ღسید چاسب فـاضــلـی ღ
ღ°•.♥.•°ღ abo SAMI ღ°•.♥.•°ღ 

 

بررسي دوره بحراني كنترل علف هرز در گياه دارويي

زيره سبز Cuminum cyminum)).

 

چکيده

به منظور تعيين مناسب‌ترين دورة كنترل علفهای هرز زيره سبز، آزمايشی در قالب طرح بلوكهای كامل تصادفي با 3 تكرار در سال زراعي 84-1383 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد انجام شد. تيمارهاي مربوطه شامل 20، 30، 40 و 80 روز وجين در اوايل فصل رشد و 20، 30، 40 و 80 روز بدون وجين در اوايل فصل رشد، در كرتهايي به ابعاد 3 × 2 متر اعمال شد. فاكتورهايي كه اندازه گيري شدند، شامل: عملكرد، اجزاء عملكرد، شاخص برداشت، تعداد علفهاي هرز و  وزن خشك علفهاي هرز به تفكيك گونه بود. جهت تعيين دورة بحراني كنترل،  از معادلات گامپرز و لجستيك استفاده شد. نتايج نشان داد كه با وجين علف‌هاي هرز زيره سبز از 24 تا 38 روز پس از سبز شدن، عملكرد كاهش نيافت و اين موضوع حاكي است كه وجين ابتداي فصل مؤثرتر از حذف علفهاي هرز در اواخر فصل رشد مي‌باشد. وجين در اواخر يا اوايل فصل رشد بجز بر تعداد چتر در بوته تأثير چنداني بر ساير اجزاء عملكرد نداشت. وجين در اواخر فصل،  باعث افزايش شاخص برداشت نسبت به اوايل فصل شد. با افزايش دورة تداخل علف هرز خواه در اول فصل و يا در آخر فصل، عملكرد اقتصادي كاهش يافت و با طولاني تر شدن دوره وجين بر عملكرد اقتصادي افزوده شد. با اين وجود، با افزايش طول دوره وجين دراوايل فصل رشد و يا در طي دوره كامل رشد زيره،  از وزن خشك علفهاي هرز كاسته شد در حاليكه با كاهش طول دوره وجين در اواخر فصل رشد و يا عدم وجين در طي دوره كامل رشد زيره،  وزن خشك علفهاي هرز زياد شد. به طور كلي وجين در اوايل فصل،  اثر بيشتري بر عملكرد و اجزاء عملكرد زيره سبز داشت.

واژه های کلیدی: زیره سبز، دوره بحرانی، علف هرز، عملکرد اقتصادی.

 

 

 


 

مقدمه[1]

انسان علاوه بر تأمين مواد غذايي مورد نياز، بسياري از احتياجات روزمرة زندگي خود را از گياهان تهيه مي‌كند. از جمله اين مواد مي‌توان به كاغذ، پوشاك، دارو و نوشابه‌هاي غيرالكلي مثل چاي و قهوه اشاره نمود. اين گياهان در تأمين درآمد كشاورزان مناطق مختلف نيز نقش مهمي دارند. بنابراين،  چنين نقشي از گياهان در تأمين نيازهاي جامعه كمتر از محصولات غذايي نيست.  زيره سبز يكي از اين گياهان است كه به عنوان مهمترين گياه دارويي اهلي در كشور ما شناخته شده است (5).

اهميت زيره سبز نه تنها در ارز آوري براي اقتصاد كشور مي‌باشد، بلكه از جهت اشتغال زايي نيز قابل توجه است. با توجه به هزينه زياد مبارزه با علفهاي هرز در اين گياه، بررسي زمان مناسب مبارزه با علفهاي هرز براي به حداقل رساندن هزينه ها و كاربرد سموم شيميايي از اهميت زيادي برخودار است  (9).

زيره سبز به خاطر ويژگی های  رشدي اش ، گياهي است كه وزن و حجم اندامهاي هوايي آن كم مي‌باشد، علاوه بر اين گسترش ريشه آن نيز چندان قابل توجه نيست. اين ويژگيها باعث شده است كه قدرت رقابتي آن با علفهاي هرز كم باشد و به همين دليل وجود علفهاي هرز باعث رقابت شديد بر سر منابع مختلف مي‌شود. كوتاه بودن دوره رشد آن، كه معمولاً بين80 تا110  روز است نيز خود مشكلاتي از نظر رقابت با علفهاي هرز ايجاد كرده است. بدين صورت که علفهاي هرز بهاره که عمدتاً جنبه تهاجمي دارند بر عملكرد اين گياه اثرات نامطلوبي مي‌گذارند. متأسفانه در رابطه با كنترل علفهاي هرز زيره سبز تحقيقات اندكي انجام شده  است . به نظر مي‌رسد با توجه به خصوصيات رشد و كمي اندامهاي هوايي آن، بويژه در مراحل اوليه رشد با كنترل به موقع علفهاي هرز نتيجه بهتري عايد خواهد شد. بيشترين مشكل زيره سبز، علفهاي هرز است كه كنترل آن عمدتاً با وجين دستي صورت مي‌گيرد و هزينه بسيار زيادي به كشاورزان زيره كار تحميل مي‌كند (5).

طي مطالعه اي كه روي علفهاي هرز در 5 منطقه مهم زيره كاري استان خراسان انجام شد (3)، تعداد 90 گونه گياهي متعلق به 29 خانواده جمع آوري و شناسايي گرديد كه از اين تعداد، 8  گونۀ زير، علف هرز غالب مزارع زيره سبز بودند . ازمك (Cordaria draba)، سلمه (Chenopodium album) ، پيچك صحرايي (Convolvulus arvensis) ، سورف (Echinochloa crus-galli) ، علف هفت بند (Polygonum aviculare)، ارزن وحشي (Setaria viridis) و  خردل وحشي (Sinapis arvensis). بيشترين گونه های علفهاي هرز جمع آوري شده متعلق به خانواده مركبان (Asteraceae)، گندميان Poaceae))، چليپائيان( Brassicaceae)و گاوزبانيان (Boraginaceae) بودند (3).گوارا و همكاران (12) در هندوستان مشاهده كردند كه گونة غالب مزرعة زيره سبز Chenopodium album وChenopodium murale و Cynodon dactylon بودند و تيمار كنترل علف هرز (يكبار كنترل، دوبار كنترل در اوايل فصل) بر روي تعداد چتر در گياه و تعداد چترك در چتر وتعداد دانه و عملكرد
كاه و كلش مؤثر بود، اما بر روي وزن 1000 دانه اثري نداشت.

بر اساس نظرية اوليور (20)  دورة بحراني کنترل علفهای هرز دوره اي از فصل رويش است كه تداخل علفهاي هرز مي‌تواند بر عملكرد گياه زراعي اثر گذاشته و يا رشد آن را كاهش دهد.

تحقيقات متعددي در مورد دورة بحراني كنترل علفهاي هرز انجام شده است. گلايسن (13) در مكزيك ملاحظه كرد كه دورة بحراني كنترل علف هرز  50 روز پس از كاشت باعث پيشگيري از كاهش عملكرد ذرت شد. گوشه و همكاران (14) دريافتند كه دورة بحراني كنترل قياق(Sorghum halepense L.) در ذرت بين 3 و 5/6 هفته بعد از جوانه زني مي‌باشد. ويلسون (23) دريافت كه وقتي حذف گياه sp.) (Panicum     براي 2 هفته بعد از كاشت به تأخير افتاد، عملكرد دانه لوبیا 10 درصد كاهش يافت، و به طور كلي،  4 تا 5 هفته دورة بدون علف هرز بعد از كاشت لوبیا، از كاهش عملكرد محصول جلوگيري كرد . هال و همكاران (15) گزارش كردند كه شروع دورة بحراني كنترل علف هرز براي ذرت از 3 تا 14 برگي و پايان حساسيت گياه مرحله 14 برگي است . بريجز و همكاران (11) گزارش كردند كه اگر تداخل علف هرز (Euphorbia heterophyla) بيش از 2 هفته بعد از سبز شدن در بادام زميني ادامه يابد، كاهش عملكرد قابل ملاحظه اي اتفاق مي‌افتد،  لذا گزارش کردند که  دوره بحرانی کنترل علف های هرز بادام زميني 10 هفته پس از کاشت بود. موريشيتا و همكاران (18) دورة بحراني تداخل علف هرز يولاف وحشي در غلات دانه ريز همچون جوي بهاره را از قبل از سبز شدن گياه تا مرحلة 2 تا 3 برگی يولاف وحشي اعلام كردند. كيركلاند (16) نيز دريافت كه حذف يولاف وحشي در تراكم 64 بوته در متر مربع قبل از مرحله 7 برگي گندم و در تراكم 118 بوته در متر مربع، قبل از مرحلة پنج برگي گندم، باعث افزايش عملكرد و وزن تر گندم نشد.

هدف از انجام اين تحقيق ارزيابي روابط بين عملكرد زیره سبز و تراكم علف هرز و تعيين  دورة بحراني كنترل آنها مي‌باشد.

 

مواد و روش‌ها

اين تحقيق در بهار سال 1383، در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد، واقع در ده كيلومتري جنوب شرقي مشهد ، در ¢28 و ° 59 طول شرقي و  ¢15 و °36 عرض شمالي  و با ارتفاع 985 متر از سطح دريا، درقالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تكرار در كرتهايي به ابعاد 3 متر در 2 متر به اجرا درآمد. تيمارهاي آزمايش به ترتيب عبارت بودند از:

1.        تيمارهاي رقابت با علف هرز از هنگام سبز شدن گياه زراعي تا 20، 30، 40 و 80 روز پس از سبز شدن زيره سبز و تا پايان دورة رشد (101 روز).

2.        تيمارهاي حذف علف هرز تا 20، 30، 40 و 80 روز پس از سبز شدن زيره سبز و تا پايان دورة رشد (101 روز).

‌پس از انجام عمليات مربوط به آماده سازي زمين (شخم، ديسك، لولر)، كشت به صورت 2 رديفه  و بر روي رديفهايی به فاصله 60 سانتی متر از هم انجام شد. خاک زمين آزمايش از نوع لومی بود. در طول زمان آماده سازی زمين و کشت از هیچ گونه علفکش یا آفتکش استفاده نشد. بذر مورد استفاده،  تودة محلي (تربت حيدريه) بود. كاشت بذر در 15 اسفند 1382 توسط دست صورت گرفت. بعد از سبز شدن و استقرار گياه،  اقدام به تنك كردن تا رسيدن به تراكم 000/200/1 بوته در هكتار شد. عمليات برداشت نيز در تاريخ 23 خرداد انجام گرفت. به اين صورت كه،  پس از حذف دو رديف كناري و 50 سانتي متر از ابتدا و انتهای كرت به عنوان اثر حاشيه اي بقيه بوته ها برداشت شدند. جهت تعيين عملكرد دانه،  نمونه ها از  1/0 مترمربع از 3 رديف وسط كرت انتخاب و برداشت شدند. در مراحل مختلف نمونه برداري،  برآورد تراكم علفهاي هرز و تعيين وزن خشك كل علفهاي هرز به تفكيك گونه انجام شد. اين نمونه برداي در آخرفصل، بوسيله یک قاب فلزی  1×1 متری صورت گرفت. صفاتی كه اندازه گيري شدند، شامل: عملكرد، اجزاء عملكرد (تعداد دانه درچتر، تعداد چتر در بوته و وزن هزار دانه)، شاخص برداشت، تعداد علفهاي هرز و  وزن خشك علفهاي هرز به تفكيك گونه  بودند.  جهت بدست آمدن دورة بحراني  كنترل از معادلات گامپرز و لجستيك استفاده شد. دوره بحراني بر اساس 5% كاهش عملكرد نسبت به شاهد تمام کنترل تعيين گرديد. نرم‌افزارهای آماري مورد استفاده  MSTAT-C، Exell و Slide write بودند. در مقايسه ميانگين ها از آزمون LSD در سطح احتمال 5% استفاده شد.

شكل كلي توابع گامپرتز و لجستيك بصورت زير مي‌باشد:

 


 

 

تابع گامپرتز

تابع لجستيك

 

كه در آن:

=Y عملكرد (درصد از شاهد فاقد رقابت در تمام فصل).                                 Exp = تابع نمايي 

T = روزهاي پس از سبز شدن

A = مجانب درصد عملكرد (كه حداكثر عملكرد يا همان عملكرد شاهد فاقد رقابت در تمام فصل است)

X = نقطه عطف منحني بر حسب روز .

K و B و D و F ضرايب ثابت معادلات هستند.

 


 

نتایج و بحث

در جدول 1 اثر تيمارهاي وجين بر عملكرد و اجزاء عملكرد زيره سبز نشان داده شده است.  همانگونه كه ملاحظه مي‌شود در تيمار وجين كامل  (1 T) ،  تيمار 40 روز وجين در اوايل فصل رشد (4 T) و همچنين در تيمارهايي 6T و 7T كه به ترتيب 20 روز و 30 روز بدون وجين در اوايل فصل رشد بود، يعني 60 و 50 روز مرحله دوم رشد گياه وجين صورت گرفته است ،  عملكرد اقتصادي بيشتر از بقيه تيمارها بود. اين موضوع دور از انتظار نيست زيرا با حذف علفهای هرز و كاهش رقابت در قسمت عمده اي از دوران رشد گياه،  عملكرد افزايش پيداكرده است. در تحقيقي كه بر روي پنبه صورت گرفت (21) مشاهده شد كه به دليل كند بودن رشد اندامهاي هوايي پنبه در ابتداي فصل رشد، قابليت رقابت پنبه با علفهاي هرز در اين دوره كم بود،  لذا حضور علفهاي هرز در اوايل فصل رشد موجب كاهش شديد عملكرد شد، به طوري كه حساسيت پنبه به رقابت علفهاي هرز در اوايل فصل رشد بيشتر از هر زمان ديگر بود. در آزمايش حاضر  نيز بيشترين عملكرد بيولوژيك در زماني حاصل شده است كه گياه در طول دورة رشد خود با بيشترين زمان عدم حضور علفهاي هرز خواه در اول دورة رشد(وجین در اول فصل رشد (T1,T4)) و خواه در آخر دوره رشد  (وجین در آخر فصل رشد (T6,T7)) مواجه بوده است، كه این حالت مشابه آنچه در مورد عملكرد اقتصادي ذكر شد،  مي‌باشد. چنين موضوعي دور از انتظار نيست زيرا گياه با عدم رقابت علفهاي هرز در دورة بيشتري از طول رشد خود توانسته است از منابع موجود بهتر  استفاده كند و اندامهاي هوايي بيشتري را توليد كند.

در شرايطي كه گياه در طي مراحل رشد،  بيشترين زمان وجين علف هرز را داشته است، شاخص برداشت در بيشترين مقدار خود بود. همانگونه كه انتظار مي‌رود تغييرات شاخص برداشت چندان زياد نيست. در این مورد هر چه دوره بيشتري از عمر گياه در معرض وجين قرار گرفته است شاخص برداشت آن افزايش يافته است زيرا گياه از رقابت كمتري با علف هرز برخوردار بوده و در نتيجه مقدار بيشتري از مواد فتوسنتزي خود را به دانه منتقل كرده است.  وجين، تأثير چنداني بر اجزاء عملكرد نداشت. در شرايطي كه وجين در مرحلة اول رشد گياه صورت گرفت با افزايش دورة وجين علفهای هرز در اوايل فصل، تعداد چتر در بوته افزايش يافت و بيشترين عملكرد مربوط به تيمار وجين كامل (1T) و 40 روز وجين در اوايل فصل (4T) بود. در شرايطي كه وجين در آخر فصل  رشد گياه صورت گرفت نيز هر چه دورة وجين علف هرز بيشتر شد، تعداد چتر در گیاه افزايش يافت. گر چه تفاوت چنداني از نظر تعداد چتر در گياه،  بين دو گروه تيمارهاي وجين در مرحلة اول فصل رشد و تيمارهای وجين در آخر فصل رشد ، وجود نداشت ولي ملاحظه مي‌شود كه وجين آخر فصل  مؤثر تر بوده است. همانطور كه قبلاً مشاهده شد اين موضوع براي ساير موارد مشابه نيز صادق بود كه به نظر مي‌رسد با افزايش طول دورة وجين،  فضاي كافي در اختيار گياه قرار گرفته است و گياه به تعداد چتر خود افزوده است. با افزايش تداخل و ايجاد رقابت در بين گياه و علف هرز به دليل نبود فضاي كافي از تعداد چتر كاسته شده است.


 

 

جدول 1- اثر تيمارهاي مختلف مديريت علفهاي هرز بر عملكرد و اجزاء عملکرد زيرۀ سبز .

 
عملكرد بيولوژيک
کيلوگرم /هکتار
عملكرد
اقتصادي
 کيلوگرم/ هکتار
شاخص برداشت
وزن هزاردانه
گرم
تعداد دانه
در چتر
تعداد چتر
در بوته
1T (وجين كامل)
a*1412
a 800
a 57/0
a 1/3
a 88/8
a 6/24
2T (تا 20 روز وجين)
c1062
d 456
d 43/0
a 5/2
a 39/9
c 20/10
3T (تا 30 روز وجين)
a 1385
b 656
bc47/0
a 79/2
a 038/10
abc7/19
4 T (تا 40 روز وجين)
a 1417
a 784
a 56/0
a 9/2
a 485/10
ab 7/22
ميانگين بين 2T و 3T و 4T
1288
632
4866/0
73/2
971/9
533/19
5T (بدون وجين)
c1024
d450
cd 44/0
a 65/2
a 73/7
bc 3/18
6T (تا 20 روز بدون وجين)
a 1419
a 790
a 56/0
a 3
a 27/10
ab37/21
7T (تا 30 روز بدون وجين)
a 1408
b 704
bc 5/0
a 8/2
a 14/10
ab 6/20
8T (تا 40 روز بدون وجين)
b 1273
c 580
cd 46/0
a 7/2
a 37/9
bc 10/19
ميانگين بين 6T و 7T و 8T
67/1366
33/691
506/0
833/2
93667/9
35667/20

*     در هر ستون ميانگين‌هاي داراي حروف مشترك،  بر اساس آزمون LSD در سطح 5% تفاوت معني داري ندارند.           

 


 

در شكل 1، دوره بحراني كنترل علف هرز در زيره سبز نشان داده شده است. همانگونه كه مشاهده مي‌شود، در تيمار بدون وجين علف هرز،  با افزايش حضور علف هرز عملكرد اقتصادي كاهش و با حذف علف هرز مقدار آن افزايش پيدا كرده است. دورة بحراني کنترل علف های هرز كه از رسم خطي با 95% عملكرد اقتصادي به موازات محور xها و تقاطع آن با دو منحني مربوطه مشخص شد. بهترين دورة كنترل در طي دورة رشد گياه (80 روز) را ، بين 24 تا 38 روز پس از سبز شدن نشان داد. به عبارت ديگر،  بيشترين عملكرد اقتصادي زماني حاصل خواهد شد كه محصول، بين  24 تا 38 روز پس از کاشت  بدون علف هرز، رشد کند. در برخي مطالعات (5) دورة بحراني مبارزه با علفهاي هرز زيره 15 تا 30 روز پس از سبز شدن ذكر شده است. كيلي و تولن (17) نشان دادند كه يك دوره عاري از علف هرز به مدت بيش از 4 هفته و يا دوره آلودگي كمتر از 8 هفته از كاهش عملكرد پنبه در رقابت با پنجه مرغي جلوگيري كرد. آنها نشان دادند كه عملكرد پنبه در تيمارهايي كه مزرعه 8، 12 و يا 25 هفته عاري از علف هرزبود،  تقريباً يكسان بود. وجين پس از 8 هفته،  تأثير معني‌داري بر عملكرد پنبه نداشت.


 

 

دوره بحرانی کنترل علف هرز

 


CP=5%

 

 

شکل 1- دوره بحرانی کنترل علف های هرز در زیره سبز.

 


 

همان گونه كه درجدول 2 مشاهده مي‌شود بررسي ضريب همبستگي صفات نشان داد كه ميان عملكرد  اقتصادي و اجزاء عملكرد،  همبستگي مثبت و معني داري وجود داشت. بيشترين رابطه مثبت در اجزاءعملکرد بین تعداد چتر در بوته و عملكرد اقتصادي به ميزان 608/0 و در سطح 1% معني دار بود. اين امر حکايت از  وجود رابطه مثبت و معني دار بين عملكرد اقتصادي زيره سبز و تعداد چتر در بوته داشت. در نتیجه تعداد چتر در بوته مهمترين عامل در افزايش ميزان عملكرد زيره سبز بوده و عواملي كه بتواند بر روي تعداد چتر  تأثيرگذار باشد، نظير كاهش رقابت، افزايش منابع و در اختيار گذاشتن فضاي مناسب مي‌توانند در عملكرد زيره سبزموثرباشند. ضريب همبستگي بالاي بين عملكرد بيولوژيك و عملكرد اقتصادي اين موضوع را مشخص مي‌كند كه افزايش عملكرد بيولوژيك كه ناشي از رشد خوب شاخ و برگ و گسترش مناسب كانوپي مي‌باشد در افزايش عملكرد اقتصادي نقش بسزايي دارد. اين موضوع حاکی ازآن است كه بالا بودن شاخص برداشت،  درصد بيشتري از كل وزن خشك را به عملكرد اقتصادي تخصيص مي‌دهد .


 

 

 

جدول 2: ضرايب همبستگي عملكرد و اجزاء عملكرد زیره سبز.

 
عملكرد بيولوژيك
شاخص برداشت
وزن هزاردانه
تعداد دانه
در چتر
تعداد چتر
در بوته
عملكرد اقتصادي
عملكرد بيولوژيك
*1
 
 
 
 
 
شاخص برداشت
** 700752/0
1
 
 
 
 
وزن هزاردانه
*4162/0
*5059/0
1
 
 
 
تعداد دانه در چتر
*4395/0
ns262/0
ns3921/0-
1
 
 
تعداد چتر در بوته
**636926/0
**7511744/0
ns3726/0
ns121/0-
1
 
عملكرد اقتصادي
**876374/0
**81052913/0
*4487/0
*4452/0
**60812/0
1

معني داري در سطح 05/0  * و 01/0 **

 


 

در شكل 2 و 3 رابطه وزن و تعداد علف‌هاي هرز در واحد سطح و عملكرد اقتصادي نشان داده شده است. همانگونه كه ملاحظه مي‌شود در تيمار 1 T تا 4 T كه در آنها وجين كامل يا وجين در اوايل فصل صورت گرفته است تعداد علف هرز در محدودة بين صفر تا 50  بوته در واحد سطح است كه اين موضوع كاملاً قابل انتظار است، چون علف های هرز در اوايل فصل وجين شده اند و تعداد آنها كم بوده است كه همانگونه که انتظار می رفت در وجين كامل (1T) در كمترين تعداد و به ترتيب در بقيه تيمارها نسبتاً بيشتر بود. ولي در حالتي كه وجين صورت نگرفته (5 T) و يا وجين در دوره‌هاي مختلف آخر فصل رشد صورت گرفت، تعداد علف هرز از محدودة 120 تا 625 در واحد سطح در نوسان بود. در اين مورد مشاهده مي‌شود كه در تيمار 5 T ( بدون وجين)،  تعداد علف های هرز 120  بوته بود ولي در بقيه تيمارها به ترتيب افزايش پيدا كرد. اين موضوع دور از انتظار به نظر مي‌رسد زيرا تصور مي‌شود در تيماري كه وجين اصلاً صورت نگرفته (5 T) بايد بيشترين تعداد علف هرز وجود داشته باشد، در حالي كه اینطور نبود. دليل اين امر می تواند این باشد كه در تيمار بدون وجين (5 T) علف‌هاي  هرز با رقابت بين خود  به تعادل رسیده،  تعداد آنها  به حالت ثبات رسيده است كه اثر اين امر بر وزن علف هرز در واحد سطح مشهود است(شكل 3).  به عبارت ديگر در تيمار بدون وجين (5 T ) تعداد علفهای هرز در واحد سطح در كمترين مقدار نسبت به بقيه تيمارها بوده ،اين موضوع  حاكي از آن است كه اثر خود تنكي اين تيمار در وزن آن منعكس شده است.  رابطه معكوس بين وزن و تعداد علف هرز در منابع علمي مختلف (19 و 22)  بيان شده است. مورفي و همكاران (19) بيان كردند كه، افزايش تراكم و كاهش فاصله بين رديفهاي كاشت گیاه ذرت موجب کاهش سطح برگ علفهای هرز  شد. درآزمايشي (22) ملاحظه شد كه افزايش تراكم گياه زراعي باعث كاهش رشد علفهاي هرز، افزايش توان رقابتي گياه زراعي و افزايش عملكرد آن مي‌شود.


 

 

 

 

شکل 2-اثر وزن خشک علف هرز بر عملکرد دانه زیره سبز

 

شکل3- اثر تعداد علفهای هرز بر عملکرد دانه زیره سبز

 


 

همانگونه كه در جدول 3 مشاهده می شود تعداد علفهاي هرز در تيمار وجين در مقايسه با تيمارهاي بدون وجين علف هرز در اوايل فصل،  بسيار كمتر بود.  با افزايش دورة بدون وجين در اوايل فصل،  بر خلاف تيمار وجين وزن خشك افزايش قابل ملاحظه اي يافت ( جدول 4).  بيشترين تعداد علفهاي هرز در تيمار 20 روز بدون وجين اوايل فصل (6T) مشاهده شد كه با توجه به تراكم زياد علفهاي هرز (600 بوته در مترمربع) به نظر مي‌رسد كه  تراكم موجود،  حاصل از تعداد زيادي بوته‌هاي بسيار كوچك و يا تعداد کمتر از بوته‌هاي بزرگ مي‌باشد كه درنتيجة خود تنكي يا مرگ و مير ضعيف ترين بوته ها، به جاي مانده اند (6). به طور كلي، گونه‌هاي غالب مزرعه را علفهاي هرز اويارسلام(Cyprus sp.) و سلمه (Chenopodium album) و تاج خروس ایستاده )  retroflexus L. (Amaranthus تشكيل دادند.

در برخی تحقيقات (4 و 7 ) ملاحظه شد كه با گذشت فصل رشد، سهم تاج خروس از كل سطح برگ علفهاي هرز افزايش يافت كه اين امر را مي‌توان ناشی از چهار کربنه  بودن اين علف هرز و قدرت رقابت بيشتر آن دانست. در آزمايشي (2) ملاحظه شد، تراكم زياد در ابتداي فصل، رقابت بين گونه اي علف هرز و رشد رويشي سريع و گسترش اندامهاي هوايي در تاج خروس باعث غلبه آن بر گونه‌هاي ديگر شد .


 

جدول 3- تعداد علفهاي هرز به تفكيك گونه در تيمارهاي مختلف علف هرز (1× 1متر)

 
اويارسلام
سلمه
تاج ريزي
تاج خروس
سایر گونه
تا 20 روز وجين (2T)
9
11
10
8
9
تا 20 روز بدون وجين (6T)
133
128
86
164
113
تا 30 روز وجين (3T)
8
6
4
3
2
تا 30 روز بدون وجين (7T)
95
79
70
55
65
تا 40 روز وجين (4T)
3
2
4
1
3
تا 40 روز بدون وجين (8T)
64
36
46
25
38
وجين كامل 1T
0
0
0
0
0
بدون وجين 5T
35
28
24
29
15

 

جدول 4- وزن خشك علف هرز به تفكيك گونه در تيمارهاي مختلف علف هرز (1× 1متر)

 
اويارسلام
سلمه
تاج ريزي
تاج خروس
سایر گونه ها
تا 20 روز وجين (2T)
4/3
12/4
35/0
12/0
85/0
تا 20 روز بدون وجين (6T)
8/5
92/2
69/0
53/4
89/3
تا 30 روز وجين (3T)
3/2
21/3
36/0
19/0
13/1
تا  30 روز بدون وجين (7T)
15/99
2/30
3/15
2/10
2/8
تا 40 روز وجين (4T)
8/1
46/2
25/0
23/0
4/1
تا40 روز بدون وجين (8T)
6/112
18/35
9/12
59/20
6/19
وجين كامل 1T
0
0
0
0
0
بدون وجين 5T
9/150
3/50
8/29
7/59
39/44


 

 


 

با افزايش طول دورة وجين در اوايل فصل رشد از ميزان وزن خشك علفهاي هرز در واحد سطح كاسته شد  بطوری که  در تيمار وجين كامل (1T) هيچگونه  علف هرزی  مشاهده نشد. حداكثر وزن خشك علفهاي هرز در تيمار 20 روز وجين در اول فصل رشد (2T) به حداكثر 9 گرم در متر مربع رسيد (جدول4)  و با افزايش دورة بدون وجين علف هرز (در اول فصل رشد) ، وزن خشك علفهای هرز در واحد سطح افزايش يافت، به طوري كه در تيمار بدون وجين در طول فصل رشد (5 T) به حداكثر 320 گرم در مترمربع رسيد. به نظر میرسد این موضوع به دلیل مساعد شدن شرایط محیطی و افزایش درجه حرارت در اواخر فصل رشد و همچنین افزایش سطح برگ و اندامهای هوایی و استقرارکامل گیاه و نیز به دلیل جایگزینی گونه‌های بزرگتر به جای گونه‌های کوچکتر بوده است. . نتايج مشابه گزارش شده توسط عباسپور (8) نيز حاکی از آن است كه با طولاني‌‌تر شدن دوره تداخل علف‌هاي  هرز، وزن خشك علفهاي هرز در واحد سطح افزايش يافت به طوري كه در تيمار تداخل تمام فصل به حداكثر 1225 گرم در مترمربع رسيد. هاديزاده (10) نيز گزارش كرد كه با افزايش دورة تداخل از ابتداي فصل ، وزن خشك علفهاي هرز نيز افزايش يافته و به حداكثر 654 گرم در مترمربع رسيد (2).

به طور كلي نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه زيره سبز قادر است حضور علفهاي هرز را تا 24 روز پس از سبز شدن تحمل كند و حذف علفهاي هرز از 24 تا 38 روز پس از سبز شدن عملكرد رابه طور معنی داری  افزایش می دهد. اين امر نشان می‌دهد كه وجين باید همان ابتداي فصل
يعني موقعي كه گياه هنوز مستقر نشده و ضعيف است انجام شود.


 

 

 

 

منابع

1-     اصغري، ج.، ش. اميرمرادي  و  ب. كامكار. 1380. فيزيولوژي علفهاي هرز.  انتشارات دانشگاه  گيلان.

2-    پاپ زن، ع. ل.، و ص.  بهرامي نژاد. 1380. بررسي مراحل فنولوژيك زيره سبز،  عملكرد و اجزاء آن در شرايط كرمانشاه . اولين همايش ملي زيره سبز. سبزوار.ص. 56 - 58.

3-     دلقندي، م.  ر. 1383. فلور علفهاي هرز مزارع زيره سبز. مركز تحقيقات كشاورزي خراسان . اولين همايش ملي زيره سبز. سبزوار. ص.99 -100.

4-     راشد محصل، م. ح.،  ح، رحيميان و م. بنايان. 1373. علفهاي هرز و كنترل آنها. (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

5-    كافي، م.،  م. ح. راشد محصل، ع. كوچكي  و ع. ملافيلابي. 1381.  فناوري،  توليد و فرآوري زيره سبز. انتشارات قطب علمی گیاهان زراعی ویژه، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی.

6-    كوچكي، ع.، ح.  ظريف كتابي  و ع. نخ فروش. 1380. رهيافتهاي اكولوژيكي مديريت علف‌هاي هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد .

7-     كوچكي، ع.، ح. رحيميان، م.  نصيري محلاتي  و  ح. خياباني. 1373.  اكولوژي علفهاي هرز (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد .

8-    عباسپور، م. 1379، كنترل دورة بحراني علفهاي هرز ذرت دانه اي. پايان نامه كارشناسي ارشد رشته علفهاي هرز. دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسي مشهد.

9-    محمودي، س.، ا.س. حجازي، و ح. رحيميان. 1378. تعيين دورة بحراني كنترل علفهاي هرز پنبه (Gossypium hirsutum L.) در منطقه ورامين. مجله علوم و صنايع كشاورزي.ج. 13. ش. 2. ص. 166-159.

10-  هاديزاده ، م . ح. 1375. دورة بحراني كنترل علفهاي هرز در سويا. پايان نامه كارشناسي ارشد زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد.

11-  Bridges, D. C., B. J. Brecke, and J. C. Barbour. 1992. Wild poinsetia (Euphorbia heterophylla) interference with peanut (Arachis hypogea). Weed Sci. 40: 37-42.

12-  Gora, D. R., N. L. Meena, D. L. Shivran, and D. R. Shivran. 1996. Dry matter accumulation and nitrogen uptake in cumin (Cuminum cyminum) as affected by weed control and time of N application. Indian Agron. J. 41: 666-667.

13-  Gleasan, L. S. 1956. Weed control in corn in the wet tropics. Proc. NCWCC. 13: 508-511.

14-Gosheh, H. Z., D. L. Holshouser, and J. M. Chandler. 1996. The critical period of Johnson grass (Sorghum halepense) control in field of  corn (Zea mays). Weed Sci. 44. 944-947.

15- Hall, M. R., C. J. Swanton, and G.W. Anderson. 1992. The critical period of weed control in grain corn (Zea mays). Weed Sci. 40: 441-447.

16-Kirkland , K. J. 1993. Spring wheat (Triticum aestivum) growth and yeild as influenced by duration of wild oat (Avena fatua) competition. Weed Tech. 7: 890-893.

17- Killen. P. F., and R. J. Thullen. 1991. Growth and interaction of bermudagrass (Cynodon doctylon) with cotton (Gossypium hirsutum). Weed Sci. 39: 570-574.

18-Morishita, D. W., D. C. Thill, and J. E. Hammel. 1991. Wild oat (Avena fatua) and spring barely (Hordeum vulgare) interference in a greenhouse experiment. Weed Sci. 39: 149-153.

19-Murphy, S. D., Y. Yakuba, S. F. Weise, and C. J. Swanton. 1996. Effect of planting patterns and inter row cultivation on competition between corn (Zea mays) and late emerging weeds. Weed Sci. 44: 856-870.

20-Oliver, L. R. 1988. Principles of weed threshold research. Weed Tech. 2: 398-40   

21-Peter. B. M. 1980. Critical period of weed competition on cotton varitey “Cocker 310”. CDROM AGRIS. 1995-1996.

22-Stevenson, F. C, and A. T. Wright. 1996. Seeding rate and row spacing effect flax yields and weed interference. Canadian. J. Plant Sci. 76: 537-544.

23-Wilson, R. G. 1993. Wild proso millet (Panicum millaceum) interference in dry beans (Phaseolus vulgaris). Weed Sci. 41: 607-610.


 

 

Critical period of weed control In cumin (Cuminum cyminum)

 

A. hosseini , A.  koocheki , M. Nassiri Mahalati[2]

 

 

 

Abstract

In order to evaluate the critical period of weed control in Cumin, an experiment with Complete Randomized Block Design and three replications was conducted in experimental field of Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, During 2004-2005 growing season. Treatments included different combinations of weed free and weed infested periods (20, 30, 40 and 80 days after germination) plus weedy check and weed free check. Critical period weed control was evaluated with Gompertz and Logestic functions. Traits measured were yield and yield components, harvest index of cumin and also number and weight of weed species. Results showed  the critical period was between 24-38 days after germination. With increasing interfereing period at early or late growth stages of cumin, the economic yield was reduced. By extending weeding periods at early stage of growth or during the  growth  period, dry weight of weeds were reduced, while extending weeding period at the end of growth  stage and also weed free during growth period, early or late stages of growth had no significant effects on yield components except on number of umbels per plant. Harvest index was positively affected by early weeding. It appears that early weeding was somehow more effective on yield components for cumin.

Keywords: Cumin, Critical period, weed, economic yield.

 

 



1

1- Contribution from College of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad.

[ جمعه بیستم آذر ۱۳۸۸ ] [ 1:37 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

مطالعه و برسی تاثیر گذاری علف های هرز (تاج خروس) بر روی محصولات زراعی

 

 

گردآورنده:                   مهندس سید چاسب فاضلی

 

 

دانشجویی کارشناسی زراعت جهاد  دانشگاهی  واحد کاشمر

 

 

زمستان 88

 

 

 

 

مقدمه :

علفهای هرز از مهمترین محدودیتهای تولید مطلوب محصولات زراعی محسوب می شوند  .موفقترین علف های هرز آنهایی هستند که بیشترین مشکل را برای محصولات زراعی ایجاد کنند . این موفقیت را ممکن است با ایجاد سریع کلنی علف هرز در محل های شخم خورده دشواری حذف آنها و افت عملکرد گیاهان زراعی سنجید.هر چند نتایج مطالعات نشان از آسیب پذیری و تلفات عملکرد محصولات زراعی در اثر  رقابت علفهای هرز دارند اما بسیاری از این بررسیها صرفا به بیان حاصل ازآن بسنده کرده و از تحلیل مکانیسمهای مرتبط به آن صرف نظر می کنند مطالعات نشان داده است که اگر علف های هرز مزارع ذرت کنترل نشود بسته به تعداد ونوع علف هرز میتواند از 15% تا 100% عملکرد را کاهش دهند  .

 

اعتقاد بر این است که دانستن اساس و پیچیدگی رقابت بین گونه های رقیب ضمن اینکه آگاهی دقیق تر نسبت به حاصل را می دهد در مدیریت علفهای هرز نیز راهکارهای مطلوب تری را ارایه می کند . به طوری که نقاط ضعف گیاهان زرعی در فرایند رقابت مشخص و در اصلاح نباتات افقهای روشن تری را به متخصصین در جهت اصلاح گیاهان زراعی مقاوم به علف های هرز می دهد . با این دیدگاه بعضی از محققین تعیین مکانیزم های رقابت را مهمتراز نتایج آن می دانند .

 

شاخصهای رشد به عنوان ابزاری جهت تعیین مکانیسم و پیشگویی اثرات رقابتی هستند . مطالعه این شاخص هااز این جهت که نشان می دهند واکنش رشد به فراهمی منبع در چه مرحله و یا چه قسمتی از گیاه زراعی یا علف هرز منجر به بروز اثرات بازدارنده علف هرز بر عملکرد گیاه زراعی می شود با ارزش هستند و با تعیین آنها گونه های علف هرز می توان محدوده و درجه رقابتی علف های هرز را تعیین کرد.

 

سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول که معیاری کمی از تمام خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه هستند می تواند به عنوان مبنایی برای مقایسه قدرت رقابت گونه ها قرار گیرد .

 از آنجایی که این خصوصیات در راستای بهره گیری فرصت طلبانه از محیط است می تواند به عنوان رمز موفقیت گونه های رقیب باشد.

مطالعه راش و رادوسویچ نشان داد که عوامل مرتبط با جثه گیاه و سطح برگ بهترین معیارهای پیش گویی قابلیت رقابت علف های هرز است . بدیهی است که افزایش سریع سطح برگ که به گسترش سریع سایه اندازگیاهی می انجامد در موفقیت علف های هرز و گیاهان زراعی در محیط کشاورزی تعیین کننده است.

 

وانجسل ورینر برای تعیین توانایی رقابت نسبی  علف های هرز سوروف و تاج خروس با سیب زمینی با انجام آزمایش سریهای جایگزینی مشاهده کردند که سوروف در مقایسه با تاج خروس از توان رقابتی بیشتری برخوردار بود نامبردگان علت این برتری را سرعت رشد نسبی بالای سوروف و ارتفاع بیشتر سوروف نسبت دادند.

 

مطالعات نشان می دهند سرعت رشد بالا و سرعت تجمع ماده خشک گونه های رقیب از عوامل موثر در بروز اثرات و درجه رقابتی آنها هستند و گونه هایی که از این نظر برتری داشته باشند در رقابت نیز موفقترند .

 

ارتفاع و ساختار کانوپی گونه های رقیب نیز از عوامل عمده در رقابت  محسوب می شوند .

 از آنجایی که نور یکی از منابع اصلی رقابت می باشد ویژگیهای اخیر در تعیین نتیجه رقابت برای نور بسیارمهم هستند .

 کاون و همکاران آرایش افقی برگ علف های هرز پهن برگ را دلیلی برای قدرت رقابتی این گونه ها بیان کردند .

 

 هالت اظهار داشت که ساختار کانوپی بویژه ارتفاع و محل قرار گرفتن برگ ها و ارتفاعی از گونه ها که بیشترین سطح برگ را دارا است تعیین گننده رقابت برای نور می باشد .

بگونیا و همکاران نیز گزارش کردند که کاهش عملکرد سویا با افزایش ارتفاع گاو پنبه همبستگی بالایی داشت به اعتقاد آنها کاهش تشعشع فعال فتوسنتزی در اثر ارتفاع بیشتر گاو پنبه تجمع برگ های آن دربالای کانوپی سویا و آرایش افقی برگ های آن از عوامل مهم در بروز اثرات رقابتی گاو پنبه است.

 

ماون نیز در یک مطالعه گلخانه ای مشاهده کرد که ارتفاع سوروف در طول دوره رشد سویاحدود 20  سانتی متربیشتر از سویا بود و این باعث خاموشی بیشتر نور در کانوپی سویا و کاهش جذب تشعشع فعال فتوسنتزی توسط سویا گردید.

برسی ها نشان می دهد که خصوصیات فتو سنتزی گیاهان نیز می تواند بعنوان اساس فیزیولوژیکی رقابت در توان رقابتی گونه ها موثر باشد .

گیاهانی که دارای مسیر فتوسنتزی چهار کربنه هستند معمولا سرعت فتوسنتزی خالص بالاتری از گیاهان 3 کربنه دارند.

 از این رو اختلاف میان گیاهان 4 کربنه و 3 کربنه به عنوان اساس بیو شیمیایی برای رقابت گیاهان مورد برسی قرار می گیرد .

سوروف و تاج خروس از جمله علفهای هرزی هستند که به لحاظ خصوصیات فیزیولوژیکی (4کربنه) و مرفولوزیکی از جمله ارتفاع بالا ،تولید بذر فراوان و سرعت رشد بالا ،ضریب استهلاک نوری (تاج خروس) و گسترش عمقییی و عرضی ریشه بخصوص در سوروف در مزارع حبوبات مورد توجه هستند و وجود این ویژگی های رقابتی آن دو است.

 

کاوان و همکاران  برتری رقابتی تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع آنها در تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع انها در تاج خروس نسبت دااده اند.

 

باربور و برایج یز حداکثر استهلاک تشعشع فعال فتوسنتزی توسط علف هرز ،موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز در بالایی کانوپی گیاه زراعی را از پارامترهای اصلی رقابت برای نور می  دانند. با توجه به این امر بنظر میرسد تاج خروس در تمام موارد فوق نسبت به سوروف برتری داشته است.

 

ماوان  نیز در برسی خود به اهمیت نقش ریشه سوروف در بروز اثرات رقابتی با سویا اشاره کرده است.

 

بلاک شا تلفات عملکرد لوبیا مربوط به رقابت علف هرز آمبروژیا()سبب کاهش شاخص سطح برگ ,بیوماس و تعداد غلاف لوبیا در واحد سطح شد.

 

نموداري از تاثیر سوروف وتاج خروس بر سرعت رشد لوبیا و روند تغییرات آن:

شکل :روند تغیرات سرعت رشد :لوبیا شاهد بدون علف هرز ({)،لوبیا آلوده به علف هرز()

و سوروف وتاج خروس () در میانگین تیمارهای تراکم تاج خروس (الف)و سوروف(ب).

علف هاي هرز يكي از موانع مهم توليد ىر نظام هاي زراعي مي باشند.علاوه بر كاهش عملكرد و افزايش هزينه هاي توليد و موارد زيست محيطي و افزايش مقاومت علف هاي هرز به علف كش ها به علت استعمال بي رويه أنها از معضلات ديطر علف هاي هرز در نظام هاي زراعي مي باشد.

با توجه به خسارت های ذکر شده به نظر می رسد مصرف بهینه علف کش ها در مدیریت پایدار علف های هرز موثر باشد به این دلیل گرایش به سمت مدیریت تلفیقی علف های هرز ()توصیه می شود.

نیل به مدیریت تلفیقی علف های هرز نیاز به اطلاعات جامعی از جمله برسی مکانیزم های رقابتی علف های هرز از طریق آنالیز شاخص های رشدی گونه های رقیب می باشد.

همچنین مقایسه شاخص های رشد برای طراحی مدل های تداخل علف هرز و گیاه زراعی ضروری می باشد.این اطلاعات برای برآورد میزان کاهش عملکرد گیاه زراعی در اثر رقابت با علف هرز نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد و به محققین اصلاح نباتات کمک کند تا ارقامی را که قدرت رقابت بیشتری با علف های هرز دارند انتخاب نمایند.

علف هرز تاج خروس ،گاو پنبه ،توق،سلمک،قیاق ، سوروف و اویارسلام از مهمترین علف های هرز در اکثر زراعت ها بویژه سویا هستند.

اما سرعت رشد سویا در اوایل فصل کم بوده و قدر ت رقابتی آن در مقابل علف های هرز بسیار پایین است و همین امر سبب کاهش این محصول می گردد.

تاثیر علف هرز بر روی گیاهان زراعی ممکن است از طریق مکانیسم های مختلفی صورت بگیرد.

()  معتقدند که بسیاری الز تفاوت های رقابتی اعم از بین گونه ای و درون گونه ای به اختلاف موجود در میزان جذب نور  مربوط است.

() نشان دادند که هرچه سطح برگ گیاه زراعی بیشتر باشد ،میزان تشعشع فعال فتوسنتزی () دریافتی توسط علف هرز کاهش می یابد بدین ترتیب این صفت بر قابلیت رقابت گیاه زراعی با علف هرز می افزاید.

 

() بیان کردند که شاخص سطح برگ علف های هرز یکی از عوامل اصلی تداخل و منعکس کننده قدرت رقابت علف های هرز می باشد.

در همین رابطه ()در برسی خود دریافتندکه در اثر تداخل علف های هرز سطح برگ ذرت شدیدا کاهش می بابد.از آنجا که بین کاهش عملکرد ذرت ، شدیدا کاهش می یابد.از آنجا که بین کاهش عملکرد ذرت ،شاخص سطح برگ (***) و دوام سطح برگ(***) همبستگی وجود دارد.در این مورد می توان فرض کرد که علف های هرز عمدتا از طریق کاهش این دو پارامتر موجبات کاهش      عملکرد گیاه زراعی را فراهم می کنند.

() نیز از برسی تراکم و زمان سبز شدن چند علف هرز در  لوبیا نتیجه گرفتند که در اثر تداخل علف های هرز علاوه بر کاهش زی توده ( بیوماس ) گیاه زراعی ،تعداد غلاف در واحد سطح و شاخص سطح برگ لوبیا شدیدا کاهش می یابد.

() کاهش اندکی را در سرعت رسد خالص(***)گیاه سویا در اثر رقابت با علف های هرز گزرارش نمودند. همچنین () بیان کردند که سرعت رشد سویا در رقابت با گاو پنبه کمتر از شرایط عدم رقابت می باشد.

() تفاوت های  در شاخص سطح برگ تیمار های کنترل و عدمکنترل علف های هرز در سویا تشخیص دادند.

() نیز در برسی رقابت سویا با مخلوط طبیعی علف های هرز ،کاهش ماده خشک کل و سرعت رشد محصول(***)را گزارش کردند این در حالی است که سرعت جذب خالص تحت تاثیر علف های هررز قرار نگرفت .کاهش سرعت رشد محصول به کاهش شاخص سطح برگ نسبت داده شد. بطور کلی شاخص سطح برگ و وزن خشک مهم ترین ویژگی گیاه زراعی است که نسبت به رقابت با علف های هرز عکس العمل نشان می دهند .

شناخت این عکس العمل ها و سایر تغیرات شاخص ها ی رشد در مطالعات رقابت علاوه بر درک اصل فیزیولوژی رقابت در پایه ریزی اصول مدیریت تلفیقی علف های هرز (***) و برنامه ریزی های به نژادی مفید خواهد بود.

شاخص سطح برگ

یکی از مشخص ترین اثرات حضور علف های هرز در مزرعه افزایش تراکم گیاهی  (گیاه زراعی بعلاوه علف های هرز ) در واحد سطح می باشدکه منجر به افزایش سطح برگ در واحد سطح زمین به قیمت کاهش سطح برگ تک بوته می شود.

در جوامعی که گیاه زراعی با علف هرز در کنار هم رشد می کنند، اگر چه سطح برگ گیاهی در واحد سطحئ نسبت به زمانی که فقط گیاه زراعی در مزرعه وجود دارد افزایش پیدا می کند؛اما از آنجایی که سطح برگ تک بوته در اثر رقابت بین گونه ای کاهش پیدا می کند ،شاخص سطح برگ گیاه زراعی در مزارع آلوده به علف هرز کمتر است .

روند تغیرات شاخص های سطح برگ سویا در حضور علف های هرز در طول فصل رشد.-1

همانطور که مشاهده می شود شاخص سطح برگ در نمونه ای از سویا در رقابت با گاو پنبه بیشترین تاثیر را پذیرفته بطوری که رقابت بالای گاو پنبه با سویا مانع از بهرمندی کافی سویا از نور موجود گردید .

این نتایج مبین ان است که شاخص سطح برگ معیار ارزشمندی برای برآورد میزان رقابت بوده و به شدت تحت تاثیر علف های هرز قرار می گیرد..

() نیز در برسی رقابت سویا با مخلوط طبیعی علف های هرز،کاهش ماده خشک کل و سرعت رشد محصول را ناشی از شاخص سطح برگ یافتند.

سرعت رشد

 در شرایط رقابت سرعت رشد کاهش می یابد.و طبق()تحقیقات انجام شده برروی علف هرز علف هفت بند با سویا باعث کاهش معنی داری در سرعت رشد مشاهده شد.

 

2-روند سرعت رشد سویا در حضور علف های هرز در طول فصل زراعی                                        

سرعت رشد نسبی:

سرعت رشد نسبی بیان کننده وزن خشک اضافه شده نسبت به وزن اولیه در یک فاصله زمانی است.

در رقابت علف های هرز با گیاهان زراعی در اکثر موارد روند نزولی دارد.

 

وزن خشک علف های هرز :

 

() در برسی خود در مورد تعدادی از توابع برآورد خسارت ،که حاصل چندین مطالعه انجام شده بر روی گونه های علف های هرز در سویا بود ،به این نتیجه رسیدند که توق ، گاوپنبه،و تاتوره و تاج خروس در مقایسه با یولاف وحشی ، هفت بند ،دم روباهی باریک و کنف وحشی ماده خشک بیشتری تولید می کنند و از قدرت رقابت بالاتری برخوردار است.

 

 شاخص سطح برگ در علف هرز:

شاخص سطح برگ بیان کننده سطح برگ  به سطح زمین اشغال شده توسط محصول است.

معمولا شاخص سطح برگ 5-3 جهت تولید حداکثر ماده خشک برای اغلب محصولات کاشته شده لازم است.محصولات علوفه ای مثل چمنی که برگ های آنها دارای تمایل عمودی می باشد،تحت شرایط مناسب برای دریافت حداکثر نور به (***)10تا 8 نیازمند می باشند.در جایی که عملکرد کل ماده خشک برای محصولات علوفه ای مورد نظر است و نه عملکرد اقتصادی ،نیازمند یک (***) هستیم.

مقایسه تغیرات شاخص سطح برگ علف های هرز  و وزن خشک خشک سویا بیان کننده آن است که بین سه علف پهن برگ گیاه گاو پنبه دارای بالاترین شاخص سطح برگ می باشد و به عبارت دیگر سایه اندازی این گیاه سبب کاهش بیشتر وزن خشک گیاه سویا نسبت به دو علف هرز سلمه و تاج خروس شده است.در مورد سوروف علیرغم بالاتر بودن سطح برگ به دلیل ساختار کانوپی و بسته بودن زاویه برگ های آن نسبت به افق تفاوت معنی داری با علف هرز سلمه وو تاج خروس ایجاد ننموده است.

 

 

روند تغیرات در شاخص سطح برگ-3

سعت جذب خالص () علف های هرز:

از آنجایی که عمده ترین اندام فتوسنتز کننده گیاه برگ می باشد گاهی اوقات بیان رشد بر اساس سطح برگ مطلوبتر است.سرعت تجمع ماده خشک در واحد سطح برگ در زمان معین را سرعت جذب خالص می گویند که معمولا بصورت گرم در متر مربع (سطح برگ)در روز بیان می گردد.

این مشخصه معیاری از کارایی فتوسنتزی برگ ها در یک جامعه گیاهی می باشد.

بعنوان نمونه در اکثر آزمایشات که در آن تاج خروس وجود دارد به علت 4 کربنه بودن آن بیشتر مقدار را به خودتخصیص می دهد.

 

 

بالا  بودن سرعت جذب خالص تاج خروس به دلیل سیستم فتوسنتزی آن( 4 کربنه ) می باشد.

() نیز گزارش کردند تاج خروس که علف هرزی 4 کربنه و پهن برگ است نسبت به سوروف که باریک برگ است  دارای سرعت جذب بیشتری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه بیستم آذر ۱۳۸۸ ] [ 1:22 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
یولاف وحشی بهاره (جو دوسر) Wild oat

نام علمی : Avena fatua







گیاهی است یکساله،تک لپه ای و از خانواده گندمیان(Poaceae)که با بذر تکثیر می یابد. گل اذین خوشه ای خیلی باز و پانیکول منظمی دارد که در تمام جهات به طور یکنواخت رشد میکنند.سنبلچه های ان منفرد و از پهلو فشرده شده اند.


ودرهریک از انها 2 تا3 گل ریشکدار دیده میشودکه معمولا گل انتهایی ان عقیم است. پایه این سنبلچه ها تقریبا2 سانتیمتر طول دارد.گلومهای فوقانی و تحتانی با یکدیگر مساوی و طول انها به8میلیمتر میرسد.قاعده گلومها با موهای سفید یا قهوه ای رنگ خشن و طویلی پوشیده شده است واز وسط ان رگبرگ میانی واز نزدیکی قاعده گلومل ریشک طویل و زانوداری خارج میشود که قاعده ان پیچیده و تابیده به نظر میرسد.گل این گیاه 3 پرچم دارد و دانه در داخل گلومل باقی میماند.





ساختمان ظاهری یولاف در نواحی مختلف نسبت به نوع زمین تغییر میکند مثلا در نواحی پست و شنی از هر بوته چندساقه باریک منشعب میشودبرگها کوتاه،سخت و مقاوم و غلاف ان را موهایی پوشانده است.ولی در اراضی حاصلخیز و مرتفع بوته ها منحصرا یک ساقه نسبتا قوی دارند.برگهایشان دراز بوده،غلاف انها غالبا بدون موست.






روشهای مبارزه :

در زمین های گندم کاری شده از دیفنزوکوات(SL25%)به نسبت 4لیتردرهکتاراز3برگی تا اواسط پنجه زنی علفها و در یک نوبت استفاده میشود.

همچنین از ترالکوکسیدیم(SC25%)به میزان1.2لیتر در هکتاراز2-3برگیتا اواسط پنجه زنی علفهای هرز و در یک نوبت توصیه میشود.

همچنین از دیکلوفوپ متیل(EC36%)به نسبت2.5لیتر در هکتار در یک نوبت ویا از علفکش فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل(EC20%)به نسبت3لیتر در هکتار میتوان استفاده کرد
[ چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۸ ] [ 13:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

بررسي عوامل ضايعات (خوابيدگي وريزش دانه) بر عملكرد ارقام مختلف گندم

 

چكیده

به منظور بررسي عوامل موثر در ريزش در گندم هاي تجارتي ايران تعداد 65 رقم گندم به همراه 3 رقم ساختگي در قالب طرح بلوك با سه تكرار در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي كشت گرديدند. صفات عملكرد، ارتفاع، ريزش هنگام برداشت، ريزش هنگام رسيدن و خوابيدگي به صورت مقياس كمي يا رتبه اي روي ارقام ياداشت گرديد. نتايج تجزيه واريانس و يا تجزيه ويلكاكسون نشان داد كه تمامي صفات بين ارقام اختلاف معني داري دارند. همچنين همبستگي ساده پيرسون يا اسپيرمن نشان داد كه اكثر صفات با همديگر همبستگي دارند. نتايج تجزيه رگرسيون گام به گام بيانگر تأثير بيشتر صفات ارتفاع و ريزش هنگام برداشت  بر روي عملكرد بود. همچنين نتايج تجزيه همبستگي بيانگر تأثير زياد اثرات مستقيم صفات نسبت به تاثير غير مستقيم آنها بر روي عملكرد بود. تجزيه خوشه اي صفات ارقام را در سه گروه قرار داد و عمده ارقام مناسب از نظر مقاومت به ريزش در گروه اول قرار گرفتند.

 

مقدمه

  بطور كلي گندم نه تنها يك كالاي مهم تجاري در دنيا مي باشد بلكه به عنوان سلاحي برتر در مناسبات سياسي و جهاني است كه روز به روز بر اهميت استراتژيك آن افزوده مي شود. گندم نان بعنوان اصلي ترين غذاي مردم از اهميت ويژه اي در كشور برخوردار مي باشد. طبق اطلاعات و گزارشات مختلف سهم نان در تامين انرژي حدود 60 درصد مي باشد.

با توجه به اهميت موضوع، برنامه ريزي در جهت كاهش ضايعات گندم مستلزم دسترسي به آمار و اطلاعات مربوطه به ميزان ضايعات در مراحل مختلف مي باشد. در خصوص ضايعات گندم مطالعات  متعددي در داخل و خارج انجام شده كه در ذيل به چند مورد از آنها اشاره مي گردد. گندم از جمله مهمترين محصولات زراعي جهان و ايران به شمار مي‌رود و از زمانهاي ما قبل تاريخ در تامين معاش و ادامه حيات ساكنان روي زمين نقش مهمي را به عهده داشته است. اين گياه بيش از همه گياهان ديگر در جهان كشت مي‌شود، به طوريكه تعداد گونه‌ها و ارقام آن كه در روي كره زمين مي‌رويد ممكن است از هر نوع گياه مولد دانه ديگري اعم از اهلي و يا وحشي بيشتر باشد. اين گياه نزديك 10 تا 15 هزار سال قبل ازميلاد مسيح در ناحيه‌اي واقع در غرب ايران و شرق عراق به تكامل رسيده و اهلي شده است به طوريكه ظاهراً گندم بعد از جو يكي از قديمي‌ترين  گياهاني است كه به دست انسان كشف شده است.

برداشت يكي از مهمترين عمليات زراعي است و كاهش عملكرد قبل و بعد از برداشت عامل اصلي كاهش درآمد مي باشد. كاهش عملكرد در زمان  برداشت مي تواند به واسطه ريزش دانه باشد.

اين ريزش مي تواند در زمان برداشت دستي، برداشت با كمباين و يا در زمان خرمن كوبي، جدا كردن و تميز كردن با كمباين اتفاق بيفتد.  ميزان كاهش عملكرد به واسطه ريزش دانه براي محصولاتي از قبيل گندم، جو و يولاف حدود 3 درصد كل عملكرد (عملكرد برداشت شده بعلاوه عملكرد ازدست رفته) مي باشد.

معمولاً برداشت گندم به وسيله كمباين هنگامي انجام مي شود كه مقدار رطوبت آن كمتر از 14 درصد باشد. اما در اين حد رطوبت تلفات ناشي از ريزش دانه و يا تلفات درتيغه درو بيشتر از هنگامي است كه دانه داراي درصد رطوبت زيادتري است. در حالتي كه رطوبت موجود در دانه 14 تا 20 درصد باشد سنبله ها به سختي كوبيده مي شود. در هر حال گندم را مي توان در درجه رطوبت مذكور برداشت نمود، زيرا مي توان پس از برداشت آن را خشك كرد تا اين كه ميزان رطوبت آن براي انبار كردن در سيلو مناسب باشد.  شكل 4 رابطه بين كاهش برداشت دانه با مقدار رطوبت را نشان ميدهد. همچنين شكل 5 نقش قسمتهاي مختلف كمباين را در كاهش برداشت دانه نشان ميدهد.

ميزان خسارت وارده در اثر ريزش دانه هاي رسيده بر حسب آب و هواي محل، روش برداشت و واريته هاي مختلف كاملاً متفاوت است. معمولا روش برداشت و نحوه حمل و نقل و همچنين       خرمن كوبي متداول در روستاهاي ايران خسارت زيادي را به همراه دارد در حالي كه به كار بردن كمباين جهت برداشت محصول ميزان خسارت را به حداقل مي رساند. امروزه در اصلاح گندم مسئله ريزش دانه اهميت فراواني پيدا كرده است. ريزش دانه روي بوته همزمان با رسيدن محصول زياد    مي شود به طوري كه در برخي موارد چنانچه با خشكي زياد همراه باشد خسارت قابل توجهي به بار خواهد آورد. از اين جهت بايد در به كار بردن كمباين و انتخاب ارقام مقاوم در قابل ريزش توجه بيشتري مبذول گردد. تراكم سنبله و استحكام پوشينه هاي دانه فاكتورهايي هستند كه از ريزش دانه جلوگيري مي نمايند. استحكام جايگاه پوشينه سنبلچه ها و در نتيجه استواري دانه در جايگاه خود جز عوامل جلوگيري از ريزش محسوب مي گردند. ريزش در فرم هاي زود رس گندم بيشتر از فرم هاي دير رس به چشم مي خورد. همچنين ريزش دانه در سنبله هاي غير متراكم با جايگاه دانه سست  بيشتر از سنبله هاي متراكم (فاصله كم بين سنبلچه ها) خواهد بود. در نتيجه با توجه به تعويق در برداشت مي توان به درصد ريزش رقم مورد نظر پي برد. ارقامي كه جايگاه دانه آنها سخت و محكم است كمتر از ارقامي كه جايگاه دانه آنها سست مي باشد در مقابل تعويق در برداشت ريزش دانه نشان مي دهند در حقيقت برخي ار ارقام گندم به واسطه آن كه اتصال پوشه و پوشينه هاي آن ها به سنبله محكم نيست و يا زاويه بين  پوشه و پوشينه هاي آن ها زيادتر از معمول مي باشد دانه ها در اثر وزش باد و يا عمليات درو در مرحله نيمه سخت از درون پوشينه ها به بيرون مي ريزند و در نتيجه از ميزان عملكرد كاسته مي شود. از جمله آنها گندم كارون، عطايي، سفيدك و گندم 4820 را مي توان نام برد.  اگر اين گندم ها قبل از رسيدن كامل برداشت نشوند مقدار زيادي از دانه هاي آنها به زمين خواهد ريخت در خصوص حساسيت يك رقم به ريزش دانه يا بايد از كاشت چنين گندم هايي صرف نظر كرد و يا اين كه در مرحله نيمه سخت به برداشت آنها اقدام نمود. در كل ريزش دانه گندم در مناطق گرم و خشك بمراتب بيشتر از مناطق مرطوب است.

    حميد نژاد (1378) در خصوص ارزيابي اقتصادي ضايعات گندم از زمان برداشت تا زمان فروش در مناطق هرات و مروست و ابركوه استان يزد با استفاده از روش دالينوس و طبقه بندي با انتساب اپتيمم تعدادي از گندمكاران به تعيين ضايعات پرداخته است. محقق از مزارع گندمكاران منتخب نمونه گيريهاي لازم را جهت تعيين ضايعات كمي شامل (ريزش طبيعي، رويش، برداشت و خرمنكوبي) و ضايعات كيفي شامل (اختلاط و آلودگي گندم) انجام و سپس ارزش اقتصادي را مشخص نموده است. نتايج حاصله نشان داد كه بطور متوسط در هر هكتار ريزش طبيعي گندم 27 كيلو گرم ضايعات گندم در روش برداشت با داس كمتر بود. بطور متوسط در هر هكتار ضايعات روش برداشت 100 كيلوگرم بوده است. ضايعات گندم در روش خرمنكوبي با كمباين بيش از خرمنكوب ماشيني است و ميانگين در هر هكتار 58 كيلوگرم بوده است. گندم شكسته شده حاصل از خرمنكوب كمباين بيش از خرمنكوب ماشيني و دستي است.  بطور متوسط در هر هكتار 199 كيلو گرم, گندم شكسته مي باشد. مقدار مواد جامد موجود درگندم خرمنكوبي بطور متوسط 37 كيلو گرم در هرهكتار        مي باشد. بطور متوسط پس از خرمنكوبي گندم برداشت شده از يك هكتار مقدار 112 كيلو گرم جو موجود بوده است. بطور متوسط، در هر هكتار مقدار گندم سن زده 67 كيلو، وزن گندمهاي داراي سياهك پنهان 2 كيلو گرم، وزن گندمهاي داراي علائم آفات و بيماريها 98 كيلوگرم مشخص شده است. 

مجموع ارزش كل ضايعات ريزش طبيعي، روش برداشت و خرمنكوبي بطور متوسط 81597 ريال در هر هكتار بوده است. حدود 60 درصد كل ارزش ضايعات مربوط به منطقه ابرگو مي باشد. طبق بررسي، روش برداشت و خرمنكوبي توسط كمباين حدود 69 درصد از كل ارزش ضايعات را به خود اختصاص داده است. از كل گندم خريداري شده بوسيله دولت درمنطقه (6150 تن) تنها 23620 تن گندم خالص بوده و به تفكيك بقيه شامل علفهاي هرز (166 تن)، مواد جامد (198 تن)، جو (650 تن) و گندم آلوده به آفات و بيماريها (540 تن) و گندم شكسته 976 تن بوده است. بنابراين  وجود تفاوت بين كل مقدار خريداري شده و ميزان گندم خالص موجب گشته كه گندمكاران به ازاء هركيلو گندم تحويلي باكاهش معادل 7/8 ريال (7/4 ريال افت غير مفيد و4 ريال افت مفيد) مواجه باشند.

حميد نژاد و همكاران (1380) درگزارش وضعيت اقتصادي گندم بيان ميدارند كه ضايعات توليد، ضايعات گندم خارجي از سيستم دولتي و ضايعات تبديل گندم به آرد در طي سالهاي (70-1362) بترتيب بطور متوسط سالانه 243، 533 و 383 هزار تن بوده بطوريكه در سالهاي 1377 – 1371  بترتيب به 365، 551 و 455 هزار تن افزايش يافته است. 

    عابدي (1374) در مطالعه اي تحت عنوان بررسي اقتصاد سوبسيد و ضايعات نان در استان اصفهان با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي دو مرحله اي ابتدا شهرستان اصفهان را به شش منطقه تقسيم نموده و سپس از هر يك از مناطق بطور تصادفي از 60 خانوار به روش پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوري گرديد. دراين پژوهش، مقدار ضايعات نان تابعي از متغيرهاي تعداد نان خريداري شده به دفعات رفتن به نانوايي، ساعات صرف شده براي خريد نان، ميزان تحصيلات سرپرست خانواده و نوع نان مصرفي فرض شده است. نتايج نشان داد كه ميزان ضايعات نان در منطقه 5/18 درصد بوده است. نان خريداري شده با ميزان ضايعات نان رابطه مستقيم و متغير دفعات رفتن به محل نانوايي با مقدار دور ريز نان اثر معكوس داشته است. ساعات صرف شده براي خريد نان با مقدار ضايعات رابطه منفي و ميزان  تحصيلات سرپرست خانواده با مقدار دور ريز نان رابطه معكوسي داشته است.

    مؤسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي (1380) در مطالعه سياستهاي حمايتي و اجرائي طرح گندم، مقدار ضايعات كاشت (ناشي از استفاده از تكنيك ها و شيوه هاي منسوخ كاشت) را 20 درصد، ضايعات داشت (ناشي از خسارت عدم آبياري بموقع، عدم رعايت اصول زراعي، آفات علفهاي هرز) بين 4-9 درصد، ضايعات برداشت با دروگر 7/2 درصد از كل توليد، ضايعات خرمنكوبي در طريقه سنتي 2 درصد و كمباين 5/7 درصد، ضايعات پس از برداشت شامل ضايعات حمل ونقل و ريخت پاش (5/5 درصد)، بوجاري (2 درصد)، ضايعات انبارداري و تبديل بترتيب 4 و 5 درصد از كل توليد را بيان مي نمايند. طبق بررسي در اين موسسه، متوسط ضايعات نانهاي بربري، لواش و سنگك بين 4/16 الي 7/16 درصد، ضايعات نان تافتون و لواش نواري بترتيب 10 و3/11 درصد مشخص شده است.

    محسنين (1373) در مطالعه قسمت تعادلي نان تعداد 55 نانوائيها و 528 خانوار ساكن شهر تهران را از لحاظ مصرف و ضايعات نان مورد بررسي قرار داده است. نتايج نشان داد كه ارتباط ضعيفي بين مجموع مخارج زندگي و مقدار مصرف سرانه نان وجود دارد. محاسبه كشش درآمدي تقاضا حاكي از آن بود كه كشش درآمدي تقاضاي نان نزديك به صفر است. ميزان ضايعات برابر 5/12 درصد مقدار خريد نان ذكر شده است. بيشترين ضايعات در خانوارهاي كم درآمد بوده ولي ضريب همبستگي بسيار ضعيفي بين ميزبان درآمد و درصد ضايعات وجود داشته است.

     

روش تحقيق

در اين پژوهش به منظور بررسي مقاومت ارقام مختلف گندم نسبت به ريزش، تعداد 65 رقم گندم به همراه 3 رقم ساختگي در قالب طرح بلوك كامل تصادفي با سه تكرار در آبان ماه سال 1380 بصورت دستي در مزرعه دانشكده كشاورزي كرج كشت گرديد. بطوريكه هر رقم يا تيمار بر روي دو پشته و روي هر پشته دو رديف 6 متري كشت شد. صفات مختلفي شامل ارتفاع بوته, ريزش هنگام برداشت، ريزش هنگام رسيدن دانه، عملكرد و ميزان خوابيدگي مورد اندازه گيري قرارگرفت.

براي يادداشت برداري صفات خوابيدگي، ريزش هنگام رسيدن و ريزش هنگام برداشت از مقياس رتبه اي استفاده گرديد. بطوريكه براي صفت خوابيدگي سه رتبه در نظر گرفته شد:

رتبه يك: بوته از ناحيه بالا خم شده است. رتبه دو: بوته از ناحيه وسط خم شده است. رتبه سه: بوته از ناحيه پايين خم شده است.

همچنين براي صفات ريزش هنگام برداشت و يا هنگام رسيدن نيز دو نوع رتبه در نظر گرفته شد:

رتبه يك: عدم وجود ريزش رتبه دو: وجود ريزش

پس از يادداشت برداري صفات تجزيه هاي مختلف پارامتريك و غير پارامتريك صورت گرفت. ابتدا تجزيه واريانس روي صفات كمي و تجزيه ويلكاكسون روي صفات رتبه اي در سه تكرار صورت گرفت تا مشخص شود كه آيا بين ارقام مختلف از نظر اين صفات با همديگر اختلافي وجود دارد يا خير. پس از آن همبستگي ساده به صورت همبستگي پيرسون و اسپيرمن بسته به ماهيت بين صفات صورت گرفت.

از تجزيه خوشه اي يا كلاستر نيز براي گروهبندي ارقام استفاده شد تا مشخص شود كه ارقام از نظر صفات موثر بر ضايعات شامل: صفات ارتفاع بوته، خوابيدگي، ريزش دانه هنگام رسيدن و ريزش دانه هنگام برداشت در چند گروه قرار مي گيرند.

 

نتيجه گيري

از آنجائيكه صفات يادداشت برداري شده برخي به صورت كمي و برخي به صورت رتبه اي بودند، براي تجزيه اين صفات از آمار پارامتري (براي صفات كمي) و آمار غير پارامتري (براي صفات رتبه اي) استفاده شد.

نتايج آزمون غير پارامتري ويلكاكسون و مقادير كاي اسكور بدست آمده براي صفات خوابيدگي، ريزش هنگام برداشت و ريزش هنگام رسيدن به ترتيب 185/163، 904/112 و 490/168 بدست آمد كه هر سه مقدار بدست آمده اختلاف معني داري را در سطح يك درصد نشان دادند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه ارقام مورد بررسي از نظر اين صفات با همديگر اختلاف معني داري را نشان         مي دهند.

همچنين تجزيه بلوك كامل تصادفي روي صفات عملكرد و ارتفاع نشان داد كه اين صفات به طور معني داري بين ارقام مختلف متفاوت مي باشند. مقادير ميانگين مربعات صفات ارتفاع و عملكرد به ترتيب 253 و 250/. بدست آمد كه هر دو در سطح  يك درصد اختلاف معني داري نشان         مي دادند. نتايج آمار پارامتري و غير پارامتري اوليه صورت گرفته روي صفات يادداشت شده نشان  مي دهد كه 68 رقم مورد بررسي از نظر كليه اين صفات با همديگر اختلاف دارند، بنابراين مي توان تجزيه هاي خاص تر را روي اين صفات انجام داد.

براي بررسي ضريب همبستگي ساده بين صفات مختلف بسته به ماهيت صفت از همبستگي پيرسون و يا اسپيرمن استفاده شد. بطوريكه براي محاسبه همبستگي بين صفات خوابيدگي، ريزش هنگام برداشت و ريزش هنگام رسيدن از ضريب همبستگي اسپيرمن و براي محاسبه همبستگي هاي ديگر از ضريب همبستگي پيرسون استفاده گرديد.  بين صفات ارتفاع با خوابيدگي همبستگي مثبت و معني دار (734/.) وجود داشت. همچنين صفت ارتفاع  با صفت ريزش هنگام برداشت همبستگي منفي و معني دار (415/.-) نشان دادند. ولي همبستگي بين ارتفاع و ريزش هنگام رسيدن معني دار نبوده است. از طرفي صفت خوابيدگي با صفت ريزش هنگام برداشت نيز رابطه منفي و              معني داري (288/.-) را نشان داد.  اين بدين مفهوم است كه اگر چه برخي از ارقام دچار خوابيدگي مي شدند ولي به علت استحكام محل اتصال خوشه چه ها به محل خوشه، ريزش كمتر بوده است. در حقيقت اگر چه اين ارقام داراي خوابيدگي مي باشند ولي صفت ريزش دانه در آنها در جهت عكس خوابيدگي در برنامه هاي اصلاحي تثبيت شده است.  همبستگي مثبت و معني داري بين ريزش هنگام رسيدن و ريزش هنگام برداشت (252/.) مشاهده شد. يعني ريزش دانه هنگام رسيدن باعث تشديد ريزش دانه هنگام برداشت نيز خواهد شد. شايان ذكر است كه عملكرد به عنوان صفتي كه در نهايت مد نظر قرار مي گيرد همبستگي مثبت و معني داري با ارتفاع (306/.) و همبستگي منفي و معني داري با صفات ريزش هنگام رسيدن (274/.-) و ريزش هنگام برداشت (239/.-) نشان داد.

نتاج تجزيه كلاستر  بر روي صفات موثر بر ضايعات شامل صفات ارتفاع بوته، خوابيدگي، ريزش دانه هنگام رسيدن و ريزش دانه هنگام برداشت نشان داد كه با توجه به اين صفات ارقام در سه گروه عمده قرار مي گيرند. در گروه اول 48 رقم، در گروه دوم 3  رقم و در گروه سوم 16 رقم گندم قرار مي گيرند. گروه اول عمد تا از ارقامي تشكيل شده اند كه فاقد خوابيدگي بوته و يا ريزش مي باشند و از ارتفاع نسبتا كمي برخوردار بوده اند. در حالي كه گروه دوم شامل ارقامي مي باشد كه اگر چه در هنگام رسيدن و هنگام برداشت ريزش نداشته اند، ولي از درصد خوابيدگي بالايي برخوردار بوده اند و ارتفاع زيادي دارند. همچنين گروه سوم شامل ارقامي است كه يا داراي درصد متوسطي از خوابيدگي مي باشند و يا اينكه درصد متوسطي از ريزش را نيز دارا مي باشند. ارتفاع ارقام در گروه سوم در حد متوسط بوده است.

در مجموع نتايج نشان داد كه صفت ريزش هنگام رسيدن از نظر افزيش ضايعات ناشي از ريزش از سهم به سزايي برخوردار مي باشد بنابراين بايد به آن توجه خاص گردد. يكي از راههاي كاهش ريزش هنگام رسيدن انتخاب ارقامي مي باشد كه به طور كامل به خوشه چسبيده باشند و حالت باز نداشته باشند. ارقامي كه جايگاه دانه آنها سخت و محكم است كمتر از ارقامي كه جايگاه دانه آنها سست مي باشد، در مقابل تعويق در برداشت ريزش دانه نشان مي دهند در حقيقت برخي ار ارقام گندم به واسطه آن كه اتصال پوشه و پوشينه هاي آن ها به سنبله محكم نيست و يا زاويه بين  پوشه و پوشينه هاي آن ها زيادتر از معمول مي باشد دانه ها در اثر وزش باد و يا عمليات درو در مرحله نيمه سخت از درون پوشينه ها به بيرون مي ريزند و در نتيجه از ميزان عملكرد كاسته مي شود. البته از آنجائيكه برداشت معمولا با كمباين صورت مي گيرد بنابراين تعيين رطوبت مناسب دانه براي برداشت نيز بايد در نظر گرفته شود.

 

پيشنهادات

از راهكارهاي اصلي جلوگيري از ضايعات گندم در نظر گرفتن تمام جنبه هاي دخيل در اين ضايعات مي باشد. گزارشات مختلف نشان مي دهد كه از عوامل موثر بر ضايعات گندم، ريزش دانه در هنگام رسيدن، خوابيدگي، ارتفاع گياه و ريزش هنگام برداشت مي باشند، بنابراين بايستي بسته به شرايط اقليمي منطقه و نوع مكانيزاسيون از ارقام مناسب جهت كشت استفاده نمود، تا بتوانيم از اين طريق از ضايعات محصول جلوگيري نماييم. در اين مطالعه, ريزش دانه هنگام برداشت و رسيدن نقش بسزايي در كاهش عملكرد و ضايعات حاصله داشته است كه بايستي جهت جلوگيري از اين امر از ارقام متحمل به ريزش هنگام برداشت و رسيدن، بسته به شرايط منطقه استفاده نمود. با توجه به نتايج اين تحقيق پيشنهاد مي گردد از ارقامي جهت كشت در منطقه استفاده نمائيم كه اولا" نسبت به شرايط منطقه سازگار باشد ثانياً نسبت به ريزش مقاوم باشد تا از ضايعات حاصله كاسته شود. نتايج گروهبندي ارقام از نظر صفات موثر در ريزش نشان داد كه  ارقامي مانند آزادي، اروند، الموت (1)، الموت، آكوا، الوند، اينياء، اترك، البرز، بيستون، بيات، پي نيك، داراب 2، ديهيم، زرين، عدل قديم،  عدل جديد، فلات، كرج (1)، كوير، كراس بيات، مهدوي، كراس البرز، كراس آزادي، كراس اروند، مغان (1)، ورند، مغان (2) و ماهوتي يزدي مقاومت مناسبي نسبت به ريزش ارند. بنابراين كشت اين ارقام با توجه به شرايط جغرافيايي توصيه مي گردد.

 

سپاسگذاری

تحقيق حاضر مربوط به طرح ضا يعا ت گندم در توليد و مصرف می باشد و بدين واسطه از مجری مسئول جناب آقای دکتر بهمن يزدی صمدی و همچنين دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران بواسطه فراهم نمودن امکانات لازم تشکر می گردد.

 

منابع

1- آمار نامه كشاورزي (1381) وزارت جهاد كشاورزي.

2- بهروز لار (1374). افت كمباينه غلات، گزارش نهايي طرح مصوب موسسه تحقيقات فني مهندسي كشاورزي، سازمان تحقيقات، آموزش وترويج كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي، نشريه  شماره 37.

3- بهنيا، محمدرضا (1373) غلات سردسيري. انتشارات دانشگاه تهران.

4- حميد نژاد، م. نوري، ك وزاد، م (1380). گزارش وضعيت اقتصادي گندم در ايران دفتر بررسيهاي اقتصادي طرحهاي تحقيقاتي كشاورزي، سازمان تحقيقات آموزش كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي.

5- حميد نژاد. م (1378) ارزيابي اقتصادي ضايعات گندم از زمان برداشت تا زمان فروش و مناطق هرات، مروست و ابر كوه در استان يزد. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مصوب دفتر بررسيهاي اقتصادي طرحهاي تحقيقاتي كشاورزي، سازمان تحقيقاتي آموزش و ترويج كشاورزي.

6- عابدي شاپور آبادي، الف (1374) بررسي اقتصادي سوبسيد و ضايعات نان دراستان اصفهان. فصلنامه اقتصاد كشاورزي و توسعه، شماره 11، ص 106-99.

7- محسنين، م. (1373). قيمت تعاوني نان. سازمان تحقيقات، آموزش وترويج كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي.

8- مدرس رضوي، مجتبي (1375) ماشين ها، برداشت غلات و ساير دانه هاي گياهي. انتشارات آستان قدس.

9- مؤسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي (1380)  سياستهاي حمايتي واجرائي مورد نياز طرح افزايش توليد و عملكرد گندم. معاونت برنامه ريزي و اقتصادي  وزارت جهاد كشاورزي.

10-    ميرفخرائي، ف. (1370)  بررسي ميزان و علل ضايعات نان در خانوار و دكاكين نانوايي شهر تهران. انستيتو تغذيه و صنايع غذايي كشور.

11-    یزدي صمدي، بهمن و سيروس عبد ميشاني (1370) اصلاح نباتات زراعي. مركز نشر دانشگاهي.

12-   Clarks J. M. & Depauw R. M (1983) The dynamics of shattering in maturating wheat.Euphytica.32:225-230.

13-   Government India New Delhi. (1971 ). The report of the committee on post – harvest losses of food grains in India. “Department of food, Ministry of Agriculture and Irrigation”

14- Poehlman J.M(1987) Breeding field crops. Avi publishing company.

[ چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۸ ] [ 13:24 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
انواع علفکش ها:
معدني: در ساختمان شيميايي اين دسته اتم کربن به عنوان هسته اصلي وجود ندارد.NACL- NaOH- H2SO4
آلي: داراي اتم کربن هستند به دو دسته مصنوعي و طبيعي( تنباکو- نفت- آب تنباکو) تقسيم مي شوند. اکثريت علفکش ها آلي – مصنوعي هستند
انواع علف کشهاي آلي- مصنوعي:
1: ترکيبات فنوکسي: داراي حلقه فنوکسي هستند مانند 2.4.D- 2.4.D.B- 2.4.D.P- 2.4.5.T
2: ترکيبات زنجيره اي .اتم کربن به صورت زنجيره اي قرار دارند .مانند متيل برومايد.رانداب. آکرولين. آرسينهاي آلي. دالاپون.TCA
3: آميدها: مانند لاسو. پرومانيل (علف کشي تماسي براي مزارع برنج)
4 : کارباماتها .اين دسته همگي ازمشتقات اسيد کاربامات هستند
الف) کاربامات: مانند باربان ب) تيوکاربامات: داراي يک اتم گوگرد مانند رونيت ج) داي کاربامات: داراي دو اتم گوگرد مانند متان د) ترکيبات اسيد بنزوئيک: مانند آمي بن- نيتروبن
سموم معدني:
کلرات سديم Naclo3 : سمي معدني وعمومي. به صورت کريستال سفيد رنگ .ميزان سميت 50- 30 برابر نمک طعام. در کشاورزي مصرف مستقيم ندارد فقط براي مبارزه با علفهاي هرز ريل قطار- کنار زمين چمن و تبديل کردن بيشه زار به مزارع مورد استفاده دارد . بايد حداقل تا 2 هفته بعد از سمپاشي کشت نداشته باشيم.داراي 3 اتم اکسيژن است که اين خود باعث آتش سوزي شديد و خاموش نشدن آن به راحتي مي شود . توصيه مي شود در هنگام استفاده از کفش پلاستيکي يا گالش استفاده شود و در هنگام آلوده شدن لباس بايد سريع شستشو شود تا خشک يا شعله ور نشود.قابليت جذب از طريق اندام هوايي دارد .جاذب الرطوبه اما باعث سوزاندن اندام هوايي و بيشتر از طريق ريشه استفاده مي شود.ميزان سميت 5/1 ليتر محلول 2% براي هر متر مربع.
نحوه عمل سم کلرات سديم : ذخاير گياهي را کم مي کند .اعمال متابوليسمي را درون گياه به هم مي زند .ميزان تنفس درابتدا زياد و در نتيجه با تاثير بر روي آنزيم کاتالاز که با مکانيسم اکسيداسيون و احياء ارتباط دارد ميزان تفس کاهش و گياه تدريجا تلف مي شود.
عوامل موثر در کاهش دادن اين سم:
شستشو يا نشست خاک
فعاليت ميکروارگانيسمهاي موجود در خاک
آرسنيت دو سود Na2AHSO3 : : سمي معدني و عمومي.تاثير بيشتر از طريق برگ.در سابق براي از بين بردن اندام هوايي سيب زميني درزمان برداشت استفاده مي شد .به عنوان استريل کننده خاک و از بين برنده عامل بيماري در خاک استفاده مي شود .مقداري از طريق ريشه جذب اما بيشتر از طريق سيستم هوايي .ميزان مصرف 2-1 ليتر محلول 5/2 % و يا 500 – 250 کيلوگرم در هکتار .دوره کارنس نسبتا طولاني دارد و دوام آن زياد است .براي ازبين بردن علفهاي هرز زير آسفالت مثل prosopis stephaniana کهورک براي انسان و زنبور فوق العاده خطرناک است.
نحوه عمل سم آرسنيت دو سود: توسط يک سري واکنشها که روي سلول سم ايجاد مي کندباعث رسوب پروتوپلاسم و مرگ خواهد شد .جريان آنزيمها معمولا مختل مي شود .مقادير کم اين سم مي تواند تنفس را کند مي کند و نهايتا گياه دچار مشکل بيولوژي و فيزيولوژي شده و در نهايت ازبين مي رود.
کلاس سموم زنجيره اي (خطي- آليفاتيک)
تري کلرو استيک TCA. . CH3- COOH (ناتا):
در سم اسيد استيک اگر به جاي 3 اتم هيدروژن 3 اتم کلر جايگزين شود اين سم توليد مي شود .به عنوان علف کش علفهاي هرز برگ نازک چندساله مثل حلفه – مرغ- اويارسلام- لويي – ني – خيزران – اگروپاپلون استفاده مي شود .جاذب الرطوبه شديددر نتيجه بايد در قوطي فلزي نگهداري شود .چون آوند قطع شده و انتقال از بالا به پايين مشکل است بيشتر سم را به خاک مي دهيم.سم در داخل خاک تبديل به کلروفوم و کربنات سديم مي شود.دوام سم در خاکهاي سبزي کاري و گلکاري که هوموس بالاست4 هفته اما در خاکهاي زراعي 12-8 هفته است. ميزان سم در خاکهاي مختلف فرق مي کند.شني – و سبک 30 کيلوگرم در هکتار . شني و آلوده 50 کيلوگرم در هکتار . رسي با آلودگي کم علف هرز 50 کيلوگرم در هکتار . رسي با آلودگي زياد علف هرز 70 کيلوگرم در هکتار. ميزان مصرف براي ني 25- 15 گرم در متر مربع اذا نيازي به آب بستن نيست.قابليت اختلال با 2.4.Dو 2.4.5.T را دارد يعني مي توان با يکبار سم پاشي برگ پهنها را نيز از بين مي برد.در زمان سم پاشي بايد از دستکش و عينک استفاده کرد.
نحوه عمل سم TCA :: با تماس در گياه سوختگي ايجاد شده .بعد از جذب از رشد ريشه و جوانه جوان جلوگيري کرده و در نهايت منجر به مرگ مي شود.
2) دالاپون :: نام عمومي سم دالاپون است و نام تجاري آن باسفاپن و راداپون است. يک علف کش برگ نازک .از هر دو طريق اندام هوايي اندام هوايي و ريشه قابليت جذب دارد.چون سريعا هيدروليز شده و به آب حساس است به اندام هوايي مي زنند. هيدروليز کم در دماي 25 درجه و هيدروليز زياد آن در دماي 50 درجه سانتي گراد است.ميزان مصرف آن بالاست براي ني حدود 17 کيلوگرم در هکتار که اين مقدار را 3 بار مي زنيم .سمي سيستميک است .با اين که در مقدار 17 کيلو هنوز رشد ريزومها را داريم .فاصله هر سمپاشي 3-2 روز متعادل است.
نحوه اثر سم دالاپون : : اثر بر روي مريستم ريشه و ساقه .جلوگيري از رشد جوانه ها.کلروزه شدن برگ. اختلال در تقسيمات سلولي.دخالت در متابوليسم کربوهيدراتها و ازت.و نهايتا مرگ علف.
3) رانداپ : : جزء سموم آلي و مصنوعي است .نام تجاري آن گلاي فوزيت است .سمي سيتميک و عمومي .علفهاي هرز برگ نازک و پهن زراعي و باغي را همه از بين مي برد .قبل از گلدهي از طريق اندام هوايي جذب مانند دالاپون.با مقدار سبزينه بالا افزايش نقاط جذب و سم بيشتري وارد ريزوم و ريشه مي شود.ميزان مصرف بستگي به نوع گياه دارد.تاثير بيشتر اين سم از طريق اضافه کردن مواد چسبنده مثل سيتوويت است. براي حلفه که داراي ريزوم است 9 ليتر در هکتار و براي اويار سلام 6 ليتر در هکتار استفاده مي شود.
نحوه عمل سم رانداپ : : تمايل به زردي دارد چون تخريب کلروپلاست را خواهيم داشت.در محل گره ساه هاي چندتايي توليد مي شود .فاصله ميان گره ها کم مي شود.در قسمت جوانه مرکزي پيچيدگي ديده مي شود ولي گياه خم نخورده .چون جوانه مرکزي افراشته است.شبکه اندوپلاسمي متورم شده .ميزان آمونيک داخل خاک بالاست و ايجاد مسموميت مي کند . گياه ظرف 2تا 4 هفته از بين مي رود .اين زمان بستگي به زمان مصرف و فعاليت گياه دارد.
4) متيل بروما يد : جزء سموم آلي – مصنوعي هستند. حالت تدخيني دارد.اگر يکي از هيدروژنهاي متان را برداشته و به جاي آن Br قرار دهيم اين سم توليد مي شود.براي مبارزه با افات انباري – ميکروارگانيسمهاي خاک – موريانه ها در اماکن مصنوعي استفاده مي شود.بيرنگ و بي بو به صورت گاز هستند.فوق العاده خطرناک براي انسان و دام مي باشند.LD50 خيلي پايين حدود 9-8 ميليگرم دارند.با يک سري گازهاي آژيري مخلوط مي شوند.سزامين سم را در داخل سيلندر به صورت مايع در آورده.ميزان مصرف 96-48 گرم در متر مربع است .
5) اکرولين: نام تجاري اکولين است.مايع يا به حالت گاز اشک آور است.در زمان استفاده باعث ريزش اشک مي شود.اگر به مقياس 30% با هوا مخلوط شود دراثر ايجاد جرقه قابليت انفجار دارد.براي مبارزه با علفهاي هرز آبي.هر چه دماي آب بيشتر باشد تاثير پذيري سم بيشتر است.ميزان مصرف سم 3-1 پي پي ام در داخل آب است.
نحوه عمل سم اکرولين: ظرف مدت چند دقيقه باعث توقف فتوسنتز شده.جلوگيري از تقسيم سلولي.ايجاد ناهنجاري در سلول.پارگي و قطعه قطعه شدن کروموزومها
کلاس باي پيري دايليوم (گراماکسون)
1- پارکوات (گراماکسون) ----- 2- داي کوات
گراماکسون( پارکوات) : : سمي تماسي- عمومي است.ايجاد سوختگي بر اندام هوايي دارد.پس قابليت انتقال را از طريق اندام زيرزميني را ندارد.مبارزه با علفهاي هرز برگ پهن در کنار مزارع .داخل کانال آب. زمين آيش-فاصله بين رديفهاي کاشت.(مصارف عمومي).به عنوان يک خسته کننده براي مبارزه با علفهاي هرز چند ساله.در صيفي جات با قرار دادن درپوش مي توان سم را انتخابي کرد .چون از طريق خاک قابليت جذب ندارد.براي مبارزه با سس (يونجه) طوقه يونجه باقي مانده و در هنگام آبياري مجدد رشد مي کند .به عنوان خشکاننده در مزارع سيب زميني –پنبه- يونجه و براي برداشت با کمباين از اين سم استفاده مي شود.ميزان مصرف سم متفاوت و بستگي به تراکم علف هرز است بين 4-2 ليتر در هکتار متغير است.
نحوه عمل سم گراماکسون: باعث تخريب ديواره سلولي ديواره سلولي و شيره سلولي خارج مي شود.مثل اين است که گياه شبنم زده.
کلاس علف کش هاي هورموني( موثر در رشد) : : شبيه به اکسين باعث رشد گياه مي شود اما رشد کاذب است.از طريق اندام هوايي جذب مي شود يعني وارد شيره پرورده مي شود .رشد بيش از حد يا غير عادي در اثر تقسيم سلولي است.اين علف کشها روي نقاط زايا تاثير دارند و مريستم تکثير غير عادي خواهد داشت.رشد بيش از حد در سلولها باعث ايجاد حالت هيپرتروفي مي شود.تنفس در گياه زياد ميشود.هيدروليز شدن مواد نشاسته اي و به مصرف تغذيه سلولي ميرسد.گياه در اثر کمبود مواد غذايي از بين مي رود.ايجاد ريشه نابجا مي کند.
انواع سموم اين کلاس:1) 2.4.D-----2) MCPA ----- 3)2.4.5.T ------4) 2.4.D.B
2.4.D جزء سموم کلاس هورموني است و حالت انتخابي دارد .روي برگ پهن ها اثر دارد و تحت تاثير شرايط محيطي نيست. اندام هوايي زده مي شود مسير قندها را طي مي کند و نهايتا خودش را به مريستم مي رساند .گرامينه ها مقاومت نسبي دارند که بستگي به غلظت سم و زمان مصرف سم دارد. اگر به حلقه فنوکسي استيک اسيد اضافه کنيم اين سم حاصل مي شود . فرمول اين سم در بازار متفاوت و به فرمهاي اسيدي – آمين – نمک معدني – استر وجود دارد.بيشتر به فرم نمک آمين است.بر روي کربن شماره دو و چهار حلقه فنوکسي دو اتم کلر وجود دارد.فرم اسيدي اين سم در آب غير قابل حل ولي در روغن حل مي شود.بيشتر براي علف هاي هرز سخت جان مثل پيچک صحرايي کاربرد دارد.دومين فرم اين سم موجود در بازار ملح آمين (نمک آمين ) است.اگر H را در اسيد استيک برداريم و NH4 بگذاريم اين سم توليد مي شود.در مقياس با فرم اسيدي بيشتر استفاده مي شود.ميزان حلاليت نمک امين در آب بسيار زياد است.اين فرم قدرت تبخير ندارد.نمک آمين معمولا همراه با MCPA استفاده مي شود.سومين فرم اين سم نمک هاي معدني است .اگر به جاي اتم هيدروژن در عامل کربوکسيل يک اتم سديم يا پتاسيم يا يک امونيوم قرار برهيم اين سم توليد مي شود.ميزان حلاليت اين دسته در آب کم است.معمولا به صورت پودر يا امولسيون وجود دارد.چهارمين فرم 2.4.D حالت استر دارد.اين فرم از ترکيب فرم اسيدي با يک الکل استر توليد مي شود.تاثير پذيري اين نوع بر علف هاي برگ پهن بستگي به نوع استر دارد.هر چقدر زنجيره بلندتر يا بيشتر باشد تاثيرپذيري بيشتر است .اين سم قيمت گرانتري در بازار دارد.
چرا تاثيرپذيري استرها بيشتر است؟غيرقطبي هستند در نتيجه نفوذپذيري بيشتري به درون گياه خواهد داشت. ماده موثره استرها قابل تبخير است در نتيجه هم از طريق برگ و هم از طريق روزنه هاي تنفسي قابل جذب هستند . ميزان مصرف اين نوع استر 2/1 – 5/0 ليتر در هکتار است. اثر در مزرعه گندم به ميزان 5-4 ليتر در هکتار دارد.سم انتخابي نيست و روي گندم اثر منفي دارد.براي مبارزه با علفهاي هرز برگ پهن درمزارع برگ نازک استفاده مي شود.بهترين زمان مبارزه از اوايل جوانه زني تا قبل از شروع پنجه زني که گندم حساس است و پنيرک در مرحله 2 تا 4 برگي است.اما براي گندم بهترينزمان استفاده پنجه زني تا ظهور دو گره از ساقه است.بعد از مرحله دو گره تا پايان مرحله خميري گندم حساس و بعد از مرحله خميري کگندم مقاوم است. در مزارع غلات در مناطقي که تنک شده يا خوب شبز نشده استفاده از 2.4.D ضرر دارد.
علايم استفاده از 2.4.D بر روي برگ پهن ها:
پيچيدگي در برگ يا حالت قاشقي شدن يا تا خوردگي در برگ – کتابي شدن ساقه – متورم شدن انتهايي به دليل تکثير بيش از حد سلولي در داخل مريستم- ترک خوردگي روي ساقه ها – پيچيدگي در جوانه انتهايي ساقه ها- رشد بيش از حد اندام ها- زردي از پايين به بالا در اثر کمبود مواد غذايي در برگهاي مسن تر
MCPA (2 : دومين ترکيب از حلقه فنوکسي است. اگر در ساختمان شيميايي 2.4.D به جاي کلر بر کربن شماره 2 بنيان متيل بگذاريم اين سم توليد مي شود. نقطه انجماد اين سم پايين است. در سابق تحت عنوان U.4.6 معرفي مي گرديد. اين سم ميزان انتخابيت سم را کم کرده و همچنين نقطه انجماد را پايين مي آورد.به دو فرم نمک آمين و استر وجود دارد.به تنهايي براي کنترل علفهاي هرز برگ پهن در مزارع دانه ريز استفاده مي شود. لگومهاي دانه ريز نسبت به MCPA حالت انتخابيت دارند.
3) 2.4.5.T : : ترکيب بعدي از حلق فنوکسي است .بر روي کربنهاي شماره 2- 4- 5 يک اتم کلر وجود دارد.در بازار تحت عنوان Weedon به فروش مي رسد که در حال حاضر جزء سموم ممنوعه اعلام شده است.براي کنترل گياهان برگ پهن خشبي يا نيمه خشبي استفاده مي شود .درختان جنگلي و درختچه ها.تاثير کمي روي علفهاي برگ پهن در مزارع غلات دارد.اين سم در داخل مزارع غلات با ترکيبات 2.4.D و MCPAمخلوط مي شود.فرق اين سم با 2.4.D در يک اتم کلر است.براي افزايش تاثير پذيري اين سم را با 2-3% روغن روغني مخلوط ميکنند. فايده حضور روغن معدني در حذف لايه هاي موميدر نتيجه آن نفوذپذيري سم در درون گياه بيشتر خواهد شد.و همچنين روغن هاي معدني ديواره سلولي را تخريب مي کنند و شيره خارج مي شود. روغن ها وارد روزنه هاي تنفسي يا استومات ها مي شوند و تبادلات گازي را مختل مي کنند.
4) 2.4.D.B : : اساس ساختمان شيميايي آن فنوکسي بوتريک اسيد است. روي کربن شماره 2 و 4 اتم کلر وجود دارد.در بازار تحت عنوان بوتيرات يا بوتاکسون است.علف کشي انتخابي براي کنترل علفهاي برگ پهن در مزارع برگ نازک استفاده مي شود.در حالت معمولي غير فعال يعني به صورت علف کش مطرح نيست.در هنگام ورود سم به گياهان حساس اين سم از طريق واکنش B اکسيداسيون تغير يافته و به فرم 2.4.D فعال در مي آيد.معمولا اين سم در بقولات دانه ريز مثل عدس – ماش – لوبيا – شبدر – يونجه – و نخود فرنگي استفاده مي شود.
کلاس تريازين ها : اگر در ترکيبات حلقوي علاوه بر کربن در حلقه اتم هاي ديگري داشته باشيم مثل N ازت اين ترکيبات را هتروسيکليک گويند.
سموم اين دسته شامل ::: 1) آترازين 2) آمترين 3) سيمازين 4) سيپرازين 5) سيانازين 6) پرومتون
سمومي هستند که به دليل داشتن رونشيني يا تعادل دو طرفه دوام زيادي دارند.از طريق ريشه و اندام هوايي قابليت جذب دارند .هر دو مسير سيم پلاست و آپوپلاست را طي مي کنند. اين سموم حالت خاک کاربردي دارند.
نحوه عمل سم کلاس تريازين: پاشش روي گياه .جذب توسط گياه. ادامه رشد و نمو.تا وقتي مواد اندوخته اي کامل مصرف شود در اين حالت گياه بيرون آمده و گياهچه بايد عمل فتوسنتز را انجام دهد ولي قدرت اين عمل به دليل جذب سم از بين رفته در نتيجه گياهچه قادر به توليد غذا نبوده و ذره ذره از بين مي رود.
آترازين : نام عمومي سم و با نام تجاري گزاپريم . علف کشي انتخابي براي ذرت – نيشکر – سودان گراس – باغات مرکبات و آناناس. براي علف هاي هرز برگ پهن و برگ نازک استفاده مي شود.دوام بالايي دارد.
2) آمترين : نام عمومي سم است و با نام تجاري گزاپاکس در بازار ارائه مي شود.علف کشي انتخابي است.براي کنترل علف هاي هرز برگ پهن و برگ نازک در مزارع نيشکر – ذرت – سودان گراس – استفاده مي شود.از طريق ريشه و برگ جذب شده در صورتي جذب از طريق برگ بيشتر است.به صورت پيش کاشت و بعد از کاست و حتي قبل و بعد از جوانه زدن مورد استفاده دارد.در مورد نيشکر در هنگام 4-2 برگي کاربرد دارد.به صورت پودر وتابل است.ميزان مصرف آن 4 کيلوگرم در هکتار استفاده مي شود.تاثير پذيري با انجام يک آبياري يا بارندگي سبک بيشتر است.
کلاس سموم متفرقه : سم گالانت ورديکت (لوکسي فوپ اتوکسي اتيل) علف کشي انتخابي و سيستميک.براي کنترل علفهاي هرز برگ نازک يا چند ساله ها در باغات يونجه- سويا – شبدر – آفتابگردان – پنبه و در خيلي از گياهان برگ پهن باغات ميوه – ميزان مصرف بستگي به ارتفاع علف دارد.براي علف هاي هرز کمتر از 10 سانت به ميزان 5/1- 1 ليتر در هکتار .براي علفهاي هرز 15 سانت مانند مرغ 2 ليتر در هکتار. براي چندساله ها 4-2 ليتر در هکتار که بستگي به ميزان رويش علف دارد.اختلالات آنزيمي درون گياه را سبب مي شود و از توليد اسيدهاي چرب درون گياه جلوگيري مي کند.2) سم سنکور : : با نام عمومي متري بوزين.اين سم سمي انتخابي براي برگ نازک و برگ پهن ها در مزارع سويا – سيب زميني – نيشکر – يونجه – گوجه فرنگي – باغات انگور و مرکبات کاربرد دارد. از 2 طريق ريشه و اندام هوايي قابل جذب است.ميزان مصرف بستگي به ميزان رويش (مرحله رشد ) دارد.جلوگيري از عمل فتوسنتز مي کند .اگر سيب زميني جوانه نزده باشد به ميزان 1000 – 750 گرم و اگر جوانه زده باشد به مقدار 750-50 گرم ستفاده مي شود. :: 3) سم پيرامين :: نام عمومي سم کلريد ازون است.علف هاي برگ نازک و پهن در مزارع چغندر قند استفاده مي شود. سمي انتخابي به صورت پيش کاشت کاربرد دارد.در مزارع چغندر قند پس از خروج به صورت مخلوط با سم بتانال در زمان 4-2 برگي استفاده مي شود.در خاک شني و سبک و در خاکها با مواد آلي غني توصيه نمي شود.جذب از طريق ريشه و به صورت بازدارنده رشد استفاده مي شود.ميزان مصرف بستگي به رويش چغندر قند دارد.4-2 برگي به ميزان 4 کيلو در هکتار. براي بيش از 4 برگي 5 کيلو در هکتار استفاده مي شود.چغندر اين سم را جذب کرده .اين سم با گلوکز ترکيب شده و مولکول غير سمي را مي سازد تا نهايتا چغندر را ازبين ببرد. :4)تاپيک : : نام عمومي سم کلودينافوپ است.اين سمي انتخابي به صورت امولسيون در بازار عرضه مي شود.علف هاي هرز برگ نازک را در مزارع غلات از بين مي برد.زمان مصرف از زمان 3 برگي تا زمان پنجه زني است.قابليت اختلال با بروکسيل و گرانستار را دارد.ميزان مصرف 1000- 800 سي سي در هکتار است.اين سم از بيوسنتز اسيدهاي چرب جلوگيري مي کند. ::5) گرانستار :: با نام عمومي تراي بنورون.سمي انتخابي و سيستميک براي علف هاي هرز پهن برگ در مزارع غلات استفاده مي شود.به صورت گرانول قابل پخش در آب است.بهترين زمان تاثير در مراحل اوليه رويش گياه است.از 2 طريق ريشه و برگ جذب مي شود.جذب برگ بيشتر است چون دوام سم در خاک کم است.ميزان مصرف اين سم در مقايسه با سموم خيلي کم است. و در حد 20 – 10 گرم در هکتار استفاده مي شود. :: 6) آونج :: با نام عمومي دي فن ز کواث.ميزان مصرف سم 4 ليتر در هکتار به صورت امولسيون مصرف مي شود.قابلي اختلاط با برموکسيل و MCPA و گرانستار را دارد. غشاء سلولي را از بين برده و از فتوسنتز جلوگيري مي کند و باعث توقف رشد در گياه مي شود.از جذب يون پتاسيم در يولاف Avena fatua توسط ريشه جلوگيري مي کند. :: 7) ايلوکسان :: با نام عمومي ديکوفوپ تيل و سمي انتخابي براي علفهاي برگ نازک در مزارع غلات .در اوايل رشد تاثيرپذيري بيشتري بر گياه دارد.قابلي اختلاط با سموم کلاس هورموني را دارد اما فقط با گرانستار. مصرف سم به ميزان 3-5/2 ليتر در هکتارمي باشد. از فتوسنتز و ازانتقال مواد غذايي جذب شده توسط ريشه جلوگيري به عمل مي آورد.جلوگيري از رشد ريشه و روي مريستم اثر مي گذارد. :: 8) رونستا ر :: با نام عمومي اکساديازون.سمي انتخابي است .براي علف هاي برگ پهن و نازک به خصوص سوروف در مزارع برنج کاربرد دارد.سمي تماسي.قوطي 5/12% به صورت امولسيون در بازار ارائه مي شود.در زمين کاملا غرقاب در صورتي که ارتفاع آب 5-3 سانت باشد.ميزان مصرف 5/3-3 ليتر در هکتار به شکل نمک پاشيده مي شود. :: 9)گراسپ :: با نام عمومي ترالکوکسيديم .امولسيوني براي کنترل علف هاي هرز برگ نازک در مزارع غلات گندم و جو به صورت سمي سيستميک و به صورت پيش از سبز شدن استفاده مي شود.جذب از طريق شيره پروره يعني از طريق اندام هوايي .قابليت اختلاط با گرانستار را دارد. ميزان مصرف سم به مقدار 3-5/2 ليتر در هکتار از امولسيون 10% استفاده مي شود. اين سم باعث نکروزه شدن برگ ها و در نتيجه جلوگيري از رشد مي شود. :: 10) سافيکسBW :: با نام عمومي فلوپروپ ام و يا ايزوپروپيل استفاده مي شود.سمي انتخابي و به صورت قبل از سبز شدن در مزارع گندم و جو براي علف هاي هرز برگ نازک يکساله استفاده مي شود.جذب از طريق اندام هوايي است.به صورت بازدارنده رشدو به ميزان 3 ليتردر هکتار استفاده مي شود. در زماني که گندم 3 برگه است تا زمان ساقه رفتن به صورت امولسيون 20% کاربرد دارد.
کلاس علف کش هاي سوزاننده : اين سموم حالت تماسي دارند.و شامل : 1) دي نيترو ارتوکرزل DNC 2) پنتا کلروفنل PCP 3)دي نيتروبوتوفنل DNBP 4) روغن هاي معدني 5)آرتيت
دي نيترو ارتو کلرزل :: معمولا زرد رنگ است .براي جانوران خونگرم و زنبورعسل فوق العاده سمي است.جزء سموم تماسي و انتخابي است.انتخابيت آنها در مورد غلات به زاويه تند برگ و لايه مومي موجود در سطح برگ بر مي گردد.بر روي گياهان هرز يک ساله و بر روي چند ساله ها تنها اندام هوايي آنها را از بين مي برد.اين سم را مي توان همراه با 2.4.D استفاده کرد.ميزان مصرف 5-4 ليتر در 2800 ليتر آب ولي در مواقعي که تراکم علف زياد است مصرف تا 8 ليتر هم مي رسد. به شرطي که يکباره مصرف شود.براي از بين بردن بوته هاي سيب زميني قبل از برداشت به عنوان خشکاننده استفاده مي شود.اگر ميزان سبزينه سيب زميني زياد باشد 15-12 و اگر کم باشد 12-10 ليتر در هکتار کاربرد دارد.
2) پنتا کلروفنل :: علف کشي تماسي و عمومي است. براي کنترل علف هاي هرز مزارع گياهان که فاصله کاشت تا سبزينه شدن طولاني باشد به صورت قبل از سبز شدن مصرف مي شود.ميزان مصرف 5/2- 2 ليتر در 800 ليتر آب در هکتار قابل استفاده است.
3) دي نيترو بوتيک فنل:: سمي زرد رنگ تماسي و انتخابي براي مزارع حبوبات دانه ريز مانند نخود استفاده مي شود.در زمان 20- 5 سانتي نخود هنوز به گل نرفته و در اين زمان نخود به سم مقاوم است.تاثير اين سم در هواي گرم و خشک بيشتر است.براي علف هاي برگ پهن استفاده مي شود.ميزان مصرف اين سم براي نخود به مقدار 4 ليتر در هکتار و براي پياز 3 و براي گلايول 4 ليتر استفاده مي شود.
4) روغن هاي معدني : اين ترکيبات از تصفيه نفت خام حاصل مي شوند .براي علفهاي هرز برگ نازک و پهن يکساله استفاده مي شود.بر روي چندساله ها تنها اندام هوايي را مي سوزاند.اين دسته از مواد هم از طريق کوتيکول و هم روزنه ها به گياه صدمه مي زنند.
انواع روغنهاي معدني:روغن سبک: براي کنترل علفهاي هرز يکساله در خانواده Solanaceae مثل روغن Varsol براي سيب زميني کاربرد دارد.روغن نيمه سنگين: بيشتر مواقع کاربردي عمومي دارد.مانند نفت سفيد.خانواده چتريان نسبت به اين سم مقاوم هستند. روغن سنگين: مانند نفت سياه و حالت عمومي دارد. روغن ديزل: براي تک لپه اي هاي سخت جان و حالت سوزانندگي دارد.
کلاس بنزوئيک اسيد: سموم اين کلاس مشتق شده از اسيد بنزوئيک هستند.
داي کامبا : با نام تجاري بانول.علف هاي برگ پهن مزارع غلات يکساله را از بين مي برد.قابليت اختلاط با 2.4.D و 2.4.5.T را دارد. از دو طريق ريشه و اندام هوايي قابل انتقال است .بيشتر از طريق اندام هوايي .ايجاد خميدگي و پيچيدگي روي جوانه هاي جوان و باعث ازدياد رشد بافت ها مي گردد.نوع گياه – ميزان تراکم گياه در ميزان مصرف سم موثر است .براي گياهان برگ پهن يکساله 560- 280 گرم در هکتار.براي دو ساله ها 1200- 280 گرم در هکتار- و براي چندساله ها 4500 -1200 گرم در هکتار قابل استفاه است.
کلرامبن :: با نام تجاري آمي بن و جي بن.سمي است که قبل از سبز شدن استفاده مي شود.ميزان مصرف سم در مزارع سويا 8-6 کيلوگرم در هکتار است.علف هاي برگ نازک و برگ پهن در مزارع سويا- ذرت- لوبيا- بادام زميني- فلفل و انواع کدو را از بين مي برد.مانند هورمون اکسين باعث ناهنجاري هاي رشدي مي شود.دوام سم بسته به نوع خاک و ميزان مصرف 3-1 ماه است.
ج) 2.3.6 TBA : نام تجاري اين سم بنزاک و تريسبن است.سمي عمومي است که در زراعت مصرفي ندارد.بيشتر براي مبارزه با علفهاي هرز چندساله برگ پهن مثل کنگر صحرايي – پيچک صحرايي و تعدادي سوزني برگهاي وحشي کاربرد دارد. بيشتر از طريق اندام هوايي قابليت جذب دارد.سم مقداري قابليت تبخير دارد.بهتر است در غروب سم پاشي شود چون ميزان تبخير کم است.مقاومت اين سم در خاک در برابر تجزيه زياد و دوام آن حدود يک سال است.
کلاس اوره :: در غلظت هاي پايين حالت انتخابي دومامي تا 6 ماه ولي در دوز بالا حالت عموميو دوامي به اندازه 24 ماه دارد. عوامل کاهش دهنده اثرات سم عبارتند از نشست يا شستشو- تجزيه ميکروبي و تجزيه نوري.مسير سيم پلاست را از طريق ريشه طي مي کند.از توليد ترکيبات پر انرژي مثل NADPH و ATP جلوگيري مي کند. تجزيه نوري زماني است که فاصله بين سم پاشي و زير خاک کردن سم زياد باشد.نور به خصوص ماوراء بنفش فرموله سم را مي شکند.تجزيه ميکروبي توسط باکتريهاي باسيلوس- زانتوموناس- سيلووموناس-قارچهاي پني سيليوم و در نهايت قارچ آسپرژيلوس صورت مي گيرد.
سم دايورون : با نام تجاري KarmexوMarmer در بازار ارائه مي شود.براي علفهاي يکساله و پهن برگ قابل استفاده است.ميزان مصرف 4500- 1100 به صورت پودر وتابل وجود دارد.غلائم سوختگي در برگها هنگام استفاده ديده مي شود.بر روي اندام هوايي لکه هاي آب سوخته به دليل از دست دادن آب مشاهده مي گردد.
کلاس فنل : مشتقات بنزن که سموم اين گروه داراي دو گروه No2 هستند.
داينوب : با نام تجاري پرمرج يا کبوتکس و يا بازانايت.سمي تماسي اما عمومي است.براي گياهان در حال رشد فوق العاده سمي است.اکثر گياهان هرز يکساله برگ نازک و برگ پهن را از بين مي برد وتنها اندام هوايي چند ساله ها از بين مي روند.چون ترکيبات فنلي حالت سرطان زايي دارند در حال منسوخ شدن هستند.براي خشک کردن اندام هوايي قبل از يرداشت مثل سيب زميني و خشکاندن لگومهاي دانه ريز استفاده مي شود.بر روي دانه اثري ندارد ولي نيام را کاملا از بين مي برد.ميزان مصرف 13-5 کيلوگرم در هکتار که بستگي به تراکم علف هرز دارد.
کلاس اسيد متاليک
داکتال : سمي با نام عمومي کلروتال دي متيل در بازار وجود دارد.سمي خاک کاربردي است.علف هاي هرز برگ نازک و پهن در مزارع گوجه فرنگي – پياز- کلم – سيب زميني- پنبه- توت فرنگي استفاده مي شود.به صورت قبل از سبز شدن قابل استفاده است.تاثير زياد اين سم وقتي است که بارندگي سبک و رطوبت سبک در خاک وجود دارد.ميزان مصرف با توجه به ميزان تراکم علف 12-8 کيلوگرم در هکتار پودر وتابل 75% مي باشد.براي مبارزه با سس در مزارع يونجه قبل از اتصال به گياه استفاده مي شود.
کلاس نيتريل (بازدارنده هاي رشد)
1)Casoron : با نام عمومي داي کلوبنيل وجود دارد.به صورت پيش کاشت از جوانه زني بذور گراسها و بذور گياهان پهن برگ جلوگيري مي کند.بيشتر در باغات ميوه استفاده مي شود.حتما بايد به صورت خاک کاربردي استفاده شود.در اثر حرارت تبخير شده پس بايد بعد از سم پاشي يک ديسک زد.اگر سم به صورت يک لايه نفوذ ناپذير در زير آسفالت قرار گيرد تا سالها مي تواند با کهورک و نيلوفر صحرايي مقابله کند.مبارزه با برگ نازکها و برگ پهنها در مزارع برنج استفاده مي شود. ميزان مصرف اين سم در باغات ميوه 16-12 کيلوگرم در هکتار .در مزارع برنج 8-4 کيلوگرم در هکتار اما يک هفته پس از نشاکاري بايدانجام گيرد.تاثيرپذيري سم با ايجاد رطوبت در خاک پس از سم پاشي چندين برابر مي شود.
2) برومينال يا باکتريل:سمي تماسي و انتخابي است .علف هاي هرز برگ پهن مزارع غلات چون گنمدم و جو را از بين مي برد.براي مبارزه با علفهايي چون پنيرک – خردل وحشي و گاوزبان که توسط 2.4.D و MCPA از بين نرفته اند قابل استفاده است.حتما بايد با سم پاش مثل تراکتور و با 800 ليتر آب استفاده شود .در صورتي که اين سم را با هواپيما مصرف کنند بايد آب به ميزان 30- 25 ليتر در محلول سم وجود داشته باشد. هر چقدر گياه کوچکتر باشد تاثير پذيري سم بيشتر است.
[ دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸ ] [ 10:34 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

بحران كمبود آب و بروز پديده خشكسالي بار ديگر تمام عرصه هاي تصميم گيري و مديريت منابع

آب را تحت الشعاع خود قرار داده است . آنچه در چنين مواقعي بيش از پيش مورد تاكيد مسئولان

امر قرار مي گيرد ضرورت استفاده بهينه از آب و جلوگيري از هدر رفت آن است . ليكن باز هم آنچه

كمتر مورد توجه قرار مي گيرد ، مساله حفظ كيفيت منابع آب است . بي ترديد مديريت منابع آب

بدون نگاه همه جانبه نگر و بدون در نظر گرفتن كليه عوامل موثر به ويژه ارتباط و تعامل مديريت

توامان كميت و كيفيت منابع آب ، از كارايي لازم برخوردار نيست بگونه اي كه بدون آنكه به دنبال بررسي ، تشخيص مشكلات و

موانع ، برنامه ريزي و رفع آن باشد همواره در حال عبور از بحران است . در چنين شرايطي امكان برنامه ريزي ميان مدت و بلند مدت

وجود نخواهد داشت و تمام انرژي در سطوح مديريتي صرف گذر از بحران و حل مقطعي مشكل خواهد شد . نگاهي گذرا بر پديده

خشكسالي نشان مي دهد كه گرچه اين پديده متاثر از اقليم و شرايط منطقه است ليكن نمي توان از عامل مهمي به نام كيفيت آب

كه در ارتباطي دو سويه هم بر خشكسالي اثر گذار بوده و هم از آن تاثير مي پذيرد ، چشم پوشي كرد . پديده خشكسالي تنها يكي از

مباحث مرتبط با مديريت بهم پيوسته منابع آب است و تنها زماني مي توان به حل معضلات منابع آب كشور اميدوار بود كه مديريت

بهم پيوسته منابع آب در سطوح مختلف تحقق يابد . مديريتي كه در آن بهم پيوستگي در تمام ابعاد بويژه حفاظت كميت و كيفيت

منابع آب بطور توامان مورد توجه قرار گيرد.

شركت مديريت منابع آب ايران

معاونت مطالعات پايه و هماهنگي امور حوضه هاي آبريز

گروه محيط زيست و كيفيت منابع آب

به نام آفريدگار آب

مدير مسئول : سيد احمد علوي

سر دبير : رخساره محمدي نمين

اعضاي هيات تحريريه :

جواد حسن نژاد - اصغر جهاني

ساناز مصطفي پور- علي پور خيري

ما ز ياران چشم ياري داشتيم .....

از ابتدا هم قرار ما و شما براين بود كه در

تعاملي دو طرفه ماهنامه را منتشر سازيم . حتي در

جلسه اي كه با حضور هيات تحريريه برگزار شد

تصميم گرفتيم مشاركت فعال شركتهاي آب

منطقه اي را به عنوان امتيازي مثبت در بخش

عملكرد سالانه شركتها و در حيطه فعاليتهاي

آگاهي رساني مورد توجه قرار دهيم و شركتهاي

فعال در اين حوزه از امتيازي ويژه برخوردار گردند.

بي ترديد ماهنامه بستري مناسب براي انتقال

تجربيات ، يافته هاي علمي و معرفي اقدامات و

فعاليتهاي شركتهاي آب منطقه اي در سراسر

كشور مي باشد . فرصتي مناسب براي ايجاد فضاي پرسش و پاسخ و ارتباط مستقيم ميان گروه محيط زيست و كيفيت منابع آب و

واحدهاي محيط زيست و كيفيت منابع آب كليه شركتهاي آب منطقه اي كه به منظور رشد و ارتقاي سطح دانش و آگاهيهاي

كارشناسان ايجاد شده است . حالا چرا در شماره ارديبهشت ماه ستون اخبار شركتهاي آب منطقه اي خالي است سوالي است كه شما

بايد پاسخگوي آن باشيد . بهر حال ما دست از تلاش بر نمي داريم و باز هم شما را به همكاري دعوت مي نماييم . اميد آنكه اين بار

دعوت ما بي پاسخ نماند.

اخبار شركتهاي آب منطقه اي

ماهنامه آموزشي آب و محيط زيست

سال اول- شماره چهارم- ارديبهشت 1387

0

20

40

60

80

100

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

درصد فعاليت شركتهاي آب منطقه اي در تدوين ماهنامه آب و محيط زيست

Series2

راهنما:

١= خوزستان

٢= هرمزگان

٣= کردستان

۴= گيلان

۵= سيستان و بلوچستان

۶= اصفهان

٧= اردبيل

٨=خراسان جنوبی

٩= خراسان شمالی

١٠ = ساير شرکتها

بخش دوم : راهكار هاي پيشنهادي درجهت ا صلاح و

تكميل فرايند ارزيابي اثرات زيست محيطي سد ها

در جهت اصلاح و تكميل فرآيند ارزيابي اثرات محيط زيستي

سدها به منظور نيل به اهداف مديريت به هم پيوسته منابع

آبي كشور و دستيابي به توسعه پايدار بخش آب موارد ذيل به

اجمال پيشنهاد مي گردد:

-1 تقويت الزامات و موازين قانوني به ويژه تكميل و اصلاح

شامل تصحيح و « ضوابط ارزيابي اثرات زيست محيطي »

تدقيق تعريف مناطق ويژه زيستي، تدوين دستورالعمل انجام

با همكاري كليه دستگاه هاي ذيربط، تأكيد بر EIA مطالعات

جلب مشاركت مردمي، ملحوظ نمودن ساختارهاي مورد نياز

در دو فاز ساختماني و بهره برداري در تدوين برنامه پايش و

مديريت زيست محيطي، تدقيق و شفاف نمودن چگونگي

اجرا، نوع انجام مطالعات و زمان مطالعات ( اجمالي و تفضيلي )

با مراحل سه گانه (شناسايي، EIA و تطبيق مطالعات

توجيهي و تفصيلي) طرحهاي توسعه منابع آب و ....

طرحهاي (SEA ) -2 ارزيابي استراتژيك زيست محيطي

توسعه منابع آب در سطح حوضه هاي آبريز

-3 تدوين ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي به منظور

استفاده بهينه و چند منظوره از پروژه هاي سد سازي براي

كاربري هاي آبزي پروري و گردشگري

-4 تدوين برنامه مديريت و پايش زيست محيطي سدها با

تأكيد بر انجام مطالعات فني و جامع شامل لايه بندي حرارتي

كيفيت آب مخزن سد، تغذيه گرايي كيفيت آب مخزن،

مديريت كيفيت آب مخزن سد،تعيين ميزان خودپالايي

رودخانه، تعيين ارزشهاي زيست محيطي،تعيين جريان زيست

محيطي ، انجام مطالعات ليمنولوژيكي درياچه سدها و . . .

-4 قابليت اجراي برنامه هاي نظارت و بازرسي زيست محيطي

-5 نظرخواهي از تمامي ذينفعان پروژه هاي سد سازي در

راستاي دستيابي به اهداف عدالت اجتماعي

-6 ايجاد نظام مهندسي ارزيابي و اهداي كارت صلاحيت انجام

با سهميه مناسب براي برگزيدگان EIA مطالعات

-7 مبنايي ترين طرح در توسعه كشور، طرح آمايش سرزمين است،

نهايي شدن اين طرح مي بايست مورد تأكيد قرار گيرد و همچنين

نقش آب در اين طرح بيش از پيش مي بايست مورد توجه قرار گيرد .

-8 اهداف، سياست ها و برنامه هاي بخش منابع آب و بخش هاي

مختلف مصرف در محدوده حوضه هاي آبريز اصلي كشور در جهت

سازگاري با شرايط اقليمي مناسب هر حوضه و متكي بر ايجاد تعادل

بين منابع و مصارف آب و با لحاظ حفظ بلندمدت كميت و كيفيت

منابع آب و ضرورت هاي محيط زيستي مورد ارزيابي و بازنگري قرار گيرد.

-9 دستورالعمل جامع و فراگير به تناسب مراحل مطالعات در زمينه

اسكان و جابجايي جمعيت تهيه و مهندسين مشاور ملزم به انجام آن

باشند.

-10 در حوزه كارفرمايي تشكيلاتي كارآمد ايجاد شود كه متولي

مطالعات خسارت در مخزن سد و اجراي طرح هاي جابجايي و اسكان

مجدد باشد.

سدها EIA -11 نظارت بر مميزي پروژه هاي

در EIA -12 ملحوظ نمودن تمامي خصوصيات مورد نياز يك روش

روش انتخاب ارزيابي و يكسان سازي روشهاي نمره دهي پيامدها و

اثرات مثبت و منفي در دو فاز احداث و بهره برداري؛ در اين راستا

پروژه تهيه مدل كامپيوتري ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها و

سازه هاي آبي به عنوان يكي از محورهاي طرح مديريت كيفي آب

توسط شركت مديريت منابع آب ايران به عنوان كارفرما از سال

1383 با هدف يكپارچه سازي مقياس، روش، دقت و صحت مطالعات

سدها وسازه هاي آبي جهت انجام به شركت مهندسي مشاور EIA

مهاب قدس واگذار گرديده و پيش بيني مي شود اين پروژه تا پايان

سال 1387 به اتمام برسد.

-13 غربال سازي مناسب كه اين عمل در فاز اول فرآيند ارزيابي

صورت مي پذيرد كه در آن يك رتبه بندي مقدماتي از پروژه ها انجام

مي گيرد و در سطح تخميني پيامدهاي پيش بيني شده و سطوح

نمايان مي شوند و بر اساس آن EIA متناظر اقدامات و رفتار

مطالعات ارزيابي اثرات زيست محيطي صورت مي پذيرد .

-14 برآورد هزينه ها و منافع زيست محيطي

-15 تنظيم و اندازه گيري شاخص هاي توليد و درآمد كه از نظر

زيست محيطي تعديل شده اند.

-16 توانمندسازي و آموزش كارشناسان شركت هاي مهندسي مشاور

و....

ساناز مصطفي پور - كارشناس فني گروه محيط زيست و كيفيت منابع آب

1 3 8 ص فح ه 2 ما هنا مه آ مو ز شي آ ب و محيط ز يس ت ا ر د يبهش ت 7

مديريت زيست محيطي سد هاي كشور

بيشتر بدانيم

1 3 8 ص فح ه 3 ما هنا مه آ مو ز شي آ ب و محيط ز يس ت ا ر د يبهش ت 7

اگر مي خواهيد راجع به كيفيت

آب بيشتر بدانيد و با جديد ترين

اخبار و اطلاعات در اين عرصه

آشنا شويد ، مي توانيد از سايت

http://www.wqa.org/

بازديدي به عمل آوريد . در اين

سايت مي توانيد مطالب متنوعي از قبيل خبر نامه تخصصي كيفيت

آب ، گزارش صنعت آب در سال 2008 ، گزارش مصارف تجاري و

صنعتي و تاثيرات آن بر كيفيت آب ، بانك اطلاعاتي آب و بسياري

مطالب ديگر را مشاهده نماييد . همچنين اين سايت امكان مطرح

كردن سوالات در خصوص مشكلات كيفيت آب و پاسخگويي به آن

را فراهم نموده است . بخش جالب ديگري كه در اين سايت وجود

دارد تقويم رويدادهاي كيفيت آب است كه در آن به معرفي زمان

و مكان برگزاري سمينارها و نمايشگاههاي مرتبط با كيفيت آب در

سطح جهان مي پردازد.

معرفي سايتهاي تخصصي

لايه بندي حرارتي كره زمين

تروپوسفر: نزديكترين لايه به سطح

زمين وجه تمايز آن با ديگر طبقات

اتمسفر تجمع بخار آب در اين لايه است

به همين دليل تشكيل پديده هايي مانند

برف ، باران ، ابر تنها در اين لايه بروز مي كند و منبع حرارتي آن

انرژي تابشي سطح زمين است درنتيجه با افزايش ارتفاع دماي آن

كاسته مي شود . ضخامت اين لايه معمولاً از 17 تا 18 كيلومتري

در استوا تا 10 الي 11 كيلومتري در مناطق معتدل و 7 تا 8

كيلومتري در قطب ها تعيير مي كند . گازهاي عمده اين طبقه را

و اكثر آلاينده هاي جوي تشكيل مي دهند . CO ، O2 ،N2

استرا توسفر : اين لايه تا ارتفاع 50 كيلومتري ادامه دارد و

ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است و داراي دماي ثابتي

است و با افزايش ارتفاع دما نيز افزوده مي شود كه علت آن وجود

ازن در قسمت هاي فوقاني اين لايه است . بيشترين گاز موجود

در اين لايه را ازن تشكيل مي دهد و ضخامت آن بين 16 تا 30

كيلومتر است . با وجود جرم اندك لايه ازن در جذب پرتوهاي

فرابنفش خورشيدي اهميت بسار زيادي دارد . مواد آلاينده اي كه

وارد اين منطقه مي شوند مدت طولاني توقف مي نمايند زيرا

ثبوت دما نسبت به ارتفاع ، يك جو يايدار را بوجود مي آورد .

مزوسفر: اين لايه تا ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري ادامه دارد و

متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 0,3 درجه سانتيگراد به ازاي

هر 100 متر كاهش مي يابد به طوري كه دماي آن در مرز فوقاني

به 80 - درجه سانتيگراد مي رسد . اين لايه سردترين لايه اتمسفر

است لذا مي توان گفت تنزل هوا در اين لايه احتمالا به علت

كمتر جذب شدن تابش هاي خورشيدي توسط ازن است .

ترموسفر: نام ديگر اين لايه يونوسفر است و بالاترين لايه اي است

كه تا به حال شناخته شده است . از خصوصيات شناخته شده اين

لايه اين است كه دماي آن با افزايش ارتفاع به طور يكنواخت بالا

مي رود . دماي اين لايه در 200 كيلومتري بالغ بر 50 درجه

سانتيگراد است ودر قسمت فوقاني اين لايه ( 700 تا

800 كيلومتري ) به بيش از 1000 درجه سانتيگراد مي رسد .

علت ازدياد دما جذب پرتو فرابنفش خورشيد به وسيله اكسيژن و

نيتروژن مولكولي است .

اگزوسفر : بالاترين لايه ها ، برونكره يا اگزوسفر نام دارد كه تا

ارتفاع حدود 550 كيلومتري زمين شروع شده و تا حدود 2000

كيلومتري زمين ادامه دارد. پس از آن اين لايه بتدريج رقيق تر

مي شود و تا اعماق فضا گسترش مي يابد . در اين لايه كمربندهاي

تشعشعي ( كمربندهاي وان آلن ) وجود دارد كه تا ارتفاع 60000

كيلومتري زمين را در برگرفته و نقش سپر را در برابر اشعه هاي

كيهاني بر عهده دارد .

مطالعه وضعيت دمايي زمين در سال هاي گذشته و امروز در حدود

2000 سال قبل متوسط درجه حرارت جهان حدود 9 درجه

سانتيگراد سردتر از امروز بوده است . با ورود آلاينده ها و استفاده روز

افزون از سوخت هاي فسيلي و ادامه فعاليت اقتصادي به روال معمول

ميانگين دماي جهان در هر دهه 0,3 درجه با دامنه 0,2 تا 0,5 درجه

، CH4 ،CO ،CO افزايش يافت . اين آلاينده ها بيشتر شامل 2

و ... و همچنين ازدياد بخار آب توليد شده توسط كارخانجات NOx

بوده است . اين گازها عملي شبيه به كار شيشه گلخانه را براي زمين

انجام مي دهند و مانع خروج گرما از اتمسفر و زمين مي شوند .

پيش بيني (IPCC) دانشمندان بين المللي بررسي تغيير آب و هوا

كرده اند كه تا سال 2025 حدود يك درجه و تا سال 2100 حدود

سه درجه (حداكثر 5درجه ) نسبت به دماي كنوني ، افزايش دما را در

سطح زمين خواهيم داشت . در شماره آينده در خصوص عوامل موثر

در گرمايش جهاني سخن خواهيم گفت.

ستون آزاد :

گرمايش زمين

قسمت دوم

با سپاس از خانم مهندس حسيني كارشناس واحد محيط زيست وكيفيت منابع آب

شركت آب منظقه اي هرمزگان

1 3 8 ص فح ه 4 ما هنا مه آ مو ز شي آ ب و محيط ز يس ت ا ر د يبهش ت 7

مديريت زيست محيطي شبكه هاي آبياري و زهكشي

با سپاس از خانم مهندس قاضي زاده - رئيس گروه دفتر محيط زيست سازمان

آب و برق خوزستان

در شماره پيشين به ذكر

اثرات زيست محيطي پروژه

هاي آبياري و زهكشي

پرداختيم . در ادامه به ساير

اثرات مهم اين پروژه ها

اشاره مي كنيم:

* شوري خاك : نمكهاي موجود در آب آبياري، محلولهاي

اضافه شده به خاك به شكل كودهاي طبيعي و مصنوعي،

نمكهايي كه بطور طبيعي در خاك موجود است و تغيير از

كشت ديم به كشت آبي براي يك محصول يا انتقال از تك

آبياري به دو آبياري از عوامل عمده شوري خاك مي باشد .

* رسوبگذاري:

طرحهاي آبياري در صورتي كه ميزان رسوب در آب بيش از

حد ظرفيت انتقال رسوب در كانالها باشد از حيز انتفاع خارج

مي شوند . وجود تخليه كننده و يا رسوبگير در محل تأسيسات

آبگيري مي تواند از مشكل رسوب در كانالها جلوگيري نمايد .

رسوب زدايي از كانالها عملياتي پر هزينه در نگهداري شبكه

كانالها به حساب مي آيد . لذا تمهيدات طراحي بايد مساله

ورود رسوب و همچنين مسائلي نظير خاكهاي سيال كه به

وسيله باد منتقل مي شوند را به حداقل كاهش دهد.

اثرات اقتصاد ي- اجتماعي احداث و بهره برداري از شبكه هاي

آبياري و زهكشي:

يكي از دلايل عمومي بروز مسايل و مشكلات در شبكه هاي

آبياري و زهكشي، تغيير در الگوهاي كاربري اراضي و تبديل

زمينها به مزارع فارياب، بروز تعارضات در حقوق عمومي مربوط

به كاربري ها و حقوق سنتي و قانوني زمينهاي تحت كشت

مي باشد . همچنين بروز تغييرات شديد در الگوهاي مالكيت و

تصرف زمين از مسايلي است كه بدنبال اجراي طرحهاي احيا و

اصلاح اراضي و پروژه هاي جديد آبياري، مواجهه با آنها غير

قابل اجتناب است . بهبود راههاي دسترسي و تغيير در

تسهيلات زيربنايي نياز به اعمال تغييراتي در طرح و اندازه

مزارع داشته و موجب از بين رفتن بخشي از زمينهاي زراعي

مي گردد . بنابراين براي جبران مالكيتها و زمينهاي از دست

رفته، با بهره گيري از مشاركت عمومي افراد محل بايد برنامه

ريزي مناسبي صورت گيرد.

* تغييرات جمعيتي

از آنجايي كه طرحهاي آبياري بخشي از پروژه هاي اسكان مجدد

محسوب شده و به لحاظ افزايش رفاه مناطق تحت آبياري و جلب

درآمد، موجب جذب جمعيت و در نهايت موجب افزايش جمعيت در

محدوده هاي اجرايي طرح مي گردند، بايد در مرحله برنامه ريزي

طرح از طريق تدارك تسهيلات زيربنايي كافي، پيش بيني هاي لازم

را به منظور كاهش اثرات ناشي از بروز تغييرات در تركيب قومي و

جمعيتي مناطق مدنظر قرار داد.

* مهاجرت انسانها:

مهاجرت و جابجايي انسان حاصل شكسته شدن ساختار جامعه در

اثر ناآرامي هاي اجتماعي است كه به نوبه خود باعث سوءتغذيه و

شيوع بيماريها مي شود . طرحهاي بزرگ و جديد آبياري در حين

ساخت و همچنين در اوج فصل كار كشاورزي نياز مبرم به نيروي

كار داشته و به اين لحاظ سبب مهاجرت افراد به منطقه مي گردند .

* اسكان مجدد

معمولاً مهمترين مسئله اجتماعي ناشي از توسعه آبياري، اسكان

مجدد مردمي است كه در اثر آبگيري مخازن، ساخت كانالها و يا

ساير فعاليتها، خانه ها و زمينهاي خود را از دست مي دهند.

تأثير احداث و بهره برداري از شبكه هاي آبياري و زهكشي بر

بهداشت و سلامت :

- گسترش بيماريها در حيوانات

حيوانات نيز همانند انسان همواره در معرض بيماريهاي مرتبط با آب

بوده و همچنين ممكن است به صورت منبع انتقال عفونت براي

انسان يا حامل حشرات ناقل بيماريهاي مرتبط با آب باشند . وضعيت

دامپروري به عنوان دومين فعاليت درآمدزا براي كشاورزان، در

نواحي تحت آبياري جديد بايد در ارتباط با تهديدهاي زيست

محيطي و بهداشتي به دقت ارزيابي شود.

- رشد سريع علفهاي هرزآبي

علفهاي هرزآبي ظرفيت ذخيره مخازن و ظرفيت عبور جريان از

كانالها و زهكشها را كاهش مي دهند و باعث از دست رفتن آب از

طريق تبخير و تعرق مي شوند . براي كنترل علفهاي هرزآبي

مي توان از روش خشك متناوب به عنوان مكمل براي روشهاي

سنتي استفاده كرد كه شامل جداسازي مكانيكي، كاربري دقيق علف

كشها و وارد كردن حشرات و ماهي هاي علف خوار است.

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۸ ] [ 19:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
قياق(ذرت خوشه اي)

Sorghum halapense

Johnson grass

گياهي است علفي چندساله از خانواده Poaceae كه توسط بذر و ساقه هاي خزنده قابل تكثير است.اين گياه ساقه زيرزميني يا ريزوم قوي و قطوري دارد،ساقه هاي هوايي ان ماشوره اي و مانند بسياري از گندميان ميانخالي است.ارتفاع اين گياه به 50تا150سانتي متر ميرسد.



برگ قياق باريك و بلند است و طول ان گاهي به 100سانتي متر ميرسد در حالي كه عرض ان از دو سانتي متر تجاوز نمي كند.گل اذين اين گياه خوشه اي باز و مخروطي شكل است،سنبله هاي ان اويزان وبه رنگ سبز يا قرمز متمايل به ارغواني است. بلندي گل اذين از15سانتي متر تا50سانتي متر متغير است.
ؤ
قياق سنبلچه هاي مضاعف دارد،يكي از انها بي پايه و تخم مرغي شكل است و نيم سانتي متر طول دارد،گلهايش هرمافروديت و گلومهايش مقعر و بدون نوك و ريشك بوده كه با موهاي نرمي پوشيده شده است.گلوم تحتاني به ريشك مفصلي و تابيده اي كه طول ان از10تا15ميلي متر تجاوز نمي كند منتهي ميشود.انتهاي دو طرف گلوم تحتاني دندانه دار است. گلهاي اين نوع سنبلچه سه پرچم و يك تخمدان با خامه اي دراز و پر مانند دارد.سنبلچه ديگر باريك، پايه دار، و با مفصلي به ساقه گل دهنده متصل است، طول ان از5تا7ميلي متر تجاوز نمي كند و گلومهايش مقعر و فاقد ريشك و گلهاي آن نر و گاهي خنثي است كه فقط از يك گلومل تشكيل يافته است.

دانه قياق نسبتا درشت، شفاف، نوك تيز و تخم مرغي شكل است. رنگ دانه عنابي تند و مايل به سياه است كه قطر ان نزديك 2تا3ميليمتر و طولش به 4تا 5ميليمتر ميرسد. قياق با آنكه به عنوان گياه علوفه اي شناخته مي شود مزاحمت زيادي نيز در مزارع ايجاد مي كند و باعث آلوده ساختن محصول مي گردد.اين گياه بيشتر علف هرز مزارع آبي به شمار مي آيد.ريشه هاي دائمي ان سطحي و نمو انها بدين ترتيب است كه در نزديكي سطح خاك به جلو مي خزد و سپس يك قسمت از ان به سطح خاك نزديك شده توليد ساقه مي كند،در اين موقع از زير محل نمو ساقه ريشه هايي خارج مي شود كه به عمق زمين فرو مي رود.عمل وجين چندان تاثيري در دفع اين گياه ندارد،عمليات كشاورزي باعث پخش ريزوم و انتشار ان در سطح مزرعه مي شود.

قياق علف هرزي است قوي كه علاوه بر مزارع در كنار جاده ها و آبروها مي رويد و مورد چراي دام قرار مي گيرد.اين گياه مانند ساير انواع سورگوم در بعضي شرايط به علت تراكم هيدروسيانيك اسيد در برگهايش سمي است.در عين حال به دليل قدرت توليدي زياد،دارا بودن ارزش غذايي مناسب،و دوام كافي ،ارزش علوفه اي خاصي دارد.در آسيا و منطقه مديترانه، قياق تنها جنس گونه سورگوم است كه به وفور يافت مي شود.

روشهاي کنترل:

براي دفع قياق بايد سموم نفوذي مثل روغن مصرف شود تا ريشه هاي زيرزميني از فعاليت باز بمانند. از سموم پولي بوركلريت، TCA،بروماسيل،وDMSA نيز مي توان استفاده كرد.مي توان با علفكش دالاپون به نسبت 5تا8كيلوگرم در هكتار يا رانداپ به نسبت10ليتر در هكتار،به هنگام گل دادن يا قبل از گلدهي در دفعات متوالي با اين گياه مبارزه كرد.
*********************************************************************
*********************************************************************

تاجريزي
Solanum nigrum

Black nightshade

گياهي است يكساله،از خانواده سيب زميني يا Solanaceae كه از طريق بذر تكثير مي يابد. در بعضي مناطق به ان انگورك مي گويند.داراي ساقه راست و تا اندازه اي منشعب و شاخه هاي گوشه دار كه طول ان به20تا60سانتي متر ميرسد.برگهاي اين گياه ساده و حاشيه آنها موجدار است. برگها تخم مرغي شكل و در نوك تیز شده اند.

گلهاي تاجريزي پنج گلبرگ سفيدرنگ دارد و ميوه ان سياهرنگ است. برگها و ساقه هاي تاجريزي سولا نين دارند كه كمي سمي است، اين ماده در ميوه هاي سبز ان نيز يافت ميشود. تاجريزي در مزارع،چغندرقند، نيشكر،پنبه، توتون، باغهاي ميوه، سبزي و صيفي واراضي باير ديده ميشود.



روشهاي کنترل:

براي مبارزه با اين گياه ميتوان از علفكش سونالان با امولوسيون33.5درصد به نسبت2ليتر در هكتار قبل از رويش و يا تو-فور-دي پس از سبز شدن علف هرز استفاده كرد.

در مزارع آفتابگردان از اتال فلورالين به ميزان3-3.5ليتر در هكتار به صورت مخلوط با خاك و در يك نوبت ويا در مزارع كنجد ميتوان از آلاكلر به ميزان5ليتر در هكتار بعد از كاشت و قبل از سبز شدن كنجد و در يك نوبت استفاده كرد.
[ شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۸ ] [ 9:53 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

گل راعی (علف چای، هوفاریقون)

Hypericum perforatum

St. John's Wort

(SJW)

Hypericaceae

شمای کلی

معرفی و گیاهشناسی
گل راعی گیاهی است علفی و چندساله با ارتفاع 30 تا 90 سانتی متر که دارای ساقه ای بدون کرک و تا حدودی خزنده است. برگ های این گیاه قاشقی شکل و بدون دمبرگ می باشند و دارای حفرات فراوان اسانس هستند که نام گونه ی این گیاه (perforatum) از همین ویژگی آن حاصل شده است. گل های زرد رنگ این گیاه در یک گل آذین دیهیم قرار گرفته اند. در مورد این گیاه در بین اروپائیان داستان های زیادی موجود می باشد که گل راعی را دافع ارواح خبیثه می دانند و نام جنس این گیاه (Hypericum) برگرفته از همین موضوع است. رقم توپاز آن دارای اهمیت فراوان دارویی است.

 

میوه در حال تشکیل

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش
گل راعی گیاهی است آفتاب دوست و تا حدودی رطوبت پسند که در خاک هایی با بافت سبک تا متوسط با pH خنثی بخوبی رشد می نماید.
گل راعی بومی اروپا، شمال آفریقا و غرب آسیا است اين گياه در نواحي مختلف شمالی و غربی کشور بصورت خودرو می روید و به دلیل اینکه در مزارع چای شمال کشور به صورت یک علف هرز به وفور یافت می شود به علف چای هم مشهور است.

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر این گیاه عمدتا توسط بذر و گاها توسط ساقه های رونده صورت می گیرد. بذور ریز این گیاه را بایستی در عمق کم کشت نمود و معمولا از کشت غیرمستقیم بذور استفاده می شود.
برداشت این گیاه در زمانی است که 50 درصد گل ها باز شده اند و این عمل شامل قطع پیکره ی رویشی این گیاه از نزدیکی سطح زمین می باشد. برداشت در یک روز آفتابی صورت گرفته و محصول را بایستی به سرعت در محلی تاریک خشک نمود.

فرآوری

سرشاخه ها و برگ های خشک شده

فرآوری
سرشاخه های گلدار و برگ های این گیاه دارای ترکیباتی چون اسانس، تانن، هایپرسین، هایپرین، کولین، فلاونوئید ها و ... می باشند. اسانس این گیاه و روغن این گیاه (حاصل خیساندن گل های آن در روغن آفتابگردان است که به دلیل حضور هایپرسین در آن، به رنگ قرمز می باشد)

خواص درمانی و کاربرد
برخی از اثرات درمانی این گیاه عبارتند از: آرام بخش و ضد میگرن، درمان ناراحتی های ریوی، درمان مشکلات شب ادراری کودکان، درمان عفونت های دستگاه تناسلی زنان و  ... .
در استعمال خارجی برای بهبود زخم ها و درمان سوختگی پوست بکار می رود. اخیرا توجه فراوانی به این گیاه جهت درمان ایدز شده است.
چندین قلم دارو از این گیاه فرموله شده است که در داروخانه های کشور موجود می باشند. مانند: قرص پرفوران (آنتی میگرن و ...)، قطره هایپیران (آنتی میگرن و ...)، پماد هایپریکوم پرفوراتوم (جهت درمان سوختگی ها و ...)

دارو


احتیاطات مصرف: مصرف بیش از حد این گیاه سبب نوعی حساسیت می شود که تحت تاثیر نور افزایش می یابد.
نحوه ی مصرف: 2 تا 4 گرم از آن بصورت دمکرده سه بار در شبانه روز

گل راعی


 

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۸۸ ] [ 17:40 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Common lambsquarter

گياهي است از خانواده اسفناجيان(chenopodiaceae) و يكساله با ساقه هاي ايستا و انشعابات فراوان كه غالباً داراي خطوط صورتي يا بنفش هستند. ارتفاع آن بر حسب آب و هوا و نوع خاك تغيير ميكند.
برگهاي سلمك كشيده، تخم مرغي شكل و دندانه دار است. برگهاي قسمت فوقاني گياه باريكتر و داراي حاشيه صاف است. كركهاي سفيدرنگي برگ و ساقه هاي اين گياه را پوشانده است.



گل آذين آن از نوع سنبله و سبز رنگ است. ميوه نيز سبز رنگ وداراي بذرهاي ريزي است.

اين گياه در اكثر مزارع به خصوص مزارع صيفي و غلات زياد ديده ميشود.


تكثير ان از طريق بذر صورت ميگيرد. گياهان اين جنس توليد مقادير زيادي گلوكوزيدسيانوژنيك كرده باعث مسموميت دام ميشوند.

روشهاي کنترل:

براي مبارزه با سلمك در مزارع چغندر و پنبه ميتوان از علف كش ترفلان به نسبت 1.2تا2.4ليتر در هكتار قبل از رويش گياه مخلوط با خاک استفاده کرد. در مزارع غلات با استفاده از تو-فور-دي((2-4-Dبه نسبت 3ليتر درهكتاربعد از رويش اقدام كرد.همچنين در باغات ميتوان از پاراكوات(گراماکسون) استفاده كرد.
[ یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 12:17 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Red root pigweed

تاج خروس گياهي است از خانواده Amaranthaceae چهاركربنه و يكساله خشبي به ارتفاع50تا100 سانتي متر با ساقه هاي پاييني قرمز يا داراي نوار قرمز كه تا انتهاي ريشه اصلي تداوم دارد. پهنك برگها ضخيم و رگبرگهاي آن واضح هستند برگهاي آن نسبتا پهن ونيزه اي شكل((lance-shaped بوده،بادمبرگهاي ضخيم و قوي كه به ساقه متصل هستند و به تدريج به رنگ قرمز در مي آيند.

11

[
تكثير آن توسط بذر،ريشه هاي زير زميني قرمزرنگ وعميق صورت ميگيرد.گلها كوچك و سبزرنگ، بذرها برنگ سياه براق، عدسي شكل ودر دو طرف محدب كه داراي يك شكاف كوچك در كنار بذر ميباشد.مهمترين علفهاي هرز اين جنس شاملA.palmeri,A albus ,A.viridis,A.graecizans ميباشد.

علفهاي هرز خانواده تاج خروس داراي مقدار زيادي نيترات يا اكسالات هستند كه ممكن است باعث مرگ دام شوند.

تاج خروس در مزارع توتون،باغهاي چاي، سبزي ،صيفي وزمينهاي باير مي رويد.

14

روشهاي کنترل: 

علاوه بر روش مكانيكي(وجين)مي توان از روشهاي شيميايي استفاده كرد.

درمزارع لوبيا از سم تري فلورالين((EC48%به نسبت1تا2ليتر در هكتاربه صورت مخلوط با خاك قبل از كشت لوبيا،در مناطق پنبه كاري از اتال فلورالين((EC33.3%به نسبت 3تا 3.5ليتر در هكتارقبل از كاشت و مخلوط با خاك به عمق 10 سانتيمتر و در يك نوبت سم پاشي ميشود





در مزارع آفتابگردان از تريفلورالين((EC48%2تا 2.5ليتر در هكتار و همچنين از اتال فلورالين((EC33.3%3تا3.5ليتر در هكتار قبل از كاشت و به صورت مخلوط با خاك استفاده مي شود 
__________________


[ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 19:51 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
در مزارع برنج بخصوص در برنج زارهاي شمال ايران، علاوه بر آفات و بيماريها ، علفهايهرز نيز خسارت زيادي به اين گياه وارد مي کنند.
اين گياهان با استفاده از آب و مواد
غذايي و اشغال قسمتي از زمين زراعي موجب کاهش عملکرد برنج گرديده و ارزش اقتصادي و
غذايي آن را پايين مي آورند.بنابراين اگر به موقع و به طور دقيق و کامل با آنها مبارزه
نشود ، خيلي زود سطح شاليزار را اشغال کرده و برنج را از بين مي برند.(?)







علفهاي هرز: 



علف هرز گياهي است که بطور ناخواسته خارج از مکان اصلي روييده است. علف هرز ممکن است
يک ساله يا دو ساله ويا دائمي باشد وبصورت خود رو در مزارع رشد کرده و رقيب اصلي گياهان
کشت شده مي باشد و از لحاظ قدرت حياتي مقاومت بيشتري نسبت به نباتات زراعي از خود نشان
مي دهد. براي مثال رشد قاشق واش در مزرعه برنج، علف هرز محسوب مي شودچون قاشق واش به
صورت خود رو در جايي رشد ونمو کرده که کشت آن با هدف کشاورز همسو نبوده است.







 شکل ?- علف هرز قاشق واش








طبقه بندي علفهاي هرز مزارع برنج:



طبقه بندي علفهاي هرز براساس فصل رويش، طول رويش و نوع گياه، شکل ظاهري(مرفولوژي)،
نوع محل رويش، بومي و مهاجر بودن، نوع زياني که به محصول وارد مي کنند، فيزيولوژي گياه
هرز صورت مي گيرد.



علفهاي هرز مزارع برنج از لحاظ شکل ظاهري (مورفولوژي) به باريک برگها(تک لپه ايها)
و پهن برگها(دو لپه ايها) تقسيم مي شود:



الف- علفهاي باريک برگ:



گياهان هرزي که داراي برگهايي با رگبرگهاي موازي بوده و تعداد اجزاي گل در آنها سه
يا مضربي از سه مي باشد اين دسته از علفهاي هرز در زمان جوانه زدن غالبا" يک لپه توليد
کرده و به فرايند بعدي ادامه حيات مي دهند مانند:اويارسلام (با نام محلي :چور،چکا،گالي،جلي)،
قياق(با نام محلي:ارداله)، سوروف( با نام محلي: وازمل،زرا،وازمبيل،کل دمه) ، بند واش
يا سگ واش.



ب- علفهاي هرز پهن برگ:



علفهاي هرزي که داراي برگهايي با رگبرگهايي منشعب بوده و تعداد اجزاي گل درآنها ?،
? و يا مضربي از آنها است. جوانه زدن در اين دسته از علفهاي هرزبا دو لپه و يا دو برگ
بذري آغاز شده که در موقع کنترل شيميايي با اين دسته از علفهاي هرز قابل توجه مي باشد.
از اين گروه قاشق واش (قاشک يا بارهنگ آبي) و تير کمان آبي، شبدر آبي،عدسک آبي، علف
ارزني، آزولا،سل واش،جلبکهاي ر شته ايي را مي توان نام برد (? و? ).







 شکل?- علف هرز تير کمان آبي






 شکل?- علف هرز سوروف(وازمل)



علفهاي هرز مزارع برنج را مي توان از نظر طول دوره زندگي به سه دسته تقسيم نمود:

الف- علفهاي هرز يکساله:


اين علفها کليه فرايند زندگي آنها در طي يکسال يا کمتر از آن طي مي شود. علفهاي
هرز يکساله دوره رشد را با بذر آغازودر پايان دوره با تشکيل بذر کامل مي شوند مانند:
سوروف(وازمل)

ب-علفهاي هرز دو ساله:


علفهاي هرزي که دوره زندگي خود را طي دو سال مي گذرانند، در سال اول رشد رويشي
خود را کامل کرده و با اندوخته غذايي در سال دوم توليد بذر نموده و سپس به ادامه حيات
خاتمه مي دهند.


ج- علفهاي هرز چند ساله:

اين گروه از گياهان پس از توليد مثل از بين نمي روند بلکه جند ين سال متمادي
به زندگي خود ادامه مي دهند که براي کنترل اين دسته از علف ها احتياج به هزينه بيشتري
است.مثل اويار سلام، مرغ، قياق يا ذرت خوشه اي، ترشک.






 شکل4- دو نوع از اويارسلام (چور)



علفهاي هرز مزارع برنج از نظر نحوه تکثير به دو گروه تقسيم مي شوند:

الف- تکثير جنسي: در اين روش باتلاقي گرده گياه
نر ومادگي سبب توليد بذر مي گردد و بقاي علف هرز را تضمين مي کند.

ب- تکثير غير جنسي: در اين روش ازدياد گياهان
بدون دخالت اندام نر و مادگي، با ريزوم (قياق) ، غده(اويارسلام) ، پياز (پياز وحشي
، سورنجان) و... صورت مي گيرد(?)






روشهاي مبارزه با علفهاي هرز مزارع
برنج:

براي مبارزه و از بين بردن علفهاي هرز در شاليزارها، معمولا" برنجکاران
به روشهاي مختلف اقدام مي نمايند:

الف - پيشگيري:

قبل از اينکه علفهاي هرز در برنج زار رشد ونمو نمايد، بهتر است از ورود بذر
آنها به مزارع جلو گيري شود و براي اين کار اقدامات زير لازم مي باشد:

• بذري که براي کاشت بکار مي رود بايستي کاملا پاک و بوجاري شده و فاقد هر گونه بذر
علف هرز و بذور غير تيپ (دلک) باشد.


• در موقع انتقال نشاء به زمين اصلي علف هرز همراه با نشاء علف هرز به زمين اصلي وارد
نشود.


• براي آنکه بذر علفهاي هرز توسط آب منتقل نگردد، هميشه بايد مسير جويها را از وجود
اين علفها پاک کرد. (?)


• حتي الا مکان بايد مانع ورود حيوانات به اين محل شد، چون در پاييز فضولات و پاهايشان
آلوده به بذر علف هرز است که در بهار سبز خواهند شد.

• توصيه مي شود که کشاورزان از قسمتهاي عاري از بيماري و عاري از علف هرز اقدام به
بذر گيري کنند تابذري بدون علف هرز و سالم و مرغوب داشته باشند. (?)


• از ورود وسايل آلوده به بذر (ماشين آلات هاي مانند کمباين وخرمن کوب ) به مزرعه جلوگيري
بعمل آيد.


• از باقي گذاشتن علفهاي هرز که توسط وجين از زمين خارج شده اند در داخل مزارع خود
داري شود.(?)

• محل احداث خزانه سال آينده را در موقع وجين از علف هرز کاملا" پاک نگهداشته و نبايد
گذاشت تا علف هرزي باقي مانده و توليد بذر نمايد.

• بعداز برداشت محصول محل خزانه سال آينده را با کاه و کلش آتش زده تا بذر و بوته هاي
علف هرز کوچک باقي مانده در محل خزانه سال آينده از بين برود.


• در صورت بارندگي ويا هر دليل ديگري که نتوان محل خزانه سال آينده را آتش زد بايد
بوته هاي علف هرزي که باقي مانده اند از زمين کند تا بعد از برداشت محصول اين بوته
ها بعلت شرايط مساعد پيش آمده رشد نکرده و بذر ندهند و پس از اين عمليات بايد اطراف
محل خزانه سال آينده را مرز کشي نمود تا هرز آب مناطق بالا دست وارد محل خزانه نشود.




ب- مبارزه زراعي :

• عمليات و مراحل مختلف آماده کردن زمين اصلي برنج در صورتي
که بموقع و به طور دقيق انجام شوند در کم کردن و يا از بين بردن علفهاي هرز تأثيري
زيادي خواهند داشت. در صورتي که شخم اول در پاييز انجام شود موجب از بين رفتن بذر سوروف
شده و از طرف ديگر،چنانچه شخم عميق و با فاصله انجام گيرد سبب مي گردد که بذر علفهاي
هرز در عمق زياد خاک قرار گرفته و جوانه آنها قادر به خروج از خاک نباشد( ? و?).


• غرقاب کردن شاليزار نقش مهمي در کنترل علفهاي هرز برنج دارد(?). در صورتي که زمين
را در اول بهار، قبل از کاشت و بعد از کاشت نشاء به صورت غرقاب آبياري نمايند، وجودآب
زياد در داخل کرتها موجب کاهش رشد علفهاي هرز بخصوص سوروف شده و از اين راه کمک زيادي
به کم شدن علفهاي هرز خواهد شد(?). حتي در فصل غير زراعي چنانچه تنظيم آب خوب انجام
گيرد مي تواند در کنترل علفهاي هرز دائمي موثر واقع شود. در تنظيم عمق آب بايد دقت
شود که سطح آب خيلي پايين نباشد. شاليزار صاف و تسطيح شده باشدبطوريکه از بعضي نقاط
آن خشکي بيرون نزند. خصوصا" ? الي ? هفته بعداز نشاء کاري شاليزار به تناوب خشک نشود
تا علف هرز فرصت جوانه زدن پيدا نکند. با تنظيم آب به عمق ‍‍?? سانتيمتر اكثر علفهاي
هرز از بين مي روند. سطح آب بايستي متناسب با رشد گياه برنج حداکثر تا ?? سانتيمتري
بالا بيايد. وحتي براي مصرف علف کشها فقط در صورت تنظيم آب با عمق مناسب مي تواند موثر
باشند.

• نشاء کاري برنج شرايطي را فراهم مي کند که نشاءها بهتر بتوانند با علف هاي هرز رقابت
کنند.زيرا نشاءها در هنگام کشت حدود ?? تا ?? سانتيمتر طول دارند در حالي که علفهاي
هرز در ابتداي رويش هستند. بنابراين روش کشت نشايي يک روش مبارزه با علف هرز نيز محسوب
مي گردد.(?)




ج – مبارزه مکانيکي:

از بين بردن علفهاي هرز مزارع برنج به وسيله کارگر(وجين) رايجترين و متداول
ترين روش مبارزه با علفهاي هرز مي باشد. وجين شاليزار در بيشتر مناطق شمال ايران به
وسيله دست انجام شده و بندرت توسط ماشينهاي وجين کن دستي صورت مي گيرد. (?)

وجين عمو ما" در دو نوبت، نوبت اول ?? تا ?? روز بعد از نشاء کاري و نوبت دوم حدود
?? تا ?? روز بعد از نشاء کاري است که با دست و يا پا بوسيله نيروي انساني زن ومرد
انجام مي گيرد. معمولا در وجين اول ?? تا ?? نفر روز و در وجين دوم ?? تا?? نفر روز
در هکتار مورد نياز است. اين روش امتيازات زيادي نسبت به روشهاي ديگر به ويژه روش شيميايي
دارد. اولا هيچ علفي در برابر اين روش مقاومت نشان نمي دهد زيرا هنگام وجين هر نوع
علف هرز از يکساله تا دائمي پهن برگ يا نازک برگ توسط دست جمع آوري و يا مدفون مي شوند.
ثانيا" براي محيط زيست و حفظ تعادل طبيعي کاملا" بي ضرر است. ثالثا" با دست کشيدن در
سطح خاک تهويه و خروج گازهاي زيان آور امکان پذير شده و اکسيژن بيشتري در اختيار ريشه
ها قرار مي گيرد. رابعا" استفاده از نيروي انساني داخل کشور خريد مواد شيميايي خارجي
را منتفي مي سازد و از نظر صرفه جوئي ارزي فوق العاده مفيد مي باشد. از معايب وجين
دستي اين است که پر زحمت و مستلزم نيروي انساني زيادي است. بنابراين توصيه مي گردد
يکبار وجين دستي ?? تا ?? روز بعد از مصرف علف کشها در برنامه کار گنجانده شود تا با
تلفيق روش شيميايي و مکانيکي بتوان شاليزار را عاري از علف هرز نگه داشت.(?)




ح – کنترل بيولوژيک :

استفاده از دشمنان طبيعي تا سطح قابل قبول اقتصادي که در حال حاضر با وجود روشهاي شيميايي
، زراعي و مکانيکي رونق چنداني ندارد.


خصوصياتي که يک عامل بيولوژيک بايد داشته باشد عبارتند از :


براي گياه برنج زيان آور نباشد، قادر به توليد مثل سريع باشد ، بايستي مقاوم بوده وقادر
به حفظ موازنه جميعت خود با علفهاي هرزباشد، با شرايط محيطي ميزبان سازگار باشد، از
گزند دشمنان و عوامل بيماري دور باشد.


ماشک شمالي علف هرز برنج را کنترل مي کند. دو عدد غاز وحشي و يا ?? ? عدد اردک علفهاي
هرز يک هکتار برنج را کنترل مي کند. (?)



د- روش شيميايي:

يکي از آسانترين و موثر ترين و کم هزينه ترين روشهاي کنترل
علف هرز ، روش شيميايي است. علت تمايل کشاورزان از علف کش : 

• علفكش باعث كاهش دفعات عمليات شخم مخصو صا" در زمان كاشت مي شود.

• علف کشها تلاش عملي انسان يعني وجين دستي که کار طاقت فرسايي است را کاهش مي دهد
.


• در بازار به مقدار کافي موجود است و قيمت مناسبي نسبت به هزينه کارگري دارد. علاوه
بر مقرون بصرفه بودن در کنترل علف هاي هرز سمج مثل قياق و بند واش موفق است. (?)




در دو زمان مي توان سموم شيميايي را مصرف کرد: الف- قبل از بذر پاشي ب- بعد از بذر
پاشي


البته لازم بذکر است که معمولا" يک هفته بعد از نشاء کاري بهترين موقع است. (? )


علف کشها در کشاورزي امروزي به دودسته كلي تقسيم مي شوند:

? – علف کشهاي عمومي: ترکيبات شيميايي هستند که براي از بين بردن کليه گياهان در مزارع
زراعي و باغي و اراضي غيرزراعي مصرف مي شوند. مانند گليفوزيت( رانداپ) ، پاراکوآت(
گراماکسون)و...

? – علف کشهاي انتخابي: ترکيبات شيميايي هستند که با غلظت معيني جهت از بين بردن نوعي
خاص از گياه در زراعت فرموله شده و در شرايط مطلوب پس از مصرف اثر منفي روي گياهان
زراعي ندارد.مانند " تو- فور- دي (d – ? – ? )، بوتا کلر(ماچتي)








طريقه مصرف علف کش:

بطور کلي علف کشها در زراعت به دو طريق مصرف مي گردند:

? - روي شاخ و برگ گياه


? - ديگري در خاک پاشيده مي شوند. علف کشهايي که بصورت مايع روي اندامهاي هوايي گياه
پاشيده مي شوند به دو صورت، يکي به روش تماسي و ديگري به روش سيستماتيک( يعني علف کش
مورد نظر زماني روي شاخ وبرگ پاشيده مي شود از طريق اندامهاي هوايي جذب و سپس به درون
گياه راه پيدا مي کند.پس از وارد شدن به شيره گياه به تمام قسمتهاي حساس گياه منتقل
و او را از بين مي برد. ) باعث مرگ گياهان مورد نظر مي شوند. علف کشهايي که در خاک
جهت کنترل علفهاي هرز مصرف مي شوند، مي توان آنها را قبل از زراعت يا قبل از جوانه
زدن علفهاي هرز در مزرعه مصرف کرد.




علف کشها از نظر حرکت به سه دسته تقسيم مي شوند :

? – علف کشهاي که حرکت محدود دارند؛ اين قبيل علف کشها را روي شاخ وبرگ پاشيده و به
آنها علف کشهاي تماسي گويند(? ). البته اين علف کشها بخشهاي زير زميني را از بين نمي
برد مانند: پرو پانيل و بنتازون (با زا گران ) (?)


?- علف کشهايي که از طريق آوند آبکشي و همچنين در بعضي از گياهان که ريشه هاي رونده
دارند به دو صورت جذب مي گردد. اين گونه علف کشها براي کنترل علفهاي هرز يکساله ، دو
ساله و چند ساله قابل استفاده مي باشند. در حقيقت استفاده اصلي اين علف کشها وقتي است
که هدف از بين بردن تمامي اندامهاي گياه بخصوص اندامهاي زير زميني باشد. مانند گليفوزيت(رانداپ
) ، تو فور دي(?) و لونداکس وستاف (?).

? – علف کشهايي که از طريق آوندهاي چوبي حرکت مي کنند و خاصيت تاثير پذيري دارند ،(?)مانند
لونداکس و ستاف(?) .

* لونداکس ?? % (بن سولفورون متيل) و سينو سولفورون (ستاف) هر دو هم از طريق ريشه و
هم از طريق انامهاي هوائي گياه جذب مي شوند. بعد از جذب از طريق اندامهاي چوبي و آبکشي
از تقسيم سلولهاي مريستمي جلوگيري مي کنند.چون اين گروه از علف کشها پس از جذب در گياه
برنج برنج به سرعت خنثي مي شوند ضمن انتخابي عمل نمودن از درجه سميت کمتري براي جانداران
خونگرم برخوردار است.








انواع علف کشهاي رايج براي مزارع
برنج :




علف کشهاي مصرفي براي علف هرز سوروف :

?- رونستار (اگزا ديازون ):

پس از آنکه زمين براي نشاء کاري آماده شد يعني يک تا دو روز قبل از نشاء کاري به مقدار
? تا ? ليتر در هکتار بکار برده مي شود. البته بعد از نشاء کاري تا موقعي که سوروف
هنوز دو برگي نشده باشد مي توان آنرا بکار برد(معمو لا يک هفته بعد از نشاء کاري بهترين
زمان مصرف علف کش است). پس ا زمصرف بايد ? روز از ورود و خروج آب جلو گيري بعمل آورد.
بايد توجه داشت که مزرعه نبايستي بيش از حد غرقاب باشد زيرا سبب خفگي و سو زانندگي
نشاء مي شود. هنگام مصرف علف کش مي بايست حداقل حدود يک سوم نشاء ها روي آب باشد.

اين علف کش به صورت قطره پاش مصرف مي شود. روي سر پوش قوطي هاي اين سم سه سوراخ تعبيه
شده است که با در دست داشتن قوطي وارد مزرعه شده به فاصله ?تا ? /? متر (? قدم ) از
مرز کناري در خط مستقيم حرکت نموده و هر دو قدم يکبار قوطي را به چپ و راست تکان داده
ودر موقع برگشت به فاصله ? تا ? قدم از مسير رفت عمل سمپاشي ( قطره پاشي ) را ادامه
تا علف کش بصورت يکنواخت همه جا پخش گردد.



? – بنتيو کارپ (ساترن ) :

 اگر چه بهترين موقع مصرف اين علف کش هم يک هفته بعد از نشاء کاري است، اما ترجيحا"
بعد ا ز نشاء کاري تا دو برگه شدن سوروف مي باشد. البته مي توان قبل از نشاء کاري هم
آن را مصرف کرد.


مقدار مصرف آن در قبل از نشاء کاري حدود ? ليتر و بعد از نشاء کاري ? تا ? ليتر است.

? – بو تا کلر (ماچتي ) :

زمان مصرف آن مانند ساترن يک هفته بعد از نشاء کاري است. مقدار مصرف آن ? تا ? ليتر
در هکتار است.


? – مولينيت (اوردرام ):

موقع مصرف اين سم يک هفته بعد از نشاء کاري و قبل از دو برگه شدن سوروف (وازمل) مي
باشد. چون اين علف کش داراي حلاليت زياد در آب بوده و به سرعت تبخير مي شود بايستي
بلافاصله پس از مصرف مزرعه را غر قاب کرده و ? تا ? روز از خروج آب جلو گيري نموده
و در صورت کاهش آب مجددا" مزرعه را غرقاب نماييم.


مو لينيت را مي توان بصورت قطره پاش و سمپاش مصرف کرد. در صورت مصرف قبل از نشاء کاري
بايد بلافاصله بطور سطحي با خاک مخلوط شود.


مقدار مصرف آن ? ليتر در هکتار است.


? – پروپانيل :

برخلاف علف کشهاي بالا علف کش تماسي بوده و از طريق برگ جذب مي شودو بخشهاي زير زميني
را ازبين نمي برد. موقع مصرف اين علف کش زماني است که حداکثر سوروفها سبز شده و به
مرحله ? تا ? برگي رسيده باشند. مصرف اين سم بصورت سمپاشي مي باشد ونمي توان آنرا بصورت
قطره پاش مصرف کرد. يک تا دو روز قبل از سمپاشي مي بايست آب مزرعه را خالي نموده تا
همه سوروفها از آب خارج شده و در معرض سم قرار گيرند وهم فرصتي باشد تا بذر موجود در
خاک سبز کرده و با علف کش تماس يابد. در مقع سمپاشي بايد دقت شود که محلول سم با تمام
سوروفها تماس حاصل نمايد. پس از سمپاشي تا ?? ساعت آب مزرعه همچنان قطع و سپس آبياري
گردد. چنانچه تا ? ساعت بعد از سمپاشي بارندگي شود اثر سم از بين ميرود.

مقدار مصرف ?? تا ?? ليتر در هکتار است.


لازم به تذکر است مصرف اين علف کش بعداز نشاء کاري چندان توصيه نمي شود زيرا سبب زردي
برگها مي شود.




علف کشهايي که براي جگنها و پهن برگها مصرف مي شودعبارتند از:

? – بنتازون (بازاگران):

اين علف کش تماسي بوده و در مرحله ? تا ? برگي علف هرز و پس از خالي کردن مزرعه از
آب با سمپاش پاشيده مي شود. مقدار مصرف آن ? تا ? ليتر در هکتار مي باشد.


? – تو فو ردي :

علف کشي هورموني است و مقدار مصرف آن ? تا? /? است.


? – لونداکس ?? % (بن سولفورون متيل ):

بصورت قطره پاش مصرف مي شود. مقدار مصرفي آن ?? تا ?? گرم را در? تا? ليتر آب حل کرده
و براي يک هکتا ر قابل مي باشد.


? – سينو سولفورون (ستاف):


اين علف کش بصورت قطره پاش مورد مصرف قرار مي گيرد. و مقدار ??? تا ??? گرم آن را در
? تا? ليتر آب حل نموده و قطره پاش مي کنند.در موقع قطره پاش بايستي مزرعه داراي ?
تا ? سانتيمتر آب باشد.



علف کشهايي که بر روي هر سه گروه علفهاي هرز( پهن برگها، نازک برگها، جگنها) موثر است


• سان رايس پلاس و مقدار مصرف اين سم ? ليتر در هکتارو زمان مصرف قبل و بعد از نشاء
کاري است.

• ريفيت( پر تيلا کلر) و مقدار مصرفي آن ? تا ?/? ليتر در هکتار وزمان مصرف آن ? تا
? روز بعد از نشاء کاري است.

• تاپ استار ( اکساديارژيل) ومقدار مصرفي اين سم ? تا ?/? ليتر در هکتار وزمان مصرف
آن قبل از نشاءکاري است و بعلت اثر سوزانندگي بالاي تاپ استار به هيچ وجه بعد از نشاء
کاري توصيه نمي گردد (? و ?).





معايب مصرف علف کشها :

- مصرف بي رويه علف کشها سبب آلودگي محيط زيست و خاک و آب مي شود.


- هر چه مصرف علف کش بيشتر باشد جذب سيليس در گياه برنج کاهش يافته و در نتيجه سلولهاي
برنج اسفنجي شده و ابتلا به بيماري بلاست افزايش مي يابد.از آنجائيکه توليدکنندگان
علف کش بالاترين دوز مصرفي را همواره توصيه ميکنند حتي الامکان سعي شود کمتر از مقدار
توصيه شده مصرف شود تا احتمال ابتلا به بيماري بلاست کاهش يابد. - مصرف علف کش رسيدگي
محصول را به مدت ?? روز با تاخير روبرو مي کند.








علف هرز آزولا:

 يکي از علف هرز مهم که در منطقه فريدونکنار موجب آزار و اذيت
کشاورزان منطقه شده است علف هرز آزولا مي باشد براي مبارزه با اين علف هرز روشهاي زير
توصيه مي شود:

?- فاصله آخرين مرحله شخم (پادلينگ) تا نشاءکاري را کم کنيد.

?- در موقع نشاء کاري مزرعه بدون آب باشد.


?- بعداز نشاء کاري عمق آب کم باشد يا در صورت امکان مزرعه بدون آب باشد.


?- با قرار دادن ??? عدد اردک در يک هکتار مي توان آزولا را کنترل کامل نموده و حتي
آن را بصورت يک عامل مفيد در مزرعه تبديل کرد.


5- کود فسفاته در مناطق آلوده به آزولا مصرف نشود چون کود فسفاته موجب زاد و ولد آن
شده ، در نتيجه کود فسفاته را در موقع وجين مصرف کنيد و از ميزان کود ازته بکاهيد.لازم
بذکر است تغيير رنگ سبز آزولا به رنگ قرمز بد ليل کمبود فسفر مزرعه است که با دادن
کود فسفره اين علف هرز به رنگ سبز بر مي گردد.






شکل ? – علف هرز آزولا اين عکس کمبود فسفات را نشان مي دهد اين کمبود هم در زمستان
وهم در بهار ديده ميشود.در زمستان بعلت سرماي آب جذب فسفر به خوبي صورت نمي گيرد.




از مزاياي آزولادر مزرعه برنج علاوه بر تامين ازت خاک در زمانهاي خشکسالي نقش مالچ
را ايفاء مي نمايد وعمليات وجين براي ساير علفهاي هرز را کاهش مي دهد.







 منابع:

? – خدابنده ،ناصر.(????). غلات. انتشارات دانشگاه تهران.

? – ساداتي ، س اکبر و يحيي ابطالي.(????). اصول و روشهاي کنترل علفهاي هرز. انتشارات
توسعه علوم.

? – سليماني، عبدالله و بهمن اميري لاريجاني(????). اصول بهزراعي برنج . انتشارات آرويج.


? – سليماني،عبدالله و بهمن اميري لاريجاني(????). آموزشهاي عملي و تئوري در مرکز توسعه
منابع انساني کشاورزي هراز .

[ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 19:23 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


اشاره :
آن چه كه در پي مي‌آيد گزيده‌اي است از پژوهش «مديريت تلفيقي آفات» كه پيش از اين در موسسه‌ي پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد كشاورزي  انجام گرفته است.
آفت‌كش‌هاي شيميايي به مدت چند دهه به‌عنوان تنها روش قابل اطمينان براي كنترل آفات مورد توجه قرار گرفته بودند؛ زيرا اين مواد مي‌توانستند با سرعت بالايي آفات را از بين ببرند، هم‌چنين هزينه‌ي كاربرد آفت‌كش‌ها نسبت به درآمد حاصل از فروش محصولات كشاورزي بسيار كم بود.
اما با گذشت زمان به‌دليل مقاوم شدن آفات، نابود شدن دشمنان طبيعي و تبديل آفات ضعيف به آفات قوي‌تر، كم اثر شدن آفت‌كش‌ها و نياز به توليد آنها به صورت قوي‌تر، قابليت‌ جابه‌جايي و انتشار اين مواد در عوامل جاندار و بي‌جان، اثر بر سلامت و بهداشت انسان و در نهايت افزايش هزينه و اتلاف وقت كشاورزان، تصميم گرفتند كه روش‌هاي ديگري را جايگزين مصرف بيش از حد آفت كش‌ها كنند. كنترل تلفيقي آفات يا (Integrated Pest Management) رويكردي است كه با استفاده از آن مي‌توان ميزان مصرف سموم شيميايي را كاهش داد؛ گفتني‌ست روندهاي گوناگوني بر گسترش IPM تاثيرگذار بوده و باعث مطلوبيت و ترويج اين روش مديريتي شده است.
تقاضاي روزافزون مصرف كنندگان براي مواد غذايي سالم و باكيفيت، توسعه‌ي بيولوژيكي، كنترل بيولوژيكي، كشت ارگانيك و تبديل شدن IPM به عنوان يك موضوع سياستي جهاني از جمله عوامل تاثير گذار بوده است.
IPM منجر به برطرف كردن مشكلات ناشي از آفت‌كش‌ها  همانند افزايش قيمت مواد غذايي، افزايش هزينه‌هاي دولت براي تصفيه آب و خدمات پزشكي مي‌شود. بنابراين مديريت تلفيقي آفات مي‌تواند منجر به  ارتقاء درآمد كشاورز شود، و حافظ بهره‌وري، بهداشت مصرف كننده و كشاورز باشد؛ از سوي ديگر اجراي (Integrated Crop Management) يا مديريت تلفيقي محصول علاوه بر آن‌كه با كاهش مصرف سم منجر به افزايش درآمد كشاورز مي‌شود، با جلب توجه كشاورز به ساير ابعاد كاهش مصرف نهاده‌ها و انرژي مصرفي نيز مي‌تواند درآمد واقعي كشاورز را بهبود دهد.
سرويس مسائل راهبردي  ايران ضمن اعلام آمادگي براي بررسي دقيق‌تر نياز‌هاي خبرنگاران و سياست‌پژوهان محترم، علاقه‌مندي خود را براي دريافت (
isnakeshavarzi@yahoo.com)  مقالات دانشجويان، پژوهشگران، حرفه‌مندان، مديران و سياست‌گذاران محترم و پيشنهادات آن‌ها در ارائه‌ي عناوين جديد مقالات و يا تكميل يا ويرايش مقالات منتشرشده، اعلام مي‌كند.
در ادامه متن كامل اين مقاله به حضور خوانندگان گرامي تقديم مي‌گردد.


* سياست‌هاي كاهش مصرف سموم در ايران*

پس از كنفرانس بين‌المللي محيط زيست و توسعه در سال 1992 كه به اجلاس زمين معروف است و قبول توافق‌نامه‌ آن با موضوع توسعه‌ي كشاورزي پايدار و حفاظت از محيط زيست، دولت جمهوري اسلامي ايران تصميم به اجراي آن گرفت و  بر اين اساس وزارت كشاورزي با هدف توسعه‌ي كشاورزي پايدار با رعايت موضوعات زيست محيطي و هم‌چنين كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي و كاهش مصرف ارزي كشور متعهد شد كه در طول برنامه‌ي دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، ميزان مصرف سموم را 30 درصد كاهش دهد. در راستاي اين اهداف و به‌دليل اهميت آن، در دي ماه 1373 تشكيلات شوراي عالي كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي شكل گرفت و طرح كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي تدوين شد و پس از آن  با عنوان طرح توسعه‌ي كاربرد مواد بيولوژيك و استفاده ي بهينه از كود و سم در كشاورزي تغيير نام داد.

اهداف طرح كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي توسعه‌ي كشاورزي پايدار با رعايت مسائل زيست محيطي و هم‌چنين كاهش و بهينه سازي  مصرف سموم و كودهاي شيميايي و كاهش مصارف ارزي كشور از جمله اهداف اين طرح بود.
پيش‌بيني شد در برنامه‌ي دوم توسعه، ميزان مصرف سموم 30 درصد كاهش پيدا كند ( اساس كاهش، ميانگين روند مصرف سموم در سال‌هاي 73-1369 كه رقمي حدود 38 هزارتن را شامل مي‌شود به ميزان 11400 تن تعيين شده بود).
لازم به توضيح است كاهش مصرف سموم در مورد تمام مواد شيميايي نبود، بلكه در بعضي موارد همانند سموم علف‌كش و يا سموم ضدعفوني كننده بذور با توجه به ابعاد فني آنها و حفظ ميانگين كاهش 30 درصد، پيش‌بيني شد كه افزايش پيدا كند.  سياست‌هاي اجرايي طرح كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي - تعيين  اولويت‌ها در رابطه با محصولاتي كه بيشترين مصرف سم را دارند و مناطق پرمصرف از نظر سموم. - ارتقاء سطح و توسعه‌ي مديريت جامع آفات توسط ايجاد شبكه‌هاي عملياتي و فعاليت‌هاي متقابل ميان كشاورزان، محققان و مروجان و هم‌چنين جلب مشاركت هر چه بيشتر بهره‌برداران در كنترل آفات. - تجديد نظر و تغيير خط مشي‌ها و سازوكار‌هايي كه استفاده‌ي مناسب و فني آفت‌كش‌ها را تضمين مي‌كند مانند برداشتن يارانه‌ي سموم، برداشتن انحصار دولتي، آگاهي دادن به مردم توسط رسانه‌هاي ارتباطي جمعي، مراكز تحقيقاتي و بهداشتي  در ارتباط با خطرات ناشي از مصرف بي رويه‌ي سموم و عوارض سوء باقيمانده‌ي سموم مصرفي بر روي محصولات توليدي. - كنترل و نظارت بيشتر بر كيفيت سموم توليدي در داخل و خارج و نيز سموم وارداتي. -يافتن جايگزين‌هاي مناسب براي آن دسته از سمومي كه از ديدگاه زيست محيطي و بهداشت محيط پيرامون خطرناكند. - حفظ و حمايت از دشمنان طبيعي آفات با اعمال روش‌هاي غيرشيميايي و يا كاهش دفعات سمپاشي و استفاده از سموم كم خطر براي اين گروه از حشرات. - تشويق، هدايت و حمايت از بخش‌هاي غيردولتي در ايجاد آزمايشگاه‌هاي گياه‌پزشكي و واحدهاي پرورش حشرات مفيد. - هدايت و حمايت از بخش‌هاي غير دولتي در زمينه‌ي تهيه، توليد و توزيع انواع سموم و هم‌چنين مواد بيولوژيك مورد نياز كشاورزي. - استفاده از روش‌هاي كنترل تلفيقي آفات با تاكيد بر روش‌هاي غيرشيميايي كنترل آفات و به‌ويژه مبارزه‌ي بيولوژيك. - استفاده‌ي منطقي و بهينه از سموم شيميايي در موارد ضروري و اعمال نظارت‌هاي فني لازم. - بهبود و اصلاح روش‌هاي سمپاشي و استفاده از فن آوري‌هاي پيشرفته.

 مقايسه‌ي سموم مصرفي قبل و بعد از اجراي طرح با اجراي سياست‌هاي در پيش گفته شده، سموم مصرفي كشور از 38 هزارتن به 27623 تن در سال زراعي 80-1379 رسيد كه اين كاهش معادل 27 درصد است (با احتساب سموم گرانول). اين در حالي‌ست كه ميزان مصرف علف‌كش‌ها  از حدود 6150 تن (متوسط مصرف 5 ساله كشور 73-1369) قبل از شروع طرح به حدود 7955 تن در سال زارعي 80-1379 رسيده است. اين افزايش ناشي از لزوم توسعه و گسترش مبارزه‌ي شيميايي عليه علف‌هاي هرز به‌ويژه در محصولات استراتژيك از جمله گندم و برنج است. ميزان مصرف حشره‌كش‌ها كه در گروه سموم خطرناك قرار دارند  از حدود 18376 تن ميانگين مصرف پيش از شروع اجراي طرح (ميانگين 5 ساله 73-1369) به كمتر از 9400 تن مصرف در سال زارعي 80- 1379 رسيده است كه اين موضوع ناشي از اجراي روش‌هاي غير شيميايي كنترل آفات، بهينه سازي مصرف سموم و استفاده از سموم جديد با دز مصرف كم است.
مصرف سموم قارچ‌كش نيز در اين سالها افزايش پيدا كرد كه دليل آن توسعه و گسترش ضدعفوني كننده‌هاي  بذور بوده است(جدول 5را در پيوست مشاهده كنيد).

 عملكرد برنامه‌ي كاهش مصرف سموم اين برنامه در قالب 3 پروژه‌ي مشخص شامل مبارزه‌ي بيولوژيك، استقرار و توسعه‌ي شبكه‌هاي مراقبت و پيش آگاهي و مبارزه سامان‌دهي شد كه عملكرد اين پروژه‌ها از زمان شروع طرح (1374) تا سال 1380 بدين صورت است:

الف) مبارزه بيولوژيك در جهت تحقق اهداف مبارزه بيولوژيك، در قالب طرح‌ كاهش مصرف سموم كارگاه‌هاي توليد انبوه حشرات مفيد در 22 استان از استان‌هاي كشور تاسيس  و  قابل بهره‌برداري است، علاوه بر آن با ترغيب و تشويق بخش خصوصي بخش مهمي از نيازهاي اجرايي برنامه بدين وسيله تامين شد. دستگاه‌هاي  انسكتاريوم‌ها توانايي توليد حشرات مفيدي همانند زنبور تريكوگراما، زنبور براكون، بالتوري كريزوپا، سوسك كريپتولموس، كفشدوزك وداليا و زنبور پروس پالتا را بر اساس  استانداردهاي تعيين شده به صورت انبوه دارند كه در نهايت در مزارع و باغات مورد نظر بر اساس دستورالعمل‌هاي فني رهاسازي مي‌شوند. حجم عمليات اجرا شده در سال‌هاي 80- 1374 به تفكيك هر محصول(جدول 6 درپيوست مشاهده كنيد).مديريت تلفيقي آفات سيب و كرم گلگوگاه انار به ترتيب در سطح 80 و 131 هكتار عمليات مبارزه بيولوژيك اجرا شد، اميد است اين طرح در سطح وسيع توسعه و گسترش يابد.

ب) مبارزه زارعي بدون استفاده از مبارزه‌ي زراعي ساير روش‌هاي غيرشيميايي به‌ويژه مبارزه‌ي بيولوژيك نتيجه مطلوب را نخواهد داد؛ در رابطه با مبارزه‌ي زراعي روش‌هاي گوناگون براي هريك از آفات و بيماري‌ها و در هر محصول متفاوت است و در اين خصوص براي هر يك از محصولات زير پوشش طرح دستورالعمل مشخص صادر و بر اساس آن عمل مي‌شود.
در مزارع برنج مبارزه‌ي زراعي دربرابر كرم ساقه خوار برنج كاملاً اختصاصي است  و در حين اجراي سال‌هاي برنامه در دو استان گيلان و مازندران در سطوح كامل و معيني عمليات زراعي خاصي عليه اين آفت با استفاده از تجارب مفيد گذشته و نتايج و توصيه‌هاي تحقيقاتي و اجرايي معمول شده كه در كاهش مصرف سموم بسيار موثر بوده و در اغلب سطوح زير پوشش اين نوع مبارزه نيازي به سمپاشي براي نابودي كرم ساقه‌خوار نبوده است.
جدول 7 سطوح اجرايي مبارزه‌ي زارعي را در قالب طرح كاهش مصرف سموم در طول سال‌هاي برنامه نشان مي‌دهد(جدول شماره 7 درپيوست).  از سال 1378 مبارزه‌ي زراعي در 2051 هكتار باغ پسته شروع و در سال 1380 به حدود 27 هزار هكتار در استان‌هاي پسته‌خيز رسيده است.

ج) استقرار و توسعه‌ي شبكه‌هاي مراقبت و پيش آگاهي درحال حاضر استفاده از سم و مبارزه‌ي شيميايي،  به‌عنوان بخش جدانشدني مبارزه با آفات و بيماري‌هاي گياهي و علف‌هاي هرز مطرح مي‌شود،  به‌ويژه در مورد علف‌هاي هرز به شرط آن‌كه ساير روش‌هاي مبارزه با علف‌هاي هرز فراموش نشود، استفاده از آن اجتناب ناپذير است. براي جلوگيري از مصرف بي‌رويه و بي منطق سموم در كشاورزي،  بايد با در نظر گرفتن شرايط كلي كشاورزي ايران، سطح فرهنگ بهره‌برداران، نظام كشت موجود و ديگر مسائل، تلفيقي از روش‌هاي گوناگون مبارزه شامل مبارزه‌ي زارعي، مبارزه‌ي بيولوژيك و مبارزه‌ي شيميايي اصولي در قالب يك مديريت صحيح كنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز به كار گرفته شود و لازمه‌ي اين كار ايجاد شبكه‌هاي مراقبت و پيش آگاهي متشكل از كارشناسان و تكنسين‌هاي فني است كه براساس دستورالعمل‌هاي فني و اجرايي مزارع و باغات را به‌طور مرتب مورد بازديد قرار دهند و در خصوص بيولوژيكي آفات و بيماري‌هاي مهم هر محصول، فنولوژي گياه، شرايط جوي منطقه، تراكم آفت و وضعيت بيماري و ... بررسي‌هاي لازم را انجام و ضرورت يا عدم ضرورت مبارزه، مناسب‌ترين زمان مبارزه را تعيين و از طرق مختلف از جمله رسانه‌هاي گروهي، اطلاعيه، توصيه‌هاي محلي، تماس‌هاي حضوري با بهره‌برداران و ... مراتب را به اطلاع كشاورزان و باغداران مختلف برسانند و بر عمليات اجرايي نيز نظارت نمايند. در راستاي اين هدف اين پروژه براي 10 نوع محصول زارعي عمده كشور كه از نظر مصرف سموم ارقام قابل توجهي را به خود اختصاص داده‌اند در تمام استان‌ها به مورد اجرا گذاشته شده است. (جدول شماره 8 درپيوست) 

د) توليد محصولات ارگانيك كشاورزي ارگانيك، كشت و كاري است كه در آن مصرف سموم و كودهاي شيميايي جايي ندارد و در اين نوع كشت تا سرحد امكان تنوع زارعي، استفاده از بقاياي گياهي، كودهاي حيواني، ضايعات آلي خارج از مزرعه و كنترل‌هاي بيولوژيكي براي حفظ و باروري خاك، تغذيه گياهي، كنترل آفات، بيماري‌ها، علف‌هاي هرز و  بهبود كيفيت و سلامت مواد توليدي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. توسعه‌ي كشاورزي ارگانيك در كشور ما مي‌تواند اهداف زير را به‌دنبال داشته باشد: - توسعه و توليد محصولات سالم با كيفيت بهتر - توانمندتر كردن كشاورزان توسط افزايش درآمد (كاهش هزينه‌هاي توليد و افزايش بهاي محصول) - حفظ محيط زيست - حدف مصرف كود و سم - توسعه‌ي كشاورزي پايدار

هـ ) مسائل آموزشي، ترويجي و اطلاع رساني اقدام‌هاي زير در طول انجام فعاليت‌هاي به‌عمل آمده است: - برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي در زمينه‌هاي گوناگون براي كارشناسان، كمك كارشناسان و تمام عوامل اجرايي طرح در حد نياز - تشكيل دوره‌هاي آموزشي و توجيهي براي كشاورزان و باغداران و ساير توليدكنندگان - تهيه برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني براي كشاورزان و باغداران و ساير توليدكنندگان- تهيه‌ي فيلم‌هاي آموزشي مورد نياز - تهيه نشريات آموزشي وترويجي - تهيه كتاب - تهيه و انتشار  ويژه نامه‌هاي علمي ـ تخصصي در رابطه با فعاليت‌هاي گوناگون طرح (در مجله زيتون) - بازديد كشاورزان و عوامل اجرايي از مناطق گوناگون اجرايي طرح در سطح كشور

با توجه به روند افزايشي مصرف سموم شيميايي و  افزايش اثرات زيست محيطي و بهداشتي سموم، لزوم كاهش مصرف سموم شيميايي احساس مي‌شود. كنترل آفات (IPM) رويكردي است كه توسط آن مي‌توان ميزان مصرف سموم شيميايي را كاهش داد، روندهاي گوناگوني برگسترش كاربرد IPM تاثيرگذار بوده است: بيوتكنولوژي گزينه‌هاي مهم جديدي در اختيار IPM قرار داده است، توليد محصولات ترانسژنيك يا داراي ژن پيوندي از 7/1 ميليون هكتار در سال 1996 به 6/52 ميليون هكتار در سال 2001 رسيده است. اما ارزيابي سود و زيان، روش‌هاي كنترلي مناسب و توجه به اثرات زيست محيطي، اقتصادي و اجتماعي گونه‌هاي ترانسژنيك از الزامات مهندسي ژنتيك است. كنترل بيولوژيكي يكي از اجزاي مهم IPM  است، توليد و بازاريابي عوامل كنترل بيولوژيكي رشد نسبتا زيادي در دهه اخير داشته است و نرخ بازگشت سرمايه آن 160 ميليون دلار در سال 2000 بوده است. بايد در نظر داشت استفاده از فرومون‌ها (آفت‌كش‌هاي زيستي) و يا معرفي عوامل كنترل كننده‌ي بيولوژيكي خطراتي نيز به همراه دارد، بنابراين ارزيابي اثرات زيست محيطي بايستي براي هر موردي انجام شود. IPM  به دو دليل مهم از توسعه‌ي كشت ارگانيك سود مي‌برد،  اول آن‌كه گسترش كشت ارگانيك آگاهي عمومي را در رابطه با وجود روش‌هاي كشاورزي كم نهاده كه در برگيرنده IPM نيز است افزايش مي‌دهد؛ از سوي ديگر افزايش مساحت كشت ارگانيك منجر به گسترش روش‌هاي زارعي متداول مديريت آفات از قبيل تناوب زراعي، مالچ پاشي و تلفيق دامداري و زارع مي‌شود.توجه به ايمني غذا در مورد باقيمانده‌ي آفت‌كش‌ها و شيوع بيماري‌ تب برفكي و جنون گاوي در اروپا، الگوي مصرف مواد غذايي با افزايش گرايش به IPM به‌عنوان روشي براي تضمين كيفيت پاسخ‌گوي اين توسعه هستند؛ IPM به عنوان يك موضوع سياستي جهاني مطرح است. ظهور دست‌اندركاران جديد نيز يكي از عوامل تاثيرگذار بر IPM  است، تا پيش از دهه‌ي 1990 سياست‌هاي بخش كشاورزي تنها در راستاي توليد و عرضه جهت گيري شده بود اما پس از دهه 90، با افزايش تاثير سازمان‌هاي غير دولتي و مسائل واقعي يا احساسي ايمني غذا، چرخه‌ي توليد و عرضه‌ي محصولات كشاورزي نسبت به قبل از دهه 90تغيير يافت؛  رقابتي كه براي حفظ مشتريان، بهداشت عمومي و محيط زيست وجود دارد، تحقيق، خدمات ترويجي و صنايع نهاده‌هاي كشاورزي را تحت تاثير قرار مي‌دهد و منجر به تدوين قوانين سخت‌تر يا استفاده از رويكردهايي مانند IPM براي تضمين كيفيت محصول مي‌شود. كشورهاي گوناگون جهان سياست‌هاي مختلفي براي گسترش IPM را كسب كرده‌اند، براي نمونه سياست بيشتر كشورها كاهش 50 درصدي مصرف آفت‌كش‌ها در دوره‌ي زماني خاص و سياست كشور ايران، كاهش 30 درصدي سموم مصرفي است.
با اجراي اين سياست سموم مصرفي كشور از 38هزار تن (ميانگين مصرف طي سال‌هاي 73-1369) به 27623 تن در سال زارعي 80-1379 رسيده است.
براي تحقق اين سياست‌ تلفيقي از روش‌هاي بيولوژيكي، زارعي، مكانيكي و شيميايي در سطح كشور به‌ويژه در شمال كشور استفاده شده است. اما در IPM سياست كلي، كاهش ميزان مصرف سموم شيميايي بوده است و به درآمد كشاورز تنها در قالب كاهش هزينه‌هاي مصرف سموم توجه شده است و به درآمد كلي كشاورز توجه كافي نشده است، بنابراين پيشنهاد مشخص نگارنده جايگزين مديريت تلفيقي محصول (Integrated Crop Management) به‌جاي كنترل تلفيقي آفات (Integrated Pest Management) است.
مديريت تلفيقي محصول، نوعي استراتژي كشت است كه در آن كشاورز درصدد حفاظت و بهبود محيط زيست و  در كنار آن به فكر توليد غذاي سالم با صرفه‌ي اقتصادي است، به‌عبارت ديگر كشاورز درنهايت درصدد دستيابي به سودي متعارف است.
ICM بر پايه‌ي درك تعاملات بيولوژيكي و اكولوژيكي چرخه‌هاي مواد غذايي، آفات، علف‌هاي هرز و بيماري‌ها در كنار روش‌هاي مديريت كشاورزي است. ICM هم‌چنين متناسب با پايداري و بهبود منابع طبيعي است. ICM داراي اصولي پايه‌اي بدين شرح است: • كاهش وابستگي به نهاده‌ها همانند سموم و كودهاي شيميايي توسط يافتن جايگزين‌هاي مناسب • كنترل حاصل‌خيزي خاك • استفاده از بقاياي گياهي و كودهاي حيواني در صورتي‌كه تهديدي براي سلامت خاك، آب، حيات وحش، انسان و حيوانات نباشد. • كاهش آلودگي آب، هوا و خاك • كاهش كلي مصرف سوخت‌هاي فسيلي با كمك بهبود توازن انرژي درون مزرعه • در نظر گرفتن و بهبود چشم‌انداز مزرعه در ICM برخلاف IPM تنها به كاهش مصرف سموم شيميايي توجه نمي‌شود بلكه به كاهش مصرف كود و سوخت فسيلي، كاهش آلودگي‌هاي زيست محيطي، بهبود تنوع اكولوژيكي، بهبود چشم‌انداز و در نهايت افزايش درآمد كشاورز توجه مي‌شود.

انتهاي پيام

منابع:1.چياني،فريبرز،1382، نگاهي به: تامين، توزيع و قيمت سموم دفع آفات نباتي در نيمه اول سال 1382، اداره كل نظارت بر كالاهاي غيرفلزي
2.خسروي، عبدالرحيم، 1379، نگرشي بر عملكرد سازمان حفظ نباتات در راستاي طرح كاهش مصرف سموم (78-1374) شوراي عالي سياستگذاري كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي در كشاورزي
3.سالنامه آماري كشور، 1380، مركز آمار ايران
4. مصوبه شوراي اقتصاد، 1382، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور
5. وزارت جهادكشاورزي، 1381، عملكرد هفت ساله مبارزه بيولوژيك 80-1374

6Alimoeso, s.and Ir.Nasikin.2001.Country Report -Indonesia. Prepared for the Meeting of the programme Advisory committee.pp4-11
7Allen, W.A. and E.G.Rajotte.1990. The Changing role of extension entomology
8Baik uhm,Ki, 1999, Integtated pest managment : food &frtilizer, Technology center
9Consumer response to information on integrated pest management 1992.J.food safety 
  10Flint , ML,S.Daar and R,Moliner,1991.Establishing integerated pest management policies and programs 
11Olkowski, w,and s.Daar .1991 Common sense pest control Taunton press
12Proceediings of National Inegerated pest managment frount 1992
13Sorby,K , and G. fleischer.2003. Integerated pest managment in Development . Review of Trend and Implementation Strategies
14Yudelman, M and A. Ratta.1998. pest management and food production . Looking to the future Food, Agriculture, and the Enviroment Discussion
15www.aces.edu/depatment /imp
16www.biconet.com
17www.co-op.co.uk
18www.Feweb.vn.nl

[ چهارشنبه بیستم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 12:11 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
معرفی علفهای هرز مهم
                                                                 
اين علفها شامل سوروف ، اويار سلام ، قاشق واش ، تير كمان آبي ، بندواش ، سل واش و …….. ميباشند كه هزينه مبارزه با اين علفها بخش اعظمي از اقتصاد كشاورزي برنج را شامل ميگردد .

مهمترين آفات برنج در ايران
از مهمترين آفات برنج كه ساليانه خسارات هنگفتي را بر جاي مي گذارد كرم ساقه برنج ( Chilo Suppressalis ) مي باشد . اين آفت ، حشره اي است كه براي اولين بار در سال 1351 در مزارع تنكابن و رامسر طغيان كرد و در مدت كوتاهي با افزايش جمعيت و ايجاد خسارت اقتصادي شديد نظر همگان را جلب نمود .
كرم ساقه خوار برنج كه بعنوان يكي از خطرناكترين آفات برنج در دنيا بشمار مي آيد ، در زمستان بصورت لار و كامل در داخل ساقه هاي خشك برنج و يا علفهاي هرز اطراف مزرعه بسر مي برد و در حدود اوايل ارديبهشت ، هنگاميكه حداقل دماي هوا ، 10 درجه سانتيگراد باشد ، شفيره ها در داخل ساقه هاي باقيمانده برنج سال قبل و يا علفهاي هرز مزرعه ، در اطراف سوراخهاي ايجاد شده توسط لاروها ، تشكيل ميگردد .
در حدود بيستم ارديبهشت ماه ، اولين پروانه ها ظاهر ميشوند كه در اواسط خرداد به حداكثر خود مي رسند . عمر پروانه ها ، حداكثر يك هفته است و در اين مدت بطور متوسط 230 عدد تخم توسط هر پروانه گذرانده ميشود . تفريخ تخمها در دماي حداقل 10 تا 12 درجه سانتيگراد بمدت 5 تا 11 روز بسته به دماي محيط انجام مي گيرد . اين كرم در طول سال 2 تا 3 نسل دارد و از زمان نشاء كاري تا هنگام برداشت برنج در مزارع فعاليت زيستي دارد . خسارات وارده طي نسلهاي دوم و سوم بيشتر است .
 
نوع بذر                        درصد زنده بودن قبل ار قرار گرفتن توی کود                 1ماه        2ماه     3ماه    4ماه
 
ابوتیلون(گاو پنبه)                               52/5                                                2            0         0         0
پیچک                                                 84                                                 4          22        0        0
شبدر شیرین                                       68                                                22          4         0        
شاهی وحشی                                 34/5                                                0          0           0         0
علف هفت بند                                    0/5                                                 0          0          0         0
توق                                                   60                                                 0          0          0         0
خارخسک                                           52                                                 0          0         0      
خصوصیات علف های هرز:
1- همه جا هستند.
2- آفات غیر قابل پرهیزی می باشند.
3-خسارت آنها به ظاهر چشمگیر نیست.
4- کنترل آنها از سایرآفات مشکل تر است.
5- قدرت زنده ماندن دانه آنها زیاد بوده و در شرایط نا مناسب می توانند زنده بمانند.
6-قدرت ترمیم زیاد دارند.
7-قدرت تطابق در محیط های مختلف را دارند.
8-گلهای آن جلوه کمتری داشته و دامها نیز به آن توجه کمتری دارند.
9-رقبای قوی برای محصولات کشاورزی می باشند.
10- چرخه زندگی آنها شبیه محصولات زراعی است.
11-پراکندگی دانه آنها زیاد می باشد.

 

پراكنش و اهميت علفهاي هرز از نظر كشاورزي :

 

نام فارسي ياانگليسي
نام علمي
 تاج خروس خوابيده
 Amaranthus blitoides S.wats
 Powell amaranth
Amaranthus powellii S.wats
 تاج خروس وحشي
Amaranthus retroflexus L. 
 يولاف وحشي
 Avena fatua L.
 آمبرزيه common mgweed
 Ambrosia artemisiifolia L.
كلزا ـ منداب 
Brassica napus L. 
 pine appleweed
 Chamomilla suaveolena (L.) Rauschert
 سلمك
 Chenopodium albom L
 كنگر وحشي
(.scop cirsium arvensis (L 
 پيچك صحرايي
 Convolvulus arvensis L.
 اويار سلام
 Cyperus escuentus L.
 تاتوره
Datora stramonium L
 سوروف
beauv Echinochloa crus_galli  L.
 آگروپيرون
 Elymus repens (L.) Gould
 علف هفت‌بند
 Fallopia convolvulus(L.) A. Love
(= polgonum convlvulus)
 بی تی راخ - علف شير
 Gallium aparine L.
 آفتابگردان معمولي
 Helianthus annuus L.
 جاروی زينتي
 Kochia scodaria (L) schrad
 چچم ريشك‌دار
 Lolium multiflorm lam
پنيرك
 Mavla neglecta wallr
 پنيرك
 Mavla parviflora L.
 بابونه گاوي
 Marticaria chamomilla L
 مركوروج ـ سلمه تره
Mercurialis annual
 عروسك پشت پرده
Phsalis spp
 گاوپنبه
 Abutilon theophrasti medic
 آگروپيرون - مرغ
Agropyron repens (L.) Benuv
 دم روباهی صحرايي
 Alopecurusmyosuroides huds
 چچم يكساله
 Poa annuab L
 علف هفت‌بند
 Polygonum aviculare L.
  علف هفت‌بند
 Polygonum convolvulus L
(= fallopia convolvulus)
 علف هفت‌بند 
 Polygonum persicaria  L.
 علف هفت‌بند 
 Polygonum lapathifolium L
 توق
 Viola arvensis murr.
 بنفشه كوهي
Urtica urens L.
 گزنه
Stellaria media (L) vill.
 گندمك
Sorghum halepense (L) pers
 قياق
Sonchus arvensis L.
 شيرتيغك
Solanum tuberosum L.
 تاجريزي
Sinapis arvensis L.
 تاجريزی كرك‌دار
Solanum nigrum L.
 خردل وحشي
 Stearia viridis (L) Beave
بی تی راخ - علف شير
Gallium aparine

مشخصات گیاهشناسی:
گياهي است تك لپه ء پرپشت ء يك ساله
خاكهاي متوسط تا سنگين رسوبي و آهكي خشك تا كمي مرطوب را ترجيح ميدهد
دوره رويش آن پاييز تا بهار و زمان گلدهي اواخر بهارتا اوايل تابستان
از طريق بذر تكثير مي‌شود و هر گياه 400 - 200 بذر توليد مي‌كند
برگ:
 
برگهاي كوتيلدوني (بذري) نازك ء تاپ‌دار و پيچيده ء اغلب در قاعده به رنگ بنفش تيره ء غلاف برگها در تمام طول بازو فاقد مو و در برگهاي لابلايي تا حدودي بادكرده
. زبانك قهوه‌اي كم‌رنگ ء دندانه‌اي ء پهن‌برگ خطي با نوك تيز به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف كمي ناوي شكل
 طول لما مساوي پوشه ء لما در قاعده سيخك دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي باشد  
گل:
 سنبلكهاي تك گل باريك ء پوشه‌ها مساوي به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف ء كمي ناوي شكل
طول لما مساوي پوشه ئ لما در قاعده سيخك‌دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي‌باشد 
 بذر:
 
دانه بدون پوشش به طول 2/3 ميليمتر ء پهنا 8/0 -5/0 ميليمتر ء شكم‌دار به فرم تخم مرغي نوك تيز ء انتهاي كمي دراز ء به رنگ زرد ء دانه با گلوم به طول 6 - 5  ميليمتر ء عرض 2 - 1/5 ميليمتر و قطر 1 -0/8 ميليمتر ء داراي سه دندانه قاعده‌اي و دو نوار ساقه جانبي پوشيده از تار و پوسته
گلوم تا وسط دانه رشد كرده و در نوك از ميان گلومها ديده مي شود. گلوم‌ها به رنگ زرد و به طول 6/5 - 6 ميليمتر و پهناي 1/8 ميليمتر
ريشك از پوشش‌ها بيرون آمده و طول آن 8 - 6 ميليمتر است
      
رویشگاه و پراکنش:
 در باغات مركبات . كشت‌زارهاي غلات . چغندر . بقولات و منطق باير      
  گرگان - گيلان - مازندران - آذربايجان - اصفهان _ فارس _ بوشهر  - كرمان - سيستان و بلوچستان - تهران

تاج خروس-AMRANTUS ANUS L -تیره COMPOSITE(علف هرز تاج خروس):

مشخصات گیاهشناسی:
گياهي است تك لپه ء پرپشت ء يك ساله
خاكهاي متوسط تا سنگين رسوبي و آهكي خشك تا كمي مرطوب را ترجيح ميدهد
دوره رويش آن پاييز تا بهار و زمان گلدهي اواخر بهارتا اوايل تابستان
از طريق بذر تكثير مي‌شود و هر گياه 400 - 200 بذر توليد مي‌كند
  برگهاي كوتيلدوني (بذري) نازك ء تاپ‌دار و پيچيده ء اغلب در قاعده به رنگ بنفش تيره ء غلاف برگها در تمام طول بازو فاقد مو و در برگهاي لابلايي تا حدودي بادكرده
. زبانك قهوه‌اي كم‌رنگ ء دندانه‌اي ء پهن‌برگ خطي با نوك تيز به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف كمي ناوي شكل
 طول لما مساوي پوشه ء لما در قاعده سيخك دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي باشد
گل:
  سنبلكهاي تك گل باريك ء پوشه‌ها مساوي به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف ء كمي ناوي شكل
طول لما مساوي پوشه ئ لما در قاعده سيخك‌دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي‌باشد
بذر:
 
  دانه بدون پوشش به طول 2/3 ميليمتر ء پهنا 8/0 -5/0 ميليمتر ء شكم‌دار به فرم تخم مرغي نوك تيز ء انتهاي كمي دراز ء به رنگ زرد ء دانه با گلوم به طول 6 - 5  ميليمتر ء عرض 2 - 1/5 ميليمتر و قطر 1 -0/8 ميليمتر ء داراي سه دندانه قاعده‌اي و دو نوار ساقه جانبي پوشيده از تار و پوسته
گلوم تا وسط دانه رشد كرده و در نوك از ميان گلومها ديده مي شود. گلوم‌ها به رنگ زرد و به طول 6/5 - 6 ميليمتر و پهناي 1/8 ميليمتر
ريشك از پوشش‌ها بيرون آمده و طول آن 8 - 6 ميليمتر است
رویشگاه و پراکنش:
 
  در باغات مركبات . كشت‌زارهاي غلات . چغندر . بقولات و منطق باير
   گرگان - گيلان - مازندران - آذربايجان - اصفهان _ فارس _ بوشهر  - كرمان - سيستان و بلوچستان - تهران
محمد آردین-برگرفته از کتب علفهای هرز

علف هرز گیاهی است خودرو که به طور ناخواسته در مزارع و باغها می روید.برای زراعت اصلی میهمانی نا خوانده است.
بین علف های هرز گیاهان بسیارش هستند که مصرف دارویی و خوراکی دارند.
 
 
اهمیت اقتصادی علفهای هرز:
زیان علفهای هرز در اراضی کشاورزی
تلف کردن آب
مصرف مواد غذایی
سایه افکنی
ترشح مواد مسموم کننده در خاک
ایجاد هزینه برای مبارزه
کم شدن ارزش محصولات کشاورزی
کاهش کیفییت و خراب شدن محصولات دامی
زیانهای بهداشتی برای انسان و دام
نامرغوب شدن بذر
مزاحمت در برداشت محصول
میزبانی آفات و بیماری های گیاهی
ایجاد خوابیدگی در غلات
افزایش خطر سرما زدگی در باغات
ایجاد مخفیگاه در باغها
کم شدن ارزش زمین
 
 
خسارت علفهای هرز در مناطق و اراضی غیر کشاورزی:
تخریب آسفالت خیابانها وپشت یام اماکن و باند فرودگاه ها
پوشاندن آثار و علائم مسیر لوله های نفت و گاز
زشت کردن مناظر
به وجود آوردن مشکلات در منابع آب
 

علفهای هرز انگلی:

سس :

سس يک گياه کاملا انگلی می باشد که دارای ريشه و برگ نيست و مواد غذايی مورد
نياز خود را بطور کامل از گياه ميزبان ميگيرد . بذر گياه سس به مدت بسيار طولانی در
خاک می ماند و گاه تا ۱۳ سال در خاک دوام می آورد و قادر به جوانه زدن می باشد .

تصاویر برخی از گونه های علف هرز
 تاج خروس وحشی amaranthus retroflexus
علف هفت بند polygonum persicariaعلف شیرgallium aparine
یولافavena fatua
[ چهارشنبه ششم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 9:32 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
 

تاج خروس وحشی : Amaranthus retroflexus

مقدمه.

گونه های علف هرز مختلفی از جنس تاج خروس وجود دارند که در فعالیت های کشاورزی اختلال ایجاد می کنند. یکی از مهمترین این گونه ها تاج خروس وحشی (Amaranthus retroflexus) می باشد که شدیدا با گیاه زراعی رقابت کرده، محصول را کاهش داده و عمل برداشت را با مشکل مواجه می کند. (از منبع شماره10).

 

شناسایی این گونه به خصوص در مراحل اولیه رشدی بسیار دشوار است زیرا تاج خروس وحشی در این مرحله شباهت زیادی به دیگر گونه ها دارد. اما پس از رشد اولیه، تشخیص آن ساده تر می گردد. در این تحقیق سعی شده است تا مشخصات اصلی گیاه در رشد اولیه و رشد کامل ذکر شود تا با استفاده از این ویژگی ها بتوان گیاه را شناسایی نمود.

  

فصل یک: رده بندی گیاه.

گیاه تاج خروس وحشی در رده بندی گیاهی به صورت زیر قرار می گیرد:

سلسله: گیاهان

شاخه: ماگنولیوفیتا

رده: ماگنولیوپسیده

راسته: کاریوفیلال ها

خانواده: آمارانتاسه = تاج خروس

جنس: آمارانتوس = تاج خروس

گونه: رتروفلکسوس = تاج خروس وحشی. (6).

فصل دو: مشخصات گیاه شناسی.

نام علمی: Amaranthus retroflexus 

نام انگلیسی: Redroot Pigweed و Redroot Amaranth

Common Amaranth و

نام فارسی: تاج خروس وحشی. (3 و 6).

 

بذر (Seed): گرد تا بیضی، به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه براق بوده و صاف می باشد. (3).

گیاهچه (Seedling): ساقه در قسمت زیر کوتیلدون (برگ بذری) فاقد کرک بوده و یا دارای کرک های کوچک و ظریف می باشد. رنگ ساقه در گیاهچه و به خصوص در نزدیکی طوقه متمایل به قرمز است. برگ های کوتیلدونی نیز بسیار کوچک بوده (10 تا 12 میلی متر طول) و سطح فوقانی آنها سبز تا صورتی می باشد. اولین برگ های حقیقی حالت متناوب داشته و تخم مرغی شکل می باشند. کرک نیز ممکن است در سطح یا حاشیه برگ ها وجود داشته باشد که تراکم این کرک ها در کنار رگبرگ ها زیاد تر است. این گیاه دو لپه می باشد. (8).

برگ (Leaf): برگ ها به صورت متناوب و تخم مرغی شکل بوده و طول دمبرگ آنها تا 2/1 اینچ (حدود 3 سانتیمتر) می رسد. حاشیه برگ به صورت موج دار است و کرک ها بیشتر در طول رگبرگ ها و در سطح زیرین برگ وجود دارند. طول برگ 7 تا 11 سانتیمتر و عرض آن به 3 تا 6 سانتیمتر می رسد. این گیاه پهن برگ می باشد. (5 و 8).

ساقه (Stem): رنگ آن سبز بوده و زبر و خشن می باشد. ارتفاع آن معمولا تا یک متر رسیده ولی ممکن است تا 2 متر نیز رشد نماید. در نزدیکی طوقه رنگ ساقه قرمز بوده و به خصوص در ارتفاع بالاتر ساقه دارای کرک می باشد. ساقه قوی، افراشته، تک شاخه و یا منشعب می باشد. (3 و 8).

ریشه (Root): ریشه اصلی این گیاه قوی و عمقی بوده و در نزدیکی سطح خاک معمولا دارای رنگ صورتی است. (8).

میوه (Fruit): میوه ناشکوفا بوده و طول آن تا 2 میلیمتر می رسد. درون هر میوه یک بذر سیاه براق وجود دارد. (8).

گل (Flower): به صورت کوچک، سبز رنگ و ناپیدا بوده که به تعداد زیاد و متراکم در خوشه انتهایی ظاهر می شود. طول این خوشه (سنبله متراکم) 5 تا 20 سانتیمتر است. البته گل آذین های کوچکتری نیز در زاویه بین ساقه و دمبرگ وجود دارند. گل های نر و ماده هر دو روی یک گیاه قرار داشته (تک پایه) و گرده افشانی توسط باد انجام می گیرد. (8).

 

فصل سه: پراکنش، عادات، نیاز های رشدی و چرخه زندگی.

پراکنش (Distribution): این علف هرز یکی از علف های هرزی است که در تمام نقاط دنیا پراکنده شده است. به عنوان مثال در اروپا، امریکای شمالی و جنوبی، استرالیا و ... وجود آن برای کشاورزان مشکل ساز می باشد. در کشور ما نیز این علف هرز در استان های تهران، خراسان، فارس، کرمانشاه، همدان، کردستان، قزوین، آذربایجان، ایلام، خوزستان به وفور مشاهده می شود. (3و5).

 

عادات رشدی (Growth habits): گیاهی یک ساله و تابستانه است که به مقدار بسیار زیادی تولید بذر می نماید. ساقه آن بلند و افراشته است اما در برخی شرایط قادر است تا در هنگامی که تنها چندین سانتیمتر طول دارد نیز بذر بدهد. اکثرا در خاک های تحت کشت رشد کرده اما در باغات، خزانه ها، مراتع، کنار جاده ها و ... نیز رشد می کند. اندام هوایی این گیاه مستحکم و پر قدرت و اکثرا ً پوشیده از کرک بوده و ریشه آن نیز بسیار کارآمد و به رنگ قرمز است. (8 و9).

 

نیازهای رشدی و گیاهان زراعی: خاک هایی با زهکشی مناسب و حاصل خیزی مطلوب برای این گیاه بستر رشد مناسبی را ایجاد می کنند. از آنجایی که از گیاهان 4 Cاست به نور زیاد و گرما و رطوبت نیاز دارد تا رشد بهتری انجام دهد. این گیاه در صورتی که در خاک مقدار زیادی کود شیمیایی وجود داشته باشد ممکن است سمی شود. تاج خروس در مزارع سیب زمینی، پیاز، ذرت، گوجه فرنگی، فلفل و چغندر قند رقابت شدیدی را محصول اصلی انجام می دهد. این گیاه هم در خاک های اسیدی و هم قلیایی رشد می کند. (4).

 

چرخه زندگی (Life cycle): از گیاهان تابستانه بوده و جوانه زنی آن در اواخر بهار، گلدهی آن در اواسط تا اواخر تابستان و رسیدگی بذر آن نیز در اواخر تابستان تا پاییز صورت می گیرد. (1).

  

فصل چهار: نکاتی پراکنده پیرامون تاج خروس وحشی و موارد مصرف آن.

در شرایط عادی این گیاه به هیچ وجه سمی و خطرناک نمی باشد اما اگر خاک منطقه غنی از ازت باشد، نیتروژن به مقدار زیادی در برگ های این گیاه تجمع می یابد. وجود این مقدار زیاد ازت می تواند در بروز برخی بیماری ها مثل سرطان معده، سندرم کودکان آبی رنگ و ... موثر باشد. ریشه عمقی آن قادر است تا مواد غذایی را از اعماق خاک به سطح منتقل نماید. (4).

  

مصرف خوراکی: در برخی نقاط برگ های این گیاه به صورت خام یا پخته مانند اسفناج مصرف می شود. اگر گیاه مقدار کافی آهن دریافت کرده باشد می تواند منبع مهمی برای ویتامین های A و C باشد. از گیاهان تازه جوانه زده نیز می توان در تهیه سالاد استفاده نموده و بذر خام یا پخته این گیاه نیز پودر شده و به عنوان جایگزین غلات مصرف می گردد. اگر چه که بذر این گیاه ریز می باشد اما برداشت آن دشوار نبوده و بسیار مغذی می باشد. (4).

 

مصرف دارویی: به خصوص از برگ های این گیاه برای درمان ضخم معده، اسهال و گرفتگی سینه به صورت چای یا دم کرده استفاده می شود. (4).

 

مصرف به عنوان علوفه: در صورتی که گاو یا خوک مقدار زیادی از این گیاه را به صورت تازه و به مدت 5 تا 10 روز مصرف کند، اثراتی در "کلیه" دام دیده می شود. البته در حالت عادی اثراتی از مسمویت زایی در این گیاه دیده نشده است، اما در صورت وجود مقادیر زیاد ازت در خاک ، نیترات در بافت های گیاه تجمع یافته و برای دام خطرناک می شود. (7).

 

البته این گیاه هنگامی که رشد زیادی کرده باشد به علت داشتن کرک های زیاد و بافت خشن برای دام ها خوش خوراک نیست. بذر این گیاه به همراه پوست دارای 18 درصد پروتئین می باشد. نسبت مواد موجود در گیاه تاج خروس نابالغ به شرح زیر است. (7).

خاکستر:  8/18 درصد

فیبر خام:  8/10 درصد

عصاره عاری از ازت: 2/43 درصد

پروتئین:  7/25 درصد

 

مصارف دیگر: بذر تولید شده توسط این گیاه منبع غذایی مهمی برای پرندگان می باشد. از طرف دیگر از تمام بافت این گیاه می توان رنگ های زرد و سبز را بدست آورد. (4).

فصل پنج: کنترل شیمیایی تاج خروس وحشی.

برای کنترل علف هرز تاج خروس وحشی در مزارع مختلف از علف کش های مختلفی استفاده می شود. همان طور که گفته شد این علف هرز در مزارع گیاهانی همچون ذرت، چغندر قند، سیب زمینی و ... رشد کرده و به رقابت با گیاه اصلی می پردازد. از آنجایی که تاج خروس وحشی از پهن برگ ها می باشد می توان از پهن برگ کش های مختلفی برای کنترل آن استفاده نمود که در زیر به معرفی برخی از آنان می پردازیم.

 

در کشور ما تنها دو علف کش پهن برگ کش برای استفاده در مزارع ذرت ثبت شده است که شامل آترازین و توفوردی می باشد. آترازین از بازدارنده های فتوسنتز در فتوسیستم دو بوده و نام تجاری آن گزاپریم می باشد و یک علفکش پیش کاشتی است (خاک مصرف). توفوردی نیز یک اکسین مصنوعی با نام تجاری یو 46 دیفلوئید است (پیش رویشی). اگر چه که این دو علف کش محل عمل متفاوتی دارند اما خطر مقاوم شدن علف های هرز نبست به آترازین زیاد بوده و اگر در منطقه ای این مقاومت ایجاد شود تنها گزینه ممکن توفوردی خواهد بود. (2).

 

در زراعت سیب زمینی تنها دو علف کش دو منظوره (باریک برگ و پهن برگ کش) در کشور به ثبت رسیده است که شامل پاراکوات و متری بوزین می باشد. پاراکوات با نام تجاری گراماکسون، یک علفکش پس رویشی و بازدارنده فتوسیستم یک است. متری بوزین نیز دارای نام تجاری سنکور بوده، بازدارنده فتوسیستم 2 و در سیب زمینی به صورت پس رویشی مصرف می شود. (2).

فصل شش: مقاومت تاج خروس نسبت به علفکش های شیمیایی.

مصرف بدون دقت علفکش ها در دهه های اخیر سبب مقاوم شدن برخی علف های هرز به برخی از علفکش ها شده است. این حالت اکثرا در مواقعی روی می دهد که یک یا چند علفکش با محل عمل مشابه چندین سال در محلی خاص مورد مصرف قرار گیرند. این عمل باعث ایجاد فشار انتخاب شده و بوته های حساس به علف کش از بین رفته و بوته های دارای ژن مقاومت در محیط غلبه می یابند.

 

اولین نمونه بروز مقاومت در علف های هرز مربوط به دهه 1960 در امریکا می باشد که علف هرز Senecia vulgaris نسبت به علف کش های گروه تریازین مقاومت نشان داد. تاج خروس وحشی نیز یکی از گونه هایی است که نسبت به علف کش ها و گروه تریازین مقاومت نشان داده است. از عوامل این ایجاد مقاومت می توان به نداشتن تناوب در کشت گیاهان و مصرف مداوم علف کش های با محل عمل مشابه و نیز عدم استفاده از دیگر روش های کنترلی همچون روش مکانیکی اشاره نمود. (11).

 

کنترل علف هرز تاج خروس مقاوم به علف کش، نیازمند مدیریتی خاص است. استفاده از روش مدیریتی تلفیقی علفهای هرز یکی از کارآمد ترین روش ها در مبارزه با علف های هرز مقاوم است. در مبارزه تلفیقی لازم است تا از روش های زراعی، بیولوژیکی، مکانیکی و شیمیایی و ... به طور همزمان استفاده شود. البته به هیچ عنوان نباید از علفکشی که باعث بروز مقاومت شده در کنترل همان علف هرز استفاده شود.


منابع:

ترجمه و تالیف :سید چاسب فاضلی

1) راشد محصل م. ح.، نجفی ح. و م. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علف های هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 350 صفحه.

2) زند، الف.، م.ع. باغستانی، م. بی طرفان و پ. شیمی. 1386. راهنمای علف کش های ثبت شده در ایران. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 66 صفحه.

3) بی نام. نرم افزار علف های هرز ایران. 1381. تهیه شده به سفارش دفتر خدمات و تکنولوژی آموزشی وزارت جهاد

[ دوشنبه چهارم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 20:10 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
PDF چاپ ايميل

زندگی بشر به وجود گياهان وابسته است و علاوه بر آن به شكلی غير مستقيم سلامتی و تندرستی او به توليد و پرورش گياهان زراعی و باغی سالم بستگی دارد. به طور كلی نزديك به 90 درصد غذای انسان از نباتات تأمين می‌شود. گياهان سبز منبع اصلی تأمين‌ كننده غذا برای حيوانات محسوب شده و در توليد فرآورده‌های دارويی و سالم‌سازی محيط نقش مهمی دارند. بنابراين توجه به سلامتی گياهان، موجب حفظ تندرستی در انسان می‌شود. گياهان برای رشد مطلوب و حفظ سلامتی خود نياز به مهيا بودن عناصر غذايی در خاك و وجود عوامل محيطی مناسب بوده و همچنين بايد از گزند آفات و بيماری‌ها محفوظ باشند.

موجودات زنده عامل اصلی صدمه به گياهان باغی هستند، اگر چه عوامل غير زنده‌ای مانند خشكی، كمبود يا زيادی عناصر غذايی، شوری و حتی سموم شيميايی سبب آسيب به گياهان می‌شوند. در اين بخش در مورد علفهای هرز كه خسارت زيادی به محصولات باغبانی وارد می‌سازند بحث می‌شود و  ساير عوامل زنده‌‌ای كه به گياهان آسيب می‌رسانند در بخش اطلاعات پایه گیاه پزشکی شرح داده  شده است. اين عوامل عبارتند از: قارچ‌ها، باكتری‌ها، ويروس‌ها، مايكوپلاسماها، حشرات، كرم‌ها، نماتد‌ها، جوندگان و پرندگان. بنابراين موجوداتی كه باعث خسارت به محصولات كشاورزی می‌شوند به سه گروه كلی علفهای هرز، بيماری‌ها و آفات تقسيم‌بندی می ‌شوند.

علفهای هرز(Weeds):

علفهای هرز گياهانی ناخواسته هستند كه در مصرف منابع آب و خاك دخالت می‌كنند و از اينرو به شكلی جدی رفاه بشر را تحت تأثير قرار می‌دهند. همچنين به گياهانی كه خارج از محل اصلی خود رشد كرده‌اند علف هرز گفته می‌شود. معمولاً اين موضوع بدين معناست كه علفهای هرز در زمينی رشد می‌كنند كه ما می‌خواهيم گياهان ديگری را در آنجا توليد كنيم (زمين‌های كشاورزی) و يا اينكه علفهای هرز در مكانهايی رشد می‌كنند كه ما نمی‌خواهيم گياهی در آنجا باشد. در زراعت، باغبانی و جنگلكاری، علفهای هرز با گياهان سودمند رقابت كرده و موجب كاهش عملكرد و كيفيت محصول می‌شوند. از طرفی علفهای هرز در مناطقی كه كشاورزی صورت نمی‌گيرد مانند محل‌های صنعتی، كنار جاده‌ها، ريلهای راه‌آهن، فرودگاه‌ها، مخازن و كانال‌های آب رشد می‌كنند. بنابراين در چنين وضعيتی تمام گياهان ممكن است علف هرز محسوب شوند. با وجود اينكه مطالعه دقيقی در مورد ميزان خسارت علفهای هرز در دنيا وجود ندارد اما مشخص است كه ميزان خسارت و اتلاف محصولات كشاورزی در اثر علفهای هرز از ساير عوامل مخرب نظير آفات و بيماری‌ها بيشتر است، به طوری كه تقريباً نيمی از خسارت وارده بر توليدات كشاورزی به علت وجود علفهای هرز است.

نحوه خسارت رسانی علفهای هرز :

علفهای هرز به روش‌های مختلفی باعث خسارت به محصولات كشاورزی و كشاورزان می‌شوند كه اهم آن عبارتند از:

1- كاهش عملكرد محصول:

در اثر رقابت علفهای هرز با گياهان باغی، برای جذب عناصر غذايی، رطوبت خاك و نور كافی، عملكرد گياهان باغی كاهش می‌يابد.  

2- كاهش زمين‌های مرغوب برای كشاورزی:

آلودگی شديد زمين‌های كشاورزی به علفهای هرز چند ساله مانع كاشت مداوم بسياری از گياهان در يك منطقه می‌شود.

3- محدود شدن  گياهان مورد كشت :

توانايی رقابت گياهان با علفهای هرز متفاوت است بنابراين حضور يك علف هرز در زمين باعث محدود شدن انتخاب گياهان مورد كاشت می‌شود. به ويژه اگر آلودگی شديد باشد.

4- از دست رفتن كيفت محصول :

بسياری از سبزی‌ها و گياهان زراعی با اينكه وجود علفهای هرز را تحمل می‌كنند اما از كيفيت آنها كاسته می‌شود.

5- كاهش كارآيی نيروی انسانی در زمين :

علفهای هرز حركت كشاورزان را در زمين مشكل می‌كنند. كارآيی عملياتی مانند مصرف كود سرك و كنترل بيماريها و آفات و حتی برداشت را كاهش می‌دهند.

6- افزايش هزينه‌های مبارزه با آفات و بيماری‌ها :

علفهای هرز ميزبان ثانويه چندين نوع حشره، عوامل بيماری‌زا و نماتدها هستند. برای مثال شته‌ها و مگس‌ ساقه كه ميزبان آنها خردل وحشی و هويج وحشی است يا بيماری زنگ سياه ساقه گندم كه عامل اين بيماری از يولاف وحشی به عنوان ميزبان ثانويه استفاده می‌كند.

7- مشكلات حاصل از رشد علفهای هرز آبزی :

باعث كاهش جريان آب آبياری شده و مشكلاتی را در عمل زهكشی و ذخيره سازی آب در مخازن ايجاد می‌كنند.

طبقه بندی علفهای هرز :

در مناطق با آب و هوای معتدل، علفهای هرز بر اساس چرخه زندگی در سه گروه زير تقسيم‌بندی می‌شوند:

علفهای هرز يك ساله:

گياهان يك ساله، چرخه زندگی خود را در كمتر از يك سال كامل می‌كنند. كنترل آنها آسان است اگر فقط يك نوع علف هرز يك ساله در زمين داشته باشيم. اما معمولاً تعداد اين نوع علفهای هرز زياد بوده و هزينه كنترل آنها از علفهای هرز چند ساله بيشتر است. علفهای هرز يك ساله تابستانه در بهار جوانه زده و در پاييز می‌رسند و بذرهای آنها تا بهار سال بعد به ركود می‌روند. مانند توق، نيلوفر پيچ، تاج خروس و سلمه تره.

علفهاي هرز يك ساله زمستانه در پاييز جوانه زده و در بهار و اوايل تابستان، به بذر مي‌نشينند. بذر آنها در تابستان به حالت ركود در خاك باقي مي‌ماند. مانند گندمك، بروموس‌ها، كيسه كشيش، قدومه بياباني و گل گندم.

علفهاي هرز دو ساله :

دورة زندگي اين گروه از گياهان بيش از يك سال بوده، اما از دو سال تجاوز نمي‌كند. تعداد علفهاي هرز دو ساله كمتر از ساير گروه‌ها است. مانند علف‌ ماهور، كنگر صحرايي و برگ باباآدم.  

علفهاي هرز چند ساله:

دورة زندگي چند ساله‌ها، بيش از دو سال طول مي‌كشد. اكثر چند ساله‌ها با بذر ازدياد مي‌يابند و تعداد بسياري از آنها با روش‌هاي غير جنسي تكثير مي‌شوند. علفهاي هرز چند ساله را بر اساس روش توليد به دو گروه طبقه‌بندي مي‌كنند.

چند ساله‌هاي ساده، انتشار آنها با بذر است اما اگر بريده شوند، تكه‌هاي قطع شده ممكن است گياهان جديدي توليد كنند. مانند ريشه‌هاي گل قاصد و ترشك.

چند ساله‌هاي خزنده، توسط ريشه‌هاي خزنده، استولون و يا ريزوم تكثير مي‌شوند. نظير ترشك قرمز، شير تيغي چند ساله، پيچك صحرايي، عشقه زميني ، مرغ، قياق و علف گندمي. علاوه بر آن ممكن است با بذر هم توليد شوند. برخي نيز مانند اويارسلام و سيب زميني ترشي با غده ازدياد مي‌شوند.

روش‌هاي كنترل علفهاي هرز :

غالباً، مناسب‌ترين روش براي كنترل علفهاي هرز، برنامه‌اي است كه دو يا سه روش را براي استفاده تلفيقي در طي تمام فصل، در دو روش مكانيكي و شيميايي تركيب كند. شش روش كنترل علفهاي هرز به طور خلاصه در زير توضيح داده مي‌شوند.

مكانيكي:

اين روش داراي دو شيوة مشخص و مشهور شخم (Tillage) و موور زدن (Mowing) براي كنترل علفهاي هرز است.

يك نوع شخم زدن، دفن كردن علفهاي هرز است. اين روش براي بسياري از علفهاي هرز كوچك يك ساله مؤثر است. دفن كردن براي علفهاي هرزي كه داراي ريزوم يا ريشه‌هاي قابل جوانه زدن هستند نيز مناسب است. مانند پيچك صحرايي، مرغ، قياق و اويارسلام. نوع دوم شخم زدن، بر هم زدن سيستم ريشه است. در اين روش، از وسايل شخم سطحي مانند پنجه غازي، هرس و كج بيل دوار استفاده مي‌شود. هدف، سست كردن سيستم ريشه و يا بريدن آن است تا گياه پيش از استقرار مجدد ريشه‌هايش در اثر خشك شدن از بين برود. اين عمل در هواي گرم و خشك براي علفهاي هرز كوچك بسيار مؤثر است. بيشتر علفهاي هرز چند ساله، در مرحله نهال بذري توسط شخم زدن از بين مي‌روند، اما پس از توليد ريزوم‌، استولون، غده يا ريشه‌هاي زاينده، از بين بردن آنها مشكل است.

موور زدن تنها در گياهان بلند ريشه مؤثر بوده و بر روي گياهان كوتاه رشد اثري ندارد. علفهاي هرز يك ساله بلند را به منظور كاهش رقابت با گياهان زراعي و براي جلوگيري از توليد بذر، موور مي‌زنند. انجام پياپي موور باعث حذف غالبيت انتهايي شده و رشد مجدد از جوانه‌هاي راكد صورت مي‌گيرد و در نتيجه گياه بتدريج ضعيف شده و از بين مي‌رود. علفهاي هرز روزت مانند كه روي زمين به حالت خوابيده هستند بوسيله موور كنترل نمي‌شوند.

رقابت زراعي :

ارزان‌ترين و كاربردي‌ترين روش براي كنترل علفهاي هرز است منظور اين است كه پوشش گياهي تقويت شده تا بر روي علف هرز سايه اندازي كند. البته علفهاي هرز رقابت كننده‌هاي قوي هستند. براي مثال حذف علفهاي هرز كوچك (وجين دستي) و ايجاد فرصت كافي براي رشد گياه اصلي و پوشش كامل سطح خاك يكي از راه‌هاي كنترل از طريق رقابت زراعي است. پوشانيدن سطح خاك و علفهاي هرز (مالچ‌دهي) پلاستيك تيره، كاغذ تيره رنگ، كاه، خاك اره و مانند آن كه مانع از رسيدن نور به علفهاي هرز مي‌شوند موضوع رقابت براي نور است.

تناوب زراعي :

بعضي از علفهاي هرز، در برخي زراعتها، بيشتر از ديگر علفهاي هرز ظاهر مي‌شوند. براي مثال تاج خروس و سلمه تره اغلب در زراعت ذرت و خردل وحشي، يولاف وحشي، سير وحشي، گل گندم و خارها از علفهاي هرزي هستند كه در كشت غلات فراوان رشد مي‌كنند. تناوب گياهان براي كاهش رشد علفهاي هرز راه مؤثري است.

آتش :

براي حذف علفهاي هرز از كنار جاده‌ها و ديوارة نهرها و از بين بردن گونه‌هاي پهن برگ در جنگل‌هاي سوزني برگ و كنترل علفهاي هرز يك ساله در برخي گياهان زراعي رديفي، از آتش استفاده مي‌شود. براي كنترل علفهاي هرز چند ساله اين عمل بايد در چند نوبت پي‌در پي انجام شود.

بيولوژيك:

كنترل بيولوژيك يعني كنترل جمعيت يك موجود زنده به وسيله دشمنان طبيعي آن. اين دشمن بايد فقط علف هرز را از بين ببرد و به گياه اصلي حمله نكند. دشمنان طبيعي علفهاي هرز، حشرات، بيماري‌هاي گياهي و برخي گياهان داراي اثرات اليلوپاتيك (برخي گياهان از راه آزاد سازي مادة شيميايي از خود به درون محيط، اثري زيان آور براي ديگر گياهان دارند، به اين واكنش، اثر اليلوپاتيك (Allelopathy)  هستند. كنترل بيولوژيك براي مبارزه در يك منطقه وسيع و بر عليه يك نوع علف هرز مناسب است. براي مثال استفاده از پروانه ساقه خوار كاكتوس (Cactoblastis cactorum) براي كنترل علف هرز زبان مادر شوهر(Opuntia spp) . گزارش شده كه ارقام مختلف يولاف، داراي سطوح مختلف فعاليت اليلوپاتيك هستند و مشخص شده است كه يولاف وحشي در كوتاه نگه داشتن گياهان ديگري كه در مجاور آن رشد مي‌كنند بسيار موثر است. مي‌گويند. اين اثر احتمالاً توسط ماده‌اي كه مشابه كُند كننده‌هاي رشد شيميايي عمل مي‌كند، سبب كاهش رشد يا توقف رشد گياهان مي‌شود.

شيميايي :

در اين روش از مواد شيميايي براي كنترل علف هرز استفاده مي‌شود اين مواد شيميايي علف كش ناميده مي‌شوند. زمان مصرف مواد شيميايي (علف‌كشها) ممكن است نسبت به گياه اصلي و يا علف هرز تعيين شود. روش‌هاي اصلي موجود كه عملاً وجود دارد  عبارت است از:

تيمار پيش از كاشت(Per- planting) :

زمان مصرف علف‌كش پيش از كشت گياه اصلي است. مانند استفاده از متيل برومايد براي از بين بردن بذر علفهاي هرز در بستر كاشت.

تيمار پيش رويش(Per- emergence):

زمان كاربرد علف كش پيش از ظهور و بيرون آمدن گياه اصلي و يا علف هرز خاصي از خاك مي‌باشد. در اين روش معمولاً علف كش به سطح خاك پاشيده مي‌شود.

تيمار پس رويش(Post- emergence) :

زمان مصرف علف كش پس از پيدايش و بيرون آمدن گياه اصلي و يا علف هرز از خاك است. براي مثال تو، فور- دي براي كنترل پس رويش علفهاي هرز پهن برگ در كشت ذرت و غلات ريز دانه استفاده مي‌شود.

كنترل علفهاي هرز گياهان باغي :

زيان‌هاي ناشي از علفهاي هرز در سبزيجات بسيار است. آزمايشهاي مختلفي ثابت كرده است كه وجود علفهاي هرز در سبزيكاري موجب كاهش شديد عملكرد مي‌شود.

بنابراين كنترل علفهاي هرز در سبزيكاري با مصرف علف‌كش‌هاي انتخابي و همچنين وجين سريع تمامي آنها اهميت بسياري دارد.

در ميوه‌كاري علفهاي هرز با درختان جوان (به ويژه در خزانه‌كاري‌ها) براي جذب آب، نور و مواد غذايي رقابت مي‌كنند. در درختان مسن، رقابت علفهاي هرز اهميت كمتري دارد اما باز هم باعث كاهش عملكرد مي‌شوند. علفهاي هرز چند ساله مانند علف گندمي، قياق، مرغ، اويارسلام و پيچك صحرايي بايستي پيش از احداث باغ كنترل شوند تا مبارزه با آنها آسان‌تر و ارزان‌تر تمام شود. سيستم كلي كنترل علفهاي هرز در ميوه‌كاري ممكن است تركيبي از چند روش مانند موور زدن، مالچ‌دهي و استفاده از علف‌كش‌ها باشد. غالباً روي رديف از علف‌كش و بين رديف از موور استفاده مي‌شود. براي كنترل علفهاي هرز چند ساله، از تو، فور- دي براي گونه‌هاي پهن برگ، از گلايفوسيت براي بيشتر گونه‌ها و از دالاپان براي كشيده برگها استفاده مي‌شود.

نحوه تأثير علف‌كش‌ها :

در مبارزه با علفهاي هرز هدف نهايي اين است كه علف هرز مزرعه از بين برود و به گياه اصلي صدمه‌اي نرسد. علف‌كش‌ها را به دو طريق بكار مي‌برند، يكي در خاك و ديگري روي شاخ و برگ و اندام‌ هوايي گياه. علاوه بر آن برخي از علف‌كش‌ها هر نوع گياهي را كه با آنها تماس حاصل كند از بين مي‌برند و بعضي نيز بر روي تعدادي از گياهان مؤثر و  روي گياهان ديگر بي‌تأثيرند.

موادي كه به عنوان علف‌كش استفاده مي‌شوند تأثير يكسان نداشته و ساختمان شيميايي آنها تعيين كنندة اثرشان است.

برخي از علف‌كش‌ها جاذب رطوبت هستند و پس از تماس با گياه، آب آن را جذب مي‌كنند و موجب انهدام آن مي‌شوند.

علف‌كش‌هاي سيستميك، از طريق شيره گياهي به اندام‌هاي مختلف مي‌رسند و در بافت‌هاي مريستمي و اندام‌هاي زايا تجمع يافته و سبب اختلال در تقسيم سلولي مي‌شوند.

برخي از علف‌كش‌ها پس از پاشيده شدن روي گياه با كلروفيل تركيب مي‌شوند و در نتيجه كلروفيل از بين مي‌رود.

علف‌كش‌هاي هورموني پس از وارد شدن به گياه در تمام اندام‌هاي آن جريان يافته و موجب تنفس شديد، تجزيه سريع مواد غذايي و ايجاد سوختگي در گياه مي‌شوند.

خواص كلي علف‌كش‌ها :

به طور كلي علف‌كش‌ها به دو دسته زير تقسيم مي‌شوند:

1- علف كش‌هاي عمومي :

كه براي از بين بردن تمام گياهان اعم از زراعي و علف هرز استفاده مي‌شوند مانند گراماكسون، رانداپ و كلراتها.

2- علف‌كش‌هاي انتخابي :

تركيباتي هستند كه اگر با غلظت مناسب و توصيه شده مصرف شوند هيچ اثر نامطلوبي بر گياهان اصلي ندارند، مانند تو، فور- دي، سيمازين، سافيكس و TCA .

[ شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 20:19 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 


جو موشی

Hordeum morinim

Wall barley(mouse barley)

 


علف هرزی یکساله،از خانواده Poaceae ،دارای ریشه های افشان که از طریق بذر تولید مثل میکند. ساقه ها بالا رونده و دارای انشعاب،برگها در سطح دارای مو و به رنگ سبز،زبانک از نوع غشایی و طویل و بلند است.گل آذین از نوعSpik>Spikelet دارای 3گلچه که گلچه میانی هرمافرودیت و بقیه گلچه ها نر میباشند. لما دارای ریشکهای مودار، بذرها کوچک و طول آنها چهار برابر عرض آنها میباشد.


 


این گیاه از علفهای هرز مزارع گندم، جو، سبزی و صیفی،یونجه و مراتع است.

روشهای کنترل:

1. دیفنزوکوآت(آونج) SL25% 4لیتر از 3برگی تا اواسط پنجه زنی علفها

کنف وحشی(قوزک)


کنف وحشی(قوزک)

Hibiscus trionum

Venice mallow

کنف وحشی ،گیاهی است یکساله که از طریق بذر تکثیر می یابد به ارتفاع25تا50سانتیمتر،با دمبرگها و ساقه هایی پوشیده از کرکهای زبر،ساقه های ان،عموما از طوقه اصلی منتج شده گرایش خزندگی ان بیش از ایستایی اش است.برگها از 3 تا5برگچه دندانه دار تشکیل شده که بریدگیهای عمیق هم در ان دیده میشود.کنف وحشی دارای گلهای منفرد و جذاب حشرات به قطر 4 سانتیمتر، به رنگ زرد گوگردی، با مرکز جام گل صورتی یا سیاه است. گلبرگها پس از شکفتن سریعاً میریزند و کاسه گل ساختمان کیسه مانندی را به خود میگیرد که بذرهای فراوانی در ان تشکیل میشود. میوه کنف وحشی کپسول است. گونه های دیگر این جنس شامل:H.rosa,H.esculentus,H.abelmoschusمیبا شد.

 

کنف وحشی از علفهای هرز مهم باغهای میوه، مزارع پنبه، نیشکر، چغندرقند، سبزی و صیفی وزمینهای بایر است.

روشهای کنترل:

در مزارع پنبه از علفکش تریفلورالین(EC48%)به نسبت 2 تا 2.5لیتر در هکتار قبل از کاشت استفاده میشود.همچنین از دیورون(کارمکس)(wp80%) به میزان 3 کیلوگرم درهکتار. در مزارع کنجد از الاکلر(EC48%)به نسبت 5 لیتر در هکتار بعد از کاشت وقبل از سبز شدن کنجد و در یک نوبت استفاده میشود.
 

کاهوی وحشی(گاو چاق کن)


کاهوی وحشی(گاو چاق کن)

Lactuca scariola

Prickly lettuce

علف هرزی است یکساله و از خانواده Compositeae که توسط بذر تکثیر می یابد.دارای ریشه های طویل و زیرزمینی،ساقه ها بالا رونده،روی ساقه ها به طور پراکنده خارهایی وجود دارد،ساقه ها توخالی هستند.برگها بزرگ و لوبدارو دارای فرورفتگی های عمیق بوده ،روی رگبرگ میانی تعدادی خار وجود دارد.

روشهای کنترل:

برای مبارزه شیمیایی از علفکش تبو تیورون به میزان3-4لیتر در هکتار و یک نوبت در مزارع نیشکر استفاده میشود.

در مزارع کُلزا از تری فلورالین2تا2.5لیتر و اتال فلورالین3تا3.5لیتر در هکتار قبل از کاشت و مخلوط با خاک،در مزارع هویج از تری فلورالین2تا2.5لیتر قبل از کاشت و مخلوط با خاک و متروبوزین 1کیلوگرم در هکتار و در مرحله 2تا3برگی علفهای هرز استفاده میشود

 

چچم

Lolium temulentum

Along-Along

چچم یا گیج دانه گیاهی است یکساله و تک لپه ای از خانواده گندمیان(Poaceae یاGramineae) که از طریق بذر تکثیر می یابد. ساقه راست یا کمی گسترده،منفرد و چند تایی دارد.ارتفاع ان به 30 تا60و گاهی90سانتی متر میرسد.




برگ و غلاف برگ صاف و ظاهراً سبز،فاقد مو و ضمائم، و پهنک آن مسطح و باریک است.سنبله های این گیاه قائم،سخت، و مسطح و طول انها از30سانتیمتر متجاوز است.سنبلچه های چچم بر خلاف سایر گیاهان این جنس که دراز و کشیده اند، مسطح،پهن، وفشرده اند که6تا8گل درآنها دیده میشود.این سنبلچه ها سبز رنگ هستند. و به طور منفرد و متناوب در دو ردیف روی ساقه گل دهنده و در کنار فرورفتگی ان قرار گرفته اند. به قسمتی که لبه باریک آنها مقابل محور ساقه واقع شده سنبله را مسطح می نماید. طول محور گل10تا30سانتی متر است.گلومها سخت و عموما مساوی سنبلچه یا درازتر از ان هستند.طول گلوم گاهی به 3میلیمتر میرسد. انتهای گلومل تحتانی نوک تیز، خشک و غشایی است. گاهی ریشک دارد وگاهی بدون ریشک است. گلومل فوقانی ان دارای دو دندانه است.دانه چچم داخل دو گلومل قرار دارد و بر خلاف سایر گونه هاقطور، بادکرده،شیاردار و عاری از موست.طول بذر چچم2تا6میلیمتر است.

چچم در اراضی زیر کشت غلات و سایر محصولات، زمینهای قابل چرا یا مراتع دائمی واراضی بایر می روید. در مزارع گندم،علاوه بر اینکه مانند سایر علفهای هرز،آب،نور،و مواد غذایی خاک را که باید برای گیاه زراعی مصرف شود جذب میکند دانه های با محصول مخلوط میشود و به دلیل سمی بودن برای انسان و دام ایجاد مسمو میت میکند که در این حالت ارزش غذایی محصول را به طور قابل توجهی میکاهد.سمیت ان مربوط به وجود تمولین اسید و یکی از گلوکوزیدها به نام ساپونین میباشد که برای انسان و دام خطرناک است. قارچ Endoconium temulentum که در دوره حیات چچم به صورت همزیست با ان نشو و نما میکند میسیلیومهای خود را وارد اعضای ان میکند و بی انکه به بافتهای چچم صدمه ای برساند داخل دستگاه تولید مثل گیاه شده دانه ها را نیز آلوده می کند.

روشهای کنترل:

برای مبارزه با این علف هرز میتوان قبل از کشت از علفکش ترفلان به میزان2.5لیتر در هکتار و یا بعد از رویش از علفکش دالاپون به میزان5تا8 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد. همچنین در مزارع غلات از دیکلوفوپ متیل (ایلوکسان)EC36% به میزان2.5لیتر در هکتار استفاده میشود.

نیلوفر سفید


نیلوفر سفید (Nymphea alba)







گیاهی است چند ساله آبزی از خانواده Nympheaceae که مشکلات پوششی شبیه به آزولا را ایجاد میکند

. از گلهای سفیدرنگ بزرگ آن عصاره بسیار خوشبویی به نام Nymphaine استخراج می شود که بسیار معطر است.

باید به خاطر داشت که استفاده از سموم علف کش جهت مبارزه با علفهای هرز آبزی باید با احتیاط همراه بوده و در حالت کلی توصیه نمی شود.

بهترین کار جمع آوری آنها است.

 

 

پنیرک(توله)


پنیرک(توله)

Malva neglecta

Common mallow

گیاهی است یکساله زمستانی یا دو ساله از خانواده Malvaceae که ازدیاد ان از طریق بذر صورت میگیرد.برگهای این گیاه ساده،قلبی شکل وبه طور متناوب روی ساقه قرار گرفته اند. رگبرگهای پنجه ای دارند و موهای ستاره ای شکل چند سلولی انها را تزیین کرده است.در قاعده هر برگ دو گوشوارک قرار دارد. برگها دارای5تا7 لوب غیر واضح هستند.


 



گلهای توله منظم و هرمافرودیت است.کاسه گل از سه کاسبرگ آزاد منظم و جام از 5 گلبرگ آزاد منظم و سفیدرنگ تشکیل یافته است.طول اجزای جام و کاسه با یکدیگر مساوی است.نافه از پرچم های متعدد و به صورت لوله ای در داخل گل که از پیوستن میله ها به وجود آمده، تشکیل شده است.انتهای پرچم آزاد است مادگی از تعداد زیادی کارپل که هر کدام یک تخمک واژگون دارد، تشکیل یافته است.میوه پنیرک گرد،فشرده و سطح خارجی آن ناصاف و خشن است و دانه های آن قهوه ای رنگند.

این گیاه معمولاً در زمینهای زراعی و بایر و مرطوب و هچنین اطراف آبروها روییده میشود.دام از این علف تغذیه میکند،ساکنان مناطق جنوبی کشور نیز از گیاه توله به صورت خام یا پخته استفاده میکنند.

روشهای کنترل:

در مزارع غلات(گندم وجو)از علفکش مکوپروپ پی+دیکلوپروپ پی+MCPA(SL60%)به نسبت2.5لیتر در هکتار و در مرحله5تا6 برگی شدن گندم استفاده میشود.همچنین تری بنورون متیل(گرانستار) DF75% به میزان 15-20گرم در هکتار.

در مزارع پنبه از اتال فلورالین(EC33.3)به نسبت3تا3.5لیتر در هکتار قبل از کاشت و به صورت مخلوط با خاک در یک نوبت استفاده میشود.

در مزارع نیشکر برای مبارزه با گونه M.parviflora از متریبوزین(DF75%,WP70%)به نسبت 2-4 کیلوگرم به صورت لکه ای قبل و بعد از ظهور علف هرز در یک نوبت استفاده میشود.

در مزارع کلزا از سم هالوکسی فوپ اتوکسی اتیل(EC12.5%)به نسبت 2 لیتر در هکتار استفاده میشود(زمانی که حداقل دمای شبانه روز به پایینتر از 5 درجه سانتیگراد میرسد از مصرف این علف کش باید خودداری شود.)

گل جالیز


گل جالیز

Orobanche SP

Broom rape

گل جالیز گیاه انگلی بدون کلروفیلی از خانواده Convolvulaceae است که به وسیله بذر تکثیر می یابد. خسارتی که این گیاه وارد می آورد در بعضی از سالها تا95درصد کل عملکرد مزرعه میرسد. گل جالیز گیاهی است علفی با برگهای فلس مانند که مجموعا150ً گونه مهم دارد که در سراسر جهان پراکنده اند.درایران30گونه از این جنس وجود دارد. جنس Orobancheمیزبانهای متعدد و فراوانی دارد که از جمله خیار، خربزه، طالبی، هندوانه، کدو، توتون،گوجه فرنگی،یونجه،افتابگردان وسیب زمینی را میتوان نام برد.



گل جالیز دارای ساقه گوشتی به رنگ سفید مایل به زرد است که ارتفاع ان به30تا40سانتی متر میرسد.گلهایی به رنگ زرد مایل به بنفش دارد که رنگ ان در حاشیه تیره تر میشود.گلها گاهی ارغوانی هستند و تولید بذر فراوان میکنند. این گیاه به حالت طفیلی روی ریشه بعضی گیاهان به سر میبرد.

ریشه گیاه گوشتی و به رنگ قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره و آبدار است که عمق ان بسته به عمق ریشه میزبان متفاوت خواهد بود.برگهای ان فلس مانند،کوچک وبه رنگ قهوه ای تا قرمز مایل به قهوه ای است.


 


گل نروماده مجتمع است و به صورت خوشه انتهایی یا سنبله انتهایی،و به ندرت به صورت منفرد،ظاهر میشود.هرگل معمولا در کنار یک برگ فلس مانند جای دارد.کاسه گل از چهار کاسبرگ پیوسته تشکیل شده ورنگ ان سفید نزدیک به زرد است. جام گل لوله ای و پیوسته است و از5گلبرگ تشکیل شده است.رنگ آن قهوه ای کمرنگ و انتهایش بنفش بوده دارای چهار پرچم و مادگی و دو برچه است. تخمدان یکخانه،فوقانی و محتوی تعدادی تخمک واژگون است. میوه،خشک و شکوفا است که پس از رسیدن با شکافهای طولی باز میشود و بیرون میریزد.بذر گل جالیز کوچک و ذخیره ان کم است و تا 12 سال در زمین باقی میماند.

روشهای کنترل:

1. پیشگیری از ورود بذرگل جالیز به مزرعه بخصوص همراه کود دامی مهمترین است.

2. استفاده از گیاهان تله: ذرت، آفتابگردان، کتان و ترب وحشی

3. کنترل بیولوژیک با استفاده از حشره Phytomyza orobanche که پارازیت کپسول گل جالیز است.

4. مبارزه با گل جالیز با کندن آن به دفعات، آیش گذاردن زمین، ضدعفونی کردن خاک و کاشت بذرهای مقاوم انجام میشود.

5. برای مبارزه شیمیایی از محلول نمک و سموم الیل الکلA-Aباغلظت4 تا5درهزار، محلول 50درصد بوتیل استر با غلظت1تا2درصد وتو-فور-دی با غلظت2تا3درصد،و دی نواک5 DNC درصد استفاده میشود.

6. درسطوح محدود از متیل بروماید نیز می توان استفاده کرد

آلاله


آلاله (Ranunculus repens)
این گیاه که به Butter cup یا جام کره موسوم است از خانواده آلاله یا Ranunculaceae بوده، چند ساله است و از طریق غده و دانه تکثیر می یابد. در حاشیه مزارع رشد کرده و خسارت می زند.

علی رغم اینکه آلاله گیاهی چند ساله است با این وجود بهترین روش مبارزه با این گیاه به دلیل نرم بودن برگها و ساقه، عبارت است از استفاده از یک سم تماسی پیش از مرحله گلدهی.

__________________
 

 

شقایق وحشی(گل چشم درد)


شقایق وحشی(گل چشم درد)

Papaver SP

Field poppy

گیاهی است علفی یکساله از خانواده Papaveraceae که از طریق بذر تکثیر می یابد دارای ساقه های راست یا نیمه راست، کرکی و دارای شیرابه بی رنگ، برگها لوبدار، متناوب و دارای برگهای دمبرگدار و بدون دمبرگ است. گلها منفرد و دارای4دمبرگ، گلبرگها دارای خال سیاهرنگ در قاعده است. میوه ان از نوع کپسول بدون کرک و دارای 8تا12 اشعه در انتها میباشد


 



نی (Phragmites commonis syn. P. australis , poaceae)
 

علف هرزی چندساله از خانواده گندمیان (Poaceae) که از طریق ریزوم و بذر تکثیر می شود،. این علف هرز در بسیار ی از آبگیرها ، حاشیه رودها، زمین های بایر، شالیزارها، مرداب ها و دریاچه ها رشد می کند. علاوه بر اینکه حجم زیادی از آب را که یک عنصر حیاتی برای کشاورزی است تبخیر می نماید، به دلیل ته نشین شدن رسوبات در لابلای شبکه گسترده ریشه این گیاه، آبگیر را به لجن زار تبدیل خواهد کرد. علاوه برآن جایگاه مناسبی برای زمستان گزرانی حشرات محسوب می گردد. این گیاه دارای بیوماس بالایی است و بین 80 تا 200 تن در هکتار ماده خشک تولید می کند. وجود رگه های سیلیس در برگها و ساقه ها باعث برنده بودن این گیاه شده و دام رقبتی به خوردن آن ندارد. این علف هرز جزو علفهای هرز درجه یک و اصلی جهانی محسوب می شود.


روش کنترل، قطع کردن طی چندین مرحله از طوقه و یا استفاده از یک سم سیستمیک در مرحله گلدهی

__________________

 

علف قناری(علف خونی یاخونی واش)


علف قناری(علف خونی یاخونی واش)

Phalaris minor

Canary grass(Littleseed canarigrass)

گیاهی است یکساله که از طریق بذر تولید مثل می کند. از خانواده Poaceae(Gramineae) دارای ساقه های راست و برگهای پهن و طویل،گل آذین ان از نوعSpike و خوشه چه ها دارای 3گلچه که یکی زایا و دو تای دیگر نازا میباشند.گلچه ها دارای موهای ابریشمی و کوتاه،گلوم ناوی شکل و بال دار بوده و دارای یک یا چند دندانه است.گلوم های محاصره کننده گلچه ها انتهای تیز و تا خورده دارند.گیاهچه ها اگر از ناحیه طوقه شکسته شوند اغلب ماده قرمز رنگ خونی تراوش میکنند.منشا اصلی ان ناحیه مدیترانه است و گونه های دیگر شامل P.paradoxa




,P.brachystachis میباشد.علف خونی از علفهای هرز مهم مزارع گندم، جو، یونجه زارهای جوان و سایر گیاهان زراعی و مرتعی است.

روشهای کنترل:

در مزارع غلات از سم ترالکوکسیدیم (گراسپ) SC25% به میزان 2/1 لیتر در هکتار از 3-2 برگی تا اواسط پنجه زنی علف هرز می توان استفاده کرد

خرفه(پروین)


خرفه(پروین)

Portulaca oleraceae

Common purslane

گیاهی است یکساله و چهار کربنه که بوسیله بذر تکثیر می یابد،با ساقه های گوشتی لطیف و منشعب از ناحیه طوقه که یک توده متراکم خزنده را به وجود می آورد. برگهای گوشتی،براق و لطیف که بصورت مجتمع بر روی ساقه ها قرار دارند واجتماع آنها به صورت متناوب قرار میگیرد.برگها فاقد دمبرگ بوده،متقابل یا چتری بر روی ساقه قرار میگیرند.

گلها با گلبرگهای 5تایی زردرنگ که فاقد دمگل میباشند به صورت منفرد بر روی محور گل دهنده قرار گرفته اند.در روزهای آفتابی گلها باز میشوند. تولید کپسول بذر میکنند بذرها داخل کپسولها به رنگ سیاه متمایل به قهوه ای،ریز،قلوه ای شکل وکمی فشرده و در انتها دارای یک حفره توخالی میباشد.

 


خرفه به علت داشتن قدرت تطابق با شرایط مختلف آب و هوایی،طول روز،درجه حرارت ونیز داشتن بذرهایی با قوه نامیه بالاو دوره خواب طولانی در اکثر نقاط دنیا جزء علفهای هرز باغهای چای،مزارع سبزی و صیفی، پنبه، توتون وزمینهای غیر زراعی به شمار میرود.




روشهای کنترل:

در مزارع ذرت ازETCP(EC82%)+ایمن کننده دی کلراید به نسبت4-6لیتر در هکتار قبل از کشت و مخلوط با خاک در عمق10سانتیمتر استفاده میشود.

در مزارع سویا از علفکش بنتازون(SL48%)به نسبت3لیتر در هکتار بعد از 2 تا3برگی شدن سویا استفاده میشود.

در مزارع کنجد از الاکلر(EC48%)به نسیت5لیتر در هکتار بعد از کاشت و قبل از سبز شدن کنجد در یک نوبت استفاده میشود.

علف هفت بند


علف هفت بند
Polygonum spp
Knot grass

گیاهی است یکساله از خانواده polygonaceae به طول30 تا60 سانتی متر که دارای گلهای کوچک و صورتی رنگ و ساقه صورتی رنگ است. این گیاه ریشه سطحی دارد و از طریق بذر تکثیر میابد. ساقه های این علف ممکن است در قسمتهای تحتانی تولید ریشه های فرعی کند.برگهای باریک و نیزه ای شکل آن به صورت متناوب بر روی ساقه قرار گرفته اند و غالباً بر روی سطح آنها لکه های بنفش یا صورتی به شکل عدد 7 مشاهده میشود.

 



گره های آن مشخص است مانند سایر گونه های این خانواده دارای غلاف غشایی مشخص است. گلهای ریز صورتی یا قرمز رنگ ان به صورت خوشه های فشرده انتهایی و جانبی به حالت افراشته دیده میشوند. گل آذین خوشه ای،1-5گلبرگ کوچک که گلها در بغل برگها قرار میگیرند

 


علفهای هرز جنس polygonum ممکن است با تو لید ماده سمی خاصی بر روی پوست حیوانات(سفیدمو)اثر کرده،باعث ایجاد خارش،تورم پوستی و کاهش وزن در آنها شوند.

علف هفت بند در باغها، مزارع چغندرقند، سبزی و صیفی، توتون،مراتع و زمینهای بایر میروید.



روشهای کنترل:

برای مبارزه با این علف هرز می توان از وجین دستی استفاده کرد

بارهنگ سرنیزه ای(کاردی)


بارهنگ سرنیزه ای(کاردی)

Plantago lanceolata

Buckorn plantain

علف هرزی است چندساله،از خانواده Plantaginaceae که از طریق بذر و ساقه هایی که از ریشه منشا میگیرند تکثیر می یابد.ریشه ها سطحی،سفت و محکم و ریشه چه ها سیلندری شکل هستند. دارای ساقه های راست ،سیلندری وبدون برگ است.در قسمت انتهایی ساقه گلها به صورت مجتمع و خوشه ای دیده میشوند.دارای برگها منشعب،ساده،نیزه ای شکل،طویل و باریک و به سمت قاعده در سمت دمبرگ باریک شده اند.دارای رگبرگهایی طویل و محکم بوده،و دارای گلهای سفید و متمرکز در خوشه میباشد




تربچه وحشی


تربچه وحشی

Raphanus sativus

Wild radish

گیاهی است یکساله از خانواده Cruciferae که تولید مثل آن از طریق بذر صورت میگیرد. با ساقه هایی به ارتفاع60تا150سانتی متر و برگهای طوقه ای به طول 8 تا15سانتیمتر و پهنای3تا 15سانتیمتر، با حاشیه دندانه دار و بریدگی های عمیق، گلهای آن نسبتاً درشت با گلبرگهای بنفش تا سفید که بر روی آنها رگبرگهایی به رنگ صورتی دیده میشوند. بذرهای کوچک تخم مرغی شکل قرمز مایل به قهوه ای ان در غلافهای توپر دیده میشود.

 



از علف هرز دیگر این جنس میتوانR.raphanistrum را نام برد.

تربچه وحشی از علفهای هرز مزارع گندم، جو، توتون و سبزی و صیفی است.




روشهای کنترل:

در مزارع غلات از 2-4-D به نسبت 1 تا1.5لیتر در هکتاراز زمان پنجه زدن تا تشکیل ساقه(گندم)میتوان استفاده کرد.

همچنین در مزارع یونجه،شبدر،اسپرس می توان از علف کش کلرتال دیمتیل (داکتال)(WP75%) به نسبت 8تا12کیلوگرم در هکتار استفاده کرد که در یونجه تازه کاشت بعد از کاشت و قبل از سبز شدن یا اوایل بهار قبل از بیدار شدن یونجه استفاده میشود.

ترشک


ترشک
Rumex crispus

Curly dock

ترشک گیاهی است چند ساله به ارتفاع 60 تا 200 سانتی متر با ریشه اصلی بسیار قوی و ساقه های غالبا قرمز رنگ،ضخیم و ایستا، که فاقد شاخه های جانبی در قسمتهای پایینی است.برگهای ترشک دارای حاشیه موجدار فاقد کرک بوده،بیشتر در ناخیه طوقه قرار دارند.

 


گلهای کوچک وسبز رنگ ان به صورت گل اذین خوشه ای متراکم(جانبی و انتهایی)ارایش یافته اند،و در هنگام رسیدن،به رنگ قرمز مایل به قهوه ای تغییر میکند.

از گونه های دیگر این جنس که به عنوان علف هرزهستند میتوان

R.dentatus,R.obtusifolus,R.pulcher,R acetosella را نام برد.

ترشک از علفهای هرز مهم باغهای چای بوده و در مزارع توتون،زمینهای مرطوب و مراتع نیز دیده میشود.


 

روشهای مبارزه:

برای مبارزه با ان از پاراکوات(SL20%)به نسبت3-5 لیتر در هکتار استفاده میشود.

پیر گیاه


پیر گیاه (Sencio vulgaris)

گیاهی است یک ساله از خانواده Asteraceae که از طریق دانه تکثیر می یابد. این گیاه دارای رشد سریعی است و از گلبرگهای زرد رنگ آن صاره ای استخراج می شود که در از بین بردن بیماریهای انگلی دستگاه گوارش موثر است.
بهترین روش مبارزه عبارت است از استفاده از یک سم تماسی پیش از مرحله گلدهی

خاکشیرتلخ



 

خاکشیرتلخ (Sisymbrium officinale)
گیاهی است یکساله، مهاجم با مخزن بذر تقریباً وسیع از خانواده شب بو یا Brassicaceae که از طریق بذر تکثیر می شود. در مراتع رشد کرده و به دلیل وجود تانن در برگ ها و میوه ها که ماده تلخ مزه ای است، به خاکشیر تلخ موسوم است. به دلیل تلخ بودن بازده مراتع را پائین می آورد زیرا دام رقبتی به خوردن ان ندارد. برای مبارزه با این گیاه می توان از سموم تماسی استفاده نمود.
 



 

سیلن(کوزه قلیانی یا قلیانک)


سیلن(کوزه قلیانی یا قلیانک)

Selin spp

Cone catchfly

سیلن گیاهی چند ساله و علفی از خانواده Caryophyllaceae که از طریق بذر تکثیر می یابد. با ساقه هایی افراشته و منشعب به ارتفاع 30 تا 80 سانتیمتر،سبز مایل به آبی رنگ، این گیاه معمولا از کرکهای نوک غده ای حاوی مواد چسبنده،پوشیده شده است. برگها نواری و متقابل،باریک با انتهایی تیز و فاقد دمبرگ و چسبیده به ساقه هستند. گلها دارای 5 گلبرگ صورتی، بنفش یا سفید با حاشیه گرد بوده، نسبتاً دندانه دارهستند. کاسه گل با 5 کاسبرگ متصل به هم و با 25 تا 30 رگبرگ مشخص بر روی آن،شکل کوزه ای متورم به قطر 2 سانتیمتر را ایجاد میکند.


 


از گونه های دیگر قلیانک که به عنوان علف هرز هستند میتوان:S.latifolia,S.noctiflora را نام برد.

قلیانک ،علف هرز مزارع گندم، جو، زمینهای بایر وحاشیه جاده هاست.

چسبک(چسبونک)


چسبک(چسبونک)

Setaria viridis

Green fox tail

علف هرزی یکساله از خانواده Poaceae که از طریق بذر تولید مثل میکند.دارای ریشه های افشان و سطحی بوده ،ساقه های ان ایستاده و منشعب هستند.برگها نوک تیز و در قسمت غلاف وحاشیه پهنک دارای موهای زبر میباشد.زبانک مو مانند است(در محل اتصال پهنک به غلاف زوائد مو مانند وجود دارد) زوائد مو مانند به صورت حلقه ای موجود می باشد.در سطح پهنک برگ مو وجود ندارد.


 


خوشه متراکم و استوانه ای شکل بوده و از نوع پانیکول میباشد. Spikelet ها دارای1-3 زوائد سبزرنگ می باشد.بذرها، سبزرنگ، تخم مرغی شکل و یک سطح ان مسطح تر از سطح دیگر است.

چسبک از علفهای هرز مهم گیاهان زراعی که در بهار به بذر می نشیند،مثل یونجه و شبدر به شمار رفته و در مزارع ذرت، پنبه، چغندرقند،نیشکر، گندم و جو، زمین های بایر و حاشیه جاده ها به وفور یافت میشود.




روشهای کنترل:

در مزارع مو میتوان از گلیفوزیت به میزان4-12لیتر در هکتار ودر هنگام حداکثر رشد علف هرز و از پندی متالین5لیتر در هکتار قبل از سبز شدن علف هرز استفاده کرد

آقطی یا پلهم


آقطی یا پلهم (Sambusus ebolus)

علف هرزی است چند ساله از خانواده Caprifoliaceae.

این گیاه بلند و بیشتر در حاشیه مزارع، جاده ها و باغها رشد می کند.

جایگاهی برای زندگی حیوانات مضر نظیر موش، سمور آبی و غیره است.
میوه های سیاه رنگ آن حاوی مواد سمی است.
روش کنترل آن استفاده از سم سیستمیک است.



 


 

__________________
 


 

خردل وحشی


خردل وحشی

Sinapis arvensis

Wild mustard

گیاهی است یکساله و از خانواده Cruciferaeکه با بذر تکثیر می یابد.ساقه ان راست و به طول60تا100سانتی متر است که گاهی نیز منشعب می شود.برگهای این گیاه در قسمت تحتانی پهن و در قسمت فوقانی دراز،باریک و دندانه دار یا با حاشیه مواج است.گلهای خردل وحشی چهار گلبرگ زردرنگ دارد که به صورت خوشه قرار گرفته اند.


 


این علف هرز در زمینهای بایر و اراضی زراعتی می روید و یکی از علفهای هرز مزاحم به شمار می آید. دام از این گیاه تغذیه می کند که باعث دل درد و اختلالات تنفسی حیوان می شود و شیر ان را نیز بدطعم می کند.

روشهای کنترل:

برای مبارزه با خردل وحشی در مزارع ذرت و نیشکر می توان از علفکش ترفلان و یا آترازین،قبل از ظهور گیاه به نسبت2تا4کیلوگرم در هکتار و یا سم پاشی با علف کش تو-فور-دی یا آمترین پس از سبز شدن به نسبت 2لیتر در هکتار استفاده کرد. مصرف علفکش گالانت در مزارع کلزا نیز موثر است.


خاکشیر


خاکشیر
Sisymbrium alttissimum

Tumble mustard

خاکشیر گیاهی است یکساله زمستانی یا یکساله که با بذر تکثیر می یابد به ارتفاع60تا150سانتیمتر با ساقه های پایینی ساده و سا قه های بالایی دارای شاخه های متعدد که در مجموع ظاهر بوته ای دارد برگهای متناوب این گیاه بر دو نوعند:

برگهای پایینی، خیلی زبر با بریدگیهای عمیق، در حالی که برگهای بالایی تعدادش خیلی کمتر،لطیف و فاقد بریدگی هستند.

گلهای ان کوچک و به رنگ زرد رنگ پریده بوده و به صورت خوشه ای در انتهای ساقه ظاهر میشوند.از گونه های دیگر خاکشیر که رفتار علف هرزی دارند میتوان S.sophia,S.orientale,S.irio,SloeseliiوS.officinal is را نام برد.

خاکشیر یکی از علفهای هرز مزارع گندم، جو، مراتع، زمینهای بایرو حاشیه جاده هاست


تاجریزی


تاجریزی
Solanum nigrum

Black nightshade

گیاهی است یکساله،از خانواده سیب زمینی یا Solanaceae که از طریق بذر تکثیر می یابد. در بعضی مناطق به ان انگورک می گویند.دارای ساقه راست و تا اندازه ای منشعب و شاخه های گوشه دار که طول ان به20تا60سانتی متر میرسد.برگهای این گیاه ساده و حاشیه آنها موجدار است. برگها تخم مرغی شکل و در نوک تیز شده اند.

گلهای تاجریزی پنج گلبرگ سفیدرنگ دارد و میوه ان سیاهرنگ است. برگها و ساقه های تاجریزی سولا نین دارند که کمی سمی است، این ماده در میوه های سبز ان نیز یافت میشود. تاجریزی در مزارع،چغندرقند، نیشکر،پنبه، توتون، باغهای میوه، سبزی و صیفی واراضی بایر دیده میشود.


 


روشهای کنترل:

برای مبارزه با این گیاه میتوان از علفکش سونالان با امولوسیون33.5درصد به نسبت2لیتر در هکتار قبل از رویش و یا تو-فور-دی پس از سبز شدن علف هرز استفاده کرد.

در مزارع آفتابگردان از اتال فلورالین به میزان3-3.5لیتر در هکتار به صورت مخلوط با خاک و در یک نوبت ویا در مزارع کنجد میتوان از آلاکلر به میزان5لیتر در هکتار بعد از کاشت و قبل از سبز شدن کنجد و در یک نوبت استفاده کرد.

قیاق(ذرت خوشه ای)


قیاق(ذرت خوشه ای)

Sorghum halapense

Johnson grass

گیاهی است علفی چندساله از خانواده Poaceae که توسط بذر و ساقه های خزنده قابل تکثیر است.این گیاه ساقه زیرزمینی یا ریزوم قوی و قطوری دارد،ساقه های هوایی ان ماشوره ای و مانند بسیاری از گندمیان میانخالی است.ارتفاع این گیاه به 50تا150سانتی متر میرسد.


 


برگ قیاق باریک و بلند است و طول ان گاهی به 100سانتی متر میرسد در حالی که عرض ان از دو سانتی متر تجاوز نمی کند.گل اذین این گیاه خوشه ای باز و مخروطی شکل است،سنبله های ان اویزان وبه رنگ سبز یا قرمز متمایل به ارغوانی است. بلندی گل اذین از15سانتی متر تا50سانتی متر متغیر است.

قیاق سنبلچه های مضاعف دارد،یکی از انها بی پایه و تخم مرغی شکل است و نیم سانتی متر طول دارد،گلهایش هرمافرودیت و گلومهایش مقعر و بدون نوک و ریشک بوده که با موهای نرمی پوشیده شده است.گلوم تحتانی به ریشک مفصلی و تابیده ای که طول ان از10تا15میلی متر تجاوز نمی کند منتهی میشود.انتهای دو طرف گلوم تحتانی دندانه دار است. گلهای این نوع سنبلچه سه پرچم و یک تخمدان با خامه ای دراز و پر مانند دارد.سنبلچه دیگر باریک، پایه دار، و با مفصلی به ساقه گل دهنده متصل است، طول ان از5تا7میلی متر تجاوز نمی کند و گلومهایش مقعر و فاقد ریشک و گلهای آن نر و گاهی خنثی است که فقط از یک گلومل تشکیل یافته است.

دانه قیاق نسبتا درشت، شفاف، نوک تیز و تخم مرغی شکل است. رنگ دانه عنابی تند و مایل به سیاه است که قطر ان نزدیک 2تا3میلیمتر و طولش به 4تا 5میلیمتر میرسد. قیاق با آنکه به عنوان گیاه علوفه ای شناخته می شود مزاحمت زیادی نیز در مزارع ایجاد می کند و باعث آلوده ساختن محصول می گردد.این گیاه بیشتر علف هرز مزارع آبی به شمار می آید.ریشه های دائمی ان سطحی و نمو انها بدین ترتیب است که در نزدیکی سطح خاک به جلو می خزد و سپس یک قسمت از ان به سطح خاک نزدیک شده تولید ساقه می کند،در این موقع از زیر محل نمو ساقه ریشه هایی خارج می شود که به عمق زمین فرو می رود.عمل وجین چندان تاثیری در دفع این گیاه ندارد،عملیات کشاورزی باعث پخش ریزوم و انتشار ان در سطح مزرعه می شود.

قیاق علف هرزی است قوی که علاوه بر مزارع در کنار جاده ها و آبروها می روید و مورد چرای دام قرار می گیرد.این گیاه مانند سایر انواع سورگوم در بعضی شرایط به علت تراکم هیدروسیانیک اسید در برگهایش سمی است.در عین حال به دلیل قدرت تولیدی زیاد،دارا بودن ارزش غذایی مناسب،و دوام کافی ،ارزش علوفه ای خاصی دارد.در آسیا و منطقه مدیترانه، قیاق تنها جنس گونه سورگوم است که به وفور یافت می شود.

روشهای کنترل:

برای دفع قیاق باید سموم نفوذی مثل روغن مصرف شود تا ریشه های زیرزمینی از فعالیت باز بمانند. از سموم پولی بورکلریت، TCA،بروماسیل،وDMSA نیز می توان استفاده کرد.می توان با علفکش دالاپون به نسبت 5تا8کیلوگرم در هکتار یا رانداپ به نسبت10لیتر در هکتار،به هنگام گل دادن یا قبل از گلدهی در دفعات متوالی با این گیاه مبارزه کرد.

گندمک




 


گندمک (Stellaria media)

گیاهی است یکساله و بهاره از خانواده میخک یا Caryofillaceae که عمدتاً از طریق بذر تکثیر می یابد. حضور آن در پارکها، چمن ها و باغها سبب اشغال سطح وسیعی از خاک می گردد. بهترین روش مبارزه عبارت است از استفاده از یک سم تماسی پیش از مرحله گلدهی.

[ شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 11:17 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

گل قاصد

Taraxacum officinale

Dandelion

گیاهی است چندساله،تکثیر آن از طریق بذر و جوانه های ریشه است.دارای ریشه های زیرزمینی عمیق و کلفت و ابدار می باشد.برگهای قاعده ای گیاه از یک نقطه منشعب شده و به طوقه متصل گردیده اند.برگها طویل و باریک و دارای بریدگیهای عمیق می باشد که در قسمت بریدگی نوک تیز می باشند. ساقه گل دهنده طویل و توخالی و مودار است.روی هر ساقه گل دهنده یک گل به وجود می اید.دارای گلهای اشعه ای به رنگ زرد تا نارنجی می باشد.این گلها به وسیله براکتهایی پوشیده شده اند و مجموعا قسمت سر را تشکیل می دهند.بذرها قهوه ای متمایل به زرد،باریک و دارای زوائد چتر مانند که به وسیله یک زائده منقار مانند به بذر منتقل می شوند.

 


گل قاصد در بسیاری از خاکهای مرطوب،مراتع،چراگاها و پارکها یافت می شود و در بیشتر فصول سال به گل نشسته و به شدت مورد علاقه گاو وگوسفندان است.همچنین در مزارع گندم و جو،و زمینها

لوئی(نی)


لوئی(نی)

Typha latifolia

Common cat tail

علف هرزی چندساله از خانواده Typhaceae که از طریق بذر و ریزوم تولید مثل می کند. دارای ساقه های راست ،قوی،محکم و ساده وبلند بوده،برگها طویل و باریک و شبیه به برگ زنبق(Irish like)خاکستری یا سبزرنگ است.قسمت انتهایی ساقه(گل آذین)به شکل سیگار و چاق بوده،دارای سطح قهوه ای که از تعداد زیادی گل های کوچک و متراکم پوشیده شده اند و میوه ها به وسیله ریشک و یا مو احاطه شده اند.

 


روشهای کنترل:

نی معمولاً درکنار نهر آب می روید یکی از روشهای مبارزه با آن استفاده از شعله اکن برای سوزاندن علف هرز می باشد
 

شنگ


شنگ (Tragopogon pratense)

 


 


علف هرزی است از خانواده Ateraceae که از طریق دانه تکثیر می شود.

یکساله بوده و ساقه و برگ آن جنبه خوراکی دارد.

روش کنترل آن نیز شبیه به یکساله ها است.

این گیاه به دلیل اینکه مورد استفاده دام قرار می گیرد مرتعی است و در مراتع آنرا کنترل نمی کنند.

 

خارخسک


خارخسک
Tribulus terrestris

Puncture vine

خارخسک گیاهی است چهار کربنه ،یکساله،از خانواده Zygophyllaceae و دارای پوشش سطحی انبوه یا ساقه های متراکم.برگها،مرکب،متناوب و کرکدار است.که به چهار برگچه متقابل تخم مرغی شکل،به طول یک تا دو سانتی متر تقسیم میشود.

گلبرگهای ان پنج تایی و زردرنگ می باشد و بر روی محور جانبی برگها قرار دارند.میوه به صورت فندقه که توسط خارهای سوزنی سخت پوشیده شده،و غلاف بذر پس از رسیدن با پنج شکاف طولی باز می شود.گلدهی از اواسط اردیبهشت ماه تا اواسط مهرماه است.

خارخسک از علفهای هرز مهم مزارع چغندر قند،نیشکر،سبزی و صیفی است




 

جغجغک


جغجغک

Vaccaria pyramidata

Cowcocke

گیاهی است دو لپه ای و یکساله از خانواده میخکها(caryophyllaceae)که از طریق بذر تولید مثل میکنند.علفی با ساقه هایی قائم به ارتفاع50تا100سانتیمتر که در منتهی الیه منشعب و به گل آذین گرزن دو جانبی ختم میشود. برگهای ان متقابل و بدون پایه و دمبرگ اند و غلاف پهنی دارند که ساقه را احاطه میکند.برگها ساده و بدون دندانه وبریدگی هستند و به نوک تیزی منتهی میشوند.سطح آنها صاف، بدون مو و رنگشان سبز متمایل به خاکستری است.

کاسه گل بدون برگه های فرعی و از 5 کاسبرگ منظم و به هم پیوسته درست شده است.که حلقه ای را تشکیل میدهند.کاسه پنج خط الراس دارد و به 5 دندانه منتهی میشود که پس از رسیدن دانه،درشت و متورم میگردد. طول کاسه به 10تا15میلیمتر میرسد.

گلبرگها صورتی رنگ، آزاد،منظم، و طویلتر از کاسبرگها هستند قاعده گلبرگها مانند اغلب گیاهان تیره میخک به نوک باریکی به نام ناخنک ختم میشوند که14تا23میلیمتر طول دارد.نافه این گیاه از 10 پرچم آزاد تشکیل شده و تخمدان مرکب از 5کارپل است که روی پایه خیلی کوتاهی قرار گرفته است و به دو خامه منتهی میشود.

میوه جغجغک کپسولی است که با 4 شکاف باز میشود و در داخل کاسه خشک و غشایی گل باقی میماند.دانه گرد، کوچکو سیاهرنگ است و سطح خارجی آن ناصاف به نظر میرسد.

این علف هرز در مزارع نیشکر، گندم، جو،گیاهان علوفه ای و مزارع صیفی مثل چغندر قند،سیب زمینی،پنبه و پیاز روییده میشود.


توق


توق

Xanthium strumarium

Common cocklebur (Heart leaf cocklebur)

علف هرزی یکساله و از خانواده Asteraceae که از طریق بذر تولید مثل می کند،دارای ریشه های زیرزمینی و منشعب بوده و کل گیاه ظاهری پشم آلود دارد.ساقه های گیاه بالارونده و منشعب و شیاردار و زبر می باشند. برگهای این گیاه متناوب بوده مثلثی تا قلبی شکل است،هر دو طرف برگ زبر است،برگ دارای دمبرگ طویل است.گلها کوچک و دارای گلهای نر و ماده مجزا از یکدیگر می باشند.کپسول بذر چوبی است. دارای تعداد زیادی زوائد قلاب مانند روی کپسول است و در انتهای کپسول بذر دو زوائد خارمانند دیده میشود.درهر کپسول دو حجره وجود دارد که محتوی بذرهای قهوه ای رنگ تیره،استوانه ای شکل و مسطح و نوک تیز می باشند.
 


توق ماده Hydroquinone تولید می کند که باعث نفری و تورم کبد در دام می شود.

توق از علفهای هرز مزارع توتون،چغندرقند، پنبه، ذرت، گندم،جو، نیشکر،باغهای میوه، سبزی وصیفی واراضی بایر است.

روشهای کنترل:

برای مبارزه با توق در مزارع سویا میتوان از بنتازون به میزان3لیتر در هکتار بعد از2-3برگی شدن سویا استفاده کرد.

ماشک گل خوشه ای


ماشک گل خوشه ای (Vicia sativa)


 

گیاهی است یکساله از خانواده Fabaceae که به دلیل شباهت زیاد با گیاهان خانواده حبوبات در مزارع این خانواده مشکلات فراوان ایجاد می کند. این گیاه از طریق دانه تکثر می گررد و روش کنترل آن شبیه به یکساله ها است

سیزاب


سیزاب
 

(Veronica persica)

 

گیاهی یکساله از خانواده گل میمون یا Scuropholariaceae.

از طریق بذر تکثیر شده.

در مراتع و باغات و چمن ها رشد نموده و یکنواختی را از بین می برد.

برای مبارزه با آن استفاده از یک سم تماسی توصیه می گردد.

[ شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 11:7 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

لکه قهوه ای یونجه Alfalfa common leaf spot



عامل بیماری قارچ Pseudopeziza medicaginis از گروه آسکومیستهاست. این بیماری کم وبیش در تمام مناطق ایران وجود دارد. علائم عبارت است از تشکیل لکه های گرد قهوه ای رنگ به قطر 1-2 میلی متردر روی برگچه ها که در صورت زیاد بودن تعداد لکه ها، برگچه ها ممکن است خشک شده و بیفتد و کیفیت محصول کاهش یابد. اما به طور کلی خسارت این بیماری چندان مهم نیست.

آپوتیسیوم قارچ به شکل یک نقطه برجسته کوچک در وسط لکه های روی برگ تشکیل میشود که حاوی آسکهای استوانه ای و آسکوسپورهای تک سلولی است. همچنین در آپوتسیوم رشته های عقیمی به نام پارافیز در لابه لای آسکها دیده میشود.

این قارچ زمستان را بصورت میسلیوم یا آپوتسیوم در برگهای ریخته ولی نپوسیده گیاه می گذارند. آپوتسیوم در فصل رشد و نمو گیاه، هر وقت شرایط مساعد شد، تشکیل شده و آسکوسپورها مرتباً آزاد شده و تولید آلودگیهای جدید میکنند.

کنترل:

1- استفاده از ارقام مقاوم.

2- برداشت زود هنگام یونجه.

3- در صورت آلودگی شدید از مانب 2 و wp80% در هزار استفاده می کنیم


گال زگیلی یونجه Alfalfa crown wart



بیماری ناشی از قارچ physoderma alfalfa که نشانه آن تشکیل گال در ناحیه طوقه اغلب در زیر سطح خاک است. گالها ابتدا سفید هستند و سپس به رنگ قهوه ای در می آیند. قابل توجه است که منابعی چون قارچ شناسی الکسوپولوس عامل زگیل طوقه یونجه را یک کتریدی بنام Urophlyctis alfalfa معرفی کرده است


سفیدک کرکی یونجه Alfalfa downy mildew



عامل این بیماری Peronospora trifoliarum(aestivalis) می باشد.

کنترل:

1- در صورت نیاز از مانکوزب2 wp80% در هزار پس از برداشت یونجه استفاده می کنیم.

2- چین اول زوتر برداشت می کنیم


لکه آجری یونجه و لکه سیاه شبدر


عامل لکه آجری Stemphyllium botryosum وعامل لکه سیاه شبدر قارچ Polythrineium trifolii می باشد. لکه آجری در مناطقی چون خوزستان و سیستان و بلوچستان انتشار دارد.

کنترل :

1- برداشت محصول پس از پیدایش اولین علائم

2- کشت ارقام مقاوم مانند رقم موآپا.

3- انهدام بقایای آلوده

4- کاهش میزان آبیاری.


نماتد ساقه یونجه Alfalfa stem nematode



در مناطقی چون فارس، همدان، اصفهان، مرکزی، زنجان ، کرمانشاه، گیلان کسترش دارد. نماتد عامل Ditylenchus dipsaci می باشد. روی ساقه،جوانه‌ها یا گیاهان جوان برآمدگیها‍یی بوجود می‌آید وبرگها کوتاه وپیچیده می‌شوند. نوک برگها از بین می‌رود. برای کسب اطلاعات جامع تر به قسمت نماتدشناسی مراجعه شود.

کنترل:

1- دیمتوات EC40% و 0.8 لیتر در هکتار در مزارع بذری قبل از به گل رفتن یونجه

2- مصرف 33 گرم متیل بروماید در متر مکعب برای ضد عفونی بذر یونجه به مدت 24 ساعت


ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus



دامنه میزبانی این ویروس خیلی زیاد است. در یونجه تولید حالت موزائیک و گاهی چروکیدگی برگ و کوتولگی بوته ها میکند. در لوبیا چشم بلبلی حالت ابلقی در برگها ایجاد میکند. در لوبیا تولید نقاط زرد در متن برگها میکند. در نخود ایرانی موجب قهوه ای شدن آوندهای آبکشی و ایجاد پژمردگی میشود. این ویروس چند پیکره ای می باشد و ژنوم تقسیم شده دارد و بعضی از پیکره ها ایزومتریک و بعضی کشیده می باشند. قطر این پیکره ها 18nmولی طول آنها متغییر از 18-58 nmاست. ژنوم در بین این پیکره ها، بجز پیکره ایزومتریک تقسیم شده است. این ویروس در لوبیا و یونجه بذرزاد میشود و همچنین به راحتی از طریق انتقال مکانیکی منتقل میشود و به علت داشتن دامنه میزبانی خیلی وسیع به راحتی قابل کنترل نیست

[ شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 11:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

علف هرز در مزارع برنج



تهیه :

مهندس سید چاسب فاضلی


 

در مزارع برنج بخصوص در برنج زارهای شمال ایران، علاوه بر آفات و بیماریها ، علفهای هرز نیز خسارت زیادی به این گیاه وارد می کنند. این گیاهان با استفاده از آب و مواد غذایی و اشغال قسمتی از زمین زراعی موجب کاهش عملکرد برنج گردیده و ارزش اقتصادی و غذایی آن را پایین می آورند.بنابراین اگر به موقع و به طور دقیق و کامل با آنها مبارزه نشود ، خیلی زود سطح شالیزار را اشغال کرده و برنج را از بین می برند.(۱)


 

علفهای هرز:

علف هرز گیاهی است که بطور ناخواسته خارج از مکان اصلی روییده است. علف هرز ممکن است یک ساله یا دو ساله ویا دائمی باشد وبصورت خود رو در مزارع رشد کرده و رقیب اصلی گیاهان کشت شده می باشد و از لحاظ قدرت حیاتی مقاومت بیشتری نسبت به نباتات زراعی از خود نشان می دهد. برای مثال رشد قاشق واش در مزرعه برنج، علف هرز محسوب می شودچون قاشق واش به صورت خود رو در جایی رشد ونمو کرده که کشت آن با هدف کشاورز همسو نبوده است.



 

 شکل ۱- علف هرز قاشق واش



 

طبقه بندی علفهای هرز مزارع برنج:

طبقه بندی علفهای هرز براساس فصل رویش، طول رویش و نوع گیاه، شکل ظاهری(مرفولوژی)، نوع محل رویش، بومی و مهاجر بودن، نوع زیانی که به محصول وارد می کنند، فیزیولوژی گیاه هرز صورت می گیرد.

علفهای هرز مزارع برنج از لحاظ شکل ظاهری (مورفولوژی) به باریک برگها(تک لپه ایها) و پهن برگها(دو لپه ایها) تقسیم می شود:

الف- علفهای باریک برگ:

گیاهان هرزی که دارای برگهایی با رگبرگهای موازی بوده و تعداد اجزای گل در آنها سه یا مضربی از سه می باشد این دسته از علفهای هرز در زمان جوانه زدن غالبا" یک لپه تولید کرده و به فرایند بعدی ادامه حیات می دهند مانند:اویارسلام (با نام محلی :چور،چکا،گالی،جلی)، قیاق(با نام محلی:ارداله)، سوروف( با نام محلی: وازمل،زرا،وازمبیل،کل دمه) ، بند واش یا سگ واش.

ب- علفهای هرز پهن برگ:

علفهای هرزی که دارای برگهایی با رگبرگهایی منشعب بوده و تعداد اجزای گل درآنها ۴، ۵ و یا مضربی از آنها است. جوانه زدن در این دسته از علفهای هرزبا دو لپه و یا دو برگ بذری آغاز شده که در موقع کنترل شیمیایی با این دسته از علفهای هرز قابل توجه می باشد. از این گروه قاشق واش (قاشک یا بارهنگ آبی) و تیر کمان آبی، شبدر آبی،عدسک آبی، علف ارزنی، آزولا،سل واش،جلبکهای ر شته ایی را می توان نام برد (۲ و۳ ).



 

 شکل۲- علف هرز تیر کمان آبی



 

 شکل۳- علف هرز سوروف(وازمل)


 

علفهای هرز مزارع برنج را می توان از نظر طول دوره زندگی به سه دسته تقسیم نمود:
الف- علفهای هرز یکساله:
این علفها کلیه فرایند زندگی آنها در طی یکسال یا کمتر از آن طی می شود. علفهای هرز یکساله دوره رشد را با بذر آغازودر پایان دوره با تشکیل بذر کامل می شوند مانند: سوروف(وازمل)
ب-علفهای هرز دو ساله:
علفهای هرزی که دوره زندگی خود را طی دو سال می گذرانند، در سال اول رشد رویشی خود را کامل کرده و با اندوخته غذایی در سال دوم تولید بذر نموده و سپس به ادامه حیات خاتمه می دهند.
ج- علفهای هرز چند ساله:
این گروه از گیاهان پس از تولید مثل از بین نمی روند بلکه جند ین سال متمادی به زندگی خود ادامه می دهند که برای کنترل این دسته از علف ها احتیاج به هزینه بیشتری است.مثل اویار سلام، مرغ، قیاق یا ذرت خوشه ای، ترشک.




 

 شکل4- دو نوع از اویارسلام (چور)


 

علفهای هرز مزارع برنج از نظر نحوه تکثیر به دو گروه تقسیم می شوند:
الف- تکثیر جنسی: در این روش باتلاقی گرده گیاه نر ومادگی سبب تولید بذر می گردد و بقای علف هرز را تضمین می کند.
ب- تکثیر غیر جنسی: در این روش ازدیاد گیاهان بدون دخالت اندام نر و مادگی، با ریزوم (قیاق) ، غده(اویارسلام) ، پیاز (پیاز وحشی ، سورنجان) و... صورت می گیرد(۲)



 

روشهای مبارزه با علفهای هرز مزارع برنج:
برای مبارزه و از بین بردن علفهای هرز در شالیزارها، معمولا" برنجکاران به روشهای مختلف اقدام می نمایند:
الف - پیشگیری:
قبل از اینکه علفهای هرز در برنج زار رشد ونمو نماید، بهتر است از ورود بذر آنها به مزارع جلو گیری شود و برای این کار اقدامات زیر لازم می باشد:
• بذری که برای کاشت بکار می رود بایستی کاملا پاک و بوجاری شده و فاقد هر گونه بذر علف هرز و بذور غیر تیپ (دلک) باشد.
• در موقع انتقال نشاء به زمین اصلی علف هرز همراه با نشاء علف هرز به زمین اصلی وارد نشود.
• برای آنکه بذر علفهای هرز توسط آب منتقل نگردد، همیشه باید مسیر جویها را از وجود این علفها پاک کرد. (۱)
• حتی الا مکان باید مانع ورود حیوانات به این محل شد، چون در پاییز فضولات و پاهایشان آلوده به بذر علف هرز است که در بهار سبز خواهند شد.
• توصیه می شود که کشاورزان از قسمتهای عاری از بیماری و عاری از علف هرز اقدام به بذر گیری کنند تابذری بدون علف هرز و سالم و مرغوب داشته باشند. (۳)
• از ورود وسایل آلوده به بذر (ماشین آلات های مانند کمباین وخرمن کوب ) به مزرعه جلوگیری بعمل آید.
• از باقی گذاشتن علفهای هرز که توسط وجین از زمین خارج شده اند در داخل مزارع خود داری شود.(۱)
• محل احداث خزانه سال آینده را در موقع وجین از علف هرز کاملا" پاک نگهداشته و نباید گذاشت تا علف هرزی باقی مانده و تولید بذر نماید.
• بعداز برداشت محصول محل خزانه سال آینده را با کاه و کلش آتش زده تا بذر و بوته های علف هرز کوچک باقی مانده در محل خزانه سال آینده از بین برود.
• در صورت بارندگی ویا هر دلیل دیگری که نتوان محل خزانه سال آینده را آتش زد باید بوته های علف هرزی که باقی مانده اند از زمین کند تا بعد از برداشت محصول این بوته ها بعلت شرایط مساعد پیش آمده رشد نکرده و بذر ندهند و پس از این عملیات باید اطراف محل خزانه سال آینده را مرز کشی نمود تا هرز آب مناطق بالا دست وارد محل خزانه نشود.

ب- مبارزه زراعی :
• عملیات و مراحل مختلف آماده کردن زمین اصلی برنج در صورتی که بموقع و به طور دقیق انجام شوند در کم کردن و یا از بین بردن علفهای هرز تأثیری زیادی خواهند داشت. در صورتی که شخم اول در پاییز انجام شود موجب از بین رفتن بذر سوروف شده و از طرف دیگر،چنانچه شخم عمیق و با فاصله انجام گیرد سبب می گردد که بذر علفهای هرز در عمق زیاد خاک قرار گرفته و جوانه آنها قادر به خروج از خاک نباشد( ۳ و۱).
• غرقاب کردن شالیزار نقش مهمی در کنترل علفهای هرز برنج دارد(۳). در صورتی که زمین را در اول بهار، قبل از کاشت و بعد از کاشت نشاء به صورت غرقاب آبیاری نمایند، وجودآب زیاد در داخل کرتها موجب کاهش رشد علفهای هرز بخصوص سوروف شده و از این راه کمک زیادی به کم شدن علفهای هرز خواهد شد(۱). حتی در فصل غیر زراعی چنانچه تنظیم آب خوب انجام گیرد می تواند در کنترل علفهای هرز دائمی موثر واقع شود. در تنظیم عمق آب باید دقت شود که سطح آب خیلی پایین نباشد. شالیزار صاف و تسطیح شده باشدبطوریکه از بعضی نقاط آن خشکی بیرون نزند. خصوصا" ۳ الی ۴ هفته بعداز نشاء کاری شالیزار به تناوب خشک نشود تا علف هرز فرصت جوانه زدن پیدا نکند. با تنظیم آب به عمق ‍‍۱۰ سانتیمتر اکثر علفهای هرز از بین می روند. سطح آب بایستی متناسب با رشد گیاه برنج حداکثر تا ۱۰ سانتیمتری بالا بیاید. وحتی برای مصرف علف کشها فقط در صورت تنظیم آب با عمق مناسب می تواند موثر باشند.
• نشاء کاری برنج شرایطی را فراهم می کند که نشاءها بهتر بتوانند با علف های هرز رقابت کنند.زیرا نشاءها در هنگام کشت حدود ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر طول دارند در حالی که علفهای هرز در ابتدای رویش هستند. بنابراین روش کشت نشایی یک روش مبارزه با علف هرز نیز محسوب می گردد.(۳)

ج – مبارزه مکانیکی:
از بین بردن علفهای هرز مزارع برنج به وسیله کارگر(وجین) رایجترین و متداول ترین روش مبارزه با علفهای هرز می باشد. وجین شالیزار در بیشتر مناطق شمال ایران به وسیله دست انجام شده و بندرت توسط ماشینهای وجین کن دستی صورت می گیرد. (۱)
وجین عمو ما" در دو نوبت، نوبت اول ۱۵ تا ۲۰ روز بعد از نشاء کاری و نوبت دوم حدود ۳۰ تا ۳۵ روز بعد از نشاء کاری است که با دست و یا پا بوسیله نیروی انسانی زن ومرد انجام می گیرد. معمولا در وجین اول ۱۵ تا ۲۰ نفر روز و در وجین دوم ۱۰ تا۱۲ نفر روز در هکتار مورد نیاز است. این روش امتیازات زیادی نسبت به روشهای دیگر به ویژه روش شیمیایی دارد. اولا هیچ علفی در برابر این روش مقاومت نشان نمی دهد زیرا هنگام وجین هر نوع علف هرز از یکساله تا دائمی پهن برگ یا نازک برگ توسط دست جمع آوری و یا مدفون می شوند. ثانیا" برای محیط زیست و حفظ تعادل طبیعی کاملا" بی ضرر است. ثالثا" با دست کشیدن در سطح خاک تهویه و خروج گازهای زیان آور امکان پذیر شده و اکسیژن بیشتری در اختیار ریشه ها قرار می گیرد. رابعا" استفاده از نیروی انسانی داخل کشور خرید مواد شیمیایی خارجی را منتفی می سازد و از نظر صرفه جوئی ارزی فوق العاده مفید می باشد. از معایب وجین دستی این است که پر زحمت و مستلزم نیروی انسانی زیادی است. بنابراین توصیه می گردد یکبار وجین دستی ۱۵ تا ۲۰ روز بعد از مصرف علف کشها در برنامه کار گنجانده شود تا با تلفیق روش شیمیایی و مکانیکی بتوان شالیزار را عاری از علف هرز نگه داشت.(۳)

ح – کنترل بیولوژیک :
استفاده از دشمنان طبیعی تا سطح قابل قبول اقتصادی که در حال حاضر با وجود روشهای شیمیایی ، زراعی و مکانیکی رونق چندانی ندارد.
خصوصیاتی که یک عامل بیولوژیک باید داشته باشد عبارتند از :
برای گیاه برنج زیان آور نباشد، قادر به تولید مثل سریع باشد ، بایستی مقاوم بوده وقادر به حفظ موازنه جمیعت خود با علفهای هرزباشد، با شرایط محیطی میزبان سازگار باشد، از گزند دشمنان و عوامل بیماری دور باشد.
ماشک شمالی علف هرز برنج را کنترل می کند. دو عدد غاز وحشی و یا ۰۰ ۳ عدد اردک علفهای هرز یک هکتار برنج را کنترل می کند. (۴)

د- روش شیمیایی:
یکی از آسانترین و موثر ترین و کم هزینه ترین روشهای کنترل علف هرز ، روش شیمیایی است. علت تمایل کشاورزان از علف کش : 
• علفکش باعث کاهش دفعات عملیات شخم مخصو صا" در زمان کاشت می شود.
• علف کشها تلاش عملی انسان یعنی وجین دستی که کار طاقت فرسایی است را کاهش می دهد .
• در بازار به مقدار کافی موجود است و قیمت مناسبی نسبت به هزینه کارگری دارد. علاوه بر مقرون بصرفه بودن در کنترل علف های هرز سمج مثل قیاق و بند واش موفق است. (۴)

در دو زمان می توان سموم شیمیایی را مصرف کرد: الف- قبل از بذر پاشی ب- بعد از بذر پاشی
البته لازم بذکر است که معمولا" یک هفته بعد از نشاء کاری بهترین موقع است. (۳ )
علف کشها در کشاورزی امروزی به دودسته کلی تقسیم می شوند:
۱ – علف کشهای عمومی: ترکیبات شیمیایی هستند که برای از بین بردن کلیه گیاهان در مزارع زراعی و باغی و اراضی غیرزراعی مصرف می شوند. مانند گلیفوزیت( رانداپ) ، پاراکوآت( گراماکسون)و...
۲ – علف کشهای انتخابی: ترکیبات شیمیایی هستند که با غلظت معینی جهت از بین بردن نوعی خاص از گیاه در زراعت فرموله شده و در شرایط مطلوب پس از مصرف اثر منفی روی گیاهان زراعی ندارد.مانند " تو- فور- دی (D – ۴ – ۲ )، بوتا کلر(ماچتی)
 



 

طریقه مصرف علف کش:
بطور کلی علف کشها در زراعت به دو طریق مصرف می گردند:
۱ - روی شاخ و برگ گیاه
۲ - دیگری در خاک پاشیده می شوند. علف کشهایی که بصورت مایع روی اندامهای هوایی گیاه پاشیده می شوند به دو صورت، یکی به روش تماسی و دیگری به روش سیستماتیک( یعنی علف کش مورد نظر زمانی روی شاخ وبرگ پاشیده می شود از طریق اندامهای هوایی جذب و سپس به درون گیاه راه پیدا می کند.پس از وارد شدن به شیره گیاه به تمام قسمتهای حساس گیاه منتقل و او را از بین می برد. ) باعث مرگ گیاهان مورد نظر می شوند. علف کشهایی که در خاک جهت کنترل علفهای هرز مصرف می شوند، می توان آنها را قبل از زراعت یا قبل از جوانه زدن علفهای هرز در مزرعه مصرف کرد.

علف کشها از نظر حرکت به سه دسته تقسیم می شوند :
۱ – علف کشهای که حرکت محدود دارند؛ این قبیل علف کشها را روی شاخ وبرگ پاشیده و به آنها علف کشهای تماسی گویند(۲ ). البته این علف کشها بخشهای زیر زمینی را از بین نمی برد مانند: پرو پانیل و بنتازون (با زا گران ) (۳)
۲- علف کشهایی که از طریق آوند آبکشی و همچنین در بعضی از گیاهان که ریشه های رونده دارند به دو صورت جذب می گردد. این گونه علف کشها برای کنترل علفهای هرز یکساله ، دو ساله و چند ساله قابل استفاده می باشند. در حقیقت استفاده اصلی این علف کشها وقتی است که هدف از بین بردن تمامی اندامهای گیاه بخصوص اندامهای زیر زمینی باشد. مانند گلیفوزیت(رانداپ ) ، تو فور دی(۲) و لونداکس وستاف (۳).
۳ – علف کشهایی که از طریق آوندهای چوبی حرکت می کنند و خاصیت تاثیر پذیری دارند ،(۲)مانند لونداکس و ستاف(۳) .
* لونداکس ۶۰ % (بن سولفورون متیل) و سینو سولفورون (ستاف) هر دو هم از طریق ریشه و هم از طریق انامهای هوائی گیاه جذب می شوند. بعد از جذب از طریق اندامهای چوبی و آبکشی از تقسیم سلولهای مریستمی جلوگیری می کنند.چون این گروه از علف کشها پس از جذب در گیاه برنج برنج به سرعت خنثی می شوند ضمن انتخابی عمل نمودن از درجه سمیت کمتری برای جانداران خونگرم برخوردار است.
 



 

انواع علف کشهای رایج برای مزارع برنج :
علف کشهای مصرفی برای علف هرز سوروف :
۱- رونستار (اگزا دیازون ):
پس از آنکه زمین برای نشاء کاری آماده شد یعنی یک تا دو روز قبل از نشاء کاری به مقدار ۳ تا ۴ لیتر در هکتار بکار برده می شود. البته بعد از نشاء کاری تا موقعی که سوروف هنوز دو برگی نشده باشد می توان آنرا بکار برد(معمو لا یک هفته بعد از نشاء کاری بهترین زمان مصرف علف کش است). پس ا زمصرف باید ۳ روز از ورود و خروج آب جلو گیری بعمل آورد. باید توجه داشت که مزرعه نبایستی بیش از حد غرقاب باشد زیرا سبب خفگی و سو زانندگی نشاء می شود. هنگام مصرف علف کش می بایست حداقل حدود یک سوم نشاء ها روی آب باشد.
این علف کش به صورت قطره پاش مصرف می شود. روی سر پوش قوطی های این سم سه سوراخ تعبیه شده است که با در دست داشتن قوطی وارد مزرعه شده به فاصله ۲تا ۵ /۲ متر (۷ قدم ) از مرز کناری در خط مستقیم حرکت نموده و هر دو قدم یکبار قوطی را به چپ و راست تکان داده ودر موقع برگشت به فاصله ۴ تا ۵ قدم از مسیر رفت عمل سمپاشی ( قطره پاشی ) را ادامه تا علف کش بصورت یکنواخت همه جا پخش گردد.

۲ – بنتیو کارپ (ساترن ) :
 اگر چه بهترین موقع مصرف این علف کش هم یک هفته بعد از نشاء کاری است، اما ترجیحا" بعد ا ز نشاء کاری تا دو برگه شدن سوروف می باشد. البته می توان قبل از نشاء کاری هم آن را مصرف کرد.
مقدار مصرف آن در قبل از نشاء کاری حدود ۷ لیتر و بعد از نشاء کاری ۵ تا ۶ لیتر است.
۳ – بو تا کلر (ماچتی ) :
زمان مصرف آن مانند ساترن یک هفته بعد از نشاء کاری است. مقدار مصرف آن ۳ تا ۴ لیتر در هکتار است.
۴ – مولینیت (اوردرام ):
موقع مصرف این سم یک هفته بعد از نشاء کاری و قبل از دو برگه شدن سوروف (وازمل) می باشد. چون این علف کش دارای حلالیت زیاد در آب بوده و به سرعت تبخیر می شود بایستی بلافاصله پس از مصرف مزرعه را غر قاب کرده و ۳ تا ۴ روز از خروج آب جلو گیری نموده و در صورت کاهش آب مجددا" مزرعه را غرقاب نماییم.
مو لینیت را می توان بصورت قطره پاش و سمپاش مصرف کرد. در صورت مصرف قبل از نشاء کاری باید بلافاصله بطور سطحی با خاک مخلوط شود.
مقدار مصرف آن ۶ لیتر در هکتار است.
۵ – پروپانیل :
برخلاف علف کشهای بالا علف کش تماسی بوده و از طریق برگ جذب می شودو بخشهای زیر زمینی را ازبین نمی برد. موقع مصرف این علف کش زمانی است که حداکثر سوروفها سبز شده و به مرحله ۳ تا ۴ برگی رسیده باشند. مصرف این سم بصورت سمپاشی می باشد ونمی توان آنرا بصورت قطره پاش مصرف کرد. یک تا دو روز قبل از سمپاشی می بایست آب مزرعه را خالی نموده تا همه سوروفها از آب خارج شده و در معرض سم قرار گیرند وهم فرصتی باشد تا بذر موجود در خاک سبز کرده و با علف کش تماس یابد. در مقع سمپاشی باید دقت شود که محلول سم با تمام سوروفها تماس حاصل نماید. پس از سمپاشی تا ۲۴ ساعت آب مزرعه همچنان قطع و سپس آبیاری گردد. چنانچه تا ۸ ساعت بعد از سمپاشی بارندگی شود اثر سم از بین میرود.
مقدار مصرف ۱۰ تا ۱۵ لیتر در هکتار است.
لازم به تذکر است مصرف این علف کش بعداز نشاء کاری چندان توصیه نمی شود زیرا سبب زردی برگها می شود.

علف کشهایی که برای جگنها و پهن برگها مصرف می شودعبارتند از:
۱ – بنتازون (بازاگران):
این علف کش تماسی بوده و در مرحله ۳ تا ۵ برگی علف هرز و پس از خالی کردن مزرعه از آب با سمپاش پاشیده می شود. مقدار مصرف آن ۳ تا ۵ لیتر در هکتار می باشد.
۲ – تو فو ردی :
علف کشی هورمونی است و مقدار مصرف آن ۱ تا۵ /۱ است.
۳ – لونداکس ۶۰ % (بن سولفورون متیل ):
بصورت قطره پاش مصرف می شود. مقدار مصرفی آن ۵۰ تا ۷۰ گرم را در۴ تا۵ لیتر آب حل کرده و برای یک هکتا ر قابل می باشد.
۴ – سینو سولفورون (ستاف):
این علف کش بصورت قطره پاش مورد مصرف قرار می گیرد. و مقدار ۱۰۰ تا ۱۲۵ گرم آن را در ۴ تا۵ لیتر آب حل نموده و قطره پاش می کنند.در موقع قطره پاش بایستی مزرعه دارای ۳ تا ۴ سانتیمتر آب باشد.

علف کشهایی که بر روی هر سه گروه علفهای هرز( پهن برگها، نازک برگها، جگنها) موثر است : 
• سان رایس پلاس و مقدار مصرف این سم ۳ لیتر در هکتارو زمان مصرف قبل و بعد از نشاء کاری است.
• ریفیت( پر تیلا کلر) و مقدار مصرفی آن ۲ تا ۵/۲ لیتر در هکتار وزمان مصرف آن ۳ تا ۵ روز بعد از نشاء کاری است.
• تاپ استار ( اکسادیارژیل) ومقدار مصرفی این سم ۳ تا ۵/۳ لیتر در هکتار وزمان مصرف آن قبل از نشاءکاری است و بعلت اثر سوزانندگی بالای تاپ استار به هیچ وجه بعد از نشاء کاری توصیه نمی گردد (۴ و ۳).



 

معایب مصرف علف کشها :
- مصرف بی رویه علف کشها سبب آلودگی محیط زیست و خاک و آب می شود.
- هر چه مصرف علف کش بیشتر باشد جذب سیلیس در گیاه برنج کاهش یافته و در نتیجه سلولهای برنج اسفنجی شده و ابتلا به بیماری بلاست افزایش می یابد.از آنجائیکه تولیدکنندگان علف کش بالاترین دوز مصرفی را همواره توصیه میکنند حتی الامکان سعی شود کمتر از مقدار توصیه شده مصرف شود تا احتمال ابتلا به بیماری بلاست کاهش یابد. - مصرف علف کش رسیدگی محصول را به مدت ۱۰ روز با تاخیر روبرو می کند.
 



 

علف هرز آزولا:
 یکی از علف هرز مهم که در منطقه فریدونکنار موجب آزار و اذیت کشاورزان منطقه شده است علف هرز آزولا می باشد برای مبارزه با این علف هرز روشهای زیر توصیه می شود:
۱- فاصله آخرین مرحله شخم (پادلینگ) تا نشاءکاری را کم کنید.
۲- در موقع نشاء کاری مزرعه بدون آب باشد.
۳- بعداز نشاء کاری عمق آب کم باشد یا در صورت امکان مزرعه بدون آب باشد.
۴- با قرار دادن ۳۰۰ عدد اردک در یک هکتار می توان آزولا را کنترل کامل نموده و حتی آن را بصورت یک عامل مفید در مزرعه تبدیل کرد.
5- کود فسفاته در مناطق آلوده به آزولا مصرف نشود چون کود فسفاته موجب زاد و ولد آن شده ، در نتیجه کود فسفاته را در موقع وجین مصرف کنید و از میزان کود ازته بکاهید.لازم بذکر است تغییر رنگ سبز آزولا به رنگ قرمز بد لیل کمبود فسفر مزرعه است که با دادن کود فسفره این علف هرز به رنگ سبز بر می گردد.



 

شکل ۴ – علف هرز آزولا این عکس کمبود فسفات را نشان می دهد این کمبود هم در زمستان وهم در بهار دیده میشود.در زمستان بعلت سرمای آب جذب فسفر به خوبی صورت نمی گیرد.

از مزایای آزولادر مزرعه برنج علاوه بر تامین ازت خاک در زمانهای خشکسالی نقش مالچ را ایفاء می نماید وعملیات وجین برای سایر علفهای هرز را کاهش می دهد.

 منابع:
۱ – خدابنده ،ناصر.(۱۳۸۲). غلات. انتشارات دانشگاه تهران.
۲ – ساداتی ، س اکبر و یحیی ابطالی.(۱۳۷۹). اصول و روشهای کنترل علفهای هرز. انتشارات توسعه علوم.
۳ – سلیمانی، عبدالله و بهمن امیری لاریجانی(۱۳۸۳). اصول بهزراعی برنج . انتشارات آرویج.
۴ – سلیمانی،عبدالله و بهمن امیری لاریجانی(۱۳۸۵). آموزشهای عملی و تئوری در مرکز توسعه منابع انسانی کشاورزی هراز

[ شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 10:41 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

 

  
     

 

 

آب و خاك و گياه - رشته ماشين هاي كشاورزي

 


  روش هاي کنترل علف هاي هرز :
به چهار رويش زراعي، مکانيکي، شيميايي و بيولوژيکي انجام مي شود:
الف – روش کنترل مکانيکي :

از مهمترين روش هاي مکانيکي وجين با دست يا با ماشين آلات، انجام شخم، غرقاب کردن زمين، سراي يک يا دو هفته و .... را مي توان نام برد.  



  ب - روش کنترل زراعي:

در اين روش براي مبارزه با علف هاي هرز، از قدرت رقابت گياهان زراعي و باغي با علف هاي هرز، تراکم، کشت ، تغيير در تاريخ کشت، آيش ، رعايت تناوب زراعي و عملياتي که رشد علف هاي هرز را به تأخير انداخته، باعث تسريع در رشد و نمو گياه اصلي مي شود، استفاده مي گردد.
مثلاً جو، يونجه، آفتابگردان، ذرت در صورتي که با تراکم کافي کشت شوند مي توانند بسياري از علف هاي هرز را کنترل نمايند.  



  ج – روش کنترل شيميايي :

در اين روش با استفاده از مواد شيميايي موسوم به علف کش ها از رشد علف هاي هرز جلوگيري مي کنند. علف کش ها (عمومي يا انتخابي) هستند.  



  علف کش هاي عمومي :

کلرات ها – ارسنيک ها – دالابون، ترکيباتي هستند که براي از بين بردن تمام گياهان به کار مي روند.  



  علف کش هاي انتخابي :

براي از بين بردن علف هاي هرز به کار مي روند و تأثير سويي بر روي نباتات کشت شده اصلي ندارند. مثلاً پيرامين واندوتال که علف هرزکش مزارع چغندر هستند.  



  د – روش کنترل بيولوژيکي :

با توجه به اينکه استفاده از سموم شيميايي اثرات زيست محيطي و آلودگي هاي منابع آب و خاک را به همراه دارد، در سال هاي اخير روش کنترل بيولوژيکي بسيار مورد توجه قرار گرفته است. در اين روش براي از بين رفتن يک نوع علف هرز از دشمنان طبيعي مثل حشرات استفاده مي شود. مثلاً پروانه مينوز براي مبارزه با علف هرز کاکتوس بسيار مفيد است.  



  آفات محصولات زراعي باغي
1 – کرم سيب :

اين آفت به درختان سيب و گلابي و به آسيب مي رساند. کرم سيب در واقع لارو شب پره کوچکي است که داخل ميوه شده، از گوشت و دانه هاي آن تغذيه مي نمايد. اگر ميوه ها در مراحل اوليه رشد، مورد حمله آفت قرار گيرند مي ريزند و ميوه هاي آلوده که روي درخت مي مانند در اثر فضولات حشرات و قارچ ها و باکتري ها نيز قابل مصرف مي گردند.


لارو کرم سيب زمستان را در پناهگاه خود ( زير پوست تنه درختان و زير کلوخه ها) رفته و پيله ابريشمي محکمي مي سازد. اوايل بهار و همزمان با شکوفه کردن درختان سيب، لارو تبديل به شفيره شده و با پايان دوره گلدهي درختان، دوران شفيرگي نيز تمام مي شود. زمان ظهور اولين پروانه ها، مصادف با زمان ريختن آخرين گلبرگ هاي درختان سيب است. شب پره هاي ماده پس از جفت گيري، شبانه تخم هاي خود را روي برگ هاي نزديک گل ها و در نسل هاي بعدي روي ميوه يا دم ميوه قرار مي دهند. لاروهاي جوان همزمان با فندقي شدن بيشتر ميوه هاي سيب، پس از مختصر تغذيه داخل ميوه ها جوان مي شوند و از گوشت ميوه تغذيه مي کنند. لاروهاي کامل پس از تغذيه، ميوه را ترک نموده و به پناهگاه خود رفته و شروع به تنيدن پيله مي نمايند. حشرات نسل دوم در تابستان ظاهر مي شوند.  



  2 – سرخرطومي برگ يونجه :

اين حشره به اکثر گياهان به ويژه انواع يونجه حمله مي کند و زمستان را به صورت حشره بالغ در زير علف هاي هرز مزارع و شکاف خاک ها و اطراف جويبارها به سر مي برند و با مساعد شدن هوا و بالا رفتن دما از پناهگاه ها خارج شده پس از تغذيه از برگ هاي لطيف يونجه، جفت گيري مي کند. چند روز بعد، حشره ماده، در ساقه هاي جوان يونجه تخم ريزي مي کند. يک يا دو هفته بعد لاروها از تخم خارج شده ، از مرگ ها و جوانه ها تغذيه مي کنند.
از مهم ترين دشمنان طبيعي سرخرطومي ، زنبوري به نام Bathyplectes curculioins است.
كه تخم هاي سرخرطومي را نابود مي سازد و كفش دوزك هفت نقطه اي كه از لاروهاي آن تغذيه مي نمايد. (مبارزه بيولوژيكي)


 



  3 – سن :

اين آفت بيشتر به غلات ( به ويژه گندم) حمله مي كند. سن گندم در سال هاي حمله 80-40 درصد محصول را كاهش مي دهد.
اين آفت ، زمستان را به طور حشره كامل در دامنه كوهها و زير علف ها مي گذراند در اوايل بهار با گرم شدن هوا به مزارع سبز گندم برگشته، با فرو كردن خرطوم خود در ساقه گندم از شيره گياهي آن ها تغذيه مي كند. سپس حشرات ماده پس از جفت گيري، روي برگ ها تخم مي گذارند.


رشد و تكامل دوره هاي مختلف پوره هاي سن گندم با رشد و نمو گياه ميزبان همزمان است. خسارت سن گندم، در سه مرحله صورت مي گيرد. مرحله اول :
توسط حشرات بالغ نر يا ماده اي كه اصطلاحاً «سن مادر» نام دارند، صورت مي گيرد. مرحله دوم :
خسارت اين دوره را پوره هاي سنين مختلف وارد مي سازند


مرحله سوم :
خسارت وارده در اين مرحله مربوط به حشرات بالغ نسل جديد است كه براي ادامه رشد و كسب توانايي پرواز احتياج به تغذيه كافي از دانه هاي خوشه گندم دارند.  



  كنترل شيميايي :

با مصرف سموم مختلف انجام پذير است.  



  4 – شته :

اين آفت ، از مهم ترين آفات گياهان زراعي و درختان ميوه، گل ها و درختان جنگليس محسوب مي شود. بعضي از شته ها در انتقال بيماري هاي گياهي، به خصوص بيماري هاي ويروسي نقش مهمي بازي مي كنند. از مهم ترين انواع شته، شته سياه باقلا، شته سبز سيب، شته سياه هلو و ... را مي توان نام برد.
شته ها در زمستان به صورت تخم روي گياه ميزبان و يا در داخل لانه مورچه ها به سر مي برند و در بهار همزمان با شروع رشد گياه ميزبان، تخم ها باز شده، پوره ها در قسمت هاي مناسب گياه مشغول تغذيه و وارد كردن خسارت مي شوند. اين نوزادان همگي ماده اند و تبديل به ماده هاي بالغ شده و شروع به توليد مثل مي كنند. نوزادان به وجود آمده همگي ماده هستند و بدون نياز به حشرات نر قادر به توليد مثل مجدداند. اين نوع توليد مثل «دختر زايي» يا «بكرزايي» ناميده مي شود.
در مباريه بيولوژيكي از دشمنان طبيعي شته استفاده مي شود. نظير كفشدوزك 7 نقطه كه از شته ها تغذيه مي كنند.
در مبارزه شيميايي سم پاشي با انواع سموم گياه مناسب، متداولترين روش مبارزه است.  



  معرفي چند نمونه از علف هاي هرز مهم
1 – قياق :

گياهي است علفي، چند ساله و پا بلند از خانواده گندميان كه به سرعت توسط بذر و ريزوم گسترده مي شود. اين گياه در ابتدا رقيب ضعيفي است ولي گياه قياق جوان به طور مؤثري با اكثر گياهان زراعي يك ساله رقابت نموده، در اواسط فصل رشد، خصوصيات يك گياه چند ساله را به دست مي آورد. براي كنترل اين علف هرز اين روش ها كاربرد دارد:


* قبل از سبز شدن قياق، گياهان زراعي كاشته شود كه به خوبي رشد كرده و با ايجاد سايه از رشد قياق جلوگيري نمايد.
* قطع متوالي قياق و جلوگيري از ايجاد بذر
* انجام شخم و آيش گذاشتن زمين در زمان مناسب
* استفاده از سموم علف كش مناسب  



  2 – مَرغ :

مرغ، از خانواده غلات و گياهي ريزوم دار است. گلدهي آن از اواسط خرداد شروع و تا زمستان ادامه دارد. شخم زدن و خارج كردن ريزوم ها از زمين و كاشت گياهان سريع الرشد از مهم ترين راه هاي كنترل مكانيكي اين علف هرز است.
در مبارزه شيميايي انتخاب علف كش مناسب لازم مي باشد. (شكل 19-6 ص 17
4)


 



  3 – اويارسلام:

گياهي چند ساله است از خانواده جكن ها ، بذر – ريزوم – غده توليد مي كند.
اين گياه با كاشت گياهان زراعي كه سريع سايه اندازي مي كنند، از بين مي رود.


استفاده از سموم معلف كش مناسب با توجه به نوع گياه كاشته شده روش مبارزه شيميايي با اين علف هرز مي باشد.

4- پيچك :
اين گياه توسط بذر و ريشه هاي خزنده تكثير مي يابد. پيچك از ابتداي بهار تا آغاز سرما در پاييز رشد رويشي است. با توجه به سيستم گسترده ريشه و توليد بذرهاي با عمر طولاني و فراوان، كنترل پيچك با شيوه هاي مكانيكي رايج به سهولت ممكن نيست. استفاده از علف كش ها همراه با عمليات زراعي (شخم و آيش) براي مبارزه با اين علف هرز توصيه مي شود.


 

    

 

 

 
 
   

[ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 15:5 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
علفهاي مقاوم به علف كش


علفهاي مقاوم به علف كش به طور قابل توجهي در ويسكونزين و غرب مياني در حال افزايش است. سه گزارش نهايي اداره كنترل محصولات ويسكونزين جزئيات مشروحي را در مورد دم روباهي غول پيكر، تا جزيره سياه شرقي و دم روباهي سبز كه مقاوم به ALS هستند گزارش داد. در اين مقاله، من بسياري از سؤالاتي كه به طور مداوم راجع به علفهاي مقاوم به علف كش پرسيده مي شود پاسخ داده ام.

سؤال: چه علفهاي شناخته شده اي مي باشند كه داراي بيولتيپ هاي مقاوم در ويسكونزين مي باشند؟

جواب: مواد مستند از مقاومت شامل اين موارد است: لابسكوارتها، خرفه نرم، برگ مخملي، كوچيا مقاوم به تريازين، دم روباهي غول پيكر و علف خرچنگ بزرگ مقاوم به ACC آز، و دم روباهي غول پيكر، دم روباهي سبز، تا جزيزي (عنب الثعب، انگورسگ) سياه شرقي، شاهدانه يا كنف آبي و كوچيا مقاوم به ALS .

سؤال: ببيوتيپ چيست؟

جواب: بيوتيپ به گروهي از گياهان هم گونه اتلاق مي شود كه در يك ويژگي متفاوت اند. در اين مورد، آنها در مقاومت نسبت به علف كش متفاوت اند. براي مثال، بيوتيپ نرمال برگ مخملي به آترازين (حساس است)، اما چند ناحيه در ايالت وجود دارد كه بيوتيپ هاي برگ مخملي مقاوم به آترازين در آن رشد مي كنند. تمامي اين گياهان برگ مخملي اند فقط بيوتيپ هاي متفاوتي از آن هستند.

سؤال: آيا شما مي توانيد مفاومت يك گياه را از ظاهرش تشخيص دهيد؟

جواب: خير. يك گياه مقاوم از لحاظ ظاهري شبيه به يك گياه حساس است. تغييرات ژنتيكي و بيوشيميايي درون يك گياه است كه مقاومتي غير قابل ديدن را ايجاد مي كنند.

سؤال: با چه شواهدي مي توان ثابت كرد كه يك علف ممكن است مقاوم باشد؟

جواب: اگر شما به تمامي سؤالات زير جواب بله بدهيد، مي توان شك كرد كه اين علف مقاوم است:

آيا علف كش معمولاً اين گونه هاي علفي را كنترل مي كند؟

آيا ساير گونه هاي علفي در همان محلي كه اين علف سالم باقي مي ماند از بين مي روند؟

آيا اين علف تنها گونه علفي است كه در اين حوزه است؟

آيا علف كش مشابهي يا علف كش ديگري به همين روش قبلاً در همين منطقه استفاده شده است؟

آيا شما از مقلدهاي بالقوه اي كه در سؤال بعدي ذكر شده است جلوگيري كرده ايد؟

اگر منطقه براي كنترل علف نياز دارد كه دوباره اسپري شود و شما بسيار معتقديد كه اين علف مقاوم است، از يك علف كش ديگر با روش كاري متفاوت استفاده كنيد. پولتان را با اسپري مجدد همان علف كش در آن منطقه بدليل مقاومت به هدر ندهيد. براي اثبات مقاومت، يك تكه كوچكي از زمين را با علف كش اسپري دستي كنيد.

سؤال: چگونه مي توان مقاومت علف كش را تقليد كرد؟

جواب: شرايط اندكي وجود دارد كه ممكن است يك مشكل يا مسأله مقاومتي را تقليد كرد. دقت كنيد كه آيا علف به طور طبيعي به علف كش مقاوم است يا نه. براي مثال Pinnacle نمي تواند علف تاجريري را در زمينهاي سويا كنترل كند. اين مورد حالت مقاومت نيست. علفهايي كه پس از استفاده از علف كش غير رسوبي ظاهر مي شوند. نيز مقاوم نيستند، اما ديگر به زمان ظهورشان توجه نشود مي توان به عنوان مقاوم در نظر گرفت. آب و هواي سخت مثل خشكسالي مي تواندايجاد علفهايي كند كه به استفاده از علف كش مقاوم اند، اما اين حالت نيز مقاومت نيست. خطاهاي استفاده مثل نقاطي كه اسپري نمي شوند، ميزان علف كش اشتباه و غيره نيز بايستي به عنوان مقلدان مقاومت حذف شود. (منظور از مقلد شرايطي است كه حالت مقاومت را ايجاد مي كند اما در واقع اين مقاومت ايجاد شده مقاومت حقيقي نيست بلكه مقاومتي تقليدي است، مترجم،).

سؤال: آيا من مي توانم از ميزان علف كش بيشتري براي كنترل علف مقاوم استفاده كنم؟

جواب: خير. بيوتيپ هاي مقاوم اغلب چندين برابر بيش از بيوتيپ هاي و طبيعي به علف كش مقاوم اند. در آزمايشات گلخانه اي، بايستي ميزان Accent حدود 20 برابر بيشتر استفاده كرد تا دم روباهي غول پيكر مقاوم به ALS در همان سطح دم روباهي غول پيكر حامل كنترل كرد. با تاجريزي سياه شرقي مقاوم به ALS ميزان Raptor بايستي 133 برابر بيشتر كرد تا به همان سطح كنترل تاجريزي حامل دست يافت. برگ مخملي مقاوم به آترازين و يسكونزين نيز حدود 100 برابر مقاوم تر از برگ مخملي حامل است، نتوانستيم اين علف كشها را آنقدر زياد كنيم تا بتواند اين بيوتيپهاي مقاوم را بكشد اگر چه كه اين حد بالا نيز قانوني بود.

سؤال: اگر ما استفاده از آن علف كش را براي 10 سال متوقف كنيم آيا مقاومت از بين مي رود؟

جواب: بطور واقع گرايانه، مقاومت دوباره شروع مي شود. چرا كه مقاومت هميشگي است زيرا درصد زيادي از دانه هاي در خاك حاوي ژنهاي حامل مقاومت اند. توجه داشته باشيد كه در يك منطقه 50% دانه در خاك مقاوم و 50% حساس اند. اگر چه علف كشهاي متفاوت در اين سال اسپري شده اند، حدود 50% دانه هايي كه از آن فرار مي كنند هنوز مقاوم باقي مانده اند و علاوه بر اين كه دانه هاي مقاوم همچنان در خاك باقي مي ماند دانه هاي مقاومتري را براي سالهاي آتي توليد مي كنند. زماني كه تغيير ژنتيكي بسوي اين مقاومت اتفاق افتاده است، اين مقاومت در آن سطح باقي مي ماند. بيوتيپهاي مقاوم به تريازين يك استشاد هستند چرا كه آنها نسبتاً نيرو و قدرت كمتري دارند و دانه هاي كمتري نسبت به بيوتيپهاي حساس توليد مي كنند. پس از سالها، مقاومت به تريازين ممكن است به آرامي كاهش يابد، اما اگر تريازين مجدداً استفاده شوند اين مقاومت به سرعت افزايش پيدا مي كند.

سؤال: اگر يك دانه به علف كش مقاوم است، چگونه مي توان آن را كنترل كرد؟

جواب: معمولاً علف هاي مقاوم به علف كش به ساير علف كشهايي كه به روش يكساني عمل مي كنند مقاوم اند. بهر حال، شما قادريد كه علف مقاوم به علف كشهايي كه روش عملكردي متفاوتي دارند كنترل كنيد. براي مثال، ديكامبا(يك تنظيم كننده رشد) لامسبكواترهاي معمول مقاوم به تريازين را كنترل مي كند. نمونه هايي از علفهاي مقاوم در ساير قسمتهاي كشور يا دنيا وجود دارند كه داراي مقاومت چند گانه اند. با يك مقاومت چند گانه، يك بيوتيپ ممكن است به دو يا چند روش عملكردي متفاوت مقاوم باشد، مثلاً يك بيوتيپ كه هم به تريازينها و هم به بازدارندگانALS مقاوم است.

سؤال: چگونه مي توان از مقاومت جلوگيري كرد؟

جواب: تنها روشي كه بطو ركامل مي توان از مقاومت جلوگيري كرد استفاده نكردن از علف كشها است. هر زمان كه علف كشي استفاده مي شود يك شانس براي افزايش بيوتيپي مقاوم بوجود مي آيد. بهر حال، ما مي توانيم چندين كار را براي به تأخير انداختن مقاومت انجام دهيد: 1) استفاده از IPM و اسپري مجدد مناطق تنها در صورت لزوم، 2) ايجاد چرخش در بين علف كشهاي با روشهاي مختلف عملكرد، 3) مخلوط كردن علف كشهاي با روش عملكردي مختلف در تانك اسپري، 4) شخم زدن و پاكن كردن مرتب علفها، با ماشينهاي محوري، 5) استفاده چرخشي از علف كشهاي با روشهاي عملكردي مختلف در محصول يا كاشت متوالي محصولاتي چون يونجه يا گندم كه اغلب با علف كشها درمان نمي گردند، 6) پرهيز از اسپري كردن علفهاي مقاوم از يك منطقه تا منطقه ديگر چرا كه مقاومت افزايش مي يابد.

سؤال: آيا همه علف كشها داراي ديسك مشابهي از جهت ايجاد مقاومت دارند؟

جواب: به نظر مي آيد كه پتانسيل مقاومت علف كش با برخي روشهاي عملكردي نسبت به بقيه بيشتر است. بازدارندگان ALS و بازدارندگان ACC آز دو گروهي هستند كه داراي يك ديسك بالاتري نسبت به سايرين هستند و بايستي با دقت بيشتري استفاده شوند. خطر مقاومت تريازين نيز به دليل سالهاي زيادي كه تريازين استفاده شده است بالاتر است. اگر چه ساير علف كشها ممكن است روشهاي عملكردي با ديسك پايين تري داشته باشند، بايستي دقت كرد كه استفاده بيش از حد يا سوء استفاده از اين علف كشها نشود. براي مثال، گليفوسات احتمالاً روش عملكردي كم خطرتري را دارد. چند سال قبل، اذعان شد كه مقاومت گليفوساتي اتفاق نمي افتد. بهر حال، اكنون دو گونه علف با بيوتيپهاي مقاوم به گليفوسات وجود دارد.

سؤال: در كجا من مي توانم يك ليست درستي از علفهاي مقاوم به علف كش پيدا كنم؟

جواب: Ian Heap داراي وب سايتي است كه اطلاعات، ليستها و خلاصه اي از علفهاي مقاوم به علف كش را در خود دارد.

آدرس اين وب سايت: http://www.weedscience.com است.

مقاومت به علف كش: يك چالش جديد در كنترل شيميايي

مقدمه: علف كشها يكي از مؤثرترين ابزارهاي كشاورزان اند كه مي توانند درجنگ با علفها از آن استفاده كنند. استفاده از اين مواد شيميايي كشاورزي بطور قابل توجهي در سال هاي اخير بويژه در كشورهايي كه داراي سيستم كشاورزي پيشرفته تري هستند، افزايش يافته است.

ورود جمعيتهاي علفي مقاوم به علف كشهاي يكسان كه بطور موثر درگذشته آنها را كنترل مي كرد. يك مسأله جدي براي صنعت علف كش و براي استفاده كنندگان اين محصولات است. اين مرور به بررسي مختصري بر بررسي تاريخي بر روي تكامل تدريجي مقاومت به علف كشها، اهميت و گسترش مشكل، عناصري كه ورود جمعيتهاي مقاوم را تحت تاثير قرار مي دهد، مكانيسم هاي فيزيولوژي مسئول اين پديده و چند پيشنهاد براي جلوگيري يا كاهش ايجاد مقاومت علفي به اين مواد شيميايي كشاورزي، مي پردازد.

مقاومت، توانايي يك جمعيت گياهي در عدم تاثير پذيري از يك علف كش در نتيجه استفاده مداوم و پيوسته از علف كش براي مدتي طولاني است. اين نوع مقاومت متفاوت از مقاومتي است كه يك گونه هرگز توسط علف كشي كه در معرض آن قرار نگرفته است كنترل نمي شود (مقاومت طبيعي).

بنابراين مقاومت به جمعيتي از گونه ها بر مي گردد كه قبلاً حساس بوده است و سپس از استفاده از علف كش ديگر نمي توان آنرا با همان ميزان علف كش يا روزهاي بالاتر كنترل كرد.

اولين گزارش در مورد مقاومت به علف كش از سال 1970 است يعني زماني كه ريان 1970 نشان داد كه جمعيتهاي خاصي از Senecio Vulgaris در ايالت واشنگتن آمريكا را حتي با روزهاي زياد سيمازين ديگر نمي توان كنترل كرد. بررسي هاي پيونيرر همراه باريان وراد و سويچ نشان داد كه اين جمعيتها نه تنها به سيمازين مقاوم اند بلكه به ساير تريازينها نيز مقاوم اند.

در سال 1980، حدود 250000 هكتار در واشنگتن برآورد شد كه تحت پوشش جمعيتهاي Senecio مقاوم به تريازين ها هستند. پس از آن گزارشهاي مربوط به مقاومت به تريازين ها به طور قابل توجهي افزايش يافته است. در مجارستان كه بزرگترين توليد كننده ذرت بلوك سوسياليستي است، استفاده از تريازين ها متوقف شده است (بجز بصورت مخلوط با ساير علف كشها) و اين بدليل اين است كه بيش از 75% زمينهاي در نظر گرفته شده براي كشاورزي مورد هجوم گونه هاي مقاوم آمارانتوس قرار گرفته اند. حداقل 55 گونه علف در بيش از 20 كشور برآورد مي شود كه به اين گروه از علف كشها مقاوم اند.

علفهايي كه بخصوص به همه خانواده هاي علف كشهاي مهم مقاوم اند در جدول يك ذكر شده است. حتي اين زمان كه تعدادي از موارد مقاوم به علف كش افزايش يافته است. زنگ خطر به اندازه آفت كشها به صدا در نيامده است. در 1980، جمعيتهاي حداقل 428 گونه از حشرات و كرم هاي مقاوم به آفت كش شناسايي شده اند. اين جمعيتها متعلق به 14 راسته و 83 خانواده مهم كشاورزي و دامپزشكي بود.

فاكتورهاي تعيين كننده انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها:

اجزاء اصلي كه باعث ظهور مقاومت بيوتيپها به علف كشها مي شود به طور مفصل توسط گرسل 1978 و گرسل وبعل 1982 شرح داده شده است. مهمترين اين فاكتورها عبارتند از:

1ـ فشار انتخاب:

فشار انتخاب نتيجه مرگ و مير موثر است. ميزان مرگ و مير از لحاظ دانه ها يا عوامل انتشاري در انتهاي دوره رشد مي باشد و بلافاصله پس از استفاده از علف كشها نيست. اگر ژنهاي مقاومت بزودي در جمعيت يافت شود، مرگ و مير موثر باعث احتمال انتخاب افراد مقاوم منتخب تر و بيشتر مي شود. بايستي توجه داشت كه ژنهاي كمك كننده مقاومت علف كش معمولاً در جمعيت علفهاي حتي قبل از استفاده از علف كش وجود دارد و به دليل ورود نمونه هاي مقاوم از ساير نواحي يا ايجاد توسط علف كش نمي باشد. اين فقط فشار انتخابي است كه توسط علف كش تحميل مي شود و باعث بسط و توسعه جمعيت مقاوم مي گردد.

2ـ وجود علف كش در خاك:

علف كشهايي كه اثر رسوبي طولاني دارند باعث مي شوند كه بر روي جمعيت علفي بيش از علف كشهايي كه به آساني در خاك پراكنده شده و با باد برده مي شوند، فشار انتخابي داشته باشند. اين احتمالاً يكي از دلايلي است كه چرا مقاوم جمعيت علفي به گروهي از علف كشها بتازگي در سولفو نيلو راز كشف شده است. اگر علف كش زياد پايا نيست، بانك دانه در خاك احتمال تكثير بيوتيپهاي مقاوم را با حفظ يك جمعيت زيادي از افراد و حساس كه بلافاصله پس از اينكه علف كش اثر بيولوژيكي است را از دست داد رشد و توليد مثل مي كنند، كاهش مي دهد. علف كشهايي كه بلافاصله در خاك غير فعال مي شوند لزوماً عاري و بري از مسأله مقاومت نيستند. براي مثال، علف هايي مقاوم به پاراكوت وجود دارد. اين بيوتيپهاي مقاوم اغلب بر اثر استفاده منظم و پيوسته پاراكوت بوجود مي آيند يعني شرايطي كه معادل با فشار انتخابي بالا است.

3ـ فاكتورهاي بيولوژيكي:

برخي از خصوصيات علفها باعث تاخير در بسط و توسعه مقاومت به علف كش مي شوند. همانطور كه قبلاً ذكر شد. اگر چه مسأله مقاومت به علف كش در سالهاي اخير بدتر شده است، اصولاً به بدي مقاومت به قارچ كشها و حشره كشها نيست. علفها معمولاً قدرت توليد مثل بالايي دارند، كه حتي در شرايط محيطي كه براي رشد گياه ايده آل نيست حفظ مي شود. وقتي كه به دليل برخي از استراتژيهاي كنترل جمعيت علفها در منطقه كاهش مي يابد، تعداد اندكي كه از دست علف كشها فرار مي كنند مادر به توليد دانه هاي كافي هستند كه مي توانند بقاء بانك دانه را در خااك تضمين كند و اجازه جاودان سازي گونه ها را بدهد. اين انعطاف جمعيتها به شدت رقت (يعني اندكي و كمي) دانه هاي مقاوم كه با استفاده مداوم از يك علف كش خاص انتخاب شده اند را تحت تاثير قرار مي دهد. عمر طولاني و خواب دانه در خاك نيز انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها را به تاخير مي اندازد.

در پايان، عدم تطابق يا توانايي رقابتي كم علفهاي مقاوم، در مقايسه با علفهاي حساس، فاكتور ديگري است كه بسط و توسعه مقاومت علف كش را به تاخير مي اندازد. وقتي كه ژني (كه باعث مقاومت مي شود) جانشين ژن ديگري (كه مسول حساسيت است) در جمعيت شود، فرد جديد معمولاً شايستگي كمتري دارد چرا كه در مقايسه با نوع اوليه داراي معايب فيزيولوژيكي است. اين معايبها ژن جديد را در فركانس (يعني تكرار و ميزان پراكندگي) بسيار پاييني در جمعيت نگه مي دارد.

بنابراين، منطقي است كه نتيجه بگيريم كه اگر افراد مقاوم شايستگي بيشتري داشتند، در غياب فشار انتخابي (علف كش)، آنها نوع غالب جمعيت شوند، و علف كش هرگز بطور موثر گونه هاي علفي را در اولين مكان كنترل نمي كند. پس شايستگي يعني موفقيت توليد مثل يا آن بخش از ژنهايي كه يك فرد در بانك ژنتيكي جمعيت باقي مي گذارد. دو جزء اصلي آن بقاء توليدمثل است.

در بررسي هاي اوليه كه توسط كونارد و رادوسوويچ (1979)، رادوسويچ و هولت (1982)، انجام گرفت، اين موضوع ذكر شد كه بيوتيپهاي مقاوم به تريازين نسبت به بيوتيپهاي حساس ماده خشك كمتري توليد مي كنند، كه اين حالت هم در شرايط رقابتي و هم غير رقابتي صادق است. بيوتيپهاي مقاوم همچنين بيش از آنكه با رقابت در بين خودشان تحت تاثير قرار گيرند ، تحت تاثير رقابت با بيوتيپهاي حساس قرار مي گيرند.

مشاهدات مشابهي نيز از مقاومت علفها به ساير علف كشها مثل Eleusine india مقاوم به دينيتر و آينلين بدست آمد. اين كاهش در توانايي رقابت از لحاظ عدم توانايي علفهاي مقاوم در انجام فرايندهاي فيزيولوژيكي اساسي است، كه در مناطقي كه تحت تاثير علف كشها مي باشند بوجود مي آيد و علت مقاومت آنها نسبت به علف كشها است. بهر حال بررسي هاي اخير نشان مي دهد كه مقاومت تريازين هميشه همراه با كاهش قدرت گياه نيست.

اساس بيوشيميايي مقاومت علف كش:

تفاوت در جذب علف كش، جابجايي و متابوليسم ممكن است به عنوان مكانيسم هاي احتمالي ذكر شود كه تكامل تدريجي مقاومت علف كش را توضيح مي دهد. بهر حال موارد مستند بهتري، شيوعي از تعييرات در محل عمل به عنوان مسئول اين پديده ذكر مي كند. در مورد تريازين ها، مكانيسم عملكردشان شامل سركوب فتوسنتز است كه آنها مانع از انتقال الكترونها در فوتوسيستم (PSII) . II مي شوند. اين توقف و *** بين اولين پذيرنده الكترون (Q) و پلاستوكوئينون (PQ) است. در اين ناحيه از غشاء تيلاكوئيدي يك پروتئيني با وزن مولكولي KD32 به عنوان پروتئين B يا QB است كه تريازينها و پلاستوكوئيدي بر سر پيوند با آن با هم رقابت مي كنند.

جانشيني يك اسيد آمينه (سرين بجاي گلسين) در اين پروتئين كلروپلاستي مانع از اتصال تريازين ها مي شود و باعث مقاومت به اين گروه از علف كشها مي شود. همچنين حداقل يك مورد مقاومت به تريازينها گزارش شد كه به دليل توانايي سم زدايي زياد علف كش توسط بيوتيپ مقاوم ايجاد گرديده است. تغييرات محل اتصال علف كشها نيز به عنوان مسئول مقاومت به سولفونيلوراز ذكر مي شود. در چنين شرايطي آنزيم استولاكتات سنتتاز حساسيتش را از دست مي دهد و در مورد مقاومت به دي نيترونياين ها ظاهراً يك توبولين تغيير يافته باعث ايجاد مقاومت درEleusine india مي شود.

براي توضيح مقاومت به پاراكوات، دو مكانيسم فرض شده است. پاراكوات عمل فيتوتو كسيك خود را با ايجاد راديكال هاي آزاد انجام مي دهد. با مداخله در فوتوسيستم I، ديكاتيونيك پاراكوات به يك مونوكاتيون احياء مي گردد كه باعث احياء مولكول اكسيژن CD2 به يك راديكال سوپراكسيدآنيون (O2) مي گردد. پس باعث تجديد ديكاتيونيك پاراكوات مي شود. در مقابل راديكال O2 توليد پراكسيد هيدروژن (H2O2) و راديكال هيدروكسيد(OH) مي كند.

راديكال هاي سوپراكسيد و هيدروكسيل با پراكسيد كردن اسيدهاي چرب، غشاهاي سلولي را تضريب مي كنند. اولين مكانيسم مقاومت فرض شده كه مربوط به برخي از گونه ها و بيوتيپهاي مقاوم است، بررسي سطح آنزيم هايي (مثل سوپراكسيد دسيموتاز) كه قادر به از بين بردن راديكال هاي آزاد توليد شده توسط پاراكوات در حضور نور هستند، مي باشد. در بيوتيپهاي مقاوم برخي از گونه ها مثل Hardeumglaucum وconyza boneriensis به نظر مي آيد كه پاراكوات از محل فعاليتش در كلروپلاست محدود مي شود (خارج مي شود) اگر چه محل نهايي اش هنوز روشن نشده است.

براي مثال در H گلاكوم هيچ تفاوتي در فعاليت آنزيم هاي سوپراكسيد دسيموتاز، كاتالازو پراكسيداز بين بيوتيپهاي مقاوم و حساس ديده نشد. هر دو بيوتيپ از لحاظ نفوذپذيري پاراكوات به غشاء پلاسمايي يا به غشاءهاي پوشش كلروپلاست نشان مشابه اند. نفوذ پذيري كوتيكل به پاراكوات در هر بيوتيپ يكسان است، بهر حال، انتقال علف كش از سطح برگ در بيوتيپ مقاوم در مقايسه با درجه انتقال خاصي كه در بيوتيپ حساس وجود دارد، نامشخص است (كم اهميت است). بر اساس اين نتايج فرض شده، است كه مكانيسم مقاومت بر اساس جلوگيري از دخول پاراكوات از سيتوپلاسم بوسيله حبس در گزينم اپوپلاست، ديواره هاي سلولي و فضاي داخل سلولي اتفاق مي افتد.

جلوگيري و كنترل مقاومت

يك سخن مشهور است كه بهترين راه حل مواجه با علف كش پيشگيري است. بايستي از آن اعمال كشاورزي كه باعث فشار انتخابي بالا مي شود جلوگيري كرد. مثل: استفاده از علف كشهاي بسيار مقاوم و ماندگار، دوزهاي بالا، استفاده مداوم از تنها يك علف كش و استفاده از يك كشت كه تنها بسته به روشهاي شيميايي حذف علفها دارد. بايستي خاطر نشان شد كه استفاده گردشي از علف كشها با مكانيسم هاي عملكردي متفاوت مثل استفاده از مخلوطي از آنها توصيه مي گردد.

در انتخاب مخلوط، علف كشها بايستي داراي مكانيسم هاي متفاوت عملكردي باشند. وقتي كه ظهور جمعيتهاي مقاوم در سطح زمين اثبات شد، مراحل لازم بايستي انجام گيرد تا مانع از انتشار آنها شود، دقت لازم مبذول گردد تا مانع از توليد دانه و انتشار آن شود. استفاده از علف كش و ساير مكانيسم ها بايستي با دقت كافي انجام گيرد بطور كلي بايستي در نظر داشت كه هر علف كشي داراي مقاومت متقابل با علف كشهاي همان خانواده شيميايي و يا حتي با علف كشهايي كه رابطه شيميايي ندارد، دارد. كشاورز بايستي هميشه برچسب محصولات را بخواند و عاقلانه علف كش مورد نظرش را انتخاب كند.

علفهاي مقاوم به علف كش

مقدمه:

مقاومت علفها به علف كشها يك پديده منحصر به فرد نيست. در حقيقت، مقاومت به آفت كشها به عنوان يك مسأله جهاني به يك دسته خاص از آفتها منحصر نمي شود. اولين گزارش از مقاومت حشرات به حشره كشها در سال 1908، و اولين گزارش از مقاومت پاتوژنهاي گياهي به قارچ كشها در سال 1940 بود و اولين گزارش از مقاومت علفها به علف كشها (تريازين ها) در 1968 بود. در 1991، 120 بيوتيپ علفي كه به علف كشهاي تريازين و 15 خانواده از ساير علف كشها مقاوم بودند در سرتا سر جهان شناسايي شد. در 1992 بررسي انجمن علمي علف شمال مركزي كه از مناطق شمال مركزي آمريكا و كانادا انجام داده بودند يك افزايش جهاني از ظهور مقاومت علف كش را گزارش دادند. دوازده ايالت گزارشهايي از 19 گونه علفي مقاوم به علف كشهاي تريازين را گزارش دادند. و چندين ايالت نيز بيوتيپهاي سه گونه علفي مقاوم به بازدارندگان بيوسنتز ليپد را گزارش دادند، 10 ايالتن بيوتيپهاي از چهار گونه علفي مقاوم به بازدارندگان امينو اسيد را گزارش داد. چهار ايالت بيوتيپهايي از دو گونه علف مقاوم به علف كشهاي دي نيترو آنيلين را گزارش دادند و مانيتو با مقاومت يك بيوتيپ از فردل وحشي به علف كشهاي تنظيم دهنده شد را گزارش داد در حقيقت آفات از لحاظ اكولوژيكي و بيوشيميايي قادر به سازش با مواد شيميايي كشاورزي اند.

چرا نگران مقاومت در برابر علف كش هستيد؟

در ذرت، سويا و غلات كوچك عملكردهاي علف كش زيادي وجود دارد. پس چرا بايد يك پرورش دهنده نگران اين باشد كه آيا بيوتيپ علفي مقاوم به علف كش ويژه اي است يا نه؟ چند علت در اين رابطه وجود دارد. اگر يك بيوتيپ علفي مقاوم به بيش از يك علف كش است، بسياري از علف كشها براي چند گياه با شكست مواجه مي شوند (مقاومت دو رگه متقاطع). به طور واضح خسارت انتخاب علف كش مي تواند پيامدهاي اقتصادي و محيطي براي كشاورزي داشته باشد.

همچنين در اين دوره كه برابر با هزينه هاي زياد توسعه و توليد علف كشهاي جديد است، امكان جايگزيني علف كشهاي شكست خورده بدليل مقاومت كم مي باشد. در نهايت، در بيشتر موارد، ارزيابي بيوتيپهاي علفي مقاوم نه آسان و نه ارزان است. بدليل مقاومت دو رگه، بسياري از مشكلات مقاومت ممكن است با آزمايش و خطا حل شود كه اين امر مي تواند مي تواند براي پرورش دهنده گران تمام بشود. مسأله مقاومت به علف كش راه حل هايي دارد و بهترين نقطه براي شروع اين است كه به علف كشها به عنوان منبعي كه احتياج به محافظت و نگهداري دارند نگاه شود. استراتژي هايي براي پيشگيري از مقاومت در زير آمده است:

محل عمل: به محل بيوشيميايي درون گياه برمي گردد كه علف كش مستقيماً با آن واكنش مي دهد. برخي از واكنشهاي محل عمل علف كشها بخوبي شناخته شده اند، بقيه ناشناخته اند. بسياري از محل هاي عمل كه بخوبي شناخته شده اند آنزيمها يا پروتئين هاي ضروري براي رشد و تكامل گياه هستند. همچنين، به نظر مي آيد كه برخي از علف كشها چند محل عملكرد دارند.

متابوليسم: به فرايندهاي شيميايي درون گياه بر مي گردد كه بطور كلي علف كشها را تغيير مي دهد تا تركيبات سمي را كاهش دهند. مقادير مختلفي متابوليسم بين محصولات و علفها روش اصلي انتخاب علف كش براي محصول مي باشد. يك فرايند متابوليكي ممكن است بر روي چند خانواده مختلف از علف كشها تاثير بگذارد.

خانواده هاي علف كش: روش مناسب سازمانبندي علف كشها است كه آنها را بر اساس فعاليت شيميايي تقسيم مي كند و هر دسته فعاليت علف كشي مشابهي دارند. دو يا تعداد بيشتري از خانواده هاي علف كش ممكن است بر محل عملكرد يكساني اثر بگذارند و بنابراين فعاليت علف كشي و علائم آسيب مشابهي را بروز مي دهند. براي اطلاعات راجع به محل عملكرد و خانواده شيميايي يك علف كش خاص لطفاً به انتشارات منطقه مركزي شمالي مراجعه كنيد.

بيوتيپ: گروهي از گياهان يك گونه اند كه خصوصيات بيولوژيكي اي دارند كه بطور كلي در جمعيت معمول نيست. براي مثال هيبدريد ذرت پيونير 3377 IR مقاوم به Pursuiu بيوتيپي از پيونير 3377 است و لامسبكوارترهاي رايج مقاوم به اترازين بيوتيپي از لامباسكوارترهاي معمول هستند. بنابراين، در بيشتر موارد، بيوتيپهاي خاص با مشاهده اتفاقي به آساني قابل تشخيص نمي باشند.

شدت انتخاب: از لحاظ مقاومت علف كش درجه اي است كه علف موارد كنترل علف (مثل علف كشها) در سيستم پرورش محصول يك مزيت رقابتي به بيوتيپ گياه يا علف مقاوم به علف كش خاصي مي دهد.

حساسيت به علف كش به معني بيوتيپ علفي خاصي است كه توسط ميزان توصيه شده علف كش، كشته مي شود.

مقاومت به علف كش: به توانايي وراثتي يك بيوتيپ علفي اشاره دارد كه مي تواند در برابر علف كشي كه جمعيت اوليه بدان حساس اند مقاومت كند. به طور معمول، سه مكانيسم مقاومت شناخته شده وجود دارد كه گياهان آنرا بكار مي گيرند: تغيير محل عملكرد علف كش، متابوليسم علف كش و حذف علف كش از محل هدف (توقيف).

مقاومت متقاطع به علف كش: به بيوتيپي گفته مي شود كه داراي مكانيسم هايي براي مقاومت به يك علف كش را دارد و اين مكانيسم به آن اجازه مي دهد كه به علف كشهاي ديگر نيز مقاوم باشد. مقاومت متقاطع مي تواند با علف كشها در علف كش مشابه يا متفاوت و با محل هاي عملكرد مشابه يا متفاوت اتفاق افتد. براي مثال، پس از استفاده زياد از علف كش A در يك زمين، انتخاب بيوتيپ به علف كشA نشان داد كه به علف كشB نيز مقاوم است، اگر چه علف كش B هرگز در آن زمين استفاده نشده است..

مقاومت چند گانه به علف كش: به بيوتيپ علفي يا گياهي اشاره دارد كه داراي مكانيسم هاي مقاومت به بيش از يك علف كش است و مقاومت با فرايندهاي انتخابي جداگانه انجام مي گيرد. براي مثال، پس از اينكه بيوتيپ علفي به علف كش A مقاوم شد، سپس علف كش B استفاده مي شود و مقاومت به علف كش B نيز كشيده مي شود. اكنون گياه به علف كشهاي A و B از طريق دو فرايند انتخابي جداگانه مقاوم است.

چگونه انتخاب بيوتيپهاي علفي مقاوم اتفاق مي افتد؟

انتخاب براي تغيير در جمعيت گياهي زماني شروع مي شود كه تعداد كوچكي از گياهان (يك بيوتيپ) در يك گونه علفي يك ساختمان ژنتيكي دارند كه آنها را قادر به بقاء در برابر استفاده از يك علف كش خاص مي كند. جايي كه اين تفاوت در ساختار ژنتيكي نشأت گرفته است واضح نيست. بهر حال، به نظر نمي آيد كه علف كشها مستقيماً باعث تغيير ژنتيكي مي شوند (مثل جهش) كه باعث مقاومت مي شوند. بنابراين بيوتيپ مقاوم به ميزان كم در جمعيتهاي طبيعي وجود دارد و وقتي كه علف كشي استفاده مي شود بيشتر علفهاي حساس مي ميرند اما علفهاي مقاوم اندك باقي مي مانند، بزرگ مي شوند و دانه توليد مي كنند.

اگر استفاده از همان علف كش ادامه يابد و علفهاي مقاوم تكثير شوند، درصد جمعيت علف كه مقاوم است افزايش مي يابد. اين امر مشكل است كه بطور دقيق پيش بيني كنيم كه آيا گونه هاي علفي داراي بيوتيپهاي مقاوم به علف كش داده شده هستند يا نه. بهر حال، ما از مشكلات قبلي مقاومت به آفت كش ياد گرفته ايم كه ظهور علفهاي مقاوم به علف كش مستقيماً به برنامه علف كش استفاده شده، گونه هاي علفي موجود، و فعاليتهاي مديريتي محصول بستگي دارد.

شدت انتخاب ـ كليد پيشگيري:

تا اندازه اي شدت انتخاب همانند يك فيلتر عمل مي كند كه مي تواند بيوتيپهاي علفي حساس را در حاليكه بيوتيپهاي مقاوم وجود دارند و زندگي مي كنند غربال كند. علف كشها از نظر تعريف از بين برندگان موثر علف هستند. بنابراين آنها داراي پتانسيل اعمال شدت انتخاب سنگين بر روي علفها مي باشند. گونه هاي علفي حساس تر با دادن علف كش بيشتر، شدت انتخاب بزرگتري دارند. در نتيجه، سرعت انتخاب براي مقاومت مي تواند خيلي سريع باشد اگر همان علف كش با علف كشها با محل عملكرد يكسان به طور مكرر در يك زمين خاص استفاده شوند. با چنين علف كشهاي كارآيي، يك نفر ممكن است فكر كند كه افزايش تعداد بيوتيپهاي مقاوم به علف كش به سرعت قابل مشاهده است. چنين چيزي نيست.

بيوتيپهاي مقاوم معمولاً تنها زماني كه 30% جمعيت را تشكيل دهند قابل تشخيص اند. در طي چند سال اول برنامه كنترل علف كه تنها به يك علف كش تكيه مي كند، نسبت بيوتيپهايي مقاوم بسيار پايين است (كمتر از 1% جمعيت). با استفاده مكرر اين علف كش و تكثير بيوتيپ هاي مقاوم، نسبت جمعيت مقاوم افزايش مي يابد. در نتيجه حركت از كنترل عالي يك گونه علفي خاص به سوي كنترل بسيار ضعيف در يك فصل رشد امري معمول و عادي است. كاهش تدريجي در عمل و اجرا به ندرت ديده مي شود.

شكل 4 افزايش سريع پيش بيني شده در نسبت جمعيت كوچيا را نشان مي دهد كه به دنبال كاربردهاي هر ساله علف كش سولفونيلو را به نامGlean مقاوم است. در شرايط زميني، مقاومت به علف كشهاي سولفونيلورا پس از 3 تا 5 سال استفاده مكرر بروز مي كند. در مورد علف كشها تريازين، مقاومت معمولاً پس از هفت سال يا بيشتر استفاده مكرر بروز مي كند. بنابراين، بسته به نسبت جمعيتي كه مقاومت اوليه به علف كش دارند، استفاده مكرر از محصولي براي بيش از دو سال مي تواند مشكل مقاومت به علف كش را بوجود آورد.

فاكتورهاي علف كش كه شدت انتخاب را افزايش مي دهند.

خصوصيات علف كش كه بر مقاومت در برابر علف كش اثر مي گذارد به شرح زير است:

1ـ علف كشهايي كه بر روي يك محل عملكرد خاص عمل مي كنند.

2ـ علف كشهايي كه چندين بار در طي فصل رشد به كار گرفته مي شوند.

3ـ استفاده از علف كش براي چندين فصل رشد پي در پي و يا استفاده مكرر از علف كشهايي كه محل عملكرد مشابه دارند براي گياهان مشابه يا مختلف.

4ـ استفاده از علف كشها بدون انجام ساير كارهاي كنترلي علف (مثل شخم زدن) و برنامه هاي كنترل علف به تنهايي قابل توجه اند.

علف كشهايي با يك محل عملكرد:

چند خانواده علف كش وجود دارند كه تنها يك محل عملكرد دارند. در جدول 5ـ2 و 9ـ7 ليستي از علف كشها بر اساس محل عملكردشان آمده است. علف كشهايي كه تنها يك محل عملكرد دارند احتمال انتخاب شان براي علفهاي مقاوم بيشتر است چون تغيير در تنها يك ژن ممكن است كافي باشد تا بر پتانسيل پيوندي علف كش با محل عملكرد اثر بگذارد. بنابراين، به احتمال زياد، جمعيت علفي مقاوم اگر تنها تفاوت يك ژن مورد نياز باشد، رشد خواهند كرد.

علف كشهايي با چند محل عملكرد:

بر اساس علل موجود در مورد علف كشهاي با يك محل عملكرد، اگر علف كشي چند محل عملكرد دارد احتمال كمتر است كه بيوتيپهاي موجود تفاوتهاي ژنتيكي در تمامي محل هاي عملكرد دارند كه منجر به مقاومت مي شود. بنابراين، احتمالش كمتر است كه علفها به علف كشهايي كه چند محل عملكرد دارند مقاوم شوند. جدول 1 و 6 ليستي از علف كشها با چند محل عملكرد آورده است.

مقاومت متقاطع و محل عملكرد علف كش:

تغيير در محل عملكردي كه منجر به مقاومت به علف كشي خاص مي شود ممكن است منجر به مقاومت به علف كشهاي ديگر شود كه در همان محل عملكرد فعال هستند و يا ممكن است نشود. علت اين است كه ممكن است محل هاي پيوندي متفاوتي در يك محل عملكرد خاص وجود داشته باشد. (مثل آنزيم) و آن محل هاي پيوندي مي توانند براي علف كش بسيار خاص و ويژه باشند. بنابراين، چندين علف كش متفاوت ممكن است به يك آنزيم باند شوند اما با محل هايي متفاوت بر روي آن آنزيم. در نتيجه، اين امكان وجود ندارد كه مقاومت متقاطع علف كش پيش بيني شود. بنابراين، بزرگترين پتانسيل براي مقاومت متقاطع علف كش بين علف كشهاي خانواده مشابه كه داراي محل عملكرد يكسان هستند وجود دارند.

براي نشان دادن مقاومت متقاطع، هم علف كش ايميداز و لينون(Pursuit , Scepter) و هم علف كش سولفونيلورا (مثل Classic ) بازدارندگان آنزيميALS دارند. بهر حال، هيبريدهاي ذرت مقاوم به ايميدازولينون به علف كشهاي ايميدازولينوني مقاوم اند و مقاومت متقاطع با علف كشهاي سولفونيلورا دارند. هيبريدهاي ذرتي كه ايميداز ولنيون را تحمل مي كنند به و استفاده خاكي مقاوم اند اما مقاومت متقاطع با علف كشهاي سولفونيلورا ندارند.

مقاومت به علف كش از طريق متابوليسم تغيير يافته

صرف نظر از اينكه آيا علف كشي در يك محل يا چند محل عملكرد فعال است يا نه، اغلب اين علف كش توسط گياهان يا علفها قبل از رسيدن به محل يا محل هاي اصلي عملكرد متابوليزه مي شود. بنابراين، مقداري كه يك علف كش متابوليزه مي شود نقش كليدي در تعيين آسيب به گياه يا كنترل علف دارد. تنظيم ژنتيكي فرايند متابوليكي احتمال افزايش و توسعه مقاومت به علف كش را از طريق متابوليسم تغيير كرده تحت تاثير قرار مي دهد.

براي مثال، تغيير در تنها يك ژن ميزان متابوليسم اترازين را در برخي بيوتيپهاي برگ مخملي مقاوم به اترازين (Abutilon theaphrasti) تغيير داده است. به نظر مي آيد كه بيشتر فرايندهاي متابوليكي توسط چند ژن كنترل مي شوند، پس كاهش احتمال البته: حذف بيوتيپهاي علفي كه مقاوم به علف كشها هستند از طريق قابليت هاي متابوليكي افزايش يافته يا فرايندهاي متابوليكي تغيير يافته انجام مي گيرد. مقاومت متابوليكي در صورتيكه اتفاق بيافتد مي تواند به چالش كشيده شود، زيرا يك فرايند متابوليكي اغلب بر چند خانواده از علف كشها كه محل عملكرد مشابهي ندارند اثر مي گذارد. صرف نظر از مكانيسم مقاومت، كليد پيشگيري از مقاومت به علف كش اين است كه شدت انتخاب را كاهش دهيم.

خصوصيات علف كه مقاومت را همراهي مي كنند:

علفها طبيعتاً، زمينه ژنتيكي متنوعي دارند كه به آنها اين توانايي را مي دهد كه به بسياري از محيطهاي متفاوت سازش يابند. براي مثال، علف چيني مكرر در يك چمنزار گياهاني كه رشد پاييني را دارند انتخاب مي كند كه با بريدن مكرر تحت تاثير قرار نمي گيرند. بنابراين، تعصب آور نيست كه علفها مي توانند با يك برنامه علف كش خاص سازش يابند. علفهايي كه زمينه ژنتيكي متنوعي دارند ممكن است بيوتيپ مقاومتي داشته باشند كه 1 در 1 ميليون شانس اتفاق افتادن در كي جمعيت علفي را دارد. اگر چه اين گفته بيشتر دور از ذهن به نظر مي رسد، 1 در 1 ميليون شانس بروز مي تواند به احتمال بالاي انتخاب براي يك بيوتيپ علفي مقاوم به علف كش ترجمه شود مگر آنكه روشهاي مناسب براي كاهش شدت انتخاب استفاده مي شوند.

چون يك بيوتيپ مقاوم به علف كش در يك جمعيت علف مسلط تر و غالب تر مي شود، دو فاكتور از اهميت زيادي برخوردار دارند:

1ـ توانايي تكثير علف 2ـ مكانيسم انتشار دانه علف

هر چقدر كه موفقيت تكثير بيوتيپ مقاوم بيشتر شود، پتانسيل ش براي انتشار بيشتر مي شود و بخش غالب جمعيت مي گردد. بدليل توانايي بسط و گسترش زياد اكثر دانه هاي علفي، حذف يك بيوتيپ مقاوم به علف كش از جمعيت مشكل است، اگر چه برنامه هاي كنترل علاج بخش و وسيعي استفاده مي شود. علفهايي مثل كوچيا مي توانند مايل ها دانه هايشان را بلغزانند و به نواحي كه قبلاً آلوده نبودند برسانند. در نتيجه اين مكانيسم نشر وسيع دانه ها در علف ها، واضح است كه مديريت مزرعه بايستي هميشه از استراتژي هاي مديريت مقاومت در برابر علف كش خوب و مناسبي استفاده كند تا مانع از رشد و توسعه بيوتيپهاي مقاوم در زمينها گردد و مانع از انتشار بيوتيپهاي علفي مقاوم از زمين هاي مجاور يا از لوازم درو و ساير ماشين آلات گردد.

شناسايي علفهاي مقاوم به علف كش

قبل از پذيرفتن اين موضوع كه هر علفي كه در برابر استفاده از علف كش زنده مي ماند، مقاوم است، ساير فاكتورهايي كه ممكن است عمل علف كش را تحت تاثير قرار داده اند را خط مي زنيم. چند فاكتور استعمال بيجا دارند، شرايط جوي نامساعد، زمان نامناسب استفاده از علف كش و شستن علفها پس از استفاده از علف كش غير رسوبي. اگر امكان بروز مقاومت وجود دارد موارد زير را چك كنيد:

1ـ آيا علفهاي ديگري به غير از علفهاي موجود در برچسب محصول بطور رضايت مندي كنترل مي شوند؟ تصادفات تنها يك گونه علفي را كه مقاوم به علف كش اند را در شراييط زميني نشان مي دهد. بنابراين، اگر چندين گونه علفي حساس بطور طبيعي وجود دارند، فاكتورهاي ديگري كه به غير مقاومت به علف كش باعث عدم كنترل علف مي شوند را بررسي كنيد.

2ـ آيا علف كش مشابه يا علف كشي با محل عملكرد مشابه در همان محل از زمين در سال قبل نيز شكست خورده است؟

3ـ آيا تاريخچه زمين استفادده وسيع از علف كش مشابه يا علف كش با محل عملكرد مشابه را هر ساله نشان مي دهد؟

اگر يك يا چند تا از اين وضعيتها وجود دارد، اين امكان است كه علفها به علف كش مقاوم اند. اگر به مقاومت ظنين هستيد، علفها را با علف كشي كه محل عملكرد ديگري دارد كنترل كنيد يا از روشهاي كنترلي غير شيميايي مناسب استفاده كنيد تا مانع از دانه دادن علفها شويد. سپس، با مشاور محصولات گياهي محلي تان، يا متخصصان علفهاي منطقه، يا يك كمپاني شيميايي مناسب مراجعه كنيد تا يك برنامه كنترلي جامع را براي مديريت مشكل به كار گيريد.

محصولات مقاوم به علف كش:

تلاشهاي تحقيقاتي اخير منجر به افزايش مقاومت به علف كش در محصولات شده است. براي محصولات با استفاده اندك اين امر ممكن است اقتصادي تر باشد كه مقاومت به علف كش را در محصول پرورش دهيم تا اينكه علف كشهاي انتخابي جديدي براي واريته هاي محصولات رايج ايجاد كنيم. براي محصولات با استفاده زياد مثل ذرت، سويا و گندم، محصولات مقاوم به علف كش ممكن است *** كه كنترل علفها مشكل است يا شرايط محيطي ما را مجبور به استفادده از علف كشهايي خاص مي كند كه محصول به طور طبيعي حساس است، مفيد است.

استفاده از محصولات مقاوم به علف كش پتانسيل انتخاب را براي علفهاي مقاوم به علف كش افزايش مي دهد به شرط اينكه فعاليتهاي كنترلي و مديريتي دقيق دنبال مي شود. يكبار ديگر، كليد، شدت انتخاب است. استفاده غلط از محصولات مقاوم به علف كش مي تواند ما را تشويق به استفاده از يك علف كش خاص يا يك خانواده خاص از علف كش براي محصولات گردشي كاشته شده كند، بنابراي شدت انتخاب را براي علفهاي مقاوم به علف كش افزايش مي دهد. واريته ها يا هيبريدهاي محصولات مقاوم به علف كش احتياج دارند كه براي ساير خصوصيات اجرايي (مثل ميزان محصول) با دقت ارزيابي شوند و اين خصوصيات بايستي ساير هيبريدها و واريته هاي مناسب در بازار مقايسه شود، كه آيا آنها مقاومت به علف كش دارند يا نه. بايستي اطمينان حاصل شود كه توليد كننده محصول بهترين ارزش كشاورزي را براي پول پرداختي اش بدست مي آورد.

همچنين بسيار مهم است كه، گزارشات صحيحي از محل كشت دقيق محصولات مقاوم به علف كش ثبت شود تا از استعمال غلط علف كش پرهيز شود.

استراتژي هاي مديريتي براي پيشگيري و مديريت علفهاي مقاوم به علف كش

كميته مقاومت به علف كش انجمن علمي علفهاي مركزي شمال (NCWSS) ليستي از استراتژي هاي زير را براي پيشگيري و مديريت مشكلات مربوط به بيوتيپهاي علفي مقاوم به علف كش تهيه كرده است. به ذهن بسپاريد كه تكيه به هر يك از اين استراتژي ها منجر به تاثير مناسب نمي شود. توليد كننده محصول بايستي از استراتژهاي زير به صورت مجموعه اي منتخب با دقت استفاده كند تا اينكه مشكلات مربوط به علف هاي مقاوم به علف كش پيشگيري شوند يا به دقت مديريت شوند:

1ـ از علف كشها تنها زماني كه لازم است استفاده كنيد. هر جا كه موجود است، استعمال علف كش بايستي بر اساس آستانه هاي اقتصادي باشد. رشد و پيشرفت مداوم مدل هاي اقتصادي موثر مي تواند مفيد باشد.

2ـ استفاده چرخشي از علف كشها (با محل هاي عمل متفاوت). بيش از دو بار از يك علف كش با محل عملكرد مشابه در يك زمين بطور متوالي استفاده بكنيد مگر اينكه ساير فعاليتهاي كنترلي موثر بكار گرفته مي شود. مي توان در طي دو سال دو بار بطور متوالي استفاده كرد يا در يك سال دو بار به طور متناوب و جداگانه استفاده كرد.

3ـ علف كشها را به صورت مخلوط بطوريكه مخلوط داراي محل هاي عملكردي چندگانه است، استفاده كنيد. بهر حال، هر دو علف كش بايستي فعاليت ذاتي عليه علفهاي مقاوم براي اين استراتژي داشته باشند تا موثر واقع شوند. بخاطر داشته باشيد كه در گذشته، علفهايي كه براي مقاومت به علف كش انتخاب مي شوند اغلب گونه هاي هدف عمده و اصلي نبودند. ممكن است بكارگيري تركيبي از علف كشها كه باعث دو برابر شدن طيف وسيعي از فعاليت كنترل علف مي شود، گران باشد. بسياري از تركيبات علف كش اقتصادي تر ممكن است كافي و موثر نباشد. جدول 10 ليستي از تركيبات و نواحي عملكردي شان را نشان مي دهد.

4ـ چرخش محصولات، بويژه آنهايي كه سيكل هاي زندگي متفاوت دارند. مثلاً: يكساله هاي زمستاني، مثل گندم زمستاني، دائمي ها مثل يونجه، يكساله هاي تابستاني مثل ذرت و سويا. همزمان به ياد داشته باشيد كه از علف كشهايي كه محل عملكرد مشابه دارند در اين سه محصول مختلف عليه يك علف مشابه استفاده نكنيد مگر اينكه ساير فعاليتهاي كنترلي موثر كه شامل سيستم مديريتي مي شود بكار گرفته مي شود.

5ـ كاشت واريته هاي مقاوم به علف كش جديد نبايستي منجر به بيش از دو بار استفاده متوالي از علف كشها شود كه محل عمل يكساني عليه همان علف دارند مگر آنكه ساير فعاليتهاي كنترلي موثر بكار گرفته شود.

6ـ در جايي كه عملي است فعاليتهاي كنترل علف ماشيني را مثل پاك كن كردن گردشي با كشت بهمراه درمانهاي علف كش تركيب كنيد.

7ـ جايي كه پتانسيل فرسايشي خاك حداقل است، كشت و زرع اوليه و مقدماتي به عنوان جزئي از برنامه مديريتي علف بايستي در نظر گرفت.

8ـ زمين ها را بطور منظم بررسي كنيد و علفهاي موجود را شناسايي كنيد. سريعاً به تغيير در جمعيت علفها پاسخ دهيد تا پراكندگي علفهايي كه ممكن است براي مقاومت انتخاب شوند را محدود كنيد.

9ـ لوازم كشت و درو را قبل از حركت دادن از زمينهاي آلوده به علفهاي مقاوم به سمت زمينهايي كه آلوده نيستند، تميز كنيد.

10ـ از اداره ها و بخشهاي آزاد راه ها، راه آهن و اداره هاي عام المنفعه و سازمانهايي مشابه به آن را كه از برنامه هاي كنترلي گياهان استفاده مي كنند بخواهيد كه از سيستمهاي مديريتي گياهاني استفاده كنند كه منجر به انتخاب علفهاي مقاوم به علف كش نمي شود. علف هاي مقاوم از نواحي اي كه تحت كنترل عمومي اند به طور مداوم به زمينهاي كشاورزي منتشر مي شوند. شركتهاي مواد شيميايي، آژانسهاي فدرال و ايالتي و سازمانهاي كشاورزي مي توانند همگي در اين تلاش به شما كمك كنند.

( Leachate : به معني مايعي كه بوسيله شستشو از خاك يا واسطه ديگري بگذرد كه در اين ترجمه، ترجمه لفظي آن يعني ليچت ترجمه مي شودـ مترجم ـ)

مسموميت گياهي ليچتهاي گندم و فروليك اسيد در جوانه زني و طويل شدن ريشه چه كانولا Canala

خلاصه:

ليچتهاي سه واريته گندم استراليايي(Diamondbird , Swife , Yanz) براي اثرات فيتوتوكسي (مسموميت گياهي) بر روي جوانه زندگي و طويل شدن ريشه چه 6 واريته كانولاي آلماني آزمايش شدند. براي بررسي نقش فروليك اسيد در پاسخ ليچتها، اثرات فروليك اسيد را بر جوانه زدن و طويل شدن ريشه چه با پاسخ به ليچتها مقايسه شدند. تفاوتهاي واريته اي هم در مسوميت ليچتهاي گندم و هم در حساسيت كانولا ظاهر شد. واريتهYanz هم به جوانه زني و هم به طويل شدن ريشه چه سمي بود و واريتهFornax حساس ترين واريته كانولا بود. هم جوانمه زني و هم طويل شدن ريشه چه بطور منفي تحت تاثير فروليك اسيد قرار گرفتند، اگر چه فروليك اسيد نمي تواند بطور كامل پاسخ جوانه زني به ليچتها را پاسخ دهد. بهر حال، اثرات ليچتها و فروليك اسيد بر روي طويل شدن ريشه چه الگويي مشابه به حالت جلوگيري و سركوب را نشان مي دهد ه نشانگر اين است كه فروليك اسيد ممكن است بخش اثر سركوبي ليچتهاي گندم را توضيح دهد.

مقدمه:

بررسي ها در آمريكا و استراليا نشان داده است كه باقي مانده هاي گندم حفظ شده (باقي مانده) مي توانند محصول را كاهش دهند. اخيراً، شواهدي براي كاهش محصول كانولا كه در بقاياي گندم كاشته شده بود ديده شده است. بررسي هاي انجام شده در مورد رشد ضعيف بر روي بقاياي محصول نشان داد كه فيتوتوكسيتي كه در طي تجزيه بقاياي گياهي ايجاد مي شود ممكن است در اين كاهش نقش داشته باشد.

تحقيقات فنوليك اسيدهاي را شناسايي كرده است كه از اجزاء اصلي مشاركت در فيتوتوكسيتي گندم هستند. بويژه، مشخص شده است كه فروليك اسيد يكي از سمي ترين اسيدهاي فنوليك براي رشد نشاءهاي گندم مي باشد.

بزرگترين تلاش تحقيقاتي انجام شده در مورد اثر فيتوتوكسين ها بر روي رشد گياه مربوط به اثرات بقاياي علف و غلات بر روي رشد حبوبات و لگوم ها مي باشد. با مرور بر روي مقالات متوجه شديم كه هيچ آزمايشي بر روي اثر فيتوتوكسي بقاياي گندم و اثر فنوليك اسيدها بر روي رشد كانولا انجام نشده است. هدف اين مطالعه بررسي فيتوتوكسيتي ليچتهاي گندم استراليايي و جوانه زني و رشد واريته هاي كانولاي آلماني و مقايسه آن با اثر فروليك اسيد است.

روشها:

بقاياي گندم جمع آوري شده ازWagga Wagga Nsw در دسامبر 1998، در برابر هوا خشك شدند و به اندازه cm3 فرد شدند. با مخلوط كردن g 20كاه در 250 ميلي ليتر آب مقطر براي 4 ساع در دماي اتاق عصاره كاه تهيه شد. ليچتها آهسته خالي شدند و سانتريفيوژ شدند تا ذرات آن گرفته شود، و از يك فيلتر ريز عبور داده شدند تا ميكرواورگانيسم هاي آن گرفته شود و در دماي 4 درجه سانتيگراد تا زمان استفاده نگهداري شدند. محصولA 2 MM از فرويك اسيد با استفاده از آب مقطر تهيه شد. غلظت انتخاب شده بر اساس آزمايشات مقدماتي بود. از ارزيابي زيستي جوانه زدن و طويل شدن ريشه چه استفاده شد تا اثر فيتوتوكسي بقاياي كاه و فروليك اسيد تعين گردد.

براي ارزيابي جوانه زدن، 20 دانه استريل از 6 واريته كانولاي آلماني بطور جداگانه در پتري ديشهايي گذاشته شدند و سه بار مشابه اين كار انجام گرفت. آب مقطر به عنوان كنترل استفاده شد. هم ظرف در يك محفظه كنترل هوا و دماي 28 و تحت نور ثابت گذاشته شد كه اين نور توسط لامپهاي فلورسانس و چراغهاي نور سفيد تهيه مي شد. شمارش جوانه زني پس از 24 ساعت انجام مي شد. براي ارزيابي طويل شدن ريشه چه. واريته هاي كونولا 48ساعت قبل از شروع آزمايش جوانه مي زدند. 5 دانه با طول ريشه چهmm 2 انتخاب شدند و هر كدام در يك بتري ديش استريل گذاشته مي شدند و طول ريشه چه آنها پس از 48 ساعت اندازه گيري مي شد. اطلاعات با استفادهANOVA از آناليز شدند.

نتايج و بحث:

تفاوتهاي واريته اي هم در سميت ليچتها و هم در حساسيت كانولا براي جوانه زني و براي طويل شدن ريشه چه اتفاق افتاد. واريته Yanz بيشترين تاخير در جوانه زني را در بين تمام واريته هاي كانولا نشان داد. طويل شدن ريشه چه بوسيله تمام ليچتها كاهش يافت، و از اين بين واريته هاي Yanz و Diamondbird بطور كلي بيشترين مسموميت را داشتند واريته هاي Fornax و Accord كانولا بيشترين حساسيت به جوانه زني را داشتند، بهر حال تنها طويل شدن ريشه چه Fornax به طور منفي به بيشترين حد متاثر شد. اثرات مشابهي توسط بروس و همكارانش ارائه شد، آنها دريافتند كه ليچتهاي Yanz بيشترين مسموميت به طويل شدن و طويل شدن ريشه چه واريته هاي كانولاي استراليايي دارند.

فروليك اسيد الگوي مسموميت مشابه به ليچتها را از خود نشان داد، اگر چه فروليك اسيد نتوانست بطور كامل پاسخ جوانه زني به ليچتها را توضيح دهد. بويژه در اين رابطه، اثر Yanz بر روي واريته هاي كانولا بي شباهت ترين حالت را داشت، كه نشان مي دهد كه مواد شيميايي ديگري ممكن است در فعاليت سركوبي ليچت Yanz دخيل باشند.

بهر حال، تاثيرات ليچتها و فروليك اسيد بر روي طويل شدن ريشه چه بسيار شباهت به حالت سركوب و توقف** بود كه نشان مي دهد كه فروليك اسيد ممكن است بخش تاثير سركوبي ليچتهاي گندم را توضيح دهد. گانزي و مك كمالا نيز دريافتند كه جوانه زني كمتر از طويل شدن ريشه چه تحت تاثير فروليك اسيد قرار مي گيرد.

هيچ ارتباطي بين جوانه زني و طويل شدن ريشه چه در پاسخ به ليچتها وجود نداشت، كه نشان مي دهد كه فيتوتوكسينهاي درگير و دخيل در اين امر ممكن است براي فرايندهاي مختلف، متفاوت باشند. اثر مشابهي براي فروليك اسيد مشاهده شد. همچنين بايستي خاطر نشان كرد كه هيچ ارتباطي بين طويل شدن ريشه چه و جوانه زدن در پاسخ به بكار بردن ليچتها از بقاياي گونهVulpia وجود نداشت.

نتيجه گيري:

اگر چه اين بررسي هاي آزمايشگاهي نشان مي دهد كه بقاياي محصول داراي مواد محلول در آب هستند كه جوانه زدن و طويل شدن ريشه چه را سركوب مي كند، و اينكه اسيد الگوي سميتي مشابه بر روي واريته هاي كانولا دارد، فروليك اسيد مي تواند اثر سركوبي را كه هنوز نياز به اثبات دارد را توضيح دهد. كارهاي بيشتري مثل آناليز شيميايي بقاياي گندم، و دنبال كردن مواد شيميايي از سيستم خاك به درون گياه كانولا مورد نياز است.
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 19:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
طبقه‌بندى علف‌کش‌ها

اینکه چگونه علف‌کش‌ها توصیف یا طبقه‌بندى مى‌شوند بسته به سهولت کار است. قسمت عمدهٔ نحوهٔ تقسیم‌بندى بسته به صفات و خصوصیاتى است که مفسر بر آنها تأکید دارد. در حقیقت، معمولاً به‌طور حداقل علف‌کش‌ها به هشت روش تقسیم‌بندى شده‌اند. تمامى این تقسیم‌بندى‌ها و واژه‌ها را بایستى به‌طور دقیق یاد گرفت تا اطلاعات مربوط به علف‌کش‌ها مفهوم شده و به‌طور صحیحى مورد استفاده قرار گیرد. علف‌کش‌ها به‌شرح زیر تقسیم‌بندى شده‌اند:


عکس‌العمل‌هاى متفاوت بین گونه‌هاى گیاهى

یک علف‌کش انتخابی، یک مادهٔ شیمیائى است که درجهٔ سمیت آن براى بعضى گیاهان بیشتر از تعدادى دیگر است. علف‌کش‌هاى عمومى یا غیرانتخابى نسبت به کلیهٔ گونه‌ها سمى هستند.


پوشش گیاه یا خاک

علف‌کش‌هاى شاخ و برگ را مستقیماً بر روى شاخ و برگ گیاهان مى‌پاشند. علف‌کش‌هاى مورد استفاده در خاک را نیز به خاک مى‌پاشند.


طول مدت ثبات در خاک

به هنگام استفاده از مقادیر توصیه شده، علف‌کش‌هاى مقاوم (Persistent) باعث آسیب‌رسانى به گیاهان کشت شدهٔ حساس در تناوب معمولى پس از برداشت مزرعه تیمار شده مى‌شوند. علف‌کش‌هاى داراى پس‌مانده پایدار (Long residual - Soil sterliants عقیم‌کننده‌هاى خاک) علف‌کش‌هاى ماندگارى هستند که به مدت یک یا چند فصل علف‌هاى هرز را کنترل مى‌کنند. بیشتر اوقات از آنها براى کنترل کلیهٔ گیاهان استفاده مى‌کنند. بر طبق کتاب جیب علف‌کش‌هاى منتشر شده توسط WSSA علف‌کش‌هاى داراى پس‌مانده آنهائى هستند که براى مدت نسبتاً کوتاهى (کمتر از یک فصل) به گیاهچه‌هاى جوانه زده صدمه مى‌رسانند یا آنها را از بین مى‌برند.


پوشش منطقهٔ موردنظر

در تیمارهاى سرتاسرى (Broodcast treatments) سطح کل منطقهٔ تحت پوشش قرار مى‌گیرد. در تیمارهاى نوارى (Band treatments)، علف‌کش را به‌صورت پیوسته بر روى بخشى از منطقه مثلاً روى ردیف‌ها یا بین ردیف‌هاى گیاهان مى‌پاشند. در تیمارهاى موضعى یا لکه‌اى (Spot treatments) علف‌کش‌زا (اغلب) به‌وسیلهٔ یک سمپاشى کوچک دستى بر روى مناطقى که علف‌هاى هرز به‌طور پراکنده مجتمع شده‌اند، مى‌پاشند. به این ترتیب بخش نسبتاً کوچکى از کل منطقهٔ تیمار مى‌شود.


استفاده از علف‌کش‌ها در ارتباط با رشد و نمو گیاهان زراعى و علف‌هاى هرز - علف‌کش‌هائى را که قبل از انجام شخم استفاده مى‌کنند، علف‌کش‌هاى قبل از شخم (Preplow) مى‌نامند. علف‌کش‌هاى پیش از کاشت (Preplant) علف‌کش‌هائى هستند که قبل از کاشت بذر یا نشاء در سطح خاک استفاده مى‌شوند. علف‌کش‌هاى قبل از سبز شدن، آنهائى هستند که قبل از جوانه‌زنى گیاه زراعى یا یک علف هرز به‌خصوص و نه الزاماً هر دو، به‌کار مى‌روند. زمانى‌که مقصود گیاه زراعى است قبل از سبز شدن عموماً به مفهوم مرحلهٔ پس از کاشت و قبل از سبز شدن گیاه زراعى اشاره دارد. در گیاهان زراعى چندساله (مثل چمن‌ها یا باغ‌ها) قبل از سبز شدن به مفهوم پیش از سبز شدن علف هرز است. علف‌کش‌هاى زمان شکاف (Cracking herbicides) آنهائى هستند که در زمان شروع شکاف خوردن سطح خاک بالاى گیاهچه در حال خروج استفاده مى‌شوند. این تیمارها را همچنین تیمارهاى خروج (At emergence) نیز مى‌نامند


علف‌کش‌هاى پس از سبز شدن آنهائى هستند که پس از سبز شدن گیاه زراعى یا علف هرزى مخصوص استفاده مى‌شوند. این علف‌کش‌ها را بر روى گیاهان استفاده مى‌کنند مگر اینکه طریقى دیگر تأکید شده باشد. تیمارهاى پس از سبز شدن را به کاربردهاى زود، دیر و هدایت‌شونده تقسیم مى‌کنند. علف‌کش‌پاشى زود پس از سبز شدن ولى در طى مرحلهٔ اول رشد انجام مى‌شود. علف‌کش‌پاشى دیر تیمارى است که پس از اینکه گیاه زراعى یا علف هرز به خوبى مستقر شد صورت مى‌پذیرد. سمپاشى هدایت‌شوند (Directed postemergence) قرار دادن علف‌کش درمحل به‌خصوصى است به این‌صورت که علف هرز را به‌طور کامل تحت پوشش قرار دهد و این پوشش در مورد گیاه زراعى به حداقل برسد. کابردهاى ذخیره (Layby application) هم‌زمان یا بعد از آخرین عمل وجین مکانیکى انجام مى‌شود.


روش‌هاى به‌کارگیرى علف‌کش در خاک

علف‌کش‌هاى مورد استفاده در خاک را ممکن است در سطح خاک، مخلوط در خاک، به‌صورت لایه‌اى در زیر خاک، و یا به‌صورت تزریق در خاک به‌کار برند. در حالت لایه‌گذارى یا تزریق علف‌کش را به‌وسیلهٔ تیغه یا یک دندانه تزریق زیر سطح خاک قرار دهند.


خصوصیات مرتبط با گیاه

مسیر حرکت علف‌کش در گیاهان و مکانیسمى که توسط آن علف‌کش‌ها گیاهان را از بین مى‌برند، معیارهائى دیگر براى تقسیم‌بندى هستند. اشاره به مسیرهاى حرکت علف‌کش به این مفهوم است که علف‌کش‌ها یا به‌صورت سیمپلاست (انتقال از طریق آوندهاى آبکش) و یا به‌صورت آپوپلاست (انتقال از طریق آوندهاى چوب) یا تماسى (Contact - غیرقابل انتقال) هستند

فرمولاسیون علف‌کش

واژهٔ فرمولاسیون در ارتباط با کنترل شیمیائى علف‌هاى هرز، دو مفهوم مرتبط باهم دارد:


یک فرمولاسیون، ساختار یک علف‌کش است که به‌وسیلهٔ سازنده براى استفادهٔ عملى تهیه مى‌شود. فرمولاسیون نشان‌دهندهٔ تمامى اجزاء ترکیبى محتوى ظرف است: مادهٔ فعال (مسموم‌کنندهٔ واقعی) به اضافهٔ مواد خنثى (هر چیز دیگر) همچون مواد حل‌شدنی، مواد رقیق‌کننده (Diluents) و مواد افزوده شدهٔ دیگر.


فرمولاسیون، همچنین شامل مراحلى است که به‌وسیلهٔ سازنده در جهت تهیهٔ علف‌کش براى استفادهٔ عملى انجام مى‌شود. در طى این مراحل، سازنده براى استفاده‌کننده علف‌کشى تهیه مى‌کند که به راحتى قابل حمل باشد و اگر به‌طرز صحیحى استفاده شود، بتواند به‌صورت یکنواخت و دقیقى بدون هیچ‌گونه ضررى براى استفاده‌کننده مصرف شود.


اکثر علف‌کش‌ها طورى فرموله شده‌اند که بتوان آنها را با یک حمل‌کنندهٔ مناسب و راحت به‌کار برد. علف‌کش‌هاى رایج که با قابلیت اسپرى (Spray) تهیه شده‌اند به‌گونه‌اى فرموله شده‌اند که مى‌توان آنها را با آب، با کودهاى مایع و یا با روغن‌هائى با غلظت گازوئیل به‌کار برد. بعضى علف‌کش‌ها به‌نحوى فرموله شده‌اند که سموم به‌صورت گرانوله‌هاى خشک یا ذرات پوشش‌دار (Pelleted) از مخازن خارج مى‌شوند. علف‌کش‌ها را معمولاً به‌صورت گرد (Dust) استفاده نمى‌کنند زیرا علاوه بر مشکل حمل و نقل، احتمال فرار (Drift) آنها به طرف گیاهان حساس غیر هدف نیز وجود دارد.


فرمولاسیون‌هاى قابل اسپرى

فرمولاسیون‌هاى قابل اسپرى شامل مایعات محلول در آب (Water Soluble)، پودرهاى محلول در آب (Water Soluble Powder) مواد امولسیونه در آب (Water emulsifiable concentrates)، پودرهاى وتابل (Wettable powders)، مایعات قابل پخش در آب (Water dispersable liquids) و گرانوله‌هاى قابل پخش در آب (Water dispersable granules) مى‌باشند.


مایعات محلول در آب

مایعات محلول در آب (S یا SL) کاملاً با حداقل به‌هم‌زنى در آب مخلوط مى‌شوند و زمانى‌که حل‌ شدند، نیازى به هم‌زدن بیشتر ندارند. این فرمولاسیون‌ها، محلول‌هاى اسپرى براى جذب بهتر در گیاهان نیاز به نوعى مویان دارند. بعضى از این سموم خود داراى مویان هستند، ولى در برخى بایستى مویان را به مخزن سمپاش اضافه نمود. اکثر این فرمولاسیون‌ها در هر ۸/۳ لیتر (یک گالن) خود داراى حدود ۹/۰ تا ۸/۱ کیلوگرم مادهٔ فعال هستند.


پودرهاى محلول در آب (Water soluble powders)

پودرهاى محلول در آب (SP) به‌صورت خشک بوده و ذرات جامد ریزى هستند که کاملاً در آب حل مى‌شوند. اینها اکثراً نمک‌هاى قابل حل ترکیبات مختلف هستند. براى حل کردن این علف‌کش‌ها در آب بایستى به میزان زیادى آنها را به‌هم زد، اما پس از حل شدن تا ابد به همین صورت باقى مى‌مانند. این سموم در مخزن سمپاش به‌صورت زلال و صاف هستند و براى جذب بهتر نیاز به مویان دارند. معمولاً فرمولاسیون آنها حاوى ۴۰ تا ۹۰ درصد مادهٔ فعال است.


مواد امولسیونه در آب

این مواد (E یا EC) مایعاتى غیر قطبى (Non-Polar، روغنی) هستند که قابلیت امولسیونه دارند. این مایعات در آب پخش شده و به‌صورت امولسیون (Emulsion) درمى‌آیند (قطرات روغن که به‌وسیلهٔ آب محاصره مى‌شوند)، این سموم در مخزن شیرى‌رنگ بوده و به‌هم زدن براى جلوگیرى از جدا شدن اجزاء آنها اهمیت خاصى دارد. جریان یافتن آب در لولهٔ خروجى سمپاش براى جلوگیرى از این امر کافى است. این فرمولاسیون‌ها به‌ندرت به مویان‌ها براى استفاده بر روى شاخ و برگ نیاز دارند. اکثر فرمولاسیون‌هاى EC در هر ۸/۳ لیتر خوددارى ۹۰۰ تا ۲۷۰ و بعضى ۳۱۰ تا ۳۶۰ گرم مادهٔ فعال دارند. این نوع فرمولاسیون‌ها در روغن محلول هستند.


پودرهاى وتابل

پودرهاى وتابل (W تا WP) ذرات جامد ریزى هستند که حاوى نوعى حمل‌کنندهٔ خشک، علف‌کش و عوامل متفرق‌کنده هستند. اکثر این مواد مى‌توانند در آب پخش شوند، اما توصیهٔ معمول این است که آنها را قبل از ریختن به داخل مخزن با کمى آب مخلوط کرده و سپس آن را به مخزن سمپاش بریزند. در مخزن سمپاش آنها را بایستى به میزان زیاد و به‌طور مداوم به‌هم زد؛ به محض اینکه عمل هم زدن متوقف شود، لایه‌اى جامد در ته مخزن تشکیل مى‌شود که براى جلوگیرى از آن علاوه بر خط برگشت، احتیاج به یک به‌هم‌زن مکانیکى یا هیدرولیکى نیز مى‌باشد. مخلوط سم معمولاً به رنگ شیرى کدر است. این فرمولاسیون‌ها داراى ۵۰ تا ۸۰ درصد مادهٔ مؤثره هستند. بیشتر پودرهاى وتابل در خاک مورد استفاده قرار مى‌گیرند؛ با این وجود، آنها را گاهى بر روى شاخ و برگ نیز مى‌پاشند. هنگامى‌که آنها را به شاخ و برگ مى‌زنند، اضافه کردن مویان به سم ضرورى است.


مایعات با قابلیت پخش در آب

این مواد که به مایع یا مواد قابل جارى شدن (F - Flowables یا L و WDL) نیز معروف مى‌باشند، ذرات جامد کوچکى هستند که در یک سیستم مایع سوسپانسیونه (Suspension) شده‌اند. این ذرات از ذرات پودرهاى وتابل ریزتر هستند چون این مواد قبلاً سوسپانسیونه شده‌اند احتیاجى به حل کردن آنها با آب قبل از ریختن به داخل مخزن نیست زیرا به راحتى در آب پخش و سوسپانسیونه مى‌شوند. از آنجائى‌که ذرات این مواد از ذرات پودرهاى وتابل ریزتر هستند، میزان لازم به‌هم زدن آنها حد واسطى است از مقدار لازم براى پودرهاى وتابل و مواد امولسیون‌شونده. در صورتى‌که مخلوط سم بدون بهم‌زدن براى استفاده در زمان‌هاى بعد نگه داشته شود، هم به‌صورت خمیرى در مخزن ته‌نشین مى‌شود. این فرمولاسیون‌ها نیز در مخزن سم به رنگى شیرى کدر ظاهر مى‌شود. هر ۸/۳ لیتر این نوع سموم حاوى ۱۸۰۰ گرم مادهٔ مؤثره است.


گرانوله‌هاى قابل پخش در آب

گرانوله‌هاى قابل پخش در آب، مواد خشک روانپذیر (Flowables) یا گرانوله‌هاى محلول در آب (WDG، DF - Water soluble granules) نیز نامیده مى‌شوند. آنها فرمولاسیون‌هاى خشک گرانوله مى‌باشند. گرانوله‌ها ذرات بسیار ریز جامدى هستند که با عوامل سوسپانسیون‌کننده و پخش‌کننده مخلوط شده‌اند. این مواد را مى‌توان بدون حل کردن قبلى در آب مخزن سمپاشى اضافه نمود. برخلاف مایعات با قابلیت پخش در آب، گرانول‌ها به سهولت و سرعت در آب پخش مى‌شوند و به راحتى از قوطى خارج مى‌شوند. لذا کار کردن با آنها راحت‌تر از پودرهاى وتابل و مایعات با قابلیت پخش مى‌باشد. خصوصیات دیگر آنها شبیه مایعات با قابلیت پخش در آب است.


فرمولاسیون‌هاى خشک براى استفادهٔ مستقیم

براى استفادهٔ مستقیم سموم به‌صورت خشک، فرمولاسیون آنها به‌صورت گرانوله و گاهى به‌صورت حبه هستند. از آنجا که این فرمولاسیون‌ها را مى‌توان بدون رقیق کردن در آب مستقیماً از بستهٔ حاوى سم در مزرعه پاشید، معمولاً درصد مادهٔ مؤثر آنها پائین است.


گرانوله‌ها

گرانوله‌ها (G) فرمولاسیون خشک علف‌کش‌ها هستند که داراى ذراتى مجزاء به اندازهٔ ۱۰ میلى‌متر مکعب مى‌باشند. مواد متفاوتى همچون مینرال‌هاى رس، پلیمرهاى نشاسته، کودهاى شیمیائى و بقایاى گیاهى به‌عنوان ترکیبات گرانول استفاده مى‌شوند. اساساً غلظت این‌گونه علف‌کش‌ها ۲ تا ۲۰ درصد است.


به‌طور کلى علف‌کش‌هاى گرانوله در مقایسه با فرمولاسیون‌هاى قابل اسپری، احتیاج بیشترى به باران براى نفوذ در خاک دارند. از طرف دیگر، علف‌کش‌هاى گرانوله زیان فراریت علف‌کش‌هاى دیگر را ندارند. اخیراً تلاش‌هائى به‌منظور کند کردن سرعت آزاد شدن علف‌کش‌ها در خاک با استفاده از ترکیبات گرانوله به‌عنوان حمل‌کننده انجام شده است، البته تولیدکنندگان علف‌کش هنوز به این تکنولوژى علف‌کش‌ها تمایل چندانى نشان نمى‌دهند.


حبه‌ها

این حبه‌ها (P) فرمولاسیون‌هاى خشک علف‌کش‌ها با ذرات مجزاء در مخلوط هستند که معمولاً اندازهٔ آنها بزرگتر از ۱۰ میلى‌متر مکعب است. از حبه‌ها اغلب براى کنترل موضعى علف‌هاى هرز در مزرعه استفاده مى‌شود. غلظت این علف‌کش‌ها بین ۵ تا ۲۰ درصد است

آترازین Atrazine

آترازین Atrazine

یکی از پر مصرفترین علفکشهای رایج دنیا است جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن و...) استفاده می شود. آترازین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد. آترازین همچنین از طریق برگ نیز جذب می شود ولی انتقال آن صفر می باشد. آترازین درایران با نام تجاری گزاپریم (Gesaprim) و با فرمولاسیون WP80% به بازار عرضه می گردد.




کاربرد

آترازین
موارد مصرف:

1) آترازین+ آلاکلر جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع ذرت

2) آترازین+ آمترین جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع نیشکر

3) آترازین+ بروماسیل جهت مبارزه باعلفهای مناطق غیرمزروعی

مقدار مصرف درهکتار:

1) یک تا 1.5 کیلوگرم آترازین+ 5لیتر آلاکلر قبل از کاشت ذرت مخلوط با خاک ویا بلافاصله بعد از کاشت و قبل از رویش ذرت

2) پنج کیلوگرم آترازین به تنهائی یا مخلوط با 4 کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها در کشت نیشکر

3) 30کیلوگرم آترازین+15کیلوگرم بروماسیل پس از رشد علفها در مناطق غیرمزروعی

آلاکُلرAlachlor

آلاکُلرAlachlor

آلاکلر علفکشی است برای کنترل کشیده برگهای یکساله وتعدادی از پهن برگهای یکساله و اویارسلام. آلاکلر از گروه 2کلرواستاینیلید(آمید) که به صورت انتخابی، سیستمیک وباز دارنده رشد مریستم عمل می کند. کشیده برگها عمدتاً از راه اندام هوائی وپهن برگها از طریق ریشه این علفکش را جذب می کنند. انتقال عمدتاً آپوپلاستیک است اما به صورت معمول در سیتوپلاسم نیز صورت می پذیرد. آلاکلر با نام تجاری لاسو(Lasso) وبا فرمولاسیون EC48% به بازار عرضه می شود.


کاربرد آلاکلر
موارد مصرف:

همراه آترازین جهت مبارزه با علفهای هرز ذرت

مقدار مصرف:

5لیتر آلاکلر+ 1تا1.5کیلوگرم آترازین قبل از کاشت بصورت مخلوط با خاک و یا بلافاصله بعد از کاشت قبل از رویش علف هرز

آمترین

آمترین Ametryn

علفکشی است دو منظوره که جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن،پنیرک و...) به خصوص در مزارع نیشکراستفاده می شود. آمترین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد؛ وبه صورت انتخابی، سیستمیک و بازدارنده عمل فتوسنتزموثر است. آمترین با نام تجاری گزاپاکس(Gesapax) وبا فرمولاسیون WP50% به بازار عرضه می شود.

کاربرد آمترین
موارد توصیه:

جهت کنترل علفهای مزارع نیشکر

مقدار مصرف:

5کیلوگرم آترازین+ 4کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها قبل از رویش یا بعد از رویش

اتال فلورالین

اتال فلورالین Ethalfluralin

علفکشی است دومنظوره، انتخابی، بازدارنده رشد مریستم انتهائی که در خاک کاربرد دارد. اتال فلورالین علفکشی از گروه دی نیتروآنیلین که حتی یک سال بعد از استفاده به گیاه بعدی (در صورت حساسیت) خسارت وارد می کند. برای جلوگیری از خسارت قبل از کشت گیاه بعدی از شخم عمیق استفاده میشود. اتال فلورالین برای کنترل تاجریزی، انواع تاج خروس، سلمه، انواع ارزن وحشی، سوروف، پنیرک، گاوپنبه و قیاق موثر است. اتال فلورالین با نام تجاری سونالان(Sonalan) و فرمولاسیون EC33.3% به بازار عرضه می شود.


کاربرد
موارد توصیه:

جهت کنترل علفهای هرز پنبه، آفتابگردان و سویا (قبل از کاشت)



مقدار مصرف:

1) برای علفهای هرز پنبه وآفتابگردان2 تا 3 لیتردر هکتار(عمق 8تا10 سانتیمتر)

2) برای علفهای هرز سویا 2تا3 لیتر اتال فلورالین + 600گرم متری بوزین در هکتار قبل از کاشت مخلوط با خاک

استوکلر

استوکلر Acetochlor



علفکشی است انتخابی، بازدارنده سنتز پروتئین و مانع تقسیم سلولی. علفهای پهن برگ مزارع ذرت بخصوص تاج ریزی رابه خوبی کنترل می کند. استوکلر از گروه استامید می باشد. این سم با نامهای تجاری اسنیت(Acenit) به فرم EC50% و سورپاس(Surpass) با فرمولاسیونEC76% به بازار عرضه می شود. سورپاس دارای 5.7% ایمن کننده(Safener) به نام دای کلرامید است.


کاربرد
موارد مصرف:

کنترل علفهای هرز مزارع ذرت



مقدار مصرف:

1) اسنیت 4تا5 لیتر در هکتار

2) سورپاس 3.5-2.75 لیتر در هکتار بسته به نوع خاک

اگزادیــازون

اگزادیــازون Oxadiazon

علفکشی است تماسی، انتخابی که در مزارع برنج علیه سوروف، تیرکمان آبی، انواع سیرپوس(پیزور)، انواع اویارسلام و قاش واش استفاده می شود. این علف کش از گروه اگزا دی آزول می باشد. اگزادیازون با نام تجاری رونستار(Ronstar) وبه فرمولاسیونهای G2% و SL12% و EC25% به بازار عرضه می شود.



کاربرد
موارد مصرف:

علیه علفهای هرز مزارع برنج

مقدار مصرف:

4- 3.5 لیتر در هکتارSL12% تا قبل از دو برگی شدن سوروف

ای پی تی سی(eptc)

ای پی تی سی(EPTC)

علفکشی از گروه تیوکاربامات که به صورت انتخابی، سیستمیک عمل کرده وعلیه علفهای هرز کشیده برگ وپهن برگ یک ساله و اویارسلام استفاده می شود. مصرف تنهایی آن در ذرت باعث ازبین رفتن گیاه محصول می شود بنابراین به آن safner اضافه می کنند. جذب آن توسط بذرها، ریشه ها و اندامهای هوایی در حال رویش صورت می گیرد. EPTC با نام تجاری ارادیکان (Eradican) و به فرم EC82% به بازار عرضه می شود.


کاربرد
موارد مصرف:

کنترل علفهای هرز یونجه، شبدر، اسپرس و ذرت



مقدار مصرف:

1) 6-3 لیتر در هکتار در مزارع یونجه، شبدر، اسپرس

2) 6-4 لیتر در هکتار قبل از کشت مخلوط با خاک جهت علفهای هرز ذرت

ایمازامتابنزمتیل(Imazamethabenz methyl)

ایمازامتابنزمتیل(Imazamethabenz methyl)

علفکشی دو منظوره از گروه ایمیدازول، انتخابی، سیستمیک و بازدارنده رشد مریستم انتهایی است. این علفکش به صورت پس رویشی، بیشتر برای کنترل کنگر وحشی استفاده می شود. ایمازامتابنزمتیل با نام تجاری آسِرت(Assert) و با فرمولاسیون SC25% به بازار عرضه می شود.


کاربرد
موارد مصرف:

کنترل علفهای پهن برگ وکشیده برگ گندم

مقدار مصرف:

2.5 – 2 لیتر پس رویشی، در مراحل اولیه رشد

بروموکسینیل(Bromoxynil)

بروموکسینیل(Bromoxynil)

علف کشی از گروه نیتریل(Nitril) که به صورت تماسی(کمی سیستمیک)، انتخابی، پس رویشی برای کنترل علفهای هرز پهن برگ یک ساله استفاده می شود. جذب توسط برگها به آسانی صورت می گیرد اما انتقال محدود است. برموکسینیل با نامهای تجاری پاردنر(Pardner) و برومینال(Brominal) وبا فرمولاسیون SL22.5% به مصرف می رسد.


کاربرد
موارد مصرف:

علیه علفهای پهن برگ گندم

مقدار مصرف:

2.5 لیتر در هکتار در مرحله 4-2 برگی به صورت پس رویشی

بنسولفورون متیل(Bensulfuron methyl)

بنسولفورون متیل(Bensulfuron methyl)

علفکشی از گروه سولفونیل اوره است. که انتخابی،سیستمیک است و مانع از تقسیم سلولی ورشد گیاه می شود. برای کنترل بسیاری از پهن برگها و جگنها وکشیده برگهای یکساله در مزارع برنج استفاده می شود. این سم با نام تجاری لونداکس(Londax) وبا فرمولاسیون DF60% به بازار عرضه می شود.


کاربرد
موارد مصرف:

علیه علفهای هرز پهن برگ و جگنها در مزارع برنج

مقدار مصرف:

75-50گرم در هکتار از یک تا سه برگی شدن برنج و مراحل اولیه رویشی علفها تا زمان 3 برگی شدن علف

نتـازون(Bentazone)

نتـازون(Bentazone)



علفکشی از گروه بنزوتیودیازون که نحوه اثر آن تماسی انتخابی است. این سم در کنترل پهن برگهایی چون تربچه وحشی، توق ، گاوپنبه و اویارسلام درمزارع لوبیا وسویا موثر است. مصرف آن پس رویشی می باشد. برای سمپاشی با بنتازون آب مزرعه برنج باید تخلیه شود. بنتازون با نام تجاری بازاگران(Basagran) و فرمولاسیون SL48% به بازار عرضه می شود.



کاربرد
موارد مصرف:

جهت کنترل پهن برگها و اویارسلام در زراعت برنج، سویا، یونجه و لوبیا

مقدار مصرف:

1) 5-3 لیتر در هکتار در مزارع برنج در مرحله 5 تا7 برگی

2) 2.5 -2 لیتر درهکتار در مزارع سویا بعد از 3-2 برگی شدن سویا

3) 2.5 تا 3 لیتردر هکتار در مزارع یونجه و شبدر

بوتاکلر

بوتاکلر(Butachlor)

علفکشی از گروه کلرواستانیلید(آمید) که نحوه اثر آن به صورت انتخابی سیستمیک است. بوتاکلر روی کشیده برگهای یکساله(سوروف و...) و بعضی ازپهن برگها در زراعت برنج موثر است. اثر این سم به میزان آبی که در دسترس گیاه می باشد بستگی دارد لذا برای کسب نتیجه بهتر باید بعد از بارندگی و یا بعد از آبیاری و در زراعتهای برنج بعد از آب تخت نمودن برنج مصرف شود. بوتاکلر بانامهای تجاری ماچتی- ای ان(Machete-EN) به فرم EW60% و ماچتی(Machete) به فرمولاسیون EC60% در بازار موجود است.



کاربرد
موارد مصرف:

جهت کنترل علفهای هرز یکساله کشیده برگ وبعضی پهن برگهادر زراعت برنج، قبل از رویش درمزرعه وخزانه

مقدار مصرف:

4-3 لیتر درهکتار، 7-4 روز پس از نشا

پاراکوات

پاراکوات(Paraquat)

علفکشی از گروه بی پیریدیل(Bipyridyliums) که نحوه اثر آن تماسی با کمی اثر جابجایی و انتقال آن فقط از راه آپوپلاستیک می باشد. پاراکوات از طریق اندام سبز هوایی به سرعت جذب می شود بطوری که بعد از 5ساعت ریزش باران دیگر بروی علف هرز تاثیر منفی در جذب سم ندارد. پاراکوات به غشاء سلولی و سیتوپلاسم آسیب می رساند در نتیجه بسرعت باعث پژمردگی و خشک شدن اندام هوایی می شود. پاراکوات خیلی سریع در خاک غیر فعال میشود. سمپاشی بهتر است در ساعات آفتابی وغیرابری انجام شود. گزارشهایی گویای و مرگ در نتیجه ی خوردن میزانی اندک از کنسانتره ی مایع داده شده است. مرگ و میر، عمدتاً براثر فیبره شدن پیشرفته ی ششها همراه با آسیب کبد و کلیه نتیجه شده است.

پاراکوات با نام تجارتی گراماکسون(Gromoxone) و فرمولاسیون SL20% در بازار موجود است.



کاربرد
موارد مصرف:

علیه علفهای هرز(پهن برگ و باریک برگ) درختان میوه هسته دار و مرکبات، سس یونجه و شبدر و اسپرس، نیشکر و سیب زمینی

مقدار مصرف:

برای درختان رزاسه و مرکبات 5-3 لیتر در هکتار وقتی ارتفاع علفها 15-10 سانتی متر است.

برای سس یونجه وشبدر5-3 لیتر در هکتار بعد از رویش سس

برای نیشکر 5-3 لیتر در هکتار

برای سیب زمینی 3 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن علف و قبل از رویش سیب زمینی

پرومترین

پرومترین(Prometryn)

از گروه تری آزین است. علفکشی انتخابی است، مه برای مهار بسیاری علفهای هرز یک ساله ی کشیده برگ و پهن برگ در کرفس، پنبه و نخود مورد استفاده قرار میگیرد. پرومترین بازدارنده عمل فتولیز آب در پدیده فتوسنتز است. این سم با نام تجاری Gesagard وفرمولاسیون WP80% مصرف می شود.

پیکلورام

پیکلورام(Picloram)

علفکشی از گروه پیریدین کربوکسیلیک اسید است که بصورت انتخابی سیستمیک اثر می گذارد. بروی بسیاری از علفهای چوبی وپهن برگ یکساله وچندساله موثر است در حالی که کشیده برگها را مهار نمی کند. پیکلورام به آسانی هم در سیمپلاست وهم آپوپلاست انتقال می یابد. نشانه سمیت آن حالت اپی ناستی در برگ علف هرز می باشد(شبیه2 4 D). یکی از دلایل محدودیت آن پایا بودن آن در خاک است. قابل توجه است تا شعاع 20 متری از محل سمپاشی کلیه گیاهان خشک می شوند؛ این سم بیشتر در فرودگاه ها مصرف می شود. پیکلورام با نام تجاری توردون22کا (Tordon 22K) و با فرمولاسیون L21.6% در بازار وجود دارد.


کاربرد
موارد مصرف:

علیه علفهای هرز پهن برگ اراضی غیر مزروعی و تاسیسات صنعتی

مقدار مصرف:

10تا15 لیتر درهکتار. بعد از سمپاشی آبپاشی مستقیم شود

توفوردی(2,4-d)

توفوردی(2,4-d)

علف کشی از گروه فنوکسی استیک اسید(اکسین) است که مهمترین فنوکسی ها است. توفوردی اساساً به عنوان یک علف کش پس رویشی، برای مهار علفهای هرز یکساله و چند ساله ی پهن برگ (خردل و تربچه وحشی، انواع شقایق، پنیرک، سلمه تره، پیچک، ماستونک،کنگر وحشی، شیرین بیان و ...) در گیاهان زراعی کشیده برگ و زمینهای غیر زراعی استفاده می شود. همچنین برای مهار علفهای هرز آبزی مصرف می شود. در غلظتهای خیلی اندک، به عنوان یک ماده تنظیم کننده رشد مورد استفاده قرار می گرفته است. هر دو نوع انتقال اپوپلاست وسیمپلاست را دارا می باشد.


کاربرد
توصیه شده:

جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع گندم، جـــو، برنج، ذرت و نیشکر

مقدار مصرف:

1) در مزارع گندم و جو2-1 لیتر در هکتار از پنجه زدن تا تشکیل ساقه

2) در مزارع برنج 3-1.5 لیتر، 7-5 برگی شدن برنج

3) در مزارع ذرت 1.5 لیتر توفوردی بعد از رویش علفها و7-5 برگی شدن ذرت

4) برای نیشکر محلول 2تا2.5 درصد و مخلوط با دالاپون برای کنترل علفهای هرز پهن برگ

دالاپون(Dalapon)

دالاپون(Dalapon)

دالاپان از گروه Aliphatic بازدارنده رشد و نمو ریشه و ساقه گیاه می باشد که در گیاهان انتخابی به صورت سیستمیک در می آید. دالاپون بر ضد کشیده برگها به ویژه لویی و حلفه موثر است. جذب آن از راه ریشه و اندام هوایی و انتقال آن هم از طریق اپوپلاستیک و هم از راه سیمپلاستیک صورت می گیرد. دالاپان بسیار جاذب الرطوبه است وحتماً باید در ظروف عایق نگهداری شود.

دالاپان با نام تجاری باسفاپن(Basfapon) و به فرمولاسیون SP80% موجود است.



کاربرد
توصیه شده:

جهت کنترل علفهای هرز کشیده برگ باغات میوه، نیشکر و زمینهای غیرمزروعی

مقدار مصرف:

1) برای درختان میوه Kg10- 8 sp80% درهکتار بعد از رویش علفها

2) برای علفهای هرز نیشکر محلول 2% هنگام کشت بعد از ظهور علفها

3) برای اراضی غیر مزروعی30-50 kg در هکتار پس از رشد علفها

دینیترامین(Dinitramine)

دینیترامین(Dinitramine)

علفکشی از گروه دی نیتروآنیلین ها که جذب آن از طریق ریشه است اثر آن مانع جوانه زدن بذر و بازدارنده رشد ریشه است. در کنترل کشیده و پهن برگها (تاج خروس، خرفه، آفتاب پرست، ...) در پنبه و سویا موثر است. دی نیترامین با نام تجاری کوبکس(Cobex) با فرمولاسیون EC25% موجود می باشد.


کاربرد
توصیه شده:

جهت کنترل علفهای پهن برگ پنبه و سویا

مقدار مصرف:

3لیتر در هکتار برای پنبه و سویا به صورت PPI

دیورون(Diuron)

دیورون(Diuron)

دیوران از گروه اوره ها است. دیوران در میزانهای اندک، به صورت علفکشی انتخابی سیستمیک و خاک مصرف در بسیاری از گیاهان زراعی برای مهار بسیاری از علفهای هرز پهن برگ یکساله بهره جویی گسترده دارد. دیورون به فرمولاسیون WP80% و نام تجارتی کارمکس(Karmex) در بازار عرضه می شود.




کاربرد
توصیه شده:

علیه علفهای هرز نیشکر و پنبه

مقدار مصرف:

3-1.5 کیلوگرم در هکتار قبل از رویش علفهای هرز

ستـــوکسیـــدیــم (Sethoxydim)

ستـــوکسیـــدیــم (Sethoxydim)

علفکشی از گروه سیکلوهگزیندیون، که روی کشیده برگها در مزارع محصولات پهن برگ موثر است. با جلوگیری از رشد جوانه انتهایی و به صورت سیستمیک و انتخابی عمل می کند. قابل ذکر است که مصرف ستوکسیدیم در زراعت نخود ایجاد گیاه سوزی می کند. ستوکسیدیم به فرمولاسیون EC12.5% وبانام تجارتی نابو- اس به بازار عرضه می شود.



کاربرد
توصیه شده:

علیه علفهای کشیده برگ در مزارع پهن برگ(سورف در چغندر قند)

مقدار مصرف:

1) 3 لیتر درهکتار هنگام 5-3 برگی علف در چغندر قند

2) 3- 2 لیتر در هکتار هنگام 5- 3 برگی کشیده برگها در مزرعه پیاز

3) 3 لیتر در هکتار 6-3 برگی باریک برگها در کلزا، دما بالاتر از 10درجه سانتیگراد

سیکلوکسیدیم(Cycloxydim)

سیکلوکسیدیم(Cycloxydim)

علفکشی از گروه سیکلوهکزیندیون ها است. این علفکشها پس رویشی انتخابی هستند. بیشتر کشیده برگهای یکساله و چندساله را بدون آسیب رساندن به بیشتر گیاهان پهن برگ ویا جگن ها مهار می کنند. سیکلوکسیدیم به فرمولاسیون EC10% و نام تجاری فوکوس Focus در ایران عرضه می شود.



کاربرد
توصیه شده:

علیه علفهای کشیده برگ در مزارع پیاز

مقدار مصرف:

1.5- 1 لیتر درهکتار بعد از رویش علفهای هرز، 5- 4 برگه بودن علف

فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل (Flam prop-M-isopropyl)

فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل (Flam prop-M-isopropyl)

سمی است از گروه آریل آلانین، سیستمیک، انتخابی و بازدارنده تقسیم سلولی. علفکشی پس رویشی جهت کنترل کشیده برگها است. بانام تجاری سافیکس Suffix BW موجود است.


کاربرد
توصیه شده:

جهت کنترل علفهای هرز به ویژه یولاف وحشی در مزارع جو و گندم

مقدار مصرف:

3لیتر در هکتار از سه برگی شدن تا ساقه رفتن گندم

فلوآزیفوپ پی بوتیل (Fluazifop-P-butyl)

فلوآزیفوپ پی بوتیل (Fluazifop-P-butyl)

علفکشی از مشتقات پروپیونیک اسید است که از رشد مریستم انتهایی جلوگیری می کند. روی نازک برگها(قیاق، سوروف، دورنه، انواع یولاف و ارزن وحشی، انواع خونی علف) به صورت پس رویشی موثر است. به فرم EC12.5% و نام تجارتی فوزیلید Fusilad در بازار عرضه می گردد.


کاربرد
توصیه شده:

جهت کنترل علفهای هرز نازک برگ چغندر قند

مقدار مصرف:

3لیتر در هکتار هنگام 5- 3 برگی شدن علف

کلریدازون

کلریدازونChloridazon

علفکشهای کلریدازون، نورفلورازون و پیرازون از گروه پیریدازینون ها می باشند. انتقال آن در آپوپلاست و به صورت انتخابی سیستمیک است. با نام تجارتی پیرامینPyramin وبا فرمولاسیون DF65% به بازار عرضه می گردد.


کاربرد
توصیه شده:

جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ یکساله در مزارع چغندرقند و چغندرلبویی، قبل از کاشت یا قبل از رویش و یا بعداز رویش چغندرقند

مقدار مصرف:

قبل از جوانه زدن علف هرز تا مرحله 4برگی چغندر 5- 4 کیلوگرم درهکتار

کلودینافوپ پروپارژیل

کلودینافوپ پروپارژیل Clodinafop propargyl

علفکشهای کلودینافوپ پروپارژیل، فنوکاساپروپ، فلوازیفوپ، هالوکسی فوپ و کویزالوفوپ از گروه آریلوکسی فنوکسی می باشند. علف کش های این گروه پس رویشی انتخابی برای مهار کشیده برگها در گیاهان زراعی پهن برگ هستند. برخی نیز در کنترل علفهای هرز کشیده برگ غلات استفاده می شوند. کلودینافوپ پروپارژیل در کنترل علفهای هرز کشیده برگ مزارع گندم استفاده می شود؛ در صورتی که گیاه زراعی جــو به این علفکش حساس است. ازاین خصوصیت انتخابی جهت کنترل گیاه خودرو جـــو در مزارع گندم می توان استفاده کرد.

کلودینافوپ پروپارژیل با نام تجارتی تاپیکTopik وبه فرمولاسیون EC8% به بازار عرضه می شود.


کاربرد
توصیه شده:

علیه کشیده برگهای یکساله(یولاف وحشی، خونی علف، چچم و دم روباهی) در مزارع گندم. از مصرف آن در مزارع جــــو خوداری شود.

مقدارمصرف:

1 لیتر در هکتار حداکثر تا پنجه زنی. با استفاده از سمپاش پشت تراکتوری

لینورون

لینورون Linuron

علفکشی از گروه اوره ها ، مانع عمل فتوسنتز، قابل استفاده در خاک و روی شاخ و برگ گیاه هرزه که به صورت انتخابی سیستمیک عمل می کند. لینورون با نام تجاری آفــالن Afalon موجود است.
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 19:2 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
سس   Cuscuta sp
Field dodder
گیاهی است یکساله،از خانواده  convolvulaceaeکه با بذر تکثیر می یابد. فاقد کلروفیل بوده،که خود قادر به تامین مواد غذایی مورد نیاز نبوده و به صورت انگل از مواد غذایی سایر گیاهان استفاده میکند.به عبارت دیگر:این گیاه عالی ریشه ندارد و کاملاً به گیاهان میزبان خود وابسته است.
ساقه های آن بدون برگ و به صورت رشته های نازک و نخ مانند به رنگ زرد متمایل به نارنجی است که به دور ساقه و برگ گیاه میزبان می پیچد و با ایجاد مکینه هایی به ان متصل می شود.از محل اتصال سس به گیاه میزبان،رشته های زیادی خارج شده و در جهات مختلفی حرکت میکند و سایر اندامهای میزبان یا بوته های مجاور را آلوده می سازد.این گسترش با پیشروی آلودگی ادامه می یابد و پس از مدتی توده های انبوه سس به صورت لکه های زردرنگ و به اندازه های مختلف در مزارع ظاهر میشود.یک بوته سس با پیشروی خود میتواند لکه ای به قطر 3متردریک مزرعه یونجه به وجود آورد ،در آلودگی شدید80تا100درصد مزرعه را میپوشاند. که در این موقع با جذب مواد غذایی و جلوگیری از رسیدن نور به یونجه شدیداً رشدو نمو گیاه میزبان را مختل و ان را نابود میکند.
رشته های سس گلهای کوچک سفیدرنگی تولید میکنند، بذرهای ریز و گرد این گیاه سطح صاف دارند و رنگشان خاکستری مایل به قهوهای است.بذر سس پس از قرار گرفتن در شرایط مساعد جوانه زده،رشته نخ مانندی به طول10سانتی متر از ان خارج میشود وبه دنبال میزبان میگردد.اگر میزبانی پیدا نشود پس از مدت کوتاهی(تقریبا10تا15روز)ذخیره غذایی دانه تمام شده گیاه از بین خواهد رفت.بذر سس پوسته خارجی سفت و بسیار محکمی دارد که ان را از عوامل نامساعد محیطی حفظ میکند و به بذر امکان میدهدکه10تا20سال در زمین زنده بماند.هر سال تعدادی از بذرها که پوسته خارجی انها نرم و قابل نفوذ شده باشد در مزارع میرویند.بدین ترتیب،رویش بذر در یک زمین الوده سالها ادامه خواعد داشت.هر قدر خاک نرمتر و مواد الی و رطوبت ان بیشتر باشد،میزان بیشتری از بذرهای سس جوانه میزنند و میرویند.رشته،پس از خارج شدن از بذر و امدن به سطح زمین و یافتن میزبان ارتباطش با زمین قطع میشود.
روشهای کنترل: 
بهترین راه مبارزه با سس ان است که از آلودگی مزارع و باغها جلوگیری شودو در صورت آلودگی از راههای مختلف با ان مبارزه کرد.برای جلوگیری از آلودگی رعایت نکات زیر ضروری است.
1. از بذرهای عاری از بذر سس استفاده شود برای این کار باید در بوجاری بذر محصولات دقت شود.
2. اگر قرار باشد کود دامی به زمین اضافه شود باید دقت کرد که حتما از کود پوسیده استفاده شود.
3. علفهای هرز زمینهای زیر آیش و اطراف مزارع را که کانونهای تکثیر و انتقال هستند باید به موقع و قبل از اینکه سس به بذر بنشیند، به وسیله شخم سطحی نابود کرد.
4. از پخش شدن رشته های سس به وسیله ادوات کشاورزی باید جلوگیری شود واجازه داده نشود که این رشته ها به قسمتهای سالم مزارع راه یابند.
مبارزه با سس به صورت مکانیکی و شیمیایی انجام میشود.مبارزه مکانیکی شامل چیدن و از بین بردن مناطق آلوده، خارج کردن لکه های سس از مزرعه،و چرای دام در مزرعه است که این راه مخصوصاً در مزارع یونجه انجام میگیرد.چرای دام بدین ترتیب است که در اواخر زمستان و یکی دو مرتبه در بهار و پس از برداشت محصول، مزرعه توسط گوسفند چرانیده میشود.سوزاندن لکه های انگل با شعله افکن، پوشاندن لکه های آلوده با کاه یا کلش به طور متراکم و به ضخامت10تا15سانتی متر،وغرقاب کردن مزارع آلوده به منظور خفه کردن رشته های سس نیز از جمله راههایی هستند که در مبارزه مکانیکی با این انگل استفاده می شوند.
کنترل شیمیایی سس در مزارع یونجه:
 1)کلرتال دیمتیل (داکتال) (wp75%) 12- 8 کیلوگرم در هکتار؛ بعد از کاشت قبل از سبز شدن یا اوایل بهار قبل از بیدار شدن یونجه
2)پاراکوات (گراماکسون) (sl20%) 5- 3 لیتر برای ازبین بردن هسته آلودگی
3)گلیفوزیت (رانداپ) (sl 41%) 730- 366 سی سی قبل از گلدهی سس
مشخصات گیاهشناسی :
تیره سس (Cuscutaceae )
 گیاهانی انگلی . یک ساله و یا چند ساله. غالبا بالا رونده و پیچان . معمولا بدون کلروفیل. ساقه ها توسط اندام های مکنده به میزبان چسبیده . بدون برگ به نظر میرسد. برگ ها به فلس های کوچک تقلیل یافته (تبدیل شده). گل ها نر ماده . منظم . کم و بیش گوشتی . معمولا دسته ای در گل آذین سر سان (بعضی اوقات چتری یا سنبله مانند). محوری و بدون گرزن مانند . کاسه و جام گل در قاعده لوله ای . مهمولا 5-4 لوبه . سفید . قرمز . گاهی زرد . پرچم ها 4-5 تایی . مساوی تعداد لوب های جام گل . روی گلبرگی  متناوب با لوب های جام گل . فلس های گلبرگ نما بر روی لوله جام گل زیر هر پرچم رشد می کنند (دیده می شود) . تخمدان زبرین (فوقانی). دو خانه ای. هر خانه دارای دو تخمدان واژگون . خامه دوتایی یا به هم پیوسته . منفرد انتهایی . میوه کپسول .شکوفای سر پوشی (مجری) یا منظم . 1- 4 دانه ای . جنین فاقد لپه .
از این تیره جنس ()یا سس با حدود 22 گونه در ایران وجود دارد . همگی پارازیت هستند و بر روی گیاهان مختلف زراعی مثل یونجه . ریحان . سماق . اسپرس . داوودی. اسکنبیل . کلاه میر حسن . و خار شتر دیده می شود .
دوستان عزیز توجه فرمائید که  موضوع مورد نظرما بیشتر بر روی سس یونجه زار ها و باغ ها خواهد بود .
مشخصات کلی سس:
سس گیاهی است یک ساله و انگلی با نام علمی (Cuscuta  )از خانواده ( Cuscutaceae )که بعضی ها از آن به عنوان تنها عضو انگلی خانواده(Convolvulacrae )(پیچک) یاد می کنند .
 
سس یونجه :
 
رنگ رشته های این سس نارنجی مایل به زرد است.مهم ترین میزبان آن یونجه است . سس نه تنها طعم یونجه را به عنوان علوفه نامطلوب می سازد بلکه آن را تا حدی نیز سمی می نماید. در صورت کنترل ننمودن آن محصولاز نظر کمی و کیفی کاهش یافته و عمر مزرعه کوتاه می شود . میزبان های دیگر این سس عبارتند از : چغندرقند. بعضی از سبزی های جالیز . شبدر قرمز . نخود سفید.
سسی که معمولا به علف های هرز کنار مزارع و جاده ها . به خصوص خارشتر میزند . از این نوع سس است.
 
سس درختی :
 
این سس شاید یکی از قوی ترین علف های هرز موجود در جهان باشد که ضخامت رشته های سبز رنگ و یا قرمز آن به 3 میلی متر می رسد . میزبان های این انگل را انواع درختان و درختچه ها تشکیل می دهندکه مهمترین آنها در ایران عبارتند از : مو . انار. مرکبات . زیتون . انواع درختان میوه . رز و سبزی ها نیز از دیگر میزبان های سس درختی  به شمار می آیند .سس درختی در صورت کنترل ننمودن آن می تواند شاخه ها و یا درخت را کاملاخشک نماید.
 
کنترل سس
1- توصیه های عمومی :
- استفاده ار بذر سس گیری شده هنگام کاشت محصول
- در صورت استفاده ار کود حیوانی باید حتما از نوع پوسیده آن استفاده شود تا اگر به بذر سس آلوده باشد از میان برود .
- علف های هرز واسطه مناسبی برای اتصال سس به محصول می باشند لذا کنترل علف های هرز و باغ یکی از بهترین راه های مبارزه با سس می باشد .
- از تعلیف دام در محل های آلوده به سس بذر نشته خودداری شود زیرا این بذر ها می توانند توسط فضولات دام به مناطق دیگری انتقال یابند .
- سس را قبل از به بذر نشستن به هر طرق ممکن نابود نمایید:مکانیکی.شیمیایی. سوزانیدن و غیره . زیرا همین بذرها خاک را برای سال آینده آلوده می سازند .
- هر قطعه از رشته های سس در طول فصل بهار و تابستان به تنهایی می تواند رشد کرده و آلودگی ایجاد نماید.لذا به هنگام مبارزه مکانیکی کلیه سس های کنده شده باید در جایی به دور از محصول جمع آوری و روی آن نیز خاک ریخته شود . یا بهتر  این که سوزانیده شوند تا بذرهای موجود نیز از میان بروند.
- ایجاد تناوب زراعیدر زمین های آلوده به سس با کاشت محصولات مقاوم مانند: گندم . جو . ذرت و یا سویا .
- شخم عمیق بذر های جدبد سس را به عمق خاک می برد و از جوانه زدن آنها جلوگیری به عمل می آورد.زمین های که به این منظور شخم زده می شوندباید تا چندین سال بعد شخم عمیق زده نشوند تا از بالا آمدن بذور دفن شده جلوگیری به عمل آید . البته این عمل باعث می شود تعدادی از بذرهای دفن شده در عمق خاک نیز به سطح آورده شوند برای مبارزه با این بذور تیلر و یا شخم کم عمق در بهار جوانه های سس را نابود می سازد .
- کنترل سس های حواشی مزرعه با روش های توصیه شده (مکانیکی . شیمیایی . سوزانیدن و غیره) برای پیشگیری از انتقال بذر آن از طرق کانال های آبیاری . حیوانات و غیره .
تاخیر در آبیاری محصول تا حد زیادی که به آن آسیبی وارد نشود و در نتیجه خشک نگه داشتن خاک تا عمق 2 سانتی متر مانع از جوانه زدن بذر سس می شود.
 
2- مبارزه  با سس در مزارع و یونجه:
- استفاده از بدر سس گرفته شده هنگام کاشت .
- کاشت یونجه در اواخر تابستان  یا در پاییز به جای بهار آلودگی اولیه سس را با رسیدن فصل سرما از میان می برد.
- کاشت با تراکم بالا ایجاد سایه نمی نماید و از جوانه زدن سس جلوگیری به عمل می آورد .
- در مناطقی که یونجه باید در بهار کاشته شود می توان از 15-12کیلو گرم در هکتار علف کش دکتال (کلرتال دیمیتل75درصد پودر)قبل از سبز شدن یونجه و علف های هرز از جمله سس استفاده نمود . در یونجه چند ساله (از سال دوم به بعد)دکتال را می توان در اواخر زمستان اندکی قبل از رویش بهاره یونجه سمپاشی نمود . هنگام مصرف این علف کش زمین باید از رطوبت کافی برای  تاثیر بیشتر سم برخوردار باشد . بنابراین در صورت خشک بودن زمین یک نوبت آبیاری مزرعه توصیه می شود .
- در صورتی که پیشگیری های فوق انجام نشد و یا به عللی موثر واقع نشد و مزرعه باز هم به سس آلوده گردید لکه های آلوده به سس را می توان به روش های زیر از میان برد : پاشیدن محلول1% پاراکوت(یا3لیتر در هکتار)در منطقه آلوده به سس . سوزانیدن منطقه آلوده توسط شعله افکن و یا وسایل مشابه . پاکسازی مکانیکی منطقه از سس و بیرون بردن انگل به خارج از مزرعه .
- در صورتی که منطقه وسیعب از مزرعه به سس آلوده باشد می توان توسط علفکش رانداپ(گلیفوزیت41درصد ای سی) به میزان 730-360سی سی در هکتر زمانی که یونجه ارتفاع 25- 20 سانتی متر داشته باشد سمپاشی نمود . این سمپاشی باید یک با پس از ده روز تکرار شود .
در یونجه سال اول سمپاشی باید در زمان 8 برگی یونجه انجام پذیرد .
- در زمان آلوده بودن یونجه به سس برداشت محصول باید قبل از به بذر رفتن سس صورت پذیرد تا از انتشار بذر ممانعت شود.
- از سال دوم به بعد تاخیر در برداشت یونجه با سایه انداختن روی زمین مانع جوانه زنی بذر سس می شود
 
3- مبارزه با سس درختی در باغ ها :
معمولا باغ هایی به سس آلوده اند که از نظر مدیریت علف های هرز ضعیف هستند . بنابراین بهترین اقدام  برای آلوده نشدن باغ ها به سس مبارزه کلی با علف های هرز آن می باشد . زیرا علف های هرز به خصوص بعد از بلند شدن واسطه مناسبی برای رسانیدن سس  به سبزینه درختان هستند.
بریدن پا جوش درختان و حتی الامکان شاخه های نزدیک به زمین امکان آلوده گی به سس را به حداقل می رساند .
برای مبارزه با علف های هرز در باغ ها (به خصوص انار)می توان در اوایل رشد سس و غلف های هرز توسط محلول1% پاراکوت (یا 3لیتر در هکتار)سمپاشی نمود . ممکن است عملیات سمپاشی یک یا دو بار دیگر در طول فصل رویش نیاز باشد که باید انجام شود . توجه داشته باشید که علف کش پاراکوت در اثر برخورد با هرگونه سبزینه گیاهی آن را خشک می کند بنابراین هنگام سمپاشی سم نباید به سبزینه درخت اصابت نماید.
در باغ های انگور به خصوص انگور خوابیده توصیه می شود قبل از شروع رشد بهاری سطح باغ توسط 15-12 کیلو گرم دکتال سمپاشی شود و اگر زمین مرطوب نباشد یک نوبت آبیاری پس از سمپاشی انجام شود . استفاده از دکتال در باغ های انار و سایر باغ های آلوده به سس در صورت مقرون به صرفه بودن توصیه می شود .
مبارزه مکانیکی با علف های هرز و استفاده از انواع ابزار و تیلر به تعداد دفعات مورد نیاز نیز در کنترل سس و علف های هرز موثر می باشد .
بعضی از باغداران سس درختان را با دست سس گیری کرده آنهارا در مکانی خارج از باغ می سوزانند . این کار در کاهش و جلوگیری از گسترش آن موثر است ولی درختان را کاملا از سس پاک نمیسازند و به این ترتیب مقداری سس روی درخت باقی می ماند که به بذر می نشیند و باغ را برای سال آینده آلوده می سازد .
یکی دیگر از راه های مبارزه با سس و علف های هرز در باغ ها به خصوص باغ های انار . چرانیدن گوسفند است . به این صورت که در اوایل رشد علف های هرز و سس یک یا دو بار گوسفند را در باغ می اندازند . تجربه نشان داده است که این روش بسیار موفق و موثر است .
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 19:1 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
سس   Cuscuta sp
Field dodder
گیاهی است یکساله،از خانواده  convolvulaceaeکه با بذر تکثیر می یابد. فاقد کلروفیل بوده،که خود قادر به تامین مواد غذایی مورد نیاز نبوده و به صورت انگل از مواد غذایی سایر گیاهان استفاده میکند.به عبارت دیگر:این گیاه عالی ریشه ندارد و کاملاً به گیاهان میزبان خود وابسته است.
ساقه های آن بدون برگ و به صورت رشته های نازک و نخ مانند به رنگ زرد متمایل به نارنجی است که به دور ساقه و برگ گیاه میزبان می پیچد و با ایجاد مکینه هایی به ان متصل می شود.از محل اتصال سس به گیاه میزبان،رشته های زیادی خارج شده و در جهات مختلفی حرکت میکند و سایر اندامهای میزبان یا بوته های مجاور را آلوده می سازد.این گسترش با پیشروی آلودگی ادامه می یابد و پس از مدتی توده های انبوه سس به صورت لکه های زردرنگ و به اندازه های مختلف در مزارع ظاهر میشود.یک بوته سس با پیشروی خود میتواند لکه ای به قطر 3متردریک مزرعه یونجه به وجود آورد ،در آلودگی شدید80تا100درصد مزرعه را میپوشاند. که در این موقع با جذب مواد غذایی و جلوگیری از رسیدن نور به یونجه شدیداً رشدو نمو گیاه میزبان را مختل و ان را نابود میکند.
رشته های سس گلهای کوچک سفیدرنگی تولید میکنند، بذرهای ریز و گرد این گیاه سطح صاف دارند و رنگشان خاکستری مایل به قهوهای است.بذر سس پس از قرار گرفتن در شرایط مساعد جوانه زده،رشته نخ مانندی به طول10سانتی متر از ان خارج میشود وبه دنبال میزبان میگردد.اگر میزبانی پیدا نشود پس از مدت کوتاهی(تقریبا10تا15روز)ذخیره غذایی دانه تمام شده گیاه از بین خواهد رفت.بذر سس پوسته خارجی سفت و بسیار محکمی دارد که ان را از عوامل نامساعد محیطی حفظ میکند و به بذر امکان میدهدکه10تا20سال در زمین زنده بماند.هر سال تعدادی از بذرها که پوسته خارجی انها نرم و قابل نفوذ شده باشد در مزارع میرویند.بدین ترتیب،رویش بذر در یک زمین الوده سالها ادامه خواعد داشت.هر قدر خاک نرمتر و مواد الی و رطوبت ان بیشتر باشد،میزان بیشتری از بذرهای سس جوانه میزنند و میرویند.رشته،پس از خارج شدن از بذر و امدن به سطح زمین و یافتن میزبان ارتباطش با زمین قطع میشود.
روشهای کنترل: 
بهترین راه مبارزه با سس ان است که از آلودگی مزارع و باغها جلوگیری شودو در صورت آلودگی از راههای مختلف با ان مبارزه کرد.برای جلوگیری از آلودگی رعایت نکات زیر ضروری است.
1. از بذرهای عاری از بذر سس استفاده شود برای این کار باید در بوجاری بذر محصولات دقت شود.
2. اگر قرار باشد کود دامی به زمین اضافه شود باید دقت کرد که حتما از کود پوسیده استفاده شود.
3. علفهای هرز زمینهای زیر آیش و اطراف مزارع را که کانونهای تکثیر و انتقال هستند باید به موقع و قبل از اینکه سس به بذر بنشیند، به وسیله شخم سطحی نابود کرد.
4. از پخش شدن رشته های سس به وسیله ادوات کشاورزی باید جلوگیری شود واجازه داده نشود که این رشته ها به قسمتهای سالم مزارع راه یابند.
مبارزه با سس به صورت مکانیکی و شیمیایی انجام میشود.مبارزه مکانیکی شامل چیدن و از بین بردن مناطق آلوده، خارج کردن لکه های سس از مزرعه،و چرای دام در مزرعه است که این راه مخصوصاً در مزارع یونجه انجام میگیرد.چرای دام بدین ترتیب است که در اواخر زمستان و یکی دو مرتبه در بهار و پس از برداشت محصول، مزرعه توسط گوسفند چرانیده میشود.سوزاندن لکه های انگل با شعله افکن، پوشاندن لکه های آلوده با کاه یا کلش به طور متراکم و به ضخامت10تا15سانتی متر،وغرقاب کردن مزارع آلوده به منظور خفه کردن رشته های سس نیز از جمله راههایی هستند که در مبارزه مکانیکی با این انگل استفاده می شوند.
کنترل شیمیایی سس در مزارع یونجه:
 1)کلرتال دیمتیل (داکتال) (wp75%) 12- 8 کیلوگرم در هکتار؛ بعد از کاشت قبل از سبز شدن یا اوایل بهار قبل از بیدار شدن یونجه
2)پاراکوات (گراماکسون) (sl20%) 5- 3 لیتر برای ازبین بردن هسته آلودگی
3)گلیفوزیت (رانداپ) (sl 41%) 730- 366 سی سی قبل از گلدهی سس
مشخصات گیاهشناسی :
تیره سس (Cuscutaceae )
 گیاهانی انگلی . یک ساله و یا چند ساله. غالبا بالا رونده و پیچان . معمولا بدون کلروفیل. ساقه ها توسط اندام های مکنده به میزبان چسبیده . بدون برگ به نظر میرسد. برگ ها به فلس های کوچک تقلیل یافته (تبدیل شده). گل ها نر ماده . منظم . کم و بیش گوشتی . معمولا دسته ای در گل آذین سر سان (بعضی اوقات چتری یا سنبله مانند). محوری و بدون گرزن مانند . کاسه و جام گل در قاعده لوله ای . مهمولا 5-4 لوبه . سفید . قرمز . گاهی زرد . پرچم ها 4-5 تایی . مساوی تعداد لوب های جام گل . روی گلبرگی  متناوب با لوب های جام گل . فلس های گلبرگ نما بر روی لوله جام گل زیر هر پرچم رشد می کنند (دیده می شود) . تخمدان زبرین (فوقانی). دو خانه ای. هر خانه دارای دو تخمدان واژگون . خامه دوتایی یا به هم پیوسته . منفرد انتهایی . میوه کپسول .شکوفای سر پوشی (مجری) یا منظم . 1- 4 دانه ای . جنین فاقد لپه .
از این تیره جنس ()یا سس با حدود 22 گونه در ایران وجود دارد . همگی پارازیت هستند و بر روی گیاهان مختلف زراعی مثل یونجه . ریحان . سماق . اسپرس . داوودی. اسکنبیل . کلاه میر حسن . و خار شتر دیده می شود .
دوستان عزیز توجه فرمائید که  موضوع مورد نظرما بیشتر بر روی سس یونجه زار ها و باغ ها خواهد بود .
مشخصات کلی سس:
سس گیاهی است یک ساله و انگلی با نام علمی (Cuscuta  )از خانواده ( Cuscutaceae )که بعضی ها از آن به عنوان تنها عضو انگلی خانواده(Convolvulacrae )(پیچک) یاد می کنند .
 
سس یونجه :
 
رنگ رشته های این سس نارنجی مایل به زرد است.مهم ترین میزبان آن یونجه است . سس نه تنها طعم یونجه را به عنوان علوفه نامطلوب می سازد بلکه آن را تا حدی نیز سمی می نماید. در صورت کنترل ننمودن آن محصولاز نظر کمی و کیفی کاهش یافته و عمر مزرعه کوتاه می شود . میزبان های دیگر این سس عبارتند از : چغندرقند. بعضی از سبزی های جالیز . شبدر قرمز . نخود سفید.
سسی که معمولا به علف های هرز کنار مزارع و جاده ها . به خصوص خارشتر میزند . از این نوع سس است.
 
سس درختی :
 
این سس شاید یکی از قوی ترین علف های هرز موجود در جهان باشد که ضخامت رشته های سبز رنگ و یا قرمز آن به 3 میلی متر می رسد . میزبان های این انگل را انواع درختان و درختچه ها تشکیل می دهندکه مهمترین آنها در ایران عبارتند از : مو . انار. مرکبات . زیتون . انواع درختان میوه . رز و سبزی ها نیز از دیگر میزبان های سس درختی  به شمار می آیند .سس درختی در صورت کنترل ننمودن آن می تواند شاخه ها و یا درخت را کاملاخشک نماید.
 
کنترل سس
1- توصیه های عمومی :
- استفاده ار بذر سس گیری شده هنگام کاشت محصول
- در صورت استفاده ار کود حیوانی باید حتما از نوع پوسیده آن استفاده شود تا اگر به بذر سس آلوده باشد از میان برود .
- علف های هرز واسطه مناسبی برای اتصال سس به محصول می باشند لذا کنترل علف های هرز و باغ یکی از بهترین راه های مبارزه با سس می باشد .
- از تعلیف دام در محل های آلوده به سس بذر نشته خودداری شود زیرا این بذر ها می توانند توسط فضولات دام به مناطق دیگری انتقال یابند .
- سس را قبل از به بذر نشستن به هر طرق ممکن نابود نمایید:مکانیکی.شیمیایی. سوزانیدن و غیره . زیرا همین بذرها خاک را برای سال آینده آلوده می سازند .
- هر قطعه از رشته های سس در طول فصل بهار و تابستان به تنهایی می تواند رشد کرده و آلودگی ایجاد نماید.لذا به هنگام مبارزه مکانیکی کلیه سس های کنده شده باید در جایی به دور از محصول جمع آوری و روی آن نیز خاک ریخته شود . یا بهتر  این که سوزانیده شوند تا بذرهای موجود نیز از میان بروند.
- ایجاد تناوب زراعیدر زمین های آلوده به سس با کاشت محصولات مقاوم مانند: گندم . جو . ذرت و یا سویا .
- شخم عمیق بذر های جدبد سس را به عمق خاک می برد و از جوانه زدن آنها جلوگیری به عمل می آورد.زمین های که به این منظور شخم زده می شوندباید تا چندین سال بعد شخم عمیق زده نشوند تا از بالا آمدن بذور دفن شده جلوگیری به عمل آید . البته این عمل باعث می شود تعدادی از بذرهای دفن شده در عمق خاک نیز به سطح آورده شوند برای مبارزه با این بذور تیلر و یا شخم کم عمق در بهار جوانه های سس را نابود می سازد .
- کنترل سس های حواشی مزرعه با روش های توصیه شده (مکانیکی . شیمیایی . سوزانیدن و غیره) برای پیشگیری از انتقال بذر آن از طرق کانال های آبیاری . حیوانات و غیره .
تاخیر در آبیاری محصول تا حد زیادی که به آن آسیبی وارد نشود و در نتیجه خشک نگه داشتن خاک تا عمق 2 سانتی متر مانع از جوانه زدن بذر سس می شود.
 
2- مبارزه  با سس در مزارع و یونجه:
- استفاده از بدر سس گرفته شده هنگام کاشت .
- کاشت یونجه در اواخر تابستان  یا در پاییز به جای بهار آلودگی اولیه سس را با رسیدن فصل سرما از میان می برد.
- کاشت با تراکم بالا ایجاد سایه نمی نماید و از جوانه زدن سس جلوگیری به عمل می آورد .
- در مناطقی که یونجه باید در بهار کاشته شود می توان از 15-12کیلو گرم در هکتار علف کش دکتال (کلرتال دیمیتل75درصد پودر)قبل از سبز شدن یونجه و علف های هرز از جمله سس استفاده نمود . در یونجه چند ساله (از سال دوم به بعد)دکتال را می توان در اواخر زمستان اندکی قبل از رویش بهاره یونجه سمپاشی نمود . هنگام مصرف این علف کش زمین باید از رطوبت کافی برای  تاثیر بیشتر سم برخوردار باشد . بنابراین در صورت خشک بودن زمین یک نوبت آبیاری مزرعه توصیه می شود .
- در صورتی که پیشگیری های فوق انجام نشد و یا به عللی موثر واقع نشد و مزرعه باز هم به سس آلوده گردید لکه های آلوده به سس را می توان به روش های زیر از میان برد : پاشیدن محلول1% پاراکوت(یا3لیتر در هکتار)در منطقه آلوده به سس . سوزانیدن منطقه آلوده توسط شعله افکن و یا وسایل مشابه . پاکسازی مکانیکی منطقه از سس و بیرون بردن انگل به خارج از مزرعه .
- در صورتی که منطقه وسیعب از مزرعه به سس آلوده باشد می توان توسط علفکش رانداپ(گلیفوزیت41درصد ای سی) به میزان 730-360سی سی در هکتر زمانی که یونجه ارتفاع 25- 20 سانتی متر داشته باشد سمپاشی نمود . این سمپاشی باید یک با پس از ده روز تکرار شود .
در یونجه سال اول سمپاشی باید در زمان 8 برگی یونجه انجام پذیرد .
- در زمان آلوده بودن یونجه به سس برداشت محصول باید قبل از به بذر رفتن سس صورت پذیرد تا از انتشار بذر ممانعت شود.
- از سال دوم به بعد تاخیر در برداشت یونجه با سایه انداختن روی زمین مانع جوانه زنی بذر سس می شود
 
3- مبارزه با سس درختی در باغ ها :
معمولا باغ هایی به سس آلوده اند که از نظر مدیریت علف های هرز ضعیف هستند . بنابراین بهترین اقدام  برای آلوده نشدن باغ ها به سس مبارزه کلی با علف های هرز آن می باشد . زیرا علف های هرز به خصوص بعد از بلند شدن واسطه مناسبی برای رسانیدن سس  به سبزینه درختان هستند.
بریدن پا جوش درختان و حتی الامکان شاخه های نزدیک به زمین امکان آلوده گی به سس را به حداقل می رساند .
برای مبارزه با علف های هرز در باغ ها (به خصوص انار)می توان در اوایل رشد سس و غلف های هرز توسط محلول1% پاراکوت (یا 3لیتر در هکتار)سمپاشی نمود . ممکن است عملیات سمپاشی یک یا دو بار دیگر در طول فصل رویش نیاز باشد که باید انجام شود . توجه داشته باشید که علف کش پاراکوت در اثر برخورد با هرگونه سبزینه گیاهی آن را خشک می کند بنابراین هنگام سمپاشی سم نباید به سبزینه درخت اصابت نماید.
در باغ های انگور به خصوص انگور خوابیده توصیه می شود قبل از شروع رشد بهاری سطح باغ توسط 15-12 کیلو گرم دکتال سمپاشی شود و اگر زمین مرطوب نباشد یک نوبت آبیاری پس از سمپاشی انجام شود . استفاده از دکتال در باغ های انار و سایر باغ های آلوده به سس در صورت مقرون به صرفه بودن توصیه می شود .
مبارزه مکانیکی با علف های هرز و استفاده از انواع ابزار و تیلر به تعداد دفعات مورد نیاز نیز در کنترل سس و علف های هرز موثر می باشد .
بعضی از باغداران سس درختان را با دست سس گیری کرده آنهارا در مکانی خارج از باغ می سوزانند . این کار در کاهش و جلوگیری از گسترش آن موثر است ولی درختان را کاملا از سس پاک نمیسازند و به این ترتیب مقداری سس روی درخت باقی می ماند که به بذر می نشیند و باغ را برای سال آینده آلوده می سازد .
یکی دیگر از راه های مبارزه با سس و علف های هرز در باغ ها به خصوص باغ های انار . چرانیدن گوسفند است . به این صورت که در اوایل رشد علف های هرز و سس یک یا دو بار گوسفند را در باغ می اندازند . تجربه نشان داده است که این روش بسیار موفق و موثر است .
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 19:0 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
علفهای هرز انگلی:
بذر سس هنگامی که در شرايط مساعد قرار می گيرد جوانه می زند و يک ساقه زير
زمينی توليد می کند که اين ساقه زير زمينی بطور بسيار جالبی در خاک حرکت می
کند تا به ريشه گياه ميزبان برسد . نحوه حرکت سس به اين صورت است که پس از
اينکه تمامی محتويانت بذر صرف رشد ساقه زير زمينی شد جوانه انتهايی ساقه زير
زمينی انرژی خود را برای رشد از خود ساقه ميگيرد به اين صورت که مواد غذايی
موجود در انتهای ساقه زير زمينی را ميگيرد و صرف رشد خود ساقه زير زمينی می
کند به اين ترتيب از انتهای ساقه زير زمينی کاسته و به ابتدای ان اضافه می شود و
ساقه زير زمينی رو به جلو حرکت می کند . جهت حرکت هم اتفاقی است اين حرکت
تا به آنجا ادامه می يابد که يا ساقه زير زمينی به ريشه گياه ميزبان می رسد و با
ترشه آنزيمهايی ديواره سلولی را شکافته و اندام مکنده خود را وارد ريشه می کند و
از مواد غذايی ساخته شده توسط گياه ميزبان برای رشد و توليد مثل خود استفاده
می کند و يا در اين مدت به هيچ گياهی برخورد نمی کند و مواد غذايی خود را تماما
استفاده می کند و از بين ميرود . ساقه سس زرد رنگ می باشد و روی طيف
وسيعی از گياهان رشد می کند و باعث از بين رفتن يا ضعيف شدن گياه ميزبان می
شود . برای مبارزه با آن هيچ گونه سم اختصاصی ندارد و هنگامی که مزرعه به آن
آلوده می شود چون ابتدا بصورت لکه ای ظاهر می شود از سموم علف کش عمومی
استفاده می شود که گياه ميزبان را نيز از بين ميبرد ولی اين کار برای جلوگيری از
پخش شدن آن در مزرعه ضروری می باشد . در مزارع يونجه از شعله افکن نيز برای از
بين بردن گياه استفاده می شود .

گل جاليز :
گل جاليز نيز مانند سس يک گياه کاملا انگلی می باشد . بذر اين نيز تا ۱۳ سال می
تواند در خاک بماند . بذر گل جاليز هنگامی که در کنار ريشه گياه ميزبان قرار می گيرد
توسط ترشحات ريشه گياه ميزبان تحريک می شود و جوانه می زند و سپس اندام
مکنده خود را در ريشه گياه ميزبان فرو می برد و از مواد غذايی آن استفاده می کند .
برای مبارزه با اين انگل گياهی نيز هيچ علف کش اختصاصی وجود ندارد . البته در
بازديدی که از مزارع نونه سيب زمينی در همدان داشتم آنجا از يک قارچ که بطور
اختصاصی به گل جاليز حمله می کرد و آن را از بين می برد استفاده کرده بودند که
بسيار موفق نيز بود . مبارزه زراعی با اين انگل به اين صورت است که قبل از کشت
گياه اصلی گياهان ميزبان ديگری را به عنوان گياه تله در زمين می کاريم که عمدتا از
آفتاب گردان و خردل استفاده می شود و هنگامی که گلهای جاليز نيز با اين گياهان
رشد کردند زمين را شخم ميزنيم به اين ترتيب تعداد زيادی از گلهای جاليز از بين
ميروند و بعد اقدام به کشت اصلی می کنيم .عمل شخم را بايد قبل از بذر دادن
گلهای جاليز انجام بدهيم .
                                 
 
دارواش :                                                           
دارواش يک گياه نيمه انگلی می باشد و برگ دارد و می تواند قسمتی از مواد غذايی
خود را توليد کند . اين گياه انگل درختان می باشد ولی خسارت زيادی نمی زند و گياه
انگلی خيلی مهمی نيست . بذر آن توسط پرندگانی از قبيل دارکوب در تنه درختان
قرار می گيرد و جوانه می زند و رشد ميکند . اين گياه دارای گلهای زيبايی می باشد
که حتی بعضی مواقع بخاطر گلهای زيبای آن آنرا از بين نمی برند و اجازه رشد آنرا
روی درخت ميدهند .

فواید علف های هرز
انسان با فعالیت های وسیع در امور زراعت ، دامداری ، جنگل ومرتع و بهره برداری بی رویه از آب های شیرین وشور مهم ترین عامل تخریب روی کره زمین محسوب می شود.
تخریب اراضی کشاورزی ومنابع طبیعی در سرتاسر جهان درحال پیشرفت است و نا آگاهی وعدم احساس مسئولیت نسبت به سلامت کره زمین وزندگی نسل های آینده آن را تداوم می بخشد. در اکثر ممالک متاسفانه زمین کشاروزی به عنوان کالا برای خرید وفروش ذخیره مالی واعتباری برای مردم مطرح بوده است ونه به عنوان وسیله ای برای تولید غذا. این طرز تلقی ونگرش نمی تواند به فکر حفاظت ، سلامت وحاصلخیزی زمین های کشاورزی باشد . درواقع می توان گفت که مدیریت و حاصلخیزی زمین کشاورزی تنها در آب اثر فعالیت های کشاورزی از آینده بسیار تاریکی برای بشر خبر می دهند. جکسون وپایپر در مقاله ای تحت عنوان " لزوم ازدواج بین اکو لوژی وکشاورزی " بیان می کنند که گویی باید طبیعت را مچاله کرد وفشرده تا نیازهای غذایی وپوشاک انسان تامین می شود . آن چه کشاورزی اکولوژیک امروزه پیشنهاد می کند کشاورزیایدار است . موفقیت های کوتاه مدت برای تامین غذا همراه با حفظ توانایی های سیستم های تولید غذا در دراز مدت ، مفهوم کشاورزی پایدار را مشخص می کند در حالت کلی استراژی های بشربرای زراعت وسایر فعالیت های کشاورزی با یستی به نحوی طراحی شوند که توان تولیدی کره زمین را به مخاطره نیاندازند وبا یستی به دنبال الگوهایی از توسعه بود که مبتنی بر حفظ محیط زیست باشد .
نام علف هرز گمراه کننده است و در نظر هر بیننده وشنونده ، گیاهی بی فایده تلقی می شود وبایستی حتما کنترل گردند .روی این اصل ، دیدگاه زارع در اکثر مواقع نسبت به اهمیت علف های هرز تقربیا بی تفاوت بوده است . ولی چه بسا کاربردهای متعددی داشته و از سال ها پیش در زمینه های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند . یک گیاه ممکن است در یک ناحیه به عنوان علف هرز جدی باشد .اما در جایی در اطراف آن منطقه به عنوان گیاه مفید تلقی می شود.
به عنوان مثال بعضی علف های هرز نظیر بارهنگ برگ نیزه ای (plantago lanceolata)وشیرین بیان (Glycyrrhiza glabra) در پزشکی ، روناس (Rubia tinctorum ) در صنایع رنگرزی وگونه های مخلف سازو( Juncus spp ) در صنایع دستی کاربرد دارند.
علف هرز گزنه (Urtica dioica) یکی از فراوان ترین علف ها ی هرزدرمناطق شمالی کشوراست،درحالی که همین گیاه از اقلام وارداتی اروپای غربی است و مصارف زیادی نیز دارد.واردات گیاه با اهمیت پونه (Mentha pulegium) از نظر پزشکی به کشورهای امریکا و انگلستان بالغ برچند میلیون دلار است،در حالیکه در  هر گوشه از کشور ما کنار هر جوی و نهرآبی به عنوان علف هرز رشد می کند و عصاره آن از آن ممالک خارج به کشور وارد می شود.لازم به ذکرمیباشد که داشت و کاشت و برداشت پونه نیزبه عنوان یک گیاه دارویی بسیار ساده است.علاوه بر این علفهای هرز پایه های اجدادی تعدادی زیادی از گیاهان زراعی امروز به شمار می روند.  به عنوان مثال گندم نیای هرز) Aegilops squarrosa ) که به صورت یک علف هرزدر مناطق مختلف رشد می کند،ازاجداد زراعی است.بهره برداری واستفاده از گیاهان دارویی که اکثر آنها به صورت علف هرز در مناطق و مزارع مختلف دیده می شود ، در ممالک پیشرفته اروپایی و آمریکایی و سایر کشور های در حال توسعه معمول می باشد ، ولی در کشور ایران مورد توجه قرار نگرفته است .
به طوری که اغلب مردم از گیاهان مفید و متنوعی که در ایران پراکنده اند ،بی اطلاع و از خواص درمانی ،تغذیه ای ، علوفه ای و سایر فواید آنها نا آگاه هستند .
در کشور هندوستان بیش از 2500 گونه گیاهی مفید شناسایی شده است که اغلب آنها نیز از علف های هرز داخل مزارع و اراضی غیر زراعی محسوب می شوند . برخی دیگر به دلیل سازگاری زیاد ،در شرایط محیطی تنش زا می توانند به رشد خود ادامه دهند . بدیهی است که قدرت سازگاری زیاد ،یکی از ویژگی های مهم علف های هرز به شمار می رود.
تنوع گیاهی در آسیا بیشتر است و کشور ایران نیز با دارا بودن اقلیم های مختلف  خاستگاه تعداد زیادی از گیاهان است. بی شک وجود تنوع گونه ای در ایران یکی از بی نظیر ترین هدایای خداوندی محسوب می شود که به این مرز و بوم عطا شده است . برای ما بایستی جای خوشحالی باشد که تنوع این گیاهان در منطقه قابل توجه است . جای تاسف نیز باید باشد که به این گونه های گیاهی اهمیت آن چنانی قایل نیستیم
در این زمینه ،ضرورت دارد با انجام طرحهای کوچک منطقه ای گونه های مفید در هر منطقه را شناسایی و سپس نسبت به تولید انبوه آنها اقدام کنیم .بدیهی است که این امر می تواند در اشتغال زایی ، بهبود وضع مالی زارعین و مردمان روستایی و تامین نیاز های دارویی ،علو فه ای و غیره نقش به سزایی داشته باشد.
در حالت کلی بر علف های هرز فواید زیادی مترتب است که در زیر به طور خلاصه و در کتاب شناسایی علف های هرز مولف به تفصیل ضمن معرفی به کاربردهای آنها اشاره گردیده است :
 
•        اغلب علف های هرز با سیستم ریشه ای عمیق و گسترده از فرسایش آبی و بادی در زمین های غیر زراعی جلوگیری می کنند.
•        برخی از انواع خوش خوراک انها به خصوص در مواقع خشک سالی به عنوان علوفه توسط دام مورد تغذیه قرار می گیرند.
•        تعدادی از علف های هرز به عنوان کود سبز کشت می شود .
•        ارزش دارویی آنها قابل توجه است و در صنایع دارویی به طور وسیع کاربرد دارند .
•        اندام های هوایی تعداد زیادی از علف های هرز به طور سنتی در درمان برخی بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرند.
•        برخی از انها منبع مناسبی برای تغذیه زنبور های عسل به شمار می روند.
•        تعدادی از علف های هرز در صنایع ای نظیر صنایع دستی و کاغذ سازی کاربرد دارند .
•        اندام های آنها بعد از تجزیه در افزایش مواد آلی خاک نقش مهمی را ایفا می کنند .
•        گونه های برخوردار از سیستم ریشه ای عمیق موجب شکستن لایه های سخت زیر زمینی می شوند.
•        برخی ازگونه های انها به عنوان منبع ژنتثیکی در تحقیقات به نژادی مورد استفاده قرار می گیرند.
•    از بعضی گونه های برخوردار از خاصیت آللوپاتی در جهت اصلاح گیاهان زراعی و کنترل علفهای هرز استفاده به عمل می آید.
•    علفهای هرز معرف در تحقیقات زمین شناسی جهت پی بردن به وجود فلزات سنگین در زمین یا آب مورد استفاده قرار می گیرند.
بدیهی است که روشن شدن این قبیل  کاربردهای بالقوه در علفهای هرز برای محققین این علم ارزش شایان توجهی داشته،ولی در عین حال دارا بودن این خصوصیات از خسارات و طبیعت نامطلوب علفهای هرز در کشاورزی کم نمی کند.
خلاصه
شناسایی کامل علف های هرز اولین گام در اجرای یک برنماه دقیق کنترل گیاهان هرز است و به منظور شناسایی وانتخاب بهترین و موثر ترین روش کنترل ، طبقه بندی علف های هرز ضروری است . علف های هرز از نظر طول دوره رشد ( یک ساله ، دو ساله و چند ساله ) ، نحوه تکثیر ( جنسی و غیر جنسی ) ، فصل رویش ( بهاره ، پاییزه و... ) شکل برگ (پهن برگ وباریک برگ ) ، استحکام ساقه ( علفی ، خشبی ونیمه خشبی ) ، محل رویش ( علف های هرز مزارع غلات ، گیاهان صنعتی ، علوفه ای ، سبز یجات ، صیفی  جات ، باغات اراضی غیر زراعی و... ) ، زیستگاه ( خشکی زی وآبزی ، اجباری ، اختیاری ، عمومی ومعرف و اتفاقی ) ، نیاز به نور ( زیرین و رویین ) و نحوه تغذیه ( اتو تروف ، نیمه انگل و انگل ) طبقه بندی می کنند . در تولید محصولات زارعی شناخت دوره زندگی علف های هرز در زمان مناسب کنترل موثر تر آن را امکان پذیر می سازد . علف های هرز چند ساله علاوه بر تکثیر از طریق بذر ، به روش رویشی نیر پایه های جدید تولید می کنند. جوانه زنی گیاهان هرز پاییزه در فصل پاییز اتفاق می افتد وبه دلیل پیش رسی بیشتر در زارعت های بهاره خسارت ایجاد می کنند و حساسیت به سرما در انواع بهاره نیز از جوانه زنی آنها  در فصول سرد سال جلوگیری می کند . علف های هرز آبزی تمام یا بخشی از دوره زندگی خود را درآب سپری می کنند . در بین انواع مختلف علف های هرز برخی اجبارا در داخل مزارع و تعدادی دیگر در هر محیطی رویش می کنند . در این میان می توان به علف های هرز معرف اشاره نمود که دامنه تحمل محدودی داشته و تحت شرایط اکولوژیک خاص رشد پیدا می کنند وممکن است به صورت اتفاقی در سایر مکانهایی که برای رشد آنها مناسب نمی باشد ، نیز رویش کنند. اکثر علف های هرز در گروه گیاهان اتو تورف قرار می گیرند. این گیاهان به دلیل دارا بودن ریشه و کلروفیل می توانند با انجام فتوسنتز مواد غذایی مورد نیاز خود را بسازند ، که علف های هرز نیمه انگل و انگل نیز به صورت پازاریت از مواد غذایی ساخته شده توسط این گیاهان استفاده می کنند.
خلاصه
 به گیاهان زارعی علف های هرز موجود در هر منطقه فلور آن اطلاق می شود که به دلیل سازش با محیط نست به سایر گیاهان رشد بهتری دارند و هر گاه انسان بنا به عللی از حمایت گیاهان زارعی دست بردارد ، علف های هرز تمام منطقه را فرا گرفته و موجب از بین رفتن گیاهان زراعی می شوند . رابطه موجودات زنده با یکدیگر وبا محیط تحت نام اکولوژی تعریف می شود و به منظور اتخاذ روش های کنترل کم هزینه مطالعه اکولوژی علف های هرز ضروری است . جوامع مختلف فلور خاصی از علف های هرز را می پذیرند و ترکیب گیاهان هر منطقه با عوامل آب وهوایی وخاکی وعوامل زنده هرز تغییر می کند . دما یکی از عوامل مهم تعیین کننده پوشش گیاهی است و با توجه به نیاز حرارتی هر گونه گیاهی ، در صورت عدم تامین آن محدوده دمایی بذر بدون جوانه زنی وارد مرحله خواب می شود . نور در فتوسنتنز و گل دهی وجوانه زنی دانه برخی از علف های هرز بسیار موثر است و از نظر شدت نور گیاهان هرز را به دو گروه سایه طلب و نور طلب تقسیم بندی می کنند . تعیین میزان بارس دریک منطقه در تعیین فلور گیاهی را دریک منطقه خشک ومرطوب با هم مقایسه کنیم وبا لاخره بادهای ملایم عامل انتقال بذور علف های هرز محسوب می وند . ترکیب فیزیکی و شیمیایی خاک برای رشد انواع علف های هرز شرایط مناسبی را فراهم می آورد . به طوری که پوشش گیاهی در خاک های با pH ، شوری ، حاصل خیزی ورطبوت متفاوت کاملا فرق می کند .برخی علف های هرز فقط در خاک های بایر رشد می کنند. با تغییر شرایط و تبدیل زمین های بایر به دایر جمعیت قبلی علف های هرز خذف شده و گیاهان هرز جدید جایگزین می شوند . همچنینی استفاده بی رویه از زمین های دایر و تبدیل آنها با اراضی مخروبه ، فلور گیاهی منطقه را به سمت ظهور علف های هرز سمی سوق می دهد . از عوامل زنده موثر در تعیین پوشش گیاهی یک منطقه می توان به اثرات متقابل علف های هرز با یکدیگر وبا گیاهان زارعی ، اثرات متثابل موجودات ذره بینی خاک و حشرات با علف های هرز واثرات متقابل فعالیتهای کشاورزی وعلف های هرز اشاره نمود . وجود برخی از علف های هرز اشاره نمود . وجود برخی از علف های هرز در یک منطقه موجب کندی ویا توقف رشد تعداد زیادی از گیاهان مجاور می شوند .برخی از قارچ ها  وحشرات با تجزیه بقایای گیاهان در خاک موجب فراهمی مواد معدنی حاصل از آنها برای گیاهان مجاور  شده وبه این ترتیب موجب تغییر در ترکیب گیاهان می شوند . اجرای عملیات زارعی توسط انسان نیز گونه های طبیعی منطقه را مورد تخریب  قرار داده و توالی را به سمت ظهور گیاهان خودرو سوق می دهد.
معیارهای مهم یک علف کش خوب
برای یک علف کش خوب معیارهایی مد نظر است که عبارتند از :
•        ارزان باشد تا قدرت خرید کشاورز اجازه استفاده از آ« را بدهد .
•        برای مصرف مقرون به صرفه باشد.
•        برای انسان ، دام ، حشرات وگیاهان زراعی مجاور ضرری نداشته باشد .
•        برای کیاهان بعدی در تناوب بی ضرر باشد .
•        قابلیت شستشوی آن از سطح شاخ و برگ در اثر بارندگی کم تر باشد.
دوره پایداری کم تر داشته باشد. 

[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 18:59 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
اهمیت حاصلخیزی خاك: حاصلخیزی خاك توصيف كننده توانایی و قابلیت خاك برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاك، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیكی زیستی   (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت كه توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و كشاورزی به عنوان یك سیستم پایدار درون اكوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» كه به معنی «انرژیزیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یك قسمت از اكوسیستم كشاورزی در نظر گرفته شده اند. استانداردهای بیودینامیك محدودتر از كشاورزی آلی بود و در كشاورزی بیودینامیك متدهایی شبیه به هومیوپاتی كنونی رایج بوده است و سرانجام بحث كشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).
هر چند استفاده از كودهای معدنی ظاهراً سریع ترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاك به شمار میرود، لیكن هزینه های زیاد مصرف كود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاك، نگران كننده است. بنابراین، استفاده كامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیكی) به همراه كاربرد بهینه ای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیت حیاتی خاك ایفا میكند. در ایران با اقلیم غالب خشك و نیمه خشك نه تنها خاكها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (كمتر از یك درصد) بلكه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاك بسیار دشوار میباشد.
 1- دشواری حفظ مواد آلی در خاكهای زراعی مناطق خشك و نیمه خشك (Laegried و همكاران، 1999).
علاوه بر آن با توجه مشكل یارانه ای كودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملكرد هكتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاكها میباشد كه مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا كه علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف كودهای آلی در كشاورزی، نیاز به تولید انبوه این كودها میباشد.
l سلامت و كیفیت خاك: مواد آلی به علت اثرات سازنده ای كه بر خصوصیات فیزیكی (پایداری خاكدانه ها)، شیمیایی (افزایش ظرفیت نگهداری عنصری) و بیولوژیكی (اكتیویته بیوماس میكروبی) دارد، به عنوان ركن باروری خاك شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و كیفیت خاك را میتوان به شرح زیر بیان داشت:
1ـ منبع كربن و انرژی برای میكروارگانیسمهای خاك، 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و … ، 3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاك به عنوان خاكدانه یا خاك واحد و كاهش خطر فرسایش خاك، 4ـ توسعه تخلخل خاك و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای، 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل كاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)، 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراكم خاك با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترك و گسل، 7ـ افزایش قابلیت خاكورزی و تغییر در خصوصیات خاك مثل كاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاك، 8ـ ابقای كربن از اتمسفر و دیگر منابع، 9ـ كاهش اثرات محیطی منفی مثل اثر حشرهكشها، فلزات سنگین و بسیاری از آلایندههای دیگر، 10- افزایش قدرت بافری خاك و مقابله با تغییرات سریع اسیدیته خاك و 11- افزایش سرعت نفوذ آب در خاك و كاهش تولید رواناب.

ادامه دارد...
l اثر مواد آلی بر حاصلخیزی و باروری خاك: همانگونه كه ذكر شد توان باروری خاك حاصل اثرات سازنده فرایندهای فیزیكی، شیمیایی و بیولوژیكی خاك است. لذا مناسب خواهد بود تا به طور اختصار اثرات مواد آلی بر این ویژگیها مورد بررسی قرار گیرد.
l ویژگیهای فیزیكی خاك: ویژگیهای فیزیكی خاك كه از عوامل مهم و مشخصكننده رشد گیاهان میباشند، خود تابع عوامل مختلف است. در این بحث اثر متقابل مهمترین خواص فیزیكی خاك و ماده آلی مورد بررسی قرار میگیرد.
1ـ رنگ خاك: رنگ خاك شاخص دقیقی برای تعیین حاصلخیزی نیست زیرا شاخصی كیفی به شمار میرود. در برخی موارد رنگ تیرة خاك میتواند نشاندهندة میزان مادة آلی مناسب و كافی باشد. هر چه رنگ خاك زراعی تیرهتر باشد به دلیل گرمتر شدن زودتر سطح خاك، در بهار زمان كشت تسریع میشود.
2ـ ساختار خاك: آرایش ذرات خاك در تشكیل خاكدانهها، اندازه و پایداری خاكدانهها، بر روی تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت آنها بسیار مؤثر است و ماده آلی به دلیل ایجاد هسته مركزی در تشكیل خاكدانهها در پایداری و قوام آنها بسیار موثر است (رجوع به نشریه فنی شماره 297).
3ـ تخلخل خاك و نفوذپذیری آن:تخلخل خاك مبین حجم منافذ و روزنههای خاكی است و معبری برای جریان آب و هوا محسوب میشود. میزان تخلخل خاك (60-30 درصد)، تابعی از ساختمان، بافت و محتوای ماده آلی خاك میباشد. مادة آلی با بهبود شرایط خاكدانهسازی، وضعیت تخلخل خاك و نفوذپذیری آن را بهبود میبخشد.
4ـ بافت خاك: بسیاری از خواص خاك مثل تخلخل، نفوذپذیری، قابلیت فراهمی و ابقای عناصر غذایی تابعی از بافت خاك میباشند. ذرات شنی با اندازه mm2-05/0 بر توزیع هوادهی و زهكشی خاك بسیار مؤثرند اما در حاصلخیزی خاك نقش كمتری دارند. رس كه اندازه ذرات آن كوچكتر از mm002/0 است واجد بار منفی، سطح ویژة وسیع و خاصیت ابقای عناصر غذایی میباشد اما در كلاسهبندی بافت خاك خواص فیزیكی كمرنگتری در نفوذپذیری و زهكشی دارد. مادة آلی دارای خاصیت اصلاحكننده بافت در خاكهای سبك و سنگین است.
5ـ ظرفیت نگهداری آب خاك: میزان ظرفیت نگهداری آب خاك متأثر از نوع بافت و میزان مادة آلی میباشد. در حالتهای مختلف میزان آب خاك متفاوت است.
6ـ عمق خاك: عمق ریشه ها بر مقدار خاك در دسترس ریشه ها كه آب و مواد غذایی را برای گیاه تأمین میكند، موثر است و بوسیله سطح ایستابی، سنگ بستر، كفه ها و سخت لایه ها و pH پائین محدود میشود.
7ـ شیب خاك: میزان رواناب تابعی از شیب خاك است، زیرا میزان فرسایش در آن بالاتر است و برای كاهش فرسایش خاك، عملیات مدیریتی خاصی را طلب میكند. ماده آلی با افزایش نفوذپذیری خاك باعث كاهش رواناب ایجاد شده و كاهش فرسایش میشود.
l خواص شیمیایی خاك:
1ـ كلوئیدهای خاك: كلوئیدهای خاك از بخشهای فعال شیمیایی خاك میباشد كه شامل رس، هوموس و اكسیدهای آهن و آلومینیوم میباشند. كلوئیدها دارای بار منفی هستند و مجموع این بارهای منفی ظرفیت تبادل كاتیونی نامیده میشود. CEC مبین مقدار كاتیون ابقا شده در 100 گرم خاك (آون خشك) میباشد كه بر حسب سانتیمول در كیلوگرم (Cmol/kg) بیان میشود. جدول یك میزان CEC كلوئیدهای خاكی آلی و برخی رسهای لایهای نشان داده شده است.
- مقادیر CEC چند كلوئید خاكی در مقایسه با ماده آلی هوموس (Brady، 1990):
كلوئید خاكی   (CEC Cmol/kg)
هوموس         300
ورمیكولیت   120
اسمكتایت   90
میكای ریزدانه    25
كائولینیت       5
اكسیدهای آبدار   3
میزان جذب كاتیونی تابعی از بار، اندازه و غلظت كاتیون است. اگر دو كاتیون همبار باشند، كاتیون واجد شعاع بزرگتر، قویتر جذب میشود زیرا كاتیونهای بزرگتر، شعاع آبگیری كوچكتری دارند. CEC در تمام خاكها تابع میزان رس، نوع رس، مادة آلی، pH و اكسیدهای آهن و آلومینیوم میباشد. علاوه بر تاثیر مواد آلی در ویژگیهای شیمیایی، از اثرات مهم این مواد تامین عناصر غذایی و برقراری توازن تغذیه ای میباشد. عدم مصرف مواد آلی در اراضی زراعی باعث لطمات غیر قابل جبرانی در حاصلخیزی خاكها میشود. متاسفانه مصرف كودهای آلی در جامعه كشاورزی ما، تقريبابه بوته فراموشی سپرده شده است. علیرغم دشواریهای اجرایی، وزارت جهاد كشاورزی برای نیل به كشاورزی پایدار، در نظر دارد تهیه مواد آلی را مورد توجه و حمایت قرار دهد. خوشبختانه منابع تامین كودهای آلی در ایران دارای تنوع زیادی است و شامل كودهای حیوانی، كمپوست حاصل از بقایای شاخه و برگ گیاهان، كمپوست حاصل از تخمیر سبوس برنج و كلش گندم، كمپوست حاصل از ضایعات كشت و صنعتهای تولید قارچ خوراكی، از تخمیر سبوس برنج و كلش گندم، كمپوست حال از ضایعات كشت و صنعتهای تولید قارچ خوراكی، كمپوست حاصل از ضایعات كارخانجات دخانیات و چای خشك كنی، كمپوست حاصل از ضایعات كارخانجات قند، كمپوست حاصل از تخمیر زباله های شهری، شاخه های هرس شده چای، خرما، كمپوست حال از تخمیر فاضلاب شهری، كمپوست حال از ضایعات حاصل از ضایعات نیشكر، كودهای آلی حاصل از ضایعات بسته و پودر استخوان و سایر مواد مشابه كه علاوه بر اصلاح نسبت كربن به ازت، غلظت عناصر غذایی مورد استفاده گیاهان زراعی را افزایش میدهد. در

 درصد عناصر غذایی موجود در شماری از مواد و كودهای آلی (بایبوردی و همكاران، 1379

منبع كود آلی                ازت   فسفر   پتاسیم   كلسیم   منیزیم      گوگرد     كلر
لجن فاضلاب فعال شده   0/6   2/2        ـــ   5/2   5/1       4/0      5/0
خون خشك شده          0/13   ـــ          ـــ     5/0        ــ            ـــ     6/0
آرد استخوان (خام)       5/3      0/22            ــ   5/31       0/1        2/0     2/0
آرد پوسته كاكائو        5/2   0/1   0/3     5/1      5/0           ـــ        ـــ
آرد پنبه دانه                  6/6   5/2     5/1       5/0   5/1              2/0        ـــ
پسمانده ماهی (اسیدی شده)   7/5   0/3   ـــ   5/8   5/0   8/1   5/0
پسمانده ماهی (خشك شده)   5/9   0/6   ـــ   5/8   5/0   2/0   5/1
كود زباله خانگی   5/2   5/1   0/1   5/4   5/0   4/0   3/1
آرد پوست بادام   2/7   5/1   2/1   5/0   5/0   6/0   1/0
آرد پوست بادامزمینی   2/1   5/0   8/0   ـــ   ـــ   ـــ   ـــ
پیت   7/2   ـــ   ـــ   0/1   5/0   0/1   1/0
آرد سویا   0/7   2/1   5/1   5/0   5/0   2/0   ـــ
كود مایع، حیوانی   0/7   0/10   ـــ   5/15   5/0   4/0   7/0
ساقه توتون   5/1   5/0   0/5   0/5   5/0   4/0   2/1
n برقراری توازن تغذیهای: باروری و حاصلخیزی یك خاك علاوه بر وابسته بودن به مقدار عناصر غذایی به توازن و تعادل آنها نیز شدیداً وابسته است. به طوری كه در حالت عدم توازن و تعادل تغذیهای، مصرف كودها نه تنها موثر واقع نمیشود، حتی در بعضی مواقع در جهت عكس عمل كرده و كشاورزان را متحمل ضررهای اقتصادی فراوانی میكنند. مثلاً در سطح ثابت K،افزایش كود ازتی نه تنها افزایش عملكردی را به دنبال نداشته بلكه در بعضی مواقع منجر به كاهش آن نیز شده است، لذا اهمیت توازن تغذیهای در بعضی موارد و در مورد بعضی عناصر بیش از خود آنهاست بطوریكه متخصصین تغذیه اغلب برای آگاهی از وضعیت تغذیهای گیاهان نسبتهای بین عناصر را به غلظت واحد آنها ترجیح میدهند، اما از طرفی هم ایجاد توازن تغذیهای و مصرف متعادل كودهای شیمیایی كاری بسیار دشوار و وقتگیر است و نیازمند صدها آزمایش كودی در مناطق مختلف میباشد كه غالباً هم به خاطر شرایط پیچیده خاك، نیاز و قدرت متفاوت گیاهان، رفتارهای متفاوت عناصر در خاك، عوامل متغیر محیطی و شرایط مدیریتی مزرعه نتایج مطلوبی نمیدهند. بنابراین استفاده از كودهای دامی كه اكثریت عناصر مورد نیاز گیاهان را تقریباً به نسبتی كه آنها جذب میكنند دارا هستند دامنه موفقیت را افزایش میدهند. چرا كه در یك تن كود دامی خوب 4 كیلوگرم N- 3 كیلوگرم P2O5- 3/5 كیلوگرم K2O- 4 كیلوگرم Cao- 2 كیلوگرم MgO – 5/0 كیلوگرم گوگرد و به مقداری كمتر ریزمغذیها وجوددارد و خاك را در درازمدت در جهت تعادل پیش خواهد برد. بنابراین با افزودن 30 تن كود دامی مرغوب به یك هكتار خاك زراعی حدود 120 كیلوگرم ازت، 90 كیلوگرم فسفر، 160 كیلوگرم پتاسیم و … به خاك افزوده میشود كه تقریباً با نیاز گیاهان مطابقت دارند و البته بسته به نوع خاك و گیاه بایستی كاستیها را توسط كودهای شیمیایی جبران نمود.
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 18:43 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
خاک و خاکشناس:

خاک، ترکیب پیچیده ای است که در شاخه های مختلف از علوم، مورد بررسی قرار میگیرد. از رشته خاکشناسی soil science که جنبه های زیستی آن را بیشتر از همه مورد توجه قرار میدهد تا رشته های مکانیک خاک که جنبه هائی از خاک را که در احداث سازه های مختلف مورد نیاز است، همه را در بر میگیرد.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید حتی در ساخت شیره انگور و در قسمت های دیگر از صنایع غذائی و شوینده ها ، در صنایع فولاد، خاک نسوز،چینی، کاشی و حتی دفترچه های بیمه شما که دیگر کاربن نمی خواهد همه از نوعی از خاک در آن استفاده شده است.

از دید مهندسین کشاورزی یا خاکشناسان، خاک یک ترکیب پیچیده از ماده های بیوژئوشیمیائی محسوب میشود. متخصصین این رشته سعی می کنند تا سر حد امکان شرایطی را فراهم کنند تا گیاهان در آن امکان رشد و نمو یابند و از این طریق نه تنها امنیت غذائی ملتها را تامین کنند بلکه جلوی سیلابهای ویرانگر و طوفانهای شن نیز گرفته میشود.

افزون بر آن خاکها سیستمهای اکولوژیکی فعالی هستند که وظیفه نگهداری گیاهان را بر عهده دارند و تامین کننده آب و مواد غذائی برای گیاهان می باشند. از سوی دیگر هوای لازم برای نگهداری و رشد انبوه میکروارگانیسم هائی که در چرخه ماده های حیاتی دخالت دارند، بوسیله خاک تامین می شود.

فعالیت در زمینه فرسایش و حفاظت خاک، در حوزه های فعالیت متخصصین این رشته است. (هر چند که تخصصی تر شدن دروس این رشته و حذف برخی دروس از دوران کارشناسی احساس میشود). جالب است بدانید در یک برنامه حساب شده علمی به موازات احداث یک سد، فعالیت متخصصین حفاظت خاک و آبخیزداری شروع میشود. چرا که این دانشمندان سعی بر این دارند که فرسایش خاک یعنی کنده شدن بیش از حد و حرکت خاک را که فراتر از روند طبیعی آن صورت میگیرد را کند یا متوقف کنند و خاک را تثبیت نمایند. چرا که در غیر اینصورت سدهای احداثی به جز انبار رسوب نخواهند بود و طول عمر سدها کاهش یافته که میلیاردها تومان خسارت مالی در بر خواهد داشت.

در این رشته شیمی خاک، حاصلخیزی و تغذیه گیاه و کود، بیولوژی خاک و بیوشیمی، فیزیک خاک، رده بندی و ژنز خاک، فرسایش ( آبی و بادی ) و حفاظت خاک و کیفیت خاک و ... در کلیه سطوح مورد بحث و تحقیق موشکافانه قرار گرفته و این رشته را به رشته ای حیاتی، ظریف اما کاملاً فنی و استراتژیک در دنیا مطرح ساخته است. متاسفانه در زمینه های ذکر شده شکاف بین کشورهای پیشرفته با سایر کشورها زیاد است که تلاش و همت بزرگی را از محققین و مسئولین می طلبد. بعنوان مثال مشکلاتی همچون سیل هائی مثل گلستان و سایر فجایع برای اکثر کشورهای پیشرفته کاملاً حل شده است.

اما خاک از دید مهندس عمران، در زمینه های راه و سد و ساختمان، بحثی دیگر و شاید معکوس است، هر چند در برخی زمینه ها همپوشانی را با کار مربوط به خاکشناسان احساس می کنیم. یک مهندس عمران سعی می کند خاک را فشرده کند یعنی عکس کار یک خاکشناس، که از دید بیولوژیکی کار می کند و حتی الا مکان سعی میکند که استحکام را بیشتر كند.





دستور العمل نمونه برداري از خاك
________________________________________
دستور العمل نمونه برداري از خاك
تجزيه خاك
تجريه خاك براي تمام محصولات كشاورزي اساس توصيه كودي مي‌باشد. نمونه‌هايي كه از مزارع آزمايشي گرفته مي‌شود از اهميت خاصي برخوردار است. چه اين نمونه‌ها اساس آزمايشات را تشكيل مي‌دهند. نمونه‌هاي خاك از نظر مقدار مواد غذايي و ساير مواد مربوطه مورد تجزيه قرار مي‌گيرند.
نمونه خاك
ايده‌آل‌ترين نمونه خاك بايستي حداقل 400 گرم وزن داشته باشد مگر اينكه مقدار بيشتر از 400 گرم درخواست شده باشد. نمونه‌ها بايستي داخل يك پاكت پلاستيكي ريخته شود و خود داخل پاكت ديگري قرار گيرد. اطلاعات هر نمونه را بايستي طوري روي پاكت نوشت كه پاك نشده و بتوان آن را خواند. اطلاعات بايستي شامل محل نمونه‌برداري، نام زارع يا مشتري و نوع محصول باشد.
به‌عنوان يك قاعده كلي مزارعي كه تا 10 هكتار وسعت داشته باشند را به‌عنوان يك واحد نمونه‌برداري مي‌توان محسوب كرد. با توجه به اين نكته كه كل مزرعه از بابت جنس خاك، نوع زراعت قبلي و نوع كود استفاده شده يكسان باشد. مزارع بزرگ و مزارعي كه از يك‌دستي برخوردار نيستند بايد به قطعات كوچكتر يك‌دست تقسيم و از هر قسمت جداگانه نمونه‌برداري كرد.
وسايل مورد نياز نمونه‌برداري
1- مته نمونه‌برداري چرخشي (در صورت در دسترس نبودن بيل و يا بيلچه ترجيحا" از جنس ضدزنگ)
2- سطل پلاستيكي بزرگ
3- پاكت پلاستيكي نمونه‌برداري
4- برچسب بزرگ

نمونه‌برداري از خاك باغات مركبات و ميوه‌جات
نمونه‌اي كه به آزمايشگاه‌هاي فوسين ارسال مي‌گردد بايستي نماينده تمامي منطقه‌اي باشد كه در آن آزمايش پياده مي‌گردد. زمين محل آزمايش بايستي كاملاً يكنواخت بوده و هيچ تفاوت آشكاري در آن ديده نشود. براي تهيه يك نمونه بايستي در مسيري به شكل " w " در سطح مزرعه نمونه‌هاي فرعي تهيه گردد.
توصيه مي‌شود كه براي تهيه هر نمونه 20 تا 30 نمونه فرعي گرفته شود. نمونه‌هاي فرعي بايستي كاملاً مخلوط شده و از آن يك نمونه 400 گرمي براي ارسال به آزمايشگاه تهيه شود.
مسير گرفتن نمونه‌هاي فرعي

 
نمونه‌برداري خاك براي باغات مركبات وميوه‌جات بايستي از عمق 25 تا 30 سانتيمتري تهيه گردد و قبل از نمونه‌برداري پنج سانتيمتر از پوشش روي خاك برابر شكل زير كنار زده شود
.
در باغات مركبات و ميوه‌جات تهيه نمونه‌هاي فرعي بايستي به روش " w " شكل باشد و محل گرفتن آنها بايستي از محيط اطراف برابر شكل زير باشد.نمونه‌برداري بايستي از منطقه‌اي در زير تاج درخت گرفته شود.
 
نمونه‌ها بايستي طوري از زمين اطراف درخت گرفته شود كه نماينده خاك پاي درخت باشد. قابل توجه است كه خاك بين رديف درختان وضعيت متفاوتي از خاك زير درخت دارد. بايستي بخاطر داشت كه وسائل نمونه‌برداري طوري تميز باشد كه مانع آلودگي نمونه‌ها گردد. همچنين نمونه‌برداري نبايستي بعد از كود پاشي صورت گيرد.

محل آزمايش
نمونه خاك بايستي نماينده منطقه مورد آزمايش باشد. شرايط منطقه مي‌بايست يكنواخت باشد. اندازه مزرعه آزمايشي با توجه به روش مصرف فرآورده و همچنين هدف آزمايش كه تحقيقاتي و يا ترويجي باشد متفاوت است.
__________________
طرز نمونه‌برداري از خاك مزارع
1- انتخاب مسير نمونه‌برداري
با استفاده از شكل W مي‌توانيم مسير نمونه‌برداري خود در مزرعه را تعيين كنيم. با توجه به شكل‌هاي پايين Wفرضي را طوري روي زمين تصوير مي‌كنيم كه شروع و پايانش دور از محل ورود به مزرعه باشد و همچنين از نقاطي كه نمايانگر كل زمين نيست نيز نگذرد (مثل كنار پرچين‌ها، محل انبار شده كود حيواني، محل‌هاي آغشته به ذغال و خاكستر چوب و غيره).


 
2- چگونگي انجام عمل نمونه‌برداري
در مسير W فرض شده بر روي زمين حداقل 20 نمونه (و نه به هيچ وجه كمتر) با فاصله‌هاي مناسب به شرح زير برمي‌داريم. ابتدا 5 سانتيمتر رويه خاك را كاملاً كنار مي‌زنيم كيلو از خاك در عمق 15 سانتيمتري (15 سانتيمتر بعد از برداشتن 5 سانتميتر رويه خاك) را برداشته داخل سطل پلاستيكي مي‌ريزيم.
بنابراين حداقل بيست بار نمونه‌برداري حدود 10 كيلوگرم خاك داخل سطل است. خاك داخل سطل را به‌خوبي به‌هم مي‌زنيم و سعي مي‌كنيم خاكي از درون سطل بيرون نريزد از خاك مخلوط شده داخل سطل بيشتر از نصف كيسه پلاستيكي نمونه‌برداري (حدود 1000-750 گرم) را پرمي‌كنيم و سر كيسه را محكم مي‌بنديم. سپس روي كيسه برچسب زده، مشخصات مزرعه از قبيل جنس خاك، نوع محصول، محصول مورد كشت در آينده، كشت قبلي، اسم مزرعه، محل مزرعه، تاريخ نمونه‌برداري و نام نمونه‌بردار را ذكر مي‌كنيم.



نكات كلي و مهم در نمونه‌برداري
1- خاك نمونه‌برداري شده نمي‌بايست حاوي برگ و ساقه گياهان باشد.
2- قبل از شروع به نمونه‌برداري از تميز بودن وسايل نمونه‌برداري (مته يا بيل، بيلچه، سطل) مطمئن شويم.
3- بعد از دادن كود به زمين نمونه‌برداري نكنيم. بهترين زمان نمونه‌برداري بعد از برداشت محصول است.
4- يكي از مهمترين نكات اطمينان از صحت مشخصات ذكر شده بر روي برچسب است
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 18:42 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

                 بانك اطلاعات كشاورزي ايران

**********************************************************************************************************************

 

آمار و اطلاعات، كاريابي و اشتغال ،اخبار و رويدادها ،معرفي توليدكنندگان ،رسانه ها و نشريات ،

http://www.iranagri.com

 

*********************************************************************

اطلاعاتي كامل در زمينه گل و گياه در ايران

http://www.iranflora.com

 

*********************************************************************

كشاورزي اورگانيك مقالات كشاورزي،چگونگي مبارزه با آفات و بيماري ها

 

http://www.chasebfazeli.blogfa.com

 

اين سايت حاوي اطلاعاتي در مورد كشاورزي و باغباني علمي و نوين است . شما مي توانيد سوال هاي خود را بپرسيد و جواب بگيريد و از تحقيقات ديگران استفاده كنيد .

 

آموزشگاه كشاورزي سبزايران در زمينه آموزش طراحي فضاي سبز، كشت گلخانه اي، پرورش قارچ و ... فعاليت مي كند.

 

مجله اينترنتي دانشجويان و مهندسين كشاورزي

http://www.k-javan.tk

*********************************************************************

اولين مركز تخصصي آموزش علوم كشاورزي در ايران شامل گياهان دارويي، دوره هاي آموزشي، مشاوره و خدمات فني، آموزش از راه دور،

 

شاملتشكيلات سازماني ،فعاليتها، نشريات ،اخبار جديد اين وزارتخانه و نيز بانكهاي اطلاعاتي و اطلاع رساني در كنار مطالب متنوع ديگر مي باشد

http://www.agri-jahad.org

*********************************************************************

بزرگترين توليد كننده نهال و گل و گياه در اصفهان و ايران با كارنامه اي درخشان اجراي پرژه هاي فضاي سبز در سطح استان و كشور در اين سايت ميتواانيد كاتالوگ رايگان از طريق پست دريافت نمائيد

http://www.nahalsabz.com

*******************************************************************

جامع ترين پايگاه اطلاع رساني طيور به زبان فارسي - دسترسي رايگان و سريع - اولين پايگاه اطلاع رساني در شمال ايران - قيمت روز مرغ و تخم مرغ و جوجه يكروزه گوشتي و مواداوليه خوراك

http://www.irpoultry.com

*******************************************************************

اين نشريه به صورت ماهنامه توسط دانشكده هاي كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه صنعتي اصفهان منتشر مي شود

http://www.iut.ac.ir/jagri/jagri.htm

*******************************************************************

 

اين سايت شامل بخشهاي معرفي زعفران و زعفران ايران و تجارت زعفران در ايران و كاربردهاي زعفران و تحقيقات انجام شده شناخت كيفي زعفران مي باشد

http://www.iransaffron.org

******************************************************************

اولين مركز تخصصي آموزش كشاورزي و باغباني در ايران با مجوز رسمي و اعطا مدرك بين المللي از سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور

http://www.sabziran.ir

******************************************************************

مجله اينترنتي کشاورز?، آخرين اخبار بخش کشاورز?، مقالات کشاورز?، يافته هاي علم کشاورز?

http://www.agr.ir

*******************************************************************

كشاورزي اورگانيك مقالات كشاورزي،چگونگي مبارزه با آفات و بيماري ها

 

 

http://www.chasebfazeli.blogfa.com

*******************************************************************

موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي مسئوليت انجام پروژه ها و تحقيقات گياهپزشكي كشور را بر عهده دارد. اين موسسه شامل 10 بخش مختلف تحقيقاتي در رشته هاي مختلف گياهپزشكي اس ت كه در زمينه هاي آفات، بيماريهي و علفهاي هرز در حال فعاليت تحقيقاتي است.

http://www.ppdri.ac.ir

*********************************************************************

 

ارائه جامع تريت بانك هاي اطلاعات مرغداري در زمينه مرغداريهاي- شركتها- موسسات -خدمات دامپزشكي-كارشتاسان- مراكز علمي و .... ارائه آخرين اخبار صنعت مرغداري- مقالات علمي در زمينه صنعت پرورش طيور و ....

http://www.iranpoultry.com

********************************************************************

باغباني كشاورزي عكس گل ودرخت ميوه سبزي

http://mithridates-o.blogspot.com

********************************************************************

اين مركز تحت نظارت مركز اموزشي و تحقيقي كشاورزي است اين سايت شامل اطلاعات كاملي درباره بخشهاو انتشارات و وقايع و كتابخانه و پايگاه داده ها مي باشد

http://www.abrii.ac.ir

********************************************************************

اين مركز تحت نظارت مركز اموزشي و تحقيقي كشاورزي است اين سايت شامل اطلاعات كاملي درباره بخشهاو انتشارات و وقايع و كتابخانه و پايگاه داده ها مي باشد

http://www.abrii.ac.ir

*******************************************************************

شامل بورس خريد و فروش ، نرخ روز ، دوره هاي آموزشي ، سنديكاي جوجه يكروزه ، پيش بيني ماه هاي آتي

http://www.ipiran.com

********************************************************************

حدود شركت توليدي با زمينه هاي فعاليت ماهيگيري ،دامداري ،مرغداري ،صنايع غذايي و مانند آنها در بنياد پذيرفته شده اند و

 

 

نخستين مجله آن لاين دانشجويان و متخصصين علوم كشاورزي

http://www.keshavarzejavan.com

******************************************************************

اطلاعات مفيد و كاربردي در باره گل گياه و گلهاي آپارتماني عوارض و درمان درگلهاي آپارتماني .سبزي كاري در منزل

http://www.sabzbastan.com

*******************************************************************

نخستين مجله اينترنتي علوم كشاورزي

http://www.k-javan.mihanblog.com

*******************************************************************

توليد كننده گياهان و صمغ هاي بين المللي گلهاي خشك و انواع كلكسيون گياهان توليد كننده انواع حنا قرمز و غيره

http://www.aren-co.com

*****************************************************************

آموزش و اطلاع رسان? در مورد پرورش قارچ- گ?اهان داروئ?- طراح? فضا? سبز- طراح? فضا? سبز و... با مجوز رسم? و اعطا مدرک ب?ن الملل? از سازمان آموزش فن? و حرفه ا? کشور- دارا? بانک ف?لم و نرم افزار کشاوزز?

http://www.sabziran.ir

********************************************************************

گل گياه .كاشت.داشت.برداشت.در هر مورد از مسايل كاشت داشت وبرداشت حاضرم اطلاعات خودم را در اختيار علاقه مندان به گل. گياه . باغ .درخت .سبزيجات .افات ومسايل مربوطه بگذارم

http://omid35.persianblog.com/

*********************************************************************

اطلاعات مفيد در رابطه با كشاورزي - كشت قارچ و...

http://www.keshavarzan.blogfa.com

*********************************************************************

اين سايت نحوه كشت و بهره برداري و همچنين مصارف گياهان دارويي را بيان ميدارد

http://www.aromatherpy.persianbog.com

*********************************************************************

اطلاعات مفيد در رابطه با كشاورزي - كشت قارچ و...

 

 

وبلاگي در مورد كشاورزي و معرفي سايت هاي مناسب

http://saba1361.persionblog.com

*********************************************************************

اطلاعاتي درباره كشاورزي

 

 

کتاب مقاله پایان نامه خبر اساتید متخصصان پیوند علف کش مبارزه مدیریت علف هرز و همه چیز در مورد علف هرز

http://www.weed.ir

********************************************************************

در زمينه آموزش و ترويج قارچ دكمه اي و صدفي فعاليت دارم.

http://www.dezmushroom.com

*********************************************************************

گل و گیاه _ سمینار های دانشجویی

 

محصولات جانبي :روغن پسته پسته : کله قوچی - اکبری - بادامی - فندقی مديريت باغباني :باغباني ماشین آلات : ترمينال ضبط پسته - بسته بندي

http://www.persianpistachio.net

*********************************************************************

اشعار

http://www.atlasi.blogfa.com

*******************************************************************

سايت فروشگاه ساز اينترنتي گلفروشي ها -توليدكنندگان ووارد و صادر گنندگان گل و گياه -مجريان فضاي سبز وگلخانه سازان

*******************************************************************

http://www.iranflowermarket.com

جامع ترين پايگاه اطلاع رساني طيور به زبان فارسي - دسترسي رايگان و سريع - اولين پايگاه اطلاع رساني در شمال ايران - قيمت روز مرغ و تخم مرغ و جوجه يكروزه گوشتي و مواداوليه خوراك

*****************************************************************

http://www.irpoultry.net

سايت جامع اطلاع رساني شهر اهواز معرف مشاغل ، صنايع ، خدمات و ادارات اهواز مي باشد . تاريخچه و معرفي اهواز از لحاظ قدمت و جغرافيا ، اكوسيستم محلي و شركتهاي تعاوني كشاورزي و روستايي به همراه قيمت كالاها در اهواز و كاريابي و ساير موارد در خصوص شهر اهواز مي باشد .. ضمن دعوت جهت

http://www.ahvazbazar.com

*********************************************************************

شرکت تجارت پیشه عاطفه گندم مورد نیاز شما را از کشورهای قزاقستان,کانادا,استرالیا وارد می کند وآرد تولیدی شما را در کشورهای افغانستان عراق و حاشیه خلیج فارس به فروش می رساند.

http://www.irantpa.com

*******************************************************************

اولين و تخصصي ترين سايت مربوط به اخبار زعفران در ايران و جهان

http://www.saffronnews.ir

*********************************************************************

كشاورزي اورگانيك مقالات كشاورزي،چگونگي مبارزه با آفات و بيماري ها

 

http://www.chasebfazeli.blogfa.com

*********************************************

چگونگي كتترل آفات و اراض گياهي

http://www.soudabehloghmani.blogfa.com

************************************************************

[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 18:30 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

نقش ريز‌مغذي‌ها در بهبود كيفيت و ‌كميت توليدات ‌كشاورزي

 

مقدمه

 

از شانزده عنصر غذايي مورد نياز گياهان، هفت عنصر آهن، روي، منگنز، بر، مس، موليبدن وكلر به مقدار بسيار ناچيزي مورد نياز گياهان هستند و بدين دليل عناصر كم مصرف يا ريز مغذي نام دارند.

اين عناصر پس از متعادل سازي مصرف كودهاي ازته، فسفاته و پتاسيمي نقش خود را در افزايش توليد نشان مي‌دهند. در ايران كمبود عناصر كم مصرف بويژه روي، منگنز و بر در مزارع و باغها بدليل كاهش درصد مواد آلي خاكها، وجود يونهاي كربنات و بي كربنات در آبهاي آبياري و مصرف زياد فسفر عموميت دارد و نقش اين عناصر در موارد زير خلاصه خواهد شد :

1- افزايش توليد در واحد سطح
2- بهبود كيفيت محصولات
3- غني سازي محصولات كشاورزي
4- توليد بذر با قدرت جوانه زني و رشد بيشتر
5- كاهش غلظت آلاينده ها در محصولات كشاورزي

بطور كلي در مناطق گرمسير كه شدت تابش بيشتر باشد نياز به پتاسيم و عناصر كم مصرف هم زيادتر خواهد شد. در جدول زير ميزان حساسيت برخي از محصولات كشاورزي به تعدادي از عناصر كم مصرف مشخص شده است.

 

( B ) بُـر

( Cu ) مس

( Zn ) روي

( Mn ) منگنز

( Fe ) آهن

محصول

-

**

**

-

*

غلات

-

-

*

**

*

سيب زميني

*

*

-

-

-

يونجه

-

-

**

**

**

حبوبات

**

-

**

**

**

دانه هاي روغني

**

-

**

**

*

چغندر قند

*

*

*

*

-

سبزيها

-

**

**

**

**

مركبات

**

-

*

**

**

انگور

**

*

**

**

**

درختان ميوه

 

با توجه به اهميت اين عناصر در بهبود كمي وكيفي محصولات كشاورزي نقش هريك از آنها، علائم كمبود، نحوه وزمان مصرف آنان به اختصار توضيح داده مي‌شود.

 

آهن ( Fe )

 

آهن يكي از عناصر ضروري براي رشد همه گياهان مي‌باشد ودرصورت كمبود آن كلروفيل به مقدار كافي در سلولهاي برگ ايجاد نمي‌شود و برگها رنگ پريده به نظر مي‌‌آيند. البته بجز رگبرگها، كل سطح برگ زرد رنگ مي‌شود وابتدا اين علائم در برگهاي جوان وقسمت بالاي ساقه مشاهده مي‌شود و به تدريج كل گياه را در بر مي‌گيرد.

مهمترين دليل كمبود آهن زيادي بي كربنات در خاك مي‌باشد. اغلب خاكهاي ايران، مقدار قابل توجهي آهك دارند كه ريشه گياه با ايجاد شرايط ويژه اي در اطراف خود از قليائيت خاك مي كاهد و آهن مورد نياز خود را تامين مي‌كند. آبياري سنگين و هر عاملي كه تهويه خاك را كاهش بدهد موجب افزايش غلظت دي اكسيد كربن در خاك مي‌شود و در نتيجه از جذب آهن كاسته خواهد شد.

بهترين كود محتوي آهن، كلاتهاي آهن با بنيان Fe-EDTA كه محتوي شش درصد آهن هستند و مصرف آنها بصورت محلول پاشي مي‌باشد. البته مصرف سولفات آهن هم متداول مي‌باشد.

راهكارهاي رفع كمبود آهن:
1- كاشت گياهان مقاوم به كمبود آهن
2- آبياري سبك با تعداد بيشتر
3- افزودن مواد آلي به خاك
4- مصرف كودهاي شيميايي مناسب
5- استفاده از عنصر گوگرد و كاهش
pH

 

روي ( Zn )

 

اين عنصر بطور طبيعي بصورت كانيهاي سولفاتي، سيليكاتي و كربناتي در پوسته زمين وجود دارد و ميزان حلاليت آن در آب با كاهش pH زياد مي‌شود بنابراين در خاكهاي آهكي كمبود روي شديد مي‌باشد.

روي در بسياري از سيستم هاي آنزيمي گياه نقش كاتاليزوري و يا ساختماني دارد و در ساخت پروتئين و توليد بذر گياه هم دخالت دارد. مقدار روي با سن گياه رابطه معكوس داشته و گياهان مسن مقدار روي كمتري دارند و علائم كمبود آن در برگهاي جوان بصورت ريزبرگي و كوچك شدن ميان گره هاي سر شاخه بروز مي‌كند. استفاده بيش از حد كودهاي فسفره موجب بروز كمبود روي مي‌شود زيرا زيادي مقدار فسفر موجب كاهش رشد ريشه گياه و كمي حلاليت روي در خاك مي‌شود.

ذرت، برنج، سويا، حبوبات، مركبات ودرختان ميوه مخصوصاً انگور بيشترين حساسيت را به كمبود روي از خود نشان مي‌دهند اما هويج، گياهان علوفه اي و جو مقاومترين به كمبود روي خواهند بود. علائم كمبود روي مي تواند به صورت زردي برگهاي جوان، كوتولوگي و كاهش فاصله ميان گره ها، پيچيدگي حاشيه برگها و كاهش كيفيت ميوه ها بروز نمايد.

مناسبترين كود براي رفع اين كمبود سولفات رويo 2 H 2 و 4 Znso است كه در ايران مقدار روي آن برحسب تعداد مولكول آب همراه بين 23 تا 35 درصد مي‌باشد كه درمزارع ذرت - برنج - سويا و غلات دانه ريز حدود 40 كيلوگرم سولفات روي را قبل از كاشت به خاك اضافه مي‌كنند اما در مورد درختان سيب- گلابي، پسته و مركبات بايد حدود 250-100 گرم در سايه انداز هر درخت بصورت چالكود در مسير عبوري آب زير خاك شود. البته كود سكوسترين روي هم در برخي موارد بصورت محلول پاشي بر روي شاخ و برگ گياه استفاده مي‌شود و زمان مصرف آن در درختان ميوه 3 تا 4 هفته پس از باز شدن گلها و در مركبات هم پس از ريزش دوسوم گلبرگها مي‌باشد.

 

 

 

 

منگنز Mn ) )

 

در پوسته زمين تركيبات منگنزدار از لحاظ فراواني پس از آهن قراردارند، اما تحرك بسيار كمي دارد. هرچه خاك pH كمتري داشته باشد ميزان حلاليت اين عنصر در آن بيشتر مي‌باشد و نقش آن در واكنش هاي انتقال الكترون مرحله فتوسنتز و توليد كلروفيل مي‌باشد و بخش عمده منگنز در برگها و ساقه گياهان ذخيره مي شود.

گياهان نسبت به كمبود منگنز حساسيت هاي متفاوتي دارند، بعنوان مثال سيب زميني، غلات و درختان ميوه بيشترين حساسيت را به كمبود منگنز از خود نشان مي‌دهند اما پنبه كمترين حساسيت را به كمبود منگنز نشان مي دهد. علائم كمبود منگنز ابتدا در بافتهاي جوان گياه ديده مي‌شود و در غلات نقاط قهو ه‌اي رنگي بر روي حاشيه برگي بوجود مي آيد. در مركبات كمبود منگنز به صورت رنگ سبز روشن در حاشيه برگهاي جوان مي‌باشد اما رگبرگها همچنان به رنگ سبز تيره باقي مي مانند.

براي رفع اين كمبود مي‌توان از سولفات منگنز o2H2 و4Mnso با 28 تا32 درصد منگنز استفاده نمود اين كود هم در خاكهاي اسيدي و هم در خاكهاي قليايي قابل مصرف ميباشد. اما براي مصارف محلول پاشي برروي سطح برگ ميتوان از كلات منگنز mn-EDTA به ميزان 4 كيلوگرم در 250 ليتر آب در سطح يك هكتار استفاده نمود اما در مورد محصولات باغي 5 كيلوگرم كلات در 1000 ليتر آب در هر هكتار استفاده مي‌شود.

نكته قابل توجه آن است كه مصرف منگنز به طريق محلول پاشي نسبت به مصرف خاكي اقتصادي تر مي‌باشد و عملكرد بهتري را هم بدنبال دارد.

 

 

مس Cu ) )

 

مس در گياه بيشتر فعاليتهاي آنزيمي و واكنشهاي انتقال الكترون را كنترل خواهد كرد و در گياه كمبود آن ابتدا در برگهاي جوانتر ديده خواهد شد. بيشترين حساسيت به كمبود آن را، يونجه، يولاف، كاهو، پياز، مركبات و درختان ميوه نشان مي د هند. اما سويا - نخود فرنگي- سيب زميني كمترين حساسيت را نسبت به كمبود مس نشان مي‌دهند. علائم كمبود مس در غلات دانه ريز بصورت زردي عمومي گياه، سوختگي و پيچيدگي نوك برگها و سبز كم رنگ شدن برگهاي جوان و عدم تشكيل سنبله كامل بروز مي‌كند. در مركبات علائم كمبود در بافتهاي جوان ديده مي‌شود و شاخه هاي پر رشدي با برگهاي درشت پيدا مي‌كنند درحاليكه برگها به رنگ سبز تيره با لكه هاي زرد رنگ در مي آيند و شادابي خود را از دست مي‌دهند در گندم كمبود مس باعث كوچك شدن خوشه ها شده و حتي دانه در انتهاي خوشه‌ها تشكيل نمي‌شود. قابليت جذب مس توسط گياه به pH خاك وابسته است و با افزايش pH قدرت جذب آن كاهش مي يابد و مصرف زياد فسفر موجب تشديد كمبود مس‌ مي‌شود.

رايج ترين كود معدني مس دار، سولفات مس با فرمول( O2H5CuSo4 ) مي‌باشد كه حدود 25 درصد مس و 13 درصد گوگرد دارد و حتي علاوه بر رفع كمبود مس مي‌تواند بعنوان سمي براي مبارزه با تريپس پياز در محصولات زراعي استفاده بشود وبايد متذكر شد كه مصرف زياد سولفات مس در يك سال معمولاً مس مورد نياز محصولات را سه تا چهار سال تامين مي‌كند.

اين كود براي محصولاتي از قبيل برنج، نيشكر، گندم وذرت با عملكردهاي بالا به مقدار20 كيلوگرم درهكتار قابل توصيه است اما در باغ هاي ميوه سيب، گلابي، زردآلو - مركبات، پسته برحسب سن درخت بين 50 تا 100 گرم سولفات مس براي هر درخت قابل مصرف مي‌باشد.

در شرايطي كه كمبود مس شديد باشد مي‌توان از روش محلول پاشي سولفات مس با غلظت نيم درصد استفاده كرد.

با توجه به اهميت مس بنابراين كاربرد اين كود علاوه بر افزايش كمي و كيفي توليدات زراعي و باغي، غلظت مس و گوگرد را در محصولات كشاورزي افزايش مي دهد و مصرف آن هر سه سال يك بار توصيه مي‌شود.

 

بُـر  B))

 

مقدار بر در خاكها بين 100-2 ميلي گرم در هر كيلوگرم مي‌باشد كه باز با توجه به نوع سنگهاي مادري تشكيل دهنده خاك هم تغيير پيدا مي‌كند. خاكهاي داراي بافت سبك برُ آنها بر اثر بارندگي يا آبياري شسته شده و از دسترس گياه خارج مي‌گردد و در pH قليايي هم ميزان جذب به مقدار زيادي كاهش پيدا مي‌كند. معمولاً مقادير كمتر از 25 ميلي گرم در كيلوگرم برُ در ماده خشك گياهي دليل كمبود و سطوح بيشتر از 200 ميلي گرم در كيلوگرم دليل مسموميت گياهان بدين عنصر مي‌باشد.

برُ نقش عمده اي در فعاليتهاي حياتي گياه دارد و در تقسيم سلولي بافتهاي مريستمي، تشكيل جوانه هاي برگ و گل،ترميم بافتهاي آوندي،تنظيم مقدار آب و انتقال كلسيم در گياه، سنتنر پروتئين و چربي و تشكيل ديواره سلولي و نقل و انتقال مواد محلول در بين سلولها نقش مهمي را ايفا مي‌كند. همچنين اين عنصر باعث افزايش مقاومت گياهان به سرما و بيماريها مي‌شود.

گياهان را از نظر ميزان احتياج به بر مي‌توان به سه دسته : كم نياز- ميان نياز و پر نياز تقسيم بندي نمود.

گياهان كم نياز عبارتند از غلات،چمن، حبوبات، پياز، سيب زميني، خيار و انواع ميوه هاي دانه ريز.
گياهان با نياز متوسط عبارتند از : شبدر، كلم، هويج، كاهو، گوجه فرنگي و سبزيجات.
گياهان پر نياز شامل : يونجه، كرفس، چغندر قند و ترب مي‌باشند.

علائم كمبود برُ ممكن است در برگ، شاخه، ميوه و حتي ريشه گياه مشاهده بشود اما ابتدا علائم كمبود در برگهاي جوان و سر شاخه ها بروز مي نمايد كه بصورت توقف رشد جوانه انتهايي است كه بلافاصله پس از آن برگهاي جوان سبز كم رنگ شده اند. مرحله بعدي كمبود، بصورت سياه شدن جوانه هاي رويشي و بافتهاي مريستمي، تجزيه سلولي بافتهاي پارانشيمي وازبين رفتن سلولها مي‌باشد و اين ضايعات به بروز علائمي مثل تشكيل بافتهاي قهوه‌اي يا چوب پنبه اي و پوسيدگي داخل غده ها منجر مي‌شود.

در درخت بادام محلول پاشي اسيد بوريك درزمان تشكيل ميوه باعث 53 درصد افزايش توليد مي‌شود، اما در درخت سيب محلول پاشي اسيد بوريك به هنگام گل دهي عملكرد را 12 درصد كاهش داده است با مصرف اسيد بوريك به همراه سولفات منگنز و سولفات منيزيم، تعداد گل و دوام گلهاي بريده افزايش مي يابد.

براي رفع اين كمبود معمولاً از تركيباتي مانند براكس ( NaO2H7O4B2 )تترايدات سديم و اسيد بوريك مي‌توان استفاده نمود. اسيد بوريك امروزه بيشترين استفاده را دارد چون اين كود در خاك به آساني بصورت محلول درآمده جذب گياه مي‌شود و حتي از طريق آب آبياري يا برگ پاشي هم در اختيار گياه قرار مي‌گيرد.

متداولترين روش در مصرف اين كود پخش سطحي آن در خاك قبل از كاشت مي‌باشد كه مقدار مصرف آن به گونه گياهي - نوع عمليات - خاك ورزي - بارندگي - مقدار آهك و مقدار مواد آلي موجود در خاك وابسته مي‌باشد. البته روش محلول پاشي با غلظت دو در هزار در باغات ميوه قبل از بيدارشدن جوانه هاي درختان بسيار مفيد مي‌باشد و قابل توصيه هست. مصرف اين كود هر 2 سال يك بار توصيه مي‌شود.

درصورتيكه گياه دچار مسموميت بر شده از اسيدنيتريك براي شستشوي بر اضافي در مزارع و پاي درختان استفاده مي‌شود و براي تشخيص سميت بر در گياهان مي‌توان از برگهاي جوان انتخابي و يا بافت ميوه استفاده نمود.

 

علائم سميت بر در گياهان

 

اختلاف در تحرك بر منجر به تفاوت در محل بروز علائم سميت اين عنصر در گياه مي‌شود از آنجايي كه بر در گياهاني كه غير متحرك است هميشه در نوك و حاشيه برگهاي پير تجمع مي‌يابد به عنوان مثال علائم سميت بر در درختان پسته و بادام به صورت نوك سوختگي برگها مشاهده مي‌شود و در ضمن سرشاخه‌ها هم خشكيده شده و از بين مي‌روند. تحت شرايط مزرعه‌اي در درختان پسته و گردو، بالاترين غلظت بر در برگهاي بالغ و كمترين آن در بافت ميوه و بذر وجود دارد اما در درختان بادام و سيب بالاترين غلظت بر در بافت ميوه و كمترين آن در برگها وجود دارد كه در جدول زير مشخص شده‌است.

 

 

 

 

 

 

بر غير متحرك

بر متحرك

اندام

گردو

پسته

سيب

بادام

295

130

41

42

برگ

40

33

51

170

پوست ميوه

9

2

34

34

غلاف ميوه

4

1

54

43

مغز ميوه

 

راه ديگر تشخيص تحرك بر در گونه‌هاي گياهي، اندازه‌گيري غلظت بر در برگهاي با سنين متفاوت مي‌باشد به طوري كه اگر غلظت بر در برگ‌هاي پير يا بالغ در مقايسه با برگهاي جوان بيشتر باشد نشان دهنده عدم پويايي بر در گياه مي‌باشد در مقابل اگر غلظت بر در برگهاي جوان نسبت به برگهاي پير بيشتر باشد به دليل تعرق كمتر برگهاي جوان نشان دهنده تحرك بر در گياه مي‌باشد به عنوان مثال بر در آوند آبكش گوجه فرنگي- توت فرنگي و گردو غير متحرك مي‌باشد اما در حاليكه بر در آوند آبكش درختان سيب، زردآلو، گلابي، انگور، هلو، ازگيل ژاپني، زيتون، كرفس و انار متحرك خواهد بود.

در مواردي كه بر غير متحرك مي‌باشد بايد اين عنصر در تمامي مراحل رشد گياه عرضه بشود و محلول‌پاشي آن مي‌تواند جهت تصحيح كمبود بر در رويش‌هاي فعلي گياه موثر باشد.

 

منيزيم ( Mg )

 

منيزيم در خاك از تجزيه و تخريب سنگها و كاني‌ها به وجود مي‌آيد و تركيبات آن در مناطق مرطوب شسته شده و از خاك خارج مي‌شوند. كمبود منيزيم در خاكهاي اسيدي- شني وخاكهايي كه سالهاي متمادي محصول كاشته شده بيشتر مي‌باشد.

منيزيم مانند كلسيم و پتاسيم به صورت يون از محلول خاك جذب گياه مي‌شود و برعكس كلسيم در گياه پويا ميباشد و از بافتهاي مسن به بافتهاي جوان منتقل مي‌شود و جذب آن توسط گياه بستگي به غلظت اين يون در فاز خاك-درصد اشباع منيزيم و مقدار ساير كاتيونها مثل كلسيم و آمونيوم- پتاسيم در خاك دارد.

منيزيم تنها جزء مولكول كلروفيل مي‌باشد كه در مركز اين مولكول قرار گرفته است و كمبود آن در گياه سبب كاهش مقدار كلروفيل و كندشدن رشد گياه مي‌شود و علائم كمبود در گياه به صورت بروز رنگ زرد بين رگبرگهاي برگهاي مسن مي‌باشد و جذب ساير عناصر غذايي مخصوصا فسفر را تنظيم خواهد كرد و به عنوان انتقال دهنده فسفر به دانه در گياهان و فعال كننده برخي آنزيمها عمل خواهد نمود. كمبود منيزيم موجب كاهش مقاومت گياهان به سرمازدگي مي‌شود. طول مدت انبارداري ميوه‌ها هم كم مي‌شود و بروز كمبود با سن درختان رابطه مستقيم دارد اما گياهان خانواده بقولات كمتر دچار كمبود اين عنصر مي‌شوند.

سولفات منيزيم كه داراي 6/9درصد منيزيم خالص مي‌باشد از متداولترين كودهاي منيزيمي قابل استفاده در محصولات زراعي و باغي مي‌باشد و اين كود را مي‌توان قبل از كاشت به همراه ساير كودها به خاك اضافه نمود كه موجب مي‌شود بذر زودتر جوانه زده و مقدار پروتئين محصول هم زيادتر مي‌شود. زمان مصرف اين كود در باغها، اواخر اسفند ماه و در محصولات زراعي قبل از كاشت مي‌باشد. اين كود علاوه بر تامين منيزيم و پتاسيم مورد نياز، گوگرد را هم به صورت قابل استفاده در دسترس گياه قرار مي‌دهد و باعث افزايش توليدات كشاورزي هم خواهد شد.

 

تعيين حد بحراني عناصر غذايي از طريق نمونه برداري

 

توليدكنندگان محصولات كشاورزي براي توليد بيشتر، مصرف كودهاي شيميايي را در واحد سطح افزايش دادند اما در عمل افزايش عملكرد كمي و كيفي مورد انتظار حاصل نشد و بعلاوه تعادل عناصر غذايي در خاك به هم خورد و خطر جدي را در رابطه با آلودگي خاك و آب به وجود آورد.

بنابراين جهت ارزيابي ميزان حاصلخيزي خاك از آزمون خاك استفاده مي‌شود كه شامل سه مرحله مي‌باشد :

1- نمونه برداري صحيح از خاك.

2- تجزيه صحيح خاك به منظور تعيين دقت غلظت عناصر غذايي قابل استفاده گياه در خاك.

3- تجزيه و تحليل نتايج آزمايشگاهي و توصيه كودي جهت افزايش توليد در واحد سطح.

 

مراحل نمونه برداري از خاك مزرعه

 

1- پس از تقسيم‌بندي زمين از فواصل نسبتاً مساوي تعداد15 تا 20 نمونه هر كدام به وزن يك كيلوگرمي تهيه مي‌شوند.

2- عمق نمونه‌برداري با توجه به نوع محصول فرق مي‌كند.

3- نمونه‌برداري از باغات ميوه، يكي از سطح خاك تا عمق cm30 و ديگري از عمق cm 30 تا cm60 به طور جداگانه تهيه شود.

4- پس از تهيه خاك از هر نقطه نمونه‌هاي هم عمقي را كه از يك قطعه تهيه شده‌اند با هم مخلوط كرده و يك نمونه يك كيلوگرمي را به آزمايشگاه مي‌فرستند و در ضمن بهترين زمان نمونه‌برداري، اواخر زمستان يا اوايل بهار مي‌باشد.

 

محلول پاشي عناصر غذايي

 

محلول پاشي عناصري مثل برُ، ‌مس، منيزيم، منگنز و روي در خاك‌هاي ايران به دليل برطرف نمودن سريع كمبود و اجراي آسان آنها و كاهش سميت ناشي از تجمع اين عناصر در خاك، روش بسيار مناسبي مي‌باشد.

در اكثر باغها و مزارع شور با توجه به pH خاك و كربنات كلسيم، مسئله كمبود عنصر كم مصرف از كيفيت و كميت محصول كاسته است و حداقل براي رفع اين كمبود مي‌توان آنها را پس از اختلاط با سموم مصرف كرد، بهترين روش استفاده، تغذيه برگي مي‌باشد.

براي بهبود كيفي غلات از لحاظ ارزش غذايي مخصوصاً مقدار عناصر روي و آهن در اواخر مرحله رشد هنگاميكه برگها زرد شده و زمان تشكيل دانه مي‌باشد محلول پاشي عناصر ضروري مي‌باشد.

 

 

 

 

 

روش، زمان و مقدار مصرف از طريق محلول‌پاشي

 

1-             ازت

 

از محلول‌پاشي اوره در محصولاتي مثل مركبات، سيب و گلابي براي افزايش عملكرد و كيفيت استفاده مي‌شود زمان محلول‌پاشي اوره درختان ميوه قبل يا بعد از گل دهي مي‌باشد در محصولات زراعي در زمان رشد و نمو دانه‌ها انجام مي‌شود.

2- فسفر

مقدار 7تا 10كيلوگرم فسفات آمونيم در 1000 ليترآب براي رفع كمبود استفاده مي‌شود اما اگر در مقدار فسفر خاك بالا باشد مي‌توان از طريق محلول‌پاشي در اختيار گياه گذاشت.

3- پتاسيم

مقدار پتاسيم قابل توصيه 10كيلوگرم نيترات پتاسيم در 1000ليتر آب مي‌باشد در درختان ميوه 2 الي 6 هفته پس از گل دهي و در ساير محصولات در زمان رشد مي‌توان استفاده نمود. پتاسيم جهت افزايش عملكرد و مقاومت درختان به آفات و بيماريها استفاده‌مي‌شود.

4-كلسيم


جهت برطرف نمودن كمبود و افزايش كيفيت و مدت زمان انبارداري محصولات بايد كلسيم محلول‌پاشي بشود. حتي‌الامكان از كلرور كلسيم به ميزان 30-10 كيلوگرم در 1000 ليتر آب استفاده مي‌شود و زمان مصرف هم 3 تا 4 هفته پس از گل دهي مي‌باشد.

5- منيزيم

براي رفع اين كمبود از محلول‌پاشي سولفات منيزيم به ميزان 5 تا 10كيلوگرم در 1000ليتر آب استفاده مي‌شود و زمان مصرف هم اوايل خرداد مي‌بشد.

6-آهن
براي رفع اين كمبود از محلول‌پاشي سولفات آهن به ميزان 5 در هزار و در طول فصل رشد استفاده مي‌شود.

7- منگنز

محلول‌پاشي سولفات منگنز به ميزان 5 در هزار براي محصولات زراعي و باغي قابل توصيه مي‌باشد و زمان مصرف هم يك ماه پس از سبز شدن مي‌باشد.

8- روي

بهترين زمان مصرف پس از ريزش گلبرگها مي‌باشد غلظت مورد نياز 2تا 3كيلوگرم سولفات روي در 1000ليتر آب مي‌باشد.

9- مس

ميزان 5 كيلوگرم سولفات مس در 1000ليتر آب در فصل بهار استفاده مي‌شود.

10- بُر

 بهترين زمان محلول‌پاشي هنگام متورم شدن جوانه‌ها در اوايل بهار به ميزان 2الي 5 در هزار اسيدبوريك مي‌باشد.

 

توصيه‌هاي فني به هنگام محلول پاشي

 

محلول پاشي اگر در صبح يا عصر انجام گيرد موثرتر خواهد بود و رعايت نكات زير ضروري مي‌باشد:

1- حرارت محيط در هنگام محلول‌پاشي پايين تر از 29درجه سانتيگراد مي‌باشد.
2- بهتر است پس از محلول‌پاشي، آبياري باغ و مزرعه انجام گيرد.
3- در هنگام محلول‌پاشي رطوبت نسبي هوا بالاتر از 70درصد باشد.
4- سرعت باد كم باشد و مانع محلول‌پاشي نشود.
5-
pH محلولهاي تهيه شده در محدوده بين 8-6 باشد.
6- در مورد عناصر غير متحرك محلول‌پاشي چندين بار صورت مي‌گيرد.

 

 

 

[ یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 18:28 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
فصل 1 - مقدمه 
عوامل كنترل بيولوژيك آفات عوامل طبيعي هستند كه غالباً به دليل كم خطر بودن براي سلامت انسان و محيط زيست، طرز تأثير منحصر به فرد ، حجم مصرف كم و اختصاصي بودن براي گونه هاي هدف از آفت كشهاي شيميايي متداول متمايز مي گردند. عوامل كنترل بيولوژيك آفات به سه دسته مهم تقسيم مي شوند : عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات، عوامل ميكروبي كنترل كننده آفات وعوامل ماكروارگانيسم كنترل كننده آفات. 
عوامل كنترل بيولوژيك آفات كه تغيير ژنتيكي يافته اند به دليل مفاد پروتكل ايمني زيستي با توجه به عضويت كشور در كنوانسيون تنوع زيستي و ارزيابي مخاطرات آنها، در راهنماي جداگانه اي بررسي خواهند شد. 

 1-1- عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات  
يك ماده شيميايي كه به عنوان عامل بيوشيميايي كنترل آفات و بيماريهاي گياهي طبقه بندي مي شود بايد دو معيار زير را داشته باشد:
- ماده شيميايي بايد داراي طرز عملي غير از سميت مستقيم در آفت هدف باشد (مثلا" تنظيم رشد، اختلال در جفت گيري، جلب كنندگي) آفت كشهايي نظير استريكنين، روتنون، نيكوتين و پايروترين كه منشاء اوليه طبيعي دارند و داراي سميت مستقيم هستند عوامل بيوشيميايي كنترل آفات محسوب نمي شوند.
- يك ماده بيوشيميايي، يا بايد به طور طبيعي توليد شود يا اگر توسط بشر ساخته مي شود بايد ساختاري مشابه با ماده شيميايي كه به طور طبيعي موجود است داشته باشد. براي اينكه ساختار شيميايي يك تركيب مصنوعي با ساختار يك تركيب شيميايي طبيعي مشابه باشد، بايد ساختار جزء اصلي تركيب مصنوعي با ساختار مولكول طبيعي يكسان باشد. تفاوت هاي كوچك ميان نسبت هاي شيمي ايزومرهاي فضايي (كه در مقايسه تركيب مصنوعي با تركيب طبيعي موجود يافت مي شود) معمولا" موجب حذف يك ماده شيميايي از طبقه بندي به عنوان عامل بيوشيميايي كنترل آفات نمي شود، مگراينكه ايزومري يافت شود كه خواص سم شناسي آن تفاوت معني داري با ايزومر ديگر داشته باشد.
گاهي يك ماده شيميايي داراي بسياري از خصوصيات عامل كنترل كننده بيولوژيكي آفات است اما از نظر فني با دو معيار تعيين شده براي عوامل بيوشيميايي مطابقت ندارد. در صورت وجود چنين شرايطي ارزيابي مورد به مورد به منظور تعيين جايگاه ماده شيميايي در يكي از دو طبقه عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات و يا آفتكشهاي معمولي لازم است. 
به عنوان مثال:
1- چنانچه ساختار دقيق مولكولي تركيبي كه به طور طبيعي وجود دارد معلوم نباشد.
2- چنانچه ماده شيميايي مصنوعي از نظر ساختار با تركيبي كه به طور طبيعي وجود دارد تشابه نزديكي داشته باشد ولي با آن يكسان نباشد. 
3- چنانچه طرز تأثير روي آفت و بيماري هدف در مقايسه با ارگانيسم هاي غيرهدف متفاوت باشد. 
  ارزيابي مورد به مورد ضروري است.
در اين موارد معيارهاي تشخيص براي تعيين ماده شيميايي به عنوان يك عامل بيوشيميايي كنترل آفات مشتمل است بر :
- تعيين يا بررسي مهمترين تفاوتهاي شيميايي و سم شناسي موجود در ساختار آنالوگ مصنوعي و طبيعي . 
- طرز تأثير آنالوگ مصنوعي در مقايسه با طبيعي در گونه هدف.
- تفاوت در سميت بين آنالوگ مصنوعي و طبيعي .
   
 عوامل بيوشيميايي كنترل آفات بر اساس شيوه عمل بيولوژيك به چهار دسته تقسيم مي شوند :

1-1-1- مواد شيميايي علامت دهنده  
مواد شيميايي كه توسط گياهان يا جانوران توليد و پخش مي شوند و موجب تغيير رفتار موجودات گيرندة مشابه يا متفاوت مي گردند به عنوان مواد شيميايي علامت دهنده نام گذاري مي شوند. اين مواد به دو گروه فرومونها و آللوكميكالها تقسيم مي شوند. فرومونها داراي نقش درون گونه اي و آللوكميكالها داراي نقش بين گونه اي هستند. فرومونها به انواع مختلف جنسي، تجمعي، اعلام خطر و غيره و آللوكميكالها به كايرومونها، آلومونها، سينومونها و غيره تقسيم مي گردند. اين تركيبات به صورت سنتتيك و به صورت فرمولاسيونهاي مخصوص و يا ضمايم مربوط (مانند تله) مي توانند در كنترل جمعيت آفات مورد استفاده قرار گيرند.


1-1-2- تنظيم كننده هاي رشد حشرات  
تنظيم كننده هاي رشد، آنالوگهاي هورمونهاي طبيعي حشرات و يا تركيبات طبيعي با منشاء گياهي هستند كه به صورت شيميايي سنتز مي شوند و داراي اثرات تحريك كننده و يا بازدارنده رشد ونمو و فعاليتهاي فيزيولوژيكي حشرات و يا اثر ضد تغذيه اي مي باشند. 

1-1-3- تنظيم كننده هاي طبيعي گياهان  
تـنظيم كننده هاي طبيعي گياهان ، مواد شيميايي هستند كه داراي اثرات بازدارندگي، تحريك يا ساير اثرات تغيير دهنده بر روي همان گونه يا ساير گونه هاي گياهي هستند. برخي از اين مواد هورمونهاي گياهي و يا هورمون با منشاء گياهي ناميده مي شوند. 

1-1-4- آنزيمها  
در اين راهنما ، آنزيمها مولكولهاي پروتئيني هستند كه در اثر بيان ژنهايي خاص ساخته مي شوند و واكنشهاي بيو شيميايي را كاتاليز مي كنند.

1-2- عوامل ميكروبي كنترل آفات  
عوامل ميكروبي كنترل كننده آفات شامل عوامل طبيعي مانند باكتريها ، قارچها، ويروسها ، نماتدها و تك ياختگان مي باشند كه در كنترل بندپايان زيان آور، عوامل بيماريزاي گياهي و علفهاي هرز نقش دارند.
به دليل ماهيت عوامل بيولوژيكي كنترل آفات بعضي از ملزومات اطلاعاتي براي ثبت اين عوامل با اطلاعات مربوط به ثبت آفت كشهاي شيميايي متفاوت مي باشد. اما اين اصل كلي كه بايد ضمن اثر بخش بودن، براي كاربران، مصرف كنندگان محصولات غذايي و يا محيط زيست خطر جدي ايجاد ننمايد، در ثبت اين مواد نيز مصداق دارد.




1-3- عوامل ماكروارگانيسم كنترل آفات (دشمنان طبيعي آفات )
اين عوامل كنترل بيولوژيك شامل انگل واره ها (پارازيتوييدها) و شكارگرها هستند كه در كنترل بيولوژيك حشرات ، كنه ها ، جانوران زيان آور، عوامل بيماريزاي گياهي و علفهاي هرز نقش ايفا مي نمايند.
به دليل ماهيت عوامل بيولوژيكي كنترل آفات بعضي از ملزومات اطلاعاتي براي ثبت اين عوامل با اطلاعات مربوط به ثبت آفت كشهاي شيميايي متفاوت مي باشد. اما اين اصل كلي كه بايد ضمن اثر بخش بودن، براي كاربران، مصرف كنندگان محصولات غذايي و يا محيط زيست و ساير گياهان ميزبان خطر جدي ايجاد ننمايد، در ثبت اين عوامل نيز مصداق دارد.

1-3-1- انگل واره ها (پارازيتوييدها )
جانوري كه براي مدت نسبتاً طولاني از تمام يا بخشي از بافتهاي بدن جانور ديگر (ميزبان) تغذيه مي كند و در نهايت سبب مرگ آن مي شود انگل واره ناميده مي شود.
انگل واره ها در دوره لاروي داراي زندگي انگلي، ولي در مرحله بالغ داراي زندگي آزاد هستند و اغلب از شهد گلها و مواد مشابه آنها و يا احيانا" از ميزبان خود تغذيه مي نمايند. 

1-3-2- شكارگرها 
جانوري كه در زندگي خود موجودات زنده ديگر را شكار و از آنها تغذيه مي كند شكارگر ناميده مي شود. 
شكارگرها در مرحله نابالغ و يا بالغ و يا در هر دو مرحله به عنوان شكارچي آفات مي باشند و از يك مرحله يا مراحل مختلف زندگي ميزبان خود تغذيه مي كنند و بدين ترتيب در كنترل طبيعي آفا ت نقش به سزايي دارند. 






روند ثبت عوامل كنترل بيولوژيك آفات بر اساس ماده 37 آيين نامه اجرايي قانون حفظ نباتات به شرح زير مي باشد:  
1- ارائه درخواست كتبي و مدارك و اطلاعات لازم از درخواست كننده ثبت به دبيرخانة هيأت نظارت بر سموم در سازمان حفظ نباتات.
2- بررسي مدارك ارائه شده توسط هيأت نظارت بر سموم.
3- اخذ نمونه براي ارسال به مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور و انجام آزمايشهاي تحقيقاتي.
4- دريافت نتايج آزمايشها از مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور.
5- بررسي نتايج و مدارك، ثبت و اعلام نتيجه توسط هيأت نظارت بر سموم.

فصل 2 - مدارك و اطلاعات لازم براي درخواست ثبت

بخش اول: به منظور ثبت يك "عامل كنترل بيولوژيك " براي نخستين بار توسط توليد كنندگان داخلي، نياز به ارائه مدارك و اطلاعات زير مي باشد. 

2-1- مدارك و اطلاعات لازم براي ثبت آفت كشهاي بيوشيميايي  
2-1-1- شناسايي فرآورده
بايد آرايه بندي (تاكسونومي) و مبداء عامل زنده اي كه ماده بيوشيميايي از آن استخراج و يا الگوبرداري شده است، مشخص گردد.
الف ـ اطلاعات مربوط به ماده موثره 
- نام و فرمول شيميايي ماده موثره
- خواص فيزيكي و شيميايي ماده موثره 
- روشهاي تجزيه ماده موثره 
- فرآيند ساخت ماده موثره 
- ارائه اطلاعات در مورد تشكيل مواد ناخواسته همراه با ماده موثره 

ب ـ اطلاعات مربوط به فرآورده نهايي 
- نوع فرمولاسيون ، تركيب فرمولاسيون ، ماهيت و مقدار رقيق كننده ها ، هدف از مصرف ( آفت هدف و طرز تأثير ) معرفي مواد غيرموثر 
- خواص فيزيكي و شيميايي 
- پايداري فرآورده و تاثير انبار داري و ساير شرايط در فعاليت بيولوژيكي 
- فرآيند فرمولاسيون 
- روشهاي تجزيه 
- نوع بسته بندي

2-1-2- اطلاعات مربوط به خواص بيولوژيكي ماده موثره 
الف ـ مصارف مورد نظر و روش كاربرد 
- طرز تأثير و درجه اختصاصي بودن 
- آفات هدف و نوع محصولات و مناطقي كه با دوز كاربردي فرآورده حفاظت مي شود
- روش ، ميزان و دفعات كاربرد فرآورده 

ب ـ اطلاعات مربوط به آزمايشهاي تجربي انجام شده 
- شرح پروتكل ها و اطلاعات مربوط به آزمايشها 
- محدوديت هاي مصرف 
- پايداري عامل بيوشيميايي تحت شرايط محيطي مختلف 

2-1-3- اطلاعات سم شناسي 
الف ـ اطلاعات سم شناسي اوليه مربوط به عامل فعال
- سميت خوراكي حاد  
- سميت پوستي حاد  
- سميت تنفسي حاد  
- سميت ژنتيكي حاد  
  - اطلاعات مربوط به سميت بر روي سيستم ايمني درصورت موجود بودن، بسته به نوع عامل بيوشيميايي


ب ـ اطلاعات سم شناسي اوليه مربوط به فرآورده نهايي 
- سميت خوراكي حاد 
- سميت پوستي حاد 
- سميت تنفسي حاد 
- تحريكات چشمي  
- تحريكات پوستي  

ج ـ مطالعه مربوط به اثرات بر روي كاربراني كه درمعرض آن قرار دارند

د ـ مطالعه سم شناسي تكميلي (عامل فعال)
چنانچه در مطالعه هاي اوليه شواهد خطرناكي يافت شود اطلاعات تكميلي زير بايد ارائه گردد :
- شناسايي پاسخ ايمني سميت ژنتيكي ژنوتاكسيسيته  
- تغذيه نود روزه (يك گونه)
- سميت پوستي نود روزه (يك گونه)
- مطالعه تنفسي نود روزه (يك گونه)
- ناهنجاري زايي  
- جهش زايي  
- سرطان زايي  

2-1-4- اطلاعات مربوط به باقيمانده 
- هويت شيميايي باقيمانده ها 
- ماهيت باقيمانده ها (در گياهان و جانوران)
- روشهاي تجزيه

  - حداكثر باقيمانده مجاز( MRL) (چنانچه غلظت هاي مورد انتظار از سطوح مربوط به عامل بيوشيميايي كه به طور طبيعي پيدا مي شود خيلي بيشتر باشد)
  - جذب مجاز روزانه ( ADI)

2-1-5- مطالعه سرنوشت زيست محيطي (براي عامل فعال)
- سميت خوراكي حاد براي پرندگان 
- سميت براي ماهي ها
- اثرات بر روي گياهان غيرهدف
- اثرات بر روي حشرات غيرهدف
  - اثرات بر روي بند پايان مفيد به ويژه آنهايي كه در كنترل تلفيقي آفات به كار مي روند (به روش استاندارد مانند IOBC )
- تجزيه در آب 
- جذب و چسبيدن به مواد ارگانيك در آب 
- تجزيه در خاك 
- تاثير روي ارگانيسم هاي خاك 

2-2- مدارك و اطلاعات لازم براي ثبت آفت كشهاي ميكروبي  
چنانچه آفت كش ميكروبي تحت بررسي، مشابه ميكروارگانيسمي باشد كه براي انسان، جانوران و يا گياهان بيماريزا ست؛ بايد خواص و اثرات آن با جزييات بيشتري بررسي گردد. به ويژه كه اطلاعات مربوط به شناسايي عوامل بيماربزاي انساني، حيواني و گياهي ، به تفصيل در منابع معتبر علمي موجود و قابل دسترسي مي باشد. همچنين لازم است هر جوره (واريته) ، زيرگونه يا سويه جديد از يك عامل ميكروبي كه قبلا" ثبت شده است مجدداً ارزيابي شود و ممكن است هيأت نظارت بر سموم مدارك و اطلاعات ديگري نيز از متقاضي ثبت درخواست نمايد. 



2-2-1- اطلاعات لازم براي شناسايي فرآورده 
اطلاعاتي مشابه آفت كشهاي بيو شيميايي براي شناسايي نوع فرآورده و خلوص بيولوژيكي آفت كشهاي ميكروبي لازم است. اطلاعات تفصيلي زير بايد تهيه شود :
الف ـ اطلاعات لازم در مورد عامل فعال 
- خواص فيزيكي و شيميايي 
- نام علمي و سوش مربوط به باكتريها ، تك ياختگان ، قارچها و غيره ، نام معمولي 
- ظهور طبيعي ارگانيسم ، ارتباط آن با ساير گونه ها و تاريخچه 
- فرآيند ساخت 
- شيوه هاي صحيح آزمايش و معيارهاي مورد استفاده براي شناسايي، نظير مرفولوژي، بيوشيمي و يا سرم شناسي 
- تركيب مواد ناخواسته، ماهيت و هويت آنها و ميزان ارگانيسم هاي غير مربوط 
- روشهاي تجزيه
 
ب ـ اطلاعات لازم در مورد فرآورده نهايي 
- خواص فيزيكي و شيميايي 
- مقدار عامل فعال
- نام و نوع فرمولاسيون 
- مقدار و ماهيت رقيق كننده و مواد همراه . هدف و هويت مواد غيرموثر نظير محافظت كننده ها در برابر UV‌ ،‌ عوامل نگهدارنده آب و غيره 
- شرايط نگهداري، پايداري فرآورده و تاثير دما و شرايط انبارداري در فعاليت بيولوژيك 
- روشهاي تجزيه

2-2-2- خواص بيولوژيكي عامل فعال
اطلاعات درباره اينكه كدام گونه ها مورد حمله قرار مي گيرند ، درجه اختصاصي بودن براي آفت هدف، پايداري ژنتيكي عامل، نواحي و شرايطي كه در آن عامل به طور طبيعي ظاهر مي شود و اثرات بيولوژيكي احتمالي ناشي از استفاده بايد تهيه شود. اين اطلاعات بايد شامل موارد زير باشد : 
- رخداد طبيعي و روش انتشار ماده فعال در شرايط جوي متفاوت 
- گونه ميزبان هدف و نحوه تاثير عامل بر روي آن (بيماريزايي - آنتاگونيسم)
- سطح دوز آلوده كننده، قابليت سرايت و طرز تأثير 
  - تعيين ارتباط نزديك عامل فعال با بيمارگر محصول و يا بيمارگر گونه هاي مهره دار 
- انواع محصولات يا نواحي كه بايد حفاظت شود 
- روش ، ميزان مصرف و دفعات كاربرد
2-2-3- اطلاعات سم شناسي 
 بايد مشخص شود كه عامل فعال، بيمارگر شناخته شده اي براي انسان يا ساير پستانداران نيست و ماده تهيه شده حاوي چنين بيمارگر هايي نبوده و نخواهد بود.
الف ـ اطلاعات سم شناسي اوليه مربوط به عامل فعال 
- سميت / بيماريزايي گوارشي حاد 
- سميت پوستي حاد 
- سميت / بيماريزايي تنفسي حاد 
- مطالعه برروي حساسيت ها و عفونت هاي چشمي
- گزارش حوادث حساسيت زياد / آلرژي

ب ـ اطلاعات سم شناسي اوليه مربوط به فرآورده نهايي
- سميت / بيماريزايي خوراكي حاد 
- سميت پوستي حاد 
- سميت / بيماريزايي ريوي حاد 
آزمايش هاي سميت پوستي و تحريك چشمي در وهله اول براي تشخيص سميت ناشي از اجزاء شيميايي هر تركيب يا فرآورده نهايي طراحي شده اند.

ج ـ اطلاعات سم شناسي تكميلي 
به طوركلي ممكن است مطالعه بيشتري در مورد مشخصه هاي توليد زهرابه (توكسين) يا علايم مهم آلوده كنندگي و يا پايداري غيرطبيعي آفت كشهاي ميكروبي، لازم باشد. مثالهاي اين مطالعه عبارتند از :
- سميت / بيماريزايي تحت مزمن  
- اثرات توليد مثلي 
- نقص ايمني (در مورد ويروس ها)
  - آلوده كنندگي / بيماريزايي اوليه (در مورد انگلهاي بين سلولي پستانداران)




2-2-4- اطلاعات مربوط به باقيمانده و اثرات بوم شناختي  
در مورد آفت كشهاي ميكروبي كه زهرابه (توكسين) توليد مي كنند بايد اطلاعات در باره شناسايي و روش اندازه گيري باقيمانده زهرابه هايي كه به دليل استفاده از آفتكش ميكروبي در محصولات باقي مي مانند، ارائه شود. 
ارزيابي احتمال خطر هاي بوم شناختي ناشي از آفت كشهاي ميكروبي حائز اهميت است. براي اين كار درجه اختصاصي بودن گونه و اثرات نامطلوب آنها در گونه هاي غيرهدف بايد مورد بررسي دقيق قرار گيرد. اطلاعات زير براي تعيين اثرات بالقوه اوليه لازم است.
- سميت براي ماهي ها 
- مطالعه مربوط به گياهان غيرهدف 
- مطالعه مربوط به بندپايان غيرهدف 
- سميت و بيماريزايي خوراكي تك دوز در پرندگان 
- بيماريزايي تنفسي در پرندگان 
اگر اثرات نامطلوبي در اين آزمايشها ديده شود، لازم است مقدار آفتكشي (عامل ميكروبي) كه ممكن است گونه هاي غيرهدف آسيب پذير، در شرايط مصرف در معرض آنها قرارگيرند تعيين شود.

2-3- مدارك و اطلاعات لازم براي ثبت عوامل ماكروارگانيسم (دشمنان طبيعي)  
براي ثبت اين دسته از عوامل بيولوژيك بسته به نوع عامل، تمام و يا قسمتي از مدارك و اطلاعات ذكر شده در ذيل بايد مورد توجه قرار گيرد و از طرف درخواست كننده ثبت ارائه گردد. موارد تكميلي بر حسب نياز از درخواست كننده ثبت خواسته مي شود و يا مورد آزمون قرار خواهد گرفت. 

2-3-1- اطلاعات لازم در مورد فرآورده نهايي
- نام و مشخصات كامل دشمن طبيعي
- نام و مشخصات كامل آفت يا آفات هدف 
- تعداد و دفعات مصرف
- شرايط نگهداري و ذخيره سازي
- مبداء عامل توليد شده
- نوع و تركيب مواد همراه احتمالي
- حساسيت نسبت به تركيبات شيميايي و احتياطهاي كاربرد (عدم تأثير سوء متقابل در فون و فلور منطقه مانند هيپرپارازيتيسم، رقابت و ...)
- دامنه ميزباني
- پراكنش دشمن طبيعي مورد نظر در ايران
- امكان سازگاري و استقرار 

2-3-2- اطلاعات لازم در مورد كنترل كيفي دشمنان طبيعي
- تعداد دشمنان طبيعي زنده در يك محموله 
- نسبت جنسي - محاسبه حداقل درصد حشرات ماده
- درصد ظهور حشرات براي عوامل مفيدي كه به صورت تخم يا شفيره مي باشند
- تعداد ميزبان پارازيت شده در يك دوره مشخص و يا به عبارت ديگر مشخص شدن نرخ كشندگي ميزبان 
- بررسي حداقل طول عمر 
- اندازه گيري ميزان پارازيتيسم (تعداد ميزبان پارازيت شده در يك دوره مشخص)
- اندازه گيري ميزان تغذيه توسط شكارگر در يك دوره مشخص 
- اندازه گيري حشرات كامل يا اندازه گيري شفيره (اغلب اندازه شفيره يك مشخصه خوب براي طول عمر، ميزان باروري و ظرفيت پارازيتيسم / شكارگري مي باشد)
- ظرفيت قدرت پروازي كوتاه يا بلندمدت  
- ارزيابي و تعيين ميزان انگل واره (پارازيتوئيد) يا شكارگر مورد نياز براي كنترل جمعيت آفت  




بخش دوم: به منظور ثبت يك "عامل كنترل بيولوژيك " كه ماده فعال آن قبلاً با نام تجاري ديگري ثبت شده است نياز به ارائه مدارك و اطلاعات زير مي باشد. 
  
1- اجازة رسمي مصرف عامل كنترل بيولوژيك آفات مورد درخواست در كشور سازنده و مدارك قبول و ثبت آن و يا سه كشور كه مورد ثبت و مصرف داشته باشد و به تأييد سفارت جمهوري اسلامي ايران رسيده باشند.
2- مشخصات كامل فيزيكي، شيميايي و آرايه بندي (تاكسونومي) ماده مؤثره (شناسايي ميكروارگانيسم و يا ماكروارگانيسم براساس تكنيكهاي استاندارد بين المللي مانند مرفولوژي، بيوشيميايي و سرم شناسي تا حد سروتيپ، سويه و اكوتيپ) و هر مادة همراه ديگر و آلاينده هاي شيميايي و بيولوژيكي .
3- منشاء و فرآيند ساخت عامل كنترل بيولوژيكي آفات و تاريخچه مختصر از توسعة آن و سابقه استفاده از عامل كنترل بيولوژيك مورد ثبت براي كاهش خسارت و مهار آفت يا آفات هدف، در كشور سازنده و يا در مناطق بومي و داخلي و عدم گزارش مشكلات ثانوي در اين خصوص.
4- تطبيق داشتن نسبي شرايط آب و هوايي و فون و فلور كشور يا منطقة سازنده و مصرف كننده عامل كنترل بيولوژيك با شرايط اكولوژيك ايران يا منطقه مورد استفاده. در اين راستا لحاظ كردن شرايط محيطي مناطق مختلف شامل ميزان بارشها، دما، رطوبت نسبي هوا، مدت و شدت تابش نور و ... و همچنين عدم تأثير سوء متقابل در فون و فلور منطقه شامل شكارگرها، انگلها، حشرات گرده افشان، گياهان زراعي و ساير جانوران، گياهان و موجودات غيرهدف تعيين كننده خواهد بود.
5- روش انجام آزمايشها با ذكرحدود مجاز قابل قبول جهت تطبيق مشخصات.
6- مواد و عوامل ناخواسته (ناخالصي هاي موجود در تكنيكال و فرمولاسيون). 
7- روش آناليز ناخالصي ها با ذكر حدود مجاز قابل قبول (در تكنيكال و فرمولاسيون).
8- انواع فرمولاسيونهاي مورد تقاضا براي ثبت با ذكرغلظت عامل فعال در هر فرمولاسيون.
9- تركيبات موجود در هر فرمولاسيون با ذكر غلظت حجمي يا وزني يا واحدهاي معتبر مربوطه مانند cfu و...... .
10- روش انجام آزمايشهاي شيميايي و فيزيكي هرفرمولاسيون با ذكرحدود مجاز قابل قبول.
11- بسته بنديهاي هر فرمولاسيون از نظر حجم ، وزن يا تعداد عامل كنترل بيولوژيك آفات با ذكر جنس ظروف و سايرمشخصات ظروف.
12- مشخصات كامل برچسب عامل كنترل بيولوژيك (اطلاعات موردنياز روي برچسب ، بسته به نوع عامل كنترل بيولوژيك توسط هيأت نظارت بر سموم از متقاضي ثبت درخواست خواهد شد).
13- شرايط حمل و نقل و انبارداري (مدت زمان نگهداري فرآورده در انبار در شرايط مشخص) و حدود مجاز قابل قبول.
14- موارد خاص مصرف هر فرمولاسيون از نظر دامنة ميزباني (گونه هاي هدف)، نحوة تأثير ، محصول تيمار شونده و محل استفاده از فرآورده شامل : جنگل، گلخانه، نواحي خاص، سيستم آبي و غيره؛ زمان لازم در تاثير گذاري عامل كنترل بيولوژيك روي آفت هدف، ومحدودة زماني استفاده از فرآورده كه به ميزبان و يا بيولوژي آفت ارتباط دارد و همچنين نحوة استفاده در مديريت تلفيقي آفات.
15- مقدار فرآورده مورد استفاده شامل وزن ، حجم يا تعداد از هر فرمولاسيون (دوز يا دوزهاي موثر هر فرمولاسيون عليه هريك از آفات مورد هدف در شرايط مختلف).
16- نوع وسيله و يا دستگاههايي كه با آن عامل كنترل بيولوژيك مصرف مي شود و روش مصرف.
17- قابليت اختلاط با ساير مواد وعوامل زنده يا غير زنده و مشخص بودن اثر متقابل آنها.
18- برگه اطلاعات ايمني به زبان فارسي .
 19- بررسي قدرت بيماريزايي، پرآزاري ، همه گيري شناسي (اپيدميولوژي)، پارازيتيسم، شكارگري، قدرت آنتاگونيستي و سايرمؤلفه هايي كه نشان دهندة فعاليت بيولوژيكي عامل كنترل بيولوژيك آفات است.
20- داده هاي سم شناسي براي ارزيابي سميت ، عفونت زايي (واگيرايي) و بيماريزايي فرآورده 
- سميت/ بيماريزايي گوارشي حاد
- سميت/ بيماريزايي تنفسي حاد
- سميت/ آسيب شناسي تماسي حاد (آزمايش هاي تعيين تحريكات پوستي و چشمي)
21- علايم مسموميت احتمالي و چگونگي حفاظت درحين عمل با فرآورده.
22- داده هاي باقيمانده در مواد غذايي و علوفه اي كه نشان دهنده مقدار عامل كنترل ميكروبي يا توكسين هاي همراهي است كه ممكن است در فرآورده هاي غذايي يا علوفه اي باشد. اين داده ها تنها درمورد آفتكشهاي ميكروبي كه زهرابه (توكسين) به جا مي گذارند و يا در صورتي كه داده هاي به دست آمده از آزمونهاي سم شناسي در بالا به صورت معني داري براي سلامت انسان نگران كننده باشند بايد ارائه شوند.
23- اثرات بوم شناختي: الف) ارگانيسم هاي غيرهدف : اطلاعات مربوط به آزمون بيشترين دوز خطرناك روي تك گونة ارگانيسم هاي غيرهدف روي پستانداران، ماكيان، آبزيان، زنبورعسل، گياهان و حشرات غيرهدف.
  ب) تأثيرات روي ارگانيسم هاي خاك و آب.
24- براي تاييد اطلاعات ارايه شده به هيأت نظارت بر سموم لازم است نمونه هاي درخواست كنندة ثبت به تاييد آزمايشگاههاي معتبر از نظر آن هيأت برسد. 

تبصره 1- اين راهنما در صورت لزوم، براساس اطلاعات و شرايط جديد، مجدداً بازبيني و تكميل خواهد شد.
تبصره 2 – مرجع تفسير كننده واژه ها و اصطلاحات اين راهنما هيأت نظارت بر سموم مي باشد.
تبصره 3 – در مواردي، در صورت نياز هيأت نظارت بر سموم مي تواند از متقاضي ثبت، اطلاعات ديگري را در خواست نمايد، همچنين هيأت مي تواند بر حسب ضرورت متقاضي را از انجام برخي آزمونها معاف نمايد به شرط آن كه اطلاعات مربوط را ارائه نمايد .
اين راهنما پس از بررسي و تطابق راهنماي 32 ماده اي (8532) براي ثبت سموم با راهنماي ثبت عوامل كنترل بيولوژيك آفات سازمان كشاورزي و خواروبار جهاني ، راهنماي ثبت عوامل كنترل ميكروبي آفات آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا و استانداردهاي كنترل كيفي در توليد انبوه عوامل و مواد كنترل بيولوژيك بخش تحقيقات مبارزة بيولوژيك مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور، به شمارة 25/220/2339 مورخ 9/10/83 طي نشست ها و بررسي هاي كارشناسان سازمان حفظ نباتات، مؤسسه تحقيقات گياهپزشكي و اعضاي هيأت علمي دانشگاههاي كشور در دو فصل (16صفحه) به همراه يك پيوست (واژه نامه، 4 صفحه) تهيه وتنظيم گرديد و در تاريخ 3/2/86 به تصويب هيأت نظارت بر سموم رسيد. 
















واژه نامه
آنتاگونيسم (antagonism)، آنتاگونيسم يا تعارض؛ نوعي رابطه بين دو موجود زنده كه در آن فعاليت يكي موجب محدود شدن فعاليت يا جلوگيري از رشد يا از بين رفتن ديگري مي شود. اين حالت شامل تاثير بازدارنده متقابل دو موجود زنده نيز مي گردد.
آفات (pests)، در مفهوم عام، كليه عوامل زنده و غير زنده را گويند كه به نحوي در رشد، نمو و توليد گياهان اختلال ايجاد كنند.
آللوكميكالها (allelochemicals)، مواد شيميايي رابط بين گونه اي؛ ماده اي كه سبب ايجاد ارتباط بين افراد گونه هاي مختلف مي شود. مثل آلومونها، كايرومونها و سي نومونها.
آلومون (allomone)، مادة شيميايي پيام رسان بين گونه اي در حشرات كه توليدكننده از آن سود مي برد و دريافت كننده زيان مي بيند (مثل دوركننده يا ماده سمي). 
اكوتيپ ((syn:race, strain) ecotype)، نژاد خاصي از يك گونه كه به شرايط محيطي ويژه اي سازگار شده است.
انگل (parasite)، موجودي كه بخشي يا همه دوران زندگي خود را روي موجود ديگر به نام ميزبان سپري كرده و از آن تغذيه مي كند. اين نوع زندگي منجر به تضعيف ميزبان مي شود ولي معمولاً آن را نمي كشد./ موجود زنده اي كه تمام يا قسمتي از دوره زندگي خود را روي موجود زنده ديگر (ميزبان) يا درون آن بگذراند و تمام يا قسمتي از مواد غذايي مورد نياز خود را از ميزبان بگيرد.
بيمارگر (pathogen)، ارگانيسم (اغلب ميكروارگانيسم)، ويروس يا ويروييد مولد بيماري.
انگل واره، پارازيتوييد (parasitoid)، نوعي زندگي انگلي كه در آن انگل مراحلي از زندگي خود را به صورت انگل داخلي يا بيروني مي گذراند و در مراحل ديگر، زندگي آزاد دارد. / جانوري كه براي مدت نسبتاً طولاني از تمام يا بخشي از بافتهاي جانور ديگر (ميزبان) تغذيه مي كند و در نهايت سبب مرگ آن مي شود.
پرآزاري (virulence)، شدت بيماريزايي بيمارگر.
آرايه بندي، تاكسونومي (taxonomy)، نظريه ها و نامگذاريهاي علمي است كه بر اساس قراردادهاي بين المللي در مورد رده بندي موجودات به كار مي رود.
تنظيم كننده هاي رشد حشرات (insect growth regulators(IGRs))، مواد شيميايي ويژه كه با مختل كردن اعمال فيزيولوژيك هورموني پوست اندازي، نشو و نما و بلوغ در حشرات، موجب كنترل جمعيت آنها مي شوند.
زهرابه (toxin) زهرابه يا توكسين؛ هرگونه تركيبي كه از موجودي توليد مي شود و براي برخي موجودات ديگر زيان آور است.
جذب مجاز روزانه (Acceptable daily intake)، مقدار آفت كش بر حسب ميلي گرم بر كيلوگرم وزن بدن در روز؛ كه اگر در تمام مدت عمر اين مقدار به طور روزانه وارد بدن انسان شود بر اساس داده هاي تجربي خطري نداشته باشد. 
حداكثر باقيمانده مجاز (Maximum-Residue Limit)، به حداكثرغلظت باقيمانده ماده آفت كش در يك محصول و غذا كه براساس قوانين و مقررات مربوطه مجاز شناخته شده است گفته مي شود. 
دوز (dose)، ميزان آفتكش در واحد سطح، حجم يا وزن. / مقدار بيمارگر كه براي مايه زني به كار مي رود.
زيرگونه (subspecies)، در رده بندي موجودات زنده يكي از تقسيم هاي اصلي گونه است كه مجموع نژادهاي معمولاً جغرافيايي وابسته را در بر مي گيرد. اين افراد از لحاظ مورفولوژيك با افراد زير گونه هاي ديگر اختلافهاي جزيي دارند اما مي توانند با آنها زاد و ولد كنند.
سرم شناسي (serology)، سرم شناسي يا سرولوژي؛ علم مطالعة واكنش بين پادتن و پادگن.
سروتيپ (serotype)، گروهي از ويروسها يا ميكروارگانيسم ها با صفات پادگني مشابه و قابل تشخيص از سا يرين.
سميت (toxicity)، قابليت زهرآگيني يا توان ايجاد مسموميت آفت كش را گويند.
سويه (strain)، گروهي از افراد يك گونه كه از لحاظ ژنتيكي همگن باشند. سويه هاي مختلف يك گونه ممكن است از لحاظ شدت بيماريزايي، نشانه ها، دامنه ميزباني، سازگاري جنسي و يا برخي صفات ديگر با هم متفاوت باشند. در باكتري شناسي، اغلب به جاي جدايه (isolate) به كار مي رود. 
سينومون (synomone)، ماده شيميايي ارتباطي كه موجودات زنده توليد كنند. از اين ماده هم توليدكننده و هم دريافت كننده سود مي برند. 
شكارگر (predator)، به جانوري گفته مي شود كه در زندگي خود موجودات زنده ديگر را شكار و از آنها تغذيه مي كند. 
عفونت زايي، واگيرايي (infectivity)، قابليت توليد واگيرش (عفونت) توسط يك ميكروارگانيسم، ويروس يا محيط حاوي آنها.
عوامل كنترل بيولوژيك آفات (biological pest control agents) : كليه عواملي كه در كنترل بيولوژيك از آنها استفاده مي شود شامل : ميكروارگانيسم ها ( باكتريها، قارچها،ويروسها، پروتوزوآها و نماتدها )، ماكروارگانيسم ها (حشرات و كنه هاي انگل واره و شكارگر) ، فرآورده هاي طبيعي (فرآورده هايي كه منشاء طبيعي دارند و از گياهان يا ميكروارگانيسمها مشتق شده اند) و عوامل بيوشيميايي كنترل كننده آفات.
فرآوردة نهايي (EP)) end – use product)، فرآوردة ثبت شده يا درنظر گرفته شده براي مصرف يا كاربرد مستقيم در كنترل آفات. در برخي موارد فرآوردة نهايي با فرآوردة توليدي (manufacturing use product(MP)) يكسان است. در موارد ديگر فرآوردة نهايي از فرمولاسيون MP با افزودن مواد همراه مانند آنتي اكسيدانها (antioxidants) يا ساير تثبيت كننده ها (stabilizer)، عوامل سوسپانسيون كننده (suspending agents)، حامل ها (carriers)، مواد كپسول كننده (encapsulating compounds)، مواد خيس كننده (wetting agents) يا تركيبات ضد چسباننده (anticaking material) تهيه مي شود. افزودن عمومي مواد همراه ممكن است روي پايداري در انبار (storage stability) / زيستايي (viability) و به همان اندازه روي ته نشيني (deposition) و پايايي (persistance) فرآوردة نهايي در محل استفاده نهايي تأثيرگذار باشد. در برخي موارد EP از طريق مراحل تكميلي فرمولاسيون توليد مي شود. براي مثال : فرآوردة توليدي كه براي فرمولاسيون استفاده مي شود، يك فرآوردة مجزاي ثبت شده نيست.
فرومون (pheromone)، ماده شيميايي كه از غده هاي برون ريز حشرات ترشح و سبب ايجاد ارتباط بين افراد هم گونه و نيز باعث ايجاد واكنشهاي رفتاري متفاوت در افراد گيرنده مي شود. فرومونها در ايجاد واكنشهاي مهمي مانند تجمع، اعلام خطر، جفتگيري، شناسايي ملكه، جلب جنس مخالف، پراكنش، رديابي و غيره نقش دارند.
فزون انگل (hyperparasite)، انگلي كه ميزبان آن انگل موجود ديگري باشد. انگلي كه روي انگل ديگر زندگي مي كند.
كايرومون (kairomone)، به ماده شيميايي ارتباطي بين گونه اي گفته مي شود. انتشار اين ماده روي فعاليتهاي زندگي موجودات دريافت كننده اثر مثبت مي گذارد به طوري كه از آن سود مي برند در حالي كه روي زندگي توليدكننده اثر منفي دارد و به ضرر آن است.
كنترل بيولوژيك (biological control)، استفاده از موجودات زنده ويژه، مانند انگل ها، شكارگران و ميكروارگانيسم ها در كنترل آفات گياهي را گويند./ به كارگيري موجودي زنده براي مبارزه با آفت يا عامل بيماريزا . 
گونه (species)، آرايه اي(تاكسوني) داخل جنس كه به منزله مبناي طبقه بندي موجودات زنده است. هر گونه با دو نام، يكي نام جنس و ديگري اپي تت گونه مشخص مي شود و جمعيتي از موجودات زنده خويشاوند است كه صفات ارثي مورفولوژيك، فيزيولوژيك و بيولوژيك مشترك دارند. اين گروه مي توانند بين خود زاد و ولد كنند و نتاج بارور به وجود بياورند در حالي كه با گونه هاي نزديك به خود نمي توانند توليدمثل كنند. هر گونه ممكن است داراي زير گونه، نژاد و تيپهاي گوناگون باشد.
محيط زيست (environment)، شامل آب، خاك، هوا وتمامي موجودات زنده و غيرزنده و ارتباطهاي بين آنها مي باشد.
مديريت تلفيقي آفات (Integrated Pest Management)، سيستم مديريت كنترل آفات است كه در آن از تمام روشهاي مناسب مبارزه و روشهاي سازگار توليد بهينه محصول استفاده مي شود تا جمعيت آفت در زير سطح زيان اقتصادي محدود شود.
مواد شيميايي علامت دهنده (semiochemical)، مواد شيميايي ويژه كه در برقراري هر گونه ارتباط بين افراد گونه يا گونه هاي مختلف به كار مي رود مانند فرومونها، كايرومونها، آلومونها و غيره.
واريته (variant)، واريته يا جوره؛ ميكروارگانيسمي كه داراي يك يا چند صفت متفاوت از كشت مادري يا تيپ اوليه باشد.
همه گيري شناسي، اپيدميولوژي (epidemiology)، مطالعه اپيدمي ها؛ علم مطالعه عوامل مؤثر در فراواني و پراكنش عوامل بيماريزا.
هورمون (hormone)، نوعي پيام رسان شيميايي كه غده هاي درون ريز به طور مستقيم به داخل خون ترشح مي كنند و موجب تنظيم فعاليتهاي فيزيولوژيك برخي از اندامها يا بافتهاي بدن مي شود. مانند هورمون پوست اندازي، هورمون جواني و غيره. 






[ شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۸ ] [ 16:2 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ

ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ
امکانات وب