ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥
ღ°•.♣♠aв ο ♪§ǻмi♪ ℓσν℮♣♠.•°ღ  
Antirrhinum majus nanum Bronze Dragon
  1. gww4348 : 02404348

Antirrhinum majus nanum Bronze Dragon

Half Hardy Annual
T&M Exclusive

  • Flowers in : Summer to the first frost
  • Germination : Experience Useful
  • Aftercare : Easy
  • Ideal for : Borders, Containers
  • Height : 12 inches

Description

These eye-catching, bushy, dwarf plants have the darkest, almost black foliage we have ever seen on an Antirrhinum! Bred by Thompson & Morgan, Bronze Dragon looks almost as attractive before flowering as it does when smothered in its gorgeous, purple and white bicoloured blooms. Truly outstanding in borders or containers and can also boast very good rust resistance.

Sowing Instructions

Sow seed on the surface of a good, free-draining, damp seed compost. Do not cover the seed. Place in a propagator or seal container inside a plastic bag at 20-25C (68-77F) until after germination which usually takes 10-21 days. Do not exclude light, as this helps germination.

Growing Instructions

Transplant seedlings when large enough to handle into trays or 7.5cm (3in) pots. Gradually acclimatise plants to cooler conditions for a few weeks before planting out after all risk of frost, 23-30cm (9-12in) apart.

Aftercare

Remove spent flowers regularly to encourage further blooming.

[ پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 ] [ 12:17 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
مبدا نیشکر

نیشکر یک نی شیرین است که توجه انسان های زیادی از جمله راهب تا پادشاه را به خود جلب کرده است. نیشکر جدید یک هیبرید مرکب از دو یا بیش از 5 گونه ی جنس ساخاروم است.

نیشکر در ابتدا در هندوستان مورد کشت قرار گرفته است و از آنجا به اسپانیا و اروپا و از اروپا به آمریکای جنوبی و شمالی راه یافته است که امروزه بیشترین سطح زیر کشت این محصول در آمریکای جنوبی دیده می شود. بر اساس مستندات دیگر برخی معتقدند که منشا گیاه نیشکر گینه ی نو می باشد.

گیاه شناسی نیشکر

نیشکر گیاهی است بلند و چندساله و مخصوص آب و هوای گرم و مرطوب. این گیاه جهت تولید، ساقه های بدون انشعاب، با ارتفاع سه تا چهار متر و قطر حدود پنج سانتی متر که از ناحیه ی پایه پنجه هایی را ایجاد می نماید. در درون این ساقه ها عصاره ای وجود دارد که از این عصاره جهت تولید شکر استفاده می شود.

ساقه ی توپر و غیر منشعب این گیاه در برش عرضی، تقریبا استوانه ای یا بیضی شکل بوده و دارای بندهای مشخصی است که هر کدام شامل یک گره و میان گره می باشد. هر گره شامل یک جوانه ی جانبی ، یک نوار حاوی ریشه های اولیه و یک حلقه ی رشد می باشد.

میان گره ها در قسمت های بالایی نیشکر بدلیل رشد طولی ساقه کوتاهتر از میان گره های پایینی هستند که جهت تولید ریشه و پنجه مورد استفاده قرار می گیرند. تکثیر نیشکر در تولید تجاری توسط ساقه (قلمه یا قطعه های بذری) انجام می شود که هر کدام دارای دو جوانه یا بیشتر است. قند در درون ساقه ها(نی ها) ذخیره می گردد.

سختی ساقه ها بر اساس واریته ی نیشکر متفاوت است. ساقه ها دارای پوشش مومی هستند که از اتلاف آب به واسطه ی تعرق می کاهد.

برگ ها به صورت متناوب و در دو ردیف متقابل، در پایه ی گره ها به ساقه متصـل هستند. هر برگ شامل دو قسمـت غلاف و پهنک است. غلاف که لوله ای شکل بوده و در قسمت پایین، پهن تر از بالاست. غلاف اطراف ساقه را احاطه نموده و به وسیله ی یک زبانک و دو غبغب، از پهنک طویل و نوک تیزی که به تدریج باریک می شود مجزا می باشد.

مدت کوتاهی پس از کشت قلمه ی نیشکر، دو نوع ریشه به وجود می آید، ریشه هایی که از قلمه تولید می شوند نازک و منشعب هستند و ریشه هایی که از ناحیه ی تولید ریشه ی پنجه ها به وجود می آیند ضخیم و آبدار بوده و خیلی کمتر منشعب می شوند. هنگامی که گیاه رشد بیشتری می کند، شکل سیستم ریشه ای تحت تاثیر شرایط خاکی که نی در آن کشت شده قرار می گیرد. ریشه ها در هر جایی که شرایط از نظر تامین رطوبت و تهویه مناسب باشد رشد می نمایند. عمق شخم، نیم رخ خاک و رطوبت آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

محیط رشدی نیشکر (خاک وآب و هوا)

از نظر تجاری نیشکر در طیف وسیعی از اراضی و خاک ها کشت شده است. در زمین های مسطح تا خیلی شیب دار و در خاک های آبرفتی و انواع زمین های سنگلاخی به استثنای زمین های فوق قلیایی که ذاتا دارای مشکل مسمومیت ناشی از وجود فلزات سنگین هستند عمل کشت آن با موفقیت انجام می شود. به طور کلی در زمین های آتشفشانی نیز می توان براحتی کشت نیشکر را با موفقیت صورت داد، همچون مناطقی از کوبا، استرالیا، برزیل و ماریتیوس.

روش های کشت تا حدود زیادی به خصوصیات فیزیکی خاک بستگی دارد.

بهترین محیط رشد برای نیشکر احتمالا خاک لوم تا لومی رسی با عمق بیشتر از یک متر و ساختمان خوب و پایدار است. نیشکر قابلیت ریشه زایی عمیق(بیش از 5 متر) می باشد. نیشکر کشت شده در چنین خاک هایی به خوبی در مقابل خشکی مقاومت می نماید. این خاک می باید دارای خلل و فرج 50 درصد باشد تا در ظرفیت زراعی، حدود نیمی از آن با آب پر شود.

به طور کلی گیاه نیشکر در مقابل شوری مقاومت خوبی از خود نشان می دهد اما در برخی موارد به علت وجود شوری

بسیار زیاد گیاه رشد کافی نمی نماید و رنگ برگ، به سمت بی رنگی و زردی تمایل پیدا می کند.

از نظر آب و هوایی نیز به طور کلی گیاه نیشکر یک گیاه گرمسیری می باشد و در عرض 15 تا 30 درجه کشت نیشکر با موفقیت صورت می پذیرد. به صورت جزئی تر می توان این شرایط آب و هوایی را بدین گونه تشریح نمود: هوا در دوره ی رشد باید گرم و متوسط حرارت روزانه در حدود 30 درجه سانتی گراد باشد. رطوبت مورد نیاز باید تامین شود و میزان تابش آفتاب باید زیاد باشد. در زمان برداشت نیشکر، نیز می باید هوا خنک باشد و درجه حرارت در حدود 10 تا 20 درجه سانتی گراد و عاری از یخبندان باشد. در زمان برداشت توصیه می شود بدلیل ذخیره ی ساکارز و خشک شدن ساقه ها، آبیاری متوقف گردد و در اصطلاح به یک دوره ی خشک نیاز می باشد.

عناصر و مواد مورد نیاز نیشکر

به طور کلی، نیشکر به دلیل تولید مواد قندی و هیدرات کربن این خصوصیت را دارا می باشد که اگر تمامی محصولات برداشت شده به خاک بازگردانده شوند، در مقدار مواد معدنی موجود در خاک تغییری حاصل نمی شود. به طور کلی نیاز نیشکر تنها به برخی از عناصر همچون ازت، پتاسیم و گاهی فسفر و منیزیم محدود می گردد.

ازت عنصری است که جهت افزایش رشد رویشی مورد استفاده قرار می گیرد و در صورت کمبود ازت، رشد گیاه کم شده و رنگ برگ ها، بی رنگ و زرد می گردد که بسیار شبیه به زمانی است که خاک بسیار شور است. جهت تامین ازت مورد نیاز در کشت های نیشکر از کود اوره استفاده می شود که بسیار معمول است.

فسفر ماده ی دیگری است که به صورت طبیعی از ترکیب P2O5 تامین می گردد. وجود این ماده باعث به وجود آمدن ریشه های شاداب در گیاه نیشکر می شود. به همین دلیل در خاک هایی که کمبود فسفر مشاهده می گردد گیاه از رشد کافی برخوردار نمی باشد.

پتاسیم عنصری است که در رشد و سلامتی و شادابی گیاه نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. علایم کمبود پتاسیم به صورت بروز لکه های قرمز متمایل به مشکی و سوختگی در انتهای برگ بروز می نماید. منبع تامین کننده ی پتاسیم، K2O می باشد.

کلسیم از دیگر عناصر مورد نیاز گیاه نیشکر است که وجود این عنصر در سلامتی و شادابی گیاه تاثیر گذار است. کمبود شدیده این عنصر و دیگر عناصر کم مصرف، به صورت لکه های رنگ پریده بروز می کند که البته پس از مرگ برگ ها، این نقاط به صورت قرمز رنگ در می آیند. CaO مهمترین منبع تامین کننده ی کلسیم مورد نیاز گیاه نیشکر می باشد.

روش های آبیاری مزارع نیشکر

در زراعت نیشکر از تمامی روش های شناخته شده ی آبیاری استفاده می شود. آبیاری کرتی، آبیاری جویچه ای، آبیاری بارانی قابل حمل، آبیاری بارانی ثابت، آبیاری بارانی با محور مرکزی، آب پاش های تفنگی و آبیاری قطه ای. البته باید توجه گردد که در مورد نیشکر، بدلیل اینکه لوله های آبیاری قطره ای در حین برداشت محصول از بین می روند و صدمه می بینند، از این روش آبیاری زیاد بهره نمی گیرند.

نحوه ی خاکورزی و ادوات مورد استفاده

در مورد نیشکر طرق مختلفی در تهیه ی زمین در مناطق مختلف جهان وجود دارد.

به عنوان مثال در جامائیکا در سال های گذشته نیشکر در درون گودال هایی کشت می شد که عملیات تهیه ی زمین بدلیل نبود ادوات مناسب به صورت سنتی صورت می پذیرفت، اما در حال حاضر این نوع کشت منسوخ گردیده است. روش دیگر کاشت نیشکر در مناطق بارانی، کشت بر روی پشته های قوسی شکل است که تهیه و آماده سازی زمین در این مناطق بدین شرح صورت می پذیرد.

ابتدا توسط گاوآهن و یا اسکنه بوته های قبلی را ریشه کن نموده و زمین را شخم می زنیم. پس از تقریبا 10 روز، از دندانه جهت ایجاد یک سطح صاف با دانه بندی مناسب بهره می گیرند و اگر به دانه بندی مطلوب دست نیافته شد، عمل دندانه زنی مجددا صورت می پذیرد. به کمک ادوات مختلف از جمله نهر کن ها و فاروئه ها در داخل مزرعه جوی هایی کوچک ایجاد می شود. به صورتی که در شکل زیر مشاهده می شود.

در ایران و در مناطق جنوبی کشور و علی الخصوص استان خوزستان، کشت نیشکر به صورت جوی و پشته ای صورت می پذیرد و کلیه ی عملیات خاکورزی شامل شخم و ایجاد جوی و پشته و از بین بردن کلوخه ها است که توسط ادواتی از قیبل گاوآهن های برگردان دار، دیسک ها و فاروئه ها و دندانه صورت می پذیرد و به صورت تفصیلی این عملیات بدین صورت انجام می گیرد.

1- ابتدا بوته های قدیمی باقی مانده در زمین به واسطه ی حرکت دیسک و گاوآهن های برگردان دار، ایپرها و ساب ـ سویلرها(زیرشکن) از بین می روند که البته این کار موجب به وجود آمدن کلوخه های بزرگ در سطح زمین می گردد.(لازم به توضیح است که گاوآهن های برگردان دار، 3 تا 5 خیش و سوار و نیمه سوار می باشند و توسط تراکتورهای سنگین کشیده می شوند)

2- سپس به کمک ادواتی چون دیسک ها و دندانه ها تمامی کلوخه های بزرگ موجود در سطح زمین از بین رفته یا کوچک می شوند. البته در صورت نیاز برای تسطیح زمین از ماله نیز بهره گرفته می شود.

3- سپس به کمک ادواتی چون فاروئه ها، جوی و پشته های مورد نیاز در سطح زمین به وجود می آیند.

عملیات کاشت

پس از تهیه زمین، قلمه های آماده را به صورت های دستی یا ماشینی در داخل جویچه ها قرار می دهند.

قبل از استفاده از جویچه ها، روش رایج کشت دستی بدین صورت بود که قلمه هایی با دو یا سه چشم(جوانه) را با استفاده از وسیله ای شبیه به کلنگ در گودال هایی می کاشتند و یا آن ها را در فواصلی از یکدیگر در امتداد خطوطی با طرح های معمول کشت می کردند. هر قلمه یک بوته ی گیاه تولید می نمود. امروزه از این روش در مزارع کوچک(در مناطقی که عاری از نیشکر است) و یا در عمل واکاری استفاده می شود. در نقاطی که نیشکر به صورت دستی و با استفاده از جویچه کشت می شود، نی های کامل و قطعه نشده را در جویچه ها به صورتی که بخشی از آن ها بر روی یکدیگر قرار می گیرند، می گذارند. سپس این ساقه ها را در همان محل جویچه ها با شمشیر یا ساطور به قطعاتی با اندازه های مختلف(ترجیحا قلمه هایی با سه جوانه) تقسیم می کنند. دلیل تقسیم کردن ساقه ها این است که نیشکر تا حدودی از خود پدیده ی قالبیت نهایی را نشان می دهد. هنگامی که بالاترین جوانه ی ساقه رشد می کند، هورمون اُکسین موجب تحریک آن شده و همزمان، از رشد جوانه های پایین تر جلوگیری می کند(شدت تاثیر، از بالا به پایین نی به قدری افزایش می یابد که جوانه های کاملا پایین در حالت خواب باقی می مانند). بنابراین، چنانچه ساقه ها را به صورت کامل و قطعه نشده کشت نمایند، لکه های سبز نشده ی بزرگی بر روی ردیف های ساقه های جوان تولید شده از این ساقه ها مشاهده خواهد شد. این لکه ها را باید با هزینه ی فراوان واکاری و سبز نمود. به هر حال چنانچه قبل از پوشاندن ساقه ها توسط خاک، آن ها را به قلمه هایی سه جوانه ای تقسیم نمایند، تمام جوانه ها، سبز شده و ردیف هایی با رشد یکنواخت تولید می شود که غالبا نیازی به تامین قلمه های اضافی جهت واکاری نمی باشد. سپس با شکافتن دستی به وسیله ی کج بیل یا شکافتن ماشینی پشته ها، قلمه ها را با خاک می پوشانند.

در کشور های مختلف نوع کاشت ماشینی متفاوت می باشد. به عنوان مثال در برخی کشورها از ادواتی بهره می گیرند که توسط تراکتورهای چرخ دار کشیده می شوند و دارای مخزن قلمه و کود می باشند و پس از کاشت قلمه و کوددهی، به کمک یک دیسک که در پشت وسیله و تراکتور حرکت می کند خاک را برگردانده و روی قلمه ها را می پوشانند.

در ایران از وسیله ای بنام کارنده (Planter) بهره گرفته می شود که قلمه های به طول 20 سانتیمتر توسط این دستگاه به صورت مکانیزه در داخل خاک قرار می گیرد.

مبارزه با علف هرز
شود. البته باید توجه داشت که نوع ماده ی مورد استفاده بر حسب دوره های مختلف رشدی علف هرز و گیاه نیشکر مختلف می باشد. پاشش این مواد بر روی زمین نیز در مزارع کوچک توسط پاشنده های دو قلوی تی جت صورت می گرفته است و در مزارع بزرگ تر این کار توسط سم پاش های پشت تراکتوری و همچنین هواپیماهای سم پاشی انجام می شود.

بیماری و آفات

به طور کلی آفات مهم نیشکر عبارتند از: شب پره های حفار، زنجره های قورباغه ای، کرم های سفید و جوندگان . علاوه بر این آفات، آفات دیگری نیز وجود دارند که البته میزان خسارت آن ها محدود بوده و یا گهگاهی در مزرعه دیده می شوند و خسارت اندکی را وارد می کنند. برخی از حشرات به ویژه زنجره ها و شته ها ناقل بیماری های ویروسی به گیاه نیشکر می باشند.

به طور کلی جهت مبارزه با این آفات روش های زیست محیطی و طبیعی و استفاده از واریته های مقاوم به کار گرفته می شوند و مبارزه ی شیمیایی به عنوان آخرین راه حل مد نظر قرار می گیرد.

با بهره گیری از حشرات مختلف که در واقع دشمن لارو های آفات می باشند به طرز قابل ملاحظه ای کنترل میزان آفات در زمین های نیشکر دیده می شود. علاوه براین با سوزاندن باقی مانده ی محصولات زراعی و از بین بردن مکان هایی که جهت زمستان گذری آفات مورد استفاده قرار می گیرد می توان آفات نیشکر را تحت کنترل درآورد.

در مبارزه ی شیمیایی نیز با بهره گیری از حشره کش های مختلف تا حدی می توان از میزان خسارت وارده از هجوم آفات کاست اما این کنترل تنها محدود به یک بازه ی زمانی خاص می باشد. جهت پاشش این مواد در سطح مزرعه از سم پاش های دستی و پشت تراکتوری بهره می توان گرفت.

از مهمترین بیماری هایی که در مزارع نیشکر دیده می شود می توان بیماری های قارچی، بیماری آناناسی، پوکابونگ، پوسیدگی قرمز و ... را نام برد، که البته جهت مبارزه با این بیماری ها می باید در درجه اول بوته ی آلوده را از زمین خارج نموده و قلمه های موجود را ضدعفونی کرد. مهمترین راه حل مبارزه با بیماری های نیشکر بهره گیری از واریته های مقاوم می باشد.

جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در مورد بیماری های گیاه نیشکر به کتاب های مرتبط با کشت نیشکر مراجعه گردد.

رسیدن نیشکر

به طور کلی در رسیدن نیشکر دو عامل میزان آب فراهم شده ی گیاه نیشکر و میزان درجه حرارت محیط کشت تاثیرگذار می باشند. به طور کلی اثبات گشته است که در خلال ماه های آوریل تا اکتبر در نیمکره شمالی بدلیل وجود شب های سرد، زمینه برای رسیدن گیاه نیشکر و ذخیره ی حداکثر میزان ساکارز فراهم می گردد. اما در کنار کاهش نسبی دما، قطع آبیاری عامل دیگری است که فرآیند رسیدن نیشکر را به همراه دارد. باید توجه نمود که اگر دما به نقطه ی انجماد نزدیک گردد گیاه به مرحله ی ذخیره سازی ساکارز و قند نزدیک نمی گردد و به رشد رویشی خود ادامه می دهد. به عنوان نمونه بر اساس تحقیقات انجام گرفته، در مزارع نیشکر خوزستان و علی الخصوص هفت تپه در شمال استان خوزستان، در خلال ماه های فروردین تا مهر بدلیل کاهش نسبی دما و توقف آبیاری رسیدن گیاه نیشکر صورت می پذیرد.

علاوه بر دو عامل فوق الذکر عواملی چون سن گیاه، نوع تغذیه و شرایط خاک در زمان رسیدن گیاه نیشکر مؤثر می باشد.

برای سنجش اینکه گیاه رسیده است یا خیر، از مزارع مختلف و از گیاهان مختلف به فاصله ی زمانی دو هفته یکبار نمونه گیری صورت می پذیرد و با اندازه گیری مقدار قند موجود در ساقه زمان رسیدن گیاه مشخص می گردد. برای سهولت در این کار از وسیله ای بنام رفراکتومتر دستی استفاده می شود که این وسیله عصاره ی ساقه و در نتیجه ساکارز موجود در ساقه را تخمین می زند.

برداشت نیشکر

جهت برداشت محصول نیشکر، که همان ساقه است در ابتدا از کارگرهای مجهز به ساطور استفاده می شد که البته با گذشت زمان و با افزایش هزینه ی کارگری، تمایل به سمت برداشت مکانیزه افزایش یافت. در این زمان از ادوات برداشت محصول؛ که یکی از مهمترین آن ها Hrvester نیشکر است استفاده شد اما بدلیل وجود کاه و کلش فراوان بازده بسیار پایینی را به همراه داشتند. جهت رفع این مشکل کشاورزان از روش سوزاندن مزارع بهره گرفتند. بدین ترتیب که زمین مورد نظر جهت برداشت را 24 ساعت قبل از برداشت می سوزانند، سپس به کمک ماشین برداشت نیشکر، نی های باقی مانده بر روی سطح زمین را برداشت می نمایند. البته باید توجه شود که تنها زمین هایی سوزانده می شوند که حداکثر در طی 24 ساعت محصولاتشان برداشت می شوند، در غیر این صورت نه تنها این روش باعث افزایش بازده نمی
یکی از مشکلاتی که در پرورش نیشکر وجود دارد وجود علف های هرز در مزرعه می باشد که اگر بدقت تحت کنترل قرار نگیرند می توانند مشکلات زیادی را برای کشاورز ایجاد نماید. در مزارع متروکه علف های هرز، ظرف مدت کوتاهی ساقه های نیشکر را فرا گرفته و به سرعت آن را از بین می برند. به طور کلی دو نوع مکانیکی و شیمیایی جهت مبارزه با علف های هرز موجود در مزارع نیشکر وجود دارد که البته روش های مکانیکی بدلیل آلودگی زیست محیطی کمتر و با توجه به زمان مناسب آن (توصیه می شود گیاهان هرز را در زمان جوانی از بین بُرد) بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد.

در روش های مکانیکی سنتی، در برخی از مناطق که میزان کارگر در دسترس بسیار زیاد است و یا اینکه کشاورز از افراد خانواده ی خود بهره می گیرد توسط کج بیل های مخصوص این عملیات صورت می گیرد. اما امروزه با پیشرفت صنعت تجهیزات و ادوات کشاورزی، شاهد هستیم که در بسیاری از کشورها همچون استرالیا، از دیسک ها جهت مبارزه با علف هرز بهره می گیرند. روش کار بدین صورت است که در زمان خاک دهی به بوته های نیشکر در پشت تراکتور دیسک بسته می شود و با حرکت دیسک، ریشه ی گیاهان هرز از داخل خاک خارج می گردد. البته با وجود کارساز بودن این روش، مقداری از سیستم ریشه ی نیشکر کشت شده، قطع می شود و به این ترتیب رشد نیشکر با کندی صورت می پذیرد.

در روش های شیمیایی ، از مواد و سموم مختلف ، جهت مبارزه با علف های هـرز موجود در مزارع نیشکر استفـاده می شود بلکه به طور قابل ملاحظه ی مقدار ساکارز برداشت شده را کاهش می دهد.

همانطور که گفته شد بریدن ساقه ها به دو صورت مکانیکی و دستی صورت می گیرد. حال می خواهیم به برداشت نیشکر با دیدی وسیع تر بنگریم و ادوات مورد استفاده در برداشت نیشکر در برخی از نقاط مختلف جهان را بررسی نماییم.

در مناطقی که برداشت مکانیکی امکان پذیر نمی باشد و برداشت دستی صورت می گیرد ادواتی جهت جمع کردن نی ها و انتقال آن ها به کارخانه مورد استفاه قرار می گیرند. این ادوات عبارتند از:

1- تریلر بل: این وسیله در آفریقای جنوبی طراحی شد و مورد استفاده قرار گرفت. این وسیله دارای یک تیغه در قسمت انتهایی است که دارای شیبی در جهت مخالف زمین است و در پشت تراکتور قرار می گیرد و ساقه های ریخته شده بر روی سطح زمین را برداشت کرده و جهت انتقال به کارخانه آماده می کند.

2- سیستم ماسکن: در سیستم های بارگیری از عقب توسط تریلر های بل بدلیل اینکه یک تریلر در پشت تراکتور قرار می گیرد، مسافت طی شده بسیار زیاد خواهد بود که به صرفه نمی باشد. جهت رفع این مشکل از سیستم ماسکن که در کنیا، مالاوی، آفریقای جنوبی، تانزانیا و زامبیا به طور گسترده استفاده می شود، بهره می گیرند که شامل یک تراکتور است که در پشت آن تا 5 مخزن وجود دارد و از پهلو عمل جمع کردن نی ها را انجام می دهد. بار کردن توسط جرثقیل های مخصوص صورت می گیرد.

3- تریلر جاکوبیل: این تریلر نیز در آفریقای جنوبی طراحی شد. این وسیله همانند تریلر بل می باشد با این تفاوت که از سه سمت عمل بارگیری در آن امکان پذیر است. از جلو ، از سمت راست و از سمت چپ.

ماشین برداشت مکانیکی

به طور کلی ماشین برداشت مکانیکی به دو دسته تقسیم می شوند:

1- دستگا های برداشت نی کامل و یک تکه(Whole-Stick harvester)

در برخی از ایالت های کشور آمریکا، برداشت نیِ نیشکر به صورت یک تکه و کامل صورت می پذیرد. در این روش، نی ها به هم جمع شده و از قسمت نزدیک به زمین به وسیله ی یک تیغه ی دوار، بریده و سرزنی می شوند و سپس از ته به داخل ماشین های پاک کننده وارد می شوند. سپس دسته بندی شده و به داخل تریلی هایی با ظرفیت 5 تن که به وسیله ی تراکتور کشیده می شوند انتقال داده می شوند. مشکل عمده ی این نوع از برداشت کننده های مکانیکی نیشکر، عدم قابلیت برداشت نی های خوابیده بر روی سطح زمین است و به همین دلیل، در اراضی‌ای که نی ها به صورت قائم ایستاده اند، از این ماشین ها استفاده می شود.

2- دستگاه ها برداشت برش و خردکن(‍Cut-Chop harvester)

به طور کلی در زمین هایی که مسطح نمی باشند و کشت در داخل جویچه ها صورت می پذیرد و علاوه براین مقدار زیادی از نی ها بر روی سطح زمین خوابیده اند نمی توان از ادوات برداشت کامل، بهره گرفت لذا طراحان ادوات کشاورزی بدنبال راه حل مناسب، توانستند دستگاه های برداشت برش و خردکن را طراحی کنند. از این وسایل به طور وسیع در کشور استرالیا استفاده می شود. این ماشین نی ها را از سطح زمین جمع آوری کرده و به داخل دستگاه منتقل می کند و سپس آن ها را به قطعاتی 35/0 متری تقسیم می کند و در انتها توسط غلتک هایی به داخل کامیون جهت انتقال به کارخانه ارسال می کند. این نوع از ماشین ها توسط شرکت های متعددی از قبیل کلاس آلمان، مسی فرگوسن و ... به تولید انبوه رسید و امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

در انتها لازم به توضیح است که شرکت های متعددی در سطح دنیا با ایجاد تغییرات مختلف اقدام به طراحی مدل های جدیدی از ماشین های برداشت کننده ی نیشکر نموده اند که از ذکر این موارد در این گزارش خودداری می گردد.

[ چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 ] [ 23:17 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

pH خاک هاي فلات مرکزي ايران در اکثر موارد بيش از 7 است و علت آن وجود کربنات کلسيم، سولفات کلسيم و املاح شور و سديمي مي باشد. در بعضي از خاک هاي غني از سديم و کربناتهاي محلول، PH خاک از 9 نيز تجاوز نموده و به 7/9 و حتي بيشتر مي رسد مثلاً خاک غني از سديم ، PH خاک تا 10 افزايش مي يابد. PH حداکثر خاک هاي فلات مرکزي ايران بين 7 تا 5/8 در نوسان است. در خاک هاي جنگلي شمال PH خاک اسيدي بوده و حتي به 2/4 کاهش مي يابد. عامل اسيدي شدن در اين مناطق نزولات آسماني، وجود ماسه سنگها و شنها است.

 

  اصلاح خاک هاي آهکي از نقطه نظر کاهش PH:

همانطور که مي دانيم جذب تعداد زيادي از عناصر معدني در خاک هاي آهکي به کندي انجام مي گيرد در بين اين عناصر مي توان آهن، فسفر ، روي، کبالت ، پتاس و غيره را نام برد. در خاک هاي آهکي ايران مسئله کمبود و عناصر کمياب در حقيقت مطرح نيست زيرا اين عناصر در خاک هستند و حتي به مقدار زياد ولي به علت وجود آهک و يون کلسيم فراوان، جذب عناصر کم مصرف با مشکلات فراوان انجام مي گيرد. براي اصلاح و بهبود خاک هاي آهکي روش و متدهاي زيادي وجود ندارد.

خاک هاي آهکي بي اندازه از مواد آلي فقير هستند و يکي از نقايص اين خاکها کمبود مواد آلي و هوموس هستند. از طرف ديگر با اضافه نمودن مواد آلي مي توان از نقش مضر آهک جلوگيري نمود. روش ديگر عبارت خواهد بود از اضافه کردن کودهاي شيميايي اسيدي کننده خاک، تعداد اين کودها کم و تأثير آنها کند مي باشد. در بين آنها مي توان سولفات آمونيوم را نام برد.  

  اسيديته حقيقي – اسيديته کل :

در خاک دو نوع اسيديته تشخيص داده مي شود: اسيديته حقيقي که آنرا اسيديته لحظه اي (actual acidity) و در واقع همان مفهومي است که تاکنون در مورد PH خاک گفته شد و وقتي از PH به طور کلي نام برده مي شود، منظور اين اسيديته است. بنابراين اسيديته حقيقي خاک نمايانگر غلظت يونهاي هيدروژن آزاد در محلول خاک مي باشد. خاک اسيدي داراي PH کمتر از 7، خاک خنثي داراي PH مساوي 7 و بالاخره خاک قليا داراي PH بيشتر از 7 اسيديته کل در واقع بيان کننده توانايي ضمني خاک در دارا بودن خاصيت اسيدي بيشتر از اسيدتيه حقيقي است به همين جهت آنرا اسيديته پتانسيل (potential acidity) نيز مي نامند. در مفهوم اسيديته کل، يون هاي +H قابل تبادل موجود در خاک که قابل جابه جا شدن به وسيله کاتيونها مي باشند، در نظر گرفته مي شود و اندازه گيري آنهم با تعيين مقدار کاتيون هاي فلزي که جاي هيدروژن قابل تبادل را مي گيرند، امکان پذير است. به طور کلي در ميان واحدها و ترکيبات عمده تشکيل دهنده خاک، عده اي به عنوان عوامل اسيدي و عده اي ديگر در نقش عوامل قليايي عمل مي کنند. از دسته اول رس و هوموس را مي توان نام برد. که همانند يک اسيد ضعيف (اسيدوئيد) اهميت فراوان در خواص فيزيکوشيميايي خاک دارند، در صورتي که آهک و ترکيبات حاصل از آن که در اغلب خاکها کم و بيش يافت مي شود،به عنوان يک عامل قليايي و خنثي کننده ترکيبات اسيدي به حساب مي آيد و بالا فرد در ميان کلوئيدها، هيدروکسيد آهن که از آن به عنوان کلوئيد با خاصيت باز ضعيف (بازوئيد) ياد شده، در دسته اخير قرار مي گيرند.  

 

تغييرات PH خاک :

دامنه تغييرات PH در خاک هاي طبيعي موجود، معمولاً بين حداقل 3 تا 5/3 و حداکثر 11 تا 12 قرار دارد. PH حداقل در خاک هاي باتلاقي و خاک هاي حاوي مقادير قابل ملاحظه سولفات آلومينيوم و PH حداکثر در خاک هاي قليايي مناطق خشک و حاوي مقادير زياد کربنات سديم اتفاق مي افتد. در شرايط يکنواخت مواد اوليه تشکيل دهنده خاک و ساير مشخصات فيزيکوشيميايي يکسان معمولاً هر قدر شستشو در خاکي بيشتر صورت گيرد، به دليل مهاجرت کاتيونها و عوامل قليايي، PH خاک تنزل مي يابد.
در تعقيب بارندگي شرايط فيزيکي خاک از قبيل ساختمان فيزيکي و پايداري آن، وجود عوامل کلوئيدي نگهدارنده کاتيونها (کلوئيدهاي رس و هوموس و بالاخره نفوذ پذيري خاک در به ثمر رساندن تأثير فوق مورد توجه قرار مي گيرند. چگونگي تلفيق اين عوامل با هم در کندي و تسريع خاک و در نتيجه در تغييرات PH آن تأثير مي نمايد. در يک خاک معين،PH داراي تغييرات فصلي است شدت بارندگي در بعضي از فصول سال (حرکت املاح به طرف عمق) خشکي و تبخير زياد خاک سطحي در فصول ديگر (صعود املاح به طرف سطح خاک) انتقال بيشتر شاخ و برگ مرده گياهان به خاک در فصل خزان و بالاخره چگونگي توسعه فعاليت موجودات زنده خاک در مدت سال و تأثير آن در تخريب و تحول مواد آلي، همه و همه از عواملي هستند که کم و بيش در ترکيب و غلظت محلول خاک و در نتيجه در تغييرات فصلي PH تأثير مي گذارند.
عمليات مختلف زراعي دليل ديگري در تغييرات PH خاک است. شخم زياد، زيرو رو کردن خاک و آبياري مداوم همواره موجبات شستشوي خاک را فراهم مي کند، در نتيجه مهاجرت املاح از لايه هاي سطحي خاک به طرف اعماق در شرايط زهکشي مناسب در تغييرات PH خاک تأثير دارد در يک منطقه با خاک مشابه، اختلاف PH بين قطعات تحت کشت و آبياري و قطعات بکر و باير مشاهده مي شود)  

 

  اثرات مصرف کودهاي مختلف و ميکروارگانيسم ها روي PH

مصرف کودهاي مختلف در خاک هاي زير کشت، تغييراتي در PH ايجاد مي کند، معمولاً کودهايي از نوع آمونياکي، سولفات، کلرور پتاسيم، سوپر فسفات ، گوگرد ، اوره و خون خشک موجب تنزل PH خاک مي شود، در حالي که کودهاي ديگر مانند سيا ناميد، اسکوري، نيتراتهاي سديم و کلسيم و کود دامي، PH خاک را بالا مي برند. تأثير فعاليت ميکروارگانيسم ها در عمل هوموسي شدن بقاياي آلي تأثير دارند، خواه ناخواه در PH خاک تأثير مي گذارند، چرا که محصول نهايي اين فعاليت در هر شرايط ، نوع مشخص از هوموس است که PH آن با نوع ديگر تفاوت دارد.  

 

PH و حاصلخيزي خاک :

PH را نبايد به تنهايي عامل مستقل براي تعيين حاصلخيزي خاک دانست بلکه، PH معمولي از عوامل مختلف شيميايي است که به عنوان يک معيار قابل اندازه گيري نمايانگر چگونگي تلفيق عوامل مزبور است. در ذکر بهترين رقم PH همواره بايد شرايط ويژه هر منطقه از جمله منابع آب و خاک، آب و هوا و گياهان کشت شده، مورد توجه قرار گيرند. در يک حالت کلي مي توان گفت که اغلب گياهان براي رشد و بازدهي مطلوب، PH حدود خنثي زا مي طلبند. بعضي از گياهان مانند يونجه و چغندر PH کمي قليايي را ترجيح مي دهند (بين 7 تا 5/7 ) و بعضي ديگر مانند سيب زميني و يولاف در PH کمي اسيدي بهتر رشد مي کنند ( بين 5/5 تا 5/6)
PH با خواص فيزيکي و شيميايي خاک و کلاً با رشد و بازدهي گياهان ارتباط دارد. تجمع ذرات کلوئيدي براي تشکيل خاکدانه ها و برقراري ساختمان فيزيکي مطلوب در خاک مستلزم PH متناسب با طبيعت کلوئيد است. PH بالا در خاک هاي قليايي به نقش سديم در پخشيدگي رس و ايجاد لايه هاي فشرده و غير قابل نفوذ کمک مي کند، در حالي که تنزل PH همواره معياري در پيشرفت مراحل اصلاح خاک هاي مزبور به شمار مي رود.
براي قابليت جذب بسياري از عناصر مورد نياز گياهان، حدودي از PH همواره مناسبتر و گاهي ضروري تر است. در اين ميان رابطه فشرده قابليت جذب فسفر يا PH خاک بيش از همه جلب توجه مي کند. آنيون فسفات در PH هاي مختلف ظرفيت هاي متفاوت به خود مي گيرد.

PO4-3 , HPO4-2 , H2 PO4-

صورت هاي مختلف اين آنيون مي باشند که به ترتيب از PH کمتر از 4 تا بالاتر از 9 در خاک ظاهر مي شوند. بهترين شرايط جذب فسفر در خاک براي گياهان 6 تا 7 و براي پتاسيم و گوگرد بالاتر از 6 است و براي ازت 6 تا 5/7 است. اگر PH به عنوان تنها وسيله ارزيابي در اختيار باشد در يک حالت کلي جدول استفاده از اراضي را مي توان به شرح زير ارائه نمود.

1 - PH 3 تا 5/4 نوع نوع خاک فوق العاده اسيد – اراضي باتلاقي – جنگل گونه هاي اسيد دوست
2 – 5/4 تا 5/5 نوع خاک خيلي اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست (چاودار ، گندم سياه)

3 – 5/5 تا 6 HP – نوع خاک اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست ( 4 - تا 75/6 نوع خاک کمي اسيدي انواع زراعت به غير از بقولات آهک دوست
5 – PH 75/6 تا 25/7 نوع خاک خنثي تمام زراعت ها
6 – 25/7 تا 5/8 نوع خاک آهکي يا شور، تمام زراعت ها به غير از گياهان غيرآهک دوست و در صورت شور بودن بايد شرايط آبياري و زهکشي متناسب رعايت شود
7 – از 5/8 به بالا نوع خاک شور يا قليايي ، کشت گياهان مقاوم به شوري (با رعايت نکات لازم در جهت اصلاح اراضي)  

 

  عوامل مؤثر در PH خاک :

در شکل رابطه تقريبي بين PH خاک و قابليت استفاده عناصر غذايي گياه را نشان مي دهد. فعاليت قارچها، باکتريها و اکتينوميست ها نيز در اين شکل نشان داده شده است. براي اصلاح خاک هاي اسيدي که PH آنها کمتر از حد مطلوب باشد مي توان سنگ آهک (کربنات کلسيم) به آنها اضافه نمود. اين ماده طبق واکنش زير خاک عکس العمل نموده سبب اشباع نسبي کلوئيدها با کليسيم مي شود.

PH مناسب براان

نباتات زراعي

سبزيجات

درختان ميوه

برنج 5/6 - 5

اسفناج 5/7 - 6

آلبالو 7 - 6

توتون 5/7 - 5/5

پياز 7 - 5/5

زردآلو 7 - 6

جو 8/7 - 5/6

خيار 7 - 5/5

سيب 5/6 - 5

چغندر قند 8 - 5/6

سيب زميني 5/6 - 8/4

هلو 5/7 - 6

ذرت 5/7 - 5/5

کاهو 7 - 6

گردو 8 - 6

سورگوم 5/7 - 5/5

کلم 5/7 - 6

درختان غير مثمر :

سوژا 7 - 6

گل کلم 5/7 - 5/5

زبان گنجشک 5/7 - 6

گندم; 5/7 - 5/5

گوجه فرنگي 5/7 - 5/5

سرو خمره اي 5/7 - 6

نخود 5/7 6

 

گلهاي زينتي :

 يونجه 8/7 - 2/6

آزاليا 5 - 5/4

 بگونيا 7 - 5/5

 داودي 5/7 - 6

 شمعداني 8 - 6

 ميخک 5/7 - 66

 

   

چون گاز کربنيک فرار بوده از خاک خارج مي شود، واکنش به طرف راست رفته و سبب بالارفتن درصد اشباع بازي خاک و نهايتاً بالارفتن PH مي گردد. چنانچه سنگ آهک به مقدار کافي و به طرز صحيحي مصرف شده و افزودن آن به خاک به فواصل مناسب تکرار شود مي توان PH خاک مزرعه را در حد مطلوبي نگه داشت.
خاک هاي قليايي را نيز با دادن اسيدزا مي توان اصلاح نمود و PH آن را به حد کافي تنزل داده و به سطح مطلوب رساند. بدين منظور مي توان از اسيد سولفوريک يا گوگرد استفاده نمود. اسيد سولفوريک خود اسيدي قوي بوده و افزودن آن به خاک سبب کاهش PH مي گردد. در مصرف آن بايد احتياطات لازمه را به عمل آورد زيرا اين ماده اسيدي قوي و خطرناک بوده و قدرت خورندگي و سوزانندگي شديدي دارد. پاشيدن آن در خاک نيز محتاج به وسايل خاصي مي باشد.  

به جاي اسيد سولفوريک مي توان از گوگرد عنصري استفاده نمد. اين مبدأ در شرايط مناسب خاک توسط موجودات زنده زير خاک اکسيد شده به اسيد سولفوريک تبديل مي شود.
مشهورترين باکتري اکسيد کننده گوگرد Thiobacillus Thiooxidans است که در خاک زندگي مي کند و چنانچه جمعيت آن در خاک کم باشد مي توان با افزودن مقداري از خاک حاوي آن به خاک مزرعه مورد نظر با اصطلاح خاک را با اين باکتري تلقيح نمود. مواد اسيدي زاي ديگري نظير سولفات آلومينيوم، سولفات آهن را نيز مي توان براي اسيدي کردن خاک به کار برد. اين مواد به علت گراني فوق العاده در موارد خاصي مانند گلکاري مصرف مي شوند.

 

[ سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 ] [ 8:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
بهترین زمان تهیه کود سبز، پس از به گل رفتن گیاهان
است.

چکیده مقاله
گیاه کودی انتخاب شده باید در زمان گلدهی یا خوشه بستن به
زیر خاک برده شود. زیرا که قبل از این زمان، رشد و نمو
قسمت های سبزینه ای گیاه کافی نبوده و از برگرداندن آن
ماده آلی زیادی به خاک اضافه نخواهد شد. کود سبز به منظور
تقویت زمین از لحاظ مواد آلی غذایی مورد استفاده قرار می
گیرد که بدین منظور گیاهان، برای مدت زمانی معین در مزرعه
کاشته شده و بعد از رشد کافی به زمین برگردانده می شوند.

از گیاهان زراعی گوناگون اعم از علوفه ای و بقولات مانند
انواع شبدر، عدس، باقلا و ... و همچنین گیاهان خودروی
مانند ختمی، گل بنفشه، مرغ و حتی بعضی از اجزای گیاهی
مانند ساقه و برگ سیب زمینی و شلغم می توان به عنوان کود
سبز استفاده کرد.

گیاهانی برای تهیه کود سبز مناسب هستند که:

1- دارای رشد سریعی بوده ومدت کوتاهی زمین زراعی را اشغال
کنند.

2- پرشاخ و برگ، شاداب و سرشار از مواد غذایی باشد تا هم
با سایه خود مانع سبز شدن بذر علف های هرز شوند و هم زیر
خاک بردن آنها به سادگی انجام گیرد.

3- کم توقع بوده و برای حداکثر رشد خود به کود حیوانی یا
شیمیایی کمتری احتیاج داشته باشند.

4- نیاز آبی آنها بسیار کم باشد که این ویژگی در مناطق
گرمسیری و خشک اهمیت بیشتری دارد.

- مزایای استفاده از کودهای سبز

1- تأمین ماده آلی: یکی از اثرات استفاده از کودهای سبز
تأمین ماده آلی خاک است، به خصوص زمانی که کود حیوانی کافی
در دسترس نبوده و یا بقایای گیاهی به جا مانده در زمین به
حدی نباشد که بتواند مقدار هوموس خاک را در حد مطلوبی نگاه
دارد. پس از برگرداندن کود سبز در خاک، هم قسمت های هوایی
و هم ریشه های آن پوسیده شده و ماده آلی خاک را افزایش می
دهد. کود سبز در زمین های سبک (شنی) ایجاد چسبندگی می کند
و در زمین های سنگین (رسی) خاک را پوک و سبک می کند.

2- افزایش ازت: کود سبز علاوه بر کربن آلی، مقداری ازت آلی
به خاک اضافه می کند. این مقدار ازت بر حسب شرایط، ممکن
است ناچیز یا قابل توجه باشد. برای مثال چنانچه یک گیاه
لگومینه (گیاهان خانواده بقولات) به خاک برگردانده شود، با
توجه به این که بیشتر این گیاهان در شرایط مساعد، آمادگی و
قدرت جذب و تثبیت ازت آزاد هوا را دارند. احتمال افزایش
ذخیره ازت خاک زیاد است، حال آن که با برگرداندن گیاهی غیر
لگومینه به خاک فقط در شکل ازت اولیه اک تغییر حاصل شده
(ازت معدنی به آلی تبدیل می شود) و در مقدار آن افزایشی به
وجود نخواهد آمد.
3- حفاظت خاک: در ماه هایی از سال که خطر فرسایش خاک وجود
دارد، برای آن که خاک بی حفاظ نباشد، ازیک گیاه پوششی
استفاده می شود. این گیاهان در مناطقی که باران های
زمستانه زیاد است از نشست خاک های سنگین و همچنین از
فرسایش خاک های سبک جلوگیری می کند. این گیاهان در مناطق
بادخیز با پوشاندن خاک،سرعت باد را در سطح کم کرده و خاک
را در مقابل کنده شدن حفظ و در جای خود نگه می دارد.
بهترین نمونه از گیاهان پوششی، چاودار زمستانه و یولاف
بهاره است.

4- تأمین مواد بیوشیمیایی خاک: کود سبز به عنوان ماده
غذایی مورد استفاده میکروارگانیسم های خاک قرار می گیرد و
گاز کربنیک، گاز آمونیاک، ترکیبات نیتراته و بسیاری از
ترکیبات ساده و پیچیده دیگر را تولید کرده و مورد استفاده
نباتات زراعی قرار می دهد.

- روش های کشت کودهای سبز

کودهای سبز را بر حسب شرایط مختلف می توان به طور کلی به
دو صورت اصلی و فی مابین کشت کرد. از جمله مزایای انتخاب
روش صحیح کشت این است که هم از فاصله زمانی موجود عد از
برداشت و کاشت نباتات زراعی استفاده بیشتر شده و هم از خاک
و از رطوبتموجود در آن به طور کامل استفاده می برند و
ادوات و ماشین آلات کمتری هم به کار گرفته می شد.

منظور از کشت اصلی آن است که، مانند گیاهان زراعی، کود سبز
هم در فصل معین و به صورت یک زراعت اصلی یا تنها کاشته
شود. زمان کشت اصلی می تواند پاییز و یا در بهار باشد. جز
در مورد گیاهانی مثل ذرت، ذرت خوشه ای و یا یونجه که در
بهار کشت می شوند، کشت دیگر کودهای سبز در پاییز انجام می
گیرد.

قابل ذکر استدر مواردی کهاز کشت یک کود سبز نتیجه مطلوبی
به دست نمی آید، توصیه می شود که دو گیاه را به صورت مخلوط
با هم به عنوان کود سبز کشت کرد. لازم است که این دو گیاه
از نظر خصوصیات زراعی مثل رشد و نمو شاخه، برگ و ریشه و
همچنین خصوصیات آب و هوایی و نیازهای غذایی هماهنگی خاصی
با یکدیگر داشته باشند. بهترین مثال از کشت مخلوط یولاف و
نخودفرنگی و یا چاودار و ماشک است. کشت فی مابین در فاصله
زمانی بین برداشت و کشت دو گیاه زراعی متوالی انجام می
گیرد. اگر این کود سبز بعد از یک گیاه صیعی در اواخر
تابستان یا اوایل پاییز کشت شده و دوران رشد آن تا زمستان
یا حتی بهار سال آینده که زمین برای زراعت گیاه اصلی بعدی
آماده می شود، ادامه یابد به آنها کشت فی مابین زمستانه می
گویند. مانند انواع غلات به خصوص جو، چاودار، ماشک گل خوشه
ای، چچم ریشک دار، شبدر گل میخکی و...

اگر کود سبز در فاصله بین برداشت زراعت اصلی پاییزه سال
قبل و کاشت زراعت اصلی پاییزه سال بعد کشت شود، به آن کشت
فی مابین تابستانه می گویند. (کاشت در اواخر بهار و برداشت
در اواخر تابستان یا اوایل پاییز) مانند انواع شبدر، شلغم،
چغندر علوفه ای، ذرت خوشه ای و...

- شرایط برگردندن کود سبز به زمین

بهتر است کود سبز را پیش از برگرداندن، غلطک زده و اگر طول
ساقه ها بلند است، آنها را درو کرد. در نتیجه ی این عمل

 

ساقه های بلند، روی زمین خوابیدهو زیر خاک کردن آنها به
وسیله گاوآهن آسانتر صورت می گیرد. شخم باید در جهت خط
غلطک انجام گیرد زیرا در غیر این صورت گیاه کاملاً دفن
نشده و مقدار زیادی از آن در مجاورت هوا خشک شده و از بین
می رود.

پس از شخم و دفن کود سبز باید زمین را نیز غلطک زد تا با
مساعد شدن شرایط تهویه زمین، پوسیدن کود تسریع شود. برای
بهبود وضع تهویه در مناطق پرآب هم لازم است که زمین زهکشی
شود.

در بعضی مواقع در صورت امکان می توان کود سبز را در جایی
کاشته و پس از برداشت آن را در جای دیگری به زیر خاک برد.

نویسنده :سید چاسب فاضلی، کارشناس مهندسی  زراعت 
 منابع:

1- سالار زینی، علی اکبر – حاصلخیزی خاک

2- صالح راستین، ناهید – بیولوژی خاک (موجودات خاکزی و نقش
آنها در گسترش عناصر)

3- شیبانی، حسن – باغبانی عمومی

4- کریمی، هادی – زراعت و اطلاح گیاهان علوفه ای

5- موسوی، محمود و محمدحسین حیرتی – راهنمای استفاده از
کودهای شیمیایی در گیاهان زراعی ایران./

[ سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 ] [ 8:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


April 10, 2005
Pseudomonas syringae pv. Lachrymans
Pseudomonas syringae pv. Lachrymans ( Smitا & bryan ) Young , Dye & Wilkie .
Synonym : Pseudomonas lachrymans ( Smit & bryan ) Carsner .
Causes: Angular spot disease
ویژگی های اصلی :
 
تناوب و اهمیت اقتصادی : این باکتری در سراسر دنیا یافت می شود و به تعدادی کدوئیان آسیب می رساند . مانند خیار و هندوانه در امریکا ؛ courgettes در ایتالیا و غیره . سال ها در انگلیس و فرانسه هم گزارش می شد اما اکنون نادر است . 

منشا : لزوما این ارگانیسم در پس مانده گیاهانی که برگردانده می شوند به خاک زندگی می کنند . ارگانیسم در این محیط می تواند تا دو سال باقی بماند ، بنابراین از فصلی به فصل دیگر زنده می ماند . همچنین ممکن است روی سطح دانه های آلوده شده هنگام برداشت باقی بماند و نتیجتا دانه ها به عنوان یک منشا آلودگی عمل کنند . منشا دیگر آلودگی آب آبیاری است .

گسترش : باران ، آبیاری و بادی که حاوی قطرات آب است این بیماری را منتشر می کند . همچنین می تواند توسط لباس – ابزار آلوده نیز منتشر شود . 

نفوذ: توسط استومات ها و انواع مختلف زخم ها و جراحت ها 
 
شرایط تسهیلگر رشد : مانند بسیاری از باکتری ها رطوبت محدود فاکتور اصلی و تاثیر گذار در رشد Pseudomonas است . فعالیت آن در مجاورت آب آزاد روی گیاهان خصوصا بعد از بارندگی سنگین و یا آبیاری از بالا تشدید می شود . حداکثر آلودگی قبل از سحر انجام می شود زیرا در آن زمان برگ ها کمابیش با آب پوشیده شده اند به دلیل تجمع شبنم . دو هفته شرایط خشک برای تو قف گسترش بیماری کافی است . دمای بهینه برای این باکتری 24 – 28 درجه سانتی گراد است و می تواند در دمای 36 درجه نیز تگثیر شود . بنابرین در دماهای بالا گسترش می یابد . معتقدند که نیتروژن دهی بیش از حد باعث می شود گیاهان به این پاتوژن حساس شوند . 
 
 
 
 
کنترل : 
در طول کشت : به محض مشاهده اولین علائم مس به صورت محلول بردو هر 5- 10 روز یک باربه طوری که کاملا گیاه را مرطوب کند استفاده کنید . ترکیب مس با dithiocarbamate های خاص مانند مانب و مانکوزب به نظر موثرتر است، زیرا بسیاری از قارچ ها در شاخ و برگ را کنترل می کند . البته کدوئیان تقریبا حساس هستند و استفاده از این سموم ممکن است موجب گیاه سوزی شود ؛ اگر از غلطت بالا در هوای داغ استفاده شود . توصیه می شود از آبیاری زیاد ( over head) خود داری شود . گلخانه ها باید به خوبی تهویه شوند تا رطوبت ambient را کاهش داده و از امکان جمع شدن آب آزاد روی سطح گیاه جلوگیری کنند . بعد از برداشت محصول تمام بقایای گیاهی باید جمع آوری شوند . 
محصول بعدی : در محلی که این محصولات روئیده اند توصیه می شود محصول دیگری کشت شود . در مناطق حاره این کار ضروری نیست زیرا پاتوزن به ندرت در خاک باق می ماند . دانه ها باید پاک باشند و می توان آنها را ضدعفونی کرد . به عنوان مثال با گرما درمانی 
برخی از واریته های خیار که در امریکا به صورت تجاری پرورش داده می شوند به این پاتوژن بردبار( متحمل tolerant) و یا مقاومند . 




بيماري غربالي درختان ميوه
Shot hole or
Coryneum Blight
تاريخچه و مناطق انتشار: 
اين بيماري اولين بار در سال 1842 در كشور فرانسه بوسيله Leveille شناخته شده است امروزه در كليه نقاط جهان از جمله در آمريكا شمالي و آمريكاي جنوبي و اروپا و استراليا و نيوزلاند و ساير نواحي جهان وجود داشته و خسارت زيادي وارد مي نمايد. (زمستان 1343).در ايران اولين بار اسفندياري در سال 1375 اين بيماري را روي درختان ميوه هسته دار در مازندران ، گيلان ، گرگان و آذربايجان گزارش نموده است . بيماري در اكثر مناطق كشور كم و بيش وجود دارد و تا كنون از شهرهاي شيروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماكو ، خوي و نهبندان و بسياري از شهرهاي ديگر گزارش گرديده است . شدت بيماري در استان آذربايجان و بويژه در باغهاي قديمي زياد ا ست (اشكان ،‌اسدي 1350، ارشاد 1356) در ايران تا كنون اين بيماري روي درختان زرد آلو ، گيلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شليل و بادام ديده شده است و خسارت عمده آن بيشتر متوجه درختان زرد آلو مي باشد. 
 
اهميت بيماري : 
بيماري غربالي نه تنها باعث ضعف درخت و كاهش مقدار و ارزش محصول ميشود بلكه بدليل لكه ها و زگيل هائيكه روي ميوه بجاي مي گذارد ارزش صادراتي برگه و قيسي حاصله از ميوه هاي آلوده را نيز به نحو بارزي پائين مي آورد. در بسياري از باغهاي آذربايجان شرقي و غربي و همچنين بعضي از باغهاي خراسان و همدان بيماري شدت دارد كه تمام جوانه ها و سر شاخه هاي درخت زرد آلو در اثر اين بيماري خشك شده و درخت عملاً استفاده اي ندارد. درختان آلوده ايكه به حيات خود ادامه مي دهند نيز بدليل خشك شدن برگها و كاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گياه بطور غير مستقيم لطمه ديده و در نتيجه مقدار محصول آنها پائين مي آيد. ميزان خسارت ساليانه اين بيماري در ايران بطور دقيق معلوم نيست و روي محصول زرد آلو معادل 224 ميليون ريال بر آورد شده است (اشكان واسدي 1350) 
 

علائم بيماري :
 زرد آلو ، هلو،‌گيلاس ، آلو و آلبالو از ميزبانهاي مهم اين بيماري است. سرشاخه, گل, برگ, ميوه و جوانه هاي درختان فوق مورد حمله اين بيماري قرار مي گيرند منتها اندام هاي مورد حمله و علائم آنها روي ميزبانهاي مختلف با هم فرق دارند. بدين معني كه در زرد آلو ميوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار مي گيرند ولي علائم روي سرشاخه ها ديده نمي شود. در بادام علائم روي سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر مي شود در صورتيكه به ميوه خسارت وارد نمي آيد در گيلاس علائم بيماري روي ميوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح ديده مي شود در حاليكه در هلو نشانه هاي بيماري را روي ميوه بندرت مي توان ديد در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه هاي خواب اين گونه به شدت مورد حمله قرار مي گيرند. 
در زرد آلو و قيسي خسارت مهم و شديد اين بيماري روي برگ و ميوه مي باشد و حتي جوانه هاي برگ و گل را مورد حمله قرار مي دهند و اصولاً شاخه هاي جوان بندرت مبتلا مي شوند. 
 

الف-نشانه هاي غربالي روي برگ: حالت غربالي و سوراخ شدن برگها مشخص ترين و فراوانترين علائم بيماري است. در زرد آلو علائم بيماري همزمان با موقعي كه جوانه هاي برگ باز ميشود و هنوز برگ شكل و اندازه و حتي رنگ طبيعي بخود نگرفته بصورت لكه هاي گرد كه در ابتدا برنگ قرمز متمايل به بنفش و در وسط تيره تر است بروز مي كند. بتدريج اين لكه هاي كوچك بزرگتر شده و از وسط شروع به خشك شدن نموده و برنگ قهوه اي در مي آيند در اين حالت حاشيه لكه ها بسيار مشخص و اغلب قهوه اي تيره مي باشد. در اين مرحله پيشروي لكه ها متوقف مي شود و بتدريج بافت مرده برگ از نسج زنده به طريق پاره شدن پارانشيم وبشره جدا مي گردد. به محض اينكه اين پارگي كامل شد قسمت داخلي جدا شده و مي افتد و در نتيجه سوراخي در پهنگ برگ ايجاد مي شود كه پيرامون آن يك نوار چوب پنبه اي قهوه اي كشيده شده است. شكل سوراخها معمولاً دايره اي بيضي و گاهي اشكال غير هندسي و نامنظم مي باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگي از ته سنجان تا قطر 6 ميليمتر و گاهي بيشتر تغيير مي كند ولي لكه هاي دايره اي شكل معمولاً 4 تا 5 ميليمتر هستند. گهگاهي چند تا از لكه هاي بيماري بهم پيوسته و سوراخهاي بزرگ و بيشكل بوجود مي آيند كه ممكن است با حشره خوردگي اشتباه شود. 
اين حالت يعني توسعه بهم پيوستگي لكه هاي بيماري روي برگ بيشتر در موارد وقوع آلودگي هاي شديد اوليه در مرحله ايكه برگها داراي بافت لطيفي هستند رخ ميدهد و در آلودگي هاي دير هنگام چون برگها ضخامت كافي پيدا كرده اند و نيز بدليل عدم رطوبت كافي و مناسب در محيط علائم برگي معمولاً به صورت سوراخهاي منفرد ، ‌ريز و ته سنجاقي بروز مي كند. احتمالاً واريته هاي مختلف نيز مقاومتشان در مقابل بيماري فرق داشته باشد. 
در هلو لكه ها معمولاً در حاشيه برگها در طرفين و رگبرگ اصلي ظاهر مي شود و يكنواختي سوراخ هاي ايجاد شده از نظر اندازه و شكل بيشتر از زرد آلو است. 
لكه ها و سوراخهاي ايجاد شده روي برگ گيلاس بزرگتر از لكه هاي برگ آلو و بادام ميباشد. شكل و اندازه آنها بسيار نامنظم و متغيير است. معمولاً چند تا لكه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگي از پهنك برگ را فرا مي گيرد. در گوجه و آلبالو لكه و سوراخهاي غربالي نسبتاً منظم و مدور مي باشد ولي اندازه آنها در آلو بزرگتر است. 
ظهور علائم بيماري روي برگ بادام خيلي شبيه علائم آن روي برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پيدايش برگها مي باشد. معمولاً اندازه سوراخها يكسان و شكل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 ميليمتر متغيير است و از سوراخهاي برگ زرد آلو كوچكتر حاشيه سوراخهاي ايجاد شده روي برگ بادام قهوه اي مشخص و تعداد آنها نيز نسبت به زرد آلو بيشتر و متراكمتر است. لازم به ذكر است كه مشبك شدن برگ و پيدايش لكه هاي نكروزه فقط مربوط به بيماري غربالي نبوده بلكه قارچهايي مثل:
Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali 
باكتريهايي از قبيل Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum 
و ويروسهائي مانند ويروس لكه حلقوي هلو نيز لكه ها و سوراخهايي شبيه علائم غربالي در برگ درختان ميوه بوجود مي آورند. 
ب-نشانه هاي غربالي روي ميوه : 
ميوه زرد آلو ،‌گيلاس و آلبالو مورد حمله اين بيماري قرار ميگيرند علايم روي درختان گوجه اي كه بشدت مورد حمله بيماري غربالي قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگي زياد ميوه هاي آن بدون وجود لكه مشخص ديده شده كه احتمالا ًناشي از آلودگي به بيماري غربالي مي باشد.
روي ميوه زرد آلو وقتي به اندازه مغز پسته است علائم غربالي به صورت لكه هاي قرمز مايل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر مي گردد بتدريج كه ميوه درشت ميشود اين لكه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته يا خال جوش در مي آيد و رنگشان قهوه اي مي شود لكه ها و برآمدگيها ابتدا در سطح فوقاني ميوه ها بصورت پراكنده يا تراكم بروز مي كند و بعداً به سطح زيرين ميوه نيز مي رسد. در مواردي ديده شده است كه حمله بيماري به ميوه ها در بعضي ارقام و يا در شرايط خاص ، مواجه با عكس العمل آن ميشود بدين معني كه بجاي ظهور خال جوشها, گوشت ميوه تحريك شده و به صورت پستانك نوك تيزي بالا آمده و رشد آن متوقف مي شود در مواقعي كه شرايط جوي براي رشد و نمو بيماري مناسب است, تعداد زيادي خال جوش بطور متراكم در سطح ميوه ظاهر مي شود. بطوريكه در اين قسمت اپيدرم ميوه كاملاً فاسد و چوب پنبه اي شده و از آن شيره تراوش مي شود كه بعداً سفت شده و بصورت صمغ در مي آيد گهگاهي بد شكلي هم در ميوه هاي زرد آلو ديده مي شود. حمله غربالي به ميوه هاي جوان ،‌منجر به ريزش آنها مي گردد بهمين جهت حدود 5 درصد از ميوه هاي ريز در همان مراحل اوليه رشد در اثر حمله اين بيماري ريخته و از بين مي رود حمله بيماري به ميوه زردآلو يكي از مخرب ترين حالات خسارت بيماريست. 
نشانه غربالي روي ميوه هلو به دو صورت ظاهر مي شود:
الف) ميوه هاي هلو در مراحل اوليه رشد مورد حمله قرار گرفته و مي ريزد. بهمين جهت ميوه هاي باقيمانده روي درخت علائمي معمولاً از خود نشان نمي دهند , ميوه هاي بسيار ريزىر حاليكه هنوز ميوه ها شكلي به خود نگرفته شروع به ريزش مي كنند و اين عارضه معلول تاخت و تاز مستقيم قارچ روي ميوه و همچنين نصف سر شاخه هائيكه روي آن شانكرهاي بيماري به فراواني مستقر است. اين علامت در هلوهاي ايران زياد به چشم ميخورد. 
ب) وقتي ميوه به درشتي ميوه زيتون رسيد تعداد زيادي لكه هاي كوچك مدور كه ابتدا قرمز و بعد قهوه اي مي شود روي آن مخصوصاً در حوالي دم ميوه ظاهر مي شود. اپيدرم ميوه در قسمت لكه ها كرك طبيعي خود را از دست داده و به صورت پوسته اي در مي آيد كه ممكن است بعداً بيافتد. ريزش اين پولكها باعث ناهموار شدن سطح ميوه مي شود البته لكه هاي ميوه هلو سطحي بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمي كند. (Viemont Bourgin, 1949) اينگونه علائم در ايران هنوز مشاهده نشده است (اشكان و اسدي 1350).
علايم روي ميوه گيلاس بيماري به صورت لكه هاي قهوه اي تيره ظاهر مي شود كه بتدريج گوشت ميوه در محل لكه ها فرو رفتگي پيدا كرده و خشك و سياه و تركدار مي شود گوديهاي ايجاد شده معمولاً عميق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته مي رسد . در اينصورت گوشت ميوه در پيرامون حفره هاي ايجاد شده به سمت داخل كشيدگي پيدا مي كند قطر اين حفره ها 5 تا 6 ميليمتر است. 
روي ميوه آلبالو لكه ها شبيه گيلاس است ولي فرو رفتگي حفره كمتر از آن مي باشد به نظر مي رسد. مكانيزم ايجاد فرو رفتگي در ميوه گيلاس و آلبالو بدين ترتيب باشد كه ميوه در مراحل اوليه تشكيل و در دوران نارسي مورد حمله بيماري قرار گرفته و موجب چوبي شدن و توقف رشد قسمت آلوده مي شود و رشد بعدي ساير قسمتهاي گوشت ميوه باعث مي گردد كه محل لكه به صور مختلفي ،‌فرو رفتگي پيدا كند.
ج)نشانه هاي غربالي روي سرشاخه ها و جوانه ها:
علائم اين بيماري روي سرشاخه ها اكثراً به صورت شانكر و ترك خوردگي ظاهر ميشود و تشخيص آن احتياج به دقت و آشنايي چشم دارد . آلودگي سرشاخه ها از آن جهت مهم است كه باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت مي گردد.
سرشاخه هاي درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بيماري غربالي نمي گيرد و علائمي روي آن مشهود نيست ليكن جوانه هاي آن باين بيماري مبتلا مي شود . جوانه هاي آلوده معمولاً رنگشان تيره گاهي پوشيده از يك لايه ترشحات خشك صمغ به مانند است.
غربالي روي سرشاخه هاي نازك و سبز گيلاس ابتدا به صورت لكه هاي قهوه اي و برجسته ظاهر ميشود كه بتدريج با پيشرفت مرض ترك خورده و حالت زخم بخود مي گيرد. اين حالت در مراحل آخر شبيه نيمرخ دانه گندم در طرف شيار آن مي باشد . معمولاً قايقي شكل و اندازه آنها به 3 تا 2 ميليمتر مي رسد پيدايش اين زخمها در فصل بهار موقع ظهور شكوفه ها حائز اهميت است زيرا چنانچه زير جوانه هاي گل دهنده بروز كند باعث توقف ناگهاني رشد گياه و خشك شدن سرشاخه ها و شكوفه ها مي گردد در حالتهاي شديد ،‌بسياري از جوانه هاي گل و برگ و سر شاخه هاي درخت گيلاس به اين ترتيب از بين مي رود تشخيص اين حالت بيماري معمولاً مشكل و با توجه به علائم روي برگ و ميوه امكان پذير است. 
سرشاخه هاي سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالي قرار مي گيرد و سرتاسر آن لكه هاي گرد يا بيضي شكل ظاهر مي شود قطر لكه هاي گرد بين 3 تا 4 ميليمتر تغيير مي كند ولي پاره اي از اوقات لكه ها دراز و كشيده بوده و طول آن به 6-7 ميليمتر مي رسد. رنگ لكه ها موقع ظهور ارغواني و سپس قهوه اي مي شود . معمولاً مركز لكه قهوه اي روشن است كه وسيله نوار قهوه اي تيره محاط شده است. اين دو رنگي به لكه هاي سرشاخه هاي بادام حالت چشم ميدهد. گاهي لكه ها ترك خورده و از آنها صمغ تراوش مي شود.
شانكرهاي غربالي روي شاخه هاي هلو شبيه علائم آن روي شاخه هاي بادام است با اين تفاوت كه زخمها معمولاً بزرگتر است بنحويكه گاهي اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال مي كند و منجر به خشك شدن جوانه ها و قسمتهاي بالايي مي شود صمغ زدگي در سرشاخه هاي هلو بيشتر از بادام اتفاق مي افتد روي سرشاخه هاي آلو و گوجه علامتي از غربالي ديده نشده است (اشكان واسدي1350)
عامل بيماري: 
قارچ
Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ) Dematiaceae-)Stigmina carpophila 
اين قارچ دوازده همنام ديگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilumدراروپا عامل بيماري Coryneum beijerinckiiمعرفي شده است.
اندامهاي رويشي و باروي اين قارچ منحصر به ميسليوم ، كنيدي و كنيديوفور است، قارچ داراي ميسليوم استوانه اي و بند بند بوده, رنگ آن متمايل به قهوه اي است و ميسليوم روي تمام قسمتهاي مورد حمله(پارانشيم برگ و پارانشيم ناحيه پوست شاخه هاي جوان و سطح ميوه) ديده مي شود. 
اندامهاي زادآوري قارچ اسپورودوكيوم نام دارد كه در زير كوتيكول يا اپيدرم اندامهاي آلوده تشكيل مي شود. كنيدها تيره به رنگ سبز زيتوني متمايل به قهوه اي 3 تا 5 سلولي ، كمي خميده و دو سر گرد مي باشد. 
چرخه بيماري :
قارچ عامل بيماري غربالي ،‌زمستان و همچنين ساير مواقع نامساعد را به صورت ريسه ، استروما و كنيدي در جوانه هاي آلوده و يا زخمهاي روي سرشاخه ها به سر مي برد . كنيديها به صورت آزاد و يا چسبيده به توده هاي صمغ مترشحه از زخمها و يا در استروما خود را از سرما و يا ساير شرايط نامساعد حفظ كرده و از سالي به سال ديگر باقي مي ماند عامل بيماري در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ريسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه هاي آلوده به سر مي برد. ريسه هائيكه در شانكرها و يا جوانه هاي درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرايط جوي توليد كنيدي مي كند . كنيديها به وسيله باران و باد پخش شده و روي ميوه و برگها قرار مي گيرند. توليد كنيدي در دماي 9 درجه سانتيگراد شروع و در حرارت 19 الي 23 درجه سانتي گراد به اوج ميرسد. چنانچه هوا مرطوب و باراني باشد كنيديها به محض رهائي جوانه زده و توليد آلودگي مي نمايند. بهمين جهت در سالهايي كه پائيز آن ملايم و ميزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده مي شوند وو منبعي براي آلودگيهاي بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقيم و يا از روزنه ها وارد بافت گياه مي گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگي برگ بادام به طريق نفوذ مستقيم لوله تندشي در كوتيكول اتفاق مي افتد بازتاب و واكنش هائيكه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق مي افتد عبارتست از افزايش اندازه سلولها درمزوفيل سالم مجاور نسج منهدم شده كه منجر به انسداد فضاي بين سلولي و در نتيجه ظهور يك خط لهيدگي و هم چنين چوبي شدن و پيدايش سلولهايي داخل اين ناحيه مي گردد. در اين حالت اگر رطوبت زياد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بريدگي اپيدرم در دو سطح برگ پيدا شده و تيغه هاي بين جدار سلولهاي خارج ناحيه چوبي شده حل شده و قرص آلوده مي افتد. سلولهاي ناحيه مريستم معمولاً سعي مي كنند بريدگي را ترميم نمايند . دوره كمون بيماري از 3 الي 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغيير مي كند.درجه حرارت مناسب براي رشد قارچ 19 درجه سانتيگراد است.(اشكان و اسدي 1350)قارچ عامل بيماري انگل اختياري بوده و روي محيط غذايي مصنوعي مي توان آن را كشت داد.از لكه هاي برگ مخصوصاًوقتي مسن باشد، جدا كردن قارچ مشكل است ولي از لكه هاي روي ميوه زردآلوجدا سازي عامل بيماري به سهولت انجام مي شود.
باران براي جوانه زدن كنيديها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بيماري، باران كنيديها را از لابه لاي فلسهاي جوانه ها و شاخه هاي مريض شسته و از قسمتهاي بالاي درخت به قسمت پائين منتقل مي نمايد و بدين لحاظ است كه قسمت پائيني درخت شديدتر آلوده مي باشد. كنيدي براي جوانه زدن احتياج به يك غشاء نازكي از رطوبت كه اطرافش را بگيرد دارد و تحت اثر اين رطوبت است كه كنيدي مي تواند تندش پيدا كرده و لوله اي از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ كند لذا از اين نكته نتيجه گرفته مي شود كه در هواي خشك به هيچ وجه بيماري به وسيله اين قارچ ايجاد نمي گردد .
 

مبارزه: 
از بين بردن كنيديهاي قارچ در قسمتهاي آلوده درخت با مواد شيميايي هيچ گاه با موفقيت قطعي توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شيميايي، بيماري كنترل و از شدت خسارت آن كاسته شده است.
در مورد اين بيماري سمپاشيهاي پيشگيري كننده كاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بيماري غربالي به كار برد و از آلودگي جديد به طور كامل جلوگيري كرد ولي در بعضي از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگي مس)به عقيده دكتر Smithشرط موفقيت در مبارزه شيميايي، انتخاب موقع سمپاشي است كه بايد بلافاصله قبل و يا بعد از بارانهاي متعدد اواخر پائيز تا اوايل بهار صورت گيرد. 
ـ تجربيات پروفسور E.E. Wilson در كاليفرنيا در مبارزه با بيماري غربالي با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زيرا اين سم مي تواند كنيدي قارچ را به خوبي كشته و دوام خوبي در مقابل شستشوي باران و ساير عوامل جوي نشان مي دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو كه در پائيز به درختان پاشيده شده در بهار روي ساقه ها اندازه گيري شده است.سمپاشيهاي پائيزه از آلوده شدن جوانه هاي خواب در طول فصل پائيز و زمستان جلوگيري مي كند. تحقيقات و مطالعات زيادي در استراليا و ايالت كاليفرنيا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به اين نتيجه رسيده اند كه براي جلوگيري از آلودگي ميوه و برگ موقعي كه شكوفه از جوانه هاي خواب زمستاني بيرون آمده ولي هنوز گلبرگها باز نشده اند بايد سمپاشي نمود.گاهي اوقات هم سمپاشي دوم بهار بلافاصله پس از ريختن گلبرگها لازم مي شود.
در نروژ براي مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و يا(4-3-100) قبل از گل كردن و بعد از گل كردن درختان استفاده مي شود.
اشكان و اسدي(1350)،آزمايش هاي متعددي در امر مبارزه شيميايي عليه بيماري غربالي انجام داده اند كه به اختصار شرح داده مي شود:
از ميان قارچكش هاي آزمايش شده كاپتان(ارتوسايد 50)، ملپركس، پوليرام و لوناكول كه براي سمپاشي بهاره به كار رفته است، قارچكش كاپتان براي مبارزه با بيماري غربالي بهترين است.كاپتان نه تنها در جلوگيري از بيماري مؤثر است بلكه برگ و مخصوصاً ميوه هاي درختاني كه با آن سمپاشي شده اند شفافيت و جلاي خاصي پيدا مي كند.بهترين نتيجه از سمپاشي موقعي حاصل مي شود كه درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بيدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوي 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با كاپتان 3 در هزار سمپاشي شود كه اولين سمپاشي بهاره بلافاصله بعد از ريزش گلبرگها و در سمپاشي به فاصله 14 روز از همديگر توصيه مي گردد سمپاشي با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه يكي در پائيز پس از ريزش برگها و ديگري در اسفند ماه قبل از بيدار شدن درختها صورت گيرد و بدين ترتيب مي توان سمپاشي بهاره را تا حتي 1 مرتبه هم تقليل داد.
مبارزه بيولوژيك: 
بررسي حالت تضاد قارچهاي ساپروفيت با عامل بيماري غربالي زردآلو مشاهده گرديد كه در ميكوفلور اندامهاي هوايي درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers داراي حالت تضاد با عامل بيماري غربالي است.با استفاده از اين پديده ممكن است از قارچ viride T.در مبارزه بيولوژيك عليه بيماري غربالي درختان زردآلو در باغات ميوه استفاده نمود.



 








سفید ک دروغی خیار
نام بیماری :سفید ک دروغی خیار
عامل بیماری: Pseudoperonospora cubensis 
علائم:طالبی وخیار بیش از هندوانه – کدو – کدو خورشتی مورد حمله این بیماری قرار میگیرند.روی برگها لکه های براق روغنی 1-2 سانتی متر با حاشیه ی زاویه دار ظاهر می شود. بعد از گذشت چند روز قسمت آلوده زرد شده و می خشکد و به رنگ قهوه ای در می آید.اگر هوا مرطوب باشد در سطح پائینی برگ کپک خاکستری متمایل به بنفش ظاهر می شود .آلودگی سبب سقط گلها و توقف رشد میزبان می شود .میوه ها بطور غیر مستقیم بدلیل خشک شدن برگها صدمه می بینند.آلودگی در فصل تابستان در صورت بالا بودن رطوبت و در دمای ما بین10 تا 30 درجه سانتیگراد شروع می شود.شرایط مساعد برای رشد قارچ 16 تا 22 درجه سانتیگراد است.
کنترل:
برای مبارزه باید بقایای آلوده از بین رفته و از آبیاری سطح بالای میزبان ممانعت گردد.از تراکم میزبان جلوگیری شود در صورت مشاهده ی بیماری هر 8 روز سم پاشی انجام گیرد و تا زمانی که شرایط بیماری زدایی وجود دارد سم پاشی قطع نشود. سموم پیشنهادی اتیل فوسفیت آلومینیم گیاهان آلوده باید سوزانده شوند.
 
 
Pseudoperonospora cubensis
Cucumber downy mildew
 
 

[ یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 ] [ 10:52 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بيماري هاي داتوره
گونه هاي :
D.innoxia Mill
D.stramonium L
D.metel L

  داتوره گونه های مختلفی دارد که عبارتند از : D.innoxia Mill ،D.stramonium L و D.metel L 
  بنابراین هنگامی که خام هستند منبع بسیار خوبی از آلکالوییدها هستند. دانه های D.innoxia Mill و برگ های D.metel L منبع بسیارخوبی از هیوسین (داروی ضد گرفتگی عضلات و دل درد) هستند.
  گونه های مختلف داتوره گیاهان انبوه یکساله می باشند و داتوره منبع اقتصادی تروپان آلکالویید ها نیستند اما به طور نادر در مقیاس وسیع کاشته می شوند.
فقط یک گونه که هنوزبه صورت خام استفاده می شود شکل D.stramonium است که در اروپا و جنوب امریکا کاشته می شود. 
جزء اصلی و عمده داتوره هیوسیامین و هیومین است . این دارو در شکل خام به طورزیاد عامل آنتی کولینرژیک است و در موارد آسم و اختلالات روده ای (در افراد دچار ) به کار میرود.
دانه ها و برگ ها و ریشه داتوره در جنون ، تب ، عارضه های مغز (گیجی) ، بیماری های پوست و به عنوان ضدعفونی کننده مورد استفاده هستند.
آلکالوئید اسکوپولامین در جراحی چشم جهت جلوگيری از حرکت موضع عمل بیمار به عنوان بی حس کننده استفاده می شود.
گزارش هایی از بیماریهای قارچی و ویزوسی داتوره به شرح زیر می باشد:

1- لکه برگی
این بیماری روی هر سه نوع گونه های داتوره مشاهده شده است. تعداد زیادی از گیاهان داتوره در کناره های مزارع رشد می کنند که به وسیله بیماری ها در حال نابودی هستند.
نشانه های بیماری :
آلودگی سبب ریزش برگ ها می شود و ضرر اقتصادی قابل توجهی ایجاد می کند . لکه ها یا به شکل دایره هایی سیاه قهوه ای دور تخم و يا به صورت اندک اندك به هم متصل شده و منطقه وسیعی را از بین می برند.

موجودات زنده مسبب بیماری:
زنجیره به طور وسیع از 5 تا 10 کنیدیفور ساده یا تعداد زیاد کنیدی های باریک و دراز تشکیل شده است. اولین قسمت زنجیره ممکن است ساده باقی مانده باشد ، اما به طور معمول تعداد اندکی جوانه های جانبی کنیدی ها تولید می کند. زنجیرهایي از کنیدی ها که اغلب اوقات باریک و به سمت بالا مخروطی می شوند دارا می باشند. 
کنیدی ها در قسمت پایینتر نجیره معمولا تخم مرغی شکل ويا به صورت بیضی هایی باریک مخروطی به سمت بالا هستند که هر کنیدیوم یک کنیدیوفرم 1-2 سلولی به سمت نوک ایجاد می کند. کنیدی ها باریک ، متقاطع و جدا جدا هستند.
فقط یک یا دو تا از بزرگترین کنیدی ها در زنجیره کشت ( لوله آزمایشگاه ) دارای دیواره متقاطع است که از ویژگی های قابل توجه کنیدی ها در میدان دید است.
کنیدی ها زمانیکه کاملا" رشد می کنند ، اندازه ای به ابعاد 13-11 الي 45-32 میکرون و جسم های تخم مرغی شکل جدا جدا دارند.
رنگ کنیدی ها حدواسط طلایی و قهوه ای است و به صورت نقطه نقطه برجسته ، سربسته و تيره هستند.

2- برگ های پژمرده و فاسد شدن میوه :
در یک سطح آزمایشی D.metel و D.stramonium تحت تاپیر این بیماری رشد کردند. برگ پژمرده و پوست روشن در D.metel گزارش شده است. 
شبیه این بیماری در D.stramonium در هند و لاک نو پیدا شد. 
اولین آلودگی به صورت لکه های نکروزی کوچک در برگ ها مشاهده شد. آلودگی به صورت افقی در میوه ها پخش می شود و میوه ها روشن و پلاسیده می شوند. در دانه های ضد عفونی بیش از همه توده قارچ (میسلیوم ) از طریق سطح دانه ها نفوذ می کند. 

سبب شناسی(میکروب)- کناره های درشت آلترناریا :
کنیدیفورها به صورت فردی یا گروهی ، عمودی , مارپیچ ، گاه گاهی خمیده ، جداجدا ، کمرنگ یا قهوه ای کمرنگ به درازای 90 میکرون و ضخامت 10-7 میکرون با یک یا چندین اثر زخم (ناشی از آلودگی ) دیده می شوند. کنیدیا به طور معمول گاها" تکی در یک زنجیره کوتاه می باشند. پیازی شکل ، جسم اسپور منقاری طویل ، قهوه ای کمرنگ سطح صاف با اندازه 40-15الي 400-120 میکرون و معمولا" با چندین دیواره با رنگ دهانه قهوه ای کمرنگ با جوانه ای به ضخامت 8-4 میکرون روی یک پایه ضخیم با نوك تيز وجود دارد. بر حسب گزارش قارچ ها سمي با منشا گیاهی تولید می کنند.

3- پوسیدگی ریشه :
دو بیماری از ریشه D.innoxia Mill گزارش شده است. گیاهان مبتلا به رنگ زرد دیده می شوند، به تدریج پژمرده می گردند و در نتیجه گیاه به طور كامل از بين ميرود .
تقریبا 20-15 درصد گیاهان مورد آزمایش کشتزارها یافت شده بودند که از بیماری پوسیدگی ریشه تاثیر پذیرفته بودند. (به بیماری مبتلا شده بودند. )
موجودات زنده ای که سبب بیماری می شوند:

هاگ ها یا اندام های اسکلروتیوم رولفزی:
کلونی هایی که روی غده سیب زمینی تشکیل می شوند ، به صورت میسلیوم هایي رشته مانند، باریک و سفيدی هستند و قارچ اسکلروتیا روی سطح سیب زمینی توسعه پیدا می کنند. 
اسکلروتیا تقریبا"کروی شکل است و قطر آن 2-1 میکرون است. در حالیکه میسلیوم های تازه روی یک سطح صاف یا با فرورفتگی و برآمدگی خیلی کم داشته باشند و قسمت های تازه قرار می گیرد. 
این سلول هاي اولیه هیف ها تا کناره ها می توانند گسترش پیدا کنند و به صورت گروهی معمولا" می توانند 9-5/4 میکرون عرض و 350 میکرون طول داشته باشند و یک یا چند اندام گیره مانند که آنها را به میزبان اصلی خود اتصال می دهد ، دارند. 
برای اینکه اسکلروتیا را به طور واضح ببینیم ، می توانیم یک پوست ضخیم به طور یکنواخت از سیب زمینی برداریم. پوست و ناحیه مرکزی شامل یک سری وزیکول هايي است که مواد را ذخیره می کنند. 
بازیدیا کروی شکل هستند و فرم های بازیدیوسپر شفاف ، تقریبا کروی ، گلابی شکل ، 5/4-5/3*7الي /6-5/4 میکرون طول و عرض دارند. 
در گیاه میزبان ، میسلیوم های سفیدرنگ در قسمت بالايي سطح خاک پوشیده شده است. 
آپرسوریوم به صورت شاخه های کوتاه با سرهایی متورم در کناره های پشتی برگ توسعه پیدا می کند. اسکلروتیا معمولا بعد از مرگ گیاه میزبان توسعه پیدا می کند.
روش کنترل :
کنترل معمولی آن شامل ضدعفونی شیمیایی گیاهان ، تنظیم ph خاک و تنظیم مصرف کود های شیمیایی خاک می باشد. 
روش زراعی :
دفن عمیق باقی مانده های محصولات ، تناوب محصولات به نحوی که اغلب سودمند باشد.
استفاده از مواد تدخینی مانند متیل بروماید ، فرمالین نیز سودمند به نظر می رسد. چنین پیشنهاد شده است که برای کنترل قارچ ها پنتا كلرو نيترو بنزن P.C.N.B) )مفید به نظر می رسد.
بیماری دیگر به صورت پوسیدگی ریشه دیده شده که تقریبا شبیه نشانه های همین بیماری در کشتزارها می باشد. 
این بیماری در تمام سنین گیاه تاثیر می گذارد. بیشترین خسارت را روی گیاهان جوان می گذارد . در گیاهان جوان که بیماری مرگ گیاهچه دیده شده بود در ظرف چند هفته گیاهان یا همان گياهان فعال جوان آلوده به این بیماری از بین رفتند ولی این بیماری در گیاهان مسن تر به صورت زرد شدن برگ ها ظاهر می شود.
این بیماری به صورت خیلی سخت و سریع گسترش پیدا می کند که منجر به مرگ و تجزیه گیاهان می شود.
عامل زنده مسبب بیماری :
Corticium solani 

4- موزاییک تغییر شکل یافته :
این ویروس که به صورت حاد است سبب چروکیده شدن و تغییرشکل برگ در D.stramonium می شود. این بیماری اولین بار در واریته هایی از خیار که ویروس موزاییک خیار بودند دیده شده است. 
شیوع این بیماری روی D.innoxia Mill نیز مشاهده شده است. 
نشانه اصلي اين بيماري رگه هاي زردي كه به طرف داخل و برگ تغيير شكل مي دهند ؛ مي باشد.
اين ويروس يا به عنوان ويروس 3 و يا به عنوان ويروس A 3 تعيين مي شود. 
ويروس رشته هاي زبر و پيكر آن تك رشته اي DNA و اين روي ويروس سياه تنباكو تعيين مي شود. 
قبلا" دو ويروس كه به صورت جداگانه از D.stramonium یافت شده بود که به واسطه آنها رگبرگ های گیاه زرد می شدند و برگ ها تغییرشکل می یافتند و اندازه برگ ها کاهش پیدا می کرد. 
ویروسی که روی potato بود و باعث زرد شدن رگبرگها میشد ، این ویروس دی وی وی نامیده می شود و از طریق پیوند این ویروس می تواند چندین میزبان داشته باشد. 
ویروس از طریق مکانیکی یا عاملی انتقال پیدا نمی کند. این ویروس در هند وجود داشت.
از طریق این ویروس شیره ای به وسیله حشره انتقال پیدا می کند. 
روی برگ های D.metel که در زیر میکروسکوپ مشاهده شد نشان داد که این ویروس در سلول های اپیدرم تاثیر می گذارد.
در طی خالص سازی و جداسازی پیکر اصلی ویروس نشان داده شد که شکل اصلی آن به صورت رشته هایي سخت می باشد. 
یک قطعه ویروسی از D.stramonium جدا شده بود که به صورت مکانیکی انتقال پیدا می کند و به وسیله myzus persica در يك منطقه به صورت غيرپارازيتي بود كه داراي شكلي سخت و ميله اي مي باشد.
اين ويروس به صورت جداشده در روي فلفل با لكه سازي تيره و روشن روي رگبرگ ها و روي سيب زميني y پوشي ويروس شناسايي شد. اين ويروس به طور آزمايشي روي گوجه فرنگي آزمايش شد. 
يك بيماري موزاييكي رويD. metel است كه باعث توقف رشد و كاهش اندازه برگ و تيره و روشن شدن روي برگ با تكه ها و يا ناحيه هايي سوختگي كه علامت آن بود ، مي باشد. 
شيوع اين بيماري ابتدا در هند بود. 
انتقال مكانيكي اين بيماري به صورت موفقيت آميز و روي ميزبان هاي ديگر و موثر روي D.stramonium و petunia hylorid و nicotiana plumloayinfolia ديده شده بود. نام آن ويروس را B3 پيشنهاد كردند و عامل اين بيماري روي D.innoxia گزارش شده بود. 
اين ويروس موزاييكي كه روي گياهان نمايش داده شده بود ، نشان داد كه اين ويروس باعث كاهش رشد و عملكرد كمتر و گل و ميوه كمتر در مقايسه با گياهان سالم ميشود . 

6-پ‍ژمردگي ويروسي
  نشانه هاي اين بيماري روي D.stramonium و D.innoxia و D.metel كه رگبرگ هاي روشن به دنبال هم و حالت نكروزه دارند كه اين حالت در سراسر برگ ، ساقه و تنه انتقال پيدا مي كند كه نتيجه آن پژمرده شدن برگ ها به صورت سراسري ميباشد . 
  اين ويروس به صورت غيرپارازيتي به وسيله Myzus persica انتقال پيدا مي كند. 
  البته اين ويروس هنوز به طور كامل شناخته نشده است.

7-كوچك ماندن برگ ها
در گياهان آلوده ديده شده كه رشد آنها كاهش پيدا كرده و برگ ها كوتاه تر و رنگ پريده مي شوند. همچنين آثار كاهش گلدهي نيز نمايان بود. در اين بيماري ميانگره ها كوتاه تر شده و برگ ها شلوغ تر ديده مي شوند. عامل اين بيماري روي D. metel نيز مشاهده شده است . 
ويروس از طريق پيوند با گياهان ديگر روي D.stramonium و D.innoxia انتقال پيدا مي كند. 
8- موزاييكي شدن 

شماري از بيماري هاي ويروس موزاييك روي گونه هاي datura گسترش پيدا مي كند. علامت بيماري به صورت تكه هاي متناوب سبز تيره و روشن ،در اندازه هاي متفاوت روي برگ ها و رشدش كند مي باشد. علامت اين بيماري شبيه به ويروس موزاييك تنباكو ميباشد .
مطالعه به وسيله ميكروسكوپ هاي الكتروني نشان داده است كه اين ويروس مانند ويروس موزاييك تنباكو ميله اي و صاف است. 
دانشمندان در سال 1992 فهميدند كه اين ويروس تاثير سيستميك روي D. metel دارد.  
دو عدد از رشته هاي ويروسي كه به وسيله شيره گياهي منتقل مي شوند ، روي D.innoxia و D. metel باعث بروز بيماري شده و علائم آن شبيه به بيماري موزاييك ميباشد. شيوع آن در هند و آكولاست. 
به طور كلي تاثير اين بيماري روي گياهان به صورت نقاط سبز تيره و روشن تاول هايي روي برگ و تغييرشكل برگ مشاهده شده است .
لايه بالايي برگ به صورت نوارهايي مانند بند كفش روي سطح برگ ظاهر مي شوند. 
اين ويروس به نام ويروس موزاييك D. metel و ويروس D.innoxia ناميده شد. اساس سيتولوژي ويروس به وسيله نژادهايي از ويروس datura تعيين شد. 
يك بيماري ويروسي يكسري از علامت هاي بيماري را توليد مي كند مانند:
روشن تر شدن رنگ رگبرگ ، چين و چروك شدن برگ ، تغيير و بدشكل شدن روي D. metel
اين بيماري بيشتر در زمين هاي باير شيوع دارد.  


[ یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 ] [ 10:47 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
 

14 فوریه (25 بهمن) تاریخچه والنتاین

این روز از دوره امپراتوری یونانیان به شهرت رسید. در یونان باستان روز 14 فوریه به "روز جونز" معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها و الهه ها بود. او همچنین مشهور به خدای  همه الهه ها و زنان و ازدواج ها معروف بود در روز  15 فوریه نیز جشن “lupcrcalia” برگزاز می شد در این روز دختران جوان نام خود را روی کاغذ نوشته در بطری ها یی می گذاشتند و به آب می انداختند، در طرف دیگر رودخانه پسران جوان در انتظار می ایستادند و هر یک بطری را از آب می گرفتند و تا شب 15 فوریه را با دختری که اسم او را از آب گرفته بودند، در جشن شرکت می کردند، گاهی هم این آشنایی ها به ازدواج می انجامید.

 

یونان در دوران امپراتوری "کلادSee full size imageسیوس" روم سراسر آشوب و خونریزی بود و او همیشه در پیدا کردن سرباز برای ارتش خود مشکل داشت و این کمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترک عشق خود می دانست پس همه نامزدی ها و ازدواج ها را لغو اعلام کرد در این میان والنتین، که در روم زندگی می کرد به همراه ماریوس عزم خود را جزم کردند تا زوج های جوان را به طور مخفیانه به عقد هم در آورند. پس از با خبر شدن پادشاه از این قضیه، برای سر والنتین مقدس جایزه تعیین شد تا اینکه سر انجام او در روز  14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسیدبر طبق افسانه ها والنتین مقدس یک متن خداحافظی برای دختر زندانبان که تنها دوست او بود، نوشته آن را این طور به پایان رسانده است: " از طرف والنتین تو"

داستان والنتین مقدس

 والنتین در قرن اول میلادی در روم زندگی می کرد. در آن زمان روم تحت سلطه " کلادسیوس"  بود او یک پادشاه جنگ جو بود که دوست داشت سربازان برای حضور در سپاهش داوطلب شوند، ولی مردها نمی خواستند بجنگند. همانطور که گفته شد "والنتین" که درآن زمان یک قدیس بود با او به مبارزه برخاست و وقتی زندانی شد بسیاری از کسانی که او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند، آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از دریچه های دیوار به داخل زندان پرتاب می کردند.

یکی از ملاقات کنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت می کردند، روزی که قرار بود والنتین کشته شود، نامه ای برای تشکر از دوستی و وفاداری اش برای او نوشت که با جمله valentine love from your خاتمه می یافت.

در نقاط مختلف در این روز مراسم مختلفی برگزار می شود که از جمله آنها می توان به مراسم ولز در بریتانیا اشاره کرد:

در ولز در روز 14 فوریه زوجهای جوان به هم قاشق های چوبی هدیه می کنند که روی آن را با قلب و کلید تزئین کرده اند این اشیای تزئینی به این معناست که "عشق تو، قفل قلب مرا باز کرد".

هدیه روز والنتاین

والنتاین روز عشق، احترام و صمیمیت بیشتر است. گل رز، عروسک فانتزی و شکلات هدایای اصلی این روز هستند ولی می توان هدیه غافلگیر کننده دیگری را هم در نظر گرفت. خانم ها معمولا از گل به تنهایی به عنوان هدیه چندان خوشحال نمی شوند. ولی در صورتی که بفهمند شما فراموش کرده اید گل بخرید جنگ جهانی سوم به راه خواهد افتاد.

 

سه پیشنهاد از طرف من

1-   پایین نامه های عاشقانتون بنویسین از طرف والنتین تو بعد اسم خودتونو بنویسید. مثلا من پایین نامه خودم می نویسم "از طرف والنتین توچاسب".

2-   معمولا هر سال یه عروسک واسه والنتاین مد میشه اونم یک روز قبل از والنتاین، حتما تهیه کنید. پارسال خوک عروسک والنتاین بود.

3-    هدیه های اصلی روز والنتاین شمع های فانتزی، گل رز، عروسک و جعبه های خوشگل شکلات... پسرا به دخترا شمع و گل بدن، دخترا به پسرا عروسک  و شکلات بدن.

 

 

                         خیلی خیلی دوست داشتم دارم و خواهم داشت

به امید دیدار

                        

[ شنبه دهم بهمن 1388 ] [ 10:26 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

موتور ساخت شركت موتورسازی سیزو دیزل فنلاند ( Sisudiesel ) بوده و در طراحی تخصصی آن شرایط دشوار عملیات زراعی مد نظر قرار گرفته است. موتور از نوع 4 سیلندر توربوشارژ مجهز به اینتر كولر بوده و بر اساس استاندارد ISO14396 توانی معادل 122 اسب بخار را دارا می‌باشد. رعایت مواردی همچون حفظ دور مشخصه موتور در یك سطح عملی و قابل قبول، افزایش میزان گشتاور در دورهای پایین موتور، تثبیت گشتاور در محدوده مناسبی از تغییرات دور موتور، افزیش راندمان با مصرف سوخت قابل قبول و . . . سبب شده است تا كارآیی موتور بهبود یابد. 

 



گیربكس

نیروی محرك حاصل از موتور، از طریق یك عدد كلاچ تك صفحه‌ای خشك ( مجهز به پمپ روغن ) تامین می‌گردد.

گیربكس دستگاه مجهز به دنده كمك (دنده سبك و سنگین )، دنده اصلی (1،2،3،4) و دنده اتوماتیك دلتا پاور شیفت (دندهIII،II،I) است كه در مجموع تعویض 24 دنده مختلف را امكان پذیر می‌سازد.

همچنین با بهره گیری از یك اهرم دنده عقب/ جلو امكان تغییر مسیر حركت وجود دارد. افزایش استفاده از دنده های سینكرونه سبب شده است تا هزینه تعمیرات این نوع گیربكس در مقایسه با گیربكس های كاملاً پاورشیفت كاهش یابد.

سرعت حركت در 12 دنده سنگین بین 2.5 تا 12.5 كیلومتر در ساعت می‌باشد كه مناسب كلیه عملیات كشاورزی بوده و در 12 دنده سبك نیز این سرعت به 9 تا 40 كیلومتر در ساعت می رسد كه در عملیات حمل و نقل جاده‌ای كاربرد دارد.

 



 

  اكسل جلو 

اكسل محرك جلو از نوع كشاورزی بوده و نیروی حركتی خود را از گاردان سمت جلو جعبه دنده تامین می‌كند و مجهز به قفل دیفرانسیل لغزش محدود است كه در مواقع نیاز خودبخود عمل می‌كند.



خلاص و درگیر شدن دیفرانسیل جلو به وسیله سیستم الكتروهیدرولیكی صورت می‌گیرد. وقتی توسط كلید مربوطه دستگاه را در حالت چهار چرخ محرك قرار می‌دهید، فنرهای بشقابی، مجموعه لنت‌های مربوطه را به یكدیگر فشرده و گاردان به حركت در می‌آید. بدین ترتیب نیروی محرك به چرخ‌های جلو نیز انتقال می‌یابد.

وقتی موتور خاموش باشد، به دلیل عدم خنثی سازی فشار فنرهای بشقابی توسط فشار هیدرولیك، سیستم چهار چرخ در حال درگیری خواهد بود. همچنین با فشردن پدال ترمز نیز دیفرانسیل جلو به طور موقت درگیر خواهد شد تا نیروی ترمز به چرخ‌های جلو نیز، انتقال یابد و ترمز مطمئن‌تری گرفته شود.

 

سیستم PTO

مكانیزم قطع و وصل حركت پی‌تی‌او (PTO) یا شافت خرمنكوب از نوع الكتروهیدرولیكی بوده و امكان بهره گیری از دورهای استاندارد 540 و 1000 دور در دقیقه توسط یك وجود دارد. طراحی این سیستم به گونه‌ای است كه با فشردن یك كلید، بدون نیاز به گرفتن پدال كلاچ، راه اندازی و توقف حركت شافت پی‌تی‌او، به نرمی صورت گرفته و در نتیجه عمر مفید كلاچ پی‌تی‌او افزیش می‌یابد. این سیستم به دو عدد شافت 6 خار و 21 خار مجهز است كه تعویض آن به سادگی امكان پذیر است. همچنین در هنگام كار با شافت پی‌تی‌او در حالت درجا، به منظور ایمنی یك عدد فیش قطع كن اضطراری، در قسمت بیرونی كابین تعبیه شده است كه در مواقع اضطراری و خطر با خارج ساختن آن از محل خود (مثلاً توسط دست یا یك ریسمان) می‌توان به سرعت نسبت به توقف حركت PTO اقدام كرد.

  



سیستم هیدرولیك

سیستم هیدرولیك دستگاه شامل دو مدار كم فشار ( 18 بار ) و پر فشار ( 180 بار ) است كه توسط یك عدد پمپ دنده‌ای دوقلو (با دبی 30 و 73 لیتر در دقیقه) تغذیه می‌شود. مدار كم فشار، روغن مورد نیاز برای روغنكاری كلیه چرخ دنده‌ها و هم چنین فشار لازم بری درگیر كردن كلاچ‌های هیدرولیكی گیربكس دلتا پاور شیفت، پی‌تی‌او، قفل دیفرانسیل عقب و سیستم چهار چرخ محرك (4WD) را تأمین می كند. مدار پرفشار نیز، روغن مورد نیاز جهت سیستم فرمان هیدرواستاتیك، جك‌های بالابر بازوهای عقب و خروجی‌های هیدرولیك را تأمین می‌كند. بازوهای جانبی عقب با استفاده از دو عدد جك هیدرولیك مجزا قادرند تا نیروی بالابری حدود 5.5 تن را اعمال كنند. اتصال سه نقطه این دستگاه تیپ II بوده و بازوهای عقب به دو جفت قرقری ( معمولی و لبه‌دار ) مجهز هستند. همچنین سیستم هیدرولیك تراكتور به دو عدد مقسم خروجی هیدرولیك مجهز است كه هر مقسم دارای یك اهرم كنترل در داخل كابین و یك جفت كوپلینگ اتصال سریع در پشت كابین است. هر مقسم می‌تواند به سادگی متناسب با جك هیدرولیك مورد استفاده به وسیله اپراتور به صورت یكطرفه یا دوطرفه تنظیم شود.

 

كنترل اتوماتیك بازوهای عقب

به منظور سهولت در امر كنترل حركت بازوهای جانبی تراكتور، عملیات فرماندهی و كنترل شیربرقی جك‌های هیدرولیك بر عهده یك سیستم الكترونیكی و در رأس آن یك واحد كنترل برنامه‌ریزی شده ( جعبه سیاه ) گذاشته شده است. با تنظیم سیستم كنترل اتوماتیك توسط اپراتور ( راننده تراكتور )، این سیستم كنترل موارد زیر را بر عهده خواهد گرفت:



 

· كنترل سرعت پایین رفتن بازوها با توجه به سنگینی بار وارده.

· كنترل حداكثر ارتفاع بالا رفتن بازوها به منظور ایمنی و تعادل.

· كنترل حداكثر پایین رفتن بازوها به منظور كنترل عمق ادوات.

· كنترل عكس العمل بازوها نسبت به نیروی كشش وارده از سوی ادوات.

· كنترل تعادل تراكتور هنگام حمل ادوات سنگین در جاده به ویژه در سرعت‌های زیاد.

· امكان عمق‌گیری سریع ادوات در هنگام شروع حركت در ابتدای هر راه شخم.

· امكان ایجاد حالت تعلیق یا شناوری بازوها در حین كار با كارنده ها.

· امكان حركت تدریجی بازوها با استفاده از كلیدهای روی گلگیر در هنگام نصب ادوات.

از دیگر كنترل‌های اتوماتیك تعبیه شده در این تراكتور، در گیر شدن چهارچرخ محرك (4WD) در زمان فشردن جفت پدال ترمز یا كشیدن ترمز دستی به منظور درگیری بهتر چرخ ها با زمین و همچنین قطع كردن قفل دیفرانسیل عقب در زمان فشردن هر یك از پدال‌های ترمز یا بالا بردن بازوها به منظور ایمنی است.

 

كابین

در طراحی كابین رعایت اصول ارگونومی مدنظر بوده و علاوه بر زیبایی و میدان دید عالی، استحكام و ایمنی آن نیز مورد توجه بوده است. طراحی پانل سمت راست راننده به گونه‌ای است كه ضمن افزودن به زیبایی آن، گنجایش كابین را نیز افزایش داده است. داشبورد جلو دستگاه (AGRO LINE) یكی از زیباترین و مدرن‌ترین داشبوردهای موجود بوده و در كنار تركیبی از درجات مختلف مربوط به دور موتور، درجه حرارت آب و میزان گازوئیل و هم چنین لامپ‌های هشدار دهنده مختلف، مجهز به یك نمایشگر LCD است كه مواردی مانند زمان، درجه حرارت روغن هیدرولیك، میزان بالا رفتن بازوهای هیدرولیك، مسافت طی شده، دور شافت پی‌تی‌او، ساعت كار تراكتور و سرعت حركت را نشان می‌دهد. كالیبراسیون داشبورد جلو نیز برای نمایش صحیح اعداد امكان پذیر است.



 

 




از دیگر امكانات كابین می‌توان به كولر، بخاری، پنكه، فیلتراسیون هوای داخلی و خارجی، فندك، صندلی كاملاً قابل تنظیم با امكان چرخش به راست، صندلی تاشو همراه، فرمان كمرشكن با ارتفاع قابل تنظیم و دیگر تجهیزات رفاهی اشاره كرد.

[ دوشنبه بیست و یکم دی 1388 ] [ 17:48 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


غلات    

تعریف
غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.

گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.


تاریخچه
هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است.
بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.

همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.


انواع غلات
•    گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.
•    برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.
•    ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.
•    جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.
•    ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.
•    جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.
•    چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.


اهمیت امروزی غلات
در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.

امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد.
همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم
هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند. یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد.

جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است.
معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند.

غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند.


ساختمان دانه غلات
دانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.


مراحل رشد غلات
دوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:
1.    جوانه زنی: این مرحله با نفوذ ریشه در پوست دانه و غشای تخمدان آغاز می شود. ریشه ی اولیه چندان پر پشت نیست، اما ریشه های ثانویه که شامل ریشه های نا بجا هم می شود، در مراحل اولیه رشد به وجود خواهند آمد که این ریشه های ثانویه قوی تر بوده و قدرت کافی برای نگه داشتن گیاه در خاک را دارند.
2.    پنجه زنی: پس از آن که اولین برگ های گیاه سطح خاک را شکافت و ساقه اصلی شروع به رشد نمود، مرحله پنجه زنی آغاز می گردد؛ یعنی جوانه های موجود در محل اتصال برگ های پایینی به ساقه، فعال شده و شروع به رشد می کنند.
3.    تشکیل روزت: برگ های گیاه در فاصله ی دو مرحله پنجه زنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند می شوند و مجموعه ای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد می کنند. این مرحله را تشکیل روزت می نامند.
4.    ساقه رفتن: در این مرحله ساقه طویل می شود. در اوایل این مرحله، گل آذین هم تشکیل می شود.
5.    تشکیل گل آذین: در این مرحله گل آذین بوته از داخل غلاف خارج می شود. گل کردن غلات معمولاً زمانی که گل آذین داخل غلاف است یا بلافاصله پس از تشکیل گل آذین صورت می گیرد. گل های گیاهان خانواده گرامینه، به صورت گروهی به وجود می آیند. منظور از گل آذین، آرایش گل یا طرز قرار گرفتن گل روی ساقه است. مجموع چند گلچه که روی محور گل آذین است را سنبلچه می گویند.
6.    میوه: زمانی که میوه می رسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه می چسبد. این گونه میوه ها را گندمه گویند، مثل دانه گندم، ذرت و چاودار. دانه بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی می ماند، مثل برنج و جو.


برداشت محصول
برداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.

وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد.
در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند.
[ شنبه نوزدهم دی 1388 ] [ 1:55 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

لف – دما

دما يكي از فاكتورهاي مهم در توليد گياهان زراعي است كه مي تواند تاريخ كاشت وفرآيند رشد ونمو را تحت تاثير قرار دهد . حداقل درجه حرارت برای جوانه زنی 15 درجه ومناسب ترین درجه حرارت جهت رشدو نمومطلوب  35-25 درجه سانتی گراد است . اين گياه نياز به آب وهوايي گرم داشته ودماهاي پايين رشد آن را كاهش مي دهد .

ب- خاک

درانواع خاک های زراعي با بافتهاي سبک تا سنگین با اسیدیته 8-6 قابل کشت وکاراست . در همه گونه خاك به ويژه خاك هاي بومي حاصلخيز وزهكشي شده به خوبي رشد مي كند . اين گياه تا اندازه اي دربرابر شوري خاك پايداري نشان مي دهد . مناسب ترين خاك براي كاشت اين گياه ، خاك هاي آبرفتي عميق وحاصلخيز سنگين است . در حقيقت حاصلخيزي خوب خاك ، زهكشي وحرارت مناسب و طولاني سه عامل عمده موفقيت در كشت سورگوم  مي باشند

آبیاری 

چنان که آزمایشات نشان داده‌است که سورگوم برای تولید یک کیلوگرم ماده خشک به ۳۳۲ لیتر آب نیاز دارد در صورتی که این نیاز آبی برای ذرت ۳۶۸ لیتر، جو ۴۳۴ لیتر و گندم ۵۱۴ لیتر است. رشد سورگوم در دوره خشک در مواجه با کم آبی متوقف می‌شود و با شروع بارندگی یا آبیاری، دوباره شروع می‌شود. این گیاه رطوبت بیش از حد را نیز بهتر از سایر غلات منهای برنج تحمل می‌کند. در مقایسه با ذرت که درصورت زیادی آب در پای بوته از بین می‌رود، سورگوم در چنین شرایطی، به رشد خود ادامه می‌دهد. بهتراست آبیاری های اولیه به فاصله 3-2 روز انجام پذیرد . با ظهورگیاهچه درسطح خاک فواصل آبیاری را افزایش داده ومی توان هر7 روز یک بار اقدام  به آبیاری نمود . با توجه به مقاومت بالاي سورگوم به خشكي مي توان پس از استقرار يعني رسيدن به ارتفاع حدود 50 سانتي متر در صورت فراهم نبودن و يا كافي نبودن آب آبياري ، فواصل آبياري را زياد كرد . دراين ميان نقش بافت خاك و شرايط دماي منطقه حائز اهميت است.  

تاریخ کشت : درشرایط استان بوشهراواسط اسفند ماه تا اوایل خرداد زمان مناسبی است .

روش کشت

بهترین روش کشت به صورت خطی و یا ردیفی استكه با توجه به شرايط مناسب اقليمي از نظر درجه حرارت ، رطوبت وحاصلخيزي خاك ، ميزان فواصل بين خطوط كشت وبذر مصرفي متفاوت است .جوانه زني مناسب سورگوم زماني كه درجه حرارت خاك بين 20 تا 30 درجه است ، اتفاق مي افتد. كاشت بذر بايد در عمق  4-2 سانتي متر بسته به رطوبت وبافت خاك انجام گيرد . فشرده كردن بستر بذر پس از كاشت به ويژه اگر خاك خشك باشد مطلوب است . میزان بذر مصرفی با توجه به شرایط محیط بین 20 -15 کیلوگرم متغیراست . به طوركلي مي توان گفت كه مناسب ترين فاصله بين رديف ها در مورد سورگوم علوفه اي 50 سانتي متر مي باشد .ذكر اين نكته لازم است كه فاصله رديف ها اثر ناچيزي ير توليد كل علوفه دارد ولي دام هاي چرا كننده مي توانند به كشت هاي رديفي يا كرتي آسيب برسانند لذا ميزان كاشت وفاصله رديف ها به نوع مصرف مورد نظر دارد . به اين دليل كه گياه سورگوم از گياهان پنجه زننده است عملكرد نهايي بستگي كمي با تراكم كاشت دارد . با اين توضيح كه در تراكم هاي پايين تر پنجه زني بيشتر و در تراكم بالاتر ،    پنجه زني كمتر خواهد بودوتراكم تاثير نامحسوسي در عملكرد نهايي خواهد داشت.

کوددهی

بهتراست براساس آزمون خاک کوددهی انجام شود اما معمولا بین 250 -200 کیلوگرم فسفات آمونیم به صورت قبل از كاشت  ، 100 کیلوگرم پتاس هنگام كاشت و400-300 کیلوگرم درهکتار اوره توصیه شده است . در آب وهواي گرم ومرطوب در اثر كاربرد 400 كيلوگرم در هكتار نيتروژن ويا بيشتر از آن ، 15 تا 20 تن ماده خشك علوفه اي در هكتار توليد شده است . سورگوم مانند ديگر گياهان خانواده غلات در برابر افزايش كودهاي نيتروژنه ( ازته) واكنش مثبتي در افزايش عملكرد دارد و هر اندازه كودنيتروژن برحسب نياز گياه و به صورت صحيح تامين گردد منجر به افزايش كمي وكيفي علوفه خواهد شد .بيشترين كيفيت علوفه سيلويي زماني حاصل مي شودكه كه خاك به لحاظ عناصر غذايي به ويژه نيتروژن ، غني باشد . مصرف زیاد کود نيتروژنه باعث تجمع ماده سمی اسیدپروسیک شده وبرای دام خطرناک است . بايستي از مصرف بي رويه كود اوره خود داري نمود ، زيرا منجربه تجمع مقادير بالاي ماده سمي اسيد پروسيك شده وبراي دام خطرناك است .

اهميت نيتروژن در رشد وعملكرد علوفه

از ضروريات توليد محصول زياد هيبريدهاي سورگوم علوفه اي نياز به مواد غذايي كافي ومتعادل در طول دوره مي باشد . نيتروژن يكي عناصر اصلي مورد نياز گياه درتغذيه است ود بيشتر خاك ها كمتر ازنياز گياه وجود دارد . كمبود آن يكي از عوامل محدود كننده رشد محسوب مي شود . توليد محصول مناسب از زراعت سورگوم علوفه اي بستگي به تامين كودهاي نيتروژنه مصرف شده دارد ونياز گياه به اين عنصر بيش از ساير عناصر غذايي است . ارقام هيبريد سورگوم نسبت به ارقام معمولي نيتروژن بيشتري نياز دارند .نيتروژن توليد ماده خشك گياهي سورگوم علوفه اي را به دليل افزايش سطح برگ ، اندازه وطول عمر برگ ها ، پنجه زني وبقا ء برگ ها ، دوام سايه انداز گياهي را افزايش مي دهد ورسيدن گياه را سرعت مي بخشد . بنابراين اثرات كلي كاربرد نيتروژن با استفاده از منبع كودي نظير كود اوره را مي توان به افزايش فعاليت هاي متابوليكي گياه ، تسريع اغلب فرآيندها وتغيير كل قدرت جذب گياه نسبت داد . 

 s

[ یکشنبه سیزدهم دی 1388 ] [ 2:49 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

دانه خلر (Lathyrus sativus) يكي از بقولات دانه‌اي است كه در نواحي مختلف ايران به ويژه در منطقه غرب و شمال غرب ، كشت و به صورت سنتي در تغذيه دامها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اطلاعات چنداني در مورد ارزش غذايي اين دانه در دسترس نمي‌باشد. به همين دليل تركيب شيميايي و قابليت هضم مواد مغذي اين دانه مورد بررسي قرار گرفت . مطالعه هضمي با استفاده از حيوان زنده و روش جمع‌آوري مدفوع صورت گرفت . براي اين منظور از پنج راس گوسفند سنجابي (وزن زنده 43+0/5 كيلوگرم) استفاده شد. در اين آزمايش هضمي تغذيه گوسفندان در سطح نگهداري بود و از سورگوم وحشي ياقياق (Sorghum halepense) به عنوان جيره پايه استفاده گرديد. ميانگين ضرايب قابليت هضم ماده خشك ، ماده آلي، پروتئين خام، چربي خام، الياف خام و ان - اف - اي (Nitrogen Free Extract) دانه خلر به ترتيب برابر 82/11، 79/76، 82/74، 68/39، 60/49 و 84/17 درصد تعيين شد. همچنين تركيب شيميايي چندين نمونه دانه خلر جمع‌آوري شده از مناطق مختلف دو استان كرمانشاه و همدان، تعيين گرديد. ميانگين ماده خشك ، خاكستر خام، پروتئين خام، چربي خام، الياف خام، ان - اف - اي ديواره سلولي (Neutral Detergent Fiber)، ديواره سلولي بدون همي سلولز (Neutral Detergent Fiber)، همي سلولز و جزء كربوهيدرات محلول در شوينده خنثي (Neutral Detergent Soluble Carbohydrate) به ترتيب معادل 93/75، 2/96، 29/98، 2/71، 5/57، 58/79، 16/59، 12/69، 3/91 و 47/74 درصد بود. ارزش انرژي‌زايي نمونه‌هاي دانه خلر مناطق مختلف به صورت مقدار كل ماده مغذي قابل هضم، انرژي قابل متابوليسم و واحد علوفه‌اي بررم محاسبه گرديد. ميانگين اين مقادير به ترتيب برابر 81/82 درصد، 13/31 مگاژول در كيلوگرم ماده خشك و 0/96 برآورد گرديد. بين نمونه‌هاي دانه خلر مناطق مختلف از لحاظ تمام پارامترهاي اندازه‌گيري شده، تفاوت معني‌داري وجود نداشت . به نظر مي‌رسد كه دانه خلر به عنوان يك منبع خوراكي با ميزان پروتئين خام و قابليت هضم مواد مغذي بالا و ميزان الياف خام، ديواره سلولي و ديواره سلولي بدون همي سلولز پايين، مي‌تواند در تغذيه نشخواركنندگان به نحو مطلوبي مورد استفاده قرار گيرد.

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 10:1 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

;نیشکر با نام علمی گیاه غول پیکری از تیره غلات (Gramineae) است که به صورت چند ساله برای برداشت ساقه حاوی قند آن تولید میشود . ساقه نیشکر دارای مغز است که قند در آن ذخیره می گردد ذخیره ساکارز بیشتر در قسمتهای مرکزی و پایین انجام می شود .وجود عناصر معدنی در شربت قند بر کریستاله شدن قند اثر نا مطلوب دارد .

سازگاری:

نیشکر محصول مناطق حاره و نیمه حاره ای می باشد . تولید نیشکر در آن نواحی که میانگین حرارت ماهیانه طی حداقل 8 ماه از سال حدود 20 درجه سانتیگراد یا بیشتر باشد امکان پذیر است ، مشروط بر آنکه در هیچ ماهی از سال یخبندان وجود نداشته باشد . حرارتهای حدود 20 درجة سانتیگراد درخاک برای رشد ریشه ها مناسب است و حرارتهای کمتر از این مقدار موجب محدودیت رشد ریشه می گردد . حرارتهای کمتر از 5 درجه سانتیگراد نیز ممکن است به برگها آسیب رساند . حساسیت نیشکر به کمبود نور شدید است و پنجه زدن آن به مقدار زیادی نور نیاز دارد . مقاومت نشکر به خشکی در بعضی ارقام زیاد است . با این حال ، نیشکر به بالا بودن رطوبت خاک و محدودیت زهکشی نیز چندان حساس نمی باشد . نیشکر به شوری خاک نسبتاً مقاوم می باشد .

کود شیمیایی:

 نیاز نیشکر به عناصر غذائی زیاد است . هر تن ساقه نیشکر برداشتی موجب خروج 45/0 تا 9/0 کیلوگرم ازت و همین مقدار اکسید فسفر ، 8/1 تا 5 کیلوگرم اکسید پتاسیم و 45/ تا 8/1 کیلوگرم کلسیم از خاک می گردد . نیشکر در تمام خاکها نسبت به ازت واکنش نشان می دهد . زمان دادن کود ازته ، مقدار ازت در خاک و اثر آن بر قند در نیشکر مشابه چغندر قند است . عکس العمل نیشکر به کود فسفره به نوع خاک بستگی دارد .معمولاً مقدار 400تا 500کیلوگرم اکسید فسفر را قبل از کاشت به خاک می دهند .عکس العمل نیشکر به پتاسیم نیز به خصوصیات خاک بستگی دارد .کمبود پتاسیم منجر به پیدایش ساقه های لاغر و نرم می گردد و درصد قند را کاهش می دهد .استفاده از کود پتاسیم در نواحی جنوبی ایران ضروری بنظر نمی رسد ، بخصوص اینکه با سوزاندن برگها در جریان برداشت مقداری از پتاسیم مصرفی به خاک برگشت داده می شود .

کنترل علفهای هرز:

رقابت علفهای هرز در اوایل دوره رشد نیشکر اهمیت دارد . علف کشهای قبل از سبز شدن مانند آترا زین می تواند علفهای هرز را بین 4 تا 12 هفته پس از کاشت ( بسته به شرایط ) کنترل نماید . پس از هر برداشت نیز می توان این علف کش را بین ردیفها پاشید .

آفات و امراض:

کرم ساقه خوار نیشکر و سوسک نیشکر دو آفت مهم نیشکر در ایران بشمار می رود .خسارت کرم ساقه خوار نیشکر (sesamia nonagrioides) توسط لاروها انجام می شود که صورتی رنگ بوده و طول آنها به 30 تا 35 میلی متر می رسد . لاروها ابتدا از پانشیم غلاف برگ تغذیه کرده و سپس به داخل ساقه نیشکر وارد شده و از بافت داخلی تغذیه می کند . و باین طریق موجب خشکیدن جوانه انتهایی ساقه می گردد . ظاهراً پارازیت های طبیعی جمعیت این آفت رادر حد غیر اقتصادی نگهداشته و سمپاشی ضرورت ندارد . سوسک نیشکر یا سوسک ذرت با نام علمی Pentodon iniota یکی از آفات عمومی محصولات زراعی است که به نیشکر نیز حمله می کند . این سوسک حشره ای است به رنگ بور متمایل به سیاه و طول 20 تا 24 میلی متر که به قلمه و اندامهای زیرزمینی نیشکر خسارت وارد می سازد . حشره کامل و لارو آن هر دو از مغز قلمه و ساقه در زیر خاک تغذیه می کند . برای مبارزه با این آفت می بایستی بقایای گیاهی آلوده و علفهای هرز را زا خاک خارج و جمع آوری نمود . کنترل شیمیایی با پاشیدن حشره کشها قبل از شخم و با استفاده از طعمه مسموم امکان پذیر می باشد . بیماریهای سیاهک ، موزائیک و بوته میری آوندی نیشکر بطور پراکنده و موضعی در روی بعضی ارقام نیشکر در خوزستان مشاهده گردیده اند ، ولی در حال حاضر اهمیت اقتصادی آنها زیاد نیست . استفاده از ارقام مقاوم مهمترین راه مبارزه با این بیماریهاست .

برداشت:

 نیشکر با خنک شدن هوا در اوایل پائیز شروع به رسیدن می کند و مقدار زیادی مواد قندی در آن ذخیره می شود . در ایران ابتدا مزرعه را آتش می زنند تا برگها بسوزد .در صورتیکه برگها بخوبی نسوزد ، می توان ابتدا برگها را با علف کش گراماکسون خشکانید و 5 تا 9 روز بعد مزرعه را آتش زد برای سمپاشی می توان از هواپیما استفاده کرد .پس از سوزانیدن برگها نسبت به بریدن ساقه ها از نزدیکی سطح خاک اقدام نموده و قسمت فوقانی ساقه را که قند کمی دارد قطع می کنند ( حدود 20 تا 30 سانتی متر فوقانی که میانگره ها بخوبی تشکیل نشده اند ) . ساقه ها را روی تریلرها بار نموده و کارخانه می برند .

موارد استفاده:

 ساقه تازه نیشکر دارای 90 درصد عصاره است که حاوی 12 تا 17 درصد ساکرز می باشد . از هر تن ساقه تازه نیشکر حدود 85 تا 110 کیلوگرم قند استخراج می گردد . ملاس و تفاله دو محصول جنبی نیشکر است . از ملاس برای تهیه الکل و نیز تغذیه دام استفاده می شود . از تفاله در تهیه کاغذ ، مقوای ساختمانی و پوشهای دیگر استفاده می گردد . تفاله می تواند بعنوان بستر مرغ و دام  نیز مصرف شود .

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

 در شرايط خوزستان

نيشكر از جمله گياهان زراعي محسوب مي گردد كه در طول دوره رشد به مقادير زياد نيتروژن نياز دارد. افزايش راندمان كاربرد اين عنصر ريز مغذي و مقدار نيتروژن بر شاخص بازده نيتروژن در نيشكر اين آزمايش در قالب كرتهاي خرد شده بر پايه طرح بلوكهاي كامل تصادفي و در سال زراعي 1376-1375 در مزرعه تحقيقاتي شركت كشت و صنعت كاروان اجرا گرديد. كرتهاي اصلي در شش سطح در بر گيرنده تيمارهاي عناصر ريز مغذي و كرتهاي فرعي در سه سطح شامل مقادير مختلف كود نيتروژن بود . كاربرد كودهاي عناصر كم مصرف فاقد هر گونه اثر معني دار بر كليه پارامترهاي تحت بررسي بودند. با افزايش مصرف كود نيتروژن محتواي نسبي نيتروژن گياه و مقدار جذب اين عنصر بصورت معني دار كاهش يافت. هر چند تفاوت تيمارهاي كاربرد كود نيتروژن در پارامترهاي اخير معني دار نبود. اين آزمايش نشان داد كه هر چند كليه پارامترهاي بازده نيتروژن تحت تاثير مقدار كود نيتروژن مصرفي قرار مي گيرد ليكن در شرايط عمومي آزمايش انجام شده مصرف عناصر ريز مغذي فاقد هر گونه تاثير مشخص و محسوس بر واكنش گياه نيشكر به كود نيتروژن مي باشند. بمنظور اتخاذ استراتژي مناسب جهت كاهش از دست رفتن نيتروژن، بررسي مسيرهاي اتلاف نيتروژن مصرفي مي تواند بعنوان موضوع تحقيقات بعدي مي تواند مورد نظر قرار گيرد .

 //     نيترات آمونيم:
    معايب: جاذب الرطوبه اي بودن، كلوخه اي شدن، خطر انفجار، (به هنگام انبار، نيترات آمونيم نبايد در مجاورت مواد روغني نگهداري شود. همچنين به دليل جذب رطوبت، درب نايلوني كيسه ها باز نشود) (ملكوتي، م.ج.1378).
    مزايا: درصد تلفات تصعيد (به صورت آمونيم) كمتر از اوره است (چون آنيون نگهدارنده آن (نيترات) قوي تر از كربنات (آنيون) موجود در اوره است. ارجحيت مصرف براي درختان ميوه: به دليل دارا بودن دو يون قابل جذب (نيترات و آمونيم بر مصرف اوره ترجيح داده مي شود. در مراتع و ديمزارها مخصوصا در مناطق سردسيري، مصرف نيترات آمونيم بر اوره (در صورت تقسيط) ارحج است. نيترات آمونيم را نمي توان در شاليزارها استفاده نمود (به دليل آبشويي سريع نيترات و عدم نياز برنج به نيترات) تحت چنين شرايطي مصرف آمونيم ترجيح داده مي شود.
    مصرف نيتروژن در سبزيجات
    تغذيه: گياهان همانطور كه قادرند از راه ريشه نيتروژن موردنياز خود را جذب كنند از راه برگ نيز مي توانند نيتروژن را به صورت آمونيم، نيترات و اوره جذب كنند.
    در سبزي هايي كه عمر كوتاه و رشد سريع دارند مانند تربچه كه سي روز از كاشت تا برداشت طول مي كشد يك بار مصرف نيتروژن تكافوي نياز گياه را مي نمايد. در صورتي كه در مورد فلفل كه هشت ماه در زمين است و مرتب محصول مي دهد چند بار مصرف كود ضرورت دارد.
    در نواحي مرطوب بهتر است ثلث يا ربع كود نيتروژنه را قبل از كاشت و مابقي را به صورت تقسيط مصرف شود. در سبزي هايي مثل فلفل، بادمجان، گوجه فرنگي و نظاير آن كه در طول فصل رشد محصول مي دهند، بهتر است كود سرك در دو يا سه نوبت مصرف شود.
    گياهان كليسم گريز يا گياهاني كه به خاك هاي اسيدي سازش يافته اند و گياهاني كه به پايين بودن پتانسيل اكسيداسيون و احياء خاك سازش يافته اند آمونيم را ترجيح مي دهند. گياهان كلسيم دوست يا گياهاني كه در خاك هاي قليايي با پ هاش بهتر مي رويند نيترات را بهتر مصرف مي كنند. آمونيم بر خلاف نيترات، تنفس ريشه را افزايش مي دهد. در مواقع گرم معمولازيرخاك كردن كودهاي نيتروژنه ضروري است چون حرارت هوا ممكن است باعث تلفات كود شود.
    شيره گياهي اخذ شده از دمبرگ گياه بهترين نمايه جهت تعيين وضعيت تغذيه اي نيتروژن گياه است، چرا كه نسبت به نوسانات تامين نيتروژن براي گياه بسيار حساس تر از پهنك است. مقدار عناصر غذايي در گياه حتي الامكان مي بايست درحد متوسط و يا حتي در نيمه بالاتر محدوده كفايت باشد. تحت اين شرايط است كه مي توان اطمينان حاصل كرد كه حتي در حضور تمام عواملي كه منجر به ايجاد اختلال در گياه مي شود احتمال وجود دارد گياهان با تمام عناصر غذايي موردنياز به حد كفايت تغذيه گرديده اند.
    براي توصيه كودي نيتروژن، دو روش تجزيه گياه و آزمايش خاك مكمل يكديگرند و بايستي با همديگر استفاده شوند.
    كمبود: در خيار و طالبي اولين علايم كمبود نيتروژن روشني رنگ و توقف رشد برگهاست. رنگ سبز طبيعي برگ ها، روشن يا زرد مي شود و در موارد كمبود شديد، تمام كلروفيل از بين مي رود.
    شاخه ها باريك شده و سخت و فيبري مي شوند.
    ميوه هاي خيار مبتلابه كمبود رنگ روشن داشته و در محل گل، نوك آنها باريك مي شود. ميوه هاي طالبي در صورت كمبود نيتروژن كوچك مي شود. عموما بيشتر مواقع در سبزيجات اول بهار كه بارندگي سنگين است كمبود نيتروژن ظاهر مي شود.
    چنين كمبودي ممكن است در مرحله رسيدن محصولات نيز ديده شود. زماني كه درجه حرارت سرد شب ها تجمع كربوهيدرات ها را تسهيل كند اگر نيتروژن كافي فراهم باشد توليد محصول زياد خواهد شد. بارندگي هاي شديد، نيترات خاك را از عمق ريشه شستشو مي دهد و در اعماق پايين پروفيل خاك تجمع مي دهد. پس از پايان فصل بارندگي، نيترات خاك به صورت گاز درآمده و از خاك خارج مي شود.
    پس از پايان فصل بارندگي، خاك هايي كه دچار شستشو شده اند ميزان نيترات كمي در اختيار خواهند داشت.
    مواد آلي: زماني كه مواد آلي در خاك تجزيه مي شوند اولين فرم معدني نيتروژن كه آزاد مي شود آمونيم است. مواد آلي مثل كاه و كلش باعث كاهش فرم نيتراته در خاك مي شوند (نسبت C.N بالادارند- براي تجزيه شدن نيتروژن خاك را مصرف مي كنند.)
    مواد گياهي مثل گراس ها باعث افزايش فرم معدني نيتروژن به ويژه نيترات خاك مي شوند (نسبت C.N پايين دارند). يكي از بزرگترين منافع استفاده از كمپوست، كاهش مصرف آب مورد نياز گياه مي باشد.
    حداكثر استفاده از ماده آلي زماني حاصل مي گردد كه دو تا سه هفته قبل از كاشت دانه به خاك داده شود. در شرايط كشت و كار آبي كه زمين پيوسته زير كشت محصول مي باشد، مقدار كمپوست مورد نياز محصولاتي نظير سبزيجات، 25 تن در هكتار برآورد شده است.در مناطقي كه ميزان بارندگي 1250ميليمتر مي باشد مقدار كمپوست مصرفي 12.5 تن در هكتار توصيه مي شود و نواحي خشك (متوسط بارندگي حدود 500 ميليمتر) پنج تن در هكتار و در ديمزارها با مصرف 2.5 تن كمپوست در هكتار در سال مي توان افزايش محصول معني داري به دست آورد.
    نيمي از نيتروژن و پتاسيم و تمام فسفر كود اصطبلي در قسمت جامد آن متمركز است. در صورت كمبود كود دامي يكي از بهترين راه هاي جبران تلفات مواد آلي خاك، دادن كود سبز است. در بيشتر مواقع از گياهان خانواده بقولات به عنوان كود سبز استفاده مي شود. غده هاي ريشه هاي يونجه حدود 200كيلوگرم در هكتار نيتروژن هوا را تثبيت مي كنند و شبدر معمولا100 تا 150 كيلوگرم و سويا نصف اين مقدار را تثبيت مي كند. كودهاي سبز به دليل دارابودن رويش فوق العاده و ريشه هاي قوي مي توانند مقدار زيادي از عناصر محلولي را كه در شرايط عادي بر اثر شستشو به اعماق پايين خاك حركت كرده اند جذب كنند.
    همچنين اين گياهان قادرند از فسفات هاي غيرمحلول، پتاسيم تثبيت شده و عناصر كم مصرف تا حد زيادي استفاده كنند.
    برگرداندن اين گياهان به خاك علاوه بر بهبود خواص فيزيكي و شيميايي و زيستي، سبب تسهيل آزادشدن عناصر غذايي پرمصرف و كم مصرف مي شود. در فصل بهار از آنجايي كه درجه حرارت هنوز زياد نشده است. نيتروژن به آرامي از مواد آلي آزاد شده و به تدريج كه هوا گرم مي شود اين فرايند شدت مي يابد.
/

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:52 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 امروزه گوجه فرنگی از رایج ترین وعمومی ترین سبزیجات باغی در آمریکا است.اگر چه برای سالیان درازی (که بعدها سیب عشق نامیده شدند)گوجه فرنگی به عنوان یک گیاه سمی وزهر آگین محسوب می شود وصرفابه خاطرارزش تزئیناتی  کاشته می شد این گوجه ها معمولا خیلی راحت رشد می کنند وجزء معدود گیاهانی هستند که به عنوان غذا مناسبی برای یسشتر خانواده ها تلقی می شود .کیفیت میوه ی چیده شده در باغ زمانی مشخص می شود که در بازار فروش بیش از هر نوع دیگری به فروش برسد .

گیاهان گوجه فرنگی گیاهی لطیف گرمسیری و چند ساله که بیشتر در قاره آمریکا در باغ های تابستانی به صورت سالیانه رشد می کند .سرمای هوای بهار وپاییز رشد فصلی گوجه  فرنگی در هوای آزاد را محدود می کند.

 

معرفی گونه ها:

                               در حال حاضر هزاران گونه از گوجه فرنگی برای استفاده باغداران خانگی وجود دارد.گستردگی تنوع آنها در اندازه –شکل –رنگ-گونه گیاهی-ایتادگی در مقابل آفات-وفصل رویش است .دفاتر راهنما –مراکز باغی وگلخانه ها گونه های زیاد از گوجه فرنگی رااز انواع مختلف عرضه می کنند که انتخاب 1یا2گونه ی خوب از میان گونه های متنوع می تواند واقعا مشکل باشد ارزیابی وبرسی کالایتان سپس انتخاب بهترین گونه های مناسب که شما تمایل به استفاده وکشت آن رادارید.

گیاه گوجه فرنگی به یکی از دو نع زیر تقسیم می شود که ارتفاع گیاه و شرایط کشت بررشد نهایی یک دسته ی گل در آخرین مرحله رشد منجر به توقف ارتفاع کیاه شود .

گیاهانی که به دسته های نهایی گال نمی رسند وفقط یکی از شاخه های بلند تر می شود داِیم الرشدنامیده می شوند.همه ی گونه های قدیمی تر دائم الرشد هستند .

انها می توانند جزءمحصولاتیبا شاخه وبرگ فراوان ومیوه رسیده ی خوشمزه محسوب شوند .اگر چه زمان رسیدن آنها واقعا دیر باشد .

اولین گونه های محدود الرشد بادردسرهای فراوان وبا پوشش کم بربرگینه و مزه ناکافی رشد می کنند اما آنها خیلی زود می رسند .محصول گیاهان محدود الرشد جدید با برگینه بهتر رشد بلندتر ومیوه رسیده وکیفیت مشابه با گونه های دائم الرشد جدیداست.

آنها تمایل دارند تا میوههیشان در یک دوره ی کوتاهتری برسند بنابراین کشت وکار متوالی گونه های محدود الرشد در فصل مناسب برداشت شاید محصولات مرغوب تری به عمل آورد .نرم ساقه های محدود الرشد در طول فصل رشد به راحتی قابل کنترل ونگهداری می باشد .بعضی از گونه های کم رشد تربه خوبی محصولات کوتاه محدود الرشد گیاهانی لطیف و رسیده تر دارند.

 

alternain

A

فوزاریم

F

انگل ها-کرم نخساند

N

ویروس جفتی تنبا کو(توتون)

T

آفت گیاهی –قارچ ناقص

V

گرده افشانی باز آزاد

OP

انتخاب برگزیده آمریکا

AAS

 

 

First-Early red(برداشت 60 روزه یا کمتر):

                                                                                 این گونه ه رشد گیاه پرپشت تر است نسبت به گونه هایی که در فصل اصلی کاشت رشد پیدا می کنند.

در فصل  گرم آفتاب زدگی میوه یکی از مشکلات کاشت میوه است بازده ی اصلی گونه ها در فصل برداشت در یک تابستان طولانی بسیار عالی است .

گونه های first earlyبرای مناطق شمالی مناسب تر هستند جای که فصل رشد کوتاهتر وتابستانهای خنکی تر دارند .اندازه میوهی قرمز کوچک تا متوسط است معمولا این برای هرس کرئن منهسب نیستند.

 

Sub Arctic Plenty(برداشت 45روزه 84تا112گرمی دارای میوه متراکم در دسته های مرکزی محدود الرشد )

 Early Cascde(55روزه112گرمی  گیاه خزنده دسته های میوه بزرگ دائم الرشد مقاوم در برابر آفت  گیاهی و فو زاریم )

 

Early Girl(45روزه 140 گرمی اندازه کامل زود بازطده دائم الرشد مقوم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی )

Quick Pick(60 روزه 112 گرمی -گرد- نرم-محصول فراوان –دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی –فوزاریم –کرم نخساند –ویروس جفتی توتون- A)

Medium –Early Red(60تا69 روزه):

                                                                   ابن گونه هادائم الرشد هستند و بین گیاهان زود  بازده first early و گیاه sounder یکی از انواع محصولات با ویژگی  های خاص محصول است .شکل محصول از لحاظ کیفی بهتر شده است فصل برداشت گوجه فرنگی با گونه های متوشط earlyشروع می شود.

Cham Pion(برداشت 65روزه280گرمی –سفت –نرم –بزرگ-دائم الرشد مقاوم در برابرآفت گیاهی وفوساریم)

Main-Crop Red(محصول قرمز اصلی ):

                                                              بیشتر محصولات گونه های اصلی میوه های به اندازه متوسط یا بزرگ مدهند که پوشش مناسبی از شاخ برگ را دارا می باشد و نسبتا از ترک خوردگی میوه ها و دیگر نقص ها ی گیاهان آزاد و رها هستند .آنها برای رشد در اتاقک ها وخاک پوشها در قفسه های استوانه ای سیمی ویا در شبکه ها یه دار بست  بندی ها مناسب هستند .بیشتر آنها می توانند (آلو-گوجه برقانی)بشوند ویا برای تزئین پرورش داده شود .آنها باید برای برداشت محصول  درحجم وانبوه زیادی کشت داده شوند .زیرا آنها محصول زیادی با مقاومت زیاد هر کیفیت بالای در باغ میوه دارند .

Celebrity(برداشت 70روزه280گرمی ومحدود الرشد بزرگ پر محصول مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم –کرم نخساند-ویروس تنباکو )

 Mountain Delight(70روزه 280گرمی بدون ساقه  سبز رنگ محدود الرشد مقاوم در برابرآفت گیاهی وفوزاریم)

Fantastic(70روزه 252گرمی –کروی تیره –محصول بالا دائم الرشد )

Better Boy(72روزه 236گرمی دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی  -فوزاریم –کرم نخساند)

Mountain pride(74 روزه 280گرمی نرم محدود الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Flora merica(75روزه 236گرمی  برنده AASآمریکا –قرمز درخشان  محدود الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Burpees big(78روزه428 گرمی مقاوم در برابر تر ک خوردگی میوه جذاب دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Supersonic(79روزه 236گرمی سفت  مقاوم در برابر ترک خوردگی دائم الرشد مقاوم در برابرآفت گیاهی و فوزاریم )

 

قرمز خیلی بزرگ :

                                  این گونه نسبتا خیلی دیر می رسند –شاید دارای میوه های خیلی بزرگ باشند اما دارای بافت لکه دار –کال وبد شکل در انتهای در انتهای شکوفه وگل باشند (گربه ای شکل )در صورتی که این بافت لکه دار بریده شود بغعضی از مزیت های آن در اندازهی بزرگ اصلی از بین می رود اگرچه در اندازهای بزرگ هرگز دارای محصول زیادی نیست اما اغلب بیشت آنها در گونه های جدید تر دارای اندازه های بزرگتر  هستند.

Delicious(گرده افشانی باز برداشت 77روزه دائم الرشد دارای رکورد جهانی )

Supersteak(80 روزه 1تا2پوند  پر مغز دائم الرشد –مقاوم در برابر آفت گیاهی  فوزاریم و کرم نخساند )

 

Beef Master(   81 روزه1تا2 پوندنوع بزرگ Beef master دائم الرشد –مقاوم در برابر آفت گیاهی و فوزاریم –کرم نخساند )

 

زرد پرتقالی رنگ :

                                  بر خلاف عقاید عمومی میوه های گونه های زرد پرتقالی رنگ از لحاظ مقدار اسیدی نسبت به گونه های قرمز رنگ از ارزش غذای  کمتری برخوردار نیستند  آنها  از لحاظ  فرآیندو ایمنی دارای اارزش یکسانی هستند  مزه شیرین آنها نسبت به گونه های  فرمز بیشتر است زیرا آنها دارای مقادیر زیادی قند  هستند –گونه های متداول در این دسته بندی زمان برداشت و مرحله ی رشد زودتری دارند –مشخصات رشد گیاه  نسبت به گونه های پرتقالی زرد قدیمی بهتر است که تمایل به بزرگ شدن  پهن شدگی و رشد طولانی تری دارند .

Mountain  gold (گرده افشانی بازکاشت 75 روزه 224 گرمی نارنگی پرتقالی تیره محدود الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی و فوزاریم)

 

Lemon BOY  (72روزه 196 گرمی زرد لیموی طعم ملایم  پرمحصول دائم الرسد مقاوم در برابرآفت گیاهی فوزاریم  کرم نخساند )

Jubilee (گرده افشانی باز 224گرمی 72روزه –زرد –پرتقالی تیره  دائم الرشد )

Golden Boy(80روزه224گرمی دارای میوه یطلایی رنگ تیره کم دانه دائم الرشد )

 

صورتی: 

                گونه های صورتی به طور نسبی به گونه ی زرد رنگ ها به نوع گیاه وزمان رشد بستگی دارند شباهت دارند .اصلاح نژادی اخیر روی مقاومت گیاهان در برابر آفت ها پیشرفت های خوبی داشت که منجر به تولید میوه خیلی جذابی شده است بعضی از گونه های قدیمی تر به خاطر کیفیت بالای میوه هنوز دارای مزه بهتری نسبت به گونه های جدیدتر هستند.

 Pink Girl (برداشت 76روزه 196گرمی نم مقاوم دربرابر ترک خوردگی دائم الرشدمقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Brandywine(گرده افشانی باز 80روزه 336گرمی بزرگ درشت دارای صفات  صفات موروثی آبدار با مزه رضایت بخش دائم الرشد)

 

انواع ورنگ های دیگر :

                                         اگرچه رنگها  وانواع وارقام اتفاقی وعجیب وعریب برای مدتها طولانی درپیرامون ما وجودداشته است اما احیا ءمجدد انها نیازبه جلب رضایت مردم دارد.

برای اینها بازارهای فروش برای عرضه گونه های جدیدترودرخشان تر محصول رقابت شدیدی دارند تقریبا بعضی از گونه های فراموش شده گوجه فرنگی نیازبه بازگردانی واحیاءمجدددارند.

Whit  Wonder(گردهافشانی باز برداشت محصول 85روزه 244گرمی مغزوپوست سفید خامه ای داوم الرشد )

Evergreen(گرده افشانی باز 85روزه 244گرمی پوست سبزرنگ یا سایه کم رنگی از زرد مغزروشن در هنگام برداشت دائم الرشد )

Long Keeper(گرده افشانی باز 78روزه 168گرمی پوست پرتقالی رنگ مغزقرمزپرتقالی سفت قابل نگهداری برای هفته ها دائم الرشد)

Yellow Stuffer(گرده افشانی باز 80روزه112گرمی بلند زردلیموی شکلی شبیه فلفل نیمه پرنگ توخالی ماده اولیه آسان دائم الرشد )

 

انواع رب قرمز رنگ:رب گوجه فرنگی معمولا برای ساختن سس گوجه فرنگی –رب –سس-قابل استفاده در همه  کنسرو سازی ها است .

آنها معمولا مغزدار سفت –گوشتی با رطوبت کم عمل آوری می شود .

عمل آوری این محصولات مشکلات کمتری دارند اخیرا برخی از آنها در بازار رایج شده اند وازرضایت مردمی بیشتری برای استفاده از این نوع میوه برخودارشده است .اینها معمولا از انواع گیاهان کوتاه هستند که تمایل به باردادن میوه ی زیادی دریک مدت کوتاه را دارند و به نسبت زیادی این میوه برای اولین بار می رسد استفاده از گوجه فرنگی های تازه معمولا یک امتیاز برای میوه رسیده است که معمولا میوه رسیده بیشتر در فصل خاص رشد ودر گونه های خاصی وجود دادرد اما بیشتر میوه های رسیده در مدت کوتاه برای درست کردن رب گوجه استفاده می شود زیرا محصول یبشتر با کیفیت بالا به وجود می آورند .

 

Veeroma(گرده افشانی باز برداشت 72روزه 56تا84گرمی گونه Romacزود رس شکل مربعی تیره مقاوم در برابر آفات گیاهی وفوزاریم )

Roma (گرده افشانی باز75روزه56گرمی گوجه بزرگ استاندارد مقاوم در برابربادزدگی وآفتاب زدگی محدود الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Sam Marzano(گرده افشانی باز80روزه 84گرمی قرمزتیره مقاوم در برابرترک خوردگی مغز دار کم آب محدودالرشد)

Via Italia(80روزه 84گرمی مغز دار- شیرین-تازه –محدودالرشدمقاوم دربرابرآفت گیاهی وکرم نخساند)

میوه های کوچک سالادی:

                                           این گونه ها معمولا رشد زیادی دارد واغلب گونه های پرمحصولی هستند تنوع آنها دراندازهی آنها از 1تا1.5اینچ درقطراست ومعمولا برای هرس کردن مناسب هستند محصول هرگیاه خیلی زیاد است باتوجه به این که در هنگام چیدن محصول زیاد شاید راضی کننده نباشد.شاید بعضی از اوقات همه دستهها به یک باره و با برداشتی سریع چیده شوند شکاف خوردگی در میان گونه های جدیدیک مساله مهم است این گونه ها معمولا به خاطر شیرینی ومزه خوب آنها توصیه می شود .

 

Super Sweet 100  (برداشت 70روزه میوه ها به اندازه گیلاس در دسته های بزرگ دائم الرشد مقاوم دربرابرآفت گیاهی فوزاریم )

Sweet Million(65روزه 1اینچ –قرمز –شیرین –مقاوم دربرابرترک خوردگی دسته های بزرگ دائم الرشدمقاوم در برابرآفت گیاهی کرم نخساندوویروس تنباکو)

)Yellow Pear گرده افشانی باز 70روزه 1اینچ دسته های زرد- رنگ-میوه گلابی شکل-دائم الرشد)

 

Large Red Cherry(گرده افشانی باز 70روزه 1تا1.2اینچ –سفت –قرمزتیره –میوه شیرین –دائم الرشد)

Mountain Belle(65روزه 11.4اینچ –قرمز-مقاومت دربرابر ترک خوردگی به طور یکنواخت رسیده قابل نگهداری در تابستانها محدود الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

گونه پا کوتاه :

                         معمولا این گوجه ها مناسب برای استفده در مخزن –محفظه –سبدهای آویزان –باغچه یا مکانهای مثل ایوان وحیاط وجاهای که دارای فضای محمدود هستند میباشد

درحال حاضر برای یبشتر افراد زندگی در جاهایی که به صورت سنتی در خانه هایی با باغچه های سبزیجات ممکن نیست ومحفظه وایوانها بیشترمعمولی است که برای گوجه فرنگی ها ارزش تزئینیشان یک مزیت محسوب می شود و اخیرا هم کیفیت میوه شان به خوبی ثابت شده است آنها میوه هایی دررنگ های قرمز وبعضی رنگها دیگر دارند که به جزء گونهی دو رگه ها Husky  جدیدبقیه برای هرس کردن مناسب نیستند .

Tiny Tim(برداشت 45روزه 1اینچ –خیلی پاکوتاه –میوه گیلاسی قرمزرنگ محدودالرشد)

Cherry Gold(45روزه 1اینچ گونه طلایی از نوع Tiny Tim محدودالرشد)

Red robin(55روزه 1اینچ-گیاه فوق العاده پا کوتاه بلندی 6اینچ –طعم ملایم محدودالرشد )

Yellow Canary(55روزه 1اینچ –شبیه سینه سرخ اما دارای میوه ی زرد رنگ محدود الرشد)

Pixie Hybrid 2(52روزه 56گرمی –گیاه پا کوتاه توپر –متراکم محدودالرشد )

Patio Hybrid(65روزه 84گرمی –گیاه پا کوته –محکم –دارای میوه ی بزرگ –گیاه مخزنی عالی-محدود الرشد)

Small fry (72روزه 1اینچ –قرمز –مناسب برای سبدهای آویزان محدود الرشد )

HUSKY Red Hybrid(68روزه 168گرمی گیاه پا کوتاه دارای میوه بزرگ برداشت ممتد پی در پی –دائم الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

HUSKY Gold Hy brid(70روزه 168گرمی برنده جایزه سلکسیون آمریکا AAS دارای گیاهی مشابه از نوع صورتی –میوه طلایی رنگ دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

 

Husky pink Hybird(72روزه -168گرمی –میوه صورتی روشن شبیه به گیاه گونه husky دائم الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Husky pink Hybird(72روزه -168گرمی –میوه صورتی روشن شبیه به گیاه گونه husky دائم الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

 

گلخانه :

              باغبانان علاقه مند به پرورش گوجه فرنگی در گلخانه باید بدانند که انواع ویژه و خاصی رابرای این گونه شرایط رشد پیدا کنند در حال حاضر بعضی از کتابچه ها راهنما بطور معمول لیستی از این نوع دارند که باید برای بعه دست آوردن نتایج رضایت بخش از اینکتابچه ها ی راهنما استفاده کنند کتابچه های راهنمایی ومشاوره برای انوتع گونه ها در همه جا موجود ودردسترس همگان است .

Heirloom(اصل-اصالت –نژاد –چیزی که چند نسل دست به دست گشته است):

امروزه تعداد زیادی از گونه های گوجه فرنگی اصیل مخصوص دردسترس است اساساچون گوجه فرنگی ها به طورطبیعی گرده افشانی نمی کنند گیاهان دانه ی محصول تولیدی خود را در گونه های غیر دورگه همانند گیاه والدین خوددرخودذخیره می کنند

گونه های خود ذخیره ای که اخیرا آنها درزمانهای گذشته کشف وشناسایی  شده اند که دارای انواع ورنگهای عجیب وغریب هستند که به باز سازی واصلاح نژاد پرداخته اندوبه گونه های امروزی تبدیل شده اند که گیاهانی بزرگ وپهن که قابل مقایسه با گونه های تجاری رایج در بازار هستند .اما مقاومت دربرابر آفت ها هنوز در مورد این گونه های غیر معمول وانواع مزهها  انجام داده اند معمولا این میوه ها در همه جا به غیر از نواحی که دارای فصول کوتاه هستند می رویند .    

 

زمان کشت :

                      خرید نهال ها و شروع به کاشت نهال وبیرون زدن گوجه فرنگی ها در باغ شروع خوبی است زمانی که هوا گرم باشد بلاخره گوجه فغرنگی ها میرویند وهمه یاین مراحل  چندین هفته طول می کشد .بعضی از باغ داران نهال  گوجه هایشان را فورا بعد از این که خاک برای باغبانی بهاری آماده شد می کارند .هنگامی که ریسک بالای از آسیب سرما و یخ بندان شبانه محافظت کند برای نتایج بهتربرای باغبانی خیلی زودمحافظ پلاستیکی سیاه و یا پوشش های قفسه ای

آویزان  برای فراهم کردن گرما ومحافظت آنها در برابر سرما تهیه کنید.برای نتیجه بهتر باریسک پایین تر نهال ها را وقتی که خاک گرم است فورا بعد از تاریخ یخبندان منطقه تان بکارید .برای برداشت پاییزه و ذخیره سازی گوجه های زمستانی زود رس گیاهان دیر رس شاید از اواخربهار تا اواسط تابستان باشند .که بستگی به طول و مدت فصل رشد دارند.این گیاهان دارای مزیت های از قبیل افزایش توان وقدرت ورهای از بیماری ها وآفت ها را دارند اغلب آتها از لحاظ کیفی محصول اولیه بهتری نسبت به برداشت های بعدی گوجه فرنگی از گیاهان بهاری زود رس دارند گیاهان زمانهای بعدی با حداکثر محصول باید قبل ازسرما زدگی محصول در منطق تان چیده شوند (برای بیشتر گونه ها از زمان کاشت نهال تا100روز)

فاصله بندی وعمق:

                                 فاصله لازم به الگوی رشد گونه و شضرایط کشت بستگی دارد فاصله گیاهان پا کوتاه  در هر ردیف 12 اینچ جدا ازهم وتیرچه گیاهان  به فاصله 15تا 24اینچ جدا ازآنها وداربست باغچه گیاهان 24تا36اینچ جدا از هم زده می شود .بعضی از گونه های مخصوص دائم الرشد قوی شاید به4فوت(cm120)بین هر کدام از گیاهان یا 5تا6 ف6وت بین هر ردیف نیاز داشته باشد تا محصول فضای راحت تری داشته باشد .

 

مراقبت از گیاه:

                          زمانی که نهال هایتان راد کاشتید استفاده از کود های شیمیای را آغاز کنید هلف های  هرز اطراف گیاه را به آرامی وبدون آسیب رساندن  به ریشه وجین کنید وآنها را بیل بزنید .مالچینگ(لاشبرگ)استفاده از مالچ توصیه می شود .مخصوصا برای باغداری که می خواهند گیاهانشان را برای تمام فصل برداشت حفظ کنند پلاستیک سیاه یا مواد آلی وحیوانی تا بعد از این که خاک در اوایل تابستان کملا گرم است در نتیجه رشد گجیاه به خاطر دمای پایین وخاک سرد در فصل برداشت کند می شود که نباید به تعویع افتد .

آبیاری  گیاهان بایدبه طور کامل ومنظم در طول دوران طولانی خشک انجام گیرد. گیاهان محدود در مخزنها یا محفظه ها شاید نیاز به آبیاری روزانه یا حتی دفعات بشتر آبیاری داشته باشد.استفاده از کودهای نیتروژن دار یا نیترات آمنیوم به نسبت 1 پوند(28گرمی)در100فیت(300 سانت )از هر ردیف (به مقدار 1قاشق غذا خوری برای هر گیاه )بعد از این که گوجه فرنگی ها ی اول به اندازه توپ های گلف رشد کردندمناسب است.(اگر نیترات آمونیوم در دسترس نبود از کود های شیمیای به نسبت 3 پوند 10-10-10-استفاده کنید )وبه مدت 3تا6 هفته 2بار یا بیشتر استفاده کنید اگر به دنبال استفاده از آن خاک خشک شدآبیاری گیاهان رابه طور منظمو بیشتر ادامه دهید –هرگز کود شیمیای را برروی برگها نریزید .بیشتر باغبانانی که گیاه گوجه فرنگی را در ستون های چوبی ویا داربست یا قفسه ها پرورش می دهند نتیجه ی بهتری به دست می آورند.اگر چه اگر چه همه گونه ها مناسب برای استفاده در ستون چوبی و هرس کردن هستند. قفسه های گو جه فرنگی شاید با سیم های محکم سفت شده ویا با سیم های بافته شده ساخته شده باشند ویا با طرح های متنوع چوبی باشند انتخاب طرح های سیمی یا چوبی که روزنه های بزرگ کافی دارند به میوه اجازه رشد و جابجای بدون له شدن رامی دهد .

در نوع باریک –کوچک و کوتاه که اغلب در باغ های مرکزی فروخته می شود اغلب بدون استفاده هستند که فقط این قفسه ها برای انواع پاکوتاه استفاده می شود .

بیشتر گوجه فرنگی های محدود الرشد جدید به آسانی 3تا4فیت بلند می شوند و گونه های دائم الرشد بلندتر میشوند تا زمانی که سرما زدگی پاییزی شروع شود به آسانی به ارتفاع نزدیک به 6 فیت می رسند .استفاده از قفسه های که به ارتفاع  گونه ها و نوع گونه ها مناسبت دارد و استفاده از بست قلاب های محکم در زمین با استفاده از تی چه یا میله های فولادی خاک گیاهان را از ریشه کن کردن آنها در برابر طوفان های آخر تابستان حفظ می کند .

اخیرا طریقه ی بافت داربست ها برای کارهای تجاری پیشرفت کرده است و در یک باغ  گیاهان کار به خوبی انجام می شود .تیرک های بلند برای هر 2تا3 گیاه در هر ردیف از گوجه فرنگی ها باید محکم نسب شود آتها با بلندی گونه ها ی گوجه فرنگی تان سازگار باشد و مطمئن شوید که آنها در داخل زمین برای جلوگیری از آسیب های باد محکم هستند (این تیرک ها می توانند گوجه فرنگی ها را در برابر باد محافظت کنند )

وقتی گوجه فرنگی ها به سمت بالا رشد کردند ریشه های ظریف می توانند به انتهای ساقه می چسبند این کار تا زمانی که گوجه فرنگی ها به6 اینچ برسند ادامه دارد تا وقتی که گیاهان سراز خاک بیرون می زند اما پوشش برگ نسبت به گیاهان تیرکی بهتر است و میوه قابل دسترس تر نسبت به قفسه ها است .

 

برداشت محصول :

                                 گوجه فرنگی ها باید سفت و رنگ کامل باشد وقتی که آنها در تابستانها وبا متوسط دمای روزانه تابستان در حدود 75درجه فارنهایت برسند دارای بهترین کیفیت هستند.زمانیکه دمای هوا بالا است (دمای هوای 90 در جه فارنهیت یا بیشتر )فرآیند نرم شدگی تسریع مییابد و تسریع رنگ عقب می افتد در نتیجه کیفیت محصول کاهش پیدا مکند .به خاطر این دلیل در طول آب وهوای گرم تابستانی گوجه فرنگی ها یتان را هر روز یا دو روز یک بار بچیند  برداشت میوعه ها وقتی که رنگ آنها را در داخل ساختمان (در دمای 70تا75درجه فارنهایت ) نگه داری کنید .

گوجه فرنگی ها را در کاغذ بپوشانید در دمای 60تا65درجه فارنهایت نگه داری کنید .آنها بغعد ارز گذشت چندین هفته به آرامی می رسند شاید گل گیاهان را بتوان از ریشه در آورد ودر مکانهای قفسه مانند جای که میوه تا مرحله رسیده شدن نگه داری شود آویزان کرد .

 

مشکلات معمولی :

                                 کرم شاخکی گوجه که بزرگ (به طول 2تا3 اینچ )کرمهای حشره ای بزرگ با قطعات سفید رنگ برروی بدن هستند یک کرم با شاخک که بسیار نادر وکمیاب هستند کرم شاخکی گوجه تخم های خود را برروی برگهای وو میوه می ریزند  تعدادیاز کرم ها برروی یک گیاه می توان به راحتی میوه را خراب کند و رشد میوه را متوقف کند .

اگر کرم های شاخکی را با پیله های کوچک وسفید رنگ دیدید آنهارا رها کنید زیا انگل های ریز حشرات می تواند جمعیت کرم های شاخکی را کنترل کند و به راحتی می توانند آنها را به هلاکت برسانند.

قارچ ناقصآفت گیاهی و پژمردگی فوزاریم بیماری های هستند که منجرب به زرد شدن برگ ها –پژمردگی و مرگ نابهنگام گیاه می شود این بیماری ها در باغ ها جای که کیاهانحساسی رشد می کند به وجود می آید اگر آنها شروع به زیاد شدن کردند تنها راه عملی برای مبارزه با آنها استفاده از گونه های مقاوم در برابر آفت های گیاهی فوزاریم است .

آفت زدگی زود رس یکی دیگر از بیماری های است که با شروع لکه های قهوه ای رنگ در برگ های پایینی و گسترش آ«ها به گل گیاه است –در یک کنترل شما می تواند حلقه های راببینید که بالکه هایی گیاه را احاطه کرده اند اگر چه آفت زدگی زودرس بیشتر در برگهای است اما بعضی اوقات برروی ساقه ها هم ایجاد می شودکه می تواندمنجربه ریزش برگ  شوند گونه های((Rma Super  sonic  

بیشترین گونه های مستعد به ابتلا به آفتاب زدگی هستند .

 

لکه دار شدن برگ  که به وسیله ی تعدادی لکه های سیاه به صورت نقطه های سیاه وسفید ریز در مراکز آنها ظاهر می شود که بیشتردر شرایط مرطوببه وجود می آیند .

پوسیدگبی یا فساد در انتهای گل شکوفه دهی –پوسیدگی یا فساد با لکه هی سفت قهوه ای خشک در پایان شکوفه دهی میوه در بعضی از فصول رشد گوجه فرنگی یک امر عادی و معمولی است که منجر به کمبود کلسیم در قسمت های محلی که باعث رشد گیاه و تعییرات وسیع در رطوبت خاک می شودبه ویژه مشکل در هوای گرم بدتر می شود استفاده گهگاه کلسیم در خاک سمپاشی کلسیبم در میان برگها می تواند از پیشرفت این مشکل جلوگیری کند .مطمئن شوید که فرمول طراحی شده برای استفاده برگها یا برای جلوگیری ازآسیب وصدمه به گیاه است .هرس کردن منجر به وارد آمدن فشار به گیاه می شود که منجر آمدن فشار به گیاه می شود که منجر به افزایش پوسیدگی شکوفه ها می شود .بعضی از گونه های گوجه فرنگی بیشتر از بقیه به این شرایط دچار می شوند –مالچ وآبیاری منظم میتواند از ابتلا به این بیماری جلوگیری کند .

آنها به راحتی جابه جا می شوندو میوه را خراب می کنند بنا براین می تواتد کیفیت میوه را که میتواند بعدا بهتر رشد کند خراب کند.

رنگ کم زمانی اتفاق می افتد که دمای زیاد تسریع رنگ قرمز کامل را در گوجه فرنگی های که در آفتاب داغ قراردارند را به تعویع بیندازد .ووقتی که میوه در هوای گرم خشک قرار دارد منجر به لکه هایی در مناطقی از میوه می شود که لکه های بزرگ سفید رنگ هستند این مشکل زمانی شروع می شود وقتی که میوه شاخ وبرگ خود رادر اثر بیماری از دست داده باشد وطبیعتا شاخ وبرگ کمی میوه رسیده راپوشانده باشد .

.

انتخاب وذخیره سازی :

                                       در میان باغ داران گوجه فرنگی ها به خاطر کرتهای کوچک بیشتر مورد علاقه آنها هستند وهیچ مزه ای بهت از یک نوع از آنها که در تابستانها می رسد نیست اگر چه گوجه فرنگی ها در طول سال در دسترس هستند گوجه فرنگی های رسیده در تابستان ها فقط در طول فصل رشد انها دردسترس هستند.

12عدد از گونه های گوجه فرنگی ها دانه و نهال آنها در دسترس است آنها در طبقه وسیع از اندازه –رنگ وشکل قرار د ارند.یک گونه ازگیاه گوجه فرنگی رشد خوبی در گلدانهای بزرگ یاسطل دارد .در حقیقت اگر شما هیچ جای برای کاشت ندارید می توانید با آنها درگلدان بکاریدواغلب اوقات گوجه فرنگ های تازه بخورید اغلب  گوجه فرنگی ها به سه گروه تقسیم می شوند گوجه فرنگی های گرد –گوجه فرنگی های آلویی وگوجه فرنگی های گیلاسی کوچک .

انتخابگونه باید با چگونگی استفاده شما از آنها مناسب باشد گوجه فرنگی های گرده اغلب گونه های گرد وبزرگ هستند که اغلب آبدار ودارای دانه وتخم هستند آنها کاملا مناسب برای خوردن خام گوجه فرنگی هستند .

گوجه فرنگی های آلوی –گوشتی,بادمجانی شکل وقرمز یا زرد رنگ هستند و آنها فوق العاده برای درست کردن  سس ,پیتزا وکنسرو کردن هستند .

گوجه فرنگی های نوع گیلاسی کوچک اغلب برای همه نوع توصیه می شود اگر چه می توان آنها را به دو نصف ,نیم برید و در ظرفی تفت داد-آنها حاوی مقادیر زیادی آب ودانه هستند گوجه های رسیده تازه نباید در یخچال نگهداری شوند .

متا سفانه قراردادن آنها در یخچال  موجب بی مزگی وگوشت آنها تبدیل به خمیری نرمی می شود , طعم و بافت آنها شروع به خراب شدن می کند وقتی که دمای پایین تر  از54درجه فارنهایت باشد .دمای بالای80درجه فارنهایت منجر به خرابی سریع گوجه فرنگی ها می شود گوجه فرنگی ها را دمای اتاق 2تا 3روز نگه داری کرد-اگر در مقابل نور مستقیم خورشید با باشند تا وقتی که آماده برای استفاده شوند (نور خورشید باعث تسریع در رسیدن گوجه فرنگی ها می شوند).

هم چنین یخچال باعث می شود که گوجه فرنگی ها دیر تر و کند تر برسند ,تنها گوجه فرنگی ها یی را که خیلی زیاد رسیده اند وشما می خواهید از این بیشتر نرسند را می توانید در یخچال نگه داری کنید.

مکان گوجه فرنگی های رسیده حسیر های کاغذی است اطراف آن را چندین روزنه سوراخ کنید و آنرا تا بزنید , کیسه ی کا غذی کمک می کند  , که بستگی به مقدار رسیدن آنها دارد معمولا گوج ها 1تا5روز می رسند , هر روز پیشرفت رشد آنها را بررسی کنید.

ارزش غذای و فواید سلامتی:  

متخصصان تغذیه گوجه فرنگی را مناسب برای شما می دانند هم اکنون اطلاعاتی بر پایه ی تحقیقات علمی وجود دارد که گوجه فرنگی حاوی ویتامینcوپتاسیم,فیبر و ویتامین شAکه در بهبود سلامتی نقش فراوانی دارد حاوی بتا- کاروتن است که در بدن تبدیل به ویتامینAمی شود.

گوجه فرنگی ها معمولامنبع از لیکوپن هستند که در بهبئد سلامتی انسان نقشی از گیاهان شیمیای راایفا می کند .تحقیقات نشان می دهد که لیکوپن نقش مبارزه علیه سرطان به خصوص سرطان پروستات را در بدن ایفا می کند .شبیه بتاکاروتن, لیکوپن یک کاروتینویید است که در گوجه فرنگی های قرمز روشن,هندوانه و میوه انگور یافتمی شود ,اگرچه لیکوپن در همه ی گوجه فرنگی های رسیده موجود است اما منبع بزرگی که برای بدن مفید است در گوجه فرنگی های پخته شده یافت می شود .ارزش غذایی (که به اندازه 1فنجان خام خرد شده می باشد )

 

 

   کالری

24

پروتئین

 1.1  گرم

    کربوهیدرات

5.3   گرم

   فیبر غذایی

   1    گرم

       پتاسیم

254  میلی گرم

   ویتامین c

   22 میلی گرم  

    ویتامینA

  133 میلی گرم

 

 

تهیه وآماده سازی:

                               البته گوجه فرنگی ها ی به صورت خام تفت داده ,کبابی وقابل اضافه کردن به بسیاری ازغذااستفاده می شوند استفاده از یک چاقوی دندانه دارویا یک چاقوی خیلی تیز بی دندانه برای خرد کردن یا تکه تکه کردن گوجه فرنگی ها  یا سوراخ و خراش دادن پوست آنها وتبدیل به تکه های کوچکتر کردن خورد می شود –گوجه فرنگی ها را از قسمت ساقه به انتهای گل از جهت صول ببرید تا آب آن در هر تکه بیشتر باقی بماند برای بی رنگ کردنگوجه فرنگی ها وسفید کردن منبع گوجه فرنگی ها آنها را به درون آب جوش در حدود 80ثانیه یا برای سفت تر شدن گوجه فرنگی ها آنها را به مدت طولانی ترقرار دهید .

سپس آنها را را درون کاسه از آب سرد قرار دهید تا وقتی کاسه به اندازه کافی سرد شود –یک تکه از آنرا از ساقه تا به انتها  ببرید ودو باره بریده آن را بر روی پوست بکشید,به آسانی بلند می شود اگر گوجه فرنگی ها به اندازه کافی سفید شده باشند .

تخم گوجه فرنگی , گوجه را به صورت افقی نصف کنید و1نصف آنرا کف دست قرار دهید و آن را فشار دهید تا آبی ژله مانند ودانه های آن را از صافی بگذرانید و باقی مانده ی دانه ها را با نوک انگشتانتان درون پیمانه ای بریزید , آب آن را دور نریزید ,آن را الک کنید وبرای استفاده در نوشیدنی ها دیگریاز آن اسنفاده کنید

 

نگهداری خانگی :   

                               گوجه فرنگی ها برای کنسروکردن ,خشک کردن عالی هستند به وسیله دستگاه های خشک کن (آب زدا)یا خود شما می توانید گوجه هایتان را در برابر آفتاب خشک کنید,استفاده از نوع Romaآلویی که دارای مغز گوشت دار و سفت است همچنین درصد آب کمتری نسبت به بقیه داردنتایج بهتری به دست می آید .در ابتدا گوجه ها را بایدخشک کنید,گوجه ها باید در محفظه های خلاءمانند نگه داری شود آنها را نباید برای مدت طولانی (به مدت1تا2روز)در روغن نگه داری کنید .

تهیه گوجه فرنگی ها در مقیاس صنعتی که به وسیله نور خورشید خشک می شود حتما باید برای جلوگیری از رشد باکتری در روغن نگه داری شوند.

 

منجمد کردن گوجه فرنگی ها:

                                                  گوجه فرنگی ها منجمد به طرز شگفت آوری طعم وتازگی میوه را حفظ می کنند اما بافت آنها لهیده می شود .بهترین استفاده ای که می توان از آنها کرددر پختن سوپ,سس وجوشاندن است .

در منجمد کردن پوست سفت می شوداما به آسانی زمانی که در آب آنها را قرار دهیم پوست بلند می شود یا در فریزرکردن گوجه ها  درون آب سرد پوست گوجه ها پیچیده می شود و به آسانی بلند میشود .

1-کل گوجه رابشوید از ساقه به طرف هسته  آن راببرید.

2-در یک پاکت فریزر کل گوجه ها را یا 1 ربع آنها را قرار دهید و در داخل پاکت را فضای 1اینچی فاصله دهید .

 

 کنسروکردن گوجه فرنگی:

                                               گوجه فرنگی های دائم الرشد یک نوع غذای اسیدی است .برای درست کردن آنها اسید کافی برای کنسرو کردن در محیط آبی قوطی کنسرو ویا در قوطی در قوطی کنسروهای فشرده وجود دارد ,2قاشق غذا خوری شربت لیمو و4قاشق غذا خوری سرکه ویا قاشق غذا خوری اسید سیتریک به این محیط اسیدی اضافه کنید .تقریبا نصفی از این مواد برای یک نیم لیتری کافی است .اسید را مستقیما قبل از این که گوجه فرنگی ها بطری را پر کنید به داخل بطری ریخت,سرکه می تواند طعم آنها را تعییر دهد ,شربت لیمو نتیجه بهتری در تولید محصول دارد .می توان هم  لیموهایتازه وهم از بطری های لیمو استفاده کرد ,اگراسید اضافه کردید مزه یتولیدی شما ترش می شود اگر می خواهید از ترشی جلو گیری کنید یک سر انگشت شکر به هریک از قوطی ها توازن در مزه آنها اضافه کنید.

گوجه فرنگی های سبز نسبت به گوجه های رسیده اسید بیشتری دارند و می توان از آنها برای کنسرو کردن استفاده کرد ,گوجه های تاکستانی رسیده که عاری از هر گونه بیماری هستند , گوجه فرنگی های سفت را برای کنسرو کردنانتخاب کنید 2.5تا3و یا نصف پوند از گوجه فرنگی های تازه برای کنسرو کردن 1 لیتری کافی است .

گوجه فرنگی ها را می توان به صورت خام یا پخته مصرف کرد .

همه ی گوجه های تولیدی باید در قوطی های کنسرو آبیدار تولیدشوند.

تنوع زمان تولیدی آنها بستگی به (سالم بودن ,افشره ,خرد شدن )گوجه های که کنسرومی شوند دارد .اندازه قوطی ها (کوچک یا بطری )خواه به صورت پخته ویا خام استفاده می شود .

گوجه فرنگی های پخته,خرد شده

454گرم گوجه رسیده

2قاشق غذا خوری شربت لیمو

1قاشق چای خوری نمک (اختیاری)

1-شیشه ها را به وسیله ی به دست یا ماشین ظرف شوی بشویید و خوب آب کشی کنید ,بر طبق دستور 2دو قوطی کنسرو سرپوش دار آماده کنید .

2-گوجه فرنگی ها را در آب جاری بشویید و پوست آنها را برطبق دستور العمل بالا(به قسمت آماده سازی گوجه فرنگی ها نگاه کنید )پوست بگیرید .قسمت های بی رنگ و یا قسمت های کبود را برش بزنید.

3-گوجه فرنگی ها در حدود454گرم در یک دیگ بزرگ حرارت دهید –آنها رابا یک قاشق یا یک ظرف چوبی له کنید و آنها را به ظرف اضافه کنید,مقداری از آب اضافی آنرا بردارید –به حرارت دادن گوجه هاادامه دهید ودائما انرا هم بزنید تا ازسوختن آن جلوگیری کنید گوجه فرنگی هاشروع به جوشیدن میکنند ودر آخر در حدود 1لیتر از گوجه ها باقی می مانند,باقیمانده ی گوجه ها نیازی به له کردن ندارد ,آنها به وسیله گرما و هم ردن نرم شده اند آنها را به آرامی به مدت 5 دقیقه بجوشانید.

4-شربت لیموی قوطی یا تازه را به علاوه اسید سیتریک یا سرکه را به هر قوطی براساس نسبت های که در بالا توضیح داده شد اضافه کنید اگر دوست داشتید یک قاشق چای خوری نمک به هر کدام و یا 1قاشق چای خوری به هر لیتر از آنها اضافه کنید .

5-فورا شیشه ها را با گوجه فرنگی ها داغ پر کنید و آنها را در حدود  اینچ تا سرقوطی پر کنید ,حبابهای هوا را با یک ظرف پلاستیکی یا یک کاردک پلاستیکی جابه جا کنید ,لبه های قوطی را با یک پارچه نم دار و مرطوب پاک کنید و سرپوش را برروی آن مرتب کنید .

 

 

 

 

 

 

                                                              

                                                                  

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:49 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

درك و تعريف خشكسالی

 

مفهوم

 

    خشكسالی حالتی نرمال و مستمر از اقليم است . گرچه بسياری به اشتباه آن را واقعه ای تصادفی و نادر می پندارند . اين پديده تقريباً در تمامی مناطق اقليمی رخ می دهد ، گرچه مشخصات آن از يك منطقه به منطقه ديگر كاملاً تفاوت می كند . خشكسالی يك اختلال موقتی است و با خشكی تفاوت دارد چرا كه خشكی صرفاً محدود به مناطقی با بارندگی اندك است و حالتی دائمی از اقليم می باشد .

 

    خشكسالی جزء‌ بلايای طبيعی نامحسوس است . گر چه تعاريف متفاوتی برای اين پديده ارائه شده ليكن در كل حاصل كمبود بارش در طی يك دوره ممتد زمانی معمولاً يك فصل يا بيشتر می باشد . اين كمبود منجر به نقصان آب برای برخی فعاليت ها ، گروهها و يا يك بخش زيست محيطی می شود . خشكسالی بايستی در رابطه با برخی شرايط متوسط درازمدت از موازنه مابين بارش و تبخير و تعرق درنظر گرفته شود ، معمولاً در هر منطقه ای يك شرايط خاص بعنوان  “ نرمال ” تعريف می شود .

 

 بعلاوه اين پديده با زمان ( فصل اصلی وقوع اين پديده ، تأخير در شروع فصل بارانی، وقوع بارش در ارتباط با مراحل اصلی رشد گياه ) و نيز مؤثر بودن بارش ها ( شدت ، بارش ، تعداد رخدادهای بارندگی ) مرتبط است .

 

 ساير فاكتورهای اقليمی نظير دمای بالا ، باد شديد و رطوبت نسبی پايين تر غالباً در بسياری از نقاط جهان با اين پديده همراه شده و می توانند به طرز قابل ملاحظه بر شدت آن بيفزايند .

 

    خشكسالی را نبايست صرفاً بعنوان پديده ای كاملاً فيزيكی يا طبيعی درنظر گرفت . تأثيرات آن در جامعه ماحصل ايفا نقشی مابين يك رخداد طبيعی ( بارش كمتر از حد مورد انتظار به دليل تغييرات اقليمی ) و نياز مردم به منابع تأمين آب می باشد . انسانها معمولاً از تأثيرات خشكسالی لطمه می بينند خشكسالی های اخير در هر دو گروه كشورهای توسعه يافته و در حال توسعه نتايج اقتصادی ، تأثيرات زيست محيطی و دشواريهای شخصی به بار آورده كه جملگی باعث شده اند كه آسيب پذيری تمامی جوامع به اين پديده زيانبخش طبيعی مدنظر قرار گيرد . دو نوع تعريف كلی خشكسالی وجود دارد :

 مفهومی و عملی

 

تعريف مفهومی خشكسالی :

 

تعاريف مفهومی كه در قالب اصطلاحاتی كلی بيان می شده به افراد كمك می كند تا مفهوم خشكسالی را درك كنند . بعنوان مثال “ خشكسالی عبارت است از يك دورة ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعی و كاهش عملكرد می شود ” .

 

    تعاريف مفهومی در تبيين سياستگزاری در زمينه خشكسالی نيز حائز اهميت است . مثلاً خط مشی ( سياست كلی ) در زمينه خشكسالی در استراليا تلفيقی از آگاهی نسبت به تغييرپذيری نرمال اقليم در تعريف متناظر آن از خشكسالی می باشد .

 اين كشور ، كمك های مالی به زارعان را صرفاً در رخداد “ خشكسالي های استثنايی ” بلاخص زمانی كه شرايط خشكسالی حادتر از مواردی است كه بعنوان جزيی از ريسك عادی مديريت پروژه درنظر گرفته می شود ، ارائه   می كند .

 تشخيص خشكسالی های استثنايی مبتنی بر ارزيابی های علمی است . پيش از اين زمانی كه خشكسالی از نقطه نظر سياستگزاری كمتر تعريف شده بود و زارعان درك درستی از آن نداشتند ، برخی كشاورزان در مناطق اقليمی نيمه خشك استراليا هر چند سال يكبار تقاضای كمكهايی برای مقابله با خشكسالی داشتند .

 

تعريف عملی خشكسالی :

 

    تعاريف عملی به افراد كمك می كند تا شروع ، خاتمه و درجه شدت خشكسالی را تشخيص دهند . برای تعيين شروع خشكسالی تعاريف عملی ، ميزان انحراف از ميانگين بارش يا ساير متغيرهای اقليمی در طول يك دوره زمانی را مشخص می كند . اين امر معمولاً با مقايسه وضعيت فعلی نسبت به متوسط های گذشته كه غالباً مبتنی بر دوره آماری30 ساله است انجام می شود .

 

 حد آستانه تعيين شده به عنوان شروع يك خشكسالی ( مثلاً 75 درصد بارش متوسط در طول يك دوره زمانی مشخص) معمولاً‌ بيشتر به صورت قراردادی انتخاب می شود تا بر مبنای رابطه دقيق تأثيرات خاص آن بر محيط . 

    در تعريفی عملی از خشكسالی برای كشاورزی مقدار بارندگی روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه می شود تا سرعت ( نرخ ) تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط برحسب ميزان تأثيرات خشكسالی بر رفتار گياه ( يعنی رشد و عملكرد ) در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد .

    تعاريفی نظير اين مورد را می توان در ارزيابی عملي شدت و اثرات خشكسالی براساس متغيرهای هواشناسی ، رطوبت خاك و شرايط گياه در طی فصل رشد مورد استفاده قرار داد و مستمراً تأثير بالقوه اين شرايط را بر عملكرد نهايی ارزيابی كرد . بعلاوه اين تعاريف عملی در تحليل تناوب شدت و تداوم خشكسالی برای يك دوره تاريخی مفروض نيز كاربرد دارند . ليكن چنين تعاريفی نيازمند داده های جوی در مقياس های زمانی ساعتی، روزانه ، ماهانه و ساير مقاطع زمانی و احتمالاً داده های مربوط به تأثير پذيری از پديده نظير عملكرد محصول بسته به ماهيت تعريف ، مورد استفاده قرار می گيرند .تدوين ماهيت اقليم شناسی خشكسالی يك منطقه ، و درك بيشتری از خصوصيات و احتمال وقوع مجدد در شدت های مختلف اين پديده بدست   می دهد .

 اطلاعاتی از اين نوع در تهيه راهبردهای تقليل اثرات و واكنش اين پديده و طرحهای آمادگی بسيار سودمند است .

 

جنبه های مختلف در زمينه خشكسالی :

هواشناسی ، هيدرولوژيكی ، كشاورزی و اقتصادی - اجتماعی

   

خشكسالي هواشناسي :

 

     معمولاً براساس درجه خشكی ( در مقايسه با مقادير نرمال يا ميانگين ) و طول دوره خشكی تعريف می شود . تعاريف خشكسالی هواشناسی بايستی به صورت موردی برای هر منطقه خاص درنظر گرفته شود چرا كه شرايط جوی كه موجب كمبود بارش می شود ، از       منطقه ای به منطقه ديگر شديداً تغيير می كند .

 بعنوان مثال برخی تعاريف خشكسالی هواشناسی معرف دوره هايی از خشكسالی براساس تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص هستند . اين سنجه صرفاً برای مناطقی كه مشخصاً دارای رژيم های بارندگی ادواری هستند مانند جنگل های استوايی ، اقليم معتدل نيمه حاره يا اقليم مرطوب عرضهای ميانی مناسب است .

 مناطقی نظير مانائوس ( برزيل ) نيواورلئان لوئيزيانا ( آمريكا ) و لندن ( انگليس ) مثالهايی از اين مناطقند . مشخصه ساير مناطق اقليمی الگوی بارش فصلی است . نظير مناطق مركزی آمريكا ، شمال شرق برزيل ، غرب آفريقا و شمال استراليا .

    وجود دوره هايی طولانی بدون بارندگی امری عادی در مناطقی نظير اوباها ، نبراسكا( آمريكا ) ، فورتالزا ، سئار ( برزيل ) و داروين ( استراليا ) است . در اين موارد ، تعريفی مبتنی بر تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غير واقعی است . درساير تعاريف رابطه ای مابين ميزان انحراف واقعی بارش به مقادير متوسط ماهانه ، فصلی يا سالانه برقرار می شود .

 

خشكسالی كشاورزی :

 

    خشكسالی كشاورزی اثرات ويژگيهای مختلف هواشناسی يا هيدرولوژيكی خشكسالی را به اين پديده كشاورزی بويژه كمبود بارش ، اختلاف بين تبخير و تعرق واقعی و پتانسيل ، كمبود رطوبت خاك ، افت سطح آب زيرزمينی يا مخزن و … مرتبط می سازد . نياز آبی گياه بستگی به شرايط جوی غالب ، خصوصيات زيستی گياه خاص ، مرحله رشد آن و خصوصيات فيزيكی و بيولوژيكی خاك دارد .

 تعريفی خوب از خشكسالی كشاورزی آن است كه بتواند حساسيت متغير گياهان زراعی را در طی مراحل نمو گياه از سبز شدن تا بلوغ لحاظ نمايد . كمبود رطوبت در لايه های فوقانی خاك به هنگام كاشت می تواند باعث تأخير جوانه زنی شود كه موجب كاهش تراكم بوته در هكتار و نقصان عملكرد نهايی گردد .

 ليكن چنانچه رطوبت خاك فوقانی(سطح الارضی) براي نيازهای مراحل اوليه رشد كافی باشد كمبودهای رطوبتی درلايه های زيرين خاك در صورت تأمين نيازهای آبی گياه بوسيله بارندگی يا آبياری بر عملكرد نهايی گياه تأثير چندانی نخواهد داشت .

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:47 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

گل قاصد

Taraxacum officinale

Dandelion

گیاهی است چندساله،تکثیر آن از طریق بذر و جوانه های ریشه است.دارای ریشه های زیرزمینی عمیق و کلفت و ابدار می باشد.برگهای قاعده ای گیاه از یک نقطه منشعب شده و به طوقه متصل گردیده اند.برگها طویل و باریک و دارای بریدگیهای عمیق می باشد که در قسمت بریدگی نوک تیز می باشند. ساقه گل دهنده طویل و توخالی و مودار است.روی هر ساقه گل دهنده یک گل به وجود می اید.دارای گلهای اشعه ای به رنگ زرد تا نارنجی می باشد.این گلها به وسیله براکتهایی پوشیده شده اند و مجموعا قسمت سر را تشکیل می دهند.بذرها قهوه ای متمایل به زرد،باریک و دارای زوائد چتر مانند که به وسیله یک زائده منقار مانند به بذر منتقل می شوند.

 


گل قاصد در بسیاری از خاکهای مرطوب،مراتع،چراگاها و پارکها یافت می شود و در بیشتر فصول سال به گل نشسته و به شدت مورد علاقه گاو وگوسفندان است.همچنین در مزارع گندم و جو،و زمینها

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 1:16 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 


آمریکایی ها اولین کنندگان از ذرت بودند استفاده

ذرت تا قبل از سال 1492 میلادی (سال کشف آمریکا) در قاره آسیا، اروپا و آفریقا بعنوان یک گیاه زراعی شناخته شده نبود. اما این گیاه را از قرنها قبل در آمریکا مرکزی می شناختند و توسط مردم سرخ پوست آمریکا کشت می شد و بهمین سبب نام لاتین آن از یکی از طوایف سرخ پوست بنام Marisi Mahig گرفته شده است.

کریستف کلمب کاشف آمریکا برای اولین بار دانه ذرت را از آمریکا به اروپا برد و نام Mais را به آن داد. سپس طی سالیان دراز بذر ذرت از طریق کشور پرتقال به آفریقا و جنوب اروپا تا هندوستان و چین برده شد. حدس زده می شود که دانه این گیاه مانند غلات دارای پوشینه هایی بوده و بر حسب جهش بصورت بلال امروزی درآمده است.

سالیانه بیش از صد میلیون هکتار از اراضی زراعی دنیا به کشت ذرت اختصاص پیدا می کند و بعد از گندم بزرگترین سطح کشت را اشغال می کند، در حالیکه تولید محصول آن بعد از گندم و برنج قرار دارد. اهمیت محصول و بالا بودن سطح زیر کشت زیاد این گیاه بعلت قدرت تطابق آن با شرایط گوناگون اقلیمی می باشد، بدین جهت جزو عمده ترین محصولات مناطق معتدله، معتدله گرم، نیمه گرمسیر و مرطوب بشمار میرود.

این گیاه بعلت ارزش غذایی خاصی که دارد مورد توجه کشورهای مکزیک، پرو، کشورهای آمریکای مرکزی و اغلب کشورهای آمریکای جنوبی قرار دارد. طبق شواهد مختلف و متعدد چنین به نظر می رسد که کشت و کار ذرت قرنها قبل توسط بومیان این مناطق نیز رواج داشته و آنها در اصلاح آن سهم زیادی داشته اند و حتی ارقامی از آن تهیه کرده اند. ذرتی که مورد توجه خاص سفید پوستان قرار گرفتهاست ذرت دندان اسبی بوده که دارای قدرت تطابق پذیری بیشتری با شرائط مختلف آب و هوایی است.

 مزرعه ذرت     

مختصری از گیاه شناسی ذرت
ذرت گیاهی است یک پایه (Monoique-Monoecious) بدین معنی که گلهای نر و ماده جدا از هم ولی بر روی یک پایه قرار دارند. گلهای ماده ذرت از جوانه ای که در قاعده غلاف برگ وجود دارد تولید می شود. محور سنبلچه ای ذرت بعد از تکامل تبدیل به مغز بلال ( چوب محور بلال ) شده که روی محور بلال سنبلچه های متعددی بطور جفت قرار می گیرند که هر کدام دارای دو گل مونث می باشند. از محل تخمدان میله بلند و باریکی بنام خامه (style) خارج می گردد که در روی آن کلاله (stigma) ظریف و کرکداری وجود دارد. این میله بلند از راس پوسته دور بلال خارج و ظاهر می گردد. اولین میله خامه از تحتانی ترین قسمت بلال و آخرین آن از قسمت انتهایی بلال خارج می شود. میله خامه احتیاج بمدت زمانی در حدود 5 تا 10 روز برای تشکیل دارد. میله خامه در تمام طول خود مستقیما می تواند گرده های مذکر را بپذیرد.

تعداد بلال های ذرت در هر گیاه بسته به واریته های مختلف، کاملا متفاوت بوده و بین یک تا 12 عدد در نوسان است. اندام نر گیاه ذرت در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشه و خوشه های فرعی قرار دارد که در روی این خوشه یا خوشه های فرعی دو سنبلچه یکی بلند و دیگری کوتاه بطور منظم قرار گرفته است. هر سنبلچه دارای دو گل و هر گل دارای سه پرچم می باشد. همانطور که اشاره شد ذرت گیاهی است یک پایه و در نتیجه بعلت جدا بودن اعضای زایشی گرده افشانی آن بطور مستقیم بوده و گرده های گل به طرق مختلف بر روی اعضای مونث انتقال پیدا می کنند.


دانه های زیبا و خوشمزه ذرت

در نتیجه گرده افشانی آزاد ممکن است حدود 1 تا 15 درصد، عمل گرده افشانی مستقیم در ذرت صورت بگیرد. گرده های ذرت تقریبا در تمام ارقام یک تا پنج روز قبل از ظهور اعضای مذکور می رسند ( Protandry ) گل کردن ذرت مدت چند روزی بطول می انجامد. بعد از آنکه میله پرچم خارج گردید از کیسه گرده مقادیر بسیار زیادی گرده های سبک آزاد می گردد. آنطور که محاسبه شده است گیاه ذرت برای گل ماده حدود 25000 دانه گرده تولید می کند. گرده افشانی غیر مستقیم ذرت بیشتر بوسیله باد صورت می گیرد و باد می تواند تا چندین کیلومتر گرده ها را منتقل کند.

  • دانه ذرت میوه ایست گندمه (Caryopsis) و پوسته آن فقط شامل پوسته میوه (Pericarp) است. ذرت دارای ساقه های راست و مستقیم بوده و ممکن است طول آن در مناطق خشک تا هشت متر هم برسد. جالب است بدانید که برای تشکیل یک کیلوگرم ماده خشک ذرت در حدود 315 تا 415 لیتر آب احتیاج است.

    بطور متوسط ترکیبات شیمیائی دانه خشک ذرت بشرح زیر می باشد:

    77% : نشاسته
    9% : پروتئین
    5% : روغن
    5% : پنتوزان
    2% : قند
    2% :خاکستر

    انواع ذرت
    اصولا ذرت یک گونه است ولی از ارقام و واریته های متفاوتی تشکیل شده است :

  • ذرت دندان اسبی (Zea mays var. indentata)
  • ذرت بلوری (Zea mays var. indurata)
  • ذرت آردی (Zea mays var. amyalcea)
  • ذرت پاپ کورن (Zea mays var. everta)
  • ذرت غلاف دار (Zea mays ver. tunicate)
  • ذرت مومی (Zea mays var. ceratina)
  • ذرت شیرین (Zea mays var. saccharata)

 

 



 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 1:5 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

1- پنبه از مهمترین محصولات کشاورزی است که علاوه بر تامین مواد اولیه صنایع نساجی و روغن کشی در اشتغال زائی بخش های کشاورزی ، صنعت و بازرگانی نقش مهمی ایفا می کند. کمتر محصول کشاورزی از نظر قابلیت ایجاد ارزش افزوده و تنوع فرآورده ها ،یارای برابری با پنبه را دارد .
2- قبل از انقلاب اسلامی که دوران رونق پنبه بشمار می رفت تولید سالیانه پنبه محلوج بطور متوسط 165 هزار تن بوده که حدود 50 درصد آن به خارج صادر و باقیمانده در صنایع نساجی کشور مصرف می شد .بعد از وقوع انقلاب اسلامی عوامل متعدد موجبات کاهش شدید سطح کشت و تولید پنبه را فراهم نمودند بطوریکه در سالهای اخیر تولید پنبه محلوج تا 50 هزار تن کاهش یافته است.
3- مدیران و کارشناسان صنایع نساجی معتقدند ایران از استعداد های فراوان و برتری های نسبی و پویا در صنعت نساجی برخوردار است. لذا باید از فرصت ها و ظرفیت های موجود برای بهبود کیفیت ،تنوع و حضور در بازارهای جهانی استفاده کرد.این در حالی است که هنوز ظرفیت صنعت نساجی به دلیل ناهماهنگی در تعیین و اجرای سیاست های اقتصادی و مدیریتی به میزان زیادی خالی مانده است.
4- در حال حاضرواردات پنبه انجام می شود.مهمترین صادر کنندگان پنبه به ایران ازبکستان و ترکمنستان می باشند که پنبه آنها علیرغم کیفیت پایین از نظر میکرونری ( مقاومت کمتر نساج ) ،به دلیل ارزانتر بودن وارد می شود. برای حمایت از پنبه تولید داخل،برواردات آن تعرفه تعیین شده است.اما صنایع نساجی توانسته اند با پوشش ظاهرا قانونی این مانع را دور بزنند و با واردات پنبه ای که ظاهرا از نوع الیاف بلند می باشد که رقیب داخلی ندارد (پنبه ایران از نوع الیاف متوسط می باشد ) بدون پرداخت تعرفه اقدام به واردات پنبه نمایند..
5- صنایع نساجی کیفیت پائین پنبه داخلی را مانع تولید نخ های ظریف می دانند به اعتقاد آنها ماشین آلات مناسب و آزمایشگاه های مجهزی در کشور وجود دارد ولی پائین بودن کیفیت پنبه داخلی شرایط لازم برای تولید نخ های ظریف را ایجاد نمی کند و همچنین باعث کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می گردد لذا می گویند با واردات پنبه فقط به دنبال تامین مواد اولیه مورد نیاز خود هستند.
6- ایران در حال حاضر صادرات پنبه ندارد.از دلایل آن می توان به پائین بودن قیمت جهانی پنبه ،راندمان بالای پنبه مجلوج و هزینه تولید کمتر در سایر کشورها اشاره نمود. در برخی سالها مقدار زیادی پنبه مازاد بر نیاز صنایع نساجی ،انبار می شود و راهی به بازار های جهانی نیز پیدا نمی کند. برای خروج از این بن بست پرداخت یارانه صادراتی پنبه محلوج در شورای اقتصاد کشور مطرح اما مورد قبول واقع نشده است
7- وزارت جهاد کشاورزی همواره نگران کاهش سطح کشت پنبه است و غالبا افزایش قیمت و پرداخت یارانه را چاره ساز کاهش سطح کشت و تولید پنبه می داند. مدیران بخش کشاورزی تسریع در پرداخت یارانه به پنبه کاران را موجب جلوگیری از کاهش سطح زیر کشت بیشتر این محصول در سال آینده می دانند.
8- صاحبان صنایع نساجی هم معتقدند اگر می خواهیم به هرقیمتی از پنبه کشور دفاع کنیم بدان یارانه دولتی بدهیم نه آنکه حمایت از آن را بر دوش صنایع نساجی بیندازیم .
9- در سال 85 قیمت پنبه محلوج کشورافزایش یافت و بر شرایط بحرانی تولید این محصول پر اهمیت صنعت نساجی دامن زد.مديرعامل صندوق پنبه ايران می گوید: در جهت كاهش بحران محصول پنبه و باتوجه به كمبود نياز داخلي صنايع نساجي دولت تعرفه 15 درصدي واردات پنبه را كاهش دهد.وي گفت: تاكنون 75 هزار تن پنبه محلوج توليد شده است كه باتوجه به احتياج 150 هزار تني صنايع نساجي ،وزارت جهاد كشاورزي با كاهش تعرفه‌هاي وارداتي براي تامين پنبه مورد نيازصنايع اقدام كند.
10- صنایع نساجی همواره بر آزادی واردات پنبه و کنترل قیمت آن تاکید می کنند. این صنایع کمتر توان رقابت با رقبای خارجی را دارند و همواره گرانی پنبه محلوج تولید داخل را به عنوان عامل این ناتوانی ذکر نموده اند .
11- متولیان کشت و تولید پنبه همواره افزایش قیمت پنبه و پرداخت یارانه به تولیدکنندگان را ضامن افزایش سطح کشت و تولید پنبه می دانند.
وبالاخره :
قیمت پنبه تولید داخل نسبت به قیمتهای جهانی آن بیشتر است.لذا یارای رقابت با سایر محصولات و حضور در بازارهای جهانی را ندارد. صنایع نساجی گرانی پنبه داخلی را از عوامل اصلی افزایش هزینه ها و پائین بودن کیفیت آن را مانع تولید نخ های ظریف ،کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می دانند. لذا تمایل به واردات پنبه با قیمتهای جهانی دارند.
واما :
چه کسی به ضرورت افزایش کارائی پنبه کاران ،بهبود بهره وری عوامل ، کاهش هزینه تولید وتحول فناوری در مزارع پنبه ، بهبود راندمان و کیفیت پنبه محلوج ، معرفی ارقام پربازده ، نوسازی وتحول صنایع نساجی و بهبود کیفیت تولیدات آن ، فعلیت بخشیدن به استعداد ها و برتری های نسبی و پویا در صنعت نساجی ، حضور در بازارهای جهانی و حاکمیت اصل رقابت (مکانیسم عرضه و تقاضا ) در عرصه تولید ، تجارت و قیمتگذاری پنبه می اندیشد؟
براستی :
پنبه ایران قربانی ناکارآمدی در عرصه های تولید ،بازار رسانی ،فرآوری و تجارت جهانی نیست؟

 

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 1:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 


گندم، گل آذین سنبله ای دارد. از هر گره آن معمولاً یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه به وجود میآید. گاهی تعداد گلچه ها به 9 هم میرسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک

درونی (پالئا) قرار گرفته است.
برگ های گندم مانند برگ های سایر غلات (به جز ذرت و ارزن)، نازک و کم عرض بوده و زبانه های کوچکی دارند. میوه گندم با توجه به گونه آن، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل این بخش هاست

گیاهک: یا رویان که تقریباً 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل میدهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولاً در تهیهٔ آرد گندم جدا میکنند. سبوس: همان پوستهٔ دانه است و تقریباً 14 درصد از وزن دانه را تشکیل میدهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحلهٔ آرد سازی از دانه جدا می کنند و معمولاً برای خوراک دام مورد استفاده قرار میگیرد. آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته ای دانه گندم است و تقریباً 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل میشود. آندوسپرم دارای دانه های نشاسته ای و مواد پروتئینی می باشد که دانه های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئین های موجود در دانه است، بهم چسبیده اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت میکند. همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین مینماید. گندم های قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می گردد

 


آب و هوای مناسب برای رشد گندم
شرایط ایده آل برای رشد گندم، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می باشد. بنابراین در مناطقی که زمستان های سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرمازدگی زمستانی مواجه می شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی تواند به مدت طولانی، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگ های کوچک و در نتیجه روزنه های کوچکتر می شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند

انواع گندم
معمولاً گندم ها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه هایشان از نظر رنگ، بافت، شکل و... با هم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز با هم تفاوت می کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می نمایند. دانه گندم، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می گیرد. عمق این شیار در گندم های پاییزه زیاد و در گندم های بهاره کم است. طرفین این شیار در گندم های بهاره گرد و در گندم های پاییزه گوشه دار می باشد
گندم بهاره گندم بهاره: گندم بهاره همان طور که از نامش پیداست، در اوایل بهار کاشته می شود. پس از جوانه زدن، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می کنند. گندم بهاره را معمولاً در نواحیی کشت می کنند که گندم پاییزه نمی تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق، مقاومت نماید. البته میزان محصول دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولاً پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتی گراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می کارند. اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود
گندم پاییزه گندم پاییزه: این نوع گندم در نیم کره شمالی، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتی گراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می زند. سپس در فصل زمستان، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می ماند و با آغاز فصل بهار، مجدداً رشد و نمو خود را آغاز می کند. معمولاً در یکی از ماه های خرداد، تیر یا نهایتاً مرداد، دانه می رسد و آماده برداشت می شود.
گندم بهاره برای آن که به مرحلهٔ گل دهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دورهٔ سرما را پشت سر نمی گذارد، نمی تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد
.
گندم های پاییزه به نسبت گندم های بهاره ریشه های عمیق تر و پرپشت تری دارند که تا 200 سانتی متر در خاک نفوذ می کنند. این امر ناشی از آن است که گندم های پاییزه فصل رشد طولانی تری دارند
.
شرایط مناسب برای رشد گندم

خاک: خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب، برای رشد گندم مناسب است. اصولاً میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران)، در خاک های ریز بافت بیشتر است، چون این قبیل خاک ها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می کند)، معمولاً گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی گیرد. آب: گندم هم مانند سایر گیاهان نمی تواند در خاک خشک جوانه بزند. گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی درخاک، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندم های پاییزه معمولاً فرایند جوانه زنی را با مشکل مواجه می نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیهٔ جوانه، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
رشد گندم

گیاه گندم و دیگر انواع غلات، مانند بسیاری از گیاهان دو مرحله رشد دارند: رویشی و زایشی. جوانه زنی، سبز شدن و پنجه زدن جزء مرحله رویشی و ساقه رفتن و تشکیل گل آذین و دانه جزء مراحل زایشی گیاه می باشد. برای کنترل و تنظیم رشد گندم، از مواد تنظیم کننده رشد استفاده می کنند. یکی از این مواد سیکوسل (با نام تجاری CCC ) است. نام علمی این ماده شیمیایی، 2- کلرو اتیل متیل آمونیوم کلرید است که:
غشاء یاخته گندم را زیاد می کند. تعداد دسته های آوندی در ساقه را زیاد می کند. رشد ریشه را افزایش داده و مقاومت بوته های گندم در برابر خشکی را زیاد می کند. کارآیی گندم در مصرف آب را بالا می برد. پس می توان گندم را در مناطق کم باران هم کاشت و محصولی به خوبی محصول نواحی پرباران، تولید نمود. مقاومت گندم را نسبت به شوری خاک زیاد می کند. بهتر است که از کودهای نیتروژن و فسفردار برای رشد گندم استفاده شود. پتاسیم هم برای رشد گیاه گندم لازم است
.

آفات و بیماری های گیاه گندم

زنگ، که عاملی به نام Puccinia آن را ایجاد می کند، مهم ترین بیماری گندم به شمار می رود که شامل زنگ ساقه، زنگ برگ، زنگ خطی و زنگ نواری می شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می باشد. تشکیل حفره های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه، برگ، غلاف و... هستند از علائم این بیماری می باشند. این قارچ ها از کارآیی گیاه در مصرف آب می کاهند، بافت های گیاه را تخریب می کنند و تعداد دانه های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می دهند.
سیاهک، یکی از بیماری های قارچی گندم است که می تواند به صورت سیاهک آشکار، سیاهک برگ، سیاهک پنهان معمولی و... ظاهر گردد. سیاهک پنهان، مهم ترین و رایج ترین و در عین حال، مخرب ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصاً به گندم پاییزه وارد می آورد
.
بجز اینها، پوسیدگی جوانه و ریشه هم بیماری هایی هستند که قارچ ها آنها را به وجود می آورند و این بیماری ها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه ای تا حدی از این بیماری ها جلوگیری می نمود، اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماری ها استفاده می کنند
.

زمان برداشت محصول

زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی، رطوبت نسبی، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد.
امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می شود. در روش سنتی، بوته های گندم را از فاصلهٔ چند سانتی سطح خاک، درو نموده و به صورت دسته های کوچک در می آورند. سپس این دسته ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می کوبند. زمان صحیح برداشت گندم، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد
.

موارد مصرف گندم مواد مغذی آن

بر خلاف سایر غلات، گندم را می توان از طرق مختلف از جمله در تهیهٔ نان، بیسکوییت، شیرینی، کیک، اسپاگتی، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیهٔ پودرهای لباسشویی هم استفاده می گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می کنند.
انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. مثلاً گندم های نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکوییت سازی، شیرینی پزی و کیک پزی مناسبند، در حالی که از گندم های سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند. آردی که در تهیهٔ شیرینی و کیک و بیسکوییت استفاده می شود، باید نرم و ریز بوده و همچنین پروتئین کمتر و قدرت جذب آب کمتری هم داشته باشد. برعکس، آرد مرغوب برای تهیهٔ نان، باید پروتئین بیشتری داشته باشد و ظرفیت جذب آب آن هم بیشتر باشد. چنین آردی به هنگام تهیهٔ خمیر، زیاد احتیاج به ورزدادن نداشته و در کمترین زمان، ورمی آید. به علاوه چون میزان پروتئین آن زیادتر است، حجم نان به دست آمده از آن بیشتر می شود. میزان گلوتن آرد نانوایی باید 5/11 تا 13 درصد باشد
.
گندم های سخت بهاره و پاییزه، پروتئین بیشتر و گندم های نرم و سفید، پروتئین کمتری دارند. میزان مواد دانه گندم از جمله پروتئین، چربی، نشاسته، سلولز و... در انواع مختلف گندم متفاوت می باشد. پروتئین های موجود در آندوسپرم، متشکل از گلیادین و گلوتنین می باشند. این پروتئین ها از آلبومن، گلوبولین، پروتئوزها و نوکلئوپروتئین ها تشکیل یافته اند. این دو نوع پروتئین در مجاورت آب به گلوتن تبدیل می گردند. وجود همین گلوتن است که سبب برتری گندم نسبت به سایر غلات شده است
.

تهیه آرد گندم

تهیه آرد گندم دارای مراحل مختلفی است. ابتدا گندم را شسته و سپس خشکش می کنند تا کلیهٔ مواد خارجی از آن جدا شود. برای جدا نمودن پرزها و کرک ها از سطح دانه، آنها را صیقل می دهند. برای سفت شدن سبوس و جدا شدن راحت آن از دانه، دانه ها را دوباره خیس کرده و نشاسته موجود در آندوسپرم را برای آسیاب نمودن، آماده می کنند. سپس دانه های گندم را روی غلتک قرار می دهند و بدون خرد شدن، دانه ها را له می کنند. در مرحله دیگری، سبوس و گیاهک از آندوسپرم نشاسته ای جدا می گردد. آندوسپرم را پس از خرد و نرم کردن، از الک های پارچه ای ریز بافت عبور می دهند. آرد گندم به این طریق تهیه می شود. این آرد تقریباً 75 تا 80 درصد وزن دانه گندم می باشد. اغلب آرد را با مواد سفید کننده سفید می کنند و گاهی به آن ویتامین ها یا مواد معدنی دیگری اضافه می نمایند تا ارزش غذایی آن بیشتر شود.
امروزه می توان آردهای گندم مختلف تولید نمود. اگر سبوس و گیاهک را از آندوسپرم جدا نکرده و در تهیه آرد از این بخش ها هم استفاده کنند، رنگ آرد تیره تر می شود، در عوض ارزش غذایی چنین آردی خیلی بیشتر از آرد سفیدی است که سبوس و گیاهک ندارد. البته اغلب افراد این آرد تیره را دوست ندارند. معمولاً از سبوس در تهیهٔ غذای دام استفاده میگردد.

 

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي خاک هاي ايران از نقطه نظر PH

pH خاک هاي فلات مرکزي ايران در اکثر موارد بيش از 7 است و علت آن وجود کربنات کلسيم، سولفات کلسيم و املاح شور و سديمي مي باشد. در بعضي از خاک هاي غني از سديم و کربناتهاي محلول، PH خاک از 9 نيز تجاوز نموده و به 7/9 و حتي بيشتر مي رسد مثلاً خاک غني از سديم ، PH خاک تا 10 افزايش مي يابد. PH حداکثر خاک هاي فلات مرکزي ايران بين 7 تا 5/8 در نوسان است. در خاک هاي جنگلي شمال PH خاک اسيدي بوده و حتي به 2/4 کاهش مي يابد. عامل اسيدي شدن در اين مناطق نزولات آسماني، وجود ماسه سنگها و شنها است.

 

  اصلاح خاک هاي آهکي از نقطه نظر کاهش PH:

همانطور که مي دانيم جذب تعداد زيادي از عناصر معدني در خاک هاي آهکي به کندي انجام مي گيرد در بين اين عناصر مي توان آهن، فسفر ، روي، کبالت ، پتاس و غيره را نام برد. در خاک هاي آهکي ايران مسئله کمبود و عناصر کمياب در حقيقت مطرح نيست زيرا اين عناصر در خاک هستند و حتي به مقدار زياد ولي به علت وجود آهک و يون کلسيم فراوان، جذب عناصر کم مصرف با مشکلات فراوان انجام مي گيرد. براي اصلاح و بهبود خاک هاي آهکي روش و متدهاي زيادي وجود ندارد.

خاک هاي آهکي بي اندازه از مواد آلي فقير هستند و يکي از نقايص اين خاکها کمبود مواد آلي و هوموس هستند. از طرف ديگر با اضافه نمودن مواد آلي مي توان از نقش مضر آهک جلوگيري نمود. روش ديگر عبارت خواهد بود از اضافه کردن کودهاي شيميايي اسيدي کننده خاک، تعداد اين کودها کم و تأثير آنها کند مي باشد. در بين آنها مي توان سولفات آمونيوم را نام برد.  

  اسيديته حقيقي – اسيديته کل :

در خاک دو نوع اسيديته تشخيص داده مي شود: اسيديته حقيقي که آنرا اسيديته لحظه اي (actual acidity) و در واقع همان مفهومي است که تاکنون در مورد PH خاک گفته شد و وقتي از PH به طور کلي نام برده مي شود، منظور اين اسيديته است. بنابراين اسيديته حقيقي خاک نمايانگر غلظت يونهاي هيدروژن آزاد در محلول خاک مي باشد. خاک اسيدي داراي PH کمتر از 7، خاک خنثي داراي PH مساوي 7 و بالاخره خاک قليا داراي PH بيشتر از 7 اسيديته کل در واقع بيان کننده توانايي ضمني خاک در دارا بودن خاصيت اسيدي بيشتر از اسيدتيه حقيقي است به همين جهت آنرا اسيديته پتانسيل (potential acidity) نيز مي نامند. در مفهوم اسيديته کل، يون هاي +H قابل تبادل موجود در خاک که قابل جابه جا شدن به وسيله کاتيونها مي باشند، در نظر گرفته مي شود و اندازه گيري آنهم با تعيين مقدار کاتيون هاي فلزي که جاي هيدروژن قابل تبادل را مي گيرند، امکان پذير است. به طور کلي در ميان واحدها و ترکيبات عمده تشکيل دهنده خاک، عده اي به عنوان عوامل اسيدي و عده اي ديگر در نقش عوامل قليايي عمل مي کنند. از دسته اول رس و هوموس را مي توان نام برد. که همانند يک اسيد ضعيف (اسيدوئيد) اهميت فراوان در خواص فيزيکوشيميايي خاک دارند، در صورتي که آهک و ترکيبات حاصل از آن که در اغلب خاکها کم و بيش يافت مي شود،به عنوان يک عامل قليايي و خنثي کننده ترکيبات اسيدي به حساب مي آيد و بالا فرد در ميان کلوئيدها، هيدروکسيد آهن که از آن به عنوان کلوئيد با خاصيت باز ضعيف (بازوئيد) ياد شده، در دسته اخير قرار مي گيرند.  

 

تغييرات PH خاک :

دامنه تغييرات PH در خاک هاي طبيعي موجود، معمولاً بين حداقل 3 تا 5/3 و حداکثر 11 تا 12 قرار دارد. PH حداقل در خاک هاي باتلاقي و خاک هاي حاوي مقادير قابل ملاحظه سولفات آلومينيوم و PH حداکثر در خاک هاي قليايي مناطق خشک و حاوي مقادير زياد کربنات سديم اتفاق مي افتد. در شرايط يکنواخت مواد اوليه تشکيل دهنده خاک و ساير مشخصات فيزيکوشيميايي يکسان معمولاً هر قدر شستشو در خاکي بيشتر صورت گيرد، به دليل مهاجرت کاتيونها و عوامل قليايي، PH خاک تنزل مي يابد.
در تعقيب بارندگي شرايط فيزيکي خاک از قبيل ساختمان فيزيکي و پايداري آن، وجود عوامل کلوئيدي نگهدارنده کاتيونها (کلوئيدهاي رس و هوموس و بالاخره نفوذ پذيري خاک در به ثمر رساندن تأثير فوق مورد توجه قرار مي گيرند. چگونگي تلفيق اين عوامل با هم در کندي و تسريع خاک و در نتيجه در تغييرات PH آن تأثير مي نمايد. در يک خاک معين،PH داراي تغييرات فصلي است شدت بارندگي در بعضي از فصول سال (حرکت املاح به طرف عمق) خشکي و تبخير زياد خاک سطحي در فصول ديگر (صعود املاح به طرف سطح خاک) انتقال بيشتر شاخ و برگ مرده گياهان به خاک در فصل خزان و بالاخره چگونگي توسعه فعاليت موجودات زنده خاک در مدت سال و تأثير آن در تخريب و تحول مواد آلي، همه و همه از عواملي هستند که کم و بيش در ترکيب و غلظت محلول خاک و در نتيجه در تغييرات فصلي PH تأثير مي گذارند.
عمليات مختلف زراعي دليل ديگري در تغييرات PH خاک است. شخم زياد، زيرو رو کردن خاک و آبياري مداوم همواره موجبات شستشوي خاک را فراهم مي کند، در نتيجه مهاجرت املاح از لايه هاي سطحي خاک به طرف اعماق در شرايط زهکشي مناسب در تغييرات PH خاک تأثير دارد در يک منطقه با خاک مشابه، اختلاف PH بين قطعات تحت کشت و آبياري و قطعات بکر و باير مشاهده مي شود)  

 

  اثرات مصرف کودهاي مختلف و ميکروارگانيسم ها روي PH

مصرف کودهاي مختلف در خاک هاي زير کشت، تغييراتي در PH ايجاد مي کند، معمولاً کودهايي از نوع آمونياکي، سولفات، کلرور پتاسيم، سوپر فسفات ، گوگرد ، اوره و خون خشک موجب تنزل PH خاک مي شود، در حالي که کودهاي ديگر مانند سيا ناميد، اسکوري، نيتراتهاي سديم و کلسيم و کود دامي، PH خاک را بالا مي برند. تأثير فعاليت ميکروارگانيسم ها در عمل هوموسي شدن بقاياي آلي تأثير دارند، خواه ناخواه در PH خاک تأثير مي گذارند، چرا که محصول نهايي اين فعاليت در هر شرايط ، نوع مشخص از هوموس است که PH آن با نوع ديگر تفاوت دارد.  

 

PH و حاصلخيزي خاک :

PH را نبايد به تنهايي عامل مستقل براي تعيين حاصلخيزي خاک دانست بلکه، PH معمولي از عوامل مختلف شيميايي است که به عنوان يک معيار قابل اندازه گيري نمايانگر چگونگي تلفيق عوامل مزبور است. در ذکر بهترين رقم PH همواره بايد شرايط ويژه هر منطقه از جمله منابع آب و خاک، آب و هوا و گياهان کشت شده، مورد توجه قرار گيرند. در يک حالت کلي مي توان گفت که اغلب گياهان براي رشد و بازدهي مطلوب، PH حدود خنثي زا مي طلبند. بعضي از گياهان مانند يونجه و چغندر PH کمي قليايي را ترجيح مي دهند (بين 7 تا 5/7 ) و بعضي ديگر مانند سيب زميني و يولاف در PH کمي اسيدي بهتر رشد مي کنند ( بين 5/5 تا 5/6)
PH با خواص فيزيکي و شيميايي خاک و کلاً با رشد و بازدهي گياهان ارتباط دارد. تجمع ذرات کلوئيدي براي تشکيل خاکدانه ها و برقراري ساختمان فيزيکي مطلوب در خاک مستلزم PH متناسب با طبيعت کلوئيد است. PH بالا در خاک هاي قليايي به نقش سديم در پخشيدگي رس و ايجاد لايه هاي فشرده و غير قابل نفوذ کمک مي کند، در حالي که تنزل PH همواره معياري در پيشرفت مراحل اصلاح خاک هاي مزبور به شمار مي رود.
براي قابليت جذب بسياري از عناصر مورد نياز گياهان، حدودي از PH همواره مناسبتر و گاهي ضروري تر است. در اين ميان رابطه فشرده قابليت جذب فسفر يا PH خاک بيش از همه جلب توجه مي کند. آنيون فسفات در PH هاي مختلف ظرفيت هاي متفاوت به خود مي گيرد.

PO4-3 , HPO4-2 , H2 PO4-

صورت هاي مختلف اين آنيون مي باشند که به ترتيب از PH کمتر از 4 تا بالاتر از 9 در خاک ظاهر مي شوند. بهترين شرايط جذب فسفر در خاک براي گياهان 6 تا 7 و براي پتاسيم و گوگرد بالاتر از 6 است و براي ازت 6 تا 5/7 است. اگر PH به عنوان تنها وسيله ارزيابي در اختيار باشد در يک حالت کلي جدول استفاده از اراضي را مي توان به شرح زير ارائه نمود.

1 - PH 3 تا 5/4 نوع نوع خاک فوق العاده اسيد – اراضي باتلاقي – جنگل گونه هاي اسيد دوست
2 – 5/4 تا 5/5 نوع خاک خيلي اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست (چاودار ، گندم سياه)

3 – 5/5 تا 6 HP – نوع خاک اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست ( 4 - تا 75/6 نوع خاک کمي اسيدي انواع زراعت به غير از بقولات آهک دوست
5 – PH 75/6 تا 25/7 نوع خاک خنثي تمام زراعت ها
6 – 25/7 تا 5/8 نوع خاک آهکي يا شور، تمام زراعت ها به غير از گياهان غيرآهک دوست و در صورت شور بودن بايد شرايط آبياري و زهکشي متناسب رعايت شود
7 – از 5/8 به بالا نوع خاک شور يا قليايي ، کشت گياهان مقاوم به شوري (با رعايت نکات لازم در جهت اصلاح اراضي)  

 

  عوامل مؤثر در PH خاک :

در شکل رابطه تقريبي بين PH خاک و قابليت استفاده عناصر غذايي گياه را نشان مي دهد. فعاليت قارچها، باکتريها و اکتينوميست ها نيز در اين شکل نشان داده شده است. براي اصلاح خاک هاي اسيدي که PH آنها کمتر از حد مطلوب باشد مي توان سنگ آهک (کربنات کلسيم) به آنها اضافه نمود. اين ماده طبق واکنش زير خاک عکس العمل نموده سبب اشباع نسبي کلوئيدها با کليسيم مي شود.

PH مناسب براان

نباتات زراعي

سبزيجات

درختان ميوه

برنج 5/6 - 5

اسفناج 5/7 - 6

آلبالو 7 - 6

توتون 5/7 - 5/5

پياز 7 - 5/5

زردآلو 7 - 6

جو 8/7 - 5/6

خيار 7 - 5/5

سيب 5/6 - 5

چغندر قند 8 - 5/6

سيب زميني 5/6 - 8/4

هلو 5/7 - 6

ذرت 5/7 - 5/5

کاهو 7 - 6

گردو 8 - 6

سورگوم 5/7 - 5/5

کلم 5/7 - 6

درختان غير مثمر :

سوژا 7 - 6

گل کلم 5/7 - 5/5

زبان گنجشک 5/7 - 6

گندم; 5/7 - 5/5

گوجه فرنگي 5/7 - 5/5

سرو خمره اي 5/7 - 6

نخود 5/7 6

 

گلهاي زينتي :

 يونجه 8/7 - 2/6

آزاليا 5 - 5/4

 بگونيا 7 - 5/5

 داودي 5/7 - 6

 شمعداني 8 - 6

 ميخک 5/7 - 66

 

   

چون گاز کربنيک فرار بوده از خاک خارج مي شود، واکنش به طرف راست رفته و سبب بالارفتن درصد اشباع بازي خاک و نهايتاً بالارفتن PH مي گردد. چنانچه سنگ آهک به مقدار کافي و به طرز صحيحي مصرف شده و افزودن آن به خاک به فواصل مناسب تکرار شود مي توان PH خاک مزرعه را در حد مطلوبي نگه داشت.
خاک هاي قليايي را نيز با دادن اسيدزا مي توان اصلاح نمود و PH آن را به حد کافي تنزل داده و به سطح مطلوب رساند. بدين منظور مي توان از اسيد سولفوريک يا گوگرد استفاده نمود. اسيد سولفوريک خود اسيدي قوي بوده و افزودن آن به خاک سبب کاهش PH مي گردد. در مصرف آن بايد احتياطات لازمه را به عمل آورد زيرا اين ماده اسيدي قوي و خطرناک بوده و قدرت خورندگي و سوزانندگي شديدي دارد. پاشيدن آن در خاک نيز محتاج به وسايل خاصي مي باشد.  

به جاي اسيد سولفوريک مي توان از گوگرد عنصري استفاده نمد. اين مبدأ در شرايط مناسب خاک توسط موجودات زنده زير خاک اکسيد شده به اسيد سولفوريک تبديل مي شود.
مشهورترين باکتري اکسيد کننده گوگرد Thiobacillus Thiooxidans است که در خاک زندگي مي کند و چنانچه جمعيت آن در خاک کم باشد مي توان با افزودن مقداري از خاک حاوي آن به خاک مزرعه مورد نظر با اصطلاح خاک را با اين باکتري تلقيح نمود. مواد اسيدي زاي ديگري نظير سولفات آلومينيوم، سولفات آهن را نيز مي توان براي اسيدي کردن خاک به کار برد. اين مواد به علت گراني فوق العاده در موارد خاصي مانند گلکاري مصرف مي شوند.

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:53 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي خاک هاي ايران از نقطه نظر PH

pH خاک هاي فلات مرکزي ايران در اکثر موارد بيش از 7 است و علت آن وجود کربنات کلسيم، سولفات کلسيم و املاح شور و سديمي مي باشد. در بعضي از خاک هاي غني از سديم و کربناتهاي محلول، PH خاک از 9 نيز تجاوز نموده و به 7/9 و حتي بيشتر مي رسد مثلاً خاک غني از سديم ، PH خاک تا 10 افزايش مي يابد. PH حداکثر خاک هاي فلات مرکزي ايران بين 7 تا 5/8 در نوسان است. در خاک هاي جنگلي شمال PH خاک اسيدي بوده و حتي به 2/4 کاهش مي يابد. عامل اسيدي شدن در اين مناطق نزولات آسماني، وجود ماسه سنگها و شنها است.

 

  اصلاح خاک هاي آهکي از نقطه نظر کاهش PH:

همانطور که مي دانيم جذب تعداد زيادي از عناصر معدني در خاک هاي آهکي به کندي انجام مي گيرد در بين اين عناصر مي توان آهن، فسفر ، روي، کبالت ، پتاس و غيره را نام برد. در خاک هاي آهکي ايران مسئله کمبود و عناصر کمياب در حقيقت مطرح نيست زيرا اين عناصر در خاک هستند و حتي به مقدار زياد ولي به علت وجود آهک و يون کلسيم فراوان، جذب عناصر کم مصرف با مشکلات فراوان انجام مي گيرد. براي اصلاح و بهبود خاک هاي آهکي روش و متدهاي زيادي وجود ندارد.

خاک هاي آهکي بي اندازه از مواد آلي فقير هستند و يکي از نقايص اين خاکها کمبود مواد آلي و هوموس هستند. از طرف ديگر با اضافه نمودن مواد آلي مي توان از نقش مضر آهک جلوگيري نمود. روش ديگر عبارت خواهد بود از اضافه کردن کودهاي شيميايي اسيدي کننده خاک، تعداد اين کودها کم و تأثير آنها کند مي باشد. در بين آنها مي توان سولفات آمونيوم را نام برد.  

  اسيديته حقيقي – اسيديته کل :

در خاک دو نوع اسيديته تشخيص داده مي شود: اسيديته حقيقي که آنرا اسيديته لحظه اي (actual acidity) و در واقع همان مفهومي است که تاکنون در مورد PH خاک گفته شد و وقتي از PH به طور کلي نام برده مي شود، منظور اين اسيديته است. بنابراين اسيديته حقيقي خاک نمايانگر غلظت يونهاي هيدروژن آزاد در محلول خاک مي باشد. خاک اسيدي داراي PH کمتر از 7، خاک خنثي داراي PH مساوي 7 و بالاخره خاک قليا داراي PH بيشتر از 7 اسيديته کل در واقع بيان کننده توانايي ضمني خاک در دارا بودن خاصيت اسيدي بيشتر از اسيدتيه حقيقي است به همين جهت آنرا اسيديته پتانسيل (potential acidity) نيز مي نامند. در مفهوم اسيديته کل، يون هاي +H قابل تبادل موجود در خاک که قابل جابه جا شدن به وسيله کاتيونها مي باشند، در نظر گرفته مي شود و اندازه گيري آنهم با تعيين مقدار کاتيون هاي فلزي که جاي هيدروژن قابل تبادل را مي گيرند، امکان پذير است. به طور کلي در ميان واحدها و ترکيبات عمده تشکيل دهنده خاک، عده اي به عنوان عوامل اسيدي و عده اي ديگر در نقش عوامل قليايي عمل مي کنند. از دسته اول رس و هوموس را مي توان نام برد. که همانند يک اسيد ضعيف (اسيدوئيد) اهميت فراوان در خواص فيزيکوشيميايي خاک دارند، در صورتي که آهک و ترکيبات حاصل از آن که در اغلب خاکها کم و بيش يافت مي شود،به عنوان يک عامل قليايي و خنثي کننده ترکيبات اسيدي به حساب مي آيد و بالا فرد در ميان کلوئيدها، هيدروکسيد آهن که از آن به عنوان کلوئيد با خاصيت باز ضعيف (بازوئيد) ياد شده، در دسته اخير قرار مي گيرند.  

 

تغييرات PH خاک :

دامنه تغييرات PH در خاک هاي طبيعي موجود، معمولاً بين حداقل 3 تا 5/3 و حداکثر 11 تا 12 قرار دارد. PH حداقل در خاک هاي باتلاقي و خاک هاي حاوي مقادير قابل ملاحظه سولفات آلومينيوم و PH حداکثر در خاک هاي قليايي مناطق خشک و حاوي مقادير زياد کربنات سديم اتفاق مي افتد. در شرايط يکنواخت مواد اوليه تشکيل دهنده خاک و ساير مشخصات فيزيکوشيميايي يکسان معمولاً هر قدر شستشو در خاکي بيشتر صورت گيرد، به دليل مهاجرت کاتيونها و عوامل قليايي، PH خاک تنزل مي يابد.
در تعقيب بارندگي شرايط فيزيکي خاک از قبيل ساختمان فيزيکي و پايداري آن، وجود عوامل کلوئيدي نگهدارنده کاتيونها (کلوئيدهاي رس و هوموس و بالاخره نفوذ پذيري خاک در به ثمر رساندن تأثير فوق مورد توجه قرار مي گيرند. چگونگي تلفيق اين عوامل با هم در کندي و تسريع خاک و در نتيجه در تغييرات PH آن تأثير مي نمايد. در يک خاک معين،PH داراي تغييرات فصلي است شدت بارندگي در بعضي از فصول سال (حرکت املاح به طرف عمق) خشکي و تبخير زياد خاک سطحي در فصول ديگر (صعود املاح به طرف سطح خاک) انتقال بيشتر شاخ و برگ مرده گياهان به خاک در فصل خزان و بالاخره چگونگي توسعه فعاليت موجودات زنده خاک در مدت سال و تأثير آن در تخريب و تحول مواد آلي، همه و همه از عواملي هستند که کم و بيش در ترکيب و غلظت محلول خاک و در نتيجه در تغييرات فصلي PH تأثير مي گذارند.
عمليات مختلف زراعي دليل ديگري در تغييرات PH خاک است. شخم زياد، زيرو رو کردن خاک و آبياري مداوم همواره موجبات شستشوي خاک را فراهم مي کند، در نتيجه مهاجرت املاح از لايه هاي سطحي خاک به طرف اعماق در شرايط زهکشي مناسب در تغييرات PH خاک تأثير دارد در يک منطقه با خاک مشابه، اختلاف PH بين قطعات تحت کشت و آبياري و قطعات بکر و باير مشاهده مي شود)  

 

  اثرات مصرف کودهاي مختلف و ميکروارگانيسم ها روي PH

مصرف کودهاي مختلف در خاک هاي زير کشت، تغييراتي در PH ايجاد مي کند، معمولاً کودهايي از نوع آمونياکي، سولفات، کلرور پتاسيم، سوپر فسفات ، گوگرد ، اوره و خون خشک موجب تنزل PH خاک مي شود، در حالي که کودهاي ديگر مانند سيا ناميد، اسکوري، نيتراتهاي سديم و کلسيم و کود دامي، PH خاک را بالا مي برند. تأثير فعاليت ميکروارگانيسم ها در عمل هوموسي شدن بقاياي آلي تأثير دارند، خواه ناخواه در PH خاک تأثير مي گذارند، چرا که محصول نهايي اين فعاليت در هر شرايط ، نوع مشخص از هوموس است که PH آن با نوع ديگر تفاوت دارد.  

 

PH و حاصلخيزي خاک :

PH را نبايد به تنهايي عامل مستقل براي تعيين حاصلخيزي خاک دانست بلکه، PH معمولي از عوامل مختلف شيميايي است که به عنوان يک معيار قابل اندازه گيري نمايانگر چگونگي تلفيق عوامل مزبور است. در ذکر بهترين رقم PH همواره بايد شرايط ويژه هر منطقه از جمله منابع آب و خاک، آب و هوا و گياهان کشت شده، مورد توجه قرار گيرند. در يک حالت کلي مي توان گفت که اغلب گياهان براي رشد و بازدهي مطلوب، PH حدود خنثي زا مي طلبند. بعضي از گياهان مانند يونجه و چغندر PH کمي قليايي را ترجيح مي دهند (بين 7 تا 5/7 ) و بعضي ديگر مانند سيب زميني و يولاف در PH کمي اسيدي بهتر رشد مي کنند ( بين 5/5 تا 5/6)
PH با خواص فيزيکي و شيميايي خاک و کلاً با رشد و بازدهي گياهان ارتباط دارد. تجمع ذرات کلوئيدي براي تشکيل خاکدانه ها و برقراري ساختمان فيزيکي مطلوب در خاک مستلزم PH متناسب با طبيعت کلوئيد است. PH بالا در خاک هاي قليايي به نقش سديم در پخشيدگي رس و ايجاد لايه هاي فشرده و غير قابل نفوذ کمک مي کند، در حالي که تنزل PH همواره معياري در پيشرفت مراحل اصلاح خاک هاي مزبور به شمار مي رود.
براي قابليت جذب بسياري از عناصر مورد نياز گياهان، حدودي از PH همواره مناسبتر و گاهي ضروري تر است. در اين ميان رابطه فشرده قابليت جذب فسفر يا PH خاک بيش از همه جلب توجه مي کند. آنيون فسفات در PH هاي مختلف ظرفيت هاي متفاوت به خود مي گيرد.

PO4-3 , HPO4-2 , H2 PO4-

صورت هاي مختلف اين آنيون مي باشند که به ترتيب از PH کمتر از 4 تا بالاتر از 9 در خاک ظاهر مي شوند. بهترين شرايط جذب فسفر در خاک براي گياهان 6 تا 7 و براي پتاسيم و گوگرد بالاتر از 6 است و براي ازت 6 تا 5/7 است. اگر PH به عنوان تنها وسيله ارزيابي در اختيار باشد در يک حالت کلي جدول استفاده از اراضي را مي توان به شرح زير ارائه نمود.

1 - PH 3 تا 5/4 نوع نوع خاک فوق العاده اسيد – اراضي باتلاقي – جنگل گونه هاي اسيد دوست
2 – 5/4 تا 5/5 نوع خاک خيلي اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست (چاودار ، گندم سياه)

3 – 5/5 تا 6 HP – نوع خاک اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست ( 4 - تا 75/6 نوع خاک کمي اسيدي انواع زراعت به غير از بقولات آهک دوست
5 – PH 75/6 تا 25/7 نوع خاک خنثي تمام زراعت ها
6 – 25/7 تا 5/8 نوع خاک آهکي يا شور، تمام زراعت ها به غير از گياهان غيرآهک دوست و در صورت شور بودن بايد شرايط آبياري و زهکشي متناسب رعايت شود
7 – از 5/8 به بالا نوع خاک شور يا قليايي ، کشت گياهان مقاوم به شوري (با رعايت نکات لازم در جهت اصلاح اراضي)  

 

  عوامل مؤثر در PH خاک :

در شکل رابطه تقريبي بين PH خاک و قابليت استفاده عناصر غذايي گياه را نشان مي دهد. فعاليت قارچها، باکتريها و اکتينوميست ها نيز در اين شکل نشان داده شده است. براي اصلاح خاک هاي اسيدي که PH آنها کمتر از حد مطلوب باشد مي توان سنگ آهک (کربنات کلسيم) به آنها اضافه نمود. اين ماده طبق واکنش زير خاک عکس العمل نموده سبب اشباع نسبي کلوئيدها با کليسيم مي شود.

PH مناسب براان

نباتات زراعي

سبزيجات

درختان ميوه

برنج 5/6 - 5

اسفناج 5/7 - 6

آلبالو 7 - 6

توتون 5/7 - 5/5

پياز 7 - 5/5

زردآلو 7 - 6

جو 8/7 - 5/6

خيار 7 - 5/5

سيب 5/6 - 5

چغندر قند 8 - 5/6

سيب زميني 5/6 - 8/4

هلو 5/7 - 6

ذرت 5/7 - 5/5

کاهو 7 - 6

گردو 8 - 6

سورگوم 5/7 - 5/5

کلم 5/7 - 6

درختان غير مثمر :

سوژا 7 - 6

گل کلم 5/7 - 5/5

زبان گنجشک 5/7 - 6

گندم; 5/7 - 5/5

گوجه فرنگي 5/7 - 5/5

سرو خمره اي 5/7 - 6

نخود 5/7 6

 

گلهاي زينتي :

 يونجه 8/7 - 2/6

آزاليا 5 - 5/4

 بگونيا 7 - 5/5

 داودي 5/7 - 6

 شمعداني 8 - 6

 ميخک 5/7 - 66

 

   

چون گاز کربنيک فرار بوده از خاک خارج مي شود، واکنش به طرف راست رفته و سبب بالارفتن درصد اشباع بازي خاک و نهايتاً بالارفتن PH مي گردد. چنانچه سنگ آهک به مقدار کافي و به طرز صحيحي مصرف شده و افزودن آن به خاک به فواصل مناسب تکرار شود مي توان PH خاک مزرعه را در حد مطلوبي نگه داشت.
خاک هاي قليايي را نيز با دادن اسيدزا مي توان اصلاح نمود و PH آن را به حد کافي تنزل داده و به سطح مطلوب رساند. بدين منظور مي توان از اسيد سولفوريک يا گوگرد استفاده نمود. اسيد سولفوريک خود اسيدي قوي بوده و افزودن آن به خاک سبب کاهش PH مي گردد. در مصرف آن بايد احتياطات لازمه را به عمل آورد زيرا اين ماده اسيدي قوي و خطرناک بوده و قدرت خورندگي و سوزانندگي شديدي دارد. پاشيدن آن در خاک نيز محتاج به وسايل خاصي مي باشد.  

به جاي اسيد سولفوريک مي توان از گوگرد عنصري استفاده نمد. اين مبدأ در شرايط مناسب خاک توسط موجودات زنده زير خاک اکسيد شده به اسيد سولفوريک تبديل مي شود.
مشهورترين باکتري اکسيد کننده گوگرد Thiobacillus Thiooxidans است که در خاک زندگي مي کند و چنانچه جمعيت آن در خاک کم باشد مي توان با افزودن مقداري از خاک حاوي آن به خاک مزرعه مورد نظر با اصطلاح خاک را با اين باکتري تلقيح نمود. مواد اسيدي زاي ديگري نظير سولفات آلومينيوم، سولفات آهن را نيز مي توان براي اسيدي کردن خاک به کار برد. اين مواد به علت گراني فوق العاده در موارد خاصي مانند گلکاري مصرف مي شوند.

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:52 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه

 

 


سه عامل مهم که موجب پیشرفت سريع کشاورزی در قرن بيستم است عبارتند از :

1-               تغذيه صحيح و متعادل

2-               اصلاح نباتات

3-               مبارزه با آفات

که از اين عوامل نقش تغذيه از همه بيشتر است چون گياهی که تغذيه کافی و متعادل داشته باشد در مقابل بيماريها ، گروهی از آفات و حتی سرما مقاومتر است 

امروزه علم کشاورزی مدرن با تکيه بر تجربيات گذشته حفظ سلامت خاک را سرلوحه برنامه های خود قرار داده است با اين هدف بر مصرف کدهای آلی به شکل خام يافرآوری شده تاکيد دارد و چون اين مواد ضمن تامين نيازهای تغذيه ای گياه موجب بهبود فيزيک خاک افزايش CEC  و نگهداری آب هوموس و تقويت ميکروارگانيسم های مفيد در خاک می شود

ايران با سطح زير کشت باغات پسته بالغ بر360000 هکتار بيشتر سطح زير کشت پسته در دنيا را دارد و بيش از 6% از صادرات کل جهان را به خود اختصاص داده است اين محصول سالانه بيش از 800 ميليون دلار برای کشور ارز آوری دارد و برای صدها هزار نفر به طور متوسط و غير مستقيم ايجاد شغل و در آمد کرده است. ميزان متوسط برداشت محصول در باغات پسته در ايران حدود 1000 کيلوگرم در هکتار می باشد اين در صورتی است که تعدادی از باغداران سالانه تا چندين برابر اين عدد برداشت می کنند ( بالاترين مقدار برداشت پسته در هکتار 14000 کيلوگرم می باشد .   يقنيا يکی از اصلی ترين عوامل موفقيت اين کشاورزان تغذيه صحيح و متعادل است .

ازت { نيتروژن }

نقش ازت :  

ازت اصلی ترين عنصر در رشد درختان پسته مي باشد و با توجه به اينکه قسمت عمده ای از مغز پسته پروتئين است ( 20% ) لذا کمبود اين عنصر کميت و کيفيت محصول پسته را به شدت تحت تاثير قرار می دهد .

علائم کمبود :

1-              کاهش رشد رويشی درخت

2-              کاهش تعداد دانه در خوشه

3-              ريزش جوانه های گل

4-              زردی برگ ها در شاخه های بارده و خزان قبل از فصل

نحوه و زمان مصرف :

اين کودها به دليل حلاليت زياد حتما بايد به صورت گندم پاش در سطح خاک پاشيده شوند همچنين آبشوئی اشکال معدنی اين عنصر زيادبوده و به راحتی می تواند از دسترس ريشه خارج شود لذا اين کودها را بايد در سه نوبت در اختيار گياه قرار داد :

1-   اسفند ماه ( آخرين آب قبل از سبز شدن درختان ) – 50% ازت مصرفی بايد در اين زمان به درخت داده شود که بهتر است از فرم آمونيم ( 4+NH4 ) استفاده شود چون جذب اين فرم ازت بستگی به دمای هوا ندارد و در هوای سرد نيز قادر به جذب شدن می باشد اين مرحله می تواند ضمن رشد رويش کافی موجب افزايش دانه در خوشه شود .

2-   خردادماه (فاز مغز ) – 25% ازت مصرفی بايد در اين زمان به درخت داده شود چون قسمت عمده ای از مغز را پروتئين ( اسيدهای آمينه ) تشکيل می دهد که برای ساختن آن نياز به مقدار زياد ازت دارد و کمبود ازت در اين زمان موجب زردی برگ ريزش جوانه های گل و سال آوری در درخت می شود .

3-   شهريور ماه ( آخرين آب قبل از برداشت محصول ) – 25% ازت مصرفی بايد در اين زمان داده شود که بهتر است از فرم نيترات ( NO3 ) استفاده شود چون بايد سريعا قبل از خزان درختان جذب شود کمبود ازت در اين زمان موجب ريزشدن دانه ( افزايش انس ) دهن بسته و تاخيررشددرسال آينده شود .

تذکر 1- در سال های کم محصول ( OFF ) نوبت دوم خرداد ماه بايد حذف و يا خيلی کم شود .

تذکر 2- در خاک های شور و قليا ( ميکروموس 8000 < EC ) بهتر است در هر سه مرحله فوق فقط از کودهای سولفات آمونيوم استفاده شود .

تذکر 3- برای درختان زير 8 سال (غير بارور ) بايد کود از ته را از اسفند ماه تا پايان تير ماه همراه با هر نوبت آبياری به ميزان خيلی کم مصرف نمايند .

تذکر 4 – چنانچه ازت را به شکل آلی در اختيار گياه قرار داد نياز به استفاده در چند نوبت نيست و فقط سالانه با سک نوبت مصرف نياز گياه برآورده می شود چون ازت در اثر سوخت و ساز مواد آلی و فعاليت ميکروارگانيسم آزاد شده و بتدريج در اختيار گياه قرار می گيرد .

تذکر 5- مقدار مصرف اين کود بستگی به ميزان آب ( دور و عمق آّبياری ) دارد و هرچه ميزان آب مزرعه کمتر شود ما بايد از کود از ته کمتری استفاده کنيم در غير اين صورت موجب پژمردگی برگ و ميوه در ماه های گرم سال ( تير و مرداد سقط جنيني و سوختگی ميوه می شود .

فسفر :

نقش فسفر :

اين عنصر در تقسيم سلولی نقش فعال دارد و با توجه به نقش آن در ATP  در انرژی سازی گياه نيز موثر بودو همچنين در ساختارهای RNA-DNA دخيل است

علائم کمبود فسفر :

1-              باريک شدن شاخه ها

2-              کاهش شاخه های جانبی

3-              نورگرائی شاخه ها مثل درختانی که در سايه کاشت شوند .

4-              برگ ها به رنگ سبز تيره و کثيف ديده می شوند .

نحوه و زمان مصرف :

با توجه به اينکه اسيديته PH  خاک های مناطق پسته خيز بالا می باشد و خاک می تواند به راحتی فسقر را تثبيت نموده و از مصرف آن توسط ريشه جلوگيری کند به همين دليل ما بايد فسفر معدنی را خيلی بيش از حد نياز خاک بدهيم تا خاک قادر باشد به اندازه کافی برداشت نمايد و از طرفی اين کود را حتما بايد به صورت شياری ( تجمعی ) در خاک قرار دهيم که کمترين تماس را با خاک داشته باشد . لذا از اواسط پائيز تا اواسط زمستان بايد شياری به عمق 30 – 40 سانتيمتر يک طرف سايه انداز درختان حفر نمود و کود فسفر را به صورت تجمعی ته شيار قرار دارد.

ميزان مصرف :

به دليل بالا بودن PH خاک در مناطق پسته خيز ميزان نياز پسته به فسفر خاک حدود 25- PPM 30 می باشد تا گياه بتواند به اندازه نياز از خاک برداشت نمايد
( در خاک های مناسب اين ميزان حدود PPM 10 می باشد ) لذا چنانچه در مناطق پسته خيز خاک از نظر فسفر خيلی فقير باشد بايد تا حد 900 کيلوگرم فسفات آمونيوم يا سوپر فسفات ترپيل به خاک اضافه نمود .

البته چنانچه بتوان فسفر را به شکل آلی و PH مناسب در اختيار گياه قرار دارد اين ميزان به شدت کاهش می يابد .

پتاس :

نقش پتاس :

پتاسيم مهمترين کاتيون داخل سلول است و نقش عمده پتاس در گياهان باز و بسته نمودن روزنه ها و تنظيم آب در داخل گياه می باشد . کم آبی سلول سبب اختلال در کار بسياری از آنزيم های درون سلول می گردد .

لذا پتاسيم گياه را در مقابل کم آبی ، شوری ، سرما ، آفات و افلاتوکسين حفاظت
می کند و اين عنصر بيشترين تاثير را در خندانی پسته دارد .

علائم کمبود :

 حاشيه سوختگی منظم حاشيه برگها : حاشيه برگها به صورت نواری منظم به عرض 4-3 ميليمتر و رنگ قهوه ای سوخته که ابتدا در شاخه های حامل ميوه و سپس در تمام درخت ديده می شود .

 1-بالا رفتن ميزان دهن بست در پسته

زمان و نحوه مصرف :

کودهای پتاسه سولفات پتاسيم تنها کود پتاسه ای است که می تواند در باغات پسته مصرف شود . را نيز مانند گودهای فسفره بايد از اواسط پائيز تا اواسط زمستان به صورت تجمعی داخل شياری به عمق 40-30 سانتی متر در انتهای سايه انداز يک طرف درختان قرار داد بالا بودن PH  و رس خاک فرم معدنی اين کود را به شدت تثبيت می کند لذا بايد به نحوی در شيار قرار گيرد که کمترين تماس را با خاک داشته باشد .

ميزان مصرف :

برای استفاده از کودهای پتاسه احتياج به تجزيه برگ و خاک می باشد ميزان پتاسيم در برگ نبايد کمتر از 5/1 باشد و همچنين ميزان پتاسيم خاک نبايد در خاکهای شنی کمتر از 250 پی پی ام و در خاک های رسی 350 پی پی ام باشد به ازای کمبود هر پی پی ام پتاس در خاک بايد مقدار 30 کيلوگرم سلوفات پتاسيم به خاک اضافه شود . البته سقف استفاده از اين کود 600 کيلوگرم در هکتار می باشد .

عناصر کم مصرف ( ريز مغذی ها ):

گياه برای رشد و نمو خود به بعضی از عناصر مثل آهن ، مس ، روی ، منگنز ، بروموليبدن به ميزان کمتری احتياج دارد اما کمبود هر يک از آنها مثل عناصر پر مصرف در گياه ايجاد مشکل می نمايد . به دليل وجود کربنات ها و کمبود مواد الی و نيز شور و قليايی بودن اغلب خاک ها مناطق پسته خيز جذب اکثر عناصر کم مصرف در خاک با مشکل روبرو می شود که بهترين روش موضعی قرار دادن اين عناصر در PH  مناسب و همراه با مواد آلی در خاک می باشد .

آهن :

نقش آهن در پسته :

آهن يک عنصر بسيار مهم در توليد کلروفيل ( سبزينه گياه ) و بسياری از آنزيم های گياهی می باشد کمبود اين عناصر در باغات پسته بيش از هر عنصر ديگری به چشم می خورد که می تواند به شدت رشد گياه و ميزان محصول را تحت تاثير قرار داده و در دراز مدت موجب انهدام و خشکيدگی درخت شود .

علائم کمبود آهن :

1-              رنگ پريدگی و فقدان کلروفيل کافی در برگ ها ( سبز کم رنگ شدن برگها )

2-              کاهش تعداد دانه در خوشه و کوچک شدن دانه ها

3-              ايجاد لکه و يا خشکيدگی غير منظم در سطح برگ در ماه های تير و مرداد

4-              زود شکافی پوست سبز پسته که منتهی به آلودگی پسته به افلاتوکسين می شود

نحوه و زمان مصرف :

با توجه به شکل قليائيت خاک های مناطق پسته خيز و تثبيت شديد اشکال معدنی اين عنصر بايد آنرا به صورت کلات آهن Fe-EDDHA و يا همراه با مواد آلی در اختيار گياه قرار داد که چنانچه همراه با مواد آلی باشد از اواسط پائيز تا اواسط زمستان داخل شياری يکطرف درختان و چنانچه بخواهيم از شکل کلاته استفاده نمائيم از اواسط بهمن تا اواسط اسفند مصرف شود چون اين فرم آهن خيلی زود آبشوئی شده و از دسترس ريشه خارج می شود

ميزان مصرف :

مصرف اين عنصر بر اساس تجزيه برگ توصيه می شود و نبايد غلظت آن در برگ کمتر از 100 پی پی ام باشد . برای برطرف نمودن کمبود اين عنصر به ازای هر 20 تا 15 کيلوگرم کلات آهن Fe-EDDHA به صورت مصرف خاکی در بهمن و اسفند توصيه می شود که با توجه به گران قيمت بودن اين فرم از آهن بهتر است از آهن همراه با مواد آلی با PH پائين استفاده نمود .

مس :

نقش مس در پسته :

مس يکی از اجزای تشکيل دهنده بسياری از آنزيم های گياهی است و نقش عمده آن در توليد انرژی می باشد . مس در درختان پسته بيشترين تاثير خود را در سطح پهنک برگ می گذارد و در صورت کمبود برگهای کوچک می شوند و با کوچک شدن سطح برگ گياه از نظر فتوسنتز و توليد انرژی به شدت تحت تاثير قرار گرفته و موجب ضعف عمومی درخت می شود .

علائم کمبود مس در پسته

1-    ريز و قرمز شدن برگ و ميوه در درختان پسته که در اصطلاح عاميانه به آن سرخو ( قرمزو ) گفته می شود .

2-                سوختگی برگ های جوان در رويش های ثانويه ( رشد صيفی با رشد تيرماهی )

نحوه و زمان مصرف :

بهترين زمان مصرف کودسولفات مس در بهمن و اسفند ماه داخل شياری يک طرفه سايه انداز درختان می باشد . مقدار مصرف اين کود 50 تا 30 کيلوگرم در هکتار می باشد و کمبود اين عنصر عمدتا در آب و خاکهای شيرين پيدا می شود و در خاکهای شور کمتر با کمبود مس روبرو هستيم چون وجود کلر بالا در خاک های شور مس را به صورت شبه کلاته در می آورد که به راحتی توسط گياهان قابل جذب می باشد .

تذکر : محلولپاشی با کودهای کلات مس Cu-EDTA در اواسط ارديبهشت با غلظت 20 پی پی ام برای کمبود اين عنصر توصيه می شود .

روی :

نقش روی :

عنصر روی در ساختار هورمون اکسين ( هورمون رشد ) سهيم می باشد و همچنين اين عنصر در گل انگيزی و توليد گرده و گرده افشانی ضروری است .

علائم کمبودروی :

1-                     تاخير درباز شدن جوانه های گل

2-                     مواج شدن برگها

3-                     کوتاه شدن فاصله ميانگرها  لختی شاخه ها

نحوه و زمان مصرف :

اضافه نمودن سولفات روی به خاک و يا محلولپاشی آن روی درختان پسته در ايران تا کنون نتايج رضايت بخشی نداشته است و احتمالا اشکال ديگری از روی مثل کلات روی امکان دارد مفيد واقع شود . اما يقينا استفاده از فرم غنی شده مواد آلی در PH  مناسب کمبود اين عنصر در باغات پسته را برطرف می نمايد .

بر

نقش عنصر بر در پسته :

افزايش طول عمر دانه گرده و کمک به رشد لوله گرده و گرده افشانی از کارهای اساسی عنصر بر گياه پسته می باشد .

علائم کمبود :

1-     نامتقارن شدن پهنک برگ ( شبيه به اين علائم در اثر فعاليت کنه اريوفيد و نيز پاشيدن علف کش را نداپ روی برگهای درختان پسته نيز آشکا    ر می شود .

2-                     پوک شدن دانه ها

نحوه و زمان مصرف :

اکثر مناطق پسته کاری در ايران از مسموميت بر رنج می برند و ميزان بر در آب خاک و برگ چندين برابر ميزان مورد نياز است ( ميزان مورد نياز بر در برگ پسته 250 پی پی ام می باشد ) و فقط در مناطق خاصی کمبود اين عنصر مشاهده می شود . لذا جهت استفاده از کودهای حاوی بر حتما نياز به تجزيه برگ می باشد . در صورت لزوم می توان از مصرف خاکی اسيدبوريک 50-30 کيلوگرم در هکتار و يا در هنگام تورم جوانه ها ( نيمه دوم اسفند ) می توان از محلولپاشی 2 در هزار اسيد بوريک استفاده نمود .

منگنز :

با توجه به قليائيت و بالابودن ميزان آهک در خاک مناطق پسته خيز می توان انتظار کمبود منگنز در درختان پسته را داشت اما تاکنون کمبود اين عنصر در ايران روی درختان پسته گزارش نشده است .

 

 

موليبدن :

اين تنها عنصر غذائی گياهان است که کمبود آن در خاکهای اسيدی مشاهده می شود و با متوجه به قليائيت خاک مناطق پسته خيز احتمال کمبود اين عنصر متحمل نيست و هنوز گزارشی از کمبود اين عنصر در درختان پسته ايران وجود ندارد .

مواد اصلاح کننده خاک

1-              گچ

2-              ماسه بادی

گچ :

با توجه به قليائيت و آهکی بودن خاک مناطق پسته خيز يقينا گچ يکی از بهترين و ارزانترين روش های اصلاح خاک باغات پسته در ايران می باشد .

فوايد گچ :

تا کنون بيش از 40 اثر مفيد گچ در کشاورزی مشخص شده است که در اينجا به چند اثر بارز آن اشاره می شود .

1-              کاهش PH ( اسيديته ) خاک

2-              کاهش EC ( شوری ) خاک

3-              کاهش SAR ( نسبت جذب سديم )

4-              افزايش نسبت Ca/mg و پيشگيری از مسموميت منيزيم

5-              جلوگيری از مسموميت بر

زمان و نحوه استفاده :

بهترين زمان استفاده از گچ در خاک از نيمه پائيز تا نيمه زمستان است که بايد گچ را در سطح خاک ريخته شخم زده و سپس آبياری سنگين انجام شود .

گچ مصرفی شکل معدنی گچ يا ژيپس ( caso4,2H2O ) می باشد که به گچ شوره معروف است ميزان مصرف گچ تا 150 تن در هکتار می باشد . گچ مصرفی نبايد شور باشد همچنين ميزان آهک آن بالا نباشد ( حداکثر شوری قابل قبول برای گچ مصرفی 6000 ميکروموس می باشد )

 

ماسه بادی :

ماسه بادی در اراضی رسی ، شورو کم آب بسيار مفيد می باشد . گرچه ماسه بادی در خاک های رسی می تواند نقش اصلاح فيزيکی خاک را داشته باشد اما عمده ترين نقش ماسه بادی اصلاح مديريت آبياری ، پيش گيری از تبخير سطحی آب و جلوگيری از صعود نمک به سطح خاک می باشد لذا توصيه می شود ماسه بادی را با ارتفاع 5 تا 8 سانتی متر به صورت يک لايه سطحی در سطح خاک ريخته و سعی شود که از مخلوط شدن با خاک زيرين اجتناب گردد ( به صورت مالچ در سطح خاک ريخته شود ) ماسه بادی مصرفی نبايد شور باشد ( حداکثر شوری مورد قبول برای ماسه بادی 6000 ميکروموس می باشد . ) همچنين ماسه بادی هر چه سياه تر باشد بهتر از ماسه باديهای زرد است .

ماسه بادی را بايد از نيمه پائيز تا نيمه زمستان به سطح خاک اضافه نمود و سپس يک نوبت آبياری سنگين انجام داد تا شوری احتمالی را شسته و از پروفيل خاک خارج نمايد و هرگز در اواخر اسفند و اوايل فروردين ( هنگام سبز شدن درخت ) ماسه بادی گچ يا هر گونه عمليات خاک ورزی را انجام ندهيد چون می تواند به شدت موجب خشکی درختان شود .

شوری درختان پسته :

شوری در درختان پسته مهمترين عارضه فيزولوژيک می باشد و هر ساله خسارات فراوانی را به بار می آورد .

علائم شوری :

1-   حاشيه سوختگی يکنواخت اطراف برگ ها ، اين حاشيه سوختگی به رنگ قهوه ای کم رنگ ( خاکی رنگ ) بوده و به تدريج پيشروی کرده و گاه تمام سطح برگ را فرا گرفته و فقط رگبرگ اصلی باقی می ماند ضمنا اين سوختگی در برگ به صورت موجی ديده می شود ( مثل خشک شدن چای در نعلبکی )

2-              سوختن نوک ميوه های همراه با خارج شدن صمغ

نحوه درمان :

بهترين روش برای مبارزه با شوری انجام آبياری می باشد که بهتر است ابتدا خاک کنار تنه به صورت تشتکی به شعاع 50 سانتی متر برداشته شود و آب داخل تشتک نيز برود . ضمنا چنانچه باغدار قادر به آبياری گل زمين نيست می تواند آب را با تانکر يا ظرف فقط داخل تشتک ها بريزد و از اضافه نمودن کودهای از ته به اين درختان خودداری شود .

ريزبرگی درختان پسته ( قرمز و يا سرخو ) :

در اين عارضه برگ و ميوه درختان پسته ريز و قرمز می شود .و ميوه های پوک می شوند ابتدا اين عارضه در يک درخت در مزرعه يا يک شاخه در يک درخت پديدار می شود اما بعد از چند سال باعث خشک شدن درخت می شود .

نحوه درمان :

عامل عارضه ريزبرگی در درختان پسته کمبود عناصر مس و آهن است که می توان آنرا از طريق خاک در اختيار گياه قرار داده و يا محلولپاشی با فرم کلاته اين عناصر از اواسط ارديبهشت تا اواسط خردادانجام می شود .

اختلاف علائم شوری با بيماری گموز در درختان پسته :

دو عامل خشکيدگی درختان پسته شوری و گموز می باشد ( بيش از 90 درصد از مواد و می توان با علائمی آنها را از هم متمايز نمود . (با نگاه ظاهری به درخت )

1-   در شوری ابتدا برگ و سپس ميوه خشک می شود اما در گموز برگ و ميوه با هم خشک می شوند .

2-              در گموز يکباره به حالت طبيعی خشک می شود . ( سبز خشک )

اما در شوری برگها از حاشيه به صورت منظم شروع به خشک شدن نموده و به تدريج به رگبرگ اصلی می رسد رنگ برگها قهوه ای کم رنگ و اثرات خشک شدن موجی روی برگها ديده می شود .

3-   در گموز ميوه ها به حالت طبيعی خشک می شوند اما در شوری از نوک اکثر دانه های پسته صمغ ترشح شده و سياه می شود و سپس دانه خشک می شود .

4-              درختی که به واسطه گموز خشک شده باشد خود به خود هرگز سبز نمی شود .

اما درختی که به واسطه شوری خشک شده باشد می تواند دوباره از نوک شاخه ها جوانه تازه زرد و سبز شود .


 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:51 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

شبدر زیرزمینی

شبدرها متعلق به جنس تریفولیوم(Trifolium)جزء مهم‌ترین گیاهان علوفه‌ای خانواده لگومینوز ( Leguminous) در مناطق معتدل و مرطوب است که از نظر علوفه‌ای و مرتعی دارای ارزش بسیار زیادی است و در تغذیه دام‌ها نقش بسزایی دارند. شبدرها گیاهی سه برگچه‌ای اند و به همین خاطر اسم علمی آنها از دو کلمه لاتین « Tria» به معنی سه و «  Folia» به معنی سه بر گچه‌ای گرفته شده‌است . تعداد گونه‌های شبدر در دنیا حدود ۳۰۰ گونه ذکر شده که از این تعداد ۲۵ گونه از نظر کشاورزی مهم است که از این تعداد فقط ۹ گونه آنها از جمله شبدر زیر زمینی به صورت تجارتی کشت می‌شوند. بیشترین پراکنش شبدرها در منطقه مدیترانه ‌است، به طوری که در منطقه اورآسیا ۱۶۰-۱۵۰ گونه، آمریکا ۶۵-۶۰ گونه و در آفریقا ۳۰-۲۵ گونه گزارش شده‌ است . بر اساس تحقیقات بانک ژن گیاهی و ذخایر توراثی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر تعداد گونه‌های تاکنون شناخته شده شبدر در ایران حدود ۵۴ گونه‌ است که از این تعداد دو گونه شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum) و شبدر برسیم (Trifolium alexandrium) به صورت وسیع کشت می‌شوند. نام انگلیسی شبدر زیر زمینی Subterranean clover و نام علمی آن (Trifolium subterraneum) است . به شبدر زیر زمینی شبدر زیر زمین هم می‌گویند.

گیاهشناسی شبدر زیرزمینی

گیاهی یکساله با رشد زمستانه، خوابیده یا نیمه خوابیده و افراشته به ارتفاع ۳۰-۱۰ سانتی متر است. از نظر گرده افشانی ، گیاهی خودگشن است و درصد دگرگشنی در آن بسیار اندک است . تعداد کروموزم‌های آن ۱۶ (۱۶=n۲) عدد است . نسبت به طول روز بی تفاوت و بی سایه مقاوم است. گل‌های آن دارای پنج گلبرگ به نام‌های درفش یا استاندارد(یک عدد) بال و ناو (هر کدام دو عدد) است. برگچه‌های آن دارای ۱۲-۸ میلیمتر، گل آذین کپه‌ای و دارای دمگل آذین بلند، کاسه گل در گلهای زایا بدون کرک و با موهای پراکنده در گلهای نازا با دندانه‌های باریک، جام گل سفید با یک نوار مایل به صورتی به طول ۱۰ میلیمتر است. گل آذین وارد زمین شده و میوه‌ها در زیر زمین تشکیل می‌شود. دو جزء عمل کننده در عمل دفن بذر در خاک را زمین گرایی گلها و فشار دمگل‌ها همراه با خمیدگی به عقب کاسه‌های گل عقیم بعد از قرار گرفتن در خاک، عنوان کردند.

پراکنش جغرافیایی شبدر زیر زمینی

به طور طبیعی در جنوب اروپا، ناحیه مدیترانه، بالکان، آسیای صغیر، غرب و جنوب دریای خزر وجود دارد. احتمال می‌رود که این گونه در سالهای ۱۹۴۲ـ ۱۸۲۹ و در دهه ۱۸۶۰ از انگلستان یا جزایر قناری به استرالیا برده شده باشد. شبدر زیرزمینی پس از استقرار و ترویج در استرالیا به دیگر کشورها از جمله اسپانیا و پرتقال برده شده‌ است (کفاش و رجامند (۱۳۶۲)). پراکنش این شبدر را در نکا، گرگان، رشت و لاهیجان گزارش نمودند و در حال حاضر به عنوان یک گیاه مرتعی در استان‌های شمالی مطرح است. در اوایل سال ۱۸۸۹ شخصی به نام هاوارد ( Howard) در نزدیک باکیستون در جنوب استرالیا متوجه شد که شبدر زیر زمینی در استرالیا در ۵۰ سال گذشته باعث افزایش تولیدات دامی و زراعی در میلیون‌ها هکتار از اراضی مناطق نسبتاً خشک استرالیا شده‌است.

نیاز غذایی شبدر زیر زمینی

شبدر زیر زمینی مانند سایر لگوم‌ها قادر است ازت هوا را در خاک به کمک باکتری‌های تثبیت کننده ازت بر روی ریشه خود ذخیره و سبب حاصلخیزی خاک شود. این شبدر تا میزان ۲۰۰ کیلوگرم در هکتار در سال ازت هوا را در خاک تثبیت می‌کند. آمار نشان می‌دهد که با کشت شبدر زیرزمینی در چراگاه‌های واقع در مناطق شیبدار و کم حاصلخیز جنوب ارگان آمریکا، عملکرد در این اراضی تا هشت برابر افزایش یافته‌است. برای داشتن یک چراگاه خوب و مناسب از شبدر زیر زمینی مصرف سوپر فسفات و مولیبدن ضروری است.

نیاز حرارتی

سایلسبوری (Silsbury,۱۹۸۷) نشان داد که حداقل درجه حرارت برای جوانه زنی شبدرها ۵ سانتی گراد است و در این درجه شبدر زیرزمینی نسبت به سایر شبدرها زودتر جوانه می‌زند و در درجه حرارت ۳۵ درجه سانتیگراد جوانه زنی متوقف می‌شود. حرارت مطلوب برای جوانه زنی اکثر شبدرها حدود ۱۵ درجه سانتی گراد است. شبدر زیر زمینی تا حدودی نسبت به سرما مقاوم است و می‌تواند تا ۷- درجه سانتیگراد را تحمل نماید.

کاشت

معمولاً این شبدر به صورت پاییزه در بستر مناسب کشت می‌شود ولی در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج این شبدر به دو صورت بهاره و پاییزه کشت و آزمایش شده‌است (زمانیان، ۱۳۷۸). بیشتر ارقام شبدر زیر زمینی در Ph حدود ۶-۵/۵ رشد می‌کند ولی به طور کلی گونه‌های مختلف سازگاری اقلیمی و خاکی متفاوت دارند. عمق مناسب کشت حدود ۵/۲-۱ سانتی متر است. میزان بذر مصرفی ۱۳-۹ کیلوگرم و در مناطق شیب دار و فقیر ۲۸-۲۲ کیلوگرم در هکتار است . در هر کیلوگرم بذر آن حدود ۱۴۳۳۲۵ عدد بذر وجود دارد. وزن هزار دانه آن ۱۲-۱۰ گرم می‌باشد. این شبدر با انواع گراسها، فستوکا، پنجه مرغی و ری گراس به صورت مخلوط کشت می‌شود.

زمان گلدهی در دهه این ارقام و محیط رشد گیاه دارد و عموماً گلدهی باید زمانی شروع شود که گیاه فرصت کافی برای تولید بذر در پایان فصل را داشته باشد. در استرالیا گلدهی معمولاً از اواخر سپتامبر تا اواسط دسامبر و تشکیل و تکامل بذر از اوایل اگوست تا اواسط اکتبر رخ می‌دهد. ساقهٔ رونده این ارقام روی زمین قرار می‌گیرند و ریشه دار نمی‌شود. طول ساقه‌های رونده به تراکم بوته و شدت چرا بستگی دارد. این گیاه دارای ریشه مرکزی با تعداد زیادی ریشه‌های حمایت کننده فیبری توسعه یافته‌است. ریشه‌های آن سطحی و تقریباً تا عمق ۲۵-۲۰ سانتی متر خاک نفوذ می‌کنند.

آفات و بیماریهای شبدر زیرزمینی

از مهم‌ترین آفات شبدر زیرزمینی می‌توان به ملخ، شته، سوسک، زنجرک، پروانه‌های ریشه خوار، موش و مورچه و از بیماریهای مهم آن هم می‌توان به سفیدک پودری، پوسیدگی نرم، ریشه، ریزوکتونیا و ویروس قرمز برگ اشاره نمود. مهم‌ترین راه مبارزه با آنها استفاده از ارقام مقاوم است.

ارزش غذایی

تحقیقات نشان داده که هرچقدر شبدر زیرزمینی به سمت بلوغ و پیری می‌رود، ارزش غذایی و قابلیت هضم ماده خشک علوفه آن کاهش می‌یابد و با افزایش سن گیاه از میزان پروتئین کاسته و بر مقدار فیبر در اندامهای هوایی افزوده می‌شود. علوفه این گیاه دارای ماده شیمیایی استروژن است که دامها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این ماده باعث کاهش حرکت اسپرم در دامها و در نهایت عقیمی در آنها می‌شود که با خشک کردن علوفه، مقدار این ماده شیمیایی کاهش می‌یابد. ژنوتیپ ماده غذایی به ویژه فسفر، گوگرد و نیتروژن خاک مهم‌ترین عوامل در میزان استروژن علوفه شبدر زیرزمینی به شمار می‌آیند.

ارقام شبدر زیرزمینی

شبدر زیرزمینی دارای سه زیر گونه ‌است:

۱- زیر گونهSubterraneun

۲- زیر گونه Brachycalycinum

۳- زیر گونه Yanninicum

واریته‌های متعلق به زیر گونه Brachycalycinum Subterraneum در ناحیه مدیترانه پراکنش دارند واریته‌های زیر گونه Yanninicum در مناطق یونان و یوگسلاوی محدود شده‌اند. به طور کلی تمام واریته‌های شبدر زیرزمینی(تاکنون ۲۶ رقم با کد تجارتی به ثبت رسیدند) از نظر طول فصل رشد به چهار گروه تقسیم می‌شوند:

۱- گروه زودرس: به حداقل ۳۰ میلیمتر بارندگی سالانه احتیاج دارند، برای خاکهای سنگین و سبک مناسب هستند. تیپ رشدی خوابیده دارند و بهترین سیکل رشد را در تابستان‌های گرم و طولانی دارند. مثل Nungarin و Northan.

۲- گروه زودرس تا متوسط رس: سالانه به ۴۰۰ میلیمتر بارندگی نیاز دارند، طول فصل رشد آنها ۶-۴ ماه طول می‌کشد، خاکهای سنگین تا سبک و خنثی را ترجیح می‌دهند و با گراس‌ها به صورت مخلوط کشت می‌شوند. از جمله این گروه می‌توان به Geraldton وDliak وYarloop و Trikkala اشاره نمود.

۳- گروه متوسط رس: سالانه به ۵۰۰ میلیمتر بارندگی نیاز دارند، طول فصل رشد آنها ۵/۷ ـ۵/۵ ماه طول می‌کشد. در خاکهای رسی و شنی رشد می‌کنند. مانند سایر شبدرها در خاکهای اسیدی تا خنثی رشد خوبی دارند، رشد زمستانه مناسبی دارند. از این گروه می‌توان به ارقام Mt. Barder ,Esperance,Woogenellup,Seaton Park,Clare اشاره نمود.

۴- گروه دیررس: نیاز سالانه این گروه ۶۰۰ میلیمتر است. دوره رشد آنها ۵/۹-۸ ماه است. در زمستان رشد مناسبی ندارند ولی در بهار و اوایل تابستان رشد بسیار خوبی دارند. از این گروه می‌توان به ارقام Larissa و Tallarook اشاره نمود.

»

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:44 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

خصوصیات گیاهی: آفتابگردان با نام علمی Helianthus annuus L . گیاهی است یكساله از تیره مركبه Compositae كه بصورت بوته ای استوار رشد می كند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و كلیه عوامل محیطی از 90 تا 150 روز می باشد .
آفتابگردان ریشه مستقیم و توسعه یافته ای دارد كه پتانسیل نفوذ آن در خاك به سه متر می رسد .
پهنك برگهای كه در معرض نور است همراه با خورشید تغییر جهت داده و همواره به حالت تقریباً عمود بر اشعه آفتاب قرار می گیرد . پهنك برگ هنگام صبح بسوی شرق ،‌هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا می باشد .

گل آذین آفتابگردان طبق یا كپه ای است .

لقاح به دلیل اینكه پرچمها زودتر بلوغ می یابد غالباً از نوع دگرگشنی است .

میوه آفتابگردان نوعی فندقه است كه در اینجا با دانه مترادف گرفته می شود .

رنگ دانه از سفید تا سیاه با خاكستری خط دار و بسته به رقم تغییر می كند .

هر چه درصد وزنی پوسته كمتر باشد درصد وزنی روغن بیشتر خواهد بود .

سازگاری: آفتابگردان از نظر عكس العمل نسبت به طول روز بی تفاوت بشمار می رود ولی به نور فراوان نیاز دارد .

آفتابگردان ریشه توسعه یافته ای دارد كه گیاه را به خشكی مقاوم می سازد ، مشروط بر آنكه خاك عمیق بوده و تراكم و ساختمان خاك محدود كننده رشد ریشه نباشد .

آفتابگردان به شوری خاك نسبتاً مقاوم است و در محدوده ای از اسیدیتیه خنثی رشد خوبی دارد .

تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعی مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه ای بعنوان اولین یا دومین محصول وجینی كاشته می شود ، در صورت وجود و گسترش بیماریهای ریشه ای نبایستی با گیاهانی مانند نخود ، چغندر قند و سیب زمینی كه بیماریهای ریشه ای مشابه دارد در تناوب قرار گیرد . مثالهایی از تناوب آن در شرایط آبیاری بشرح زیر است .

علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آیش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو

کود شیمیایی: تولید هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 كیلو ازت ، 15 تا 33 كیلو اكسید فسفر(
p2o5) و 75 تا 120 كیلو اكسید پتاسیم (K2o
) از خاك می گردد .

معمولاً ثلث تا نصب كود از ته را قبل از كاشت و بقیه را همراه با آخرین وجین مكانیزه به خاك اضافه و بلافاصله آبیاری می كنند .

تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم برای جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتیگراد در خاك است . معمولاً این حرارتها در خاك با رسیدن میانگین شبانه روزی حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتیگراد تأمین می گردد .

کنترل علفهای هرز: كنترل علفهای هرز با استفاده از علف كشها بسیار مطلوبست . از علف كشهایی كه بصورت قبل از كاشت جهت كنترل بذر علفهای هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است می توان اپتام (
Eptam) و تریفلور الین Ttifluralin
را مورد اشاره قرار داد . این علف كشها را می توان قبل از پشته بندی روی خاك پاشید ، با دیسك تا عمق 10 سانتی متری با خاك مخلوط و سپس پشته بندی كرد . میزان مصرف اپتام 4 تا 5 لیتر از مولسیون 75 درصد و میزان مصرف تریفلورالین حدود 2/1 لیتر در خاكهای سبك ، 8/1 لیتر در خاكهای متوسط و 4/2 لیتر در خاكهای سنگین از امولسین 48 درصد می باشد .

آفات و امراض: مهمترین آفت اختصاصی آفتابگردان در ایران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمی
Homoeosoma nebulella
است . لارو این پروانه به رنگ عمومی شكری و سر قهوه ای رنگ از برگ و گلها تغذیه و سپس به دانه حمله می كند .

در هر حال می توان از سموم تیودان و دیازینون در دو نوبت یكی همزمان با تشكیل گلها و دیگری حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقایای گیاهی آلوده از طریق سوزانیدن یا شخم بقایا جهت از بین بردن لاروها و شفیره های زمستان گذران مفید است . مؤثرترین روش مبارزه با این آفت استفاده از ارقام مقاوم است .

حشرات دیگری كه در ایران به آفتابگردان حمله می كند عبارتند از شب پره زمستانی ، سوسكهای گرده خوار و پروانه كار ادربنا . این آفت اهمیت اقتصادی زیادی ندارد .

از بیماریهای مهم آفتابگردان در ایران می توان سفیدك داخلی وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بیماری سفیدك داخلی قارچی است بنام
Plasmopora helianthi
كه بوسیله خاك و بذر آلوده انتقال ،‌از طریق ریشه به نبات سرایت و بحال سیستمیك در می آید . مبارزه با این بیماری انتخاب بذر غیر آلوده ، ضد عفونی بذر با سموم قارچ كش مانند گرانوزان یا مركوران به میزان 2 در هزار ، تناوب زراعی ، كندن و سوزاندن بقایای گیاهی آلوده و كشت ارقام مقاوم انجام پذیر است .

عامل بیماری زنگ آفتابگردان قارچی است بنام
Puccinia helianthi
رشد و نمو این قارچ سب پیدایش لكه های برچسته و پراكنده ای به رنگ قهوه ای تیره در پشت برگها می گردد كه در نهایت منجر به رد شدن و ریزش برگها می شود . مهمترین راه مقابله با این بیماری استفاده از ارقام مقاوم است .

سمپاشی محصول با گل گوگرد یا تركیبات قارچ كش دیگر در صورت اقتصادی بودن مؤثر است .

برداشت:رسیدگی دانه ها بتدریج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه می یابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملكرد و تأخیر در برداشت موجب ریزش و افزایش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشك می گردد . بطور كلی ، برداشت هنگامی انجام می شود كه پشت طبق به رنگ زرد مایل به قهوه ای درآمده و برگكهای كناری طبق قهوه ای شده باشد .

موارد استفاده: دو مصرف اصلی دانه آفتابگردان بصورت روغن گیری و مصرف آجیلی است .انواع آجیلی دانه درشت تری نسبت به انواع روغنی داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . میزان پروتئین دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است .

ظاهراً هر چه دوران رسیدگی دانه با هوای خنك تری روبرو گردد بر درصد اكسید چرب اشباع لینولائیك در روغن اضافه می شود و بر ارزش غذایی آن افزوده می گردد .

ساقه آفتابگردان فیبر زیادی داشته و در صنعت كاغذ سازی و تهیه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، كلسیم و پتاسیم نیز غنی است و اضافه كردن آن به خاك موجب افزایش ماده آلی و حاصلخیزی خاك می گردد .

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:42 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


  پتـاس

گرفته شده است0 Kalium از واژه لاتين K و سيمبل آن   (Potash)  از واژه لاتين potassium نام پتاسيم 

پتاسيم از نظر فراواني هفتمين عنصر فراوان در پوسته زمين است و فراواني اين عنصر در پوسته زمين 6/2% و ششمين عنصر فراوان در آب دريا مي باشد0 فلز  پتاسيم به رنگ سفيد- نقره اي و عدد اتمي اين عنصر 19، وزن اتمي 39/09 وزن مخصوص0/862 گرم بر سانتيمتر مكعب، سختي0/4 در مقياس موس، خيلي نرم،   نقطه جوش 759 درجه سانتيگراد و نقطه ذوب 63/35 درجه سانتيگراد مي باشد0

پتاس در سنگهاي رسوبي آذرين و دگرگوني و بصورت محلول در آب درياها و شورابه ها موجود است و بزرگترين منبع تأمين كننده آن، نهشته هاي رسوبي و تبخيري هستند0

.( ازت، فسفر، پتاسيم ,NPK)   واژه پتاس به تمام املاح پتاسيم دار محلول در آب اطلاق مي شود0 پتاس يكي از سه عنصر اصلي در كودهاي كشاورزي مي باشد

:مهمترين تركيبات پتاسيم كه بعنوان كود كشاورزي مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از

 

سولفات پتاسيم منيزيم   ،  (KNO3)   نيترات پتاسيم   ،  (K2SO4)  سولفات پتاسيم      ،  (KCl) كلرور پتاسيم

 

   .محاسبه مي گردد    K2O   درصد پتاسيم در هر نوع نمك پتاس دار چه در حالت طبيعي و چه تهيه شده بصورت مصنوعي بر  اساس مقدار

 

.در سولفات پتاسيم برابر54/05 درصد ودر نيترات پتاسيم 46/58  درصد است ، برابر با 63/18 درصد   K2Oخالص مقدار  KCL  بعنوان مثال در

 

:در ذيل تركيب چند كاني داراي تركيبات پتاسيم ارائه مي شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

:وضعيت جهاني توليد پتاس   

 

       صنايع توليد كننده پتاس تنها در كشورهاي معدودي متمركز شده اند0 حدود 15 كشور در جهان توليدكننده پتاس هستند و 150 كشور از محصولات آنها استفاده مي نمايند0 مهمترين كشورهاي توليدكننده كانادا، كشورهاي متشرك المنافع و آلمان هستند كه حدود 76 درصد از نياز پتاس جهان را تامين مي كند. ايران با وجود داشتن ذخاير .پتاس هنوز توليدي ندارد و حدود 300-200 هزار تن پتاس وارد مي كند

 

: در جدول زير عمده كشور هاي توليد كننده پتاس نشان داده شده است 

 

 

 

:ميزان توليد داخلي

  

توليد نمي كند ولي با به بهره برداري رسيدن طرح پتاس در شهرستان خوربيابانك به توليد ساليانه   (KCL) همانطور كه قبلاً ذكر شده ايران هم اكنون پتاس

 

.پنجاه هزار تن پتاس و با خلوص 95 درصد خواهد رسيد

ارزيابي ذخيره پلاياي خور و بيابانك

 

مطالعات اكتشافي پلاياي خور در وسعت 2000 كيلومترمربع انجام شده است0 وسعت ناحيه داراي شورابه كه مي توان از آن شورابه استخراج نمود، 1000 كيلومترمربع و ضخامت متوسط پوسته نمكي تقريباً 6 متر مي باشد0 به اين ترتيب با احتساب ضريب تخلخل 10 درصد ميزان شورابه موجود در پلايا 600 ميليون مترمكعب برآورد مي شود      كه با احتساب ضريب 75 درصد جهت تعيين و ميزان شورابه قابل استخراج اين ميزان يه چهارصد و پنجاه ميليون متر مكعب مي رسد

 

  كليات اجرائي پروژه پتاس در پلاياي خوربيابانك

 

 

كانالهاي جمع آوري شورابه

 

فرآيند جمع آوري شورابه مورد نياز استخرهاي تبخير خورشيدي در قست پوسته نمكي پلاياي خور و بيابانك انجام خواهد شد0 شبكه جمع آوري شورابه شامل كانالها و چاهها مي باشد كه از نظر ميزان تراوش، جريان شورابه و سازه هاي مربوطه مورد بررسي قرار گرفته و با توجه به آزمايشات پمپاژ، مقاطع و طول كانالها و تعداد چاهها برآورد شده است0

 

انتقال شورابه از پلايا به استخرهاي تبخير خورشيدي

 

اين قسمت از پروژه شامل ايستگاه پمپاژ اصلي، پست ترانسفورماتور، استخرهاي واسطه، ايستگاه  پمپاژ اوليه در طول محور خط انتقال و خط لوله انتقال شورابه است0

 

شورابه با ظرفيت 4000 متر مكعب در ساعت از پلايا به استخرهاي تبخير خورشيدي بواسطه لوله هاي 700 ميلي متري   انتقال خواهد يافت0 خط انتقال به طول تقريبي 8800 متر و اختلاف ارتفاع 70 متر، از دو خط لوله موازي قرارداده شده تشكيل شده است0

 

استخرهاي تبخير خورشيدي

 

شدت تبخير در ناحيه كويري و ميزان كم بارندگي در منطقه ايجاب مي كند كه شورابه در  استخرهاي تبخير خورشيدي تا حد مطلوب تغليظ شود و رسوب نمك طعام و كارناليت به عنوان ماده اوليه واحدهاي فرآوري اين تركيبات بدست آيد0

 

مساحت استخرهاي نمك با توجه به موازنه جرم براساس توليد 50 هزار تن پتاس و نيز ميزان 15 ميليون مترمكعب شورابه ورودي در سال، 6/9 كيلومتر مربع و مساحت  استخرهاي كارناليت 6/3 كيلومتر مربع برآورد شده است0 بنابراين مساحت كل استخرهاي تبخير خورشيدي تقريباً 13 كيلومترمربع مي باشد كه 70 درصد آن به استخرهاي نمك و 30 درصد به استخرهاي كارناليت تعلق مي گيرد0

 

آبگيري استخرهاي تبخير خورشيدي

 

شورابه پلايا با دانسيته 220/1 گرم بر سانتيمترمكعب و با ظرفيت 4000 مترمكعب در ساعت توسط خط انتقال وارد استخرهاي رسوبگيري نمك مي شود

 

جمع آوري نمك طعام و كارناليت از كف استخرها

 

با توجه به ابعاد استخرهاي تبخير خورشيدي ,كه ساليانه حدود2.5ميليون تن نمك طعام و 400 هزار تن كارناليت در كف اين استخرها راسب ميشوند0 نمك طعام و كارناليت از كف استخرها بوسيله ماشين آلات مخصوصي بنام

.هاروستر به محل كارخانه منتقل ميشود

 

 

:فرآيند مخلتف توليد پتاس به شرح زير مي باشد

شستشوي كريستالهاي كارناليت 

 

سرند كردن كارناليت 

 

فلوتاسيون  

 

تجزيه كارناليت  


KCl

Sylvine

KCl.MgCl2.6H2O

Carnallite

4KCl.4MgSO4.11H2O

Kainite

K2SO4.CaSO4. H2O

Syngenite

3 K2SO4. Na2SO4

Glaserite

K2SO4.2MgSO4

Langbeinite

K2SO4.MgSO4.2CaSO4.2H2O

Polyhalite

 

 

منابع و ذخاير ماده معدني پتاس در ايران

 

:ذخاير پتاس بطور كلي دو دسته هستند  

 

                                       الف)منابع سنگي                ب) منابع شورابه اي 

 

منابع سنگي پتاس در ايران در مراحل اكتشافي قرار دارد0 اما منابع شورابه اي در  كشور طي طرحي بنام  طرح سراسري پي جويي پتاس  مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه آن تعيين شورابه پلاياي خور بعنوان بهترين منبع تأمين پتاس شورابه اي از لحاظ كميت و كيفيت بود0

منابع شورابه اي مي تواند بصورت درياچه (درياچه اروميه، درياچه قم و ...) و يا بصورت پلايا (پلاياي خور و بيابانك، پلاياي سيرجان، پلاياي ترود و ...) وجود داشته باشد0 هر يك از اين منابع داراي املاح متنوعي مي باشد كه از طريق نزولات جوي و يا از طريق رودخانه ها و سفره هاي آب زيرزميني كميت و كيفيت آنها تأمين مي گردد0

 

 

 

نقشه پراكندگي محيط هاي مناسب پتاس در ايران  

 

   كانالهاي جمع آوري شورابه

خط لوله انتقال شورابه

نمايي از استخر هاي تبخير خورشيدي            

          دستگاه هاروستر           

 

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:39 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 سورگوم :

یکی از عمده ترین مشکلات تولید پروتئین ومحصولات دامی در کشور ، کمبود علوفه و خوراک کافی جهت تغذیه دامهاست . سورگوم علوفه ای یکی از مهمترین گیاهان علوفه ای مناطق خشک ونیمه خشک دنیاست که به علت سازگاری با شرایط گرم وخشک و بالا بودن کار آیی مصرف آب می تواند در برخی مناطق که با کمبود آب مواجه هستند تولید خوبی داشته باشد .امروزه علاوه برارقام بومی متداول ، کشت ارقام هیبرید پرمحصول سورگوم نیز در ایران روبه افزایش است.

سورگوم یکی ازگیاهان علوفه ای تیره گرامینه است که در بسیاری ا ز مناطق خشک جهان برای تامین علوفه سبز، خشک ، سیلویی وحتی چرای مستقیم دام مورد توجه قرار می گیرد.  سورگوم با دارا بودن خصوصیاتی از جمله قدرت پنجه زدن زیاد ، رشد سریع ، عملکرد بالا و ارزش غذایی نسبتا" خوب از اهمیت زیادی برخوردار است . به دلیل قرار گرفتن این گیاه در گروه گیاهان چهار کربنه از پتانسیل فتوسنتزی بالایی برخوردار بوده و راندمان مصرف آب و نیتروژن آن بالا می باشد .*در گذشته عموما" سورگوم در مناطقی کشت می شد که برای کشت ذرت مساعد نبود ، لیکن امروزه با پیدایش سورگوم هیبرید ، این گیاه حتی در شرایط مساعد و فاریاب با ذرت رقابت می کند * سورگوم با تنوع  بسیار وسیع  وخصوصیاتی جالب توجهی که در رابطه با تحمل گرما وخشکی دارد ، تقریبا" در مناطقی از کره خاکی که بین 40 درجه شمالی و جنوبی واقع شده اند ، کشت می گردد * از آنجائیکه به علت کمبود مواد علوفه ای در داخل همه ساله مقادیر متنابهی علوفه از منابع خارجی تامین می گردد . لذا ترویج و توسعه کشت سورگوم و استفاده از ارقام بذور هیبرید اصلاح شده پر محصول وبنابراین قرار دادن آن در الگوی زراعی می تواند عامل مهمی در تامین قسمتی از نیاز مصارف علوفه ای کشور باشد . نظر به اینکه کودهای شیمیایی نیتروژن نقش مهمی را در تولیدات گیاهی ایفا می کنند بررسی میزان کاربرد آن برای هر محصول گیاهی از اهمیت بسزایی برخوردار است . طبق آمار بدست آمده میزان کاربردهای شیمیایی کود در کشور ما از متوسط جهانی آن (150 کیلوگرم در مقابل 200 کیلوگرم درهکتار ) به مراتب پایین تر است . این عدم تعادل سبب شده است که این نهاده نقش خود را در افزایش تولیدات چندان ایفا نکند وبا افت کیفی محصولات ، کاهش مقاومت گیاهان زراعی در برابرآفات وبیماریها و خطرات سرمازدگی مواجه بشویم *

 

سورگوم زراعی با نام علمی Moench (L) Sorghum bicolor گیاهی از خانواده غلات است که در ایران ذرت خوشه‌ای نامیده می‌شود. با توجه به شباهت ظاهری این گیاه با ذرت و ارزن که باعث شده آمار سطح کشت این دو گیاه با هم مخلوط شود، برای ایجاد تمایز میان این دو از اسم سورگوم که یک اسم جهانی برای این گیاه است استفاده می‌شود.

سورگوم از نظر اهمیت در بین غلات در دنیا بعد از گندم، برنج، ذرت و جو در مقام پنجم قرار دارد.

آمار سطح زیر کشت سورگوم در ایران در سال ۱۳۶۵ فقط شش هکتار گزارش شده که در سال ۱۳۸۲ به حدود ۴۰ هزار هکتار افزایش یافته است.

توده‌های زراعی بومی سورگوم در ایران در مناطق جنوب خراسان، سیستان، کرمان، اصفهان، یزد، گیلان، مازندران و بنادر جنوبی بطور پراکنده وجود دارد.

 

سازگاری در ایران

سورگوم با شرایط آب و هوایی ایران بخصوص مناطق گرم و خشک و معتدل آن سازگاری خوبی دارد. این گیاه در مقایسه با ذرت دارای سیستم ریشه‌ای افشان خیلی وسیع است که در حجم زیادی از خاک نفوذ کرده و رطوبت بیشتری جذب می‌کند. این گیاه برای رشد و نمو نسبت به سایر غلات به آب کمتری نیاز دارد. چنانکه آزمایشات نشان داده‌است که سورگوم برای تولید یک کیلوگرم ماده خشک به ۳۳۲ لیتر آب نیاز دارد در صورتی که این نیاز آبی برای ذرت ۳۶۸ لیتر، جو ۴۳۴ لیتر و گندم ۵۱۴ لیتر است. رشد سورگوم در دوره خشک در مواجه با کم آبی متوقف می‌شود و با شروع بارندگی یا آبیاری، دوباره شروع می‌شود. این گیاه رطوبت بیش از حد را نیز بهتر از سایر غلات منهای برنج تحمل می‌کند. در مقایسه با ذرت که درصورت زیادی آب در پای بوته از بین می‌رود، سورگوم در چنین شرایطی، به رشد خود ادامه می‌دهد. سورگوم تحمل خوبی نسبت به شوری آب و خاک، خشکی و مسمومیت آلومینیوم دارد.

 موارد مصرف سورگوم

موارد مصرف دانه سورگوم به موازات مصارف ذرت و جو است، از آن به عنوان غذای انسان و تهیه خوراک برای دام و طیور و همچنین در صنایع نشاسته و الکل سازی استفاده می‌شود. ترکیبات شیمیایی دانه سورگوم بسته به ارقام مختلف، متفاوت است. میزان پروتئین آنها از ۸ تا ۱۶ درصد تغییر می‌کند و ارقام تجارتی دارای ۱۰ تا ۱۳ درصد پروتئین است مقادیر لیزین، میتونین، فیبر خام، خاکستر و فسفر سورگوم به طور متوسط مشابه ذرت است.

مصرف در بعد مکانی

 در کشورهای پیشرفته به عنوان خوراک دام و طیور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این دانه‌ها دارای ماده‌ای به نام تانن هستند که کمتر از دو درصد آن یک عامل مثبت در تغذیه به حساب می‌آید. میزان تانن ارقام موجود در کشور کمتر از یک درصد و در ارقام اصلاح شده در ایران کمتر از ۵/۰ درصد است . امروزه تانن در تغذیه نشخوارکنندگان باعث جذب بیشتر پروتئین و نشاسته خوراک دام می‌شود و به عنوان یک آنتی اکسیدان و آنتی بیوتیک طبیعی عمل می‌کند و ضمن پیشگیری از عارضه اسیدوز باعث افزایش تولید شیر، درصد چربی، پروتئین و لاکتوز شیر می‌شود. زمانی که ۵۰ درصد خوراک طیور از سورگوم دانه‌ای تشکیل شده باشد در مرغهای گوشتی باعث بهبود صفات کیفی نظیر کاهش چربی محوطه بطنی و افزایش کیفیت گوشت می‌شود. عملکرد سورگوم دانه‌ای بسته به ارقام مختلف، حاصلخیزی خاک، شرایط آب و هوایی از ۱۱-۲ تن در هکتار متغیر است و عملکرد ارقام اصلاح شده در ایران ۱۱- ۵ تن در هکتار است.

 برداشت و مصرف

زمانی که دانه سورگوم می‌رسد و آماده برداشت می‌شود ، ساقه و برگ این گیاه هنوز سبز و آبدار است که با توجه به کمبود علوفه در ایران از آنها می‌توان به عنوان علوفه استفاده کرد. در کشورهای پیشرفته این بقایا را با ماشین‌آلات خرد کرده و به خاک بر می‌گردانند که ضمن افزایش کیفیت خاک از فرسایش بادی و آبی نیز جلوگیری به عمل می‌آورند.

سورگوم علوفه‌ای چنانچه از نام آن بر می‌آید برای مصرف علوفه به صورت سیلو، چرای مستقیم و یا برداشت به صورت علوفه تر و یا خشک برای مصرف در خارج مزرعه مورد استفاده قرار می‌گیرد. واریته‌های با ظرفیت تولید بالا در شرایط آب و هوایی مناسب در ایران در ۳-۲ تن و در چین ۱۰۰ تا ۱۵۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می‌کنند که ۲۵-۲۰ درصد آن ماده خشک است. میزان پروتئین سورگوم علوفه‌ای بسته به ارقام مختلف متفاوت است و از ۹ تا ۱۸ درصد تغییر می‌کند. سورگوم علفی دارای ساقه‌های نازک است که منهای سیلو کردن سایر موارد مصرف سورگوم علوفه‌ای را دارا است.

در ساقه اکثرسورگوم ها مقداری قند وجود دارد و میزان قند در ساقه سورگوم شیرین بیشتر از سایر سورگوم هاست این موضوع در طی سالیان دراز به اثبات رسیده‌ است اما به صورت کریستال در آوردن قند آن هنوز مشکلات زیادی دارد. اما از شیره آن می‌توان به صورت شربت در کمپوت سازی، نوشابه سازی، داروسازی و سایر صنایع استفاده کرد. مزیت این شربت در کمپوت سازی در این است که چون به راحتی کریستالیزه نمی‌شود بنابراین شکرک نمی‌زند. کشت و کار سورگوم شیرین در مقایسه با نیشکر و چغندر قند خیلی راحت و کم هزینه ، ولی استحصال قند از آن در مقایسه با آنها خیلی پرهزینه‌ است.

بنابراین هنوز کشت آن به عنوان تولید قند مقرون به صرفه نیست و نیاز به تحقیقات بیشتری دارد ولی سورگوم شیرین به علت وجود قند بیشتر در ساقه آن، برای سیلو کردن چه به صورت خالص و یا مخلوط با سایر گیاهانی که تخمیر در سیلو آنها با مشکلات مواجه‌است از اهمیت بالائی برخوردار است.  

 

برداشت و مصرف

زمانی که دانه سورگوم می‌رسد و آماده برداشت می‌شود ، ساقه و برگ این گیاه هنوز سبز و آبدار است که با توجه به کمبود علوفه در ایران از آنها می‌توان به عنوان علوفه استفاده کرد. در کشورهای پیشرفته این بقایا را با ماشین‌آلات خرد کرده و به خاک بر می‌گردانند که ضمن افزایش کیفیت خاک از فرسایش بادی و آبی نیز جلوگیری به عمل می‌آورند.

سورگوم علوفه‌ای چنانچه از نام آن بر می‌آید برای مصرف علوفه به صورت سیلو، چرای مستقیم و یا برداشت به صورت علوفه تر و یا خشک برای مصرف در خارج مزرعه مورد استفاده قرار می‌گیرد. واریته‌های با ظرفیت تولید بالا در شرایط آب و هوایی مناسب در ایران در ۳-۲ تن و در چین ۱۰۰ تا ۱۵۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می‌کنند که ۲۵-۲۰ درصد آن ماده خشک است. میزان پروتئین سورگوم علوفه‌ای بسته به ارقام مختلف متفاوت است و از ۹ تا ۱۸ درصد تغییر می‌کند. سورگوم علفی دارای ساقه‌های نازک است که منهای سیلو کردن سایر موارد مصرف سورگوم علوفه‌ای را دارا است.

موارد مصرف سورگوم

موارد مصرف دانه سورگوم به موازات مصارف ذرت و جو است، از آن به عنوان غذای انسان و تهیه خوراک برای دام و طیور و همچنین در صنایع نشاسته و الکل سازی استفاده می‌شود. ترکیبات شیمیایی دانه سورگوم بسته به ارقام مختلف، متفاوت است. میزان پروتئین آنها از ۸ تا ۱۶ درصد تغییر می‌کند و ارقام تجارتی دارای ۱۰ تا ۱۳ درصد پروتئین است مقادیر لیزین، میتونین، فیبر خام، خاکستر و فسفر سورگوم به طور متوسط مشابه ذرت است.

 

[ یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ] [ 8:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

فهرست

                                                                                                                                                   nكودهاي شيميايي مورد استفاده

                                                                                                                                                                        nعلفهاي هرز

                                                                                                                                                                                  nآفات

                                                                                                                                                                              nبيماريها

                                                                                                                                                                               nبرداشت

                                                                                                                                                             nموارد استفاده از كنجد

                                                                                                                                                                nپيام ترويجي ومنابع

                                                                                                                                                                                 nمقدمه

                                                                                                                                                                  nخصوصيات گياهي

                                                                                                                                                                           nمراحل نمو

                                                                                                                                                                             nسازگاري

                                                                                                                                                                            nارقام كنجد

                                                                                                                                                                   nروش كاشت كنجد

                                                                                                                                                                                 nكاشت

                                                                                                                                                                    nضد عفوني بذور

                                                                                                                                                                       nتناوب زراعي

 

كنجد يكي از دانه هاي روغني وخوراكي مهم در كشاورزي سنتي نواحي گرم به شمار ميرودوظاهرا قديمي ترين دانه روغني در جهان ميباشد.سابقه كشت وپراكندگي گونه هاي مختلف كنجددر آفريقا،ايران افغانستان،هندوستان واستراليا آنقدر زياد است كه دررابطه بامحل دقيق اهلي شدن آن اتفاق نظر نيست.مقدار توليد كنجد در جهان طي سالهاي اخيرحدود 3ميليون تن براورد شده است.
كشورهاي هند، چين، سودان،ميانمارمهمترين توليد كنند گان كنجد به شمار ميروند.سابقه كشت كنجد در بين النهرين،پاكستان وايران به بيش از 4000سال پيش ميرسد.كنجد درايران در استانهاي خوزستان،بلوچستان،اصفهان وفارس كاشته ميشود.براساس گزارش فائودرسال 2000سطح زير كشت كنجد در ايران حدود 9000هكتار با عملكرد690كيلوگرم در هكتار بوده است.

 

 

 

 

ارقام كنجد

هزاران توده ونژاد كنجددر كشاورزي سنتي جهان وجود داردولي هر كدام به شرايط خاص اقليمي-خاكي منطقه سازگاري دارند.در ايران معمولا از توده هاي محلي كنجد براي كاشت استفاده ميشود كه در اين ميان ميتوان توده هاي جيرفت،ايرانشهر،خوزستان،داراب،اردستان(استان اصفهان)اشاره نمود.

روش كاشت كنجد

روش كاشت كنجد در شرايط آبياري به بافت ،ساختمان و زهكشي خاك ونيز روش ابياري بستگي دارد.در صورت وجود بافت هاي سبك تا متوسط با ساختمان معقول وعدم احتمال آب ايستادگي وياتحت شرايط آبياري باراني ،كنجد به صورت مسطح كاشته مي شود ولي در صورتي كه بافت خاك نيمه سنگين است كاشت به فرم جوي وپشته است.

كاشت

حداقل دماي خاك در عمق كاشت براي سبز شدن بذر كنجد حدود 20 درجه سانتيگرادبايد باشد.در نواحي با زمستان ملايم كاشت بايد پس از برداشت گندم ودر نيمه دوم تيرصورت ميگيرد.كاشت كنجد در روي زمين مسطح ممكن با استفاده از رديفكار غلات دانه ريز انجام ميگيرد.فاصله رديفهاي كاشت 30-45سانتي متر ،فاصله دو بذر روي رديف كاشت 3-5سانتي متر و تراكم حدود 50-55بوته در متر مربع ميباشد.عمق كاشت بذر 2-3 سانتي متر مطلوب است.

ضد عفوني بذر

براي ضد عفوني بذر از سموم قارچ كش مانند كاپتان و كاربوكسين به نسبت يك در هزار سم خالص ميتوان استفاده كرد .

 

تناوب زراعي

تناوب كنجد در كشت ابي براي نواحي زمستان الف)نيمه سرد ب)كمي سرد ج)ملايم

ميتوان به صورت زير استفاده كرد :

الف )يونجه ‌‌(4تا6سال)-چغندر -ذرت -كنجد –گندم-جو-آيش

ب) شبدر ايراني -سيب زميني پائيزه ،ذرت دانه اي -لوبيا -جو،كنجد-گندم

ج) يونجه (4تا6سال)-پنبه-ذرت سيلوئي تابستانه-گلرنگ پائيزه -گندم،كنجد-جو

ودر مناطق باكشت ديم تناوب ميتوان به صورت زيراستفاده كرد:

سورگوم دانه اي يا علوفه اي-بادام زميني-كنجد

 

كودهاي شيميايي مورد استفاده

براساس مطالعات انجام شده توليد هرتن دانه كنجد به45-55كيلوگرم نيتروژن،14-15كيلوگرم فسفرنياز دارد(32-34كيلوگرم اكسيد فسفرو55-60كيلوگرم پتاسيم(66-78كيلوگرم اكسيد پتاسيم).

علفهاي هرز

رشد گياهچه كنجد دراغازكم مي باشدو نمي تواند با علفهاي هرز مقاومت نمايدبه همين جهت كاشت در زمين عاري از علف هرزوبكار گيري علف كشهاي پيش كاشتي ضرورت دارند.واز زماني كه گياه به بيش از 10سانت برسد مقاوم در برابرعلفهاي هرز مي شود.از علفهاي هرز در مزارع كنجدمي توان اويارسلام،مرغ،قياق،و پيچك صحرايي نسبت به نواحي نام برد .براي مبارزه مكانيكي با علفهاي هرز موجود در رديفهاي كاشت مي توان از كولتيواتور پاشنه اي يا چنگك گردان استفاده نمود وبراي مبارزه شيميايي علاوه بر علف كشهاي پيش كاشتي كه تريفلورالين الاكلرمي باشندازعلف كشهاي پهن برگ وباريك برگ براي كنترل علفهاي هرز استفاده مي شود.

آفات

آفات عمومي متنوعي از جمله شته پنبه وپروانه كارادرينا به كنجد حمله ميكند.ازآفات اختصاصي كنجد ميتوان به پروانه وزنجره كنجد اشاره نمود،البته آسيب پذيري كنجد از خسارت شديد نيست وتاثير بر عملكرد دانه نخواهد داشت.

 

بيماريها

مهمترين بيماري كنجد در ايران بيماري ويروسي گل سبز كنجد بانام ((phylody virusميباشد كه نحوه انتقال ويروس مشخص نيست.راههاي كنترل آن استفاده از بذر گواهي شده وكنترل حشرات مكنده ميباشد.

البته بيماريهايي چون بوته ميري،پوسيدگي ريشه وپوسيدگي ساقه كنجد نيز وجود دارد كه اهميت اقتصادي زيادي ندارند.

برداشت

هر كپسول كنجد از نظرفيزيولوژيكي هنگامي رسيده است كه زرد شده باشد.رسيدگي كپسولها از پايين بوته آغازشده وبه طرف بالاي بوته تداوم ميابد.اصل برآن

است كه گياه را قبل ازباز شدن كپسولها برداشت شود.به دو روش مي توان كنجد را برداشت كرد: دستي ومكانيزه كه در روش دستي يا سنتي بوته ها را از خاكها ي داراي بافت سبك بيرون ميكشندودر خاكهاي سنگين به وسيله داس از نزديكي سطح خاك درو ميكنندوانها را دسته بندي ميكنند كه دسته ها را بافه مينامند .بافه ها را قبل ازشكوفايي نيامها به خرمن انتقال ميدهند تا نيامهابازشوندودانه هارا ميگيرند.وروش ديگر به وسيله كمباين ميباشدكه با تغير هد كمباين بعدازرسيدگي كامل گياه را برداشت ميكنند كه در روش مكانيزه ريزش دانه بيشتر است.

 

موارد استفاده كنجد

دانه هاي سفيد تازرد كنجد بصورت كامل درتهه نان،كيك وشيريني مورد استفاده قرار ميگيرد.دانه كنجد از لحاظ پروتئين-چربي-كلسيم وفسفرغني بوده ومنبع خوبي از ويتامينهايAوBمحسوب ميشود،همچنين از دانه كنجد براي توليد ارده ،حلواارده اي وحلوا شكري استفاده ميشود.ميزان روغن دانه كنجداز45 تا بيش از 60درصدمتغير است.رنگ روغن خام كنجد زرد تيره تا زرد كمرنگ ميباشد.وروغن تصفيه شده زرد كمرنگ است.

 

بعد از اينكه روغن ازدانه كنجد گرفته شد با قيمانده آن را كنجاله مينامند كه درصد وپروتئين كنجاله كنجد به روش استخراج روغن بستگي دارد.ميزان روغن كنجاله كنجد از1-14درصد ومقدار پروتئين كنجاله از30-50درصد متغير است.كنجاله كنجد از نظر متيونين،كلسيم ،فسفر ونياسين غني بوده. كنجاله كنجد براي تغذيه نشخوار كنندگان بسيار مطلوب است.از ان نيز براي مصرف طيوراستفاده ميشود.

با گسترش كاشت گياه روغني كنجد مي توان روغن آن را به علت داشتن اسيدهاي چرب اشباع و بدون كلسترول و اسيد لينوليك آن را جايگزين روغن هاي خوراكي ديگر كرد.
منابع:
كتاب گياهان صنعتي
تاليف دكترمحمد رضا خواجه پور
انتشارات جهاد دانشگاهي واحد صنعتي اصفهان
سايت اينترنتي
Google






 

 

[ یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ] [ 8:44 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

بررسي دوره بحراني كنترل علف هرز در گياه دارويي

زيره سبز Cuminum cyminum)).

 

چکيده

به منظور تعيين مناسب‌ترين دورة كنترل علفهای هرز زيره سبز، آزمايشی در قالب طرح بلوكهای كامل تصادفي با 3 تكرار در سال زراعي 84-1383 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد انجام شد. تيمارهاي مربوطه شامل 20، 30، 40 و 80 روز وجين در اوايل فصل رشد و 20، 30، 40 و 80 روز بدون وجين در اوايل فصل رشد، در كرتهايي به ابعاد 3 × 2 متر اعمال شد. فاكتورهايي كه اندازه گيري شدند، شامل: عملكرد، اجزاء عملكرد، شاخص برداشت، تعداد علفهاي هرز و  وزن خشك علفهاي هرز به تفكيك گونه بود. جهت تعيين دورة بحراني كنترل،  از معادلات گامپرز و لجستيك استفاده شد. نتايج نشان داد كه با وجين علف‌هاي هرز زيره سبز از 24 تا 38 روز پس از سبز شدن، عملكرد كاهش نيافت و اين موضوع حاكي است كه وجين ابتداي فصل مؤثرتر از حذف علفهاي هرز در اواخر فصل رشد مي‌باشد. وجين در اواخر يا اوايل فصل رشد بجز بر تعداد چتر در بوته تأثير چنداني بر ساير اجزاء عملكرد نداشت. وجين در اواخر فصل،  باعث افزايش شاخص برداشت نسبت به اوايل فصل شد. با افزايش دورة تداخل علف هرز خواه در اول فصل و يا در آخر فصل، عملكرد اقتصادي كاهش يافت و با طولاني تر شدن دوره وجين بر عملكرد اقتصادي افزوده شد. با اين وجود، با افزايش طول دوره وجين دراوايل فصل رشد و يا در طي دوره كامل رشد زيره،  از وزن خشك علفهاي هرز كاسته شد در حاليكه با كاهش طول دوره وجين در اواخر فصل رشد و يا عدم وجين در طي دوره كامل رشد زيره،  وزن خشك علفهاي هرز زياد شد. به طور كلي وجين در اوايل فصل،  اثر بيشتري بر عملكرد و اجزاء عملكرد زيره سبز داشت.

واژه های کلیدی: زیره سبز، دوره بحرانی، علف هرز، عملکرد اقتصادی.

 

 

 


 

مقدمه[1]

انسان علاوه بر تأمين مواد غذايي مورد نياز، بسياري از احتياجات روزمرة زندگي خود را از گياهان تهيه مي‌كند. از جمله اين مواد مي‌توان به كاغذ، پوشاك، دارو و نوشابه‌هاي غيرالكلي مثل چاي و قهوه اشاره نمود. اين گياهان در تأمين درآمد كشاورزان مناطق مختلف نيز نقش مهمي دارند. بنابراين،  چنين نقشي از گياهان در تأمين نيازهاي جامعه كمتر از محصولات غذايي نيست.  زيره سبز يكي از اين گياهان است كه به عنوان مهمترين گياه دارويي اهلي در كشور ما شناخته شده است (5).

اهميت زيره سبز نه تنها در ارز آوري براي اقتصاد كشور مي‌باشد، بلكه از جهت اشتغال زايي نيز قابل توجه است. با توجه به هزينه زياد مبارزه با علفهاي هرز در اين گياه، بررسي زمان مناسب مبارزه با علفهاي هرز براي به حداقل رساندن هزينه ها و كاربرد سموم شيميايي از اهميت زيادي برخودار است  (9).

زيره سبز به خاطر ويژگی های  رشدي اش ، گياهي است كه وزن و حجم اندامهاي هوايي آن كم مي‌باشد، علاوه بر اين گسترش ريشه آن نيز چندان قابل توجه نيست. اين ويژگيها باعث شده است كه قدرت رقابتي آن با علفهاي هرز كم باشد و به همين دليل وجود علفهاي هرز باعث رقابت شديد بر سر منابع مختلف مي‌شود. كوتاه بودن دوره رشد آن، كه معمولاً بين80 تا110  روز است نيز خود مشكلاتي از نظر رقابت با علفهاي هرز ايجاد كرده است. بدين صورت که علفهاي هرز بهاره که عمدتاً جنبه تهاجمي دارند بر عملكرد اين گياه اثرات نامطلوبي مي‌گذارند. متأسفانه در رابطه با كنترل علفهاي هرز زيره سبز تحقيقات اندكي انجام شده  است . به نظر مي‌رسد با توجه به خصوصيات رشد و كمي اندامهاي هوايي آن، بويژه در مراحل اوليه رشد با كنترل به موقع علفهاي هرز نتيجه بهتري عايد خواهد شد. بيشترين مشكل زيره سبز، علفهاي هرز است كه كنترل آن عمدتاً با وجين دستي صورت مي‌گيرد و هزينه بسيار زيادي به كشاورزان زيره كار تحميل مي‌كند (5).

طي مطالعه اي كه روي علفهاي هرز در 5 منطقه مهم زيره كاري استان خراسان انجام شد (3)، تعداد 90 گونه گياهي متعلق به 29 خانواده جمع آوري و شناسايي گرديد كه از اين تعداد، 8  گونۀ زير، علف هرز غالب مزارع زيره سبز بودند . ازمك (Cordaria draba)، سلمه (Chenopodium album) ، پيچك صحرايي (Convolvulus arvensis) ، سورف (Echinochloa crus-galli) ، علف هفت بند (Polygonum aviculare)، ارزن وحشي (Setaria viridis) و  خردل وحشي (Sinapis arvensis). بيشترين گونه های علفهاي هرز جمع آوري شده متعلق به خانواده مركبان (Asteraceae)، گندميان Poaceae))، چليپائيان( Brassicaceae)و گاوزبانيان (Boraginaceae) بودند (3).گوارا و همكاران (12) در هندوستان مشاهده كردند كه گونة غالب مزرعة زيره سبز Chenopodium album وChenopodium murale و Cynodon dactylon بودند و تيمار كنترل علف هرز (يكبار كنترل، دوبار كنترل در اوايل فصل) بر روي تعداد چتر در گياه و تعداد چترك در چتر وتعداد دانه و عملكرد
كاه و كلش مؤثر بود، اما بر روي وزن 1000 دانه اثري نداشت.

بر اساس نظرية اوليور (20)  دورة بحراني کنترل علفهای هرز دوره اي از فصل رويش است كه تداخل علفهاي هرز مي‌تواند بر عملكرد گياه زراعي اثر گذاشته و يا رشد آن را كاهش دهد.

تحقيقات متعددي در مورد دورة بحراني كنترل علفهاي هرز انجام شده است. گلايسن (13) در مكزيك ملاحظه كرد كه دورة بحراني كنترل علف هرز  50 روز پس از كاشت باعث پيشگيري از كاهش عملكرد ذرت شد. گوشه و همكاران (14) دريافتند كه دورة بحراني كنترل قياق(Sorghum halepense L.) در ذرت بين 3 و 5/6 هفته بعد از جوانه زني مي‌باشد. ويلسون (23) دريافت كه وقتي حذف گياه sp.) (Panicum     براي 2 هفته بعد از كاشت به تأخير افتاد، عملكرد دانه لوبیا 10 درصد كاهش يافت، و به طور كلي،  4 تا 5 هفته دورة بدون علف هرز بعد از كاشت لوبیا، از كاهش عملكرد محصول جلوگيري كرد . هال و همكاران (15) گزارش كردند كه شروع دورة بحراني كنترل علف هرز براي ذرت از 3 تا 14 برگي و پايان حساسيت گياه مرحله 14 برگي است . بريجز و همكاران (11) گزارش كردند كه اگر تداخل علف هرز (Euphorbia heterophyla) بيش از 2 هفته بعد از سبز شدن در بادام زميني ادامه يابد، كاهش عملكرد قابل ملاحظه اي اتفاق مي‌افتد،  لذا گزارش کردند که  دوره بحرانی کنترل علف های هرز بادام زميني 10 هفته پس از کاشت بود. موريشيتا و همكاران (18) دورة بحراني تداخل علف هرز يولاف وحشي در غلات دانه ريز همچون جوي بهاره را از قبل از سبز شدن گياه تا مرحلة 2 تا 3 برگی يولاف وحشي اعلام كردند. كيركلاند (16) نيز دريافت كه حذف يولاف وحشي در تراكم 64 بوته در متر مربع قبل از مرحله 7 برگي گندم و در تراكم 118 بوته در متر مربع، قبل از مرحلة پنج برگي گندم، باعث افزايش عملكرد و وزن تر گندم نشد.

هدف از انجام اين تحقيق ارزيابي روابط بين عملكرد زیره سبز و تراكم علف هرز و تعيين  دورة بحراني كنترل آنها مي‌باشد.

 

مواد و روش‌ها

اين تحقيق در بهار سال 1383، در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد، واقع در ده كيلومتري جنوب شرقي مشهد ، در ¢28 و ° 59 طول شرقي و  ¢15 و °36 عرض شمالي  و با ارتفاع 985 متر از سطح دريا، درقالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تكرار در كرتهايي به ابعاد 3 متر در 2 متر به اجرا درآمد. تيمارهاي آزمايش به ترتيب عبارت بودند از:

1.        تيمارهاي رقابت با علف هرز از هنگام سبز شدن گياه زراعي تا 20، 30، 40 و 80 روز پس از سبز شدن زيره سبز و تا پايان دورة رشد (101 روز).

2.        تيمارهاي حذف علف هرز تا 20، 30، 40 و 80 روز پس از سبز شدن زيره سبز و تا پايان دورة رشد (101 روز).

‌پس از انجام عمليات مربوط به آماده سازي زمين (شخم، ديسك، لولر)، كشت به صورت 2 رديفه  و بر روي رديفهايی به فاصله 60 سانتی متر از هم انجام شد. خاک زمين آزمايش از نوع لومی بود. در طول زمان آماده سازی زمين و کشت از هیچ گونه علفکش یا آفتکش استفاده نشد. بذر مورد استفاده،  تودة محلي (تربت حيدريه) بود. كاشت بذر در 15 اسفند 1382 توسط دست صورت گرفت. بعد از سبز شدن و استقرار گياه،  اقدام به تنك كردن تا رسيدن به تراكم 000/200/1 بوته در هكتار شد. عمليات برداشت نيز در تاريخ 23 خرداد انجام گرفت. به اين صورت كه،  پس از حذف دو رديف كناري و 50 سانتي متر از ابتدا و انتهای كرت به عنوان اثر حاشيه اي بقيه بوته ها برداشت شدند. جهت تعيين عملكرد دانه،  نمونه ها از  1/0 مترمربع از 3 رديف وسط كرت انتخاب و برداشت شدند. در مراحل مختلف نمونه برداري،  برآورد تراكم علفهاي هرز و تعيين وزن خشك كل علفهاي هرز به تفكيك گونه انجام شد. اين نمونه برداي در آخرفصل، بوسيله یک قاب فلزی  1×1 متری صورت گرفت. صفاتی كه اندازه گيري شدند، شامل: عملكرد، اجزاء عملكرد (تعداد دانه درچتر، تعداد چتر در بوته و وزن هزار دانه)، شاخص برداشت، تعداد علفهاي هرز و  وزن خشك علفهاي هرز به تفكيك گونه  بودند.  جهت بدست آمدن دورة بحراني  كنترل از معادلات گامپرز و لجستيك استفاده شد. دوره بحراني بر اساس 5% كاهش عملكرد نسبت به شاهد تمام کنترل تعيين گرديد. نرم‌افزارهای آماري مورد استفاده  MSTAT-C، Exell و Slide write بودند. در مقايسه ميانگين ها از آزمون LSD در سطح احتمال 5% استفاده شد.

شكل كلي توابع گامپرتز و لجستيك بصورت زير مي‌باشد:

 


 

 

تابع گامپرتز

تابع لجستيك

 

كه در آن:

=Y عملكرد (درصد از شاهد فاقد رقابت در تمام فصل).                                 Exp = تابع نمايي 

T = روزهاي پس از سبز شدن

A = مجانب درصد عملكرد (كه حداكثر عملكرد يا همان عملكرد شاهد فاقد رقابت در تمام فصل است)

X = نقطه عطف منحني بر حسب روز .

K و B و D و F ضرايب ثابت معادلات هستند.

 


 

نتایج و بحث

در جدول 1 اثر تيمارهاي وجين بر عملكرد و اجزاء عملكرد زيره سبز نشان داده شده است.  همانگونه كه ملاحظه مي‌شود در تيمار وجين كامل  (1 T) ،  تيمار 40 روز وجين در اوايل فصل رشد (4 T) و همچنين در تيمارهايي 6T و 7T كه به ترتيب 20 روز و 30 روز بدون وجين در اوايل فصل رشد بود، يعني 60 و 50 روز مرحله دوم رشد گياه وجين صورت گرفته است ،  عملكرد اقتصادي بيشتر از بقيه تيمارها بود. اين موضوع دور از انتظار نيست زيرا با حذف علفهای هرز و كاهش رقابت در قسمت عمده اي از دوران رشد گياه،  عملكرد افزايش پيداكرده است. در تحقيقي كه بر روي پنبه صورت گرفت (21) مشاهده شد كه به دليل كند بودن رشد اندامهاي هوايي پنبه در ابتداي فصل رشد، قابليت رقابت پنبه با علفهاي هرز در اين دوره كم بود،  لذا حضور علفهاي هرز در اوايل فصل رشد موجب كاهش شديد عملكرد شد، به طوري كه حساسيت پنبه به رقابت علفهاي هرز در اوايل فصل رشد بيشتر از هر زمان ديگر بود. در آزمايش حاضر  نيز بيشترين عملكرد بيولوژيك در زماني حاصل شده است كه گياه در طول دورة رشد خود با بيشترين زمان عدم حضور علفهاي هرز خواه در اول دورة رشد(وجین در اول فصل رشد (T1,T4)) و خواه در آخر دوره رشد  (وجین در آخر فصل رشد (T6,T7)) مواجه بوده است، كه این حالت مشابه آنچه در مورد عملكرد اقتصادي ذكر شد،  مي‌باشد. چنين موضوعي دور از انتظار نيست زيرا گياه با عدم رقابت علفهاي هرز در دورة بيشتري از طول رشد خود توانسته است از منابع موجود بهتر  استفاده كند و اندامهاي هوايي بيشتري را توليد كند.

در شرايطي كه گياه در طي مراحل رشد،  بيشترين زمان وجين علف هرز را داشته است، شاخص برداشت در بيشترين مقدار خود بود. همانگونه كه انتظار مي‌رود تغييرات شاخص برداشت چندان زياد نيست. در این مورد هر چه دوره بيشتري از عمر گياه در معرض وجين قرار گرفته است شاخص برداشت آن افزايش يافته است زيرا گياه از رقابت كمتري با علف هرز برخوردار بوده و در نتيجه مقدار بيشتري از مواد فتوسنتزي خود را به دانه منتقل كرده است.  وجين، تأثير چنداني بر اجزاء عملكرد نداشت. در شرايطي كه وجين در مرحلة اول رشد گياه صورت گرفت با افزايش دورة وجين علفهای هرز در اوايل فصل، تعداد چتر در بوته افزايش يافت و بيشترين عملكرد مربوط به تيمار وجين كامل (1T) و 40 روز وجين در اوايل فصل (4T) بود. در شرايطي كه وجين در آخر فصل  رشد گياه صورت گرفت نيز هر چه دورة وجين علف هرز بيشتر شد، تعداد چتر در گیاه افزايش يافت. گر چه تفاوت چنداني از نظر تعداد چتر در گياه،  بين دو گروه تيمارهاي وجين در مرحلة اول فصل رشد و تيمارهای وجين در آخر فصل رشد ، وجود نداشت ولي ملاحظه مي‌شود كه وجين آخر فصل  مؤثر تر بوده است. همانطور كه قبلاً مشاهده شد اين موضوع براي ساير موارد مشابه نيز صادق بود كه به نظر مي‌رسد با افزايش طول دورة وجين،  فضاي كافي در اختيار گياه قرار گرفته است و گياه به تعداد چتر خود افزوده است. با افزايش تداخل و ايجاد رقابت در بين گياه و علف هرز به دليل نبود فضاي كافي از تعداد چتر كاسته شده است.


 

 

جدول 1- اثر تيمارهاي مختلف مديريت علفهاي هرز بر عملكرد و اجزاء عملکرد زيرۀ سبز .

 
عملكرد بيولوژيک
کيلوگرم /هکتار
عملكرد
اقتصادي
 کيلوگرم/ هکتار
شاخص برداشت
وزن هزاردانه
گرم
تعداد دانه
در چتر
تعداد چتر
در بوته
1T (وجين كامل)
a*1412
a 800
a 57/0
a 1/3
a 88/8
a 6/24
2T (تا 20 روز وجين)
c1062
d 456
d 43/0
a 5/2
a 39/9
c 20/10
3T (تا 30 روز وجين)
a 1385
b 656
bc47/0
a 79/2
a 038/10
abc7/19
4 T (تا 40 روز وجين)
a 1417
a 784
a 56/0
a 9/2
a 485/10
ab 7/22
ميانگين بين 2T و 3T و 4T
1288
632
4866/0
73/2
971/9
533/19
5T (بدون وجين)
c1024
d450
cd 44/0
a 65/2
a 73/7
bc 3/18
6T (تا 20 روز بدون وجين)
a 1419
a 790
a 56/0
a 3
a 27/10
ab37/21
7T (تا 30 روز بدون وجين)
a 1408
b 704
bc 5/0
a 8/2
a 14/10
ab 6/20
8T (تا 40 روز بدون وجين)
b 1273
c 580
cd 46/0
a 7/2
a 37/9
bc 10/19
ميانگين بين 6T و 7T و 8T
67/1366
33/691
506/0
833/2
93667/9
35667/20

*     در هر ستون ميانگين‌هاي داراي حروف مشترك،  بر اساس آزمون LSD در سطح 5% تفاوت معني داري ندارند.           

 


 

در شكل 1، دوره بحراني كنترل علف هرز در زيره سبز نشان داده شده است. همانگونه كه مشاهده مي‌شود، در تيمار بدون وجين علف هرز،  با افزايش حضور علف هرز عملكرد اقتصادي كاهش و با حذف علف هرز مقدار آن افزايش پيدا كرده است. دورة بحراني کنترل علف های هرز كه از رسم خطي با 95% عملكرد اقتصادي به موازات محور xها و تقاطع آن با دو منحني مربوطه مشخص شد. بهترين دورة كنترل در طي دورة رشد گياه (80 روز) را ، بين 24 تا 38 روز پس از سبز شدن نشان داد. به عبارت ديگر،  بيشترين عملكرد اقتصادي زماني حاصل خواهد شد كه محصول، بين  24 تا 38 روز پس از کاشت  بدون علف هرز، رشد کند. در برخي مطالعات (5) دورة بحراني مبارزه با علفهاي هرز زيره 15 تا 30 روز پس از سبز شدن ذكر شده است. كيلي و تولن (17) نشان دادند كه يك دوره عاري از علف هرز به مدت بيش از 4 هفته و يا دوره آلودگي كمتر از 8 هفته از كاهش عملكرد پنبه در رقابت با پنجه مرغي جلوگيري كرد. آنها نشان دادند كه عملكرد پنبه در تيمارهايي كه مزرعه 8، 12 و يا 25 هفته عاري از علف هرزبود،  تقريباً يكسان بود. وجين پس از 8 هفته،  تأثير معني‌داري بر عملكرد پنبه نداشت.


 

 

دوره بحرانی کنترل علف هرز

 


CP=5%

 

 

شکل 1- دوره بحرانی کنترل علف های هرز در زیره سبز.

 


 

همان گونه كه درجدول 2 مشاهده مي‌شود بررسي ضريب همبستگي صفات نشان داد كه ميان عملكرد  اقتصادي و اجزاء عملكرد،  همبستگي مثبت و معني داري وجود داشت. بيشترين رابطه مثبت در اجزاءعملکرد بین تعداد چتر در بوته و عملكرد اقتصادي به ميزان 608/0 و در سطح 1% معني دار بود. اين امر حکايت از  وجود رابطه مثبت و معني دار بين عملكرد اقتصادي زيره سبز و تعداد چتر در بوته داشت. در نتیجه تعداد چتر در بوته مهمترين عامل در افزايش ميزان عملكرد زيره سبز بوده و عواملي كه بتواند بر روي تعداد چتر  تأثيرگذار باشد، نظير كاهش رقابت، افزايش منابع و در اختيار گذاشتن فضاي مناسب مي‌توانند در عملكرد زيره سبزموثرباشند. ضريب همبستگي بالاي بين عملكرد بيولوژيك و عملكرد اقتصادي اين موضوع را مشخص مي‌كند كه افزايش عملكرد بيولوژيك كه ناشي از رشد خوب شاخ و برگ و گسترش مناسب كانوپي مي‌باشد در افزايش عملكرد اقتصادي نقش بسزايي دارد. اين موضوع حاکی ازآن است كه بالا بودن شاخص برداشت،  درصد بيشتري از كل وزن خشك را به عملكرد اقتصادي تخصيص مي‌دهد .


 

 

 

جدول 2: ضرايب همبستگي عملكرد و اجزاء عملكرد زیره سبز.

 
عملكرد بيولوژيك
شاخص برداشت
وزن هزاردانه
تعداد دانه
در چتر
تعداد چتر
در بوته
عملكرد اقتصادي
عملكرد بيولوژيك
*1
 
 
 
 
 
شاخص برداشت
** 700752/0
1
 
 
 
 
وزن هزاردانه
*4162/0
*5059/0
1
 
 
 
تعداد دانه در چتر
*4395/0
ns262/0
ns3921/0-
1
 
 
تعداد چتر در بوته
**636926/0
**7511744/0
ns3726/0
ns121/0-
1
 
عملكرد اقتصادي
**876374/0
**81052913/0
*4487/0
*4452/0
**60812/0
1

معني داري در سطح 05/0  * و 01/0 **

 


 

در شكل 2 و 3 رابطه وزن و تعداد علف‌هاي هرز در واحد سطح و عملكرد اقتصادي نشان داده شده است. همانگونه كه ملاحظه مي‌شود در تيمار 1 T تا 4 T كه در آنها وجين كامل يا وجين در اوايل فصل صورت گرفته است تعداد علف هرز در محدودة بين صفر تا 50  بوته در واحد سطح است كه اين موضوع كاملاً قابل انتظار است، چون علف های هرز در اوايل فصل وجين شده اند و تعداد آنها كم بوده است كه همانگونه که انتظار می رفت در وجين كامل (1T) در كمترين تعداد و به ترتيب در بقيه تيمارها نسبتاً بيشتر بود. ولي در حالتي كه وجين صورت نگرفته (5 T) و يا وجين در دوره‌هاي مختلف آخر فصل رشد صورت گرفت، تعداد علف هرز از محدودة 120 تا 625 در واحد سطح در نوسان بود. در اين مورد مشاهده مي‌شود كه در تيمار 5 T ( بدون وجين)،  تعداد علف های هرز 120  بوته بود ولي در بقيه تيمارها به ترتيب افزايش پيدا كرد. اين موضوع دور از انتظار به نظر مي‌رسد زيرا تصور مي‌شود در تيماري كه وجين اصلاً صورت نگرفته (5 T) بايد بيشترين تعداد علف هرز وجود داشته باشد، در حالي كه اینطور نبود. دليل اين امر می تواند این باشد كه در تيمار بدون وجين (5 T) علف‌هاي  هرز با رقابت بين خود  به تعادل رسیده،  تعداد آنها  به حالت ثبات رسيده است كه اثر اين امر بر وزن علف هرز در واحد سطح مشهود است(شكل 3).  به عبارت ديگر در تيمار بدون وجين (5 T ) تعداد علفهای هرز در واحد سطح در كمترين مقدار نسبت به بقيه تيمارها بوده ،اين موضوع  حاكي از آن است كه اثر خود تنكي اين تيمار در وزن آن منعكس شده است.  رابطه معكوس بين وزن و تعداد علف هرز در منابع علمي مختلف (19 و 22)  بيان شده است. مورفي و همكاران (19) بيان كردند كه، افزايش تراكم و كاهش فاصله بين رديفهاي كاشت گیاه ذرت موجب کاهش سطح برگ علفهای هرز  شد. درآزمايشي (22) ملاحظه شد كه افزايش تراكم گياه زراعي باعث كاهش رشد علفهاي هرز، افزايش توان رقابتي گياه زراعي و افزايش عملكرد آن مي‌شود.


 

 

 

 

شکل 2-اثر وزن خشک علف هرز بر عملکرد دانه زیره سبز

 

شکل3- اثر تعداد علفهای هرز بر عملکرد دانه زیره سبز

 


 

همانگونه كه در جدول 3 مشاهده می شود تعداد علفهاي هرز در تيمار وجين در مقايسه با تيمارهاي بدون وجين علف هرز در اوايل فصل،  بسيار كمتر بود.  با افزايش دورة بدون وجين در اوايل فصل،  بر خلاف تيمار وجين وزن خشك افزايش قابل ملاحظه اي يافت ( جدول 4).  بيشترين تعداد علفهاي هرز در تيمار 20 روز بدون وجين اوايل فصل (6T) مشاهده شد كه با توجه به تراكم زياد علفهاي هرز (600 بوته در مترمربع) به نظر مي‌رسد كه  تراكم موجود،  حاصل از تعداد زيادي بوته‌هاي بسيار كوچك و يا تعداد کمتر از بوته‌هاي بزرگ مي‌باشد كه درنتيجة خود تنكي يا مرگ و مير ضعيف ترين بوته ها، به جاي مانده اند (6). به طور كلي، گونه‌هاي غالب مزرعه را علفهاي هرز اويارسلام(Cyprus sp.) و سلمه (Chenopodium album) و تاج خروس ایستاده )  retroflexus L. (Amaranthus تشكيل دادند.

در برخی تحقيقات (4 و 7 ) ملاحظه شد كه با گذشت فصل رشد، سهم تاج خروس از كل سطح برگ علفهاي هرز افزايش يافت كه اين امر را مي‌توان ناشی از چهار کربنه  بودن اين علف هرز و قدرت رقابت بيشتر آن دانست. در آزمايشي (2) ملاحظه شد، تراكم زياد در ابتداي فصل، رقابت بين گونه اي علف هرز و رشد رويشي سريع و گسترش اندامهاي هوايي در تاج خروس باعث غلبه آن بر گونه‌هاي ديگر شد .


 

جدول 3- تعداد علفهاي هرز به تفكيك گونه در تيمارهاي مختلف علف هرز (1× 1متر)

 
اويارسلام
سلمه
تاج ريزي
تاج خروس
سایر گونه
تا 20 روز وجين (2T)
9
11
10
8
9
تا 20 روز بدون وجين (6T)
133
128
86
164
113
تا 30 روز وجين (3T)
8
6
4
3
2
تا 30 روز بدون وجين (7T)
95
79
70
55
65
تا 40 روز وجين (4T)
3
2
4
1
3
تا 40 روز بدون وجين (8T)
64
36
46
25
38
وجين كامل 1T
0
0
0
0
0
بدون وجين 5T
35
28
24
29
15

 

جدول 4- وزن خشك علف هرز به تفكيك گونه در تيمارهاي مختلف علف هرز (1× 1متر)

 
اويارسلام
سلمه
تاج ريزي
تاج خروس
سایر گونه ها
تا 20 روز وجين (2T)
4/3
12/4
35/0
12/0
85/0
تا 20 روز بدون وجين (6T)
8/5
92/2
69/0
53/4
89/3
تا 30 روز وجين (3T)
3/2
21/3
36/0
19/0
13/1
تا  30 روز بدون وجين (7T)
15/99
2/30
3/15
2/10
2/8
تا 40 روز وجين (4T)
8/1
46/2
25/0
23/0
4/1
تا40 روز بدون وجين (8T)
6/112
18/35
9/12
59/20
6/19
وجين كامل 1T
0
0
0
0
0
بدون وجين 5T
9/150
3/50
8/29
7/59
39/44


 

 


 

با افزايش طول دورة وجين در اوايل فصل رشد از ميزان وزن خشك علفهاي هرز در واحد سطح كاسته شد  بطوری که  در تيمار وجين كامل (1T) هيچگونه  علف هرزی  مشاهده نشد. حداكثر وزن خشك علفهاي هرز در تيمار 20 روز وجين در اول فصل رشد (2T) به حداكثر 9 گرم در متر مربع رسيد (جدول4)  و با افزايش دورة بدون وجين علف هرز (در اول فصل رشد) ، وزن خشك علفهای هرز در واحد سطح افزايش يافت، به طوري كه در تيمار بدون وجين در طول فصل رشد (5 T) به حداكثر 320 گرم در مترمربع رسيد. به نظر میرسد این موضوع به دلیل مساعد شدن شرایط محیطی و افزایش درجه حرارت در اواخر فصل رشد و همچنین افزایش سطح برگ و اندامهای هوایی و استقرارکامل گیاه و نیز به دلیل جایگزینی گونه‌های بزرگتر به جای گونه‌های کوچکتر بوده است. . نتايج مشابه گزارش شده توسط عباسپور (8) نيز حاکی از آن است كه با طولاني‌‌تر شدن دوره تداخل علف‌هاي  هرز، وزن خشك علفهاي هرز در واحد سطح افزايش يافت به طوري كه در تيمار تداخل تمام فصل به حداكثر 1225 گرم در مترمربع رسيد. هاديزاده (10) نيز گزارش كرد كه با افزايش دورة تداخل از ابتداي فصل ، وزن خشك علفهاي هرز نيز افزايش يافته و به حداكثر 654 گرم در مترمربع رسيد (2).

به طور كلي نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه زيره سبز قادر است حضور علفهاي هرز را تا 24 روز پس از سبز شدن تحمل كند و حذف علفهاي هرز از 24 تا 38 روز پس از سبز شدن عملكرد رابه طور معنی داری  افزایش می دهد. اين امر نشان می‌دهد كه وجين باید همان ابتداي فصل
يعني موقعي كه گياه هنوز مستقر نشده و ضعيف است انجام شود.


 

 

 

 

منابع

1-     اصغري، ج.، ش. اميرمرادي  و  ب. كامكار. 1380. فيزيولوژي علفهاي هرز.  انتشارات دانشگاه  گيلان.

2-    پاپ زن، ع. ل.، و ص.  بهرامي نژاد. 1380. بررسي مراحل فنولوژيك زيره سبز،  عملكرد و اجزاء آن در شرايط كرمانشاه . اولين همايش ملي زيره سبز. سبزوار.ص. 56 - 58.

3-     دلقندي، م.  ر. 1383. فلور علفهاي هرز مزارع زيره سبز. مركز تحقيقات كشاورزي خراسان . اولين همايش ملي زيره سبز. سبزوار. ص.99 -100.

4-     راشد محصل، م. ح.،  ح، رحيميان و م. بنايان. 1373. علفهاي هرز و كنترل آنها. (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

5-    كافي، م.،  م. ح. راشد محصل، ع. كوچكي  و ع. ملافيلابي. 1381.  فناوري،  توليد و فرآوري زيره سبز. انتشارات قطب علمی گیاهان زراعی ویژه، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی.

6-    كوچكي، ع.، ح.  ظريف كتابي  و ع. نخ فروش. 1380. رهيافتهاي اكولوژيكي مديريت علف‌هاي هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد .

7-     كوچكي، ع.، ح. رحيميان، م.  نصيري محلاتي  و  ح. خياباني. 1373.  اكولوژي علفهاي هرز (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد .

8-    عباسپور، م. 1379، كنترل دورة بحراني علفهاي هرز ذرت دانه اي. پايان نامه كارشناسي ارشد رشته علفهاي هرز. دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسي مشهد.

9-    محمودي، س.، ا.س. حجازي، و ح. رحيميان. 1378. تعيين دورة بحراني كنترل علفهاي هرز پنبه (Gossypium hirsutum L.) در منطقه ورامين. مجله علوم و صنايع كشاورزي.ج. 13. ش. 2. ص. 166-159.

10-  هاديزاده ، م . ح. 1375. دورة بحراني كنترل علفهاي هرز در سويا. پايان نامه كارشناسي ارشد زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد.

11-  Bridges, D. C., B. J. Brecke, and J. C. Barbour. 1992. Wild poinsetia (Euphorbia heterophylla) interference with peanut (Arachis hypogea). Weed Sci. 40: 37-42.

12-  Gora, D. R., N. L. Meena, D. L. Shivran, and D. R. Shivran. 1996. Dry matter accumulation and nitrogen uptake in cumin (Cuminum cyminum) as affected by weed control and time of N application. Indian Agron. J. 41: 666-667.

13-  Gleasan, L. S. 1956. Weed control in corn in the wet tropics. Proc. NCWCC. 13: 508-511.

14-Gosheh, H. Z., D. L. Holshouser, and J. M. Chandler. 1996. The critical period of Johnson grass (Sorghum halepense) control in field of  corn (Zea mays). Weed Sci. 44. 944-947.

15- Hall, M. R., C. J. Swanton, and G.W. Anderson. 1992. The critical period of weed control in grain corn (Zea mays). Weed Sci. 40: 441-447.

16-Kirkland , K. J. 1993. Spring wheat (Triticum aestivum) growth and yeild as influenced by duration of wild oat (Avena fatua) competition. Weed Tech. 7: 890-893.

17- Killen. P. F., and R. J. Thullen. 1991. Growth and interaction of bermudagrass (Cynodon doctylon) with cotton (Gossypium hirsutum). Weed Sci. 39: 570-574.

18-Morishita, D. W., D. C. Thill, and J. E. Hammel. 1991. Wild oat (Avena fatua) and spring barely (Hordeum vulgare) interference in a greenhouse experiment. Weed Sci. 39: 149-153.

19-Murphy, S. D., Y. Yakuba, S. F. Weise, and C. J. Swanton. 1996. Effect of planting patterns and inter row cultivation on competition between corn (Zea mays) and late emerging weeds. Weed Sci. 44: 856-870.

20-Oliver, L. R. 1988. Principles of weed threshold research. Weed Tech. 2: 398-40   

21-Peter. B. M. 1980. Critical period of weed competition on cotton varitey “Cocker 310”. CDROM AGRIS. 1995-1996.

22-Stevenson, F. C, and A. T. Wright. 1996. Seeding rate and row spacing effect flax yields and weed interference. Canadian. J. Plant Sci. 76: 537-544.

23-Wilson, R. G. 1993. Wild proso millet (Panicum millaceum) interference in dry beans (Phaseolus vulgaris). Weed Sci. 41: 607-610.


 

 

Critical period of weed control In cumin (Cuminum cyminum)

 

A. hosseini , A.  koocheki , M. Nassiri Mahalati[2]

 

 

 

Abstract

In order to evaluate the critical period of weed control in Cumin, an experiment with Complete Randomized Block Design and three replications was conducted in experimental field of Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, During 2004-2005 growing season. Treatments included different combinations of weed free and weed infested periods (20, 30, 40 and 80 days after germination) plus weedy check and weed free check. Critical period weed control was evaluated with Gompertz and Logestic functions. Traits measured were yield and yield components, harvest index of cumin and also number and weight of weed species. Results showed  the critical period was between 24-38 days after germination. With increasing interfereing period at early or late growth stages of cumin, the economic yield was reduced. By extending weeding periods at early stage of growth or during the  growth  period, dry weight of weeds were reduced, while extending weeding period at the end of growth  stage and also weed free during growth period, early or late stages of growth had no significant effects on yield components except on number of umbels per plant. Harvest index was positively affected by early weeding. It appears that early weeding was somehow more effective on yield components for cumin.

Keywords: Cumin, Critical period, weed, economic yield.

 

 



1

1- Contribution from College of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad.

[ جمعه بیستم آذر 1388 ] [ 1:37 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

مطالعه و برسی تاثیر گذاری علف های هرز (تاج خروس) بر روی محصولات زراعی

 

 

گردآورنده:                   مهندس سید چاسب فاضلی

 

 

دانشجویی کارشناسی زراعت جهاد  دانشگاهی  واحد کاشمر

 

 

زمستان 88

 

 

 

 

مقدمه :

علفهای هرز از مهمترین محدودیتهای تولید مطلوب محصولات زراعی محسوب می شوند  .موفقترین علف های هرز آنهایی هستند که بیشترین مشکل را برای محصولات زراعی ایجاد کنند . این موفقیت را ممکن است با ایجاد سریع کلنی علف هرز در محل های شخم خورده دشواری حذف آنها و افت عملکرد گیاهان زراعی سنجید.هر چند نتایج مطالعات نشان از آسیب پذیری و تلفات عملکرد محصولات زراعی در اثر  رقابت علفهای هرز دارند اما بسیاری از این بررسیها صرفا به بیان حاصل ازآن بسنده کرده و از تحلیل مکانیسمهای مرتبط به آن صرف نظر می کنند مطالعات نشان داده است که اگر علف های هرز مزارع ذرت کنترل نشود بسته به تعداد ونوع علف هرز میتواند از 15% تا 100% عملکرد را کاهش دهند  .

 

اعتقاد بر این است که دانستن اساس و پیچیدگی رقابت بین گونه های رقیب ضمن اینکه آگاهی دقیق تر نسبت به حاصل را می دهد در مدیریت علفهای هرز نیز راهکارهای مطلوب تری را ارایه می کند . به طوری که نقاط ضعف گیاهان زرعی در فرایند رقابت مشخص و در اصلاح نباتات افقهای روشن تری را به متخصصین در جهت اصلاح گیاهان زراعی مقاوم به علف های هرز می دهد . با این دیدگاه بعضی از محققین تعیین مکانیزم های رقابت را مهمتراز نتایج آن می دانند .

 

شاخصهای رشد به عنوان ابزاری جهت تعیین مکانیسم و پیشگویی اثرات رقابتی هستند . مطالعه این شاخص هااز این جهت که نشان می دهند واکنش رشد به فراهمی منبع در چه مرحله و یا چه قسمتی از گیاه زراعی یا علف هرز منجر به بروز اثرات بازدارنده علف هرز بر عملکرد گیاه زراعی می شود با ارزش هستند و با تعیین آنها گونه های علف هرز می توان محدوده و درجه رقابتی علف های هرز را تعیین کرد.

 

سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول که معیاری کمی از تمام خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه هستند می تواند به عنوان مبنایی برای مقایسه قدرت رقابت گونه ها قرار گیرد .

 از آنجایی که این خصوصیات در راستای بهره گیری فرصت طلبانه از محیط است می تواند به عنوان رمز موفقیت گونه های رقیب باشد.

مطالعه راش و رادوسویچ نشان داد که عوامل مرتبط با جثه گیاه و سطح برگ بهترین معیارهای پیش گویی قابلیت رقابت علف های هرز است . بدیهی است که افزایش سریع سطح برگ که به گسترش سریع سایه اندازگیاهی می انجامد در موفقیت علف های هرز و گیاهان زراعی در محیط کشاورزی تعیین کننده است.

 

وانجسل ورینر برای تعیین توانایی رقابت نسبی  علف های هرز سوروف و تاج خروس با سیب زمینی با انجام آزمایش سریهای جایگزینی مشاهده کردند که سوروف در مقایسه با تاج خروس از توان رقابتی بیشتری برخوردار بود نامبردگان علت این برتری را سرعت رشد نسبی بالای سوروف و ارتفاع بیشتر سوروف نسبت دادند.

 

مطالعات نشان می دهند سرعت رشد بالا و سرعت تجمع ماده خشک گونه های رقیب از عوامل موثر در بروز اثرات و درجه رقابتی آنها هستند و گونه هایی که از این نظر برتری داشته باشند در رقابت نیز موفقترند .

 

ارتفاع و ساختار کانوپی گونه های رقیب نیز از عوامل عمده در رقابت  محسوب می شوند .

 از آنجایی که نور یکی از منابع اصلی رقابت می باشد ویژگیهای اخیر در تعیین نتیجه رقابت برای نور بسیارمهم هستند .

 کاون و همکاران آرایش افقی برگ علف های هرز پهن برگ را دلیلی برای قدرت رقابتی این گونه ها بیان کردند .

 

 هالت اظهار داشت که ساختار کانوپی بویژه ارتفاع و محل قرار گرفتن برگ ها و ارتفاعی از گونه ها که بیشترین سطح برگ را دارا است تعیین گننده رقابت برای نور می باشد .

بگونیا و همکاران نیز گزارش کردند که کاهش عملکرد سویا با افزایش ارتفاع گاو پنبه همبستگی بالایی داشت به اعتقاد آنها کاهش تشعشع فعال فتوسنتزی در اثر ارتفاع بیشتر گاو پنبه تجمع برگ های آن دربالای کانوپی سویا و آرایش افقی برگ های آن از عوامل مهم در بروز اثرات رقابتی گاو پنبه است.

 

ماون نیز در یک مطالعه گلخانه ای مشاهده کرد که ارتفاع سوروف در طول دوره رشد سویاحدود 20  سانتی متربیشتر از سویا بود و این باعث خاموشی بیشتر نور در کانوپی سویا و کاهش جذب تشعشع فعال فتوسنتزی توسط سویا گردید.

برسی ها نشان می دهد که خصوصیات فتو سنتزی گیاهان نیز می تواند بعنوان اساس فیزیولوژیکی رقابت در توان رقابتی گونه ها موثر باشد .

گیاهانی که دارای مسیر فتوسنتزی چهار کربنه هستند معمولا سرعت فتوسنتزی خالص بالاتری از گیاهان 3 کربنه دارند.

 از این رو اختلاف میان گیاهان 4 کربنه و 3 کربنه به عنوان اساس بیو شیمیایی برای رقابت گیاهان مورد برسی قرار می گیرد .

سوروف و تاج خروس از جمله علفهای هرزی هستند که به لحاظ خصوصیات فیزیولوژیکی (4کربنه) و مرفولوزیکی از جمله ارتفاع بالا ،تولید بذر فراوان و سرعت رشد بالا ،ضریب استهلاک نوری (تاج خروس) و گسترش عمقییی و عرضی ریشه بخصوص در سوروف در مزارع حبوبات مورد توجه هستند و وجود این ویژگی های رقابتی آن دو است.

 

کاوان و همکاران  برتری رقابتی تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع آنها در تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع انها در تاج خروس نسبت دااده اند.

 

باربور و برایج یز حداکثر استهلاک تشعشع فعال فتوسنتزی توسط علف هرز ،موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز در بالایی کانوپی گیاه زراعی را از پارامترهای اصلی رقابت برای نور می  دانند. با توجه به این امر بنظر میرسد تاج خروس در تمام موارد فوق نسبت به سوروف برتری داشته است.

 

ماوان  نیز در برسی خود به اهمیت نقش ریشه سوروف در بروز اثرات رقابتی با سویا اشاره کرده است.

 

بلاک شا تلفات عملکرد لوبیا مربوط به رقابت علف هرز آمبروژیا()سبب کاهش شاخص سطح برگ ,بیوماس و تعداد غلاف لوبیا در واحد سطح شد.

 

نموداري از تاثیر سوروف وتاج خروس بر سرعت رشد لوبیا و روند تغییرات آن:

شکل :روند تغیرات سرعت رشد :لوبیا شاهد بدون علف هرز ({)،لوبیا آلوده به علف هرز()

و سوروف وتاج خروس () در میانگین تیمارهای تراکم تاج خروس (الف)و سوروف(ب).

علف هاي هرز يكي از موانع مهم توليد ىر نظام هاي زراعي مي باشند.علاوه بر كاهش عملكرد و افزايش هزينه هاي توليد و موارد زيست محيطي و افزايش مقاومت علف هاي هرز به علف كش ها به علت استعمال بي رويه أنها از معضلات ديطر علف هاي هرز در نظام هاي زراعي مي باشد.

با توجه به خسارت های ذکر شده به نظر می رسد مصرف بهینه علف کش ها در مدیریت پایدار علف های هرز موثر باشد به این دلیل گرایش به سمت مدیریت تلفیقی علف های هرز ()توصیه می شود.

نیل به مدیریت تلفیقی علف های هرز نیاز به اطلاعات جامعی از جمله برسی مکانیزم های رقابتی علف های هرز از طریق آنالیز شاخص های رشدی گونه های رقیب می باشد.

همچنین مقایسه شاخص های رشد برای طراحی مدل های تداخل علف هرز و گیاه زراعی ضروری می باشد.این اطلاعات برای برآورد میزان کاهش عملکرد گیاه زراعی در اثر رقابت با علف هرز نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد و به محققین اصلاح نباتات کمک کند تا ارقامی را که قدرت رقابت بیشتری با علف های هرز دارند انتخاب نمایند.

علف هرز تاج خروس ،گاو پنبه ،توق،سلمک،قیاق ، سوروف و اویارسلام از مهمترین علف های هرز در اکثر زراعت ها بویژه سویا هستند.

اما سرعت رشد سویا در اوایل فصل کم بوده و قدر ت رقابتی آن در مقابل علف های هرز بسیار پایین است و همین امر سبب کاهش این محصول می گردد.

تاثیر علف هرز بر روی گیاهان زراعی ممکن است از طریق مکانیسم های مختلفی صورت بگیرد.

()  معتقدند که بسیاری الز تفاوت های رقابتی اعم از بین گونه ای و درون گونه ای به اختلاف موجود در میزان جذب نور  مربوط است.

() نشان دادند که هرچه سطح برگ گیاه زراعی بیشتر باشد ،میزان تشعشع فعال فتوسنتزی () دریافتی توسط علف هرز کاهش می یابد بدین ترتیب این صفت بر قابلیت رقابت گیاه زراعی با علف هرز می افزاید.

 

() بیان کردند که شاخص سطح برگ علف های هرز یکی از عوامل اصلی تداخل و منعکس کننده قدرت رقابت علف های هرز می باشد.

در همین رابطه ()در برسی خود دریافتندکه در اثر تداخل علف های هرز سطح برگ ذرت شدیدا کاهش می بابد.از آنجا که بین کاهش عملکرد ذرت ، شدیدا کاهش می یابد.از آنجا که بین کاهش عملکرد ذرت ،شاخص سطح برگ (***) و دوام سطح برگ(***) همبستگی وجود دارد.در این مورد می توان فرض کرد که علف های هرز عمدتا از طریق کاهش این دو پارامتر موجبات کاهش      عملکرد گیاه زراعی را فراهم می کنند.

() نیز از برسی تراکم و زمان سبز شدن چند علف هرز در  لوبیا نتیجه گرفتند که در اثر تداخل علف های هرز علاوه بر کاهش زی توده ( بیوماس ) گیاه زراعی ،تعداد غلاف در واحد سطح و شاخص سطح برگ لوبیا شدیدا کاهش می یابد.

() کاهش اندکی را در سرعت رسد خالص(***)گیاه سویا در اثر رقابت با علف های هرز گزرارش نمودند. همچنین () بیان کردند که سرعت رشد سویا در رقابت با گاو پنبه کمتر از شرایط عدم رقابت می باشد.

() تفاوت های  در شاخص سطح برگ تیمار های کنترل و عدمکنترل علف های هرز در سویا تشخیص دادند.

() نیز در برسی رقابت سویا با مخلوط طبیعی علف های هرز ،کاهش ماده خشک کل و سرعت رشد محصول(***)را گزارش کردند این در حالی است که سرعت جذب خالص تحت تاثیر علف های هررز قرار نگرفت .کاهش سرعت رشد محصول به کاهش شاخص سطح برگ نسبت داده شد. بطور کلی شاخص سطح برگ و وزن خشک مهم ترین ویژگی گیاه زراعی است که نسبت به رقابت با علف های هرز عکس العمل نشان می دهند .

شناخت این عکس العمل ها و سایر تغیرات شاخص ها ی رشد در مطالعات رقابت علاوه بر درک اصل فیزیولوژی رقابت در پایه ریزی اصول مدیریت تلفیقی علف های هرز (***) و برنامه ریزی های به نژادی مفید خواهد بود.

شاخص سطح برگ

یکی از مشخص ترین اثرات حضور علف های هرز در مزرعه افزایش تراکم گیاهی  (گیاه زراعی بعلاوه علف های هرز ) در واحد سطح می باشدکه منجر به افزایش سطح برگ در واحد سطح زمین به قیمت کاهش سطح برگ تک بوته می شود.

در جوامعی که گیاه زراعی با علف هرز در کنار هم رشد می کنند، اگر چه سطح برگ گیاهی در واحد سطحئ نسبت به زمانی که فقط گیاه زراعی در مزرعه وجود دارد افزایش پیدا می کند؛اما از آنجایی که سطح برگ تک بوته در اثر رقابت بین گونه ای کاهش پیدا می کند ،شاخص سطح برگ گیاه زراعی در مزارع آلوده به علف هرز کمتر است .

روند تغیرات شاخص های سطح برگ سویا در حضور علف های هرز در طول فصل رشد.-1

همانطور که مشاهده می شود شاخص سطح برگ در نمونه ای از سویا در رقابت با گاو پنبه بیشترین تاثیر را پذیرفته بطوری که رقابت بالای گاو پنبه با سویا مانع از بهرمندی کافی سویا از نور موجود گردید .

این نتایج مبین ان است که شاخص سطح برگ معیار ارزشمندی برای برآورد میزان رقابت بوده و به شدت تحت تاثیر علف های هرز قرار می گیرد..

() نیز در برسی رقابت سویا با مخلوط طبیعی علف های هرز،کاهش ماده خشک کل و سرعت رشد محصول را ناشی از شاخص سطح برگ یافتند.

سرعت رشد

 در شرایط رقابت سرعت رشد کاهش می یابد.و طبق()تحقیقات انجام شده برروی علف هرز علف هفت بند با سویا باعث کاهش معنی داری در سرعت رشد مشاهده شد.

 

2-روند سرعت رشد سویا در حضور علف های هرز در طول فصل زراعی                                        

سرعت رشد نسبی:

سرعت رشد نسبی بیان کننده وزن خشک اضافه شده نسبت به وزن اولیه در یک فاصله زمانی است.

در رقابت علف های هرز با گیاهان زراعی در اکثر موارد روند نزولی دارد.

 

وزن خشک علف های هرز :

 

() در برسی خود در مورد تعدادی از توابع برآورد خسارت ،که حاصل چندین مطالعه انجام شده بر روی گونه های علف های هرز در سویا بود ،به این نتیجه رسیدند که توق ، گاوپنبه،و تاتوره و تاج خروس در مقایسه با یولاف وحشی ، هفت بند ،دم روباهی باریک و کنف وحشی ماده خشک بیشتری تولید می کنند و از قدرت رقابت بالاتری برخوردار است.

 

 شاخص سطح برگ در علف هرز:

شاخص سطح برگ بیان کننده سطح برگ  به سطح زمین اشغال شده توسط محصول است.

معمولا شاخص سطح برگ 5-3 جهت تولید حداکثر ماده خشک برای اغلب محصولات کاشته شده لازم است.محصولات علوفه ای مثل چمنی که برگ های آنها دارای تمایل عمودی می باشد،تحت شرایط مناسب برای دریافت حداکثر نور به (***)10تا 8 نیازمند می باشند.در جایی که عملکرد کل ماده خشک برای محصولات علوفه ای مورد نظر است و نه عملکرد اقتصادی ،نیازمند یک (***) هستیم.

مقایسه تغیرات شاخص سطح برگ علف های هرز  و وزن خشک خشک سویا بیان کننده آن است که بین سه علف پهن برگ گیاه گاو پنبه دارای بالاترین شاخص سطح برگ می باشد و به عبارت دیگر سایه اندازی این گیاه سبب کاهش بیشتر وزن خشک گیاه سویا نسبت به دو علف هرز سلمه و تاج خروس شده است.در مورد سوروف علیرغم بالاتر بودن سطح برگ به دلیل ساختار کانوپی و بسته بودن زاویه برگ های آن نسبت به افق تفاوت معنی داری با علف هرز سلمه وو تاج خروس ایجاد ننموده است.

 

 

روند تغیرات در شاخص سطح برگ-3

سعت جذب خالص () علف های هرز:

از آنجایی که عمده ترین اندام فتوسنتز کننده گیاه برگ می باشد گاهی اوقات بیان رشد بر اساس سطح برگ مطلوبتر است.سرعت تجمع ماده خشک در واحد سطح برگ در زمان معین را سرعت جذب خالص می گویند که معمولا بصورت گرم در متر مربع (سطح برگ)در روز بیان می گردد.

این مشخصه معیاری از کارایی فتوسنتزی برگ ها در یک جامعه گیاهی می باشد.

بعنوان نمونه در اکثر آزمایشات که در آن تاج خروس وجود دارد به علت 4 کربنه بودن آن بیشتر مقدار را به خودتخصیص می دهد.

 

 

بالا  بودن سرعت جذب خالص تاج خروس به دلیل سیستم فتوسنتزی آن( 4 کربنه ) می باشد.

() نیز گزارش کردند تاج خروس که علف هرزی 4 کربنه و پهن برگ است نسبت به سوروف که باریک برگ است  دارای سرعت جذب بیشتری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه بیستم آذر 1388 ] [ 1:22 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
یولاف وحشی بهاره (جو دوسر) Wild oat

نام علمی : Avena fatua







گیاهی است یکساله،تک لپه ای و از خانواده گندمیان(Poaceae)که با بذر تکثیر می یابد. گل اذین خوشه ای خیلی باز و پانیکول منظمی دارد که در تمام جهات به طور یکنواخت رشد میکنند.سنبلچه های ان منفرد و از پهلو فشرده شده اند.


ودرهریک از انها 2 تا3 گل ریشکدار دیده میشودکه معمولا گل انتهایی ان عقیم است. پایه این سنبلچه ها تقریبا2 سانتیمتر طول دارد.گلومهای فوقانی و تحتانی با یکدیگر مساوی و طول انها به8میلیمتر میرسد.قاعده گلومها با موهای سفید یا قهوه ای رنگ خشن و طویلی پوشیده شده است واز وسط ان رگبرگ میانی واز نزدیکی قاعده گلومل ریشک طویل و زانوداری خارج میشود که قاعده ان پیچیده و تابیده به نظر میرسد.گل این گیاه 3 پرچم دارد و دانه در داخل گلومل باقی میماند.





ساختمان ظاهری یولاف در نواحی مختلف نسبت به نوع زمین تغییر میکند مثلا در نواحی پست و شنی از هر بوته چندساقه باریک منشعب میشودبرگها کوتاه،سخت و مقاوم و غلاف ان را موهایی پوشانده است.ولی در اراضی حاصلخیز و مرتفع بوته ها منحصرا یک ساقه نسبتا قوی دارند.برگهایشان دراز بوده،غلاف انها غالبا بدون موست.






روشهای مبارزه :

در زمین های گندم کاری شده از دیفنزوکوات(SL25%)به نسبت 4لیتردرهکتاراز3برگی تا اواسط پنجه زنی علفها و در یک نوبت استفاده میشود.

همچنین از ترالکوکسیدیم(SC25%)به میزان1.2لیتر در هکتاراز2-3برگیتا اواسط پنجه زنی علفهای هرز و در یک نوبت توصیه میشود.

همچنین از دیکلوفوپ متیل(EC36%)به نسبت2.5لیتر در هکتار در یک نوبت ویا از علفکش فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل(EC20%)به نسبت3لیتر در هکتار میتوان استفاده کرد
[ چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ] [ 13:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ
fazeli3362@gmai.com
chasebfazeli@chmail.ir
fazeli3362@yahoo.com
http://www.irexpert.ir/?310898
ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ
امکانات وب
تماس با ما