ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥
ღ°•.♣♠aв ο ♪§ǻмi♪ ℓσν℮♣♠.•°ღ  

 


خصوصيات گياهي:

آفتابگردان با نام علمي Helianthus annuus L .  گياهي است يکساله از تيره مرکبه Compositae که بصورت بوته اي استوار رشد مي کند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و کليه عوامل محيطي از 90 تا 150 روز مي باشد .

 

آفتابگردان ريشه مستقيم و توسعه يافته اي دارد که پتانسيل نفوذ آن در خاک به سه متر مي رسد .

 

 

پهنک برگهاي که در معرض نور است همراه با خورشيد تغيير جهت داده و همواره به حالت تقريباً عمود بر اشعه آفتاب قرار مي گيرد . پهنک برگ هنگام صبح بسوي شرق ،‌هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا مي باشد .

 

گل آذين آفتابگردان طبق يا کپه اي است .

 

لقاح به دليل اينکه پرچمها زودتر بلوغ مي يابد غالباً از نوع دگرگشني است .

 

ميوه آفتابگردان نوعي فندقه است که در اينجا با دانه مترادف گرفته مي شود .

 

رنگ دانه از سفيد تا سياه با خاکستري خط دار و بسته به رقم تغيير مي کند .

 

هر چه درصد وزني پوسته کمتر باشد درصد وزني روغن بيشتر خواهد بود .

 

سازگاري:

 آفتابگردان از نظر عکس العمل نسبت به طول روز بي تفاوت بشمار مي رود ولي به نور فراوان نياز دارد .

 

آفتابگردان ريشه توسعه يافته اي دارد که گياه را به خشکي مقاوم مي سازد ، مشروط بر آنکه خاک عميق بوده و تراکم و ساختمان خاک محدود کننده رشد ريشه نباشد .

 

آفتابگردان به شوري خاک نسبتاً مقاوم است و در محدوده اي از اسيديتيه خنثي رشد خوبي دارد .

 

تناوب زراعي:

موقعيت آفتابگردان در تناوب زراعي مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه اي بعنوان اولين يا دومين محصول وجيني کاشته مي شود ، در صورت وجود و گسترش بيماريهاي ريشه اي نبايستي با گياهاني مانند نخود ، چغندر قند و سيب زميني که بيماريهاي ريشه اي مشابه دارد در تناوب قرار گيرد . مثالهايي از تناوب آن در شرايط آبياري بشرح زير است .

 

علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آيش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو

 

 

کود شيميايي:

 توليد هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 کيلو ازت ، 15 تا 33 کيلو اکسيد فسفر( p2o5) و 75 تا 120 کيلو اکسيد پتاسيم (K2o) از خاک مي گردد .

 

معمولاً ثلث تا نصب کود از ته را قبل از کاشت و بقيه را همراه با آخرين وجين مکانيزه به خاک اضافه و بلافاصله آبياري مي کنند .

تاريخ کاشت:

 حداقل حرارت لازم براي جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتيگراد در خاک است . معمولاً اين حرارتها در خاک با رسيدن ميانگين شبانه روزي حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتيگراد تأمين مي گردد .

 

کنترل علفهاي هرز:

 کنترل علفهاي هرز با استفاده از علف کشها بسيار مطلوبست . از علف کشهايي که بصورت قبل از کاشت جهت کنترل بذر علفهاي هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است مي توان اپتام (Eptam) و تريفلور الين Ttifluralin را مورد اشاره قرار داد . اين علف کشها را مي توان قبل از پشته بندي روي خاک پاشيد ، با ديسک تا عمق 10 سانتي متري با خاک مخلوط و سپس پشته بندي کرد . ميزان مصرف اپتام 4 تا 5 ليتر از مولسيون 75 درصد و ميزان مصرف تريفلورالين حدود 2/1 ليتر در خاکهاي سبک ، 8/1 ليتر در خاکهاي متوسط و 4/2 ليتر در خاکهاي سنگين از امولسين 48 درصد مي باشد .

 

آفات و امراض:

 مهمترين آفت اختصاصي آفتابگردان در ايران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمي Homoeosoma nebulella است . لارو اين پروانه به رنگ عمومي شکري و سر قهوه اي رنگ از برگ و گلها تغذيه و سپس به دانه حمله مي کند .

  

در هر حال مي توان از سموم تيودان و ديازينون در دو نوبت يکي همزمان با تشکيل گلها و ديگري حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقاياي گياهي آلوده از طريق سوزانيدن يا شخم بقايا جهت از بين بردن لاروها و شفيره هاي زمستان گذران مفيد است . مؤثرترين روش مبارزه با اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است .

 

حشرات ديگري که در ايران به آفتابگردان حمله مي کند عبارتند از شب پره زمستاني ، سوسکهاي گرده خوار و پروانه کار ادربنا . اين آفت اهميت اقتصادي زيادي ندارد .

 

از بيماريهاي مهم آفتابگردان در ايران مي توان سفيدک داخلي وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بيماري سفيدک داخلي قارچي است بنام Plasmopora helianthi که بوسيله خاک و بذر آلوده انتقال ،‌از طريق ريشه به نبات سرايت و بحال سيستميک در مي آيد . مبارزه با اين بيماري انتخاب بذر غير آلوده ، ضد عفوني بذر با سموم قارچ کش مانند گرانوزان يا مرکوران به ميزان 2 در هزار ، تناوب زراعي ، کندن و سوزاندن بقاياي گياهي آلوده و کشت ارقام مقاوم انجام پذير است .

 

 

عامل بيماري زنگ آفتابگردان قارچي است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو اين قارچ سب پيدايش لکه هاي برچسته و پراکنده اي به رنگ قهوه اي تيره در پشت برگها مي گردد که در نهايت منجر به رد شدن و ريزش برگها مي شود . مهمترين راه مقابله با اين بيماري استفاده از ارقام مقاوم است .

 

سمپاشي محصول با گل گوگرد يا ترکيبات قارچ کش ديگر در صورت اقتصادي بودن مؤثر است .

 

برداشت:

رسيدگي دانه ها بتدريج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه مي يابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملکرد و تأخير در برداشت موجب ريزش و افزايش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشک مي گردد . بطور کلي ، برداشت هنگامي انجام مي شود که پشت طبق به رنگ زرد مايل به قهوه اي درآمده و برگکهاي کناري طبق قهوه اي شده باشد .




موارد استفاده:

 دو مصرف اصلي دانه آفتابگردان بصورت روغن گيري و مصرف آجيلي است .انواع آجيلي دانه درشت تري نسبت به انواع روغني داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . ميزان پروتئين دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است .

 

ظاهراً هر چه دوران رسيدگي دانه با هواي خنک تري روبرو گردد بر درصد اکسيد چرب اشباع لينولائيک در روغن اضافه مي شود و بر ارزش غذايي آن افزوده مي گردد .

 

ساقه آفتابگردان فيبر زيادي داشته و در صنعت کاغذ سازي و تهيه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، کلسيم و پتاسيم نيز غني است و اضافه کردن آن به خاک موجب افزايش ماده آلي و حاصلخيزي خاک مي گردد .

[ دوشنبه هفدهم خرداد 1389 ] [ 13:55 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسی تنش های زیستی ومحیطی بر گیاهان  (فیزیولوژی گیاه)

تنش يا استرس (stress)در تعريف عام عبارت است از هر نيرويي که به جسمي وارد شود که بر اثر اين نيرو تغييراتي در ابعاد جسم بوجود آيد که آن تغييرات را استرين(strain)گويند.

در گياهان استرس برابر است با تحريکاتي که منجر به برهم خوردن تعادل زيستي گياه شود.

حالت تنش در شرايطي پيش مي آيد که يک عامل محيطي خارج از حد نرمال بر گياه اثر گذارد.سرمازدگي يکي از مهمترين استرسهاي محيطي موثر در رشد گياهان و توليد محصولات زراعي است.سرمازدگي و يخ زدگي توزيع جغرافيايي،رشد فصلي و کاهش معني دار توليد را در بسياري از گياهان زراعي باعث مي شوند.

 

 

تنش به دو دسته تقسيم مي شوند:

 

1)زيستي Biotic stress

 

2)غير زيستيAbiotic stress

 

از جمله تنش هاي غيرزيستي مي توانبه تنش دما (temperature stress) اشاره نمود که اين نوع تنش نيز

 

خود به 3 بخش تقسيم مي شود.

 

1)تنش سرما Chilling stress

 

2)تنش يخبندان Freezing

 

3)تنش حرارت بالا Heat stress

 

تنش دمای پایین
یکی از مهمترین عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان، دمای پایین می باشد. گونه های مختلف گیاهی از نظر قابلیت تحمل به تنش دمای پایین، بسیار متفاوتند. گیاهان گرمسیری حساس به سرما، حتی در دمای بالاتر از دمای انجماد بافتها، بطور جبران ناپذیری آسیب می بینند. گیاه بواسطه اختلال در فرآیندهای متابولیکی، تغییر در خواص غشاءهای سلولی و اندامکی، تغییر در ساختمان پروتیینها و اثرات متقابل میان ماکروملکولها، و نیز توقف واکنشهای آنزیمی دچار صدمه میگردد. گیاهانی که به یخبندان حساس ولی به سرما متحمل هستند، در دمای اندکی زیر صفر قادر به ادامه حیات بوده، ولی بمحض تشکیل کریستالهای یخ در بافتها، بشدت آسیب می بینند. این در حالی است که گیاهان متحمل به یخبندان قادر به ادامه حیات در سطوح متفاوتی از دماهای یخبندان هستند، البته درجه واقعی تحمل بستگی به گونه گیاهی، مرحله نمو گیاه و مدت زمان تنش دارد.
قرار گرفتن گیاهان در معرض دمای زیر صفر منتج به تشکیل کریستالهای یخ در فضای بین سلولی، خروج آب از سلولها و از دست رفتن آب سلول (پسابیدگی) میگردد. بنابراین، تحمل به یخبندان با تحمل به پسابیدگی (که در اثر خشکی یا شوری زیاد بوجود می آید)، همبستگی شدیدی دارد. پسابیدگی ناشی از یخبندان سبب اختلالات گوناگونی در ساختمانهای غشایی از جمله بهم چسبیدن غشاءها میگردد. اگرچه پسابیدگی سلولی ناشی از یخبندان، علت اصلی صدمات ایجاد شده در اثر یخبندان می باشد، ولی عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند. کریستالهای در حال رشد یخ سبب وارد آمدن خسارات مکانیکی به سلولها و بافتها میشود. دمای بسیار پایین حاکم در شرایط وقوع یخبندان فی نفسه و پسابیدگی ناشی از آن سبب واسرشتگی پروتیینها و تخریب کمپلکس های ماکروملکول میگردد. وجه مشترک همه تنشهای پیچیده ای نظیر دمای پایین، تولید گونه های اکسیژن فعال (ROS) می باشد، که میتواند سبب صدمه دیدن ماکروملکولهای مختلف درون سلول گردد. دمای پایین بخصوص وقتی با یخبندان همراه باشد، با سیستمهای موثر جلوگیری کننده از تولید اکسیژن فعال که عامل وقوع تنش اکسیداتیو است، همبستگی دارد.
گیاهان نواحی معتدله با فعال نمودن مکانیزم سازگاری به سرما که منتج به افزایش تحمل به یخبندان میگردد، به دمای پایین واکنش نشان میدهند. این فرآیند سازگاری با تغییر نحوه ابراز برخی ژنهای مسوول واکنش به تنش همراه است. این ژنها تولید پروتیینها و متابولیتهای نگهدارنده ساختمانهای سلولی و حافظ نقش آنها در مقابل اثرات منفی یخبندان و پسابیدگی ناشی از آن را کنترل می نمایند. تغییر در ابراز ژتهای عامل واکنش به سرما توسط مجموعه ای از فاکتورهای رونوشت برداری که به محرکهای دمایی واکنش نشان میدهند، کنترل میگردد.

 

تنش سرما:

 

اين تنش در دماي بالاتر از صفر اتفاق مي افتد و در نتيجه بر حالت عادي گياه اثري ندارد.

 

اين درجه حرارت را بين c15-0 تقسيم بندي کرده اند که گياهان براساس نوع گياه از نظر حساسيت به تنش سرما در اين محدوده قرار مي گيرند.آثار اوليه تنش سرما عبارتند از :تغيير رنگ،کلروز،کاهش عمومي رشد،تخريب بافت هاي سلولي،عدم جوانه زني،بذور،عدم انتقال مواد فتوسنتزي،عدم جذب عناصر غذايي ...

 

از نظر فيزيولوژيکي برخي از آثار اين تنش الاستيک يا برگشت پذير خواهند بود و با رفع دوره سرما بهبود خواهند يافت.مانند کاهش موقت فتوسنتز.توقف رشد سلولي،کاهش جذب آب و مواد معدني.

 

برخي از آثار ديگر اين تنش مانند فتوسنتز در اثر تخريب کلروپلاست ها غير قابل برگشت يا پلاستيک مي باشند.از نمونه هاي ديگر آثار غيرقابل برگشت تنش سرما مي توان اثر بر تنفس ،پيري زودرس را نام برد.

 

تنش يخبندان:

 

 

تنش يخزدگي زماني پيش مي آيد که درجه حرارت به پايين تر از نقطه انجماد آب(صفر درجه سانتي گراد)تنزل نمايد.در اثر اين تنش در داخل بافت ها يخ تشکيل مي شود.مکانيزم اين عمل به شرح زير مي باشد. يخ زدگي آب بين سلولي باعث منفي تر شدن پتانسيل آب بين سلولي نسبت به درون سلول مي شود.با توجه به اينکه آب از محل داراي پتانسيل بيشتر به طرف محل داراي پتانسيل آب کمتر حرکت مي کند،بنابراين آب درون سلول به فضاي بين سلولي که داراي پتانسيل مي باشد حرکت مي کند.علت اين امر برقرار تعادل پتانسيل آب بين سلولي و درون سلولي مي باشد.در اين حالت برگ ها و ساير اندام هاي گياه حالت پلاسموليز بخود مي گيرند.تا اين مرحله گياه آسيب جدي نمي بيند.در واقع مرگ سلولي زماني اتفاق مي افتد که هوا گرمتر مي شود.زيرا با ذوب شدن يخ سلول ها،با توجه به اينکه سلول ها جهت تنظيم فشار بايد آب جذب کنند و اين جذب باعث بالا رفتن فشار تورگر مي شود،فشار زياد به غشا هاي سيتوپلاسمي آسيب رسانده و آنرا از چند نقطه پاره مي کند و لذا سلول بر اثر پارگي غشا از بين مي رود.به همين دليل گياهان حساس به تنش سرما مانند ذرت،لوبيا و نيشکر به هنگام قرارگيري در معرض دماهاي پايين به صورت شل و خيس در مي آيندو غشا سلولي آنها بسيار آسيب مي بيند.

 

 

تنش آبی

آب ملکول مهمی برای تمامی فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان بوده، بین 80 تا 90% بیوماس گیاهان علفی را تشکیل میدهد. اگر مقدار آب در گیاه ناکافی باشد، گیاه مرحله کم آبی را تجربه نموده که اصطلاحا به آن خشکسالی میگویند. کم آبی نه تنها در اثر کمبود آب، که در اثر تنشهایی همچون دمای پایین یا شوری نیز حاصل میشود، بنابراین در این فرآیندها و فعل و انفعالات، ترکیبات ملکولی زیادی دخالت دارند. همه این تنشها واجد یک اثر منفی بر روی تولید و عملکرد گیاه می باشند که این خود، حوزه تحقیقاتی وسیعی را برای بهبود عملکرد گیاهی می طلبد.
گیاهان برای سازگار شدن با شرایط کم آبی، مکانیزمهای گوناگونی را توسعه داده اند. جنبه های ژنتیک ملکولی، امکان پاسخ مناسب و سازگاری با این تنش را به آنها داده است. اثرات متقابل بین گیاه و محیط، بستگی به شدت و مدت زمان دوره کم آبی و نیز مرحله نمو گیاه و پارامترهای مورفولوژیکی/ آناتومیکی گیاه دارد. تمامی موجودات زنده از باکتریها گرفته تا یوکاریتها، برخوردار از یک سری سنسورها، واسطه های انتقال دهنده پیام و تنظیم کننده هایی هستند که امکان پاسخ و سازگاری با تغییرات آب قابل دسترس را برای آنها فراهم ساخته است. دستگاه پاسخ سلولی شامل مواد انتقال دهنده محلول نظیر اکواپورین ها، فعال کننده های رونوشت برداری، آنزیمهای رمز کننده محلولهای سازگار، مواد تخریب کننده اکسیژن فعال و نیز پروتیین های محافظت کننده می باشد. برخی ارگانیزمها برخوردار از مکانیزمهای بسیار موثری برای زندگی در آشیانه های اکولوژیک کم آب می باشند. برای دفاع در مقابل صدمات ناشی از کم آبی و پسابیدگی، دو استراتژی عمده را میتوان برشمرد: یکی سنتز ملکولهای محافظت کننده در طی مرحله جذب مجدد آب برای اجتناب از این صدمات؛ و دیگری یک مکانیزم جبرانی در طی جذب مجدد آب برای خنثی سازی صدمات وارده.
تحمل کم آبی و پسابیدگی، از خصوصیات بذور اکثر گیاهان عالی بوده، ولی فقط برخی گونه ها نظیر گیاه احیاء Craterostigma plantagineum در تمامی اندامهای گیاهی خود واجد این خصوصیت اند.
تنش شوری
تنش شوری از تنشهای غیر زنده مهم است که اثرات زیانباری بر عملکرد گیاه و کیفیت محصول دارد. از مشخصه های یک خاک شور، سطوح سمی کلریدها و سولفاتهای سدیم می باشد.مساله شوری خاکدر اثر آبیاری، زهکشی نامناسب، پیشروی دریا در مناطق ساحلی و تجمع نمک در نواحی بیابانی و نیمه بیابانی در حال افزایش است. شوری برای رشد گیاه یک عامل محدود کننده است بدان سبب که باعث ایجاد محدودیتهای تغذیه ای از طریق کاهش جذب فسفر، پتاسیم، نیترات و کلسیم، افزایش غلظت یونی درون سلولی و تنش اسمزی میگردد. در شرایط وقوع شوری، یونهایی مثل Na+ و Cl-، به داخل لایه های هیدراسیونی پروتیینها نفوذ کرده، سبب اختلال در کار این پروتیینها میگردند. مسمویت یونی، تنس اسمزی و کمبود مواد مغذی که در شرایط وقوع شوری رخ میدهد، سبب بهم خوردن توازن متابولیکی و در پی آن تنش اکسیداتیو میگردند. مکانیزمهای تحمل شوری را میتوان به هموستازی (شامل هموستازی یونی و تنظیم اسمزی)، کنترل صدمات ناشی از تنش (جبران صدمات و خنثی سازی مسمومیت) و تنظیم رشد دسته بندی کرد. تلاشهای زیادی برای درک مکانیزمهای تحمل شوری صورت گرفته است. موفقیت برنامه های اصلاحی با هدف نهایی بهبود عملکرد محصول، بخاطر فقدان درک روشنی از اساس ملکولی تنش شوری تا کنون چندان چشمگیر نبوده است. پیشرفتهای اخیر در زمینه آنالیز موتانهای غیر متحمل به شوری در گیاه مدل اربیدوپسیس و کلونه سازی ملکولی لوکوسهای ژنی مربوطه، تا حدودی به روشن شدن مکانیزم پیغام دهی تنش شوری و تحمل شوری در عالم گیاهی کمک نموده است.

آبسیزیک اسید هورمون پیغام دهنده وجود تنشهای غیر زنده
از آبسیزیک اسید (ABA) بعنوان "هورمون تنش" یاد میشود که به تنشهای محیطی مرتبط با تغییر در فعالیت آب، بوسیله مکانیزم های متابولیکی و نموی واکنش نشان میدهد. گیاهان بوسیله تغییر در غلظت ABAبه تنشهای محیطی نظیر خشکی و شوری واکنش نشان میدهند، ولی از طرف دیگر ABAبعنوان یک علامت داخلی ضروری برای نمو متناسب با رشد گیاه نیز محسوب میگردد. پس از اینکه غلظت آن از سطح آستانه فراتر رفت، سبب بسته شدن کامل روزنه ها و تغییر در نحوه ابراز ژن میگردد. سیستم پیام دهی ABA پدیده های سلولی گوناگونی از جمله تنظیم فشار تورگر و تغییر در نحوه ابراز ژن را کنترل میکند. پس بنابراین میتوان مسیر تنظیم کنندگی فشار تورگر را از مرکز پیام دهی صادره از هسته سلول تشخیص داد. اثرات متقابل میان ABAو سایر مسیرهای متابولیکی، در ایجاد توازن در متابولیسم، رشد سلول و تقسیم آن نقش دارد.

تنش فلزات سنگین
فلزات سنگین فلزاتی هستند که دارای چگالی بالاتر از 5 گرم بر سانتیمتر مکعب باشند. این تعریف از نقطه نظر بیولوژیکی بسیار سودمند است زیرا تعداد زیادی از عناصر موجود در طبیعت را شامل میگردد. ولی تنها تعداد اندکی از این عناصر در شرایط فیزیولوژیکی، بصورت محلول یافت و بنابراین ممکن است برای سلولهای زنده قابل دسترس باشند. در میان آنها عناصری وجود دارد که بعنوان ریز مغذی یا عناصر کمیاب (Fe, Mo, Mn, Zn, Ni, Cu, V, Co, W, Cr) برای متابولیسم گیاهی با اهمیت هستند و عناصری نیز وجود دارد که وقتی مقدار آنها در محیط رشد گیاه زیادتر از حد نرمال باشد، برای گیاهان مسمومیت زا هستند. عناصر دیگری نیز که نقش بیولوژیکی ناشناخته و خاصیت مسمومیت زایی بالایی برای گیاهان دارند (As, Hg, Ag, Sb, Cd, Pb, and U)، وجود دارد. بجز محیطهای طبیعی استثنایی، در حال حاضر به اثرات مخرب رهاسازی فلزات سنگین در طبیعت توجه زیادی میشود. منابع این فلزات عبارتست از ترافیک شهری، دورریزهای خانگی و پسابهای صنعتی. دفع غبار حاصل از کارخانجات، آئروسولها و خاکستر حاصل از صنایع فرآوری کننده فلزات، منجر به آلودگی نواحی روستایی شده است. در مزارع کشاورزی، آلودگی فلزات سنگین بخاطر تیمار خاک با پسابهای آلوده و استفاده بی رویه کودهای فسفاته حاوی کادمیم (Cd)، یک مساله فزاینده می باشد. دوام بلند مدت بیولوژیکی و باقی ماندن در خاک، سبب انباشته شدن این فلزات در زنجیره غذایی و در نتیجه تأثیرات منفی بالقوه برای سلامتی انسان میگردد. میزان دسترسی به این فلزات بستگی به نوع گیاه و میزان مورد نیاز آنها بعنوان ریز مغذی و قابلیت گیاهان برای تنظیم کارآمد متابولیسم آنها از طریق ترشح اسیدهای آلی یا پروتونها به محیط ریشه دارد. علاوه بر آن، خصوصیات خاک بر میزان تحرک آنها و بنابراین تنظیم میزان آزادسازی آنها در محلول خاک موثر است. توانایی گیاهان برای جذب فلزات از خاک، استفاده داخلی از آنها و مکانیزمهای رفع مسمومیت سلولی، حوزه های تحقیقاتی هستند که اخیرا با اقبال روزافزونی مواجه شده اند.

تنش اکسیداتیو
اکسیژن برای گیاهان مثل سایر موجودات هوازی، همانند یک تیغ دو لبه است. اگرچه برای رشد و نمو عادی ضروری است ولی تماس مداوم با آن منتج به صدمه دیدن سلولها و در نهایت مرگ آنها میگردد و این بدان خاطر است که اکسیژن در فرم ملکولی به اشکال مختلف " گونه های اکسیژن فعال (ROS)" بخصوص به فرم آنیون رادیکال آزاد سوپراکسید (- O2) و پراکسید هیدروژن (H2O2) احیاء میگردد، که خود اینها با ترکیبات سلولی گوناگونی واکنش داده، سبب صدمات شدید یا جبران ناپذیری شده، در نهایت منتج به مرگ سلول میگردند. ROSها در سلولهای گیاهی بوسیله هر دو روش القایی و ساختمانی به مقدار زیادی تولید میشوند ولی در شرایط عادی، تعادل رداکس سلولی از طریق روش ساختمانی که ویژه طیف وسیعی از مکانیزمهای آنتی اکسیدانی تکامل یافته جهت تخریب ROSها می باشند، حفظ میگردد.
تنشهای محیطی گوناگون و محرکهای داخلی سبب اختلال در تعادل رداکس از طریق افزایش تولید ROSها یا کاهش فعالیت آنتی اکسیدانی میگردند که بهمین سبب تنش آنتی اکسیدانی رخ میدهد. در واکنش به افزایش ROS، ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای آنتی اکسیدان کاهش می یابد. در چنین شرایطی ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای دخیل در طیف وسیعی از فرآیندهای امداد سلولی نیز کاهش می یابد. علاوه بر این، ROS از یک سری نقشهای پیام دهی، غیر از نقشهایی که در شرایط تنش آنتی اکسیدانی ایفاء میکند، برخوردار است.
تنش گرمایی
واکنش به تنش گرما در موجودات مختلفی همچون باکتریها، قارچها، گیاهان و جانوران با افزایش درجه حرارت تحریک میشود و مشخصه ویژه آن افزایش سنتز پروتئینهایی بنام " پروتیینهای شوک گرمایی (hsp ها)" می باشد. hspها دربرگیرنده چندین گروه از پروتیینهای حفاظت شده می باشند. شکل معمولی واکنش به تنش گرما بدین گونه است که تماس اولیه با یک تنش خفیف گرمایی، سبب ایجاد مقاومت به دوزهای کشنده غیر عادی میشود که گیاه بعداً با آنها مواجه میگردد. این پدیده را اصطلاحاً " تحمل گرمایی اکتسابی" گویند. از آنجا که سلولهای واجد قابلیت تحمل به گرما، مقادیر بالایی از hspها را بیان می نمایند، محققین به این نتیجه رسیده اند که این پروتئینها با تحمل به گرما مرتبطند. تنش دمای بالا سبب واسرشتگی شدید و تخریب پروتئینهای سلولی میگردد که اگر کنترل نشود، منتج به مرگ سلول خواهد شد. hspها بواسطه فعالیت کاپرونی خود، سلول را قادر به رفع صدمات ناشی از گرما به پروتئینها می نمایند. در طی تنش گرمایی، hspها ابتدا در جهت ممانعت از تخریب پروتئینها و تحریک تابیدن مجدد پروتیینهای واسرشته عمل می نمایند، ولی از آنجا که تشکیل پروتیین از لحظه سنتز اهمیت پیدا میکند، hspها نقشهای مهمی حتی در شرایط عادی ایفاء می نمایند.
تغییرات دمایی در طبیعت سریعتر از سایر عوامل تنش زا رخ میدهد. گیاهان به سبب عدم توانایی در حرکت و جابجایی، در معرض تغییرات وسیع درجه حرارت روزانه و یا فصلی قرار دارند و بنابراین باید خود را با تنشهای دمایی، سریع و بطور موثری سازگار نمایند. مشخصه واکنش به تنش دمایی، توقف رونوشت برداری و ترجمه طبیعی ژنها، ابراز بالاتر از حد پروتئینهای ویژه شوک گرمایی (hspها) و تحریک تحمل به گرما می باشد. اگر تنش خیلی شدید باشد، مسیرهای پیام دهی که منتج به مرگ آپوپتوتیک سلولی میگردد، فعال میشود. hspها بعنوان کاپرونهای ملکولی سبب حفاظت سلول در برابر اثرات مخرب تنش دمایی و افزایش امکان بقاء سلول میگردند. افزایش ابراز hspها توسط فاکتورهای رونوشت برداری شوک گرمایی (hsfها) تنظیم میشود. شناخت ما از مکانیزمهای تنظیم کنندگی تحمل به تنش گرمایی هنوز محدود است مگر اینکه اطلاعات کاملتری از نحوه ابراز و نقش hsp ها بدست آید.
تنش ژنوتوکسیک
تمامی موجودات زنده برخورداز از قابلیت واکنش دینامیکی به تنشهای محیطی در نتیجه فعال سازی زنجیره های پیچیده پیام دهی می باشند. یکی از شدیدترین این تنشها اختلال در خود اطلاعات ژنتیکی می باشد. ژنوم موجودات زنده همیشه تحت تأثیر تنش ناشی از عوامل محیطی (نظیر اشعه ماوراء بنفش و مواد شیمیایی جهش زا) و نیز تولیدات فرآیندهای متابولیسم داخلی سلول (نظیر گونه های اکسیژن فعال و مضاعف شدن اشتباهی DNA) می باشد. بدنبال تاثیر تنش ژنوتوکسیک، زمان لازم برای بازسازی DNA در چرخه سلولی افزایش می یابد و ژنهای دخیل در بازسازی و حفاظت سایر ترکیبات سلولی مواجه با تنش ژنوتوکسیک، فعال میشوند. از سوی دیگر، سلولها، خصوصا سلولهای یوکاریوتهای پرسلولی، ممکن است بوسیله مکانیزم آپوپتوسیس به این تنش واکنش نشان دهند ودر نتیجه باعث کاهش صدمات سلولی گردند.
تحقیق در زمینه اثرات تنش ژنوتوکسیک و مکانیزم پیام دهی در پستانداران به سبب اثراتی که در سلامت انسان و ایجاد بیماریهایی مثل کارینوژنسیس دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. ولی در گیاهان که سلولهای آنها بی تحرک و توسط دیواره های سلولی احاطه شده است، بافتهای توموری قادر به متاستازی نبوده و گیاه بواسطه سرطان از بین نمی رود. از طرف دیگر، اندامهای تولید مثلی گیاهان از سلولهایی منشاء میگیرند که خود قبل از تشکیل گامت در گیاه مادر، تعداد زیادی چرخه مضاعف سازی DNA را پشت سر گذاشته اند. این امر بویژه سبب میشود تا گیاهان به انباشت بالقوه جهشها در سلولهای مادر گامت، حساس باشند و در نهایت راه انتقال جهشهای سوماتیک به نسل بعدی فراهم میشود. گیاهان بر خلاف جانوران، موجودات بی تحرکی هستند که وابسته به تشعشع خورشیدی بعنوان منبع حیاتی انرژی بیولوژیکی بوده و بنابراین بطور مداوم در معرض موتاژنهای طبیعی از جمله اشعه ماوراء بنفش نوع B هستند. از اینرو تحمل به این عامل تنش زای غیر زنده برای حیات گیاهی با اهمیت می باشد. جبران و رفع خسارات وارده به DNA برای نگهداری ثبات ژنومی ضروری است و گیاهان البته اطلاعات لازم برای این هدف را در اختیار دارند. در مقابل، دانش بشر در زمینه تأثیر و مکانیزمهای عوامل صدمه رسان به DNA بسیار محدود است، هر چند که اخیراً حمایت ژنتیکی برای پروتئینهای دخیل در پیام دهی ژنوتوکسیک در گیاه اربیدوپسیس در حال شگل گیری است
آنالیز ترانسکریپتوم تنش
سلول بمحض احساس تنش از خود واکنش نشان داده و بمنظور بقاء، با تنش سازگار میشود. تقریباً در تمامی موارد، واکنش به تنش قبل از هر چیز مبتنی بر ابراز ژنهای القاء شونده بوسیله تنش و در مرتبه بعد، مبتنی بر واکنشهای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی می باشد. ژنهایی که به خشکی، شوری بالای خاک یا سرما واکنش نشان میدهند، در سطح رونوشت برداری مورد مطالعه واقع شده اند. اخیراً با توسل به روش نظارت بر نحوه ابراز ژن با استفاده از ریز آرایه های cDNA یا چیپهای ژنی، صدها ژن شناسایی شده است که بوسیله تنشهای غیر زنده تنظیم میشوند. فرآورده های ژنهای القاء شونده بوسیله تنش را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: فرآورده هایی که مستقیماً در حفاظت سلول در برابر تنشهای محیطی نقش دارند و فرآورده هایی که ابراز ژن و انتقال پیام را در واکنش به تنش تنظیم می نمایند. دسته اول دربرگیرنده پروتئینهایی است که وظیفه آنها حفاظت سلول در برابر پسابیدگی می باشد و از آن جمله آنها میتوان آنزیمهای مورد نیاز برای بیوسنتز مواد حفاظت کننده سلول در برابر تنش اسمزی، پروتئینهای وافر در اواخر دوره جنین زایی (LEA)، پروتیینهای ضد انجماد، کاپرونها و آنزیمهای خنثی کننده مسمومیت را نام برد. دسته دوم فرآورده های ژنی، شامل فاکتورهای رونوشت برداری، پروتیین کاینازها و آنزیمهای دخیل در متابولیسم فسفینوستید می باشد. از ژنهای القاء شونده بوسیله تنش برای ایجاد تحمل به تنش با استفاده از روش انتقال ژن و نیز برای آنالیز نقش این ژنها استفاده شده است.
سنسورهای تنش در مدل ژنتیکی Synechocystis
سلول با ابراز گروه خاصی از ژنهایی که در اثر تنش القاء میشوند، یک تنش معین را احساس و به آن واکنش نشان میدهد. فرآورده های این ژنها ظاهراً نقش مهمی در سازگاری به تنش دارند. در موجودات فتوسنتز کننده، نظیر سیانوباکتریها و گیاهان، و در یوکاریوتهای ساده ای مثل مخمر، سیستمهای دوجزئی گوناگونی در احساس و انتقال علایم محیطی نقش دارند. سیستمهای دوجزئی لااقل از یک هیستیدین کایناز که وجود تنش را احساس میکند و یک تنظیم کننده پاسخ به تنش که پیام وجود تنش را منتقل میکند، تشکیل شده اند. در باکتریها، سیستم دوجزئی، تنها سیستم تشکیل دهنده و مورد نیاز برای انتقال علایم تنش می باشد و ابراز ژن معمولاً بوسیله جزء تنظیم کننده پاسخ به تنش که بعنوان فاکتور رونوشت برداری ایفای نقش میکند، اجرا میشود. در مخمر و گیاهان، اجزاء دیگری نیز در پیام دهی دخالت دارند که سبب تقویت پتانسیل آنها برای برخورداری از اثر توام و نیز اثر متقابل با سایر مسیرها می باشد. نقشی را که مخمر برای جانوران دارد، Synechocystis نقش مشابهی برای گیاهان عالی ایفاء میکند. Synechocystis یک مدل ژنتیکی است که براحتی قابل ردیابی بوده و میتواند بآسانی دستکاری و ترانسفورم گردد. از دیگر مزایای آن وقوع نوترکیبی همولوگی می باشد، پدیده ای که در گیاهان امری استثنایی است. Synechocystis دارای ژنوم کوچکی است (3.7 MBp) که توالی آن بطور کامل تعیین شده و در ژنوم خود کمتر از 12 درصد نواحی غیر کد کننده دارد. براساس جستجوی گنجینه های موتان، سنسورهایی برای تنشهای مختلف غیر زنده، مواد غذایی و فلزات در Synechocystis شناسایی شده است.

 

مكانيسم هاي گياهان در مقابله با تنش خشكي

تعاريف متفاوتي براي مقاومت به خشكي ذكر شده است. از جمله اين تعاريف مي توان به موارد زير اشاره نمود (به نقل از سرمدنيا، 1372):

- توانايي پشت سرگذاشتن دوره خشكي با كمترين صدمات

- توانايي يك ژنوتيپ براي توليد بيشتر با مقدار معين آب در مقايسه با ژنوتيپ هاي ديگر

- توانايي بقاء و زنده ماندن در شرايط خشكي

- سازگاري وسيع، شامل توانايي براي رفع سريع تنش و اجتناب از دوره هاي تنش كمبود آب

 لويت (1980) معتقد است كه مقاومت به خشكي در نتيجه مجموعه اي از مكانيسم ها و عكس المعل هاي پيچيده به وجود مي آيد. به نظر وي تنها دو مكانيسم اساسي، يعني اجتناب و تحمل، در مقاومت به خشكي مهم تلقي مي شوند. گياهان براي مقابله با صدمات ناشي از تنش خشكي از سه مكانيسم بهره
مي گيرند: فرار از خشكي، اجتناب از خشكي و تحمل خشكي. هر كدام از اين مكانيسم ها به روشهاي مختلفي ممكن است تظاهر داشته باشند (سرمدنيا و كوچكي، 1374).

۱- فرار از خشكي :

توانايي گياه در تكميل رشد قبل از وقوع خشكي، فرار از خشكي ناميده مي شود. ادامه حيات در بقيه فصل رشد با تشكيل دانه (غلات، گياهان علوفه اي يكساله) و يا به حالت خواب، نيمه خواب يا كمون (درختان، درختچه ها و گياهان علوفه اي چند ساله) نياز چنداني به وجود آب نخواهد داشت. فرار از خشكي ساده ترين و مفيدترين راه سازگاري گياه با شرايط خشكي است، زيرا گياهان مي توانند قبل از محدوديت شديد آب به مرحله توليد محصول برسند (سرمدنيا و كوچكي، 1374؛ تائب، 1375).

۲- مقاومت به خشكي

به معني توانايي رشد و توليد محصول تحت شرايط خشك مي باشد. گياهاني كه نمي توانند از
دوره هاي خشكي فرار كنند به دو طريق نسبت به اين شرايط مقاومت نشان مي دهند (سرمدنيا و كوچكي، 1374):

۲-۱- اجتناب از خشكي

 در اين حالت ميزان آب نسبي (RWC) ، حجم پرو توپلاست و فشار تورژسانس ياخته در طول دوره تنش خشكي حفظ مي شود. رشد گياه ممكن است كاهش يافته اما بیشتر فرآيندهاي متابوليكي ادامه مي يابند. اجتناب از خشكي به طرق مختلف  مي تواند اتفاق بيافتد:

الف) از طريق كنترل جذب آب و مواد معدني از خاك، رشد ريشه، هدايت و توزيع مناسب آب در صورت وقوع خشكي و متناسب با فنولوژي گياه

ب) از راه كنترل افت آب از برگها توسط مكانيسم هايي نظير بسته شدن روزنه ها در پاسخ به كمبود فشار بخار آب، كم شدن پتانسيل آب(ψ) يا واكنش ريشه، به علاوه مقاومت كوتيكولي زياد، انعكاس زياد نور آفتاب از برگهاي با پوشش مومي، حركات برگي به منظور كاهش سطح تعرق، ريزش برگ و تغيير از حالت متابوليسم C3 به متابوليسم CAM

ج) به طريق تنظيم اسمزي براي حفظ فشار  تورژسانس در صورت عدم رشد برگ

د) با تغيير در خصوصيات ديواره سلولي و اندازه سلول

بسته شدن روزنه ها در روز يك مكانيسمي است كه از خشكي شديد جلو گيري مي كند از سوي ديگر چون مقاومت روزنه ها به عبور گاز كربنيك افزايش مي يابد، فتوسنتز كاهش مي يابد و عملكرد هم معمولاً تقليل پيدا مي كند. چنين گياهاني به خاطر مكانيسم اجتناب داراي قدرت تحمل خشكي مي باشند (سرمدنياو كوچكي، 1374).

۲-۲- تحمل خشكي

در اين حالت گياه مي تواند در دوره هايي كه ميزان آب نسبي و يا فشار تورژسانس كم است، تنش خشكي را تحمل نمايد چنين گياهاني از توان باز گشت به حالت اوليه بعد از آن نيز بر خورد هستند. تحمل خشكي نيز از راههاي مختلفي مي توان صورت بگيرد (سرمدنيا و كوچكي، 1374):

الف) تنظيم اسمزي، تغييرات در اندازه سلول وتغییر شكل ديواره براي غلبه بر پلاسموليز

ب) ذخيره كربن و نيتروژن براي بازگشت سريع به حالت اوليه

ج) پايداري غشاء از طريق تغييردر تراكم فسفوليپيدي و نفوذپذيري آن

د) قدرت گياه در ادامه فرايند فتوسنتز

هـ) توانايي انتقال مواد ذخيره اي تحت شرايط تنش شديد به قسمت هاي مهم گياه از نظر اقتصادي

و) ادامه فعاليت هاي متابوليك در مقدار هاي پايين آب نسبي و دماي بالا براي بازگشت سريع به حالت اوليه

گياهاني كه داراي مكانيسم تحمل هستند با وجود رطوبت داخلي كم زنده مانده و قادرند با تامين رطوبت، مجدداً بهبود يافته و رشد كنند. سازگاري در يك گونه يا جمعيت گياهي مي تواند به تغييير ساختمان يا متابوليسم در پاسخ به تغييرات ايجاد شده در محيط اطلاق گردد (شكل    ) گياهان ممكن است فنولوژي، ساختمان يا متابوليسم خود را به منظور كاهش اثرات تنش تغيير دهند. اين تغييرات ممكن است در عرض چند ثانيه و يا به تدريج در طول يك فصل رشد صورت گيرد. اين فرآيندها معمولاً تحت عنوان تطابق در نظر گرفته مي شوند. تغييرات محيطي ممكن است ژنوتيپ هايي را توليد كند كه از بقيه مطلوب ترند كه سرانجام منجر به تكامل و تنوع مي شود (اهدايي، 1379). همه تغييرات ناشي از واكنش به خشكي، تطابق محسوب نمي شوند، آنها ممكن است نتيجه اختلال يا عدم تعادل در فرآيندهاي متابوليكي باشند كه توصيف و اهميت آنها موضوع بحث هاي زيادي بوده است(كافي و مهدوي دامغاني، 1379). اصلاح براي مقاومت به خشكي به دليل فقدان روشهاي به گزيني سريع و قابل معرفي و عدم توانايي در ايجاد شرايط قابل تكرار و تعريف تنش خشكي، موضوع پيچيده اي است (راميرز والجو و كلي، 1998). مقاومت به خشكي نتيجه بسياري از خصوصيات ظاهري و فيزيولوژيكي گياه است كه غالباً مستقل از همه هستند و يا اينكه اثر متقابل اين خصوصيات هنوز به طور كامل مشخص نشده است از طريق گزينش فقط براساس عملكرد، ممكن است موفقيت آميز نباشد (سرمدنيا و كوچكي، 1374).

سازش گياه با شرايط محيطي به چهار روش كلي صورت مي گيرد: الف) رشدي (تكاملي)   
ب) فيزيولوژيكي    ج) مورفولوژيكي    د) متابوليكي. ارزيابي صفات گياه در اين چهار سطح براي سازگاري به تنش هاي محيطي، يكي از اهداف تحقيقات مربوط به تنش ها است و تشخيص اين صفات سازگار به تنش در اصلاح نباتات اهميت زيادي دارد (عبد ميشاني و شاه نجات بوشهري، 1376).

 

 

 

 

 

 

 

ﺗﻨﺶ ﺷﻮﺭﻱ ﺑﺮﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻭ ﺭﺷﺪ ﮔﻴﺎﻫﭽﻪ

‫ﭼﻬﺎﺭﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ﭼﻐﻨﺪﺭ ﻗﻨﺪ )‪(Beta vulgaris

 

 

‫ﭼﻜﻴﺪﻩ

‫ﺍﻳﻦﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﺍﻧﻜﻮﺑﺎﺗﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﺮﺭﺳـﻲ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ، ﺳـﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ، ﻃﻮﻝ ﺳـﺎﻗﻪﭼﻪ ﻭ ﺭﻳﺸـﻪ ﭼﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ

‫ﭼﻐﻨﺪﺭﻗﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﻫﺎﻱ ﻣﺎﺩﻳﺴـﻮﻥ، ۱۲ ‪ ۷۲۳۳-P۲۹ ، ۷۲۳۳- Pﻭ ﺭﻗﻢ ﺗﺠﺎﺭﺗﻲ ‪ ICﺩﺭ ﺷـﺮﺍﻳﻂﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻧﻤﻚ ﻛﻠﺮﻭﺭ

‫ﺳـﺪﻳﻢﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻧﻤﻚﻫﺎﻱ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳـﺪﻳﻢ + ﻛﻠﺮﻭﺭ ﻛﻠﺴﻴﻢ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻮﻟﻲ ۵ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ. ﺗﻴﻤﺎﺭﻫﺎﺷﺎﻣﻞ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﺬﻭﺭ

‫ﺩﺭﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷـﺎﻫﺪ ﻭ ﺳـﻪ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﭘﺘﺎﻧﺴـﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲ ﺷﺎﻣﻞ ۷۳/۰- ، ۹۵/۰- ﻭ ۱۸/۰- ﻣﮕﺎﭘﺎﺳـﻜﺎﻝ ﺑﻮﺩ. ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮﺡ

‫ً

‫ﻛﺎﻣـﻼﺗﺼﺎﺩﻓـﻲ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺎﻛﺘﻮﺭﻳـﻞ ﺩﺭ ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶﻫﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻗﻄﺮ ۱۱ ﺳـﺎﻧﺘﻲﻣﺘﺮ ﺑﺎ ۰۳ ﻋﺪﺩ ﺑﺬﺭ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺍﺟـﺮﺍ ﮔﺮﺩﻳﺪ. ﻧﺘﺎﻳﺞ

‫ﺗﺠﺰﻳﻪﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲ ﺁﺏ، ﻧﻮﻉ ﻧﻤﻚ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﺑﺮ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ، ﺳﺮﻋﺖ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲﻭ ﻃﻮﻝ ﺭﻳﺸـﻪ ﭼﻪ ﻭ ﺳـﺎﻗﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺑﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﺁﺏ، ﺩﺭﺻﺪ ﻭ ﺳﺮﻋﺖﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺖ

‫ﻭﻟﻲﻭﺍﻛﻨﺶ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﻴﺸـﺘﺮ ﺍﺯ ﺳـﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﻮﺩ. ﺑﻴﺸـﺘﺮﻳﻦ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﻪ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻣﺎﺩﻳﺴﻮﻥ ﻭ ۱۲‪ Pﻭ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺁﻥ

‫ﺑﻪﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ‪ ICﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻮﺩ. ﻧﻮﻉ ﻧﻤﻚ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﭘﺘﺎﻧﺴـﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲﺑﺮ ﺩﺭﺻﺪ ﻭ ﺳـﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺩﺍﺷـﺖ ﺑﻄﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ

‫ﻣﻨﻔﻲ ۷۳/۰- ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻧﻤﻚﻫﺎﻱ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳﺪﻳﻢ + ﻛﻠﺮﻭﺭﻛﻠﺴﻴﻢ )ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻮﻟﻲ ۵ ﺑﻪ ﻳﻚ( ﺩﺭﺻﺪ ﻭ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺩﺭ

‫ﻛﻠﻴﻪﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎ ﻧﺴـﺒﺖ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﻧﻤﻚ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳـﺪﻳﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﻳﻦ ﭘﺘﺎﻧﺴـﻴﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺷﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞﻫﺎﻱ

‫ﻣﻨﻔﻲ ۹۵/۰- ﻭ ۱۸/۰- ، ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻧﺪﮔﻲ ﻣﺨﻠﻮﻁﻧﻤﻚﻫﺎﻱ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳﺪﻳﻢ +ﻛﻠﺮﻭﺭ ﻛﻠﺴﻴﻢ ﺑﺮ ﺩﺭﺻﺪ ﻭ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﻤﻚ

‫ﻛﻠﺮﻭﺭﺳـﺪﻳﻢﺑﻮﺩ. ﺑﺬﻭﺭ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻧﺰﺩﻩ ﻛﻠﻴﻪ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﻣﺪﺕ ۰۲ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻛﺎﻏﺬ ﺻﺎﻓﻲﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ ﺧﻴﺲ ﺷـﺪﻩ

‫ﺑﻮﺩﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷـﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻧﺸـﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﺻﺪﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺟﺪﻳﺪ ﺍﺯ ۷۲ ﺗﺎ

‫۹۷ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﻬﺒﻮﺩﻳﺎﻓﺖ. ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎﻱ ۱۲ ‪ ۷۲۳۳ - Pﻭ ﻣﺎﺩﻳﺴﻮﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻭ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ‪ ICﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺭﺍ

 

 

 

‫ﻣﻮﺍﺩ ﻭ ﺭﻭﺵﻫﺎ

‫ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶﻫﺎﻳﻲ ﺣﺎﻭﻱ ﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ

‫ﺷــﺎﻫﺪ ﻭ ﻣﺤﻠﻮﻝﻫﺎﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲ )۷۳/۰-، ۹۵/۰- ﻭ ۱۸/۰- ﻣﮕﺎ

‫ﭘﺎﺳــﻜﺎﻝ( ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻧﻤﻚ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳﺪﻳﻢ ﻭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻧﻤﻚﻫﺎﻱ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳﺪﻳﻢ

‫+ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﻛﻠﺴــﻴﻢ ﺑﻪ ﻧﺴــﺒﺖ ﻣﻮﻟﻲ ۵ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺩﺭ ﺍﻧﻜﻮﺑﺎﺗﻮﺭ ﺑﺎ ﺩﺭﺟﻪ ﺣﺮﺍﺭﺕ ۲±

‫۰۲ ﺩﺭﺟﻪ ﺳــﺎﻧﺘﻴﮕﺮﺍﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﺮﺩﻳﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﺯﻣﺎﻳــﺶ ﺍﺯ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎﻱ ﻣﻮﻟﺘﻲ

‫ﮊﺭﻡ ﭼﻐﻨــﺪﺭ ﻗﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﻫــﺎﻱ ۹۲ ‪ ،۷۲۳۳ -P ۲۱ ، ۷۲۳۳- Pﺭﻗﻢ ﺗﺠﺎﺭﺗﻲ

‫‪ ICﻭ ﻣﺎﺩﻳﺴــﻮﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷــﺪ. ﻗﻮﻩ ﻧﺎﻣﻴﻪﺑﺬﻭﺭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺗﻌﻴﻴﻦ

‫ﺷﺪ. ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۴۲ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎ ﻫﻴﭙﻮﻛﻠﺮﻳﺖ ﺳﺪﻳﻢ

‫ﺿﺪ ﻋﻔﻮﻧﻲ ﺷــﺪﻧﺪ. ﺑﺬﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻴﭙﻮﻛﻠﺮﻳﺖ ﺳــﺪﻳﻢ ۰۱٪ ﺿﺪ ﻋﻔﻮﻧﻲ ﻭ ﺳــﭙﺲ

‫ﺗﻌﺪﺍﺩ ۰۳ ﻋﺪﺩ ﺑﺬﺭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶ )ﻭﺍﺣﺪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻲ( ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ. ﭘﺘﺮﻱ

‫ﺩﻳﺶﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۰۲ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻧﻜﻮﺑﺎﺗﻮﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ۰۲ ﺭﻭﺯ ﺑﺬﻭﺭ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻧﺰﺩﻩ ﺩﺭ ﺗﻴﻤﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻛﺎﻏﺬ ﺻﺎﻓﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ

‫ﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ ﺧﻴﺲ ﺷــﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۰۲ ﺭﻭﺯ

‫ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳــﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﺩﻥ ﺧﺮﻭﺝ ﺭﻳﺸﻪ ﭼﻪ ﺩﺭ

‫ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷــﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺭﻳﺸﻪ ﭼﻪ ﻃﻮﻝ ﺁﻥ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺳﺎﻗﻪ ﭼﻪ

‫ﻃﻮﻝ ﺁﻥ ﺑﻄﻮﺭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﺷﺪ. ﻓﺮﻣﻮﻝﻫﺎﻱ ﺯﻳﺮ ﺟﻬﺖ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺩﺭﺻﺪ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻭ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ.

‫ﺗﻌــﺪﺍﺩ ﺑــﺬﺭ/ )۰۰۱ *ﺗﻌــﺪﺍﺩ ﺑﺬﺭ ﺟﻮﺍﻧــﻪ ﺯﺩﻩ ﺗــﺎ ﺭﻭﺯ ‪ nﺍﻡ( = ﺩﺭﺻﺪ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ

‫‪* ۱۰۰) / nﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺬﺭ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﺩﻩ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ‪ nﺍﻡ( = ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ

‫‪ = nﺷﻤﺎﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ

‫ﺁﺯﻣﺎﻳــﺶ ﺑﻪ ﺻــﻮﺭﺕ ﻓﺎﻛﺘﻮﺭﻳﻞ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮﺡ ﻛﺎﻣــﻼ ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ

‫ﺗﻜــﺮﺍﺭ ﺍﺟﺮﺍ ﮔﺮﺩﻳﺪ. ﺗﺒﺪﻳــﻞ ﺯﺍﻭﻳﻪ ﺍﻱ )ﺁﺭﻙ ﺳــﻴﻨﻮﺱ( ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ

‫ﺩﺭﺻــﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻟﻴﺰ ﺁﻣﺎﺭﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷــﺪ. ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺪﺳــﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎ

‫ﺍﺳــﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺁﻣﺎﺭﻱ ‪ MSTAT-Cﻣــﻮﺭﺩ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺁﻣﺎﺭﻱ ﻗﺮﺍﺭ

‫ﮔﺮﻓﺖ. ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ ﺑﺎ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺩﺍﻧﻜﻦ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ۵ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺷﺪﻧﺪ.

‫ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻭ ﺑﺤﺚ

‫ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺣﺎﻛﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﺁﺏ،

 

‫ﻧﻮﻉ ﻧﻤﻚ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ﻣﻨﻔــﻲ ﻭ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ

‫ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺑﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ﺁﺏ ﺩﺭﺻﺪ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺖ. ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﺬﻭﺭﭼﻐﻨﺪﺭ ﻗﻨﺪ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﺷــﺪﻩ ﺑﺎ ﺁﺏ

‫ﻣﻘﻄﺮ ﻭ ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ۱۸/۰- )ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻛﻠﻴﻪ ﻭﺍﺭﻳﺘﻪﻫﺎ( ﺑﺘﺮﺗﻴﺐ ۸۸٪ ﻭ ۰۱٪ ﺑﻮﺩ

‫)ﺷــﻜﻞ ۱(. ﺩﺭ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﺷــﺎﻫﺪ، ﻭﺍﺭﻳﺘﻪ ۱۲ ‪ ۷۲۳۳ - Pﺑﺎ ۶۹٪ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺩﺭﺻﺪ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧــﻲ ﻭ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ‪ ICﺑﺎ ۸۷٪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺭﺍ ﺩﺍﺷــﺘﻨﺪ. ﺑﺎ

‫ﻛﺎﻫﺶ ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ﺁﺏ، ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ﻣﺎﺩﻳﺴــﻮﻥ ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ

‫ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴــﻪ ﺑﺎ ﺷــﺎﻫﺪ ﻛﻤﺘﺮ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺖ )ﺷﻜﻞ ۲(. ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻧﻤﻚ

‫ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻣﻨﻔﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭﻱ ﺩﺍﺷﺖ.

‫ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﺬﻭﺭ ﭼﻐﻨﺪﺭ ﻗﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻧﻤﻚﻫﺎﻱ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳﺪﻳﻢ + ﻛﻠﺮﻭﺭ

‫ﻛﻠﺴــﻴﻢ ﺩ ﺭ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ۹۵/۰- ﻭ ۱۸/۰- ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻤﺘﺮ

‫ﺍﺯ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺩﺭ ﻧﻤﻚ ﻛﻠﺮﻭﺭ ﺳﺪﻳﻢ ﺑﻮﺩ )ﺷﻜﻞ ۲(.

‫ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻧﺸــﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺷﻮﺭﻱ ﻭ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ

‫ﺑﺮ ﺳــﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺷﻮﺭﻱ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ

‫ﻛﺎﻫــﺶ ﻳﺎﻓﺖ. ﺩﺭ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﺷــﺎﻫﺪ ﮊﻧﻮﺗﻴــﭗ ۱۲ ‪ ۷۲۳۳ - Pﺑﺎ ۱۶/۵ ﺟﻮﺍﻧﻪ

‫ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﻴﺸــﺘﺮﻳﻦ ﻭ ﮊﻧﻮﺗﻴــﭗ ‪ ICﺑــﺎ ۸/۳ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺳــﺮﻋﺖ

‫ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧــﻲ ﺭﺍ ﺩﺍﺷــﺘﻨﺪ. ﺑﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ﺁﺏ، ﺳــﺮﻋﺖ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﻧﻲ ﺑﺬﻭﺭ

‫ﮊﻧﻮﺗﻴﭗ ﻣﺎﺩﻳﺴــﻮﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳــﺎﻳﺮ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﻛﺎﻫﺶ

‫ﻛﻤﺘﺮﻱ ﺩﺍﺷﺖ )ﺷﻜﻞ ۲(.

‫ﭘﺘﺎﻧﺴــﻴﻞ ﺁﺏ ﻃﻮﻝ ﺭﻳﺸــﻪ ﭼﻪ ﻭ ﺳــﺎﻗﻪ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻗــﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻣﺎ

‫ﺑﻴﻦ ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎﻱ ﭼﻐﻨﺪﺭ ﻗﻨﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭﻱ ﻣﺸــﺎﻫﺪﻩ ﻧﺸﺪ. ﺩﺭ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ

‫۷۳/۰- ﻃﻮﻝ ﺳــﺎﻗﻪ ﭼﻪ ۲۲٪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷــﺎﻫﺪ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺖ )ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻛﻠﻴﻪ

‫ﮊﻧﻮﺗﻴﭗﻫﺎ( ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻃﻮﻝ ﺭﻳﺸﻪ ﭼﻪ ۵/۶۳ ٪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻛﺎﻫﺶ ﻧﺸﺎﻥ

‫ﺩﺍﺩ. ﺩﺭ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﺗﺮ )۹۵/۰- ﻭ ۱۸/۰- ﻣﮕﺎﭘﺎﺳﻜﺎﻝ( ﺩﺭﺻﺪ ﻛﺎﻫﺶ

‫ﻃﻮﻝ ﺳﺎﻗﻪ ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻮﺩ.

‫ﭘــﺲ ﺍﺯ ۰۲ ﺭﻭﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺗﻨﺶ، ﺑﺬﻭﺭ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻧﺰﺩﻩ ﺑﻪ ﭘﺘﺮﻱ ﺩﻳﺶﻫﺎﻱ ﺣﺎﻭﻱ

‫ﻛﺎﻏﺬ ﺻﺎﻓﻲ ﺁﻏﺸــﺘﻪ ﺑﻪ ﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷــﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻬﺒــﻮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ

‫ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳــﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺍﺭﺍﻳﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺟﺪﻭﻝ ۱ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺑﺬﻭﺭﻱ ﻛﻪ

‫ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺗﻨﺶ ﺷــﻮﺭﻱ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ ، ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ

‫ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺖ )ﺍﺯ ۷۲٪ ﺗﺎ ۹۷٪(. ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ

 


 

 

[ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ] [ 10:11 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

کشت بافت

کشت سلول و بافت گياهى که با عنوانهاى کشت اين ويترو و يا کشت استريل نيز مطرح مى شود، ابزارى مهم در مطالعات پايه و کاربردهاى تجارى است. در حال حاضر به عملياتى نظير کشت سلولها، بافت ها و اندام هاى استريل و اجزاى آنها تحت شرايط مطلوب فيزيکى و شيميايى در آزمايشگاه، "کشت بافت گياهى" اطلاق مى شود.

کشت بافت = کشت درون شيشه اي

تكنيك هاي كشت بافت را عمدتا به پنج دسته تقسيم كرده اند( بر اساس نوع مواد گياهي مورد استفاده)

 

1- كشت كالوس: كشت دانه رست ها (نشاها) يا قطعات جدا كشت گياهان بر روي محيطهاي حاوي آگار كه منجر به توليد توده هاي سلولي آمورف مي گردد.

2- كشت سلول: كشت سلولها در محيطهاي مايع (بدون آگار) در ظرف هايي كه معمولا با تكان دادن تهويه مي شوند

3- كشت اندام: كشت اسپتيك ها جنين ها ، بساك ها ، تخمدان ها ، ريشه ها ، نوساقه ها يا ديگر اندام هاي گياهان برروي محيطهاي مغذي

4-كشت مريستم و ريخت زايي يا مرفوژنز: كشت اسپتيك مريستم هاي نوساقه ها يا قطعات جداكشت ديگر گياهان بر روي محيط مغذي به منظور توليد گياهان كامل

5- كشت پروتوپلاست : جداسازي اسپتيك پروتوپلاستهاي گياهان و كشت دادن آنها بر روي محيطهاي مناسب

 

نگرشي بر سوابق کشت بافت

1- تاريخچه اي از كوششهاي نخستين

در اواخر قرن 19 آزمايشاتي بر روي قسمت هايي از بافت هاي جدا شده از گياهان انجام داده اند.

در سال هاي 1853. 1878 و 1893  گزارش تشكيل كالوس بر روي برشهاي ريشه و قطعات مجزا شده ي ساقه ي گياهان انجام شد.

 در سال 1893 ريشتر آزمايش كمترين حد قابليت تقسيم قطعات مجزا شده از جوانه ها، ريشه ها و ديگر اندام هاي گياهي بدون استفاده از مواد مغذي در محيط كشت را انجام داد. وي نتيجه گرفت كه قطعات گياهي ضخيمتر از 5/1 ميلي متر توانايي رشد بيشتري روي شن مرطوب دارند و نازكتر از 5/1 ميلي متر ظاهرا قابليت رشد و نمو ندارند يعني قطعات گياهي كوچكتر از 5/1 توانايي تكثير و رشد را از دست داده اند.

ريشتر همچنين گزارش نمود كه وجود عناصر در محيط كشت باعث تحريك رشد قطعات گياهي مي شود .

 

در سال 1902 هابرلنت مفهوم كشت سلولي را ابداع کرد و اولين فردي كه سعي كرد سلولهاي گياهي جداشده را در اين ويترو بر روي يك محيط كشت مصنوعي كشت دهد.

هابرلنت بر خلاف رشينگر معتقد بود كه كوچك بودن قطعات گياهي اثري بر تكثير سلولي ندارد.

محيط كشت مورد استفاده ي وي اساسا از محلول كنوپ. آسپارژين. پپتون و ساكاروز تشكيل مي شد .

سلولهاي كشت شده به مدت چند ماه زنده بودند اما توانايي تكثير و رشد نداشتند.

شكست هابرلنت به خاطر اين بود كه از تكنيك هاي اسپتيك استفاده نكرده بود پس به علت احتمال تاثيرات ناشي از آلودگي ميكروبي در ارزيابي نتايج  دچار مشكل شد و در اين زمينه پيشرفتي نداشت.

در سال 1922 تكنيك كشت ريشه هاي جدا شده ابداع شد.

در اوايل قرن 20 علاقه و ميل دانشمندان به طرف كشت بافت هاي مريستمي كشيده شد كه اين كشت ها اولين كشتهاي اندام هاي استريل گياهي بود.

 

موارد کاربردي کشت بافت

در سال هاي بعد از 1970 مشخص گرديد كه تكنولوژي كشت بافت گياهي داراي اهميت بسزايي در كشاورزي و صنعت مي باشد.

الف- موارد كاربردي در كشاورزي: مهمترين موارد استفاده

1- تكثير غير جنسي گياهان

2- پرورش هاپلوئيد

3- توليد گياهان موتانت

4- توليد گياهان عاري از پاتوژن

5- توليد گياهان با اطلاعات ژنتيكي جديد

6- كريوپرزرواسيون يا منجمد كردن كشتهاي بافت گياهي و تاسيس بانك هاي ژني

ب- موارد كاربردي در صنعت :

كه شامل استفاده از كشتهاي سلولي معلق (كشتهاي سوسپانسيوني) كه توانايي سنتز و توليد نمودن مقادير قابل توجهي از تركيبات مفيد هستند ، مي باشد.

اين تركيبات مفيد شامل :

1- داروهاي آلكالوئيدي ضد تومور

2- تركيبات ضد ميكروبي

3- ويتامين ها

4- حشره كش ها

5- آنزيم ها

6- مطبوع كننده هاي اغذيه

7- شيرين كننده ها

 

مزاياي کشت بافت گياهي

  1- گياهان تکثير شده به روش کشت بافت از قدرت رشد بالايى نسبت به گياهانى که به روش هاى سنتى تکثير مى شوند برخوردارند.

2- ازدياد آن گروه از گياهانى که با روش هاى سنتى به سختى تکثير شده و يا از نظر اقتصادى مقرون به صرفه نيستند.

3- تکثير و توليد تعداد زيادى از کلون هاى با ژنتيک معين

4- بذور از ريسک کمترى براى جوانه زدن برخوردارند

 5- آزاد شدن از قيود اقليمى موجود از نظر فصل و زيستگاه و در تمام طول سال مى توان گياه توليد کرد.

6- حمل و نقل مواد گياهى را راحت تر مى کند    

 7- نگهدارى دراز مدت و ميان مواد گياهي

8- تکنيک هاى کشت بافت در توليد گياهان عارى از ويروس، دستکارى ژنتيکى، هيبريداسيون سوماتيکى، اصلاح نباتات و مطالعات پايه استفاده مى شوند.

 

مراحل کشت بافت گياهي

1-       انتخاب گياه مناسب

 الف- انتخاب گياه مادري: که بايد به موارد زير اشاره نمود

 ژنوتيپ، شرايط گياه (که ريز نمونه از گياهان سالم و قوي انتخاب شود)،

 عضو گياه(که مهمترين عضو مورد استفاده جوانه يا گره است)، اندازه ريز نمونه، سهولت کشت(که معمولا کشت بافت گياهاني که از طريق قلمه زني تکثير مي شوند ساده تر است)، موقعيت ريز نمونه ها در روي گياه مادري(که بهترين ريز نمونه ها ساقه ها و جوانه هاي در حال رشد است) ، بافت هاي بيمار (که بايد بافت هاي سالم را انتخاب کنيم)

ب- چرخه هاي رشد گياه: جواني / بلوغ ، رويشي / زايشي  (که جوانه هاي رويشي ارجحيت دارند)، فعال / خواب(که وضعيت هاي مختلف بر روي پاسخ به شرايط کشت اثر مي گذارد)

پ- وضعيت فيزيولوژيکي: که گياه با تغيير شرايط فيزيولوژيکي داخل بافت به تغييرات شرايط رشد پاسخ مي دهد بدنبال آن نتايج نهائي تغييرات حاصل از شرايط  خارجي ممکن است تحت تاثير شرايط فيزيولوژيکي فعلي داخل بافت قرار گيرد، که از تغييرات فيزيولوژيکي مي توان به موارد زير اشاره کرد:

هورمون هاي گياهي (مثل اکسين، سيتوکنين، جيبرلين و ..........) وضعيت تغذيه(که در آن تمام عناصر ضروري که بطور طبيعي در خاک هستند را بايستي به طور مساوي در محيط کشت قرار داد) خواب ، نور(که منبع انرژي براي فتوسنتز است و اثرات مختلفي بر روي محيط کشت دارد)تنش آب  (که باعث خواب يا استراحت يا پژمردگي گياه مي شود)

2-       ايجاد کشت عاري از بيماري: ضد عفوني کردن ، حذف ويروس ، محيط هاي کشت اوليه  ، شرايط کشت ، مشاهده و انتقال

3-       تکثير

که از انواع تکثير مي توان به الف- نو ساقه هاي نابجا : در بسياري از گونه ها ، مي توان تشکيل اندام هاي گياهي مثل ريشه ، نوساقه يا پياز را روي بافت هايي که در حالت عادي چنين اندام هايي را توليد نمي کنند ، تحريک نمود.

ب- جنين زايي سوماتيکي(غير جنسي) :

بيشترين پتانسيل تکثير کلوني از طريق جنين زايي سوماتيکِي انجام مِي شود که طِي آن يک تک سلول جدا شده و منفرد مي تواند ابتدا يک جنين و سپس ِيک گِياه کامل تولِيد کند.

4-       رشد طولي

     که ايد جيبرليک ممکن است که رشد طولي را تحريک نمايد.

5-       تشکيل ريشه

     نوساقه هاي طويل شده را يا مي توان در شرايط درون شيشه اي ريشه دار کرد و يا اينکه آنها را به عنوان ريز قلمه در نظر گرفته و در شرايط غير استريل کشت نماييم . بعضي از اين نوساقه ها را مي توان جهت تکثير مجدد کشت ، قطعه قطعه نمود.

6-       کشت در محيط خارج

نوساقه هاي چه به صورت ريز قلمه و چه به حالت گياهک هاي ريشه دار ، پس از انتقال به خاک ، باتغييرات قابل ملاحظه ي محيطي مواجه مي شوند و در معرض تنش هاي شديد قرار مي گيرند ، مگر اينکه از قبل پيش بيني هاي لازم به عممل آمده باشد. اغلب در کشت بافت ، اين مرحله به عنوان يک مرحله ي بحراني محسوب مي شوند و مي تواند با تلفات سنگيني همراه باشد.شرايط درون شيشه اي شامل رطوبت نسبي بالا ، عاري از عوامل بيماري زا ، تامين مواد غذايي در حد مطلوب ، شدت نور پايين ، تامين ساکاروز و يک بستر جامد يا مايع است . گياهان توليد شده با اِين شراِيط خارج سازگار  شده اند . گياهک هايي را که در شرايط درون شيشه اي به شرايط درون شيشه اي به دست آمده اند ، بايد با شرايط خارج سازگار کرد.

 

امکانات لازم جهت کشت بافت گياهي

يک ازمايشگاه کشت بافت بايد موارد زير را شامل شود:

1- امکاناتي براي تهيه ي محيط کشت، استريل نمودن، ذخيره ي مواد شيميايي، آماده نمودن گياهان براي کشت در شرايط عاري از ميکروارگانيسم ها

2- اتاقک تميز(لامينار)، براي انجام کار در شرايط عاري از ميگروارگانيسم ها

3- اتاق هاي رشد براي رشد گياهان تحت شرايط کنترل شده

4- امکانات ميکروسکوپي براي بررسي و ارزيابي کشت ها

 

 

 

فنون لازم جهت کشت بافت گياهي

1- شستشوي ظروف : که تمام ظروف لازم را بايد قبل از استفاده به طور کامل شسته شوند و بعد خشک کرد در اتاقک هاي تميز نگهداري کرد.

2- تهيه ي محيط هاي کشت

3-       ضد عفوني مواد گياهي : از دو روش جهت کاهش آلودگي  کشت مي توان استفاده کرد  الف- روش هاي فيزيکي  ب- روش هاي شيميايي: مثلا استفاده از محلول هيپو کلرايت سديم

     4- استريل کردن ظروف شيشه اي و وسائل:

     با استفاده از در قرار دادن در معرض UV ، استفاده از محلول هاي ضد عفوني کننده سطحي با اتوکلاو ، استفاده از حرارت خشک در آوند در درجه حرارت 180 درجه ي سانتيگراد به مدت حداقل 3 ساعت

·          ظروف پلاستيکي بايد در اتوکلاو استريل شوند(تحمل نکردن دماي زير 180ْ)

·          وسائلي مانند اسکالپل، قيچي، پنس، پتري و کاغذ صافي ..... را بايد ابتدا در کاغذ آلومينيم پوشانده بعد با استفاده از حرارت خشک استريل کرده تا بعد از خنک شدن آلوده نشوند

 

ترکيبات محيط هاي کشت گياهي

1- عناصر معدني

2- عناصر غذايي آلي:

 مثل ويتامين ها از جمله تيامين و اسيد نيکوتينيک ، پيريدوکسين و اينوسيتول همچنين شير نارگيل ، آب پرتقال ، موز و .......

3- کربن (معمولا ساکاروز)

4- آگار: بعضي از گياهان يا بافت ها ي آنها در محيط کشت مايع کشت مي شوند. اين محيط کشت ممکن است ساکن باشد و يا اينکه معمولا توسط يک همزن تکان داده شود. اکثر بافت هاي روي محيط کشت جامدي کشت مي شوند که توسط آگار يا جانشين آن مانند ژلرايت يا فيتاژل ، ژله اي شده باشد.

  5- PH : که معمولا بين 6/5 تا 8/5 تنظيم مي شود.

6- تنظيم کننده هاي رشد : مثل اکسين که طويل شدن و رشد سلولي ،  تقسيم سلولي ، تشکيل کالوس و تشکيل ريشه هاي نابجا را تحريک مي کند و از نمو جوانه هاي جانبي و تشکيل جنين هاي سوماتيکي بر روي کالوس جلوگيري مي کنند.

سيتوکنين که در کشت بافت گياهي نقش سيتوکينين ها در تحريک نمو جوانه جانبي از طريق کاهش غالبيت انتهايي بسيار با اهميت است . سيتوکنين ها در حضور گرما پايدار هستند و ممکن است که قبل از اتوکلاو کردن به محيط کشت اضافه شوند.

 اسيد جيبرليک به ندرت استفاده مي شود و ناپايدار به گرما و نمي توان اتوکلاو کرد پس از طريق فيلتراسيون استريل مي گردد. اسيد آبسزيک اغلب استفاده نمي شود. اتيلن که در غلظت بالاتر باعث تحريک پر آب شدن بافت هاي گياهي مي شود. آدنين که مکررا استفاده مي شود. زغال فعال که در غلظت هاي بين 2/0 تا 3% استفاده مي شود و جذب مواد سمي داخل محيط هاي کشت.

7-       آب مقطر

 

تهيه محيط کشت MS

يکي از بهترين محيط کشت ها است. راحت ترين راه تهيه ،  خريد محيط هاي کشت آماده تجاري است.

تهيه يک ليتراز اين محيط کشت از محيط هاي آماده ي تجاري:

 حل کردن محتويات پاکت در 600 ميلي ليتر آب مقطر + ترکيبات مورد نياز محيط کشت (که قبلا به آن اشاره شده) + در صورت نياز سيتوکنين ها و يا اکسين + ساکاروز(30 گرم بر ليتر)تا حجم را به يک ليتر برسد.

آگار به مقدار 10-6 گرم بر ليتر را به آن اضافه کرده و با يک هيلتر همزن گرم مي کنيم تا به طور حل شود .

در پايان توزيع در ظروف مناسب ، اتوکلاو نموده سپس خنک مي کنيم .  

Ph  را با استفاده از KOH . HCLرا روي 8/5 تنظيم کرده

 

 

 

جنبه هاي تجاري کشت بافت

از عمده ترين دلايل سود آوري پايين شرکتهاي کشت بافت گياهي:

1- عدم وجود تخصص لازم

2- ناکافي بودن تجهيزات و امکانات

3- مديريت و مهارت هاي تجاري ضعيف

4- محصولات نامرغوب

5- عدم وجود مهارت هاي بازاريابي

6- هزينه هاي بالاي کشت بافت تجاري

 

 

 

 

 

منابع

1- کشت بافت گياهي ،اکرم م . تاجي – ويليام ا. داد – ريچارد ا . ويليلمز  انتشارات: سازمان بسيج دانشجويي 1382

2- مباني کشت بافت گياهي،دکتر سليمان افشاري پور انتشارات:دانشگاه علوم پزشکي اصفهان

3- سايت   

 

  

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه دهم خرداد 1389 ] [ 11:37 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

سیاهک :

راسته
Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان  

  قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور

 برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه

 این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت

 غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که

 در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه

 در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با

 اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود

 می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای

 که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک

 معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و

 گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای

سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.

بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر

 روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک

 که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد

 تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال

 بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است.

 مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله

Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و

 گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا

شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی

 جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین

 می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری

 قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به

 این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی

 گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو

گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند.

 این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می

 بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به

 علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو

 نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای

 تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع

 برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در

 افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.

برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده

 نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی

 ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا

 سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند

 مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری

 را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند

 ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ

 بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.

با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل

 سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری

 عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است

 روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل

 بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت

 غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه

 های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.

خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به

 Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می

 کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با

حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه

 حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز

 معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر

 منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.

گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند

 واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس

 Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در

 مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم

 غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.

خصوصیات عمومی سیاهکها :

قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و

 در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از

 گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی

ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در

 بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در

 بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و

 به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها

مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی

 کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می

 کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم

 است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و

 شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای

سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو

هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند

 هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند،

در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه

 ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد. در بعضی موارد دو هسته

 ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته

 در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی

ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می

 نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای

سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای

 در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید.

 رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می

 شوند.

دوهسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می

شوند، به هر حال مرحله دوهسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در

 محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و

 سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل

 می دهند.

تلیوسپورها و تکثیر :

تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال

استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori)

 نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه

 ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها

در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی

 توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان

ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند.

 این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با

گونه U.striiformis واقع می شود.

در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و

 متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با

U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می

یابند.

در تعداد کمی جنس مثل
Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های

 Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و

 ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با

 وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد

 تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد .

 این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و

بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک

 میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها

سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک

درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.

بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های

دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل

 تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر

 می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد

 میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود.

خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی

 راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم

است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن

 وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و

 بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه

 ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ

 توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است

 ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با

 هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای

 جنسی یا سترون متفاوت است.

تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند،

 جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده

 و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی

 گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی

 گونه های جنوب لازم نبوده است.

علاوه بر حرارت، رطوبت،
PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است

 در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.

قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که

این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط

 محیطی بستگی دارد. برای مثال ممکن است میسلیوم اولیه یک شاخه یا

 چند شاخه و بند دار و بدون بند باشد. در بعضی موارد تعداد کمی و یا هرگز

 بازیدیوسپور تشکیل نمی شود و میسلیوم اولیه ممکن است ریسه

دوهسته ای آلوده کننده تشکیل دهد. معمولا بازیدیوسپورها به صورت جانبی

 و یا انتهایی تشکیل می شود و اصولا ممکن است بازیدیوسپورها از تعدادی

 کنیدی که به اسپوریدی ثانویه برمی گردد، و به وجود آید. اگر این نوع

بازیدیوسپور در محیط کشت مغذی جایگزین شود با جوانه زنی چند جمعیت

 تشکیل می دهند و مرحله جور هسته چرخه زندگی سیاهک مشاهده می

 شود.



نفوذ قارچهای سیاهک به گیاهان میزبان:

با اینکه در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومهای اولیه قادرند گیاهان میزبان

 راآلوده کنند، به طورکلی به نظر می رسد بازیدیوسپور و اسپوریدیهای ثانویه

 اولین عوامل آلودگی هستند و لذا بیشترین اهمیت را دارند. اندازه کوچک و

 انتقال طبیعی بازیدیوسپورها و اسپوریدیها مطالعات جریان نفوذ را مشکل

نموده است و لذا جزئیات نسبتا کمی از اهمیت این حادثه دانسته شده

است. با اینکه جنسهای زیادی در مورد چگونگی داخل شدن قارچهای

سیاهک به درون میزبان وجود دارد، بسیاری از این اخبار در تضاد هستند و

تعداد کمی با میکروسکپ الکترونی و نوری پیشرفته تائید می شوند و در

 نتیجه خیلی مطالب برای یادگیری جنبه های زیست شناسی راسته

Ustilaginales باقی مانده است.

در مورد سیاهک هندی گندم به وسیله
T.indica شواهد قوی تهیه شده

است به گونه ای که جوانه زنی اسپوریدی ثانویه از طریق روزنه های

استومات روی پوشینه (گلوم و گلومل) داخل میزبان می شود.

خانواده یوستیلاجیناسه (
Ustilaginaceae) :

اعضای این خانواده میسلیوم اولیه بند تولید می کنند و بازیدیوسپورهای

جانبی و هم انتهایی تشکیل می شود. میسلیوم اولیه از تلیوسپورها که

 بزودی پس از تشکیل و فقط بعد از یک دوره خواب جوانه می زنند به دست

 می آیند. در بعضی گونه ها میوزها در تلیوسپور وقوع می یابد و هسته به

 طرف میسلیومهای اولیه حرکت می کند و جداره ها سلولها را از هم جدا می

 کند و میسلیومها چند سلولی و چند هسته ای می گردند.

خانواده
Ustilaginaceae شامل تعدادی گونه مهم اقتصادی است و برای

 مثال گونه Ustilago avenae عامل سیاهک آشکار یولاف، گونه U.nuda

عامل سیاهک آشکار جو، گونه U.tritici عامل سیاهک آشکار گندم و گونه

 U.maydis عامل بیماری سیاهک ذرت می باشد. علاوه بر اهمیت اقتصادی

 گونه ها، بعنوان عوامل قابل استفاده در تجزیه آزمایشی و آزمایشگاههای

ژنتیکی به کار می روند. مراحل جور هسته و هاپلوئید گونه U.maydis به

راحتی در محیط کشت ساده و اراضی کشت رشد می کنند. با تلقیح برگهای

 جوان به وسیله اسپوریدی ممکن است کمتر از دو هفته تلیوسپورها به

دست آیند و تلیوسپورها قابل جداسازی خواهند بود.

بیماری سیاهک ذرت به وسیله تولید انواع گالها در اندازه های مختلف تشریح

 می شود. عامل بیمارگر در نهایت تلیوسپورهای سیاه و پودری تولید می

کند. هنگامی که جنین آلوده می شود بیشتر خسارت روی میزبان انجام می

 شود، معمولا آلودگی در خوشه، کاکل، برگهای جوان ریشه های میزبان

 ایجاد می شود.

خانواده تیلشیاسه (
Tilletiaceae) :

روش جوانه زنی اعضای این خانواده با آنچه در خانواده
Ustilaginaceae رخ

 می دهد متفاوت می باشد.

از اعضای شناخته شده خوب در این خانواده جنس
Urocystis می باشد.

گونه های این جنس اسپورهای توپی دائمی دارند و لایه بیرونی در سلولهای

 سترون خواهند داشت و با یک یا چند تلیوسپور احاطه می گردند. گونه

U.cepulae عمومی است و بعضی مواقع عامل بیماری در پیازها می باشد،

 جنس Entorrhiza وابسته به خانواده Tilletiaceae بوده ولی خیلی کوچک

 است. اعضای این جنس در خانواده های Cyperaceae , Juncaecceae

آلودگی ریشه ایجاد می کنند. تنها ظهور بیماری تولید تورم گال شکل روی

 ریشه می باشد.

 

[ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 12:53 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Introduction

Take-all Patch is a disease caused by the fungus Gaeumannomyces graminis. Bentgrasses (Agrostis spp.) are the most frequently injured species and may be killed by this pathogen. Bluegrasses (Poa spp.) and fescues (Festuca spp.) are sometimes attacked, but those grasses usually do not sustain severe infections and are more likely to survive under conditions where bentgrasses are killed.

Golf course putting greens or bentgrass fairways are the sites where this disease is most likely to occur. Newly seeded sites tend to be most susceptible to this fungus, especially where bentgrass in being established on soil with a high pH. The problem has been known to occur on where turfgrass is planted on recently cleared forest sites, soils with a high sand content, or soil that has been recently fumigated. it may also occur where a site has been recently or heavily limed or where. Over time (several years), this problem often disappears. It is thought that as other organisms build up in the soil, they out-compete this pathogen.

Symptoms

Symptoms of Take-all are most likely to appear in late spring as small sunken, water-soaked patches of turfgrass. Where turfgrass is stressed, the affected grass may initially appear red-brown before dying and turning a dull brown color. The roots and crown of infected plants become dark brown to black.


Click to view the larger image
Figure 1: Symptoms of Take-all Patch on turfgrass.

 

Click to view the larger image
Figure 2: Dark mycelium in roots of plants infected with Take-all Patch fungus.

Small circular areas of dull brown grass continue to expand throughout the growing season, spreading in size up to about 1 meter in diameter. Where mixed with other species such a bluegrasses or fescues, as the infected bentgrass dies out and the patch expands, the center often becomes dominated by the other grass species, giving it a frog-eye" appearance. In pure bentgrass plantings, all of the grass may be killed leaving behind a circular area of dull brown grass that does not quickly recover.

Disease Cycle

The fungus overwinters as mycelium in the thatch layer or on the tissues of perennial grass species. The fungus spreads by mycelium growing from one plant to another, invading the roots and crown of susceptible hosts. The fungus produces perithecia in the fall on infected plants. Ascospores from the perithecia may cause infection of aboveground parts in the spring, but this is probably rare. Symptoms begin to show up as the weather becomes warmer and drier.

Click to view the larger factsheet

 

Disease cycle for Take-all patch (caused by Gaeumannomyces graminis) (adapted from Asher and Shipton, 1981 and provided by APS Press, Compendium of Turfgrass Diseases, 2nd Edition)

Management Strategies

This disease may be difficult to manage, but correcting cultural, drainage and/or nutritional needs may help. If a soil test shows that nutrients such as potassium or phosphorus are low, then application of fertilizers containing these nutrients may help. Otherwise, use a fertilizer that had acidifying properties (ammonium sulfate, etc.). Avoid applying additional lime, but if necesary, use a coarse grade of lime that will not produce a quick or drastic change in the soil pH.

In addition to a high pH level in the soil, other factors that favor this disease include poor drainage or excessive irrigation that produces high soil moisture. Water deeply but infrequently when needed, and check the pH of the water and any top dressings that are used on the site to avoid raising the pH. Minimizing the pH (keeping it below 5.5) will help to minize the disease.

Some fungicides may be available to help manage this disease, but cultural practices should be corrected as well, and any other disease problems should be brought under control. Heritage is registered to help treat this problem in New York State. Some fenarimol products may also be used by professional applicators to treat golf course turf.

[ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 12:34 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Loose Smut

PCR De

 

Loose Smut

Loose smut

Loose smut

PCR Detection of Ustilago nuda in Barley Seed

Loose smut of barley (Ustilago nuda), although not a major pathogen in the UK, can cause significant loss of yield in infected crops and can spread rapidly to uninfected plants once the spores produced on the smutted heads are released. The wind-blown spores invade healthy barley florets where they eventually produce a dormant mycelium in the embryo of the developing grain.

For seed certification purposes, the incidence of Ustilago infection in barley seed needs to be detected to a limit of 0.2%. By current methods this is achieved by extracting, staining and examining 1000 embryos per sample; a process that is extremely time consuming and costly. Seed merchants tend to test only a proportion of lots, but nearly all seed receives a prophylactic treatment to control the disease whether it is present or not. In order to reduce prophylactic use and target treatments where needed, there is a need for a sensitive, rapid detection and quantification method in order to increase the throughput of samples, and reduce the costs

of testing.

 

 

Results

Loose smut

Primers Uh 1 and Uh 4 can amplify the Ustilago-specific DNA extracted from a highly infected (68%) seed lot. Amplification was still possible after diluting the DNA 1 in 2000, suggesting that levels of infection below 0.1% should be detectable.

The threshold of detection from seed with low levels of infection using the bulk seed extraction method was around 1%.

In order to investigate whether DNA could be extracted from embryos rather than whole seeds, which would significantly reduce the bulk of the material in the extraction process, DNA was isolated from individual embryos of a 58% infected seed lot at various stages of preparation of a standard embryo extraction procedure. As expected, around half of the embryos were positive up to stage 3 of preparation but none after stage 4.

Conclusions

Ustilago infection of barley seed can be readily detected by PCR using primers Uh 1 and Uh 4 when the seed has a high level of infection. However, a better DNA extraction method is needed in order to detect the required limit of 0.2%. This may be achieved by extracting the DNA from embryos rather than whole seed, combined with dilution of the DNA to reduce possible inhibitors in the extraction.tection of Ustilago nuda in Barley Seed

Loose smut of barley (Ustilago nuda), although not a major pathogen in the UK, can cause significant loss of yield in infected crops and can spread rapidly to uninfected plants once the spores produced on the smutted heads are released. The wind-blown spores invade healthy barley florets where they eventually produce a dormant mycelium in the embryo of the developing grain.

For seed certification purposes, the incidence of Ustilago infection in barley seed needs to be detected to a limit of 0.2%. By current methods this is achieved by extracting, staining and examining 1000 embryos per sample; a process that is extremely time consuming and costly. Seed merchants tend to test only a proportion of lots, but nearly all seed receives a prophylactic treatment to control the disease whether it is present or not. In order to reduce prophylactic use and target treatments where needed, there is a need for a sensitive, rapid detection and quantification method in order to increase the throughput of samples, and reduce the costs of testing.

Loose smutResults

Primers Uh 1 and Uh 4 can amplify the Ustilago-specific DNA extracted from a highly infected (68%) seed lot. Amplification was still possible after diluting the DNA 1 in 2000, suggesting that levels of infection below 0.1% should be detectable.

The threshold of detection from seed with low levels of infection using the bulk seed extraction method was around 1%.

In order to investigate whether DNA could be extracted from embryos rather than whole seeds, which would significantly reduce the bulk of the material in the extraction process, DNA was isolated from individual embryos of a 58% infected seed lot at various stages of preparation of a standard embryo extraction procedure. As expected, around half of the embryos were positive up to stage 3 of preparation but none after stage 4.

Conclusions

Ustilago infection of barley seed can be readily detected by PCR using primers Uh 1 and Uh 4 when the seed has a high level of infection. However, a better DNA extraction method is needed in order to detect the required limit of 0.2%. This may be achieved by extracting the DNA from embryos rather than whole seed, combined with dilution of the DNA to reduce possible inhibitors in the extraction.

[ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 12:24 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

كنه‌ها(Acari)

 

كنه­ها متعلق به زير رده آكاري(Acari) بوده و به همراه رتيل­­ها و عنكبوت­ها رده (Arachnida) را بوجود مي­آورند. كنه­ها يكي از بزرگترين گروه‌هاي بندپايان مي­باشند كه به فراواني در طبيعت مشاهده مي­شوند. حدود سي هزار گونه­ از اين بندپايان در دنيا شناسايي شده­اند و تقريباً بيش از پانصد هزار گونه ديگر همچنان ناشناخته باقي مانده‌اند.
اندازه كنه­ها متفاوت است مثلاً كنه­هاي خانواده تارسونميده(Tarsonemidae) فقط چند ميكرون و كنه‌هاي بسيار بزرگ خانواده ايكسوديده (Ixodidae) اندازه‌اي حدود صد ميكرون دارند كه در روي دام­ها از خون آن‌ها تغذيه مي­كنند.
كنه­ها شامل گروه‌هاي آبزي و خشكي‌زي هستند. كنه­هاي خشكي‌زي در داخل خاك با جمعيت بسيار بالا ديده مي­شوند و از مهم‌ترين بندپايان هستند. تعدادي از كنه­ها بخشي از زندگي خود را بصورت پارازيت مي‌گذرانند و ممكن است انگل بندپايان يا مهره­داران باشند. البته تعداد كمي هم بصورت انگل داخلي در داخل بدن حشرات و مهره­داران فعاليت مي­كنند.
تعدادي از كنه­ها شكارگر و پِرداتور(Predator) هستند و در داخل خاك روي گياهان از ساير كنه­ها مخصوصاً از كنه­هاي گياهخوار و تخم حشرات كوچك تغذيه مي­كنند. به عبارت ديگر تعدادي از گونه­هاي شكارگر در داخل خاك از انواع حشرات كوچك و ساير كنه­ها، نماتودها و تخم مگس­ها تغذيه مي­كنند و جزء موجودات بسيار مفيد به حساب مي­آيند
تعداد زيادي از كنه­ها هم گياهخوار هستند. با كليسرهاي نيرومندي كه دارند بر روي گياهان خراش­هايي ايجاد مي­كنند و از كلروپلاست، مايع و شيره گياهي تغذيه مي­كنند. همچنين تعدادي از گونه‌هاي گياهخوار در محيط‌هاي انباري از غلات، خشكبار و برخي ديگر از غده­هاي گياهان زينتي تغذيه مي­كنند.

كنه­هاي خانواده فيتوزئيده(Phytoseidae) شكارگر هستند كه براي كنترل كنه­هاي گياهخوار بر روي گياهان زينتي در شرايط گلخانه­اي زندگي مي‌كنند. هم‌چنين در بسياري از نقاط دنيا بصورت تجارتي و انبوه توليد مي­شوند و در گلخانه­ها رها سازي مي­شوند.

سيستم توليد مثل در كنه­ها غالباً دو جنسي است و اكثر كنه­ها تخم گذار هستند گرچه تعدادي كنه زنده‌زا نيز مشاهده شده است.
تعدادي از كنه­ها بكرزا هستند كه توليد نتاج نر و ماده مي­كنند، البته در كنه­هايي مثل كنه تيترانيكوس اورتيكا (Tetranychus urticae) كه از مهم‌ترين كنه­ها و نيز جزء آفات بسيار مهم گياهان زينتي است بعد از جفت­گيري، تخم­هاي بارور توليد افراد نر و ماده مي­كنند و تخم­هايي كه بارور نشوند صرفاً توليد افراد نر خواهند كرد.

 

راسته پروستيگماتا (Prostigmata)

 

راسته پروستيگماتا (Prostigmata) در برگيرنده برخي از مهم‌ترين كنه­هاي گياهخوار است كه به آنها پلنت فيدينگ اسپايدر مايت (Plant feeding spider mite) يا كنه­هاي تارتَن اطلاق مي­شود. اين كنه‌ها از گياهان مختلف تغذيه مي­كنند و تعدادي از گونه­هاي آن‌ها از مهم‌ترين آفات گياهان به حساب مي­آيد.  

راسته پروستيگماتا در برگيرنده سه خانواده مهم در روي گياهان زينتي بوده كه عبارت است از:

1.     تترانيكيده(Tetranychidae)
2. تارسونميده (Tarsonemidae)
3. اريوهيده (Eryohidae) در خانواده تترانيكيده گونه تترانيكوس ­اُرتيكه(urticae Tetranychus) يا كنه تارتَن دو لكه‌اي يكي از مهم‌ترين گونه­هاست كه بر روي گياهان زينتي در همه جاي دنيا ايجاد خسارت مي­كند.
اين كنه تخم­هاي خودش را به قطر حدود 14/0 ميليمتر در روي سطح برگي گياهان قرار مي­دهد و همانند بسياري از كنه­ها داراي چندين مرحله‌ي رشد از جمله تخم، لارو، پروتونيمف (Protonymph)، تريتونيمف (Tritonymph) و مرحله بالغ مي­باشد.
در كنه­هاي نر عموماً انتهاي شكم باريك و كشيده است در حاليكه در كنه­هاي ماده انتهاي شكم تقريباً حالت گرد دارد. ماده‌ها با ترشح فرومون كنه‌هاي نر را به سمت خود جذب كرده و جفت­گيري مي‌كنند. سپس كنه­هاي ماده شروع به تخم ­ريزي در سطح برگ گياهان مي­كنند. در 20 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي حدود 40-30 % هر كنه ماده در هر روز حدود 7 تا 8 تخم مي­گذارد و با افزايش رطوبت نسبي محيط، ميزان تخم­گذاري آن‌ها كاهش پيدا مي­كند.
سيكل زندگي كنه­ها بر حسب دما بسيار متفاوت است. مثلاً در 30 درجه سانتي‌گراد دوره رشدي اين كنه­ها حدود 4 الي 5 روز خواهد بود در حاليكه در 15درجه سانتي‌گراد دوره رشدي آن‌ها حدود 30 روز به طول مي­انجامد.
كنه­ها بوسيله كليسر­هاي نيرومندي كه دارند از كلروپلاست و شيره گياهان تغذيه مي­كنند. لكه‌هاي زرد رنگي بر روي برگ­هاي گياهان ايجاد كرده و در تراكم­هاي بالا باعث خشك شدن برگ­ها مي‌شوند. بنابراين وقتي كه جمعيت آن‌ها بر روي گياهان افزايش پيدا كند به قسمت­هاي فوقاني بوته­ها و گل‌هاي زينتي مهاجرت مي­كنند و تارهاي زيادي را بوجود مي­آورند، به همين دليل به آن‌ها اسپايدر مايت (Spidermite) گفته مي­شود.
در شرايط طبيعي عموماً زمستان گذراني كنه­ها به صورت تخم است ولي در شرايط گلخانه­اي در تمام سال فعاليت بكنند.  

كنه‌هاي تار عنكبوتي


چهار گروه از كنه‌ها در گلخانه مهم هستند: 1ـ كنه‌هاي تار عنكبوتي (كنه دو نقطه تار عنكبوتي) 2ـ كنه تار عنكبوتي كاذب يا كنه پهن 3ـ كنه‌هاي پهن و Cyclamen 4ـ كنه‌هاي جوانه، گ الزا، زنگسار يا كنه‌هاي اريونيد



شناسايي

1ـ كنه دو نقطه تار عنكبوتي: اين نوع كنه‌ها داراي تخمهاي كروي هستند كه رنگشان زرد كمرنگ متمايل به قرمز است در سطح زيرين برگها تخمگذاري مي‌كنند. در بدن پوره‌ها و حشره‌هاي بالغ در نقطه برجسته برنگ سبز متمايل به قهوه‌اي ديده مي‌شود. اين كنه‌ها تارهايي را براي محافظت خودشان مي‌تنند. خسارتشان شامل نقاط برنزه بر روي برگهاست.

2ـ كنه‌هاي تار عنكبوتي كاذب يا كنه‌هاي صاف: اين نوع كنه‌ها چرخه زندگي طولاني‌تري را نسبت به كنه‌هاي دو نقطه تار عنكبوتي دارند. تخمهايشان به رنگ قرمز براق و بيضي شكل است كه در هر دو سطح برگ و بصورت دسته جمعي تخمگذاري مي‌كنند. كنه‌هاي بالغ قرمز و سياه هستند و تار توليد نمي‌كنند. خسارت آنها شامل نقاط نقره‌اي روي برگ است اما ساقه‌ها هم برخي اوقات مورد حمله قرار مي‌گيرند.

3ـ كنه‌هاي پهن: (Broad mites) اين نوع كنه‌ها (شكل شماره 2) تخمهايشان را با تعداد زيادي برجستگي يا مفصل توليد مي‌كنند.

كه در زير ميكروسكوپ بشكل جواهرآلات بنظر مي‌رسند. پوره‌ها در ميان درز و شكافهاي برگها و گياهان مي‌مانند. پس از مقداري رشد پوره‌ها وارد يك مرحله ساكن از چرخه زندگي مي‌شوند. ماده‌ها در ابتداي ظهور بسيار شفاف و براق هستند اما پس از مدت كمي كاهي رنگ مي‌شوند و يك برجستگي نواري شكل سفيد رنگ در پشت بدن ‌آنها ظاهر مي‌شود.

خسارت آنها در سطح زيرين برگهاي جوان ديده مي‌شود كه لبه برگها بحالت كنگره‌دار درمي‌آيد و شبيه به علائم خسارت فيزيولوژيك است.

اين كنه‌ها تخمهايشان شفاف و دوكي شكل است. در سنين پورگي بدن در پشت پاهاي سوم جمع شده خسارت باعث بد شكل شدن جوانه‌ها مي‌شود و اين كنه‌ها را نمي‌توان بر روي سطح باز برگها يافت. اين كنه‌ها به گل داوودي حمله نمي‌كند. (شكل 2)

4ـ بدن كنه‌هاي جوانه و زنگار يا كنه‌هاي اريوفيد كشيده و مخروطي شكل است و در دو انتهاي آن تيز شده و داراي پاهاي بسيار كوتاه هستند. (شكل 3). خسارت ‌آنها شامل توليد گال ، بد شكل كردن يا رنگ پريده كردن بافت گياه است.

روشهاي Monitoring: كنه‌ها بسيار كوچك هستند و ديدن آنها با چشم غير مسطح بسيار مشكل است. استفاده از يك عدسي 10 X قابليت شما را براي ديدن اين آفات و تخمهايشان افزايش مي‌دهد. كنه‌هاي تار عنكبوتي را مي‌توان بوسيله آثار خسارت خود كنه‌ها و يا علائم و نشانه‌هاي هجوم كنه مثل پوسته‌هاي حشره يا تار عنكبوت مشخص كه ايجاد مي‌كنند، تشخيص داد. كنه تار عنكبوتي براحتي قابل مشاهده است. قطعات دهاني آنها بسيار كوچك است كه Chelicerae براي ايجاد سوراخ در سلولها و Palpi براي مكيدن شيره آنها استفاده مي‌شود. نتيجه اين فعاليت ايجاد گروههاي كوچك از سلولهاي خالي است كه از دور بصورت لكه‌هاي تيره بنظر مي‌رسند. اين لكه‌ها پس از مدتي برنگ قهوه‌يا يا برنز درمي‌آيند. برگهاي آلوده شده ظاهري برتري پيدا مي‌كنند با توجه به اينكه بيتش راين خسارات در اطراف رگبرگهاي اصلي ديده مي‌شود. به ترين روش ديدن كنه‌ها، تخمها و پوسته‌هايشان بررسي تصادفي سطح زيرين برگها مي‌باشد. همچنين بوسيله روش تكاندن كه در آن بخشهاي گياه بر روي يك تكه كاغذ يا كارت سفيد تكانده مي‌شوند تشخي صداد. بدين ترتيب كنه‌هاي ريخته شده بر روي كاغذ را از روي حركتشان مي‌توان تشخيص داد.

اين روش بويژه براي گياهان هميشه سبز يا گياهان كوچك برگ بهتر جواب مي‌دهد.

كنترل زراعي

برخي از فعاليتها در گلخانه باعث جلوگيري از طغيان كنه‌ها مي‌ِوند. استفاده از گياهان غير الوده و بدون آفت و بريدن قسمتهاي آلوده الزامي است. دانستن اطلاعات كافي در مورد گونه‌ها / واريته‌هاي قابل طغيان مي‌تواند به كشاورز در اجتناب از كاشت آن گياهان يا آگاهي از گياهان مستعد بعنوان گياهان شاخص كمك كند. استفاده از روشهاي آبياري نيز مي‌تواند روي جمعيت كنه‌ها مؤثر باشد. استرس كم آبي بهترين روش براي جلوگيري كنه‌هاست در حاليكه سيستم آبياري (آبپاشي) از بالا مناسب جلوگيري از طغيان كنه‌ها نيست.



كنترل بيولوژيك

تعدادي گونه شكارچي عليه كنه‌هاي تار عنكوبي در گلخانه در دسترس مي‌باشد. گونه‌هاي Phytoseiulus Persimilis، Mesoseiulus longipes، (Galendromus Occidentalis) و Neoselius Californicus، (Amblyseius Californicus) در بازار تحت نام تجاري Spidex® (بصورت بطري) و Spidex-Plus® (بصورت كيسه‌هاي كاغذي) اين شكارچي‌هاي كنه خواص بي‌نظيري دارند. بعنوان مثال M.occidentalis مي‌تواند دامنه بزرگ يا رطوبت و بخار را مي‌تواند تحمل كند و يا برخي از گونه‌هاي ديگر مي‌توانند سمومي مثل azinphosmethyl (Guzathion®) و Carbaryl (Sevin®) را تحمل كنند. گونه M.longipes شرايط گرم و خشك را بهتر مي‌تواند تحمل كند. گونه M. Californicus در تراكم كمتر كنه‌هاي تار عنكوبتي بهتر مي‌تواند زندگي كند و در دوره طولاني‌تري با كنه‌ها مبارزه مي‌كند.

بكارگيري چندين گونه از شكارچي‌ها نتيجه بهتري را دربر خواهد داشت. بهترين راه كاربرد اينست كه اين شكارچي‌ها را بصورت پيشگيرانه و در چندين مقطع زماني قبل از تشخيص اولين آفات يا خسارت آنها در گلخانه رهاسازي كرد. گهگاه از آنها براي پايين آوردن جمعيت بالاي كنه‌ها در گلخانه و بعنوان حشره‌كشهاي طبيعي در تعداد زياد استفاده مي‌شود. از آنجايي كه اين شكارچي‌ها قيمت بالايي دارند مي‌بايست قيمت تهيه و رهاسازي را نيز ملاحظه كنيم. از اين گذشته بكارگيري آفتكش‌ها قبل و بعد از رهاسازي شكارچي‌هاي كنه ممكن است اثرات منفي در مبارزه داشته باشد.



كنترل فيزيكي

پاشيدن آب به مقدار زياد و با فشار بالا بطوريكه در برخي كاربردها با دستگاههايي همچون Water Wand و Jet-All Water آزمايش شده مي‌تواند بسياري از كنه‌ها را از ميان شاخ و برگ گياه بيرون براند و يا اينكه موقتاً آنها را در جاي خود ثابت نگه دارد. بطوريكه در گزارشات مي‌توان ديد پرورش دهندگان رز در شرق Texas از اين ابزارها بطور موفقيت‌آميزي عليه كنه‌ها و جهت متوقف كردن آنها استفاده مي‌كنند.



كنترل شيميايي

جدول شماره 2 ليستي از توليدات ثبت شده‌اي از حشره / كنه‌كش‌هاي گياهان زينتي كه در حال حاضر استفاده مي‌شود را نشان مي‌دهد. هدف از انتشار چنين ليستي، جمع‌آوري مثالهاي ويژه‌اي از توليداتي است كه داراي مواد موثر مختلف هستند. تعداد زيادي از محصولات در بازار وجود دارند كه داراي واد مؤثر يكسان در تركيبشان هستند كه ممكن است از نظر فرمولاسيون يكسان يا غيريكسان باشند.

بسياري از حشره‌كش‌ها نيز خاصيت كنه‌كشي دارند، در حاليكه برخي از حشره‌كشها فقط بر روي گروه معيني از گونه‌هاي كنه‌ها مؤثر هستند. (جدول 1) يا اينكه هيچ وجه اثري روي كنه‌ها ندارند. در واقع استفاده بيش از اندازه برخي از حشره‌كشها مي‌تواند باعث طغيان كنه‌ها در آينده شود. زمانيكه در گلخانه هم كنه و هم حشره آفت وجود دارد استفاده از يك تركيب حشره‌كش ـ كنه‌كش بهترين روش كنترل شيميايي بحساب مي‌ايد.

قبل از رهاسازي شكارچي‌هاي كنه، براي كاهش جمعيت كنه‌ها مي‌توان از صابونهاي حشره‌كش استفاده كرد زيرا كه اين تركيبات پس از خشك شدن هيچ نوع باقيمانده مضري براي دشمنان طبيعي برجا نمي‌گذارند.

كنه كش‌هاي مختلف ويژگيهاي كاربردي مختلفي دارند. بعنوان مثال كنه‌كش Avid® از برخي جوانب سيستميك است زيرا كه بداخل سلولهاي گياه تيمار شده نفوذ مي‌كند اما همين كنه‌كش اگر در سطح برگ باقي بماند. سرعت تجزيه مي‌شود. همچنين يك نحوه اثر بي‌نظير را بر روي سيستم عصبي كنه دارد مشلات گياهسوزي كمي ايجاد مي‌كند. كنه‌كش Pentac® به آرامي اثر مي‌كند به پرتوهاي ماوراء بنفش حساس است، مشكلات گياهسوزي كمي هم ايجاد مي‌كند. مقاومتي هم در كنه‌ها گزارش نشده است. Thiodan® بر روي برخي از واريته‌هاي داودي گياهسوزي ايجاد مي‌كند. صابونهاي كنه‌كش ـ حشره‌كش هيچ نوع با قيمانده‌اي ايجاد نمي‌كنند. Sulfar بعنوان يك كنه‌كش ثبت شده، بر روي سبزيجات و گياهان زراعي باعث گياهسوزي بالايي مي‌شود، باقيمانده‌هايي بر روي گياهان ايجاد مي‌كند، مقداري خاصيت قارچكشي دارد و قيمت ارزاني دارد. برخي از توليدات سمي هم نسبت به بقيه اثرات بسيار زيانبار بيشتري بر روي دشمنان طبيعي ايجاد مي‌كنند و برخي از گونه‌هاي شكارچي كنه‌ها هم نسبت به آفتكش‌ها از خود مقاومت نشان داده‌اند.

كمك كننده‌ها (مواد كمكي):

مواد افزودني به مخزن (پخش كننده‌ها، چسبنده‌ها، بافرها) مي‌توانند بازدهي كنه‌كش استفاده شده را بالا برند. يك دستورالعمل خوب به شرح زير است: يك ماده كمكي را زماني استفاده كنيد كه قابليت افزايش دهنگي اثر سم در آن به اثبات رسيده باشد. استفاده از پخش كننده‌ها يا مرطوب كننده‌ها در افزايش اثر اكثر كنه‌كش‌ها نقش مؤثري دارند. بخصوص بر روي گياهاني كه برگهيشان لايه مومي (Wax) دارد از شوينده‌ها بعنوان افزايش دهنده قدرت نفوذ كنه‌كش در بدن كنه استفاده مي‌شود. از طرف ديگر استفاده از برخي مواد كمكي در كنه‌كش‌ها مثل (ie-Nu-Film-P plus Auid®) باعث كاهش اثر كنه‌كش مي‌شود و يا استفاده از موادي همچون (ie-spreader-sticker materials or agricultural oil plus joust®) باعث گياهسوزي مي‌شود. هميشه قبل از استفاده از مواد كمكي برچسب پشت سموم و مواد كمكي را مطالعه كنيد. تحقيقات در مورد اينكه آيا اضافه كردن موادي همچون توليدات فرموني باعث افرايش اثر كنه‌كش‌ها مي‌شود بي‌نتيجه مانده است

 

 

کنه دو نقطه ای

(spider mite)


 نام علمي اين كنه :

   از خانوادهTetranychidae

   از راسته Prostigmata  مي باشد.

   كنه دو نقطه اي از شايع ترين آفات گل خانه هاي رز است. اين كنه دامنه  ميزباني بسيار وسيعي(در حدود1000ميزبان) دارد.

  خسارت مستقيم از طريق تغذيه كنه ها از برگ هاست.برگ ها ابتدا لكه دار       شده و خشك مي شوند.

   خسارت غير مستقيم : بدليل وجود تارها گياه دچار بد شكلي مي شود و   رشدش كاهش پيدا مي كند كه اين خسارت بخصوص در گل خانه ها شايع است.

•         علائم اوليه آلودگي توسط كنه دونقطه اي ايجاد لكه هاي كلروتيك روي برگ است.روي برگ هاي ضخيم ممكن است اين لكه ها ايجاد نشوند.علت ايجاد اين لكه ها اين است كه كنه از سلول هاي سطح زيرين برگ تغذيه كرده و و آن را از كلروفيل كه رنگ سبز را به برگ  مي دهد خالي مي كنند. اين سلولها بدون كلرفيل سفيد يا برنزه به نظر مي رسند. آلودگي شديد باعث مي شود برگ ها كاملا بيرنگ  و خشك شده و در نهايت ريزش كنند. جمعیت بالاي كنه   باعث بي برگي كامل بوته ها شده و يا گياه   به طور كامل از بين مي رود.هم چنين كنه تارهاي نازكي درمسير حركتش مي تند.  معمولاسطح زيرين برگ ها كاملا از تار   پوشيده مي شود. وقتي تعداد كنه ها زياد است تارها سراسر بوته هاي رز را   مي پوشانند. آلودگي شديد روي رز باعث  مي شود برگ ها پيچيده و قهوه اي شوند   وسپس ريزش كنند.

 

اگر كاغذ سفيدي زير بوته گرفته و برگ هاي آلوده را تكان دهيد ،لكه هاي سياه كوچكي مثل دانه هاي فلفل روي كاغذ مشاهده خواهيد كرد. بزرگترين مشكلي كه در مورد كنه ها وجود دارد اين است كه بدليل اندازه بسياركوچكشان وبدليل اينكه زير سطح برگ هستند بسيار دير متوجه حمله شان مي شويم و معمولا بعد از اينكه خسارت وارد مي كنند مورد توجه قرار مي گيرند.  رنگ كنه دونقطه اي از زرد يا سبز روشن تا سبز تيره یا قهوه اي متغير است و داراي 2 لكه سياه روي سطح   پشتي بدنشان هستند.اندازه شان0.4mm  است.

 

 نرها از ماده ها كوچكتر بوده،پاهاي بلندتري دارند و فعال ترند. بدن باريكي دارند و روي شكمشان نقاط بيشتري دارند.هر ماده روزانه 19تخم مي گذارد و در مجموع هر ماده مي تواند بسته به ميزبان و شرايط آب و هوايي  120 تخم بگذارد. تخم ها كروي و در ابتدا  شفافند اما به تدريج زرد رنگ مي شوند.تخم ها بسيار كوچكند و زير تارها در سطح زيرين برگ  قرار داده مي شوند.

      لارو: 6 پا دارد سفيد رنگ بوده كمي از تخم بزرگتر است و چشم هاي قرمز مشخصي دارد. لاروها بعداز 3-15 روز (بسته به درجه حرارت) از تخم خارج شده ، در ابتدا بي رنگند و فقط 6 پا دارند .در دو دوره نمفي بعدي كه بعد از مرحله لاروي است، زرد كمرنگ تا سبز بوده ،8 پا دارند و2 نقطه سياه روي بدنشان ظاهر مي شود. لاروها بلافاصله پس از خروج از تخم سفيد رنگ هستند. اما بعد از تغذيه از شيره گياهي ،سبز-زرد شده و2نقطه سياهرنگ پديدار مي شود.بعداز دوره دورمانسي(خواب) نمف ها با 8 پابوجود مي آيند.بعد ازيك دوره خواب ديگر و دوره نمفي ،كنه بالغ مي شود.نمف ها ممكن ست در هواي گرم و خشك طي 5 روز بالغ شوند. دوره تخم در دماي  15درجه 36 روز.دردماي  29درجه 16 روز ودر دماي 30 درجه 7 روز است.

درشرايط مطلوب، كنه ماده در دماي 20 درجه  129تخم مي گذارد.

•         دوره زندگي اين كنه 1-3 هفته (در هواي خيلي خشك) است. دردماهاي پايين تر و نور كمتر كنه هاي ماده ی زمستان گذران گسترش پيدا مي كنند، دو لكه خود را از دست داده  ودرشكاف ها و ترك ها پنهان مي شوند.اين ماده ها نارنجي روشن يا قرمز رنگند و تغذيه ندارند.درزمستان توليد مثل متوقف مي شود. در بهار ماده ها دوباره فعال شده و جمعيت هاي  جديدي را ايجاد مي كنند.

•         تكثير كنه ها درزير دماي 13 درجه متوقف مي شود

•         شرايط مناسب آب و هوايي براي كنه دونقطه اي،آب و هواي گرم و خشك است.

•         درشرايط گلخانه كنترل كنه دو لكه اي  مشكل است.كنترل دائمي برگ ها براي اطمينان پيدا كردن از اينكه كنه در گلخانه حضوردارد يا خير ضروري است.اين كنه در سرتاسر بوته مي تواند وجود داشته باشد اما بيشتر برگ هاي مسن تر و رگبرگ ها را آلوده مي كند.هنگاميكه علائم روي برگ ها بروز مي كند نشان دهنده اين است كه كنه گسترش پيدا كرده و مبارزه مشكل تر مي شود.

•         در شرايط مناسب جمعيت كنه ها به سرعت زياد شده و خسارت زيادي به رزها وارد مي كنند.بوته هايي كه به طور متراكم كشت شده اند و جريان هوا در بين آنها كم است، پناهگاه بسيار خوبي براي تكثير كنه ها هستند.گردو خاك و آلودگي روي سطح برگ ها مانع فرايند تعريق و خنك سازي گياه مي شود و مكان مناسبي براي كنه ايجاد مي كنند.

•         كنه ها از طريق لباس كارگران، ادوات كشت و گياهان آلوده منتشر مي شوند.هنگامي كه كيفيت ميزبانشان افت مي كند به گياهان با كيفيت بهتر حمله مي كنند و جمعيت هاي جديدي در آنجا ايجاد مي كنند.

•         گياهان و وسايل جديدي كه به گلخانه آورده مي شوند بايستي كنترل شوند تا حاوي كنه يا سايرآفات نباشند.

•          در بوته هايي كه نزديك به هم كشت شده اند گسترش كنه ها از بوته اي به بوته ديگر صورت مي گيرد.

•         كنه ها بال ندارند بنابراين استفاده از تله هاي چسبناك براي آنها كاربردي ندارد.

شناسایی کانونها

•         كنترل هفتگي براي شناسايي ورود كنه ها الزامي است.نقاط حاوي كنه بايستي علامت گذاري شوند تا مكان  هايي كه مبارزه بايد در آنها صورت گيرد،مشخص باشند.مي توان نقشه اي از گلخانه تهيه كرد كه نقاط مورد حمله كنه علامت گذاري شده باشد.

•         اين كنه در سطح زيرين برگها وجود دارد ،بنابراين بايستي سم پاشي در سطح زيرين برگ انجام پذيرد. این کار را با میتوان با لانس سر کج انجام داد.اسپايدرمايتها به صورت جزئي و نقطه اي قابل كنترل هستند اما اگر در سطح وسيع در گلخانه گسترش پيدا كنند بايستي سراسر گلخانه را سم پاشي كرد.

•         كنه ها دوره زندگي كوتاهي دارند و ممكن است نسبت به سموم مقاوم شوند.بنابراين بايستي  سموم مورد استفاده از گروههاي   شيميايي مختلف باشند. بعد از3 بارسمپاشي با يك كنه كش  كنه كش ديگري از ساير گروهها  بايستي مورد استفاده قرار گيرد.  كنه ها روي رز زمستان گذراني  نمي كنند بنابراين روغن هايي كه هنگام خواب زمستانه استفاده مي گردند،موثر نيستند. كنترل بيولوژيك كنه دولكه اي بااستفاده از كنه هاي شكارگر مي تواند انجام پذيرد.

•         Phytoseiulus persimilis     مهمترين كنه شكارگر اين كنه است.  اين كنه در گلخانه ها در رطوبت  بالاي70% فعاليت مي كند و  هنگامي كه هيچ غذايي باقي نماند   باشد،كانيبال مي شود وازهم جنسان   خودش تغذيه مي كندو از بين مي رود.

•         اين كنه ها دماي 18 درجه يا بالاتر و رطوبت نسبي 70% راترجيح مي دهند .در روشهاي كشت معمول كه لايه اي ضخيم از برگ ها قسمت پايين بوته ها را فراگرفته،كنه هاي شكارگر شانس بيشتري دارند

•         كنه شكارگر ديگر  californicus Amblyueis    است كه قدرت تهاجم كمتري دارد ولي  مدت بيشتري زنده مي ماند.همچنين كنه شكارگر Feltiella acarisuga     مي تواند مورد استفاده قرار گيرد كه لاروهاي اين كنه از تخم و كنه بالغ تغذيه مي كنند.حشراتي نظيرminute pirrate bug  وGeocoris species))big-eyed bugsوكفشدوزك هايي كه از كنه تغذيه مي كنند:

•         (Spider mite destroyer lady  beetle)      ازگونهStethorus وتريپس ها نيز از كنه دو نقطه اي تغذيه مي كنند.

•         1- در وحله اول استفاده از ارقامی که نسبت به کنه مقاوم هستند از جایگاه مهمی برخوردار است که نمونه ای از این ارقام نام برده می شود:

•         Utopia

•         Atumn breez

•         Orange joice

•         2- از نکات قابل توجه دیگر جلوگیری از گرم شدن بیش از حد دمای گلخانه است و توجه به این نکته که ارقامی که به کنه حساس هستند در مکان خنک گلخانه یعنی کنار پد کاشته شود.

•         3- به محض مشاهده اولین علائم وجود کنه (شامل تار- نقره ای شدن سطح برگ و...) برگ ها رابا آب کاملاًشستشو داده بصورتیکه  زیر برگ کاملاً شسته شود چون محل تجمع کنه زیر برگ هاست زیرا کنه راحتر از بافت زیر برگ تغذیه می کند .

 4- جدا کردن و کندن برگ های آلوده و خارج کردن این برگ ها از محیط گل خانه.
  5- شستشو با آب خالی 3 بار در هفته و بعد از آن استفاده از یک کنه کش
 

 

[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 16:37 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مالچ پاشی                              :

مالچ را می توان پوشش غیر زنده نامید که به عنوان محافظی برای گیاهان در زمستان بکار می رود و گیاهان را در برابر تغییر دمای شدید خاک و از دست رفتن آب زمین محافظت می کند و نیز جلوی رشد علفهای هرز را می گیرد. مالچ در تابستانهای خشک پوشش مناسبی برای تقریباً هر نوع گیاه پوششی می باشد. از کود حیوانی کاملاً پوسیده می توان به عنوان یک پوشش بسیار خوب ( تا عمق 10 سانتی متر) استفاده کرد چرا که هم به عنوان مالچ زمستانی و هم بهاره عمل می کند. برگهای پوسیده , پیت ماس و تقریباً هر نوع ماده آلی را می توان به این منظور بکار برد. البته بعضی از مواردی که به عنوان مالچ استفاده می شوند را باید با توجه خاصی بکار برد. برای مثال برگهای نارون ( نارون نروژی ) تمایل دارد به سطح زمین بچسبد و یا خاک اره سطحی محکم روی خاک بوجود می آورد که برای رویش گیاهان مناسب نیست. اگر از چنین موادی استفاده شود باید هر از چند گاه آنها را با شن کش زیر و رو کرد تا هوا و رطوبت لابلای آنها جریان یابد. از طرف دیگر باید توجه نمود که تمام مواد آلی که به عنوان مالچ به کار می روند اگرکاملاً پوسیده نباشند در ابتدا زمین را عاری از نیتروژن می کنند و در نتیجه بهتر است قبل از مالچ پاشی به خاک کود داده شود. بنابراین گیاه دیگر مشکل کمبود نیتروژن نخواهد داشت. نکته مهم دیگر در انتخاب مالچ اینست که مالچ عاری از تخم علف هرز باشد. توصیه می شود که از علوفه ای که پر از بذر است به عنوان مالچ استفاده نشود چرا در غیر اینصورت علفهای هرز بسرعت رویش می یابند و مشکلاتی ایجاد می کنند. به این دلیل می توان از پیت ماس و خاک اره و کود حیوانی کاملاً پوسیده که اغلب عاری از علفهای هرز می باشند استفاده کرد تا رشد علفهای هرز کنترل شود با این شرط که مالچ حداقل 10 سانتی متر ضخامت داشته باشد. البته کاشت متراکم گیاهان پوششی به بذرهای علفهای هرز فرصت استفاده از رطوبت و نور کافی به منظور جوانه زدن و رشد را نمی دهد.


مالچ:

مادهٔ چسبندهٔ گرفته شده از مواد نفتی است که برای تثبیت شن‌های روان در اراضی بیابانی استفاده می‌شود. اصولاً در علوم جنگل مالچ به معنی پوشش سبک و نرم سطح خاک است که باعث حذف یا کاهش رقابت گیاهان علفی رقیب، مهاجم و ناخواسته می‌شود.

مالچ ممكن است طبیعی یا مصنوعی باشد.

 

مالچ طبیعی:

از جمله مالچهای طبیعی می‌توان به لاشبرگ، بقایای گیاهی مثل گیاهان علفی بریده شده، کاه، خاک اره و برگ یا پوست گیاهان اشاره نمود.

مالچ مصنوعی:

همچنین از جمله مالچهای مصنوعی که معمولا دوام بیشتری دارند، می‌توان به مالچهای نفتی اشاره کرد

 

[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 16:32 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

تقطیر از نظر اجزا

  1. تقطیر دو جزئی
  2. تقطیر چند جزئی

تقطیر دو جزئی

  1. تقطیر تعادلی
  2. تقطیر جزئی
  3. تقطیر مداوم

تقطیر مداوم

امروزه به‌علت اقتصادی بودن مداوم در تمام عملیات پالایش نفت از این روش استفاده می‌شود. در تقطیر مداوم برای یک نوع خوراک مشخص و برش‌های تعیین شده شرایط عملیاتی ثابت بکار گرفته می‌شود. بعلت ثابت بودن شرایط عملیاتی در مقایسه با تقطیر نوبتی به مراقبت و نیروی انسانی کمتری احتیاج است. با استفاده از تقطیر مداوم در پالایشگاه‌ها مواد زیر تولید می‌شود:

گاز اتان و متان به‌عنوان سوخت پالایشگاه، گاز پروپان و بوتان به‌عنوان گاز مایع و خوراک واحدهای پتروشیمی، بنزین موتور و نفت‌های سنگین به‌عنوان خوراک واحدهای تبدیل کاتالیستی برای تهیه بنزین با درجه آروماتیسیته بالاتر، حلال‌ها، نفت سفید، سوخت جت سبک و سنگین، نفت گاز، خوراک واحدهای هیدروکراکینگ و واحدهای روغن‌سازی، نفت کوره و انواع آسفالتها.

  • تقطیر

تقطیر یک فرایند فیزیکی برای جداسازی اجسام با دمای جوش متفاوت است. برای پی بردن به این که فرایند تقطیر چگونه انجام می‌گیرد باید به رفتار محلول‌ها هنگام جوشیدن و متراکم شدن توجه کرد.

محلول‌هایی با نسبت‌های متفاوت از دو ماده را می‌گذاریم تا در دمای جوش با بخار خود به تعادل درآیند. سپس ترکیب فاز مایع و فاز بخار را اندازه می‌گیریم و نمودار تغییر درصد مولی هریک از فاز مایع و فاز بخار را در دماهای مختلف رسم می‌کنیم.

مختصات y هر نقطه بر روی منحنی نمایانگر دمای جوش محلولی است که ترکیب درصدآن با مختصات x دراین نقطه داده می‌شود. در آزمایشگاه برای جداسازی مایعات فرار، اغلب از دستگاه تقطیر جزء به جزء استفاده می‌شود. یک ستون تقطیر یا جداسازی شامل یک استوانه عمودی حاوی دسته‌ای از بشقابک‌ها٬ یا حلقه‌های فولادی زنگ‌نزن٬ گلوله‌های شیشه‌ای و یا تکه‌های سرامیک می‌باشد. که این مواد دارای سطح ویژه گسترده‌ای بوده و تماس خوبی را بین مایع ـ بخار در طول واحد تقطیر ممکن می‌سازند. در بالای ستون یک مبرد و در پایین آن یک واحد تبخیر کننده به نام بازجوشان reboiler قراردارد.

بالای ستون چون از منبع گرمایش دورتر است سردتر از پایین ستون می‌باشد و ترکیب درصد مایع و بخار در حال تعادل در بالای ستون با ترکیب درصد مایع و بخار در حال تعادل در پایین ستون می‌باشد. بنابراین در بالای ستون درصد ماده‌ای که دمای جوش کمتری دارد بیشتراست.

در صنعت برای تقطیر در مقیاس تجارتی و جداسازی مخلوط چند ماده از برج تقطیر جزء به جزء مانند آن چه که دراینجا ملاحظه می‌نمایید استفاده می‌شود. در هر طبقه از برج از بشقابی حبابی مانند () به کار رفته‌است. با اجرای مراحل گوناگون تقطیر نفت خام به فراورده‌های سودمندی تفکیک می‌شود. و بر مبنای دمای جوش خود از ترازهای مختلف برج خارج می‌شود.

دید کلی

نفت خام حاصل از چاه دارای مواد ناخواسته از قبیل آب و جامداتی مانند شن، قیر و گازهای متان و اتان می‌باشد. برای جداسازی اینگونه عوامل آن‌را وارد مخازنی می‌کنند تا جامدات موجود در آن ته‌نشین شده و گازهای آن خارج شود. سپس وارد جداساز سانتریفوژی شده که نقش آن جدا کردن تتمه آب، گاز و جامدات معلق در آن می‌باشد برای حذف نمک‌های معدنی، نفت را با آب ولرم می‌شویند. آنگاه قسمتی از نفت توسط لوله به پالایشگاه فرستاده شده و قسمتی جهت صدور به بنادر تلمبه می‌شود.

تقطیر

برای تفکیک برش‌های متشکله نفت خام عملیات فیزیک و شیمیایی چندی بر روی آن به عمل می‌آورند تا فرآورده‌های مورد نیاز جامعه امروزی را تولید نمایند. از مهم‌ترین آنها تقطیر جز به جز نفت است که در برج تقطیر صورت می‌گیرد. تقطیر جز به جز عبارت است از یکسری تبخیر و تبرید که در سینی‌های یک برج استوانه‌ای صورت می‌گیرد. مایعات خالص در فشار محیط در دمایی به جوش می‌آیند که در آن دما فشار بخار آن برابر فشار محیط گردد. مایعات مخلوط در حدود دمایی که حاصل جمع فشارهای جزئی عوامل تشکیل دهنده آنها برابر فشار محیط گردد به جوش می‌آید.

در نقطه جوش فازهای بخار و مایع در حال تعادل می‌باشند. چنانچه فشار کاهش یابد تبخیر صورت می‌گیرد و در حالت معکوس تبرید اتفاق می‌افتد. از فشار بخار برای محاسبه ترکیب گازهای مخلوط در حالت تعادل استفاده می‌شود. وقتی که اجزا تشکیل دهنده یک محلول در برج تقطیر بطور دائم جدا می‌شوند بخارهایی که به سمت بالا حرکت می‌کند ترکیبات فرارتر مایع برگشت کننده به سمت پایین سرازیر است برخورد کرده و غلیظ‌تر می‌شود.

انواع تقطیر

  1. تقطیر در فشار محیط: در این روش، فرآیند تقطیر در فشار محیط صورت می‌گیرد.
  2. تقطیر با بخار آب: وقتی که تقطیر در مجاورت بخار ماده مخلوط نشدنی صورت می‌گیرد. فشار بخار یکی تحت تأثیر دیگری قرار نگرفته و مخلوط در دمایی که مجموع فشارهای جزئی آنها برابر فشار محیط گردد تقطیر می‌شود.
  3. تقطیر در خلاء: در این روش فرآیند تقطیر در خلاء (در فشار ۴۰ میلیمتر جیوه) صورت می‌گیرد.
  4. تقطیر در خلاء و بخار: این روش با انتقال گرما توسط بخار آب و با استفاده هم‌زمان از پمپ خلا جهت کاهش فشار کلی صورت می‌گیرد. بطور کلی این روش دارای اشکالاتی بوده و از آن زیاد استفاده نمی‌شود.
  5. تقطیر در فشار: این روش برعکس تقطیر در خلا بوده و باعث می‌شود که فرایند تقطیر در دمای بیشتری نسبت به آن در فشار محیط صورت گیرد و دمای بالاتر باعث گسسته شدن مولکول‌های نفت گردیده و ترکیب آنها را تغییر می‌دهد.

روشهای جدید تقطیر: این روشها شامل یک یا دو مرحله تقطیر در فشار محیط بوده که توسط تقطیر با بخار همراه می‌شود

 

[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 16:29 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

مقدمه

امروز در اخبار آمده بود که نورمن بورلاگ در خانه اش در تگزاس فوت کرده است.

من اولین بار اسم نورمن بورلاگ (Norman Borlaug) را در زمان دانشجویی ام در دوره لیسانس از دکتر محمد مقدم که استاد درس "اصلاح نباتات" در دانشگاه تبریز بود شنیدم. بعدها در کتب و مقالات و البته محاوره های علمی با دکتر نورمن بورلاگ این دانشمند برجسته امریکایی برنده جایزه نوبل صلح که بعنوان مبتکر و بنیانگزار انقلاب سبز شناخته میشد بیشتر آشنا شدم. شاید در سال 2000 بود که مؤسسه محل کار ما (مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر) دکتر نورمن بورلاگ را به ایران دعوت کرد و به پاس نقش وی در افزایش تولید گندم در جهان و از جمله ایران جایزه گرانقدری را در حضور دکتر عیسی کلانتری وزیر وقت و سایر مقامات عالیرتبه وزارت کشاورزی به وی اعطا نمود تا جایزه ای دیگر به صدها جایزه ملی و بین المللی او اضافه شود. در سال 2002 که برای طی یک دوره آموزشی به "مرکز بین المللی اصلاح ذرت و گندم" (CIMMYT) رفته بودم متوجه شدم که دکتر بورلاگ بعد از بازنشسته شدن همچنان در آنجا کار میکند و من در دفتر کاری مستقر شدم که به فاصله اندکی از دفتر کار او بود. او که نزدیک به 90 سال سن داشت هر روز با پیرزنی که آن هم یک دانشمند برجسته بود برای صرف غذا به رستوران می آمدند. بارها با هم صحبت کرده بودیم و به رسم معمول عکسی به یادگار در اتاق کارش با هم گرفتیم. نورمن بورلاگ در سیمیت عمدتاً روی برنامه ای کار میکرد که به ابتکار خود برای افزایش محصولات کشاورزی بویژه ذرت در افریقا و کمک به رهایی مردم افریقا از گرسنگی و قحطی طراحی کرده بود.

نورمن بورلاگ که از او بعنوان بزرگترین امریکایی قرن بیستم یاد میشود و با آلبرت شوایتزر قابل مقایسه است بیشتر از هر کس دیگری به زنده ماندن انسانها کمک کرده است. بورلاگ بیشتر عمر خود را در کشورهای فقیر سپری کرد و با صبر و شکیبایی تکنیکهای انقلاب سبز در هند، مکزیک، امریکای جنوبی، افریقاو جاهای دیگر به کشاورزان فقیر آموزش داد که نهایتاً از قحطی جهانی گسترده ای که بخاطر افزایش فزاینده جمعیت در جهان بعد از جنگ جهانی دوم انتظار آن میرفت بود جلوگیری نمود. طبق تخمین ماهنامه آتلانتیک در سال 1999، تلاشهای نورمن بورلاگ همراه با نقش افراد تربیت شده توسط وی در ترویج کشاورزی در کشورهای در حال توسعه و تحقیقات گیاهی بنیانگزاری شده توسط او در کشورهای فقیر باعث نجات جان یک میلیارد نفر شده است.

در اینجا بخشی از بیوگرافی دکتر نورمن بورلاگ که میتواند برای همه مردم و بویژه جوانان جویای علم و دانش مفید و آموزنده باشد آورده میشود:

زندگی، تحصیل، و خانواده

نورمن در سال 1914 از یک خانواده امریکایی که اصالت آنها از مهاجران نروژی بود در یک مزرعه (روستا)  در کرسکوی آیوا (Cresco, Iowa) در امریکا بدنیا آمد. از سن 7 تا 19 سالگی همزمان با درس خواندن، او در یک مزرعه 43 هکتاری به کار ماهیگیری، شکار، و پرورش ذرت، یولاف، علف تیموثی (timothy hay)، گاو، خوک، و مرغ اشتغال داشت.

در سال 1933 موفق شد در رشته جنگلداری وارد دانشگاه مینسوتا (University of Minnesota) شود. نورمن بورلاگ در دبیرستان به ورزشهای فوتبال، بیسبال، و کشتی می پرداخت  و در دانشگاه عضو تیم کشتی بود. او برای تأمین هزینه های مالی خود گاهی مجبور میشد درس را نیمه کاره بگذارد. از سال 1935 تا سال 1938 او در خدمات جنگلداری ایالات متحده (United States Forestry Service) در ماساچوست و آیداهو کار میکرد. نورمن بورلاگ در سال 1937 لیسانس خود را در جنگلداری دریافت کرد. وی در سال 1940 فوق لیسانس بیماری شناسی و در سال 1942 دکترای ژنتیک خود را از دانشگاه مینسوتا دریافت نمود.

نورمن بورلاگ در دانشگاه با مارگرت گیبسون آشنا شده و با وی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند، پنج نوه، و شش نتیجه است. مارگرت گیبسون در سال 2007 در سن 95 سالگی درگذشت. آن دو به مدت 69 سال با هم زندگی کردند. نورمن بورلاگ سالهای پایانی عمر خود را در دالس تگزاس (Dallas, Texas) میگذراند گرچه او بعلت فعالیتهای انساندوستانه جهانی خود بیش از چند هفته در سال در آنجا اقامت نداشت.

حرفه

از سال 1942 تا 1944 نورمن بورلاگ بعنوان میکروبیولوژیست در شرکت دوپونت (DuPont) در دلاور تگزاس (Delaware, Texas) استخدام شد. ابتدا قصد این بود که او تحقیقات در مورد محصولات صنعتی و کشاورزی شامل باکتری کشها، قارچ کشها، و نگهدارنده های مواد غذایی را هدایت کند. اما بدنبال حمله ژاپن به امریکا در دسامبر 1941 آزمایشگاه دکتر بورلاگ به منظور تحقیقات برای نیروهای نظامی امریکا تغییر جهت داده بود. یکی از اولین پروژه های او در آنجا که با موفقیت به نتیجه رسید تولید چسبی بود که میتوانست در آبهای گرم و شور اقیانوس آرام و در برابر فرسایش مقاومت کند که در جنگ برای ارتش امریکا بسیار حیاتی بود. از سایر کارهای نورمن بورلاگ میتوان به طرح استتار، ضدعفونی کننده بطری، و د.د. ت علیه مالاریا اشاره کرد.

با توجه به علاقه دولت وقت مکزیک اوایل دهه 1940 به افزایش رشد صنعتی و اقتصادی و سودمندی این امر برای اقتصاد و ارتش امریکا، بنیاد راکفلر (Rockefeller Foundation) و دولت وقت مکزیک تصمیم به تأسیس دفتری به نام "دفتر مطالعات ویژه" گرفتند که قرار شد بعنوان بخشی از دولت مکزیک ولی توسط بنیاد راکفلر هدایت شود. این دفتر با بکارگیری دانشمندانی از امریکا و مکزیک و تمرکز روی موضوعات مربوط به بهبود خاک، تولید ذرت و گندم، و بیماری شناسی گیاهی کار خود را آغاز کرد. در سال 1944 نورمن بورلاگ بعنوان متخصص ژنتیک و بیماری شناسی گیاهی جهت سرپرستی "برنامه همکاری برای تولید و تحقیقات گندم" که توسط دفتر مذکور طراحی شده بود به مکزیکوسیتی دعوت شد.

در سال 1964 وی بعنوان رییس "برنامه اصلاح بین المللی گندم" بنیاد تازه تأسیس "مرکز بین المللی اصلاح ذرت و گندم" (CIMMYT) انتخاب شد. سیمیت یک مؤسسه آموزشی تحقیقاتی بدست آمده از "برنامه همکاری برای تولید و تحقیقات گندم" بود که اعتبار آن بطور مشترک توسط بنیاد فورد (Ford Foundation )، بنیاد راکفلر، و دولت مکزیک تأمین میشد.

از نظر اداری بورلاگ در سال 1979 بازنشسته شد ولی او همچنان بعنوان یک مشاور ارشد در سیمیت باقی ماند و علاوه بر فعالیتهای خیریه و آموزشی در تحقیقات گندم، تریتیکاله، جو، ذرت، و کشت سورگوم در ارتفاعات نقش ایفا کرد.

بورلاگ از سال 1984 تا زمان مرگ در دانشگاه آی و ام تگزاس (Texas A&M University) تدریس و تحقیق میکرد. او یک استاد برجسته کشاورزی بین المللی در دانشگاه و صاحب کرسی یوجن باتلر (Eugene Butler) در بیوتکنولوژی کشاورزی بود.

تحقیقات گندم در مکزیک

نورمن بورلاگ به مدت 16 سال در این پروژه کار کرد و در طی این مدت تعدادی از ارقام گندم نیمه پاکوتاه پرمحصول و مقاوم به بیماری را با موفقیت اصلاح کرد. او در ضمن روشی را در اصلاح گندم ابداع کرد که به "اصلاح رفت و برگشتی" (shuttle breeding) معروف است و آن انجام دو بار عملیات اصلاح در طول یک سال در یک کشور برای بدست آوردن دو نسل از یک گیاه است که در کشورهای پهناوری که دو فصل مناسب برای رشد را در دو زمان جداگانه دارا هستند قابل اجراست. این روش به ابتکار نورمن بورلاگ از سال 1945 تاکنون در سیمیت اجرا میشود و بعداً برخی کشورهای دیگر نیز از این الگو استفاده کردند. کار دیگری که نورمن بورلاگ به آن شناخته میشود استفاده از "لاینهای چندگانه" (multilines) به منظور افزایش مقاومت گندم به بیماریها و بویژه نسبت به زنگهاست. لاینهای چندگانه مخلوطی از چند لاین خالص با خصوصیات ظاهری (فنوتیپ) مشابه هستند که هر کدام از آنها دارای ژنهای متفاوتی برای مقاومت به بیماری هستند. تعداد مناسبی از این لاینها مخلوط شده و کاشته میشوند طوریکه کل ژنهای مقاومت موجود در آنها در برابر همه نژادهای شایع بیماری عمل کنند. افتخار دیگر دکتر بورلاگ تولید ارقام "پاکوتاه" (dwarf) گندم است که بعلت کلفت بودن و قوی بودن ساقه ها براحتی نمیخوایند و از کودپذیری بالایی نیز برخوردارند و بنابراین عملکرد بالاتری دارند. دو رقم از ارقام نیمه پاکوتاه و مقاوم به بیماری تولید شده توسط نورمن بورلاگ بنامهای Pitic 62 و Penjamo 62 بطور فوق العاده ای پتانسیل عملکرد گندم بهاره را افزایش داد. تا سال 1963، 95% گندمهای مورد استفاده در مکزیک از انواع گندمهای نیمه پاکوتاه نورمن بورلاگ بودند. در آن سال تولید گندم مکزیک شش برابر تولید سال 1944، سال ورود نورمن بورلاگ به مکزیک شد. مکزیک در گندم خودکفا شد.

 توسعه تحقیقات به جنوب آسیا و انقلاب سبز

در سالهای 1961 و 1962 لاینهای پاکوتاه گندم بهاره بدست آمده توسط نورمن بورلاگ جهت انجام "آزمایشات چند منطقه ای" (multilocation testing) به "خزانه بین المللی آزمایشات زنگ" (International Wheat Rust Nursery) که توسط وزارت کشاورزی امریکا هدایت میشد وارد شدند. در ماه مارس 1962 تعدادی از این لاینها در مزارع مؤسسه تحقیقات کشاورزی هند در پوسا کاشته شدند. در مارس 1963 بنیاد راکفلر و دولت مکزیک به دعوت دولت هند دکتر نورمن بورلاگ و دکتر رابرت گلن آندرسن (Robert Glenn Anderson) را جهت کار روی گندم به هند اعزام کردند. آندرسن بعنوان رییس برنامه گندم بنیاد راکفلر تا سال 1975 در هند باقی ماند. در میانه دهه 1960 شبه قاره هند درگیر جنگ بود و قحطی و گرسنگی گسترده ای را تجربه میکرد. اگرچه امریکا محموله های اضطراری شامل میلیونها تن گندم را که بیش از یک پنجم کل گندم تولیدی امریکا بود به منطقه فرستاده بود ولی این مقدار هم کافی نبود. بوروکراسی هند و پاکستان و مقاومتهای فرهنگی منطقه در برابر تکنیکهای جدید در ابتدا مانع از آن شد که دکتر بورلاگ خواسته خود مبنی بر کاشت فوری لاینهای جدید جامه عمل بپوشاند. تا تابستان 1965 قحطی بقدری حاد شد که دولتهای هند و پاکستان پا پیش گذاشتند و به بورلاگ اجازه دادند پروژه های خود را به پیش برد. بعد از آزمایشات گسترده، تیم بورلاگ به رهبری دکتر آندرسن در سال 1965 تلاش برای وارد کردن 450 تن بذر ارقام نیمه پاکوتاه Lerma Rojo و Sonora 64 را برای کاشت در هند و پاکستان (به ترتیب 250 و 200 تن) آغاز کرد. بذرهای مورد نظر با موانع و مشکلات فراوان و با تأخیر زیاد از مکزیک به هند و پاکستان رسیده و در مناطق مورد نظر کاشته شدند. عملکرد اولیه ارقام بورلاگ از تمام ارقام کاشته شده در منطقه بالاتر بود. بعد از این نتایج کشورهای منطقه تصمیم به واردات مقدار بیشتری از بذر این دو رقم گرفتند. در سال 1966 هند 18000 تن بذر ار این ارقام وارد کرد که بیشترین مقدار خرید و واردات بذر در جهان در آن زمان بود. در سال 1967 پاکستان 42000 تن و ترکیه 21000 تن بذر وارد کردند. تولید گندم در منطقه به مقدار بسیار زیادی فزونی یافت و منطقه از قحطی و گرسنگی نجات یافت. کار نورمن بورلاگ در سال 1968 "انقلاب سبز" (Green Revolution) نام گرفت. افزایش عملکرد به حدی بود که وسایل و امکانات لازم از قبیل کارگران موردنیاز برای برداشت، گاریهای باربری برای بردن محصول برداشت شده جهت کوبیدن آن، کیسه های نگهداری گندم، کامیون، مخازن ریلی، و امکانات نگهداری محصول جوابگو نباشد. برخی دولتهای محلی مجبور به تعطیلی مدارس و استفاده از آنها جهت انبار نگهداری بذر شدند. در پاکستان مقدار گندم تولید شده از 4.6 میلیون تن در سال 1965 به 7.3 میلیون تن در سال 1970 رسید که به معنای تقریباً دو برابر شدن تولید گندم در آن کشور بود. تا سال 1968 پاکستان در تولید گندم به خودکفایی دست یافت. تولید گندم پاکستان تا سال 2000 به 21 میلیون تن رسید. در هند مقدار گندم تولید شده از 12.3 میلیون تن در سال 1965 به 20.1 میلیون تن در سال 1970 رسید. تا سال 1974 هند در تولید همه غلات به خودکفایی رسید و در سال 2000 به رکورد تولید 76.4 میلیون تن دست یافت. از دهه 1960 تاکنون نرخ رشد تولید غذا از نرخ رشد جمعیت در این دو کشور پیشی گرفته است. تخمین زده شده است که با این مقدار افزایش تولید از تبدیل شدن 40 میلیون هکتار زمین بکر به اراضی زیرکشت محصولات کشاورزی جلوگیری شده است. استفاده از این ارقام گندم همچنین اثرات عمیقی بر تولید گندم شش کشور در امریکای لاتین، شش کشور در خاور نزدیک و خاورمیانه، و چندین کشور در افریقا بجا گذاشت. کار بورلاگ در مورد گندم منجر به توسعه و معرفی ارقام نیمه پاکوتاه و پرمحصول توسط برنج در مؤسسه بین المللی تحقیقات برنج (International Rice Research Institute) شد که با همکاری بنیاد راکفلر و بنیاد فورد و مؤسسه تحقیقات برنج هونان (Hunan Rice Research Institute) چین به نتیجه رسید.

 

جایزه نوبل صلح

به پاس خدمات و نقش دکتر نورمن بورلاگ در افزایش غذای جهان و فائق آمدن بر کمبود غدا در هند و پاکستان در اواسط دهه 1960 که منجر به نجات جان میلیونها نفر شد جایزه نوبل صلح سال 1970 به وی اعطا شد.

   

[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 16:23 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
 
Corn
آمریکایی ها اولین استفاده کنندگان از ذرت بودند
ذرت تا قبل از سال 1492 میلادی (سال کشف آمریکا) در قاره آسیا، اروپا و آفریقا بعنوان یک گیاه زراعی شناخته شده نبود. اما این گیاه را از قرنها قبل در آمریکا مرکزی می شناختند و توسط مردم سرخ پوست آمریکا کشت می شد و بهمین سبب نام لاتین آن از یکی از طوایف سرخ پوست بنام Marisi Mahig گرفته شده است.

کریستف کلمب کاشف آمریکا برای اولین بار دانه ذرت را از آمریکا به اروپا برد و نام Mais را به آن داد. سپس طی سالیان دراز بذر ذرت از طریق کشور پرتقال به آفریقا و جنوب اروپا تا هندوستان و چین برده شد. حدس زده می شود که دانه این گیاه مانند غلات دارای پوشینه هایی بوده و بر حسب جهش بصورت بلال امروزی درآمده است.

سالیانه بیش از صد میلیون هکتار از اراضی زراعی دنیا به کشت ذرت اختصاص پیدا می کند و بعد از گندم بزرگترین سطح کشت را اشغال می کند، در حالیکه تولید محصول آن بعد از گندم و برنج قرار دارد. اهمیت محصول و بالا بودن سطح زیر کشت زیاد این گیاه بعلت قدرت تطابق آن با شرایط گوناگون اقلیمی می باشد، بدین جهت جزو عمده ترین محصولات مناطق معتدله، معتدله گرم، نیمه گرمسیر و مرطوب بشمار میرود.

این گیاه بعلت ارزش غذایی خاصی که دارد مورد توجه کشورهای مکزیک، پرو، کشورهای آمریکای مرکزی و اغلب کشورهای آمریکای جنوبی قرار دارد. طبق شواهد مختلف و متعدد چنین به نظر می رسد که کشت و کار ذرت قرنها قبل توسط بومیان این مناطق نیز رواج داشته و آنها در اصلاح آن سهم زیادی داشته اند و حتی ارقامی از آن تهیه کرده اند. ذرتی که مورد توجه خاص سفید پوستان قرار گرفتهاست ذرت دندان اسبی بوده که دارای قدرت تطابق پذیری بیشتری با شرائط مختلف آب و هوایی است.

Corn Farm
مزرعه ذرت
مختصری از گیاه شناسی ذرت
ذرت گیاهی است یک پایه (Monoique-Monoecious) بدین معنی که گلهای نر و ماده جدا از هم ولی بر روی یک پایه قرار دارند. گلهای ماده ذرت از جوانه ای که در قاعده غلاف برگ وجود دارد تولید می شود. محور سنبلچه ای ذرت بعد از تکامل تبدیل به مغز بلال ( چوب محور بلال ) شده که روی محور بلال سنبلچه های متعددی بطور جفت قرار می گیرند که هر کدام دارای دو گل مونث می باشند. از محل تخمدان میله بلند و باریکی بنام خامه (style) خارج می گردد که در روی آن کلاله (stigma) ظریف و کرکداری وجود دارد. این میله بلند از راس پوسته دور بلال خارج و ظاهر می گردد. اولین میله خامه از تحتانی ترین قسمت بلال و آخرین آن از قسمت انتهایی بلال خارج می شود. میله خامه احتیاج بمدت زمانی در حدود 5 تا 10 روز برای تشکیل دارد. میله خامه در تمام طول خود مستقیما می تواند گرده های مذکر را بپذیرد.

تعداد بلال های ذرت در هر گیاه بسته به واریته های مختلف، کاملا متفاوت بوده و بین یک تا 12 عدد در نوسان است. اندام نر گیاه ذرت در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشه و خوشه های فرعی قرار دارد که در روی این خوشه یا خوشه های فرعی دو سنبلچه یکی بلند و دیگری کوتاه بطور منظم قرار گرفته است. هر سنبلچه دارای دو گل و هر گل دارای سه پرچم می باشد. همانطور که اشاره شد ذرت گیاهی است یک پایه و در نتیجه بعلت جدا بودن اعضای زایشی گرده افشانی آن بطور مستقیم بوده و گرده های گل به طرق مختلف بر روی اعضای مونث انتقال پیدا می کنند.

Corn Seeds
دانه های زیبا و خوشمزه ذرت
در نتیجه گرده افشانی آزاد ممکن است حدود 1 تا 15 درصد، عمل گرده افشانی مستقیم در ذرت صورت بگیرد. گرده های ذرت تقریبا در تمام ارقام یک تا پنج روز قبل از ظهور اعضای مذکور می رسند ( Protandry ) گل کردن ذرت مدت چند روزی بطول می انجامد. بعد از آنکه میله پرچم خارج گردید از کیسه گرده مقادیر بسیار زیادی گرده های سبک آزاد می گردد. آنطور که محاسبه شده است گیاه ذرت برای گل ماده حدود 25000 دانه گرده تولید می کند. گرده افشانی غیر مستقیم ذرت بیشتر بوسیله باد صورت می گیرد و باد می تواند تا چندین کیلومتر گرده ها را منتقل کند.

دانه ذرت میوه ایست گندمه (Caryopsis) و پوسته آن فقط شامل پوسته میوه (Pericarp) است. ذرت دارای ساقه های راست و مستقیم بوده و ممکن است طول آن در مناطق خشک تا هشت متر هم برسد. جالب است بدانید که برای تشکیل یک کیلوگرم ماده خشک ذرت در حدود 315 تا 415 لیتر آب احتیاج است.

بطور متوسط ترکیبات شیمیائی دانه خشک ذرت بشرح زیر می باشد:

77% : نشاسته
9% : پروتئین
5% : روغن
5% : پنتوزان
2% : قند
2% :خاکستر

انواع ذرت
اصولا ذرت یک گونه است ولی از ارقام و واریته های متفاوتی تشکیل شده است :

- ذرت دندان اسبی (Zea mays var. indentata)
- ذرت بلوری (Zea mays var. indurata)
- ذرت آردی (Zea mays var. amyalcea)
- ذرت پاپ کورن (Zea mays var. everta)
- ذرت غلاف دار (Zea mays ver. tunicate)
- ذرت مومی (Zea mays var. ceratina)
- ذرت شیرین (Zea mays var. saccharata)
[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 16:18 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

کشت بافت گیاهی :

کشت بافت فرایندی است که در آن قطعات کوچکی از بافت زنده از گیاهی جدا شده و به مدت کشت نا محدودی در یک محیط مغذی رشد داده می‌شود. برای انجام کشت سلولی موفق بهترین حالت آن است این عمل با کشت بخشی از گیاه که حاوی سلولهای تمایز نیافته‌است آغاز می‌شود زیرا چنین سلولهایی می‌تواند به سرعت تکثیر یابند. قطعات گیاه در محیط کشت می‌تواند به طور نا محدودی رشد کرده و توده سلولی تمایز نیافته به نام کالوس می‌کنند بر اینکه سلول گیاهی نمو کند و به کالوس تبدیل شوند لازم است که محیط کشت حاوی هورمونهای گیاهی مانند اکسین، سیتوکسین و جبیرلین باشد.

کاربردهای کشت بافت‌های سلولی :

 ۱- تولید مواد شیمیایی گیاهان به عنوان منبع مهمی از مواد پیشتاز فراورده‌هایی که در صنایع مختلف مانند داروسازی، صنایع غذایی و آرایشی و بهداشتی و کشاورزی مورد استفاده‌اند. ۲- گیاهان عاری از عوامل بیماریزایی گیاهی غلات ممکن است توسط گونه‌های زیادی از آفات میکروبی ، ویروس، باکتریائی و قارچی آلوده می‌شوند. این آلودگیها تا حد زیادی موجب کاهش تولید فراورده کیفیت آن و توان گیاه می‌شوند. آلودگی در درختان میوه بازده محصول را تا ۹۰٪ کم می‌کند. اساس به دست آوردن گیاهان بدون ویروس کشت مریستم انتهایی آنهاست با کشت قطعه کوچکی از مریستم می‌توان کالوس بدون ویروس تهیه کرد. مواد گیاهی که از طریق کشت بافت تکثیر می‌شوند تغییرات ژنتیکی بالایی را نشان می‌دهند. زمانی که از کشت کالوس مرتباًَ زیر کشت گرفته شود گیاهان حاصل سطح پلوئیدی متفاوتی را نشان می‌دهند و همینطور که بحث خواهد شد این تغییرات ناشی از کشت بافت می‌تواند تنوع ژنتیکی جدیدی را در اختیار اصلاح کننده نباتات قرار دهد.

پروتوپلاست فیوژن :

اغلب ممکن است پیوند دو گانه گیاه خویشاوند که از نظر جنسی با هم سازگار نیستند مورد نظر باشد .بدیهی است که استفاده از روش آمیزش جنسی که معمولاًبرای پرورش گیاه به کار برده می‌شود در این مورد ممکن نیست اما با هم در هم آمیختگی و الحاق پروتوپلاست گیاه مربوطه می‌توان به همان مقصود نائل گردید . برای انجام این کار دو روش اساسی وجود دارد. در روش اول از مواد شیمیائی مانند پلی اتیلن گلیلول ،دکستران و اورنیتین به عنوان مواد ملحق کننده وممزوج کننده استفاده می‌شود که باعث تسریع در ترکیب پروتوپلاسها می‌گردد. از روش دیگری به نام امتزاج الکتریکی نیز می‌توان استفاده کرد .در این روش چسبندگی پروتوپلاسها در یک میدان الکتریکی غیر یکنواخت به وقوع می‌پیوندد و در هم آمیختگی هنگامی روی می‌دهد که ضربان یا تناوب کوتاهی از جریان مستقیم به کار برده می‌شود پس از در هم آمیختگی مجموعه‌های ژنی هسته و سیتوپلاسم مجدداًبا هم ترکیب می‌شوند ودر نتیجه آرایش جدیدی از تر کیب ژنها به وجود می‌آید.

تغییر در تعداد و ساختار کروموزوم (مهندسی کروموزوم):

اتو پلی پلوئیدی: اتوپلی ئیدی در طبیعت به عنوان مکانیسمی برای بهبود اطلاعات ژنتیکی اتفاق می‌افتد. اتوتترا پلوئید است و ارقام تجاری موزوبعضی از سیب‌ها اتوتریلوئیدهستند. در بعضی گونه‌های گیاهی افزایش معقول در تعداد ژنوم با افزایش در اندازه سلول و بزرگ‌ترشدن اندامها همراه است . برای مثال تریپلوئید از بنیه بهتری برخوردارند و در مقایسه با سیب‌های دیپلوئید میوه‌های بزرگ‌تری می‌دهند از اتو پلی پلوئیدی برای تولید میوه و گلهای بزرگ نیز استفاده شده‌است. در برنامه‌های اصلاحی اتو پلوئیدهای مصنوعی دو هدف مهم در نظر گرفته می‌شود: ۱)تولید یک ژنوتبپ یا ترکیبی از ژنوتیپها که برتر از بهترین دیپلوئیدها در بعضی از صفات مهم باشند ۲)افزایش باروری در نباتات بذری

۲-آلوپلوئیدی: بنا به تعریف یک گیاه آلوپلوئید از ترکیب و دو برابر نمودن دو یا چند ژنوم متفاوت تولید می‌شود .تفاوت بین دو ژنوم مختلف بستگی به رفتارکروموزمها در تقسیم کاهش کروموزومی دارد. برای تولید آلو پلوئیدها از دو برابر نمودن تعداد کروموزومهای هیبرید استفاده می‌شود. آلوپلوئیدها غالباً تتراپلوئید یا هگزا پلوئید بوده واز ترکیب ژنومهای دو وسه گونه دیپلوئید به وجود می‌آید .گندم بهترین نمونه آلوپلوئیدی در غلات است. گونه‌های گندمی که دارای ۲۱ جفت کروموزم هستند از تلاقی بین گونه‌های تترا پلوئید اهلی وگونه دیپلوئید وحشی به وجود آمده‌اند.

۳-آنیوپلوئیدها: تغییرات کروموزمی را که شامل یک یا چند کروموزم باشد آنیوپلوئیدی می‌گویند. اهمیت آنیوپلوئیدی در تکامل گیاهان کمتر از پلی پلوئیدی بوده و زمان لازم برای تکامل واهلی شدن گیاهان آنیوپلوئید طولانی تر از گیاهان پلی پلوئید است .حالات نالی زومی ،مونوزومی،تری زومی ،تترازومی از فرمهای مختلف آنیوپلوئیدی هستند.

نشانگرهای مولکولی:

 بسیاری از محدودیتهای روشهای مختلف اصلاح نباتات ریشه در فقدان ابزارهای مناسب برای مطالعات ژنتیکی دارد .وجود ماهیت کمی صفات اقتصادی در محصولات کشاورزی موجب شد که محیط بسیاری ارز براوردهای ارزشهای اصلاحی را تحت تاًثیر قرار دهد و لذا استفاده از ابزارهائی که حداقل تاثیر پذیری را از محیط دارند گام مؤثری در افزایش پیشرفتهای ژنتیکی مورد استفاده می‌باشد. مارکرهای مولکولی و اخیر نشانگرهای DNA ابزار مناسبی هستند که بر اساس آن می‌توان جایگاه ژنی وکروموزمی ژنهای تعیین کننده صفات مطلوب را شناسائی کرد. با دانستن جایگاه یک ژن روی کروموزم می‌توان از نشانگرهای مجاور آن برای تائید وجود صفت در نسلهای تحت گزینش استفاده نمود. با در دست داشتن تعداد زیادتر نشانگر می‌توان نقشه‌های ژنتیکی کاملتری را تهیه نمود که پوشش کاملی را در تمام کروموزمهای گیاهان به وجود می‌آورد.استفاده از نشانگرها موجب افزایش اطلاعات مفید و مناسب از جنبه‌های پایه وکاربردی اصلاح نباتات خواهد گردید . انتخاب به کمک نشانگرهای مولکولی راه حلی است که دست آورد زیست شناسان مولکولی برای متخصصان اصلاح نباتات می‌باشد در این روش ژن مورد نظر بر اساس پیوستگی که با یک نشانگر ژنتیکی تشخیص داده و انتخاب می‌شود و بنابراین به عنوان قدم اول در روش انتخاب به کمک نشانگر باید نشانگرهای پیوسته با ژنهای مورد نظر شناسائی شود. یافتن نشانگرهائی که فاصله آنها از ژن مطلوب کمتر از cm۱۰می‌باشد به طور تجربی نشان داده شده که در این صورت دقت انتخاب ۹۹/۷۵ درصد خواهد بود لذا داشتن نقشه‌های ژنتیک اشباع که به طور متوسط دارای حداقل یک نشانگر به ازای کمتر از cm۱۰ فاصله روی کروموزمها باشد از ضروریات امر می‌باشد. یکی از پایه‌های اساسی اصلاح نباتات دسترسی وآگاهی از میزان تنوع در مراحل مختلف پروژه‌های اصلاحی است . به همین جهت نشانگرهای برآورد مناسبی از فواصل ژنتیکی بین واریته‌های مختلف را نشان می‌دهند.

مهندسی ژنتیک گیاهی: مهندسی ژنتیک گیاهی در رابطه با انتقال قطعه‌ای DNAبیگانه با کدهای حاوی اطلاعات ژنتیکی مورد نظر از یک گیاه به وسیله پلاسمید، ویروس بحث می‌کند. زمانی که هیبریداسیون جنسی غیر ممکن است مهندسی ژنتیک پتانسیل انتقال ژن عامل یک صفت مفید را از گونه‌های وحشی با خویشاوندی دور به یک گونه زراعی برای اصلاح کننده نباتات فراهم می‌سازد در استفاده از باکتریها در مهندسی ژنتیک از پلاسمیدهای باکتری Ecoli استفاده می‌شود.

گیاهان تولید شده از طریق مهندسی ژنتیک: علم مهندسی ژنتیک تکنیکهائی را شامل می‌شود که بر اساس کار چندین دانشمند که مؤفق به کسب جایزه نوبل شده‌اند، پایه‌گذاری شده‌است .مهندسی ژنتیکی یک علم افسانه‌ای به نظر می‌رسد. اما امروزه در سطح وسیع در صنایع بیوتکنولوژی و آزمایشگاه‌های تحقیقاتی دانشگاهی انجام می‌گیرد. تکنیکهای مورد استفاده در این عمل به خوبی تعریف شده‌است. اما بسیاری از ادعاها در مورد مهندسی ژنتیک چندان درست نمی‌باشد. در این مقاله چگونگی کاربرد تکنیکهای مهندسی ژنتیک و مثالهای مربوطه توصیف شده‌است. پاسخ بسیاری از سؤالات پیرامون مهندسی ژنتیک در پی این دو توصیف زیر داده خواهد شد ضمناً تعریف بعضی از اصطلاحات در انتهای این مقاله آمده‌است . ۱- مهندسی ژنتیک در گیاهان چگونه صورت می‌گیرد: دانشمندان معمولاً از مهندسی ژنتیک در عالم طبیعت در انجام کارهایشان الگو برداری می‌کنند. مهندسی ژنتیک در عالم طبیعت در یک باکتری خاکزی تحت عنوان آگروباکتریوم تاموفاشین را به کار رفته‌است. این باکتری شامل یک DNA حلقوی کوچک و آزاد بنام پلاسمید می‌باشد از پلاسمید این باکتری غالباً برای تغییر ساختار ژنتیکی یک گیاه حساس به بیماری گال استفاده می‌شود. دانشمندان در گام اول ژنهائی را که یک خصوصیت مطلوب و یا یک صفت اتصالی را کنترل می‌کنند ،شناسائی می‌کنند. تا در گام بعدی این ژن مطلوب را به گیاه مورد نظر انتقال دهند. برای انجام چنین کاری در گیاهی که حاوی آن ژن مطلوب هست، ژن مربوطه را را از قطعه DNA آن گیاه با استفاده از آنزیم‌های خاصی جدا می‌کنند. این آنزیم‌ها مانند یک قیچی عمل کرده و نیز پلاسمید حاصل از باکتری آگروباکتریوم را با همان آنزیم‌ها برش می‌دهند و ایجاد یک قطعه DNA باز می‌کنند سپس این پلاسمید باز شده را در مجاورت ژن مطلوب قرار داده و با یکدیگر ادغام می‌کنند و با استفاده از آنزیمهای خاصی اتصالات مربوطه را بین این ژن و پلاسمید انجام می‌دهند. آنها می‌توانند پلاسمیدی را تولید کنند که حاوی این ژن مطلوب می‌باشد. چنین پلاسمیدی را DNA ی نوترکیب یا RDNA می‌نامند دانشمندان این مجموعه را (پلاسمید نو ترکیب) به داخل باکتری آگرو باکتریوم بر می‌گردانند و در نتیجه این باکتری شامل پلاسمید تغییر یافته می‌شود . مجموعه پلاسمید+ ژن مطلوب+ آگروباکتریوم به گیاه مورد نظر منتقل می‌شود. بعضی از سلولهای این گیاه، ژن مربوطه را از پلاسمید دریافت کرده و جزء ساختار DNA خودی می‌کنند. وقتی چنین سلولهای گیاهی در محیطهای کشت رشد داده می‌شوند، تولید گیاهان کوچکی می‌کنند که می‌توان وجود صفت جدید مورد انتظار از ژن انتقال یافته را در آنها تست کرد. این چنین گیاهانی نامیده می‌شوند گیاهان تراریخت و باید آزمونهای بیشتری بر روی آنها صورت گیرد.

 

[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 0:49 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
 

روشهای بیوتکنولوژی اصلاح گیاهان دارویی

 

اگرچه کاشت گیاهان دارویی به هزاران سال پیش باز می‌گردد ولی باید گفت که در مورد اصلاح آنها تاکنون پیشرفت قابل ملاحظه‌ای صورت نگرفته است و در حال حاضر، تعداد کالتیوارهای مفید به‌دست آمده بر اثر اصلاح گیاهان دارویی اندک است. هدف از اصلاح گیاهان دارویی، افزایش کمیت و کیفیت آن دسته از مواد مؤثره در این گیاهان است که در صنایع دارویی از اهمیت خاصی برخوردار هستند. در سال‌های اخیر توجه خاصی از جانب سازمان‌های مختلف در کشورهای جهان در ارتباط با اصلاح این گیاهان صورت گرفته است. در این راستا استفاده از تکنیکهای وابسته به کشت بافت و بیوتکنولوژی به منظور ارتقاء صفات کمی و کیفی و کاهش زمان اصلاح نباتات از اهمیت خاصی برخوردار است.
کشت بافت
با تکنیک کشت بافت می توان از یک سلول به یک گیاه کامل دست یافت. در این تکنیک از روشهای جنین زایی ریزازدیادی و اندام زایی استفاده میگردد.استفاده از این تکنیک به همراه موتاسیون باعث سرعت بخشیدن به تکثیر انبوه تولید گیاهان عاری از بیماری انجام کار در تمام طول سال و کاهش هزینه خواهد شد.
اولین مرحله تکثیر قسمت مورد نظر در گیاه می باشد.پس از تعیین دز مناسب و انجام تیمار پرتوتابی و تکثیر دوباره گزینش درشرایط In-vitro با اعمال تیمار تنش صورت میگیرد .گیاهان گزینش شده بعد از انتقال به گلدان جهت سازگاری و تکثیر دوباره جهت سلکسیون انتهایی در مزرعه کشت شده و سپس مورد بررسی های تغییرات زنتیکی قرار خواهند گرفت.
یکی از بخش‌های مهم بیوتکنولوژی “کشت بافت” است که کاربردهای مختلف آن در زمینة گیاهان دارویی، از جنبه‌های مختلفی قابل بررسی است:
باززایی در شرایط آزمایشگاهی ( In-Vitro Regeneration )
تکثیر گیاهان در شرایط آزمایشگاهی، روشی بسیار مفید جهت تولید داروهای گیاهی باکیفیت است. روش‌های مختلفی برای تکثیر در آزمایشگاه وجود دارد که از جملة‌ آنها، ریزازدیادی است. ریزازدیادی فواید زیادی نسبت به روش‌های سنتی تکثیر دارد. با ریزازدیادی می‌توان نرخ تکثیر را بالا برد و مواد گیاهی عاری از پاتوژن تولید کرد. گزارش‌های زیادی در ارتباط با بکارگیری تکنیک ” کشت بافت ” جهت تکثیر گیاهان دارویی وجود دارد. با این روش برای ایجاد کلون‌های گیاهی از تیرة لاله در مدت 120 روز بیش از 400 گیاه کوچک همگن و یک شکل گرفته شد که 90 درصد آنها به رشد معمولی خود ادامه دادند. برای اصلاح گل انگشتانه، از نظر صفات ساختاری، مقدار بیوماس، میزان مواد مؤثره و غیره با مشکلات زیادی مواجه خواهیم شد ولی با تکثیر رویشی این گیاه از راه کشت بافت و سلول، می‌توان بر آن مشکلات غلبه نمود. چنان‌که مؤسسة گیاهان دارویی بوداکالاز در مجارستان از راه کشت بافت و سلول گل انگشتانه موسوم به آکسفورد، توانست پایه‌هایی کاملاٌ همگن و یک شکل از گیاه مذکور به‌دست آورد.
باززایی از طریق جنین‌‌زایی سوماتیک (غیرجنسی)
تولید و توسعة مؤثر جنین‌های سوماتیک، پیش‌نیازی برای تولید گیاهان در سطح تجاری است. جنین‌زایی سوماتیک فرآیندی است که طی آن گروهی از سلول‌ها یا بافت‌های سوماتیک، جنین‌های سوماتیک تشکیل می‌دهند. این جنین‌ها شبیه جنین‌های زیگوتی (جنین‌های حاصل از لقاح جنسی) هستند و در محیط کشت مناسب می‌توانند به نهال تبدیل شوند. باززایی گیاهان با استفاده از جنین‌زایی سوماتیک از یک سلول، در بسیاری از گونه‌های گیاهان دارویی به اثبات رسیده است. بنابراین در این حالت با توجه به پتانسیل متفاوت سلول‌های مختلف در تولید یک ترکیب دارویی، می‌توان گیاهانی با ویژگی برتر نسبت به گیاه اولیه تولید نمود.
حفاظت گونه‌های گیاهان دارویی از طریق نگهداری در سرما
با تکیه بر کشت بافت و سلول می‌توان برای نگهداری کالتیوارهای مورد نظر در بانک ژن یا برای نگهداری طولانی مدت اندام‌های تکثیر گیاه در محیط نیتروژن مایع، اقدام نمود. نگهداری در سرما، یک تکنیک مفید جهت حفاظت از کشت‌های سلولی در شرایط آزمایشگاهی است. در این روش با استفاده از نیتروژن مایع (196- درجه سانتی‌گراد) فرآیند تقسیم سلولی و سایر فرآیندهای متابولیکی و بیوشیمیایی متوقف شده و در نتیجه می‌توان بافت یا سلول گیاهی را مدت زمان بیشتری نگهداری و حفظ نمود. با توجه به اینکه می‌توان از کشت‌های نگهداری شده در سرما، گیاه کامل باززایی کرد، لذا این تکنیک می‌تواند روشی مفید جهت حفاظت از گیاهان دارویی در معرض انقراض باشد. مثلاً بر اساس گزارشات منتشر شده، روش نگهداری در سرما، روشی مؤثر جهت نگهداری کشت‌های سلولی گیاهان دارویی تولیدکنندة آلکالوئید همچون Rauvollfia serpentine , D. lanalta , A. belladonna , Hyoscyamus spp . است. این تکنیک، می‌تواند جهت نگهداری طیفی از بافت‌های گیاهی چون مریستم‌ها، بساک و دانة گرده، جنین، کالوس و پروتوپلاست به‌کار رود. تنها محدودیت این روش، مشکل دسترسی به نیتروژن مایع است.
تولید متابولیت‌های ثانویه از گیاهان دارویی
از لحاظ تاریخی، اگرچه تکنیک ” کشت بافت ” برای اولین بار، در سال‌های 1940-1939 در مورد گیاهان به‌کار گرفته‌شد، ولی در سال 1956 بود که یک شرکت دارویی در کشور آمریکا ( Pfizer Inc ) اولین پتنت را در مورد تولید متابولیت‌ها با استفاده از کشت توده‌ای سلول‌ها منتشر کرد. کول و استابو (1967) و هبل و همکاران (1968) توانستند مقادیر بیشتری از ترکیبات ویسناجین ( Visnagin ) و دیوسجنین ( Diosgenin ) را با استفاده از کشت بافت نسبت به حالت طبیعی (استخراج از گیاه کامل) به‌‌دست آورند. گیاهان، منبع بسیاری از مواد شیمیایی هستند که به‌عنوان ترکیب دارویی مصرف می‌شوند. فرآورده‌های حاصل از متابولیسم ثانویه گیاهی ( Secondary Metabolite ) جزو گرانبهاترین ترکیب شیمیایی گیاهی ( Phytochemical ) هستند. با استفاد از کشت بافت می‌توان متابولیت‌های ثانویه را در شرایط آزمایشگاهی تولید نمود. لازم به‌ذکر است که متابولیت‌های ثانویه، دسته‌ای از مواد شامل اسیدهای پیچیده، لاکتون‌ها، فلاونوئیدها و آنتوسیانین‌ها هستند که به‌صورت عصاره یا پودرهای گیاهی در درمان بسیاری از بیماری‌های شایع به‌کار برده می‌شوند.
راهکارهای افزایش متابولیت‌های ثانویه گیاهی از طریق کشت بافت
1- استفاده از محرک‌های ( Elicitors ) زنده و غیر زنده‌ای که می‌توانند مسیرهای متابولیکی سنتز متابولیت‌های ثانویه را تحت تأثیر قرار داده و میزان تولید آنها را افزایش دهند. لازم به‌ذکر است که این محرک‌ها در شرایط طبیعی نیز بر گیاه تأثیر گذاشته و باعث تولید یک متابولیت خاص می‌شوند.
2- افزودن ترکیب اولیة ( Precursor ) مناسب به محیط‌کشت، با این دیدگاه که تولید محصول نهایی در نتیجه وجود این ترکیبات در محیط‌کشت، القاء شود.
3- افزایش تولید یک متابولیت ثانویه در اثر ایجاد ژنوتیپ‌های جدیدی که از طریق امتزاج پروتوپلاست یا مهندسی ژنتیک، به‌دست می‌آیند.
4- استفاده از مواد موتاژن جهت ایجاد واریته‌های پربازده
5- کشت بافت ریشة گیاهان دارویی (ریشه، نسبت به بافت‌های گیاهی دیگر، پتانسیل بیشتری جهت تولید متابولیت‌های ثانویه دارد)
مثال‌های قابل ذکر آنقدر زیاد است که تصور می‌شود هر ماده‌ای با منشاء گیاهی، از جمله، متابولیت‌های ثانویه را می‌توان به‌وسیلة کشت‌های سلولی تولید کرد: از جمله ترکیباتی که از طریق کشت سلولی و کشت بافت به تولید انبوه رسیده است،‌ داروی ضد سرطان تاکسول است. این دارو که در درمان سرطان‌های سینه و تخمدان به‌کار می‌رود از پوست تنه درخت سرخدار ( Taxus brevilifolia L. ) استخراج می‌گردد. از آنجایی‌که تولید تاکسول به‌دلیل وجود 10 هستة استروئیدی در ساختار شیمیایی آن بسیار مشکل است و جمعیت طبیعی درختان سرخدار نیز برای استخراج این ماده بسیار اندک است، لذا راهکار دیگری را برای تولید تاکسول باید به‌کار گرفت. در حال حاضر، برای تولید تاکسول از تکنیک کشت بافت و کشت قارچ‌هایی که بر روی درخت رشد کرده و تاکسول تولید می‌کنند،‌ استفاده می‌گردد.
سولاسودین ( Solasodine ) نیز از ترکیبات دیگری است که از طریق کشت سوسپانسیون سلولی گیاه Solanum eleganifoliu به‌دست می‌آید. از جمله متابولیت‌های دیگری که از طریق تکنیک کشت بافت و در مقیاس تجاری تولید می‌شود، شیکونین ( Shikonin ) (رنگی با خاصیت ضد حساسیت و ضد باکتری) است. مثال‌های زیر گویای کارایی تکنیک کشت بافت در تولید متابولیت‌های ثانویه است.
تولید آلکالوئید پیرولیزیدین ( Pyrolizidine ) از کشت بافت ریشة Senecio sp ، سفالین ( Cephaelin ) و امتین ( Emetine ) از کشت کالوس Cephaelis ipecacuanha ، آلکالوئید کوئینولین ( Quinoline ) از کشت سوسپانسیون سلولی Cinchona ledgerione و افزایش بیوسنتز آلکالوئیدهای ایندولی با استفاده از کشت سوسپانسیون سلولی گیاه Catharanthus roseus .
استفاده از بیورآکتورها در تولید صنعتی متابولیت‌های ثانویه
تولید متابولیت ثانویة گیاهی با خصوصیات دارویی در شرایط آزمایشگاهی، فواید زیادی در مقایسه با استخراج این ترکیبات از گیاهان، تحت شرایط طبیعی دارد. کنترل دقیق پارامترهای مختلف، سبب می‌شود که کیفیت مواد حاصل در طول زمان تغییر نکند. درحالی که در شرایط طبیعی مرتباٌ تحت تأثیر شرایط آب و هوایی و آفات است. تحقیقات زیادی در زمینة استفاده از کشت‌های سوسپانسیون و سلول گیاهی برای تولید متابولیت‌های ثانویه صورت گرفته است. از جمله ابزارهایی که برای کشت وسیع سلول‌های گیاهی به‌کار رفته‌اند، بیورآکتورها هستند. بیورآکتورها، مهمترین ابزار در تولید تجاری متابولیت‌های ثانویه از طریق روش‌های بیوتکنولوژیک، محسوب می‌شوند.
مزایای استفاده از بیورآکتورها در کشت انبوه سلول‌های گیاهی عبارتند از:
1- کنترل بهتر و دقیق‌تر شرایط خاص مورد نیاز برای تولید صنعتی ترکیبات فعال زیستی از طریق کشت سوسپانسیون سلولی
2- امکان تثبیت شرایط در طول مراحل مختلف کشت سلولی در بیورآکتور
3- جابجایی و حمل‌ونقل آسان‌تر کشت (مثلاً، برداشتن مایه‌کوبه در این حالت راحت است)
4- با توجه به اینکه در شرایط کشت سوسپانسیون، جذب مواد غذایی به‌وسیلة سلول‌ها افزایش می‌یابد، لذا نرخ تکثیر سلول‌ها زیاد شده و به‌تبع آن میزان محصول (ترکیب فعال زیستی) بیشتر می‌شود.
5- در این حال، گیاهچه‌ها به آسانی تولید و ازدیاد می‌شوند.
سیستم بیورآکتور برای کشت‌های جنین‌زا و ارگانزای چندین گونة گیاهی به‌کار رفته است که از آن‌جمله می‌توان به تولید مقادیر زیادی سانگئینارین ( sanguinarine ) از کشت سوسپانسیون سلولی Papaver somniferum با استفاده از بیورآکتور، اشاره کرد. با توجه به اینکه بیورآکتورها، شرایط بهینه را برای تولید متابولیت‌های ثانویه از سلول‌های گیاهی فراهم می‌آورند، لذا تغییرات زیادی در جهت بهینه‌سازی این سیستم‌ها، برای تولید مواد با ارزش دارویی (با منشأ گیاهی) همچون جینسنوساید ( ginsenoside ) و شیکونین صورت گرفته است.
نشانگرهای مولکولی
بخش مهم بعدی دارای کاربرد فراوان در حوزة گیاهان دارویی، “نشانگرهای مولکولی” است. قبل از اینکه به موارد کاربرد نشانگرهای مولکولی پرداخته شود، لازم است دلایل لزوم استفاده از نشانگرهای مولکولی در زمینة گیاهان دارویی ذکر شود:
دلایل استفاده از نشانگرهای مولکولی در زمینة گیاهان دارویی
فاکتورهایی همچون خاک و‌ شرایط آب و هوایی، بقای یک گونة خاص و همچنین محتوای ترکیب دارویی این گیاه را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در چنین حالاتی علاوه بر اینکه بین ژنوتیپ‌های مختلف یک گونه تفاوت دیده می‌شود از لحاظ ترکیب دارویی فعال نیز با هم فرق می‌کنند. در هنگام استفادة تجاری، از این گیاه دو فاکتور، کیفیت نهایی داروی استحصالی از این گیاه را تحت تأثیر قرار می‌دهند:
1- تغییر محتوای یک ترکیب دارویی خاص در گیاه مورد نظر
2- اشتباه گرفتن یک ترکیب دارویی خاص با اثر کمتر که از گیاهان دیگر به‌دست آمده است. به‌جای ترکیب دارویی اصلی که از گیاه اصلی به‌دست می‌آید.
چنین تفاوت‌هایی، مشکلات زیادی را در تعیین و تشخیص گیاهان دارویی خاص، با استفاده از روش‌های سنتی (مرفولوژیکی و میکروسکوپی)، به‌دنبال خواهد داشت. برای روشن‌شدن موضوع به مثال زیر توجه کنید:
کوئینون یک ترکیب دارویی است که از پوست درخت سینکونا ( cinchona ) به‌دست می‌آید. پوست درختان سینکونا که در جلگه‌ها کشت شده‌اند، حاوی کوئیونی است که از لحاظ دارویی فعال است. گونه‌های مشابهی از این درخت وجود دارند که به‌روی تپه‌ها و زمین‌های شیبدار رشد می‌کنند و از لحاظ مرفولوژیکی (شکل ظاهری) مشابه گونه‌هایی هستند که در جلگه‌ها رشد می‌کنند، اما در این گونه‌ها کوئیون فعال وجود ندارد.
در طول دهه‌های گذشته، ابزارهایی که برای استانداردسازی داروهای گیاهی به‌وجود آمده‌اند، شامل ارزیابی ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک و همچنین تعیین نیمرخ شیمیایی ( Chemoprofiling ) مواد گیاهی بوده‌اند. قابل ذکر است که نیمرخ شیمیایی، الگوی شیمیایی ویژه‌ای برای یک گیاه است که از تجزیة عصارة‌ آن گیاه به‌وسیلة تکنیک‌هایی چون TLC و HPTLC و HPLC به‌دست آمده است. ارزیابی ماکروسکوپیک مواد گیاهی نیز بر اساس پارامترهایی چون شکل، اندازه، رنگ، بافت،‌ خصوصیات سطح گیاه، مزه و غیره صورت می‌گیرد. علاوه بر این، بسیاری از تکنیک‌های آنالیز، همچون آنالیز حجمی ( Volumetric Analysis )، کروماتوگرافی گازی (Gas Chromatography )، کروماتوگرافی ستونی ( Column Chromatography ) و روش‌های اسپکتروفتومتریک نیز برای کنترل کیفی و استانداردسازی مواد دارویی گیاهی، مورد استفاده قرار می‌گیرند.
گرچه در روش‌های فوق، اطلاعات زیادی در مورد یک گیاه دارویی و ترکیبات دارویی موجود در آن فراهم آید، ولی مشکلات زیادی نیز به‌همراه دارد. مثلاً برای اینکه یک ترکیب شیمیایی به‌عنوان یک نشانگر ( Marker ) جهت شناسایی یک گیاه دارویی خاص، مورد استفاده قرار گیرد، باید مختص همان‌گونة گیاهی خاص باشد، در حالی‌که همة گیاهان دارویی، دارای یک ترکیب شیمیایی منحصربه‌فرد نیستند. همچنین بین بسیاری از مولکول‌های شیمیایی که به‌عنوان نشانگر و یا ترکیب دارویی خاص مدنظر هستند، هم‌پوشانی معنی‌داری وجود دارد؛ این موضوع در مورد ترکیبات فنولی و استرولی حادتر است.
یکی از عوامل مهم دیگری که استفاده از نیمرخ شیمیایی را محدود می‌سازد، ابهام در داده‌های حاصل از انگشت‌نگاری شیمیایی (Chemical Fingerprinting) است. این ابهام، در اثر تجمع مواد مصنوعی در پروفیل شیمیایی حادث می‌شود. علاوه بر این، فاکتورهای دیگری، پروفیل شیمیایی یک گیاه را تغییر می‌دهند. که از جمله این فاکتورها می‌توان فاکتورهای درونی چون عوامل ژنتیکی و فاکتورهای برونی چون کشت، برداشت، خشک‌کردن و شرایط انبارداری گیاهان دارویی را ذکر نمود. مطالعات شیموتاکسونومیکی (طبقه‌بندی گیاهان بر اساس ترکیبات شیمیایی موجود در گیاه) که به‌طور معمول در آزمایشگاه‌های مختلف استفاده می‌شوند، تنها می‌توانند به‌عنوان معیار کیفی در مورد متابولیت‌های ثانویه، مورد استفاده قرار می‌گیرند و برای تعیین کمی این ترکیبات، استفاده از نشانگرهای ویژه (شیمیایی) که به‌کمک آن به آسانی بتوان گونه‌های گیاهان دارویی را از یکدیگر تشخیص داد، یک الزام است. در این رابطه، همان‌طور که در فوق ذکر شد، در هرگیاه یک نشانگر منحصر به فرد را نمی‌توان یافت.
مشکلی که در شناسایی گونه‌های گیاهان دارویی با استفاده از صفات مرفولوژیک وجود دارد، وجود نام‌های گیاهشناسی متفاوت در مورد یک گیاه در نواحی مختلف جهان است. در این حالت ممکن است گونه‌های گیاهان دارویی نادر و مفید، با گونه‌های دیگری که از لحاظ مرفولوژیکی به گیاه اصلی شبیه‌اند، اشتباه فرض شوند.
بنابراین، با توجه به مشکلات موجود در زمینة شناسایی گیاهان دارویی با استفاده از روش‌های سنتی و با توجه به پیشرفت محققین در زمینة ایجاد نشانگرهای DNA ‌،‌ استفاده از این تکنیک‌های نوین می‌تواند ابزاری قدرتمند در استفاده کارا از گونه‌های مؤثر دارویی محسوب شود. از جمله مزایای این نشانگرها، عدم وابستگی به سن و شرایط فیزیولوژیکی و محیطی گیاه دارویی است. پروفیلی که از انگشت نگاری DNA یک گیاه دارویی به‌دست می‌آید، کاملاً به همان گونه اختصاص دارد. همچنین برای استخراج DNA به‌عنوان مادة آزمایشی در آزمایشات نشانگرهای مولکولی، علاوه بر بافت تازه، می‌توان از بافت خشک نیز استفاده نمود و از این رو، شکل فیزیکی نمونه برای ارزیابی آن گونه، اهمیت ندارد. نشانگرهای مختلفی بدین منظور ایجاد شده‌اند که از آن جمله می‌توان به روش‌های مبتنی بر هیبریداسیون (مانند RFLP )، روش‌های مبتنی بر RCR (مانند AFLP ) و روش‌های مبتنی بر توالی‌یابی (مانند ITS ) اشاره کرد.
برخی موارد کاربرد نشانگرهای DNA در زمینة گیاهان دارویی
ارزیابی تنوع ژنتیکی و تعیین ژنوتیپ (Genotyping)
تحقیقات نشان داده است که شرایط جغرافیایی،‌ مواد دارویی فعال گیاهان دارویی را از لحاظ کمی و کیفی، تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر پایة تحقیقات انجام شده، عوامل محیطی محل رویش گیاهان دارویی در سه محور زیر بر آنها تاثیر می‌گذارد:
1- تاثیر بر مقدار کل مادة مؤثرة گیاهان دارویی
2- تاثیر بر عناصر تشکیل دهندة مواد مؤثره
3- تاثیر بر مقدار تولید وزن خشک گیاه
عوامل محیطی که تاثیر بسیار عمده‌ای بر کمیت و کیفیت مواد مؤثرة آنها می‌گذارد عبارتنداز نور، درجه حرارت، آبیاری و ارتفاع محل. بنابراین نیاز است که به‌دقت این موضوع مورد بررسی قرار گیرد. به این خاطر، بسیاری از محققین، تأثیر تنوع جغرافیایی بر گیاهان دارویی را از لحاظ تغییرات در سطوح مولکول DNA (ژنتیک) مطالعه نموده‌اند. این برآوردها از تنوع ژنتیکی می‌تواند در طراحی برنامه‌های اصلاحی گیاهان دارویی و همچنین مدیریت و حفاظت از ژرم‌پلاسم آنها به‌کار رود.
شناسایی دقیق گیاهان دارویی
از نشانگرهای DNA می‌توان برای شناسایی دقیق گونه‌های گیاهان دارویی مهم، استفاده کرد. اهمیت استفاده از این نشانگرها، به‌ویژه در مورد گونه‌ها و یا واریته‌هایی که از لحاظ مرفولوژیکی و فیتوشیمیایی به هم شبیهند، دوچندان می‌شود. گاهی ممکن است بر اثر اصلاح گیاهان دارویی کالتیوارهایی به‌وجود آید که هر چند از نظر ظاهر با سایر افراد آن‌گونه تفاوتی ندارد ولی از نظر کمیت و کیفیت مواد مؤثره اختلاف‌های زیادی با آنها داشته باشد. در این حالت اصلاح‌کنندگان چنین گیاهانی باید تمام مشخصات آن کالتیوار را از نظر خصوصیات مواد مؤثره ارایه دهند که شناسایی و معرفی خصوصیات مذکور مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد از نظر کسب اطلاعات گسترده دربارة فرآیندهای متابولیسمی گیاه مربوطه است. به‌علاوه امکان تغییرپذیری وضعیت تولید و تراوش مواد مؤثره در مراحل مختلف رویش گیاه همواره باید مورد نظر اصلاح‌کننده قرار داشته‌باشد. به‌عنوان مثال، از نشانگرهای RAPD و PBR برای شناسایی دقیق گونة P.ginseng در بین جمعیت‌های جینسنگ ( ginseng ) استفاده شده است. همچنین برخی از محققین از یک راهکار جدید به‌نام DALP ( Direct Amplification of Length Polymorphism ) برای شناسایی دقیق Panax ginseng و Panax quinquefolius استفاده کرده‌اند.
انتخاب کیموتایپ‌های (Chemotypes) مناسب به‌کمک نشانگر
علاوه بر شناسایی دقیق گونه‌ها، پیش‌بینی غلظت مادة شیمیایی فعال گیاهی (Active Phytochemical) نیز برای کنترل کیفی یک گیاه دارویی مهم است . شناسایی نشانگرهای (DNA QTL) که با مقدار آن ترکیب دارویی خاص همبستگی دارند، می‌تواند جهت کنترل کیفی و کمی مواد خام گیاهی، مؤثر واقع شود. لازم به‌ذکر است که تنها تفاوت بین کیموتایپ‌های مختلف، مقدار مادة شیمیایی فعال آنها است. همچنین، پروفیل‌های حاصل از نشانگرهای DNA می‌توانند جهت تعیین روابط فیلوژنتیکی (خویشاوندی) بین کیموتایپ‌های مختلف یک گونه گیاه دارویی به‌کار روند. در سال‌های اخیر مطالعات زیادی به‌منظور تعیین رابطة بین نشانگرهای DNA و تنوعات کمی وکیفی ترکیبات فعال دارویی در بین گونه‌ها و خویشاوندان نزدیک گیاهان دارویی، صورت گرفته و یا در حال انجام است. از طرفی، به‌کارگیری توأم تکنیک‌های مولکولی و تکنیک‌های آنالیزی دیگر، چون TLC و HPLC ، می‌تواند شناخت ما را نسبت به یک گونة دارویی خاص و به تبع آن کنترل کیفی و کمی ترکیب دارویی مورد نظر در سطح صنعتی، افزایش دهد. به‌عنوان مثال بررسی تنوع ژنتیکی Artemisia annua ، به‌عنوان منبع ترکیب ضد ملاریای آرتمیزینین (artemisinin)، نشان می‌دهد که ژنوتیپ‌های این گیاه در سراسر هند، از لحاظ محتوای این ترکیب (مقدار مادة مؤثرة آرتمزینین)، تنوع نشان می‌دهند. این بررسی با استفاده از نشانگر RAPD (یک نوع نشانگر DNA ) صورت گرفته است.
مهندسی ژنتیک

شاخة بعدی بیوتکنولوژی که در زمینة گیاهان دارویی کاربردهای فراوانی دارد، “مهندسی ژنتیک” است. پیشرفت‌های اخیر در زمینة ژنتیک گیاهی و تکنولوژی DNA نوترکیب، کمک شایانی به بهبود و تقویت تحقیقات در زمینة بیوسنتز متابولیت‌های ثانویه کرده است. قسمت اعظمی از تحقیقات در زمینة متابولیت‌های ثانویه، به‌روی شناسایی و دستکاری ژنتیکی آنزیم‌های دخیل در مسیر متابولیکی سنتز یک متابولیت ثانویه، متمرکز شده‌است. ابزار طبیعی که در فرآیند مهندسی ژنتیک و در اکثر گونه‌های گیاهی و بخصوص گیاهان دولپه به‌کار می‌رود، یک باکتری خاکزی به‌نام آگروباکتریوم (Agrobacterium) است. گونه‌های مختلف این باکتری، مهندسان طبیعی هستند که بیماری‌های‌ تومور گال طوقه‌ (Crown Gall Tumour) و ریشة مویی (Hairy Root) را در گیاهان سبب می‌شوند. تحقیقات نشان داده‌است که ریشه‌های مویی تولید شده به‌وسیلة گونه‌ای از این باکتری به‌نام‌ A. rhizogenes ‌، بافتی مناسب برای تولید متابولیت ثانویه هستند. به علت پایداری و تولید زیاد این بافت‌ها در شرایط کشت عاری از هورمون، تاکنون گونه‌های دارویی زیادی با استفاده از این باکتری تغییر یافته‌اند. که از آن جمله می‌توان به کشت ریشة‌ مویی گیاه دارویی Artemisia annua به‌منظور تولید ترکیب دارویی فعال، اشاره کرد. تحقیقات نشان داده است که شرایط جغرافیایی،‌ مواد دارویی فعال گیاهان دارویی را از لحاظ کمی و کیفی، تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بنابراین می‌توان دید که مهندسی ژنتیک می‌تواند به‌عنوان ابزاری قدرتمند جهت تولید متابولیت‌های ثانویة جدید و همچنین افزایش مقدار متابولیت‌های ثانویه موجود در یک گیاه به‌کار رود

 

[ چهارشنبه پنجم خرداد 1389 ] [ 18:32 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

استفاده از روشهاي كلاسيك و نوين اصلاح نباتات در بهبود عملكرد

 

فهرست مطالب:

- چكيده

- معرفي علم اصلاح نباتات

- اهداف اصلاح نباتات
1- بهبود كيفيت
2- افزايش توليد در واحد سطح
3- مقاومت به آفات و بيماريها
4- مقاومت به تنشهاي محيطي

- روشهاي كلاسيك اصلاح نباتات
1- هيبريداسيون واريته‌هاي هيبريد
2- سطوح مختلف پلوئيدي (مهندسي كروموزوم)
3- موتاسيون
4- اينتروگرسيون

- روشهاي بيوتكنولوژي
1- كشت بافت و توليد گياهان هاپلوئيد
2- كشت دانه گرده
3- پروتوپلاست فيوژن
4- انتقال ژن يا مهندسي ژنتيك
5- انتخاب بر اساس نشانگرها و QTL
6- توليد گياهان هاپلوئيد

- جمع‌بندي مطلب
- منابع مورد استفاده



اصلاح نباتات :
اهلي نمودن گياهان يكي از مهمترين وقايع كشاورزي در دنياي جديد است. هدفهاي كلي اصلاح نباتات افزايش عملكرد در واحد سطح بهتر نمودن كيفيت محصولات كشاورزي و توليد مواد اوليه مورد نياز جوامع انساني است. ارقام و واريته‌هاي اصلاح شده گياهان زراعي و زينتي هر ساله از كشوري به كشور ديگر انتقال داده مي‌شود. بدين طريق كيفيت و كميت محصولات كشاورزي افزايش يافته و احتياجات فراورده‌هاي زراعي رفع مي‌شود. در اغلب گياهان يك يا چند ژن باارزش اقتصادي فراوان دارد. ژنهايي كه حساسيت و مقاومت گياهان را نسبت به امراض و آفات كنترل مي‌كنند در اولويت برنامه‌هاي اصلاح نباتات قرار دارند. هدف اصلاحگر نبات نبايد در توسعه روشهاي معمول كشت نباتات اصلاحي منحصر گردد بلكه بايستي همواره در جستجوي تركيبات نو از ژنوتيپهاي مطلوب باشد.
هدف اصلاحي نهايي در هر برنامه اصلاحي افزايش عملكرد مي‌باشد. در شرايط نا مساعد افزايش عملكرد به طريق اصلاح نباتات به مقدار كم و صرف زمان طولاني ممكن است ژنهاي كنترل كننده عملكرد براي بروز حداكثر پتانسيل خود به عوامل محيطي توليد وابسته مي‌باشند. به طور كلي عمدترين اهداف اصلاح نباتات را مي‌توان در عناوين زير خلاصه مي‌شود.
1- بهبود كيفيت
كيفيت خصوصيتي است كه باعث افزايش ارزش محصول مي‌شود كيفيت در جائي ممكن است به ارزش غذايي يك غله يا طعم و بافت يك ميوه تلقي شود. كيفيت جزء مهمي از هر برنامه اصلاح نباتات محسوب مي‌شود. به عنوان مثال ژنوتيپهاي مختلف گندم آرد توليدي حاصل از آن را تحت تاثير قرار داده و نهايتاً حجم و بافت و رنگ نان را مستقيماً تحت تاثير قرار مي‌دهد. بهرحال در گياه اصلاح شده از لحاظ پروتئين و اسيدهاي آمينه ممكن است متفاوت باشد. در اهداف توليد نباتات علوفه‌اي توجه به كيفيت علوفه همواره مسئله خوش‌خوراكي و ارزش تغذيه‌اي را در بردارد در گياهان زينتي كيفيت مفهومي جدا از گياهان زراعي دارد. خصوصيات كيفي در گلهاي زينتي عمدتاً همچون شكل ظاهر، شدت و ميزان عطر ساطع شده و وجود و عدم وجود تيغ، تعداد گلبرگ را شامل مي شود. در ميوه ها و محصولات انباري كه طيف وسيعي از ميوه جات و سبزيجات را در بر مي گيرد كيفيت معمولاًَ به مقاوم و ماندگاري خصوصيات بيوشيميايي محصول انبار شده در برابر تغييرات طولاني مدت محيط فيزيكي را شامل مي شود. خصوصيات انباري از مهمترين شاخصهاي اقتصادي را شامل مي شودكه با بازار پسندي محصول ارتباط مستقيمي دارد.
2- افزايش توليد در واحد سطح:
افزايش توليد در واحد سطح و استفاده از ژنوتيپهاي مفيد و مطلوب در هر منطقه آب و هوايي از ديگر اهداف اصلاحگران نباتات مي باشد. عملكرد گياه در واحد سطح منعكس كننده برآيند همه اجزا گياه مي باشد. بهرحال همه ژنوتيپهاي توليد شده داراي عكس العمل فيزيولوژيكي و ژنتيكي يكساني در شرايط مختلف نيستند. عملكرد صفتي پيچيده است كه تحت تاثير اثر متقابل ژنوتيپ و محيط مي باشد.

3- مقاومت به آفات و بيماري:
براي دستيابي به حداكثر توليد، مقاوم بودن به آفات و بيماريها ضروري است علفهاي هرز، حشرات بيماريهاي باكتريايي و ويروسي در مقاطع مختلف از مرحله رشد گياه بيشترين خسارت را به محصول وارد مي‌كند. اصلاحگران همراه سعي بر دستيابي به گياهان را دارند كه حاوي ژنهاي مطلوب به مقاومت به آفات و بيماريها هستند. علت مقاوم بودن بعضي از واريته‌ها را به مكانيزم فيزيولوژيكي فعال در برابر حمله آفات مي‌دانند به عنوان مثال تركيبي به نام فيتوالكين در لوبيا همراه در هنگام شيوع بيماري فوزاريوم از گياه ترشح مي‌شود كه باعث بلوكه شدن و توقف توسعه بيماري مي‌شود. به هر حال از برنامه‌هاي اصلاحي مهم ايجاد گياهان مقاوم مي‌باشد. مقاومت به آفات بيشترين بازده اقتصادي را براي كشاورزان نويد بخش است. مقاوم منجر به سرشكست شدن بسياري از هزينه‌هاي تحميلي به كشاورزان و بي‌نياز شدن به فعاليتهايي همچون سمپاش و آلودگي محيط زيست و مسائل باقيمانده سموم در بافت گياهان زراعي با مصرف خوراكي مي‌گردد.

4- مقاومت به تنشهاي محيطي
مقاومت از جمله عمده‌ترين اهداف اصلاح نباتات مي باشد. بيشتر توليدات در مناطق نامساعد سرما و شوري حاصل مي شود. و گياه مجبور است براي توليد كافي با اين شرايط نامساعد مقابله كند بعضي از واريته‌هاي گياهان در شرايط نامساعد محيطي و فقر حاصلخيزي خاك قادر هستند مقدار مناسبي محصول را در واحد سطح توليد كنند فلذا شناسايي ژنوتيپهاي مقاوم به تنشهاي محيطي از اصلي‌ترين راهكارهاي مناسب براي رفع معضل مذكور مي‌باشد.
توليد گياهان هاپلوئيد و دابل‌هاپلوئيدي
توليد هاپلوئيد و سپس دو برابر نمودن كروموزمهاي آن به ايجاد دابل هاپلوئيد مي‌انجامد كه سريعترين روش دستيابي به اينبريدينگ كامل در طي يك مرحله مي‌باشد. در روشهاي متداول بهنژادي گزينش داخل نتاج به عنوان يك معضل اصلاح‌كنندگان محسوب مي‌شود زيرا تعداد جمعيتهاي و مزارع مختص ارزيابي هر سال افزايش مي‌يابد. مهمترين روشهاي القائي توليد هاپلوئيد عبارتند از: 1- ميكروسپور (آندوژنز) 2- كشت گلچه 3- كشت بساك، تخمك (ژينوژنژ) كشت تخمك، دورگ‌گيري بين گونه‌اي
توليد هاپلوئيد به روش ميكروسپور يكي از كاراترين و معمولترين روش ايجاد هاپلوئيد مي‌باشد ميكروسپور دانه گرده‌اي است كه در مرحله ابتدائي نمو در محيط كشت، گياهچه هاپلوئيد را بوجود مي‌آورد، كشت بساك نيز معمولترين فرم كشت گرده است كه بساكها در مرحله نموي تك هسته‌اي انتخاب مي شود. توليد گياهان هاپلوئيد به تعداد زياد به روش كشت بساك بستگي دارد. ايجاد هاپلوئيد گندم توسط تلاقي گندم× ارزن و گندم × ذرت امكانپذير مي‌باشد.
تكنيكهاي دو برابر كردن مجموعه كروموزمي (ژنوم) هاپلوئيد‌ها براي تهيه گياهان صد در صد خالص (دابل هاپلوئيد) نقش اساس را ايفا مي‌كند. مكانيزمهاي دو برابر شدن ژنوم ميكروسپوربه دو پديده اتحاد هسته‌اي و دو برابر شدن ميتوزي يا داخلي نسبت داده مي‌شود. در طرحهاي به‌نژادي گياهان خود گشن به تعداد نسبتاً زيادي گياه دابل هاپلوئيد جهت گزينش بهترين لاين نياز مي‌باشد. براي ايجاد لاينهاي اينبرد به روش دابل‌هاپلوئيدي در گياهان دگرگشن نيز تعداد زيادي لاين مورد احتياج مي‌باشد.
كل‌شي‌سين مهمترين عامل شيميايي دو برابر نمودن كروموزومي است كه در سطح وسيعي بكار مي رود. كل‌سي‌سين بازدارنده رشته هاي دوكي شكل وعمل كننده در سلولهاي در حال تقسيم گياهان مي باشد. به ططور دقيق تر كل‌شي‌سين از تشكيل ميكرو بتولها از طريق پيوند با زير واحد پروتئين ميكروبولي ها به نام تيوبولين ممانعت مي كند لذا كروموزمها در مرحله متافاز يك جا وارد يك سلول مي گردند كه نتيجتاًَ تعداد كروموزوم سلول حاصل از تقسيم دو برابر مي گردد. گياهان هاپلوئيد در تعدادي از گونه هاي زراعي شامل پنبه، توت فرنگي ، گوجه فرنگي، جو و توتون و سيب زميني و برنج و گندم و بعضي از گياهان ديگر توليد شده اند.

اينتروگرسيون :
فرايند اينترگرسيون ، به معناي وارد كردن قسنتي از مواد ژنتيكي يك گونه به گونه ديگر مي تواند توسط تلاقي هاي برگشتي مكرر F1 بين گونه اي با يكي از والدين انجام مي شود. در اكثر موارد از اينتروگرسيون به منظور انتقال ژنهاي مقاوم به بيماري از ساير گونه ها به گونه هاي زراعي كه فاقد ژن مقاوم هستند استفاده مي شود.


اصلاح گياهان با استفاده از موتاسيون :
به نظر مي رسد تنوع ژنتيكي حاصل از موتاسيون مصنوعي با تنوع حاصل از موتاسيون طبيعي يكسان باشد. بنابراين اصول اساسي استفاده از تنوع حاصله از موتاسيون مصنوعي ÿا تنوع حاصل از موتاسيون طبيعي يكسان است. اصلاح كننده بايستي با عوامل موتاژن كاربرد آنها و نحوه ايجاد موتاسيون آشنا بوده و به تشخيص گيا هان موتانت قادر و امكانات و وسايل لازم را دارا باشد. به طور كلي دو عامل فيزيكي و شيميايي در ايجاد موتاسيون دخالت دارند موتاژنهاي فيزيكي شامل اشعه ايكس ، گاما، نوترون و UV مي باشد. اكثراًَ‌اصلاحگران به اين موتاژنها دسترسي ندارند لذا از مواد شيميايي عمدتاًَ استفاده مي كنند.

هيبريداسيون :
هيبريداسيون يكي از ابزارهاي متداول اصلاح نباتات كلاسيك مي باشد كه در واقع به تلاقي بين دو واريته براي دستيابي به ژنوتيپ برتر اطلاق مي شود. يك برنامه هيبريداسيون ممكن است به واريته هاي داخل يك گونه يا بين والدين چند جنس مختلف صورت پذيرد. اصلاحگران بعد از هيبريداسيون در جستجوي ژنوتيپهاي برتر هموزيگوت نيست بلكه سعي مي كنند كه مجموعه اي از ژنهاي را انتخاب كنند كه داراي اثر متقابل ژنتيكي مفيد و اثرات هتروزيس هستند. وجود پديده هيبريداسيون امكان انتقال ژنهاي مفيد از يك گونه به گونه ديگر را فراهم مي كند. هيچ پديده اي در علم اصلاح نتوانسته تاثير ي مانند واريته هاي هيبريد روي افزايش مواد غذايي در دنيا بگذارد. واريته هاي هيبريد به جامعه F1 كه براي استفاده تجاري توليد مي شوند اطلاق مي شود يكي از روشهاي هيبريداسيون ، دابل كراس مي باشد كه به خوبي نتايج مطلوب پيامد خود را به ثبات رسانده است .

كشت بافت گياهي :
كشت بافت فرايندي است كه در آن قطعات كوچكي از بافت زنده از گياهي جدا شده و به مدت كشت نا محدودي در يك محيط مغذي رشد داده مي شود. براي انجام كشت سلولي موفق بهترين حالت آن است اين عمل با كشت بخشي از گياه كه حاوي سلولهاي تمايز نيافته است آغاز مي شود زيرا چنين سلولهايي مي تواند به سرعت تكثير يابند. قطعات گياه در محيط كشت مي تواند به طور نا محدودي رشد كرده و توده سلولي تمايز نيافته به نام كالوس مي كنند بر اينكه سلول گياهي نمو كند و به كالوس تبديل شوند لازم است كه محيط كشت حاوي هورمونهاي گياهي مانند اكسين، سيتوكسين و جبيرلين باشد.

كاربردهاي كشت بافت هاي سلولي :
1- توليد مواد شيميايي
گياهان به عنوان منبع مهمي از مواد پيشتاز فراورده هايي كه در صنايع مختلف مانند داروسازي، صنايع غذايي و آرايشي و بهداشتي و كشاورزي مورد استفاده اند.
2- گياهان عاري از عوامل بيماريزايي گياهي
غلات ممكن است توسط گونه هاي زيادي از آفات ميكروبي ، ويروس، باكتريائي و قارچي آلوده مي شوند. اين آلودگيها تا حد زيادي موجب كاهش توليد فراورده كيفيت آن و توان گياه مي شوند. آلودگي در درختان ميوه بازده محصول را تا 90% كم مي كند. اساس به دست آوردن گياهان بدون ويروس كشت مريستم انتهايي آنهاست با كشت قطعه كوچكي از مريستم مي توان كالوس بدون ويروس تهيه كرد.
مواد گياهي كه از طريق كشت بافت تكثير مي شوند تغييرات ژنتيكي بالايي را نشان مي دهند. زماني كه از كشت كالوس مرتباًَ زير كشت گرفته شود گياهان حاصل سطح پلوئيدي متفاوتي را نشان مي دهند و همينطور كه بحث خواهد شد اين تغييرات ناشي از كشت بافت مي تواند تنوع ژنتيكي جديدي را در اختيار اصلاح كننده نباتات قرار دهد.

پروتوپلاست فيوژن :
اغلب ممكن است پيوند دو گانه گياه خويشاوند كه از نظر جنسي با هم سازگار نيستند مورد نظر باشد .بديهي است كه استفاده از روش آميزش جنسي كه معمولاًبراي پرورش گياه به كار برده مي شود در اين مورد ممكن نيست اما با هم در هم آميختگي و الحاق پروتوپلاست گياه مربوطه مي توان به همان مقصود نائل گرديد .
براي انجام اين كار دو روش اساسي وجود دارد.
در روش اول از مواد شيميائي مانند پلي اتيلن گليلول ،دكستران و اورنيتين به عنوان مواد ملحق كننده وممزوج كننده استفاده مي شود كه باعث تسريع در تركيب پروتوپلاسها مي گردد. از روش ديگري به نام امتزاج الكتريكي نيز مي توان استفاده كرد .در اين روش چسبندگي پروتوپلاسها در يك ميدان الكتريكي غير يكنواخت به وقوع مي پيوندد و در هم آميختگي هنگامي روي مي دهد كه ضربان يا تناوب كوتاهي از جريان مستقيم به كار برده مي شود پس از در هم آميختگي مجموعه هاي ژني هسته و سيتوپلاسم مجدداًبا هم تركيب مي شوند ودر نتيجه آرايش جديدي از تر كيب ژنها به وجود مي آيد.

تغيير در تعداد و ساختار كروموزوم (مهندسي كروموزوم):

اتو پلي پلوئيدي:
اتوپلي ئيدي در طبيعت به عنوان مكانيسمي براي بهبود اطلاعات ژنتيكي اتفاق مي افتد. اتوتترا پلوئيد است و ارقام تجاري موزوبعضي از سيب ها اتوتريلوئيدهستند. در بعضي گونه هاي گياهي افزايش معقول در تعداد ژنوم با افزايش در اندازه سلول و بزرگترشدن اندامها همراه است . براي مثال تريپلوئيد از بنيه بهتري برخوردارند و در مقايسه با سيب هاي ديپلوئيد ميوه هاي بزرگتري مي دهند از اتو پلي پلوئيدي براي توليد ميوه و گلهاي بزرگ نيز استفاده شده است. در برنامه هاي اصلاحي اتو پلوئيدهاي مصنوعي دو هدف مهم در نظر گرفته مي شود:
1)توليد يك ژنوتبپ يا تركيبي از ژنوتيپها كه برتر از بهترين ديپلوئيدها در بعضي از صفات مهم باشند
2)افزايش باروري در نباتات بذري

2-آلوپلوئيدي:
بنا به تعريف يك گياه آلوپلوئيد از تركيب و دو برابر نمودن دو يا چند ژنوم متفاوت توليد مي شود .تفاوت بين دو ژنوم مختلف بستگي به رفتاركروموزمها در تقسيم كاهش كروموزومي دارد. براي توليد آلو پلوئيدها از دو برابر نمودن تعداد كروموزومهاي هيبريد استفاده مي شود. آلوپلوئيدها غالباً تتراپلوئيد يا هگزا پلوئيد بوده واز تركيب ژنومهاي دو وسه گونه ديپلوئيد به وجود مي آيد .گندم بهترين نمونه آلوپلوئيدي در غلات است. گونه هاي گندمي كه داراي 21 جفت كروموزم هستند از تلاقي بين گونه هاي تترا پلوئيد اهلي وگونه ديپلوئيد وحشي به وجود آمده اند.

3-آنيوپلوئيدها:
تغييرات كروموزمي را كه شامل يك يا چند كروموزم باشد آنيوپلوئيدي مي گويند. اهميت آنيوپلوئيدي در تكامل گياهان كمتر از پلي پلوئيدي بوده و زمان لازم براي تكامل واهلي شدن گياهان آنيوپلوئيد طولاني تر از گياهان پلي پلوئيد است .حالات نالي زومي ،مونوزومي،تري زومي ،تترازومي از فرمهاي مختلف آنيوپلوئيدي هستند.

نشانگرهاي مولكولي:
بسياري از محدوديتهاي روشهاي مختلف اصلاح نباتات ريشه در فقدان ابزارهاي مناسب براي مطالعات ژنتيكي دارد .وجود ماهيت كمي صفات اقتصادي در محصولات كشاورزي موجب شد كه محيط بسياري ارز براوردهاي ارزشهاي اصلاحي را تحت تاًثير قرار دهد و لذا استفاده از ابزارهائي كه حداقل تاثير پذيري را از محيط دارند گام مؤثري در افزايش پيشرفتهاي ژنتيكي مورد استفاده مي باشد. ماركرهاي مولكولي و اخير نشانگرهاي DNA ابزار مناسبي هستند كه بر اساس آن مي توان جايگاه ژني وكروموزمي ژنهاي تعيين كننده صفات مطلوب را شناسائي كرد. با دانستن جايگاه يك ژن روي كروموزم مي توان از نشانگرهاي مجاور آن براي تائيد وجود صفت در نسلهاي تحت گزينش استفاده نمود.
با در دست داشتن تعداد زيادتر نشانگر مي توان نقشه هاي ژنتيكي كاملتري را تهيه نمود كه پوشش كاملي را در تمام كروموزمهاي گياهان به وجود مي آورد.استفاده از نشانگرها موجب افزايش اطلاعات مفيد و مناسب از جنبه هاي پايه وكاربردي اصلاح نباتات خواهد گرديد .
انتخاب به كمك نشانگرهاي مولكولي راه حلي است كه دست آورد زيست شناسان مولكولي براي متخصصان اصلاح نباتات مي باشد در اين روش ژن مورد نظر بر اساس پيوستگي كه با يك نشانگر ژنتيكي تشخيص داده و انتخاب مي شود و بنابراين به عنوان قدم اول در روش انتخاب به كمك نشانگر بايد نشانگرهاي پيوسته با ژنهاي مورد نظر شناسائي شود. يافتن نشانگرهائي كه فاصله آنها از ژن مطلوب كمتر از cm10مي‌باشد به طور تجربي نشان داده شده كه در اين صورت دقت انتخاب 99/75 درصد خواهد بود لذا داشتن نقشه هاي ژنتيك اشباع كه به طور متوسط داراي حداقل يك نشانگر به ازاي كمتر از cm10 فاصله روي كروموزمها باشد از ضروريات امر مي باشد.
يكي از پايه هاي اساسي اصلاح نباتات دسترسي وآگاهي از ميزان تنوع در مراحل مختلف پروژه هاي اصلاحي است . به همين جهت نشانگرهاي برآورد مناسبي از فواصل ژنتيكي بين واريته هاي مختلف را نشان مي دهند.

مهندسي ژنتيك گياهي:
مهندسي ژنتيك گياهي در رابطه با انتقال قطعه اي DNAبيگانه با كدهاي حاوي اطلاعات ژنتيكي مورد نظر از يك گياه به وسيله پلاسميد، ويروس بحث مي‌كند. زماني كه هيبريداسيون جنسي غير ممكن است مهندسي ژنتيك پتانسيل انتقال ژن عامل يك صفت مفيد را از گونه‌هاي وحشي با خويشاوندي دور به يك گونه زراعي براي اصلاح كننده نباتات فراهم مي‌سازد در استفاده از باكتريها در مهندسي ژنتيك از پلاسميدهاي باكتري Ecoli استفاده مي‌شود.

گياهان توليد شده از طريق مهندسي ژنتيك:
علم مهندسي ژنتيك تكنيكهائي را شامل مي‌شود كه بر اساس كار چندين دانشمند كه مؤفق به كسب جايزه نوبل شده‌اند، پايه‌گذاري شده است .مهندسي ژنتيكي يك علم افسانه‌اي به نظر مي‌رسد. اما امروزه در سطح وسيع در صنايع بيوتكنولوژي و آزمايشگاه هاي تحقيقاتي دانشگاهي انجام مي گيرد. تكنيكهاي مورد استفاده در اين عمل به خوبي تعريف شده است. اما بسياري از ادعاها در مورد مهندسي ژنتيك چندان درست نمي‌باشد. در اين مقاله چگونگي كاربرد تكنيكهاي مهندسي ژنتيك و مثالهاي مربوطه توصيف شده است. پاسخ بسياري از سؤالات پيرامون مهندسي ژنتيك در پي اين دو توصيف زير داده خواهد شد ضمناً تعريف بعضي از اصطلاحات در انتهاي اين مقاله آمده است .
1- مهندسي ژنتيك در گياهان چگونه صورت مي گيرد: دانشمندان معمولاً از مهندسي ژنتيك در عالم طبيعت در انجام كارهايشان الگو برداري مي كنند. مهندسي ژنتيك در عالم طبيعت در يك باكتري خاكزي تحت عنوان آگروباكتريوم تاموفاشين را به كار رفته است. اين باكتري شامل يك DNA حلقوي كوچك و آزاد بنام پلاسميد مي باشد از پلاسميد اين باكتري غالباً براي تغيير ساختار ژنتيكي يك گياه حساس به بيماري گال استفاده مي‌شود. دانشمندان در گام اول ژنهائي را كه يك خصوصيت مطلوب و يا يك صفت اتصالي را كنترل مي‌كنند ،شناسائي مي كنند. تا در گام بعدي اين ژن مطلوب را به گياه مورد نظر انتقال دهند. براي انجام چنين كاري در گياهي كه حاوي آن ژن مطلوب هست، ژن مربوطه را را از قطعه DNA آن گياه با استفاده از آنزيم‌هاي خاصي جدا مي‌كنند. اين آنزيم‌ها مانند يك قيچي عمل كرده و نيز پلاسميد حاصل از باكتري آگروباكتريوم را با همان آنزيم‌ها برش مي دهند و ايجاد يك قطعه DNA باز مي كنند سپس اين پلاسميد باز شده را در مجاورت ژن مطلوب قرار داده و با يكديگر ادغام مي كنند و با استفاده از آنزيمهاي خاصي اتصالات مربوطه را بين اين ژن و پلاسميد انجام مي‌دهند. آنها مي‌توانند پلاسميدي را توليد كنند كه حاوي اين ژن مطلوب مي‌باشد. چنين پلاسميدي را DNA ي نوتركيب يا RDNA مي‌نامند دانشمندان اين مجموعه را (پلاسميد نو تركيب) به داخل باكتري آگرو باكتريوم بر مي‌گردانند و در نتيجه اين باكتري شامل پلاسميد تغيير يافته مي‌شود . مجموعه پلاسميد+ ژن مطلوب+ آگروباكتريوم به گياه مورد نظر منتقل مي‌شود.
بعضي از سلولهاي اين گياه، ژن مربوطه را از پلاسميد دريافت كرده و جزء ساختار DNA خودي مي‌كنند. وقتي چنين سلولهاي گياهي در محيطهاي كشت رشد داده مي شوند، توليد گياهان كوچكي مي‌كنند كه مي‌توان وجود صفت جديد مورد انتظار از ژن انتقال يافته را در آنها تست كرد. اين چنين گياهاني ناميده مي‌شوند گياهان تراريخت و بايد آزمونهاي بيشتري بر روي آنها صورت گيرد.

[ چهارشنبه پنجم خرداد 1389 ] [ 18:1 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


کجای این جنگل شب پنهون می‌شی خورشیدکم

 

پشت کدوم سد سکوت پر می‌کشی چکاوکم

چرا بمن شک می‌کنی

من‌ که منم برای تو

لبریزم ازعشق تو و سرشارم ازهوای تو

لبریزم ازعشق تو و سرشارم ازهوای تو

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم رو

پشت کدوم بهانه باز

پنهون کنم هق هقم رو

گریه نمی‌کنم نرو

آه نمی‌کشم، بشین

حرف نمی‌زنم بمون

بغض نمی‌کنم، ببین

سفرنکن خورشیدکم

ترک نکن من رو نرو

نبودنت مرگ منه

راهی این سفرنشو

نزارکه عشق من و تو

اینجا به آخر برسه

بری تو و مرگ من از

رفتن تو سر برسه

 

گریه نمی‌کنم نرو

آه نمی‌کشم، بشین

حرف نمی‌زنم بمون

بغض نمی‌کنم، ببین

نوازشم کن و ببین

عشق می ریزه از صدام

صدام کن و ببین که باز

غنچه میدن ترانه ها

اگر چه من به چشم تو کمم، قدیمی ام، گمم

اتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم

 

گریه نمی‌کنم نرو

 

آه نمی‌کشم، بشین

حرف نمی‌زنم بمون

بغض نمی‌کنم، ببین

                                  ای بابا گلم باز رفتیم تو افسردگی

                             

 

 تنها، بهانه تنهاترین غریبه

دلیل های زیادی برای زندگی می توان داشت

و

لبخند تو برای زندگی دلیل زیبائیست

 

با من

بمان

هميشه در ياد مني

[ پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389 ] [ 14:0 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

ولا اي كلمة حب اتقالت في يوم ما بين اتنين

هرگز هیچ حرف عاشقانه ای که بین دو عاشق گفته شده است

تسوى حلاوة كلمة منك قلتهالي

نمی تواند زیبایی کلمه ای را داشته باشد که تو در گوش من نجوا کردی

عيد قلت ايه كده تاني و تالت

اینگونه حرفت رو دوباره و سه باره برای من تکرار کن

انا قلبي كله حنين

قلب من سرشار از مهربانی و لطافت است

ولا يطفي ناره حبيبي غير لو عيدتهالي

و هیچ چیز نمی تواند آتشی که در قلبم شعله ور شده است را خاموش کند مگر آنکه آن کلمه ی عاشقانه را دوباره برای من تکرار کنی

 

عارف بتعمل فيا ايه كلمة حبيبي

می دانی که کلمه ی عزیزم و عشق من چه شور و شوقی را در وجودم پدید می آورد

زي اللي اول مرة بيحس بأمان

یک احساس دلپذیر که شخص برای اولین بار احساس آرامش می کند و این احساس باعث امنیت بخشیدن می شود

 

خليك معايا

در کنار من بمان

خليك معايا يا حبيبي مهما كان

عزیزم هر اتفاقی که پیش بیاید در کنار من بمان

 

خليك معايا

در کنار من بمان

يا حلم عمري اللي في خيالي من زمان

ای رویای زندگی من که از سالها پیش تو را در آرزوهایم می دیدم

 

عارف انت اجمل تفرح الواحد هي ايه ؟؟

آیا می دانی که زیباترین اتفاقی که ممکن است باعث خوشحالی شخصی بشود چیست؟

ان اللي ياما حلمت بيه تلاقيه حبيبك

اینکه تمام آن چیزهایی را که در رویاهایت می دیدی اکنون در عشقت بیابی

وانا عشت بحلم باللحظة دي ده اللي بدور عليه

و من سالها فقط در رویای این لحظه زندگی می کرده ام و در پی یافتن این لحظه ی عاشقانه بوده ام

انا اسيب حياتي و دنيتي و لا يوم اسيبك

من تمام زندگی و هستی ام را رها می کنم ولیکن لحظه ای از کنار تو دور نمی شوم

http://www.smashingapps.com/wp-content/uploads/2008/02/love-wallpaper.jpg

 

همیشه

در قلب من هستی و خواهی ماند

 دوستت دارم چون لایقت دوست داشتن و پرستش را داری

عشق یعنی خلوت راز و نیاز

عشق یعنی سوز بی ماوای ساز

عشق یعنی کوی ایمان و امید

عشق یعنی یک بغل یاس سپید

عشق یعنی لحظه ی دیدار یار

عشق یعنی انتهای انتظار

عشق یعنی وعده ی بوسُ کنار

عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار

عشق یعنی حس نرم اطلسی

عشق یعنی با خدا در بی کسی

عشق یعنی هم کلامی بی صدا

عشق یعنی بی نهایت تا خدا....

 

در بندها بس بندیان, انسان به انسان دیده ام
از حُكمبر تا حكمران, حیوان به حیوان دیده ام

در مكر او در فكر این, در شُكر او در ذكر این
از حاجیان تا ناجیان, شیطان به شیطان دیده ام

دیدى اگر بى خانمان, از هر تبارى صد جوان
من پیرهاى ناتوان دربان به دربان دیده ام

اى روزگار دلشكن, هر دم مرا سنگى مزن
من سنگها در لقمه نان, دندان به دندان دیده ام

از خود رجز خوانى مكن, تصویر گردانى مكن
من گردن گردنكشان, رسمان به رسمان دیده ام

شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام
من اشك چشم كودكان, دامان به دامان دیده ام

از این كله تا آن كله فرقى ندارد شیخ و شه
من پاسدار و پاسبان ایران به ایران دیده ام

ماتم چه گویم زین وطن كز برگ برگ این چمن
من خون چشم شاعران دیوان به دیوان دیده ام

چكش به فرق من مزن اى صبر فولادین من
من ضربت پتك زمان, سندان به سندان دیده ام

کجایند آن همه دلسوز در این هنگامه ی ماتم

که رفتند و رها کردند من و مارا به حال هم...

 

دوست دارم

ای بابا

29y5vgn.gif

[ چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 ] [ 9:55 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مشخصات كلي متولدين شهريورماه:

حسّاس ، با هوش ، شاد و سر حال ، دقيق ، وظيفه شناس ، خوش هيكل و خوش تيپ ، سالم و تندرست ، اهل

سازش ، سود جو ، خجول ، بد پيله ، واقعاْ ساعي و كوشا ، سرمايه دار ، كمال گرا ، صبور و آرام ، عاشق سلامت

خود  ، متّكي به نفس ، خونسرد و خوددار ، عاشق كامپيوتر ، روشنفكر و دانشمند ، قابل  انعطاف ، وسواسي ،

پر انرژي ، مبتكر ، اهل اعتدال و ميانه روي ، كمك رسان ، اهل انتقاد ، معتمد ، وفادار ، با ايمان ، رام نشدني ،

بي ريا و بي تزوير ، خوش قلب ، چشم و گوش بسته ، با شرم و حيا ، ثابت قدم ، مورد حسد قرار مي گيرد ، دور

از جرّ و بحث ، گول زرق و برق را نمي خورد ، فرشته خو ، خيلي درس خوان ، چابك ، خيال پرداز ، داراي ذائقه قوي

، با انضباط و مستقل ، كاردان و لايق ، نكته سنج ، خود كفا ، پر توقّع ، اهل همدردي ، زود رنج ، قاطع ، دور انديش

، خرده ‌گير و خورده بين

مرد متولد شهريور

آتش عشق اين مرد بسيار كم شعله اما جاودانه و با حرارت است. مجموعه‌اي است از كمال و هوش و ثبات قدم.

بر انگيختن احساساتش كار دشواري است. او مي‌تواند سالهاي سال بدون اينكه قلبش براي كسي بتپد زندگي

كند. به كوچكترين چيزهائي كه مورد علاقه همسرش است فكر مي‌كند و به آنها اهميت ميدهد.

زن متولد شهريور

بسيار احساساتي، بي‌ريا و تزوير، خوش قلب، خواستار عشق حقيقي و وفادار به همسر و خانواده، در مناسبات

خود با او سعي كنيد از جر و بحث پرهيز نمائيد. در هيچ كاري زيادهروي نمي‌كند و خوب مي‌تواند از خود مراقبت

كند. در مقابل اقرار به گناهان خويش سرسختي عجيبي نشان مي‌دهد.

 

 

 

مشخصات كلی متولدين فروردين ماه:

پرجنب و جوش ، فعّال ، عجول ، رك و بي‌پروا ، زود عكس‌العمل نشان مي‌دهد، لايق و كاردان ، عاشق قدرت ،

بي‌صبر و طاقت ، قادر است مدّتها تنها باشد ، اهل امر و نهي ، طرّاح ، اهل هيجان ، حادثه‌جو ، پرتوقّع ، رياست

مآب ، با اعتماد به نفس ،  سازنده ، به گذشته فكر نمي‌كند ، جوانتر از سنش ، شايسته ، ماجراجو ، روشنفكر ،

دقيق ، اشتباه خود را نمي‌پذيرد ، با مديريّت عالي ،  متنفّر از مداخله ديگران ، فعّال و جنجالي ، با شهامت ، با

مطالعه ، هوشيار و زرنگ ،  صاحب عقيده ، مبتكر ، مقتدر ، اهل بخشش ،اهل تنوّع ، با حس مسئوليّت ، پر

انرژي ، اهل كشمكش و ستيز ، سالم و پرقدرت ، خودخواه، گاهي ياغي ، بي ريا ، گاهي خشك و يك دنده ،

مخالف دوز و كلك ،  در باطن ضعيف‌تر از ظاهر است ، مددكار ، گاهي غير واقعي و غير منطقي ، هوشمند.

 

 

مرد متولد فروردين

رك و راست، عاشق پيشه، حسود، پرتوقع و رياست طلب، هرگز به گذشته فكر نمي‌كند، رفتار و قيافه‌اش جوانتر

 از سنش به‌نظر مي‌رسد، از زن خجول، ملالت آور و منفي باف بيزار است.

 

 

زن متولد فروردين

او بيش از هر زن ديگري در دنيا مي‌تواند بدون مرد زندگي كند. داراي قابليتهاي زيادي است بطوريكه تقريبا از عهده

 انجام هر كاري از فروشندگي تا نخست وزيري بر مي‌آيد. خوش بين است و خواهان داشتن كاري در خارج از منزل

مي‌باشد. عصبانيتهايش ظاهري و مهربانيش عميق و واقعي مي‌باشد.

[ چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 ] [ 9:39 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

یونجه

امروزه توليد غذا به عنوان اصلي ترين مسئله در جهان مطرح بوده و در اين ميان توليد علوفه و دامپروري جايگاه ويژه اي مي يابد. يونجه يا طلاي سبز با نام علمي Medicago sativa و نام انگليسي Alfalfa مهمترين گياه علوفه اي دنيا و اولين گياه علوفه اي اهلي شده است که بشر اوليه آنرا به عنوان تغذيه دام تشخيص داده است. مبدا اصلي يونجه خاور نزديک و آسياي مرگزي بوده و ناحه مرکزي ايران منشا جغرافيايي يونجه است. يونجه در بين گياهان علوفه اي به علت کيفيت خوب، خوشخوراکي و دارا بودن ذخائر غذايي، از جمله مواد معدني مانند کلسيم و مواد پروتئيني اهميت خاصي پيدا کرده است به طوري که يونجه بيش از 2 تن پروتئين در هکتار در سال را توليد مي نمايد. يونجه با تثبيت ازت خاک بر حاصلخيزي خاک مي افزايد و عمري بين 4 تا 20 سال دارد که معمولا عمر مفيد آن 7 سال است. در مقابل تغييرات محيط حساس بوده و قادر است 50 تا 60 درجه زير صفر و 50 درجه بالاي صفر را تحمل نمايد.
يونجه هايي که امروزه کشت مي شوند به 4 گروه تعلق دارند:
1 - گروه يونجه هاي معمولي جنس Medicago sativa داراي گل هاي بنفش رنگ هستند و بطور زيادي کشت مي شوند.
2 - گروه يونجه هاي ترکستان که همان يونجه هاي معمولي هستند ولي مرکز پيدايش آنها آسياي مرکزي هستند. در اين گروه رشد مجدد خيلي کم است.
3 - گروه يونجه هاي الوان جنس Medicago media هستند. اين گروه بر خلاف گروه اول داراي گلهاي الوان هستند. کاشت اين گروه اگر به منظور توليد بذر باشد عملکرد بذري پائيني دارند.
4 - گروه نان هاردي که اين گروه داراي رشد عمودي زيادي هستند. خواب زمستاني در آنها خيلي کوتاه است و يا مي توان گفت اصلا خواب زمستاني ندارد.

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389 ] [ 9:50 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
گزنه


 


گزنه گیاهی است كه از دوران ماقبل تاریخ نیز وجود داشته و مردم آن زمان از آن برای تغذیه استفاده می كردند و از خواص درمانی آن اطلاع داشته اند . 



 

جالینوس حكیم كه در قرن دوم میلادی زندگی می كرده آنرا برای رفع سرمخوردگی و بیمایر دستگاه تنفسی بكار می برده است .



 


گزنه گیاهی است علفی و چند ساله كه ساقه آن چهار گوش بوده و بطور قائم تا ارتفاع یك متر بالا می رو د. این گیاه در خرابه ها ،‌باغها و نقاط مرطوب كه چهارپایان از آن عبور می كنند بحالت خودرو می روی ریشه این گیاه خزنده بوده و در ناحیه ای كه سبز می شود كم كم تمام منطقه را فرا می گیرد .



 


ساقه این گیاه را پرزها و تارهای مخروطی شكل پوشانده كه در صورت لمس كردن ساقه بدست می چسبد و پوست را می گزد كه تولید خارش و سوزش می كند و شاید بهمین دلیل آنرا گزنه نامیده اند .



 

تخم آن نرم ، ریز و تیره رنگ و مانند تخم كتان است قسمت مورد استفاده این گیاه برگهای تازه ، ریشه ف شیره و دانه آن است .



 


تركیبات شیمیایی:



 

گزنه دارای تانن ، لسیتین ،‌اسید فورمیك ، نیترات پتاسیم و كلسیم ، تركیبات آهن درد ، ویتامین C و نوعی گلوكوزید است كه پوست را قرمز می كند از سرشاخه های این گیاه ماده قرمز رنگی بنام اورتی سین استخراج می شود .



 


خواص داروئی:



 

گزنه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشك است 



 


1) گزنه مو را تقویت كرده و از ریزش موی سر جلوگیری می كند ، حتی در بعضی از مورد موی سر دوباره می روید . برای استفاده از این خاصیت 6 گرم سر شاخه ها و برگها و ریشه گزنه را بتنهایی و یا با 30 گرم چای كوهی در یك لیتر آبجوش ریخته و آنقدر بجوشانید تا حجم مایع به نصف برسد . شبها مقدری از این مایع را به سر بمالید و صبح بشوئید .



 

2)برای برق شدن و جلا دادن به موها بعد از شستشوی سر موها را با چای گزنه ماساژ دهید . بدین منظور یك قاشق چایخویر بگ گزنه خشك را در یك لیوان آب جوش ریخته و مدت نیمساعت بگذارید بماند . ماساژ دادن با این چای ، شوره سر را برطرف می كند.



 


3)دستگاه هاضمه را تقویت می كند



 

4)ادرار را زیاد می كند



 


5)برای درمان بیماری قند مفید است بدین منظور یك فنجان چای گزنه را سه بار در رو.ز میل كنید 



 

6)ترشح شیر را در زنان شیدره زیاد می كند 



 


7)اخلاط خونی را برطرف می كند



 

8)بیماریهای پوستی را برطرف می كند 



 


9)برای باز كردن عادت ماهیانه از دانه گزنه استفاده كنید 



 

10)در درمان كم خونی موثر است و تعداد گلبولهای قرمز را زیاد می كند 



 


11)اگر در ادرار خون وجود داشته باشد گزنه آنرا برطرف می كند 



 

12)گزنه عرق آور است 



 


13)پاك كننده اخلاط سینه ، ریه و معده است 



 

14)نیروی جنسی را تقویت می كند 



 


15)گرفتیگ های كبدی را رفع می كند 



 

16)برای از بین بردن زگیل ، ضماد برگهای تازه آنرا روی زگیل بمالید .



 


17)برای پاك كردن مثانه ، رفع عفونت مثانه و دفع سنگ از مثانه برگ گزنه را همراه با ریشه شیرین بیان دم كنید و بنوشید 



 

18)برای التیام زخم ها و زخم های سرطانی از ضماد تخم گزنه مخلوط با عسل استفاده كنید 



 


19)برای برطرف كردن كهیر از جوشانده گزنه بمقدر سر فنجام در روز بنوشید 


20)درد نقرس را كاهش می دهد 


21)برای برطرف كردن ناراحتی های زنانه قبل از عادت ماهیانه از چای گزنه استفاده كنید 


22)ناراحتی های كلیه را برطرف می كند

 

23)ضماد آن درد عضلانی را برطرف می كند 



24)كرم معده و روده را می كشد


25)درمان كننده بواسیر است 



 

26)برای برطرف كردن درد رماتیسم ، برگهای تازه آنرا روی پوست بمالید .



طرز استفاده: 




1- دم كرده گزنه : مقدر 40 گرم برگ گزنه را در یك لیتر آبجوش ریخته و بمدت 10 دقیقه دم كنید . مقدر مصرف آن سه فنجان در روز بعد از غذاست .



 


2- جوشانده گزنه : مقدر 30 گرم گزنه را در یك لیتر آب ریخته و بمدت 10 دقیقه آنرا بجوشانید . این جوشانده برای تصفیه خون مفید است . مقدر مصرف آن یك فنجان بین غذاها در روز است .

 

3-تنطور گزنه :‌یك قسمت برگ گزنه را با پنج قسمت الكل 50 درجه طبی مخلوط كرده و در داخل شیشه در بسته بریزید و بمدت 15 روز هر روز آنرا تكان دهید بعد از اینمدت آنرا صاف كرده و در شیشه دربسته نگاهدری كنید . مقدر مصرف آن 15-10 قطره سه بار در روز می باشد .


مضرات : 



گزنه اگر بیش از حد استفاده شود ممكن است برای روده ها و كلیه ها مضر باشد بنابراین بهتر است با صمغ عربی و كتیرا خورده شود 


مقدر مصرف بیش از 10 گرم در روز ممكن است باعث بند آمدن ادرار شود . زنان باردار و كودكان باید از مصرف آن خورددی كنند .


[ دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 ] [ 20:42 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

موانع موجود بر سر راه توسعه مکانیزاسیون کشاورزی با توجه به ویژگی های واحدهای بهره برداری کشاورزی در ایران ؟

 

از جمله مهم ترین ویژگی های سخت افزاری بخش کشاورزی ایران ، خرد و پراکنده بوده اراضی مزروعی کشاورزی است که زمینه را برای بسیاری از اقدامات منتهی به توسعه این بخش از جمله کاربرد صحیح و بهینه ماشین آلات و ادوات کشاورزی محدود و نامناسب ساخته است .

بر اساس سرشماری عمومی کشاورزی سال 1382 از مجموع 3473383  واحد بهره برداری کشاورزی با زمين ، تعداد 3011461 واحد (حدود 7/86 درصد ) آن را واحدهای زير 10 هکتاری تشکيل می دهد ؛ که از اين تعداد 62/34 درصد آن  واحدهای زير1 هکتاری ، 04/15 درصد واحدهای 1 تا 2 هکتاری ، 91/22 درصد واحدهای 2 تا 5  هکتاری و 12/14 درصد واحدهای 5 تا 10 هکتاری می باشند .

گفتنی است در برخی مناطق مساحت واحدهای بهره برداری به يکصد مترمربع نيز می رسد . اين در حالی است که تعداد قطعات پراکنده اراضی هر بهره برداری 1 تا 10 هکتاری ، بين يک تا 20 قطعه و گاهی بيشتر متغير می باشد ؛ و لذا مساحتی از اراضی به عنوان مرز منظور ، و غير قابل استفاده شده اند . از سوی ديگر بسياری از اين واحدها اراضی حاصلخيز را در اختيار دارند ، که البته به دليل بهره بردای ناصحيح اين قابليت خود را به تدريج از دست می دهند .  اراضی معمولا از شکل هندسی  مناسب برخوردار نمی باشند . به عنوان مثال برخی از اراضی دارای طول بسيار زياد و عرض بسيار کم هستند و برخی ديگر شکل هندسی منظمی ندارند . در بعضی مناطق نيز ، سطح اراضی مزروعی ناهمواراست . تعداد کمی از واحدهای دهقانی دارای اراضی مشجر و باغات  می باشند ؛  و باغات و قلمستان های موجود به صورت پراکنده در بين واحدهای زراعی قرار دارند . ميزان کشت سرانه معمولا کمتر از 2 هکتار است  و کشت يکپارچه به ندرت ديده می شود . به بيانی ديگر انواع محصولات زراعی را می توان در واحدهای مجاور مشاهده نمود

          با توجه به شرايط هر منطقه ، انواع منابع آب سطحی ( دائمی و فصلی )  و زير زمينی را می توان مشاهده نمود که البته در مناطق کم باران ميزان آبدهی آن ها کاهش يافته است . به طور کلی در بسياری از مناطق کمبود آب به عنوان مهمترين عامل محدود کننده توليد در اين واحدها به شمار می رود . 

          شبکه نامنظمی از انهار و کانال های آبرسانی سنتی در بين واحدهای بهره برداری قابل مشاهده می باشد . به طور کلی ميزان اتلاف آب چه در هنگام انتقال آب به مزارع و چه در هنگام انجام عمليات آبياری زياد می باشد .

          راه های ارتباطی بين مزارع عموما سنتی است ؛ و پراکندگی قطعات ، امکان ايجاد و توسعه راه های ارتباطی را نمی دهد . انتقال نهاده های کشاورزی به واحدهای توليدی از يک سوی و محصولات توليدی به محل مصرف و بازار از سوی ديگر به دشواری صورت می گيرد . حدود نيمی از واحدهای دهقانی فاقد ساختمان و تاسيسات خاص کشاورزی و وسايل نقليه هستند .

 

          در نظام بهره برداری دهقانی ، عوامل توليد ، نحوه استفاده و ترکيب آن ها و تمام برنامه های توليدی واحدها در ارتباط با خانواده کشاورزی و با مشارکت مستقيم اين گروه در نظر گرفته می شود . بنابراين ، حق استفاده از عامل توليدی زمين در اختيار خانواده کشاورز است ، تمام يا قسمت اعظم نيروی انسانی فعال در واحد از کشاورز بوده و سرمايه گذاری و مديريت مزرعه هم با خانواده کشاورز است . بدين ترتيب ، فعاليت های کشاورزی در نظام بهره برداری دهقانی محدود به امکانات مجموعه عوامل توليدی است که در اختيار کشاورز می باشد .

          زمين به عنوان منبع اصلی تامين معاش در مالکيت کشاورز می باشد ؛ به طوری که مالکيت فردی يکی از بارزترين ويژگی های نظام بهره برداری خرد و دهقانی به شمار می رود . در واقع خرده مالکان و دهقانان مستقل صاحب قطعه زمين و کليه ابزار و وسايل توليدی خود هستند . به همين دليل مالکيت اراضی از قانون ارث تبعيت می کند  و همواره امکان تقسيم و فروش اراضی وجود دارد .

          در حدود يک پنجم اين واحدها ، شيوه تصرف زمين غير ملکی و بيشتر به صورت اجاره ای و سهم بری Share-Cropping  است . در چنين نظامی مالکين موجر هستند و نه کارفرما . علاقه آن ها به نوآوری در کشاورزی کم است و ترجيح می دهند که مالک شهر نشين باشند .  در اين گونه  واحدها  ابزار و ماشين آلات کشاورزی معمولا در تملک بهره بردار نبوده و استفاده از آن ها به صورت خريد خدمت ( در صورت اجاره زمين ) و يا مجانی ( در شيوه سهم بری ) انجام می گيرد.

         لازم به توضيح است که تعداد زيادی از خرده مالکان ساکن شهرها می باشند . اينان زمين های خود را که معمولا در حد معيشت يک خانوار است ،‌ يا به افراد روستايی با نرخ بسيار پايين اجاره داده و يا به صورت سهم بری واگذار می کنند . در بسياری موارد تنها برای حفظ موقعيت خانوادگی خود ، آن ها را در روستا به اقوام و خويشاوندان به طور مجانی واگذار کرده و يا اصولا بدون کشت رها می کنند . اين گونه افراد که زمين های خود را کشت نکرده و ضمنا آن را هم برای کشت به ديگران واگذار نمی کنند ، ضرر قابل ملاحظه ای به جامعه زراعی ايران می زنند .

 

بنابراین با توجه به ویژگی های واحدهای بهره برداری ، برخی از مهم ترین موانع توسعه مکانیزاسیون کشاورزی در ایران را می توان به قرار زیر خلاصه نمود :

1 – کوچک و پراکنده بوده قطعات اراضی مزروعی هر بهره بردار .

2 – برخوردار نبودن برخی از اراضی مزروعی از شکل هندسی منظم .

3 – منظور شدن مساحتی از اراضی مزروعی کوچک و پراکنده  به  شبکه نامنظمی از انهار و کانال های آبرسانی سنتی  ،  مرز ، راه های بین مزارع و ... و در نتیجه غیر قابل استفاده شدن آن ها .

4 – دشواری عبور ماشین آلات و ادوات کشاورزی از بین مزارع به دلیل نبود راه های ارتباطی مناسب برای این منظور .

5 – ناهمواری سطح اراضی مزروعی در برخی واحدهای بهره برداری .

6 – فقدان ساختمان و تاسيسات خاص کشاورزی و وسايل نقليه در برخی واحدهای بهره برداری .

7 – اجاره دادن زمین های مزورعی از سوی مالکین آن ها و عدم تمایل مالکین موجر به نوآوری در فرایند تولید .

8 -  پراکنده بودن قطعات اراضی مشجر و باغات در میان اراضی کوچک و پراکنده زراعی .

 

بدیهی است در چنین شرایطی ، زمینه مناسب برای کاربرد بهینه و مطلوب ماشین آلات و ادوات کشاورزی  چندان فراهم نبوده  و ممکن است علاوه بر مقرون به صرفه نبودن ، تخريب خاک اين واحد ها را نیز موجب شود .

[ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 ] [ 17:13 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
ضرورت بکارگيری فناوری نانو در علوم کشاورزی و صنايع غذایی:طبق آخرين گزارش سازمان ملل متحد ، حدود 800 میلیون نفر از جمعيت جهان دچار فقر غذايی هستند ، شمار افراد قرار گرفته در زير خط فقر (از نظر تامین انرژی مورد نياز روزانه ی بدن) روز به روز در حال افزايش است.

جديد ترين پيش بینی ها حاکی از آن است که اين آمار تا سال 2020 ميلادی به رقمی بالغ بر یک میليارد نفر خواهد رسيد و اين بدان معنا ست که حفظ نوع بشر در بلند مدت و نجات خيل عظيم انسان ها از خطر گرسنگی ، نيازمند توجه ويژه ی متخصصان و سياست مداران امروز جهان به توسعه ی پایدار و همه جانبه ی صنعت کشاورزی است. 
همان طور که می دانيد ورود نسل اول فناوری ها به عرصه ی کشاورزی ، در چند دهه ی گذشته منجر به وقوع انقلاب سبز و گذر از کشاورزی سنتی به کشاورزی صنعتی گرديد ، در اين دوره افزايش چشمگيری در کيفيت و کميت محصولات کشاورزی صورت گرفت که البته در کنار آن استفاده ی بی رويه از منابع مشکلاتی را نيز در پی داشت. 
اکنون با گذشت سالها از وقوع انقلاب سبز و کاهش مجدد نسبت رشد توليدات کشاورزی به جمعيت جهان ، لزوم به کارگيری فناوری های جديد در صنعت کشاورزی پیش از هر زمان ديگری آشکار است. 
در اين بين فناوری نانو به عنوان يک فناوری بین رشته ای و پيشتاز رفع مشکلات و کمبود ها در بسیاری از عرصه های علمی و صنعتی ، به خوبی جايگاه خود را در علوم کشاورزی و صنايع وابسته آن به اثبات رسانيده است. فناوری نانو کاربرد های وسيعی در همه مراحل توليد ، فراوری ، نگهداری ، بسته بندی و انتقال توليدات کشاورزی دارد.
ورود فناوری نانو به صنعت کشاورزی و صنايع غذایی متضمن افزايش ميزان توليدات و کيفيت آن ها ، در کنار حفظ محيط زيست و منابع کره ی زمين می باشد.
در ادامه نگاهی دقيق تر به کاربرد های گسترده ی فناوری نانو در هريک از زير شاخه های صنعت کشاورزی داريم.

کاربردهای نانو در زراعت :

- کشاورزی دقيق (خاص مکانی)
بطور كلی كشاورزی‌ دقيق يك نوع نگرش جديد در مديريت مزرعه است. امروزه با استفاده از نانو سنسورها مشخص می شود كه هر قسمت كوچك از مزرعه به چه ميزان عناصر غذائی و سم نياز دارد و بدين وسيله از آلودگی‌ محيط زيست جلوگيری‌کرده ، سلامت محصولات و افزايش بازده اقتصادی‌ راممكن می سازد.
نانو سنسور ها می توانند با کنترل دقيق وگزارش دهی به موقع نياز های گياهان به مرکز پردازش اطلاعات سيستم را در نگهداری محصولات ياری نمايد.
- ايجاد گلخانه‌هاي كم‌هزينه‌تر با هدف صرفه‌جويي در مصرف انرژي و دوام بيشتر در برابر رطوبت
ساختارهاي نانويي مي توانند گلخانه هايي در حجم كم اما انبوه پديد آورند كه تقريباً با اندازه ای برابر 10 درصد كل مزارع زير كشت در حال حاضر ، مي توانند جمعيت كنوني جهان را تغذيه نمايند. در اين صورت ميليونها هكتار از زمين هاي كشاورزي به محيط هاي طبيعي براي سكونت حيوانات در سراسر جهان باز گردانده مي شوند . 

کاربردهای نانو در اصلاح نباتات :

- انتقال ژن های مورد نظر به سلول های گياهی با استفاده از نانومواد
در اين روش از سامانه ی رسانش نانوذرات طلای پوشيده با DNA يا RNA بداخل سلول استفاده می شود. 
- ساخت ابزارهاي جديد براي بيولوژي سلولي و مولكولي
اين ابزار ها جهت تعيين مولكول‌هاي خاص ، شناسايي و جداسازی آن ها استفاده می شوند و کاربری بسياری دارند که از این بين می توان به موارد زير اشاره کرد ؛
تكنولوژي و علم توليد مثل ، اصلاح نژاد حيوانات و گياهان ، تبديل ضايعات به انرژي و محصولات جانبي مفيد و علم و تكنولوژي كودسازي 
- اصلاح بذور به شيوه اتمی 

 

 

 کاربردهای نانو در توليد سموم و کود های موثر و کم خطر :

ذرات سموم کشاورزی به وسیله عواملی از قبیل باد ، وارد هوا شده و با ورود به سیستم تنفسی انسان ، آن را در معرض انواع بیماری های استنشاقی قرار می دهد ، تحولات نانوفناوری ، با افزایش میزان سوددهی و کاهش عوارض سموم کشاورزی ، معضلات ناشی از این سموم را رفع می کند و آنها را به محصولاتی کاملاً مفید تبدیل می کند. 
- توليد سموم و كودهاي شيميایي با استفاده از نانوذرات و نانوكپسول ها
اين نسل از سموم و کود ها قابليت رهايش كنترل شده يا تاخيري ، جذب و تاثيرگذاري بيشتر و سازگاری با محيط زيست را دارا هستند.
- تولید كريستالهاي نانویی جهت افزایش كارايي استفاده از آفت‌كش‌ها
استفاده از كريستالهاي نانویی امکان كاربرد آفت‌كش‌ها با دُز هاي كمتر را فراهم می آورد و اين یعنی به حداقل رساندن ورود این ترکيبات خطرناک به طبيعت.
-توليد نانوکودها (Nanofertilizers) 
اين ترکيبات نانويی به سرعت و به صورت کامل جذب گياه شده و به خوبی نيازها و کمبود های غذايی آن را مرتفع می سازد.

 

کاربردهای نانو در گیاه پزشکی :

- کنترل فعاليت های اجزای سلولی گياهان بدون آسيب رسانی به آنها
شيوه های کنونی برای بررسی سلول ها بسيار ابتدايی است و دانشمندان برای شناخت آنچه که در سلول اتفاق می افتد ناگريزند سلول ها را از هم بشکافند و در اين حال بسياری از اطلاعات مهم مربوط به سيالهای درون سلول یا ارگانهای موجود در آن از بين می رود. پيشرفت های نانوفناوری بطور خاص مطالعات بنيادی زيست شناسی را تقويت خواهد کرد. 
محققان اميدوارند در آينده ای نه چندان دور با استفاده از نانوفناوری موفق شوند فعالیت اجزای هر سلول را تحت کنترل خود در آورند. 
هم اکنون گام های بلندی در اين زمینه برداشته شده ، به عنوان نمونه دانشمندان میتوانند فعالیت پروتئین ها و مولکول D.N.A را در درون سلول کنترل کنند.
به کمک نانوفناوری روش جدیدی برای بررسی بیان ژن و آنالیز mR.N.A سلولهای زنده بدون مرگ یا تخریب آنها با استفاده از میکروسکوب نیروی اتمی AFM ارائه شده است.
- حسگرهاي هوشمند و سيستم‌هاي حمل هوشمند
به منظور رديابي و مبارزه ی سريع و مفيد با ويروس‌ها و ساير عوامل بيماریزا گياهي به کار می روند.
- تيمار مولكولي بيماريها، رديابي سريع بيماريها، افزايش توانمندي گياهان براي جذب مواد مورد نياز

کاربردهای نانو در تصفيه ی آب و ادوات آبياری:
- نمک زدایی و تصفیه ی اقتصادی تر آبها جهت شرب و کشاورزی 
سازمان ملل پیش بینی کرده که در سال 2025 ميلادی ، 48 کشور جهان (معادل 32% جمعیت جهان) دچار کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی می شوند، تخلیص و نمک زدایی آب به کمک نانوفناوری از زمینه های مورد توجه در دفاع پیشگیرانه و امنیت زیست محیطی است.
سامانه های نانويی طراحی شده می توانند آب دریا را با صرف انرژی 10 برابر کمتر از دستگاه اسمز معکوس، و 100 برابر کمتر از دستگاه تقطیر،نمک زدایی کنند.
استقاده از نانو ذرات و نانوفیلترها امکان تصفیه و بهسازی آب را با سرعت و دقت بیشتر فراهم می کند همچنين استفاده از نانو فیلترها در حذف آلودگیهای میکروبی آب (Bioremediation) کاربری گسترده ای دارد.
- بي خطر ساختن مواد آلاينده آب و خاک و قابليت بازيافت آنها
- ساخت سوپر جاذبهاي آب از پليمرها و مواد کامپوزيت
اين مواد به منظور ذخيره و حفظ رطوبت بيشتر در خاک طراحی گرديده اند و استفاده از آنها به ويژه در مناطق خشک و کم آب در افزايش ميزان عملکرد بسيار مفيد خواهد بود.
- ساخت مواد پوششي جديد و کارا براي پوشش درون لوله هاي فلزي
این مواد پوششی به منظور جلوگيري از خوردگي ناشي از سيالات و کاهش زبري جداره لوله ها به کار می روند.
- بکار گيري پليمرهاو مواد کامپوزيت براي توليد انواع قطره چکان
قطره چکان هاي ساخته شده با اين مواد قابليت تنظيم دقيق فشار آب را دارند همچنين به واسطه ی نوع مواد اولیه ی مورد استفاده اين قطره چکان ها نسبت به نفوذ ريشه گياه مقاوم هستند.
کاربرد های فناوری نانو در حوزه های زراعت ، اصلاح نباتات ، توليد سموم و کود ، گياه پزشکی و آبياری در اين مقاله بررسی گرديد ، اميد که مطالب ارائه شده مورد استفاده ی علاقمندان اين فناوری نوين قرار گرفته باشد.
در ادامه ی مقالات بررسی کاربرد های فناوری نانو در علوم کشاورزی و صنايع غذایی ، به کاربری نانو در حوزه های خاکشناسی ، ماشين آلات کشاورزي ، صنايع غذايي ، علوم دامی و شاخه ی مهم و پر اهميت ذخیره سازی و انتقال توليدات کشاورزی و صنايع غذایی می پردازيم.

[ پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 12:20 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
تغيير در روش هاي خاك ورزي مرسوم در جهت افزايش بهره وري در كشاورزي

هرگونه تغيير غير اصولي در ساختمان خاك موجب بروز تخريب و فرسايش هاي شديد از جمله فرسايش هاي آبي و بادي خواهد شد. امروزه فرسايش خاك بويژه خاك هاي زراعي و مراتع به عنوان يك عامل تهديد كننده منابع طبيعي و محيط زيست در اكثر مناطق جهان مورد توجه قرار گرفته است. فشردگي خاك ناشي از عبور تراكتور با كاهش خلل و فرج و در نتيجه نشست خاك در محل رد چرخ همراه است. لذا با عبور تيش از حد تراكتور و ماشين هاي كشاورزي در مزرعه يا مراتع علاوه بر مضرات فشردگي خاك، فرورفتن چرخ در خاك و حركت روانآب ناشي از بارندگي يا آبياري به سمت رد چرخ ها مي تواند باعث فرسايش شديد خاك بخصوص در اراضي شيبدار شود. در اين راستا و با توجه به اينكه كليد نوآوري ها در كشاورزي با فرآيند كاهش هزينه ها و افزايش عملكرد همراه بوده است، مي توان گفت مكانيزاسيون كشاورزي نقش مهمي در دستيابي به اهداف توليدي در زيربخش هاي كشاورزي دارد.
يكي از عمليات كشاورزي كه انرژی بالايي را نياز داشته و هزينه بر مي باشد خاك ورزي بوده و چون به روش مرسوم انجام مي گيرد باعث مشكلات عديده اي درخصوص تراكم خاك، فرسايش هاي آبي و بادي خاك و در نهايت كاهش عملكرد مي شود. امروزه سعي بر آن است كه از تعداد تردد ماشين ها در مزارع كاهش داده و به جاي آن از ماشين هاي مركب و با ظرفيت بالا استفاده گردد.
تعداد عملياتي كه براي خاك ورزي مرسوم مورد نياز است به نوع محصول و منطقه بستگي دارد. اين روش كه در اراضي خرده مالكي در بعضي بخش هاي آسيا اجرا مي شودبسيار پرهزينه و كند مي باشد. براي نمونه طبق گزارش سال 1998 كشور بنگلادش كه از لحاظ مكانيزاسيون در سطح بسيار پاييني مي باشد، حدود 68% كل توان كششي مورد نياز عمليات خاك ورزي را 17 ميليون دام كشنده تأمين مي كند. يكي از روش هاي خاك ورزي در اين كشور شش بار شخم با استفاده از گاو و يازده بار ماله كشي يا دو بار شخم زدن با رتيواتور و چهار بار ماله كشي است. فقط پس از اين مراحل است كه گياه در مزرعه كشت مي شود.
با توجه به معايب تردد بيش از نياز ماشين ها و ادوات كشاورزي در مزارع و ايجاد تراكم در خاك روش هاي خاك ورزي حداقل، كشت بدون خاك ورزي (صفر)، خاك ورزي نواري و خاك ورزي حفاظتي طي سالهاي اخير با افزايش كاربرد مواجه شده اند. به عنوان مثال در كشور برزيل 8 ميليون هكتار اراضي به اين روش ها كشت مي شوند.
- روش خاك ورزي حداقل: در اين روش فقط خاك ورزي ثانويه توسط يكي از وسايل كولتيواتور مزرعه، ديسك، هرس بشقابي و يا تيلر دوار انجام شده و كارنده نيز در پشت اين وسايل بسته شده و بطور متوالي و همزمان كار كشت نيز انجام مي گيرد. مهمترين مزيت اين روش آن است كه مي نوان محصول را تقريباً پس از برداشت محصول قبلي كشت نمود و در نتيجه معمولاً دستيابي به تاريخ كشت بهينه مؤثر است. امروزه با كاربرد دستگاه كمبينات خاك ورزي و كشت بطور توأم صورت مي گيرد. طي تحقيقي كه توسط بقائي و آسودار انجام گرفته است، استفاده از اين بذركار مركب به عنوان يك نوآوري در زرقان فارس تجزيه و تحليل گرديده است.
- كشت بدون خاك ورزي (صفر): در اين روش هيچگونه خاك ورزي انجام نمي شود و فقط توسط يك كارنده عمل كشت صورت مي گيرد، با اين تفاوت كه كارنده بايد مجهز به پيش‌بُر چيندار بوده تا ضمن عبور از ميان گياهان سرپا يا بقاياي گياهي خاك را قطع كند و شيار باريكي را به جاي شياربازكن باز نمايد. در اين روش از بين بردن علف هاي هرز به صورت شيميايي مي باشد.
- خاك ورزي نواري: در اين روش بستر بذر صرفاً به صورت نوارهايي به عرض 10 و عمق 5 سانتي متر آماده مي شود واگر فاصله بين رديف ها 76 سانتي متر يا بيشتر باشد انرﮊي لازم براي تهيه بستر بطور قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد. اين روش كم هزينه تر از روش خاك ورزي حداقل مي باشد.
- خاك ورزي حفاظتي: اين روش كه بيشتر از روش هاي ديگر مدنظر قرار گرفته است علاوه بر حفاظت خاك، با توليد محصول نيز در ارتباط است. خاك ورزي حفاظتي برروي شيبهاي كم تا حدود 2% اعمال مي شود تا شستشوي لايه را كاهش دهد. در اين روش نيز باريكه اي از زمين به عنوان بستر بذر آماده شده (توسط گاوآهن مركب يا قلمي) و نواحي ناهموار و پوشيده از بقاياي گياهي در بين رديف هاي كشت باقي مي ماند. كشت نيز بطور توأم و با يك بار عبور در هنگام بسترسازي انجام مي گيرد. به كار بردن اين روش نيز شامل بسياري از جنبه هاي صرفه جويي در وقت و انرژی مربوط به خاك ورزي حداقل و بسياري از صرفه جويي هاي هزينه مريوط به تهيه بستر اقتصادي مي باشد.
همانطور كه قبلاً نيز ذكر گرديد با استفاده از اين روش هاي خاك ورزي به خصوص خاك ورزي حفاظتي و حداقل :
1- دستيابي به تاريخ كشت بهينه ميسر بوده و پايين آمدن عملكرد بدليل تأخير در كشت از بين خواهد رفت.
2- زمان لازم براي كشت دو محصول متوالي (در بعضي نواحي يك قطعه زمين در طول يكسال دو يا چند محصول در تناوب قرار دارند) را كوتاه مي كند و نسبت به خاك ورزي مرسوم بسيار ارزان تر مي باشد.
3- زمين هايي كه ممكن است به دليل شرايط مرطوب با روش هاي خاك ورزي مرسوم قابل دسترس نباشد معمولاً براي كشت مستقيم بذر گندم قابل استفاده خواهد بود.
در حالت كلي مي نوان نتيجه گرفت كه با استفاده از روش هاي خاك ورزي مذكور به جاي خاك ورزي مرسوم، ميزان عملكرد محصول را از طريق از بين بردن تأخير در كاشت و يا كشت متوالي در يك سال افزايش داد. همچنين ميزان انرژی مصرفي جهت عمليات خاك ورزي كاهش يافته و در نتيجه هزينه كاهش يابد. با آنكه اين روش ها بهره وري را افزايش مي دهند ولي به دليل باقي ماندن بقاياي گياهي در سطح و انجام نشدن كنترل علف هاي هرز به صورت مكاتيكي بكارگيري مواد شيميايي بيشتري براي كنترل امراض، جمعيت حشرات و گسترش علف هاي هرز نياز مي باشد.



[ پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 11:56 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي سابقه كشت بدون خاكورزي محصولات

عدم خاكورزي و خاكورزي كاهش يافته از زمانهاي قديم بوسيله افراد بومي استفاده مي شده است، زيرا بشر نيروي بازوي كافي براي كشت در هر ناحيه زمين زراعي را به كمك دست نداشت. براي مثال مصريان قديم و اينكاها در آندوي آمريكاي جنوبي از تكه چوبي براي سوراخ كردن زمين و قرار دادن دانه با دست درون خاك شخم نشده، استفاده مي كردند. در كشاورزي پيشرفته و مكانيزه، كشت بدون خاكورزي از مدتها پيش امتحان شده است. ولي تا زمان ظهور علف كشهاي جديد، اين شيوه مورد استفاده عملي قرار نگرفته بود.

بر اساس نوشته فيليپس و فيليپس (1984 )، در اواخر دهه چهل، همزمان با معرفي تنظيم كننده هاي رشد گياه، در طول جنگ جهاني دوم، روش خاكورزي كاهش يافته، مورد توجه قرار گرفت. كلينگمن[1] دركاروليناي شمالي در اواخر سال 1940، انجام عمليات كشاورزي بدون خاكورزي را گزارش داد. در سال 1951، ك.س.بارونز[2] و ج.اچ.ديويدسون[3] و سي.دي.فيتزگراد[4] ، از شركت شيميايي Dow، كاربرد موفق روشهاي بدون خاكورزي را گزارش دادند. در دهه 1960، ام.اي.اسپراگو[5] در نيوجرسي، گزارش داد كه براي احياي مراتع از مواد شيميايي به جاي خاكورزي استفاده كرده اند. ال.اي.پورتر[6] از نيوزلند در اوايل دهه 1960، در مورد توت فرنگي بدون خاكورزي گزارش داد و به دنبال آن، اي.اي.ام هود[7] و آر.اس.ال جيتر[8] در تپه هاي جيلات انگلستان در مورد كشت غلات دانه ريز بدون خاكورزي گزارش دادند.

با اختراع علف كش پاراكوات در سال 1955 و توسعه تجاري آن در سال 1961، شركت شيميايي امپريال (ICI )[9]و ديگران به پژوهشهاي زيادي در مورد كشت بدون خاكورزي در انگلستان و ايالات متحده و ديگر جاها اقدام كردند. در سال 1961 و1962 مزارع نمايشي در چندين مزرعه ايجاد شد. اين مزارع نمايشي، هري[10] و لارس يانگ[11] را از هرندون در ايالت كنتاكي بر آن داشت تا فناوري جديد را در مزارع خود امتحان كنند و اولين مزرعه مكانيزه در دنيا كه از توليد محصول با روش بدون خاكورزي مدرن استفاده مي كنند را به نام خود ثبت كنند.

در سال 1971، اولين گاوآهن بدون خاكورزي در آمريكاي لاتين به وسيله موسسه IPEAME [12] در لندريا آغاز شد. در ايالت پارانا در برزيل با همكاري با پروژه GTZ ( همكاري آلمان ) شروع به كار كرد. اين پروژه، طرحهاي نمايشي را در مزرعه هربرت بارتز، يك كشاورز برزيلي الاصل در رولاندياي پارانا شروع كرد. بعد از مشاهده نتيجه اين طرحها، هربرت بارتز به انگستان و آمريكا سفر كرد تا در مورد پيشرفتهاي اين شيوه  تحقيق كند. او با ICI در فرنهرست و با هري يانگ در كنتاكي ديدار كرد و در هر كشور يك دستگاه بذركار بدون عمليات خاكورزي خريد و در سال 1972 اولين كاشت سوياي بدون خاكورزي را آغاز كرد. بنابراين، هربرت بارتز[13] اولين كشاورزي بود كه اين فناوري را در آمريكاي لاتين بكار برد و هنوز هم به طور مداوم از اين روش استفاده مي كند.

در مقايسه با قاره آمريكا، كشت بدون خاكورزي در اروپا، آفريقا و بسياري از كشورهاي ديگر، اين روش پايدار حفاظت خاك و محصول، خيلي كمتر شناخته شده است. با وجود اطلاعات ارزشمند حاصل از تحقيقات انجام شده در IITA در نيجريه، از قرن هفدهم سطح زير كشت بدون خاكورزي در آفريقا هنوز خيلي كم است.

مقدمه

تعریف کشت بدون خاکورزی: کشت بدون خاکورزی، به عنوان عملیات کاشت محصول در خاک قبلا آماده نشده، به وسیله ایجاد یک شکاف، شیار یا نوار دارای عرض و عمق کافی برای حفاظت مناسب بذر، معرفی شده است. هیچ گونه عملیات دیگری برای آماده سازی خاک، انجام نمی شود ( فیلیپس و یانگ، 1973 ). همچنین، کشت بدون خاکورزی همیشگی مورد نظر است، نه کشت بدون خاکورزی موقت و گاهگاهی. کشت بدون خاکورزی در آمریکای شمالی به عنوان کاشت بذر بطور مستقیم در انگلستان و اروپا به عنوان خاکورزی صفر شناخته می شود. بذر پاشی هوایی، آخرین حالت عملیات خاکورزی صفر است.

باید تلاش بیشتری برای انتقال این روش تولید محصول واقعا پایدار مخصوصا به نواحی حاره ای (گرمسیر) و قسمتهای گرمتر آفریقا و آسیا انجام داد. دلیل آن، این است که تاکنون هیچ کدام از روشهایی که بشر در هر کجای دنیا ابداع کرده است نتوانسته از فرسایش خاک جلوگیری کند و تولید محصولات غذایی را به صورت پایدار حفظ نماید( بیکر و همکاران، 1996 ).

روش شخم زدن، باعث عدم استفاده کافی از زمان و سوخت می شود و باعث استهلاک بیشتر ماشین آلات می گردد ( ویدلین و همکاران، 1984 ). نیروی لازم برای عملیات خاکورزی قابل توجه است. در کشاورزی پیشرفته، این امر می تواند یک چالش فنی یا یک مشکل اقتصادی باشد. اما در قدیم، درک این مفهوم مشکل بود. زیرا تعداد زیادی از مردم از این طریق امرار معاش می کردند. نیروی لازم برای انجام این کار خیلی زیاد بود و دامهایی که مورد استفاده قرار می گرفتند، زود خسته می شدند (کویپرس، 1970). اما یک کشاورز کوچک که زمینش را با نیروی کشش دامها شخم می زد، مجبور بود 30 تا 40 کیلومتر پشت سر وسیله شخم در هر هکتار راه برود تا بتواند زمین را آماده کند. بنابراین، کاهش خاکورزی به حداقل برای تولید محصول، لازم بود و این موضوع، احتمالا برای مدت زمان طولانی در فکر کشاورزان بود. ولی هنگامی که تراکتور ساخته شد، کار و تلاش کاهش پیدا کرد، زیرا کشاورز یا راننده به جای راه رفتن پشت وسیله شخم، بر روی تراکتور می نشیند، در نتیجه افکار او به موضوعات دیگری سوق پیدا کرد و کشاورزان اعتقاد پیدا کردند که هر چه بیشتر خاکورزی انجام دهند، مقدار محصول بیشتری بدست می آورند. اما هر چه بیشتر خاکورزی انجام دهیم، فرسایش بیشتر و تخریب بیشتر خاک را سبب می شویم، مخصوصا در مناطق گرم.

تاریخچه ای کوتاه از خاکورزی

  ابزار شخم در روزهای شروع کشاورزی، گسترش یافت و در ابتدا این وسیله توسط حیوانات کشیده می شد. استفاده از شخم در کتاب مقدس هم بسیار ذکر شده است و یکی از معروفترین ذکرها این بود که: آنها شمشیرهایشان را به ابزار شخم تغییر خواهند داد. اما، ابزار شخم زمان کتاب مقدس هیچ شباهتی به ابزار شخم پیشرفته قرن نوزدهم نداشتند. در آن روزها، این ابزار شامل یک تنه درخت بود که سطح خاک را بدون مخلوط کردن لایه های خاک، خراش می داد و یا به هم می زد. گاوآهنهایی که خاک را زیر و رو می کردند و باعث کنترل بیشتر علفهای هرز می شدند، تا قرن هفدهم هنوز ساخته نشده بودند. فقط در قرن هیجدهم و نوزدهم بود که این وسایل بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. در اواخر قرن هیجدهم بود که تکامل این وسیله به کمک آلمانی ها، هلندی ها و انگلیسی ها صورت گرفت و تقریبا به شکل کامل یک گاوآهن برگردان (تیغه پهن) که خاک را تا 135 درجه می چرخاند و در کنترل علفهای هرز بسیار موثر بود، ساخته شد. این وسیله، در اواخر قرن هیجدهم، مردم را از مرگ حتمی نجات داد، زیرا تنها وسیله ای بود که به طور موثری توانست علف هرزی بنام Agropyron repens)quack grass) که تمام اروپا را پوشانده بودند و با ابزارهای متداول قابل کنترل نبودند را کنترل کند. از آنجا که این گاوآهن جدید، اروپا را از فقر و قحطی نجات داد، نماد ( سمبل ) کشاورزی پیشرفته شد و بسیاری از موسسات تحقیقاتی کشاورزی، دانشگاهها و مدارس کشاورزی و غیره از این وسیله استفاده کردند. یکی از این گاوآهنهای اولیه که مربوط به سال 1884 است، در موزه کشاورزی دانشگاه هوهنهیم[14] در اشتوتگارت آلمان نگهداری می شود و در یک جشنواره که هر ساله در نزدیکی شهر هوهنهیم برگزار می شود، نمایش داده می شود تا اختراع این ابزار را گرامی بدارند. با دانستن تاریخچه این ابزار، می توان فهمید که چرا اروپایی ها، خصوصا آلمانی ها، از طرفداران سرسخت گاوآهن هستند، تا جایی که گاهی اوقات به سمبل جهانی کشاورزی تبدیل شده است.

در ادامه این تاریخچه، قدرتهای استعمارگر، گاوآهن را به آمریکا، آسیا و آفریقا بردند، به طوری که این ابزار تبدیل به وسیله مهمی در توسعه زمینهای تازه زیر کشت برده شده، گردید. اما، چند دهه بعد مشخص شد، همین وسیله که برای اروپا غذا و ثروت را به همراه آورده، فرسایش و تخریب خاک را برای نواحی گرمتر به دنبال داشته است.

اغلب، متخصصان اروپایی، این تفکر و ایده را که، شخم زدن خاک باعث حاصلخیزی آن می شود و بنابراین نیازی به کار بیشتر نیست، را ترویج کرده اند. آنها اهمیت فرسایش خاک و هوادیدگی زیاد در شرایط آب و هوای گرم و مرطوب را نمی دانستند. این شیوه ( شخم زدن ) فقر و فرسایش شدید خاک و غیر حاصلخیز شدن خاکهای مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری را باعث شد. جذابیتهای اقتصادی و فقدان تجربه بعضی از متخصصان خارجی، در ابتدا کشورهای مستعمره و بعد کشورهای صادرکننده این فناوری را به گسترش فرهنگ استفاده از گاوآهن در کشورهای در حال توسعه ترغیب کرد. در حالی که از این " فناوری ابتدایی" هم اکنون به عنوان یک فناوری عقب مانده و بی فایده یاد می شود.

 

 

کشت اولیه بدون خاکورزی

روشهای کشت بدون خاکورزی و کشت با خاکورزی کاهش یافته، از زمانهای قدیم در آنچه که " فرهنگهای بدوی" نامیده می شود، برای کشت محصول استفاده می شده است.چون نیروی بازوی بشر نمی توانست هر زمینی را با هر عمق دلخواهی شخم بزند.

اینکاها در اندس (Andes) آمریکای جنوبی و احتمالا بیشتر قبایل بومی در سراسر دنیا، از تکه چوبی برای ایجاد سوراخ در زمین، استفاده می کرده اند و بذرها را با دست درون خاک قرار می داده اند و سپس بوسیله پا، بذرها را با خاک می پوشاندند. حتی، امروزه، صدها نفر از هزاران کشاورز امریکای مرکزی و جنوبی، با استفاده از همین روش، بذرها را می کارند. علاوه بر این، میلیونها هکتار زمین به صورت سنتی با ماشین بذرکار دستی ( حتی امروزه )، بدون شخم زدن خاک پس از سوزاندن بقایا، بذرکاری می شوند. در تغییر روش کشت در برزیل و کشورهای همسایه، مدتها پیش، قبل از اینکه روش بدون خاکورزی به عنوان روش پیشرفته معرفی شود، مورد استفاده بوده است. سیستم کشت در مالچ یا " tapado "در آمریکای مرکزی و مکزیک، مثال دیگری از کشاورزی است که کشت بدون خاکورزی را در طول قرنها مورد استفاده قرار داده اند ( ترستون و همکاران، 1994). در این روش، بذرها، بعد از بارندگی، بر روی خاک در زیر توده ای متراکم از آفتابگردان های ایستاده مکزیکی[15] یا گیاهان دلخواه دیگر قرار می گیرد. سپس گیاهان بریده می شوند و روی بذرها قرار داده می شوند. بعد از چند روز، گیاهان خشک شده و بذرها جوانه می زنند. در این حالت، بطور مطلق، هیچ شخمی صورت نمی گیرد.

کشت محصول بدون خاکورزی، در مقیاس بزرگ، برای اولین بار، پس از دسترسی کشاورزان به تو فور-دی[16] به عنوان یک علف کش از بین برنده علفهای هرز پهن برگ، در دهه 1940 امکان تحقق یافت. پس از آن، علف کشهای آترازین[17] و پاراکوات[18] هم در دسترس قرار گرفتند و اینها تنها علف کشهای قابل دسترس برای کشاورزان دارای کشتهای بدون خاکورزی اولیه بودند.

توسعه و پیشرفت در اروپا

اختراع علف کش پاراکوات در سال 1955 در انگلستان، آغاز توسعه کشت بدون خاکورزی در اروپا و در کل جهان بود. این اختراع باعث شد، شرکت ICI ، درباره کشت بدون خاکورزی تحقیق کند. در سالهای 1973 و 1974، نواحی تحت کشت بدون خاکورزی در انگلستان به 200000 هکتار رسید و ده سال بعد به 275000 هکتار رسید (جدول 1). بنابراین، انگلستان دومین ناحیه بزرگ تحت کشت بدون خاکورزی را بعد از آمریکا داشت ( درپش، 1984). آزمایشهای مزرعه ای انجام گرفته در انگلستان، نشان داد که اگر مدیریت خوبی اعمال شود، بذرکاری مستقیم[19] و کشت با خاکورزی کاهش یافته، بازده مشابه با حالت انجام شخم، هنگامی که پس ماندها سوزانده شوند را در مورد  غلات زمستانه، می دهد. هر چند، هنگامی که محدودیت هایی برای سوزاندن کاه و کلش وضع شد و مشکلات ناشی از علفهای هرز و غلات خودرو پیش آمد، بسیاری از کشاورزان که از این روشها استفاده می کردند، به استفاده دوباره از شخم روی آوردند و بذر کاری مستقیم کاهش یافت (کریستین،1994).

جدول 1 : مناطق زیر کشت بدون خاکورزی در قرن 17 و 18 (بر حسب هکتار )

کشور

74-1973

84-1983

ایالات متحده

2200000

4800000

انگلستان

200000

275000

فرانسه

50000

50000

هلند

2000

5000

ژاپن، مالزی، سریلانکا

200000

250000

استرالیا

100000

400000

نیوزلند

75000

75000

برزیل

1000

400000

 

در هلند، به منظور کاهش عملیات مزرعه، صرفه جویی در زمان و انرژی و بهبود اقتصاد مزرعه، در سال 1962، تحقیقات روی کشت بدون خاکورزی و کشت با خاکورزی حداقل شروع شد. دبلیو.آ.پی.بیکرمن[20]  و سی.تی.دی ویت[21] از موسسه تحقیقاتی شیمیایی و بیولوژیکی محصولات کشاورزی در واگنینگن[22] در بین اولین دانشمندانی بودند که این فناوری جدید را آزمایش کردند. فرسایش بادی و آبی، دلیل اصلی برای به کار نبردن کشت بدون خاکورزی در این کشور بود. از آزمایش هاي انجام شده در طی سالهای 1962 تا 1971، کیورکرک[23] و پردوک[24] (1994) به این نتیجه رسیدند که در هلند، کشت بدون خاکورزی در مزارع عملی نیست.

با توجه به نتایج موفقیت آمیز در سایر کشورها، آلمان در سال 1966، تحقیق بر روی روشهای بذرکاری مستقیم را شروع کرد ( باومر،1970). علی رغم تحقیقات زیاد و طولانی مدت به وسیله باومر[25] در موسسه تولیدات گیاهی دانشگاه گوتینگن[26] ( آزمایشات اولیه هنوز هم در حال انجام است )، به وسیله چراتزکی[27] و برانشویگ[28] و به وسیله کاهنت[29] در دانشگاه هوهنهیم ( کاهنت،1969،1976) که در اواخر دهه 1960 آغاز شد، تخمین زده شد که حداکثر 5000 هکتار از اراضی، زیر کشت بدون خاکورزی دایمی در سال 1977 در آلمان بوده اند ( فردریچ تبروگ،گفتگوهای شخصی،1998). از طرف دیگر، استفاده از کشت بدون خاکورزی در این کشور، از سوی کشاورزان در حال افزایش است. در پژوهشهای طولانی مدت ( به مدت 18 سال ) که در دانشگاه گیسن[30] انجام گرفت (تبروگ و بوهرنسن،1997) به این نتیجه رسیدند که کشت بدون خاکورزی در مقایسه با کشت سنتی، بسیار سودمند است، زیرا صرفه جویی در هزینه ماشین آلات باعث صرفه جویی و کاهش هزینه عملیاتی می شود. کشت بدون خاکورزی، هزینه های خرید، نیروی مورد نیاز تراکتور، مصرف سوخت، تعداد کارگران مورد نیاز و همچنین هزینه های متغیر و ثابت را کاهش می دهد. همین طور، کشت بدون خاکورزی، سیستم کشت قدرتمندی است که رقابتها را افزایش می دهد. به طور میانگین، عملکرد محصولات، در روش بدون خاکورزی در مقایسه با کشت خاکورزی مشابه است. بنابراین، سود خالص افزایش می یابد. از طرف دیگر، حتی عملکرد پایین تر روش بدون خاکورزی در مقایسه با سیستمهای سنتی بدون کاهش سود خالص، قابل قبول است. با توجه به اثرات مثبت زیست محیطی این روش، برتری آن نسبت به کشت سنتی در آینده بیشتر نمایان خواهد شد ( به عنوان مثال، فرسایش کمتر، آلودگی کمتر به وسیله مواد شیمیایی کشاورزی ) (تبروگ و بوهرنسن، 1997).

در فرانسه، در سال 1970، آزمایشات طولانی مدت با روشهای مختلف کشت با خاکورزی حداقل ( شامل کشت بدون شخم ) به وسیله INRA و ITCF عمدتا بر روی غلات شروع شد ( بویسگونتیر و همکاران، 1994). محققان معتقدند که هم اکنون مجموعه ای  از اطلاعات فنی و اقتصادی در فرانسه وجود دارد که مشخص می کند خاکورزی حداقل در کجا قابل توسعه است و چگونه می تواند اجرا شود.

در پرتغال، کاروالهو[31] و باش[32] (1994) نتیجه گرفتند که برای بیشتر محصولات، بذرکاری مستقیم یک روش قابل اجرا می باشد. پژوهشهای مربوط به کشت بدون خاکورزی در اسپانیا از سال 1982 و بر روی خاکهای رسی جنوب اسپانیا آغاز شد. از نظر مصرف انرژی و حفظ رطوبت در مقایسه با دو روش خاکورزی سنتی و خاکورزی حداقل، روش بدون خاکورزی مفیدتر بوده است (گیرالدز و گنزالس، 1994). در سال 1996، در اسپانیا، فقط از 500 دستگاه ماشین کشت بدون خاکورزی استفاده می شد، بنابراین می توان تخمین زد که مناطق تحت بذرکاری مستقیم در اسپانیا حدود 300000 تا 350000 هکتار باشد. این مساحت، تنها کمتر از 5 درصد از سطح زیر کشت سالانه محصولات را شامل می شود.کوستا[33] (1996) اظهار نمود، استقبال کم از خاکورزی حفاظتی ( کشت بدون خاکورزی با 30 درصد پوشش خاک به وسیله بقایای محصولات ) نا امید کننده است.

کشت بدون خاکورزی، برای اولین بار در سال 1968 در ایتالیا آزمایش شد، ولی فقط در پنج یا ده سال گذشته این فناوری رشد چشمگیری داشته است. این هم به دلیل ضرورت کاهش هزینه تولید محصول و در دسترس بودن بیشتر تجهیزات کاشت بدون خاکورزی و به همان میزان، دستیابی بیشتر به علف کشهای مناسب در بازار ایتالیا بود. در سال 1994، تخمین زده شد که این روش کاشت، در سطحی بیش از 30000 هکتار برای غلات و حدود 3000 هکتار برای سویا استفاده شده است (سارتوری و پروزی، 1994). در سال 1997 سطح زیر کشت بدون خاکورزی به 100000 هکتار رسیده است که دو درصد زمینهای تحت کشت متراکم محصولات را شامل می شود (ساندری و سارتوری،1997).

در بلژیک، فرانکینت و ریکسون[34]، شخم با گاوآهن و بذرکاری مستقیم را در یک دوره 15 ساله از سال 1967 تا 1982 مقایسه کردند. عملکرد بعد از بذرکاری مستقیم برای لوبیای زمستانی کمی بیشتر بود و گندم زمستانه و یولافهای بهاره نیز همین وضعیت را داشتند. 15 درصد کاهش برای جو بهاره و ذرت و 20 درصد کاهش عملكرد برای چغندر قند نیز گزارش شده است (کانل و هاوس،1994).

در سوئد، ویز[35] تحقیقات روی بذرکاری مستقیم را در سال 1967 آغاز کرد و نشان داد که محصول گندم زمستانه در این روش در مقایسه با روش شخم زدن، 15 درصد افزایش یافت.

منابع

BAKER, C.J., SAXTON, K.E. and RITCHIE, W.R., 1996: No-tillage Seeding, Science and Practice. CAB International, Wallingford, Oxon, UK, 158 pp

BÄUMER, K., 1970: First experiences with direct drilling in Germany. Neth. J. Agric. Sci. - Papers on zero-tillage, Vol.18 N° 4, 283-292 

BOISGONTIER, D., BARTHÉLÉMY, P. and LESCAR, L., 1994: Feasibility of minimum tillage practices in France. In: Proceedings of the EC-Workshop-I-, Giessen, 27-28 June, 1994, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaftlicher Fachverlag, Giessen, 1994, 81-91 

CANNEL R. Q. and HAWES, J. D., 1994: Trends in tillage practices in relation to sustainable crop production with special reference to temperate climates. Soil and Tillage Research, 30, 245-282 

CHRISTIAN, D. G., 1994: Experience with direct drilling and reduced cultivation in England. In: Proceedings of the EC-Workshop-I-, Giessen, 27-28 June, 1994, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaflticher Fachverlag, Giessen, 1994, 25-31

DERPSCH, R., 1984: Histórico, requisitos, importancia e outras considerações sobre Plantio Direto no Brasil. In: Plantio Direto no Brasil, Fundação Cargill, Campinas, 1984, 124 pp

GIRÁLDEZ, J. V., and GONZÁLEZ, P., 1994: No-tillage in clay soils under mediterranean climate: Physical aspects. In: Proceedings of the EC-Workshop-I-, Giessen, 27-28 June, 1994, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaftlicher Fachverlag, Giessen, 1994, 111-117 

KAHNT, G., 1969: Ergebnisse zweijähriger Direktsaatversuche auf drei Bodentypen. Z. Acker- u. Pfl-Bau 129: 277-295 

KAHNT, G., 1976: Ackerbau ohne Pflug. Voraussetzungen, Verfahren und Grenzen der Direktsaat im Körnerfruchtbau. Eugen Ulmer, Stuttgart, 128 pp 

KUIPERS, H., 1970: Historical notes on the zero-tillage concept. Neth. J. Agric. Sci. - Papers on zero-tillage, Vol.18 N° 4, 219-224 

 PHILLIPS, E. R. and PHILLIPS, S. H., 1984: Ed., No-tillage Agriculture, Principles and Practices. Van Nostrand Reinhold Co, New York, 306 pp (p 2) 

PHILLIPS, S. H. and YOUNG, H. M., 1973: No-Tillage Farming. Reiman Associates, Milwaukee, Wisconsin, 224 pp 

SANDRI, R. and SARTORI. L., 1997: Survey of no-tillage techniques on Italian farms. In: Proceedings of the EC-Workshop-IV-, Boigneville, 12-14 May, 1997, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaftlicher Fachverlag, Giessen, 1997, 167-177 

SARTORI, L. and PERUZZI, P., 1994: The evolution of no-tillage in Italy: a review of the scientific literature. In: Proceedings of the EC-Workshop-I-, Giessen, 27-28 June, 1994, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaftlicher Fachverlag, Giessen, 1994, 119-129 

TEBRÜGGE, F. and BÖHRNSEN. A., 1997: Crop yields and economic aspects of no-tillage compared to plough tillage: Results of long-term soil tillage field experiments in Germany. In: Proceedings of the EC-Workshop-IV-, Boigneville, 12-14 May, 1997, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaftlicher Fachverlag, Giessen, 1997, 25-43 

THURSTON, H. D., SMITH, M., ABAWI, G. and KEARL, S., 1994: Los sistemas de siembra con cobertura, CIFAD, Cornell University, Ithaca, New York

 WAYDELIN, C. w., 1994: Practical experience with reduced tillage farming. In: Proceedings of the EC-Workshop-II-, Silsoe, 15-17 May, 1995, Experience with the applicability of no-tillage crop production in the West-European countries, Wissenschaftlicher Fachverlag, Giessen, 1995, 187-190

 

 



-1klingman                                                                    

-2K.C.Barrons

-3J.H.Davidson

-4C.D.Fitzgerald

-5M.A.Sprague

-6L.A.Porper

-7A.E.M.Hood

-8R.S.L.Jeater

-9Imperial Chemical Company

-

[ دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 11:29 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Ageratum houstonianum Blue Danube F1

Ageratum houstonianum Blue Danube F1

Half-hardy Annual.

Lavender blue. One of the best for uniformity, earliness and all round performance.

Bushy, compact, uniform plants excellent for bedding and edging. Remove spent blooms.

Height: 15-20cm (6-8in)

Amaranthus caudatus PonyTails Mixed

Amaranthus caudatus PonyTails Mixed

Half-hardy Annual.

Delightful long, decorative tassels in red and green shades, gently swish side to side in a summer breeze. Ideal for adding height and interest to summer bedding displays.

Height: 90-120cm (36-48in)

 

Amaranthus tricolor Joseph's Coat

Amaranthus tricolor Joseph's Coat

Half-hardy Annual.

An improved form with yellow-scarlet and green foliage all on one plant, it makes a striking bedding plant for its foliage alone and produces erect brush like deep red 6in flower spikes which are good for cutting. Also suitable for growing in 5-6in pots. Flowers late summer. Height: 45-60cm (18-24in).

 

Petunia x hybrida Titan Series F1

Petunia x hybrida Titan Series F1

Half-hardy Annual.

First introduced by T&M over 20 years ago and now deservedly reintroduced. Typical sized plants but with the largest flowers you will have ever seen. up to 4-5in. in diameter! Basal branching and early, free-flowering, they are a stunning addition to the summer garden and containers.

Growing tip

Petunia FertiliserGet the best out of your petunias with our specially formulated Petunia Fertiliser - the perfect balance of nutrients to get them off to a flying start and nourish them through the summer.
Click here to buy now.

Phlox Crystal Series Mixed

Phlox Crystal Series Mixed

Half-hardy Annual.

Beautifully fringed, star shaped petals with a delicate white edge on each flower. Free flowering, compact, bushy plants with a strong root system for improved garden performance. Excellent planted in containers or borders.

Phlox drummondii Phlox of Sheep

Phlox drummondii Phlox of Sheep

Half-hardy Annual. T&M Original

'Phlox of Sheep' is a garden annual of exceptional quality and character. This totally unique and exclusive blend of pastel hues and bicolours, through pinks, yellows, apricot, red and then pure white is the result of many years work. The gorgeous different colours come together to give a plethora of flower and soft colour during the summer in bedding,

borders and containers. Height: 25-30cm (10-12in).

گل های زینتی

[ چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389 ] [ 9:43 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
Paracaryum coelestinum

 

Paracaryum coelestinum

Hardy Biennial

  • Flowers in : Summer
  • Germination : Easy
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Borders
  • Height : 36 inches

Description

An effective border plant with masses of clustered Mediterranean-blue 1cm (½in) flowers and attractive silver-grey foliage. Easy to grow and flowers in succession over a long period. Sow in autumn to flower the following summer.

Height: 60-90cm (2-3ft).

Sowing Instructions

Sow seeds September to March in pots or trays of good seed compost. Place in a propagator or warm place, providing a temperature of about 20-30C (68-86F). Cover with a very fine sprinkling of vermiculite. After sowing, do not exclude light as this helps germination. Keep the surface of the compost moist but not waterlogged, germination will usually take 14-21 days.

Growing Instructions

When large enough to handle, transplant seedlings into 7.5cm (3in) pots or trays. Grow on in cooler conditions for 10-15 days before planting out after all risk of frost. Provide a light, well-drained soil in full sun or part shade, spacing plants by 30cm (12in).

 

Pansy : Rhine Gold

 

Pansy : Rhine Gold

Half-hardy Annual/Hardy Perennial

  • Flowers in : Dependent on sowing time
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Bedding, Borders, Children, Patios
  • Special Features : Edible Flowers
  • Height : 8 inches

Description

An excellent free flowering variety, the bright flowers with their distinctive black blotch making them excellent for brightening borders, patios, tubs etc. Flowers spring/ summer. Height 6-8in.

Sowing Instructions

Sow late winter/spring or late summer. Sow 1.5mm (1/16in) deep in good seed compost excluding light as darkness is beneficial. Germination usually takes 14-21 days at 19-24C (65-75F). Keep the soil just moist and avoid high temperatures which will prevent germination.

Growing Instructions

When seedlings are large enough to handle, transplant and grow cool. Gradually acclimatise to outdoor conditions for 10-15 days before planting out after all risk of frost, 23-30cm (9-12in) apart in most soils, sun or part shade.

Aftercare

Summer sowings should be moved to a coldframe and planted out in early spring.

 

 

Pansy : Sugared Almonds 
  • Pansy : Sugared Almonds

Half-hardy Annual/Hardy Perennial

  • Flowers in : Dependent on sowing time
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Bedding, Borders, Children, Patios
  • Special Features : Edible Flowers
  • Height : 9 inches

Description

A unique mixture of soft, pastel colours resembling some of the wondrous skies seen during the evening. There are blues, soft pinks, yellows and much much more besides. Some are pure colours, others with whiskers and others with a darker face. Superb in any situation. Height: 15-23cm (6-9in).

Sowing Instructions

Germinate at 15-20C (60-68F) on the surface of a good free draining, damp seed compost. Apply a fine sprinkling of vermiculite, just covering the seed. Place in a propagator or seal container inside a polythene bag until after germination which takes 10-15 days. Take care not to provide too high a temperature, as this can prevent germination. Summer sowings should be moved to a coldframe and planted out in early spring.

Growing Instructions

Transplant seedlings, when large enough to handle into 7.5cm (3in) pots in cooler conditions for 10-15 days before planting out. Plant outside after all risk of frost, 23-30cm (9-12in) apart

 

Pansy : Jolly Joker

Half-hardy Annual/Hardy Perennial

  • Flowers in : Dependent on sowing time
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Bedding, Borders, Children, Patios
  • Special Features : Edible Flowers
  • Height : 9 inches

Description

Jolly Joker, awarded the AAS Medal 1990 and the 1990 Fleuroselect Gold Medal, is probably the most spectacular pansy of its class. The intense orange of its lower petals, contrasts sharply with the deep purple of the upper petals. The effect is both unusual and intriguing. A very versatile and hardy variety which can be sown early for summer flowers or in summer for flowering in autumn and spring and even; in mild winters, through the winter. Height: 15-23cm (6-9in).

Sowing Instructions

Sow late winter/spring or mid-late summer 1.5mm (1/16in) deep in good seed compost excluding light as darkness is beneficial. Germination usually takes 14-21 days at 19-24C (65-75F). Keep the soil just moist and avoid high temperatures which prevent germination.

Growing Instructions

When seedlings are large enough to handle, transplant and grow cool. Gradually acclimatise to outdoor conditions for 10-15 days before planting out after all risk of frost, 23-30cm (9-12in) apart in most soils, sun or part shade.

Aftercare

Summer sowings should be moved to a coldframe and planted out in autumn or early spring.

Kitchen Notes

The petals make a colourful addition to green salads and can be candied to top desserts etc

 

Pansy : Karma Blue Butterfly F1 Hybrid

Pansy : Karma Blue Butterfly F1 Hybrid

Hardy Perennial

  • Flowers in : Flowers summer, or autumn/spring if sown June-September
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Borders, Children, Containers
  • Special Features : Edible Flowers
  • Height : 8 inches

Description

A totally unique Pansy! Spectacular flowers in an unusual colour combination, which are reminiscent of a tropical butterfly with electric blue wings and a hint of bronze going through to a golden splash in the center of each bloom.

Sure to create an eye-catching display in spring or summer flowering borders or containers.

A Hardy Perennial often used as a Half Hardy Annual.

Height: 15-20cm (6-8in).

Sowing Instructions

Sow February to March or June to September. Sow seeds on the surface of a good, free-draining, damp seed compost, then apply a fine sprinkling of vermiculite, just covering the seed. Place container in a propagator or seal inside a polythene bag and place at a warm temperature of 15-20C (60-68F) until after germination which usually takes 10-15 days. Take care not to provide too high a temperature, as this can prevent germination.

Growing Instructions

Transplant seedlings when large enough to handle into 7.5cm (3in) pots. Gradually acclimatise plants to cooler conditions for a few weeks before planting out 15cm (6in) apart. September sown plants should be overwintered in a coldframe, and planted out the following spring.

Pansy : Majestic Giants Mixed

 

Pansy : Majestic Giants Mixed

Half-hardy Annual/Hardy Perennial

  • Flowers in : Dependent on sowing time
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Bedding, Borders, Children, Patios
  • Special Features : Edible Flowers
  • Height : 6 inches

Description

They resist both heat and cold, and are earlier flowering than other varieties in this class carrying blooms up to 10cm (4in) across in a wide and iridescent range of colours.

Sowing Instructions

Sow late winter/spring or late summer. Sow 1.5mm (1/16in) deep in good seed compost excluding light as darkness is beneficial. Germination usually takes 14-21 days at 19-24C (65-75F). Keep the soil just moist and avoid high temperatures which will prevent germination.

Growing Instructions

When seedlings are large enough to handle, transplant and grow cool. Gradually acclimatise to outdoor conditions for 10-15 days before planting out after all risk of frost, 23-30cm (9- 12in) apart in most soils, sun or part shade.

Aftercare

Summer sowings should be moved to a cold frame and planted out in early spring.

Kitchen Notes

The petals make a colourful addition to green salads and can be candied to top desserts etc.

Pansy : Rhine Gold

 

Pansy : Rhine Gold

Half-hardy Annual/Hardy Perennial

  • Flowers in : Dependent on sowing time
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Bedding, Borders, Children, Patios
  • Special Features : Edible Flowers
  • Height : 8 inches

Description

An excellent free flowering variety, the bright flowers with their distinctive black blotch making them excellent for brightening borders, patios, tubs etc. Flowers spring/ summer. Height 6-8in.

Sowing Instructions

Sow late winter/spring or late summer. Sow 1.5mm (1/16in) deep in good seed compost excluding light as darkness is beneficial. Germination usually takes 14-21 days at 19-24C (65-75F). Keep the soil just moist and avoid high temperatures which will prevent germination.

Growing Instructions

When seedlings are large enough to handle, transplant and grow cool. Gradually acclimatise to outdoor conditions for 10-15 days before planting out after all risk of frost, 23-30cm (9-12in) apart in most soils, sun or part shade.

Aftercare

Summer sowings should be moved to a coldframe and planted out in early spring.

                                               گل های زینتی

[ چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389 ] [ 9:58 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
 Aquilegia vulgaris Nora Barlow Mixed
  • Hardy Herbaceous Perennial
  • Flowers in : Early Summer
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Borders, Cut Flowers
  • Height : 40 inches

Description

A beautiful border plant with fully double, nodding blooms in a wide range of colours, from pastel pink shades through to deep ocean blue, some petals tipped in lime green. They also make superb and unusual cut flowers. Flowers early summer. Height: 76-100cm (30-40in).

Sowing Instructions

Sow from late winter to early summer 6mm (¼in) deep in a good seed compost. Make sure that the compost is moist but not wet and seal in a polythene bag until after germination which usually takes 25-35 days at 15-20C (59-68F).

Growing Instructions

Transplant when large enough to handle into 7.5cm (3in) pots and grow on cool and well lit. Later plant out 30cm (12in) apart into moist but well drained soil in sun or part shade.

Caution

Harmful if eaten

Aquilegia Duo 

Aquilegia Duo

Hardy Perennial

  • Flowers in : Summer
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Borders

Description

One packet each of Green Apples and Miss M. I. Huish.

Aquilegia x hybrida Green Apples

The first green flowered Aquilegia with this spectacular Clematis-like flower formation. The buds open in a delightful lime-green shade, fading to a sumptuous apple-green before ageing to a gentle cream. Makes an interesting feature for borders.

Aquilegia vulgaris Miss M.I. Huish

A stunning introduction that produces clusters of double spurless, dark violet clematis-like flowers, on strong sturdy stems. Looks excellent grown alongside Green Apples making an interesting partnership for your borders.

Height: 60cm (24in).

Sowing Instructions

For full details on sowing and growing please refer to each plant's indivual listing.

Caution

 

Aquilegia viridiflora Chocolate Soldier 

 

Aquilegia viridiflora Chocolate Soldier

Hardy Perennial

  • Flowers in : Late Spring to Mid Summer
  • Germination : Challenging
  • Aftercare : Care Required
  • Ideal for : Borders, Rockeries
  • Special Features : Rare
  • Height : 14 inches

Description

This rare, choice species features delicate, nodding, chocolate-brown, 1.5cm (½in) blooms from late spring onwards. The neatly compact plants are perfect for borders and rockeries. A collector's item. Height: 30-35cm (12-14 inches).

Sowing Instructions

Sow February to June or September to October. Sow on the surface of a good free draining, damp, seed compost and cover with a fine sprinkling of vermiculite. Seal container inside a polythene bag and place at 15-20C (59-68F). Germination can take 1-3 months. Do not exclude light, as this helps germination.

Growing Instructions

Transplant seedlings when large enough to handle into 7.5cm (3in) pots. Gradually acclimatise plants to cooler conditions for a few weeks before planting out after all risk of frost, 30cm (12in) apart.

Aftercare

Overwinter September sowings in a coldframe and plant out the following spring.

Caution

Harmful if eaten

 

                                            گل های زینتی

[ دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 ] [ 15:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
Alfalfa: Salad Sprouts Mixed

Alfalfa: Salad Sprouts Mixed

Vegetable.

Salad Sprouts Mixed is a balanced blend of the best sprouting seeds to provide a crisp and crunchy medley of flavours and textures. Absolutely delicious and ideal for providing a vitamin, protein and rich fibre fresh vegetable all the year round. Sprouting Seeds are easy to grow, and can be eaten fresh, stir fried, steamed and will blend with almost any meal imaginable. Salad Sprouts Mixed is simple to produce - ready in only 3-4 days

Allium cepa Aggregatum Group Prisma F1 Hybrid

Allium cepa Aggregatum Group Prisma F1 Hybrid

Vegetable.

From seed! Each seed of Shallot Prisma produces a single attractive shiny reddish-brown skinned, white fleshed round shallot bulb, with a distinct flavour. No risk of transferring virus of white rot as with sets and the bulbs of Shallot Prisma store well.

Artichoke : Globe : Green Globe Improved F1

Artichoke : Globe : Green Globe Improved F1

Vegetable.

Artichoke Green Globe Improved is an artichoke with sharp spines greatly reduced and larger, heavier bearing, consistent quality globe-shaped heads. Height: 120-180cm (4-6ft).

Asparagus : Martha Washington

Asparagus : Martha Washington

Vegetable.

A very strong growing and productive strain, Asparagus Martha Washington produces long, thick spears in May and early June. Suitable for freezing.

 

Asparagus Pea

Asparagus Pea

Vegetable.

An easy to grow, unusual vegetable with a unique gourmet flavour. A hint of asparagus - perhaps? Asparagus Pea goes with virtually any dish. Cook whole at 3cm (1in) long, preferably by steaming, and serve with a little melted butter. No flavouring should be used as this will destroy its own delicious taste.

Asparagus Pea can also be used in the flower border as attractive ground cover.

 

Aubergine : Baby Rosanna F1 Hybrid

Aubergine : Baby Rosanna F1 Hybrid

Vegetable. T&M Exclusive

Produces an abundance of golf ball sized, bitter free baby fruits throughout the summer on dwarf plants 60cm (24in) high, making Aubergine Baby Rosanna ideal for growing in containers on the patio. Fruits hold their flavour, quality and colour well after picking.

Aubergine : Black Enorma F1

Aubergine : Black Enorma F1

Vegetable.

Early to crop with prolific sets of huge jet-black fruit up to 680g (1½lb). Just three plants will keep a family of four with aubergines from mid summer to late autumn. Aubergine Black Enorma is ideal for garden, patio or greenhouse. Stake plants and pick fruit regularly.

Aubergine : Calliope F1 Hybrid

Aubergine : Calliope F1 Hybrid

Vegetable.

The compact, spineless plants of Aubergine Calliope produce a heavy crop of baby 5cm (2in) fruits that mature to bitter free, oval, 10cm (4in) fruits of a beautiful cream streaked purple colour.

Aubergine Calliope is ideal for growing in a container on the patio, or in the greenhouse.

Aubergine : Florida High Bush

Aubergine : Florida High Bush

Vegetable.

Vigorous, upright, well branched plants, Aubergine Florida High Bush produces an abundance of long/oval, shiny purple skinned fruits with tasty pure white flesh.

Aubergine : Melanzana Prosperosa

Aubergine : Melanzana Prosperosa

Vegetable Fruit.

Plants grow similarly to sweet peppers and fruit abundantly throughout the summer, preferably under glass or in a sunny spot outdoors. Aubergine Melanzana Prosperosa produces flattened round, paler purple fruits with firm, bitter-free flesh.

Aubergine : Mixed

Aubergine : Mixed

Vegetable.

An array of 4 tantalising colours and shapes of aubergines, for a wide range of culinary uses, from grilling, stuffing to stir fries. Colours range through apple green, snowy white, pale pink with cream slashes and red.

 

 

                                               تامسون مورگان

[ دوشنبه سوم اسفند 1388 ] [ 13:45 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Bat Plant Trio

Greenhouse Perennial.

SPECIAL OFFER

Collection comprises one packet each of:
chantrieri - A bizarre plant with malevolent dusky-black blooms with bat-like 30cm (12in) long tentacles.
nivea - This rare white form of the ever popular Bat Plant offers shiny, dark-green leaves and magnificent white, green-veined blooms with long tentacles.
Green Isle - An unusual and rarely offered selection that has intriguing dusky-green blooms with bat-like, long green tentacles.

 

 

Bird of Paradise Collection

Bird of Paradise Collection

Greenhouse Perennial.

SPECIAL OFFER

Collection comprises one packet each of:
reginae Dwarf - Unparalleled beauty of colour and form. Fantastic, exotic flowers justly famous. Grow them in your own greenhouse. One of the most rewarding of plants, it will take quite a bit of abuse and careless handling. Flowers spring. Height: 60-90cm (24-36in).
Mandela's Gold - The rarely-offered, golden-yellow bird of paradise! Height: 120-180cm (4-6ft).

 

 

Bat Plant (Tacca chantrierei) : Collection

Bat Plant (Tacca chantrierei) : Collection

Greenhouse Perennial.

One packet each of Tacca nivea and chantrieri .

nivea

This rare white form of the ever popular Bat Plant offers shiny, dark green leaves and in 2-3 years when mature, magnificent white, green veined blooms with long tentacles. A thought- provoking plant for the home or conservatory.

chantrieri

In Malaya they call it the Devil's Flower and strange, fascinating stories surround it. Originating, no doubt, from the malevolent way the eyes in the bloom seem to be following your every move! It grows to about 2ft. in height with flowers complete with filaments or whiskers 12in. long forming a flowing

 

Baskets, Pots & Tubs Collection - SPECIAL OFFER

Baskets, Pots & Tubs Collection - SPECIAL OFFER

Annuals.

Here's a great deal to create a big splash of colour! Thompson and Morgan's spectacular choice of basket, pot and Flower Pouch™ varieties will transform your patio or decking area into an attractive and interesting place to sit, relax and enjoy your garden.

Collection comprises one packet each of:
Geranium Summertime Mixed (6 seeds)
Nasturtium Climbing Mixed (40 seeds)
Antirrhinum Bronze Dragon (100 seeds)
Sweet Pea Sugar 'n' Spice (25 seeds)
Viola Sweeties (25 seeds)
Bacopa Snowtopia White (10 pellets)
Lobelia Cascade Mixed (1500 seeds)

Annual Garden Collection

Annual Garden Collection

Hardy/Half-hardy Annuals. New

SPECIAL OFFER - The Annual Garden Collection comprises 1 packet each of:

  • Californian Poppy Jelly Beans
  • Cosmos Antiquity
  • Dahlia Fireworks Mix
  • Marigold French Vanilla
  • Sunflower Irish Eyes

Cobaea Duo

Cobaea Duo

One packet each of Cobaea scandens and Cobaea scandens alba.

Cobaea scandens

A showy climber for the cool greenhouse, conservatory, and also forming a very decorative screen on trellis or south facing wall in milder areas. The large bell shaped 'cup and saucer' flowers are often 6cm (2½ in) across. Flowers late summer. Climber.

Cobaea scandens alba

A spectacular climbing plant for the summer garden or the conservatory. This very choice creamy white form of Cathedral Bells or The Cup and Saucer Plant comes from Mexico and quickly grows to cover unsightly areas or a wall outdoors, where it can be treated as a summer annual. Alternatively it may be grown in the heated conservatory or greenhouse, where it will continue to flower for many years. Flowers summer. Climbing Height 3-6 metres (10-20ft).

 

Bird of Paradise Collection

Bird of Paradise Collection

Greenhouse Herbaceous Perennial.

One packet each of Strelitzia reginae Dwarf and nicholai.

reginae Dwarf

Unparalleled beauty of colour and form. Fantastic, exotic flowers justly famous. Grow them in your own greenhouse. One of the most rewarding of plants, it will take quite a bit of abuse and careless handling. Flowers spring. Height: 60-90cm (24-36in).

nicholai

A rarely offered robust species of Black Bird of Paradise. Beautiful bird-like blooms In white with purple - blue can take many years to bloom. Meanwhile the large exotic sword - like foliage makes a superb container plant in a conservatory

 

Dream Collection Blue Flower

Dream Collection Blue Flower

Half-hardy Annual.

A rich and beautiful mixture of the easiest blue flowered annuals. Blue is not easy to find in the summer garden but with this mixture you will have blooms all summer long for garden decoration and cutting, in rich and varied hues from palest sky to deepest midnight blue. Excellent for the flower border and an economical way to fill an empty space with colour. For colour co-ordination try them with another of our Flower Dream mixtures. Flowers summer. Height: 30-90cm (12-36in). Contents: Ageratum, Callistephus, Centaurea, Convolvulus, Delphinium ajacis and consolida, Gilia, Lathyrus, Limonium, Matthiola, Nigella, Phacelia, Salvia

 

                                               تامسون مورگان

[ جمعه سی ام بهمن 1388 ] [ 4:7 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Thompson & Morgan Value Seeds Illustrated List

Acanthus hungaricus

Acanthus hungaricus

Hardy Herbaceous Perennial.

Erect flowering spikes. Acanthus hungaricus has more compact ornamental foliage making it an ideal cut flower.

 
 
Achillea filipendulina Cloth of Gold

Achillea filipendulina Cloth of Gold

Hardy Herbaceous Perennial.

Free flowering, Achillea Cloth of Gold is an indispensible border plant, with flat, plate-like 4-6 inch mustard yellow flower heads of easy culture and ideal for mixed borders or cutting. The flat flower heads of Achillea Cloth of Gold can also be dried and used as "everlastings". Flowers mid to late summer. Height: 5ft.

 
 
 
Aconitum carmichaelii

Aconitum carmichaelii

Hardy Herbaceous Perennial.

An imposing long flowering, long lived perennial with pyramids of beautiful 2 inch flowers. Aconitum is an excellent border plant easily grown from seed. Rich blue flower spikes add a unique colour to the garden, held aloft delphinium-like foliage. Aconitum spikes also last as a cut flower.

 
 
 
 
 
Actinidia chinensis : Kiwi Fruit

Actinidia chinensis : Kiwi Fruit

Hardy Perennial Climber.

Vigorous and ornamental, the Kiwi Fruit ideal supported on a sunny wall. Heart shaped leaves and charming clusters of moderately fragrant 1½ inch flowers. Grow 3 to 4 plants close together to produce Kiwi Fruit.

 

 
Actinotus helianthi

Actinotus helianthi

Half-hardy Perennial.

The pure white star blooms of this Australian native, have an intriguing flannel - like texture. Actinotus is sure to make a talking point in the border, as well as an unusual dried flower.

 
c
Adenophora hybrida Amethyst

Adenophora hybrida Amethyst

Hardy Herbaceous Perennial. T&M Original

The large, pendulous amethyst-blue, skirt-like flowers of Adenophora Amethyst are packed in symmetry on many tall, erect stems. A gorgeous unusual colour for Adenophora.

 
   
Adonis aestivalis

Adonis aestivalis

Hardy Annual.

Prolific, cup shaped, blood red, black centred flowers. Adonis aestivalis has ornamental, leathery foliage.

 
   
Agapanthus africanus

Agapanthus africanus

Hardy Herbaceous Perennial.

Large strap-like, deep green leaves and crowded umbels of deep blue blooms. Bold, attractive bulbous plants for sheltered borders, tubs, containers etc. Elegant strap shaped leaves and bunches of blue flowers on 2-3ft long stems. The dried seed head can be used for winter decoration. There is considerable evidence that these hybrids are really hardy in many parts of the British Isles, particularly where good drainage is possible. They flower freely in their second year and generally make very good garden plants, growing into a thick established clump. Flowers mid/late summer.

 
f
Agapanthus praecox Snow White

Agapanthus praecox Snow White

Half-Hardy Perennial.

This delightful dwarf, pure white form, looks spectacular grown in containers and unlike many Agapanthus it will often flower within one year from sowing.

Not fully hardy, so best given winter frost protection.

Height: 45cm (18in).

 
Agastache aurantiaca Fragrant Mixed

Agastache aurantiaca Fragrant Mixed

Half Hardy Perennial. T&M Exclusive

A truly amazing display of tall, brightly coloured spikes of tasselled florets appear to burst out like flames from the lanced and highly perfumed foliage. Very quick and easy to grow, this lovely perennial will enhance your borders and containers, whilst its balmy fragrance will attract insects away from your summer patio! Excellent first year flowering variety.

Height: 50-60cm (20-24in).

 
 
Agastache cana

Agastache cana

Half-hardy Perennial. T&M Original

A very lovely, choice order plant and entirely "at home" in the cottage garden. Plants are quick to establish and produce many branched stems with dense spikes of rosy-pink, 1in.long flowers during mid to late summer. Flowers in its first year but really does become stunning from the second year onwards, and being an Agastache, it possesses wonderful aromatic foliage. Loved by bees and butterflies

 
   
Agastache foeniculum Golden Jubilee

Agastache foeniculum Golden Jubilee

Hardy Perennial.

Attractive, golden-green foliage with a distinct aniseed fragrance, making a vibrant contrast to the compact lavender-blue flower spikes. Adds interest to borders and containers, as well as attracts wildlife to your garden. Fragrant and excellent in borders or containers.

 

 
 
Ageratum houstonianum Blue Mink

Ageratum houstonianum Blue Mink

Half-hardy Annual.

A compact plant bearing powder-blue flowers.

Bushy, compact, uniform plants excellent for bedding and edging. Remove spent blooms.

Height: 23-30cm (9-12in)

 

 
 
Ageratum houstonianum Hawaii Mixed F1 Hybrid

Ageratum houstonianum Hawaii Mixed F1 Hybrid

Half-hardy Annual.

A beautiful combination of soft pink, royal blue and pure white, sweetly complementing each other. Earlier and longer flowering than other Ageratums, producing very uniform compact plants, smothered in blooms. Excellent in borders and containers.

 
Ageratum houstonianum Purple Fields F1

Ageratum houstonianum Purple Fields F1

Half-hardy Annual.

Vigorous compact, mounded plants, spread up to 30cm (12 inches) across, smothered with unusual, purple flowers. Outstanding garden performance in borders or containers, flowering all summer.

Height: 20-25cm (8-10in)

 
     
Agrostemma gracilis Queen Mixed

Agrostemma gracilis Queen Mixed

Hardy Annual.

This stunning colour combination of regal purple and crystal white is sure to add style, grace and a touch of elegance to beds and borders. Easy to grow in any position, quick to flower and ideal for the cottage garden, or as a cut flower. Prefers a light, well drained soil in full sun. Height 90-120cm (3-4f

 
 
 
 
 
تامسون مورگان
[ جمعه سی ام بهمن 1388 ] [ 3:52 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Abutilon Bella Mixed F1 Hybrid

Half Hardy Annual/Half Hardy Perennial.

A wonderful selection of pastel colours for garden containers, in partial shade or as an indoor flowering house plant. The compact, dwarf plants of Abutilon Bella Mixed have large, showy 3 inch bell-shaped flowers and multi-lobed leaves resembling a maple tree, blooming continuously even in high temperatures.

Half-hardy Shrub.

Magnificent, 1½ inch flowers in yellow, amber, apricot, crimson and pink shades. Abutilon Large Flowered Mixed is superb for the garden border or the patio.

 

Acanthus hungaricus

Hardy Herbaceous Perennial.

Erect flowering spikes. Acanthus hungaricus has more compact ornamental foliage making it an ideal cut flower.

 

Acer Autumn Coloured Hybrids Mixed

Hardy Deciduous Shrub.

Acer Autumn Coloured Hybrids Mixed is a mixture of beautiful forms embracing all year brilliance. Ideal for a cool shady spot, patio tubs etc.

 

Acer palmatum

Hardy Deciduous Shrub.

One of the finest for Bonsai. Acer palmatum is very ornamental with red and gold autumn foliage and relatively quick to display results.

 

Achillea filipendulina Cloth of Gold

Hardy Herbaceous Perennial.

Free flowering, Achillea Cloth of Gold is an indispensible border plant, with flat, plate-like 4-6 inch mustard yellow flower heads of easy culture and ideal for mixed borders or cutting. The flat flower heads of Achillea Cloth of Gold can also be dried and used as "everlastings". Flowers mid to late summer. Height: 5ft.

Achillea millefolium Cassis

Hardy Perennial.

Many stems with masses of attractive, intense cherry red flowers, over a very long period. Achillea Cassis is a first year flowering perennial, making an excellent border filler and cut flower.

 

Achillea millefolium Summer Berries F2 Hybrid

Hardy Perennial.

An easy to grow, first year flowering perennial, Achillea Summer Berries is ideal for adding a sumptuous mixture of fruity colours to borders.

Achillea Summer Berries makes an excellent cut or dried flower, as well as attracting bees and butterflies to your garden.

Height: 60-75cm (24-30in).

 

Achillea millefolium Summer Pastels F2

Hardy Herbaceous Perennial.

A completely new concept in hardy perennials. Achillea Summer Pastels is easy to grow, flowering in just 4 months from sowing and producing lots of flowers from spring to first frosts. The colour range of Achillea Summer Pastels is too wide to describe but includes cream, butter, lemon, all imaginable shades of salmon, orange, red, plus mustard, ochre, bronze, grey and beige, in fact, almost the complete spectrum of pastels. Suitable for border, pots, containers and even windowboxes, or as a flowering pot plant. Flowers can be used fresh or dried. Flowers spring to summer. Height: 60cm (2ft).

 

Aconitum carmichaelii

Hardy Herbaceous Perennial.

An imposing long flowering, long lived perennial with pyramids of beautiful 2 inch flowers. Aconitum is an excellent border plant easily grown from seed. Rich blue flower spikes add a unique colour to the garden, held aloft delphinium-like foliage. Aconitum spikes also last as a cut flower.

 
 
Hardy Perennial Climber.

Vigorous and ornamental, the Kiwi Fruit ideal supported on a sunny wall. Heart shaped leaves and charming clusters of moderately fragrant 1½ inch flowers. Grow 3 to 4 plants close together to produce Kiwi Fruit.

 

Actinotus helianthi

Half-hardy Perennial.

The pure white star blooms of this Australian native, have an intriguing flannel - like texture. Actinotus is sure to make a talking point in the border, as well as an unusual dried flower.

 
 

Adansonia digitata

Greenhouse Shrub.

Upside-down tree.

Grows 15-21m (50-70ft) in its natural state. Thick, stubby branches spring from the top of Adansonia digitata's enlarged swollen trunk which stores water. A conversation piece. Can also be grown as a house plant.

 
 
 

Agapanthus Headbourne Hybrids

Hardy Herbaceous Perennial.

Free flowering with large round heads of true blue flowers growing into a thick established clump. Truly hardy. Bold, attractive bulbous plants for sheltered borders, tubs, containers etc. Elegant strap shaped leaves and bunches of blue flowers on 2-3ft long sterns. The dried seed head can be used for winter decoration. There is considerable evidence that these hybrids are really hardy in many parts of the British Isles, particularly where good drainage is possible. They flower freely in their second year and generally make very good garden plants, growing into a thick established clump. Flowers mid/late summer.

 

Agastache anisata

Half-hardy Perennial.

Silvery-green foliage which is scented unmistakenly of Aniseed. Flower spikes of blue appear during summer. Bees, butterflies and goldfinches love it!

 
 
 

Agastache aurantiaca Apricot Sprite

Half-hardy Herbaceous Perennial. T&M Original

Never before has flower power been experienced from a border plant of this kind. A staggering display of apricot spikes of tasselled florets, erupting like flames from the laced, richly fragrant foliage. Very quick growing, excellent in bedding, borders and containers. Bred and selected by T&M for its dwarf, compact habit, and was awarded a Fleuroselect Quality Mark. All this and it also flowers in its first year from

[ پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 ] [ 12:32 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ
fazeli3362@gmai.com
chasebfazeli@chmail.ir
fazeli3362@yahoo.com
http://www.irexpert.ir/?310898
ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ
امکانات وب
تماس با ما