آنها مجهز به دریچه های مدل نیرپیک xx۲ و L۲ می باشند.
کل آب مورد نیاز واحد بالغ بر ۳۰۰ میلیون متر مکعب در سال بوده که عمده مصرف آن جهت آبیاری نیشکر می باشد.
لازم به ذکر است که آب شرب مجموعه، تصفیه خانه و شبکه توزیع جداگانه دارد.
در میان ایستگاه های پمپاژ، ایستگاه شماره ۱ و ایستگاه شماره ۴ مورد بازدید قرار گرفت.
ایستگاه پمپاژ شماره ۱ : این ایستگاه، بخش اعظم آب مورد نیاز کشت و صنعت را تامین می نماید. مابقی آب مورد نیاز از ایستگاه شماره دو و از رودخانه دز تامین می شود.
عمق کف رودخانه در این بخش از ارتفاع سطح کانال ۱۵ متر پایین تر است که ایستگاه پمپاژ این هد را تامین می کند. با تامین این هد، آب به صورت ثقلی تا پایان واحد خواهد رفت.
برای تامین آب ایستگاه پمپاژ شماره ۱، یک کانال انحرافی ۳۰۰ متری از کارون احداث شده است. این کانال حالت موج شکن و فشارشکن دارد و در عین حال به گونه ای است که به طور دائمی آب را در اختیار ایستگاه قرار دهد. بر روی این کانال ۱۰ عدد پمپ ۲.۵ مترمکعب بر ثانیه قرار داده شده که در مجموع با ۲۵ متر مکعب بر ثانیه، ظرفیت نهایی ایستگاه را ایجاد می نمایند. ۱۰ ورودی از کانال به ایستگاه داریم ولی به هنگام خروجی هر دو خروجی از دو پمپ یکی می شود و این ۵ خروجی به سمت کانال اصلی برای انتقال آب به سمت مزارع و کارخانه می رود. لازم به ذکر است که انتقال آب در کانال اصلی به صورت ثقلی صورت می پذیرد.
ظرفیت نهایی ورودی مجتمع ۳۵ متر مکعب بر ثانیه می باشد. این در حالیست که به هنگام بازدید (اسفندماه) در ایستگاه شماره ۱ تنها یک پمپ از ده پمپ روشن بود ولی در اوج مصرف (تابستان) حداکثر ۸ پمپ نیاز است و دو پمپ دیگر به حالت ذخیره قرار می گیرند. پمپ ها از نوع زیمنس و ساخت کشور آلمان هستند.
یکی از پمپ ها در زمان بازدید برای نمایش استارت خورد. تخلیه هوا در ابتدای روشن کردن پمپ و برگشت آب و مکش هوا به هنگام خاموش کردن پمپ، با توجه به صدای بسیار زیاد آن کاملا محسوس بود.
هنگامی که پمپ خاموش می شود، آب مسیری به طول حدود ۲۵۰ متر را برمی گردد که نتیجه آن خلائی است که در لوله بوجود می آید. برای جلوگیری از مچاله شدن لوله ها، زانو هایی به عنوان هواکش قرار داده می شود.
آب کارون یا دز با EC متوسط ۱ میلی موهس، آب شیرین محسوب می شود.البته در ورودی ایستگاه به دلیل کم عمق بودن کانال از یک سو و سرعت بالای آب به دلیل مکش پمپ ها، گل آلود بودن آب کاملا محسوس است و علیرغم آسیبی که می تواند به پمپ ها برساند (خوردگی پره ها) بدلیل بالا بودن دبی، امکان تصفیه آب وجود ندارد (البته از نگاه دیگر، این گل و لایی که وارد می شود برای مزارع مفید است).
در سمت راست کانال و قبل از ورود به ایستگاه، محلی تحت عنوان محل جمع آوری رسوب به چشم می خورد. هر چند سال یک بار این کانال توسط بیل مکانیکی لای روبی می شود. رسوبات به صورت پلکانی در محل جمع آوری رسوب ریخته می شود. این لای روبی معمولا هر سه الی چهار سال انجام می شود و آخرین بار در سال گذشته انجام گرفته است.
در حاشیه ایستگاه مناطق مسکونی به چشم می خورد که از پیش از ایجاد مجتمع وجود داشته است.
یکی از نکات جالب توجه در این واحد این است که ۷۰% پرسنل مجموعه بومی منطقه هستند و به همین دلیل به نوعی، حفاظت از شرکت و منافع آنرا، حفاظت از منافع خود می دانند.

۲. آبیاری مزارع

بر اساس نیاز آبی گیاه نیشکر و با توجه به قسمت های مختلف مزرعه، مقدار آب ورودی به مزرعه توسط دریچه هایی با دبی متغیّر (۱۵۰- ۲۵ لیتر در ثانیه) که بر روی کانال فرعی نصب شده اند، تنظیم می شود. در مرحله بعد آب وارد لوله های هیدروفلوم می شود. جنس این لوله ها پلی اتیلن ( قطر ۱۵ اینچ ) که با رول های صد متری و به وسیله رابط های فلزی به هم وصل می شوند و در طول مزرعه ( حدود یک کیلومتر) کشیده می شوند. در مقابل هر فارو یک روزنه توسط پانچ در لوله ایجاد می شود. با نصب دریچه های پلاستیکی بر روی لوله هیدروفلوم (با آبدهی حداکثر ۳ لیتر در ثانیه) می توانیم دبی ورودی هر فارو را تنظیم کنیم. به این ترتیب ،آبیاری مزرعه با سهولت و راندمان بالاتری صورت می پذیرد، به طوری که میزان آب مصرفی مورد نیاز در یک دور آبیاری برای گیاه نیشکر با روش آبیاری هیدروفلوم در این کشت و صنعت، حدود یک سوم در مقایسه با نمودار کلی و همچنین شرکت های مشابه کمتر شده است.
در این واحد دور از پیش تعیین شده ای برای آبیاری وجود ندارد. برای تعیین دور آبیاری از اندازه گیری رطوبت غلاف برگ استفاده می شود. بدین ترتیب که از هر ۴ مزرعه یک مزرعه به عنوان نمونه انتخاب گردیده و در این مزارع منتخب نیز ۵ ایستگاه مشخص شده است.
هر هفته نمونه ای برای اندازه گیری میزان رطوبت غلاف برگ برداشت می شود و با استفاده از جدولی که نشان دهنده میزان رطوبت در هر زمان است میزان کمبود رطوبت مشخص شده تا از طریق آبیاری کمبود رطوبت را جبران کنند.
به طور کلی نیشکر در طول دوره کاشت ۲۰- ۱۸ دور آبیاری می خواهد. عمق ریشه آن، حداکثر۴۰ سانتیمتر است ولی گاه تا ۱ متر هم می رسد.
لازم به ذکر است که سیستم آبیاری تحت فشار برای این منطقه و این الگوی کشت مناسب نیست چرا که تردد ماشین آلات زیاد است، به علاوه تراکم و ارتفاع نیشکر هم بالاست.

۳. زهکشی مزارع

اراضی کشت و صنعت امام خمینی تقریبا همه شورهستند، در نتیجه علاوه بر آبشویی اولیه، در حال حاضر تمام اراضی دارای زه کش در عمق ۲- ۵/۱ متری می باشند. هدف از آبشویی یا خاکشویی که پس از نمونه برداری از خاک انجام می شود، اینست که میزان EC را به زیر ۳ میلی موهس برسانند.
در مزارع واحد دو نوع سیستم زه کش وجود دارد :
در نوع اول، در هر ۶۰- ۵۰ متر، بسته به سطح آب زیرزمینی و بافت خاک، زه کش هایی در طول مزرعه قرار می گیرند؛ که در پایان مزرعه همه آنها به زه کش های فرعی ریخته شده (حرکت زهاب در طول مزرعه به دلیل شیب زمین رخ می دهد) و زه کش های فرعی نیز در نهایت به زه کش اصلی می ریزند. در این روش زه کش های اصلی و فرعی روباز هستند.
در نوع دوم، زه کش ها به صورت کلکتور هستند، یعنی یک کلکتور از وسط مزرعه می گذرد و زه کش ها از دو طرف مزرعه به دلیل شیب، زه آب ها را به آن می ریزند و این کلکتورها در نهایت به زه کش اصلی ختم می شوند. در این روش کلکتور زیر خاک است. به همین دلیل نوع اول زهکش، به دلیل روباز بودن بخشی از آن جهت کنترل آسانتر بهتر است. زه آب این مزارع، در انتها و از ایستگاه شماره ۴ به کارون ریخته می شوند.
اختلاف EC ورودی و خرجی از مجتمع به خوبی بیانگر میزان شوری اراضی است :
EC ورودی از کارون به واحد : ۱ میلی موهس
EC خرجی از مجتمع که به کارون می ریزد : ۱۲ میلی موهس
این اختلاف بالا، موجب می شود تا این واحد به عنوان یکی از آلوده کننده و شورکنندگان کارون محسوب شود.
در نهایت لازم به ذکر است که این شرکت یک کارخانه پشتیبانی در داخل خود استان دارد که لوله های هیدروفلوم و زه کشی مورد نیاز آنرا تولید می کند.

تسطیح زمین

در این مجتمع برای تسطیح زمین، از سیستم خاصی استفاده می شود. پس از یک تسطیح اولیه، نقشه برداران، نقشه برداری را انجام می دهند ، سپس مختصات برداشت شده و شیب مورد نظر به دستگاه مرکزی که دکل مانند است و فرستنده محسوب می شود داده می شود. این دستگاه براساس ورودی ها، صفحه ای مجازی که زمین باید در پایان عملیات به آن برسد بر روی سطح زمین ایجاد می کند. دستگاهی که به یک اپراتور نیاز دارد و در واقع ماشین را هدایت می کند، اطلاعات را از فرستنده به صورت لیزری دریافت می کند و آن قدر بر روی زمین حرکت می کند و تیغ های زیرین آن (باکت ها)،خاک برداری یا خاک ریزی می کنند تا به صفحه مورد نظر ما برسند.
در این مجموعه معمولا شیب را ۱۰۰۰/۵ در نظر می گیرند ( البته بافت خاک هم در میزان شیب مطلوب موثر است ).علاوه بر شیب طولی که موجب می شود آب از کانال تا انتهای مزرعه بیاید، یک شیب عرضی که موجب شود که آب از ابتدای فارو تا انتها برود هم لازم است.
قبل از هر سری کشت لازم است که تسطیح مجددا انجام شود.( هر ۵ سال یکبار ) چراکه هنگامی که مزرعه از دور بهره برداری خارج می شود، پر از جوی و فارو بوده و در مجموع شیب کلی زمین به هم خورده است.

کشت مزارع

کشت نیشکر در فصل گرم سال، معمولا از اواسط مرداد ماه تا اواسط مهرماه به صورت کشت دو ردیفه روی پشته (پایین اپل مستقیم) و کشت داخل فارو (پایین اپل معکوس) انجام می گیرد (البته مسئول این بخش توضیح می دادند که در عمل از اسفندماه تا شهریور ماه کشت صورت می گیرد). واریته های کشت با توجه به طول زمان برداشت از انواع نی های کشت شده با مشخصات CP۵۷ (زودرس)،CP۶۹ (میان رس)، CP۴۸ و NCO (دیررس) می باشد.
کشت در مزارع به دو صورت دستی و ماشینی انجام می شود. در روش مکانیزه، دستگاهی موسوم به پلنتر، فارو را ایجاد می کند و در داخل فارو در دو ردیف، به فواصل ۴۰ سانتی متری، قلمه های نی را قرار می دهد و روی آن را می پوشاند.

داشت

عمده فعالیت هایی که در مرحله داشت صورت می گیرد شامل آبیاری، کود دهی، دفع آفات و هلینگ آپ می باشند.
پس از رشد نی ها (ارتفاع حدودا ۲۰ سانتی متر بشود )، عملیات هلینگ آپ انجام می شود. در این عملیات ابتدا یک خراش روی پشته ها انجام می دهند ، سپس با استفاده از دیسک، خاک را در پای نی می ریزند و در واقع جای پشته و فارو را عوض می کند.
علت این امر این است که نیشکر نسبت به شوری خیلی حساس بوده و اگر از ابتدا روی پشته کشت شود چون شوری به طور طبیعی به سمت پشته حرکت می کند، روی جوانه زدن و سبز شدن آن اثر می گذارد. در نتیجه اول آن را داخل جوی می کارند و سپس محل ریشه
را تبدیل به پشته می کنند این امر موجب سهولت در آبیاری و حرکت مناسب آب در فارو شده و عملیات آبیاری نیز با بازده بالاتری صورت می گیرد. البته در زمان برداشت نیشکر، کف بری بهتری توسط ماشین های برداشت ( هاروستر) انجام می گیرد.
آفت نیشکر، کرمی موسوم به سزامیاس است که داخل ساقه قرار گرفته و نی را می خورد و باعث قرمز شده رنگ نی می شود. برای مبارزه با این کرم، به عنوان یک روش بیولوژیکی، زنبوری به نام قلنیوس که تخم کرمها را می خورد را در این واحد پرورش می دهند.
کود در این مجتمع در دو مرحله داده می شود. یکی قبل از کشت (فسفات در عمق ۱۵ سانتیمتری زمین) و دیگری سالیانه است که بیشتر شامل کود ازته و به میزان ۴۰۰ تن در هکتار می باشد.

برداشت نیشکر

با کاهش دما، رشد نی ها نیز کاهش می یابد. اوج رشد نیشکر در شهریور ماه که اوج گرماست صورت می گیرد. از آغاز مهرماه همزمان با کاهش دما، برداشت نیز آغاز می شود.
برداشت نیشکر در این واحد به صورت مکانیکی است. عملیات برداشت توسط دستگاه اختصاصی نیشکر موسوم به هاروستر انجام می شود. اگر شرایط جوی اجازه دهد از مهرماه طی یک دوره ۱۰۰ روزه، روزانه ۱۰۰۰۰ تن نی برداشت و تحویل کارخانه می شود. اما درعمل در آبان و آذر بدلیل بارندگی کار متوقف می شود. ۳۰% برداشت نی، قبل از فصل بارندگی و مابقی آن پس از فصل بارندگی انجام می شود.
هر چه از قسمت ساقه نیشکر به سمت پایین برویم درجه عصاره آن بیشتر می شود، بنابراین جوانه ها یا سرنی برای کارخانه ارزشی ندارد و در نتیجه سرزنی انجام می شود. سرزنی توسط تیغ هایی که در بالای هاروستر قرار دارد؛ صورت می گیرد.
در پایان عملیات برداشت ماشینی، عملیاتی موسوم به " لی لی کو " انجام می شود. در این عملیات توسط نیروی کارگری جایی که نی ریخته شده یا کف بری انجام نشده برداشت می شود.
برداشت در این جا به صورت سبز انجام می شود؛ ولی گاهی هم به هنگام برداشت بدلیل بارندگی دستگاه ها نمی توانند وارد زمین شوند و در نتیجه برای کاهش رطوبت زمین، مزارع را آتش زده تا خشک شده و ماشین آلات بتوانند وارد شوند.این آتش زدن بر روی شکر داخلی نیشکرها تاثیر منفی ندارد و حتی می توان گفت هر چه برگ سبز بیشتری وارد کارخانه شود، درجه استحصال قند کاهش می یابد.
لازم به ذکر است که برای آتش زدن لازم است از شرکت صادر کننده ایزو " مودی " مجوز گرفته شود و همچنین لازم است معادل خسارتی که به محیط زیست زده می شود، شرکت غرامت پرداخت نماید.
در برداشت سوخته نیازی به سر زنی نیست، چرا که این بخش ها خود به خود از بین رفته است. عمل کف بری توسط تیغه های دوار در جلوی ماشین انجام می شود، سپس توسط مکنده ها به داخل کشیده می شود و در داخل دستگاه به قطعات ۴۰-۳۰ سانتی متری تبدیل می شود و در نهایت توسط تسمه پروانه به سمت سبد های حمل نی در عقب دستگاه منتقل می شود. استوانه هایی در جلوی دستگاه وجود دارد که عمل جداسازی نی هایی که به هم چسبیده اند را انجام می دهند؛ به این صورت که یکی را به سمت داخل و دیگری را به سمت بیرون کج می کند. بالای دستگاه، دو فن مکنده وجود دارد که کار جداسازی پوشال از ساقه را انجام می دهند. پوشال ها به خاطر سبک بودنشان از عقب دستگاه به بیرون پرتاب می شوند. این دستگاه تمام هیدرولیکی است و در سیستم هیدرولیک آن از حدود ۴۰۰ لیتر روغن استفاده می شود سرعت کار دستگاه برداشت ۶۰۰ تن نی در یک شیفت کاری از صبح تا ظهر است.( هر سه دقیقه یک فارو )
کلیه تجهیزات این دستگاه از استرالیا وارد و در هپکو اراک مونتاژ شده است.
هر گاه برداشت یک مزرعه از ۶۰ تن پایین بیاید؛ برای واحد مقرون به صرفه نیست و آن مزرعه را از سیستم کشت خارج می کنند . در حالت آیش از کشت های جنبی نظیر گندم و جو و یونجه استفاده می شود.

کارخانه نیشکر :

عملیات ساختمانی کارخانه شکر با زیر بنای ۶۰۰۰۰ متر مربع در سال ۱۳۷۵ آغاز و با یک خط تولید، شامل ۵ سری آسیاب ۶ غلطکی به ابعاد ۲۰۰۰*۱۰۸۰ میلی متر به ظرفیت دریافت ۱۰۰۰۰ تن نیشکر در روز ، در بهمن ماه ۱۳۷۸ افتتاح گردید.
سالن آسیاب : نیشکر به منظور عصاره گیری پس از تخلیه به درون نقاله مخصوص در صورت نیاز شسته شده و سپس بوسیله چاقو های بسیار قوی به صورت الیاف ریزی درآمده و پس از آن وارد آسیاب ها شده و از بین یک سری غلطک های بزرگ چدنی عبور داده می شود. در اثر فشار غلطک ها عصاره از الیاف نیشکر جدا شده و تفاله باقیمانده که باگاس نامیده می شود، جهت استفاده در صنایع جانبی (کاغذ سازی- نئوپان و MDF) به خارج از کارخانه ارسال می گردد.
سالن تولید : عصاره نیشکری که در سالن آسیاب بدست می آید، ابتدا وزن شده و به آن شیره آهک و فسفات اضافه می نمایند، پس از گرم نمودن، به منظور تصفیه مقدماتی مجددا به آن آهک و فسفات اضافه می گردد. پس از گذشتن از تبخیرکننده ها به صورت شربت غلیظ ( سیروپ) در می آید. شربت تغلیظ شده در دیگ های پخت تحت خلاء، غلیظ تر شده که با افزودن ترکیبی از الکل ایزوپروپلیک و شکر، کریستال های شکر شروع به ظاهر شدن می نمایند. پس از مرحله پخت بوسیله دستگاه سانتریفیوژ شکر از مایع پیرامون آن که ملاس نام دارد، جدا شده و توزین می گردد و در نهایت بوسیله نوار نقاله به انبارهای شکر ارسال می شود.
کارخانه مزبور دارای دو کوره تولید بخار از نوع SD هر کدام با ظرفیت ۱۶۵ تن در ساعت بخار جمعا ۳۳۰ تن با فشار ۳۰ بار و دمای ۳۸۰ درجه سانتی گراد می باشد. ظرفیت اسمی کارخانه سالانه تولید ۱۰۰۰۰۰ تن شکر خام، ۳۰۰۰۰۰ تن باگاس با رطوبت ۵۰ درصد، حدود ۳۸۰۰۰ تن ملاس با رطوبت ۲۰ در صد و ۴۰۰۰۰ تن گل صافی با رطوبت ۶۳ در صد می باشد.

 

گردآوري:

 مهندس حاجات مطلب زاده و مهندس سيد چاسب فاضلي

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 11:55 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 كشاورزي ارگانيك يعني استفاده از اطلاعات سنتیو علمی براي كاهش استفاده از سموم و مواد شيميايي در توليد محصولات. سیستم های کشاورزی ارگانیک بر پایه مدیریت اکوسیستم استوار است و به نهاده های خارج از مزرعه وابسته نیست .

در اين نوع از كشاورزي از نهاده های سنتز شده مانند کودهای شیمیایی، آفت کش ها ، داروهای دامپزشکی، گیاهان اصلاح شده ژنتیکی و نژادی و مواد نگهدارنده، مواد افزودنی و از تابش اشعه ها استفاده نمی شود.

   فوايد كشاورزي اورگانيك
      خیلی از تغییرات در محیط زیست در درازمدت اتفاق می افتد. در کشاورزی ارگانیک چون به اکوسیستم احترام گذاشته می شود اثر مخربی برای محیط  زیست ندارد. در مورد خاک نیز در کشاورزی ارگانیک از کمترین شخم ، کودهای بیولوژیکی ، تناوب کشت مناسب، گیاهان پوششی و ... استفاده می شود.
    همچنین با بهبود جانوران مفيد خاک و تخمیر مواد آلی ، بافت خاک بهبود يافته و  باروری خاک افزایش می یابد. و میزان مواد مغذی بیشتری به خاک داده می شود. به همین دلیل فرسایش خاک کم گردیده و تنوع زیستی خاک افزایش یافته.
    در بسیاری  از مناطق کشاورزی، آب به دلیل مصرف بی رویه کود و سموم آلوده گردیده است و به دلیل اینکه در کشاورزی ارگانیک از این مواد کمتر استفاده می گردد به همین دلیل آب نیز آلوده نمی گردد.
    برای باروری خاک در کشاورزی ارگانیک از کمپوست ، کودها ی حیوانی و کودهاي آلي نیز استفاده می گردد.
    برای تولید کودهای شیمیایی باید از منابع تجدید نشدني مانند نفت استفاده کرد و چون در کشاورزی ارگانیک از این مواد استفاده نمی گردد پس آلودگی هوا نیز کمتر است.

•             همچنین کشاورزی ارگانیک از اثرات گلخانه ای می کاهد.  زیرا خیلی از فعالیتهای انجام شده در کشاورزی ارگانیک مانند حداقل شخم ، استفاده از گیاهان تثبیت کننده نیتروژن ، باز گرداندن ضایعات کشاورزی به خاک ، استفاده از گیاهان پوششی باعث افزایش بازگشت کربن به خاک گشته و حفظ و ذخیره سازی کربن  را باعث می گردد.
    کشاورزان ارگانیک هم نگهبان تنوع زیستی هستند و هم استفاده کننده از تنوع زیستی . مثلاً استفاده از بذور بومی که مقاومت بیشتری نسبت به بیماریها و شرایط بد محیطی دارند بسیار مرسوم است.
    در سطوح اکوسیستم حفظ منابع طبیعی در اطراف کشاورزی ارگانیک و فقدان مواد شیمیایی باعث حفظ حیات و حش می گردد. همچنین آیش گذاری زمین باعث عدم فرسایش خاک در تنوع زیستی می گردد.
    استفاده از فرآوده های اصلاح شده ژنتیکی(تراریخته) در کشاورزی ارگانیک جایز نیست . زیرا اثرات فرآورده های اصلاح شده ژنتیکی هنوز بخوبی شناخته نشده اند و گیاهان تراریخته ژنتیکی خطرات بسیاری را برای محیط زیست به همراه دارند .
    هدف کشاورزی ارگانیک  تشویق و توسعه تنوع زیستی است و گواهی های تایید ارگانیک  بر این مساله نظارت دارند.
    کشاورزی ارگانیک با اکولوژی هماهنگ  است و باعث تثبیت بافت خاک ، حفظ چرخه آب ، چرخه کربن ، چرخه مواد غذایی و آلودگی کمتر زمين است .

تولیدات گواهی شده ارگانیک چه چیزهایی هستند؟   

 تولیدات ارگانیک گواهی شده باید تمام مراحل تولید بسته بندی و فرآوری را زیر نظر اعضای گواهی دهنده طی کرده باشند. و تولیدات توسط انجمن های گواهی دهنده برچسب دریافت کنند.به این نکته توجه کنید که برچسب ارگانیک باید در طول مراحل فرآیند و تولید رعایت گردد.

گواهي ارگانیک(organic certification) یعنی اینکه این محصول فرآیندهای ارگانیک را طی کرده. این برچسب اسم شرکت گواهی دهنده و نوع استاندارد آنرا مشخص کرده است .

ده دليل جهت رفتن بسوي كشاورزي ارگانيك

 

   1-محصولات ارگانیک استانداردهای بیشتری دارند

2-طعم غذاهای ارگانیک بهتر است

3-محصولات ارگانیک خطر بیماریها را کم می کند
4-کشاورزی ارگانیک به منابع آبی احترام می گذارد
   5-کشاورزی ارگانیک باعث ایجاد خاک سالم می گردد
6-کشاورزی ارگانیک الگو برداري از طبیعت است
7-کشاورزان ارگانیک هدایت کننده تحقیقات تازه هستند
8-تولیدکنندگان ارگانیک در جهت تنوع زیستی تلاش می کنند
9-کشاورزی ارگانیک به حفظ سلامت جوامع روستایی کمک می کند
10-تنوع غذاهاي ارگانیک

غذاهای ارگانیک  

غـذاهـاي ارگـانـيك به غذاهايي اطلاق مي گـردد كـه بـدون اســتفاده از آفـت كش ها و علف كش هـاي مصـنـوعــي و ارگانيسمهاي اصلاح شده ژنتيك توليد شده باشند.

معيار سبزيجات، ميوه ها و حبوبات ارگانيك:
1- خـاك ايمن.
2- عدم اصلاح سای
3- ذخيره سازي و انبار مجزا
4- عدم استفاده از مواد شيميايي مصنوعي

فوایدمصرف مواد غذایی ارگانیک      
1- ارزش غذايي بالاتري دارند. ميزان ويتامين C ، كلسيم، منيزيوم، آهن و فسفر در مواد غذايي ارگانيك بيشتر است.
2- مواد غذايي ارگانيك حاوي آنتي اكسيدان بيشتري ميباشند.
3- كمتر سمي هستند. همچنين اين محصولات فاقد افزدنيهاي غذايي بوده و طبعا سالمتر ميباشند.
4- خوشمزه و خوش طعم ترو تازه ترند همچنين در محصولات تهيه شده به روش سنتي، با فرآوريها و دستكاريهايي كه بروي آنها صورت ميگيرد تنها به ظاهر، رنگ، بالا بردن ماندگاري، افزايش توليد و مقاوم كردن آنها در برابر صدمات ناشي از حمل و انبار داري توجه ميشود و نه كيفيت و ارزش تغذيه اي آن.
5- توليد كنندگان محصولات ارگانيك از استانداردها و دستورالعمل هاي بسيار سخت گيرانه اي تبعيت ميكنند كه احتمال آلوده شدن اينگونه محصولات به هر گونه مواد شيمايي و سمي منتفي ميباشد.
6-کاهش سرطانزایی و افزایش کیفیت انبارداری و وضعیت پس از برداشت

معايب محصولات ارگانيك:
1- گرانقيمت هستند.
 

•         2- توليد وعرضه آنها بسيار محدود است .

زراعت ارگانیک

•        
1- در كشاورزي ارگانيك آب توسط مواد شيميايي آلاينده مانند كودهاي مصنوعي، آلوده نميگردد.
2- در كشاورزي ارگانيك تعادل اكوسيستم و حاصلخيزي خاك حفظ ميگردد. فرسايش خاك نيز تا 50 درصد كاهش مي يابد.
3- تنوع زيستي در زمينهاي زراعي ارگانيك 57 درصد بيشتر است. (به علت عدم استفاده از سموم آفت كش و علف كش)
4- كشاورزان در معرض سموم و آلاينده هاي كمتري قرار ميگيرند.

اصول و اهداف کشاورزی ارگانیک

      تولید غذا با کیفیت بالا و در حد کافی

      همگامی باطبیعت به جای سلطه برآن

     تقویت چرخه های بیولوژیکی در سیستمهای زراعی

       افزایش حاصلخیزی خاک در دراز مدت

      بهره گیری از مواد تجدیدشونده مثل مواد آلی

        جلوگیری از آلودگی ناشی از عملیات کشاورزی

     حفظ تنوعژنتیکی سیستم کشاورزی و محیط اطراف

       درآمد کافی زارعین و کسب رضایت آنها

      در نظر گرفتن اثرات گسترده اجتماعی و اکولوژیکی سیستم زراعی

برای پایداری در کشاورزی 3مطلب اهمیت زیادی دارد

     درآمدکافی

       افزایش قابلیت دسترسی به غذا و مصرف آن

     حفاظت و بهبود منابع طبیعی

خصوصیات اکولوژیکی و زراعی سیستم

      چندکشتی

      شخم حداقل

       جنگل-زراعی

      تلفیق دام و گیاه

                        که همگی پتانسیل تولید را بالا میبرند.

                                     اجزاي سيستم كشاورزي پايدار                                  

مدیریت عناصر غذایی

         با تجزیه و آزمایش خاک و تشخیص صحیح کمبودها و توصیه صحیح کودی ومصرف بهینه و به موقع

مدیریت تناوب

         جلوگیری از خستگی زمین , حاصلخیزی خاک,کنترل علفهای هرز,بیماریها و آفات

شخم حفاظتی

       کاهش تکراروشدت شخم خطر فرسایش و نهاده های انرژی را کاهش میدهد.

مدیریت آفات

         کنترل زراعی

       ,تناوب کشت,

      تاریخ کاشت و برداشت

     ,کنترل بیولوژیکی,

        بیوتکنولوژی

         و مدیریت آفات

مدیریت علفهای هرز

        تناوب

        گیاهان خفه کننده

        شخم

       گیاهان قابل رقابت

       آللوپاتیک

         کشت مخلوط

                   نتيجه                         

         سیستم ارگانیک سیستمی پویاست وباید از طریق حمایتهای مالی , بازاریابی صحیح,بهبود سطح استانداردهای آن و دسترسی به اطلاعات بیشتر و جدیدتر تقویت گردند.

     درصورت حصول این موفقیت کشاورزی ارگانیک از آینده ای روشن برخوردار است

        بااستفاده از سیستمهای کشاورزی پایدار و محصولات ارگانیک محیط زیستی سالم,غذایی سالم و بدنی سالم داشته باشیم

       

        منابع

       

      کشاورزی ارگانیک:دکتر کوچکی,نخفروش,ظریف کتابی

      کشاورزی پایدار :عوض کوچکی ,حسینی,هاشمی دزفولی

    کشاورزی پایدارو افزایش عملکرد با بهینه سازی مصرف کود در ایران:دکترمحمدجعفرملکوتی

برگرفته از سمینار مهندس سيد چاسب فاضلي -جهاد دانشگاهی واحد کاشمر-مشهد

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 11:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 كنجد يكي از دانه هاي روغني وخوراكي مهم در كشاورزي سنتي نواحي گرم به شمار ميرودوظاهرا قديمي ترين دانه روغني در جهان ميباشد.سابقه كشت وپراكندگي گونه هاي مختلف كنجددر آفريقا،ايران افغانستان،هندوستان واستراليا آنقدر زياد است كه دررابطه بامحل دقيق اهلي شدن آن اتفاق نظر نيست.مقدار توليد كنجد در جهان طي سالهاي اخيرحدود 3ميليون تن براورد شده است.
كشورهاي هند، چين، سودان،ميانمارمهمترين توليد كنند گان كنجد به شمار ميروند.سابقه كشت كنجد در بين النهرين،پاكستان وايران به بيش از 4000سال پيش ميرسد.كنجد درايران در استانهاي خوزستان،بلوچستان،اصفهان وفارس كاشته ميشود.براساس گزارش فائودرسال 2000سطح زير كشت كنجد در ايران حدود 9000هكتار با عملكرد690كيلوگرم در هكتار بوده است
 

ارقام كنجد

هزاران توده ونژاد كنجددر كشاورزي سنتي جهان وجود داردولي هر كدام به شرايط خاص اقليمي-خاكي منطقه سازگاري دارند.در ايران معمولا از توده هاي محلي كنجد براي كاشت استفاده ميشود كه در اين ميان ميتوان توده هاي جيرفت،ايرانشهر،خوزستان،داراب،اردستان(استان اصفهان)اشاره نمود.

روش كاشت كنجد

روش كاشت كنجد در شرايط آبياري به بافت ،ساختمان و زهكشي خاك ونيز روش ابياري بستگي دارد.در صورت وجود بافت هاي سبك تا متوسط با ساختمان معقول وعدم احتمال آب ايستادگي وياتحت شرايط آبياري باراني ،كنجد به صورت مسطح كاشته مي شود ولي در صورتي كه بافت خاك نيمه سنگين است كاشت به فرم جوي وپشته است.

كاشت

حداقل دماي خاك در عمق كاشت براي سبز شدن بذر كنجد حدود 20 درجه سانتيگرادبايد باشد.در نواحي با زمستان ملايم كاشت بايد پس از برداشت گندم ودر نيمه دوم تيرصورت ميگيرد.كاشت كنجد در روي زمين مسطح ممكن با استفاده از رديفكار غلات دانه ريز انجام ميگيرد.فاصله رديفهاي كاشت 30-45سانتي متر ،فاصله دو بذر روي رديف كاشت 3-5سانتي متر و تراكم حدود 50-55بوته در متر مربع ميباشد.عمق كاشت بذر 2-3 سانتي متر مطلوب است.

ضد عفوني بذر

براي ضد عفوني بذر از سموم قارچ كش مانند كاپتان و كاربوكسين به نسبت يك در هزار سم خالص ميتوان استفاده كرد .

 

تناوب زراعي

تناوب كنجد در كشت ابي براي نواحي زمستان الف)نيمه سرد ب)كمي سرد ج)ملايم

ميتوان به صورت زير استفاده كرد :

الف )يونجه ‌‌(4تا6سال)-چغندر -ذرت -كنجد –گندم-جو-آيش

ب) شبدر ايراني -سيب زميني پائيزه ،ذرت دانه اي -لوبيا -جو،كنجد-گندم

ج) يونجه (4تا6سال)-پنبه-ذرت سيلوئي تابستانه-گلرنگ پائيزه -گندم،كنجد-جو

ودر مناطق باكشت ديم تناوب ميتوان به صورت زيراستفاده كرد:

سورگوم دانه اي يا علوفه اي-بادام زميني-كنجد

 

كودهاي شيميايي مورد استفاده

براساس مطالعات انجام شده توليد هرتن دانه كنجد به45-55كيلوگرم نيتروژن،14-15كيلوگرم فسفرنياز دارد(32-34كيلوگرم اكسيد فسفرو55-60كيلوگرم پتاسيم(66-78كيلوگرم اكسيد پتاسيم).

علفهاي هرز

رشد گياهچه كنجد دراغازكم مي باشدو نمي تواند با علفهاي هرز مقاومت نمايدبه همين جهت كاشت در زمين عاري از علف هرزوبكار گيري علف كشهاي پيش كاشتي ضرورت دارند.واز زماني كه گياه به بيش از 10سانت برسد مقاوم در برابرعلفهاي هرز مي شود.از علفهاي هرز در مزارع كنجدمي توان اويارسلام،مرغ،قياق،و پيچك صحرايي نسبت به نواحي نام برد .براي مبارزه مكانيكي با علفهاي هرز موجود در رديفهاي كاشت مي توان از كولتيواتور پاشنه اي يا چنگك گردان استفاده نمود وبراي مبارزه شيميايي علاوه بر علف كشهاي پيش كاشتي كه تريفلورالين الاكلرمي باشندازعلف كشهاي پهن برگ وباريك برگ براي كنترل علفهاي هرز استفاده مي شود.

آفات

آفات عمومي متنوعي از جمله شته پنبه وپروانه كارادرينا به كنجد حمله ميكند.ازآفات اختصاصي كنجد ميتوان به پروانه وزنجره كنجد اشاره نمود،البته آسيب پذيري كنجد از خسارت شديد نيست وتاثير بر عملكرد دانه نخواهد داشت.

 

بيماريها

مهمترين بيماري كنجد در ايران بيماري ويروسي گل سبز كنجد بانام ((phylody virusميباشد كه نحوه انتقال ويروس مشخص نيست.راههاي كنترل آن استفاده از بذر گواهي شده وكنترل حشرات مكنده ميباشد.

البته بيماريهايي چون بوته ميري،پوسيدگي ريشه وپوسيدگي ساقه كنجد نيز وجود دارد كه اهميت اقتصادي زيادي ندارند.

برداشت

هر كپسول كنجد از نظرفيزيولوژيكي هنگامي رسيده است كه زرد شده باشد.رسيدگي كپسولها از پايين بوته آغازشده وبه طرف بالاي بوته تداوم ميابد.اصل برآن

است كه گياه را قبل ازباز شدن كپسولها برداشت شود.به دو روش مي توان كنجد را برداشت كرد: دستي ومكانيزه كه در روش دستي يا سنتي بوته ها را از خاكها ي داراي بافت سبك بيرون ميكشندودر خاكهاي سنگين به وسيله داس از نزديكي سطح خاك درو ميكنندوانها را دسته بندي ميكنند كه دسته ها را بافه مينامند .بافه ها را قبل ازشكوفايي نيامها به خرمن انتقال ميدهند تا نيامهابازشوندودانه هارا ميگيرند.وروش ديگر به وسيله كمباين ميباشدكه با تغير هد كمباين بعدازرسيدگي كامل گياه را برداشت ميكنند كه در روش مكانيزه ريزش دانه بيشتر است. 

موارد استفاده كنجد

دانه هاي سفيد تازرد كنجد بصورت كامل درتهه نان،كيك وشيريني مورد استفاده قرار ميگيرد.دانه كنجد از لحاظ پروتئين-چربي-كلسيم وفسفرغني بوده ومنبع خوبي از ويتامينهايAوBمحسوب ميشود،همچنين از دانه كنجد براي توليد ارده ،حلواارده اي وحلوا شكري استفاده ميشود.ميزان روغن دانه كنجداز45 تا بيش از 60درصدمتغير است.رنگ روغن خام كنجد زرد تيره تا زرد كمرنگ ميباشد.وروغن تصفيه شده زرد كمرنگ است. 

بعد از اينكه روغن ازدانه كنجد گرفته شد با قيمانده آن را كنجاله مينامند كه درصد وپروتئين كنجاله كنجد به روش استخراج روغن بستگي دارد.ميزان روغن كنجاله كنجد از1-14درصد ومقدار پروتئين كنجاله از30-50درصد متغير است.كنجاله كنجد از نظر متيونين،كلسيم ،فسفر ونياسين غني بوده. كنجاله كنجد براي تغذيه نشخوار كنندگان بسيار مطلوب است.از ان نيز براي مصرف طيوراستفاده ميشود.

با گسترش كاشت گياه روغني كنجد مي توان روغن آن را به علت داشتن اسيدهاي چرب اشباع و بدون كلسترول و اسيد لينوليك آن را جايگزين روغن هاي خوراكي ديگر كرد.
منابع:
گياهان صنعتي
تاليف دكترمحمد رضا خواجه پور
انتشارات جهاد دانشگاهي واحد صنعتي اصفهان
برگرفته از سمینار سرکارخانم مهندس محبوبه کیخا-جهاد دانشگاهی واحد کاشمر-مشهد

 

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 11:27 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ

ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ