X
تبلیغات
ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥

ღ♥سید چاسب فـاضــلـی ღ♥
ღ°•..•°ღ abo SAMI ღ°•.♥.•°ღ 

 

 

 در شرايط خوزستان

نيشكر از جمله گياهان زراعي محسوب مي گردد كه در طول دوره رشد به مقادير زياد نيتروژن نياز دارد. افزايش راندمان كاربرد اين عنصر ريز مغذي و مقدار نيتروژن بر شاخص بازده نيتروژن در نيشكر اين آزمايش در قالب كرتهاي خرد شده بر پايه طرح بلوكهاي كامل تصادفي و در سال زراعي 1376-1375 در مزرعه تحقيقاتي شركت كشت و صنعت كاروان اجرا گرديد. كرتهاي اصلي در شش سطح در بر گيرنده تيمارهاي عناصر ريز مغذي و كرتهاي فرعي در سه سطح شامل مقادير مختلف كود نيتروژن بود . كاربرد كودهاي عناصر كم مصرف فاقد هر گونه اثر معني دار بر كليه پارامترهاي تحت بررسي بودند. با افزايش مصرف كود نيتروژن محتواي نسبي نيتروژن گياه و مقدار جذب اين عنصر بصورت معني دار كاهش يافت. هر چند تفاوت تيمارهاي كاربرد كود نيتروژن در پارامترهاي اخير معني دار نبود. اين آزمايش نشان داد كه هر چند كليه پارامترهاي بازده نيتروژن تحت تاثير مقدار كود نيتروژن مصرفي قرار مي گيرد ليكن در شرايط عمومي آزمايش انجام شده مصرف عناصر ريز مغذي فاقد هر گونه تاثير مشخص و محسوس بر واكنش گياه نيشكر به كود نيتروژن مي باشند. بمنظور اتخاذ استراتژي مناسب جهت كاهش از دست رفتن نيتروژن، بررسي مسيرهاي اتلاف نيتروژن مصرفي مي تواند بعنوان موضوع تحقيقات بعدي مي تواند مورد نظر قرار گيرد .

 //     نيترات آمونيم:
    معايب: جاذب الرطوبه اي بودن، كلوخه اي شدن، خطر انفجار، (به هنگام انبار، نيترات آمونيم نبايد در مجاورت مواد روغني نگهداري شود. همچنين به دليل جذب رطوبت، درب نايلوني كيسه ها باز نشود) (ملكوتي، م.ج.1378).
    مزايا: درصد تلفات تصعيد (به صورت آمونيم) كمتر از اوره است (چون آنيون نگهدارنده آن (نيترات) قوي تر از كربنات (آنيون) موجود در اوره است. ارجحيت مصرف براي درختان ميوه: به دليل دارا بودن دو يون قابل جذب (نيترات و آمونيم بر مصرف اوره ترجيح داده مي شود. در مراتع و ديمزارها مخصوصا در مناطق سردسيري، مصرف نيترات آمونيم بر اوره (در صورت تقسيط) ارحج است. نيترات آمونيم را نمي توان در شاليزارها استفاده نمود (به دليل آبشويي سريع نيترات و عدم نياز برنج به نيترات) تحت چنين شرايطي مصرف آمونيم ترجيح داده مي شود.
    مصرف نيتروژن در سبزيجات
    تغذيه: گياهان همانطور كه قادرند از راه ريشه نيتروژن موردنياز خود را جذب كنند از راه برگ نيز مي توانند نيتروژن را به صورت آمونيم، نيترات و اوره جذب كنند.
    در سبزي هايي كه عمر كوتاه و رشد سريع دارند مانند تربچه كه سي روز از كاشت تا برداشت طول مي كشد يك بار مصرف نيتروژن تكافوي نياز گياه را مي نمايد. در صورتي كه در مورد فلفل كه هشت ماه در زمين است و مرتب محصول مي دهد چند بار مصرف كود ضرورت دارد.
    در نواحي مرطوب بهتر است ثلث يا ربع كود نيتروژنه را قبل از كاشت و مابقي را به صورت تقسيط مصرف شود. در سبزي هايي مثل فلفل، بادمجان، گوجه فرنگي و نظاير آن كه در طول فصل رشد محصول مي دهند، بهتر است كود سرك در دو يا سه نوبت مصرف شود.
    گياهان كليسم گريز يا گياهاني كه به خاك هاي اسيدي سازش يافته اند و گياهاني كه به پايين بودن پتانسيل اكسيداسيون و احياء خاك سازش يافته اند آمونيم را ترجيح مي دهند. گياهان كلسيم دوست يا گياهاني كه در خاك هاي قليايي با پ هاش بهتر مي رويند نيترات را بهتر مصرف مي كنند. آمونيم بر خلاف نيترات، تنفس ريشه را افزايش مي دهد. در مواقع گرم معمولازيرخاك كردن كودهاي نيتروژنه ضروري است چون حرارت هوا ممكن است باعث تلفات كود شود.
    شيره گياهي اخذ شده از دمبرگ گياه بهترين نمايه جهت تعيين وضعيت تغذيه اي نيتروژن گياه است، چرا كه نسبت به نوسانات تامين نيتروژن براي گياه بسيار حساس تر از پهنك است. مقدار عناصر غذايي در گياه حتي الامكان مي بايست درحد متوسط و يا حتي در نيمه بالاتر محدوده كفايت باشد. تحت اين شرايط است كه مي توان اطمينان حاصل كرد كه حتي در حضور تمام عواملي كه منجر به ايجاد اختلال در گياه مي شود احتمال وجود دارد گياهان با تمام عناصر غذايي موردنياز به حد كفايت تغذيه گرديده اند.
    براي توصيه كودي نيتروژن، دو روش تجزيه گياه و آزمايش خاك مكمل يكديگرند و بايستي با همديگر استفاده شوند.
    كمبود: در خيار و طالبي اولين علايم كمبود نيتروژن روشني رنگ و توقف رشد برگهاست. رنگ سبز طبيعي برگ ها، روشن يا زرد مي شود و در موارد كمبود شديد، تمام كلروفيل از بين مي رود.
    شاخه ها باريك شده و سخت و فيبري مي شوند.
    ميوه هاي خيار مبتلابه كمبود رنگ روشن داشته و در محل گل، نوك آنها باريك مي شود. ميوه هاي طالبي در صورت كمبود نيتروژن كوچك مي شود. عموما بيشتر مواقع در سبزيجات اول بهار كه بارندگي سنگين است كمبود نيتروژن ظاهر مي شود.
    چنين كمبودي ممكن است در مرحله رسيدن محصولات نيز ديده شود. زماني كه درجه حرارت سرد شب ها تجمع كربوهيدرات ها را تسهيل كند اگر نيتروژن كافي فراهم باشد توليد محصول زياد خواهد شد. بارندگي هاي شديد، نيترات خاك را از عمق ريشه شستشو مي دهد و در اعماق پايين پروفيل خاك تجمع مي دهد. پس از پايان فصل بارندگي، نيترات خاك به صورت گاز درآمده و از خاك خارج مي شود.
    پس از پايان فصل بارندگي، خاك هايي كه دچار شستشو شده اند ميزان نيترات كمي در اختيار خواهند داشت.
    مواد آلي: زماني كه مواد آلي در خاك تجزيه مي شوند اولين فرم معدني نيتروژن كه آزاد مي شود آمونيم است. مواد آلي مثل كاه و كلش باعث كاهش فرم نيتراته در خاك مي شوند (نسبت C.N بالادارند- براي تجزيه شدن نيتروژن خاك را مصرف مي كنند.)
    مواد گياهي مثل گراس ها باعث افزايش فرم معدني نيتروژن به ويژه نيترات خاك مي شوند (نسبت C.N پايين دارند). يكي از بزرگترين منافع استفاده از كمپوست، كاهش مصرف آب مورد نياز گياه مي باشد.
    حداكثر استفاده از ماده آلي زماني حاصل مي گردد كه دو تا سه هفته قبل از كاشت دانه به خاك داده شود. در شرايط كشت و كار آبي كه زمين پيوسته زير كشت محصول مي باشد، مقدار كمپوست مورد نياز محصولاتي نظير سبزيجات، 25 تن در هكتار برآورد شده است.در مناطقي كه ميزان بارندگي 1250ميليمتر مي باشد مقدار كمپوست مصرفي 12.5 تن در هكتار توصيه مي شود و نواحي خشك (متوسط بارندگي حدود 500 ميليمتر) پنج تن در هكتار و در ديمزارها با مصرف 2.5 تن كمپوست در هكتار در سال مي توان افزايش محصول معني داري به دست آورد.
    نيمي از نيتروژن و پتاسيم و تمام فسفر كود اصطبلي در قسمت جامد آن متمركز است. در صورت كمبود كود دامي يكي از بهترين راه هاي جبران تلفات مواد آلي خاك، دادن كود سبز است. در بيشتر مواقع از گياهان خانواده بقولات به عنوان كود سبز استفاده مي شود. غده هاي ريشه هاي يونجه حدود 200كيلوگرم در هكتار نيتروژن هوا را تثبيت مي كنند و شبدر معمولا100 تا 150 كيلوگرم و سويا نصف اين مقدار را تثبيت مي كند. كودهاي سبز به دليل دارابودن رويش فوق العاده و ريشه هاي قوي مي توانند مقدار زيادي از عناصر محلولي را كه در شرايط عادي بر اثر شستشو به اعماق پايين خاك حركت كرده اند جذب كنند.
    همچنين اين گياهان قادرند از فسفات هاي غيرمحلول، پتاسيم تثبيت شده و عناصر كم مصرف تا حد زيادي استفاده كنند.
    برگرداندن اين گياهان به خاك علاوه بر بهبود خواص فيزيكي و شيميايي و زيستي، سبب تسهيل آزادشدن عناصر غذايي پرمصرف و كم مصرف مي شود. در فصل بهار از آنجايي كه درجه حرارت هنوز زياد نشده است. نيتروژن به آرامي از مواد آلي آزاد شده و به تدريج كه هوا گرم مي شود اين فرايند شدت مي يابد.
/

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:52 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 امروزه گوجه فرنگی از رایج ترین وعمومی ترین سبزیجات باغی در آمریکا است.اگر چه برای سالیان درازی (که بعدها سیب عشق نامیده شدند)گوجه فرنگی به عنوان یک گیاه سمی وزهر آگین محسوب می شود وصرفابه خاطرارزش تزئیناتی  کاشته می شد این گوجه ها معمولا خیلی راحت رشد می کنند وجزء معدود گیاهانی هستند که به عنوان غذا مناسبی برای یسشتر خانواده ها تلقی می شود .کیفیت میوه ی چیده شده در باغ زمانی مشخص می شود که در بازار فروش بیش از هر نوع دیگری به فروش برسد .

گیاهان گوجه فرنگی گیاهی لطیف گرمسیری و چند ساله که بیشتر در قاره آمریکا در باغ های تابستانی به صورت سالیانه رشد می کند .سرمای هوای بهار وپاییز رشد فصلی گوجه  فرنگی در هوای آزاد را محدود می کند.

 

معرفی گونه ها:

                               در حال حاضر هزاران گونه از گوجه فرنگی برای استفاده باغداران خانگی وجود دارد.گستردگی تنوع آنها در اندازه –شکل –رنگ-گونه گیاهی-ایتادگی در مقابل آفات-وفصل رویش است .دفاتر راهنما –مراکز باغی وگلخانه ها گونه های زیاد از گوجه فرنگی رااز انواع مختلف عرضه می کنند که انتخاب 1یا2گونه ی خوب از میان گونه های متنوع می تواند واقعا مشکل باشد ارزیابی وبرسی کالایتان سپس انتخاب بهترین گونه های مناسب که شما تمایل به استفاده وکشت آن رادارید.

گیاه گوجه فرنگی به یکی از دو نع زیر تقسیم می شود که ارتفاع گیاه و شرایط کشت بررشد نهایی یک دسته ی گل در آخرین مرحله رشد منجر به توقف ارتفاع کیاه شود .

گیاهانی که به دسته های نهایی گال نمی رسند وفقط یکی از شاخه های بلند تر می شود داِیم الرشدنامیده می شوند.همه ی گونه های قدیمی تر دائم الرشد هستند .

انها می توانند جزءمحصولاتیبا شاخه وبرگ فراوان ومیوه رسیده ی خوشمزه محسوب شوند .اگر چه زمان رسیدن آنها واقعا دیر باشد .

اولین گونه های محدود الرشد بادردسرهای فراوان وبا پوشش کم بربرگینه و مزه ناکافی رشد می کنند اما آنها خیلی زود می رسند .محصول گیاهان محدود الرشد جدید با برگینه بهتر رشد بلندتر ومیوه رسیده وکیفیت مشابه با گونه های دائم الرشد جدیداست.

آنها تمایل دارند تا میوههیشان در یک دوره ی کوتاهتری برسند بنابراین کشت وکار متوالی گونه های محدود الرشد در فصل مناسب برداشت شاید محصولات مرغوب تری به عمل آورد .نرم ساقه های محدود الرشد در طول فصل رشد به راحتی قابل کنترل ونگهداری می باشد .بعضی از گونه های کم رشد تربه خوبی محصولات کوتاه محدود الرشد گیاهانی لطیف و رسیده تر دارند.

 

alternain

A

فوزاریم

F

انگل ها-کرم نخساند

N

ویروس جفتی تنبا کو(توتون)

T

آفت گیاهی –قارچ ناقص

V

گرده افشانی باز آزاد

OP

انتخاب برگزیده آمریکا

AAS

 

 

First-Early red(برداشت 60 روزه یا کمتر):

                                                                                 این گونه ه رشد گیاه پرپشت تر است نسبت به گونه هایی که در فصل اصلی کاشت رشد پیدا می کنند.

در فصل  گرم آفتاب زدگی میوه یکی از مشکلات کاشت میوه است بازده ی اصلی گونه ها در فصل برداشت در یک تابستان طولانی بسیار عالی است .

گونه های first earlyبرای مناطق شمالی مناسب تر هستند جای که فصل رشد کوتاهتر وتابستانهای خنکی تر دارند .اندازه میوهی قرمز کوچک تا متوسط است معمولا این برای هرس کرئن منهسب نیستند.

 

Sub Arctic Plenty(برداشت 45روزه 84تا112گرمی دارای میوه متراکم در دسته های مرکزی محدود الرشد )

 Early Cascde(55روزه112گرمی  گیاه خزنده دسته های میوه بزرگ دائم الرشد مقاوم در برابر آفت  گیاهی و فو زاریم )

 

Early Girl(45روزه 140 گرمی اندازه کامل زود بازطده دائم الرشد مقوم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی )

Quick Pick(60 روزه 112 گرمی -گرد- نرم-محصول فراوان –دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی –فوزاریم –کرم نخساند –ویروس جفتی توتون- A)

Medium –Early Red(60تا69 روزه):

                                                                   ابن گونه هادائم الرشد هستند و بین گیاهان زود  بازده first early و گیاه sounder یکی از انواع محصولات با ویژگی  های خاص محصول است .شکل محصول از لحاظ کیفی بهتر شده است فصل برداشت گوجه فرنگی با گونه های متوشط earlyشروع می شود.

Cham Pion(برداشت 65روزه280گرمی –سفت –نرم –بزرگ-دائم الرشد مقاوم در برابرآفت گیاهی وفوساریم)

Main-Crop Red(محصول قرمز اصلی ):

                                                              بیشتر محصولات گونه های اصلی میوه های به اندازه متوسط یا بزرگ مدهند که پوشش مناسبی از شاخ برگ را دارا می باشد و نسبتا از ترک خوردگی میوه ها و دیگر نقص ها ی گیاهان آزاد و رها هستند .آنها برای رشد در اتاقک ها وخاک پوشها در قفسه های استوانه ای سیمی ویا در شبکه ها یه دار بست  بندی ها مناسب هستند .بیشتر آنها می توانند (آلو-گوجه برقانی)بشوند ویا برای تزئین پرورش داده شود .آنها باید برای برداشت محصول  درحجم وانبوه زیادی کشت داده شوند .زیرا آنها محصول زیادی با مقاومت زیاد هر کیفیت بالای در باغ میوه دارند .

Celebrity(برداشت 70روزه280گرمی ومحدود الرشد بزرگ پر محصول مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم –کرم نخساند-ویروس تنباکو )

 Mountain Delight(70روزه 280گرمی بدون ساقه  سبز رنگ محدود الرشد مقاوم در برابرآفت گیاهی وفوزاریم)

Fantastic(70روزه 252گرمی –کروی تیره –محصول بالا دائم الرشد )

Better Boy(72روزه 236گرمی دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی  -فوزاریم –کرم نخساند)

Mountain pride(74 روزه 280گرمی نرم محدود الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Flora merica(75روزه 236گرمی  برنده AASآمریکا –قرمز درخشان  محدود الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Burpees big(78روزه428 گرمی مقاوم در برابر تر ک خوردگی میوه جذاب دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Supersonic(79روزه 236گرمی سفت  مقاوم در برابر ترک خوردگی دائم الرشد مقاوم در برابرآفت گیاهی و فوزاریم )

 

قرمز خیلی بزرگ :

                                  این گونه نسبتا خیلی دیر می رسند –شاید دارای میوه های خیلی بزرگ باشند اما دارای بافت لکه دار –کال وبد شکل در انتهای در انتهای شکوفه وگل باشند (گربه ای شکل )در صورتی که این بافت لکه دار بریده شود بغعضی از مزیت های آن در اندازهی بزرگ اصلی از بین می رود اگرچه در اندازهای بزرگ هرگز دارای محصول زیادی نیست اما اغلب بیشت آنها در گونه های جدید تر دارای اندازه های بزرگتر  هستند.

Delicious(گرده افشانی باز برداشت 77روزه دائم الرشد دارای رکورد جهانی )

Supersteak(80 روزه 1تا2پوند  پر مغز دائم الرشد –مقاوم در برابر آفت گیاهی  فوزاریم و کرم نخساند )

 

Beef Master(   81 روزه1تا2 پوندنوع بزرگ Beef master دائم الرشد –مقاوم در برابر آفت گیاهی و فوزاریم –کرم نخساند )

 

زرد پرتقالی رنگ :

                                  بر خلاف عقاید عمومی میوه های گونه های زرد پرتقالی رنگ از لحاظ مقدار اسیدی نسبت به گونه های قرمز رنگ از ارزش غذای  کمتری برخوردار نیستند  آنها  از لحاظ  فرآیندو ایمنی دارای اارزش یکسانی هستند  مزه شیرین آنها نسبت به گونه های  فرمز بیشتر است زیرا آنها دارای مقادیر زیادی قند  هستند –گونه های متداول در این دسته بندی زمان برداشت و مرحله ی رشد زودتری دارند –مشخصات رشد گیاه  نسبت به گونه های پرتقالی زرد قدیمی بهتر است که تمایل به بزرگ شدن  پهن شدگی و رشد طولانی تری دارند .

Mountain  gold (گرده افشانی بازکاشت 75 روزه 224 گرمی نارنگی پرتقالی تیره محدود الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی و فوزاریم)

 

Lemon BOY  (72روزه 196 گرمی زرد لیموی طعم ملایم  پرمحصول دائم الرسد مقاوم در برابرآفت گیاهی فوزاریم  کرم نخساند )

Jubilee (گرده افشانی باز 224گرمی 72روزه –زرد –پرتقالی تیره  دائم الرشد )

Golden Boy(80روزه224گرمی دارای میوه یطلایی رنگ تیره کم دانه دائم الرشد )

 

صورتی: 

                گونه های صورتی به طور نسبی به گونه ی زرد رنگ ها به نوع گیاه وزمان رشد بستگی دارند شباهت دارند .اصلاح نژادی اخیر روی مقاومت گیاهان در برابر آفت ها پیشرفت های خوبی داشت که منجر به تولید میوه خیلی جذابی شده است بعضی از گونه های قدیمی تر به خاطر کیفیت بالای میوه هنوز دارای مزه بهتری نسبت به گونه های جدیدتر هستند.

 Pink Girl (برداشت 76روزه 196گرمی نم مقاوم دربرابر ترک خوردگی دائم الرشدمقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Brandywine(گرده افشانی باز 80روزه 336گرمی بزرگ درشت دارای صفات  صفات موروثی آبدار با مزه رضایت بخش دائم الرشد)

 

انواع ورنگ های دیگر :

                                         اگرچه رنگها  وانواع وارقام اتفاقی وعجیب وعریب برای مدتها طولانی درپیرامون ما وجودداشته است اما احیا ءمجدد انها نیازبه جلب رضایت مردم دارد.

برای اینها بازارهای فروش برای عرضه گونه های جدیدترودرخشان تر محصول رقابت شدیدی دارند تقریبا بعضی از گونه های فراموش شده گوجه فرنگی نیازبه بازگردانی واحیاءمجدددارند.

Whit  Wonder(گردهافشانی باز برداشت محصول 85روزه 244گرمی مغزوپوست سفید خامه ای داوم الرشد )

Evergreen(گرده افشانی باز 85روزه 244گرمی پوست سبزرنگ یا سایه کم رنگی از زرد مغزروشن در هنگام برداشت دائم الرشد )

Long Keeper(گرده افشانی باز 78روزه 168گرمی پوست پرتقالی رنگ مغزقرمزپرتقالی سفت قابل نگهداری برای هفته ها دائم الرشد)

Yellow Stuffer(گرده افشانی باز 80روزه112گرمی بلند زردلیموی شکلی شبیه فلفل نیمه پرنگ توخالی ماده اولیه آسان دائم الرشد )

 

انواع رب قرمز رنگ:رب گوجه فرنگی معمولا برای ساختن سس گوجه فرنگی –رب –سس-قابل استفاده در همه  کنسرو سازی ها است .

آنها معمولا مغزدار سفت –گوشتی با رطوبت کم عمل آوری می شود .

عمل آوری این محصولات مشکلات کمتری دارند اخیرا برخی از آنها در بازار رایج شده اند وازرضایت مردمی بیشتری برای استفاده از این نوع میوه برخودارشده است .اینها معمولا از انواع گیاهان کوتاه هستند که تمایل به باردادن میوه ی زیادی دریک مدت کوتاه را دارند و به نسبت زیادی این میوه برای اولین بار می رسد استفاده از گوجه فرنگی های تازه معمولا یک امتیاز برای میوه رسیده است که معمولا میوه رسیده بیشتر در فصل خاص رشد ودر گونه های خاصی وجود دادرد اما بیشتر میوه های رسیده در مدت کوتاه برای درست کردن رب گوجه استفاده می شود زیرا محصول یبشتر با کیفیت بالا به وجود می آورند .

 

Veeroma(گرده افشانی باز برداشت 72روزه 56تا84گرمی گونه Romacزود رس شکل مربعی تیره مقاوم در برابر آفات گیاهی وفوزاریم )

Roma (گرده افشانی باز75روزه56گرمی گوجه بزرگ استاندارد مقاوم در برابربادزدگی وآفتاب زدگی محدود الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Sam Marzano(گرده افشانی باز80روزه 84گرمی قرمزتیره مقاوم در برابرترک خوردگی مغز دار کم آب محدودالرشد)

Via Italia(80روزه 84گرمی مغز دار- شیرین-تازه –محدودالرشدمقاوم دربرابرآفت گیاهی وکرم نخساند)

میوه های کوچک سالادی:

                                           این گونه ها معمولا رشد زیادی دارد واغلب گونه های پرمحصولی هستند تنوع آنها دراندازهی آنها از 1تا1.5اینچ درقطراست ومعمولا برای هرس کردن مناسب هستند محصول هرگیاه خیلی زیاد است باتوجه به این که در هنگام چیدن محصول زیاد شاید راضی کننده نباشد.شاید بعضی از اوقات همه دستهها به یک باره و با برداشتی سریع چیده شوند شکاف خوردگی در میان گونه های جدیدیک مساله مهم است این گونه ها معمولا به خاطر شیرینی ومزه خوب آنها توصیه می شود .

 

Super Sweet 100  (برداشت 70روزه میوه ها به اندازه گیلاس در دسته های بزرگ دائم الرشد مقاوم دربرابرآفت گیاهی فوزاریم )

Sweet Million(65روزه 1اینچ –قرمز –شیرین –مقاوم دربرابرترک خوردگی دسته های بزرگ دائم الرشدمقاوم در برابرآفت گیاهی کرم نخساندوویروس تنباکو)

)Yellow Pear گرده افشانی باز 70روزه 1اینچ دسته های زرد- رنگ-میوه گلابی شکل-دائم الرشد)

 

Large Red Cherry(گرده افشانی باز 70روزه 1تا1.2اینچ –سفت –قرمزتیره –میوه شیرین –دائم الرشد)

Mountain Belle(65روزه 11.4اینچ –قرمز-مقاومت دربرابر ترک خوردگی به طور یکنواخت رسیده قابل نگهداری در تابستانها محدود الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

گونه پا کوتاه :

                         معمولا این گوجه ها مناسب برای استفده در مخزن –محفظه –سبدهای آویزان –باغچه یا مکانهای مثل ایوان وحیاط وجاهای که دارای فضای محمدود هستند میباشد

درحال حاضر برای یبشتر افراد زندگی در جاهایی که به صورت سنتی در خانه هایی با باغچه های سبزیجات ممکن نیست ومحفظه وایوانها بیشترمعمولی است که برای گوجه فرنگی ها ارزش تزئینیشان یک مزیت محسوب می شود و اخیرا هم کیفیت میوه شان به خوبی ثابت شده است آنها میوه هایی دررنگ های قرمز وبعضی رنگها دیگر دارند که به جزء گونهی دو رگه ها Husky  جدیدبقیه برای هرس کردن مناسب نیستند .

Tiny Tim(برداشت 45روزه 1اینچ –خیلی پاکوتاه –میوه گیلاسی قرمزرنگ محدودالرشد)

Cherry Gold(45روزه 1اینچ گونه طلایی از نوع Tiny Tim محدودالرشد)

Red robin(55روزه 1اینچ-گیاه فوق العاده پا کوتاه بلندی 6اینچ –طعم ملایم محدودالرشد )

Yellow Canary(55روزه 1اینچ –شبیه سینه سرخ اما دارای میوه ی زرد رنگ محدود الرشد)

Pixie Hybrid 2(52روزه 56گرمی –گیاه پا کوتاه توپر –متراکم محدودالرشد )

Patio Hybrid(65روزه 84گرمی –گیاه پا کوته –محکم –دارای میوه ی بزرگ –گیاه مخزنی عالی-محدود الرشد)

Small fry (72روزه 1اینچ –قرمز –مناسب برای سبدهای آویزان محدود الرشد )

HUSKY Red Hybrid(68روزه 168گرمی گیاه پا کوتاه دارای میوه بزرگ برداشت ممتد پی در پی –دائم الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

HUSKY Gold Hy brid(70روزه 168گرمی برنده جایزه سلکسیون آمریکا AAS دارای گیاهی مشابه از نوع صورتی –میوه طلایی رنگ دائم الرشد مقاوم در برابر آفت گیاهی وفوزاریم )

 

Husky pink Hybird(72روزه -168گرمی –میوه صورتی روشن شبیه به گیاه گونه husky دائم الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

Husky pink Hybird(72روزه -168گرمی –میوه صورتی روشن شبیه به گیاه گونه husky دائم الرشد مقاوم دربرابر آفت گیاهی وفوزاریم )

 

گلخانه :

              باغبانان علاقه مند به پرورش گوجه فرنگی در گلخانه باید بدانند که انواع ویژه و خاصی رابرای این گونه شرایط رشد پیدا کنند در حال حاضر بعضی از کتابچه ها راهنما بطور معمول لیستی از این نوع دارند که باید برای بعه دست آوردن نتایج رضایت بخش از اینکتابچه ها ی راهنما استفاده کنند کتابچه های راهنمایی ومشاوره برای انوتع گونه ها در همه جا موجود ودردسترس همگان است .

Heirloom(اصل-اصالت –نژاد –چیزی که چند نسل دست به دست گشته است):

امروزه تعداد زیادی از گونه های گوجه فرنگی اصیل مخصوص دردسترس است اساساچون گوجه فرنگی ها به طورطبیعی گرده افشانی نمی کنند گیاهان دانه ی محصول تولیدی خود را در گونه های غیر دورگه همانند گیاه والدین خوددرخودذخیره می کنند

گونه های خود ذخیره ای که اخیرا آنها درزمانهای گذشته کشف وشناسایی  شده اند که دارای انواع ورنگهای عجیب وغریب هستند که به باز سازی واصلاح نژاد پرداخته اندوبه گونه های امروزی تبدیل شده اند که گیاهانی بزرگ وپهن که قابل مقایسه با گونه های تجاری رایج در بازار هستند .اما مقاومت دربرابر آفت ها هنوز در مورد این گونه های غیر معمول وانواع مزهها  انجام داده اند معمولا این میوه ها در همه جا به غیر از نواحی که دارای فصول کوتاه هستند می رویند .    

 

زمان کشت :

                      خرید نهال ها و شروع به کاشت نهال وبیرون زدن گوجه فرنگی ها در باغ شروع خوبی است زمانی که هوا گرم باشد بلاخره گوجه فغرنگی ها میرویند وهمه یاین مراحل  چندین هفته طول می کشد .بعضی از باغ داران نهال  گوجه هایشان را فورا بعد از این که خاک برای باغبانی بهاری آماده شد می کارند .هنگامی که ریسک بالای از آسیب سرما و یخ بندان شبانه محافظت کند برای نتایج بهتربرای باغبانی خیلی زودمحافظ پلاستیکی سیاه و یا پوشش های قفسه ای

آویزان  برای فراهم کردن گرما ومحافظت آنها در برابر سرما تهیه کنید.برای نتیجه بهتر باریسک پایین تر نهال ها را وقتی که خاک گرم است فورا بعد از تاریخ یخبندان منطقه تان بکارید .برای برداشت پاییزه و ذخیره سازی گوجه های زمستانی زود رس گیاهان دیر رس شاید از اواخربهار تا اواسط تابستان باشند .که بستگی به طول و مدت فصل رشد دارند.این گیاهان دارای مزیت های از قبیل افزایش توان وقدرت ورهای از بیماری ها وآفت ها را دارند اغلب آتها از لحاظ کیفی محصول اولیه بهتری نسبت به برداشت های بعدی گوجه فرنگی از گیاهان بهاری زود رس دارند گیاهان زمانهای بعدی با حداکثر محصول باید قبل ازسرما زدگی محصول در منطق تان چیده شوند (برای بیشتر گونه ها از زمان کاشت نهال تا100روز)

فاصله بندی وعمق:

                                 فاصله لازم به الگوی رشد گونه و شضرایط کشت بستگی دارد فاصله گیاهان پا کوتاه  در هر ردیف 12 اینچ جدا ازهم وتیرچه گیاهان  به فاصله 15تا 24اینچ جدا ازآنها وداربست باغچه گیاهان 24تا36اینچ جدا از هم زده می شود .بعضی از گونه های مخصوص دائم الرشد قوی شاید به4فوت(cm120)بین هر کدام از گیاهان یا 5تا6 ف6وت بین هر ردیف نیاز داشته باشد تا محصول فضای راحت تری داشته باشد .

 

مراقبت از گیاه:

                          زمانی که نهال هایتان راد کاشتید استفاده از کود های شیمیای را آغاز کنید هلف های  هرز اطراف گیاه را به آرامی وبدون آسیب رساندن  به ریشه وجین کنید وآنها را بیل بزنید .مالچینگ(لاشبرگ)استفاده از مالچ توصیه می شود .مخصوصا برای باغداری که می خواهند گیاهانشان را برای تمام فصل برداشت حفظ کنند پلاستیک سیاه یا مواد آلی وحیوانی تا بعد از این که خاک در اوایل تابستان کملا گرم است در نتیجه رشد گجیاه به خاطر دمای پایین وخاک سرد در فصل برداشت کند می شود که نباید به تعویع افتد .

آبیاری  گیاهان بایدبه طور کامل ومنظم در طول دوران طولانی خشک انجام گیرد. گیاهان محدود در مخزنها یا محفظه ها شاید نیاز به آبیاری روزانه یا حتی دفعات بشتر آبیاری داشته باشد.استفاده از کودهای نیتروژن دار یا نیترات آمنیوم به نسبت 1 پوند(28گرمی)در100فیت(300 سانت )از هر ردیف (به مقدار 1قاشق غذا خوری برای هر گیاه )بعد از این که گوجه فرنگی ها ی اول به اندازه توپ های گلف رشد کردندمناسب است.(اگر نیترات آمونیوم در دسترس نبود از کود های شیمیای به نسبت 3 پوند 10-10-10-استفاده کنید )وبه مدت 3تا6 هفته 2بار یا بیشتر استفاده کنید اگر به دنبال استفاده از آن خاک خشک شدآبیاری گیاهان رابه طور منظمو بیشتر ادامه دهید –هرگز کود شیمیای را برروی برگها نریزید .بیشتر باغبانانی که گیاه گوجه فرنگی را در ستون های چوبی ویا داربست یا قفسه ها پرورش می دهند نتیجه ی بهتری به دست می آورند.اگر چه اگر چه همه گونه ها مناسب برای استفاده در ستون چوبی و هرس کردن هستند. قفسه های گو جه فرنگی شاید با سیم های محکم سفت شده ویا با سیم های بافته شده ساخته شده باشند ویا با طرح های متنوع چوبی باشند انتخاب طرح های سیمی یا چوبی که روزنه های بزرگ کافی دارند به میوه اجازه رشد و جابجای بدون له شدن رامی دهد .

در نوع باریک –کوچک و کوتاه که اغلب در باغ های مرکزی فروخته می شود اغلب بدون استفاده هستند که فقط این قفسه ها برای انواع پاکوتاه استفاده می شود .

بیشتر گوجه فرنگی های محدود الرشد جدید به آسانی 3تا4فیت بلند می شوند و گونه های دائم الرشد بلندتر میشوند تا زمانی که سرما زدگی پاییزی شروع شود به آسانی به ارتفاع نزدیک به 6 فیت می رسند .استفاده از قفسه های که به ارتفاع  گونه ها و نوع گونه ها مناسبت دارد و استفاده از بست قلاب های محکم در زمین با استفاده از تی چه یا میله های فولادی خاک گیاهان را از ریشه کن کردن آنها در برابر طوفان های آخر تابستان حفظ می کند .

اخیرا طریقه ی بافت داربست ها برای کارهای تجاری پیشرفت کرده است و در یک باغ  گیاهان کار به خوبی انجام می شود .تیرک های بلند برای هر 2تا3 گیاه در هر ردیف از گوجه فرنگی ها باید محکم نسب شود آتها با بلندی گونه ها ی گوجه فرنگی تان سازگار باشد و مطمئن شوید که آنها در داخل زمین برای جلوگیری از آسیب های باد محکم هستند (این تیرک ها می توانند گوجه فرنگی ها را در برابر باد محافظت کنند )

وقتی گوجه فرنگی ها به سمت بالا رشد کردند ریشه های ظریف می توانند به انتهای ساقه می چسبند این کار تا زمانی که گوجه فرنگی ها به6 اینچ برسند ادامه دارد تا وقتی که گیاهان سراز خاک بیرون می زند اما پوشش برگ نسبت به گیاهان تیرکی بهتر است و میوه قابل دسترس تر نسبت به قفسه ها است .

 

برداشت محصول :

                                 گوجه فرنگی ها باید سفت و رنگ کامل باشد وقتی که آنها در تابستانها وبا متوسط دمای روزانه تابستان در حدود 75درجه فارنهایت برسند دارای بهترین کیفیت هستند.زمانیکه دمای هوا بالا است (دمای هوای 90 در جه فارنهیت یا بیشتر )فرآیند نرم شدگی تسریع مییابد و تسریع رنگ عقب می افتد در نتیجه کیفیت محصول کاهش پیدا مکند .به خاطر این دلیل در طول آب وهوای گرم تابستانی گوجه فرنگی ها یتان را هر روز یا دو روز یک بار بچیند  برداشت میوعه ها وقتی که رنگ آنها را در داخل ساختمان (در دمای 70تا75درجه فارنهایت ) نگه داری کنید .

گوجه فرنگی ها را در کاغذ بپوشانید در دمای 60تا65درجه فارنهایت نگه داری کنید .آنها بغعد ارز گذشت چندین هفته به آرامی می رسند شاید گل گیاهان را بتوان از ریشه در آورد ودر مکانهای قفسه مانند جای که میوه تا مرحله رسیده شدن نگه داری شود آویزان کرد .

 

مشکلات معمولی :

                                 کرم شاخکی گوجه که بزرگ (به طول 2تا3 اینچ )کرمهای حشره ای بزرگ با قطعات سفید رنگ برروی بدن هستند یک کرم با شاخک که بسیار نادر وکمیاب هستند کرم شاخکی گوجه تخم های خود را برروی برگهای وو میوه می ریزند  تعدادیاز کرم ها برروی یک گیاه می توان به راحتی میوه را خراب کند و رشد میوه را متوقف کند .

اگر کرم های شاخکی را با پیله های کوچک وسفید رنگ دیدید آنهارا رها کنید زیا انگل های ریز حشرات می تواند جمعیت کرم های شاخکی را کنترل کند و به راحتی می توانند آنها را به هلاکت برسانند.

قارچ ناقصآفت گیاهی و پژمردگی فوزاریم بیماری های هستند که منجرب به زرد شدن برگ ها –پژمردگی و مرگ نابهنگام گیاه می شود این بیماری ها در باغ ها جای که کیاهانحساسی رشد می کند به وجود می آید اگر آنها شروع به زیاد شدن کردند تنها راه عملی برای مبارزه با آنها استفاده از گونه های مقاوم در برابر آفت های گیاهی فوزاریم است .

آفت زدگی زود رس یکی دیگر از بیماری های است که با شروع لکه های قهوه ای رنگ در برگ های پایینی و گسترش آ«ها به گل گیاه است –در یک کنترل شما می تواند حلقه های راببینید که بالکه هایی گیاه را احاطه کرده اند اگر چه آفت زدگی زودرس بیشتر در برگهای است اما بعضی اوقات برروی ساقه ها هم ایجاد می شودکه می تواندمنجربه ریزش برگ  شوند گونه های((Rma Super  sonic  

بیشترین گونه های مستعد به ابتلا به آفتاب زدگی هستند .

 

لکه دار شدن برگ  که به وسیله ی تعدادی لکه های سیاه به صورت نقطه های سیاه وسفید ریز در مراکز آنها ظاهر می شود که بیشتردر شرایط مرطوببه وجود می آیند .

پوسیدگبی یا فساد در انتهای گل شکوفه دهی –پوسیدگی یا فساد با لکه هی سفت قهوه ای خشک در پایان شکوفه دهی میوه در بعضی از فصول رشد گوجه فرنگی یک امر عادی و معمولی است که منجر به کمبود کلسیم در قسمت های محلی که باعث رشد گیاه و تعییرات وسیع در رطوبت خاک می شودبه ویژه مشکل در هوای گرم بدتر می شود استفاده گهگاه کلسیم در خاک سمپاشی کلسیبم در میان برگها می تواند از پیشرفت این مشکل جلوگیری کند .مطمئن شوید که فرمول طراحی شده برای استفاده برگها یا برای جلوگیری ازآسیب وصدمه به گیاه است .هرس کردن منجر به وارد آمدن فشار به گیاه می شود که منجر آمدن فشار به گیاه می شود که منجر به افزایش پوسیدگی شکوفه ها می شود .بعضی از گونه های گوجه فرنگی بیشتر از بقیه به این شرایط دچار می شوند –مالچ وآبیاری منظم میتواند از ابتلا به این بیماری جلوگیری کند .

آنها به راحتی جابه جا می شوندو میوه را خراب می کنند بنا براین می تواتد کیفیت میوه را که میتواند بعدا بهتر رشد کند خراب کند.

رنگ کم زمانی اتفاق می افتد که دمای زیاد تسریع رنگ قرمز کامل را در گوجه فرنگی های که در آفتاب داغ قراردارند را به تعویع بیندازد .ووقتی که میوه در هوای گرم خشک قرار دارد منجر به لکه هایی در مناطقی از میوه می شود که لکه های بزرگ سفید رنگ هستند این مشکل زمانی شروع می شود وقتی که میوه شاخ وبرگ خود رادر اثر بیماری از دست داده باشد وطبیعتا شاخ وبرگ کمی میوه رسیده راپوشانده باشد .

.

انتخاب وذخیره سازی :

                                       در میان باغ داران گوجه فرنگی ها به خاطر کرتهای کوچک بیشتر مورد علاقه آنها هستند وهیچ مزه ای بهت از یک نوع از آنها که در تابستانها می رسد نیست اگر چه گوجه فرنگی ها در طول سال در دسترس هستند گوجه فرنگی های رسیده در تابستان ها فقط در طول فصل رشد انها دردسترس هستند.

12عدد از گونه های گوجه فرنگی ها دانه و نهال آنها در دسترس است آنها در طبقه وسیع از اندازه –رنگ وشکل قرار د ارند.یک گونه ازگیاه گوجه فرنگی رشد خوبی در گلدانهای بزرگ یاسطل دارد .در حقیقت اگر شما هیچ جای برای کاشت ندارید می توانید با آنها درگلدان بکاریدواغلب اوقات گوجه فرنگ های تازه بخورید اغلب  گوجه فرنگی ها به سه گروه تقسیم می شوند گوجه فرنگی های گرد –گوجه فرنگی های آلویی وگوجه فرنگی های گیلاسی کوچک .

انتخابگونه باید با چگونگی استفاده شما از آنها مناسب باشد گوجه فرنگی های گرده اغلب گونه های گرد وبزرگ هستند که اغلب آبدار ودارای دانه وتخم هستند آنها کاملا مناسب برای خوردن خام گوجه فرنگی هستند .

گوجه فرنگی های آلوی –گوشتی,بادمجانی شکل وقرمز یا زرد رنگ هستند و آنها فوق العاده برای درست کردن  سس ,پیتزا وکنسرو کردن هستند .

گوجه فرنگی های نوع گیلاسی کوچک اغلب برای همه نوع توصیه می شود اگر چه می توان آنها را به دو نصف ,نیم برید و در ظرفی تفت داد-آنها حاوی مقادیر زیادی آب ودانه هستند گوجه های رسیده تازه نباید در یخچال نگهداری شوند .

متا سفانه قراردادن آنها در یخچال  موجب بی مزگی وگوشت آنها تبدیل به خمیری نرمی می شود , طعم و بافت آنها شروع به خراب شدن می کند وقتی که دمای پایین تر  از54درجه فارنهایت باشد .دمای بالای80درجه فارنهایت منجر به خرابی سریع گوجه فرنگی ها می شود گوجه فرنگی ها را دمای اتاق 2تا 3روز نگه داری کرد-اگر در مقابل نور مستقیم خورشید با باشند تا وقتی که آماده برای استفاده شوند (نور خورشید باعث تسریع در رسیدن گوجه فرنگی ها می شوند).

هم چنین یخچال باعث می شود که گوجه فرنگی ها دیر تر و کند تر برسند ,تنها گوجه فرنگی ها یی را که خیلی زیاد رسیده اند وشما می خواهید از این بیشتر نرسند را می توانید در یخچال نگه داری کنید.

مکان گوجه فرنگی های رسیده حسیر های کاغذی است اطراف آن را چندین روزنه سوراخ کنید و آنرا تا بزنید , کیسه ی کا غذی کمک می کند  , که بستگی به مقدار رسیدن آنها دارد معمولا گوج ها 1تا5روز می رسند , هر روز پیشرفت رشد آنها را بررسی کنید.

ارزش غذای و فواید سلامتی:  

متخصصان تغذیه گوجه فرنگی را مناسب برای شما می دانند هم اکنون اطلاعاتی بر پایه ی تحقیقات علمی وجود دارد که گوجه فرنگی حاوی ویتامینcوپتاسیم,فیبر و ویتامین شAکه در بهبود سلامتی نقش فراوانی دارد حاوی بتا- کاروتن است که در بدن تبدیل به ویتامینAمی شود.

گوجه فرنگی ها معمولامنبع از لیکوپن هستند که در بهبئد سلامتی انسان نقشی از گیاهان شیمیای راایفا می کند .تحقیقات نشان می دهد که لیکوپن نقش مبارزه علیه سرطان به خصوص سرطان پروستات را در بدن ایفا می کند .شبیه بتاکاروتن, لیکوپن یک کاروتینویید است که در گوجه فرنگی های قرمز روشن,هندوانه و میوه انگور یافتمی شود ,اگرچه لیکوپن در همه ی گوجه فرنگی های رسیده موجود است اما منبع بزرگی که برای بدن مفید است در گوجه فرنگی های پخته شده یافت می شود .ارزش غذایی (که به اندازه 1فنجان خام خرد شده می باشد )

 

 

   کالری

24

پروتئین

 1.1  گرم

    کربوهیدرات

5.3   گرم

   فیبر غذایی

   1    گرم

       پتاسیم

254  میلی گرم

   ویتامین c

   22 میلی گرم  

    ویتامینA

  133 میلی گرم

 

 

تهیه وآماده سازی:

                               البته گوجه فرنگی ها ی به صورت خام تفت داده ,کبابی وقابل اضافه کردن به بسیاری ازغذااستفاده می شوند استفاده از یک چاقوی دندانه دارویا یک چاقوی خیلی تیز بی دندانه برای خرد کردن یا تکه تکه کردن گوجه فرنگی ها  یا سوراخ و خراش دادن پوست آنها وتبدیل به تکه های کوچکتر کردن خورد می شود –گوجه فرنگی ها را از قسمت ساقه به انتهای گل از جهت صول ببرید تا آب آن در هر تکه بیشتر باقی بماند برای بی رنگ کردنگوجه فرنگی ها وسفید کردن منبع گوجه فرنگی ها آنها را به درون آب جوش در حدود 80ثانیه یا برای سفت تر شدن گوجه فرنگی ها آنها را به مدت طولانی ترقرار دهید .

سپس آنها را را درون کاسه از آب سرد قرار دهید تا وقتی کاسه به اندازه کافی سرد شود –یک تکه از آنرا از ساقه تا به انتها  ببرید ودو باره بریده آن را بر روی پوست بکشید,به آسانی بلند می شود اگر گوجه فرنگی ها به اندازه کافی سفید شده باشند .

تخم گوجه فرنگی , گوجه را به صورت افقی نصف کنید و1نصف آنرا کف دست قرار دهید و آن را فشار دهید تا آبی ژله مانند ودانه های آن را از صافی بگذرانید و باقی مانده ی دانه ها را با نوک انگشتانتان درون پیمانه ای بریزید , آب آن را دور نریزید ,آن را الک کنید وبرای استفاده در نوشیدنی ها دیگریاز آن اسنفاده کنید

 

نگهداری خانگی :   

                               گوجه فرنگی ها برای کنسروکردن ,خشک کردن عالی هستند به وسیله دستگاه های خشک کن (آب زدا)یا خود شما می توانید گوجه هایتان را در برابر آفتاب خشک کنید,استفاده از نوع Romaآلویی که دارای مغز گوشت دار و سفت است همچنین درصد آب کمتری نسبت به بقیه داردنتایج بهتری به دست می آید .در ابتدا گوجه ها را بایدخشک کنید,گوجه ها باید در محفظه های خلاءمانند نگه داری شود آنها را نباید برای مدت طولانی (به مدت1تا2روز)در روغن نگه داری کنید .

تهیه گوجه فرنگی ها در مقیاس صنعتی که به وسیله نور خورشید خشک می شود حتما باید برای جلوگیری از رشد باکتری در روغن نگه داری شوند.

 

منجمد کردن گوجه فرنگی ها:

                                                  گوجه فرنگی ها منجمد به طرز شگفت آوری طعم وتازگی میوه را حفظ می کنند اما بافت آنها لهیده می شود .بهترین استفاده ای که می توان از آنها کرددر پختن سوپ,سس وجوشاندن است .

در منجمد کردن پوست سفت می شوداما به آسانی زمانی که در آب آنها را قرار دهیم پوست بلند می شود یا در فریزرکردن گوجه ها  درون آب سرد پوست گوجه ها پیچیده می شود و به آسانی بلند میشود .

1-کل گوجه رابشوید از ساقه به طرف هسته  آن راببرید.

2-در یک پاکت فریزر کل گوجه ها را یا 1 ربع آنها را قرار دهید و در داخل پاکت را فضای 1اینچی فاصله دهید .

 

 کنسروکردن گوجه فرنگی:

                                               گوجه فرنگی های دائم الرشد یک نوع غذای اسیدی است .برای درست کردن آنها اسید کافی برای کنسرو کردن در محیط آبی قوطی کنسرو ویا در قوطی در قوطی کنسروهای فشرده وجود دارد ,2قاشق غذا خوری شربت لیمو و4قاشق غذا خوری سرکه ویا قاشق غذا خوری اسید سیتریک به این محیط اسیدی اضافه کنید .تقریبا نصفی از این مواد برای یک نیم لیتری کافی است .اسید را مستقیما قبل از این که گوجه فرنگی ها بطری را پر کنید به داخل بطری ریخت,سرکه می تواند طعم آنها را تعییر دهد ,شربت لیمو نتیجه بهتری در تولید محصول دارد .می توان هم  لیموهایتازه وهم از بطری های لیمو استفاده کرد ,اگراسید اضافه کردید مزه یتولیدی شما ترش می شود اگر می خواهید از ترشی جلو گیری کنید یک سر انگشت شکر به هریک از قوطی ها توازن در مزه آنها اضافه کنید.

گوجه فرنگی های سبز نسبت به گوجه های رسیده اسید بیشتری دارند و می توان از آنها برای کنسرو کردن استفاده کرد ,گوجه های تاکستانی رسیده که عاری از هر گونه بیماری هستند , گوجه فرنگی های سفت را برای کنسرو کردنانتخاب کنید 2.5تا3و یا نصف پوند از گوجه فرنگی های تازه برای کنسرو کردن 1 لیتری کافی است .

گوجه فرنگی ها را می توان به صورت خام یا پخته مصرف کرد .

همه ی گوجه های تولیدی باید در قوطی های کنسرو آبیدار تولیدشوند.

تنوع زمان تولیدی آنها بستگی به (سالم بودن ,افشره ,خرد شدن )گوجه های که کنسرومی شوند دارد .اندازه قوطی ها (کوچک یا بطری )خواه به صورت پخته ویا خام استفاده می شود .

گوجه فرنگی های پخته,خرد شده

454گرم گوجه رسیده

2قاشق غذا خوری شربت لیمو

1قاشق چای خوری نمک (اختیاری)

1-شیشه ها را به وسیله ی به دست یا ماشین ظرف شوی بشویید و خوب آب کشی کنید ,بر طبق دستور 2دو قوطی کنسرو سرپوش دار آماده کنید .

2-گوجه فرنگی ها را در آب جاری بشویید و پوست آنها را برطبق دستور العمل بالا(به قسمت آماده سازی گوجه فرنگی ها نگاه کنید )پوست بگیرید .قسمت های بی رنگ و یا قسمت های کبود را برش بزنید.

3-گوجه فرنگی ها در حدود454گرم در یک دیگ بزرگ حرارت دهید –آنها رابا یک قاشق یا یک ظرف چوبی له کنید و آنها را به ظرف اضافه کنید,مقداری از آب اضافی آنرا بردارید –به حرارت دادن گوجه هاادامه دهید ودائما انرا هم بزنید تا ازسوختن آن جلوگیری کنید گوجه فرنگی هاشروع به جوشیدن میکنند ودر آخر در حدود 1لیتر از گوجه ها باقی می مانند,باقیمانده ی گوجه ها نیازی به له کردن ندارد ,آنها به وسیله گرما و هم ردن نرم شده اند آنها را به آرامی به مدت 5 دقیقه بجوشانید.

4-شربت لیموی قوطی یا تازه را به علاوه اسید سیتریک یا سرکه را به هر قوطی براساس نسبت های که در بالا توضیح داده شد اضافه کنید اگر دوست داشتید یک قاشق چای خوری نمک به هر کدام و یا 1قاشق چای خوری به هر لیتر از آنها اضافه کنید .

5-فورا شیشه ها را با گوجه فرنگی ها داغ پر کنید و آنها را در حدود  اینچ تا سرقوطی پر کنید ,حبابهای هوا را با یک ظرف پلاستیکی یا یک کاردک پلاستیکی جابه جا کنید ,لبه های قوطی را با یک پارچه نم دار و مرطوب پاک کنید و سرپوش را برروی آن مرتب کنید .

 

 

 

 

 

 

                                                              

                                                                  

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:49 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

درك و تعريف خشكسالی

 

مفهوم

 

    خشكسالی حالتی نرمال و مستمر از اقليم است . گرچه بسياری به اشتباه آن را واقعه ای تصادفی و نادر می پندارند . اين پديده تقريباً در تمامی مناطق اقليمی رخ می دهد ، گرچه مشخصات آن از يك منطقه به منطقه ديگر كاملاً تفاوت می كند . خشكسالی يك اختلال موقتی است و با خشكی تفاوت دارد چرا كه خشكی صرفاً محدود به مناطقی با بارندگی اندك است و حالتی دائمی از اقليم می باشد .

 

    خشكسالی جزء‌ بلايای طبيعی نامحسوس است . گر چه تعاريف متفاوتی برای اين پديده ارائه شده ليكن در كل حاصل كمبود بارش در طی يك دوره ممتد زمانی معمولاً يك فصل يا بيشتر می باشد . اين كمبود منجر به نقصان آب برای برخی فعاليت ها ، گروهها و يا يك بخش زيست محيطی می شود . خشكسالی بايستی در رابطه با برخی شرايط متوسط درازمدت از موازنه مابين بارش و تبخير و تعرق درنظر گرفته شود ، معمولاً در هر منطقه ای يك شرايط خاص بعنوان  “ نرمال ” تعريف می شود .

 

 بعلاوه اين پديده با زمان ( فصل اصلی وقوع اين پديده ، تأخير در شروع فصل بارانی، وقوع بارش در ارتباط با مراحل اصلی رشد گياه ) و نيز مؤثر بودن بارش ها ( شدت ، بارش ، تعداد رخدادهای بارندگی ) مرتبط است .

 

 ساير فاكتورهای اقليمی نظير دمای بالا ، باد شديد و رطوبت نسبی پايين تر غالباً در بسياری از نقاط جهان با اين پديده همراه شده و می توانند به طرز قابل ملاحظه بر شدت آن بيفزايند .

 

    خشكسالی را نبايست صرفاً بعنوان پديده ای كاملاً فيزيكی يا طبيعی درنظر گرفت . تأثيرات آن در جامعه ماحصل ايفا نقشی مابين يك رخداد طبيعی ( بارش كمتر از حد مورد انتظار به دليل تغييرات اقليمی ) و نياز مردم به منابع تأمين آب می باشد . انسانها معمولاً از تأثيرات خشكسالی لطمه می بينند خشكسالی های اخير در هر دو گروه كشورهای توسعه يافته و در حال توسعه نتايج اقتصادی ، تأثيرات زيست محيطی و دشواريهای شخصی به بار آورده كه جملگی باعث شده اند كه آسيب پذيری تمامی جوامع به اين پديده زيانبخش طبيعی مدنظر قرار گيرد . دو نوع تعريف كلی خشكسالی وجود دارد :

 مفهومی و عملی

 

تعريف مفهومی خشكسالی :

 

تعاريف مفهومی كه در قالب اصطلاحاتی كلی بيان می شده به افراد كمك می كند تا مفهوم خشكسالی را درك كنند . بعنوان مثال “ خشكسالی عبارت است از يك دورة ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعی و كاهش عملكرد می شود ” .

 

    تعاريف مفهومی در تبيين سياستگزاری در زمينه خشكسالی نيز حائز اهميت است . مثلاً خط مشی ( سياست كلی ) در زمينه خشكسالی در استراليا تلفيقی از آگاهی نسبت به تغييرپذيری نرمال اقليم در تعريف متناظر آن از خشكسالی می باشد .

 اين كشور ، كمك های مالی به زارعان را صرفاً در رخداد “ خشكسالي های استثنايی ” بلاخص زمانی كه شرايط خشكسالی حادتر از مواردی است كه بعنوان جزيی از ريسك عادی مديريت پروژه درنظر گرفته می شود ، ارائه   می كند .

 تشخيص خشكسالی های استثنايی مبتنی بر ارزيابی های علمی است . پيش از اين زمانی كه خشكسالی از نقطه نظر سياستگزاری كمتر تعريف شده بود و زارعان درك درستی از آن نداشتند ، برخی كشاورزان در مناطق اقليمی نيمه خشك استراليا هر چند سال يكبار تقاضای كمكهايی برای مقابله با خشكسالی داشتند .

 

تعريف عملی خشكسالی :

 

    تعاريف عملی به افراد كمك می كند تا شروع ، خاتمه و درجه شدت خشكسالی را تشخيص دهند . برای تعيين شروع خشكسالی تعاريف عملی ، ميزان انحراف از ميانگين بارش يا ساير متغيرهای اقليمی در طول يك دوره زمانی را مشخص می كند . اين امر معمولاً با مقايسه وضعيت فعلی نسبت به متوسط های گذشته كه غالباً مبتنی بر دوره آماری30 ساله است انجام می شود .

 

 حد آستانه تعيين شده به عنوان شروع يك خشكسالی ( مثلاً 75 درصد بارش متوسط در طول يك دوره زمانی مشخص) معمولاً‌ بيشتر به صورت قراردادی انتخاب می شود تا بر مبنای رابطه دقيق تأثيرات خاص آن بر محيط . 

    در تعريفی عملی از خشكسالی برای كشاورزی مقدار بارندگی روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه می شود تا سرعت ( نرخ ) تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط برحسب ميزان تأثيرات خشكسالی بر رفتار گياه ( يعنی رشد و عملكرد ) در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد .

    تعاريفی نظير اين مورد را می توان در ارزيابی عملي شدت و اثرات خشكسالی براساس متغيرهای هواشناسی ، رطوبت خاك و شرايط گياه در طی فصل رشد مورد استفاده قرار داد و مستمراً تأثير بالقوه اين شرايط را بر عملكرد نهايی ارزيابی كرد . بعلاوه اين تعاريف عملی در تحليل تناوب شدت و تداوم خشكسالی برای يك دوره تاريخی مفروض نيز كاربرد دارند . ليكن چنين تعاريفی نيازمند داده های جوی در مقياس های زمانی ساعتی، روزانه ، ماهانه و ساير مقاطع زمانی و احتمالاً داده های مربوط به تأثير پذيری از پديده نظير عملكرد محصول بسته به ماهيت تعريف ، مورد استفاده قرار می گيرند .تدوين ماهيت اقليم شناسی خشكسالی يك منطقه ، و درك بيشتری از خصوصيات و احتمال وقوع مجدد در شدت های مختلف اين پديده بدست   می دهد .

 اطلاعاتی از اين نوع در تهيه راهبردهای تقليل اثرات و واكنش اين پديده و طرحهای آمادگی بسيار سودمند است .

 

جنبه های مختلف در زمينه خشكسالی :

هواشناسی ، هيدرولوژيكی ، كشاورزی و اقتصادی - اجتماعی

   

خشكسالي هواشناسي :

 

     معمولاً براساس درجه خشكی ( در مقايسه با مقادير نرمال يا ميانگين ) و طول دوره خشكی تعريف می شود . تعاريف خشكسالی هواشناسی بايستی به صورت موردی برای هر منطقه خاص درنظر گرفته شود چرا كه شرايط جوی كه موجب كمبود بارش می شود ، از       منطقه ای به منطقه ديگر شديداً تغيير می كند .

 بعنوان مثال برخی تعاريف خشكسالی هواشناسی معرف دوره هايی از خشكسالی براساس تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص هستند . اين سنجه صرفاً برای مناطقی كه مشخصاً دارای رژيم های بارندگی ادواری هستند مانند جنگل های استوايی ، اقليم معتدل نيمه حاره يا اقليم مرطوب عرضهای ميانی مناسب است .

 مناطقی نظير مانائوس ( برزيل ) نيواورلئان لوئيزيانا ( آمريكا ) و لندن ( انگليس ) مثالهايی از اين مناطقند . مشخصه ساير مناطق اقليمی الگوی بارش فصلی است . نظير مناطق مركزی آمريكا ، شمال شرق برزيل ، غرب آفريقا و شمال استراليا .

    وجود دوره هايی طولانی بدون بارندگی امری عادی در مناطقی نظير اوباها ، نبراسكا( آمريكا ) ، فورتالزا ، سئار ( برزيل ) و داروين ( استراليا ) است . در اين موارد ، تعريفی مبتنی بر تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غير واقعی است . درساير تعاريف رابطه ای مابين ميزان انحراف واقعی بارش به مقادير متوسط ماهانه ، فصلی يا سالانه برقرار می شود .

 

خشكسالی كشاورزی :

 

    خشكسالی كشاورزی اثرات ويژگيهای مختلف هواشناسی يا هيدرولوژيكی خشكسالی را به اين پديده كشاورزی بويژه كمبود بارش ، اختلاف بين تبخير و تعرق واقعی و پتانسيل ، كمبود رطوبت خاك ، افت سطح آب زيرزمينی يا مخزن و … مرتبط می سازد . نياز آبی گياه بستگی به شرايط جوی غالب ، خصوصيات زيستی گياه خاص ، مرحله رشد آن و خصوصيات فيزيكی و بيولوژيكی خاك دارد .

 تعريفی خوب از خشكسالی كشاورزی آن است كه بتواند حساسيت متغير گياهان زراعی را در طی مراحل نمو گياه از سبز شدن تا بلوغ لحاظ نمايد . كمبود رطوبت در لايه های فوقانی خاك به هنگام كاشت می تواند باعث تأخير جوانه زنی شود كه موجب كاهش تراكم بوته در هكتار و نقصان عملكرد نهايی گردد .

 ليكن چنانچه رطوبت خاك فوقانی(سطح الارضی) براي نيازهای مراحل اوليه رشد كافی باشد كمبودهای رطوبتی درلايه های زيرين خاك در صورت تأمين نيازهای آبی گياه بوسيله بارندگی يا آبياری بر عملكرد نهايی گياه تأثير چندانی نخواهد داشت .

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 9:47 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

گل قاصد

Taraxacum officinale

Dandelion

گیاهی است چندساله،تکثیر آن از طریق بذر و جوانه های ریشه است.دارای ریشه های زیرزمینی عمیق و کلفت و ابدار می باشد.برگهای قاعده ای گیاه از یک نقطه منشعب شده و به طوقه متصل گردیده اند.برگها طویل و باریک و دارای بریدگیهای عمیق می باشد که در قسمت بریدگی نوک تیز می باشند. ساقه گل دهنده طویل و توخالی و مودار است.روی هر ساقه گل دهنده یک گل به وجود می اید.دارای گلهای اشعه ای به رنگ زرد تا نارنجی می باشد.این گلها به وسیله براکتهایی پوشیده شده اند و مجموعا قسمت سر را تشکیل می دهند.بذرها قهوه ای متمایل به زرد،باریک و دارای زوائد چتر مانند که به وسیله یک زائده منقار مانند به بذر منتقل می شوند.

 


گل قاصد در بسیاری از خاکهای مرطوب،مراتع،چراگاها و پارکها یافت می شود و در بیشتر فصول سال به گل نشسته و به شدت مورد علاقه گاو وگوسفندان است.همچنین در مزارع گندم و جو،و زمینها

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 1:16 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 


آمریکایی ها اولین کنندگان از ذرت بودند استفاده

ذرت تا قبل از سال 1492 میلادی (سال کشف آمریکا) در قاره آسیا، اروپا و آفریقا بعنوان یک گیاه زراعی شناخته شده نبود. اما این گیاه را از قرنها قبل در آمریکا مرکزی می شناختند و توسط مردم سرخ پوست آمریکا کشت می شد و بهمین سبب نام لاتین آن از یکی از طوایف سرخ پوست بنام Marisi Mahig گرفته شده است.

کریستف کلمب کاشف آمریکا برای اولین بار دانه ذرت را از آمریکا به اروپا برد و نام Mais را به آن داد. سپس طی سالیان دراز بذر ذرت از طریق کشور پرتقال به آفریقا و جنوب اروپا تا هندوستان و چین برده شد. حدس زده می شود که دانه این گیاه مانند غلات دارای پوشینه هایی بوده و بر حسب جهش بصورت بلال امروزی درآمده است.

سالیانه بیش از صد میلیون هکتار از اراضی زراعی دنیا به کشت ذرت اختصاص پیدا می کند و بعد از گندم بزرگترین سطح کشت را اشغال می کند، در حالیکه تولید محصول آن بعد از گندم و برنج قرار دارد. اهمیت محصول و بالا بودن سطح زیر کشت زیاد این گیاه بعلت قدرت تطابق آن با شرایط گوناگون اقلیمی می باشد، بدین جهت جزو عمده ترین محصولات مناطق معتدله، معتدله گرم، نیمه گرمسیر و مرطوب بشمار میرود.

این گیاه بعلت ارزش غذایی خاصی که دارد مورد توجه کشورهای مکزیک، پرو، کشورهای آمریکای مرکزی و اغلب کشورهای آمریکای جنوبی قرار دارد. طبق شواهد مختلف و متعدد چنین به نظر می رسد که کشت و کار ذرت قرنها قبل توسط بومیان این مناطق نیز رواج داشته و آنها در اصلاح آن سهم زیادی داشته اند و حتی ارقامی از آن تهیه کرده اند. ذرتی که مورد توجه خاص سفید پوستان قرار گرفتهاست ذرت دندان اسبی بوده که دارای قدرت تطابق پذیری بیشتری با شرائط مختلف آب و هوایی است.

 مزرعه ذرت     

مختصری از گیاه شناسی ذرت
ذرت گیاهی است یک پایه (Monoique-Monoecious) بدین معنی که گلهای نر و ماده جدا از هم ولی بر روی یک پایه قرار دارند. گلهای ماده ذرت از جوانه ای که در قاعده غلاف برگ وجود دارد تولید می شود. محور سنبلچه ای ذرت بعد از تکامل تبدیل به مغز بلال ( چوب محور بلال ) شده که روی محور بلال سنبلچه های متعددی بطور جفت قرار می گیرند که هر کدام دارای دو گل مونث می باشند. از محل تخمدان میله بلند و باریکی بنام خامه (style) خارج می گردد که در روی آن کلاله (stigma) ظریف و کرکداری وجود دارد. این میله بلند از راس پوسته دور بلال خارج و ظاهر می گردد. اولین میله خامه از تحتانی ترین قسمت بلال و آخرین آن از قسمت انتهایی بلال خارج می شود. میله خامه احتیاج بمدت زمانی در حدود 5 تا 10 روز برای تشکیل دارد. میله خامه در تمام طول خود مستقیما می تواند گرده های مذکر را بپذیرد.

تعداد بلال های ذرت در هر گیاه بسته به واریته های مختلف، کاملا متفاوت بوده و بین یک تا 12 عدد در نوسان است. اندام نر گیاه ذرت در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشه و خوشه های فرعی قرار دارد که در روی این خوشه یا خوشه های فرعی دو سنبلچه یکی بلند و دیگری کوتاه بطور منظم قرار گرفته است. هر سنبلچه دارای دو گل و هر گل دارای سه پرچم می باشد. همانطور که اشاره شد ذرت گیاهی است یک پایه و در نتیجه بعلت جدا بودن اعضای زایشی گرده افشانی آن بطور مستقیم بوده و گرده های گل به طرق مختلف بر روی اعضای مونث انتقال پیدا می کنند.


دانه های زیبا و خوشمزه ذرت

در نتیجه گرده افشانی آزاد ممکن است حدود 1 تا 15 درصد، عمل گرده افشانی مستقیم در ذرت صورت بگیرد. گرده های ذرت تقریبا در تمام ارقام یک تا پنج روز قبل از ظهور اعضای مذکور می رسند ( Protandry ) گل کردن ذرت مدت چند روزی بطول می انجامد. بعد از آنکه میله پرچم خارج گردید از کیسه گرده مقادیر بسیار زیادی گرده های سبک آزاد می گردد. آنطور که محاسبه شده است گیاه ذرت برای گل ماده حدود 25000 دانه گرده تولید می کند. گرده افشانی غیر مستقیم ذرت بیشتر بوسیله باد صورت می گیرد و باد می تواند تا چندین کیلومتر گرده ها را منتقل کند.

  • دانه ذرت میوه ایست گندمه (Caryopsis) و پوسته آن فقط شامل پوسته میوه (Pericarp) است. ذرت دارای ساقه های راست و مستقیم بوده و ممکن است طول آن در مناطق خشک تا هشت متر هم برسد. جالب است بدانید که برای تشکیل یک کیلوگرم ماده خشک ذرت در حدود 315 تا 415 لیتر آب احتیاج است.

    بطور متوسط ترکیبات شیمیائی دانه خشک ذرت بشرح زیر می باشد:

    77% : نشاسته
    9% : پروتئین
    5% : روغن
    5% : پنتوزان
    2% : قند
    2% :خاکستر

    انواع ذرت
    اصولا ذرت یک گونه است ولی از ارقام و واریته های متفاوتی تشکیل شده است :

  • ذرت دندان اسبی (Zea mays var. indentata)
  • ذرت بلوری (Zea mays var. indurata)
  • ذرت آردی (Zea mays var. amyalcea)
  • ذرت پاپ کورن (Zea mays var. everta)
  • ذرت غلاف دار (Zea mays ver. tunicate)
  • ذرت مومی (Zea mays var. ceratina)
  • ذرت شیرین (Zea mays var. saccharata)

 

 



 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 1:5 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

1- پنبه از مهمترین محصولات کشاورزی است که علاوه بر تامین مواد اولیه صنایع نساجی و روغن کشی در اشتغال زائی بخش های کشاورزی ، صنعت و بازرگانی نقش مهمی ایفا می کند. کمتر محصول کشاورزی از نظر قابلیت ایجاد ارزش افزوده و تنوع فرآورده ها ،یارای برابری با پنبه را دارد .
2- قبل از انقلاب اسلامی که دوران رونق پنبه بشمار می رفت تولید سالیانه پنبه محلوج بطور متوسط 165 هزار تن بوده که حدود 50 درصد آن به خارج صادر و باقیمانده در صنایع نساجی کشور مصرف می شد .بعد از وقوع انقلاب اسلامی عوامل متعدد موجبات کاهش شدید سطح کشت و تولید پنبه را فراهم نمودند بطوریکه در سالهای اخیر تولید پنبه محلوج تا 50 هزار تن کاهش یافته است.
3- مدیران و کارشناسان صنایع نساجی معتقدند ایران از استعداد های فراوان و برتری های نسبی و پویا در صنعت نساجی برخوردار است. لذا باید از فرصت ها و ظرفیت های موجود برای بهبود کیفیت ،تنوع و حضور در بازارهای جهانی استفاده کرد.این در حالی است که هنوز ظرفیت صنعت نساجی به دلیل ناهماهنگی در تعیین و اجرای سیاست های اقتصادی و مدیریتی به میزان زیادی خالی مانده است.
4- در حال حاضرواردات پنبه انجام می شود.مهمترین صادر کنندگان پنبه به ایران ازبکستان و ترکمنستان می باشند که پنبه آنها علیرغم کیفیت پایین از نظر میکرونری ( مقاومت کمتر نساج ) ،به دلیل ارزانتر بودن وارد می شود. برای حمایت از پنبه تولید داخل،برواردات آن تعرفه تعیین شده است.اما صنایع نساجی توانسته اند با پوشش ظاهرا قانونی این مانع را دور بزنند و با واردات پنبه ای که ظاهرا از نوع الیاف بلند می باشد که رقیب داخلی ندارد (پنبه ایران از نوع الیاف متوسط می باشد ) بدون پرداخت تعرفه اقدام به واردات پنبه نمایند..
5- صنایع نساجی کیفیت پائین پنبه داخلی را مانع تولید نخ های ظریف می دانند به اعتقاد آنها ماشین آلات مناسب و آزمایشگاه های مجهزی در کشور وجود دارد ولی پائین بودن کیفیت پنبه داخلی شرایط لازم برای تولید نخ های ظریف را ایجاد نمی کند و همچنین باعث کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می گردد لذا می گویند با واردات پنبه فقط به دنبال تامین مواد اولیه مورد نیاز خود هستند.
6- ایران در حال حاضر صادرات پنبه ندارد.از دلایل آن می توان به پائین بودن قیمت جهانی پنبه ،راندمان بالای پنبه مجلوج و هزینه تولید کمتر در سایر کشورها اشاره نمود. در برخی سالها مقدار زیادی پنبه مازاد بر نیاز صنایع نساجی ،انبار می شود و راهی به بازار های جهانی نیز پیدا نمی کند. برای خروج از این بن بست پرداخت یارانه صادراتی پنبه محلوج در شورای اقتصاد کشور مطرح اما مورد قبول واقع نشده است
7- وزارت جهاد کشاورزی همواره نگران کاهش سطح کشت پنبه است و غالبا افزایش قیمت و پرداخت یارانه را چاره ساز کاهش سطح کشت و تولید پنبه می داند. مدیران بخش کشاورزی تسریع در پرداخت یارانه به پنبه کاران را موجب جلوگیری از کاهش سطح زیر کشت بیشتر این محصول در سال آینده می دانند.
8- صاحبان صنایع نساجی هم معتقدند اگر می خواهیم به هرقیمتی از پنبه کشور دفاع کنیم بدان یارانه دولتی بدهیم نه آنکه حمایت از آن را بر دوش صنایع نساجی بیندازیم .
9- در سال 85 قیمت پنبه محلوج کشورافزایش یافت و بر شرایط بحرانی تولید این محصول پر اهمیت صنعت نساجی دامن زد.مديرعامل صندوق پنبه ايران می گوید: در جهت كاهش بحران محصول پنبه و باتوجه به كمبود نياز داخلي صنايع نساجي دولت تعرفه 15 درصدي واردات پنبه را كاهش دهد.وي گفت: تاكنون 75 هزار تن پنبه محلوج توليد شده است كه باتوجه به احتياج 150 هزار تني صنايع نساجي ،وزارت جهاد كشاورزي با كاهش تعرفه‌هاي وارداتي براي تامين پنبه مورد نيازصنايع اقدام كند.
10- صنایع نساجی همواره بر آزادی واردات پنبه و کنترل قیمت آن تاکید می کنند. این صنایع کمتر توان رقابت با رقبای خارجی را دارند و همواره گرانی پنبه محلوج تولید داخل را به عنوان عامل این ناتوانی ذکر نموده اند .
11- متولیان کشت و تولید پنبه همواره افزایش قیمت پنبه و پرداخت یارانه به تولیدکنندگان را ضامن افزایش سطح کشت و تولید پنبه می دانند.
وبالاخره :
قیمت پنبه تولید داخل نسبت به قیمتهای جهانی آن بیشتر است.لذا یارای رقابت با سایر محصولات و حضور در بازارهای جهانی را ندارد. صنایع نساجی گرانی پنبه داخلی را از عوامل اصلی افزایش هزینه ها و پائین بودن کیفیت آن را مانع تولید نخ های ظریف ،کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می دانند. لذا تمایل به واردات پنبه با قیمتهای جهانی دارند.
واما :
چه کسی به ضرورت افزایش کارائی پنبه کاران ،بهبود بهره وری عوامل ، کاهش هزینه تولید وتحول فناوری در مزارع پنبه ، بهبود راندمان و کیفیت پنبه محلوج ، معرفی ارقام پربازده ، نوسازی وتحول صنایع نساجی و بهبود کیفیت تولیدات آن ، فعلیت بخشیدن به استعداد ها و برتری های نسبی و پویا در صنعت نساجی ، حضور در بازارهای جهانی و حاکمیت اصل رقابت (مکانیسم عرضه و تقاضا ) در عرصه تولید ، تجارت و قیمتگذاری پنبه می اندیشد؟
براستی :
پنبه ایران قربانی ناکارآمدی در عرصه های تولید ،بازار رسانی ،فرآوری و تجارت جهانی نیست؟

 

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 1:4 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 


گندم، گل آذین سنبله ای دارد. از هر گره آن معمولاً یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه به وجود میآید. گاهی تعداد گلچه ها به 9 هم میرسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک

درونی (پالئا) قرار گرفته است.
برگ های گندم مانند برگ های سایر غلات (به جز ذرت و ارزن)، نازک و کم عرض بوده و زبانه های کوچکی دارند. میوه گندم با توجه به گونه آن، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل این بخش هاست

گیاهک: یا رویان که تقریباً 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل میدهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولاً در تهیهٔ آرد گندم جدا میکنند. سبوس: همان پوستهٔ دانه است و تقریباً 14 درصد از وزن دانه را تشکیل میدهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحلهٔ آرد سازی از دانه جدا می کنند و معمولاً برای خوراک دام مورد استفاده قرار میگیرد. آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته ای دانه گندم است و تقریباً 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل میشود. آندوسپرم دارای دانه های نشاسته ای و مواد پروتئینی می باشد که دانه های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئین های موجود در دانه است، بهم چسبیده اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت میکند. همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین مینماید. گندم های قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می گردد

 


آب و هوای مناسب برای رشد گندم
شرایط ایده آل برای رشد گندم، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می باشد. بنابراین در مناطقی که زمستان های سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرمازدگی زمستانی مواجه می شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی تواند به مدت طولانی، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگ های کوچک و در نتیجه روزنه های کوچکتر می شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند

انواع گندم
معمولاً گندم ها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه هایشان از نظر رنگ، بافت، شکل و... با هم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز با هم تفاوت می کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می نمایند. دانه گندم، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می گیرد. عمق این شیار در گندم های پاییزه زیاد و در گندم های بهاره کم است. طرفین این شیار در گندم های بهاره گرد و در گندم های پاییزه گوشه دار می باشد
گندم بهاره گندم بهاره: گندم بهاره همان طور که از نامش پیداست، در اوایل بهار کاشته می شود. پس از جوانه زدن، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می کنند. گندم بهاره را معمولاً در نواحیی کشت می کنند که گندم پاییزه نمی تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق، مقاومت نماید. البته میزان محصول دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولاً پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتی گراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می کارند. اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود
گندم پاییزه گندم پاییزه: این نوع گندم در نیم کره شمالی، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتی گراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می زند. سپس در فصل زمستان، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می ماند و با آغاز فصل بهار، مجدداً رشد و نمو خود را آغاز می کند. معمولاً در یکی از ماه های خرداد، تیر یا نهایتاً مرداد، دانه می رسد و آماده برداشت می شود.
گندم بهاره برای آن که به مرحلهٔ گل دهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دورهٔ سرما را پشت سر نمی گذارد، نمی تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد
.
گندم های پاییزه به نسبت گندم های بهاره ریشه های عمیق تر و پرپشت تری دارند که تا 200 سانتی متر در خاک نفوذ می کنند. این امر ناشی از آن است که گندم های پاییزه فصل رشد طولانی تری دارند
.
شرایط مناسب برای رشد گندم

خاک: خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب، برای رشد گندم مناسب است. اصولاً میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران)، در خاک های ریز بافت بیشتر است، چون این قبیل خاک ها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می کند)، معمولاً گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی گیرد. آب: گندم هم مانند سایر گیاهان نمی تواند در خاک خشک جوانه بزند. گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی درخاک، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندم های پاییزه معمولاً فرایند جوانه زنی را با مشکل مواجه می نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیهٔ جوانه، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
رشد گندم

گیاه گندم و دیگر انواع غلات، مانند بسیاری از گیاهان دو مرحله رشد دارند: رویشی و زایشی. جوانه زنی، سبز شدن و پنجه زدن جزء مرحله رویشی و ساقه رفتن و تشکیل گل آذین و دانه جزء مراحل زایشی گیاه می باشد. برای کنترل و تنظیم رشد گندم، از مواد تنظیم کننده رشد استفاده می کنند. یکی از این مواد سیکوسل (با نام تجاری CCC ) است. نام علمی این ماده شیمیایی، 2- کلرو اتیل متیل آمونیوم کلرید است که:
غشاء یاخته گندم را زیاد می کند. تعداد دسته های آوندی در ساقه را زیاد می کند. رشد ریشه را افزایش داده و مقاومت بوته های گندم در برابر خشکی را زیاد می کند. کارآیی گندم در مصرف آب را بالا می برد. پس می توان گندم را در مناطق کم باران هم کاشت و محصولی به خوبی محصول نواحی پرباران، تولید نمود. مقاومت گندم را نسبت به شوری خاک زیاد می کند. بهتر است که از کودهای نیتروژن و فسفردار برای رشد گندم استفاده شود. پتاسیم هم برای رشد گیاه گندم لازم است
.

آفات و بیماری های گیاه گندم

زنگ، که عاملی به نام Puccinia آن را ایجاد می کند، مهم ترین بیماری گندم به شمار می رود که شامل زنگ ساقه، زنگ برگ، زنگ خطی و زنگ نواری می شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می باشد. تشکیل حفره های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه، برگ، غلاف و... هستند از علائم این بیماری می باشند. این قارچ ها از کارآیی گیاه در مصرف آب می کاهند، بافت های گیاه را تخریب می کنند و تعداد دانه های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می دهند.
سیاهک، یکی از بیماری های قارچی گندم است که می تواند به صورت سیاهک آشکار، سیاهک برگ، سیاهک پنهان معمولی و... ظاهر گردد. سیاهک پنهان، مهم ترین و رایج ترین و در عین حال، مخرب ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصاً به گندم پاییزه وارد می آورد
.
بجز اینها، پوسیدگی جوانه و ریشه هم بیماری هایی هستند که قارچ ها آنها را به وجود می آورند و این بیماری ها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه ای تا حدی از این بیماری ها جلوگیری می نمود، اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماری ها استفاده می کنند
.

زمان برداشت محصول

زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی، رطوبت نسبی، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد.
امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می شود. در روش سنتی، بوته های گندم را از فاصلهٔ چند سانتی سطح خاک، درو نموده و به صورت دسته های کوچک در می آورند. سپس این دسته ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می کوبند. زمان صحیح برداشت گندم، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد
.

موارد مصرف گندم مواد مغذی آن

بر خلاف سایر غلات، گندم را می توان از طرق مختلف از جمله در تهیهٔ نان، بیسکوییت، شیرینی، کیک، اسپاگتی، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیهٔ پودرهای لباسشویی هم استفاده می گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می کنند.
انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. مثلاً گندم های نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکوییت سازی، شیرینی پزی و کیک پزی مناسبند، در حالی که از گندم های سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند. آردی که در تهیهٔ شیرینی و کیک و بیسکوییت استفاده می شود، باید نرم و ریز بوده و همچنین پروتئین کمتر و قدرت جذب آب کمتری هم داشته باشد. برعکس، آرد مرغوب برای تهیهٔ نان، باید پروتئین بیشتری داشته باشد و ظرفیت جذب آب آن هم بیشتر باشد. چنین آردی به هنگام تهیهٔ خمیر، زیاد احتیاج به ورزدادن نداشته و در کمترین زمان، ورمی آید. به علاوه چون میزان پروتئین آن زیادتر است، حجم نان به دست آمده از آن بیشتر می شود. میزان گلوتن آرد نانوایی باید 5/11 تا 13 درصد باشد
.
گندم های سخت بهاره و پاییزه، پروتئین بیشتر و گندم های نرم و سفید، پروتئین کمتری دارند. میزان مواد دانه گندم از جمله پروتئین، چربی، نشاسته، سلولز و... در انواع مختلف گندم متفاوت می باشد. پروتئین های موجود در آندوسپرم، متشکل از گلیادین و گلوتنین می باشند. این پروتئین ها از آلبومن، گلوبولین، پروتئوزها و نوکلئوپروتئین ها تشکیل یافته اند. این دو نوع پروتئین در مجاورت آب به گلوتن تبدیل می گردند. وجود همین گلوتن است که سبب برتری گندم نسبت به سایر غلات شده است
.

تهیه آرد گندم

تهیه آرد گندم دارای مراحل مختلفی است. ابتدا گندم را شسته و سپس خشکش می کنند تا کلیهٔ مواد خارجی از آن جدا شود. برای جدا نمودن پرزها و کرک ها از سطح دانه، آنها را صیقل می دهند. برای سفت شدن سبوس و جدا شدن راحت آن از دانه، دانه ها را دوباره خیس کرده و نشاسته موجود در آندوسپرم را برای آسیاب نمودن، آماده می کنند. سپس دانه های گندم را روی غلتک قرار می دهند و بدون خرد شدن، دانه ها را له می کنند. در مرحله دیگری، سبوس و گیاهک از آندوسپرم نشاسته ای جدا می گردد. آندوسپرم را پس از خرد و نرم کردن، از الک های پارچه ای ریز بافت عبور می دهند. آرد گندم به این طریق تهیه می شود. این آرد تقریباً 75 تا 80 درصد وزن دانه گندم می باشد. اغلب آرد را با مواد سفید کننده سفید می کنند و گاهی به آن ویتامین ها یا مواد معدنی دیگری اضافه می نمایند تا ارزش غذایی آن بیشتر شود.
امروزه می توان آردهای گندم مختلف تولید نمود. اگر سبوس و گیاهک را از آندوسپرم جدا نکرده و در تهیه آرد از این بخش ها هم استفاده کنند، رنگ آرد تیره تر می شود، در عوض ارزش غذایی چنین آردی خیلی بیشتر از آرد سفیدی است که سبوس و گیاهک ندارد. البته اغلب افراد این آرد تیره را دوست ندارند. معمولاً از سبوس در تهیهٔ غذای دام استفاده میگردد.

 

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي خاک هاي ايران از نقطه نظر PH

pH خاک هاي فلات مرکزي ايران در اکثر موارد بيش از 7 است و علت آن وجود کربنات کلسيم، سولفات کلسيم و املاح شور و سديمي مي باشد. در بعضي از خاک هاي غني از سديم و کربناتهاي محلول، PH خاک از 9 نيز تجاوز نموده و به 7/9 و حتي بيشتر مي رسد مثلاً خاک غني از سديم ، PH خاک تا 10 افزايش مي يابد. PH حداکثر خاک هاي فلات مرکزي ايران بين 7 تا 5/8 در نوسان است. در خاک هاي جنگلي شمال PH خاک اسيدي بوده و حتي به 2/4 کاهش مي يابد. عامل اسيدي شدن در اين مناطق نزولات آسماني، وجود ماسه سنگها و شنها است.

 

  اصلاح خاک هاي آهکي از نقطه نظر کاهش PH:

همانطور که مي دانيم جذب تعداد زيادي از عناصر معدني در خاک هاي آهکي به کندي انجام مي گيرد در بين اين عناصر مي توان آهن، فسفر ، روي، کبالت ، پتاس و غيره را نام برد. در خاک هاي آهکي ايران مسئله کمبود و عناصر کمياب در حقيقت مطرح نيست زيرا اين عناصر در خاک هستند و حتي به مقدار زياد ولي به علت وجود آهک و يون کلسيم فراوان، جذب عناصر کم مصرف با مشکلات فراوان انجام مي گيرد. براي اصلاح و بهبود خاک هاي آهکي روش و متدهاي زيادي وجود ندارد.

خاک هاي آهکي بي اندازه از مواد آلي فقير هستند و يکي از نقايص اين خاکها کمبود مواد آلي و هوموس هستند. از طرف ديگر با اضافه نمودن مواد آلي مي توان از نقش مضر آهک جلوگيري نمود. روش ديگر عبارت خواهد بود از اضافه کردن کودهاي شيميايي اسيدي کننده خاک، تعداد اين کودها کم و تأثير آنها کند مي باشد. در بين آنها مي توان سولفات آمونيوم را نام برد.  

  اسيديته حقيقي – اسيديته کل :

در خاک دو نوع اسيديته تشخيص داده مي شود: اسيديته حقيقي که آنرا اسيديته لحظه اي (actual acidity) و در واقع همان مفهومي است که تاکنون در مورد PH خاک گفته شد و وقتي از PH به طور کلي نام برده مي شود، منظور اين اسيديته است. بنابراين اسيديته حقيقي خاک نمايانگر غلظت يونهاي هيدروژن آزاد در محلول خاک مي باشد. خاک اسيدي داراي PH کمتر از 7، خاک خنثي داراي PH مساوي 7 و بالاخره خاک قليا داراي PH بيشتر از 7 اسيديته کل در واقع بيان کننده توانايي ضمني خاک در دارا بودن خاصيت اسيدي بيشتر از اسيدتيه حقيقي است به همين جهت آنرا اسيديته پتانسيل (potential acidity) نيز مي نامند. در مفهوم اسيديته کل، يون هاي +H قابل تبادل موجود در خاک که قابل جابه جا شدن به وسيله کاتيونها مي باشند، در نظر گرفته مي شود و اندازه گيري آنهم با تعيين مقدار کاتيون هاي فلزي که جاي هيدروژن قابل تبادل را مي گيرند، امکان پذير است. به طور کلي در ميان واحدها و ترکيبات عمده تشکيل دهنده خاک، عده اي به عنوان عوامل اسيدي و عده اي ديگر در نقش عوامل قليايي عمل مي کنند. از دسته اول رس و هوموس را مي توان نام برد. که همانند يک اسيد ضعيف (اسيدوئيد) اهميت فراوان در خواص فيزيکوشيميايي خاک دارند، در صورتي که آهک و ترکيبات حاصل از آن که در اغلب خاکها کم و بيش يافت مي شود،به عنوان يک عامل قليايي و خنثي کننده ترکيبات اسيدي به حساب مي آيد و بالا فرد در ميان کلوئيدها، هيدروکسيد آهن که از آن به عنوان کلوئيد با خاصيت باز ضعيف (بازوئيد) ياد شده، در دسته اخير قرار مي گيرند.  

 

تغييرات PH خاک :

دامنه تغييرات PH در خاک هاي طبيعي موجود، معمولاً بين حداقل 3 تا 5/3 و حداکثر 11 تا 12 قرار دارد. PH حداقل در خاک هاي باتلاقي و خاک هاي حاوي مقادير قابل ملاحظه سولفات آلومينيوم و PH حداکثر در خاک هاي قليايي مناطق خشک و حاوي مقادير زياد کربنات سديم اتفاق مي افتد. در شرايط يکنواخت مواد اوليه تشکيل دهنده خاک و ساير مشخصات فيزيکوشيميايي يکسان معمولاً هر قدر شستشو در خاکي بيشتر صورت گيرد، به دليل مهاجرت کاتيونها و عوامل قليايي، PH خاک تنزل مي يابد.
در تعقيب بارندگي شرايط فيزيکي خاک از قبيل ساختمان فيزيکي و پايداري آن، وجود عوامل کلوئيدي نگهدارنده کاتيونها (کلوئيدهاي رس و هوموس و بالاخره نفوذ پذيري خاک در به ثمر رساندن تأثير فوق مورد توجه قرار مي گيرند. چگونگي تلفيق اين عوامل با هم در کندي و تسريع خاک و در نتيجه در تغييرات PH آن تأثير مي نمايد. در يک خاک معين،PH داراي تغييرات فصلي است شدت بارندگي در بعضي از فصول سال (حرکت املاح به طرف عمق) خشکي و تبخير زياد خاک سطحي در فصول ديگر (صعود املاح به طرف سطح خاک) انتقال بيشتر شاخ و برگ مرده گياهان به خاک در فصل خزان و بالاخره چگونگي توسعه فعاليت موجودات زنده خاک در مدت سال و تأثير آن در تخريب و تحول مواد آلي، همه و همه از عواملي هستند که کم و بيش در ترکيب و غلظت محلول خاک و در نتيجه در تغييرات فصلي PH تأثير مي گذارند.
عمليات مختلف زراعي دليل ديگري در تغييرات PH خاک است. شخم زياد، زيرو رو کردن خاک و آبياري مداوم همواره موجبات شستشوي خاک را فراهم مي کند، در نتيجه مهاجرت املاح از لايه هاي سطحي خاک به طرف اعماق در شرايط زهکشي مناسب در تغييرات PH خاک تأثير دارد در يک منطقه با خاک مشابه، اختلاف PH بين قطعات تحت کشت و آبياري و قطعات بکر و باير مشاهده مي شود)  

 

  اثرات مصرف کودهاي مختلف و ميکروارگانيسم ها روي PH

مصرف کودهاي مختلف در خاک هاي زير کشت، تغييراتي در PH ايجاد مي کند، معمولاً کودهايي از نوع آمونياکي، سولفات، کلرور پتاسيم، سوپر فسفات ، گوگرد ، اوره و خون خشک موجب تنزل PH خاک مي شود، در حالي که کودهاي ديگر مانند سيا ناميد، اسکوري، نيتراتهاي سديم و کلسيم و کود دامي، PH خاک را بالا مي برند. تأثير فعاليت ميکروارگانيسم ها در عمل هوموسي شدن بقاياي آلي تأثير دارند، خواه ناخواه در PH خاک تأثير مي گذارند، چرا که محصول نهايي اين فعاليت در هر شرايط ، نوع مشخص از هوموس است که PH آن با نوع ديگر تفاوت دارد.  

 

PH و حاصلخيزي خاک :

PH را نبايد به تنهايي عامل مستقل براي تعيين حاصلخيزي خاک دانست بلکه، PH معمولي از عوامل مختلف شيميايي است که به عنوان يک معيار قابل اندازه گيري نمايانگر چگونگي تلفيق عوامل مزبور است. در ذکر بهترين رقم PH همواره بايد شرايط ويژه هر منطقه از جمله منابع آب و خاک، آب و هوا و گياهان کشت شده، مورد توجه قرار گيرند. در يک حالت کلي مي توان گفت که اغلب گياهان براي رشد و بازدهي مطلوب، PH حدود خنثي زا مي طلبند. بعضي از گياهان مانند يونجه و چغندر PH کمي قليايي را ترجيح مي دهند (بين 7 تا 5/7 ) و بعضي ديگر مانند سيب زميني و يولاف در PH کمي اسيدي بهتر رشد مي کنند ( بين 5/5 تا 5/6)
PH با خواص فيزيکي و شيميايي خاک و کلاً با رشد و بازدهي گياهان ارتباط دارد. تجمع ذرات کلوئيدي براي تشکيل خاکدانه ها و برقراري ساختمان فيزيکي مطلوب در خاک مستلزم PH متناسب با طبيعت کلوئيد است. PH بالا در خاک هاي قليايي به نقش سديم در پخشيدگي رس و ايجاد لايه هاي فشرده و غير قابل نفوذ کمک مي کند، در حالي که تنزل PH همواره معياري در پيشرفت مراحل اصلاح خاک هاي مزبور به شمار مي رود.
براي قابليت جذب بسياري از عناصر مورد نياز گياهان، حدودي از PH همواره مناسبتر و گاهي ضروري تر است. در اين ميان رابطه فشرده قابليت جذب فسفر يا PH خاک بيش از همه جلب توجه مي کند. آنيون فسفات در PH هاي مختلف ظرفيت هاي متفاوت به خود مي گيرد.

PO4-3 , HPO4-2 , H2 PO4-

صورت هاي مختلف اين آنيون مي باشند که به ترتيب از PH کمتر از 4 تا بالاتر از 9 در خاک ظاهر مي شوند. بهترين شرايط جذب فسفر در خاک براي گياهان 6 تا 7 و براي پتاسيم و گوگرد بالاتر از 6 است و براي ازت 6 تا 5/7 است. اگر PH به عنوان تنها وسيله ارزيابي در اختيار باشد در يک حالت کلي جدول استفاده از اراضي را مي توان به شرح زير ارائه نمود.

1 - PH 3 تا 5/4 نوع نوع خاک فوق العاده اسيد – اراضي باتلاقي – جنگل گونه هاي اسيد دوست
2 – 5/4 تا 5/5 نوع خاک خيلي اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست (چاودار ، گندم سياه)

3 – 5/5 تا 6 HP – نوع خاک اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست ( 4 - تا 75/6 نوع خاک کمي اسيدي انواع زراعت به غير از بقولات آهک دوست
5 – PH 75/6 تا 25/7 نوع خاک خنثي تمام زراعت ها
6 – 25/7 تا 5/8 نوع خاک آهکي يا شور، تمام زراعت ها به غير از گياهان غيرآهک دوست و در صورت شور بودن بايد شرايط آبياري و زهکشي متناسب رعايت شود
7 – از 5/8 به بالا نوع خاک شور يا قليايي ، کشت گياهان مقاوم به شوري (با رعايت نکات لازم در جهت اصلاح اراضي)  

 

  عوامل مؤثر در PH خاک :

در شکل رابطه تقريبي بين PH خاک و قابليت استفاده عناصر غذايي گياه را نشان مي دهد. فعاليت قارچها، باکتريها و اکتينوميست ها نيز در اين شکل نشان داده شده است. براي اصلاح خاک هاي اسيدي که PH آنها کمتر از حد مطلوب باشد مي توان سنگ آهک (کربنات کلسيم) به آنها اضافه نمود. اين ماده طبق واکنش زير خاک عکس العمل نموده سبب اشباع نسبي کلوئيدها با کليسيم مي شود.

PH مناسب براان

نباتات زراعي

سبزيجات

درختان ميوه

برنج 5/6 - 5

اسفناج 5/7 - 6

آلبالو 7 - 6

توتون 5/7 - 5/5

پياز 7 - 5/5

زردآلو 7 - 6

جو 8/7 - 5/6

خيار 7 - 5/5

سيب 5/6 - 5

چغندر قند 8 - 5/6

سيب زميني 5/6 - 8/4

هلو 5/7 - 6

ذرت 5/7 - 5/5

کاهو 7 - 6

گردو 8 - 6

سورگوم 5/7 - 5/5

کلم 5/7 - 6

درختان غير مثمر :

سوژا 7 - 6

گل کلم 5/7 - 5/5

زبان گنجشک 5/7 - 6

گندم; 5/7 - 5/5

گوجه فرنگي 5/7 - 5/5

سرو خمره اي 5/7 - 6

نخود 5/7 6

 

گلهاي زينتي :

 يونجه 8/7 - 2/6

آزاليا 5 - 5/4

 بگونيا 7 - 5/5

 داودي 5/7 - 6

 شمعداني 8 - 6

 ميخک 5/7 - 66

 

   

چون گاز کربنيک فرار بوده از خاک خارج مي شود، واکنش به طرف راست رفته و سبب بالارفتن درصد اشباع بازي خاک و نهايتاً بالارفتن PH مي گردد. چنانچه سنگ آهک به مقدار کافي و به طرز صحيحي مصرف شده و افزودن آن به خاک به فواصل مناسب تکرار شود مي توان PH خاک مزرعه را در حد مطلوبي نگه داشت.
خاک هاي قليايي را نيز با دادن اسيدزا مي توان اصلاح نمود و PH آن را به حد کافي تنزل داده و به سطح مطلوب رساند. بدين منظور مي توان از اسيد سولفوريک يا گوگرد استفاده نمود. اسيد سولفوريک خود اسيدي قوي بوده و افزودن آن به خاک سبب کاهش PH مي گردد. در مصرف آن بايد احتياطات لازمه را به عمل آورد زيرا اين ماده اسيدي قوي و خطرناک بوده و قدرت خورندگي و سوزانندگي شديدي دارد. پاشيدن آن در خاک نيز محتاج به وسايل خاصي مي باشد.  

به جاي اسيد سولفوريک مي توان از گوگرد عنصري استفاده نمد. اين مبدأ در شرايط مناسب خاک توسط موجودات زنده زير خاک اکسيد شده به اسيد سولفوريک تبديل مي شود.
مشهورترين باکتري اکسيد کننده گوگرد Thiobacillus Thiooxidans است که در خاک زندگي مي کند و چنانچه جمعيت آن در خاک کم باشد مي توان با افزودن مقداري از خاک حاوي آن به خاک مزرعه مورد نظر با اصطلاح خاک را با اين باکتري تلقيح نمود. مواد اسيدي زاي ديگري نظير سولفات آلومينيوم، سولفات آهن را نيز مي توان براي اسيدي کردن خاک به کار برد. اين مواد به علت گراني فوق العاده در موارد خاصي مانند گلکاري مصرف مي شوند.

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:53 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

بررسي خاک هاي ايران از نقطه نظر PH

pH خاک هاي فلات مرکزي ايران در اکثر موارد بيش از 7 است و علت آن وجود کربنات کلسيم، سولفات کلسيم و املاح شور و سديمي مي باشد. در بعضي از خاک هاي غني از سديم و کربناتهاي محلول، PH خاک از 9 نيز تجاوز نموده و به 7/9 و حتي بيشتر مي رسد مثلاً خاک غني از سديم ، PH خاک تا 10 افزايش مي يابد. PH حداکثر خاک هاي فلات مرکزي ايران بين 7 تا 5/8 در نوسان است. در خاک هاي جنگلي شمال PH خاک اسيدي بوده و حتي به 2/4 کاهش مي يابد. عامل اسيدي شدن در اين مناطق نزولات آسماني، وجود ماسه سنگها و شنها است.

 

  اصلاح خاک هاي آهکي از نقطه نظر کاهش PH:

همانطور که مي دانيم جذب تعداد زيادي از عناصر معدني در خاک هاي آهکي به کندي انجام مي گيرد در بين اين عناصر مي توان آهن، فسفر ، روي، کبالت ، پتاس و غيره را نام برد. در خاک هاي آهکي ايران مسئله کمبود و عناصر کمياب در حقيقت مطرح نيست زيرا اين عناصر در خاک هستند و حتي به مقدار زياد ولي به علت وجود آهک و يون کلسيم فراوان، جذب عناصر کم مصرف با مشکلات فراوان انجام مي گيرد. براي اصلاح و بهبود خاک هاي آهکي روش و متدهاي زيادي وجود ندارد.

خاک هاي آهکي بي اندازه از مواد آلي فقير هستند و يکي از نقايص اين خاکها کمبود مواد آلي و هوموس هستند. از طرف ديگر با اضافه نمودن مواد آلي مي توان از نقش مضر آهک جلوگيري نمود. روش ديگر عبارت خواهد بود از اضافه کردن کودهاي شيميايي اسيدي کننده خاک، تعداد اين کودها کم و تأثير آنها کند مي باشد. در بين آنها مي توان سولفات آمونيوم را نام برد.  

  اسيديته حقيقي – اسيديته کل :

در خاک دو نوع اسيديته تشخيص داده مي شود: اسيديته حقيقي که آنرا اسيديته لحظه اي (actual acidity) و در واقع همان مفهومي است که تاکنون در مورد PH خاک گفته شد و وقتي از PH به طور کلي نام برده مي شود، منظور اين اسيديته است. بنابراين اسيديته حقيقي خاک نمايانگر غلظت يونهاي هيدروژن آزاد در محلول خاک مي باشد. خاک اسيدي داراي PH کمتر از 7، خاک خنثي داراي PH مساوي 7 و بالاخره خاک قليا داراي PH بيشتر از 7 اسيديته کل در واقع بيان کننده توانايي ضمني خاک در دارا بودن خاصيت اسيدي بيشتر از اسيدتيه حقيقي است به همين جهت آنرا اسيديته پتانسيل (potential acidity) نيز مي نامند. در مفهوم اسيديته کل، يون هاي +H قابل تبادل موجود در خاک که قابل جابه جا شدن به وسيله کاتيونها مي باشند، در نظر گرفته مي شود و اندازه گيري آنهم با تعيين مقدار کاتيون هاي فلزي که جاي هيدروژن قابل تبادل را مي گيرند، امکان پذير است. به طور کلي در ميان واحدها و ترکيبات عمده تشکيل دهنده خاک، عده اي به عنوان عوامل اسيدي و عده اي ديگر در نقش عوامل قليايي عمل مي کنند. از دسته اول رس و هوموس را مي توان نام برد. که همانند يک اسيد ضعيف (اسيدوئيد) اهميت فراوان در خواص فيزيکوشيميايي خاک دارند، در صورتي که آهک و ترکيبات حاصل از آن که در اغلب خاکها کم و بيش يافت مي شود،به عنوان يک عامل قليايي و خنثي کننده ترکيبات اسيدي به حساب مي آيد و بالا فرد در ميان کلوئيدها، هيدروکسيد آهن که از آن به عنوان کلوئيد با خاصيت باز ضعيف (بازوئيد) ياد شده، در دسته اخير قرار مي گيرند.  

 

تغييرات PH خاک :

دامنه تغييرات PH در خاک هاي طبيعي موجود، معمولاً بين حداقل 3 تا 5/3 و حداکثر 11 تا 12 قرار دارد. PH حداقل در خاک هاي باتلاقي و خاک هاي حاوي مقادير قابل ملاحظه سولفات آلومينيوم و PH حداکثر در خاک هاي قليايي مناطق خشک و حاوي مقادير زياد کربنات سديم اتفاق مي افتد. در شرايط يکنواخت مواد اوليه تشکيل دهنده خاک و ساير مشخصات فيزيکوشيميايي يکسان معمولاً هر قدر شستشو در خاکي بيشتر صورت گيرد، به دليل مهاجرت کاتيونها و عوامل قليايي، PH خاک تنزل مي يابد.
در تعقيب بارندگي شرايط فيزيکي خاک از قبيل ساختمان فيزيکي و پايداري آن، وجود عوامل کلوئيدي نگهدارنده کاتيونها (کلوئيدهاي رس و هوموس و بالاخره نفوذ پذيري خاک در به ثمر رساندن تأثير فوق مورد توجه قرار مي گيرند. چگونگي تلفيق اين عوامل با هم در کندي و تسريع خاک و در نتيجه در تغييرات PH آن تأثير مي نمايد. در يک خاک معين،PH داراي تغييرات فصلي است شدت بارندگي در بعضي از فصول سال (حرکت املاح به طرف عمق) خشکي و تبخير زياد خاک سطحي در فصول ديگر (صعود املاح به طرف سطح خاک) انتقال بيشتر شاخ و برگ مرده گياهان به خاک در فصل خزان و بالاخره چگونگي توسعه فعاليت موجودات زنده خاک در مدت سال و تأثير آن در تخريب و تحول مواد آلي، همه و همه از عواملي هستند که کم و بيش در ترکيب و غلظت محلول خاک و در نتيجه در تغييرات فصلي PH تأثير مي گذارند.
عمليات مختلف زراعي دليل ديگري در تغييرات PH خاک است. شخم زياد، زيرو رو کردن خاک و آبياري مداوم همواره موجبات شستشوي خاک را فراهم مي کند، در نتيجه مهاجرت املاح از لايه هاي سطحي خاک به طرف اعماق در شرايط زهکشي مناسب در تغييرات PH خاک تأثير دارد در يک منطقه با خاک مشابه، اختلاف PH بين قطعات تحت کشت و آبياري و قطعات بکر و باير مشاهده مي شود)  

 

  اثرات مصرف کودهاي مختلف و ميکروارگانيسم ها روي PH

مصرف کودهاي مختلف در خاک هاي زير کشت، تغييراتي در PH ايجاد مي کند، معمولاً کودهايي از نوع آمونياکي، سولفات، کلرور پتاسيم، سوپر فسفات ، گوگرد ، اوره و خون خشک موجب تنزل PH خاک مي شود، در حالي که کودهاي ديگر مانند سيا ناميد، اسکوري، نيتراتهاي سديم و کلسيم و کود دامي، PH خاک را بالا مي برند. تأثير فعاليت ميکروارگانيسم ها در عمل هوموسي شدن بقاياي آلي تأثير دارند، خواه ناخواه در PH خاک تأثير مي گذارند، چرا که محصول نهايي اين فعاليت در هر شرايط ، نوع مشخص از هوموس است که PH آن با نوع ديگر تفاوت دارد.  

 

PH و حاصلخيزي خاک :

PH را نبايد به تنهايي عامل مستقل براي تعيين حاصلخيزي خاک دانست بلکه، PH معمولي از عوامل مختلف شيميايي است که به عنوان يک معيار قابل اندازه گيري نمايانگر چگونگي تلفيق عوامل مزبور است. در ذکر بهترين رقم PH همواره بايد شرايط ويژه هر منطقه از جمله منابع آب و خاک، آب و هوا و گياهان کشت شده، مورد توجه قرار گيرند. در يک حالت کلي مي توان گفت که اغلب گياهان براي رشد و بازدهي مطلوب، PH حدود خنثي زا مي طلبند. بعضي از گياهان مانند يونجه و چغندر PH کمي قليايي را ترجيح مي دهند (بين 7 تا 5/7 ) و بعضي ديگر مانند سيب زميني و يولاف در PH کمي اسيدي بهتر رشد مي کنند ( بين 5/5 تا 5/6)
PH با خواص فيزيکي و شيميايي خاک و کلاً با رشد و بازدهي گياهان ارتباط دارد. تجمع ذرات کلوئيدي براي تشکيل خاکدانه ها و برقراري ساختمان فيزيکي مطلوب در خاک مستلزم PH متناسب با طبيعت کلوئيد است. PH بالا در خاک هاي قليايي به نقش سديم در پخشيدگي رس و ايجاد لايه هاي فشرده و غير قابل نفوذ کمک مي کند، در حالي که تنزل PH همواره معياري در پيشرفت مراحل اصلاح خاک هاي مزبور به شمار مي رود.
براي قابليت جذب بسياري از عناصر مورد نياز گياهان، حدودي از PH همواره مناسبتر و گاهي ضروري تر است. در اين ميان رابطه فشرده قابليت جذب فسفر يا PH خاک بيش از همه جلب توجه مي کند. آنيون فسفات در PH هاي مختلف ظرفيت هاي متفاوت به خود مي گيرد.

PO4-3 , HPO4-2 , H2 PO4-

صورت هاي مختلف اين آنيون مي باشند که به ترتيب از PH کمتر از 4 تا بالاتر از 9 در خاک ظاهر مي شوند. بهترين شرايط جذب فسفر در خاک براي گياهان 6 تا 7 و براي پتاسيم و گوگرد بالاتر از 6 است و براي ازت 6 تا 5/7 است. اگر PH به عنوان تنها وسيله ارزيابي در اختيار باشد در يک حالت کلي جدول استفاده از اراضي را مي توان به شرح زير ارائه نمود.

1 - PH 3 تا 5/4 نوع نوع خاک فوق العاده اسيد – اراضي باتلاقي – جنگل گونه هاي اسيد دوست
2 – 5/4 تا 5/5 نوع خاک خيلي اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست (چاودار ، گندم سياه)

3 – 5/5 تا 6 HP – نوع خاک اسيدي – اراضي چمني – زراعت گونه هاي اسيد دوست ( 4 - تا 75/6 نوع خاک کمي اسيدي انواع زراعت به غير از بقولات آهک دوست
5 – PH 75/6 تا 25/7 نوع خاک خنثي تمام زراعت ها
6 – 25/7 تا 5/8 نوع خاک آهکي يا شور، تمام زراعت ها به غير از گياهان غيرآهک دوست و در صورت شور بودن بايد شرايط آبياري و زهکشي متناسب رعايت شود
7 – از 5/8 به بالا نوع خاک شور يا قليايي ، کشت گياهان مقاوم به شوري (با رعايت نکات لازم در جهت اصلاح اراضي)  

 

  عوامل مؤثر در PH خاک :

در شکل رابطه تقريبي بين PH خاک و قابليت استفاده عناصر غذايي گياه را نشان مي دهد. فعاليت قارچها، باکتريها و اکتينوميست ها نيز در اين شکل نشان داده شده است. براي اصلاح خاک هاي اسيدي که PH آنها کمتر از حد مطلوب باشد مي توان سنگ آهک (کربنات کلسيم) به آنها اضافه نمود. اين ماده طبق واکنش زير خاک عکس العمل نموده سبب اشباع نسبي کلوئيدها با کليسيم مي شود.

PH مناسب براان

نباتات زراعي

سبزيجات

درختان ميوه

برنج 5/6 - 5

اسفناج 5/7 - 6

آلبالو 7 - 6

توتون 5/7 - 5/5

پياز 7 - 5/5

زردآلو 7 - 6

جو 8/7 - 5/6

خيار 7 - 5/5

سيب 5/6 - 5

چغندر قند 8 - 5/6

سيب زميني 5/6 - 8/4

هلو 5/7 - 6

ذرت 5/7 - 5/5

کاهو 7 - 6

گردو 8 - 6

سورگوم 5/7 - 5/5

کلم 5/7 - 6

درختان غير مثمر :

سوژا 7 - 6

گل کلم 5/7 - 5/5

زبان گنجشک 5/7 - 6

گندم; 5/7 - 5/5

گوجه فرنگي 5/7 - 5/5

سرو خمره اي 5/7 - 6

نخود 5/7 6

 

گلهاي زينتي :

 يونجه 8/7 - 2/6

آزاليا 5 - 5/4

 بگونيا 7 - 5/5

 داودي 5/7 - 6

 شمعداني 8 - 6

 ميخک 5/7 - 66

 

   

چون گاز کربنيک فرار بوده از خاک خارج مي شود، واکنش به طرف راست رفته و سبب بالارفتن درصد اشباع بازي خاک و نهايتاً بالارفتن PH مي گردد. چنانچه سنگ آهک به مقدار کافي و به طرز صحيحي مصرف شده و افزودن آن به خاک به فواصل مناسب تکرار شود مي توان PH خاک مزرعه را در حد مطلوبي نگه داشت.
خاک هاي قليايي را نيز با دادن اسيدزا مي توان اصلاح نمود و PH آن را به حد کافي تنزل داده و به سطح مطلوب رساند. بدين منظور مي توان از اسيد سولفوريک يا گوگرد استفاده نمود. اسيد سولفوريک خود اسيدي قوي بوده و افزودن آن به خاک سبب کاهش PH مي گردد. در مصرف آن بايد احتياطات لازمه را به عمل آورد زيرا اين ماده اسيدي قوي و خطرناک بوده و قدرت خورندگي و سوزانندگي شديدي دارد. پاشيدن آن در خاک نيز محتاج به وسايل خاصي مي باشد.  

به جاي اسيد سولفوريک مي توان از گوگرد عنصري استفاده نمد. اين مبدأ در شرايط مناسب خاک توسط موجودات زنده زير خاک اکسيد شده به اسيد سولفوريک تبديل مي شود.
مشهورترين باکتري اکسيد کننده گوگرد Thiobacillus Thiooxidans است که در خاک زندگي مي کند و چنانچه جمعيت آن در خاک کم باشد مي توان با افزودن مقداري از خاک حاوي آن به خاک مزرعه مورد نظر با اصطلاح خاک را با اين باکتري تلقيح نمود. مواد اسيدي زاي ديگري نظير سولفات آلومينيوم، سولفات آهن را نيز مي توان براي اسيدي کردن خاک به کار برد. اين مواد به علت گراني فوق العاده در موارد خاصي مانند گلکاري مصرف مي شوند.

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:52 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

مقدمه

 

 


سه عامل مهم که موجب پیشرفت سريع کشاورزی در قرن بيستم است عبارتند از :

1-               تغذيه صحيح و متعادل

2-               اصلاح نباتات

3-               مبارزه با آفات

که از اين عوامل نقش تغذيه از همه بيشتر است چون گياهی که تغذيه کافی و متعادل داشته باشد در مقابل بيماريها ، گروهی از آفات و حتی سرما مقاومتر است 

امروزه علم کشاورزی مدرن با تکيه بر تجربيات گذشته حفظ سلامت خاک را سرلوحه برنامه های خود قرار داده است با اين هدف بر مصرف کدهای آلی به شکل خام يافرآوری شده تاکيد دارد و چون اين مواد ضمن تامين نيازهای تغذيه ای گياه موجب بهبود فيزيک خاک افزايش CEC  و نگهداری آب هوموس و تقويت ميکروارگانيسم های مفيد در خاک می شود

ايران با سطح زير کشت باغات پسته بالغ بر360000 هکتار بيشتر سطح زير کشت پسته در دنيا را دارد و بيش از 6% از صادرات کل جهان را به خود اختصاص داده است اين محصول سالانه بيش از 800 ميليون دلار برای کشور ارز آوری دارد و برای صدها هزار نفر به طور متوسط و غير مستقيم ايجاد شغل و در آمد کرده است. ميزان متوسط برداشت محصول در باغات پسته در ايران حدود 1000 کيلوگرم در هکتار می باشد اين در صورتی است که تعدادی از باغداران سالانه تا چندين برابر اين عدد برداشت می کنند ( بالاترين مقدار برداشت پسته در هکتار 14000 کيلوگرم می باشد .   يقنيا يکی از اصلی ترين عوامل موفقيت اين کشاورزان تغذيه صحيح و متعادل است .

ازت { نيتروژن }

نقش ازت :  

ازت اصلی ترين عنصر در رشد درختان پسته مي باشد و با توجه به اينکه قسمت عمده ای از مغز پسته پروتئين است ( 20% ) لذا کمبود اين عنصر کميت و کيفيت محصول پسته را به شدت تحت تاثير قرار می دهد .

علائم کمبود :

1-              کاهش رشد رويشی درخت

2-              کاهش تعداد دانه در خوشه

3-              ريزش جوانه های گل

4-              زردی برگ ها در شاخه های بارده و خزان قبل از فصل

نحوه و زمان مصرف :

اين کودها به دليل حلاليت زياد حتما بايد به صورت گندم پاش در سطح خاک پاشيده شوند همچنين آبشوئی اشکال معدنی اين عنصر زيادبوده و به راحتی می تواند از دسترس ريشه خارج شود لذا اين کودها را بايد در سه نوبت در اختيار گياه قرار داد :

1-   اسفند ماه ( آخرين آب قبل از سبز شدن درختان ) – 50% ازت مصرفی بايد در اين زمان به درخت داده شود که بهتر است از فرم آمونيم ( 4+NH4 ) استفاده شود چون جذب اين فرم ازت بستگی به دمای هوا ندارد و در هوای سرد نيز قادر به جذب شدن می باشد اين مرحله می تواند ضمن رشد رويش کافی موجب افزايش دانه در خوشه شود .

2-   خردادماه (فاز مغز ) – 25% ازت مصرفی بايد در اين زمان به درخت داده شود چون قسمت عمده ای از مغز را پروتئين ( اسيدهای آمينه ) تشکيل می دهد که برای ساختن آن نياز به مقدار زياد ازت دارد و کمبود ازت در اين زمان موجب زردی برگ ريزش جوانه های گل و سال آوری در درخت می شود .

3-   شهريور ماه ( آخرين آب قبل از برداشت محصول ) – 25% ازت مصرفی بايد در اين زمان داده شود که بهتر است از فرم نيترات ( NO3 ) استفاده شود چون بايد سريعا قبل از خزان درختان جذب شود کمبود ازت در اين زمان موجب ريزشدن دانه ( افزايش انس ) دهن بسته و تاخيررشددرسال آينده شود .

تذکر 1- در سال های کم محصول ( OFF ) نوبت دوم خرداد ماه بايد حذف و يا خيلی کم شود .

تذکر 2- در خاک های شور و قليا ( ميکروموس 8000 < EC ) بهتر است در هر سه مرحله فوق فقط از کودهای سولفات آمونيوم استفاده شود .

تذکر 3- برای درختان زير 8 سال (غير بارور ) بايد کود از ته را از اسفند ماه تا پايان تير ماه همراه با هر نوبت آبياری به ميزان خيلی کم مصرف نمايند .

تذکر 4 – چنانچه ازت را به شکل آلی در اختيار گياه قرار داد نياز به استفاده در چند نوبت نيست و فقط سالانه با سک نوبت مصرف نياز گياه برآورده می شود چون ازت در اثر سوخت و ساز مواد آلی و فعاليت ميکروارگانيسم آزاد شده و بتدريج در اختيار گياه قرار می گيرد .

تذکر 5- مقدار مصرف اين کود بستگی به ميزان آب ( دور و عمق آّبياری ) دارد و هرچه ميزان آب مزرعه کمتر شود ما بايد از کود از ته کمتری استفاده کنيم در غير اين صورت موجب پژمردگی برگ و ميوه در ماه های گرم سال ( تير و مرداد سقط جنيني و سوختگی ميوه می شود .

فسفر :

نقش فسفر :

اين عنصر در تقسيم سلولی نقش فعال دارد و با توجه به نقش آن در ATP  در انرژی سازی گياه نيز موثر بودو همچنين در ساختارهای RNA-DNA دخيل است

علائم کمبود فسفر :

1-              باريک شدن شاخه ها

2-              کاهش شاخه های جانبی

3-              نورگرائی شاخه ها مثل درختانی که در سايه کاشت شوند .

4-              برگ ها به رنگ سبز تيره و کثيف ديده می شوند .

نحوه و زمان مصرف :

با توجه به اينکه اسيديته PH  خاک های مناطق پسته خيز بالا می باشد و خاک می تواند به راحتی فسقر را تثبيت نموده و از مصرف آن توسط ريشه جلوگيری کند به همين دليل ما بايد فسفر معدنی را خيلی بيش از حد نياز خاک بدهيم تا خاک قادر باشد به اندازه کافی برداشت نمايد و از طرفی اين کود را حتما بايد به صورت شياری ( تجمعی ) در خاک قرار دهيم که کمترين تماس را با خاک داشته باشد . لذا از اواسط پائيز تا اواسط زمستان بايد شياری به عمق 30 – 40 سانتيمتر يک طرف سايه انداز درختان حفر نمود و کود فسفر را به صورت تجمعی ته شيار قرار دارد.

ميزان مصرف :

به دليل بالا بودن PH خاک در مناطق پسته خيز ميزان نياز پسته به فسفر خاک حدود 25- PPM 30 می باشد تا گياه بتواند به اندازه نياز از خاک برداشت نمايد
( در خاک های مناسب اين ميزان حدود PPM 10 می باشد ) لذا چنانچه در مناطق پسته خيز خاک از نظر فسفر خيلی فقير باشد بايد تا حد 900 کيلوگرم فسفات آمونيوم يا سوپر فسفات ترپيل به خاک اضافه نمود .

البته چنانچه بتوان فسفر را به شکل آلی و PH مناسب در اختيار گياه قرار دارد اين ميزان به شدت کاهش می يابد .

پتاس :

نقش پتاس :

پتاسيم مهمترين کاتيون داخل سلول است و نقش عمده پتاس در گياهان باز و بسته نمودن روزنه ها و تنظيم آب در داخل گياه می باشد . کم آبی سلول سبب اختلال در کار بسياری از آنزيم های درون سلول می گردد .

لذا پتاسيم گياه را در مقابل کم آبی ، شوری ، سرما ، آفات و افلاتوکسين حفاظت
می کند و اين عنصر بيشترين تاثير را در خندانی پسته دارد .

علائم کمبود :

 حاشيه سوختگی منظم حاشيه برگها : حاشيه برگها به صورت نواری منظم به عرض 4-3 ميليمتر و رنگ قهوه ای سوخته که ابتدا در شاخه های حامل ميوه و سپس در تمام درخت ديده می شود .

 1-بالا رفتن ميزان دهن بست در پسته

زمان و نحوه مصرف :

کودهای پتاسه سولفات پتاسيم تنها کود پتاسه ای است که می تواند در باغات پسته مصرف شود . را نيز مانند گودهای فسفره بايد از اواسط پائيز تا اواسط زمستان به صورت تجمعی داخل شياری به عمق 40-30 سانتی متر در انتهای سايه انداز يک طرف درختان قرار داد بالا بودن PH  و رس خاک فرم معدنی اين کود را به شدت تثبيت می کند لذا بايد به نحوی در شيار قرار گيرد که کمترين تماس را با خاک داشته باشد .

ميزان مصرف :

برای استفاده از کودهای پتاسه احتياج به تجزيه برگ و خاک می باشد ميزان پتاسيم در برگ نبايد کمتر از 5/1 باشد و همچنين ميزان پتاسيم خاک نبايد در خاکهای شنی کمتر از 250 پی پی ام و در خاک های رسی 350 پی پی ام باشد به ازای کمبود هر پی پی ام پتاس در خاک بايد مقدار 30 کيلوگرم سلوفات پتاسيم به خاک اضافه شود . البته سقف استفاده از اين کود 600 کيلوگرم در هکتار می باشد .

عناصر کم مصرف ( ريز مغذی ها ):

گياه برای رشد و نمو خود به بعضی از عناصر مثل آهن ، مس ، روی ، منگنز ، بروموليبدن به ميزان کمتری احتياج دارد اما کمبود هر يک از آنها مثل عناصر پر مصرف در گياه ايجاد مشکل می نمايد . به دليل وجود کربنات ها و کمبود مواد الی و نيز شور و قليايی بودن اغلب خاک ها مناطق پسته خيز جذب اکثر عناصر کم مصرف در خاک با مشکل روبرو می شود که بهترين روش موضعی قرار دادن اين عناصر در PH  مناسب و همراه با مواد آلی در خاک می باشد .

آهن :

نقش آهن در پسته :

آهن يک عنصر بسيار مهم در توليد کلروفيل ( سبزينه گياه ) و بسياری از آنزيم های گياهی می باشد کمبود اين عناصر در باغات پسته بيش از هر عنصر ديگری به چشم می خورد که می تواند به شدت رشد گياه و ميزان محصول را تحت تاثير قرار داده و در دراز مدت موجب انهدام و خشکيدگی درخت شود .

علائم کمبود آهن :

1-              رنگ پريدگی و فقدان کلروفيل کافی در برگ ها ( سبز کم رنگ شدن برگها )

2-              کاهش تعداد دانه در خوشه و کوچک شدن دانه ها

3-              ايجاد لکه و يا خشکيدگی غير منظم در سطح برگ در ماه های تير و مرداد

4-              زود شکافی پوست سبز پسته که منتهی به آلودگی پسته به افلاتوکسين می شود

نحوه و زمان مصرف :

با توجه به شکل قليائيت خاک های مناطق پسته خيز و تثبيت شديد اشکال معدنی اين عنصر بايد آنرا به صورت کلات آهن Fe-EDDHA و يا همراه با مواد آلی در اختيار گياه قرار داد که چنانچه همراه با مواد آلی باشد از اواسط پائيز تا اواسط زمستان داخل شياری يکطرف درختان و چنانچه بخواهيم از شکل کلاته استفاده نمائيم از اواسط بهمن تا اواسط اسفند مصرف شود چون اين فرم آهن خيلی زود آبشوئی شده و از دسترس ريشه خارج می شود

ميزان مصرف :

مصرف اين عنصر بر اساس تجزيه برگ توصيه می شود و نبايد غلظت آن در برگ کمتر از 100 پی پی ام باشد . برای برطرف نمودن کمبود اين عنصر به ازای هر 20 تا 15 کيلوگرم کلات آهن Fe-EDDHA به صورت مصرف خاکی در بهمن و اسفند توصيه می شود که با توجه به گران قيمت بودن اين فرم از آهن بهتر است از آهن همراه با مواد آلی با PH پائين استفاده نمود .

مس :

نقش مس در پسته :

مس يکی از اجزای تشکيل دهنده بسياری از آنزيم های گياهی است و نقش عمده آن در توليد انرژی می باشد . مس در درختان پسته بيشترين تاثير خود را در سطح پهنک برگ می گذارد و در صورت کمبود برگهای کوچک می شوند و با کوچک شدن سطح برگ گياه از نظر فتوسنتز و توليد انرژی به شدت تحت تاثير قرار گرفته و موجب ضعف عمومی درخت می شود .

علائم کمبود مس در پسته

1-    ريز و قرمز شدن برگ و ميوه در درختان پسته که در اصطلاح عاميانه به آن سرخو ( قرمزو ) گفته می شود .

2-                سوختگی برگ های جوان در رويش های ثانويه ( رشد صيفی با رشد تيرماهی )

نحوه و زمان مصرف :

بهترين زمان مصرف کودسولفات مس در بهمن و اسفند ماه داخل شياری يک طرفه سايه انداز درختان می باشد . مقدار مصرف اين کود 50 تا 30 کيلوگرم در هکتار می باشد و کمبود اين عنصر عمدتا در آب و خاکهای شيرين پيدا می شود و در خاکهای شور کمتر با کمبود مس روبرو هستيم چون وجود کلر بالا در خاک های شور مس را به صورت شبه کلاته در می آورد که به راحتی توسط گياهان قابل جذب می باشد .

تذکر : محلولپاشی با کودهای کلات مس Cu-EDTA در اواسط ارديبهشت با غلظت 20 پی پی ام برای کمبود اين عنصر توصيه می شود .

روی :

نقش روی :

عنصر روی در ساختار هورمون اکسين ( هورمون رشد ) سهيم می باشد و همچنين اين عنصر در گل انگيزی و توليد گرده و گرده افشانی ضروری است .

علائم کمبودروی :

1-                     تاخير درباز شدن جوانه های گل

2-                     مواج شدن برگها

3-                     کوتاه شدن فاصله ميانگرها  لختی شاخه ها

نحوه و زمان مصرف :

اضافه نمودن سولفات روی به خاک و يا محلولپاشی آن روی درختان پسته در ايران تا کنون نتايج رضايت بخشی نداشته است و احتمالا اشکال ديگری از روی مثل کلات روی امکان دارد مفيد واقع شود . اما يقينا استفاده از فرم غنی شده مواد آلی در PH  مناسب کمبود اين عنصر در باغات پسته را برطرف می نمايد .

بر

نقش عنصر بر در پسته :

افزايش طول عمر دانه گرده و کمک به رشد لوله گرده و گرده افشانی از کارهای اساسی عنصر بر گياه پسته می باشد .

علائم کمبود :

1-     نامتقارن شدن پهنک برگ ( شبيه به اين علائم در اثر فعاليت کنه اريوفيد و نيز پاشيدن علف کش را نداپ روی برگهای درختان پسته نيز آشکا    ر می شود .

2-                     پوک شدن دانه ها

نحوه و زمان مصرف :

اکثر مناطق پسته کاری در ايران از مسموميت بر رنج می برند و ميزان بر در آب خاک و برگ چندين برابر ميزان مورد نياز است ( ميزان مورد نياز بر در برگ پسته 250 پی پی ام می باشد ) و فقط در مناطق خاصی کمبود اين عنصر مشاهده می شود . لذا جهت استفاده از کودهای حاوی بر حتما نياز به تجزيه برگ می باشد . در صورت لزوم می توان از مصرف خاکی اسيدبوريک 50-30 کيلوگرم در هکتار و يا در هنگام تورم جوانه ها ( نيمه دوم اسفند ) می توان از محلولپاشی 2 در هزار اسيد بوريک استفاده نمود .

منگنز :

با توجه به قليائيت و بالابودن ميزان آهک در خاک مناطق پسته خيز می توان انتظار کمبود منگنز در درختان پسته را داشت اما تاکنون کمبود اين عنصر در ايران روی درختان پسته گزارش نشده است .

 

 

موليبدن :

اين تنها عنصر غذائی گياهان است که کمبود آن در خاکهای اسيدی مشاهده می شود و با متوجه به قليائيت خاک مناطق پسته خيز احتمال کمبود اين عنصر متحمل نيست و هنوز گزارشی از کمبود اين عنصر در درختان پسته ايران وجود ندارد .

مواد اصلاح کننده خاک

1-              گچ

2-              ماسه بادی

گچ :

با توجه به قليائيت و آهکی بودن خاک مناطق پسته خيز يقينا گچ يکی از بهترين و ارزانترين روش های اصلاح خاک باغات پسته در ايران می باشد .

فوايد گچ :

تا کنون بيش از 40 اثر مفيد گچ در کشاورزی مشخص شده است که در اينجا به چند اثر بارز آن اشاره می شود .

1-              کاهش PH ( اسيديته ) خاک

2-              کاهش EC ( شوری ) خاک

3-              کاهش SAR ( نسبت جذب سديم )

4-              افزايش نسبت Ca/mg و پيشگيری از مسموميت منيزيم

5-              جلوگيری از مسموميت بر

زمان و نحوه استفاده :

بهترين زمان استفاده از گچ در خاک از نيمه پائيز تا نيمه زمستان است که بايد گچ را در سطح خاک ريخته شخم زده و سپس آبياری سنگين انجام شود .

گچ مصرفی شکل معدنی گچ يا ژيپس ( caso4,2H2O ) می باشد که به گچ شوره معروف است ميزان مصرف گچ تا 150 تن در هکتار می باشد . گچ مصرفی نبايد شور باشد همچنين ميزان آهک آن بالا نباشد ( حداکثر شوری قابل قبول برای گچ مصرفی 6000 ميکروموس می باشد )

 

ماسه بادی :

ماسه بادی در اراضی رسی ، شورو کم آب بسيار مفيد می باشد . گرچه ماسه بادی در خاک های رسی می تواند نقش اصلاح فيزيکی خاک را داشته باشد اما عمده ترين نقش ماسه بادی اصلاح مديريت آبياری ، پيش گيری از تبخير سطحی آب و جلوگيری از صعود نمک به سطح خاک می باشد لذا توصيه می شود ماسه بادی را با ارتفاع 5 تا 8 سانتی متر به صورت يک لايه سطحی در سطح خاک ريخته و سعی شود که از مخلوط شدن با خاک زيرين اجتناب گردد ( به صورت مالچ در سطح خاک ريخته شود ) ماسه بادی مصرفی نبايد شور باشد ( حداکثر شوری مورد قبول برای ماسه بادی 6000 ميکروموس می باشد . ) همچنين ماسه بادی هر چه سياه تر باشد بهتر از ماسه باديهای زرد است .

ماسه بادی را بايد از نيمه پائيز تا نيمه زمستان به سطح خاک اضافه نمود و سپس يک نوبت آبياری سنگين انجام داد تا شوری احتمالی را شسته و از پروفيل خاک خارج نمايد و هرگز در اواخر اسفند و اوايل فروردين ( هنگام سبز شدن درخت ) ماسه بادی گچ يا هر گونه عمليات خاک ورزی را انجام ندهيد چون می تواند به شدت موجب خشکی درختان شود .

شوری درختان پسته :

شوری در درختان پسته مهمترين عارضه فيزولوژيک می باشد و هر ساله خسارات فراوانی را به بار می آورد .

علائم شوری :

1-   حاشيه سوختگی يکنواخت اطراف برگ ها ، اين حاشيه سوختگی به رنگ قهوه ای کم رنگ ( خاکی رنگ ) بوده و به تدريج پيشروی کرده و گاه تمام سطح برگ را فرا گرفته و فقط رگبرگ اصلی باقی می ماند ضمنا اين سوختگی در برگ به صورت موجی ديده می شود ( مثل خشک شدن چای در نعلبکی )

2-              سوختن نوک ميوه های همراه با خارج شدن صمغ

نحوه درمان :

بهترين روش برای مبارزه با شوری انجام آبياری می باشد که بهتر است ابتدا خاک کنار تنه به صورت تشتکی به شعاع 50 سانتی متر برداشته شود و آب داخل تشتک نيز برود . ضمنا چنانچه باغدار قادر به آبياری گل زمين نيست می تواند آب را با تانکر يا ظرف فقط داخل تشتک ها بريزد و از اضافه نمودن کودهای از ته به اين درختان خودداری شود .

ريزبرگی درختان پسته ( قرمز و يا سرخو ) :

در اين عارضه برگ و ميوه درختان پسته ريز و قرمز می شود .و ميوه های پوک می شوند ابتدا اين عارضه در يک درخت در مزرعه يا يک شاخه در يک درخت پديدار می شود اما بعد از چند سال باعث خشک شدن درخت می شود .

نحوه درمان :

عامل عارضه ريزبرگی در درختان پسته کمبود عناصر مس و آهن است که می توان آنرا از طريق خاک در اختيار گياه قرار داده و يا محلولپاشی با فرم کلاته اين عناصر از اواسط ارديبهشت تا اواسط خردادانجام می شود .

اختلاف علائم شوری با بيماری گموز در درختان پسته :

دو عامل خشکيدگی درختان پسته شوری و گموز می باشد ( بيش از 90 درصد از مواد و می توان با علائمی آنها را از هم متمايز نمود . (با نگاه ظاهری به درخت )

1-   در شوری ابتدا برگ و سپس ميوه خشک می شود اما در گموز برگ و ميوه با هم خشک می شوند .

2-              در گموز يکباره به حالت طبيعی خشک می شود . ( سبز خشک )

اما در شوری برگها از حاشيه به صورت منظم شروع به خشک شدن نموده و به تدريج به رگبرگ اصلی می رسد رنگ برگها قهوه ای کم رنگ و اثرات خشک شدن موجی روی برگها ديده می شود .

3-   در گموز ميوه ها به حالت طبيعی خشک می شوند اما در شوری از نوک اکثر دانه های پسته صمغ ترشح شده و سياه می شود و سپس دانه خشک می شود .

4-              درختی که به واسطه گموز خشک شده باشد خود به خود هرگز سبز نمی شود .

اما درختی که به واسطه شوری خشک شده باشد می تواند دوباره از نوک شاخه ها جوانه تازه زرد و سبز شود .


 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:51 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

شبدر زیرزمینی

شبدرها متعلق به جنس تریفولیوم(Trifolium)جزء مهم‌ترین گیاهان علوفه‌ای خانواده لگومینوز ( Leguminous) در مناطق معتدل و مرطوب است که از نظر علوفه‌ای و مرتعی دارای ارزش بسیار زیادی است و در تغذیه دام‌ها نقش بسزایی دارند. شبدرها گیاهی سه برگچه‌ای اند و به همین خاطر اسم علمی آنها از دو کلمه لاتین « Tria» به معنی سه و «  Folia» به معنی سه بر گچه‌ای گرفته شده‌است . تعداد گونه‌های شبدر در دنیا حدود ۳۰۰ گونه ذکر شده که از این تعداد ۲۵ گونه از نظر کشاورزی مهم است که از این تعداد فقط ۹ گونه آنها از جمله شبدر زیر زمینی به صورت تجارتی کشت می‌شوند. بیشترین پراکنش شبدرها در منطقه مدیترانه ‌است، به طوری که در منطقه اورآسیا ۱۶۰-۱۵۰ گونه، آمریکا ۶۵-۶۰ گونه و در آفریقا ۳۰-۲۵ گونه گزارش شده‌ است . بر اساس تحقیقات بانک ژن گیاهی و ذخایر توراثی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر تعداد گونه‌های تاکنون شناخته شده شبدر در ایران حدود ۵۴ گونه‌ است که از این تعداد دو گونه شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum) و شبدر برسیم (Trifolium alexandrium) به صورت وسیع کشت می‌شوند. نام انگلیسی شبدر زیر زمینی Subterranean clover و نام علمی آن (Trifolium subterraneum) است . به شبدر زیر زمینی شبدر زیر زمین هم می‌گویند.

گیاهشناسی شبدر زیرزمینی

گیاهی یکساله با رشد زمستانه، خوابیده یا نیمه خوابیده و افراشته به ارتفاع ۳۰-۱۰ سانتی متر است. از نظر گرده افشانی ، گیاهی خودگشن است و درصد دگرگشنی در آن بسیار اندک است . تعداد کروموزم‌های آن ۱۶ (۱۶=n۲) عدد است . نسبت به طول روز بی تفاوت و بی سایه مقاوم است. گل‌های آن دارای پنج گلبرگ به نام‌های درفش یا استاندارد(یک عدد) بال و ناو (هر کدام دو عدد) است. برگچه‌های آن دارای ۱۲-۸ میلیمتر، گل آذین کپه‌ای و دارای دمگل آذین بلند، کاسه گل در گلهای زایا بدون کرک و با موهای پراکنده در گلهای نازا با دندانه‌های باریک، جام گل سفید با یک نوار مایل به صورتی به طول ۱۰ میلیمتر است. گل آذین وارد زمین شده و میوه‌ها در زیر زمین تشکیل می‌شود. دو جزء عمل کننده در عمل دفن بذر در خاک را زمین گرایی گلها و فشار دمگل‌ها همراه با خمیدگی به عقب کاسه‌های گل عقیم بعد از قرار گرفتن در خاک، عنوان کردند.

پراکنش جغرافیایی شبدر زیر زمینی

به طور طبیعی در جنوب اروپا، ناحیه مدیترانه، بالکان، آسیای صغیر، غرب و جنوب دریای خزر وجود دارد. احتمال می‌رود که این گونه در سالهای ۱۹۴۲ـ ۱۸۲۹ و در دهه ۱۸۶۰ از انگلستان یا جزایر قناری به استرالیا برده شده باشد. شبدر زیرزمینی پس از استقرار و ترویج در استرالیا به دیگر کشورها از جمله اسپانیا و پرتقال برده شده‌ است (کفاش و رجامند (۱۳۶۲)). پراکنش این شبدر را در نکا، گرگان، رشت و لاهیجان گزارش نمودند و در حال حاضر به عنوان یک گیاه مرتعی در استان‌های شمالی مطرح است. در اوایل سال ۱۸۸۹ شخصی به نام هاوارد ( Howard) در نزدیک باکیستون در جنوب استرالیا متوجه شد که شبدر زیر زمینی در استرالیا در ۵۰ سال گذشته باعث افزایش تولیدات دامی و زراعی در میلیون‌ها هکتار از اراضی مناطق نسبتاً خشک استرالیا شده‌است.

نیاز غذایی شبدر زیر زمینی

شبدر زیر زمینی مانند سایر لگوم‌ها قادر است ازت هوا را در خاک به کمک باکتری‌های تثبیت کننده ازت بر روی ریشه خود ذخیره و سبب حاصلخیزی خاک شود. این شبدر تا میزان ۲۰۰ کیلوگرم در هکتار در سال ازت هوا را در خاک تثبیت می‌کند. آمار نشان می‌دهد که با کشت شبدر زیرزمینی در چراگاه‌های واقع در مناطق شیبدار و کم حاصلخیز جنوب ارگان آمریکا، عملکرد در این اراضی تا هشت برابر افزایش یافته‌است. برای داشتن یک چراگاه خوب و مناسب از شبدر زیر زمینی مصرف سوپر فسفات و مولیبدن ضروری است.

نیاز حرارتی

سایلسبوری (Silsbury,۱۹۸۷) نشان داد که حداقل درجه حرارت برای جوانه زنی شبدرها ۵ سانتی گراد است و در این درجه شبدر زیرزمینی نسبت به سایر شبدرها زودتر جوانه می‌زند و در درجه حرارت ۳۵ درجه سانتیگراد جوانه زنی متوقف می‌شود. حرارت مطلوب برای جوانه زنی اکثر شبدرها حدود ۱۵ درجه سانتی گراد است. شبدر زیر زمینی تا حدودی نسبت به سرما مقاوم است و می‌تواند تا ۷- درجه سانتیگراد را تحمل نماید.

کاشت

معمولاً این شبدر به صورت پاییزه در بستر مناسب کشت می‌شود ولی در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج این شبدر به دو صورت بهاره و پاییزه کشت و آزمایش شده‌است (زمانیان، ۱۳۷۸). بیشتر ارقام شبدر زیر زمینی در Ph حدود ۶-۵/۵ رشد می‌کند ولی به طور کلی گونه‌های مختلف سازگاری اقلیمی و خاکی متفاوت دارند. عمق مناسب کشت حدود ۵/۲-۱ سانتی متر است. میزان بذر مصرفی ۱۳-۹ کیلوگرم و در مناطق شیب دار و فقیر ۲۸-۲۲ کیلوگرم در هکتار است . در هر کیلوگرم بذر آن حدود ۱۴۳۳۲۵ عدد بذر وجود دارد. وزن هزار دانه آن ۱۲-۱۰ گرم می‌باشد. این شبدر با انواع گراسها، فستوکا، پنجه مرغی و ری گراس به صورت مخلوط کشت می‌شود.

زمان گلدهی در دهه این ارقام و محیط رشد گیاه دارد و عموماً گلدهی باید زمانی شروع شود که گیاه فرصت کافی برای تولید بذر در پایان فصل را داشته باشد. در استرالیا گلدهی معمولاً از اواخر سپتامبر تا اواسط دسامبر و تشکیل و تکامل بذر از اوایل اگوست تا اواسط اکتبر رخ می‌دهد. ساقهٔ رونده این ارقام روی زمین قرار می‌گیرند و ریشه دار نمی‌شود. طول ساقه‌های رونده به تراکم بوته و شدت چرا بستگی دارد. این گیاه دارای ریشه مرکزی با تعداد زیادی ریشه‌های حمایت کننده فیبری توسعه یافته‌است. ریشه‌های آن سطحی و تقریباً تا عمق ۲۵-۲۰ سانتی متر خاک نفوذ می‌کنند.

آفات و بیماریهای شبدر زیرزمینی

از مهم‌ترین آفات شبدر زیرزمینی می‌توان به ملخ، شته، سوسک، زنجرک، پروانه‌های ریشه خوار، موش و مورچه و از بیماریهای مهم آن هم می‌توان به سفیدک پودری، پوسیدگی نرم، ریشه، ریزوکتونیا و ویروس قرمز برگ اشاره نمود. مهم‌ترین راه مبارزه با آنها استفاده از ارقام مقاوم است.

ارزش غذایی

تحقیقات نشان داده که هرچقدر شبدر زیرزمینی به سمت بلوغ و پیری می‌رود، ارزش غذایی و قابلیت هضم ماده خشک علوفه آن کاهش می‌یابد و با افزایش سن گیاه از میزان پروتئین کاسته و بر مقدار فیبر در اندامهای هوایی افزوده می‌شود. علوفه این گیاه دارای ماده شیمیایی استروژن است که دامها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این ماده باعث کاهش حرکت اسپرم در دامها و در نهایت عقیمی در آنها می‌شود که با خشک کردن علوفه، مقدار این ماده شیمیایی کاهش می‌یابد. ژنوتیپ ماده غذایی به ویژه فسفر، گوگرد و نیتروژن خاک مهم‌ترین عوامل در میزان استروژن علوفه شبدر زیرزمینی به شمار می‌آیند.

ارقام شبدر زیرزمینی

شبدر زیرزمینی دارای سه زیر گونه ‌است:

۱- زیر گونهSubterraneun

۲- زیر گونه Brachycalycinum

۳- زیر گونه Yanninicum

واریته‌های متعلق به زیر گونه Brachycalycinum Subterraneum در ناحیه مدیترانه پراکنش دارند واریته‌های زیر گونه Yanninicum در مناطق یونان و یوگسلاوی محدود شده‌اند. به طور کلی تمام واریته‌های شبدر زیرزمینی(تاکنون ۲۶ رقم با کد تجارتی به ثبت رسیدند) از نظر طول فصل رشد به چهار گروه تقسیم می‌شوند:

۱- گروه زودرس: به حداقل ۳۰ میلیمتر بارندگی سالانه احتیاج دارند، برای خاکهای سنگین و سبک مناسب هستند. تیپ رشدی خوابیده دارند و بهترین سیکل رشد را در تابستان‌های گرم و طولانی دارند. مثل Nungarin و Northan.

۲- گروه زودرس تا متوسط رس: سالانه به ۴۰۰ میلیمتر بارندگی نیاز دارند، طول فصل رشد آنها ۶-۴ ماه طول می‌کشد، خاکهای سنگین تا سبک و خنثی را ترجیح می‌دهند و با گراس‌ها به صورت مخلوط کشت می‌شوند. از جمله این گروه می‌توان به Geraldton وDliak وYarloop و Trikkala اشاره نمود.

۳- گروه متوسط رس: سالانه به ۵۰۰ میلیمتر بارندگی نیاز دارند، طول فصل رشد آنها ۵/۷ ـ۵/۵ ماه طول می‌کشد. در خاکهای رسی و شنی رشد می‌کنند. مانند سایر شبدرها در خاکهای اسیدی تا خنثی رشد خوبی دارند، رشد زمستانه مناسبی دارند. از این گروه می‌توان به ارقام Mt. Barder ,Esperance,Woogenellup,Seaton Park,Clare اشاره نمود.

۴- گروه دیررس: نیاز سالانه این گروه ۶۰۰ میلیمتر است. دوره رشد آنها ۵/۹-۸ ماه است. در زمستان رشد مناسبی ندارند ولی در بهار و اوایل تابستان رشد بسیار خوبی دارند. از این گروه می‌توان به ارقام Larissa و Tallarook اشاره نمود.

»

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:44 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

خصوصیات گیاهی: آفتابگردان با نام علمی Helianthus annuus L . گیاهی است یكساله از تیره مركبه Compositae كه بصورت بوته ای استوار رشد می كند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و كلیه عوامل محیطی از 90 تا 150 روز می باشد .
آفتابگردان ریشه مستقیم و توسعه یافته ای دارد كه پتانسیل نفوذ آن در خاك به سه متر می رسد .
پهنك برگهای كه در معرض نور است همراه با خورشید تغییر جهت داده و همواره به حالت تقریباً عمود بر اشعه آفتاب قرار می گیرد . پهنك برگ هنگام صبح بسوی شرق ،‌هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا می باشد .

گل آذین آفتابگردان طبق یا كپه ای است .

لقاح به دلیل اینكه پرچمها زودتر بلوغ می یابد غالباً از نوع دگرگشنی است .

میوه آفتابگردان نوعی فندقه است كه در اینجا با دانه مترادف گرفته می شود .

رنگ دانه از سفید تا سیاه با خاكستری خط دار و بسته به رقم تغییر می كند .

هر چه درصد وزنی پوسته كمتر باشد درصد وزنی روغن بیشتر خواهد بود .

سازگاری: آفتابگردان از نظر عكس العمل نسبت به طول روز بی تفاوت بشمار می رود ولی به نور فراوان نیاز دارد .

آفتابگردان ریشه توسعه یافته ای دارد كه گیاه را به خشكی مقاوم می سازد ، مشروط بر آنكه خاك عمیق بوده و تراكم و ساختمان خاك محدود كننده رشد ریشه نباشد .

آفتابگردان به شوری خاك نسبتاً مقاوم است و در محدوده ای از اسیدیتیه خنثی رشد خوبی دارد .

تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعی مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه ای بعنوان اولین یا دومین محصول وجینی كاشته می شود ، در صورت وجود و گسترش بیماریهای ریشه ای نبایستی با گیاهانی مانند نخود ، چغندر قند و سیب زمینی كه بیماریهای ریشه ای مشابه دارد در تناوب قرار گیرد . مثالهایی از تناوب آن در شرایط آبیاری بشرح زیر است .

علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آیش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو

کود شیمیایی: تولید هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 كیلو ازت ، 15 تا 33 كیلو اكسید فسفر(
p2o5) و 75 تا 120 كیلو اكسید پتاسیم (K2o
) از خاك می گردد .

معمولاً ثلث تا نصب كود از ته را قبل از كاشت و بقیه را همراه با آخرین وجین مكانیزه به خاك اضافه و بلافاصله آبیاری می كنند .

تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم برای جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتیگراد در خاك است . معمولاً این حرارتها در خاك با رسیدن میانگین شبانه روزی حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتیگراد تأمین می گردد .

کنترل علفهای هرز: كنترل علفهای هرز با استفاده از علف كشها بسیار مطلوبست . از علف كشهایی كه بصورت قبل از كاشت جهت كنترل بذر علفهای هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است می توان اپتام (
Eptam) و تریفلور الین Ttifluralin
را مورد اشاره قرار داد . این علف كشها را می توان قبل از پشته بندی روی خاك پاشید ، با دیسك تا عمق 10 سانتی متری با خاك مخلوط و سپس پشته بندی كرد . میزان مصرف اپتام 4 تا 5 لیتر از مولسیون 75 درصد و میزان مصرف تریفلورالین حدود 2/1 لیتر در خاكهای سبك ، 8/1 لیتر در خاكهای متوسط و 4/2 لیتر در خاكهای سنگین از امولسین 48 درصد می باشد .

آفات و امراض: مهمترین آفت اختصاصی آفتابگردان در ایران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمی
Homoeosoma nebulella
است . لارو این پروانه به رنگ عمومی شكری و سر قهوه ای رنگ از برگ و گلها تغذیه و سپس به دانه حمله می كند .

در هر حال می توان از سموم تیودان و دیازینون در دو نوبت یكی همزمان با تشكیل گلها و دیگری حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقایای گیاهی آلوده از طریق سوزانیدن یا شخم بقایا جهت از بین بردن لاروها و شفیره های زمستان گذران مفید است . مؤثرترین روش مبارزه با این آفت استفاده از ارقام مقاوم است .

حشرات دیگری كه در ایران به آفتابگردان حمله می كند عبارتند از شب پره زمستانی ، سوسكهای گرده خوار و پروانه كار ادربنا . این آفت اهمیت اقتصادی زیادی ندارد .

از بیماریهای مهم آفتابگردان در ایران می توان سفیدك داخلی وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بیماری سفیدك داخلی قارچی است بنام
Plasmopora helianthi
كه بوسیله خاك و بذر آلوده انتقال ،‌از طریق ریشه به نبات سرایت و بحال سیستمیك در می آید . مبارزه با این بیماری انتخاب بذر غیر آلوده ، ضد عفونی بذر با سموم قارچ كش مانند گرانوزان یا مركوران به میزان 2 در هزار ، تناوب زراعی ، كندن و سوزاندن بقایای گیاهی آلوده و كشت ارقام مقاوم انجام پذیر است .

عامل بیماری زنگ آفتابگردان قارچی است بنام
Puccinia helianthi
رشد و نمو این قارچ سب پیدایش لكه های برچسته و پراكنده ای به رنگ قهوه ای تیره در پشت برگها می گردد كه در نهایت منجر به رد شدن و ریزش برگها می شود . مهمترین راه مقابله با این بیماری استفاده از ارقام مقاوم است .

سمپاشی محصول با گل گوگرد یا تركیبات قارچ كش دیگر در صورت اقتصادی بودن مؤثر است .

برداشت:رسیدگی دانه ها بتدریج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه می یابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملكرد و تأخیر در برداشت موجب ریزش و افزایش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشك می گردد . بطور كلی ، برداشت هنگامی انجام می شود كه پشت طبق به رنگ زرد مایل به قهوه ای درآمده و برگكهای كناری طبق قهوه ای شده باشد .

موارد استفاده: دو مصرف اصلی دانه آفتابگردان بصورت روغن گیری و مصرف آجیلی است .انواع آجیلی دانه درشت تری نسبت به انواع روغنی داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . میزان پروتئین دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است .

ظاهراً هر چه دوران رسیدگی دانه با هوای خنك تری روبرو گردد بر درصد اكسید چرب اشباع لینولائیك در روغن اضافه می شود و بر ارزش غذایی آن افزوده می گردد .

ساقه آفتابگردان فیبر زیادی داشته و در صنعت كاغذ سازی و تهیه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، كلسیم و پتاسیم نیز غنی است و اضافه كردن آن به خاك موجب افزایش ماده آلی و حاصلخیزی خاك می گردد .

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:42 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


  پتـاس

گرفته شده است0 Kalium از واژه لاتين K و سيمبل آن   (Potash)  از واژه لاتين potassium نام پتاسيم 

پتاسيم از نظر فراواني هفتمين عنصر فراوان در پوسته زمين است و فراواني اين عنصر در پوسته زمين 6/2% و ششمين عنصر فراوان در آب دريا مي باشد0 فلز  پتاسيم به رنگ سفيد- نقره اي و عدد اتمي اين عنصر 19، وزن اتمي 39/09 وزن مخصوص0/862 گرم بر سانتيمتر مكعب، سختي0/4 در مقياس موس، خيلي نرم،   نقطه جوش 759 درجه سانتيگراد و نقطه ذوب 63/35 درجه سانتيگراد مي باشد0

پتاس در سنگهاي رسوبي آذرين و دگرگوني و بصورت محلول در آب درياها و شورابه ها موجود است و بزرگترين منبع تأمين كننده آن، نهشته هاي رسوبي و تبخيري هستند0

.( ازت، فسفر، پتاسيم ,NPK)   واژه پتاس به تمام املاح پتاسيم دار محلول در آب اطلاق مي شود0 پتاس يكي از سه عنصر اصلي در كودهاي كشاورزي مي باشد

:مهمترين تركيبات پتاسيم كه بعنوان كود كشاورزي مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از

 

سولفات پتاسيم منيزيم   ،  (KNO3)   نيترات پتاسيم   ،  (K2SO4)  سولفات پتاسيم      ،  (KCl) كلرور پتاسيم

 

   .محاسبه مي گردد    K2O   درصد پتاسيم در هر نوع نمك پتاس دار چه در حالت طبيعي و چه تهيه شده بصورت مصنوعي بر  اساس مقدار

 

.در سولفات پتاسيم برابر54/05 درصد ودر نيترات پتاسيم 46/58  درصد است ، برابر با 63/18 درصد   K2Oخالص مقدار  KCL  بعنوان مثال در

 

:در ذيل تركيب چند كاني داراي تركيبات پتاسيم ارائه مي شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

:وضعيت جهاني توليد پتاس   

 

       صنايع توليد كننده پتاس تنها در كشورهاي معدودي متمركز شده اند0 حدود 15 كشور در جهان توليدكننده پتاس هستند و 150 كشور از محصولات آنها استفاده مي نمايند0 مهمترين كشورهاي توليدكننده كانادا، كشورهاي متشرك المنافع و آلمان هستند كه حدود 76 درصد از نياز پتاس جهان را تامين مي كند. ايران با وجود داشتن ذخاير .پتاس هنوز توليدي ندارد و حدود 300-200 هزار تن پتاس وارد مي كند

 

: در جدول زير عمده كشور هاي توليد كننده پتاس نشان داده شده است 

 

 

 

:ميزان توليد داخلي

  

توليد نمي كند ولي با به بهره برداري رسيدن طرح پتاس در شهرستان خوربيابانك به توليد ساليانه   (KCL) همانطور كه قبلاً ذكر شده ايران هم اكنون پتاس

 

.پنجاه هزار تن پتاس و با خلوص 95 درصد خواهد رسيد

ارزيابي ذخيره پلاياي خور و بيابانك

 

مطالعات اكتشافي پلاياي خور در وسعت 2000 كيلومترمربع انجام شده است0 وسعت ناحيه داراي شورابه كه مي توان از آن شورابه استخراج نمود، 1000 كيلومترمربع و ضخامت متوسط پوسته نمكي تقريباً 6 متر مي باشد0 به اين ترتيب با احتساب ضريب تخلخل 10 درصد ميزان شورابه موجود در پلايا 600 ميليون مترمكعب برآورد مي شود      كه با احتساب ضريب 75 درصد جهت تعيين و ميزان شورابه قابل استخراج اين ميزان يه چهارصد و پنجاه ميليون متر مكعب مي رسد

 

  كليات اجرائي پروژه پتاس در پلاياي خوربيابانك

 

 

كانالهاي جمع آوري شورابه

 

فرآيند جمع آوري شورابه مورد نياز استخرهاي تبخير خورشيدي در قست پوسته نمكي پلاياي خور و بيابانك انجام خواهد شد0 شبكه جمع آوري شورابه شامل كانالها و چاهها مي باشد كه از نظر ميزان تراوش، جريان شورابه و سازه هاي مربوطه مورد بررسي قرار گرفته و با توجه به آزمايشات پمپاژ، مقاطع و طول كانالها و تعداد چاهها برآورد شده است0

 

انتقال شورابه از پلايا به استخرهاي تبخير خورشيدي

 

اين قسمت از پروژه شامل ايستگاه پمپاژ اصلي، پست ترانسفورماتور، استخرهاي واسطه، ايستگاه  پمپاژ اوليه در طول محور خط انتقال و خط لوله انتقال شورابه است0

 

شورابه با ظرفيت 4000 متر مكعب در ساعت از پلايا به استخرهاي تبخير خورشيدي بواسطه لوله هاي 700 ميلي متري   انتقال خواهد يافت0 خط انتقال به طول تقريبي 8800 متر و اختلاف ارتفاع 70 متر، از دو خط لوله موازي قرارداده شده تشكيل شده است0

 

استخرهاي تبخير خورشيدي

 

شدت تبخير در ناحيه كويري و ميزان كم بارندگي در منطقه ايجاب مي كند كه شورابه در  استخرهاي تبخير خورشيدي تا حد مطلوب تغليظ شود و رسوب نمك طعام و كارناليت به عنوان ماده اوليه واحدهاي فرآوري اين تركيبات بدست آيد0

 

مساحت استخرهاي نمك با توجه به موازنه جرم براساس توليد 50 هزار تن پتاس و نيز ميزان 15 ميليون مترمكعب شورابه ورودي در سال، 6/9 كيلومتر مربع و مساحت  استخرهاي كارناليت 6/3 كيلومتر مربع برآورد شده است0 بنابراين مساحت كل استخرهاي تبخير خورشيدي تقريباً 13 كيلومترمربع مي باشد كه 70 درصد آن به استخرهاي نمك و 30 درصد به استخرهاي كارناليت تعلق مي گيرد0

 

آبگيري استخرهاي تبخير خورشيدي

 

شورابه پلايا با دانسيته 220/1 گرم بر سانتيمترمكعب و با ظرفيت 4000 مترمكعب در ساعت توسط خط انتقال وارد استخرهاي رسوبگيري نمك مي شود

 

جمع آوري نمك طعام و كارناليت از كف استخرها

 

با توجه به ابعاد استخرهاي تبخير خورشيدي ,كه ساليانه حدود2.5ميليون تن نمك طعام و 400 هزار تن كارناليت در كف اين استخرها راسب ميشوند0 نمك طعام و كارناليت از كف استخرها بوسيله ماشين آلات مخصوصي بنام

.هاروستر به محل كارخانه منتقل ميشود

 

 

:فرآيند مخلتف توليد پتاس به شرح زير مي باشد

شستشوي كريستالهاي كارناليت 

 

سرند كردن كارناليت 

 

فلوتاسيون  

 

تجزيه كارناليت  


KCl

Sylvine

KCl.MgCl2.6H2O

Carnallite

4KCl.4MgSO4.11H2O

Kainite

K2SO4.CaSO4. H2O

Syngenite

3 K2SO4. Na2SO4

Glaserite

K2SO4.2MgSO4

Langbeinite

K2SO4.MgSO4.2CaSO4.2H2O

Polyhalite

 

 

منابع و ذخاير ماده معدني پتاس در ايران

 

:ذخاير پتاس بطور كلي دو دسته هستند  

 

                                       الف)منابع سنگي                ب) منابع شورابه اي 

 

منابع سنگي پتاس در ايران در مراحل اكتشافي قرار دارد0 اما منابع شورابه اي در  كشور طي طرحي بنام  طرح سراسري پي جويي پتاس  مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه آن تعيين شورابه پلاياي خور بعنوان بهترين منبع تأمين پتاس شورابه اي از لحاظ كميت و كيفيت بود0

منابع شورابه اي مي تواند بصورت درياچه (درياچه اروميه، درياچه قم و ...) و يا بصورت پلايا (پلاياي خور و بيابانك، پلاياي سيرجان، پلاياي ترود و ...) وجود داشته باشد0 هر يك از اين منابع داراي املاح متنوعي مي باشد كه از طريق نزولات جوي و يا از طريق رودخانه ها و سفره هاي آب زيرزميني كميت و كيفيت آنها تأمين مي گردد0

 

 

 

نقشه پراكندگي محيط هاي مناسب پتاس در ايران  

 

   كانالهاي جمع آوري شورابه

خط لوله انتقال شورابه

نمايي از استخر هاي تبخير خورشيدي            

          دستگاه هاروستر           

 

 

[ شنبه دوازدهم دی 1388 ] [ 0:39 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 سورگوم :

یکی از عمده ترین مشکلات تولید پروتئین ومحصولات دامی در کشور ، کمبود علوفه و خوراک کافی جهت تغذیه دامهاست . سورگوم علوفه ای یکی از مهمترین گیاهان علوفه ای مناطق خشک ونیمه خشک دنیاست که به علت سازگاری با شرایط گرم وخشک و بالا بودن کار آیی مصرف آب می تواند در برخی مناطق که با کمبود آب مواجه هستند تولید خوبی داشته باشد .امروزه علاوه برارقام بومی متداول ، کشت ارقام هیبرید پرمحصول سورگوم نیز در ایران روبه افزایش است.

سورگوم یکی ازگیاهان علوفه ای تیره گرامینه است که در بسیاری ا ز مناطق خشک جهان برای تامین علوفه سبز، خشک ، سیلویی وحتی چرای مستقیم دام مورد توجه قرار می گیرد.  سورگوم با دارا بودن خصوصیاتی از جمله قدرت پنجه زدن زیاد ، رشد سریع ، عملکرد بالا و ارزش غذایی نسبتا" خوب از اهمیت زیادی برخوردار است . به دلیل قرار گرفتن این گیاه در گروه گیاهان چهار کربنه از پتانسیل فتوسنتزی بالایی برخوردار بوده و راندمان مصرف آب و نیتروژن آن بالا می باشد .*در گذشته عموما" سورگوم در مناطقی کشت می شد که برای کشت ذرت مساعد نبود ، لیکن امروزه با پیدایش سورگوم هیبرید ، این گیاه حتی در شرایط مساعد و فاریاب با ذرت رقابت می کند * سورگوم با تنوع  بسیار وسیع  وخصوصیاتی جالب توجهی که در رابطه با تحمل گرما وخشکی دارد ، تقریبا" در مناطقی از کره خاکی که بین 40 درجه شمالی و جنوبی واقع شده اند ، کشت می گردد * از آنجائیکه به علت کمبود مواد علوفه ای در داخل همه ساله مقادیر متنابهی علوفه از منابع خارجی تامین می گردد . لذا ترویج و توسعه کشت سورگوم و استفاده از ارقام بذور هیبرید اصلاح شده پر محصول وبنابراین قرار دادن آن در الگوی زراعی می تواند عامل مهمی در تامین قسمتی از نیاز مصارف علوفه ای کشور باشد . نظر به اینکه کودهای شیمیایی نیتروژن نقش مهمی را در تولیدات گیاهی ایفا می کنند بررسی میزان کاربرد آن برای هر محصول گیاهی از اهمیت بسزایی برخوردار است . طبق آمار بدست آمده میزان کاربردهای شیمیایی کود در کشور ما از متوسط جهانی آن (150 کیلوگرم در مقابل 200 کیلوگرم درهکتار ) به مراتب پایین تر است . این عدم تعادل سبب شده است که این نهاده نقش خود را در افزایش تولیدات چندان ایفا نکند وبا افت کیفی محصولات ، کاهش مقاومت گیاهان زراعی در برابرآفات وبیماریها و خطرات سرمازدگی مواجه بشویم *

 

سورگوم زراعی با نام علمی Moench (L) Sorghum bicolor گیاهی از خانواده غلات است که در ایران ذرت خوشه‌ای نامیده می‌شود. با توجه به شباهت ظاهری این گیاه با ذرت و ارزن که باعث شده آمار سطح کشت این دو گیاه با هم مخلوط شود، برای ایجاد تمایز میان این دو از اسم سورگوم که یک اسم جهانی برای این گیاه است استفاده می‌شود.

سورگوم از نظر اهمیت در بین غلات در دنیا بعد از گندم، برنج، ذرت و جو در مقام پنجم قرار دارد.

آمار سطح زیر کشت سورگوم در ایران در سال ۱۳۶۵ فقط شش هکتار گزارش شده که در سال ۱۳۸۲ به حدود ۴۰ هزار هکتار افزایش یافته است.

توده‌های زراعی بومی سورگوم در ایران در مناطق جنوب خراسان، سیستان، کرمان، اصفهان، یزد، گیلان، مازندران و بنادر جنوبی بطور پراکنده وجود دارد.

 

سازگاری در ایران

سورگوم با شرایط آب و هوایی ایران بخصوص مناطق گرم و خشک و معتدل آن سازگاری خوبی دارد. این گیاه در مقایسه با ذرت دارای سیستم ریشه‌ای افشان خیلی وسیع است که در حجم زیادی از خاک نفوذ کرده و رطوبت بیشتری جذب می‌کند. این گیاه برای رشد و نمو نسبت به سایر غلات به آب کمتری نیاز دارد. چنانکه آزمایشات نشان داده‌است که سورگوم برای تولید یک کیلوگرم ماده خشک به ۳۳۲ لیتر آب نیاز دارد در صورتی که این نیاز آبی برای ذرت ۳۶۸ لیتر، جو ۴۳۴ لیتر و گندم ۵۱۴ لیتر است. رشد سورگوم در دوره خشک در مواجه با کم آبی متوقف می‌شود و با شروع بارندگی یا آبیاری، دوباره شروع می‌شود. این گیاه رطوبت بیش از حد را نیز بهتر از سایر غلات منهای برنج تحمل می‌کند. در مقایسه با ذرت که درصورت زیادی آب در پای بوته از بین می‌رود، سورگوم در چنین شرایطی، به رشد خود ادامه می‌دهد. سورگوم تحمل خوبی نسبت به شوری آب و خاک، خشکی و مسمومیت آلومینیوم دارد.

 موارد مصرف سورگوم

موارد مصرف دانه سورگوم به موازات مصارف ذرت و جو است، از آن به عنوان غذای انسان و تهیه خوراک برای دام و طیور و همچنین در صنایع نشاسته و الکل سازی استفاده می‌شود. ترکیبات شیمیایی دانه سورگوم بسته به ارقام مختلف، متفاوت است. میزان پروتئین آنها از ۸ تا ۱۶ درصد تغییر می‌کند و ارقام تجارتی دارای ۱۰ تا ۱۳ درصد پروتئین است مقادیر لیزین، میتونین، فیبر خام، خاکستر و فسفر سورگوم به طور متوسط مشابه ذرت است.

مصرف در بعد مکانی

 در کشورهای پیشرفته به عنوان خوراک دام و طیور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این دانه‌ها دارای ماده‌ای به نام تانن هستند که کمتر از دو درصد آن یک عامل مثبت در تغذیه به حساب می‌آید. میزان تانن ارقام موجود در کشور کمتر از یک درصد و در ارقام اصلاح شده در ایران کمتر از ۵/۰ درصد است . امروزه تانن در تغذیه نشخوارکنندگان باعث جذب بیشتر پروتئین و نشاسته خوراک دام می‌شود و به عنوان یک آنتی اکسیدان و آنتی بیوتیک طبیعی عمل می‌کند و ضمن پیشگیری از عارضه اسیدوز باعث افزایش تولید شیر، درصد چربی، پروتئین و لاکتوز شیر می‌شود. زمانی که ۵۰ درصد خوراک طیور از سورگوم دانه‌ای تشکیل شده باشد در مرغهای گوشتی باعث بهبود صفات کیفی نظیر کاهش چربی محوطه بطنی و افزایش کیفیت گوشت می‌شود. عملکرد سورگوم دانه‌ای بسته به ارقام مختلف، حاصلخیزی خاک، شرایط آب و هوایی از ۱۱-۲ تن در هکتار متغیر است و عملکرد ارقام اصلاح شده در ایران ۱۱- ۵ تن در هکتار است.

 برداشت و مصرف

زمانی که دانه سورگوم می‌رسد و آماده برداشت می‌شود ، ساقه و برگ این گیاه هنوز سبز و آبدار است که با توجه به کمبود علوفه در ایران از آنها می‌توان به عنوان علوفه استفاده کرد. در کشورهای پیشرفته این بقایا را با ماشین‌آلات خرد کرده و به خاک بر می‌گردانند که ضمن افزایش کیفیت خاک از فرسایش بادی و آبی نیز جلوگیری به عمل می‌آورند.

سورگوم علوفه‌ای چنانچه از نام آن بر می‌آید برای مصرف علوفه به صورت سیلو، چرای مستقیم و یا برداشت به صورت علوفه تر و یا خشک برای مصرف در خارج مزرعه مورد استفاده قرار می‌گیرد. واریته‌های با ظرفیت تولید بالا در شرایط آب و هوایی مناسب در ایران در ۳-۲ تن و در چین ۱۰۰ تا ۱۵۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می‌کنند که ۲۵-۲۰ درصد آن ماده خشک است. میزان پروتئین سورگوم علوفه‌ای بسته به ارقام مختلف متفاوت است و از ۹ تا ۱۸ درصد تغییر می‌کند. سورگوم علفی دارای ساقه‌های نازک است که منهای سیلو کردن سایر موارد مصرف سورگوم علوفه‌ای را دارا است.

در ساقه اکثرسورگوم ها مقداری قند وجود دارد و میزان قند در ساقه سورگوم شیرین بیشتر از سایر سورگوم هاست این موضوع در طی سالیان دراز به اثبات رسیده‌ است اما به صورت کریستال در آوردن قند آن هنوز مشکلات زیادی دارد. اما از شیره آن می‌توان به صورت شربت در کمپوت سازی، نوشابه سازی، داروسازی و سایر صنایع استفاده کرد. مزیت این شربت در کمپوت سازی در این است که چون به راحتی کریستالیزه نمی‌شود بنابراین شکرک نمی‌زند. کشت و کار سورگوم شیرین در مقایسه با نیشکر و چغندر قند خیلی راحت و کم هزینه ، ولی استحصال قند از آن در مقایسه با آنها خیلی پرهزینه‌ است.

بنابراین هنوز کشت آن به عنوان تولید قند مقرون به صرفه نیست و نیاز به تحقیقات بیشتری دارد ولی سورگوم شیرین به علت وجود قند بیشتر در ساقه آن، برای سیلو کردن چه به صورت خالص و یا مخلوط با سایر گیاهانی که تخمیر در سیلو آنها با مشکلات مواجه‌است از اهمیت بالائی برخوردار است.  

 

برداشت و مصرف

زمانی که دانه سورگوم می‌رسد و آماده برداشت می‌شود ، ساقه و برگ این گیاه هنوز سبز و آبدار است که با توجه به کمبود علوفه در ایران از آنها می‌توان به عنوان علوفه استفاده کرد. در کشورهای پیشرفته این بقایا را با ماشین‌آلات خرد کرده و به خاک بر می‌گردانند که ضمن افزایش کیفیت خاک از فرسایش بادی و آبی نیز جلوگیری به عمل می‌آورند.

سورگوم علوفه‌ای چنانچه از نام آن بر می‌آید برای مصرف علوفه به صورت سیلو، چرای مستقیم و یا برداشت به صورت علوفه تر و یا خشک برای مصرف در خارج مزرعه مورد استفاده قرار می‌گیرد. واریته‌های با ظرفیت تولید بالا در شرایط آب و هوایی مناسب در ایران در ۳-۲ تن و در چین ۱۰۰ تا ۱۵۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می‌کنند که ۲۵-۲۰ درصد آن ماده خشک است. میزان پروتئین سورگوم علوفه‌ای بسته به ارقام مختلف متفاوت است و از ۹ تا ۱۸ درصد تغییر می‌کند. سورگوم علفی دارای ساقه‌های نازک است که منهای سیلو کردن سایر موارد مصرف سورگوم علوفه‌ای را دارا است.

موارد مصرف سورگوم

موارد مصرف دانه سورگوم به موازات مصارف ذرت و جو است، از آن به عنوان غذای انسان و تهیه خوراک برای دام و طیور و همچنین در صنایع نشاسته و الکل سازی استفاده می‌شود. ترکیبات شیمیایی دانه سورگوم بسته به ارقام مختلف، متفاوت است. میزان پروتئین آنها از ۸ تا ۱۶ درصد تغییر می‌کند و ارقام تجارتی دارای ۱۰ تا ۱۳ درصد پروتئین است مقادیر لیزین، میتونین، فیبر خام، خاکستر و فسفر سورگوم به طور متوسط مشابه ذرت است.

 

[ یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ] [ 8:57 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

فهرست

                                                                                                                                                   nكودهاي شيميايي مورد استفاده

                                                                                                                                                                        nعلفهاي هرز

                                                                                                                                                                                  nآفات

                                                                                                                                                                              nبيماريها

                                                                                                                                                                               nبرداشت

                                                                                                                                                             nموارد استفاده از كنجد

                                                                                                                                                                nپيام ترويجي ومنابع

                                                                                                                                                                                 nمقدمه

                                                                                                                                                                  nخصوصيات گياهي

                                                                                                                                                                           nمراحل نمو

                                                                                                                                                                             nسازگاري

                                                                                                                                                                            nارقام كنجد

                                                                                                                                                                   nروش كاشت كنجد

                                                                                                                                                                                 nكاشت

                                                                                                                                                                    nضد عفوني بذور

                                                                                                                                                                       nتناوب زراعي

 

كنجد يكي از دانه هاي روغني وخوراكي مهم در كشاورزي سنتي نواحي گرم به شمار ميرودوظاهرا قديمي ترين دانه روغني در جهان ميباشد.سابقه كشت وپراكندگي گونه هاي مختلف كنجددر آفريقا،ايران افغانستان،هندوستان واستراليا آنقدر زياد است كه دررابطه بامحل دقيق اهلي شدن آن اتفاق نظر نيست.مقدار توليد كنجد در جهان طي سالهاي اخيرحدود 3ميليون تن براورد شده است.
كشورهاي هند، چين، سودان،ميانمارمهمترين توليد كنند گان كنجد به شمار ميروند.سابقه كشت كنجد در بين النهرين،پاكستان وايران به بيش از 4000سال پيش ميرسد.كنجد درايران در استانهاي خوزستان،بلوچستان،اصفهان وفارس كاشته ميشود.براساس گزارش فائودرسال 2000سطح زير كشت كنجد در ايران حدود 9000هكتار با عملكرد690كيلوگرم در هكتار بوده است.

 

 

 

 

ارقام كنجد

هزاران توده ونژاد كنجددر كشاورزي سنتي جهان وجود داردولي هر كدام به شرايط خاص اقليمي-خاكي منطقه سازگاري دارند.در ايران معمولا از توده هاي محلي كنجد براي كاشت استفاده ميشود كه در اين ميان ميتوان توده هاي جيرفت،ايرانشهر،خوزستان،داراب،اردستان(استان اصفهان)اشاره نمود.

روش كاشت كنجد

روش كاشت كنجد در شرايط آبياري به بافت ،ساختمان و زهكشي خاك ونيز روش ابياري بستگي دارد.در صورت وجود بافت هاي سبك تا متوسط با ساختمان معقول وعدم احتمال آب ايستادگي وياتحت شرايط آبياري باراني ،كنجد به صورت مسطح كاشته مي شود ولي در صورتي كه بافت خاك نيمه سنگين است كاشت به فرم جوي وپشته است.

كاشت

حداقل دماي خاك در عمق كاشت براي سبز شدن بذر كنجد حدود 20 درجه سانتيگرادبايد باشد.در نواحي با زمستان ملايم كاشت بايد پس از برداشت گندم ودر نيمه دوم تيرصورت ميگيرد.كاشت كنجد در روي زمين مسطح ممكن با استفاده از رديفكار غلات دانه ريز انجام ميگيرد.فاصله رديفهاي كاشت 30-45سانتي متر ،فاصله دو بذر روي رديف كاشت 3-5سانتي متر و تراكم حدود 50-55بوته در متر مربع ميباشد.عمق كاشت بذر 2-3 سانتي متر مطلوب است.

ضد عفوني بذر

براي ضد عفوني بذر از سموم قارچ كش مانند كاپتان و كاربوكسين به نسبت يك در هزار سم خالص ميتوان استفاده كرد .

 

تناوب زراعي

تناوب كنجد در كشت ابي براي نواحي زمستان الف)نيمه سرد ب)كمي سرد ج)ملايم

ميتوان به صورت زير استفاده كرد :

الف )يونجه ‌‌(4تا6سال)-چغندر -ذرت -كنجد –گندم-جو-آيش

ب) شبدر ايراني -سيب زميني پائيزه ،ذرت دانه اي -لوبيا -جو،كنجد-گندم

ج) يونجه (4تا6سال)-پنبه-ذرت سيلوئي تابستانه-گلرنگ پائيزه -گندم،كنجد-جو

ودر مناطق باكشت ديم تناوب ميتوان به صورت زيراستفاده كرد:

سورگوم دانه اي يا علوفه اي-بادام زميني-كنجد

 

كودهاي شيميايي مورد استفاده

براساس مطالعات انجام شده توليد هرتن دانه كنجد به45-55كيلوگرم نيتروژن،14-15كيلوگرم فسفرنياز دارد(32-34كيلوگرم اكسيد فسفرو55-60كيلوگرم پتاسيم(66-78كيلوگرم اكسيد پتاسيم).

علفهاي هرز

رشد گياهچه كنجد دراغازكم مي باشدو نمي تواند با علفهاي هرز مقاومت نمايدبه همين جهت كاشت در زمين عاري از علف هرزوبكار گيري علف كشهاي پيش كاشتي ضرورت دارند.واز زماني كه گياه به بيش از 10سانت برسد مقاوم در برابرعلفهاي هرز مي شود.از علفهاي هرز در مزارع كنجدمي توان اويارسلام،مرغ،قياق،و پيچك صحرايي نسبت به نواحي نام برد .براي مبارزه مكانيكي با علفهاي هرز موجود در رديفهاي كاشت مي توان از كولتيواتور پاشنه اي يا چنگك گردان استفاده نمود وبراي مبارزه شيميايي علاوه بر علف كشهاي پيش كاشتي كه تريفلورالين الاكلرمي باشندازعلف كشهاي پهن برگ وباريك برگ براي كنترل علفهاي هرز استفاده مي شود.

آفات

آفات عمومي متنوعي از جمله شته پنبه وپروانه كارادرينا به كنجد حمله ميكند.ازآفات اختصاصي كنجد ميتوان به پروانه وزنجره كنجد اشاره نمود،البته آسيب پذيري كنجد از خسارت شديد نيست وتاثير بر عملكرد دانه نخواهد داشت.

 

بيماريها

مهمترين بيماري كنجد در ايران بيماري ويروسي گل سبز كنجد بانام ((phylody virusميباشد كه نحوه انتقال ويروس مشخص نيست.راههاي كنترل آن استفاده از بذر گواهي شده وكنترل حشرات مكنده ميباشد.

البته بيماريهايي چون بوته ميري،پوسيدگي ريشه وپوسيدگي ساقه كنجد نيز وجود دارد كه اهميت اقتصادي زيادي ندارند.

برداشت

هر كپسول كنجد از نظرفيزيولوژيكي هنگامي رسيده است كه زرد شده باشد.رسيدگي كپسولها از پايين بوته آغازشده وبه طرف بالاي بوته تداوم ميابد.اصل برآن

است كه گياه را قبل ازباز شدن كپسولها برداشت شود.به دو روش مي توان كنجد را برداشت كرد: دستي ومكانيزه كه در روش دستي يا سنتي بوته ها را از خاكها ي داراي بافت سبك بيرون ميكشندودر خاكهاي سنگين به وسيله داس از نزديكي سطح خاك درو ميكنندوانها را دسته بندي ميكنند كه دسته ها را بافه مينامند .بافه ها را قبل ازشكوفايي نيامها به خرمن انتقال ميدهند تا نيامهابازشوندودانه هارا ميگيرند.وروش ديگر به وسيله كمباين ميباشدكه با تغير هد كمباين بعدازرسيدگي كامل گياه را برداشت ميكنند كه در روش مكانيزه ريزش دانه بيشتر است.

 

موارد استفاده كنجد

دانه هاي سفيد تازرد كنجد بصورت كامل درتهه نان،كيك وشيريني مورد استفاده قرار ميگيرد.دانه كنجد از لحاظ پروتئين-چربي-كلسيم وفسفرغني بوده ومنبع خوبي از ويتامينهايAوBمحسوب ميشود،همچنين از دانه كنجد براي توليد ارده ،حلواارده اي وحلوا شكري استفاده ميشود.ميزان روغن دانه كنجداز45 تا بيش از 60درصدمتغير است.رنگ روغن خام كنجد زرد تيره تا زرد كمرنگ ميباشد.وروغن تصفيه شده زرد كمرنگ است.

 

بعد از اينكه روغن ازدانه كنجد گرفته شد با قيمانده آن را كنجاله مينامند كه درصد وپروتئين كنجاله كنجد به روش استخراج روغن بستگي دارد.ميزان روغن كنجاله كنجد از1-14درصد ومقدار پروتئين كنجاله از30-50درصد متغير است.كنجاله كنجد از نظر متيونين،كلسيم ،فسفر ونياسين غني بوده. كنجاله كنجد براي تغذيه نشخوار كنندگان بسيار مطلوب است.از ان نيز براي مصرف طيوراستفاده ميشود.

با گسترش كاشت گياه روغني كنجد مي توان روغن آن را به علت داشتن اسيدهاي چرب اشباع و بدون كلسترول و اسيد لينوليك آن را جايگزين روغن هاي خوراكي ديگر كرد.
منابع:
كتاب گياهان صنعتي
تاليف دكترمحمد رضا خواجه پور
انتشارات جهاد دانشگاهي واحد صنعتي اصفهان
سايت اينترنتي
Google






 

 

[ یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ] [ 8:44 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

بررسي دوره بحراني كنترل علف هرز در گياه دارويي

زيره سبز Cuminum cyminum)).

 

چکيده

به منظور تعيين مناسب‌ترين دورة كنترل علفهای هرز زيره سبز، آزمايشی در قالب طرح بلوكهای كامل تصادفي با 3 تكرار در سال زراعي 84-1383 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد انجام شد. تيمارهاي مربوطه شامل 20، 30، 40 و 80 روز وجين در اوايل فصل رشد و 20، 30، 40 و 80 روز بدون وجين در اوايل فصل رشد، در كرتهايي به ابعاد 3 × 2 متر اعمال شد. فاكتورهايي كه اندازه گيري شدند، شامل: عملكرد، اجزاء عملكرد، شاخص برداشت، تعداد علفهاي هرز و  وزن خشك علفهاي هرز به تفكيك گونه بود. جهت تعيين دورة بحراني كنترل،  از معادلات گامپرز و لجستيك استفاده شد. نتايج نشان داد كه با وجين علف‌هاي هرز زيره سبز از 24 تا 38 روز پس از سبز شدن، عملكرد كاهش نيافت و اين موضوع حاكي است كه وجين ابتداي فصل مؤثرتر از حذف علفهاي هرز در اواخر فصل رشد مي‌باشد. وجين در اواخر يا اوايل فصل رشد بجز بر تعداد چتر در بوته تأثير چنداني بر ساير اجزاء عملكرد نداشت. وجين در اواخر فصل،  باعث افزايش شاخص برداشت نسبت به اوايل فصل شد. با افزايش دورة تداخل علف هرز خواه در اول فصل و يا در آخر فصل، عملكرد اقتصادي كاهش يافت و با طولاني تر شدن دوره وجين بر عملكرد اقتصادي افزوده شد. با اين وجود، با افزايش طول دوره وجين دراوايل فصل رشد و يا در طي دوره كامل رشد زيره،  از وزن خشك علفهاي هرز كاسته شد در حاليكه با كاهش طول دوره وجين در اواخر فصل رشد و يا عدم وجين در طي دوره كامل رشد زيره،  وزن خشك علفهاي هرز زياد شد. به طور كلي وجين در اوايل فصل،  اثر بيشتري بر عملكرد و اجزاء عملكرد زيره سبز داشت.

واژه های کلیدی: زیره سبز، دوره بحرانی، علف هرز، عملکرد اقتصادی.

 

 

 


 

مقدمه[1]

انسان علاوه بر تأمين مواد غذايي مورد نياز، بسياري از احتياجات روزمرة زندگي خود را از گياهان تهيه مي‌كند. از جمله اين مواد مي‌توان به كاغذ، پوشاك، دارو و نوشابه‌هاي غيرالكلي مثل چاي و قهوه اشاره نمود. اين گياهان در تأمين درآمد كشاورزان مناطق مختلف نيز نقش مهمي دارند. بنابراين،  چنين نقشي از گياهان در تأمين نيازهاي جامعه كمتر از محصولات غذايي نيست.  زيره سبز يكي از اين گياهان است كه به عنوان مهمترين گياه دارويي اهلي در كشور ما شناخته شده است (5).

اهميت زيره سبز نه تنها در ارز آوري براي اقتصاد كشور مي‌باشد، بلكه از جهت اشتغال زايي نيز قابل توجه است. با توجه به هزينه زياد مبارزه با علفهاي هرز در اين گياه، بررسي زمان مناسب مبارزه با علفهاي هرز براي به حداقل رساندن هزينه ها و كاربرد سموم شيميايي از اهميت زيادي برخودار است  (9).

زيره سبز به خاطر ويژگی های  رشدي اش ، گياهي است كه وزن و حجم اندامهاي هوايي آن كم مي‌باشد، علاوه بر اين گسترش ريشه آن نيز چندان قابل توجه نيست. اين ويژگيها باعث شده است كه قدرت رقابتي آن با علفهاي هرز كم باشد و به همين دليل وجود علفهاي هرز باعث رقابت شديد بر سر منابع مختلف مي‌شود. كوتاه بودن دوره رشد آن، كه معمولاً بين80 تا110  روز است نيز خود مشكلاتي از نظر رقابت با علفهاي هرز ايجاد كرده است. بدين صورت که علفهاي هرز بهاره که عمدتاً جنبه تهاجمي دارند بر عملكرد اين گياه اثرات نامطلوبي مي‌گذارند. متأسفانه در رابطه با كنترل علفهاي هرز زيره سبز تحقيقات اندكي انجام شده  است . به نظر مي‌رسد با توجه به خصوصيات رشد و كمي اندامهاي هوايي آن، بويژه در مراحل اوليه رشد با كنترل به موقع علفهاي هرز نتيجه بهتري عايد خواهد شد. بيشترين مشكل زيره سبز، علفهاي هرز است كه كنترل آن عمدتاً با وجين دستي صورت مي‌گيرد و هزينه بسيار زيادي به كشاورزان زيره كار تحميل مي‌كند (5).

طي مطالعه اي كه روي علفهاي هرز در 5 منطقه مهم زيره كاري استان خراسان انجام شد (3)، تعداد 90 گونه گياهي متعلق به 29 خانواده جمع آوري و شناسايي گرديد كه از اين تعداد، 8  گونۀ زير، علف هرز غالب مزارع زيره سبز بودند . ازمك (Cordaria draba)، سلمه (Chenopodium album) ، پيچك صحرايي (Convolvulus arvensis) ، سورف (Echinochloa crus-galli) ، علف هفت بند (Polygonum aviculare)، ارزن وحشي (Setaria viridis) و  خردل وحشي (Sinapis arvensis). بيشترين گونه های علفهاي هرز جمع آوري شده متعلق به خانواده مركبان (Asteraceae)، گندميان Poaceae))، چليپائيان( Brassicaceae)و گاوزبانيان (Boraginaceae) بودند (3).گوارا و همكاران (12) در هندوستان مشاهده كردند كه گونة غالب مزرعة زيره سبز Chenopodium album وChenopodium murale و Cynodon dactylon بودند و تيمار كنترل علف هرز (يكبار كنترل، دوبار كنترل در اوايل فصل) بر روي تعداد چتر در گياه و تعداد چترك در چتر وتعداد دانه و عملكرد
كاه و كلش مؤثر بود، اما بر روي وزن 1000 دانه اثري نداشت.

بر اساس نظرية اوليور (20)  دورة بحراني کنترل علفهای هرز دوره اي از فصل رويش است كه تداخل علفهاي هرز مي‌تواند بر عملكرد گياه زراعي اثر گذاشته و يا رشد آن را كاهش دهد.

تحقيقات متعددي در مورد دورة بحراني كنترل علفهاي هرز انجام شده است. گلايسن (13) در مكزيك ملاحظه كرد كه دورة بحراني كنترل علف هرز  50 روز پس از كاشت باعث پيشگيري از كاهش عملكرد ذرت شد. گوشه و همكاران (14) دريافتند كه دورة بحراني كنترل قياق(Sorghum halepense L.) در ذرت بين 3 و 5/6 هفته بعد از جوانه زني مي‌باشد. ويلسون (23) دريافت كه وقتي حذف گياه sp.) (Panicum     براي 2 هفته بعد از كاشت به تأخير افتاد، عملكرد دانه لوبیا 10 درصد كاهش يافت، و به طور كلي،  4 تا 5 هفته دورة بدون علف هرز بعد از كاشت لوبیا، از كاهش عملكرد محصول جلوگيري كرد . هال و همكاران (15) گزارش كردند كه شروع دورة بحراني كنترل علف هرز براي ذرت از 3 تا 14 برگي و پايان حساسيت گياه مرحله 14 برگي است . بريجز و همكاران (11) گزارش كردند كه اگر تداخل علف هرز (Euphorbia heterophyla) بيش از 2 هفته بعد از سبز شدن در بادام زميني ادامه يابد، كاهش عملكرد قابل ملاحظه اي اتفاق مي‌افتد،  لذا گزارش کردند که  دوره بحرانی کنترل علف های هرز بادام زميني 10 هفته پس از کاشت بود. موريشيتا و همكاران (18) دورة بحراني تداخل علف هرز يولاف وحشي در غلات دانه ريز همچون جوي بهاره را از قبل از سبز شدن گياه تا مرحلة 2 تا 3 برگی يولاف وحشي اعلام كردند. كيركلاند (16) نيز دريافت كه حذف يولاف وحشي در تراكم 64 بوته در متر مربع قبل از مرحله 7 برگي گندم و در تراكم 118 بوته در متر مربع، قبل از مرحلة پنج برگي گندم، باعث افزايش عملكرد و وزن تر گندم نشد.

هدف از انجام اين تحقيق ارزيابي روابط بين عملكرد زیره سبز و تراكم علف هرز و تعيين  دورة بحراني كنترل آنها مي‌باشد.

 

مواد و روش‌ها

اين تحقيق در بهار سال 1383، در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد، واقع در ده كيلومتري جنوب شرقي مشهد ، در ¢28 و ° 59 طول شرقي و  ¢15 و °36 عرض شمالي  و با ارتفاع 985 متر از سطح دريا، درقالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تكرار در كرتهايي به ابعاد 3 متر در 2 متر به اجرا درآمد. تيمارهاي آزمايش به ترتيب عبارت بودند از:

1.        تيمارهاي رقابت با علف هرز از هنگام سبز شدن گياه زراعي تا 20، 30، 40 و 80 روز پس از سبز شدن زيره سبز و تا پايان دورة رشد (101 روز).

2.        تيمارهاي حذف علف هرز تا 20، 30، 40 و 80 روز پس از سبز شدن زيره سبز و تا پايان دورة رشد (101 روز).

‌پس از انجام عمليات مربوط به آماده سازي زمين (شخم، ديسك، لولر)، كشت به صورت 2 رديفه  و بر روي رديفهايی به فاصله 60 سانتی متر از هم انجام شد. خاک زمين آزمايش از نوع لومی بود. در طول زمان آماده سازی زمين و کشت از هیچ گونه علفکش یا آفتکش استفاده نشد. بذر مورد استفاده،  تودة محلي (تربت حيدريه) بود. كاشت بذر در 15 اسفند 1382 توسط دست صورت گرفت. بعد از سبز شدن و استقرار گياه،  اقدام به تنك كردن تا رسيدن به تراكم 000/200/1 بوته در هكتار شد. عمليات برداشت نيز در تاريخ 23 خرداد انجام گرفت. به اين صورت كه،  پس از حذف دو رديف كناري و 50 سانتي متر از ابتدا و انتهای كرت به عنوان اثر حاشيه اي بقيه بوته ها برداشت شدند. جهت تعيين عملكرد دانه،  نمونه ها از  1/0 مترمربع از 3 رديف وسط كرت انتخاب و برداشت شدند. در مراحل مختلف نمونه برداري،  برآورد تراكم علفهاي هرز و تعيين وزن خشك كل علفهاي هرز به تفكيك گونه انجام شد. اين نمونه برداي در آخرفصل، بوسيله یک قاب فلزی  1×1 متری صورت گرفت. صفاتی كه اندازه گيري شدند، شامل: عملكرد، اجزاء عملكرد (تعداد دانه درچتر، تعداد چتر در بوته و وزن هزار دانه)، شاخص برداشت، تعداد علفهاي هرز و  وزن خشك علفهاي هرز به تفكيك گونه  بودند.  جهت بدست آمدن دورة بحراني  كنترل از معادلات گامپرز و لجستيك استفاده شد. دوره بحراني بر اساس 5% كاهش عملكرد نسبت به شاهد تمام کنترل تعيين گرديد. نرم‌افزارهای آماري مورد استفاده  MSTAT-C، Exell و Slide write بودند. در مقايسه ميانگين ها از آزمون LSD در سطح احتمال 5% استفاده شد.

شكل كلي توابع گامپرتز و لجستيك بصورت زير مي‌باشد:

 


 

 

تابع گامپرتز

تابع لجستيك

 

كه در آن:

=Y عملكرد (درصد از شاهد فاقد رقابت در تمام فصل).                                 Exp = تابع نمايي 

T = روزهاي پس از سبز شدن

A = مجانب درصد عملكرد (كه حداكثر عملكرد يا همان عملكرد شاهد فاقد رقابت در تمام فصل است)

X = نقطه عطف منحني بر حسب روز .

K و B و D و F ضرايب ثابت معادلات هستند.

 


 

نتایج و بحث

در جدول 1 اثر تيمارهاي وجين بر عملكرد و اجزاء عملكرد زيره سبز نشان داده شده است.  همانگونه كه ملاحظه مي‌شود در تيمار وجين كامل  (1 T) ،  تيمار 40 روز وجين در اوايل فصل رشد (4 T) و همچنين در تيمارهايي 6T و 7T كه به ترتيب 20 روز و 30 روز بدون وجين در اوايل فصل رشد بود، يعني 60 و 50 روز مرحله دوم رشد گياه وجين صورت گرفته است ،  عملكرد اقتصادي بيشتر از بقيه تيمارها بود. اين موضوع دور از انتظار نيست زيرا با حذف علفهای هرز و كاهش رقابت در قسمت عمده اي از دوران رشد گياه،  عملكرد افزايش پيداكرده است. در تحقيقي كه بر روي پنبه صورت گرفت (21) مشاهده شد كه به دليل كند بودن رشد اندامهاي هوايي پنبه در ابتداي فصل رشد، قابليت رقابت پنبه با علفهاي هرز در اين دوره كم بود،  لذا حضور علفهاي هرز در اوايل فصل رشد موجب كاهش شديد عملكرد شد، به طوري كه حساسيت پنبه به رقابت علفهاي هرز در اوايل فصل رشد بيشتر از هر زمان ديگر بود. در آزمايش حاضر  نيز بيشترين عملكرد بيولوژيك در زماني حاصل شده است كه گياه در طول دورة رشد خود با بيشترين زمان عدم حضور علفهاي هرز خواه در اول دورة رشد(وجین در اول فصل رشد (T1,T4)) و خواه در آخر دوره رشد  (وجین در آخر فصل رشد (T6,T7)) مواجه بوده است، كه این حالت مشابه آنچه در مورد عملكرد اقتصادي ذكر شد،  مي‌باشد. چنين موضوعي دور از انتظار نيست زيرا گياه با عدم رقابت علفهاي هرز در دورة بيشتري از طول رشد خود توانسته است از منابع موجود بهتر  استفاده كند و اندامهاي هوايي بيشتري را توليد كند.

در شرايطي كه گياه در طي مراحل رشد،  بيشترين زمان وجين علف هرز را داشته است، شاخص برداشت در بيشترين مقدار خود بود. همانگونه كه انتظار مي‌رود تغييرات شاخص برداشت چندان زياد نيست. در این مورد هر چه دوره بيشتري از عمر گياه در معرض وجين قرار گرفته است شاخص برداشت آن افزايش يافته است زيرا گياه از رقابت كمتري با علف هرز برخوردار بوده و در نتيجه مقدار بيشتري از مواد فتوسنتزي خود را به دانه منتقل كرده است.  وجين، تأثير چنداني بر اجزاء عملكرد نداشت. در شرايطي كه وجين در مرحلة اول رشد گياه صورت گرفت با افزايش دورة وجين علفهای هرز در اوايل فصل، تعداد چتر در بوته افزايش يافت و بيشترين عملكرد مربوط به تيمار وجين كامل (1T) و 40 روز وجين در اوايل فصل (4T) بود. در شرايطي كه وجين در آخر فصل  رشد گياه صورت گرفت نيز هر چه دورة وجين علف هرز بيشتر شد، تعداد چتر در گیاه افزايش يافت. گر چه تفاوت چنداني از نظر تعداد چتر در گياه،  بين دو گروه تيمارهاي وجين در مرحلة اول فصل رشد و تيمارهای وجين در آخر فصل رشد ، وجود نداشت ولي ملاحظه مي‌شود كه وجين آخر فصل  مؤثر تر بوده است. همانطور كه قبلاً مشاهده شد اين موضوع براي ساير موارد مشابه نيز صادق بود كه به نظر مي‌رسد با افزايش طول دورة وجين،  فضاي كافي در اختيار گياه قرار گرفته است و گياه به تعداد چتر خود افزوده است. با افزايش تداخل و ايجاد رقابت در بين گياه و علف هرز به دليل نبود فضاي كافي از تعداد چتر كاسته شده است.


 

 

جدول 1- اثر تيمارهاي مختلف مديريت علفهاي هرز بر عملكرد و اجزاء عملکرد زيرۀ سبز .

 
عملكرد بيولوژيک
کيلوگرم /هکتار
عملكرد
اقتصادي
 کيلوگرم/ هکتار
شاخص برداشت
وزن هزاردانه
گرم
تعداد دانه
در چتر
تعداد چتر
در بوته
1T (وجين كامل)
a*1412
a 800
a 57/0
a 1/3
a 88/8
a 6/24
2T (تا 20 روز وجين)
c1062
d 456
d 43/0
a 5/2
a 39/9
c 20/10
3T (تا 30 روز وجين)
a 1385
b 656
bc47/0
a 79/2
a 038/10
abc7/19
4 T (تا 40 روز وجين)
a 1417
a 784
a 56/0
a 9/2
a 485/10
ab 7/22
ميانگين بين 2T و 3T و 4T
1288
632
4866/0
73/2
971/9
533/19
5T (بدون وجين)
c1024
d450
cd 44/0
a 65/2
a 73/7
bc 3/18
6T (تا 20 روز بدون وجين)
a 1419
a 790
a 56/0
a 3
a 27/10
ab37/21
7T (تا 30 روز بدون وجين)
a 1408
b 704
bc 5/0
a 8/2
a 14/10
ab 6/20
8T (تا 40 روز بدون وجين)
b 1273
c 580
cd 46/0
a 7/2
a 37/9
bc 10/19
ميانگين بين 6T و 7T و 8T
67/1366
33/691
506/0
833/2
93667/9
35667/20

*     در هر ستون ميانگين‌هاي داراي حروف مشترك،  بر اساس آزمون LSD در سطح 5% تفاوت معني داري ندارند.           

 


 

در شكل 1، دوره بحراني كنترل علف هرز در زيره سبز نشان داده شده است. همانگونه كه مشاهده مي‌شود، در تيمار بدون وجين علف هرز،  با افزايش حضور علف هرز عملكرد اقتصادي كاهش و با حذف علف هرز مقدار آن افزايش پيدا كرده است. دورة بحراني کنترل علف های هرز كه از رسم خطي با 95% عملكرد اقتصادي به موازات محور xها و تقاطع آن با دو منحني مربوطه مشخص شد. بهترين دورة كنترل در طي دورة رشد گياه (80 روز) را ، بين 24 تا 38 روز پس از سبز شدن نشان داد. به عبارت ديگر،  بيشترين عملكرد اقتصادي زماني حاصل خواهد شد كه محصول، بين  24 تا 38 روز پس از کاشت  بدون علف هرز، رشد کند. در برخي مطالعات (5) دورة بحراني مبارزه با علفهاي هرز زيره 15 تا 30 روز پس از سبز شدن ذكر شده است. كيلي و تولن (17) نشان دادند كه يك دوره عاري از علف هرز به مدت بيش از 4 هفته و يا دوره آلودگي كمتر از 8 هفته از كاهش عملكرد پنبه در رقابت با پنجه مرغي جلوگيري كرد. آنها نشان دادند كه عملكرد پنبه در تيمارهايي كه مزرعه 8، 12 و يا 25 هفته عاري از علف هرزبود،  تقريباً يكسان بود. وجين پس از 8 هفته،  تأثير معني‌داري بر عملكرد پنبه نداشت.


 

 

دوره بحرانی کنترل علف هرز

 


CP=5%

 

 

شکل 1- دوره بحرانی کنترل علف های هرز در زیره سبز.

 


 

همان گونه كه درجدول 2 مشاهده مي‌شود بررسي ضريب همبستگي صفات نشان داد كه ميان عملكرد  اقتصادي و اجزاء عملكرد،  همبستگي مثبت و معني داري وجود داشت. بيشترين رابطه مثبت در اجزاءعملکرد بین تعداد چتر در بوته و عملكرد اقتصادي به ميزان 608/0 و در سطح 1% معني دار بود. اين امر حکايت از  وجود رابطه مثبت و معني دار بين عملكرد اقتصادي زيره سبز و تعداد چتر در بوته داشت. در نتیجه تعداد چتر در بوته مهمترين عامل در افزايش ميزان عملكرد زيره سبز بوده و عواملي كه بتواند بر روي تعداد چتر  تأثيرگذار باشد، نظير كاهش رقابت، افزايش منابع و در اختيار گذاشتن فضاي مناسب مي‌توانند در عملكرد زيره سبزموثرباشند. ضريب همبستگي بالاي بين عملكرد بيولوژيك و عملكرد اقتصادي اين موضوع را مشخص مي‌كند كه افزايش عملكرد بيولوژيك كه ناشي از رشد خوب شاخ و برگ و گسترش مناسب كانوپي مي‌باشد در افزايش عملكرد اقتصادي نقش بسزايي دارد. اين موضوع حاکی ازآن است كه بالا بودن شاخص برداشت،  درصد بيشتري از كل وزن خشك را به عملكرد اقتصادي تخصيص مي‌دهد .


 

 

 

جدول 2: ضرايب همبستگي عملكرد و اجزاء عملكرد زیره سبز.

 
عملكرد بيولوژيك
شاخص برداشت
وزن هزاردانه
تعداد دانه
در چتر
تعداد چتر
در بوته
عملكرد اقتصادي
عملكرد بيولوژيك
*1
 
 
 
 
 
شاخص برداشت
** 700752/0
1
 
 
 
 
وزن هزاردانه
*4162/0
*5059/0
1
 
 
 
تعداد دانه در چتر
*4395/0
ns262/0
ns3921/0-
1
 
 
تعداد چتر در بوته
**636926/0
**7511744/0
ns3726/0
ns121/0-
1
 
عملكرد اقتصادي
**876374/0
**81052913/0
*4487/0
*4452/0
**60812/0
1

معني داري در سطح 05/0  * و 01/0 **

 


 

در شكل 2 و 3 رابطه وزن و تعداد علف‌هاي هرز در واحد سطح و عملكرد اقتصادي نشان داده شده است. همانگونه كه ملاحظه مي‌شود در تيمار 1 T تا 4 T كه در آنها وجين كامل يا وجين در اوايل فصل صورت گرفته است تعداد علف هرز در محدودة بين صفر تا 50  بوته در واحد سطح است كه اين موضوع كاملاً قابل انتظار است، چون علف های هرز در اوايل فصل وجين شده اند و تعداد آنها كم بوده است كه همانگونه که انتظار می رفت در وجين كامل (1T) در كمترين تعداد و به ترتيب در بقيه تيمارها نسبتاً بيشتر بود. ولي در حالتي كه وجين صورت نگرفته (5 T) و يا وجين در دوره‌هاي مختلف آخر فصل رشد صورت گرفت، تعداد علف هرز از محدودة 120 تا 625 در واحد سطح در نوسان بود. در اين مورد مشاهده مي‌شود كه در تيمار 5 T ( بدون وجين)،  تعداد علف های هرز 120  بوته بود ولي در بقيه تيمارها به ترتيب افزايش پيدا كرد. اين موضوع دور از انتظار به نظر مي‌رسد زيرا تصور مي‌شود در تيماري كه وجين اصلاً صورت نگرفته (5 T) بايد بيشترين تعداد علف هرز وجود داشته باشد، در حالي كه اینطور نبود. دليل اين امر می تواند این باشد كه در تيمار بدون وجين (5 T) علف‌هاي  هرز با رقابت بين خود  به تعادل رسیده،  تعداد آنها  به حالت ثبات رسيده است كه اثر اين امر بر وزن علف هرز در واحد سطح مشهود است(شكل 3).  به عبارت ديگر در تيمار بدون وجين (5 T ) تعداد علفهای هرز در واحد سطح در كمترين مقدار نسبت به بقيه تيمارها بوده ،اين موضوع  حاكي از آن است كه اثر خود تنكي اين تيمار در وزن آن منعكس شده است.  رابطه معكوس بين وزن و تعداد علف هرز در منابع علمي مختلف (19 و 22)  بيان شده است. مورفي و همكاران (19) بيان كردند كه، افزايش تراكم و كاهش فاصله بين رديفهاي كاشت گیاه ذرت موجب کاهش سطح برگ علفهای هرز  شد. درآزمايشي (22) ملاحظه شد كه افزايش تراكم گياه زراعي باعث كاهش رشد علفهاي هرز، افزايش توان رقابتي گياه زراعي و افزايش عملكرد آن مي‌شود.


 

 

 

 

شکل 2-اثر وزن خشک علف هرز بر عملکرد دانه زیره سبز

 

شکل3- اثر تعداد علفهای هرز بر عملکرد دانه زیره سبز

 


 

همانگونه كه در جدول 3 مشاهده می شود تعداد علفهاي هرز در تيمار وجين در مقايسه با تيمارهاي بدون وجين علف هرز در اوايل فصل،  بسيار كمتر بود.  با افزايش دورة بدون وجين در اوايل فصل،  بر خلاف تيمار وجين وزن خشك افزايش قابل ملاحظه اي يافت ( جدول 4).  بيشترين تعداد علفهاي هرز در تيمار 20 روز بدون وجين اوايل فصل (6T) مشاهده شد كه با توجه به تراكم زياد علفهاي هرز (600 بوته در مترمربع) به نظر مي‌رسد كه  تراكم موجود،  حاصل از تعداد زيادي بوته‌هاي بسيار كوچك و يا تعداد کمتر از بوته‌هاي بزرگ مي‌باشد كه درنتيجة خود تنكي يا مرگ و مير ضعيف ترين بوته ها، به جاي مانده اند (6). به طور كلي، گونه‌هاي غالب مزرعه را علفهاي هرز اويارسلام(Cyprus sp.) و سلمه (Chenopodium album) و تاج خروس ایستاده )  retroflexus L. (Amaranthus تشكيل دادند.

در برخی تحقيقات (4 و 7 ) ملاحظه شد كه با گذشت فصل رشد، سهم تاج خروس از كل سطح برگ علفهاي هرز افزايش يافت كه اين امر را مي‌توان ناشی از چهار کربنه  بودن اين علف هرز و قدرت رقابت بيشتر آن دانست. در آزمايشي (2) ملاحظه شد، تراكم زياد در ابتداي فصل، رقابت بين گونه اي علف هرز و رشد رويشي سريع و گسترش اندامهاي هوايي در تاج خروس باعث غلبه آن بر گونه‌هاي ديگر شد .


 

جدول 3- تعداد علفهاي هرز به تفكيك گونه در تيمارهاي مختلف علف هرز (1× 1متر)

 
اويارسلام
سلمه
تاج ريزي
تاج خروس
سایر گونه
تا 20 روز وجين (2T)
9
11
10
8
9
تا 20 روز بدون وجين (6T)
133
128
86
164
113
تا 30 روز وجين (3T)
8
6
4
3
2
تا 30 روز بدون وجين (7T)
95
79
70
55
65
تا 40 روز وجين (4T)
3
2
4
1
3
تا 40 روز بدون وجين (8T)
64
36
46
25
38
وجين كامل 1T
0
0
0
0
0
بدون وجين 5T
35
28
24
29
15

 

جدول 4- وزن خشك علف هرز به تفكيك گونه در تيمارهاي مختلف علف هرز (1× 1متر)

 
اويارسلام
سلمه
تاج ريزي
تاج خروس
سایر گونه ها
تا 20 روز وجين (2T)
4/3
12/4
35/0
12/0
85/0
تا 20 روز بدون وجين (6T)
8/5
92/2
69/0
53/4
89/3
تا 30 روز وجين (3T)
3/2
21/3
36/0
19/0
13/1
تا  30 روز بدون وجين (7T)
15/99
2/30
3/15
2/10
2/8
تا 40 روز وجين (4T)
8/1
46/2
25/0
23/0
4/1
تا40 روز بدون وجين (8T)
6/112
18/35
9/12
59/20
6/19
وجين كامل 1T
0
0
0
0
0
بدون وجين 5T
9/150
3/50
8/29
7/59
39/44


 

 


 

با افزايش طول دورة وجين در اوايل فصل رشد از ميزان وزن خشك علفهاي هرز در واحد سطح كاسته شد  بطوری که  در تيمار وجين كامل (1T) هيچگونه  علف هرزی  مشاهده نشد. حداكثر وزن خشك علفهاي هرز در تيمار 20 روز وجين در اول فصل رشد (2T) به حداكثر 9 گرم در متر مربع رسيد (جدول4)  و با افزايش دورة بدون وجين علف هرز (در اول فصل رشد) ، وزن خشك علفهای هرز در واحد سطح افزايش يافت، به طوري كه در تيمار بدون وجين در طول فصل رشد (5 T) به حداكثر 320 گرم در مترمربع رسيد. به نظر میرسد این موضوع به دلیل مساعد شدن شرایط محیطی و افزایش درجه حرارت در اواخر فصل رشد و همچنین افزایش سطح برگ و اندامهای هوایی و استقرارکامل گیاه و نیز به دلیل جایگزینی گونه‌های بزرگتر به جای گونه‌های کوچکتر بوده است. . نتايج مشابه گزارش شده توسط عباسپور (8) نيز حاکی از آن است كه با طولاني‌‌تر شدن دوره تداخل علف‌هاي  هرز، وزن خشك علفهاي هرز در واحد سطح افزايش يافت به طوري كه در تيمار تداخل تمام فصل به حداكثر 1225 گرم در مترمربع رسيد. هاديزاده (10) نيز گزارش كرد كه با افزايش دورة تداخل از ابتداي فصل ، وزن خشك علفهاي هرز نيز افزايش يافته و به حداكثر 654 گرم در مترمربع رسيد (2).

به طور كلي نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه زيره سبز قادر است حضور علفهاي هرز را تا 24 روز پس از سبز شدن تحمل كند و حذف علفهاي هرز از 24 تا 38 روز پس از سبز شدن عملكرد رابه طور معنی داری  افزایش می دهد. اين امر نشان می‌دهد كه وجين باید همان ابتداي فصل
يعني موقعي كه گياه هنوز مستقر نشده و ضعيف است انجام شود.


 

 

 

 

منابع

1-     اصغري، ج.، ش. اميرمرادي  و  ب. كامكار. 1380. فيزيولوژي علفهاي هرز.  انتشارات دانشگاه  گيلان.

2-    پاپ زن، ع. ل.، و ص.  بهرامي نژاد. 1380. بررسي مراحل فنولوژيك زيره سبز،  عملكرد و اجزاء آن در شرايط كرمانشاه . اولين همايش ملي زيره سبز. سبزوار.ص. 56 - 58.

3-     دلقندي، م.  ر. 1383. فلور علفهاي هرز مزارع زيره سبز. مركز تحقيقات كشاورزي خراسان . اولين همايش ملي زيره سبز. سبزوار. ص.99 -100.

4-     راشد محصل، م. ح.،  ح، رحيميان و م. بنايان. 1373. علفهاي هرز و كنترل آنها. (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

5-    كافي، م.،  م. ح. راشد محصل، ع. كوچكي  و ع. ملافيلابي. 1381.  فناوري،  توليد و فرآوري زيره سبز. انتشارات قطب علمی گیاهان زراعی ویژه، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی.

6-    كوچكي، ع.، ح.  ظريف كتابي  و ع. نخ فروش. 1380. رهيافتهاي اكولوژيكي مديريت علف‌هاي هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد .

7-     كوچكي، ع.، ح. رحيميان، م.  نصيري محلاتي  و  ح. خياباني. 1373.  اكولوژي علفهاي هرز (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد .

8-    عباسپور، م. 1379، كنترل دورة بحراني علفهاي هرز ذرت دانه اي. پايان نامه كارشناسي ارشد رشته علفهاي هرز. دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسي مشهد.

9-    محمودي، س.، ا.س. حجازي، و ح. رحيميان. 1378. تعيين دورة بحراني كنترل علفهاي هرز پنبه (Gossypium hirsutum L.) در منطقه ورامين. مجله علوم و صنايع كشاورزي.ج. 13. ش. 2. ص. 166-159.

10-  هاديزاده ، م . ح. 1375. دورة بحراني كنترل علفهاي هرز در سويا. پايان نامه كارشناسي ارشد زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد.

11-  Bridges, D. C., B. J. Brecke, and J. C. Barbour. 1992. Wild poinsetia (Euphorbia heterophylla) interference with peanut (Arachis hypogea). Weed Sci. 40: 37-42.

12-  Gora, D. R., N. L. Meena, D. L. Shivran, and D. R. Shivran. 1996. Dry matter accumulation and nitrogen uptake in cumin (Cuminum cyminum) as affected by weed control and time of N application. Indian Agron. J. 41: 666-667.

13-  Gleasan, L. S. 1956. Weed control in corn in the wet tropics. Proc. NCWCC. 13: 508-511.

14-Gosheh, H. Z., D. L. Holshouser, and J. M. Chandler. 1996. The critical period of Johnson grass (Sorghum halepense) control in field of  corn (Zea mays). Weed Sci. 44. 944-947.

15- Hall, M. R., C. J. Swanton, and G.W. Anderson. 1992. The critical period of weed control in grain corn (Zea mays). Weed Sci. 40: 441-447.

16-Kirkland , K. J. 1993. Spring wheat (Triticum aestivum) growth and yeild as influenced by duration of wild oat (Avena fatua) competition. Weed Tech. 7: 890-893.

17- Killen. P. F., and R. J. Thullen. 1991. Growth and interaction of bermudagrass (Cynodon doctylon) with cotton (Gossypium hirsutum). Weed Sci. 39: 570-574.

18-Morishita, D. W., D. C. Thill, and J. E. Hammel. 1991. Wild oat (Avena fatua) and spring barely (Hordeum vulgare) interference in a greenhouse experiment. Weed Sci. 39: 149-153.

19-Murphy, S. D., Y. Yakuba, S. F. Weise, and C. J. Swanton. 1996. Effect of planting patterns and inter row cultivation on competition between corn (Zea mays) and late emerging weeds. Weed Sci. 44: 856-870.

20-Oliver, L. R. 1988. Principles of weed threshold research. Weed Tech. 2: 398-40   

21-Peter. B. M. 1980. Critical period of weed competition on cotton varitey “Cocker 310”. CDROM AGRIS. 1995-1996.

22-Stevenson, F. C, and A. T. Wright. 1996. Seeding rate and row spacing effect flax yields and weed interference. Canadian. J. Plant Sci. 76: 537-544.

23-Wilson, R. G. 1993. Wild proso millet (Panicum millaceum) interference in dry beans (Phaseolus vulgaris). Weed Sci. 41: 607-610.


 

 

Critical period of weed control In cumin (Cuminum cyminum)

 

A. hosseini , A.  koocheki , M. Nassiri Mahalati[2]

 

 

 

Abstract

In order to evaluate the critical period of weed control in Cumin, an experiment with Complete Randomized Block Design and three replications was conducted in experimental field of Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, During 2004-2005 growing season. Treatments included different combinations of weed free and weed infested periods (20, 30, 40 and 80 days after germination) plus weedy check and weed free check. Critical period weed control was evaluated with Gompertz and Logestic functions. Traits measured were yield and yield components, harvest index of cumin and also number and weight of weed species. Results showed  the critical period was between 24-38 days after germination. With increasing interfereing period at early or late growth stages of cumin, the economic yield was reduced. By extending weeding periods at early stage of growth or during the  growth  period, dry weight of weeds were reduced, while extending weeding period at the end of growth  stage and also weed free during growth period, early or late stages of growth had no significant effects on yield components except on number of umbels per plant. Harvest index was positively affected by early weeding. It appears that early weeding was somehow more effective on yield components for cumin.

Keywords: Cumin, Critical period, weed, economic yield.

 

 



1

1- Contribution from College of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad.

[ جمعه بیستم آذر 1388 ] [ 1:37 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

مطالعه و برسی تاثیر گذاری علف های هرز (تاج خروس) بر روی محصولات زراعی

 

 

گردآورنده:                   مهندس سید چاسب فاضلی

 

 

دانشجویی کارشناسی زراعت جهاد  دانشگاهی  واحد کاشمر

 

 

زمستان 88

 

 

 

 

مقدمه :

علفهای هرز از مهمترین محدودیتهای تولید مطلوب محصولات زراعی محسوب می شوند  .موفقترین علف های هرز آنهایی هستند که بیشترین مشکل را برای محصولات زراعی ایجاد کنند . این موفقیت را ممکن است با ایجاد سریع کلنی علف هرز در محل های شخم خورده دشواری حذف آنها و افت عملکرد گیاهان زراعی سنجید.هر چند نتایج مطالعات نشان از آسیب پذیری و تلفات عملکرد محصولات زراعی در اثر  رقابت علفهای هرز دارند اما بسیاری از این بررسیها صرفا به بیان حاصل ازآن بسنده کرده و از تحلیل مکانیسمهای مرتبط به آن صرف نظر می کنند مطالعات نشان داده است که اگر علف های هرز مزارع ذرت کنترل نشود بسته به تعداد ونوع علف هرز میتواند از 15% تا 100% عملکرد را کاهش دهند  .

 

اعتقاد بر این است که دانستن اساس و پیچیدگی رقابت بین گونه های رقیب ضمن اینکه آگاهی دقیق تر نسبت به حاصل را می دهد در مدیریت علفهای هرز نیز راهکارهای مطلوب تری را ارایه می کند . به طوری که نقاط ضعف گیاهان زرعی در فرایند رقابت مشخص و در اصلاح نباتات افقهای روشن تری را به متخصصین در جهت اصلاح گیاهان زراعی مقاوم به علف های هرز می دهد . با این دیدگاه بعضی از محققین تعیین مکانیزم های رقابت را مهمتراز نتایج آن می دانند .

 

شاخصهای رشد به عنوان ابزاری جهت تعیین مکانیسم و پیشگویی اثرات رقابتی هستند . مطالعه این شاخص هااز این جهت که نشان می دهند واکنش رشد به فراهمی منبع در چه مرحله و یا چه قسمتی از گیاه زراعی یا علف هرز منجر به بروز اثرات بازدارنده علف هرز بر عملکرد گیاه زراعی می شود با ارزش هستند و با تعیین آنها گونه های علف هرز می توان محدوده و درجه رقابتی علف های هرز را تعیین کرد.

 

سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول که معیاری کمی از تمام خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه هستند می تواند به عنوان مبنایی برای مقایسه قدرت رقابت گونه ها قرار گیرد .

 از آنجایی که این خصوصیات در راستای بهره گیری فرصت طلبانه از محیط است می تواند به عنوان رمز موفقیت گونه های رقیب باشد.

مطالعه راش و رادوسویچ نشان داد که عوامل مرتبط با جثه گیاه و سطح برگ بهترین معیارهای پیش گویی قابلیت رقابت علف های هرز است . بدیهی است که افزایش سریع سطح برگ که به گسترش سریع سایه اندازگیاهی می انجامد در موفقیت علف های هرز و گیاهان زراعی در محیط کشاورزی تعیین کننده است.

 

وانجسل ورینر برای تعیین توانایی رقابت نسبی  علف های هرز سوروف و تاج خروس با سیب زمینی با انجام آزمایش سریهای جایگزینی مشاهده کردند که سوروف در مقایسه با تاج خروس از توان رقابتی بیشتری برخوردار بود نامبردگان علت این برتری را سرعت رشد نسبی بالای سوروف و ارتفاع بیشتر سوروف نسبت دادند.

 

مطالعات نشان می دهند سرعت رشد بالا و سرعت تجمع ماده خشک گونه های رقیب از عوامل موثر در بروز اثرات و درجه رقابتی آنها هستند و گونه هایی که از این نظر برتری داشته باشند در رقابت نیز موفقترند .

 

ارتفاع و ساختار کانوپی گونه های رقیب نیز از عوامل عمده در رقابت  محسوب می شوند .

 از آنجایی که نور یکی از منابع اصلی رقابت می باشد ویژگیهای اخیر در تعیین نتیجه رقابت برای نور بسیارمهم هستند .

 کاون و همکاران آرایش افقی برگ علف های هرز پهن برگ را دلیلی برای قدرت رقابتی این گونه ها بیان کردند .

 

 هالت اظهار داشت که ساختار کانوپی بویژه ارتفاع و محل قرار گرفتن برگ ها و ارتفاعی از گونه ها که بیشترین سطح برگ را دارا است تعیین گننده رقابت برای نور می باشد .

بگونیا و همکاران نیز گزارش کردند که کاهش عملکرد سویا با افزایش ارتفاع گاو پنبه همبستگی بالایی داشت به اعتقاد آنها کاهش تشعشع فعال فتوسنتزی در اثر ارتفاع بیشتر گاو پنبه تجمع برگ های آن دربالای کانوپی سویا و آرایش افقی برگ های آن از عوامل مهم در بروز اثرات رقابتی گاو پنبه است.

 

ماون نیز در یک مطالعه گلخانه ای مشاهده کرد که ارتفاع سوروف در طول دوره رشد سویاحدود 20  سانتی متربیشتر از سویا بود و این باعث خاموشی بیشتر نور در کانوپی سویا و کاهش جذب تشعشع فعال فتوسنتزی توسط سویا گردید.

برسی ها نشان می دهد که خصوصیات فتو سنتزی گیاهان نیز می تواند بعنوان اساس فیزیولوژیکی رقابت در توان رقابتی گونه ها موثر باشد .

گیاهانی که دارای مسیر فتوسنتزی چهار کربنه هستند معمولا سرعت فتوسنتزی خالص بالاتری از گیاهان 3 کربنه دارند.

 از این رو اختلاف میان گیاهان 4 کربنه و 3 کربنه به عنوان اساس بیو شیمیایی برای رقابت گیاهان مورد برسی قرار می گیرد .

سوروف و تاج خروس از جمله علفهای هرزی هستند که به لحاظ خصوصیات فیزیولوژیکی (4کربنه) و مرفولوزیکی از جمله ارتفاع بالا ،تولید بذر فراوان و سرعت رشد بالا ،ضریب استهلاک نوری (تاج خروس) و گسترش عمقییی و عرضی ریشه بخصوص در سوروف در مزارع حبوبات مورد توجه هستند و وجود این ویژگی های رقابتی آن دو است.

 

کاوان و همکاران  برتری رقابتی تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع آنها در تاج خروس نسبت به سوروف را در رقابت با سویا به آرایش افقی برگها و موقعیت تجمع انها در تاج خروس نسبت دااده اند.

 

باربور و برایج یز حداکثر استهلاک تشعشع فعال فتوسنتزی توسط علف هرز ،موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز موقعیت برگ ها در کانوپی و زمان قرار گرفتن ارتفاع علف هرز در بالایی کانوپی گیاه زراعی را از پارامترهای اصلی رقابت برای نور می  دانند. با توجه به این امر بنظر میرسد تاج خروس در تمام موارد فوق نسبت به سوروف برتری داشته است.

 

ماوان  نیز در برسی خود به اهمیت نقش ریشه سوروف در بروز اثرات رقابتی با سویا اشاره کرده است.

 

بلاک شا تلفات عملکرد لوبیا مربوط به رقابت علف هرز آمبروژیا()سبب کاهش شاخص سطح برگ ,بیوماس و تعداد غلاف لوبیا در واحد سطح شد.

 

نموداري از تاثیر سوروف وتاج خروس بر سرعت رشد لوبیا و روند تغییرات آن:

شکل :روند تغیرات سرعت رشد :لوبیا شاهد بدون علف هرز ({)،لوبیا آلوده به علف هرز()

و سوروف وتاج خروس () در میانگین تیمارهای تراکم تاج خروس (الف)و سوروف(ب).

علف هاي هرز يكي از موانع مهم توليد ىر نظام هاي زراعي مي باشند.علاوه بر كاهش عملكرد و افزايش هزينه هاي توليد و موارد زيست محيطي و افزايش مقاومت علف هاي هرز به علف كش ها به علت استعمال بي رويه أنها از معضلات ديطر علف هاي هرز در نظام هاي زراعي مي باشد.

با توجه به خسارت های ذکر شده به نظر می رسد مصرف بهینه علف کش ها در مدیریت پایدار علف های هرز موثر باشد به این دلیل گرایش به سمت مدیریت تلفیقی علف های هرز ()توصیه می شود.

نیل به مدیریت تلفیقی علف های هرز نیاز به اطلاعات جامعی از جمله برسی مکانیزم های رقابتی علف های هرز از طریق آنالیز شاخص های رشدی گونه های رقیب می باشد.

همچنین مقایسه شاخص های رشد برای طراحی مدل های تداخل علف هرز و گیاه زراعی ضروری می باشد.این اطلاعات برای برآورد میزان کاهش عملکرد گیاه زراعی در اثر رقابت با علف هرز نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد و به محققین اصلاح نباتات کمک کند تا ارقامی را که قدرت رقابت بیشتری با علف های هرز دارند انتخاب نمایند.

علف هرز تاج خروس ،گاو پنبه ،توق،سلمک،قیاق ، سوروف و اویارسلام از مهمترین علف های هرز در اکثر زراعت ها بویژه سویا هستند.

اما سرعت رشد سویا در اوایل فصل کم بوده و قدر ت رقابتی آن در مقابل علف های هرز بسیار پایین است و همین امر سبب کاهش این محصول می گردد.

تاثیر علف هرز بر روی گیاهان زراعی ممکن است از طریق مکانیسم های مختلفی صورت بگیرد.

()  معتقدند که بسیاری الز تفاوت های رقابتی اعم از بین گونه ای و درون گونه ای به اختلاف موجود در میزان جذب نور  مربوط است.

() نشان دادند که هرچه سطح برگ گیاه زراعی بیشتر باشد ،میزان تشعشع فعال فتوسنتزی () دریافتی توسط علف هرز کاهش می یابد بدین ترتیب این صفت بر قابلیت رقابت گیاه زراعی با علف هرز می افزاید.

 

() بیان کردند که شاخص سطح برگ علف های هرز یکی از عوامل اصلی تداخل و منعکس کننده قدرت رقابت علف های هرز می باشد.

در همین رابطه ()در برسی خود دریافتندکه در اثر تداخل علف های هرز سطح برگ ذرت شدیدا کاهش می بابد.از آنجا که بین کاهش عملکرد ذرت ، شدیدا کاهش می یابد.از آنجا که بین کاهش عملکرد ذرت ،شاخص سطح برگ (***) و دوام سطح برگ(***) همبستگی وجود دارد.در این مورد می توان فرض کرد که علف های هرز عمدتا از طریق کاهش این دو پارامتر موجبات کاهش      عملکرد گیاه زراعی را فراهم می کنند.

() نیز از برسی تراکم و زمان سبز شدن چند علف هرز در  لوبیا نتیجه گرفتند که در اثر تداخل علف های هرز علاوه بر کاهش زی توده ( بیوماس ) گیاه زراعی ،تعداد غلاف در واحد سطح و شاخص سطح برگ لوبیا شدیدا کاهش می یابد.

() کاهش اندکی را در سرعت رسد خالص(***)گیاه سویا در اثر رقابت با علف های هرز گزرارش نمودند. همچنین () بیان کردند که سرعت رشد سویا در رقابت با گاو پنبه کمتر از شرایط عدم رقابت می باشد.

() تفاوت های  در شاخص سطح برگ تیمار های کنترل و عدمکنترل علف های هرز در سویا تشخیص دادند.

() نیز در برسی رقابت سویا با مخلوط طبیعی علف های هرز ،کاهش ماده خشک کل و سرعت رشد محصول(***)را گزارش کردند این در حالی است که سرعت جذب خالص تحت تاثیر علف های هررز قرار نگرفت .کاهش سرعت رشد محصول به کاهش شاخص سطح برگ نسبت داده شد. بطور کلی شاخص سطح برگ و وزن خشک مهم ترین ویژگی گیاه زراعی است که نسبت به رقابت با علف های هرز عکس العمل نشان می دهند .

شناخت این عکس العمل ها و سایر تغیرات شاخص ها ی رشد در مطالعات رقابت علاوه بر درک اصل فیزیولوژی رقابت در پایه ریزی اصول مدیریت تلفیقی علف های هرز (***) و برنامه ریزی های به نژادی مفید خواهد بود.

شاخص سطح برگ

یکی از مشخص ترین اثرات حضور علف های هرز در مزرعه افزایش تراکم گیاهی  (گیاه زراعی بعلاوه علف های هرز ) در واحد سطح می باشدکه منجر به افزایش سطح برگ در واحد سطح زمین به قیمت کاهش سطح برگ تک بوته می شود.

در جوامعی که گیاه زراعی با علف هرز در کنار هم رشد می کنند، اگر چه سطح برگ گیاهی در واحد سطحئ نسبت به زمانی که فقط گیاه زراعی در مزرعه وجود دارد افزایش پیدا می کند؛اما از آنجایی که سطح برگ تک بوته در اثر رقابت بین گونه ای کاهش پیدا می کند ،شاخص سطح برگ گیاه زراعی در مزارع آلوده به علف هرز کمتر است .

روند تغیرات شاخص های سطح برگ سویا در حضور علف های هرز در طول فصل رشد.-1

همانطور که مشاهده می شود شاخص سطح برگ در نمونه ای از سویا در رقابت با گاو پنبه بیشترین تاثیر را پذیرفته بطوری که رقابت بالای گاو پنبه با سویا مانع از بهرمندی کافی سویا از نور موجود گردید .

این نتایج مبین ان است که شاخص سطح برگ معیار ارزشمندی برای برآورد میزان رقابت بوده و به شدت تحت تاثیر علف های هرز قرار می گیرد..

() نیز در برسی رقابت سویا با مخلوط طبیعی علف های هرز،کاهش ماده خشک کل و سرعت رشد محصول را ناشی از شاخص سطح برگ یافتند.

سرعت رشد

 در شرایط رقابت سرعت رشد کاهش می یابد.و طبق()تحقیقات انجام شده برروی علف هرز علف هفت بند با سویا باعث کاهش معنی داری در سرعت رشد مشاهده شد.

 

2-روند سرعت رشد سویا در حضور علف های هرز در طول فصل زراعی                                        

سرعت رشد نسبی:

سرعت رشد نسبی بیان کننده وزن خشک اضافه شده نسبت به وزن اولیه در یک فاصله زمانی است.

در رقابت علف های هرز با گیاهان زراعی در اکثر موارد روند نزولی دارد.

 

وزن خشک علف های هرز :

 

() در برسی خود در مورد تعدادی از توابع برآورد خسارت ،که حاصل چندین مطالعه انجام شده بر روی گونه های علف های هرز در سویا بود ،به این نتیجه رسیدند که توق ، گاوپنبه،و تاتوره و تاج خروس در مقایسه با یولاف وحشی ، هفت بند ،دم روباهی باریک و کنف وحشی ماده خشک بیشتری تولید می کنند و از قدرت رقابت بالاتری برخوردار است.

 

 شاخص سطح برگ در علف هرز:

شاخص سطح برگ بیان کننده سطح برگ  به سطح زمین اشغال شده توسط محصول است.

معمولا شاخص سطح برگ 5-3 جهت تولید حداکثر ماده خشک برای اغلب محصولات کاشته شده لازم است.محصولات علوفه ای مثل چمنی که برگ های آنها دارای تمایل عمودی می باشد،تحت شرایط مناسب برای دریافت حداکثر نور به (***)10تا 8 نیازمند می باشند.در جایی که عملکرد کل ماده خشک برای محصولات علوفه ای مورد نظر است و نه عملکرد اقتصادی ،نیازمند یک (***) هستیم.

مقایسه تغیرات شاخص سطح برگ علف های هرز  و وزن خشک خشک سویا بیان کننده آن است که بین سه علف پهن برگ گیاه گاو پنبه دارای بالاترین شاخص سطح برگ می باشد و به عبارت دیگر سایه اندازی این گیاه سبب کاهش بیشتر وزن خشک گیاه سویا نسبت به دو علف هرز سلمه و تاج خروس شده است.در مورد سوروف علیرغم بالاتر بودن سطح برگ به دلیل ساختار کانوپی و بسته بودن زاویه برگ های آن نسبت به افق تفاوت معنی داری با علف هرز سلمه وو تاج خروس ایجاد ننموده است.

 

 

روند تغیرات در شاخص سطح برگ-3

سعت جذب خالص () علف های هرز:

از آنجایی که عمده ترین اندام فتوسنتز کننده گیاه برگ می باشد گاهی اوقات بیان رشد بر اساس سطح برگ مطلوبتر است.سرعت تجمع ماده خشک در واحد سطح برگ در زمان معین را سرعت جذب خالص می گویند که معمولا بصورت گرم در متر مربع (سطح برگ)در روز بیان می گردد.

این مشخصه معیاری از کارایی فتوسنتزی برگ ها در یک جامعه گیاهی می باشد.

بعنوان نمونه در اکثر آزمایشات که در آن تاج خروس وجود دارد به علت 4 کربنه بودن آن بیشتر مقدار را به خودتخصیص می دهد.

 

 

بالا  بودن سرعت جذب خالص تاج خروس به دلیل سیستم فتوسنتزی آن( 4 کربنه ) می باشد.

() نیز گزارش کردند تاج خروس که علف هرزی 4 کربنه و پهن برگ است نسبت به سوروف که باریک برگ است  دارای سرعت جذب بیشتری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه بیستم آذر 1388 ] [ 1:22 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
یولاف وحشی بهاره (جو دوسر) Wild oat

نام علمی : Avena fatua







گیاهی است یکساله،تک لپه ای و از خانواده گندمیان(Poaceae)که با بذر تکثیر می یابد. گل اذین خوشه ای خیلی باز و پانیکول منظمی دارد که در تمام جهات به طور یکنواخت رشد میکنند.سنبلچه های ان منفرد و از پهلو فشرده شده اند.


ودرهریک از انها 2 تا3 گل ریشکدار دیده میشودکه معمولا گل انتهایی ان عقیم است. پایه این سنبلچه ها تقریبا2 سانتیمتر طول دارد.گلومهای فوقانی و تحتانی با یکدیگر مساوی و طول انها به8میلیمتر میرسد.قاعده گلومها با موهای سفید یا قهوه ای رنگ خشن و طویلی پوشیده شده است واز وسط ان رگبرگ میانی واز نزدیکی قاعده گلومل ریشک طویل و زانوداری خارج میشود که قاعده ان پیچیده و تابیده به نظر میرسد.گل این گیاه 3 پرچم دارد و دانه در داخل گلومل باقی میماند.





ساختمان ظاهری یولاف در نواحی مختلف نسبت به نوع زمین تغییر میکند مثلا در نواحی پست و شنی از هر بوته چندساقه باریک منشعب میشودبرگها کوتاه،سخت و مقاوم و غلاف ان را موهایی پوشانده است.ولی در اراضی حاصلخیز و مرتفع بوته ها منحصرا یک ساقه نسبتا قوی دارند.برگهایشان دراز بوده،غلاف انها غالبا بدون موست.






روشهای مبارزه :

در زمین های گندم کاری شده از دیفنزوکوات(SL25%)به نسبت 4لیتردرهکتاراز3برگی تا اواسط پنجه زنی علفها و در یک نوبت استفاده میشود.

همچنین از ترالکوکسیدیم(SC25%)به میزان1.2لیتر در هکتاراز2-3برگیتا اواسط پنجه زنی علفهای هرز و در یک نوبت توصیه میشود.

همچنین از دیکلوفوپ متیل(EC36%)به نسبت2.5لیتر در هکتار در یک نوبت ویا از علفکش فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل(EC20%)به نسبت3لیتر در هکتار میتوان استفاده کرد
[ چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ] [ 13:38 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

بررسي عوامل ضايعات (خوابيدگي وريزش دانه) بر عملكرد ارقام مختلف گندم

 

چكیده

به منظور بررسي عوامل موثر در ريزش در گندم هاي تجارتي ايران تعداد 65 رقم گندم به همراه 3 رقم ساختگي در قالب طرح بلوك با سه تكرار در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي كشت گرديدند. صفات عملكرد، ارتفاع، ريزش هنگام برداشت، ريزش هنگام رسيدن و خوابيدگي به صورت مقياس كمي يا رتبه اي روي ارقام ياداشت گرديد. نتايج تجزيه واريانس و يا تجزيه ويلكاكسون نشان داد كه تمامي صفات بين ارقام اختلاف معني داري دارند. همچنين همبستگي ساده پيرسون يا اسپيرمن نشان داد كه اكثر صفات با همديگر همبستگي دارند. نتايج تجزيه رگرسيون گام به گام بيانگر تأثير بيشتر صفات ارتفاع و ريزش هنگام برداشت  بر روي عملكرد بود. همچنين نتايج تجزيه همبستگي بيانگر تأثير زياد اثرات مستقيم صفات نسبت به تاثير غير مستقيم آنها بر روي عملكرد بود. تجزيه خوشه اي صفات ارقام را در سه گروه قرار داد و عمده ارقام مناسب از نظر مقاومت به ريزش در گروه اول قرار گرفتند.

 

مقدمه

  بطور كلي گندم نه تنها يك كالاي مهم تجاري در دنيا مي باشد بلكه به عنوان سلاحي برتر در مناسبات سياسي و جهاني است كه روز به روز بر اهميت استراتژيك آن افزوده مي شود. گندم نان بعنوان اصلي ترين غذاي مردم از اهميت ويژه اي در كشور برخوردار مي باشد. طبق اطلاعات و گزارشات مختلف سهم نان در تامين انرژي حدود 60 درصد مي باشد.

با توجه به اهميت موضوع، برنامه ريزي در جهت كاهش ضايعات گندم مستلزم دسترسي به آمار و اطلاعات مربوطه به ميزان ضايعات در مراحل مختلف مي باشد. در خصوص ضايعات گندم مطالعات  متعددي در داخل و خارج انجام شده كه در ذيل به چند مورد از آنها اشاره مي گردد. گندم از جمله مهمترين محصولات زراعي جهان و ايران به شمار مي‌رود و از زمانهاي ما قبل تاريخ در تامين معاش و ادامه حيات ساكنان روي زمين نقش مهمي را به عهده داشته است. اين گياه بيش از همه گياهان ديگر در جهان كشت مي‌شود، به طوريكه تعداد گونه‌ها و ارقام آن كه در روي كره زمين مي‌رويد ممكن است از هر نوع گياه مولد دانه ديگري اعم از اهلي و يا وحشي بيشتر باشد. اين گياه نزديك 10 تا 15 هزار سال قبل ازميلاد مسيح در ناحيه‌اي واقع در غرب ايران و شرق عراق به تكامل رسيده و اهلي شده است به طوريكه ظاهراً گندم بعد از جو يكي از قديمي‌ترين  گياهاني است كه به دست انسان كشف شده است.

برداشت يكي از مهمترين عمليات زراعي است و كاهش عملكرد قبل و بعد از برداشت عامل اصلي كاهش درآمد مي باشد. كاهش عملكرد در زمان  برداشت مي تواند به واسطه ريزش دانه باشد.

اين ريزش مي تواند در زمان برداشت دستي، برداشت با كمباين و يا در زمان خرمن كوبي، جدا كردن و تميز كردن با كمباين اتفاق بيفتد.  ميزان كاهش عملكرد به واسطه ريزش دانه براي محصولاتي از قبيل گندم، جو و يولاف حدود 3 درصد كل عملكرد (عملكرد برداشت شده بعلاوه عملكرد ازدست رفته) مي باشد.

معمولاً برداشت گندم به وسيله كمباين هنگامي انجام مي شود كه مقدار رطوبت آن كمتر از 14 درصد باشد. اما در اين حد رطوبت تلفات ناشي از ريزش دانه و يا تلفات درتيغه درو بيشتر از هنگامي است كه دانه داراي درصد رطوبت زيادتري است. در حالتي كه رطوبت موجود در دانه 14 تا 20 درصد باشد سنبله ها به سختي كوبيده مي شود. در هر حال گندم را مي توان در درجه رطوبت مذكور برداشت نمود، زيرا مي توان پس از برداشت آن را خشك كرد تا اين كه ميزان رطوبت آن براي انبار كردن در سيلو مناسب باشد.  شكل 4 رابطه بين كاهش برداشت دانه با مقدار رطوبت را نشان ميدهد. همچنين شكل 5 نقش قسمتهاي مختلف كمباين را در كاهش برداشت دانه نشان ميدهد.

ميزان خسارت وارده در اثر ريزش دانه هاي رسيده بر حسب آب و هواي محل، روش برداشت و واريته هاي مختلف كاملاً متفاوت است. معمولا روش برداشت و نحوه حمل و نقل و همچنين       خرمن كوبي متداول در روستاهاي ايران خسارت زيادي را به همراه دارد در حالي كه به كار بردن كمباين جهت برداشت محصول ميزان خسارت را به حداقل مي رساند. امروزه در اصلاح گندم مسئله ريزش دانه اهميت فراواني پيدا كرده است. ريزش دانه روي بوته همزمان با رسيدن محصول زياد    مي شود به طوري كه در برخي موارد چنانچه با خشكي زياد همراه باشد خسارت قابل توجهي به بار خواهد آورد. از اين جهت بايد در به كار بردن كمباين و انتخاب ارقام مقاوم در قابل ريزش توجه بيشتري مبذول گردد. تراكم سنبله و استحكام پوشينه هاي دانه فاكتورهايي هستند كه از ريزش دانه جلوگيري مي نمايند. استحكام جايگاه پوشينه سنبلچه ها و در نتيجه استواري دانه در جايگاه خود جز عوامل جلوگيري از ريزش محسوب مي گردند. ريزش در فرم هاي زود رس گندم بيشتر از فرم هاي دير رس به چشم مي خورد. همچنين ريزش دانه در سنبله هاي غير متراكم با جايگاه دانه سست  بيشتر از سنبله هاي متراكم (فاصله كم بين سنبلچه ها) خواهد بود. در نتيجه با توجه به تعويق در برداشت مي توان به درصد ريزش رقم مورد نظر پي برد. ارقامي كه جايگاه دانه آنها سخت و محكم است كمتر از ارقامي كه جايگاه دانه آنها سست مي باشد در مقابل تعويق در برداشت ريزش دانه نشان مي دهند در حقيقت برخي ار ارقام گندم به واسطه آن كه اتصال پوشه و پوشينه هاي آن ها به سنبله محكم نيست و يا زاويه بين  پوشه و پوشينه هاي آن ها زيادتر از معمول مي باشد دانه ها در اثر وزش باد و يا عمليات درو در مرحله نيمه سخت از درون پوشينه ها به بيرون مي ريزند و در نتيجه از ميزان عملكرد كاسته مي شود. از جمله آنها گندم كارون، عطايي، سفيدك و گندم 4820 را مي توان نام برد.  اگر اين گندم ها قبل از رسيدن كامل برداشت نشوند مقدار زيادي از دانه هاي آنها به زمين خواهد ريخت در خصوص حساسيت يك رقم به ريزش دانه يا بايد از كاشت چنين گندم هايي صرف نظر كرد و يا اين كه در مرحله نيمه سخت به برداشت آنها اقدام نمود. در كل ريزش دانه گندم در مناطق گرم و خشك بمراتب بيشتر از مناطق مرطوب است.

    حميد نژاد (1378) در خصوص ارزيابي اقتصادي ضايعات گندم از زمان برداشت تا زمان فروش در مناطق هرات و مروست و ابركوه استان يزد با استفاده از روش دالينوس و طبقه بندي با انتساب اپتيمم تعدادي از گندمكاران به تعيين ضايعات پرداخته است. محقق از مزارع گندمكاران منتخب نمونه گيريهاي لازم را جهت تعيين ضايعات كمي شامل (ريزش طبيعي، رويش، برداشت و خرمنكوبي) و ضايعات كيفي شامل (اختلاط و آلودگي گندم) انجام و سپس ارزش اقتصادي را مشخص نموده است. نتايج حاصله نشان داد كه بطور متوسط در هر هكتار ريزش طبيعي گندم 27 كيلو گرم ضايعات گندم در روش برداشت با داس كمتر بود. بطور متوسط در هر هكتار ضايعات روش برداشت 100 كيلوگرم بوده است. ضايعات گندم در روش خرمنكوبي با كمباين بيش از خرمنكوب ماشيني است و ميانگين در هر هكتار 58 كيلوگرم بوده است. گندم شكسته شده حاصل از خرمنكوب كمباين بيش از خرمنكوب ماشيني و دستي است.  بطور متوسط در هر هكتار 199 كيلو گرم, گندم شكسته مي باشد. مقدار مواد جامد موجود درگندم خرمنكوبي بطور متوسط 37 كيلو گرم در هرهكتار        مي باشد. بطور متوسط پس از خرمنكوبي گندم برداشت شده از يك هكتار مقدار 112 كيلو گرم جو موجود بوده است. بطور متوسط، در هر هكتار مقدار گندم سن زده 67 كيلو، وزن گندمهاي داراي سياهك پنهان 2 كيلو گرم، وزن گندمهاي داراي علائم آفات و بيماريها 98 كيلوگرم مشخص شده است. 

مجموع ارزش كل ضايعات ريزش طبيعي، روش برداشت و خرمنكوبي بطور متوسط 81597 ريال در هر هكتار بوده است. حدود 60 درصد كل ارزش ضايعات مربوط به منطقه ابرگو مي باشد. طبق بررسي، روش برداشت و خرمنكوبي توسط كمباين حدود 69 درصد از كل ارزش ضايعات را به خود اختصاص داده است. از كل گندم خريداري شده بوسيله دولت درمنطقه (6150 تن) تنها 23620 تن گندم خالص بوده و به تفكيك بقيه شامل علفهاي هرز (166 تن)، مواد جامد (198 تن)، جو (650 تن) و گندم آلوده به آفات و بيماريها (540 تن) و گندم شكسته 976 تن بوده است. بنابراين  وجود تفاوت بين كل مقدار خريداري شده و ميزان گندم خالص موجب گشته كه گندمكاران به ازاء هركيلو گندم تحويلي باكاهش معادل 7/8 ريال (7/4 ريال افت غير مفيد و4 ريال افت مفيد) مواجه باشند.

حميد نژاد و همكاران (1380) درگزارش وضعيت اقتصادي گندم بيان ميدارند كه ضايعات توليد، ضايعات گندم خارجي از سيستم دولتي و ضايعات تبديل گندم به آرد در طي سالهاي (70-1362) بترتيب بطور متوسط سالانه 243، 533 و 383 هزار تن بوده بطوريكه در سالهاي 1377 – 1371  بترتيب به 365، 551 و 455 هزار تن افزايش يافته است. 

    عابدي (1374) در مطالعه اي تحت عنوان بررسي اقتصاد سوبسيد و ضايعات نان در استان اصفهان با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي دو مرحله اي ابتدا شهرستان اصفهان را به شش منطقه تقسيم نموده و سپس از هر يك از مناطق بطور تصادفي از 60 خانوار به روش پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوري گرديد. دراين پژوهش، مقدار ضايعات نان تابعي از متغيرهاي تعداد نان خريداري شده به دفعات رفتن به نانوايي، ساعات صرف شده براي خريد نان، ميزان تحصيلات سرپرست خانواده و نوع نان مصرفي فرض شده است. نتايج نشان داد كه ميزان ضايعات نان در منطقه 5/18 درصد بوده است. نان خريداري شده با ميزان ضايعات نان رابطه مستقيم و متغير دفعات رفتن به محل نانوايي با مقدار دور ريز نان اثر معكوس داشته است. ساعات صرف شده براي خريد نان با مقدار ضايعات رابطه منفي و ميزان  تحصيلات سرپرست خانواده با مقدار دور ريز نان رابطه معكوسي داشته است.

    مؤسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي (1380) در مطالعه سياستهاي حمايتي و اجرائي طرح گندم، مقدار ضايعات كاشت (ناشي از استفاده از تكنيك ها و شيوه هاي منسوخ كاشت) را 20 درصد، ضايعات داشت (ناشي از خسارت عدم آبياري بموقع، عدم رعايت اصول زراعي، آفات علفهاي هرز) بين 4-9 درصد، ضايعات برداشت با دروگر 7/2 درصد از كل توليد، ضايعات خرمنكوبي در طريقه سنتي 2 درصد و كمباين 5/7 درصد، ضايعات پس از برداشت شامل ضايعات حمل ونقل و ريخت پاش (5/5 درصد)، بوجاري (2 درصد)، ضايعات انبارداري و تبديل بترتيب 4 و 5 درصد از كل توليد را بيان مي نمايند. طبق بررسي در اين موسسه، متوسط ضايعات نانهاي بربري، لواش و سنگك بين 4/16 الي 7/16 درصد، ضايعات نان تافتون و لواش نواري بترتيب 10 و3/11 درصد مشخص شده است.

    محسنين (1373) در مطالعه قسمت تعادلي نان تعداد 55 نانوائيها و 528 خانوار ساكن شهر تهران را از لحاظ مصرف و ضايعات نان مورد بررسي قرار داده است. نتايج نشان داد كه ارتباط ضعيفي بين مجموع مخارج زندگي و مقدار مصرف سرانه نان وجود دارد. محاسبه كشش درآمدي تقاضا حاكي از آن بود كه كشش درآمدي تقاضاي نان نزديك به صفر است. ميزان ضايعات برابر 5/12 درصد مقدار خريد نان ذكر شده است. بيشترين ضايعات در خانوارهاي كم درآمد بوده ولي ضريب همبستگي بسيار ضعيفي بين ميزبان درآمد و درصد ضايعات وجود داشته است.

     

روش تحقيق

در اين پژوهش به منظور بررسي مقاومت ارقام مختلف گندم نسبت به ريزش، تعداد 65 رقم گندم به همراه 3 رقم ساختگي در قالب طرح بلوك كامل تصادفي با سه تكرار در آبان ماه سال 1380 بصورت دستي در مزرعه دانشكده كشاورزي كرج كشت گرديد. بطوريكه هر رقم يا تيمار بر روي دو پشته و روي هر پشته دو رديف 6 متري كشت شد. صفات مختلفي شامل ارتفاع بوته, ريزش هنگام برداشت، ريزش هنگام رسيدن دانه، عملكرد و ميزان خوابيدگي مورد اندازه گيري قرارگرفت.

براي يادداشت برداري صفات خوابيدگي، ريزش هنگام رسيدن و ريزش هنگام برداشت از مقياس رتبه اي استفاده گرديد. بطوريكه براي صفت خوابيدگي سه رتبه در نظر گرفته شد:

رتبه يك: بوته از ناحيه بالا خم شده است. رتبه دو: بوته از ناحيه وسط خم شده است. رتبه سه: بوته از ناحيه پايين خم شده است.

همچنين براي صفات ريزش هنگام برداشت و يا هنگام رسيدن نيز دو نوع رتبه در نظر گرفته شد:

رتبه يك: عدم وجود ريزش رتبه دو: وجود ريزش

پس از يادداشت برداري صفات تجزيه هاي مختلف پارامتريك و غير پارامتريك صورت گرفت. ابتدا تجزيه واريانس روي صفات كمي و تجزيه ويلكاكسون روي صفات رتبه اي در سه تكرار صورت گرفت تا مشخص شود كه آيا بين ارقام مختلف از نظر اين صفات با همديگر اختلافي وجود دارد يا خير. پس از آن همبستگي ساده به صورت همبستگي پيرسون و اسپيرمن بسته به ماهيت بين صفات صورت گرفت.

از تجزيه خوشه اي يا كلاستر نيز براي گروهبندي ارقام استفاده شد تا مشخص شود كه ارقام از نظر صفات موثر بر ضايعات شامل: صفات ارتفاع بوته، خوابيدگي، ريزش دانه هنگام رسيدن و ريزش دانه هنگام برداشت در چند گروه قرار مي گيرند.

 

نتيجه گيري

از آنجائيكه صفات يادداشت برداري شده برخي به صورت كمي و برخي به صورت رتبه اي بودند، براي تجزيه اين صفات از آمار پارامتري (براي صفات كمي) و آمار غير پارامتري (براي صفات رتبه اي) استفاده شد.

نتايج آزمون غير پارامتري ويلكاكسون و مقادير كاي اسكور بدست آمده براي صفات خوابيدگي، ريزش هنگام برداشت و ريزش هنگام رسيدن به ترتيب 185/163، 904/112 و 490/168 بدست آمد كه هر سه مقدار بدست آمده اختلاف معني داري را در سطح يك درصد نشان دادند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه ارقام مورد بررسي از نظر اين صفات با همديگر اختلاف معني داري را نشان         مي دهند.

همچنين تجزيه بلوك كامل تصادفي روي صفات عملكرد و ارتفاع نشان داد كه اين صفات به طور معني داري بين ارقام مختلف متفاوت مي باشند. مقادير ميانگين مربعات صفات ارتفاع و عملكرد به ترتيب 253 و 250/. بدست آمد كه هر دو در سطح  يك درصد اختلاف معني داري نشان         مي دادند. نتايج آمار پارامتري و غير پارامتري اوليه صورت گرفته روي صفات يادداشت شده نشان  مي دهد كه 68 رقم مورد بررسي از نظر كليه اين صفات با همديگر اختلاف دارند، بنابراين مي توان تجزيه هاي خاص تر را روي اين صفات انجام داد.

براي بررسي ضريب همبستگي ساده بين صفات مختلف بسته به ماهيت صفت از همبستگي پيرسون و يا اسپيرمن استفاده شد. بطوريكه براي محاسبه همبستگي بين صفات خوابيدگي، ريزش هنگام برداشت و ريزش هنگام رسيدن از ضريب همبستگي اسپيرمن و براي محاسبه همبستگي هاي ديگر از ضريب همبستگي پيرسون استفاده گرديد.  بين صفات ارتفاع با خوابيدگي همبستگي مثبت و معني دار (734/.) وجود داشت. همچنين صفت ارتفاع  با صفت ريزش هنگام برداشت همبستگي منفي و معني دار (415/.-) نشان دادند. ولي همبستگي بين ارتفاع و ريزش هنگام رسيدن معني دار نبوده است. از طرفي صفت خوابيدگي با صفت ريزش هنگام برداشت نيز رابطه منفي و              معني داري (288/.-) را نشان داد.  اين بدين مفهوم است كه اگر چه برخي از ارقام دچار خوابيدگي مي شدند ولي به علت استحكام محل اتصال خوشه چه ها به محل خوشه، ريزش كمتر بوده است. در حقيقت اگر چه اين ارقام داراي خوابيدگي مي باشند ولي صفت ريزش دانه در آنها در جهت عكس خوابيدگي در برنامه هاي اصلاحي تثبيت شده است.  همبستگي مثبت و معني داري بين ريزش هنگام رسيدن و ريزش هنگام برداشت (252/.) مشاهده شد. يعني ريزش دانه هنگام رسيدن باعث تشديد ريزش دانه هنگام برداشت نيز خواهد شد. شايان ذكر است كه عملكرد به عنوان صفتي كه در نهايت مد نظر قرار مي گيرد همبستگي مثبت و معني داري با ارتفاع (306/.) و همبستگي منفي و معني داري با صفات ريزش هنگام رسيدن (274/.-) و ريزش هنگام برداشت (239/.-) نشان داد.

نتاج تجزيه كلاستر  بر روي صفات موثر بر ضايعات شامل صفات ارتفاع بوته، خوابيدگي، ريزش دانه هنگام رسيدن و ريزش دانه هنگام برداشت نشان داد كه با توجه به اين صفات ارقام در سه گروه عمده قرار مي گيرند. در گروه اول 48 رقم، در گروه دوم 3  رقم و در گروه سوم 16 رقم گندم قرار مي گيرند. گروه اول عمد تا از ارقامي تشكيل شده اند كه فاقد خوابيدگي بوته و يا ريزش مي باشند و از ارتفاع نسبتا كمي برخوردار بوده اند. در حالي كه گروه دوم شامل ارقامي مي باشد كه اگر چه در هنگام رسيدن و هنگام برداشت ريزش نداشته اند، ولي از درصد خوابيدگي بالايي برخوردار بوده اند و ارتفاع زيادي دارند. همچنين گروه سوم شامل ارقامي است كه يا داراي درصد متوسطي از خوابيدگي مي باشند و يا اينكه درصد متوسطي از ريزش را نيز دارا مي باشند. ارتفاع ارقام در گروه سوم در حد متوسط بوده است.

در مجموع نتايج نشان داد كه صفت ريزش هنگام رسيدن از نظر افزيش ضايعات ناشي از ريزش از سهم به سزايي برخوردار مي باشد بنابراين بايد به آن توجه خاص گردد. يكي از راههاي كاهش ريزش هنگام رسيدن انتخاب ارقامي مي باشد كه به طور كامل به خوشه چسبيده باشند و حالت باز نداشته باشند. ارقامي كه جايگاه دانه آنها سخت و محكم است كمتر از ارقامي كه جايگاه دانه آنها سست مي باشد، در مقابل تعويق در برداشت ريزش دانه نشان مي دهند در حقيقت برخي ار ارقام گندم به واسطه آن كه اتصال پوشه و پوشينه هاي آن ها به سنبله محكم نيست و يا زاويه بين  پوشه و پوشينه هاي آن ها زيادتر از معمول مي باشد دانه ها در اثر وزش باد و يا عمليات درو در مرحله نيمه سخت از درون پوشينه ها به بيرون مي ريزند و در نتيجه از ميزان عملكرد كاسته مي شود. البته از آنجائيكه برداشت معمولا با كمباين صورت مي گيرد بنابراين تعيين رطوبت مناسب دانه براي برداشت نيز بايد در نظر گرفته شود.

 

پيشنهادات

از راهكارهاي اصلي جلوگيري از ضايعات گندم در نظر گرفتن تمام جنبه هاي دخيل در اين ضايعات مي باشد. گزارشات مختلف نشان مي دهد كه از عوامل موثر بر ضايعات گندم، ريزش دانه در هنگام رسيدن، خوابيدگي، ارتفاع گياه و ريزش هنگام برداشت مي باشند، بنابراين بايستي بسته به شرايط اقليمي منطقه و نوع مكانيزاسيون از ارقام مناسب جهت كشت استفاده نمود، تا بتوانيم از اين طريق از ضايعات محصول جلوگيري نماييم. در اين مطالعه, ريزش دانه هنگام برداشت و رسيدن نقش بسزايي در كاهش عملكرد و ضايعات حاصله داشته است كه بايستي جهت جلوگيري از اين امر از ارقام متحمل به ريزش هنگام برداشت و رسيدن، بسته به شرايط منطقه استفاده نمود. با توجه به نتايج اين تحقيق پيشنهاد مي گردد از ارقامي جهت كشت در منطقه استفاده نمائيم كه اولا" نسبت به شرايط منطقه سازگار باشد ثانياً نسبت به ريزش مقاوم باشد تا از ضايعات حاصله كاسته شود. نتايج گروهبندي ارقام از نظر صفات موثر در ريزش نشان داد كه  ارقامي مانند آزادي، اروند، الموت (1)، الموت، آكوا، الوند، اينياء، اترك، البرز، بيستون، بيات، پي نيك، داراب 2، ديهيم، زرين، عدل قديم،  عدل جديد، فلات، كرج (1)، كوير، كراس بيات، مهدوي، كراس البرز، كراس آزادي، كراس اروند، مغان (1)، ورند، مغان (2) و ماهوتي يزدي مقاومت مناسبي نسبت به ريزش ارند. بنابراين كشت اين ارقام با توجه به شرايط جغرافيايي توصيه مي گردد.

 

سپاسگذاری

تحقيق حاضر مربوط به طرح ضا يعا ت گندم در توليد و مصرف می باشد و بدين واسطه از مجری مسئول جناب آقای دکتر بهمن يزدی صمدی و همچنين دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران بواسطه فراهم نمودن امکانات لازم تشکر می گردد.

 

منابع

1- آمار نامه كشاورزي (1381) وزارت جهاد كشاورزي.

2- بهروز لار (1374). افت كمباينه غلات، گزارش نهايي طرح مصوب موسسه تحقيقات فني مهندسي كشاورزي، سازمان تحقيقات، آموزش وترويج كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي، نشريه  شماره 37.

3- بهنيا، محمدرضا (1373) غلات سردسيري. انتشارات دانشگاه تهران.

4- حميد نژاد، م. نوري، ك وزاد، م (1380). گزارش وضعيت اقتصادي گندم در ايران دفتر بررسيهاي اقتصادي طرحهاي تحقيقاتي كشاورزي، سازمان تحقيقات آموزش كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي.

5- حميد نژاد. م (1378) ارزيابي اقتصادي ضايعات گندم از زمان برداشت تا زمان فروش و مناطق هرات، مروست و ابر كوه در استان يزد. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مصوب دفتر بررسيهاي اقتصادي طرحهاي تحقيقاتي كشاورزي، سازمان تحقيقاتي آموزش و ترويج كشاورزي.

6- عابدي شاپور آبادي، الف (1374) بررسي اقتصادي سوبسيد و ضايعات نان دراستان اصفهان. فصلنامه اقتصاد كشاورزي و توسعه، شماره 11، ص 106-99.

7- محسنين، م. (1373). قيمت تعاوني نان. سازمان تحقيقات، آموزش وترويج كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي.

8- مدرس رضوي، مجتبي (1375) ماشين ها، برداشت غلات و ساير دانه هاي گياهي. انتشارات آستان قدس.

9- مؤسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي (1380)  سياستهاي حمايتي واجرائي مورد نياز طرح افزايش توليد و عملكرد گندم. معاونت برنامه ريزي و اقتصادي  وزارت جهاد كشاورزي.

10-    ميرفخرائي، ف. (1370)  بررسي ميزان و علل ضايعات نان در خانوار و دكاكين نانوايي شهر تهران. انستيتو تغذيه و صنايع غذايي كشور.

11-    یزدي صمدي، بهمن و سيروس عبد ميشاني (1370) اصلاح نباتات زراعي. مركز نشر دانشگاهي.

12-   Clarks J. M. & Depauw R. M (1983) The dynamics of shattering in maturating wheat.Euphytica.32:225-230.

13-   Government India New Delhi. (1971 ). The report of the committee on post – harvest losses of food grains in India. “Department of food, Ministry of Agriculture and Irrigation”

14- Poehlman J.M(1987) Breeding field crops. Avi publishing company.

[ چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ] [ 13:24 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
انواع علفکش ها:
معدني: در ساختمان شيميايي اين دسته اتم کربن به عنوان هسته اصلي وجود ندارد.NACL- NaOH- H2SO4
آلي: داراي اتم کربن هستند به دو دسته مصنوعي و طبيعي( تنباکو- نفت- آب تنباکو) تقسيم مي شوند. اکثريت علفکش ها آلي – مصنوعي هستند
انواع علف کشهاي آلي- مصنوعي:
1: ترکيبات فنوکسي: داراي حلقه فنوکسي هستند مانند 2.4.D- 2.4.D.B- 2.4.D.P- 2.4.5.T
2: ترکيبات زنجيره اي .اتم کربن به صورت زنجيره اي قرار دارند .مانند متيل برومايد.رانداب. آکرولين. آرسينهاي آلي. دالاپون.TCA
3: آميدها: مانند لاسو. پرومانيل (علف کشي تماسي براي مزارع برنج)
4 : کارباماتها .اين دسته همگي ازمشتقات اسيد کاربامات هستند
الف) کاربامات: مانند باربان ب) تيوکاربامات: داراي يک اتم گوگرد مانند رونيت ج) داي کاربامات: داراي دو اتم گوگرد مانند متان د) ترکيبات اسيد بنزوئيک: مانند آمي بن- نيتروبن
سموم معدني:
کلرات سديم Naclo3 : سمي معدني وعمومي. به صورت کريستال سفيد رنگ .ميزان سميت 50- 30 برابر نمک طعام. در کشاورزي مصرف مستقيم ندارد فقط براي مبارزه با علفهاي هرز ريل قطار- کنار زمين چمن و تبديل کردن بيشه زار به مزارع مورد استفاده دارد . بايد حداقل تا 2 هفته بعد از سمپاشي کشت نداشته باشيم.داراي 3 اتم اکسيژن است که اين خود باعث آتش سوزي شديد و خاموش نشدن آن به راحتي مي شود . توصيه مي شود در هنگام استفاده از کفش پلاستيکي يا گالش استفاده شود و در هنگام آلوده شدن لباس بايد سريع شستشو شود تا خشک يا شعله ور نشود.قابليت جذب از طريق اندام هوايي دارد .جاذب الرطوبه اما باعث سوزاندن اندام هوايي و بيشتر از طريق ريشه استفاده مي شود.ميزان سميت 5/1 ليتر محلول 2% براي هر متر مربع.
نحوه عمل سم کلرات سديم : ذخاير گياهي را کم مي کند .اعمال متابوليسمي را درون گياه به هم مي زند .ميزان تنفس درابتدا زياد و در نتيجه با تاثير بر روي آنزيم کاتالاز که با مکانيسم اکسيداسيون و احياء ارتباط دارد ميزان تفس کاهش و گياه تدريجا تلف مي شود.
عوامل موثر در کاهش دادن اين سم:
شستشو يا نشست خاک
فعاليت ميکروارگانيسمهاي موجود در خاک
آرسنيت دو سود Na2AHSO3 : : سمي معدني و عمومي.تاثير بيشتر از طريق برگ.در سابق براي از بين بردن اندام هوايي سيب زميني درزمان برداشت استفاده مي شد .به عنوان استريل کننده خاک و از بين برنده عامل بيماري در خاک استفاده مي شود .مقداري از طريق ريشه جذب اما بيشتر از طريق سيستم هوايي .ميزان مصرف 2-1 ليتر محلول 5/2 % و يا 500 – 250 کيلوگرم در هکتار .دوره کارنس نسبتا طولاني دارد و دوام آن زياد است .براي ازبين بردن علفهاي هرز زير آسفالت مثل prosopis stephaniana کهورک براي انسان و زنبور فوق العاده خطرناک است.
نحوه عمل سم آرسنيت دو سود: توسط يک سري واکنشها که روي سلول سم ايجاد مي کندباعث رسوب پروتوپلاسم و مرگ خواهد شد .جريان آنزيمها معمولا مختل مي شود .مقادير کم اين سم مي تواند تنفس را کند مي کند و نهايتا گياه دچار مشکل بيولوژي و فيزيولوژي شده و در نهايت ازبين مي رود.
کلاس سموم زنجيره اي (خطي- آليفاتيک)
تري کلرو استيک TCA. . CH3- COOH (ناتا):
در سم اسيد استيک اگر به جاي 3 اتم هيدروژن 3 اتم کلر جايگزين شود اين سم توليد مي شود .به عنوان علف کش علفهاي هرز برگ نازک چندساله مثل حلفه – مرغ- اويارسلام- لويي – ني – خيزران – اگروپاپلون استفاده مي شود .جاذب الرطوبه شديددر نتيجه بايد در قوطي فلزي نگهداري شود .چون آوند قطع شده و انتقال از بالا به پايين مشکل است بيشتر سم را به خاک مي دهيم.سم در داخل خاک تبديل به کلروفوم و کربنات سديم مي شود.دوام سم در خاکهاي سبزي کاري و گلکاري که هوموس بالاست4 هفته اما در خاکهاي زراعي 12-8 هفته است. ميزان سم در خاکهاي مختلف فرق مي کند.شني – و سبک 30 کيلوگرم در هکتار . شني و آلوده 50 کيلوگرم در هکتار . رسي با آلودگي کم علف هرز 50 کيلوگرم در هکتار . رسي با آلودگي زياد علف هرز 70 کيلوگرم در هکتار. ميزان مصرف براي ني 25- 15 گرم در متر مربع اذا نيازي به آب بستن نيست.قابليت اختلال با 2.4.Dو 2.4.5.T را دارد يعني مي توان با يکبار سم پاشي برگ پهنها را نيز از بين مي برد.در زمان سم پاشي بايد از دستکش و عينک استفاده کرد.
نحوه عمل سم TCA :: با تماس در گياه سوختگي ايجاد شده .بعد از جذب از رشد ريشه و جوانه جوان جلوگيري کرده و در نهايت منجر به مرگ مي شود.
2) دالاپون :: نام عمومي سم دالاپون است و نام تجاري آن باسفاپن و راداپون است. يک علف کش برگ نازک .از هر دو طريق اندام هوايي اندام هوايي و ريشه قابليت جذب دارد.چون سريعا هيدروليز شده و به آب حساس است به اندام هوايي مي زنند. هيدروليز کم در دماي 25 درجه و هيدروليز زياد آن در دماي 50 درجه سانتي گراد است.ميزان مصرف آن بالاست براي ني حدود 17 کيلوگرم در هکتار که اين مقدار را 3 بار مي زنيم .سمي سيستميک است .با اين که در مقدار 17 کيلو هنوز رشد ريزومها را داريم .فاصله هر سمپاشي 3-2 روز متعادل است.
نحوه اثر سم دالاپون : : اثر بر روي مريستم ريشه و ساقه .جلوگيري از رشد جوانه ها.کلروزه شدن برگ. اختلال در تقسيمات سلولي.دخالت در متابوليسم کربوهيدراتها و ازت.و نهايتا مرگ علف.
3) رانداپ : : جزء سموم آلي و مصنوعي است .نام تجاري آن گلاي فوزيت است .سمي سيتميک و عمومي .علفهاي هرز برگ نازک و پهن زراعي و باغي را همه از بين مي برد .قبل از گلدهي از طريق اندام هوايي جذب مانند دالاپون.با مقدار سبزينه بالا افزايش نقاط جذب و سم بيشتري وارد ريزوم و ريشه مي شود.ميزان مصرف بستگي به نوع گياه دارد.تاثير بيشتر اين سم از طريق اضافه کردن مواد چسبنده مثل سيتوويت است. براي حلفه که داراي ريزوم است 9 ليتر در هکتار و براي اويار سلام 6 ليتر در هکتار استفاده مي شود.
نحوه عمل سم رانداپ : : تمايل به زردي دارد چون تخريب کلروپلاست را خواهيم داشت.در محل گره ساه هاي چندتايي توليد مي شود .فاصله ميان گره ها کم مي شود.در قسمت جوانه مرکزي پيچيدگي ديده مي شود ولي گياه خم نخورده .چون جوانه مرکزي افراشته است.شبکه اندوپلاسمي متورم شده .ميزان آمونيک داخل خاک بالاست و ايجاد مسموميت مي کند . گياه ظرف 2تا 4 هفته از بين مي رود .اين زمان بستگي به زمان مصرف و فعاليت گياه دارد.
4) متيل بروما يد : جزء سموم آلي – مصنوعي هستند. حالت تدخيني دارد.اگر يکي از هيدروژنهاي متان را برداشته و به جاي آن Br قرار دهيم اين سم توليد مي شود.براي مبارزه با افات انباري – ميکروارگانيسمهاي خاک – موريانه ها در اماکن مصنوعي استفاده مي شود.بيرنگ و بي بو به صورت گاز هستند.فوق العاده خطرناک براي انسان و دام مي باشند.LD50 خيلي پايين حدود 9-8 ميليگرم دارند.با يک سري گازهاي آژيري مخلوط مي شوند.سزامين سم را در داخل سيلندر به صورت مايع در آورده.ميزان مصرف 96-48 گرم در متر مربع است .
5) اکرولين: نام تجاري اکولين است.مايع يا به حالت گاز اشک آور است.در زمان استفاده باعث ريزش اشک مي شود.اگر به مقياس 30% با هوا مخلوط شود دراثر ايجاد جرقه قابليت انفجار دارد.براي مبارزه با علفهاي هرز آبي.هر چه دماي آب بيشتر باشد تاثير پذيري سم بيشتر است.ميزان مصرف سم 3-1 پي پي ام در داخل آب است.
نحوه عمل سم اکرولين: ظرف مدت چند دقيقه باعث توقف فتوسنتز شده.جلوگيري از تقسيم سلولي.ايجاد ناهنجاري در سلول.پارگي و قطعه قطعه شدن کروموزومها
کلاس باي پيري دايليوم (گراماکسون)
1- پارکوات (گراماکسون) ----- 2- داي کوات
گراماکسون( پارکوات) : : سمي تماسي- عمومي است.ايجاد سوختگي بر اندام هوايي دارد.پس قابليت انتقال را از طريق اندام زيرزميني را ندارد.مبارزه با علفهاي هرز برگ پهن در کنار مزارع .داخل کانال آب. زمين آيش-فاصله بين رديفهاي کاشت.(مصارف عمومي).به عنوان يک خسته کننده براي مبارزه با علفهاي هرز چند ساله.در صيفي جات با قرار دادن درپوش مي توان سم را انتخابي کرد .چون از طريق خاک قابليت جذب ندارد.براي مبارزه با سس (يونجه) طوقه يونجه باقي مانده و در هنگام آبياري مجدد رشد مي کند .به عنوان خشکاننده در مزارع سيب زميني –پنبه- يونجه و براي برداشت با کمباين از اين سم استفاده مي شود.ميزان مصرف سم متفاوت و بستگي به تراکم علف هرز است بين 4-2 ليتر در هکتار متغير است.
نحوه عمل سم گراماکسون: باعث تخريب ديواره سلولي ديواره سلولي و شيره سلولي خارج مي شود.مثل اين است که گياه شبنم زده.
کلاس علف کش هاي هورموني( موثر در رشد) : : شبيه به اکسين باعث رشد گياه مي شود اما رشد کاذب است.از طريق اندام هوايي جذب مي شود يعني وارد شيره پرورده مي شود .رشد بيش از حد يا غير عادي در اثر تقسيم سلولي است.اين علف کشها روي نقاط زايا تاثير دارند و مريستم تکثير غير عادي خواهد داشت.رشد بيش از حد در سلولها باعث ايجاد حالت هيپرتروفي مي شود.تنفس در گياه زياد ميشود.هيدروليز شدن مواد نشاسته اي و به مصرف تغذيه سلولي ميرسد.گياه در اثر کمبود مواد غذايي از بين مي رود.ايجاد ريشه نابجا مي کند.
انواع سموم اين کلاس:1) 2.4.D-----2) MCPA ----- 3)2.4.5.T ------4) 2.4.D.B
2.4.D جزء سموم کلاس هورموني است و حالت انتخابي دارد .روي برگ پهن ها اثر دارد و تحت تاثير شرايط محيطي نيست. اندام هوايي زده مي شود مسير قندها را طي مي کند و نهايتا خودش را به مريستم مي رساند .گرامينه ها مقاومت نسبي دارند که بستگي به غلظت سم و زمان مصرف سم دارد. اگر به حلقه فنوکسي استيک اسيد اضافه کنيم اين سم حاصل مي شود . فرمول اين سم در بازار متفاوت و به فرمهاي اسيدي – آمين – نمک معدني – استر وجود دارد.بيشتر به فرم نمک آمين است.بر روي کربن شماره دو و چهار حلقه فنوکسي دو اتم کلر وجود دارد.فرم اسيدي اين سم در آب غير قابل حل ولي در روغن حل مي شود.بيشتر براي علف هاي هرز سخت جان مثل پيچک صحرايي کاربرد دارد.دومين فرم اين سم موجود در بازار ملح آمين (نمک آمين ) است.اگر H را در اسيد استيک برداريم و NH4 بگذاريم اين سم توليد مي شود.در مقياس با فرم اسيدي بيشتر استفاده مي شود.ميزان حلاليت نمک امين در آب بسيار زياد است.اين فرم قدرت تبخير ندارد.نمک آمين معمولا همراه با MCPA استفاده مي شود.سومين فرم اين سم نمک هاي معدني است .اگر به جاي اتم هيدروژن در عامل کربوکسيل يک اتم سديم يا پتاسيم يا يک امونيوم قرار برهيم اين سم توليد مي شود.ميزان حلاليت اين دسته در آب کم است.معمولا به صورت پودر يا امولسيون وجود دارد.چهارمين فرم 2.4.D حالت استر دارد.اين فرم از ترکيب فرم اسيدي با يک الکل استر توليد مي شود.تاثير پذيري اين نوع بر علف هاي برگ پهن بستگي به نوع استر دارد.هر چقدر زنجيره بلندتر يا بيشتر باشد تاثيرپذيري بيشتر است .اين سم قيمت گرانتري در بازار دارد.
چرا تاثيرپذيري استرها بيشتر است؟غيرقطبي هستند در نتيجه نفوذپذيري بيشتري به درون گياه خواهد داشت. ماده موثره استرها قابل تبخير است در نتيجه هم از طريق برگ و هم از طريق روزنه هاي تنفسي قابل جذب هستند . ميزان مصرف اين نوع استر 2/1 – 5/0 ليتر در هکتار است. اثر در مزرعه گندم به ميزان 5-4 ليتر در هکتار دارد.سم انتخابي نيست و روي گندم اثر منفي دارد.براي مبارزه با علفهاي هرز برگ پهن درمزارع برگ نازک استفاده مي شود.بهترين زمان مبارزه از اوايل جوانه زني تا قبل از شروع پنجه زني که گندم حساس است و پنيرک در مرحله 2 تا 4 برگي است.اما براي گندم بهترينزمان استفاده پنجه زني تا ظهور دو گره از ساقه است.بعد از مرحله دو گره تا پايان مرحله خميري گندم حساس و بعد از مرحله خميري کگندم مقاوم است. در مزارع غلات در مناطقي که تنک شده يا خوب شبز نشده استفاده از 2.4.D ضرر دارد.
علايم استفاده از 2.4.D بر روي برگ پهن ها:
پيچيدگي در برگ يا حالت قاشقي شدن يا تا خوردگي در برگ – کتابي شدن ساقه – متورم شدن انتهايي به دليل تکثير بيش از حد سلولي در داخل مريستم- ترک خوردگي روي ساقه ها – پيچيدگي در جوانه انتهايي ساقه ها- رشد بيش از حد اندام ها- زردي از پايين به بالا در اثر کمبود مواد غذايي در برگهاي مسن تر
MCPA (2 : دومين ترکيب از حلقه فنوکسي است. اگر در ساختمان شيميايي 2.4.D به جاي کلر بر کربن شماره 2 بنيان متيل بگذاريم اين سم توليد مي شود. نقطه انجماد اين سم پايين است. در سابق تحت عنوان U.4.6 معرفي مي گرديد. اين سم ميزان انتخابيت سم را کم کرده و همچنين نقطه انجماد را پايين مي آورد.به دو فرم نمک آمين و استر وجود دارد.به تنهايي براي کنترل علفهاي هرز برگ پهن در مزارع دانه ريز استفاده مي شود. لگومهاي دانه ريز نسبت به MCPA حالت انتخابيت دارند.
3) 2.4.5.T : : ترکيب بعدي از حلق فنوکسي است .بر روي کربنهاي شماره 2- 4- 5 يک اتم کلر وجود دارد.در بازار تحت عنوان Weedon به فروش مي رسد که در حال حاضر جزء سموم ممنوعه اعلام شده است.براي کنترل گياهان برگ پهن خشبي يا نيمه خشبي استفاده مي شود .درختان جنگلي و درختچه ها.تاثير کمي روي علفهاي برگ پهن در مزارع غلات دارد.اين سم در داخل مزارع غلات با ترکيبات 2.4.D و MCPAمخلوط مي شود.فرق اين سم با 2.4.D در يک اتم کلر است.براي افزايش تاثير پذيري اين سم را با 2-3% روغن روغني مخلوط ميکنند. فايده حضور روغن معدني در حذف لايه هاي موميدر نتيجه آن نفوذپذيري سم در درون گياه بيشتر خواهد شد.و همچنين روغن هاي معدني ديواره سلولي را تخريب مي کنند و شيره خارج مي شود. روغن ها وارد روزنه هاي تنفسي يا استومات ها مي شوند و تبادلات گازي را مختل مي کنند.
4) 2.4.D.B : : اساس ساختمان شيميايي آن فنوکسي بوتريک اسيد است. روي کربن شماره 2 و 4 اتم کلر وجود دارد.در بازار تحت عنوان بوتيرات يا بوتاکسون است.علف کشي انتخابي براي کنترل علفهاي برگ پهن در مزارع برگ نازک استفاده مي شود.در حالت معمولي غير فعال يعني به صورت علف کش مطرح نيست.در هنگام ورود سم به گياهان حساس اين سم از طريق واکنش B اکسيداسيون تغير يافته و به فرم 2.4.D فعال در مي آيد.معمولا اين سم در بقولات دانه ريز مثل عدس – ماش – لوبيا – شبدر – يونجه – و نخود فرنگي استفاده مي شود.
کلاس تريازين ها : اگر در ترکيبات حلقوي علاوه بر کربن در حلقه اتم هاي ديگري داشته باشيم مثل N ازت اين ترکيبات را هتروسيکليک گويند.
سموم اين دسته شامل ::: 1) آترازين 2) آمترين 3) سيمازين 4) سيپرازين 5) سيانازين 6) پرومتون
سمومي هستند که به دليل داشتن رونشيني يا تعادل دو طرفه دوام زيادي دارند.از طريق ريشه و اندام هوايي قابليت جذب دارند .هر دو مسير سيم پلاست و آپوپلاست را طي مي کنند. اين سموم حالت خاک کاربردي دارند.
نحوه عمل سم کلاس تريازين: پاشش روي گياه .جذب توسط گياه. ادامه رشد و نمو.تا وقتي مواد اندوخته اي کامل مصرف شود در اين حالت گياه بيرون آمده و گياهچه بايد عمل فتوسنتز را انجام دهد ولي قدرت اين عمل به دليل جذب سم از بين رفته در نتيجه گياهچه قادر به توليد غذا نبوده و ذره ذره از بين مي رود.
آترازين : نام عمومي سم و با نام تجاري گزاپريم . علف کشي انتخابي براي ذرت – نيشکر – سودان گراس – باغات مرکبات و آناناس. براي علف هاي هرز برگ پهن و برگ نازک استفاده مي شود.دوام بالايي دارد.
2) آمترين : نام عمومي سم است و با نام تجاري گزاپاکس در بازار ارائه مي شود.علف کشي انتخابي است.براي کنترل علف هاي هرز برگ پهن و برگ نازک در مزارع نيشکر – ذرت – سودان گراس – استفاده مي شود.از طريق ريشه و برگ جذب شده در صورتي جذب از طريق برگ بيشتر است.به صورت پيش کاشت و بعد از کاست و حتي قبل و بعد از جوانه زدن مورد استفاده دارد.در مورد نيشکر در هنگام 4-2 برگي کاربرد دارد.به صورت پودر وتابل است.ميزان مصرف آن 4 کيلوگرم در هکتار استفاده مي شود.تاثير پذيري با انجام يک آبياري يا بارندگي سبک بيشتر است.
کلاس سموم متفرقه : سم گالانت ورديکت (لوکسي فوپ اتوکسي اتيل) علف کشي انتخابي و سيستميک.براي کنترل علفهاي هرز برگ نازک يا چند ساله ها در باغات يونجه- سويا – شبدر – آفتابگردان – پنبه و در خيلي از گياهان برگ پهن باغات ميوه – ميزان مصرف بستگي به ارتفاع علف دارد.براي علف هاي هرز کمتر از 10 سانت به ميزان 5/1- 1 ليتر در هکتار .براي علفهاي هرز 15 سانت مانند مرغ 2 ليتر در هکتار. براي چندساله ها 4-2 ليتر در هکتار که بستگي به ميزان رويش علف دارد.اختلالات آنزيمي درون گياه را سبب مي شود و از توليد اسيدهاي چرب درون گياه جلوگيري مي کند.2) سم سنکور : : با نام عمومي متري بوزين.اين سم سمي انتخابي براي برگ نازک و برگ پهن ها در مزارع سويا – سيب زميني – نيشکر – يونجه – گوجه فرنگي – باغات انگور و مرکبات کاربرد دارد. از 2 طريق ريشه و اندام هوايي قابل جذب است.ميزان مصرف بستگي به ميزان رويش (مرحله رشد ) دارد.جلوگيري از عمل فتوسنتز مي کند .اگر سيب زميني جوانه نزده باشد به ميزان 1000 – 750 گرم و اگر جوانه زده باشد به مقدار 750-50 گرم ستفاده مي شود. :: 3) سم پيرامين :: نام عمومي سم کلريد ازون است.علف هاي برگ نازک و پهن در مزارع چغندر قند استفاده مي شود. سمي انتخابي به صورت پيش کاشت کاربرد دارد.در مزارع چغندر قند پس از خروج به صورت مخلوط با سم بتانال در زمان 4-2 برگي استفاده مي شود.در خاک شني و سبک و در خاکها با مواد آلي غني توصيه نمي شود.جذب از طريق ريشه و به صورت بازدارنده رشد استفاده مي شود.ميزان مصرف بستگي به رويش چغندر قند دارد.4-2 برگي به ميزان 4 کيلو در هکتار. براي بيش از 4 برگي 5 کيلو در هکتار استفاده مي شود.چغندر اين سم را جذب کرده .اين سم با گلوکز ترکيب شده و مولکول غير سمي را مي سازد تا نهايتا چغندر را ازبين ببرد. :4)تاپيک : : نام عمومي سم کلودينافوپ است.اين سمي انتخابي به صورت امولسيون در بازار عرضه مي شود.علف هاي هرز برگ نازک را در مزارع غلات از بين مي برد.زمان مصرف از زمان 3 برگي تا زمان پنجه زني است.قابليت اختلال با بروکسيل و گرانستار را دارد.ميزان مصرف 1000- 800 سي سي در هکتار است.اين سم از بيوسنتز اسيدهاي چرب جلوگيري مي کند. ::5) گرانستار :: با نام عمومي تراي بنورون.سمي انتخابي و سيستميک براي علف هاي هرز پهن برگ در مزارع غلات استفاده مي شود.به صورت گرانول قابل پخش در آب است.بهترين زمان تاثير در مراحل اوليه رويش گياه است.از 2 طريق ريشه و برگ جذب مي شود.جذب برگ بيشتر است چون دوام سم در خاک کم است.ميزان مصرف اين سم در مقايسه با سموم خيلي کم است. و در حد 20 – 10 گرم در هکتار استفاده مي شود. :: 6) آونج :: با نام عمومي دي فن ز کواث.ميزان مصرف سم 4 ليتر در هکتار به صورت امولسيون مصرف مي شود.قابلي اختلاط با برموکسيل و MCPA و گرانستار را دارد. غشاء سلولي را از بين برده و از فتوسنتز جلوگيري مي کند و باعث توقف رشد در گياه مي شود.از جذب يون پتاسيم در يولاف Avena fatua توسط ريشه جلوگيري مي کند. :: 7) ايلوکسان :: با نام عمومي ديکوفوپ تيل و سمي انتخابي براي علفهاي برگ نازک در مزارع غلات .در اوايل رشد تاثيرپذيري بيشتري بر گياه دارد.قابلي اختلاط با سموم کلاس هورموني را دارد اما فقط با گرانستار. مصرف سم به ميزان 3-5/2 ليتر در هکتارمي باشد. از فتوسنتز و ازانتقال مواد غذايي جذب شده توسط ريشه جلوگيري به عمل مي آورد.جلوگيري از رشد ريشه و روي مريستم اثر مي گذارد. :: 8) رونستا ر :: با نام عمومي اکساديازون.سمي انتخابي است .براي علف هاي برگ پهن و نازک به خصوص سوروف در مزارع برنج کاربرد دارد.سمي تماسي.قوطي 5/12% به صورت امولسيون در بازار ارائه مي شود.در زمين کاملا غرقاب در صورتي که ارتفاع آب 5-3 سانت باشد.ميزان مصرف 5/3-3 ليتر در هکتار به شکل نمک پاشيده مي شود. :: 9)گراسپ :: با نام عمومي ترالکوکسيديم .امولسيوني براي کنترل علف هاي هرز برگ نازک در مزارع غلات گندم و جو به صورت سمي سيستميک و به صورت پيش از سبز شدن استفاده مي شود.جذب از طريق شيره پروره يعني از طريق اندام هوايي .قابليت اختلاط با گرانستار را دارد. ميزان مصرف سم به مقدار 3-5/2 ليتر در هکتار از امولسيون 10% استفاده مي شود. اين سم باعث نکروزه شدن برگ ها و در نتيجه جلوگيري از رشد مي شود. :: 10) سافيکسBW :: با نام عمومي فلوپروپ ام و يا ايزوپروپيل استفاده مي شود.سمي انتخابي و به صورت قبل از سبز شدن در مزارع گندم و جو براي علف هاي هرز برگ نازک يکساله استفاده مي شود.جذب از طريق اندام هوايي است.به صورت بازدارنده رشدو به ميزان 3 ليتردر هکتار استفاده مي شود. در زماني که گندم 3 برگه است تا زمان ساقه رفتن به صورت امولسيون 20% کاربرد دارد.
کلاس علف کش هاي سوزاننده : اين سموم حالت تماسي دارند.و شامل : 1) دي نيترو ارتوکرزل DNC 2) پنتا کلروفنل PCP 3)دي نيتروبوتوفنل DNBP 4) روغن هاي معدني 5)آرتيت
دي نيترو ارتو کلرزل :: معمولا زرد رنگ است .براي جانوران خونگرم و زنبورعسل فوق العاده سمي است.جزء سموم تماسي و انتخابي است.انتخابيت آنها در مورد غلات به زاويه تند برگ و لايه مومي موجود در سطح برگ بر مي گردد.بر روي گياهان هرز يک ساله و بر روي چند ساله ها تنها اندام هوايي آنها را از بين مي برد.اين سم را مي توان همراه با 2.4.D استفاده کرد.ميزان مصرف 5-4 ليتر در 2800 ليتر آب ولي در مواقعي که تراکم علف زياد است مصرف تا 8 ليتر هم مي رسد. به شرطي که يکباره مصرف شود.براي از بين بردن بوته هاي سيب زميني قبل از برداشت به عنوان خشکاننده استفاده مي شود.اگر ميزان سبزينه سيب زميني زياد باشد 15-12 و اگر کم باشد 12-10 ليتر در هکتار کاربرد دارد.
2) پنتا کلروفنل :: علف کشي تماسي و عمومي است. براي کنترل علف هاي هرز مزارع گياهان که فاصله کاشت تا سبزينه شدن طولاني باشد به صورت قبل از سبز شدن مصرف مي شود.ميزان مصرف 5/2- 2 ليتر در 800 ليتر آب در هکتار قابل استفاده است.
3) دي نيترو بوتيک فنل:: سمي زرد رنگ تماسي و انتخابي براي مزارع حبوبات دانه ريز مانند نخود استفاده مي شود.در زمان 20- 5 سانتي نخود هنوز به گل نرفته و در اين زمان نخود به سم مقاوم است.تاثير اين سم در هواي گرم و خشک بيشتر است.براي علف هاي برگ پهن استفاده مي شود.ميزان مصرف اين سم براي نخود به مقدار 4 ليتر در هکتار و براي پياز 3 و براي گلايول 4 ليتر استفاده مي شود.
4) روغن هاي معدني : اين ترکيبات از تصفيه نفت خام حاصل مي شوند .براي علفهاي هرز برگ نازک و پهن يکساله استفاده مي شود.بر روي چندساله ها تنها اندام هوايي را مي سوزاند.اين دسته از مواد هم از طريق کوتيکول و هم روزنه ها به گياه صدمه مي زنند.
انواع روغنهاي معدني:روغن سبک: براي کنترل علفهاي هرز يکساله در خانواده Solanaceae مثل روغن Varsol براي سيب زميني کاربرد دارد.روغن نيمه سنگين: بيشتر مواقع کاربردي عمومي دارد.مانند نفت سفيد.خانواده چتريان نسبت به اين سم مقاوم هستند. روغن سنگين: مانند نفت سياه و حالت عمومي دارد. روغن ديزل: براي تک لپه اي هاي سخت جان و حالت سوزانندگي دارد.
کلاس بنزوئيک اسيد: سموم اين کلاس مشتق شده از اسيد بنزوئيک هستند.
داي کامبا : با نام تجاري بانول.علف هاي برگ پهن مزارع غلات يکساله را از بين مي برد.قابليت اختلاط با 2.4.D و 2.4.5.T را دارد. از دو طريق ريشه و اندام هوايي قابل انتقال است .بيشتر از طريق اندام هوايي .ايجاد خميدگي و پيچيدگي روي جوانه هاي جوان و باعث ازدياد رشد بافت ها مي گردد.نوع گياه – ميزان تراکم گياه در ميزان مصرف سم موثر است .براي گياهان برگ پهن يکساله 560- 280 گرم در هکتار.براي دو ساله ها 1200- 280 گرم در هکتار- و براي چندساله ها 4500 -1200 گرم در هکتار قابل استفاه است.
کلرامبن :: با نام تجاري آمي بن و جي بن.سمي است که قبل از سبز شدن استفاده مي شود.ميزان مصرف سم در مزارع سويا 8-6 کيلوگرم در هکتار است.علف هاي برگ نازک و برگ پهن در مزارع سويا- ذرت- لوبيا- بادام زميني- فلفل و انواع کدو را از بين مي برد.مانند هورمون اکسين باعث ناهنجاري هاي رشدي مي شود.دوام سم بسته به نوع خاک و ميزان مصرف 3-1 ماه است.
ج) 2.3.6 TBA : نام تجاري اين سم بنزاک و تريسبن است.سمي عمومي است که در زراعت مصرفي ندارد.بيشتر براي مبارزه با علفهاي هرز چندساله برگ پهن مثل کنگر صحرايي – پيچک صحرايي و تعدادي سوزني برگهاي وحشي کاربرد دارد. بيشتر از طريق اندام هوايي قابليت جذب دارد.سم مقداري قابليت تبخير دارد.بهتر است در غروب سم پاشي شود چون ميزان تبخير کم است.مقاومت اين سم در خاک در برابر تجزيه زياد و دوام آن حدود يک سال است.
کلاس اوره :: در غلظت هاي پايين حالت انتخابي دومامي تا 6 ماه ولي در دوز بالا حالت عموميو دوامي به اندازه 24 ماه دارد. عوامل کاهش دهنده اثرات سم عبارتند از نشست يا شستشو- تجزيه ميکروبي و تجزيه نوري.مسير سيم پلاست را از طريق ريشه طي مي کند.از توليد ترکيبات پر انرژي مثل NADPH و ATP جلوگيري مي کند. تجزيه نوري زماني است که فاصله بين سم پاشي و زير خاک کردن سم زياد باشد.نور به خصوص ماوراء بنفش فرموله سم را مي شکند.تجزيه ميکروبي توسط باکتريهاي باسيلوس- زانتوموناس- سيلووموناس-قارچهاي پني سيليوم و در نهايت قارچ آسپرژيلوس صورت مي گيرد.
سم دايورون : با نام تجاري KarmexوMarmer در بازار ارائه مي شود.براي علفهاي يکساله و پهن برگ قابل استفاده است.ميزان مصرف 4500- 1100 به صورت پودر وتابل وجود دارد.غلائم سوختگي در برگها هنگام استفاده ديده مي شود.بر روي اندام هوايي لکه هاي آب سوخته به دليل از دست دادن آب مشاهده مي گردد.
کلاس فنل : مشتقات بنزن که سموم اين گروه داراي دو گروه No2 هستند.
داينوب : با نام تجاري پرمرج يا کبوتکس و يا بازانايت.سمي تماسي اما عمومي است.براي گياهان در حال رشد فوق العاده سمي است.اکثر گياهان هرز يکساله برگ نازک و برگ پهن را از بين مي برد وتنها اندام هوايي چند ساله ها از بين مي روند.چون ترکيبات فنلي حالت سرطان زايي دارند در حال منسوخ شدن هستند.براي خشک کردن اندام هوايي قبل از يرداشت مثل سيب زميني و خشکاندن لگومهاي دانه ريز استفاده مي شود.بر روي دانه اثري ندارد ولي نيام را کاملا از بين مي برد.ميزان مصرف 13-5 کيلوگرم در هکتار که بستگي به تراکم علف هرز دارد.
کلاس اسيد متاليک
داکتال : سمي با نام عمومي کلروتال دي متيل در بازار وجود دارد.سمي خاک کاربردي است.علف هاي هرز برگ نازک و پهن در مزارع گوجه فرنگي – پياز- کلم – سيب زميني- پنبه- توت فرنگي استفاده مي شود.به صورت قبل از سبز شدن قابل استفاده است.تاثير زياد اين سم وقتي است که بارندگي سبک و رطوبت سبک در خاک وجود دارد.ميزان مصرف با توجه به ميزان تراکم علف 12-8 کيلوگرم در هکتار پودر وتابل 75% مي باشد.براي مبارزه با سس در مزارع يونجه قبل از اتصال به گياه استفاده مي شود.
کلاس نيتريل (بازدارنده هاي رشد)
1)Casoron : با نام عمومي داي کلوبنيل وجود دارد.به صورت پيش کاشت از جوانه زني بذور گراسها و بذور گياهان پهن برگ جلوگيري مي کند.بيشتر در باغات ميوه استفاده مي شود.حتما بايد به صورت خاک کاربردي استفاده شود.در اثر حرارت تبخير شده پس بايد بعد از سم پاشي يک ديسک زد.اگر سم به صورت يک لايه نفوذ ناپذير در زير آسفالت قرار گيرد تا سالها مي تواند با کهورک و نيلوفر صحرايي مقابله کند.مبارزه با برگ نازکها و برگ پهنها در مزارع برنج استفاده مي شود. ميزان مصرف اين سم در باغات ميوه 16-12 کيلوگرم در هکتار .در مزارع برنج 8-4 کيلوگرم در هکتار اما يک هفته پس از نشاکاري بايدانجام گيرد.تاثيرپذيري سم با ايجاد رطوبت در خاک پس از سم پاشي چندين برابر مي شود.
2) برومينال يا باکتريل:سمي تماسي و انتخابي است .علف هاي هرز برگ پهن مزارع غلات چون گنمدم و جو را از بين مي برد.براي مبارزه با علفهايي چون پنيرک – خردل وحشي و گاوزبان که توسط 2.4.D و MCPA از بين نرفته اند قابل استفاده است.حتما بايد با سم پاش مثل تراکتور و با 800 ليتر آب استفاده شود .در صورتي که اين سم را با هواپيما مصرف کنند بايد آب به ميزان 30- 25 ليتر در محلول سم وجود داشته باشد. هر چقدر گياه کوچکتر باشد تاثير پذيري سم بيشتر است.
[ دوشنبه شانزدهم آذر 1388 ] [ 10:34 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

 

 

بحران كمبود آب و بروز پديده خشكسالي بار ديگر تمام عرصه هاي تصميم گيري و مديريت منابع

آب را تحت الشعاع خود قرار داده است . آنچه در چنين مواقعي بيش از پيش مورد تاكيد مسئولان

امر قرار مي گيرد ضرورت استفاده بهينه از آب و جلوگيري از هدر رفت آن است . ليكن باز هم آنچه

كمتر مورد توجه قرار مي گيرد ، مساله حفظ كيفيت منابع آب است . بي ترديد مديريت منابع آب

بدون نگاه همه جانبه نگر و بدون در نظر گرفتن كليه عوامل موثر به ويژه ارتباط و تعامل مديريت

توامان كميت و كيفيت منابع آب ، از كارايي لازم برخوردار نيست بگونه اي كه بدون آنكه به دنبال بررسي ، تشخيص مشكلات و

موانع ، برنامه ريزي و رفع آن باشد همواره در حال عبور از بحران است . در چنين شرايطي امكان برنامه ريزي ميان مدت و بلند مدت

وجود نخواهد داشت و تمام انرژي در سطوح مديريتي صرف گذر از بحران و حل مقطعي مشكل خواهد شد . نگاهي گذرا بر پديده

خشكسالي نشان مي دهد كه گرچه اين پديده متاثر از اقليم و شرايط منطقه است ليكن نمي توان از عامل مهمي به نام كيفيت آب

كه در ارتباطي دو سويه هم بر خشكسالي اثر گذار بوده و هم از آن تاثير مي پذيرد ، چشم پوشي كرد . پديده خشكسالي تنها يكي از

مباحث مرتبط با مديريت بهم پيوسته منابع آب است و تنها زماني مي توان به حل معضلات منابع آب كشور اميدوار بود كه مديريت

بهم پيوسته منابع آب در سطوح مختلف تحقق يابد . مديريتي كه در آن بهم پيوستگي در تمام ابعاد بويژه حفاظت كميت و كيفيت

منابع آب بطور توامان مورد توجه قرار گيرد.

شركت مديريت منابع آب ايران

معاونت مطالعات پايه و هماهنگي امور حوضه هاي آبريز

گروه محيط زيست و كيفيت منابع آب

به نام آفريدگار آب

مدير مسئول : سيد احمد علوي

سر دبير : رخساره محمدي نمين

اعضاي هيات تحريريه :

جواد حسن نژاد - اصغر جهاني

ساناز مصطفي پور- علي پور خيري

ما ز ياران چشم ياري داشتيم .....

از ابتدا هم قرار ما و شما براين بود كه در

تعاملي دو طرفه ماهنامه را منتشر سازيم . حتي در

جلسه اي كه با حضور هيات تحريريه برگزار شد

تصميم گرفتيم مشاركت فعال شركتهاي آب

منطقه اي را به عنوان امتيازي مثبت در بخش

عملكرد سالانه شركتها و در حيطه فعاليتهاي

آگاهي رساني مورد توجه قرار دهيم و شركتهاي

فعال در اين حوزه از امتيازي ويژه برخوردار گردند.

بي ترديد ماهنامه بستري مناسب براي انتقال

تجربيات ، يافته هاي علمي و معرفي اقدامات و

فعاليتهاي شركتهاي آب منطقه اي در سراسر

كشور مي باشد . فرصتي مناسب براي ايجاد فضاي پرسش و پاسخ و ارتباط مستقيم ميان گروه محيط زيست و كيفيت منابع آب و

واحدهاي محيط زيست و كيفيت منابع آب كليه شركتهاي آب منطقه اي كه به منظور رشد و ارتقاي سطح دانش و آگاهيهاي

كارشناسان ايجاد شده است . حالا چرا در شماره ارديبهشت ماه ستون اخبار شركتهاي آب منطقه اي خالي است سوالي است كه شما

بايد پاسخگوي آن باشيد . بهر حال ما دست از تلاش بر نمي داريم و باز هم شما را به همكاري دعوت مي نماييم . اميد آنكه اين بار

دعوت ما بي پاسخ نماند.

اخبار شركتهاي آب منطقه اي

ماهنامه آموزشي آب و محيط زيست

سال اول- شماره چهارم- ارديبهشت 1387

0

20

40

60

80

100

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

درصد فعاليت شركتهاي آب منطقه اي در تدوين ماهنامه آب و محيط زيست

Series2

راهنما:

١= خوزستان

٢= هرمزگان

٣= کردستان

۴= گيلان

۵= سيستان و بلوچستان

۶= اصفهان

٧= اردبيل

٨=خراسان جنوبی

٩= خراسان شمالی

١٠ = ساير شرکتها

بخش دوم : راهكار هاي پيشنهادي درجهت ا صلاح و

تكميل فرايند ارزيابي اثرات زيست محيطي سد ها

در جهت اصلاح و تكميل فرآيند ارزيابي اثرات محيط زيستي

سدها به منظور نيل به اهداف مديريت به هم پيوسته منابع

آبي كشور و دستيابي به توسعه پايدار بخش آب موارد ذيل به

اجمال پيشنهاد مي گردد:

-1 تقويت الزامات و موازين قانوني به ويژه تكميل و اصلاح

شامل تصحيح و « ضوابط ارزيابي اثرات زيست محيطي »

تدقيق تعريف مناطق ويژه زيستي، تدوين دستورالعمل انجام

با همكاري كليه دستگاه هاي ذيربط، تأكيد بر EIA مطالعات

جلب مشاركت مردمي، ملحوظ نمودن ساختارهاي مورد نياز

در دو فاز ساختماني و بهره برداري در تدوين برنامه پايش و

مديريت زيست محيطي، تدقيق و شفاف نمودن چگونگي

اجرا، نوع انجام مطالعات و زمان مطالعات ( اجمالي و تفضيلي )

با مراحل سه گانه (شناسايي، EIA و تطبيق مطالعات

توجيهي و تفصيلي) طرحهاي توسعه منابع آب و ....

طرحهاي (SEA ) -2 ارزيابي استراتژيك زيست محيطي

توسعه منابع آب در سطح حوضه هاي آبريز

-3 تدوين ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي به منظور

استفاده بهينه و چند منظوره از پروژه هاي سد سازي براي

كاربري هاي آبزي پروري و گردشگري

-4 تدوين برنامه مديريت و پايش زيست محيطي سدها با

تأكيد بر انجام مطالعات فني و جامع شامل لايه بندي حرارتي

كيفيت آب مخزن سد، تغذيه گرايي كيفيت آب مخزن،

مديريت كيفيت آب مخزن سد،تعيين ميزان خودپالايي

رودخانه، تعيين ارزشهاي زيست محيطي،تعيين جريان زيست

محيطي ، انجام مطالعات ليمنولوژيكي درياچه سدها و . . .

-4 قابليت اجراي برنامه هاي نظارت و بازرسي زيست محيطي

-5 نظرخواهي از تمامي ذينفعان پروژه هاي سد سازي در

راستاي دستيابي به اهداف عدالت اجتماعي

-6 ايجاد نظام مهندسي ارزيابي و اهداي كارت صلاحيت انجام

با سهميه مناسب براي برگزيدگان EIA مطالعات

-7 مبنايي ترين طرح در توسعه كشور، طرح آمايش سرزمين است،

نهايي شدن اين طرح مي بايست مورد تأكيد قرار گيرد و همچنين

نقش آب در اين طرح بيش از پيش مي بايست مورد توجه قرار گيرد .

-8 اهداف، سياست ها و برنامه هاي بخش منابع آب و بخش هاي

مختلف مصرف در محدوده حوضه هاي آبريز اصلي كشور در جهت

سازگاري با شرايط اقليمي مناسب هر حوضه و متكي بر ايجاد تعادل

بين منابع و مصارف آب و با لحاظ حفظ بلندمدت كميت و كيفيت

منابع آب و ضرورت هاي محيط زيستي مورد ارزيابي و بازنگري قرار گيرد.

-9 دستورالعمل جامع و فراگير به تناسب مراحل مطالعات در زمينه

اسكان و جابجايي جمعيت تهيه و مهندسين مشاور ملزم به انجام آن

باشند.

-10 در حوزه كارفرمايي تشكيلاتي كارآمد ايجاد شود كه متولي

مطالعات خسارت در مخزن سد و اجراي طرح هاي جابجايي و اسكان

مجدد باشد.

سدها EIA -11 نظارت بر مميزي پروژه هاي

در EIA -12 ملحوظ نمودن تمامي خصوصيات مورد نياز يك روش

روش انتخاب ارزيابي و يكسان سازي روشهاي نمره دهي پيامدها و

اثرات مثبت و منفي در دو فاز احداث و بهره برداري؛ در اين راستا

پروژه تهيه مدل كامپيوتري ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها و

سازه هاي آبي به عنوان يكي از محورهاي طرح مديريت كيفي آب

توسط شركت مديريت منابع آب ايران به عنوان كارفرما از سال

1383 با هدف يكپارچه سازي مقياس، روش، دقت و صحت مطالعات

سدها وسازه هاي آبي جهت انجام به شركت مهندسي مشاور EIA

مهاب قدس واگذار گرديده و پيش بيني مي شود اين پروژه تا پايان

سال 1387 به اتمام برسد.

-13 غربال سازي مناسب كه اين عمل در فاز اول فرآيند ارزيابي

صورت مي پذيرد كه در آن يك رتبه بندي مقدماتي از پروژه ها انجام

مي گيرد و در سطح تخميني پيامدهاي پيش بيني شده و سطوح

نمايان مي شوند و بر اساس آن EIA متناظر اقدامات و رفتار

مطالعات ارزيابي اثرات زيست محيطي صورت مي پذيرد .

-14 برآورد هزينه ها و منافع زيست محيطي

-15 تنظيم و اندازه گيري شاخص هاي توليد و درآمد كه از نظر

زيست محيطي تعديل شده اند.

-16 توانمندسازي و آموزش كارشناسان شركت هاي مهندسي مشاور

و....

ساناز مصطفي پور - كارشناس فني گروه محيط زيست و كيفيت منابع آب

1 3 8 ص فح ه 2 ما هنا مه آ مو ز شي آ ب و محيط ز يس ت ا ر د يبهش ت 7

مديريت زيست محيطي سد هاي كشور

بيشتر بدانيم

1 3 8 ص فح ه 3 ما هنا مه آ مو ز شي آ ب و محيط ز يس ت ا ر د يبهش ت 7

اگر مي خواهيد راجع به كيفيت

آب بيشتر بدانيد و با جديد ترين

اخبار و اطلاعات در اين عرصه

آشنا شويد ، مي توانيد از سايت

http://www.wqa.org/

بازديدي به عمل آوريد . در اين

سايت مي توانيد مطالب متنوعي از قبيل خبر نامه تخصصي كيفيت

آب ، گزارش صنعت آب در سال 2008 ، گزارش مصارف تجاري و

صنعتي و تاثيرات آن بر كيفيت آب ، بانك اطلاعاتي آب و بسياري

مطالب ديگر را مشاهده نماييد . همچنين اين سايت امكان مطرح

كردن سوالات در خصوص مشكلات كيفيت آب و پاسخگويي به آن

را فراهم نموده است . بخش جالب ديگري كه در اين سايت وجود

دارد تقويم رويدادهاي كيفيت آب است كه در آن به معرفي زمان

و مكان برگزاري سمينارها و نمايشگاههاي مرتبط با كيفيت آب در

سطح جهان مي پردازد.

معرفي سايتهاي تخصصي

لايه بندي حرارتي كره زمين

تروپوسفر: نزديكترين لايه به سطح

زمين وجه تمايز آن با ديگر طبقات

اتمسفر تجمع بخار آب در اين لايه است

به همين دليل تشكيل پديده هايي مانند

برف ، باران ، ابر تنها در اين لايه بروز مي كند و منبع حرارتي آن

انرژي تابشي سطح زمين است درنتيجه با افزايش ارتفاع دماي آن

كاسته مي شود . ضخامت اين لايه معمولاً از 17 تا 18 كيلومتري

در استوا تا 10 الي 11 كيلومتري در مناطق معتدل و 7 تا 8

كيلومتري در قطب ها تعيير مي كند . گازهاي عمده اين طبقه را

و اكثر آلاينده هاي جوي تشكيل مي دهند . CO ، O2 ،N2

استرا توسفر : اين لايه تا ارتفاع 50 كيلومتري ادامه دارد و

ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است و داراي دماي ثابتي

است و با افزايش ارتفاع دما نيز افزوده مي شود كه علت آن وجود

ازن در قسمت هاي فوقاني اين لايه است . بيشترين گاز موجود

در اين لايه را ازن تشكيل مي دهد و ضخامت آن بين 16 تا 30

كيلومتر است . با وجود جرم اندك لايه ازن در جذب پرتوهاي

فرابنفش خورشيدي اهميت بسار زيادي دارد . مواد آلاينده اي كه

وارد اين منطقه مي شوند مدت طولاني توقف مي نمايند زيرا

ثبوت دما نسبت به ارتفاع ، يك جو يايدار را بوجود مي آورد .

مزوسفر: اين لايه تا ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري ادامه دارد و

متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 0,3 درجه سانتيگراد به ازاي

هر 100 متر كاهش مي يابد به طوري كه دماي آن در مرز فوقاني

به 80 - درجه سانتيگراد مي رسد . اين لايه سردترين لايه اتمسفر

است لذا مي توان گفت تنزل هوا در اين لايه احتمالا به علت

كمتر جذب شدن تابش هاي خورشيدي توسط ازن است .

ترموسفر: نام ديگر اين لايه يونوسفر است و بالاترين لايه اي است

كه تا به حال شناخته شده است . از خصوصيات شناخته شده اين

لايه اين است كه دماي آن با افزايش ارتفاع به طور يكنواخت بالا

مي رود . دماي اين لايه در 200 كيلومتري بالغ بر 50 درجه

سانتيگراد است ودر قسمت فوقاني اين لايه ( 700 تا

800 كيلومتري ) به بيش از 1000 درجه سانتيگراد مي رسد .

علت ازدياد دما جذب پرتو فرابنفش خورشيد به وسيله اكسيژن و

نيتروژن مولكولي است .

اگزوسفر : بالاترين لايه ها ، برونكره يا اگزوسفر نام دارد كه تا

ارتفاع حدود 550 كيلومتري زمين شروع شده و تا حدود 2000

كيلومتري زمين ادامه دارد. پس از آن اين لايه بتدريج رقيق تر

مي شود و تا اعماق فضا گسترش مي يابد . در اين لايه كمربندهاي

تشعشعي ( كمربندهاي وان آلن ) وجود دارد كه تا ارتفاع 60000

كيلومتري زمين را در برگرفته و نقش سپر را در برابر اشعه هاي

كيهاني بر عهده دارد .

مطالعه وضعيت دمايي زمين در سال هاي گذشته و امروز در حدود

2000 سال قبل متوسط درجه حرارت جهان حدود 9 درجه

سانتيگراد سردتر از امروز بوده است . با ورود آلاينده ها و استفاده روز

افزون از سوخت هاي فسيلي و ادامه فعاليت اقتصادي به روال معمول

ميانگين دماي جهان در هر دهه 0,3 درجه با دامنه 0,2 تا 0,5 درجه

، CH4 ،CO ،CO افزايش يافت . اين آلاينده ها بيشتر شامل 2

و ... و همچنين ازدياد بخار آب توليد شده توسط كارخانجات NOx

بوده است . اين گازها عملي شبيه به كار شيشه گلخانه را براي زمين

انجام مي دهند و مانع خروج گرما از اتمسفر و زمين مي شوند .

پيش بيني (IPCC) دانشمندان بين المللي بررسي تغيير آب و هوا

كرده اند كه تا سال 2025 حدود يك درجه و تا سال 2100 حدود

سه درجه (حداكثر 5درجه ) نسبت به دماي كنوني ، افزايش دما را در

سطح زمين خواهيم داشت . در شماره آينده در خصوص عوامل موثر

در گرمايش جهاني سخن خواهيم گفت.

ستون آزاد :

گرمايش زمين

قسمت دوم

با سپاس از خانم مهندس حسيني كارشناس واحد محيط زيست وكيفيت منابع آب

شركت آب منظقه اي هرمزگان

1 3 8 ص فح ه 4 ما هنا مه آ مو ز شي آ ب و محيط ز يس ت ا ر د يبهش ت 7

مديريت زيست محيطي شبكه هاي آبياري و زهكشي

با سپاس از خانم مهندس قاضي زاده - رئيس گروه دفتر محيط زيست سازمان

آب و برق خوزستان

در شماره پيشين به ذكر

اثرات زيست محيطي پروژه

هاي آبياري و زهكشي

پرداختيم . در ادامه به ساير

اثرات مهم اين پروژه ها

اشاره مي كنيم:

* شوري خاك : نمكهاي موجود در آب آبياري، محلولهاي

اضافه شده به خاك به شكل كودهاي طبيعي و مصنوعي،

نمكهايي كه بطور طبيعي در خاك موجود است و تغيير از

كشت ديم به كشت آبي براي يك محصول يا انتقال از تك

آبياري به دو آبياري از عوامل عمده شوري خاك مي باشد .

* رسوبگذاري:

طرحهاي آبياري در صورتي كه ميزان رسوب در آب بيش از

حد ظرفيت انتقال رسوب در كانالها باشد از حيز انتفاع خارج

مي شوند . وجود تخليه كننده و يا رسوبگير در محل تأسيسات

آبگيري مي تواند از مشكل رسوب در كانالها جلوگيري نمايد .

رسوب زدايي از كانالها عملياتي پر هزينه در نگهداري شبكه

كانالها به حساب مي آيد . لذا تمهيدات طراحي بايد مساله

ورود رسوب و همچنين مسائلي نظير خاكهاي سيال كه به

وسيله باد منتقل مي شوند را به حداقل كاهش دهد.

اثرات اقتصاد ي- اجتماعي احداث و بهره برداري از شبكه هاي

آبياري و زهكشي:

يكي از دلايل عمومي بروز مسايل و مشكلات در شبكه هاي

آبياري و زهكشي، تغيير در الگوهاي كاربري اراضي و تبديل

زمينها به مزارع فارياب، بروز تعارضات در حقوق عمومي مربوط

به كاربري ها و حقوق سنتي و قانوني زمينهاي تحت كشت

مي باشد . همچنين بروز تغييرات شديد در الگوهاي مالكيت و

تصرف زمين از مسايلي است كه بدنبال اجراي طرحهاي احيا و

اصلاح اراضي و پروژه هاي جديد آبياري، مواجهه با آنها غير

قابل اجتناب است . بهبود راههاي دسترسي و تغيير در

تسهيلات زيربنايي نياز به اعمال تغييراتي در طرح و اندازه

مزارع داشته و موجب از بين رفتن بخشي از زمينهاي زراعي

مي گردد . بنابراين براي جبران مالكيتها و زمينهاي از دست

رفته، با بهره گيري از مشاركت عمومي افراد محل بايد برنامه

ريزي مناسبي صورت گيرد.

* تغييرات جمعيتي

از آنجايي كه طرحهاي آبياري بخشي از پروژه هاي اسكان مجدد

محسوب شده و به لحاظ افزايش رفاه مناطق تحت آبياري و جلب

درآمد، موجب جذب جمعيت و در نهايت موجب افزايش جمعيت در

محدوده هاي اجرايي طرح مي گردند، بايد در مرحله برنامه ريزي

طرح از طريق تدارك تسهيلات زيربنايي كافي، پيش بيني هاي لازم

را به منظور كاهش اثرات ناشي از بروز تغييرات در تركيب قومي و

جمعيتي مناطق مدنظر قرار داد.

* مهاجرت انسانها:

مهاجرت و جابجايي انسان حاصل شكسته شدن ساختار جامعه در

اثر ناآرامي هاي اجتماعي است كه به نوبه خود باعث سوءتغذيه و

شيوع بيماريها مي شود . طرحهاي بزرگ و جديد آبياري در حين

ساخت و همچنين در اوج فصل كار كشاورزي نياز مبرم به نيروي

كار داشته و به اين لحاظ سبب مهاجرت افراد به منطقه مي گردند .

* اسكان مجدد

معمولاً مهمترين مسئله اجتماعي ناشي از توسعه آبياري، اسكان

مجدد مردمي است كه در اثر آبگيري مخازن، ساخت كانالها و يا

ساير فعاليتها، خانه ها و زمينهاي خود را از دست مي دهند.

تأثير احداث و بهره برداري از شبكه هاي آبياري و زهكشي بر

بهداشت و سلامت :

- گسترش بيماريها در حيوانات

حيوانات نيز همانند انسان همواره در معرض بيماريهاي مرتبط با آب

بوده و همچنين ممكن است به صورت منبع انتقال عفونت براي

انسان يا حامل حشرات ناقل بيماريهاي مرتبط با آب باشند . وضعيت

دامپروري به عنوان دومين فعاليت درآمدزا براي كشاورزان، در

نواحي تحت آبياري جديد بايد در ارتباط با تهديدهاي زيست

محيطي و بهداشتي به دقت ارزيابي شود.

- رشد سريع علفهاي هرزآبي

علفهاي هرزآبي ظرفيت ذخيره مخازن و ظرفيت عبور جريان از

كانالها و زهكشها را كاهش مي دهند و باعث از دست رفتن آب از

طريق تبخير و تعرق مي شوند . براي كنترل علفهاي هرزآبي

مي توان از روش خشك متناوب به عنوان مكمل براي روشهاي

سنتي استفاده كرد كه شامل جداسازي مكانيكي، كاربري دقيق علف

كشها و وارد كردن حشرات و ماهي هاي علف خوار است.

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 19:54 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
قياق(ذرت خوشه اي)

Sorghum halapense

Johnson grass

گياهي است علفي چندساله از خانواده Poaceae كه توسط بذر و ساقه هاي خزنده قابل تكثير است.اين گياه ساقه زيرزميني يا ريزوم قوي و قطوري دارد،ساقه هاي هوايي ان ماشوره اي و مانند بسياري از گندميان ميانخالي است.ارتفاع اين گياه به 50تا150سانتي متر ميرسد.



برگ قياق باريك و بلند است و طول ان گاهي به 100سانتي متر ميرسد در حالي كه عرض ان از دو سانتي متر تجاوز نمي كند.گل اذين اين گياه خوشه اي باز و مخروطي شكل است،سنبله هاي ان اويزان وبه رنگ سبز يا قرمز متمايل به ارغواني است. بلندي گل اذين از15سانتي متر تا50سانتي متر متغير است.
ؤ
قياق سنبلچه هاي مضاعف دارد،يكي از انها بي پايه و تخم مرغي شكل است و نيم سانتي متر طول دارد،گلهايش هرمافروديت و گلومهايش مقعر و بدون نوك و ريشك بوده كه با موهاي نرمي پوشيده شده است.گلوم تحتاني به ريشك مفصلي و تابيده اي كه طول ان از10تا15ميلي متر تجاوز نمي كند منتهي ميشود.انتهاي دو طرف گلوم تحتاني دندانه دار است. گلهاي اين نوع سنبلچه سه پرچم و يك تخمدان با خامه اي دراز و پر مانند دارد.سنبلچه ديگر باريك، پايه دار، و با مفصلي به ساقه گل دهنده متصل است، طول ان از5تا7ميلي متر تجاوز نمي كند و گلومهايش مقعر و فاقد ريشك و گلهاي آن نر و گاهي خنثي است كه فقط از يك گلومل تشكيل يافته است.

دانه قياق نسبتا درشت، شفاف، نوك تيز و تخم مرغي شكل است. رنگ دانه عنابي تند و مايل به سياه است كه قطر ان نزديك 2تا3ميليمتر و طولش به 4تا 5ميليمتر ميرسد. قياق با آنكه به عنوان گياه علوفه اي شناخته مي شود مزاحمت زيادي نيز در مزارع ايجاد مي كند و باعث آلوده ساختن محصول مي گردد.اين گياه بيشتر علف هرز مزارع آبي به شمار مي آيد.ريشه هاي دائمي ان سطحي و نمو انها بدين ترتيب است كه در نزديكي سطح خاك به جلو مي خزد و سپس يك قسمت از ان به سطح خاك نزديك شده توليد ساقه مي كند،در اين موقع از زير محل نمو ساقه ريشه هايي خارج مي شود كه به عمق زمين فرو مي رود.عمل وجين چندان تاثيري در دفع اين گياه ندارد،عمليات كشاورزي باعث پخش ريزوم و انتشار ان در سطح مزرعه مي شود.

قياق علف هرزي است قوي كه علاوه بر مزارع در كنار جاده ها و آبروها مي رويد و مورد چراي دام قرار مي گيرد.اين گياه مانند ساير انواع سورگوم در بعضي شرايط به علت تراكم هيدروسيانيك اسيد در برگهايش سمي است.در عين حال به دليل قدرت توليدي زياد،دارا بودن ارزش غذايي مناسب،و دوام كافي ،ارزش علوفه اي خاصي دارد.در آسيا و منطقه مديترانه، قياق تنها جنس گونه سورگوم است كه به وفور يافت مي شود.

روشهاي کنترل:

براي دفع قياق بايد سموم نفوذي مثل روغن مصرف شود تا ريشه هاي زيرزميني از فعاليت باز بمانند. از سموم پولي بوركلريت، TCA،بروماسيل،وDMSA نيز مي توان استفاده كرد.مي توان با علفكش دالاپون به نسبت 5تا8كيلوگرم در هكتار يا رانداپ به نسبت10ليتر در هكتار،به هنگام گل دادن يا قبل از گلدهي در دفعات متوالي با اين گياه مبارزه كرد.
*********************************************************************
*********************************************************************

تاجريزي
Solanum nigrum

Black nightshade

گياهي است يكساله،از خانواده سيب زميني يا Solanaceae كه از طريق بذر تكثير مي يابد. در بعضي مناطق به ان انگورك مي گويند.داراي ساقه راست و تا اندازه اي منشعب و شاخه هاي گوشه دار كه طول ان به20تا60سانتي متر ميرسد.برگهاي اين گياه ساده و حاشيه آنها موجدار است. برگها تخم مرغي شكل و در نوك تیز شده اند.

گلهاي تاجريزي پنج گلبرگ سفيدرنگ دارد و ميوه ان سياهرنگ است. برگها و ساقه هاي تاجريزي سولا نين دارند كه كمي سمي است، اين ماده در ميوه هاي سبز ان نيز يافت ميشود. تاجريزي در مزارع،چغندرقند، نيشكر،پنبه، توتون، باغهاي ميوه، سبزي و صيفي واراضي باير ديده ميشود.



روشهاي کنترل:

براي مبارزه با اين گياه ميتوان از علفكش سونالان با امولوسيون33.5درصد به نسبت2ليتر در هكتار قبل از رويش و يا تو-فور-دي پس از سبز شدن علف هرز استفاده كرد.

در مزارع آفتابگردان از اتال فلورالين به ميزان3-3.5ليتر در هكتار به صورت مخلوط با خاك و در يك نوبت ويا در مزارع كنجد ميتوان از آلاكلر به ميزان5ليتر در هكتار بعد از كاشت و قبل از سبز شدن كنجد و در يك نوبت استفاده كرد.
[ شنبه چهاردهم شهریور 1388 ] [ 9:53 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

گل راعی (علف چای، هوفاریقون)

Hypericum perforatum

St. John's Wort

(SJW)

Hypericaceae

شمای کلی

معرفی و گیاهشناسی
گل راعی گیاهی است علفی و چندساله با ارتفاع 30 تا 90 سانتی متر که دارای ساقه ای بدون کرک و تا حدودی خزنده است. برگ های این گیاه قاشقی شکل و بدون دمبرگ می باشند و دارای حفرات فراوان اسانس هستند که نام گونه ی این گیاه (perforatum) از همین ویژگی آن حاصل شده است. گل های زرد رنگ این گیاه در یک گل آذین دیهیم قرار گرفته اند. در مورد این گیاه در بین اروپائیان داستان های زیادی موجود می باشد که گل راعی را دافع ارواح خبیثه می دانند و نام جنس این گیاه (Hypericum) برگرفته از همین موضوع است. رقم توپاز آن دارای اهمیت فراوان دارویی است.

 

میوه در حال تشکیل

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش
گل راعی گیاهی است آفتاب دوست و تا حدودی رطوبت پسند که در خاک هایی با بافت سبک تا متوسط با pH خنثی بخوبی رشد می نماید.
گل راعی بومی اروپا، شمال آفریقا و غرب آسیا است اين گياه در نواحي مختلف شمالی و غربی کشور بصورت خودرو می روید و به دلیل اینکه در مزارع چای شمال کشور به صورت یک علف هرز به وفور یافت می شود به علف چای هم مشهور است.

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر این گیاه عمدتا توسط بذر و گاها توسط ساقه های رونده صورت می گیرد. بذور ریز این گیاه را بایستی در عمق کم کشت نمود و معمولا از کشت غیرمستقیم بذور استفاده می شود.
برداشت این گیاه در زمانی است که 50 درصد گل ها باز شده اند و این عمل شامل قطع پیکره ی رویشی این گیاه از نزدیکی سطح زمین می باشد. برداشت در یک روز آفتابی صورت گرفته و محصول را بایستی به سرعت در محلی تاریک خشک نمود.

فرآوری

سرشاخه ها و برگ های خشک شده

فرآوری
سرشاخه های گلدار و برگ های این گیاه دارای ترکیباتی چون اسانس، تانن، هایپرسین، هایپرین، کولین، فلاونوئید ها و ... می باشند. اسانس این گیاه و روغن این گیاه (حاصل خیساندن گل های آن در روغن آفتابگردان است که به دلیل حضور هایپرسین در آن، به رنگ قرمز می باشد)

خواص درمانی و کاربرد
برخی از اثرات درمانی این گیاه عبارتند از: آرام بخش و ضد میگرن، درمان ناراحتی های ریوی، درمان مشکلات شب ادراری کودکان، درمان عفونت های دستگاه تناسلی زنان و  ... .
در استعمال خارجی برای بهبود زخم ها و درمان سوختگی پوست بکار می رود. اخیرا توجه فراوانی به این گیاه جهت درمان ایدز شده است.
چندین قلم دارو از این گیاه فرموله شده است که در داروخانه های کشور موجود می باشند. مانند: قرص پرفوران (آنتی میگرن و ...)، قطره هایپیران (آنتی میگرن و ...)، پماد هایپریکوم پرفوراتوم (جهت درمان سوختگی ها و ...)

دارو


احتیاطات مصرف: مصرف بیش از حد این گیاه سبب نوعی حساسیت می شود که تحت تاثیر نور افزایش می یابد.
نحوه ی مصرف: 2 تا 4 گرم از آن بصورت دمکرده سه بار در شبانه روز

گل راعی


 

[ جمعه پنجم تیر 1388 ] [ 17:40 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Common lambsquarter

گياهي است از خانواده اسفناجيان(chenopodiaceae) و يكساله با ساقه هاي ايستا و انشعابات فراوان كه غالباً داراي خطوط صورتي يا بنفش هستند. ارتفاع آن بر حسب آب و هوا و نوع خاك تغيير ميكند.
برگهاي سلمك كشيده، تخم مرغي شكل و دندانه دار است. برگهاي قسمت فوقاني گياه باريكتر و داراي حاشيه صاف است. كركهاي سفيدرنگي برگ و ساقه هاي اين گياه را پوشانده است.



گل آذين آن از نوع سنبله و سبز رنگ است. ميوه نيز سبز رنگ وداراي بذرهاي ريزي است.

اين گياه در اكثر مزارع به خصوص مزارع صيفي و غلات زياد ديده ميشود.


تكثير ان از طريق بذر صورت ميگيرد. گياهان اين جنس توليد مقادير زيادي گلوكوزيدسيانوژنيك كرده باعث مسموميت دام ميشوند.

روشهاي کنترل:

براي مبارزه با سلمك در مزارع چغندر و پنبه ميتوان از علف كش ترفلان به نسبت 1.2تا2.4ليتر در هكتار قبل از رويش گياه مخلوط با خاک استفاده کرد. در مزارع غلات با استفاده از تو-فور-دي((2-4-Dبه نسبت 3ليتر درهكتاربعد از رويش اقدام كرد.همچنين در باغات ميتوان از پاراكوات(گراماکسون) استفاده كرد.
[ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ] [ 12:17 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]

Red root pigweed

تاج خروس گياهي است از خانواده Amaranthaceae چهاركربنه و يكساله خشبي به ارتفاع50تا100 سانتي متر با ساقه هاي پاييني قرمز يا داراي نوار قرمز كه تا انتهاي ريشه اصلي تداوم دارد. پهنك برگها ضخيم و رگبرگهاي آن واضح هستند برگهاي آن نسبتا پهن ونيزه اي شكل((lance-shaped بوده،بادمبرگهاي ضخيم و قوي كه به ساقه متصل هستند و به تدريج به رنگ قرمز در مي آيند.

11

[
تكثير آن توسط بذر،ريشه هاي زير زميني قرمزرنگ وعميق صورت ميگيرد.گلها كوچك و سبزرنگ، بذرها برنگ سياه براق، عدسي شكل ودر دو طرف محدب كه داراي يك شكاف كوچك در كنار بذر ميباشد.مهمترين علفهاي هرز اين جنس شاملA.palmeri,A albus ,A.viridis,A.graecizans ميباشد.

علفهاي هرز خانواده تاج خروس داراي مقدار زيادي نيترات يا اكسالات هستند كه ممكن است باعث مرگ دام شوند.

تاج خروس در مزارع توتون،باغهاي چاي، سبزي ،صيفي وزمينهاي باير مي رويد.

14

روشهاي کنترل: 

علاوه بر روش مكانيكي(وجين)مي توان از روشهاي شيميايي استفاده كرد.

درمزارع لوبيا از سم تري فلورالين((EC48%به نسبت1تا2ليتر در هكتاربه صورت مخلوط با خاك قبل از كشت لوبيا،در مناطق پنبه كاري از اتال فلورالين((EC33.3%به نسبت 3تا 3.5ليتر در هكتارقبل از كاشت و مخلوط با خاك به عمق 10 سانتيمتر و در يك نوبت سم پاشي ميشود





در مزارع آفتابگردان از تريفلورالين((EC48%2تا 2.5ليتر در هكتار و همچنين از اتال فلورالين((EC33.3%3تا3.5ليتر در هكتار قبل از كاشت و به صورت مخلوط با خاك استفاده مي شود 
__________________


[ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ] [ 19:51 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
در مزارع برنج بخصوص در برنج زارهاي شمال ايران، علاوه بر آفات و بيماريها ، علفهايهرز نيز خسارت زيادي به اين گياه وارد مي کنند.
اين گياهان با استفاده از آب و مواد
غذايي و اشغال قسمتي از زمين زراعي موجب کاهش عملکرد برنج گرديده و ارزش اقتصادي و
غذايي آن را پايين مي آورند.بنابراين اگر به موقع و به طور دقيق و کامل با آنها مبارزه
نشود ، خيلي زود سطح شاليزار را اشغال کرده و برنج را از بين مي برند.(?)







علفهاي هرز: 



علف هرز گياهي است که بطور ناخواسته خارج از مکان اصلي روييده است. علف هرز ممکن است
يک ساله يا دو ساله ويا دائمي باشد وبصورت خود رو در مزارع رشد کرده و رقيب اصلي گياهان
کشت شده مي باشد و از لحاظ قدرت حياتي مقاومت بيشتري نسبت به نباتات زراعي از خود نشان
مي دهد. براي مثال رشد قاشق واش در مزرعه برنج، علف هرز محسوب مي شودچون قاشق واش به
صورت خود رو در جايي رشد ونمو کرده که کشت آن با هدف کشاورز همسو نبوده است.







 شکل ?- علف هرز قاشق واش








طبقه بندي علفهاي هرز مزارع برنج:



طبقه بندي علفهاي هرز براساس فصل رويش، طول رويش و نوع گياه، شکل ظاهري(مرفولوژي)،
نوع محل رويش، بومي و مهاجر بودن، نوع زياني که به محصول وارد مي کنند، فيزيولوژي گياه
هرز صورت مي گيرد.



علفهاي هرز مزارع برنج از لحاظ شکل ظاهري (مورفولوژي) به باريک برگها(تک لپه ايها)
و پهن برگها(دو لپه ايها) تقسيم مي شود:



الف- علفهاي باريک برگ:



گياهان هرزي که داراي برگهايي با رگبرگهاي موازي بوده و تعداد اجزاي گل در آنها سه
يا مضربي از سه مي باشد اين دسته از علفهاي هرز در زمان جوانه زدن غالبا" يک لپه توليد
کرده و به فرايند بعدي ادامه حيات مي دهند مانند:اويارسلام (با نام محلي :چور،چکا،گالي،جلي)،
قياق(با نام محلي:ارداله)، سوروف( با نام محلي: وازمل،زرا،وازمبيل،کل دمه) ، بند واش
يا سگ واش.



ب- علفهاي هرز پهن برگ:



علفهاي هرزي که داراي برگهايي با رگبرگهايي منشعب بوده و تعداد اجزاي گل درآنها ?،
? و يا مضربي از آنها است. جوانه زدن در اين دسته از علفهاي هرزبا دو لپه و يا دو برگ
بذري آغاز شده که در موقع کنترل شيميايي با اين دسته از علفهاي هرز قابل توجه مي باشد.
از اين گروه قاشق واش (قاشک يا بارهنگ آبي) و تير کمان آبي، شبدر آبي،عدسک آبي، علف
ارزني، آزولا،سل واش،جلبکهاي ر شته ايي را مي توان نام برد (? و? ).







 شکل?- علف هرز تير کمان آبي






 شکل?- علف هرز سوروف(وازمل)



علفهاي هرز مزارع برنج را مي توان از نظر طول دوره زندگي به سه دسته تقسيم نمود:

الف- علفهاي هرز يکساله:


اين علفها کليه فرايند زندگي آنها در طي يکسال يا کمتر از آن طي مي شود. علفهاي
هرز يکساله دوره رشد را با بذر آغازودر پايان دوره با تشکيل بذر کامل مي شوند مانند:
سوروف(وازمل)

ب-علفهاي هرز دو ساله:


علفهاي هرزي که دوره زندگي خود را طي دو سال مي گذرانند، در سال اول رشد رويشي
خود را کامل کرده و با اندوخته غذايي در سال دوم توليد بذر نموده و سپس به ادامه حيات
خاتمه مي دهند.


ج- علفهاي هرز چند ساله:

اين گروه از گياهان پس از توليد مثل از بين نمي روند بلکه جند ين سال متمادي
به زندگي خود ادامه مي دهند که براي کنترل اين دسته از علف ها احتياج به هزينه بيشتري
است.مثل اويار سلام، مرغ، قياق يا ذرت خوشه اي، ترشک.






 شکل4- دو نوع از اويارسلام (چور)



علفهاي هرز مزارع برنج از نظر نحوه تکثير به دو گروه تقسيم مي شوند:

الف- تکثير جنسي: در اين روش باتلاقي گرده گياه
نر ومادگي سبب توليد بذر مي گردد و بقاي علف هرز را تضمين مي کند.

ب- تکثير غير جنسي: در اين روش ازدياد گياهان
بدون دخالت اندام نر و مادگي، با ريزوم (قياق) ، غده(اويارسلام) ، پياز (پياز وحشي
، سورنجان) و... صورت مي گيرد(?)






روشهاي مبارزه با علفهاي هرز مزارع
برنج:

براي مبارزه و از بين بردن علفهاي هرز در شاليزارها، معمولا" برنجکاران
به روشهاي مختلف اقدام مي نمايند:

الف - پيشگيري:

قبل از اينکه علفهاي هرز در برنج زار رشد ونمو نمايد، بهتر است از ورود بذر
آنها به مزارع جلو گيري شود و براي اين کار اقدامات زير لازم مي باشد:

• بذري که براي کاشت بکار مي رود بايستي کاملا پاک و بوجاري شده و فاقد هر گونه بذر
علف هرز و بذور غير تيپ (دلک) باشد.


• در موقع انتقال نشاء به زمين اصلي علف هرز همراه با نشاء علف هرز به زمين اصلي وارد
نشود.


• براي آنکه بذر علفهاي هرز توسط آب منتقل نگردد، هميشه بايد مسير جويها را از وجود
اين علفها پاک کرد. (?)


• حتي الا مکان بايد مانع ورود حيوانات به اين محل شد، چون در پاييز فضولات و پاهايشان
آلوده به بذر علف هرز است که در بهار سبز خواهند شد.

• توصيه مي شود که کشاورزان از قسمتهاي عاري از بيماري و عاري از علف هرز اقدام به
بذر گيري کنند تابذري بدون علف هرز و سالم و مرغوب داشته باشند. (?)


• از ورود وسايل آلوده به بذر (ماشين آلات هاي مانند کمباين وخرمن کوب ) به مزرعه جلوگيري
بعمل آيد.


• از باقي گذاشتن علفهاي هرز که توسط وجين از زمين خارج شده اند در داخل مزارع خود
داري شود.(?)

• محل احداث خزانه سال آينده را در موقع وجين از علف هرز کاملا" پاک نگهداشته و نبايد
گذاشت تا علف هرزي باقي مانده و توليد بذر نمايد.

• بعداز برداشت محصول محل خزانه سال آينده را با کاه و کلش آتش زده تا بذر و بوته هاي
علف هرز کوچک باقي مانده در محل خزانه سال آينده از بين برود.


• در صورت بارندگي ويا هر دليل ديگري که نتوان محل خزانه سال آينده را آتش زد بايد
بوته هاي علف هرزي که باقي مانده اند از زمين کند تا بعد از برداشت محصول اين بوته
ها بعلت شرايط مساعد پيش آمده رشد نکرده و بذر ندهند و پس از اين عمليات بايد اطراف
محل خزانه سال آينده را مرز کشي نمود تا هرز آب مناطق بالا دست وارد محل خزانه نشود.




ب- مبارزه زراعي :

• عمليات و مراحل مختلف آماده کردن زمين اصلي برنج در صورتي
که بموقع و به طور دقيق انجام شوند در کم کردن و يا از بين بردن علفهاي هرز تأثيري
زيادي خواهند داشت. در صورتي که شخم اول در پاييز انجام شود موجب از بين رفتن بذر سوروف
شده و از طرف ديگر،چنانچه شخم عميق و با فاصله انجام گيرد سبب مي گردد که بذر علفهاي
هرز در عمق زياد خاک قرار گرفته و جوانه آنها قادر به خروج از خاک نباشد( ? و?).


• غرقاب کردن شاليزار نقش مهمي در کنترل علفهاي هرز برنج دارد(?). در صورتي که زمين
را در اول بهار، قبل از کاشت و بعد از کاشت نشاء به صورت غرقاب آبياري نمايند، وجودآب
زياد در داخل کرتها موجب کاهش رشد علفهاي هرز بخصوص سوروف شده و از اين راه کمک زيادي
به کم شدن علفهاي هرز خواهد شد(?). حتي در فصل غير زراعي چنانچه تنظيم آب خوب انجام
گيرد مي تواند در کنترل علفهاي هرز دائمي موثر واقع شود. در تنظيم عمق آب بايد دقت
شود که سطح آب خيلي پايين نباشد. شاليزار صاف و تسطيح شده باشدبطوريکه از بعضي نقاط
آن خشکي بيرون نزند. خصوصا" ? الي ? هفته بعداز نشاء کاري شاليزار به تناوب خشک نشود
تا علف هرز فرصت جوانه زدن پيدا نکند. با تنظيم آب به عمق ‍‍?? سانتيمتر اكثر علفهاي
هرز از بين مي روند. سطح آب بايستي متناسب با رشد گياه برنج حداکثر تا ?? سانتيمتري
بالا بيايد. وحتي براي مصرف علف کشها فقط در صورت تنظيم آب با عمق مناسب مي تواند موثر
باشند.

• نشاء کاري برنج شرايطي را فراهم مي کند که نشاءها بهتر بتوانند با علف هاي هرز رقابت
کنند.زيرا نشاءها در هنگام کشت حدود ?? تا ?? سانتيمتر طول دارند در حالي که علفهاي
هرز در ابتداي رويش هستند. بنابراين روش کشت نشايي يک روش مبارزه با علف هرز نيز محسوب
مي گردد.(?)




ج – مبارزه مکانيکي:

از بين بردن علفهاي هرز مزارع برنج به وسيله کارگر(وجين) رايجترين و متداول
ترين روش مبارزه با علفهاي هرز مي باشد. وجين شاليزار در بيشتر مناطق شمال ايران به
وسيله دست انجام شده و بندرت توسط ماشينهاي وجين کن دستي صورت مي گيرد. (?)

وجين عمو ما" در دو نوبت، نوبت اول ?? تا ?? روز بعد از نشاء کاري و نوبت دوم حدود
?? تا ?? روز بعد از نشاء کاري است که با دست و يا پا بوسيله نيروي انساني زن ومرد
انجام مي گيرد. معمولا در وجين اول ?? تا ?? نفر روز و در وجين دوم ?? تا?? نفر روز
در هکتار مورد نياز است. اين روش امتيازات زيادي نسبت به روشهاي ديگر به ويژه روش شيميايي
دارد. اولا هيچ علفي در برابر اين روش مقاومت نشان نمي دهد زيرا هنگام وجين هر نوع
علف هرز از يکساله تا دائمي پهن برگ يا نازک برگ توسط دست جمع آوري و يا مدفون مي شوند.
ثانيا" براي محيط زيست و حفظ تعادل طبيعي کاملا" بي ضرر است. ثالثا" با دست کشيدن در
سطح خاک تهويه و خروج گازهاي زيان آور امکان پذير شده و اکسيژن بيشتري در اختيار ريشه
ها قرار مي گيرد. رابعا" استفاده از نيروي انساني داخل کشور خريد مواد شيميايي خارجي
را منتفي مي سازد و از نظر صرفه جوئي ارزي فوق العاده مفيد مي باشد. از معايب وجين
دستي اين است که پر زحمت و مستلزم نيروي انساني زيادي است. بنابراين توصيه مي گردد
يکبار وجين دستي ?? تا ?? روز بعد از مصرف علف کشها در برنامه کار گنجانده شود تا با
تلفيق روش شيميايي و مکانيکي بتوان شاليزار را عاري از علف هرز نگه داشت.(?)




ح – کنترل بيولوژيک :

استفاده از دشمنان طبيعي تا سطح قابل قبول اقتصادي که در حال حاضر با وجود روشهاي شيميايي
، زراعي و مکانيکي رونق چنداني ندارد.


خصوصياتي که يک عامل بيولوژيک بايد داشته باشد عبارتند از :


براي گياه برنج زيان آور نباشد، قادر به توليد مثل سريع باشد ، بايستي مقاوم بوده وقادر
به حفظ موازنه جميعت خود با علفهاي هرزباشد، با شرايط محيطي ميزبان سازگار باشد، از
گزند دشمنان و عوامل بيماري دور باشد.


ماشک شمالي علف هرز برنج را کنترل مي کند. دو عدد غاز وحشي و يا ?? ? عدد اردک علفهاي
هرز يک هکتار برنج را کنترل مي کند. (?)



د- روش شيميايي:

يکي از آسانترين و موثر ترين و کم هزينه ترين روشهاي کنترل
علف هرز ، روش شيميايي است. علت تمايل کشاورزان از علف کش : 

• علفكش باعث كاهش دفعات عمليات شخم مخصو صا" در زمان كاشت مي شود.

• علف کشها تلاش عملي انسان يعني وجين دستي که کار طاقت فرسايي است را کاهش مي دهد
.


• در بازار به مقدار کافي موجود است و قيمت مناسبي نسبت به هزينه کارگري دارد. علاوه
بر مقرون بصرفه بودن در کنترل علف هاي هرز سمج مثل قياق و بند واش موفق است. (?)




در دو زمان مي توان سموم شيميايي را مصرف کرد: الف- قبل از بذر پاشي ب- بعد از بذر
پاشي


البته لازم بذکر است که معمولا" يک هفته بعد از نشاء کاري بهترين موقع است. (? )


علف کشها در کشاورزي امروزي به دودسته كلي تقسيم مي شوند:

? – علف کشهاي عمومي: ترکيبات شيميايي هستند که براي از بين بردن کليه گياهان در مزارع
زراعي و باغي و اراضي غيرزراعي مصرف مي شوند. مانند گليفوزيت( رانداپ) ، پاراکوآت(
گراماکسون)و...

? – علف کشهاي انتخابي: ترکيبات شيميايي هستند که با غلظت معيني جهت از بين بردن نوعي
خاص از گياه در زراعت فرموله شده و در شرايط مطلوب پس از مصرف اثر منفي روي گياهان
زراعي ندارد.مانند " تو- فور- دي (d – ? – ? )، بوتا کلر(ماچتي)








طريقه مصرف علف کش:

بطور کلي علف کشها در زراعت به دو طريق مصرف مي گردند:

? - روي شاخ و برگ گياه


? - ديگري در خاک پاشيده مي شوند. علف کشهايي که بصورت مايع روي اندامهاي هوايي گياه
پاشيده مي شوند به دو صورت، يکي به روش تماسي و ديگري به روش سيستماتيک( يعني علف کش
مورد نظر زماني روي شاخ وبرگ پاشيده مي شود از طريق اندامهاي هوايي جذب و سپس به درون
گياه راه پيدا مي کند.پس از وارد شدن به شيره گياه به تمام قسمتهاي حساس گياه منتقل
و او را از بين مي برد. ) باعث مرگ گياهان مورد نظر مي شوند. علف کشهايي که در خاک
جهت کنترل علفهاي هرز مصرف مي شوند، مي توان آنها را قبل از زراعت يا قبل از جوانه
زدن علفهاي هرز در مزرعه مصرف کرد.




علف کشها از نظر حرکت به سه دسته تقسيم مي شوند :

? – علف کشهاي که حرکت محدود دارند؛ اين قبيل علف کشها را روي شاخ وبرگ پاشيده و به
آنها علف کشهاي تماسي گويند(? ). البته اين علف کشها بخشهاي زير زميني را از بين نمي
برد مانند: پرو پانيل و بنتازون (با زا گران ) (?)


?- علف کشهايي که از طريق آوند آبکشي و همچنين در بعضي از گياهان که ريشه هاي رونده
دارند به دو صورت جذب مي گردد. اين گونه علف کشها براي کنترل علفهاي هرز يکساله ، دو
ساله و چند ساله قابل استفاده مي باشند. در حقيقت استفاده اصلي اين علف کشها وقتي است
که هدف از بين بردن تمامي اندامهاي گياه بخصوص اندامهاي زير زميني باشد. مانند گليفوزيت(رانداپ
) ، تو فور دي(?) و لونداکس وستاف (?).

? – علف کشهايي که از طريق آوندهاي چوبي حرکت مي کنند و خاصيت تاثير پذيري دارند ،(?)مانند
لونداکس و ستاف(?) .

* لونداکس ?? % (بن سولفورون متيل) و سينو سولفورون (ستاف) هر دو هم از طريق ريشه و
هم از طريق انامهاي هوائي گياه جذب مي شوند. بعد از جذب از طريق اندامهاي چوبي و آبکشي
از تقسيم سلولهاي مريستمي جلوگيري مي کنند.چون اين گروه از علف کشها پس از جذب در گياه
برنج برنج به سرعت خنثي مي شوند ضمن انتخابي عمل نمودن از درجه سميت کمتري براي جانداران
خونگرم برخوردار است.








انواع علف کشهاي رايج براي مزارع
برنج :




علف کشهاي مصرفي براي علف هرز سوروف :

?- رونستار (اگزا ديازون ):

پس از آنکه زمين براي نشاء کاري آماده شد يعني يک تا دو روز قبل از نشاء کاري به مقدار
? تا ? ليتر در هکتار بکار برده مي شود. البته بعد از نشاء کاري تا موقعي که سوروف
هنوز دو برگي نشده باشد مي توان آنرا بکار برد(معمو لا يک هفته بعد از نشاء کاري بهترين
زمان مصرف علف کش است). پس ا زمصرف بايد ? روز از ورود و خروج آب جلو گيري بعمل آورد.
بايد توجه داشت که مزرعه نبايستي بيش از حد غرقاب باشد زيرا سبب خفگي و سو زانندگي
نشاء مي شود. هنگام مصرف علف کش مي بايست حداقل حدود يک سوم نشاء ها روي آب باشد.

اين علف کش به صورت قطره پاش مصرف مي شود. روي سر پوش قوطي هاي اين سم سه سوراخ تعبيه
شده است که با در دست داشتن قوطي وارد مزرعه شده به فاصله ?تا ? /? متر (? قدم ) از
مرز کناري در خط مستقيم حرکت نموده و هر دو قدم يکبار قوطي را به چپ و راست تکان داده
ودر موقع برگشت به فاصله ? تا ? قدم از مسير رفت عمل سمپاشي ( قطره پاشي ) را ادامه
تا علف کش بصورت يکنواخت همه جا پخش گردد.



? – بنتيو کارپ (ساترن ) :

 اگر چه بهترين موقع مصرف اين علف کش هم يک هفته بعد از نشاء کاري است، اما ترجيحا"
بعد ا ز نشاء کاري تا دو برگه شدن سوروف مي باشد. البته مي توان قبل از نشاء کاري هم
آن را مصرف کرد.


مقدار مصرف آن در قبل از نشاء کاري حدود ? ليتر و بعد از نشاء کاري ? تا ? ليتر است.

? – بو تا کلر (ماچتي ) :

زمان مصرف آن مانند ساترن يک هفته بعد از نشاء کاري است. مقدار مصرف آن ? تا ? ليتر
در هکتار است.


? – مولينيت (اوردرام ):

موقع مصرف اين سم يک هفته بعد از نشاء کاري و قبل از دو برگه شدن سوروف (وازمل) مي
باشد. چون اين علف کش داراي حلاليت زياد در آب بوده و به سرعت تبخير مي شود بايستي
بلافاصله پس از مصرف مزرعه را غر قاب کرده و ? تا ? روز از خروج آب جلو گيري نموده
و در صورت کاهش آب مجددا" مزرعه را غرقاب نماييم.


مو لينيت را مي توان بصورت قطره پاش و سمپاش مصرف کرد. در صورت مصرف قبل از نشاء کاري
بايد بلافاصله بطور سطحي با خاک مخلوط شود.


مقدار مصرف آن ? ليتر در هکتار است.


? – پروپانيل :

برخلاف علف کشهاي بالا علف کش تماسي بوده و از طريق برگ جذب مي شودو بخشهاي زير زميني
را ازبين نمي برد. موقع مصرف اين علف کش زماني است که حداکثر سوروفها سبز شده و به
مرحله ? تا ? برگي رسيده باشند. مصرف اين سم بصورت سمپاشي مي باشد ونمي توان آنرا بصورت
قطره پاش مصرف کرد. يک تا دو روز قبل از سمپاشي مي بايست آب مزرعه را خالي نموده تا
همه سوروفها از آب خارج شده و در معرض سم قرار گيرند وهم فرصتي باشد تا بذر موجود در
خاک سبز کرده و با علف کش تماس يابد. در مقع سمپاشي بايد دقت شود که محلول سم با تمام
سوروفها تماس حاصل نمايد. پس از سمپاشي تا ?? ساعت آب مزرعه همچنان قطع و سپس آبياري
گردد. چنانچه تا ? ساعت بعد از سمپاشي بارندگي شود اثر سم از بين ميرود.

مقدار مصرف ?? تا ?? ليتر در هکتار است.


لازم به تذکر است مصرف اين علف کش بعداز نشاء کاري چندان توصيه نمي شود زيرا سبب زردي
برگها مي شود.




علف کشهايي که براي جگنها و پهن برگها مصرف مي شودعبارتند از:

? – بنتازون (بازاگران):

اين علف کش تماسي بوده و در مرحله ? تا ? برگي علف هرز و پس از خالي کردن مزرعه از
آب با سمپاش پاشيده مي شود. مقدار مصرف آن ? تا ? ليتر در هکتار مي باشد.


? – تو فو ردي :

علف کشي هورموني است و مقدار مصرف آن ? تا? /? است.


? – لونداکس ?? % (بن سولفورون متيل ):

بصورت قطره پاش مصرف مي شود. مقدار مصرفي آن ?? تا ?? گرم را در? تا? ليتر آب حل کرده
و براي يک هکتا ر قابل مي باشد.


? – سينو سولفورون (ستاف):


اين علف کش بصورت قطره پاش مورد مصرف قرار مي گيرد. و مقدار ??? تا ??? گرم آن را در
? تا? ليتر آب حل نموده و قطره پاش مي کنند.در موقع قطره پاش بايستي مزرعه داراي ?
تا ? سانتيمتر آب باشد.



علف کشهايي که بر روي هر سه گروه علفهاي هرز( پهن برگها، نازک برگها، جگنها) موثر است


• سان رايس پلاس و مقدار مصرف اين سم ? ليتر در هکتارو زمان مصرف قبل و بعد از نشاء
کاري است.

• ريفيت( پر تيلا کلر) و مقدار مصرفي آن ? تا ?/? ليتر در هکتار وزمان مصرف آن ? تا
? روز بعد از نشاء کاري است.

• تاپ استار ( اکساديارژيل) ومقدار مصرفي اين سم ? تا ?/? ليتر در هکتار وزمان مصرف
آن قبل از نشاءکاري است و بعلت اثر سوزانندگي بالاي تاپ استار به هيچ وجه بعد از نشاء
کاري توصيه نمي گردد (? و ?).





معايب مصرف علف کشها :

- مصرف بي رويه علف کشها سبب آلودگي محيط زيست و خاک و آب مي شود.


- هر چه مصرف علف کش بيشتر باشد جذب سيليس در گياه برنج کاهش يافته و در نتيجه سلولهاي
برنج اسفنجي شده و ابتلا به بيماري بلاست افزايش مي يابد.از آنجائيکه توليدکنندگان
علف کش بالاترين دوز مصرفي را همواره توصيه ميکنند حتي الامکان سعي شود کمتر از مقدار
توصيه شده مصرف شود تا احتمال ابتلا به بيماري بلاست کاهش يابد. - مصرف علف کش رسيدگي
محصول را به مدت ?? روز با تاخير روبرو مي کند.








علف هرز آزولا:

 يکي از علف هرز مهم که در منطقه فريدونکنار موجب آزار و اذيت
کشاورزان منطقه شده است علف هرز آزولا مي باشد براي مبارزه با اين علف هرز روشهاي زير
توصيه مي شود:

?- فاصله آخرين مرحله شخم (پادلينگ) تا نشاءکاري را کم کنيد.

?- در موقع نشاء کاري مزرعه بدون آب باشد.


?- بعداز نشاء کاري عمق آب کم باشد يا در صورت امکان مزرعه بدون آب باشد.


?- با قرار دادن ??? عدد اردک در يک هکتار مي توان آزولا را کنترل کامل نموده و حتي
آن را بصورت يک عامل مفيد در مزرعه تبديل کرد.


5- کود فسفاته در مناطق آلوده به آزولا مصرف نشود چون کود فسفاته موجب زاد و ولد آن
شده ، در نتيجه کود فسفاته را در موقع وجين مصرف کنيد و از ميزان کود ازته بکاهيد.لازم
بذکر است تغيير رنگ سبز آزولا به رنگ قرمز بد ليل کمبود فسفر مزرعه است که با دادن
کود فسفره اين علف هرز به رنگ سبز بر مي گردد.






شکل ? – علف هرز آزولا اين عکس کمبود فسفات را نشان مي دهد اين کمبود هم در زمستان
وهم در بهار ديده ميشود.در زمستان بعلت سرماي آب جذب فسفر به خوبي صورت نمي گيرد.




از مزاياي آزولادر مزرعه برنج علاوه بر تامين ازت خاک در زمانهاي خشکسالي نقش مالچ
را ايفاء مي نمايد وعمليات وجين براي ساير علفهاي هرز را کاهش مي دهد.







 منابع:

? – خدابنده ،ناصر.(????). غلات. انتشارات دانشگاه تهران.

? – ساداتي ، س اکبر و يحيي ابطالي.(????). اصول و روشهاي کنترل علفهاي هرز. انتشارات
توسعه علوم.

? – سليماني، عبدالله و بهمن اميري لاريجاني(????). اصول بهزراعي برنج . انتشارات آرويج.


? – سليماني،عبدالله و بهمن اميري لاريجاني(????). آموزشهاي عملي و تئوري در مرکز توسعه
منابع انساني کشاورزي هراز .

[ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ] [ 19:23 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]


اشاره :
آن چه كه در پي مي‌آيد گزيده‌اي است از پژوهش «مديريت تلفيقي آفات» كه پيش از اين در موسسه‌ي پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد كشاورزي  انجام گرفته است.
آفت‌كش‌هاي شيميايي به مدت چند دهه به‌عنوان تنها روش قابل اطمينان براي كنترل آفات مورد توجه قرار گرفته بودند؛ زيرا اين مواد مي‌توانستند با سرعت بالايي آفات را از بين ببرند، هم‌چنين هزينه‌ي كاربرد آفت‌كش‌ها نسبت به درآمد حاصل از فروش محصولات كشاورزي بسيار كم بود.
اما با گذشت زمان به‌دليل مقاوم شدن آفات، نابود شدن دشمنان طبيعي و تبديل آفات ضعيف به آفات قوي‌تر، كم اثر شدن آفت‌كش‌ها و نياز به توليد آنها به صورت قوي‌تر، قابليت‌ جابه‌جايي و انتشار اين مواد در عوامل جاندار و بي‌جان، اثر بر سلامت و بهداشت انسان و در نهايت افزايش هزينه و اتلاف وقت كشاورزان، تصميم گرفتند كه روش‌هاي ديگري را جايگزين مصرف بيش از حد آفت كش‌ها كنند. كنترل تلفيقي آفات يا (Integrated Pest Management) رويكردي است كه با استفاده از آن مي‌توان ميزان مصرف سموم شيميايي را كاهش داد؛ گفتني‌ست روندهاي گوناگوني بر گسترش IPM تاثيرگذار بوده و باعث مطلوبيت و ترويج اين روش مديريتي شده است.
تقاضاي روزافزون مصرف كنندگان براي مواد غذايي سالم و باكيفيت، توسعه‌ي بيولوژيكي، كنترل بيولوژيكي، كشت ارگانيك و تبديل شدن IPM به عنوان يك موضوع سياستي جهاني از جمله عوامل تاثير گذار بوده است.
IPM منجر به برطرف كردن مشكلات ناشي از آفت‌كش‌ها  همانند افزايش قيمت مواد غذايي، افزايش هزينه‌هاي دولت براي تصفيه آب و خدمات پزشكي مي‌شود. بنابراين مديريت تلفيقي آفات مي‌تواند منجر به  ارتقاء درآمد كشاورز شود، و حافظ بهره‌وري، بهداشت مصرف كننده و كشاورز باشد؛ از سوي ديگر اجراي (Integrated Crop Management) يا مديريت تلفيقي محصول علاوه بر آن‌كه با كاهش مصرف سم منجر به افزايش درآمد كشاورز مي‌شود، با جلب توجه كشاورز به ساير ابعاد كاهش مصرف نهاده‌ها و انرژي مصرفي نيز مي‌تواند درآمد واقعي كشاورز را بهبود دهد.
سرويس مسائل راهبردي  ايران ضمن اعلام آمادگي براي بررسي دقيق‌تر نياز‌هاي خبرنگاران و سياست‌پژوهان محترم، علاقه‌مندي خود را براي دريافت (
isnakeshavarzi@yahoo.com)  مقالات دانشجويان، پژوهشگران، حرفه‌مندان، مديران و سياست‌گذاران محترم و پيشنهادات آن‌ها در ارائه‌ي عناوين جديد مقالات و يا تكميل يا ويرايش مقالات منتشرشده، اعلام مي‌كند.
در ادامه متن كامل اين مقاله به حضور خوانندگان گرامي تقديم مي‌گردد.


* سياست‌هاي كاهش مصرف سموم در ايران*

پس از كنفرانس بين‌المللي محيط زيست و توسعه در سال 1992 كه به اجلاس زمين معروف است و قبول توافق‌نامه‌ آن با موضوع توسعه‌ي كشاورزي پايدار و حفاظت از محيط زيست، دولت جمهوري اسلامي ايران تصميم به اجراي آن گرفت و  بر اين اساس وزارت كشاورزي با هدف توسعه‌ي كشاورزي پايدار با رعايت موضوعات زيست محيطي و هم‌چنين كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي و كاهش مصرف ارزي كشور متعهد شد كه در طول برنامه‌ي دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، ميزان مصرف سموم را 30 درصد كاهش دهد. در راستاي اين اهداف و به‌دليل اهميت آن، در دي ماه 1373 تشكيلات شوراي عالي كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي شكل گرفت و طرح كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي تدوين شد و پس از آن  با عنوان طرح توسعه‌ي كاربرد مواد بيولوژيك و استفاده ي بهينه از كود و سم در كشاورزي تغيير نام داد.

اهداف طرح كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي توسعه‌ي كشاورزي پايدار با رعايت مسائل زيست محيطي و هم‌چنين كاهش و بهينه سازي  مصرف سموم و كودهاي شيميايي و كاهش مصارف ارزي كشور از جمله اهداف اين طرح بود.
پيش‌بيني شد در برنامه‌ي دوم توسعه، ميزان مصرف سموم 30 درصد كاهش پيدا كند ( اساس كاهش، ميانگين روند مصرف سموم در سال‌هاي 73-1369 كه رقمي حدود 38 هزارتن را شامل مي‌شود به ميزان 11400 تن تعيين شده بود).
لازم به توضيح است كاهش مصرف سموم در مورد تمام مواد شيميايي نبود، بلكه در بعضي موارد همانند سموم علف‌كش و يا سموم ضدعفوني كننده بذور با توجه به ابعاد فني آنها و حفظ ميانگين كاهش 30 درصد، پيش‌بيني شد كه افزايش پيدا كند.  سياست‌هاي اجرايي طرح كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي - تعيين  اولويت‌ها در رابطه با محصولاتي كه بيشترين مصرف سم را دارند و مناطق پرمصرف از نظر سموم. - ارتقاء سطح و توسعه‌ي مديريت جامع آفات توسط ايجاد شبكه‌هاي عملياتي و فعاليت‌هاي متقابل ميان كشاورزان، محققان و مروجان و هم‌چنين جلب مشاركت هر چه بيشتر بهره‌برداران در كنترل آفات. - تجديد نظر و تغيير خط مشي‌ها و سازوكار‌هايي كه استفاده‌ي مناسب و فني آفت‌كش‌ها را تضمين مي‌كند مانند برداشتن يارانه‌ي سموم، برداشتن انحصار دولتي، آگاهي دادن به مردم توسط رسانه‌هاي ارتباطي جمعي، مراكز تحقيقاتي و بهداشتي  در ارتباط با خطرات ناشي از مصرف بي رويه‌ي سموم و عوارض سوء باقيمانده‌ي سموم مصرفي بر روي محصولات توليدي. - كنترل و نظارت بيشتر بر كيفيت سموم توليدي در داخل و خارج و نيز سموم وارداتي. -يافتن جايگزين‌هاي مناسب براي آن دسته از سمومي كه از ديدگاه زيست محيطي و بهداشت محيط پيرامون خطرناكند. - حفظ و حمايت از دشمنان طبيعي آفات با اعمال روش‌هاي غيرشيميايي و يا كاهش دفعات سمپاشي و استفاده از سموم كم خطر براي اين گروه از حشرات. - تشويق، هدايت و حمايت از بخش‌هاي غيردولتي در ايجاد آزمايشگاه‌هاي گياه‌پزشكي و واحدهاي پرورش حشرات مفيد. - هدايت و حمايت از بخش‌هاي غير دولتي در زمينه‌ي تهيه، توليد و توزيع انواع سموم و هم‌چنين مواد بيولوژيك مورد نياز كشاورزي. - استفاده از روش‌هاي كنترل تلفيقي آفات با تاكيد بر روش‌هاي غيرشيميايي كنترل آفات و به‌ويژه مبارزه‌ي بيولوژيك. - استفاده‌ي منطقي و بهينه از سموم شيميايي در موارد ضروري و اعمال نظارت‌هاي فني لازم. - بهبود و اصلاح روش‌هاي سمپاشي و استفاده از فن آوري‌هاي پيشرفته.

 مقايسه‌ي سموم مصرفي قبل و بعد از اجراي طرح با اجراي سياست‌هاي در پيش گفته شده، سموم مصرفي كشور از 38 هزارتن به 27623 تن در سال زراعي 80-1379 رسيد كه اين كاهش معادل 27 درصد است (با احتساب سموم گرانول). اين در حالي‌ست كه ميزان مصرف علف‌كش‌ها  از حدود 6150 تن (متوسط مصرف 5 ساله كشور 73-1369) قبل از شروع طرح به حدود 7955 تن در سال زارعي 80-1379 رسيده است. اين افزايش ناشي از لزوم توسعه و گسترش مبارزه‌ي شيميايي عليه علف‌هاي هرز به‌ويژه در محصولات استراتژيك از جمله گندم و برنج است. ميزان مصرف حشره‌كش‌ها كه در گروه سموم خطرناك قرار دارند  از حدود 18376 تن ميانگين مصرف پيش از شروع اجراي طرح (ميانگين 5 ساله 73-1369) به كمتر از 9400 تن مصرف در سال زارعي 80- 1379 رسيده است كه اين موضوع ناشي از اجراي روش‌هاي غير شيميايي كنترل آفات، بهينه سازي مصرف سموم و استفاده از سموم جديد با دز مصرف كم است.
مصرف سموم قارچ‌كش نيز در اين سالها افزايش پيدا كرد كه دليل آن توسعه و گسترش ضدعفوني كننده‌هاي  بذور بوده است(جدول 5را در پيوست مشاهده كنيد).

 عملكرد برنامه‌ي كاهش مصرف سموم اين برنامه در قالب 3 پروژه‌ي مشخص شامل مبارزه‌ي بيولوژيك، استقرار و توسعه‌ي شبكه‌هاي مراقبت و پيش آگاهي و مبارزه سامان‌دهي شد كه عملكرد اين پروژه‌ها از زمان شروع طرح (1374) تا سال 1380 بدين صورت است:

الف) مبارزه بيولوژيك در جهت تحقق اهداف مبارزه بيولوژيك، در قالب طرح‌ كاهش مصرف سموم كارگاه‌هاي توليد انبوه حشرات مفيد در 22 استان از استان‌هاي كشور تاسيس  و  قابل بهره‌برداري است، علاوه بر آن با ترغيب و تشويق بخش خصوصي بخش مهمي از نيازهاي اجرايي برنامه بدين وسيله تامين شد. دستگاه‌هاي  انسكتاريوم‌ها توانايي توليد حشرات مفيدي همانند زنبور تريكوگراما، زنبور براكون، بالتوري كريزوپا، سوسك كريپتولموس، كفشدوزك وداليا و زنبور پروس پالتا را بر اساس  استانداردهاي تعيين شده به صورت انبوه دارند كه در نهايت در مزارع و باغات مورد نظر بر اساس دستورالعمل‌هاي فني رهاسازي مي‌شوند. حجم عمليات اجرا شده در سال‌هاي 80- 1374 به تفكيك هر محصول(جدول 6 درپيوست مشاهده كنيد).مديريت تلفيقي آفات سيب و كرم گلگوگاه انار به ترتيب در سطح 80 و 131 هكتار عمليات مبارزه بيولوژيك اجرا شد، اميد است اين طرح در سطح وسيع توسعه و گسترش يابد.

ب) مبارزه زارعي بدون استفاده از مبارزه‌ي زراعي ساير روش‌هاي غيرشيميايي به‌ويژه مبارزه‌ي بيولوژيك نتيجه مطلوب را نخواهد داد؛ در رابطه با مبارزه‌ي زراعي روش‌هاي گوناگون براي هريك از آفات و بيماري‌ها و در هر محصول متفاوت است و در اين خصوص براي هر يك از محصولات زير پوشش طرح دستورالعمل مشخص صادر و بر اساس آن عمل مي‌شود.
در مزارع برنج مبارزه‌ي زراعي دربرابر كرم ساقه خوار برنج كاملاً اختصاصي است  و در حين اجراي سال‌هاي برنامه در دو استان گيلان و مازندران در سطوح كامل و معيني عمليات زراعي خاصي عليه اين آفت با استفاده از تجارب مفيد گذشته و نتايج و توصيه‌هاي تحقيقاتي و اجرايي معمول شده كه در كاهش مصرف سموم بسيار موثر بوده و در اغلب سطوح زير پوشش اين نوع مبارزه نيازي به سمپاشي براي نابودي كرم ساقه‌خوار نبوده است.
جدول 7 سطوح اجرايي مبارزه‌ي زارعي را در قالب طرح كاهش مصرف سموم در طول سال‌هاي برنامه نشان مي‌دهد(جدول شماره 7 درپيوست).  از سال 1378 مبارزه‌ي زراعي در 2051 هكتار باغ پسته شروع و در سال 1380 به حدود 27 هزار هكتار در استان‌هاي پسته‌خيز رسيده است.

ج) استقرار و توسعه‌ي شبكه‌هاي مراقبت و پيش آگاهي درحال حاضر استفاده از سم و مبارزه‌ي شيميايي،  به‌عنوان بخش جدانشدني مبارزه با آفات و بيماري‌هاي گياهي و علف‌هاي هرز مطرح مي‌شود،  به‌ويژه در مورد علف‌هاي هرز به شرط آن‌كه ساير روش‌هاي مبارزه با علف‌هاي هرز فراموش نشود، استفاده از آن اجتناب ناپذير است. براي جلوگيري از مصرف بي‌رويه و بي منطق سموم در كشاورزي،  بايد با در نظر گرفتن شرايط كلي كشاورزي ايران، سطح فرهنگ بهره‌برداران، نظام كشت موجود و ديگر مسائل، تلفيقي از روش‌هاي گوناگون مبارزه شامل مبارزه‌ي زارعي، مبارزه‌ي بيولوژيك و مبارزه‌ي شيميايي اصولي در قالب يك مديريت صحيح كنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز به كار گرفته شود و لازمه‌ي اين كار ايجاد شبكه‌هاي مراقبت و پيش آگاهي متشكل از كارشناسان و تكنسين‌هاي فني است كه براساس دستورالعمل‌هاي فني و اجرايي مزارع و باغات را به‌طور مرتب مورد بازديد قرار دهند و در خصوص بيولوژيكي آفات و بيماري‌هاي مهم هر محصول، فنولوژي گياه، شرايط جوي منطقه، تراكم آفت و وضعيت بيماري و ... بررسي‌هاي لازم را انجام و ضرورت يا عدم ضرورت مبارزه، مناسب‌ترين زمان مبارزه را تعيين و از طرق مختلف از جمله رسانه‌هاي گروهي، اطلاعيه، توصيه‌هاي محلي، تماس‌هاي حضوري با بهره‌برداران و ... مراتب را به اطلاع كشاورزان و باغداران مختلف برسانند و بر عمليات اجرايي نيز نظارت نمايند. در راستاي اين هدف اين پروژه براي 10 نوع محصول زارعي عمده كشور كه از نظر مصرف سموم ارقام قابل توجهي را به خود اختصاص داده‌اند در تمام استان‌ها به مورد اجرا گذاشته شده است. (جدول شماره 8 درپيوست) 

د) توليد محصولات ارگانيك كشاورزي ارگانيك، كشت و كاري است كه در آن مصرف سموم و كودهاي شيميايي جايي ندارد و در اين نوع كشت تا سرحد امكان تنوع زارعي، استفاده از بقاياي گياهي، كودهاي حيواني، ضايعات آلي خارج از مزرعه و كنترل‌هاي بيولوژيكي براي حفظ و باروري خاك، تغذيه گياهي، كنترل آفات، بيماري‌ها، علف‌هاي هرز و  بهبود كيفيت و سلامت مواد توليدي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. توسعه‌ي كشاورزي ارگانيك در كشور ما مي‌تواند اهداف زير را به‌دنبال داشته باشد: - توسعه و توليد محصولات سالم با كيفيت بهتر - توانمندتر كردن كشاورزان توسط افزايش درآمد (كاهش هزينه‌هاي توليد و افزايش بهاي محصول) - حفظ محيط زيست - حدف مصرف كود و سم - توسعه‌ي كشاورزي پايدار

هـ ) مسائل آموزشي، ترويجي و اطلاع رساني اقدام‌هاي زير در طول انجام فعاليت‌هاي به‌عمل آمده است: - برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي در زمينه‌هاي گوناگون براي كارشناسان، كمك كارشناسان و تمام عوامل اجرايي طرح در حد نياز - تشكيل دوره‌هاي آموزشي و توجيهي براي كشاورزان و باغداران و ساير توليدكنندگان - تهيه برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني براي كشاورزان و باغداران و ساير توليدكنندگان- تهيه‌ي فيلم‌هاي آموزشي مورد نياز - تهيه نشريات آموزشي وترويجي - تهيه كتاب - تهيه و انتشار  ويژه نامه‌هاي علمي ـ تخصصي در رابطه با فعاليت‌هاي گوناگون طرح (در مجله زيتون) - بازديد كشاورزان و عوامل اجرايي از مناطق گوناگون اجرايي طرح در سطح كشور

با توجه به روند افزايشي مصرف سموم شيميايي و  افزايش اثرات زيست محيطي و بهداشتي سموم، لزوم كاهش مصرف سموم شيميايي احساس مي‌شود. كنترل آفات (IPM) رويكردي است كه توسط آن مي‌توان ميزان مصرف سموم شيميايي را كاهش داد، روندهاي گوناگوني برگسترش كاربرد IPM تاثيرگذار بوده است: بيوتكنولوژي گزينه‌هاي مهم جديدي در اختيار IPM قرار داده است، توليد محصولات ترانسژنيك يا داراي ژن پيوندي از 7/1 ميليون هكتار در سال 1996 به 6/52 ميليون هكتار در سال 2001 رسيده است. اما ارزيابي سود و زيان، روش‌هاي كنترلي مناسب و توجه به اثرات زيست محيطي، اقتصادي و اجتماعي گونه‌هاي ترانسژنيك از الزامات مهندسي ژنتيك است. كنترل بيولوژيكي يكي از اجزاي مهم IPM  است، توليد و بازاريابي عوامل كنترل بيولوژيكي رشد نسبتا زيادي در دهه اخير داشته است و نرخ بازگشت سرمايه آن 160 ميليون دلار در سال 2000 بوده است. بايد در نظر داشت استفاده از فرومون‌ها (آفت‌كش‌هاي زيستي) و يا معرفي عوامل كنترل كننده‌ي بيولوژيكي خطراتي نيز به همراه دارد، بنابراين ارزيابي اثرات زيست محيطي بايستي براي هر موردي انجام شود. IPM  به دو دليل مهم از توسعه‌ي كشت ارگانيك سود مي‌برد،  اول آن‌كه گسترش كشت ارگانيك آگاهي عمومي را در رابطه با وجود روش‌هاي كشاورزي كم نهاده كه در برگيرنده IPM نيز است افزايش مي‌دهد؛ از سوي ديگر افزايش مساحت كشت ارگانيك منجر به گسترش روش‌هاي زارعي متداول مديريت آفات از قبيل تناوب زراعي، مالچ پاشي و تلفيق دامداري و زارع مي‌شود.توجه به ايمني غذا در مورد باقيمانده‌ي آفت‌كش‌ها و شيوع بيماري‌ تب برفكي و جنون گاوي در اروپا، الگوي مصرف مواد غذايي با افزايش گرايش به IPM به‌عنوان روشي براي تضمين كيفيت پاسخ‌گوي اين توسعه هستند؛ IPM به عنوان يك موضوع سياستي جهاني مطرح است. ظهور دست‌اندركاران جديد نيز يكي از عوامل تاثيرگذار بر IPM  است، تا پيش از دهه‌ي 1990 سياست‌هاي بخش كشاورزي تنها در راستاي توليد و عرضه جهت گيري شده بود اما پس از دهه 90، با افزايش تاثير سازمان‌هاي غير دولتي و مسائل واقعي يا احساسي ايمني غذا، چرخه‌ي توليد و عرضه‌ي محصولات كشاورزي نسبت به قبل از دهه 90تغيير يافت؛  رقابتي كه براي حفظ مشتريان، بهداشت عمومي و محيط زيست وجود دارد، تحقيق، خدمات ترويجي و صنايع نهاده‌هاي كشاورزي را تحت تاثير قرار مي‌دهد و منجر به تدوين قوانين سخت‌تر يا استفاده از رويكردهايي مانند IPM براي تضمين كيفيت محصول مي‌شود. كشورهاي گوناگون جهان سياست‌هاي مختلفي براي گسترش IPM را كسب كرده‌اند، براي نمونه سياست بيشتر كشورها كاهش 50 درصدي مصرف آفت‌كش‌ها در دوره‌ي زماني خاص و سياست كشور ايران، كاهش 30 درصدي سموم مصرفي است.
با اجراي اين سياست سموم مصرفي كشور از 38هزار تن (ميانگين مصرف طي سال‌هاي 73-1369) به 27623 تن در سال زارعي 80-1379 رسيده است.
براي تحقق اين سياست‌ تلفيقي از روش‌هاي بيولوژيكي، زارعي، مكانيكي و شيميايي در سطح كشور به‌ويژه در شمال كشور استفاده شده است. اما در IPM سياست كلي، كاهش ميزان مصرف سموم شيميايي بوده است و به درآمد كشاورز تنها در قالب كاهش هزينه‌هاي مصرف سموم توجه شده است و به درآمد كلي كشاورز توجه كافي نشده است، بنابراين پيشنهاد مشخص نگارنده جايگزين مديريت تلفيقي محصول (Integrated Crop Management) به‌جاي كنترل تلفيقي آفات (Integrated Pest Management) است.
مديريت تلفيقي محصول، نوعي استراتژي كشت است كه در آن كشاورز درصدد حفاظت و بهبود محيط زيست و  در كنار آن به فكر توليد غذاي سالم با صرفه‌ي اقتصادي است، به‌عبارت ديگر كشاورز درنهايت درصدد دستيابي به سودي متعارف است.
ICM بر پايه‌ي درك تعاملات بيولوژيكي و اكولوژيكي چرخه‌هاي مواد غذايي، آفات، علف‌هاي هرز و بيماري‌ها در كنار روش‌هاي مديريت كشاورزي است. ICM هم‌چنين متناسب با پايداري و بهبود منابع طبيعي است. ICM داراي اصولي پايه‌اي بدين شرح است: • كاهش وابستگي به نهاده‌ها همانند سموم و كودهاي شيميايي توسط يافتن جايگزين‌هاي مناسب • كنترل حاصل‌خيزي خاك • استفاده از بقاياي گياهي و كودهاي حيواني در صورتي‌كه تهديدي براي سلامت خاك، آب، حيات وحش، انسان و حيوانات نباشد. • كاهش آلودگي آب، هوا و خاك • كاهش كلي مصرف سوخت‌هاي فسيلي با كمك بهبود توازن انرژي درون مزرعه • در نظر گرفتن و بهبود چشم‌انداز مزرعه در ICM برخلاف IPM تنها به كاهش مصرف سموم شيميايي توجه نمي‌شود بلكه به كاهش مصرف كود و سوخت فسيلي، كاهش آلودگي‌هاي زيست محيطي، بهبود تنوع اكولوژيكي، بهبود چشم‌انداز و در نهايت افزايش درآمد كشاورز توجه مي‌شود.

انتهاي پيام

منابع:1.چياني،فريبرز،1382، نگاهي به: تامين، توزيع و قيمت سموم دفع آفات نباتي در نيمه اول سال 1382، اداره كل نظارت بر كالاهاي غيرفلزي
2.خسروي، عبدالرحيم، 1379، نگرشي بر عملكرد سازمان حفظ نباتات در راستاي طرح كاهش مصرف سموم (78-1374) شوراي عالي سياستگذاري كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي در كشاورزي
3.سالنامه آماري كشور، 1380، مركز آمار ايران
4. مصوبه شوراي اقتصاد، 1382، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور
5. وزارت جهادكشاورزي، 1381، عملكرد هفت ساله مبارزه بيولوژيك 80-1374

6Alimoeso, s.and Ir.Nasikin.2001.Country Report -Indonesia. Prepared for the Meeting of the programme Advisory committee.pp4-11
7Allen, W.A. and E.G.Rajotte.1990. The Changing role of extension entomology
8Baik uhm,Ki, 1999, Integtated pest managment : food &frtilizer, Technology center
9Consumer response to information on integrated pest management 1992.J.food safety 
  10Flint , ML,S.Daar and R,Moliner,1991.Establishing integerated pest management policies and programs 
11Olkowski, w,and s.Daar .1991 Common sense pest control Taunton press
12Proceediings of National Inegerated pest managment frount 1992
13Sorby,K , and G. fleischer.2003. Integerated pest managment in Development . Review of Trend and Implementation Strategies
14Yudelman, M and A. Ratta.1998. pest management and food production . Looking to the future Food, Agriculture, and the Enviroment Discussion
15www.aces.edu/depatment /imp
16www.biconet.com
17www.co-op.co.uk
18www.Feweb.vn.nl

[ چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ] [ 12:11 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
معرفی علفهای هرز مهم
                                                                 
اين علفها شامل سوروف ، اويار سلام ، قاشق واش ، تير كمان آبي ، بندواش ، سل واش و …….. ميباشند كه هزينه مبارزه با اين علفها بخش اعظمي از اقتصاد كشاورزي برنج را شامل ميگردد .

مهمترين آفات برنج در ايران
از مهمترين آفات برنج كه ساليانه خسارات هنگفتي را بر جاي مي گذارد كرم ساقه برنج ( Chilo Suppressalis ) مي باشد . اين آفت ، حشره اي است كه براي اولين بار در سال 1351 در مزارع تنكابن و رامسر طغيان كرد و در مدت كوتاهي با افزايش جمعيت و ايجاد خسارت اقتصادي شديد نظر همگان را جلب نمود .
كرم ساقه خوار برنج كه بعنوان يكي از خطرناكترين آفات برنج در دنيا بشمار مي آيد ، در زمستان بصورت لار و كامل در داخل ساقه هاي خشك برنج و يا علفهاي هرز اطراف مزرعه بسر مي برد و در حدود اوايل ارديبهشت ، هنگاميكه حداقل دماي هوا ، 10 درجه سانتيگراد باشد ، شفيره ها در داخل ساقه هاي باقيمانده برنج سال قبل و يا علفهاي هرز مزرعه ، در اطراف سوراخهاي ايجاد شده توسط لاروها ، تشكيل ميگردد .
در حدود بيستم ارديبهشت ماه ، اولين پروانه ها ظاهر ميشوند كه در اواسط خرداد به حداكثر خود مي رسند . عمر پروانه ها ، حداكثر يك هفته است و در اين مدت بطور متوسط 230 عدد تخم توسط هر پروانه گذرانده ميشود . تفريخ تخمها در دماي حداقل 10 تا 12 درجه سانتيگراد بمدت 5 تا 11 روز بسته به دماي محيط انجام مي گيرد . اين كرم در طول سال 2 تا 3 نسل دارد و از زمان نشاء كاري تا هنگام برداشت برنج در مزارع فعاليت زيستي دارد . خسارات وارده طي نسلهاي دوم و سوم بيشتر است .
 
نوع بذر                        درصد زنده بودن قبل ار قرار گرفتن توی کود                 1ماه        2ماه     3ماه    4ماه
 
ابوتیلون(گاو پنبه)                               52/5                                                2            0         0         0
پیچک                                                 84                                                 4          22        0        0
شبدر شیرین                                       68                                                22          4         0        
شاهی وحشی                                 34/5                                                0          0           0         0
علف هفت بند                                    0/5                                                 0          0          0         0
توق                                                   60                                                 0          0          0         0
خارخسک                                           52                                                 0          0         0      
خصوصیات علف های هرز:
1- همه جا هستند.
2- آفات غیر قابل پرهیزی می باشند.
3-خسارت آنها به ظاهر چشمگیر نیست.
4- کنترل آنها از سایرآفات مشکل تر است.
5- قدرت زنده ماندن دانه آنها زیاد بوده و در شرایط نا مناسب می توانند زنده بمانند.
6-قدرت ترمیم زیاد دارند.
7-قدرت تطابق در محیط های مختلف را دارند.
8-گلهای آن جلوه کمتری داشته و دامها نیز به آن توجه کمتری دارند.
9-رقبای قوی برای محصولات کشاورزی می باشند.
10- چرخه زندگی آنها شبیه محصولات زراعی است.
11-پراکندگی دانه آنها زیاد می باشد.

 

پراكنش و اهميت علفهاي هرز از نظر كشاورزي :

 

نام فارسي ياانگليسي
نام علمي
 تاج خروس خوابيده
 Amaranthus blitoides S.wats
 Powell amaranth
Amaranthus powellii S.wats
 تاج خروس وحشي
Amaranthus retroflexus L. 
 يولاف وحشي
 Avena fatua L.
 آمبرزيه common mgweed
 Ambrosia artemisiifolia L.
كلزا ـ منداب 
Brassica napus L. 
 pine appleweed
 Chamomilla suaveolena (L.) Rauschert
 سلمك
 Chenopodium albom L
 كنگر وحشي
(.scop cirsium arvensis (L 
 پيچك صحرايي
 Convolvulus arvensis L.
 اويار سلام
 Cyperus escuentus L.
 تاتوره
Datora stramonium L
 سوروف
beauv Echinochloa crus_galli  L.
 آگروپيرون
 Elymus repens (L.) Gould
 علف هفت‌بند
 Fallopia convolvulus(L.) A. Love
(= polgonum convlvulus)
 بی تی راخ - علف شير
 Gallium aparine L.
 آفتابگردان معمولي
 Helianthus annuus L.
 جاروی زينتي
 Kochia scodaria (L) schrad
 چچم ريشك‌دار
 Lolium multiflorm lam
پنيرك
 Mavla neglecta wallr
 پنيرك
 Mavla parviflora L.
 بابونه گاوي
 Marticaria chamomilla L
 مركوروج ـ سلمه تره
Mercurialis annual
 عروسك پشت پرده
Phsalis spp
 گاوپنبه
 Abutilon theophrasti medic
 آگروپيرون - مرغ
Agropyron repens (L.) Benuv
 دم روباهی صحرايي
 Alopecurusmyosuroides huds
 چچم يكساله
 Poa annuab L
 علف هفت‌بند
 Polygonum aviculare L.
  علف هفت‌بند
 Polygonum convolvulus L
(= fallopia convolvulus)
 علف هفت‌بند 
 Polygonum persicaria  L.
 علف هفت‌بند 
 Polygonum lapathifolium L
 توق
 Viola arvensis murr.
 بنفشه كوهي
Urtica urens L.
 گزنه
Stellaria media (L) vill.
 گندمك
Sorghum halepense (L) pers
 قياق
Sonchus arvensis L.
 شيرتيغك
Solanum tuberosum L.
 تاجريزي
Sinapis arvensis L.
 تاجريزی كرك‌دار
Solanum nigrum L.
 خردل وحشي
 Stearia viridis (L) Beave
بی تی راخ - علف شير
Gallium aparine

مشخصات گیاهشناسی:
گياهي است تك لپه ء پرپشت ء يك ساله
خاكهاي متوسط تا سنگين رسوبي و آهكي خشك تا كمي مرطوب را ترجيح ميدهد
دوره رويش آن پاييز تا بهار و زمان گلدهي اواخر بهارتا اوايل تابستان
از طريق بذر تكثير مي‌شود و هر گياه 400 - 200 بذر توليد مي‌كند
برگ:
 
برگهاي كوتيلدوني (بذري) نازك ء تاپ‌دار و پيچيده ء اغلب در قاعده به رنگ بنفش تيره ء غلاف برگها در تمام طول بازو فاقد مو و در برگهاي لابلايي تا حدودي بادكرده
. زبانك قهوه‌اي كم‌رنگ ء دندانه‌اي ء پهن‌برگ خطي با نوك تيز به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف كمي ناوي شكل
 طول لما مساوي پوشه ء لما در قاعده سيخك دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي باشد  
گل:
 سنبلكهاي تك گل باريك ء پوشه‌ها مساوي به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف ء كمي ناوي شكل
طول لما مساوي پوشه ئ لما در قاعده سيخك‌دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي‌باشد 
 بذر:
 
دانه بدون پوشش به طول 2/3 ميليمتر ء پهنا 8/0 -5/0 ميليمتر ء شكم‌دار به فرم تخم مرغي نوك تيز ء انتهاي كمي دراز ء به رنگ زرد ء دانه با گلوم به طول 6 - 5  ميليمتر ء عرض 2 - 1/5 ميليمتر و قطر 1 -0/8 ميليمتر ء داراي سه دندانه قاعده‌اي و دو نوار ساقه جانبي پوشيده از تار و پوسته
گلوم تا وسط دانه رشد كرده و در نوك از ميان گلومها ديده مي شود. گلوم‌ها به رنگ زرد و به طول 6/5 - 6 ميليمتر و پهناي 1/8 ميليمتر
ريشك از پوشش‌ها بيرون آمده و طول آن 8 - 6 ميليمتر است
      
رویشگاه و پراکنش:
 در باغات مركبات . كشت‌زارهاي غلات . چغندر . بقولات و منطق باير      
  گرگان - گيلان - مازندران - آذربايجان - اصفهان _ فارس _ بوشهر  - كرمان - سيستان و بلوچستان - تهران

تاج خروس-AMRANTUS ANUS L -تیره COMPOSITE(علف هرز تاج خروس):

مشخصات گیاهشناسی:
گياهي است تك لپه ء پرپشت ء يك ساله
خاكهاي متوسط تا سنگين رسوبي و آهكي خشك تا كمي مرطوب را ترجيح ميدهد
دوره رويش آن پاييز تا بهار و زمان گلدهي اواخر بهارتا اوايل تابستان
از طريق بذر تكثير مي‌شود و هر گياه 400 - 200 بذر توليد مي‌كند
  برگهاي كوتيلدوني (بذري) نازك ء تاپ‌دار و پيچيده ء اغلب در قاعده به رنگ بنفش تيره ء غلاف برگها در تمام طول بازو فاقد مو و در برگهاي لابلايي تا حدودي بادكرده
. زبانك قهوه‌اي كم‌رنگ ء دندانه‌اي ء پهن‌برگ خطي با نوك تيز به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف كمي ناوي شكل
 طول لما مساوي پوشه ء لما در قاعده سيخك دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي باشد
گل:
  سنبلكهاي تك گل باريك ء پوشه‌ها مساوي به طول 5 - 4 ميليمتر ء سفيد با سه رگه سبز رنگ و تعدادي كرك كوتاه در قاعده و اطراف ء كمي ناوي شكل
طول لما مساوي پوشه ئ لما در قاعده سيخك‌دار ء سيخك اغلب كوتاه كه سه برابر طول سنبلك مي‌باشد
بذر:
 
  دانه بدون پوشش به طول 2/3 ميليمتر ء پهنا 8/0 -5/0 ميليمتر ء شكم‌دار به فرم تخم مرغي نوك تيز ء انتهاي كمي دراز ء به رنگ زرد ء دانه با گلوم به طول 6 - 5  ميليمتر ء عرض 2 - 1/5 ميليمتر و قطر 1 -0/8 ميليمتر ء داراي سه دندانه قاعده‌اي و دو نوار ساقه جانبي پوشيده از تار و پوسته
گلوم تا وسط دانه رشد كرده و در نوك از ميان گلومها ديده مي شود. گلوم‌ها به رنگ زرد و به طول 6/5 - 6 ميليمتر و پهناي 1/8 ميليمتر
ريشك از پوشش‌ها بيرون آمده و طول آن 8 - 6 ميليمتر است
رویشگاه و پراکنش:
 
  در باغات مركبات . كشت‌زارهاي غلات . چغندر . بقولات و منطق باير
   گرگان - گيلان - مازندران - آذربايجان - اصفهان _ فارس _ بوشهر  - كرمان - سيستان و بلوچستان - تهران
محمد آردین-برگرفته از کتب علفهای هرز

علف هرز گیاهی است خودرو که به طور ناخواسته در مزارع و باغها می روید.برای زراعت اصلی میهمانی نا خوانده است.
بین علف های هرز گیاهان بسیارش هستند که مصرف دارویی و خوراکی دارند.
 
 
اهمیت اقتصادی علفهای هرز:
زیان علفهای هرز در اراضی کشاورزی
تلف کردن آب
مصرف مواد غذایی
سایه افکنی
ترشح مواد مسموم کننده در خاک
ایجاد هزینه برای مبارزه
کم شدن ارزش محصولات کشاورزی
کاهش کیفییت و خراب شدن محصولات دامی
زیانهای بهداشتی برای انسان و دام
نامرغوب شدن بذر
مزاحمت در برداشت محصول
میزبانی آفات و بیماری های گیاهی
ایجاد خوابیدگی در غلات
افزایش خطر سرما زدگی در باغات
ایجاد مخفیگاه در باغها
کم شدن ارزش زمین
 
 
خسارت علفهای هرز در مناطق و اراضی غیر کشاورزی:
تخریب آسفالت خیابانها وپشت یام اماکن و باند فرودگاه ها
پوشاندن آثار و علائم مسیر لوله های نفت و گاز
زشت کردن مناظر
به وجود آوردن مشکلات در منابع آب
 

علفهای هرز انگلی:

سس :

سس يک گياه کاملا انگلی می باشد که دارای ريشه و برگ نيست و مواد غذايی مورد
نياز خود را بطور کامل از گياه ميزبان ميگيرد . بذر گياه سس به مدت بسيار طولانی در
خاک می ماند و گاه تا ۱۳ سال در خاک دوام می آورد و قادر به جوانه زدن می باشد .

تصاویر برخی از گونه های علف هرز
 تاج خروس وحشی amaranthus retroflexus
علف هفت بند polygonum persicariaعلف شیرgallium aparine
یولافavena fatua
[ چهارشنبه ششم خرداد 1388 ] [ 9:32 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
 

تاج خروس وحشی : Amaranthus retroflexus

مقدمه.

گونه های علف هرز مختلفی از جنس تاج خروس وجود دارند که در فعالیت های کشاورزی اختلال ایجاد می کنند. یکی از مهمترین این گونه ها تاج خروس وحشی (Amaranthus retroflexus) می باشد که شدیدا با گیاه زراعی رقابت کرده، محصول را کاهش داده و عمل برداشت را با مشکل مواجه می کند. (از منبع شماره10).

 

شناسایی این گونه به خصوص در مراحل اولیه رشدی بسیار دشوار است زیرا تاج خروس وحشی در این مرحله شباهت زیادی به دیگر گونه ها دارد. اما پس از رشد اولیه، تشخیص آن ساده تر می گردد. در این تحقیق سعی شده است تا مشخصات اصلی گیاه در رشد اولیه و رشد کامل ذکر شود تا با استفاده از این ویژگی ها بتوان گیاه را شناسایی نمود.

  

فصل یک: رده بندی گیاه.

گیاه تاج خروس وحشی در رده بندی گیاهی به صورت زیر قرار می گیرد:

سلسله: گیاهان

شاخه: ماگنولیوفیتا

رده: ماگنولیوپسیده

راسته: کاریوفیلال ها

خانواده: آمارانتاسه = تاج خروس

جنس: آمارانتوس = تاج خروس

گونه: رتروفلکسوس = تاج خروس وحشی. (6).

فصل دو: مشخصات گیاه شناسی.

نام علمی: Amaranthus retroflexus 

نام انگلیسی: Redroot Pigweed و Redroot Amaranth

Common Amaranth و

نام فارسی: تاج خروس وحشی. (3 و 6).

 

بذر (Seed): گرد تا بیضی، به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه براق بوده و صاف می باشد. (3).

گیاهچه (Seedling): ساقه در قسمت زیر کوتیلدون (برگ بذری) فاقد کرک بوده و یا دارای کرک های کوچک و ظریف می باشد. رنگ ساقه در گیاهچه و به خصوص در نزدیکی طوقه متمایل به قرمز است. برگ های کوتیلدونی نیز بسیار کوچک بوده (10 تا 12 میلی متر طول) و سطح فوقانی آنها سبز تا صورتی می باشد. اولین برگ های حقیقی حالت متناوب داشته و تخم مرغی شکل می باشند. کرک نیز ممکن است در سطح یا حاشیه برگ ها وجود داشته باشد که تراکم این کرک ها در کنار رگبرگ ها زیاد تر است. این گیاه دو لپه می باشد. (8).

برگ (Leaf): برگ ها به صورت متناوب و تخم مرغی شکل بوده و طول دمبرگ آنها تا 2/1 اینچ (حدود 3 سانتیمتر) می رسد. حاشیه برگ به صورت موج دار است و کرک ها بیشتر در طول رگبرگ ها و در سطح زیرین برگ وجود دارند. طول برگ 7 تا 11 سانتیمتر و عرض آن به 3 تا 6 سانتیمتر می رسد. این گیاه پهن برگ می باشد. (5 و 8).

ساقه (Stem): رنگ آن سبز بوده و زبر و خشن می باشد. ارتفاع آن معمولا تا یک متر رسیده ولی ممکن است تا 2 متر نیز رشد نماید. در نزدیکی طوقه رنگ ساقه قرمز بوده و به خصوص در ارتفاع بالاتر ساقه دارای کرک می باشد. ساقه قوی، افراشته، تک شاخه و یا منشعب می باشد. (3 و 8).

ریشه (Root): ریشه اصلی این گیاه قوی و عمقی بوده و در نزدیکی سطح خاک معمولا دارای رنگ صورتی است. (8).

میوه (Fruit): میوه ناشکوفا بوده و طول آن تا 2 میلیمتر می رسد. درون هر میوه یک بذر سیاه براق وجود دارد. (8).

گل (Flower): به صورت کوچک، سبز رنگ و ناپیدا بوده که به تعداد زیاد و متراکم در خوشه انتهایی ظاهر می شود. طول این خوشه (سنبله متراکم) 5 تا 20 سانتیمتر است. البته گل آذین های کوچکتری نیز در زاویه بین ساقه و دمبرگ وجود دارند. گل های نر و ماده هر دو روی یک گیاه قرار داشته (تک پایه) و گرده افشانی توسط باد انجام می گیرد. (8).

 

فصل سه: پراکنش، عادات، نیاز های رشدی و چرخه زندگی.

پراکنش (Distribution): این علف هرز یکی از علف های هرزی است که در تمام نقاط دنیا پراکنده شده است. به عنوان مثال در اروپا، امریکای شمالی و جنوبی، استرالیا و ... وجود آن برای کشاورزان مشکل ساز می باشد. در کشور ما نیز این علف هرز در استان های تهران، خراسان، فارس، کرمانشاه، همدان، کردستان، قزوین، آذربایجان، ایلام، خوزستان به وفور مشاهده می شود. (3و5).

 

عادات رشدی (Growth habits): گیاهی یک ساله و تابستانه است که به مقدار بسیار زیادی تولید بذر می نماید. ساقه آن بلند و افراشته است اما در برخی شرایط قادر است تا در هنگامی که تنها چندین سانتیمتر طول دارد نیز بذر بدهد. اکثرا در خاک های تحت کشت رشد کرده اما در باغات، خزانه ها، مراتع، کنار جاده ها و ... نیز رشد می کند. اندام هوایی این گیاه مستحکم و پر قدرت و اکثرا ً پوشیده از کرک بوده و ریشه آن نیز بسیار کارآمد و به رنگ قرمز است. (8 و9).

 

نیازهای رشدی و گیاهان زراعی: خاک هایی با زهکشی مناسب و حاصل خیزی مطلوب برای این گیاه بستر رشد مناسبی را ایجاد می کنند. از آنجایی که از گیاهان 4 Cاست به نور زیاد و گرما و رطوبت نیاز دارد تا رشد بهتری انجام دهد. این گیاه در صورتی که در خاک مقدار زیادی کود شیمیایی وجود داشته باشد ممکن است سمی شود. تاج خروس در مزارع سیب زمینی، پیاز، ذرت، گوجه فرنگی، فلفل و چغندر قند رقابت شدیدی را محصول اصلی انجام می دهد. این گیاه هم در خاک های اسیدی و هم قلیایی رشد می کند. (4).

 

چرخه زندگی (Life cycle): از گیاهان تابستانه بوده و جوانه زنی آن در اواخر بهار، گلدهی آن در اواسط تا اواخر تابستان و رسیدگی بذر آن نیز در اواخر تابستان تا پاییز صورت می گیرد. (1).

  

فصل چهار: نکاتی پراکنده پیرامون تاج خروس وحشی و موارد مصرف آن.

در شرایط عادی این گیاه به هیچ وجه سمی و خطرناک نمی باشد اما اگر خاک منطقه غنی از ازت باشد، نیتروژن به مقدار زیادی در برگ های این گیاه تجمع می یابد. وجود این مقدار زیاد ازت می تواند در بروز برخی بیماری ها مثل سرطان معده، سندرم کودکان آبی رنگ و ... موثر باشد. ریشه عمقی آن قادر است تا مواد غذایی را از اعماق خاک به سطح منتقل نماید. (4).

  

مصرف خوراکی: در برخی نقاط برگ های این گیاه به صورت خام یا پخته مانند اسفناج مصرف می شود. اگر گیاه مقدار کافی آهن دریافت کرده باشد می تواند منبع مهمی برای ویتامین های A و C باشد. از گیاهان تازه جوانه زده نیز می توان در تهیه سالاد استفاده نموده و بذر خام یا پخته این گیاه نیز پودر شده و به عنوان جایگزین غلات مصرف می گردد. اگر چه که بذر این گیاه ریز می باشد اما برداشت آن دشوار نبوده و بسیار مغذی می باشد. (4).

 

مصرف دارویی: به خصوص از برگ های این گیاه برای درمان ضخم معده، اسهال و گرفتگی سینه به صورت چای یا دم کرده استفاده می شود. (4).

 

مصرف به عنوان علوفه: در صورتی که گاو یا خوک مقدار زیادی از این گیاه را به صورت تازه و به مدت 5 تا 10 روز مصرف کند، اثراتی در "کلیه" دام دیده می شود. البته در حالت عادی اثراتی از مسمویت زایی در این گیاه دیده نشده است، اما در صورت وجود مقادیر زیاد ازت در خاک ، نیترات در بافت های گیاه تجمع یافته و برای دام خطرناک می شود. (7).

 

البته این گیاه هنگامی که رشد زیادی کرده باشد به علت داشتن کرک های زیاد و بافت خشن برای دام ها خوش خوراک نیست. بذر این گیاه به همراه پوست دارای 18 درصد پروتئین می باشد. نسبت مواد موجود در گیاه تاج خروس نابالغ به شرح زیر است. (7).

خاکستر:  8/18 درصد

فیبر خام:  8/10 درصد

عصاره عاری از ازت: 2/43 درصد

پروتئین:  7/25 درصد

 

مصارف دیگر: بذر تولید شده توسط این گیاه منبع غذایی مهمی برای پرندگان می باشد. از طرف دیگر از تمام بافت این گیاه می توان رنگ های زرد و سبز را بدست آورد. (4).

فصل پنج: کنترل شیمیایی تاج خروس وحشی.

برای کنترل علف هرز تاج خروس وحشی در مزارع مختلف از علف کش های مختلفی استفاده می شود. همان طور که گفته شد این علف هرز در مزارع گیاهانی همچون ذرت، چغندر قند، سیب زمینی و ... رشد کرده و به رقابت با گیاه اصلی می پردازد. از آنجایی که تاج خروس وحشی از پهن برگ ها می باشد می توان از پهن برگ کش های مختلفی برای کنترل آن استفاده نمود که در زیر به معرفی برخی از آنان می پردازیم.

 

در کشور ما تنها دو علف کش پهن برگ کش برای استفاده در مزارع ذرت ثبت شده است که شامل آترازین و توفوردی می باشد. آترازین از بازدارنده های فتوسنتز در فتوسیستم دو بوده و نام تجاری آن گزاپریم می باشد و یک علفکش پیش کاشتی است (خاک مصرف). توفوردی نیز یک اکسین مصنوعی با نام تجاری یو 46 دیفلوئید است (پیش رویشی). اگر چه که این دو علف کش محل عمل متفاوتی دارند اما خطر مقاوم شدن علف های هرز نبست به آترازین زیاد بوده و اگر در منطقه ای این مقاومت ایجاد شود تنها گزینه ممکن توفوردی خواهد بود. (2).

 

در زراعت سیب زمینی تنها دو علف کش دو منظوره (باریک برگ و پهن برگ کش) در کشور به ثبت رسیده است که شامل پاراکوات و متری بوزین می باشد. پاراکوات با نام تجاری گراماکسون، یک علفکش پس رویشی و بازدارنده فتوسیستم یک است. متری بوزین نیز دارای نام تجاری سنکور بوده، بازدارنده فتوسیستم 2 و در سیب زمینی به صورت پس رویشی مصرف می شود. (2).

فصل شش: مقاومت تاج خروس نسبت به علفکش های شیمیایی.

مصرف بدون دقت علفکش ها در دهه های اخیر سبب مقاوم شدن برخی علف های هرز به برخی از علفکش ها شده است. این حالت اکثرا در مواقعی روی می دهد که یک یا چند علفکش با محل عمل مشابه چندین سال در محلی خاص مورد مصرف قرار گیرند. این عمل باعث ایجاد فشار انتخاب شده و بوته های حساس به علف کش از بین رفته و بوته های دارای ژن مقاومت در محیط غلبه می یابند.

 

اولین نمونه بروز مقاومت در علف های هرز مربوط به دهه 1960 در امریکا می باشد که علف هرز Senecia vulgaris نسبت به علف کش های گروه تریازین مقاومت نشان داد. تاج خروس وحشی نیز یکی از گونه هایی است که نسبت به علف کش ها و گروه تریازین مقاومت نشان داده است. از عوامل این ایجاد مقاومت می توان به نداشتن تناوب در کشت گیاهان و مصرف مداوم علف کش های با محل عمل مشابه و نیز عدم استفاده از دیگر روش های کنترلی همچون روش مکانیکی اشاره نمود. (11).

 

کنترل علف هرز تاج خروس مقاوم به علف کش، نیازمند مدیریتی خاص است. استفاده از روش مدیریتی تلفیقی علفهای هرز یکی از کارآمد ترین روش ها در مبارزه با علف های هرز مقاوم است. در مبارزه تلفیقی لازم است تا از روش های زراعی، بیولوژیکی، مکانیکی و شیمیایی و ... به طور همزمان استفاده شود. البته به هیچ عنوان نباید از علفکشی که باعث بروز مقاومت شده در کنترل همان علف هرز استفاده شود.


منابع:

ترجمه و تالیف :سید چاسب فاضلی

1) راشد محصل م. ح.، نجفی ح. و م. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علف های هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 350 صفحه.

2) زند، الف.، م.ع. باغستانی، م. بی طرفان و پ. شیمی. 1386. راهنمای علف کش های ثبت شده در ایران. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 66 صفحه.

3) بی نام. نرم افزار علف های هرز ایران. 1381. تهیه شده به سفارش دفتر خدمات و تکنولوژی آموزشی وزارت جهاد

[ دوشنبه چهارم خرداد 1388 ] [ 20:10 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
PDF چاپ ايميل

زندگی بشر به وجود گياهان وابسته است و علاوه بر آن به شكلی غير مستقيم سلامتی و تندرستی او به توليد و پرورش گياهان زراعی و باغی سالم بستگی دارد. به طور كلی نزديك به 90 درصد غذای انسان از نباتات تأمين می‌شود. گياهان سبز منبع اصلی تأمين‌ كننده غذا برای حيوانات محسوب شده و در توليد فرآورده‌های دارويی و سالم‌سازی محيط نقش مهمی دارند. بنابراين توجه به سلامتی گياهان، موجب حفظ تندرستی در انسان می‌شود. گياهان برای رشد مطلوب و حفظ سلامتی خود نياز به مهيا بودن عناصر غذايی در خاك و وجود عوامل محيطی مناسب بوده و همچنين بايد از گزند آفات و بيماری‌ها محفوظ باشند.

موجودات زنده عامل اصلی صدمه به گياهان باغی هستند، اگر چه عوامل غير زنده‌ای مانند خشكی، كمبود يا زيادی عناصر غذايی، شوری و حتی سموم شيميايی سبب آسيب به گياهان می‌شوند. در اين بخش در مورد علفهای هرز كه خسارت زيادی به محصولات باغبانی وارد می‌سازند بحث می‌شود و  ساير عوامل زنده‌‌ای كه به گياهان آسيب می‌رسانند در بخش اطلاعات پایه گیاه پزشکی شرح داده  شده است. اين عوامل عبارتند از: قارچ‌ها، باكتری‌ها، ويروس‌ها، مايكوپلاسماها، حشرات، كرم‌ها، نماتد‌ها، جوندگان و پرندگان. بنابراين موجوداتی كه باعث خسارت به محصولات كشاورزی می‌شوند به سه گروه كلی علفهای هرز، بيماری‌ها و آفات تقسيم‌بندی می ‌شوند.

علفهای هرز(Weeds):

علفهای هرز گياهانی ناخواسته هستند كه در مصرف منابع آب و خاك دخالت می‌كنند و از اينرو به شكلی جدی رفاه بشر را تحت تأثير قرار می‌دهند. همچنين به گياهانی كه خارج از محل اصلی خود رشد كرده‌اند علف هرز گفته می‌شود. معمولاً اين موضوع بدين معناست كه علفهای هرز در زمينی رشد می‌كنند كه ما می‌خواهيم گياهان ديگری را در آنجا توليد كنيم (زمين‌های كشاورزی) و يا اينكه علفهای هرز در مكانهايی رشد می‌كنند كه ما نمی‌خواهيم گياهی در آنجا باشد. در زراعت، باغبانی و جنگلكاری، علفهای هرز با گياهان سودمند رقابت كرده و موجب كاهش عملكرد و كيفيت محصول می‌شوند. از طرفی علفهای هرز در مناطقی كه كشاورزی صورت نمی‌گيرد مانند محل‌های صنعتی، كنار جاده‌ها، ريلهای راه‌آهن، فرودگاه‌ها، مخازن و كانال‌های آب رشد می‌كنند. بنابراين در چنين وضعيتی تمام گياهان ممكن است علف هرز محسوب شوند. با وجود اينكه مطالعه دقيقی در مورد ميزان خسارت علفهای هرز در دنيا وجود ندارد اما مشخص است كه ميزان خسارت و اتلاف محصولات كشاورزی در اثر علفهای هرز از ساير عوامل مخرب نظير آفات و بيماری‌ها بيشتر است، به طوری كه تقريباً نيمی از خسارت وارده بر توليدات كشاورزی به علت وجود علفهای هرز است.

نحوه خسارت رسانی علفهای هرز :

علفهای هرز به روش‌های مختلفی باعث خسارت به محصولات كشاورزی و كشاورزان می‌شوند كه اهم آن عبارتند از:

1- كاهش عملكرد محصول:

در اثر رقابت علفهای هرز با گياهان باغی، برای جذب عناصر غذايی، رطوبت خاك و نور كافی، عملكرد گياهان باغی كاهش می‌يابد.  

2- كاهش زمين‌های مرغوب برای كشاورزی:

آلودگی شديد زمين‌های كشاورزی به علفهای هرز چند ساله مانع كاشت مداوم بسياری از گياهان در يك منطقه می‌شود.

3- محدود شدن  گياهان مورد كشت :

توانايی رقابت گياهان با علفهای هرز متفاوت است بنابراين حضور يك علف هرز در زمين باعث محدود شدن انتخاب گياهان مورد كاشت می‌شود. به ويژه اگر آلودگی شديد باشد.

4- از دست رفتن كيفت محصول :

بسياری از سبزی‌ها و گياهان زراعی با اينكه وجود علفهای هرز را تحمل می‌كنند اما از كيفيت آنها كاسته می‌شود.

5- كاهش كارآيی نيروی انسانی در زمين :

علفهای هرز حركت كشاورزان را در زمين مشكل می‌كنند. كارآيی عملياتی مانند مصرف كود سرك و كنترل بيماريها و آفات و حتی برداشت را كاهش می‌دهند.

6- افزايش هزينه‌های مبارزه با آفات و بيماری‌ها :

علفهای هرز ميزبان ثانويه چندين نوع حشره، عوامل بيماری‌زا و نماتدها هستند. برای مثال شته‌ها و مگس‌ ساقه كه ميزبان آنها خردل وحشی و هويج وحشی است يا بيماری زنگ سياه ساقه گندم كه عامل اين بيماری از يولاف وحشی به عنوان ميزبان ثانويه استفاده می‌كند.

7- مشكلات حاصل از رشد علفهای هرز آبزی :

باعث كاهش جريان آب آبياری شده و مشكلاتی را در عمل زهكشی و ذخيره سازی آب در مخازن ايجاد می‌كنند.

طبقه بندی علفهای هرز :

در مناطق با آب و هوای معتدل، علفهای هرز بر اساس چرخه زندگی در سه گروه زير تقسيم‌بندی می‌شوند:

علفهای هرز يك ساله:

گياهان يك ساله، چرخه زندگی خود را در كمتر از يك سال كامل می‌كنند. كنترل آنها آسان است اگر فقط يك نوع علف هرز يك ساله در زمين داشته باشيم. اما معمولاً تعداد اين نوع علفهای هرز زياد بوده و هزينه كنترل آنها از علفهای هرز چند ساله بيشتر است. علفهای هرز يك ساله تابستانه در بهار جوانه زده و در پاييز می‌رسند و بذرهای آنها تا بهار سال بعد به ركود می‌روند. مانند توق، نيلوفر پيچ، تاج خروس و سلمه تره.

علفهاي هرز يك ساله زمستانه در پاييز جوانه زده و در بهار و اوايل تابستان، به بذر مي‌نشينند. بذر آنها در تابستان به حالت ركود در خاك باقي مي‌ماند. مانند گندمك، بروموس‌ها، كيسه كشيش، قدومه بياباني و گل گندم.

علفهاي هرز دو ساله :

دورة زندگي اين گروه از گياهان بيش از يك سال بوده، اما از دو سال تجاوز نمي‌كند. تعداد علفهاي هرز دو ساله كمتر از ساير گروه‌ها است. مانند علف‌ ماهور، كنگر صحرايي و برگ باباآدم.  

علفهاي هرز چند ساله:

دورة زندگي چند ساله‌ها، بيش از دو سال طول مي‌كشد. اكثر چند ساله‌ها با بذر ازدياد مي‌يابند و تعداد بسياري از آنها با روش‌هاي غير جنسي تكثير مي‌شوند. علفهاي هرز چند ساله را بر اساس روش توليد به دو گروه طبقه‌بندي مي‌كنند.

چند ساله‌هاي ساده، انتشار آنها با بذر است اما اگر بريده شوند، تكه‌هاي قطع شده ممكن است گياهان جديدي توليد كنند. مانند ريشه‌هاي گل قاصد و ترشك.

چند ساله‌هاي خزنده، توسط ريشه‌هاي خزنده، استولون و يا ريزوم تكثير مي‌شوند. نظير ترشك قرمز، شير تيغي چند ساله، پيچك صحرايي، عشقه زميني ، مرغ، قياق و علف گندمي. علاوه بر آن ممكن است با بذر هم توليد شوند. برخي نيز مانند اويارسلام و سيب زميني ترشي با غده ازدياد مي‌شوند.

روش‌هاي كنترل علفهاي هرز :

غالباً، مناسب‌ترين روش براي كنترل علفهاي هرز، برنامه‌اي است كه دو يا سه روش را براي استفاده تلفيقي در طي تمام فصل، در دو روش مكانيكي و شيميايي تركيب كند. شش روش كنترل علفهاي هرز به طور خلاصه در زير توضيح داده مي‌شوند.

مكانيكي:

اين روش داراي دو شيوة مشخص و مشهور شخم (Tillage) و موور زدن (Mowing) براي كنترل علفهاي هرز است.

يك نوع شخم زدن، دفن كردن علفهاي هرز است. اين روش براي بسياري از علفهاي هرز كوچك يك ساله مؤثر است. دفن كردن براي علفهاي هرزي كه داراي ريزوم يا ريشه‌هاي قابل جوانه زدن هستند نيز مناسب است. مانند پيچك صحرايي، مرغ، قياق و اويارسلام. نوع دوم شخم زدن، بر هم زدن سيستم ريشه است. در اين روش، از وسايل شخم سطحي مانند پنجه غازي، هرس و كج بيل دوار استفاده مي‌شود. هدف، سست كردن سيستم ريشه و يا بريدن آن است تا گياه پيش از استقرار مجدد ريشه‌هايش در اثر خشك شدن از بين برود. اين عمل در هواي گرم و خشك براي علفهاي هرز كوچك بسيار مؤثر است. بيشتر علفهاي هرز چند ساله، در مرحله نهال بذري توسط شخم زدن از بين مي‌روند، اما پس از توليد ريزوم‌، استولون، غده يا ريشه‌هاي زاينده، از بين بردن آنها مشكل است.

موور زدن تنها در گياهان بلند ريشه مؤثر بوده و بر روي گياهان كوتاه رشد اثري ندارد. علفهاي هرز يك ساله بلند را به منظور كاهش رقابت با گياهان زراعي و براي جلوگيري از توليد بذر، موور مي‌زنند. انجام پياپي موور باعث حذف غالبيت انتهايي شده و رشد مجدد از جوانه‌هاي راكد صورت مي‌گيرد و در نتيجه گياه بتدريج ضعيف شده و از بين مي‌رود. علفهاي هرز روزت مانند كه روي زمين به حالت خوابيده هستند بوسيله موور كنترل نمي‌شوند.

رقابت زراعي :

ارزان‌ترين و كاربردي‌ترين روش براي كنترل علفهاي هرز است منظور اين است كه پوشش گياهي تقويت شده تا بر روي علف هرز سايه اندازي كند. البته علفهاي هرز رقابت كننده‌هاي قوي هستند. براي مثال حذف علفهاي هرز كوچك (وجين دستي) و ايجاد فرصت كافي براي رشد گياه اصلي و پوشش كامل سطح خاك يكي از راه‌هاي كنترل از طريق رقابت زراعي است. پوشانيدن سطح خاك و علفهاي هرز (مالچ‌دهي) پلاستيك تيره، كاغذ تيره رنگ، كاه، خاك اره و مانند آن كه مانع از رسيدن نور به علفهاي هرز مي‌شوند موضوع رقابت براي نور است.

تناوب زراعي :

بعضي از علفهاي هرز، در برخي زراعتها، بيشتر از ديگر علفهاي هرز ظاهر مي‌شوند. براي مثال تاج خروس و سلمه تره اغلب در زراعت ذرت و خردل وحشي، يولاف وحشي، سير وحشي، گل گندم و خارها از علفهاي هرزي هستند كه در كشت غلات فراوان رشد مي‌كنند. تناوب گياهان براي كاهش رشد علفهاي هرز راه مؤثري است.

آتش :

براي حذف علفهاي هرز از كنار جاده‌ها و ديوارة نهرها و از بين بردن گونه‌هاي پهن برگ در جنگل‌هاي سوزني برگ و كنترل علفهاي هرز يك ساله در برخي گياهان زراعي رديفي، از آتش استفاده مي‌شود. براي كنترل علفهاي هرز چند ساله اين عمل بايد در چند نوبت پي‌در پي انجام شود.

بيولوژيك:

كنترل بيولوژيك يعني كنترل جمعيت يك موجود زنده به وسيله دشمنان طبيعي آن. اين دشمن بايد فقط علف هرز را از بين ببرد و به گياه اصلي حمله نكند. دشمنان طبيعي علفهاي هرز، حشرات، بيماري‌هاي گياهي و برخي گياهان داراي اثرات اليلوپاتيك (برخي گياهان از راه آزاد سازي مادة شيميايي از خود به درون محيط، اثري زيان آور براي ديگر گياهان دارند، به اين واكنش، اثر اليلوپاتيك (Allelopathy)  هستند. كنترل بيولوژيك براي مبارزه در يك منطقه وسيع و بر عليه يك نوع علف هرز مناسب است. براي مثال استفاده از پروانه ساقه خوار كاكتوس (Cactoblastis cactorum) براي كنترل علف هرز زبان مادر شوهر(Opuntia spp) . گزارش شده كه ارقام مختلف يولاف، داراي سطوح مختلف فعاليت اليلوپاتيك هستند و مشخص شده است كه يولاف وحشي در كوتاه نگه داشتن گياهان ديگري كه در مجاور آن رشد مي‌كنند بسيار موثر است. مي‌گويند. اين اثر احتمالاً توسط ماده‌اي كه مشابه كُند كننده‌هاي رشد شيميايي عمل مي‌كند، سبب كاهش رشد يا توقف رشد گياهان مي‌شود.

شيميايي :

در اين روش از مواد شيميايي براي كنترل علف هرز استفاده مي‌شود اين مواد شيميايي علف كش ناميده مي‌شوند. زمان مصرف مواد شيميايي (علف‌كشها) ممكن است نسبت به گياه اصلي و يا علف هرز تعيين شود. روش‌هاي اصلي موجود كه عملاً وجود دارد  عبارت است از:

تيمار پيش از كاشت(Per- planting) :

زمان مصرف علف‌كش پيش از كشت گياه اصلي است. مانند استفاده از متيل برومايد براي از بين بردن بذر علفهاي هرز در بستر كاشت.

تيمار پيش رويش(Per- emergence):

زمان كاربرد علف كش پيش از ظهور و بيرون آمدن گياه اصلي و يا علف هرز خاصي از خاك مي‌باشد. در اين روش معمولاً علف كش به سطح خاك پاشيده مي‌شود.

تيمار پس رويش(Post- emergence) :

زمان مصرف علف كش پس از پيدايش و بيرون آمدن گياه اصلي و يا علف هرز از خاك است. براي مثال تو، فور- دي براي كنترل پس رويش علفهاي هرز پهن برگ در كشت ذرت و غلات ريز دانه استفاده مي‌شود.

كنترل علفهاي هرز گياهان باغي :

زيان‌هاي ناشي از علفهاي هرز در سبزيجات بسيار است. آزمايشهاي مختلفي ثابت كرده است كه وجود علفهاي هرز در سبزيكاري موجب كاهش شديد عملكرد مي‌شود.

بنابراين كنترل علفهاي هرز در سبزيكاري با مصرف علف‌كش‌هاي انتخابي و همچنين وجين سريع تمامي آنها اهميت بسياري دارد.

در ميوه‌كاري علفهاي هرز با درختان جوان (به ويژه در خزانه‌كاري‌ها) براي جذب آب، نور و مواد غذايي رقابت مي‌كنند. در درختان مسن، رقابت علفهاي هرز اهميت كمتري دارد اما باز هم باعث كاهش عملكرد مي‌شوند. علفهاي هرز چند ساله مانند علف گندمي، قياق، مرغ، اويارسلام و پيچك صحرايي بايستي پيش از احداث باغ كنترل شوند تا مبارزه با آنها آسان‌تر و ارزان‌تر تمام شود. سيستم كلي كنترل علفهاي هرز در ميوه‌كاري ممكن است تركيبي از چند روش مانند موور زدن، مالچ‌دهي و استفاده از علف‌كش‌ها باشد. غالباً روي رديف از علف‌كش و بين رديف از موور استفاده مي‌شود. براي كنترل علفهاي هرز چند ساله، از تو، فور- دي براي گونه‌هاي پهن برگ، از گلايفوسيت براي بيشتر گونه‌ها و از دالاپان براي كشيده برگها استفاده مي‌شود.

نحوه تأثير علف‌كش‌ها :

در مبارزه با علفهاي هرز هدف نهايي اين است كه علف هرز مزرعه از بين برود و به گياه اصلي صدمه‌اي نرسد. علف‌كش‌ها را به دو طريق بكار مي‌برند، يكي در خاك و ديگري روي شاخ و برگ و اندام‌ هوايي گياه. علاوه بر آن برخي از علف‌كش‌ها هر نوع گياهي را كه با آنها تماس حاصل كند از بين مي‌برند و بعضي نيز بر روي تعدادي از گياهان مؤثر و  روي گياهان ديگر بي‌تأثيرند.

موادي كه به عنوان علف‌كش استفاده مي‌شوند تأثير يكسان نداشته و ساختمان شيميايي آنها تعيين كنندة اثرشان است.

برخي از علف‌كش‌ها جاذب رطوبت هستند و پس از تماس با گياه، آب آن را جذب مي‌كنند و موجب انهدام آن مي‌شوند.

علف‌كش‌هاي سيستميك، از طريق شيره گياهي به اندام‌هاي مختلف مي‌رسند و در بافت‌هاي مريستمي و اندام‌هاي زايا تجمع يافته و سبب اختلال در تقسيم سلولي مي‌شوند.

برخي از علف‌كش‌ها پس از پاشيده شدن روي گياه با كلروفيل تركيب مي‌شوند و در نتيجه كلروفيل از بين مي‌رود.

علف‌كش‌هاي هورموني پس از وارد شدن به گياه در تمام اندام‌هاي آن جريان يافته و موجب تنفس شديد، تجزيه سريع مواد غذايي و ايجاد سوختگي در گياه مي‌شوند.

خواص كلي علف‌كش‌ها :

به طور كلي علف‌كش‌ها به دو دسته زير تقسيم مي‌شوند:

1- علف كش‌هاي عمومي :

كه براي از بين بردن تمام گياهان اعم از زراعي و علف هرز استفاده مي‌شوند مانند گراماكسون، رانداپ و كلراتها.

2- علف‌كش‌هاي انتخابي :

تركيباتي هستند كه اگر با غلظت مناسب و توصيه شده مصرف شوند هيچ اثر نامطلوبي بر گياهان اصلي ندارند، مانند تو، فور- دي، سيمازين، سافيكس و TCA .

[ شنبه دوم خرداد 1388 ] [ 20:19 ] [ مهندس سید چـاسب فاضلی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ღ♥♥ღ♥ღشاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛
بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند.
ღ♥♥ღ♥ღ

ღ♥ღابــو ســامــــیღ♥ღ